محمد اقبال سخنگوی غیر رسمی سازمان مجاهدین خلق اتهام پراکنی می کند. پاسخ دهید!

محمد اقبال سخنگوی غیر رسمی سازمان مجاهدین خلق اتهام پراکنی می کند. پاسخ دهید!

حنیف حیدر نژاد، سایت حیدر نژاد، بیستم فوریه 2015:…  آقای اقبال شما تلاش دارید با اتهام زدن و ترور شخصیت، من (و ما) را مجبور به سکوت کرده و عملا برخلاف گفته “رئیس جمهور منتخبتان” در تلاش برای محدود کردن “آزادی بیان” من (و ما) می باشید. شما با این عمل خود نشان می دهید که به “کثرتگرائی” باور ندارید و فقط آن کسی که شما و سازمان، رهبری و “مقاومت” مورد نظر شما را تائید کند تحمل …

مجاهدین خلق رجوی امام امریکابن بست های استراتژیک رهبری سازمان مجاهدین خلق، قسمت سوم و پایانی

زهره قائمی فرمانده ترور صیاد شیرازینقدی بر تاریخ نویسی به روش فرقه رجوی به قلم حنیف حیدر نژاد

لینک به منبع

محمد اقبال سخنگوی غیر رسمی سازمان مجاهدین خلق اتهام پراکنی می کند. پاسخ دهید!

30 بهمن 1393

آقای محمد اقبال

شما در نوشته ای با عنوان “از این مرده به آن مرده فرج است”[1] که در تاریخ 18 فوریه 2015 در سایت “همبستگی ملی” منتشر نموده اید اسامی برخی از افراد جدا شده از سازمان مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت را ذکر کرده اید. از جمله اسم من را هم آورده اید. شما به این افراد اتهاماتی از قبیل “مقاله نویسان سایت های وزرات اطلاعات”، “مزدور وزارت اطلاعات” جمهوری اسلامی نسبت داده اید. سخن من در اینجا در ارتباط با آن افرادی است که شخصا با آنها ارتباط داشته و از مواضع آنها در قبال جمهوری اسلامی مطلع هستم. آنها بر مخالفتشان بر علیه رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی محکم و پایدار ایستاده و ارتباطی با ارگانها، نهادها یا انجمن های وابسته به جمهوری اسلامی ندارند. من از مواضع سیاسی این افراد در قبال رژیم جمهوری اسلامی مطلع هستم: خانم عاطفه اقبال (خواهر خود شما)، آقایان: محمد رضا روحانی، کریم قصیم، اسماعیل وفا یغمائی، ایرج مصداقی، سعید جمالی(هادی افشار) و رضا گوران.

در اینجا اما، مایلم از طرف خودم و در مورد خودم بنویسم.

آقای اقبال، من در نقد و تحلیل هائی که در مورد سازمان مجاهدین خلق می نویسم همیشه مسعود رجوی، مریم رجوی و رهبری سازمان مجاهدین خلق را مخاطب قرار داده ام. در مورد آنچه نوشته و پرسش کرده ام، آنها را پاسخگو می دانم. بر اساس شناختی که از مناسبات سازمان مجاهدین دارم، شما را از سخنگویان “غیر مستقیم” این تشکیلات می دانم. هر چند شما آن را رد کنید. جای تاسف دارد که این سازمان تا آنجا از سیاست های خود شرم زده است که توان پاسخگوئی مستقیم نداشته و حاضر نیست مسئولیت اعمال و سیاستهاهایش را رسما و مستقیما به عهده بگیرد.

آقای اقبال، با این توضیحات شما را در مقام و موضع پاسخگوئی نمی بینم، اما از آنجا که شما به شخص من اتهام زده اید، به لحاظ حقوقی شخص خود شما را مسئول و پاسخگو دانسته و از این رو در این زمینه شما را مخاطب قرار می دهم.

آقای اقبال، شما در مقاله خود به من اتهام زده اید که “مقاله نویس” وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی و “مزدور” این وزرات خانه هستم.

1. لطفا مدرک و سند خود در مورد آنچه ادعا می کنید را ارائه دهید.

2. شما در نوشته تان به خانم مریم رجوی به عنوان “رئیس جمهور منتخب مقاومت” که شما قبولش دارید اشاره کرده اید. مایلم به نکات زیر در بیانیه ده ماده ای[2] “رئیس جمهور منتخب” شما اشاره کنم:

مریم رجوی در ماده 2 بیانه اش می نویسد: “ما خواهان يك نظام كثرتگرا و آزادي احزاب و اجتماعات هستيم. در ايران فردا ما به كلية آزاديهاي فردي احترام مي‌گذاريم و بر آزادي بيان و آزادي كامل رسانه‌ها و دسترسي بي‌قيد و شرط همگان به فضاي مجازي تأكيد داريم.”

