محاکمه حمید نوری

محاکمه حمید نوری

محاکمه حمید نوری مجاهدین خلقبی بی سی فارسی، دهم اوت 2021:…. گفته می‎‌شود حمید نوری در سمت دادیار به آقای ناصریان کمک می‌کرده و در واقع دستیار او بوده است. زندانیان سیاسی گوهردشت از جمله ایرج مصداقی شهادت داده‌اند که ناصریان نام مستعار محمد مقیسه است که به ریاست شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب رسید و پس از دهه ۶۰ شمسی، به دلیل رسیدگی به پرونده‌ شمار زیادی از فعالان سیاسی شهرت یافت. پیشتر حسن نوروزی، سخنگوی کمیسیون قضائی مجلس ایران گفته بود: “ما چنین شخصی نداریم که سال ۶۷ دادیار باشد و امروز او را دستگیر کرده باشند”.  محاکمه حمید نوری 

Guardian_MEK_MKO_ALbania_Terrorism_Maryam_Rajavi_1Terrorists, cultists – or champions of Iranian democracy? The wild wild story of the MEK

محاکمه حمید نوری 

آغاز دادگاه حمید نوری متهم کشتار زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ ؛ شاکیان تقاضای دریافت غرامت کردند

نخستین جلسه رسیدگی به اتهامات حمید نوری در ارتباط با کشتار زندانیان سیاسی در تابستان سال ۱۳۶۷ امروز در سوئد برگزار شده است.

محاکمه حمید نوری مجاهدین خلق

مجاهدین خلق و محاکمه حمید نوری

به گفته امید منتظری، خبرنگار اعزامی بی‌بی‌سی فارسی به سوئد، در جلسه دادگاه دادستان دو اتهام اصلی حمید نوری مبنی بر “قتل عمد و نقض فاحش قوانین بین‌المللی” را قرائت کرد. نقض فاحش قوانین بین المللی به این معناست که در واقع جمهوری اسلامی در ادامه درگیری مسلحانه بین‌المللی با عراق و به دنبال حمله سازمان مجاهدین دست به کشتار غیرنظامیان در زندان زده است. اگرچه وکیل شماری از اعضای سازمان “مجاهدین خلق ایران” که از جان به دربردگان اعدام های سال ۶۷ بودند با فرضیه دادستان مبنی بر اینکه کشتارها زیر مجموعه درگیری مسلحانه بین المللی خوانده شود موافق نبود و آن یک درگیری غیربین المللی عنوان کردند.

سپس موکلان شاکیان پرونده با تایید گفته‌‌های دادستان تقاضای غرامت کردند.

حمید نوری ۱۸ آبان ۱۳۹۸ (نهم نوامبر ۲۰۱۹) به ظن دخالت در کشتار زندانیان سیاسی در تابستان سال ۱۳۶۷، به محض ورود به فرودگاه استکهلم بازداشت شد.

دادستان همچنین آقای نوری را متهم کرد که با انتخاب زندانیان برای مواجهه با هیات تصمیم‌گیری سرنوشت زندانیان موسوم به “هیات مرگ” و تحت نظر قرار دادن آنها در به اصطلاح “راهروی مرگ”، خواندن اسامی برای مواجهه با این هیات، دادن اطلاعات شفاهی و کتبی درباره زندانیان به اعضای هیات، خواندن اسامی زندانیانی که باید اعدام می‎شدند، به صف کردن زندانیان و هدایت آنها به محل اعدام آنها، “مشارکت مستقیم” در قتل و شکنجه داشته است.

براساس پرونده حمید نوری در فاصله زمانی ۵ تا ۱۵ شهریور ۱۳۶۷ در زندان گوهردشت (رجایی شهر) کرج، ایران، بعنوان دستیار دادیار یا در موضع و موقعیت مشابه دیگری، “به اتفاق، در هماهنگی و با مشاوره با دیگر عاملان‎، عامدانه تعداد زیادی از زندانیان را که اعتقادات ایدئولوژیک/مذهبی آنها با دولت تئوکراتیک ایران در تضاد بود از زندگی محروم کرد.”

