مخارج باز اسکان مجاهدین لیبرتی نشین

مخارج باز اسکان مجاهدین لیبرتی نشین

 Behzad_Alishahi_2بهزاد علیشاهی، کانون وبلاگ نویسان مستقل ایرانی، چهاردهم می 2016:…  بازهم سازمان فروش اموال ساکنان لیبرتی را بهانه کرده است تا بیشتر در عراق بماند ِ او که تا دیروز از کمبود امکانات در لیبرتی در حد صفرو زیر صفر اطلاعیه میداد حالا میخواهد با فروش این وسایل زیر صفر و زیراستاندارد مخارج باز اسکان آنها را در خارج از عراق و لابد … 

کمپ لیبرتی مجاهدین خلق فرقه رجویاغلب افراد تحت سیطره فرقه مجاهدین در کمپ لیبرتی دچار بیماریهایی روحی و جسمی شده اند

لینک به منبع

مخارج باز اسکان مجاهدین لیبرتی نشین

بهزاد علیشاهی

بهزاد علیشاهی

آقای بهزاد علیشاهی

 مسعود رجوی چند بار منجمله موقع تحویل سلاح به آمریکاییها و خلع سلاح ارتش آزادیبخش و تبدیل پادگان به کمپ پناهندگی و رزمنده مجاهد به پناهنده گفت که بین اسب و سوار ، من سوار را انتخاب کردم اگر این حرف فقط شعار و از سر لاعلاجی نبوده باشدباید انتخاب همیشگی بین اسب و سوار در منطق مجاهدین همین باشد که متاسفانه نیست و بارها در ماجرای اشرف و لیبرتی دیدیم که سازمان چه سوارکارانی را نه برای اسب که برای دیگ و قابلمه و گاز و کولر به کشتن داد . انتخاب شخص رجوی و سازمانش هیچوقت اسب و سوار نبوده است . اینکه بعد از هر عملیات بیهوده و کشته دادنی مسعود رجوی در نشست هایش میگفت حاضربودیم ده برابر هم شهید بدهیم ویا اگر ده برابر شهید میدادیم می ارزید ویا ما محاسبه کرده بودیم ده برابر این شهدا را بخوبی نشان میدهد که اعضا هیچ ارزشی برای شخص رجوی و سازمان ندارند کما اینکه بسیار مثال دیگرهم میتوان زد ، انهدام قرارگاههای مناطق کردنشین ویا تخلیه قرارگاه و جابجایی ها و ول کردن وسایل و از بین بردن خودروها و زرهی ها ی اهدایی صدام و تحویل سلاح و…. هم نشان میدهد که البته انتخاب اسب هم نیست ، بله انتخاب اصلی مجاهدین زمین سوارکاری بود ( اشرف و عراق ) زمینی برای سوارکاری رهبران سازمان و خودنمایی و عرض اندام ، زمینی صاف برای رقص رهایی و زمینی که بصورت شعار در آمده بود ، گرچه این زمین بدون صدام کارایی نداشت اما ماندن اعضا در این زمین حتی بصورت دفن شده در آن برای سازمان که از چشم انداز خروج و متلاشی شدن اجبارات تشکیلاتش می هراسید بسا بسا بهتر بود و هست.

بازهم سازمان فروش اموال ساکنان لیبرتی را بهانه کرده است تا بیشتر در عراق بماند ِ او که تا دیروز از کمبود امکانات در لیبرتی در حد صفرو زیر صفر اطلاعیه میداد حالا میخواهد با فروش این وسایل زیر صفر و زیراستاندارد مخارج باز اسکان آنها را در خارج از عراق و لابد در آلبانی تهیه کند .

اگر واقعا سوار مهم است و بازاسکان آنها دغدغه مجاهدین است چرا مخارج یک جلسه سخنرانی خانم رجوی که فقط برای بازتاب در سایتهای زنجیره ای بدون بازدید کننده خودشان کاربرد دارد را به این کار اختصاص نمیدهند ؟

چرا یک جلسه گلریزان ادعایی سیمای ماهواره ای خودشان را که ادعاهای مبالغ گزاف بابت آن دارند و فقط استفاده داخلی و پولشویی دارد را به این کار اختصاص نمیدهند ؟

ماندن بعنوان پناهنده در عراق برای مجاهدین یک امر محال است و بزودی اثرشان از خاک عراق پاک خواهد شد ِ در آلبانی هم البته نمیتوانند برای مدت طولانی افراد را در حصارهای بنده ساز تشکیلاتی نگهدارند و آنها راه خودشان را پیدا کرده و با جهان خارج ارتباط پیدا میکنند ِ امیدوارم که سازمان یکبار و فقط یکبار برای همیشه با منطق و احساس مسئولیت برخورد کرده و بخاطر مطامع کوتاه مدت عمر و جان اعضا را به بازی نگیرد و از ترفندهای تبلیغاتی و مظلوم نمایی دست بردارد مانع تلاشهای بین المللی برای نجات اعضای گرفتار نشود .

