محکومیت غیرمنتظره جنایات اسرائیل از سوی مریم رجوی

محکومیت غیرمنتظره جنایات اسرائیل از سوی مریم رجوی

بهار ایرانی، مجاهدین دبلیو اس، بیست و چهارم ژوئیه 2014: …ادامه و تشدید جنایات اسرائیل در غزه بالاخره مریم مهر تابان را علی الظاهر به واکنش و محکومیت اسرائیل واداشت. این اقدام و آن هم پس از چند سال اقدامات مشابه و کشتن و به آتش و خون کشیدن مناطق مسکونی و کودکستان و بیمارستان که با سکوت معنی دار مجاهدین توام بود، در نهایت با پیام مریم رجوی …

رجوی مجاهدین خلق اسرائیلعدم تمایل مجاهدین خلق برای پوشش کامل اخبار غزه ناشی از چیست؟

Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult) Our Men in Iran? (Seymour M. Hersh, The New Yorker, April 2012)

لینک به منبع

محکومیت غیرمنتظره جنایات اسرائیل از سوی مریم رجوی

این دروغ توامان از تمایل به پاک کردن ردهای سکوت آن روزها و دلربایی این روزها حکایت دارد…

مؤلف: بهار ایرانی تاریخ: 01/05/93

ادامه و تشدید جنایات اسرائیل در غزه بالاخره مریم مهر تابان را علی الظاهر به واکنش و محکومیت اسرائیل واداشت. این اقدام و آن هم پس از چند سال اقدامات مشابه و کشتن و به آتش و خون کشیدن مناطق مسکونی و کودکستان و بیمارستان که با سکوت معنی دار مجاهدین توام بود، در نهایت با پیام مریم رجوی شکسته شد. هر چند پیام آنچنان که باید و شاید روی محکوم کردن اسرائیل صراحت ندارد و با مخاطب قرار دادن محمود عباس از یک سو و کشاندن پای جمهوری اسلامی سعی دارد تیزی آن را گرفته و همچنان چراغ سبزش را برای اسرائیل روشن نگه دارد. تاکید مریم رجوی در این بخش از بیانیه :

“جنگ غزه در شرايط كنوني در خد‌مت فاشيسم ديني حاكم بر ايران است، چرا كه جناياتش در سوريه و عراق را تحت الشعاع قرار ميدهد و پروژه پايان دادن به انقسام فلسطين و تشكيل دولت وحدت ملي را كه رژيم ايران از آن عميقاً زيان ديده است، با اخلال مواجه ميكند.”

بر این پیام تاکید دارد که حملات اسرائیل در این مقطع به نفع جمهوری اسلامی بوده و به نوعی هم بر ناگزیری اش در واکنش به آن و هم بر اقدام ناشیانه اسرائیل دلالت دارد. از سوی دیگر اجماع جهانی اعم از افکار عمومی و سازمان ها و احزاب و تمامی جریانات اپوزیسیون و از سویی واکنش حامیان رجوی از جمله بیژن نیابتی در محکومیت این جنایات به قول معروف خالی برای خالو وانگذاشته که مجاهدین بتوانند با تمسک به آن همچنان در همسویی با اسرائیل باقی بمانند. مواضع جریان هایی از جمله شاخه اشرف دهقانی، کشتگر، خلیق و … سازمان چریک های فدایی خلق در همین رابطه جای هیچ توجیه و فراری برای مجاهدین باقی نگداشته است.