سپس وکیل حمید نوری تمامی اتهامات وارده را رد کرد؛ همزمان قاضی دادگاه نیز اطمینان حاصل کرد که آقای نوری که در اتاق اصلی دادگاه نبود، تمامی اتهامات را شنیده باشد.

شماری از مخالفان سیاسی، زندانیان سابق و خانواده قربانیان در استکهلم سوئد، محل برگزاری این دادگاه حضور یافته‌اند و در اطراف دادگاه تجمع و گردهمایی‌هایی تدارک دیده‌اند.

کیفر خواست

دادستانی سوئد حمید نوری ۶۰ ساله را به نقض فاحش قوانین بین‌المللی و قتل عمد متهم کرده و در بیانیه خود درباره کیفرخواست، به کشتار زندانیان سیاسی مجاهد و چپ اشاره کرده است.
بنا بر کیفرخواست، اتهام مربوط به زندانیان چپ که بر اساس ارتداد از اسلام اعدام شدند (۲۷ اوت تا ۶ سپتامبر ۱۹۸۸) با جرم کیفری “قتل عمد” مورد پیگرد قرار می‌گیرد. در خصوص زندانیان مجاهد نیز این موضوع ذیل قانون نقض فاحش قوانین بین المللی بررسی خواهد شد.

این نخستین باری است که یکی از متهمان به کشتار زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ در دادگاهی رسمی محاکمه می‌شود.

تمدید قرار بازداشت “حمید نوری” در سوئد بازتاب بین‌المللی و رسانه‌ای داشت و اگنس کالامارد، گزارشگر ویژه اعدام‌های فراقانونی سازمان ملل گفت: “این اولین گام مهم در اجرای عدالت برای اعدام‌های سال ۱۳۶۷ است”.

پیشتر حسن نوروزی، سخنگوی کمیسیون قضائی مجلس ایران گفته بود: “ما چنین شخصی نداریم که سال ۶۷ دادیار باشد و امروز او را دستگیر کرده باشند”.

حمید نوری کیست؟

بنابر شهادت‌ها و کتاب‌های منتشر شده از خاطرات زندانیان سیاسی “حمید نوری” با نام مستعار “عباسی” در زمان اعدام‌ها دادیار زندان گوهردشت بوده است.

گفته می‎‌شود حمید نوری در سمت دادیار به آقای ناصریان کمک می‌کرده و در واقع دستیار او بوده است.

زندانیان سیاسی گوهردشت از جمله ایرج مصداقی شهادت داده‌اند که ناصریان نام مستعار محمد مقیسه است که به ریاست شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب رسید و پس از دهه ۶۰ شمسی، به دلیل رسیدگی به پرونده‌ شمار زیادی از فعالان سیاسی شهرت یافت.

ایرج مصداقی پیشتر به بی‌بی‌سی فارسی گفته بود که در تابستان سال ۱۳۶۷، حمید نوری از جمله کسانی بود که در زندان گوهردشت زندانیان را برای “هیأت مرگ” انتخاب و رده‌بندی می‌کرد.

مرداد و شهریور ۱۳۶۷، هزاران زندانی سیاسی با دستور آیت‌الله خمینی، بنیان‌گذار و رهبر جمهوری اسلامی اعدام و در گورهای دسته‌جمعی دفن شدند.

تعداد دقیق کشته‌شدگان نامعلوم مانده است اما بنا به برآوردهای تخمینی سازمان‌های حقوق بشری و سیاسی، به حدود پنج هزار نفر می‌رسد.

مقام‌ها و مسئولان ایرانی جنازه هیچ‌یک از قربانیان کشتارهای فراقضای*ی سال ۱۳۶۷ را به خانواده‌هایشان تحویل نداده و به علاوه، در تلاش برای محو کردن هر نشانی از قربانیان، محل دفن اجساد را هم به اکثر خانواده‌ها اطلاع نداده‌اند.

آیت‌الله حسینعلی منتظری در آن زمان در جلسه‌ای با مقام‌های مسئول این اعدام‌ها را “بزرگترین جنایت تاریخ” ایران خوانده بود.

عفو بین‌الملل نیز سال گذشته این اعدام‌ها را “جنایتی ادامه‌دار علیه بشریت” دانست.