لینک به اطلاعیه مجاهدین خلق که چندین گروه تاجر را برای اموالی که تا دیروز از زیر صفر بودن آن اعتراض داشتند دعوت کرده اند و با پول این اموال میخواهند مجاهدین را در خارج از کشور بازاسکان دهند.

*** 

خانواده ها کمپ لیبرتی سپتامبر 2015لیبرتی: سودای ارتش آزادی و ماجراجویی رهبرانش

unhcr logoنامه سرگشاده ۷۲ نفر از اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق در اروپا و آمریکای شمالی به رئیس کمیساریای عالی پناهندگی

احسان بیدی سیاوش رستارEhsan Bidi and Siavosh Rastar – who have no accommodation or money because this is supposed to be provided by Mojahedin Khalq terrorist group which they left

Can Albania deradicalise Mojahedin Khalq Rajavi cultCan Albania Meet its Obligations and De-radicalize an Influx of Terrorists into Europe?

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=25068

تیمسار مسعود رجوی،همسرش و آقای خزایی گماشته اش 

Behzad_Alishahi_2بهزاد علیشاهی، کانون وبلاگ نویسان مستقل ایرانی، دوازدهم می ۲۰۱۶:…  موضوع مقاله آقای خزایی که شامل صد و بیست و پنج خط است بطور خلاصه این است که : برخی جداشده ها و خائنین و منتقدین هرکاری علیه آنها از طرف سازمان انجام میگیرد را فکر میکنند که مسعود رجوی دستورش را صادر کرده این افراد متوهم هستند و باید بدانند که مسعود رجوی مانند یک تیمسار اصلا وقت ندارد که به این آدمها فکر کند چه رسد به اینکه … 

مزدور پرویز خزایی مجاهدین خلق ارتش خصوصی صدام حسینگزارش پرویز خزائی و طرح یک پرسش: مخاطب اصلی “گزارش تا این تاریخ” چه کسی است؟

لینک به منبع

تیمسار مسعود رجوی،همسرش و آقای خزایی گماشته اش

بهزاد علیشاهی

تیمسار مسعود رجوی،همسرش و آقای خزایی گماشته اش

مجاهدین خلق شورایی راه انداخته اند و به یک عده آدم طبق اسناد و مدارک خودشان که درمورد مستعفی ها رو کرده اند پول میدهند بابت پرخاشگری و فحاشی به منتقدین و جداشده های سازمان .این عده آدم قلم به مزد مجبورند سفارشی به سمت هرکس سازمان با انگشت اشاره نشان داد حمله کنند که این هم از هجوم جمعی و سازمان یافته آنها معلوم است . سازمان هم خبالش راحت است که خارج از چهارچوب تشکیلات کسانی را دارد که یقه جر بدهند ِ گرچه بضاعت این عده باعث شده که مطالبشان فقط در سایتهای خود مجاهدین درج شود و بس اما همینکه کسی ادعا میکند که مجاهد نیست و سنگ مجاهدین را به سر و سینه میکوبدکافی است که اسباب عیش مجاهدین فراهم شود.

یکی از این عمله طرب مجاهدین که مقاله اش را وجب میزند و مزدش را میگیرد آقای پرویز خزایی است ،او البته برای چند وجب بیشتر شدن مقاله اش مثال میزند و جوک مینویسد و لری و فارسی را قاطی میکند و…… که از آنجا که زندگی در خارج از کشور و سیر کردن شکم زن و بچه مخارج دارد هرجی به این کارش نیست و ما هم از آن میگذریم .

