محکوم کردن لفظی تروریزم از طرف این بچه مرشد رجوی، اعتبار بخشیدن به تروریزم است!

محکوم کردن لفظی تروریزم از طرف این بچه مرشد رجوی، اعتبار بخشیدن به تروریزم است!

 Ahmad Sahoubiحمید تبریزی، ایران قلم، سی ام آوریل 2016:… عجب مستندات محکمه پسندانه ای! شاهد ادعا، روزنامه ی شرق الاوسط متعلق به عربستان است که نقش خبیثانه ی سرویس های امنیتی این کشور در ایجاد فاجعه ی 11 سپتامبر 2001 ودرجریانکارزار انتخاباتی ریاست جمهوری آمریکا به روزتر شده است!! طبیعی است که عربستان دماغ سوخته از توفیق ایران برای جلب اعتماد جهانی و با پیش بینی احتمال درسایه قرار گرفتن … 

سهیل ختار بدستور مسعود رجوی به قتل رسیدآقای ختار پدر سهیل در اعتراض به سوء استفاده رجوی از نام سهیل پس از به قتل رساندن وی

لینک به منبع

محکوم کردن لفظی تروریزم از طرف این بچه مرشد رجوی، اعتبار بخشیدن به تروریزم است!

با تشکر از حمید تبریزی برای ارسال مطلب

09/02/1395

دردفاع از دیگر نوشته های وابستگان رجوی عاشق کشتار وتروریزم، آقای مهرداد هرسینی هم که ولع خاصی به مطرح شدن وتقرب دربارگاه مسعود ومریم رجوی دارد، دست به قلم برده تا دزدی آشکار دیوان عالی کشور آمریکا – که اینک به زائده ی کنگره ی راستگرای این کشور تبدیل شده- ازاموال مردم ایران ” خلق قهرمان” را توجیه کند!

اودرنوشته ای بنام ” قماری دیگر، باختی دیگر “! آورده است:

” … در اوائل فروردین ماه بود که روزنامه «الشرق الاوسط» مدارکی منتشر کرد که براساس آن «منتخب شماره (3) همکاری بین ایران و القاعده را نشان می دهد که تنها یک تعامل سطح پایین در عملیات نبوده است، بلکه فراتر از آن نتیجه روابط مستقیم و شخصی طولانی بین رهبران تشکیلات القاعده یعنی اسامه بن لادن و ایمن الظواهری از یک سو با مقامات عالیرتبه در دولت ایران و نمایندگان تروریست آنها از جمله حزب الله لبنان و حزب الله عربستان از سوی دیگر بوده است- همبستگی ملی 10 فروردین 1395″

عجب مستندات محکمه پسندانه ای!

شاهد ادعا، روزنامه ی شرق الاوسط متعلق به عربستان است که نقش خبیثانه ی سرویس های امنیتی این کشور در ایجاد فاجعه ی 11 سپتامبر 2001 ودرجریانکارزار انتخاباتی ریاست جمهوری آمریکا به روزتر شده است!!

طبیعی است که عربستان دماغ سوخته از توفیق ایران برای جلب اعتماد جهانی و با پیش بینی احتمال درسایه قرار گرفتن اش ، بخواهد شریک جرمی برای خود بتراشد وباند رجوی هم که دشمن مردم ایران- واگر دست داد ومنافع اش ایجاب کرد دشمن همه ی مردم جهان – ازاین موقعیت سوء استفاده بکند!

دولت ایران بجز حزب اله لبنان که آنرا یک نیروی حاضر درحاکمیت لبنان میداند، هرگز اعلام حمایتی ازدیگرانی که شما شمردید ، نکرده و منطقا بنفع اش هم نیست که بکند!

مهرداد هرسینی خوشحال ازغارت اینگونه آشکار اموال مردم ایران، به نوشته ی خود چنین ادامه میدهد:

” اکنون نیز دیوان عالی آمریکا، رژیم آخوندی را به پرداخت 2 میلیارد دلار دیگرغرامت محکوم کرده است. صندوق تامین این غرامت سنگین به بازماندگان قربانیان حملات تروریستی چیزی نیست بجز 7,5 میلیارد اموال و داریی های بلوکه شده مردم ایران در ایالات متحده که در دوران دولت های دست نشانده ولی فقیه به «اوراق بهادار» تبدیل گردیده است “.