لینک به منبع

محاکمه حمید نوری 

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/اسرای-جنگی-سازمان-مجاهدین-خلق/

اسرای جنگی سازمان مجاهدین خلق . از عراق تا آلبانی

اسرای جنگی سازمان مجاهدین خلقژیار گل و امید منتظری، بی بی سی، بیستم سپتامبر 2020:…  پس از علمیات فروغ جاویدان (مرصاد) دور دوم عضوگیری مجاهدین آغاز می‌شود؛ این بار از میان اسیرانی که ارتش عراق به اسارت گرفته بود و در اردوگاه‌های خود نگهداری می‌کرد. عضوگیری دوباره مجاهدین در شرایطی آغاز شد که اسرای ایرانی پس از یک دوره امیدواری، مایوس و ناامید بودند. این ناامیدی در واقع پیامد عدم مبادله اسرای ایرانی و عراقی در پایان جنگ بود. آن زمان، مبادله اسرای برای دو سال (از تابستان ۱۳۶۷ تا ۱۳۶۹) به طور کامل متوقف شده بود. در این دوره اسرایی به مجاهدین می‌پیوستند که سال‌ها از اسارتشان در اردوگاه‌های عراق می‌گذشت. آقای یوزمند درباره علت و چگونگی پیوستنش به مجاهدین می‌گوید “اتاق‌ها خیلی کوچک بود. در هر اتاق ۷۰ – ۸۰ نفر آدم ریخته بودند و هر نفر به اندازه دو کاشی و نیم جا داشت. اردوگاه پر از بیماری و مشکلات پوستی و شپش و قارچ بود. برای آزادی چاره‌ای نمانده بود جز توسل به مجاهدین بود. مجاهدین هم از این شرایط آگاه بود و از آن استفاده می کرد”. اسرای جنگی سازمان مجاهدین خلق ، گزارش های محرمانه یک جنگ 

داستان کمپ اشرف. مجاهدین خلق، قربانیان اربابانی بی شمارداستان کمپ اشرف. مجاهدین خلق، قربانیان اربابانی بی شمار

چهل سال پیش نیروهای عراقی در چندین جبهه به ایران حمله کردند. این حملات جرقه جنگی را زد که هشت سال طول کشید. در جنگ ایران و عراق صدها هزار نفر کشته، مفقود و اسیر شدند. هزاران اسیر ایرانی در عراق به سازمان مجاهدین خلق پیوستند. بعضی از این اسرای سابق می‌گویند که دوباره به اسارت گرفته شدند. ژیار گل سالها است که داستان اسیران ایرانی و سازمان مجاهدین خلق در عراق را دنبال کرده است. این گزارش درباره سرنوشت دو اسیر سابق ایرانی در عراق است.

همین فیلم در یوتیوب:

ادوارد ترمادو: ترس فرقه خیانتکار رجوی از یک مصاحبه، چرا؟ادوارد ترمادو: ترس فرقه خیانتکار رجوی از یک مصاحبه، چرا؟

غلامعلی میرزایی: واقعیتهای عریان جنایت 10 شهریور 1392 در قلعه اشرف ـ عراقغلامعلی میرزایی: واقعیتهای عریان جنایت 10 شهریور 1392 در قلعه اشرف ـ عراق

لینک به منبع

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/مجاهدین-خلق-در-آلبانی-نباید-به-سکس-فکر-ک/

مجاهدین خلق در آلبانی . گروهی که اعضایش نباید به سکس فکر کنند

مجاهدین خلق در آلبانی . گروهی که اعضایش نباید به سکس فکر کنندلیندا پرسلی و آلبانا کاساپی بی‌بی‌سی ، تیرانا ، یازدهم نوامبر 2019:… سازمان مجاهدین خلق رابطه عاشقانه و ازدواج را ممنوع کرده بود. اوضاع همیشه این گونه نبود و والدین و فرزندانشان به مجاهدین می‌پیوستند. اما پس از یک شکست خونین مجاهدین از حکومت ایران، کادر رهبری به این نتیجه رسید که دلیل این اتفاق عدم تمرکز مجاهدین به دلیل روابط شخصی بود. پس از این بود که طلاق‌های زیادی رخ داد. بچه‌ها از والدین گرفته شدند (اغلب به مراکز نگهداری در اروپا فرستاده شدند) و از اعضای مجاهدین خواسته شد که این راه را ادامه دهند. حیرانی می‌گوید که در آن دفتر حتی باید راجع به فکر و خیالشان هم می‌نوشتند: “برای مثال، وقتی من یک بچه را در تلویزیون می‌دیدم و حس می‌کردم خودم هم دوست دارم بچه و خانواده داشته باشم.” اعضای مجاهدین مجبور بودند که مطالب دفترچه‌هایشان را در جلسه‌های روزانه مقابل فرمانده‌شان بخوانند. حیرانی می‌گوید: “این برای یک آدم خیلی سخت است.” مجاهدین خلق در آلبانی . گروهی که اعضایش نباید به سکس فکر کنند 