مجاهدین که سالها بود به قاعده دشمن دشمن من دوست من است، و هم این که هر گونه همسویی با مواضع جمهوری اسلامی و در هر موضوعی در نهایت آب ریختن به آسیاب ارتجاع و جمهوری اسلامی است، جنایات و تجاوز و وحشی گری اسرائیل را توجیه و به همین استدلال های تهوع آور با سکوت و بعضا توجیه این که حماس شروع کننده بوده با سکوت پشت سر گذاشتند. این که شکستن سکوت مجاهدین پس از چند هفته سکوت در قبال جنایات اسرائیل نتیجه یک توافق ضمنی و پشت پرده و لابی کردن با رابطین اسرائیلی است و یا نتیجه تمام قد ناگزیری و استیصال آنها چندان تفاوتی نمی کند. مسئله اینجا است که موضوعیت و موجودیت اسرائیل در محاسبات مجاهدین سالها است نقش و اهمیتی استراتژیکی پیدا کرده است. مجاهدین بخوبی دریافته اند تنها مسیر منتهی به جنگ و خونریزی شاخ توی جیب اسرائیل کردن است. دلیل این امر پیش از این که سیاسی باشد ماهیتی کاملا ایدئولوژیک دارد. و مجاهدین اصرار دارند از این مسیر پروژه راه حل سوم خود را محقق کنند. از نکات مضحک بیانیه شورای ملی مقاومت این است که پس از گذشت هفته ها از بمباران غزه و کشته و مجروح و آواره شدن هزاران نفر و در حالی که تمامی دولت ها و افکار عمومی تلاش همه جانبه ای برای تحقق آتش بس و عقب نشاندن اسرائیل آغاز کرده، به نقل از مهرتابان که انگار تازه از خواب بیدار شده با تفاخر و نخوت تهوع آور اعلام می دارند:

” فراخوان به اقدام جامعه جهاني براي توقف بمباران و توپ باران شهروندان بي دفاع.”

انگار که جامعه جهانی در انتظار فراخوان ایشان بوده است. ادعای دیگر بیانیه در این خصوص که:

“خانم مريم رجوي …، بار ديگر بمباران مردم بي دفاع فلسطين، بويژه زنان و كودكان توسط اسرائيل را قوياً محكوم نمود.”

دروغ بزرگی و در عصر و زمانه ای است که هیچ ردپا و نشانی چه بر روی زمین سفت و چه فضای مجازی محو شدنی نیست، این دروغ توامان از تمایل به پاک کردن ردهای سکوت آن روزها و دلربایی این روزها حکایت دارد. آنچه مسلم این که اگر حملات اسرائیل طی یکی دو روز گذشته و به هر دلیلی متوقف می شد، همین بیانیه نیم بند هم منتشر نمی شد. همچنانکه در جریان تجاوزات گذشته اسرائیل همین رویه کجدار و مریز رفتار کردن تا برقراری آتش بس دنبال شد. اما آنچه اتفاقات اخیر را در مقایسه با گذشته متفاوت می کند، این که حملات و جنایات اسرائیلی ها بر اساس چشم اندازی که برای خود متصور شده تا تحقق اهداف تعیین شده شان ادامه خواهد یافت. قدر مسلم این که مریم رجوی و مجاهدین نخواهند توانست به صرف انتشار چنین اطلاعیه نیم بندی سروته قضیه را هم بیاورند. روزهای آینده بدون شک روزهای سرنوشت سازی برای مجاهدین و مهرتابان خواهد بود.

مریم رجوی در تاریخ 30 تیر 1388 در پاسخ به سوال مجله اكتبر درباره موضع مجاهدین در قبال مردم فلسطین و اسرائیل می گوید:

“هيچ كس به اندازه ملايان حاكم بر ايران به آرمان مردم فلسطين خيانت نكرده است. اين رژيم جنگ ضد ميهني را به مدت 8 سال با شعار فتح قدس از طريق كربلا ادامه دادكه تنها 2 ميليون كشته و معلول و يك ميليارد خسارت در طرف ايران بجا گذاشت. شعار فلسطين يك دستاويز براي صدور تروريسم و بنيادگرايي است. به همين خاطر رژيم با تمام قوا در صلح در خاورميانه دشمني و كارشكني مي كند. چون صلح در خاورميانه مانند دموكراسي در عراق تماما طناب دار رژِیم است. ما اميدواريم با استقرار دموكراسي در ايران همه منطقه و بويژه فلسطين برادر از شر بنيادگرايي خلاصي پيدا كنند و راه صلح پايدار و عادلانه در منطقه و احقاق حقوق مردم فلسطين امكان پذير شود.”

چنانچه ملاحظه می شود مریم مهرتابان از سالها پیش از هر گونه اظهار نظر صریح درباره موجودیت اسرائیل و حقانیت مردم فلسطین به بهانه این که به نفع جمهوری اسلامی تمام می شود، امتناع و خودداری می نماید. سوال اکتبر در حالی که به صراحت درباره مواضع مجاهدین در خصوص اسرائیل و مردم فلسطین و حقو حقوق آنها تاکید دارد، اما مریم رجوی بدون کوچکترین اشاره به موجودیت و مشروعیت دولت اسرائیل به نعل و میخ می زند تا بتواند از پاسخ صریح و شفاف در این باره طفره برود. این در حالی است که مجاهدین در همان دهه 70 و زمانی که طرح صلح کمپ دیوید روی میز خاورمیانه قرار گرفت، آنها یکی از جدی ترین مخالفان این طرح بودند و به راه حلی جز نابودی تمام و کمال اسرائیل رضایت نمی دادند. مواضع فعلی مریم و مجاهدین برای آنها که از کنه مواضع مجاهدین مطلع هستند بیش از هر چیز بیانگر چرخش تمام قد در مقابل اسرائیل است.

***
همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=12163

خروج ممنوع، حتی به قیمت مرگ بیماران لیبرتی

بهار ایرانی، مجاهدین دبلیو اس، بیست و چهارم ژوئیه ۲۰۱۴: …به اعتراف مجاهدین ممانعت آنها از انتقال بیماران صعب العلاج و سرطانی به بیمارستان های بغداد و به بهانه جلوگیری از داشتن همراه پرستار و مترجم همچنان ادامه دارد. بر اساس آمار ارائه شده از سوی مجاهدین در طی شش سال گذشته ۲۰ نفر از این بیماران به همین دلایل واهی جان خود را از دست داده اند …

سوال از رهبری سازمان مجاهدین در باره گزارش یونامی و کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل از کمپ لیبرتی

لینک به منبع

خروج ممنوع، حتی به قیمت مرگ بیماران لیبرتی

مجاهدین محاکمه و صدور حکم اعدام برای به اصطلاح بریدگان خود را عین انضباط و عمل انقلابی می دانند.

مؤلف: بهار ایرانی تاریخ: ۳۱/۰۴/۹۳

به اعتراف مجاهدین ممانعت آنها از انتقال بیماران صعب العلاج و سرطانی به بیمارستان های بغداد و به بهانه جلوگیری از داشتن همراه پرستار و مترجم همچنان ادامه دارد. بر اساس آمار ارائه شده از سوی مجاهدین در طی شش سال گذشته ۲۰ نفر از این بیماران به همین دلایل واهی جان خود را از دست داده اند. دبیرخانه شورای ملی مقاومت در تازه ترین اطلاعیه خود(۲۷ تیر) به جلوگیری از انتقال چند بیمار به بیمارستان های بغداد به همان دلایل ذکر شده اذعان می دارد. در این اطلاعیه آمده است: (تاکید روی جملات و کلمات از جانب ما است)

“نیروهای عراقی تحت امر نخست وزیری در هفته های گذشته به بهانه های مختلف، مانع انتقال بسیاری از بیماران به بیمارستان در بغداد می شوند. بسیاری از این بیماران در وضعیت بحرانی قرار دارند یا مبتلا به سرطان هستند که نیاز فوری به قرارهای درمانی یا عمل جراحی دارند.

۱- روز سه شنبه ۲۴ تیر ماه (۱۵ ژوییه) از همراهی کردن پرستار و مترجم یکی از بیماران وخیم به نام رضا جلالی به بیمارستان جلوگیری کردند. بیمار که به خاطر وخامت حالش نمی توانست به تنهایی به بیمارستان برود ناگزیر به لغو قرار پزشکی خود شد.

۲- مأموران عراقی روز چهار شنبه ۲۵ تیر ماه در یک اقدام ایذایی دیگر از همراهی پرستاران و مترجمان دو بیمار سرطانی به نامهای محمود وحیدی و عبدالعلی قنبری با این بیماران جلوگیری کردند و خواستار تعویض مترجمان و پرستاران شدند. این در حالیست که این افراد بر اثر وخامت حالشان پرستار دائمی دارند که با امور فردی و پزشکی آنها آشنا هستند. با این حال ساکنان افراد جدیدی را برای همراهی این دو بیمار معرفی کردند که ماموران عراقی بار دیگر این نفرات را رد کردند، پس از سومین تعویض این بیماران اجازه یافتند که کمپ را با تأخیر زیاد به سمت بیمارستان ترک کنند.