من وارد ماهیت قضیه ی درستی ویا نادرستی این سپرده گذاری نمیشوم ، اما این را میدانم که اگر دولت حاکم برکشوری که جرمی درآنجا اتفاق افتاده، نتواند محکمه ای تشکیل داده و به اتهامات وجرایم اتفاق افتاده درکشورش رسیدگی کند یا اساسا صلاحیت این کار را بخاطر اعتراض طرف مقابل ازدست بدهد، منطقا این دادگاه بین المللی لاهه است که انجام این امر را با لحاظ حمیع جهات بعهده میگیرد و تنها رای این دادگاه است که به اجرا گذاشته میشود.

پس حکم دیوان عالی آمریکا که دادستان وقاضی و هیئت نظارتش همگی تحت کنترل خودش ( تحت کنترل کنگره ای دست راستی و زورگو تر ازدولت اش) باشد، فاقد وجاهت قانونی وغیر الزام آور است!!

دراین مورد آقای مهرداد هرسینی ممکن است این سئوال را مطرح کند:

پس چه شد که آمریکا راسا توانست این کار را بکند ؟

که جواب من این است که اتفاق افتادن یک دزدی قلدر منشآنه ، ابدا بمعنی مشروعیت داشتن دزدی نیست!

فعلا مالی ازما درجلوی چشم جهانیان ودر روز روشن دزدیده شده ودولت ایران موظف به اعاده ی آنست. همین!

ظاهر ، خکومت آمریکا که بیشترین تخلفات جهانی را اعم ازحمله به کشورها، بلوکه کردن قلدرانه ی دارائی های دیگران ، ایجاد شکنجه گاه ها در خاک کشورهای دیگر و … ، انجام میدهد ، بنفع اش ندیده که دراین دادگاه جهانی عضویت داشته باشد و به آرای صادره ازآن تمکین کند که این مسئله هم مسلما که تقصیر ما نیست!!

این بچه مرشد رجوی مینویسد:

” … تاکنون مردم ایران، دگر اندیشان و فعالان سیاسی و یاران و اعضاء مقاومت ایران و مجاهدین خلق در جای جای گیتی، بکرات آماج حملات کور تروریستی آخوندی قرار گرفته اند “.

هر اتفاقی که افتاده باشد ، بزرگی ومخرب بودنش به پای ترورها، حملات مشترک ومستقلانه به اراضی کشور ما و … نمیرسد که همگی بفرمان مستقیم مسعود رجوی اجرا شده است!!

اگر محاکمه ای دربین باشد، پس تکلیف رجوی واطرافیانش چه خواهد شد؟؟!!

یا این محاکمات شامل شماها که براساس عقاید فرقوی وحشتناک تان، خود را محور عالم میدانید ، نمیشود؟!

بدی این نتیجه گیری درآنست که اگر براستی هم محور عالمید وخورشید بخاطر مسعو ومریم طلوع وغروب میکند، چگونه است که به دریوزگی دیگران افتاده اید؟؟!!

حمید تبریزی

*** 

احمد صحوبیاخبار ایرنا: عضو سابق منافقین به همراه چهار همدستش در نیکشهر به هلاکت رسیدند

Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult) Our Men in Iran? (Seymour M. Hersh, The New Yorker, April 2012)

روز جهانی کار و کارگربه‌مناسبت روز جهانی کار و کارگر

Maryam Rajavi terrorist syriaگروهک منافقین (مجاهدین خلق، فرقه رجوی) رسما از داعش حمایت کرد 

مسعود رجوی جیش العدل تروریسممسعود رجوی جیش‌العدل را برادر خود خواند

ترورستهای داعش مجاهدین خلق فرقه رجوی عراقمجاهدین، اسرائیل، داعش و بازگشت مجاهدین به روزگار وصل خویش