رجوی مزدور و تروریست است و ما نجات یافتگان از فرقهرجوی مزدور و تروریست است و ما نجات یافتگان از فرقه

مجاهدین خلق در آلبانی . گروهی که اعضایش نباید به سکس فکر کنند 

( محاکمه حمید نوری )

لینک به متن انگلیسی 

مجاهدین خلق ؛ گروهی که اعضایش نباید به سکس فکر کنند

مجاهدین خلق در آلبانی . گروهی که اعضایش نباید به سکس فکر کنند

شش سال از زمانی که آلبانی میزبان مجاهدین خلق، یکی از گروه‌های اصلی مخالف حکومت ایران شده، گذشته است. صدها نفر از اعضای گروه آن را ترک کرده‌اند و تعدادی از آنها گفته‌اند که این کار به دلیل قوانین سفت و سخت سازمان در مورد تجرد و همین طور کنترل روابط اعضای خانواده بوده است. حالا ده‌ها نفر از اعضای رنج‌کشیده این گروه در تیرانا، پایتخت آلبانی هستند؛ نه می‌توانند به ایران برگردند و نه راهی به زندگی عادی دارند.

“۳۷ سال با زن و پسرم حرف نزدم. آن‌ها فکر می‌کردند مرده‌ام. ولی گفتم نه من زنده‌ام و در آلبانی هستم… اشک‌شان جاری شد.”

“۳۷ سال با زن و پسرم حرف نزدم. آن‌ها فکر می‌کردند مرده‌ام. ولی گفتم نه من زنده‌ام و در آلبانی هستم… اشک‌شان جاری شد.”

تماس تلفنی پس از گذشت سالیان دراز، برای غلام میرزایی هم سخت بود. او ۶۰ ساله است و دو سال پیش از اردوگاه نظامی‌گونه مجاهدین در حومه تیرانا گریخت.

مجاهدین خلق در آلبانی . غلام میرزایی

حالا در شهر زندگی می‌کند، سرشار از افسوس است و البته کوله‌باری از اتهامات فرمانده‌های مجاهدین را به دوش می‌کشد که او را به جاسوسی برای دشمن قسم خورده‌شان، حکومت جمهوی اسلامی ایران، متهم می‌کنند.

سازمان مجاهدین خلق تاریخچه‌ای متلاطم و خونین دارد. به عنوان یک گروه اسلامگرا-مارکسیست افراطی، سابقه آن‌ها به مبارزه با شاه قبل از انقلاب سال ۱۹۷۹ ایران برمی‌گردد.

ولی با قدرت گرفتن آیت‌الله خمینی، رابطه آن‌ها با حکومت خیلی زود تیره و تار شد. وقتی حکومت دست به شدت عمل زد، اعضای مجاهدین برای حفظ جانشان مجبور به فرار شدند.

مجاهدین خلق در آلبانی . گروهی که اعضایش نباید به سکس فکر کننددستگیری اعضای مجاهدین سال ۱۹۸۲ در تهران

دولت عراق آن‌ها را پذیرفت و در دوران جنگ ایران و عراق (۱۹۸۸-۱۹۸۰) گروه مجاهدین در جبهه صدام حسین علیه سرزمین مادری مبارزه کردند.

غلام میرزایی در اوایل جنگ جزو نیرهای مسلح ایران بود که اسیر ارتش صدام حسین شد. او هشت سال به عنوان اسیر جنگی در عراق زندانی بود. اما در دوران اسارت، زندانیان ایرانی مانند میرزایی تشویق می‌شدند که با هموطنان‌شان بجنگند و این همان کاری بود که او انجام داد.