آقای اقبال شما تلاش دارید با اتهام زدن و ترور شخصیت، من (و ما) را مجبور به سکوت کرده و عملا برخلاف گفته “رئیس جمهور منتخبتان” در تلاش برای محدود کردن “آزادی بیان” من (و ما) می باشید. شما با این عمل خود نشان می دهید که به “کثرتگرائی” باور ندارید و فقط آن کسی که شما و سازمان، رهبری و “مقاومت” مورد نظر شما را تائید کند تحمل می کنید. شما آزاد اندیشی را تحمل نکرده و به جای منطق و استدلال با فحاشی و تهمت زدن پاسخ می دهید.

مریم رجوی در ماده 6 بیانه اش می نویسد: “ايران فردا، كشور عدالت و قانون است. ما خواهان ايجاد يك نظام قضايي مدرن، مبتني بر احترام به اصل برائت، حق دفاع، حق دادخواهي، حق برخورداري از محاكمة علني و استقلال كامل قضات هستيم. همچنين قانون شريعت آخوندي، در ايران فردا جايي نخواهد داشت.”

آقای اقبال، بر چه اساسی شما “اصل برائت” سفارش شده از سوی رئیس جمهور محبوبتان را نقض کرده و بر اساس کدام سند و مدرک حکم صادر می کنید؟ صدور حکم وظیفه “نظام قضائی مدرن و مستقل” است که در آن باید محاکمه علنی انجام شده باشد و متهم از حق دفاع از خود و حق برخورداری از وکیل و دادرسی عادلانه برخوردار باشد. شما به چه حقی و با کدام صلاحیت حقوقی در مورد دیگران “حکم” صادر کرده و نقش همزمان دادستان و هیئت منصفه و قاضی را عهده دار شده اید؟ آیا این همان نظام قضائی مستقلی است که رئیس جمهور منتخب شما آن را وعده می دهد؟ یعنی قرار است شما فردا با مردم ایران به همین روش رفتار کنید؟

مریم رجوی در ماده 7 بیانیه اش می نویسد: “ايران فردا كشور احترام به حقوق بشر است. ما متعهد به «بيانية جهاني حقوق بشر» و ميثاقها و كنوانسيونهاي بين‌المللي از جمله: «ميثاق بين‌المللي حقوق مدني و سياسي»، «كنوانسيون عليه شكنجه» و «كنوانسيون حذف كلية اشكال تبعيض عليه زنان» مي‌باشيم.”

آقای اقبال یادآوری می کنم اعلامیه جهانی حقوق بشر درمواد 18 و 19 خود تاکید دارد:

ماده 18: «هر انسانی محق به داشتن آزادی اندیشه، وجدان و دین است؛ این حق شامل آزادی دگراندیشی، تغییر مذهب [دین]، و آزادی علنی [و آشکار] کردن آئین و ابراز عقیده، چه به صورت تنها، چه به صورت جمعی یا به اتفاق دیگران، در قالب آموزش، اجرای مناسک، عبادت و دیده بانی آن در محیط عمومی و یا خصوصی است.»

ماده19: «هر انسانی محق به آزادی عقیده و بیان است؛ و این حق شامل آزادی داشتن باور و عقیده‌ای بدون [نگرانی] از مداخله [و مزاحمت]، و حق جستجو، دریافت و انتشار اطلاعات و افکار از طریق هر رسانه‌ای بدون ملاحظات مرزی است.»

محتوای فوق بطور مشروح تر در مواد 18 و 19 “ميثاق بين‌المللی حقوق مدنی و سياسی” آورده شده است.

آقای اقبال مطابق مواد فوق سازمان مجاهدین خلق، افراد ناشناس ماموریت گرفته از این سازمان، سایتهای رسمی و غیر رسمی وابسته به این سازمان و شخص شما به عنوان یکی از هواداران این تشکیلات “مزاحم” آزادی “فکر و وجدان و آزادی اندیشه و آزادی عقیده و آزادی دگراندیش بودن” محسوب شده و با اتهام زدن های بی پایه و اساس و انتشار عمومی آنها “امنیت” فکری- روانی شخص من (و ما) را مورد تهدید قرار می دهید.

آقای اقبال “گناه” من (و ما) نیست که رهبرانِ سازمان مجاهدین خلق برخلاف حرف های زیبائی که ادعا می کنند، عمل می کنند. اگر من رفتار و سیاست های دوگانه و فریبکارانه رهبران سازمان شما را نقد و تحلیل می کنم، پاسخ آن نباید و نمی تواند فحاشی و اتهام پراکنی باشد.