غواصان شهید و جشن مجاهدین خلق فرقه رجویپایکوبی مجاهدین بخاطر شهادت غواصان ایرانی (رجوی: این کارناوال استخوان بود)

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24217

به یاد حلبچه ـ محمد حسین سبحانی

 محمد حسین سبحانی، ایران قلم، شانزدهم مارس ۲۰۱۶:… پس از گذشت سال ها تصاویر تلویزیونی خود گویای عمق این جنایت است. سطح کوچه های خاکی و خانه ها با خاک یکسان شده اند، این شهر دورافتاده و عقب نگاه داشته شده ی کردستان پر از اجساد مردان، زنان و کودکان و احشام و حیوانات است که زخم، خون و علائم انفجار رویشان دیده نمی شود. پوست اجساد بطرز عجیبی بی رنگ است، چشمها باز و خیره و از … 

مجاهدی،ن خلق و قتل عام اکراد عراق به فرمان مستقیم رجوی،حاج مسعود رجوی، نسل کشی کردها هم در راستای سرنگونی آخوندهای دجال بود؟

لینک به منبع

به یاد حلبچه ـ محمد حسین سبحانی

۶ مارس سال ۱۹۸۸ سالگرد کشتار مردم حلبچه توسط صدام حسین دیکتاتور سابق عراق به وحشیانه ترین شکل ممکن می باشد. سایت ایران قلم به مناسبت این روز و سالگرد فاجعه کشتار کردها توسط رژیم صدام حسین دیکتاتور سابق عراق برگ پنجم از ” برگی از تاریخ” را با مقاله ای از محمد حسین سبحانی که حدود ۱۰ سال قبل ، در تاریخ ۱۶٫۰۳٫۲۰۰۶، بمناسبت سالگرد فاجعه حلبچه توسط محمد حسین سبحانی نوشته شده است به همراه گزارش رادیو فردا بازنشر می کند.

http://www.iran-ghalam.de/2Haupt/642.HTM

مجاهدی،ن خلق و قتل عام اکراد عراق به فرمان مستقیم رجوی،

۱۶٫۰۳٫۲۰۰۷

برگی از تاریخ ـ سایت ایران قلم

www.iran-ghalam.de

مقاله محمد حسین سبحانی ـ ۱۷ مارس ۲۰۰۶

به یاد حلبچه

سازمان مجاهدین کتاب بسیار قطوری تحت عنوان تقویم تاریخ به چاپ رسانده است. در این کتاب مهمترین رویدادهای تاریخی ایران و جهان در هر روز، از نگاه مجاهدین نوشته شده است. بعضی بی اهمیت هستند و بعضی با اهمیت، اما من در این کتاب هرچه گشتم، نتوانستم نامی از” حلبچه ” پیدا کنم. چرا؟

مگر حمله شیمیایی رژیم صدام صدام حسین و سایر همکاران رجوی، به حلبچه در کردستان عراق که هزاران نفر ، کودک و پیر و جوان، قتل عام شدند، یک رویداد تاریخی نیست؟ چرا رجوی می خواهد این روز را به فراموشی بسپارد؟ رجوی بخوبی می داند که هر جا نام صدام حسین دیکتاتور سابق عراق بیاید، وی نیز باید به سهم خود پاسخ اعمال این دیکتاتور باشد، چه در سرکوب مردم عراق و چه در سرکوب مردم ایران.

در تاریخ ۱۶ مارس ۱۹۸۸ نیروهای ویژه صدام حسین، تحت فرماندهی“علی حسن المجید” پسر عموی صدام حسین که بعدهه به علی شیمیایی مشهور شد، به شهر کردنشین حلبچه حمله کردند. مردم این شهر به جرم خیزش علیه صدام حسین باید مجازات می شدند، بنابراین ابتدا نیروهای رژیم صدام حسین با آتش گلوله های توپ و خمپاره ساکنین این شهر را مورد تهاجم قرار دادند و سپس با انواع سلاح های شیمیایی به کشتار مردم این شهر پرداختند. تنها پس از گذشت چند ساعت از حملات شیمیایی صدام حسین، هزاران زن و مرد و کودک درحلبچه جان سپردند.