ایشان اخیرا مطلبی نوشته اند که نامش «گماشته شارلاتان دوم» است . ترتیب اسم مقاله و نام نویسنده چنان درسایت مجاهدین پشت هم قرار گرفته که به ذهن هر بیننده ای خطور میکند گماشته شارلاتان دوم همین آقای خزایی است . بخصوص اگر کسی با ادبیات ایدئولوژیک مجاهدین آشنا باشد وبداند جایی همه زنان شورای رهبری خود را کلفت دوم مریم رجوی می نامیدند .اما با خواندن مقاله این حدس که مریم رجوی بعد از مسعود شارلان دوم است و آقای خزایی گماشته اش اشتباه از آب در می آید و می فهمیم موضوع چیز دیگری است .

موضوع مقاله آقای خزایی که شامل صد و بیست و پنج خط است بطور خلاصه این است که : برخی جداشده ها و خائنین و منتقدین هرکاری علیه آنها از طرف سازمان انجام میگیرد را فکر میکنند که مسعود رجوی دستورش را صادر کرده این افراد متوهم هستند و باید بدانند که مسعود رجوی مانند یک تیمسار اصلا وقت ندارد که به این آدمها فکر کند چه رسد به اینکه دستوری صادرکرده باشد.

از آقای خزایی باید چند سوال پرسید:

۱- آیا اعضای شورا اینقدر به رهبری سازمان و شخص مسعود رجوی نزدیک هستند که بدانند چه دستوری به کی داده است ؟ اگر اینطور است لابد باید بدانند اینهمه سال آقای رجوی چرا پنهان شده و اصلا کجا هست .

۲- آیا اقای خزایی صدای شخص مسعود رجوی را که فرمان حمله به مخالفان و جداشدگان را داده واز اشخاص خاص هم نام برده تکذیب میکند یا آنموقع هنوز مسعود رجوی به درجه تیمساری نزسیده بوده ؟

۳- آنهمه کار و شلوغی سر آقای رجوی که برشمرده اید چنانکه وقت نمیکند به جداشدگان و منتقدین فکر کند چیست ؟ سازمان که کارش در داخل کشور شده سالی یکبار فراخوان دادن برای ترکاندن ترقه در چهارشنبه سوری و در خارج کشور هم سالی یکبار فراخوان برای جمع کردن تماشاچی در جلسه سخنرانی خانم رجوی پس آقای مسعود رجوی که حالا به جبر تاریخ انقلاب ایدئولوژیکش را هم از دست داده و دستش از زنان شورای رهبری و تماشای رقص رهایی کوتاه شده اینهمه گرفتاریش بابت چیست؟

یاد یکی ازمکالمات مسعود رجوی با ژنرال حبوش افتادم که حبوش از مسعود رجوی انتقاد کرداه بعد از اینهمه سال اقامت در عراق و خدمت به صدام چرا عربی یاد نگرفته اید که آقای ابریشمچی همان برادر شریف که مثل شما آقای خزایی خودش را مسول خودشیرینی و چاپلوسی از برادر مسعود میدانست پاسخ داد که برادر مسعود اصلا وقت ندارد و گاه میشود که چند شب نمیخوابد و برادران موظف شده اند که هر نیم ساعت اوضاع داخل ایران و تیم های عملیاتی را به او گزارش بدهندحتی غذا نخوردن او گاه مارا نگران میکند که بلافاصله ژنرال حبوش رندانه پاسخ میدهد که خود سید الرئیس صدام حسین با همه مشغله رهبری حزب و کشور و جنگ ( و سازمان شما ) آنهم در عرصه داخلی و بین المللی اینقدر که شما میگویید سرش شلوغ نیست.

آقای خزایی در ابتدای مطلبش مینویسد:اکنون می پردازیم به یک موجود دیگر، که اوهم در این فضای راحت و رفاه پناهندگی- که به یمن، و به علت ریزش باران وار خون هزاران شهید مقاومت و اپوزیسیون داخل و خارج کشور، میسر شده است-، به یک موجود مضحک، و رفته رفته مضحک تر، بدل و بدل تر شده است.

من که در مطلب قبلی ام « زالوی مجاهدین و سرخ رگ پناهندگی »توضیح داده بودم که مجاهدین خودشان را تمام و کمال صاحب حق پناهندگی میدانند و میخوانند و میخواهند بابت این حق تا جایی که میشود از پناهندگان امتیاز بگیرند اما اینکه مینویسد فضای راحت و رفاه و با این مشخصش میکند که معلوم میشود خودش هم در «‌این » است باید به عرضش برسانم که همه پناهندگان مثل شما حقوق شورایی ندارند و بسیاری مشغول به کارهستند و راحت و رفاه شما را ندارندبرای همین است که برخلاف نظریه منیع تان همه نمیتوانند مثل شما در اثر رفاه و راحت مضحک ومضحک تر شوند رجوع کنید به داستان کارپاکان را قیاس از خود مگیر ( حکایت بقال و طوطی دفتر اول مثنوی بخش یازده ).