آقای اقبال، من مایلم انرژی خود را بر روی مخالفت برعلیه جمهوری اسلامی متمرکز کرده و به شیوه و در حد توان خودم به مبارزه بر علیه این رژیم و افشاگری برعلیه آن بپردازم. متاسفانه سازمانی که شما از آن حمایت می کنید- و در مورد این مقاله مشخص، شخصِ شما – انرژی من (و دیگر مخالفین آزاد اندیش که فوقا از آنها نام برده شده) را به خود مشغول کرده و عملا به ترمزی در مسیر مبارزه بر علیه این رژیم تبدیل شده اید. لطفا کنار بکشید. شما و سازمان مورد علاقه تان می توانید اگر مدرک و سندی در تائید ادعاها و اتهامات خود دارید از طریق مراجع قضائی کشور محل سکونت من (آلمان) اقدامات لازم حقوقی را به جریان بیاندازید، اگر چنین نکنید یعنی “اتهام پراکنی” می کنید. اگر مدرک و سندی ندارید می توانید به نوشته های من در نقد رهبری سازمان مجاهدین با دلیل و استدلال و البته با زبان محترمانه پاسخ دهید. اگر نمی توانید پاسخ منطقی بدهید، پس لطفا ساکت باشید. اما تلاش نکنید “مزاحم” آزادی بیان، آزادی اندیشه، آزادی وجدان و آزادی عقیده من (و ما) بشوید.

آقای اقبال، از شما درخواست می شود اسناد مرتبط با اتهامات زده شده را در کنار نوشته تان درج کنید. اگر چنین اسنادی در اختیار ندارید یعنی اتهام بی پایه و اساس می پراکنید، در اینصورت نوشته خود را بردارید.

من منتظر “ایران فردای”ی وعده داده شده از طرف رئیس جمهور شما که قرار است در آن قانون حاکم باشد نمی مانم و به قوانین کشوری که در آن ساکن هستم استناد کرده و از شما می خواهم از “تیم حقوقدانان برجسته بین المللی” سازمان مورد علاقه تان کمک گرفته و به مواد زیر در قانون مجازات عمومی و قانون مدنی کشور آلمان نظر بیافکنید:

Strafgesetzbuch, § 185 Beleidigung

Strafgesetzbuch, § 186 Üble Nachrede

Strafgesetzbuch, § 187 Verleumdung

Strafgesetzbuch, § 188 Üble Nachrede und Verleumdung gegen Personen des politischen Lebens

http://www.gesetze-im-internet.de/stgb/index.html#BJNR001270871BJNE062701307

Bürgerliches Gesetzbuch, § 824 Kreditgefنhrdung

http://www.gesetze-im-internet.de/bgb/__824.html

مطلب حاضر برای آقای محمد اقبال به آدرس ایمیل ایشان ارسال شد.

این مطلب به اضافه توضیحی که در زیر آمده برای سایت همبستگی ملی نیز ارسال شد. به آدرس ایمیلی زیر:

[email protected]

حنیف حیدرنژاد

30 بهمن 1393/ 19 فوریه 2015

http://www.hanifhidarnejad.com

توضیح:

مطلب فوق به اضافه این توضیح برای سایت همبستگی ملی به آدرس ایمیل زیر ارسال شد:

دست اندرکاران سایت همبستگی ملی

سایت شما در تاریخ 18 فوریه 2015 مطلبی با این عنوان “از این مرده به آن مرده فرج است” از آقای محمد اقبال را منتشر کرده است. لینک آن در پائین می آید. ایشان در این مقاله از طریق سایت شما به من اتهاماتی زده اند. من ساکن کشور آلمان می باشم. اتهامات زده شده از سوی آقای محمد اقبال و همچنین “انتشار” آنها از سوی سایت شما می تواند مطابق مواد زیر در قانون مجازات عمومی و قانون مدنی کشور آلمان مورد پیگرد قانونی قرار گیرد.

Strafgesetzbuch, § 185 Beleidigung

Strafgesetzbuch, § 186 Üble Nachrede

Strafgesetzbuch, § 187 Verleumdung

Strafgesetzbuch, § 188 Üble Nachrede und Verleumdung gegen Personen des politischen Lebens

http://www.gesetze-im-internet.de/stgb/index.html#BJNR001270871BJNE062701307

Bürgerliches Gesetzbuch, § 824 Kreditgefنhrdung

http://www.gesetze-im-internet.de/bgb/__824.html

از شما درخواست می شود:

الف) از آقای محمد اقبال بخواهید اسناد و مدارک خود در اثبات ادعاهایش را در اختیار شما قرارداده و آن را منتشر کنید.

ب) اگر آقای اقبال نمی تواند اسنادی در اثبات اتهامات خودش به شما ارائه دهد، نوشته ضمیمه من در ارتباط با آن اتهامات بی پایه و اساس را در سایت خود منتشر کنید.

پ) اگر آقای اقبال نمی تواند اسنادی ارائه دهد، و برای آنکه مسئولیت محتوای مقاله ایشان با شما نباشد، مقاله ایشان را حذف کنید.