میرزایی حالا یکی از اعضای “جدا شده” سازمان است. یکی از صدها عضو پیشین مجاهدین خلق که پس از حضور در آلبانی آن را ترک کرده‌اند.

با کمک وجهی که از خانواده رسیده، بعضی توانسته‌اند به قاچاقچیان پول دهند تا آن‌ها را به نقاط دیگر اروپا برسانند. احتمالا دو نفر از آن‌ها هم به ایران بازگشته‌اند، ولی تعداد بیشتری در آلبانی مانده‌اند: بی‌تابعیت و بدون اجازه کار.

اما چگونه گذر سازمان مجاهدین خلق که قبلا از سوی آمریکا و اروپا به عنوان “گروهی تروریستی” شناخته می‌شد، به این گوشه اروپا افتاد؟

با حمله سال ۲۰۰۳ نیروهای ائتلاف به عراق، زندگی مجاهدین خلق با خطر روبرو شد. صدام حسین، حامی گروه ناگهان رفت و مجاهدین پشت سر هم مورد حمله قرار گرفتند. صدها نفر از اعضا کشته و زخمی شدند. در هراس از بروز یک فاجعه انسانی، آمریکایی‌ها با دولت آلبانی وارد مذاکره شدند و آن‌ها را قانع کردند تا به حدود ۳۰۰۰ عضو سازمان اجازه ورود دهد.

مجاهدین خلق در آلبانی . گروهی که اعضایش نباید به سکس فکر کنندزنان مبارز گروه مجاهدین مشغول تمرین در زمان جنگ ایران و عراق (۱۹۸۴)

لولزیم باشا، رهبر حزب دموکراتیک آلبانی که آن زمان در دولت بود و حالا جزو نیروهای مخالف است، می‌گوید: “ما به آن‌ها پناهگاهی برای در امان ماندن از حملات و آزار و اذیت پیشنهاد کردیم و احتمالا یک زندگی عادی در کشوری که مورد حمله و ظلم و ستم قرار نگیرند.”

در آلبانی سیاست به شدت دو قطبی است و تقریبا هر چیزی مورد مناقشه قرار می‌گیرد. اما شاید بتوان گفت تنها موضوع مورد تفاهم بین دولت و احزاب مخالف، حمایت از مهمانان ایرانی است.

برای مجاهدین خلق، آلبانی محیطی کاملا تازه است. غلام میرزایی از این که می‌دید حتی بچه‌ها هم موبایل دارند، متعجب شده بود. به دلیل این که تعدادی از ساختمان‌های مجاهدین در نقاط دور افتاده تیرانا بود، کنترل سازمان روی اعضا به سفت و سختی سابق نبود.

در عراق تمامی جنبه‌های زندگی اعضا کنترل می‌شد، ولی در آلبانی آن‌ها به طور موقت توانستند درجه‌ای از آزادی را تجربه کنند.

حسن حیرانی، یکی دیگر از اعضای جدا شده سازمان می‌گوید: “زمین‌های ناهمواری پشت آپارتمان‌های ما بود که فرمانده‌ها می‌گفتند باید آن‌جا تمرینات روزانه‌مان را انجام دهیم.”

حیرانی و همراهانش از درختان و بوته‌ها به عنوان پوششی برای رساندن خودشان به یک “کافی‌ نت” که آن نزدیکی‌ها بود استفاده می‌کردند تا بتوانند یواشکی با بستگانشان تماس بگیرند.

مجاهدین خلق در آلبانی . حسن حیرانیحسن حیرانی

او می‌گوید: “وقتی که عراق بودیم، اگر می‌خواستید به خانواده تلفن بزنید، سازمان مجاهدین خلق شما را ضعیف می‌نامید. ما هیچ رابطه‌ای با بستگانمان نداشتیم. ولی وقتی به تیرانا آمدیم توانستیم از اینترنت استفاده شخصی کنیم.”

اواخر سال ۲۰۱۷ سازمان مجاهدین خلق به دفتر مرکزی‌ جدیدی منتقل شد. اردوگاه جدید روی تپه‌ای در حدود ۳۰ کیلومتری تیرانا ساخته شد.