۳- قبل از این نیز در روز ۱۹ تیر ماه، مأموران عراقی از همراهی پرستار یکی دیگر از بیماران در انتقال به بیمارستان جلوگیری کردند. بیمار مزبور که قادر به حل و فصل امور فردی خود نتوانست به بیمارستان برود.

۴- در همین روز نیروهای عراقی در ورودی کمپ لیبرتی تجهیزات تنفسی یکی از بیماران را از وی گرفته و پس ندادند. این امر مشکلات زیادی را برای بیمار ایجاد کرده است. این موضوع به یونامی نیز اطلاع داده شد

دولت عراق نزدیک شش سال است که محاصره پزشکی را بر ساکنان اشرف و لیبرتی تحمیل کرده که تا کنون باعث از دست رفتن جان ۲۰ تن از بیماران در لیبرتی و اشرف شده است، این یک شکنجه فیزیکی علیه بیماران و یک شکنجه روانی برای عموم ساکنان کمپ است و مسئولان آن باید محاکمه و مجازات شوند”.

نفس این ادعا که همراهان و مترجمان بیماران بایستی مورد وثوق مسئولین لیبرتی بوده و در غیر این صورت از خروج آنها ممانعت می نمایند، گویای این حقیقت تلخ و اسفناک است که برای سران مجاهدین انتخاب همراه و مترجم بیماران پیش از سلامت و نجات جان آنها اهمیت دارد! طرح چنین منطق و استدلالی آن هم برای موضوعی که به جان انسان ها مربوط می شود، تنها از مجاهدین بر می آید و بس. این ادعاها در شرایط و روزگاری مطرح می شود که بیماران فاقد سواد خواندن و نوشتن به زبان مادری برای معالجه و درمان یکه و تنها از این سوی به آن سوی دنیا روانه می شوند؛ و تنها همراه آنها پرونده پزشکی شان است. مگر این که این بیماران به داشتن همراه به دلایل خاصی از جمله ناتوانی جسمی نیاز مبرم داشته باشند.

این که مجاهدین ادعا می کنند در شش سال گذشته ۲۰ نفر به همین دلایل ادعایی جان شان را از دست داده، و همچنان این رویه را ادامه خواهند داد، موید این است که هیچ ابایی از ادامه و تکرار این فجایع ندارند. در این صورت باید سوال کرد چرا مجاهدین به جای به کشتن دادن این بیماران راه حل ساده گرفتن تعهد و سلب مسئولیت از خود و متوجه کردن مسئولیت عواقب ناشی از نبودن همراه و مترجم را به گردن مسئولین عراقی نمی اندازند. گرفتن چنین تضمین و تعهدی از مسئولین عراقی حداقل اش این است که ضریب جان سپردن این افراد را نه تنها کاهش می دهد که حداقل مسئولیت مرگ آنها را از دوش مجاهدین برداشته و حتی مرگ آنها می تواند مستمسکی برای کارزار تبلیغاتی بر علیه مسئولین عراقی فراهم کند. واقعیت این است از هر زاویه ای به صورت مسئله نگاه کنیم، جلوگیری از انتقال این بیماران چه با تصمیم شخصی که امری کاملا بعید و دور از ذهن و چه با اراده سران لیبرتی، نه تنها پذیرفتنی و معقولانه نیست، که ورای اینگونه ادعاهای فریبکارانه و در عین حال مضحک از حقایق تلخی حکایت می کند.