حنیف حیدرنژاد

30 بهمن 1393/ 19 فوریه 2015

http://www.hanifhidarnejad.com

1. از این مرده به آن مرده فرج است، محمد اقبال

http://www.hambastegimeli.com/%D8%AF%D9%8A%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%87%D8%A7/55412-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%82%D8%A8%D8%A7%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%8A%D9%86-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%A2%D9%86-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D9%81%D8%B1%D8%AC-%D8%A7%D8%B3%D8%AA

2. نظرگاه مريم رجوي براي ايران فردا

http://www.maryam-rajavi.com/index.php?option=com_content&view=article&id=58&Itemid=539

***

An Unfinished documentary for my daughter – Trapped in Rajavi cult, Mojahedin Khalq


http://youtu.be/CEb5-ZBuk4k

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=15915

حرف های محمد اقبال ، بمنزله ی فتوای قتل لیبرتی نشینان است!

صابر ازتبریز ( امضاء محفوظ)، بیست و نهم ژانویه ۲۰۱۵:…  اونخستین کسی در جلسات سازمان بود که به زیر میز رفت تا میزان شرمندگی خود را ازمریم ودیگران نشان دهد واین سنت زشت ومادون انسانی تحقیر شخصیت خود را درفرقه ی رجوی بنیان گذاشت ! همو بود که دریکی ازنشست های مسعود رجوی درصدد حمله به مرحوم فتح اله فرمانده ( ازاعضای مغضوب قدیمی وارشد سازمان دردوره ی ستم …

 محمد اقبال تروریسم فرانسهلمپنیزم افسارگسیخته رجوی ها و چماقدار-تروریست های این زوج تبهکار

(با تشکر از صابر، دریافت شد. ایران اینترلینک)
https://iran-interlink.org

حرف های محمد اقبال ، بمنزله ی فتوای قتل لیبرتی نشینان است!

۰۸/۱۱/۱۳۹۳شمسی

محمد اقبال را که میشناسید؟

او ازچاپلوسان درجه یک مهوش سپهری ( نسرین) بود که همواره درنشست های این خانم مسئول حاضر میشد وبدترین صفت ها را بخود و دیگران نسبت میداد تا بیشترین ولیمه را از سفره ی حرام رجوی بگیرد که گرفت وهم اکنون مقاله اش را که فحش نامه ای بیش نیست ازپاریس منتشر کرده ومجبور نشده که در صحرای لیبرتی با مرگ دست وپنجه نرم کند!

او شاید بد دهن ترین عضو سازمان بود و فوق العاده متملق وریاکار و مورد تایید شخص مریم رجوی ، طوری که این خانم به دیگران هم توصیه میکرد که مانند اقبال به سازمان وفادار بمانند واگرتمام نیروهای سازمان مثل او بودند، ما غمی نداشتیم!!

اونخستین کسی در جلسات سازمان بود که به زیر میز رفت تا میزان شرمندگی خود را ازمریم ودیگران نشان دهد واین سنت زشت ومادون انسانی تحقیر شخصیت خود را درفرقه ی رجوی بنیان گذاشت !

همو بود که دریکی ازنشست های مسعود رجوی درصدد حمله به مرحوم فتح اله فرمانده ( ازاعضای مغضوب قدیمی وارشد سازمان دردوره ی ستم شاهی که براثر شکنجه های روحی رجوی درگذشت )، بانگاه خشمگین این فرمانده مواجه شده ودست وپای خود را گم کرده وقدرت تکلم راازدست داد!

گویا که او اسرار مگویی را پیش فرمانده فتح اله داشت که ترسید اززبان فتح اله بیرون بیآید و بنابراین زبانش بند آمد!

محمد اقبال که به یمن این چاپلوسی ها ومردم فروشی ها ، درکمپ نگه داشته نشد وبه پاریس رفت ، حالا درجای گرم ونرمی نشسته وبه نوشتن مقاله که نشان ازبد دهنی وصفت بارز لمپنی او درکمپ اشرف دارد، مشغول شده ودرنوشته ای با نام ” در بازار مکاره خودفروشی ” مندرجه دررسانه های فرقه ی رجوی آورده است:

” موضعگیری «سخنگوی مجاهدین درباره تهدیدهای دائمی رژیم منفور آخوندی علیه جان و امنیت مجاهدان اشرفی در لیبرتی و همچنین روضه خوانیهای تکراری سازمان ملل و برخی مقامات آمریکایی مبنی بر این‌که خطر داعش هم افزوده شده و آنها نمی‌توانند نیروی آمریکایی یا کلاه آبی به حفاظت لیبرتی اختصاص بدهند”.

حرف های کلیشه ای این فرقه این بار اززبان این عنصر بددهان ونان بروز خور درآمده است که البته مورد استعمالش ازآنجا که مقامات سازمان ملل متحد چیزی بنام روضه نمیشناسند وبنابراین اهل روضه خوانی هم نیستند، بی ربط وخنده داراست!

من بعنوان کسی که درزمان حضور نیروهای آمریکایی درعراق، مدتها دربغداد بوده ام ، بخوبی دیده ام که حتی منطقه ی سبز بشدت حفاظت شده هم از تیررس موشک ها وخمپاره ها درامان نیستند وبنابراین حضور دوباره ی این نیروها درد اهالی لیبرتی را درمان نخواهد کرد و شاید که حضور آمریکائی ها سبب شود که راه هایی برای ارتباط گیری شما با تکفیری ها بازنگه داشته شود تا دخالت بیشتری درتشنجات عراق کرده باشید ونیت اصلی تان ازاحضار کلاه آبی ها و… همین است که شوربختانه! این موضوع را دولت عراق هم میداند ومسلما جلوگیری خواهد کرد!

اقبال به نوشته اش چنین ادامه میدهد:

” رژیم آخوندی که به خوبی معنا و مفهوم این موضع گیری را که همانگونه که شرحش خواهد رفت در راستای بالاترین منافع ساکنان لیبرتی و حفاظت و نیز باز اسکان آنها در کشورهای غربی است، درک می کند، تا ۱۲ روز خفقان گرفت و جرأت هیچ اظهار نظری پیدا نکرد “.

اینکه رژیم ایران درمورد اسکان دائمی این اسرا بعنوان گوشت دم توپ ومضحک تر ازآن درخواست مسلح شدن ازطرف رهبری شما دیر یازود موضع گرفت، کاری ندارم وبنظر می رسد که این درخواست شما آنقدر غیر قابل تصور بود که شاید باور نکرد که چنین درخواست غیر قابل اجابتی مطرح شود، چنانکه شخص اینجانب هم باین وضعیت افتاده وابتدا فکر کردم که شاید خواب می بینم ویا موضوع توسط رهبری فرقه مورد تکذیب قرار خواهد گرفت!

پس مسئله این نیست که حکومت ایران ازاقامت دائمی وغیر ممکن اسرا درلیبرتی دچار هراس باشد ویا اینکه ازترقه هایی که ابدا بشما داده نخواهد شد، بترسد!

مسئله ی اصلی عبارت ازاین است که این نوع برخورد فرقه با سرنوشت اسرا بخاطر اینکه درحکم نابودی این اسرا ست ، اعضای خانواده وآشنایان آنها و انسان های با وجدان را نگران کرده و دولت ناچار میشود دربرابر این نگرانی آنها موضعگیری کند!

محمد خان نوشته است:

” ما وقتی خط مشخص شد، عوامل اصلی از جمله حیوان لیبرتی – ماماچه پلیدک – همان ناخواهر من عاطفه اقبال و پس از او قهرمان حیدری (با نام عوضی حنیف حیدر نژاد) و سایر گاو و گوساله های اطلاعاتی (با پوزش از این حیوانات زبان بسته) و همچنین قربانعلی حسین نژاد و سایرین نیز متعاقبا و متواترا وارد صحنه شده و هرکس به فراخور حالش به میل کردن فضولات اطلاعات مشغول شده کمبود مطالب ایران اینترلینک اطلاعات آخوندی را تأمین و وجوه مختلف ترس و وحشت رژیم را به خوبی توضیح دادند “.

خوب!

اینجا هست که ” آفتاب آمد دلیل آفتاب” و آقای اقبال با کاربرد ادبیات لمپنی خاص گروه مافیایی رجوی چهره ی ضدانسانی خود وشخصیت ” چاله میدانی” اش را بنمایش گذاشت و درستی حرف های مرا که درمقدمه ی این نوشته آمده است، به ثبوت رسانید!

خانواده های محترم ساکنین لیبرتی عراق!

حالا متوجه شدید که با چه فشار وکاربرد کدامین الفاظ وبکار گرفتن انسان نماهایی مانند محمد اقبال ، چگونه شخصیت فرزندان دلبند شما را درهم شکسته وتبدیل به مهره ی بی اراده ی شان کرده اند؟!

کسی که در عرصه ی مطبوعاتی وعلنی، اینطور صریح و بی پرده به خواهر و همبند های سابق خودش که اراده ای برای رها شدن دروجودشان مانده بوده ورها شده اند، هتاکی میکند ، در حضور رجوی وبدون حضوراغیار چه برخوردی با فرزندان شما داشته وچگونه آنها را مجبور به اطاعت محض نموده ویا دق مرگ کرده است!!

این فرصت طلب کم همتا چنین نوشته است:

” خلاصه حرف این مزدوران و فضولات خواران که به اشکال مختلف تکرار کرده اند، این است: «سلاح به چه کاری می آید؟”.

ادبیات بکار رفته را دیدیم ودیدید که بدون شرح است!

اما این جدا شدگان پر بیراهه نرفته و اظهار نظر کرده اند که برای شما درکشوردیگری که عضورسمی سازمان ملل متحد و دارای حق حاکمیت قانونی است، اسلحه نمیدهند واین کار درهیچ کجای جهان مرسوم نیست.

شما اوقات زیادی ازبرنامه های تلویزیونی خود را صرف دخالت خشن درامور عراق وتضعیف حق حاکمیت آن میکنید و این درخواست اسلحه ازطرف شما درکشوری با این مشخصات چیز عجیب وغریبی است وتنها نتیجه اش تحریک نیروهای افراطی عراقی برای کشتار اسرای رجوی ها ست وبنابراین اینجانب نیز درتایید حرف این رها شدگان شجاع از مناسبات فرقوی ، نوشته های آنها را درراستای حمایت از سلامتی دوستان خود درلیبرتی میدانم که کاری است کاملا انسانی!

فحاشی با متن طویل این باصطلاح قلم بدست رجوی چنین ادامه مییابد:

” همانگونه که گفتم، مزدوران و فضولات خواران اطلاعات آخوندی و خود رژیم خوب می دانند که ورود به این موضوع از سر نامبردگان زیاد است. موضوع به سادگی بحث مشخص «درمان»، و «باز اسکان» و «حفاظت» و مقولات و نیازمندیهای بسیار اولیه هر انسانی است. اتفاقا در این یادداشت همین بحث را باز خواهم کرد “.

چرا دخول دراین جریان از سر نامبردگان زیاد است واز سرشما نه؟؟ شما ازلحاظ نظری چه رجحانی برآنها دارید که اتفاقا برخلاف شما مودبانه ومتین هم مینویسند ؟

چرا باز اسکان به شما مربوط است وبه دیگران نه؟ اگر واقعا سازمان ملل متحد وسایر ارگان های مرتبط قادر به تامین هزینه ی درمان نیستند که فکر میکنم با توجه به تخصص پزشکی بالای عراق و… هستند، چرا یک هزارم خرج این جلسات پارلمانی بی نتیجه ی مریم رجوی را باین کار اختصاص نمیدهند؟

موضوع حفاظت مگر به دولتی غیر از دولت قانونی عراق بستگی دارد؟

حفاظت لیبرتی که مدتها پیش میبایست ترک شود، بعهده ی عراقی است که شما شبانه روز برعلیه آنها تبلیغ میکنید واحتمالا احساسات ملی پاره ای ازعراقیان را برعلیه ساکنین لیبرتی تحریک میکنید!

گناه پلیس عراق این است که نمیگذارد رجوی ها بطور خود سرانه به بیرون رفته و دخالت مستقیم تری در شدت گرفتن تنش های موجود درعراق بکنند!

شما که بحق لیبرتی نشینان را اسیر میدانید، چگونه درخواست سلاح برای آنها میکنید؟ این توقع احمقانه در چه برهه ای ازتاریخ بشریت اتفاق افتاده که درمورد شما هم عملی شود؟؟!!

سخنان آقای اقبال بشرح زیر ادامه مییابد:

” حتما که در فرصتی در آینده راجع به تک به تک افراد و گروههای منتقل شده و کشورهایی که آنها را پذیرفته اند و پروسه این پذیرش و هزینه های صرف شده توسط مجاهدین، کتابها باید نوشته شود. اگر روزی شرایط سیاسی و امنیتی و به طور خاص شرایط حفاظت و امنیت ساکنان لیبرتی این امکان را فراهم آورد و مقاومت این امکان را داشته باشد که به دور از هرگونه دست بستگی و سوء استفاده از سوی دشمنان و محذوری، جزء به جزء آن چه را که در پروسه بازاسکان صورت گرفته توضیح دهد، آنگاه خواهیم دید که صفحات نامه های نگاشته شده تا همین حالا از چند ده هزار گذشته است، و چند هزار ساعت ملاقات در سطوح دولتی و پارلمانی و سیاسی و مقامات عالیرتبه در آمریکا و اروپا انجام گرفته است و چه میزان از انرژی مقاومت اصولا در مسیر همین بازاسکان صرف شده است؟. علاوه بر این خواهیم دید که چه پروژه هایی درست در مرحله گل دادن و به ثمر نشستن با دخالت رژیم و مماشات گران متوقف شده اند و باز به طور خاص خواهیم دید چه پروژه هایی اتفاقا به خاطر دخالت امثال ماماچگان پلیدک و حیوانات لیبرتی و کمپینهای کذایی به بن بست کشیده شده و در نتیجه ساکنان لیبرتی از باز اسکان محروم شده و بیشتر در معرض کشتار از سوی رژیم قرار گرفته اند ” .

ادعایی که ثبوت اش غیر ممکن است ومانند حرف ملا نصرالدین درمورد مرکز زمین است که درزمانی که ازاو پرسیده شد ، مرکززمین کجاست جواب داد همین نقطه ای که من ایستاده ام که وقتی درخواست ثبوت صحت حرف اش شد، گفت که اگر باور ندارید، طنابی برداشته وزمین را اندازه گیری کنید وببینید که من راست گفته ام!

اگر مدارکی دارید ازائه کنید که لااقل خانواده های این انتقال یافتگان قسمتی ازگناه های رهبر خودشیفته ی فرقه را براو ببخشند وهیچ عذر امنیتی و… دراین کار پذیرفته نیست! چراکه وقتی دیگر کشورها از اقدامات مثبت فرضی شما باخبر باشند، بقیه وازجمله دولت ایران هم خبر دارند و مسئله حالت محرمانگی خود را ازدست داده وبطور ساده شما دلیل غیر قابل سنجشی شبیه ملا نصرالدین آورده و بسادگی ووقاحت تمام دروغ میگویید!

باز میخوانیم:

” خوب اکنون سخنگوی مجاهدین حرف بسیار ساده و قابل فهمی می زند و بهترین راه حل را پیش رو می گذارد: تعهدات را که نقض کرده اید، ۱۷۵۰۰ تی وال حفاظتی را که برنمی گردانید، کلاه و جلیقه های حفاظتی را که متعلق به خود مجاهدین است نمی گذارید از اشرف منتقل کنند، حتی کیسه شن و یک موبایل و یک کامپیوتر هم که اجازه ورود به لیبرتی ندارند، از مانیتورهای یونامی در لیبرتی هم که خبری نیست، کمیساریای پناهندگان که از ترس رژیم جرأت ندارد اعلام کند لیبرتی کمپ پناهندگی است و … ، خوب سلاح شخصی متعلق به خود این افراد را به آنان بازگردانید تا امکان دفاع از خود را داشته باشند. کجای این حرف ایراد دارد “؟

داشتن سلاح شخصی درکشور بیگانه ای که طبق قوانین اش شما راتروریست دانسته وخواستار خروج سریع تان ازخاک آن کشور میباشد، چه معنی دارد؟

سلاح شخصی یعنی چه؟ اگر این ها راازایران برده بودید وارث پدری تان بوده؟! که بدلیل داشتن سلاح غیر قانونی پس گرفته میشود ومجازات زندان هم دارد!

اگر این سلاح هارا ازصدام گرفته بودید که حکومت جانشین آن میتواند قانونا ازشما بگیرد ویا ازعربستان و… که اربابشان ازشما پس گرفته وجای گله مندی ندارد!

وانگهی، در هیچ جای دنیا جز آمریکا چیزی بنام سلاح شخصی نداریم که شما بتوانید درعراق داشته باشید!

شما حکم یک تجاوزکار شکست خورده به یک کشور بیگانه رادارید ودراین موقعیت است که ازآنها درخواست میکنید که نامردی نکرده واسلحه هایتان را بشما برگردانند تا شما در قد وقواره ی یک اشغالگر مفلوک وشکست خورده ، درکشور خود آنها ازخود دفاع کنید!!!!

به منطق آرائی این هموطن با مشخصات ذکر شده درفوق بیشتر آشنا شویم:

” در واقع هرکسی که از ته قلب خواستار امنیت و حفاظت ساکنان لیبرتی تا زمان انتقال باشد، باید با تمام وجود از این اظهارات سخنگو استقبال کند، چرا که حتی اگر به فرض محال ده روز دیگر همه ساکنان لیبرتی به اروپا یا آمریکا منتقل شوند، بر اساس کدام قانون و کدام ارزش اخلاقی باید در برابر تهاجمات دشمن پلید بی دفاع بمانند؟ آیا هرکس که با این امر به هر دلیلی مخالفت می کند، جز همدستی با آخوندهای حاکم و هموار کردن راه و جاده کشتار ساکنان بی دفاع لیبرتی کار دیگری صورت می دهد؟ آخر مگر انتقال به خارج از عراق و اروپا و آمریکا با چه هدفی انجام می شود؟ مگر به هدف حفاظت از جان ساکنان نیست، مگر عنوان نمی شود که عراق امن نیست، خطر فلان و فلان گروه وجود دارد و «خطر داعش هم افزوده شده»، خوب پس باید چارهیی اندیشید “.

بله اگر هدف دفاع ازجان لیبرتی نشینان باشد، حرفی نیست اما ما داخل نشینان که دسترسی بیشتری به اخبار داریم میدانیم که این پیشنهاد ابلهانه برضد جان این بیچارگان است.

ازطرف دیگر ، رهبران شما که وضع عراق را ناامن میینند، چرا بجای کنفرانس بازی های بی حد ومرز ، دراین مدت کافی اعضای خود را ازعراق خارج نکردند؟

ما دردرجه ی اول تخلیه ی سریع ازعراق را راهگشاتر دانسته و دردرجه ی دوم از رهبران شما که جان این لیبرتی نشینان برای آنها پشیزی ارزش ندارد، میخواهیم که دندان روی جگر گذاشته وبا پخش شبانه روزی اخبار وتفسیرهای خود ، به دشمنی با دولت عراق ادامه ندهند !!!

درقسمت پایانی این پرنویسی باادبیلات لمپنی محمد اقبال میخوانیم:

” پس بیایید باور نکنیم که کسی بیشتر از خود اعضا و یاران و حامیان و هواداران این مقاومت برای ساکنان لیبرتی دل بسوزاند. اینها چیزی نیستند جز مشتی مزدور که دربازار مکاره «خود فروشی» به دنبال مشتری می گردند “.

اگر دل رهبری – که شما هم حکم گماشته ی وفادار برای آن دارید وجزو کسانی هستید که اگر رجوی دست بریده ای از مخالفان خود ازشما بخواهد ، بجایش دهها سر بریده ودر طشت زرین برجلوی او میگذارید- برای این اسرای بی همتای تاریخ معاصر ایران دل میسوزاند، کسانی مثل شما را آنچنان تربیت نمیکرد که به خواهر خود ودوستان سابق اش هر اتهام بیشرمانه ای که فوقا زده اید، بزنید!

شما چرا فکر میکنید که جدا شدگان بارها باسوادتر ومودب تر از شما، دلی درگرو اسرای لیبرتی ندارند وبخصوص که بعضا خود فرزندان و… را درگروگان دارند؟؟

 

گزارش سحر، ۲۰۰۹: پادگان مریم رجوی (فرانسه) از بیرون و از درون 

قرارگاه اروپایی سازمان مجاهدین خلق در نزدیکی شهرک حومه ای اورسورواز Auvers-sur-Oise در استان سرژی پونتواز Cergy-Pontoise در کشور فرانسه از زمان پیدایش خود با تأیید دولت وقت فرانسه نقش مقر سرفرماندهی عملیات ترور در کشور های مختلف را به اشکال مختلف ایفا کرده است.

رومین نادال علیه مجاهدین خلق فرقه رجویسخنگوی وزارت خارجه فرانسه: این گروه (مجاهدین خلق، فرقه رجوی) بشدت غیردموکراتیک و خشن است

حمله مزدوران رجوی به آقای کرمی در پاریسSurvivors of Rajavi cult demand security in France (open letter to President Hollande)

تهدید به مرگ آن خدابنده توسط مریم رجوی مجاهدین خلقAnne Khodabandeh (Singleton): In a democracy we don’t beg terrorists not to kill us – Instead we expect our elected leaders to ensure that such crimes are prevented

همچنین:

مرگ افراد سازمان مجاهدین در عراق و لیبرتی؛ ابهامات و پرسش ها

حنیف حیدر نژاد، سایت حیدر نژاد، ششم فوریه 2015:… این یک اتهام بسیار جدی است که دو سازمان بین المللی، یعنی صلیب سرخ جهانی و کمیساریای عالی پناهندگی سازمان ملل متحد و نیز نمایندگان رسمی دولت ایالات متحده آمریکا از آقای سالاری در گفتگو های خصوصی از او خواسته باشند که «از صفوف نبرد در ارتش آزا

کمک های سخاوتمندانه و میلیونی سازمان مجاهدین خلق به “مزدوران وزارت اطلاعات” و چند سوال

حنیف حیدر نژاد، سایت حیدر نژاد، بیست و ششم ژانویه 2015:… این اطلاعیه چندین سوال ایجاد می کند. پاسخ رهبری سازمان مجاهدین می تواند به شفاف سازی بیشتر کمک کند. عدم پاسخ به این سوالات می تواند نشان دهنده آن باشد که رهبری مجاهدین خواهان روشن شدن “همه حقیقت” نیست، بلکه بر اساس منافع مقطعی خود تنها

جایتکار خوب، جنایتکار بد!

حنیف حیدر نژاد، سایت حیدر نژاد، بیست و چهارم ژانویه 2015:… ادعای رهبری سازمان مجاهدین، در مورد مخالفت و “مبارزه” با رژیم جمهوری اسلامی برای دفاع از حقوق بشر یک دروغ و فریب بزرگ بیش نیست. دروغی که مریم رجوی آن را مستمرا در سخنرانی ها و بیانیه ده ماده ای اش فریاد می کند. زیرا تجلیل از حاکم جنایت

مسئولیت مسعود رجوی در حفظ جان ساکنین کمپ لیبرتی در عراق

حنیف حیدر نژاد، سایت حیدر نژاد، پانزدهم ژانویه 2015:…  وقتی در گذشته ی سی ساله اخیر سازمان مجاهدین، بارها و بارها “حفظ نیرو” و خارج کردن آنها از خطر مرگ به بهانه ها و اشکال مختلف در دستور کار قرار داشته است، چرا این بار مسعود رجوی که خود در محلی امن مخفی شده است، خروج ساکنین کمپ لیبرتی از عرا

حذف مخالفین با شلیک به قلب آزادی بیان!

حنیف حیدر نژاد، سایت حیدر نژاد، نهم ژانویه 2015:…  در جدیدترین نمونه نیز مسعود رجوی، رهبرعقیدتی سازمان مجاهدین خلق در پیام صوتی یازده آبان 1393 خود با صدائی برافروخته و ایجاد هیجانِ متناسب با “عاشورای حسینی” و با “تمسک به زیارت عاشورا”، مخالفین و منتقدین خود را «لعنت» کرده و به آنان «در این س