پشت دروازه‌های آهنی بزرگ، یک طاق مرمر مجلل با شیرهای طلایی روی آن دیده می‌شود. همین طور بلواری که به بنای یادبود هزاران نفری می‌رسد که جانشان را در راه مبارزه سازمان مجاهدین خلق با حکومت ایران از دست دادند.

وقتی که عراق بودیم، اگر می‌خواستید به خانواده تلفن بزنید، سازمان مجاهدین خلق شما را ضعیف می‌نامید. ما هیچ رابطه‌ای با بستگانمان نداشتیم. ولی وقتی به تیرانا آمدیم توانستیم از اینترنت استفاده شخصی کنیم.

این جا خبرنگاران بدون دعوت با استقبال گرمی روبرو نخواهند شد. اما در ژوئیه ۲۰۱۸ هزاران نفر در نشست “ایران آزاد” مجاهدین در این اردوگاه حاضر شدند.

سیاستمدارانی از گوشه و کنار دنیا، افراد بانفوذ آلبانی و افرادی از مانزه (دهکده مجاور) در تالاری مجلل به هزاران عضو مجاهدین و رهبرشان، مریم رجوی ملحق شدند. رودی جولیانی، وکیل شخصی دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا هم جزو مدعوین بود.

مجاهدین خلق در آلبانی . رودی جولیانیرودی جولیانی: اگر فکر می‌کنید که این یک فرقه است، یک جای کارتان ایراد دارد

او با اشاره به حاضران در تالار که یونیفرم پوشیده و جداسازی جنسیتی شده بودند، گفت: “این‌ها مردمانی هستند که وقف آزادی شده‌اند و اگر فکر می‌کنید که این یک فرقه است، یک جای کارتان ایراد دارد.”

سیاستمداران قدرتمندی مانند جولیانی از سیاست مد نظر مجاهدین یعنی تغییر رژیم در ایران حمایت می‌کنند. مانیفست این گروه همچنین شامل تعهد به حقوق بشر، برابری جنسیتی و به خصوص دموکراسی برای ایران است.

اما حسن حیرانی دیگر این حرف‌ها را باور ندارد. او پارسال سازمان را در اعتراض به آن‌چه کنترل طاقت‌فرسای رئیسان بر زندگی خصوصی‌اش می‌دانست، ترک کرد. حیرانی در حدود ۲۰ سالگی به مجاهدین پیوست. او جذب تعهد آن‌ها به کثرت‌گرایی سیاسی شده بود.

او می‌گوید: “خیلی جذاب بود. ولی اگر شما به دموکراسی معتقد باشید، نمی‌توانید روح اعضایتان را سرکوب کنید.”

حضیض زندگی حیرانی با مجاهدین عصر روزی بود که او مجبور به حضور در یک جلسه شد: “ما یک دفترچه کوچک داشتیم و باید در آن اگر لحظه‌ای تجربه سکسی داشتیم را می‌نوشتیم. برای مثال: امروز صبح حالت نعوظ پیدا کردم.”

مجاهدین خلق در آلبانی عراق حسن حیرانی

حسن حیرانی سال ۲۰۰۶ در عراق

سازمان مجاهدین خلق رابطه عاشقانه و ازدواج را ممنوع کرده بود. اوضاع همیشه این گونه نبود و والدین و فرزندانشان به مجاهدین می‌پیوستند. اما پس از یک شکست خونین مجاهدین از حکومت ایران، کادر رهبری به این نتیجه رسید که دلیل این اتفاق عدم تمرکز مجاهدین به دلیل روابط شخصی بود.

پس از این بود که طلاق‌های زیادی رخ داد. بچه‌ها از والدین گرفته شدند (اغلب به مراکز نگهداری در اروپا فرستاده شدند) و از اعضای مجاهدین خواسته شد که این راه را ادامه دهند.

حیرانی می‌گوید که در آن دفتر حتی باید راجع به فکر و خیالشان هم می‌نوشتند: “برای مثال، وقتی من یک بچه را در تلویزیون می‌دیدم و حس می‌کردم خودم هم دوست دارم بچه و خانواده داشته باشم.”