این که مجاهدین با چنین ادعاهای مضحک و در عین حال تراژیکی باعث مرگ این تعداد انسان شده باشند، و به چنین سادگی و صراحتی آن را اعتراف نمایند، یک جرم و قتل نفس آشکار است که البته در منطق مجاهدین نه تنها گناه محسوب نمی شود که مایه مباهات و غرور و افتخار است. این که چرا مجاهدین برای جلوگیری از انتقال بیماران به چنین منطقی متوسل می شوند، آشکار است که از فرار و گریختن آنها از تشکیلات هراس دارند. این منطق دقیقا از جایی می آید که مجاهدین محاکمه و صدور حکم اعدام برای به اصطلاح بریدگان خود را عین انضباط و عمل انقلابی می دانند. در این صورت جلوگیری از انتقال آنها و مردن در تشکیلات به مراتب اولی تر از صدور حکم انقلابی و اجرای آن و یا فرار از تشکیلات و تبعات و پیامدهای ناشی از آن است. برای مجاهدین به کشتن دادن چند بیمار و در واقع زنده به گور کردن آنها به مراتب پذیرفتنی تر از فرار آنها از تشکیلات و ورودشان به دنیای آزاد و حتی مواجه شان با دنیایی است که هیچ قرابت و سنخیتی با خانه عنبکوتی مجاهدین ندارد. اما نباید از کنار این واقعیت گذشت که نهادهای حقوق بشری نیز به نوعی در این فجایع سهم و مسئولیت دارند. امروزه نجات جان انسان فارغ از اراده شخصی یا تشکیلاتی که بر او اعمال می شود، یک وظیفه اخلاقی است. این وظیفه با علم به اراده ای که ایچنین آشکارا انسان ها را از حقوق بدیهی و مسلم خود محروم می کند، مسئولیت نهادهای ذی ربط را مضاعف می کند.

ابراهیم خدابنده: جریان مسئله داری در فرقه رجوی

سقوط مجاهدین خلق فرقه رجویچگونه فرقه رجوی پس از ۳۳ سال توهم و وعده سرنگونی خود فروپاشید ؟

گزارش سازمان ملل: ادامه نگرانی از نقض حقوق بشر توسط رهبری مجاهدین خلق (فرقه رجوی)

توضیحی درباره پخش مستند قرارگاه اشرف از سیمای مجاهدین خلق (تشت رسوایی رجوی تمام قد به زمین افتاده است)

بهار ایرانی، مجاهدین دبلیو اس، پانزدهم ژوئن ۲۰۱۴: …  رجوی چیزی برای مخفی نگه داشتن ندارد و به قول معروف تشت رسوایی او تمام قد بر زمین افتاده است. سقوط قرارگاه اشرف پس از قریب سه دهه فرمانروایی رجوی و بجا گذاشتن دهها قربانی خودزنی های فرقه ای، به کانون خبر و توجه رسانه های بین المللی تبدیل شده است

 در واکنش به سکوت آقای قصیم در خصوص تغییر رهبری مجاهدین

بهار ایرانی، مجاهدین دبلیو اس، پانزدهم ژوئن ۲۰۱۴: … و به اصرار از آقای قصیم خواستم برای تنویر افکار عمومی به این پرسش پاسخ بگویند. متاسفانه پس از چند هفته هنوز واکنش و پاسخی به این سوال ملاحظه نشده است. به همین دلیل نگارنده ناگزیر شد دنباله بحث و سوال را به صورت یک طرفه دنبال کنم. این

تراژدی به نام انقلاب ایدئولوژیک – اشاره به اهمیت یادداشت های آقای کمال رفعت صفایی

بهار ایرانی، مجاهدین دبلیو اس، یازدهم ژوئن ۲۰۱۴: … برای نگارنده که خبر وقوع انقلاب ایدئولوژیک رجوی را از همان نخستین روزهای اعلام آن در نوروز سال ۱۳۶۴ و در زندان قزل حصار از مسئولین زندان شنیدم تا تقریبا دو دهه بعد که از روی کنجکاوی شروع به تحقیق در معنا و محتوای و سمت و سوی آن کردم، این پدیده

بازهم مریم رجوی و دوستان!

رجوی ایرانی نیستانجمن دفاع از قربانیان تروریسم، تهران، شانزدهم آوریل ۲۰۱۴: … یک چیز در این گردهم آیی ها ثابت است و تغییر نمی کند؛ میهمان شرکت کننده و سخنرانها. در گردهم آیی های فرقه مجاهدین خلق تنها اسم گردهم آیی هاست