پس از گذشت سال ها تصاویر تلویزیونی خود گویای عمق این جنایت است. سطح کوچه های خاکی و خانه ها با خاک یکسان شده اند، این شهر دورافتاده و عقب نگاه داشته شده ی کردستان پر از اجساد مردان، زنان و کودکان و احشام و حیوانات است که زخم، خون و علائم انفجار رویشان دیده نمی شود. پوست اجساد بطرز عجیبی بی رنگ است، چشمها باز و خیره و از حدقه بیرون زده است،به نظر می رسد که هنگام کارهای روزانه، مرگ مانند صاعقه بر سرشان فرود آمده است. برخی فقط آنقدر توان داشته اند که خود را به آستانه در برسانند. مادران در آخرین لحظه کودکانشان را در آغوش کشیده اند و در صحنه ای دیگرآنجا پیرمردی خود را میان طفل شیرخواره و آنچه که نمی دانست چیست، سپر کرده است.

این جنایت که کودکان در آغوش مادران خود به قتل رسیده اند، دل هر انسانی را به درد می آورد. اما همان موقع نیز در قرارگاه های مجاهدین به جای پخش این تصاویر تلویزیونی، که در شبکه های تلویزیونی سراسر جهان به نمایش در آمده بود، فیلم های ملاقات مسعود رجوی و صدام حسین دیکتاتور عراق نشان داده می شد، و ما در بی خبری برای راهگشایی های!! ایدئولوژیکی و استراتژیکی رجوی دست می زدیم و هورا می کشیدیم.

گزارش رادیو فردا ـ نیما تمدن

در نوزدهمین سالگرد بمباران شیمیایی حلبچه درحالی فرا رسیده که به گفته مردم این شهر، دیگر هیچ اثری از صدام حسین و حکومت او نیست، اما زخم های برجای مانده همچنان ملتهب اند. هر روز ۱۶ مارس سال ۱۹۸۸ چند روز پس از درگیری های سنگین پیشمرگه های کرد با نیروهای ارتش عراق هواپیماهای نظامی بر فراز این شهر کردنشین به پرواز در آمدند و هنگامی که مهمات خود را تخلیه می کردند، دسته دسته شهروندان حلبچه نفس های آخرشان را می کشیدند .

انواع گازهای اعصاب، سارین، خردل و ترکیباتی از سیانور اثرات متفاوتی بر قربانیان می گذاشت: برخی می خندیدند؛ شماری مایعات سبز رنگ استفراغ می کردند و پوست بدن عده ای دیگر ملتهب و متورم می شد تا جان بدهند.

«همچون پرندگان می مردیم …»

عثمان علی غفور که در زمان رویداد کودکی ۱۰ ساله بود، آن روز را این چنین به خاطر می آورد:«من به چشم خودم دیدم که مردم مثل پرندگان جان می دادند. بعضی از مردم به سبب تاثیرات مواد شیمیایی در حال مرگ می خندیدند. وقتی هواپیماها بمب هاشان را می انداختند، ابتدا بوی خوبی به مشام می رسید، اما بعد همه پرنده ها از آسمان به زمین می افتادند و بعد انسان ها روی زمین می افتادند. همه این اتفاق ها تقریبا از ساعت یازده و نیم شروع شد و تا عصر ادامه داشت.»

پس از پایان جنگ ایران و عراق، با توجه به بروز جنگ داخلی میان احزاب کرد عراقی، زمینه ای برای نفوذ و سیطره احزاب اسلامی تندرو در شهر حلبچه فراهم شد.

حتی از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۳، شبه نظامیان اسلامگرای انصار الاسلام، کوهستان های شرق حلبچه را اشغال کردند اما با آغاز جنگ عراق، نیروهای آمریکایی با کمک پیشمرگه های کرد توانستند این منطقه را از کنترل انصارالاسلام خارج سازند . بشارت، مدیر مرکز اتحادیه جوانان کردستان در شهر حلبچه، وابسته به حزب دموکرات کردستان، به رادیو فردا می گوید همین قدرت گیری اسلامگرایان در دهه ۹۰ عامل عقب ماندگی حلبچه شد.

به گفته آقای بشارت در این ۱۹ سالی که از زمان وقوع بمباران شیمیایی حلبچه می گذرد و با توجه به تلاش رسانه ها برای جلب افکار عمومی به این شهر، میزان کمک ها و بازسازی حلبچه ناکافی بوده است : «مسئولان حکومتی از اتحادیه میهنی کردستان و یا حزب دموکرات که در این سال ها در راس هرم قدرت بودند، از نظر فرهنگی و یا زیرساخت های اقتصادی، خدمت چندانی نکردند. پارسال هم که دیدیم صدای مردم درآمد و بنای یادبود قربانیان حلبچه را به آتش کشیدند. این اعتراض های عمومی به نامساعد بودن شرایط و امکانات همچنان ادامه دارد و حتی مردم امسال هم مراسم رسمی برای یادبود قربانیان برگزار نمی کنند. چون از وضع معیشتی و وعده های تحقق نیافته مسئولان عصبانی هستند.»

در جریان اعتراض عمومی مردم حلبچه در سال ۲۰۰۶، بنای یادبود قربانیان به آتش کشیده شد؛ پلیس به روی هزاران تظاهرکننده آتش گشود و یک نوجوان ۱۴ ساله کشته شد .

به گفته مردم حلبچه هنوز هم ده ها بیمار و مجروح بازمانده از بمباران شیمایی با سختی به زندگی شان ادامه می دهند و در انتظار درمان هستند.

این گروه از مجروحان، غیر از افرادی هستند که از آسیب های روحی روانی و یا جسمی آن حادثه مانند عوارض پ.ستی یا نازایی رنج می برند.

زنان و جوانان؛ شهری بدون آرزو؟

حمیده جمال محمد، دختر پر انرژی ۲۸ ساله ای است که همه توان خود را صرف اداره مرکز آموزش و توسعه اجتماعی زنان در حلبچه می کند.

حمیده در زمان بمباران شیمیایی ۹ سال داشته و بسیاری از اعضای خانواده اش را در این حادثه از دست داده است.

او سال های سخت آوارگی در ایران را به خاطر می آورد و می گوید از سال ۲۰۰۱ که این مرکز فرهنگی را برای زنان راه اندازه کرده وضع روحی زنان بهتر شده است:« بعد از ۱۹سال که از حادثه حلبچه می گذرد ما خیلی خوشحالیم که امسال صدام حسین و یارانش اعدام شده و به سزای کارشان رسیدند. ولی حالا مشکل ما این نیست که برایمان خانه و جاده درست کنند، مشکل اصلی ما روحی است. مربوط به ضربه ای است که در پی شهادت ۵ هزار تن از مردم این شهر به ما وارد شده. می خواهیم که مقامات بیشتر در زمینه های فرهنگی و اجتماعی به ما کمک کنند. اکثر قربانیان حادثه حلبچه زن بودند و حالا هم اصلی ترین کسانی که جور ناملایمات را تحمل می کنند زنان هستند که آسیب پذیرترند.»

حمیده و شماری دیگر از زنان حلبچه گرچه با اندک حمایت مالی که از سوی مقامات سلیمانیه دریافت می کنند به کارشان ادامه می دهند، اما در این مدت توانسته اند با دایر کردن کتابخانه، کلاس های خیاطی و کامپیوتر و زبان انگلیسی و یا تشکیل تیم های ورزشی بانوان به تغییر روحیه زنان حلبچه کمک کنند.

زنان حلبچه به گفته آگاهان در سال های پس از بمباران شیمیایی و آوارگی در ایران و همزمان با قدرت گیری گروه های اسلامی در این شهر، به تدریج از هویت کردی خود دور شده اند تاحدی که امروزه کمتر دختری در این شهر با لباس های رنگارنگ کردی دیده می شود.

اغلب دختران در عوض ترجیح می دهند از پوشش رایج در ایران یعنی مانتو و مقنعه یا روسری استفاده کنند.

در حلبچه ای که نزدیک به ۵۰ هزار نفر جمعیت دارد، حمیده، مدیر مرکز فرهنگی زنان از تلاش هایش برای احیای فرهنگ کردی میان زنان این شهر می گوید:«حالا همه سعی ما در این مرکز این است که به سیمای واقعی حلبچه در سال های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ بازگردیم. به آن روزهایی که در دهه ۴۰ میلادی در اینجا فرماندار زن داشتیم. قبلا گروه های نقاشی و موسیقی زنان در این شهر فعال بوده اند و زنان آزادی بیشتری داشته اند. ما تلاش می کنیم به آن روزها برگردیم. در عین حال سعی می کنیم همزمان با بازگشت به ریشه هایمان، نگاهی به آینده هم داشته باشیم، مثلا مسایل مربوط به زنان در دنیای مدرن و یا به کارگیری تکنولوژی معاصر. البته چون در ایران بوده ایم ناخودآگاه از پوشش مانتو و روسری تاثیر گرفته ایم.»

در مرکز جوانان حلبچه، همه از نبود امکانات فرهنگی و ورزشی می گویند از اینکه از یک سینما یا سالن تئاتر و یا ورزشگاه در این شهر اثری نیست و حتی به گفته مدیر این مرکز، حلبچه حتی جایی مثل کافی شاپ ندارد که جوان هایش آنجا بنشینند.

بشارت، مدیر مرکز اتحادیه جوانان حلبچه، در میان جمعی از دختران و پسران جوان این شهر به ما می گوید:« اگر بخواهم جوانان حلبچه ای را در یک کلام تعریف کنم مجموعه افرادی هستند که برخلاف همسن های خود در دیگر کشورها، به دور از هرگونه رویا و آرزو روزگار می گذرانند.»

(پایان)

***

فیلمی از حمله شیمیایی به حلبچه

http://youtu.be/MoVcUov9fSE

(Maryam Rajavi directly ordered the massacre of Kurdish people)

همچنین:

مصاحبه سبحانی با سیاوش رستار آخرین فرد جداشده از مجاهدین در آلبانی ـ قسمت چهارم

 ایران قلم، بیست و چهارم فوریه ۲۰۱۶:… سازمان مجاهدین خودتون میدونید که با دجالیتهای خاص خودش و نشستهایی که مسعود رجوی می گذاشت، کتمان یکسری حقایق را میکرد ولی توی محفلهای درونی خب من مهرداد بهره وند رو دیدم که بنگال و اتیش زد اومدم بعدشم یخه شو گرفتم و گفتم مهرداد ببین تواین بنگال و اتیش زدی وسایلهای ما توی آن بود
 
 
محمد حسین سبحانی، ایران قلم، بیست و سوم ژانویه ۲۰۱۶:… در زندان ابوغریب ما با هم در بند ۲ بودیم، او خاطره هایی از برادر کوچکتر من که او هم در زندان قزل حصار در حبس بود، داشت و گفتگو با او برایم دوست داشتنی بود و یاد برادرم حسین را برایم زنده می کرد. یک روز حمید رضا از من پرسید، محمد تو اگر
 
 
محمد حسین سبحانی، ایران قلم، بیست و نهم دسامبر ۲۰۱۵:… در مبارزه مسالمت آمیز و پرهیز از خشونت، رهبران اولین قربانیان هستند و فدای هزاران میشوند، اما در استراتژی “خشونت و ترور”، رهبران هزاران نفر را قربانی میکنند، و خود را به اروپا وخانه های امن میرسانند …
 
 
و در این بستر فرقه ها بطور خودجوش و آتودینامیک محصولات ایدئولوژیک و سیاسی و فرهنگی خود را تولید و پرورش می دهند، که بعد ها این محصولات تبدیل به” ویژگی های” یک فرقه می شوند و در فرقه به عنوان “روش ومنش” نهادینه می شوند. یکی از ویژگی های برجسته فرقه ها “عدم تحمل و ظرفیت انتقاد پذیری