اعضای مجاهدین مجبور بودند که مطالب دفترچه‌هایشان را در جلسه‌های روزانه مقابل فرمانده‌شان بخوانند. حیرانی می‌گوید: “این برای یک آدم خیلی سخت است.”

او حالا اردوگاه مجاهدین در مانزه را به “مزرعه حیوانات” تشبیه می‌کند؛ اثر انتقادی جرج اورول در مورد اتحاد جماهیر شوروی در دوران استالین. او می‌گوید: “این یک فرقه است.”

یک منبع دیپلماتیک در تیرانا سازمان مجاهدین خلق را به عنوان “یک گروه فرهنگی بی‌همتا، نه یک فرقه بلکه شبیه یک فرقه” توصیف می‌کند.

بی‌بی‌سی نتوانسته در مورد هیچ یک از این موضوعات نظر مجاهدین خلق را بداند، به این دلیل که سازمان پیشنهاد مصاحبه را قبول نکرده است. ولی در آلبانی، که تجربه چند دهه حکومت بسته کمونیستی را دارد، احساس همدلی نسبت به رهبران مجاهدین وجود دارد؛ دست‌کم در مورد محدودیت‌های روابط شخصی.

دیانا کولی، فعال حقوق زنان و نماینده سابق پارلمان از سوی حزب حاکم سوسیالیست می‌گوید: “در موقعیت‌های افراطی، باید گزینه‌های افراطی را انتخاب کنید. آن‌ها عهد کرده‌اند که در تمام عمر برای آزادی کشورشان از دست یک رژیم تمامیت‌خواه مبارزه کنند. گاهی ما مجبور می‌شویم برای قبول یک باور قوی، خواسته‌های شخصی خود را قربانی کنیم. من این ذهنیت را درک می‌کنم.”

مجاهدین خلق در آلبانی . گروهی که اعضایش نباید به سکس فکر کنندنگهبانان زن در مقر مجاهدین خلق در آلبانی

البته گروهی از آلبانیایی‌ها هم سازمان مجاهدین خلق را به چشم تهدیدی برای امنیت کشورشان نگاه می‌کنند.

دو دیپلمات ایرانی به اتهام برنامه‌ریزی خشونت‌آمیز علیه مجاهدین از این کشور اخراج شدند و اتحادیه اروپا تهران را به نقش داشتن در توطئه علیه مخالفان رژیم، از جمله اعضای مجاهدین خلق در خاک هلند، دانمارک و فرانسه متهم می‌کند. (سفارت ایران در تیرانا پیشنهاد بی‌بی‌سی برای مصاحبه را نپذیرفت.)

یک منبع برجسته در حزب سوسیالیست هم نگرانی‌اش را از کمبود ظرفیت نیروهای امنیتی برای نظارت بر بیش از ۲۵۰۰ عضو مجاهدین که تمرینات نظامی دارند، ابراز کرد: ” اینجا هرکسی که عقل داشته باشد حاضر به قبول آن‌ها نمی‌شود.”

یک دیپلمات می‌گوید که بعضی از اعضای “جدا شده” سازمان به طور قطع با ایران همکاری می‌کنند. سازمان مجاهدین غلام میرزایی و حسن حیرانی را متهم می‌کند که مامور ایران هستند؛ اتهامی که آن‌ها رد می‌کنند.

حالا هر دو مرد روی آینده خود تمرکز کرده‌اند. حسن حیرانی با کمک خانواده‌اش از ایران، یک کافه راه انداخته و با یک آلبانیایی رابطه عاشقانه دارد. در ۴۰ سالگی او از بیشتر اعضای سازمان جوان‌تر است و خوشبین باقی مانده است.

شرایط غلام میرزایی بی‌ثبات‌تر است. وضعیت سلامتش خوب نیست. در اثر جراحات ناشی از بمباران اردوگاه مجاهدین در عراق، او لنگ‌لنگان راه می‌رود و وضعیت مالی خوبی ندارد.

او تاوان اشتباهاتی را می‌دهد که در گذشته مرتکب شده؛ مسئله‌ای که پس از اولین تماس خانواده‌اش متوجه شد. سال ۱۹۸۰ که میرزایی راهی جنگ با عراق شد، پسری یک ماهه داشت.