آقای خزایی در کلام آخر و در ذیل آن شمارگانی که از یک تا سه برشمردم باید به چهار اشاره کنم

۴- مسول همه تهمت ها و حمله ها به مخالفین و منتقدین سازمان کما اینکه مسولیت هم جرم وجنایت ها و قتل ها و ترورها و ….مسول همه اعتماد و امید از دست رفته کما اینکه مسول همه خون و رنج هایی که هدر شد تا آرمان آزادی سر از حرمسرای مسعود رجوی در‌آورد همانا رهبر عقیدتی این سازمان است که شخص مسعود رجوی باشد حالا مقامش میخواهد تیمساز باشد یا همانطور که خودش ادعا میکرد نماینده خدا و امام عصر . شما هم بجای اینهمه قلم زدن و تطهیر دست خونالود جنایت بهتر است نانتان را از جایی دیگر به کف آورده و به غفلت بخورید گرچه ممکن است رفاه و راحتی که گفتید در کار نباشد اما لااقل وجدانتان آسوده است و اینهمه زور زدن و مشق کردن نیاز ندارید.

(پایان)

*** 

بهزاد معزی مجاهدنی خلق فرقه رجویاز “دریوزگی قلم به مزدان فرقه رجوی” تا “نمونه فریبکاری تبلیغاتی مجاهدین خلق”

پوستر مجاهدین خلق فرقه رجوی روز کارگردگردیسی مجاهدین در بزرگداشت روز جهانی کارگر

رجوی مجاهدین خلق اسرائیلوقاحت و رذالت سیاسی

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24993

زالوی مجاهدین وسرخ رگ مسئله پناهندگی 

behzad_alishahiبهزاد علیشاهی، کانون وبلاگ نویسان مستقل ایرانی، هفتم می ۲۰۱۶:… هنوز هم مجاهدین خلق به پناهندگان ایرانی خارج کشور نیاز دارند و اگر نتوانند انگل وار نیازهای خود را از پناهندگان برطرف کنند سعی میکنند آنها را به جان هم بیندازند یا علیه آنها توطئه کرده وبرایشان مسائل حقوقی و قانونی ایجاد کنند. بعد از شکست توطئه هایشان امکانی فراهم شد که بسیاری از اشخاص حقیقی و سیستمهای کاری مجاهدین در این باره … 

ژست مضحک دفاع از حقوق پناهندگی توسط شورای فرقه ای مجاهدین

احسان بیدی سیاوش رستارمعامله هیلاری کلینتون با آلبانی تضمین میکند که اعضای مجاهدین خلق (فرقه رجوی) همچنان تروریست بمانند.

لینک به منبع

زالوی مجاهدین وسرخ رگ مسئله پناهندگی

بهزاد علیشاهیپناهندگی بعنوان یک حق وحتی نه یک اقدام حقوق بشری یا دلسوزانه در قوانین بین المللی به ثبت رسیده است . هیچ پناهجویی بابت این حق به هیچ نهاد یا دستگاه و سازمانی بدهکار نیست . اما متاسفانه از همان ابتداکه مجاهدین خلق خاک وطن را ترک کردند و برای خدمت به بیگانگان کمربستند و در عراق و کشورهای اروپایی و غربی ساکن شدند ،حق پناهندگی را مورد وقیحانه ترین سواستفاده ها قرار دادند که تیتر وار بخشی از آن را برمیشمارم:

شکارپناهندگان به تنگ آمده از غربت و مشکلات برای عضویت در فرقه و انتقال به عراق برای شرکت در عملیاتهای بیهوده و استفاده بعنوان گوشت دم توپ ارتش صدام.

استفاده مالی و گرفتن حق وحقوق پناهندگان منتقل شده تا ماهها و سالها با در اختیار داشتن مدارک و استاد آنها

تحت فشار قرار دادن پناهندگان برای به خدمت گرفتن آنها از طریق تجسس در کیس پناهندگی آنها و مدارکی در نقض گفته هایشان به سیستمهای پناهندگی

نفوذ در سیستمهای پناهندگی با شبکه ای از مترجمین و وکلای که توانستند با پول به خدمت بگیرند

درست کردن کیس های جعلی برای پناهندگان تازه وارد تا در ازای خدمات اخذ پناهندگی بتوانند آنها را بطور تمام وقت به خدمت در آورند.
سواستفاده از دلتنگی ها و خستگی پناهندگان و کشاندن آنها به جلسات مریم رجوی در فرانسه با وعده های گردش و مسافرت مجانی به فرانسه .

مجاهدین چون متوهمانه خود را یگانه اپوزسیون جمهوری اسلامی میدانند حق خود میدانند که هر ایرانی مخالف که درخواست پناهندگی داده یا باید با آنها باشد و اگر نیست نباید پناهندگی اش پذیرفته شود بخصوص اگر آن شخص منتقد آنها نیز باشدبه همین دلیل بخشی از تلاش خود را صرف کارشکنی در ریل پناهندگی ایرانیان کردند که عبرت دیگران قرار گرفته و بیشتر بتوانند از پناهندگان سو استفاده کنند.

سواستفاده برای مقاصد ایدئولوژی فرقه ای مثل جداکردن مادران از فرزندانشان و انتقال فرزندان از عراق به نزد پناهندگان به خدمت گرفته شده در اروپاو…..(شاید خودسوزی وتحرکات خشن در اروپا برای فشار بر دولت ها را بتوان در همین دسته جا داد)

فشار بر پناهندگان دیگر و تهدید آسیت دیدگان از فرقه و وادار کردن آنها به سکوت با استفاده از پناهندگان به خدمت گرفته شده.

گرفتن اسم و ایمیل پناهندگان در سفرهای تفریحی -آکسیونی به پاریس برای سواستفاده در پتیشن ها و نامه نگاریها بدون اینکه روح صاحب ایمیل هم با خبر باشد.

نامه نگاری و تلاش برای اخراج پناهندگان معترض به فرقه تا نانشان از این منبع قطع نشود و ایرانیان پناهنده از این سواستفاده ها باخبر نشوند.

و البته هزاران هزار زیر تیتر دیگر از این دست را میتوان شمرد بخصوص اگر وارد جزییات شده و موارد بالا کشیدن اموال پناهندگان و ایرانیان منتقل شده به عراق و سواستفاده از احساسات مردم اروپا با توسل به پناهندگان و موارد شخصی تر و فاکتهای حقوقی …………را برشماریم که البته وقت و تحقیق لازم را نیاز دارد.

خوشبختانه در حال حاضر زمان بسیاری از این سواستفاده به سر آمده و مجاهدین در بسیاری از این موارد دیگر حنایشان رنگی ندارد به حدی که دیگر حتی برای جمع کردن نیرو ی نمایشی در جلسات خانم رجوی دست به دامان خرید بازیگر و دانشجویان مشتاق سفر ملیت های دیگر میشوند. دیگر حتی اقدامشان برای وادارنمودن یک پناهنده به سکوت و طرح اخراج او با همه لابی گری و مخارج گزاف نیز به جایی نرسیده و برعکس علیه خودشان نتیجه میدهد.

حالا مجاهدین خلق که خود را متولی پناهندگی و صاحب حق اعطای پناهندگی به ایرانیان میدانستند کارشان به جایی رسیده که درخواستشان این است که آنها را بعنوان پناهنده بپذیرند آنهم پناهنده در کشوری مثل عراق .

با همه اینها باز هم به پناهندگی بعنوان یک اهرم و یک عامل بقا نگاه میکنند هنوز فکر میکنند اگر حقوق پناهندگی و امتیازات و خدمات آن نا کافی باشد اعتضایشان در آلبانی و حتی سایر ایرانیان دیگر در اروپا به آنها که خدمات و حقوق بیشتری میدهند روی خواهند آورد . هنوز هم با صرف هزینه های هنگفت در اروپا بخصوص در آلمان میخواهند پناهندگان ایرانی را جذب و با دادن خدمات مالی و حقوقی آنها را به خدمت در آورده و علیه منتقدین خود به کار بگیرند .

هنوز هم مجاهدین خلق که دستشان از ایران کوتاه است به پناهندگان بعنوان بخشی از ایران در دسترس ،که امورات جاری آنها را حل میکند نگاه میکنند .

هنوز هم مجاهدین علیه پناهندگان تجسس و توطئه میکنند هنوز هم به آنها بعنوان ابزار پولشویی نگاه میکنند هنوز هم به آنها بعنوان حامیان فرضی نگاه میکنند که میتواند پارلمانترها را به خدمت در آورد .(در توضیح این دو مورد باید بگویم که مجاهدین به اسم کمک مالی ایرانیان پناهنده بخشی از پولهای کثیف خود را سفید میکنند و با اسم همین پناهندگان به پارلمانترها بعنوان تشکر شخصی به دلیل حمایت از مجاهدین پول داده و آنها را با پولهای اندک ولی از اشخاص زیاد که اندک اندک جمع گردد وانگهی دریا شود به خدمت در میاورند )

هنوز هم مجاهدین خلق به پناهندگان ایرانی خارج کشور نیاز دارند و اگر نتوانند انگل وار نیازهای خود را از پناهندگان برطرف کنند سعی میکنند آنها را به جان هم بیندازند یا علیه آنها توطئه کرده وبرایشان مسائل حقوقی و قانونی ایجاد کنند.

بعد از شکست توطئه هایشان امکانی فراهم شد که بسیاری از اشخاص حقیقی و سیستمهای کاری مجاهدین در این باره ومرکز توطئه هایشان مشخص شود که بخشی را بصورت قانونی ودر غالب شکایت و بخشی را برای آگاهی عموم و بصورت افشاگری بیان خواهم کرد.

دست مجاهدین از پناهندگان همچنان که از خلق ایران کوتاه شده باید کوتاه شود چرا که این فرقه خشن و بی منطق فقط به فکر سواستفاده از آنان است و باید بداند که شیوه های تهدید و تطمیع و کارشکنی و ….. دیگر سودی ندارد.

(پایان)

*** 

بهزاد علیشاهی: آقای رجوی کجای معادله سرنگونی ایستاده؟ درباره پیام مسعود رجوی خطاب به خامنه ای و رفسنجانی

قربانیان رجوی پاریسبهزاد علیشاهی: چرا سازمان مجاهدین یک” فرقه ” خطرناک است و یک سازمان سیاسی نیست؟

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=23638

سی و هشت سال حسرت – سی و هشت سال حسرت فرقه رجوی و سالگرد انقلابی که نتوانستند سرقت کنند 

مجاهدین خلق بفرقه رجویکانون وبلاگ نویسان مستقل ایرانی، چهاردهم فوریه ۲۰۱۶:… مجاهدین دوست دارند انقلاب پنجاه و هفت را انقلابی سرقت شده بخوانند ، آنها برای خود و هوادارانشان وانمود کرده اند که بانی و باعث انقلاب آنها بوده اند و این انقلابی که رهبرش مسعود رجوی بوده بعد از سرقت انقلاب اسلامی نام گرفته است ، این خیال خوش وتصاویری ازآرم مجاهدین و عکس مسعود در جریان انقلاب تمام رویایی است که مجاهدین به آن دلبسته اند . مسعود رجوی با ارئه … 

زنان نجات یافته از فرقه رجوی مجاهدین خلقاهمیت جدایی زنان از فرقه رجوی

لینک به منبع

کانون وبلاگنویسان مستقل ایرانی 

سی و هشت سال حسرت

فرقه رجوی و سالگرد انقلابی که نتوانستند سرقت کنند

مجاهدین دوست دارند انقلاب پنجاه و هفت را انقلابی سرقت شده بخوانند ، آنها برای خود و هوادارانشان وانمود کرده اند که بانی و باعث انقلاب آنها بوده اند و این انقلابی که رهبرش مسعود رجوی بوده بعد از سرقت انقلاب اسلامی نام گرفته است ، این خیال خوش وتصاویری ازآرم مجاهدین و عکس مسعود در جریان انقلاب تمام رویایی است که مجاهدین به آن دلبسته اند . مسعود رجوی با ارئه تئوری انقلاب نه مرده و نه خاکستر شده است سعی کرد که فرقه اش را پرچمدار و صاحب انقلابی نشان دهد که هنوز در جریان است و تا محقق شدن اهدافش که لابد رهبری مسعود و ریاست جمهوری مریم است ادامه پیدا خواهد کرد.

مسعود رجوی رهبربلامنازع و مفقود فرقه با همه تئوری بافی های روشنفکرانه اش فراموش کرده که انقلاب بدون حضور مردم چیزی است مانند تهیه نیمرو بدون استفاده از تخم مرغ . رجوی نه تنها خود را بی نیاز از خلق میداند و با تغییر سربرگهایشان از بنام خدا و بنام خلق قهرمان به بنام خدا وبه نام مسعود و مریم بی نیازیشان را علنی میکند بلکه به جنگ همین خلق قهرمان سابق هم رفته و تا جایی که میتواند در حملات چریکی آنموقع که توانش را داشت وحمله لفظی و پرتاب آجر به خانواده امروز که مستأصل است ونیز فحاشی ومزدور خواندن به این مردم میتازد، در تناقضی آشکار درست آنجا که به ارتش آزادیبخش امروز ورشکسته و تانکهای صدام حسین امروز قراضه اش دل بسته بود بازهم رجوی در نشست ها افتخار میکرد که روزی در دانشگاه تهران هزارها نفر برای کلاسهای تببین قرآن او حاضر میشدند و فلان متینگش فلان قدر جمعیت حاضر بود و …. این مالیخولیا چندان گریبان رجوی را گرفته بود که هر از چند گاهی برای رفع دلتنگی افراد خودش همان ارتش آزادیبخش را فرا میخواند تا جملگی در نشستی حاضر شده برایش دست بزنند و سرود بخوانند و شعار سر دهند ، حتی از صدام خواست که در بازدیدش از کربلا گروهی را وادارد که در استقبالش حاضر باشند و چون صدام اجازه داد رجوی با هر نفر صد دینار جمعی را به شدت بازرسی شده به استقبال خود گماشت و لابد همین مالیخولیاست که امروز با وعده تفریح در پاریس و سفر مجانی و گاه پول اهل کشورهای دیگر از سیاه و سفید را فرامیخواند تا برای رجوی این بار مریم در فرانسه شعار بدهند. و بخاطر همین است که این جلسات مثل کنسرت ها نیست که گاهی در کشورهای دیگر هم برگزار شوند چرا که ظاهرا شرکت کنندگان به عشق جاذبه های توریستی پاریس می آیند نه رجوی ها.

مجاهدین مدعی اند انقلابشان سرقت شده که اسناد و مدارک انقلاب را فراموش کرده اند البته سانسور و تحریف کرده وبه فراموشی سپرده اند و خودشان هم باورشان شده که سکان دار اصلی انقلاب بوده و کنارگذاشته شده اند . مجاهدین خلق اگر به عکسها نگاهی می انداختند میدیدند که تمام تیترهای قبل از بهمن پنجاه و هفت در جراید به نام آیت الله خمینی زده میشود و باز اگر قدرشناس بودند و به توالی تاریخی وقایع نگاهی می انداختند میدیدند که آزادیشان از زندان بخاطر شعار زندانی سیاسی آزاد باید گردد بود که قبل تر همان‌آیت الله خمینی درخواستش را کرده بود و روحانیون فراخوان تظاهراتش را داده بودند . وباز اگر منصف بودند در می یافتند که همان اعتبار و قدری که در دوران قیام داشتند بخاطر حمایت و دفاع آنها از آیت الله خمینی بود وبس از اینکه به عکس رجوی با او افتخار میکردند یا برایش سرود میخواندند ویا میخواستند حفاظتش را تامین کنند و ….. به عکسها در پایان همین مطلب نگاه کنید.

در واقع مجاهدین میسوزند و حسرت میخورند که نتوانسته اند انقلاب را سرقت کنند و میپندارند که اگر رهبرانشان زندان نبودند میتوانستند همین فرقه ای که امروز دارند را زودتر تشکیل داده و با تشکیلات منسجم به راحتی انقلاب را بدزدند اما باور کنید حتی در این مقوله هم اشتباه میکنند چرا که لازمه فرقه فقط شور و هیجان نا آگاهانه تنها نیست و البته که آنموقع از کمک های بی دریغ صدام وعربستان خبری نبوده است .

مجاهدین با سوار شدن بر شور و هیجان مردم و لفاظی و مداحی برای آیت الله خمینی توانستند رهبران بدنام خود را که در زندان ساواک برای نجات از اعدام آدم فروشی کرده بودند را از بدنامی برهانند و اگر به همین راضی بودند واز قصد سرقت وتصاحب انقلاب دست میکشیدند شاید شرایطی دیگر رقم میخورد و البته اگر موفق به سرقت انقلاب میشدند شاید …….

خیالپردازیهای مجاهدین دقیقا از این دست است.

البته رجوی برای این سرقت بیش از حد مایه گذاشت و بها پرداخت او سعی کرد به آیت الله خمینی نزدیک شود ، ملیشیا تشکیل داد ، سعی کرد با خدمت و جاسوسی برای شوری آنموقع حمایت ابرقدرت دم دست را به چنگ آورد ، میدان انتخابات را با شعارهای پوپولیستی امتحان کرد ، زنش را درخانه تیمی با رفیقش رها کرد وبرای کسب اعتبار خودش مرگ آنها را رقم زد و …وشاید بخاطر همین تلاشهای نافرجام است که این حسرت و افسوس سی و هشت ساله نه تمام شده و نه کم ودرمان شده است .

عکسهایی از قبل از انقلاب و دوران قیام

مجاهدین خلق بفرقه رجوی

مجاهدین خلق بفرقه رجوی

مجاهدین خلق بفرقه رجوی

مجاهدین خلق بفرقه رجوی

مجاهدین خلق بفرقه رجوی

مجاهدین خلق بفرقه رجوی

و این هم عکسهای چاپلوسی مجاهدین و شخص رجوی برای آیت الله خمینی :

مجاهدین خلق بفرقه رجوی

مجاهدین خلق بفرقه رجوی

مجاهدین خلق بفرقه رجوی

مجاهدین خلق بفرقه رجوی

مجاهدین خلق بفرقه رجوی

مجاهدین خلق بفرقه رجوی

مجاهدین خلق بفرقه رجوی

مجاهدین خلق بفرقه رجوی

مجاهدین خلق بفرقه رجوی

(پایان)

*** 

 https://youtu.be/UEwFH7uzTOg

گزارش کمپ لیبرتی 1Iran Interlink Fourth Report from Baghdad

تازه ترین ابتکار مجاهدین در مبارزه

همچنین:

آخرین تلاشهای مجاهدین خلق علیه مردم ایران

کانون وبلاگ نویسان مستقل ایرانی، سوم فوریه ۲۰۱۶:…  پاسخ آقای ژان بورل ریس بخش بین المللی اتحادیه کارفرمایان فرانسه اما در مقابل این سوال معادلات مجاهدین را بهم میریزد او میگوید در میان ۱۹۵ کشور جهان چند دمکراسی واقعی وجود داردو ادامه میدهد که در میان کشورهای آن نقطه از جهان کدام کشور دمکراسی بیشتری دارد؟
 
 
مریم رجوی البغدادی مجاهدین خلقکانون وبلاگ نویسان مستقل ایرانی، بیست و هفتم دسامبر ۲۰۱۵:… در خبرها بود که گروه داعش توافق کرده که از حومه دمشق (اردوگاه یرموک ) به رقه بروند این انتقال با نظارت سازمان ملل انجام میشود . نمیدانم که آنها در محل فعلی خود شعار کوهها اگر بجنبن
 
 
کانون وبلاگنویسان مستقل ایرانی، هفدهم دسامبر ۲۰۱۵:… زنان در جداشدن از فرقه رجوی بیشترین ضربه را به سازمان وارد میکنند چرا که هم با ایدئولوژی دست ساز رجوی در رده بالای مسئولیت قرار دارند , رجوی می اندیشید که زنان فاقد اعتماد به نفس و مطیع برای 
 
 
کانون وبلاگنویسان مستقل ایرانی، دوم دسامبر ۲۰۱۵:… البته مقایسه بین این دو قطعا به زوایای زندگی شخصی خانم رجوی هیچ ربطی ندارد ,فی المثل منظور رابطه با شهردار اور ویا همسری آقای رجوی بعداز طلاق از همسرش ابریشمچی ویا برگزاری جلسات رقص رهایی برای مسعود رجوی نیست . ای
 
 
بینا عارف، کانون وبلاگ نویسان مستقل ایرانی، بیست و سوم نوامبر ۲۰۱۵:… افتخار کشته شده های این موشک باران از نظر پیام دهنده (مسعودرجوی احتمالا) این است که ۵ روز بعد از عاشورا و در سرزمین پیامبر کشته شده اند درست افتخاری که احتمالا همه داعشی هایی که دوروز قبل
 
 
بینا عارف، کانون وبلاگنویسان مستقل ایرانی، شانزدهم نوامبر ۲۰۱۵:… حتما اعضای مجاهدین یادشان هست که در دوران دولت اصلاحات که سلاح وپولهای صدام در جامعه ای که به سوی آرامش و بردباری میرفت چندان وبال گردن این فرقه شده بود که مسعود رجوی فرمان عملیات چریکی(تروریستی