پس از پایان جنگ ایران و عراق، همسر و سایر اعضای خانواده به دنبال او به اردوگاه مجاهدین در عراق رفتند. سازمان مجاهدین اما حاضر به پذیرفتن آن‌ها نشد و موضوع را از نظر میرزایی مخفی نگه داشت.

مرد ۶۰ ساله هرگز نمی‌دانست که جایش به عنوان پدر و همسر چقدر خالی است تا این که پس از ۳۷ سال برای اولین بار از خانه به او تلفن زدند.

او می‌گوید: “آن‌ها نگفتند که خانواده‌ام در جستجوی من به عراق آمدند. آن‌ها هیچ چیز راجع به زن و پسرم نگفتند. تمام این‌سال‌ها من به همسر و فرزندم فکر می‌کردم. شاید آن‌ها در جنگ کشته شده بودند… من چیزی نمی‌دانستم.”

مجاهدین خلق در آلبانی . غلام میرزاییغلام میرزایی در تیرانا

نوزادی که او به چشم دیده بود حالا نزدیک به ۴۰ سال دارد و میرزایی با افتخار عکس این مرد جا افتاده را در پروفایل واتس‌اپ خود گذاشته است. اما برقراری ارتباط مجدد، خالی از رنج هم نبود.

آن‌ها نگفتند که خانواده‌ام در جستجوی من به عراق آمدند. آن‌ها هیچ چیز راجع به زن و پسرم نگفتند. تمام این‌سال‌ها من به همسر و فرزندم فکر می‌کردم. شاید آن‌ها در جنگ کشته شده بودند… من چیزی نمی‌دانستم

میرزایی می‌گوید: “من مسئول این وضعیت (جدایی) هستم. شب‌ها نمی‌توانم درست بخوابم، چون به آن‌ها فکر می‌کنم. همیشه مضطرب و عصبانی هستم و از خودم خجالت می‌کشم.”

زندگی زیر سایه شرم آسان نیست و او حالا فقط یک آرزو دارد: “می‌خواهم به ایران برگردم و با پسر و همسرم زندگی کنم. این آرزوی من است.”

غلام میرزایی در جستجوی کمک به سفارت ایران در تیرانا رفته است و خانواده او هم در تهران با مسئولین مذاکره کرده‌اند. او هنوز پاسخی نگرفته است و در نتیجه بدون گرفتن شهروندی، بدون گذرنامه و در آرزوی بازگشت به خانه انتظار می‌کشد.

(پایان)

مجاهدین خلق در آلبانی . گروهی که اعضایش نباید به سکس فکر کنند

لینک به منبع

محاکمه حمید نوری 

***

بالاترین خطر برای فرقه مجاهدین در آلبانی شعله کشیدن عشق و عاطفه استعملکردهای رذیلانه سران فرقه رجوی، مجاهدین خلق، علیه جداشدگان در آلبانی

Ali Safavi and MEK Fake News Exposed In AlbaniaAli Safavi and MEK Fake News Exposed In Albania

Mojahedin Khalq MEK Rajavi Iranian Cult The shadowy cult Trump advisors tout as an alternative to the Iranian government

Nobody Can Be “Comfortable” With Regime Change Involving MEKNobody Can Be “Comfortable” With Regime Change Involving MEK

The Many Faces of the MEK, Explained By Its Former Top Spy Massoud KhodabandehThe Many Faces of the MEK, Explained By Its Former Top Spy Massoud Khodabandeh

مسعود خدابنده آن سینگلتون پارلمان اروپا 2018Secret MEK troll factory in Albania uses modern slaves (aka Mojahedin Khalq, MKO, NCRI ,Rajavi cult)

Are The MEK And Regime Change Finally Running Out Of RoadIt’s a mistake to treat the MEK as a normal opposition group

MEK_MKO_Maryam_Rajavi_Cult_Faking_Social_Media_Aljazeera_2018Mojahedin Khalq (MEK, MKO, NCRI, Rajavi cult) keyboard warriors target journalists, Academics, activists

خاطرات محمد عظیم میش مست، خروج از زندان های صدام حسین و ورود به جهنم رجوی قسمت سوم و آخرخاطرات محمد عظیم میش مست، خروج از زندان های صدام حسین و ورود به جهنم رجوی قسمت سوم و آخر

***

همچنین: