واکنشهای عصبی فرقه مجاهدین . مخاطب کیست؟ قسمت سوم

واکنشهای عصبی فرقه مجاهدین . مخاطب کیست؟ قسمت سوم

ابراهیم خدابنده مخاطب واکنش های عصبی فرقه مجاهدین کیستانجمن نجات، تهران، بیست و چهارم می 2020:… نحوه برخورد فرقه بسیار ناشیانه و غیرمنطقی است. علت هم اینست که سران سازمان قافیه را کاملاً باخته و ابتکار عمل را از دست داده اند. سازمان مجاهدین در برابر اقدامات انجمن نجات عکس العمل نشان داده و صرفاً در یک لاک کاملاً دفاعی فرو رفته است. ما تمام این واکنش ها را جمع آوری کرده و برای نمایندگی ها در استان ها فرستادیم تا به اطلاع خانواده ها برسانند. عکس العمل های هیستریک فرقه، عزم خانواده ها را جزم تر کرد و خانواده ها را فعال تر نمود. فرقه رجوی مانند همه فرقه ها ضد خانواده است و آن ها را تروریست می خواند و مورد اهانت و اتهام قرار می دهد. اکنون در پویش طومار خانواده ها، تعداد امضاها به 11 هزار رسیده است. مخاطب واکنشهای عصبی فرقه مجاهدین کیست؟ 

ابراهیم خدابنده مخاطب واکنش های عصبی فرقه مجاهدین کیستاکنون در پویش طومار خانواده ها، تعداد امضاها به 11 هزار رسیده است

واکنشهای عصبی فرقه مجاهدین . مخاطب کیست؟ قسمت سوم

انجمن نجات مرکز تهران3 خرداد 1399

در دو قسمت قبل در خصوص تهاجم عجولانه و عصبی و به غایت غیر منطقی مجاهدین خلق به انجمن نجات و مدیر عامل آن توضیحاتی را از جانب مهندس ابراهیم خدابنده درج نمودیم.

همچنان ایمیل هایی دریافت می شود که سؤالات بیشتری مطرح می کنند.

مسلم است که اخبار فعالیت های انجمن نجات به داخل اردوگاه فرقه رجوی در آلبانی رفته است. مقامات آلبانیایی و اروپایی، رسانه ها و نهادهای بین المللی در جریان خواست برحق خانواده ها جهت داشتن ارتباط با عزیزانشان قرار گرفته اند.

سؤالی که بیشتر مطرح شده این است که معنی و مفهوم این تعداد امضا چیست و چه چیزی را بیان می کند و چرا این اقدام حتی بیش از حضور خانواده ها در عراق، سازمان مجاهدین خلق را به واکنش هیستریک و دور از انتظار واداشته است؟

مطالب ذیل، سومین قسمت توضیحات در این خصوص می باشد:

اطلاع داریم که فضای این فعالیت ها، خصوصاً پویش طومار و کثرت امضاهای آن، به داخل اردوگاه فرقه رجوی در آلبانی رفته و تأثیر شگرفی گذاشته است. حتی اگر اطلاعات دقیق هم نداشتیم همین واکنش ها دال بر صحت این موضوع بود، چرا که سازمان مجاهدین خلق تا مجبور نباشد و به مشکل برخورد نکند واکنش نشان نمی دهد و بی جهت انجمن نجات را بر سر زبان ها نمی اندازد.

این فضا در میان هواداران سازمان هم نفوذ کرده و آنان را دچار مسأله نموده است. آنان می پرسند: “چرا فرقه رجوی مانع از هرگونه ارتباط اعضای خود با دوستان و آشنایان و خصوصاً خانواده شان می شود؟”

نحوه برخورد فرقه بسیار ناشیانه و غیرمنطقی است. علت هم اینست که سران سازمان قافیه را کاملاً باخته و ابتکار عمل را از دست داده اند. سازمان مجاهدین در برابر اقدامات انجمن نجات عکس العمل نشان داده و صرفاً در یک لاک کاملاً دفاعی فرو رفته است. ما تمام این واکنش ها را جمع آوری کرده و برای نمایندگی ها در استان ها فرستادیم تا به اطلاع خانواده ها برسانند. عکس العمل های هیستریک فرقه، عزم خانواده ها را جزم تر کرد و خانواده ها را فعال تر نمود. فرقه رجوی مانند همه فرقه ها ضد خانواده است و آن ها را تروریست می خواند و مورد اهانت و اتهام قرار می دهد.

پويش خانواده ها لرزه بر اندام رجوى ها

اکنون در پویش طومار خانواده ها، تعداد امضاها به 11 هزار رسیده است. البته فرقه رجوی سعی دارد رقم را مدام روی 8 هزار اعلام کند که فرق چندانی هم نمی کند. حالا این افراد چه کسانی هستند؟ این افراد: خانواده، بستگان، دوستان، آشنایان و کسانی هستند که عزیزانشان در داخل اردوگاه فرقه رجوی در آلبانی می باشند و از موضوع ممنوعیت ارتباط با خانواده اطلاع دارند.

فرقه ها برای جذب نیرو، عموماً به این صورت عمل می کنند که هر عضو خود را به سراغ خانواده و بستگان و آشنایان می فرستند تا از طریق ارتباط عاطفی و استفاده از آشنایی آنان را فریب داده و جذب نمایند.

اکنون به یمن فعالیت های انجمن نجات، این طیف کاملاً نسبت به ماهیت فرقه رجوی آگاه شده و نه تنها فریب نمی خورد بلکه در مقابل روش های غیر انسانی سران فرقه فعال گردیده است.

یعنی راه فریب و جذب فرقه رجوی در داخل و حتی خارج از کشور توسط انجمن نجات و دیگر انجمن های جداشدگان و خانواده ها که فعال هستند مسدود گردیده است.

سالیان گذشته، تعداد کسانی که به عراق و مقابل مقرهای مجاهدین خلق مراجعه می کردند و خواستار ملاقات با عزیزانشان بودند بسیار محدود بود. اما در حال حاضر فضای مجازی این امکان را فراهم کرده است تا طیف بسیار گسترده ای به این جمع معترض بپیوندند و از حقوق خانواده ها دفاع کنند. معنی و مفهوم این امضاها را بیش از همه خود سران فرقه رجوی درک می کنند و می دانند که این یک حرکت مقطعی نیست و ادامه دار است و بالأخره دولت آلبانی که مسئول نگهداری سازمان مجاهدین خلق در کشور خود می باشد باید پاسخگو باشد و تکلیف این معضل صرفاً حقوق بشری را حل نماید.

لینک به منبع

واکنشهای عصبی فرقه مجاهدین . مخاطب کیست؟ قسمت سوم

***

همچنین:

واکنشهای عصبی فرقه مجاهدین . مخاطب کیست؟ قسمت اول

ابراهیم خدابنده : واکنشهای عصبی فرقه مجاهدین . مخاطب کیست؟انجمن نجات، تهران، سیزدهم می 2020:… واضح است که مشکل آنان افراد مسأله داری هستند که حالا به اقدامات حقوقی و بین المللی انجمن نجات دلگرم شده اند. سران فرقه تلاش می کنند این نفرات را متقاعد سازند که تلاش های حقوق بشری انجمن نجات سودی نداشته و بی جهت خوشحال نباشند. در اصل مخاطبشان افراد مسأله دار در داخل فرقه است و می خواهند مشکلشان را با آنها حل کنند. واقعیت اینست که اقدامات انجمن نجات موجی از شادمانی در میان اعضای ناراضی فرقه رجوی در اردوگاه این فرقه در آلبانی ایجاد کرده است. شرایط درونی سازمان مجاهدین خلق در آلبانی از زمین تا آسمان با شرایطش در عراق فرق می کند. الآن به هیچ عنوان کنترل های معمول در داخل اردوگاه فرقه قابل اعمال نیست و کسانی که مایل به جداشدن هستند به یک جریان رو به رشد تبدیل شده اند. واکنشهای عصبی فرقه مجاهدین . مخاطب کیست؟ 

ابراهیم خدابنده : واکنشهای عصبی فرقه مجاهدین . مخاطب کیست؟طومار درخواست خانواده ها – اطلاع رسانی به مشاور نخست وزیر آلبانی

واکنشهای عصبی فرقه مجاهدین . مخاطب کیست؟ قسمت اول

انجمن نجات مرکز تهران24 اردیبهشت 1399

اخیراً سازمان مجاهدین خلق در رسانه های مختلف خود اقدام به تهاجم گسترده ای علیه فعالیت های انجمن نجات و خصوصاً مدیرعامل آن نموده است.

با توجه به این که در گذشته چنین هجمه ای، حتی در زمان حضور خانواده ها در مقابل اشرف و لیبرتی در عراق، تجربه نشده بود علت را از مهندس ابراهیم خدابنده جویا شدیم، که چرا در این مقطع چنین عکس العمل های عصبی و حتی به دور از نزاکت و ادب در گفتار و نوشتار از فرقه رجوی مشاهده می شود؟

در زیر توضیحات ایشان را در این خصوص به اختصار می آوریم:

قبل از هر چیز مایلم به خانواده های رنج دیده و مقاوم و به خانواده بزرگ نجات درود بفرستم که کاری کردند کارستان؛ و به واقع آب در لانه مورچه ریختند و به جد سران فرقه تروریستی رجوی را که فرزندانشان را به گروگان گرفته اند به وحشت انداختند.

عکس العمل عصبی و دور از نزاکت، روال معمول فرقه رجوی بوده و به غیر از این، ادبیات دیگری بلد نیست.

قبل از این که وارد محتوای این عکس العمل ها از جانب فرقه رجوی در برابر اقدامات حقوق بشری انجمن نجات شوم باید به این سؤال پاسخ داد که مخاطب این واکنش ها و توجیهات سخیف و بی پایه سران سازمان مجاهدین خلق کیست و این فحاشی ها قرار است چه مسئله ای از فرقه حل کند؟

اطلاعاتی که از داخل فرقه رجوی به دست آمده حاکی از آن است که خبر اقدامات انجمن نجات به گوش اعضا می رسد و شنیدن این اخبار موجب تقویت روحیه افراد مسأله دار می گردد و آنان را در ایستادگی بر خواسته های برحق خود که مهم ترین آن ها حق ارتباط با خانواده است دلگرم تر می سازد.

در اواخر سال 98 خانواده ها نسبت به گسترش بیماری کووید 19 در داخل اردوگاه فرقه رجوی در آلبانی بسیار نگران بودند چرا که می دانستند مقامات بین المللی یا دولت آلبانی هیچ گونه کنترلی بر این اردوگاه ندارند. زندگی تنگاتنگ جمعی و عدم توجه سران فرقه به سلامت اعضا – که متأسفانه مدام خبر فوت تعدادی به گوش می رسد – موجب می گردد تا اقدامات بهداشتی لازم صورت نگیرد.

خانواده ها به صورت خودجوش شروع به ارسال نامه کرده و پویشی را به راه انداختند تا مقامات بهداشت جهانی را متوجه این معضل بزرگ نمایند.

این امر در اوایل امسال موجب واکنش شدید فرقه رجوی گردید که نشان داد نسبت به هرگونه دخالت مقامات بهداشتی در درون اردوگاه واهمه دارد. حتی مشخص شد که سران فرقه اجازه ورود به تیم های ضد عفونی کننده آلبانی به داخل اردوگاه را نداده اند و این ممانعت در رسانه های آلبانی هم منعکس گردید و بر نگرانی خانواده ها افزود.

خانواده ها در پویش بعدی خود در سال جدید اقدام به شکایت علیه فرقه رجوی به دلیل نقض فاحش اساسی ترین حقوق انسانی و همچنین علیه دولت آلبانی به خاطر حمایت از اقدامات غیر قانونی فرقه رجوی به مجامع بین المللی نمودند. نامه های خانواده ها خطاب به نهادهای مختلف ملل متحد و همچنین اتحادیه و پارلمان اروپا و دیگر ارگان های بین المللی بی جواب نماند و در مواردی شکایات مطرح شده که با مستندات لازم ارسال شده بود در دستور کار کمیسیون حقوق بشر ملل متحد و همچنین کمیساریای عالی ملل متحد برای پناهندگان قرار گرفت.

در این زمان “کنوانسیون بین المللی حمایت از همه افراد در برابر ناپدید شدن های اجباری” نظر برخی خانواده ها را جلب نمود و مشخص شد که کمیته ای جهت دریافت شکایات افراد در این رابطه به وجود آمده است.

برخی مفاد این کنوانسیون شامل حال افراد گرفتار در اردوگاه فرقه رجوی نیز می شود. لذا خانواده ها با ارسال مدارک لازم و پر کردن فرم های مربوطه اقدام به شکایت از دولت آلبانی نمودند که امکان ارتباط آنان با عزیزانشان را قطع کرده است. تعدادی از این شکایات در حال حاضر در دست بررسی در “کمیته ناپدید شدن های اجباری” می باشد.

دولت ها هم می توانند علاوه بر افراد حقیقی به این کمیته شکایت نمایند که از جمهوری اسلامی ایران خواسته شد تا در این خصوص و بر اساس موادی از کنوانسیون مذکور که شامل حال اعضای اسیر در فرقه رجوی می شود از جانب خانواده ها اقدام کرده و علیه دولت آلبانی در ملل متحد شکایت نماید و قرار است رایزنی هایی در آینده در این رابطه صورت گیرد.

خانواده ها از اول اردیبهشت 99، طوماری را به امضا گذاشتند که تاکنون نزدیک به 11000 امضا داشته و قریب به 2000 بار به اشتراک گذاشته شده است. این پویش که همچنان ادامه دارد چنان تنشی را در مناسبات فرقه رجوی ایجاد کرده که سران فرقه را هر روز به مهمل بافی ها و تناقض گویی های جدید وا می دارد.

http://chng.it/GCPbBfFPGr

واکنش هیستریک فرقه رجوی به این موضوعات بسیار جالب است. سران فرقه تلاش می نمایند ثابت کنند که اقدامات انجمن نجات مؤثر واقع نخواهد شد.

واضح است که مشکل آنان افراد مسأله داری هستند که حالا به اقدامات حقوقی و بین المللی انجمن نجات دلگرم شده اند. سران فرقه تلاش می کنند این نفرات را متقاعد سازند که تلاش های حقوق بشری انجمن نجات سودی نداشته و بی جهت خوشحال نباشند.

در اصل مخاطبشان افراد مسأله دار در داخل فرقه است و می خواهند مشکلشان را با آنها حل کنند.

واقعیت اینست که اقدامات انجمن نجات موجی از شادمانی در میان اعضای ناراضی فرقه رجوی در اردوگاه این فرقه در آلبانی ایجاد کرده است.

شرایط درونی سازمان مجاهدین خلق در آلبانی از زمین تا آسمان با شرایطش در عراق فرق می کند. الآن به هیچ عنوان کنترل های معمول در داخل اردوگاه فرقه قابل اعمال نیست و کسانی که مایل به جداشدن هستند به یک جریان رو به رشد تبدیل شده اند.

حضور خانواده های دردمند در مقابل اردوگاه فرقه رجوی در آلبانی هنوز از حد حرف فراتر نرفته است، اما تا همین اندازه سران فرقه را تا حد مرگ در وحشت فرو برده است.

بروز این میزان از ترس و واهمه، انعکاس منطقی دلگرمی و امیدواری اعضای ناراضی در درون اردوگاه است.

در آینده گفتنی های بیشتری برای هموطنان عزیز و خانواده ها خواهم داشت. پیروز باشید.

لینک به منبع

واکنشهای عصبی فرقه مجاهدین . مخاطب کیست؟ قسمت اول

***

همچنین:

مخاطب واکنش های عصبی فرقه مجاهدین کیست؟ – قسمت دوم

مخاطب واکنش های عصبی فرقه مجاهدین کیست؟ – قسمت دومانجمن نجات، تهران، هفدهم می 2020:… در این فاصله ایمیل هایی داشتیم که درخواست داشتند توضیحات بیشتری در این خصوص داده شود و این که چرا سازمان مجاهدین خلق در شرایط کنونی با تمام توان به جنگ با انجمن نجات و خانواده ها آمده است و چه تهدید جدی را در این مقطع نسبت به گذشته احساس می کند؟ برخی از هواداران سازمان در اروپا مطرح کرده اند که چرا در حال حاضر این قدر به انجمن نجات و خانواده ها پرداخته می شود؟ حتی سؤال شده که طومار خانواده ها صرفاً خواهان ارتباط با عزیزانشان در اردوگاه سازمان در آلبانی است و این چه مشکلی برای سازمان ایجاد می کند؟ در زیر توضیحات مهندس ابراهیم خدابنده در این خصوص را به عنوان تکمیل مطالب قبلی به اختصار می آوریم. مخاطب واکنشهای عصبی فرقه مجاهدین کیست؟ – قسمت دوم 

Albania: MEK Families Cry For HelpAlbania: MEK Families Cry For Help

مخاطب واکنشهای عصبی فرقه مجاهدین کیست؟ – قسمت دوم

لینک به قسمت اول

انجمن نجات مرکز تهران28 اردیبهشت 1399

در گذشته علت تهاجم گسترده فرقه رجوی علیه فعالیت های حقوق بشری انجمن نجات ایران را از مدیر عامل انجمن جویا شدیم و توضیحات ایشان را در قسمت نخست درج کردیم که ماحصل گفته ها این بود که “… واضح است که مشکل آنان افراد مسأله داری هستند که حالا به اقدامات حقوقی و بین المللی انجمن نجات دلگرم شده اند. سران فرقه تلاش می کنند این نفرات را متقاعد سازند که تلاش های حقوق بشری انجمن نجات سودی نداشته و بی جهت خوشحال نباشند. در اصل مخاطبشان افراد مسأله دار در داخل فرقه است و می خواهند مشکلشان را با آن ها حل کنند. واقعیت اینست که اقدامات انجمن نجات موجی از شادمانی در میان اعضای ناراضی فرقه رجوی در اردوگاه این فرقه در آلبانی ایجاد کرده است. شرایط درونی سازمان مجاهدین خلق در آلبانی از زمین تا آسمان با شرایطش در عراق فرق می کند. الآن به هیچ عنوان کنترل های معمول در داخل اردوگاه فرقه قابل اعمال نیست و کسانی که مایل به جداشدن هستند به یک جریان رو به رشد تبدیل شده اند.”

در این فاصله ایمیل هایی داشتیم که درخواست داشتند توضیحات بیشتری در این خصوص داده شود و این که چرا سازمان مجاهدین خلق در شرایط کنونی با تمام توان به جنگ با انجمن نجات و خانواده ها آمده است و چه تهدید جدی را در این مقطع نسبت به گذشته احساس می کند؟

برخی از هواداران سازمان در اروپا مطرح کرده اند که چرا در حال حاضر این قدر به انجمن نجات و خانواده ها پرداخته می شود؟ حتی سؤال شده که طومار خانواده ها صرفاً خواهان ارتباط با عزیزانشان در اردوگاه سازمان در آلبانی است و این چه مشکلی برای سازمان ایجاد می کند؟

در زیر توضیحات مهندس ابراهیم خدابنده در این خصوص را به عنوان تکمیل مطالب قبلی به اختصار می آوریم:

“فرقه رجوی بعد از فرو رفتن در باتلاق آلبانی کلاً دو مخاطب بیشتر ندارد:

اول آمریکا و متحدان منطقه ای اش و دوم اعضا و هواداران فریب خورده اش.

چون در واقع دو استراتژی بیشتر ندارد:

اول تلاش برای درگیر کردن ایران با آمریکا و متحدان منطقه ایش و دوم حفظ اعضا و هواداران به هر قیمت برای نشان دادن به مخاطب اول جهت جلب کمک.

ملت ایران طی این سالیان هرگز مخاطب فرقه رجوی نبوده و نیست وگرنه واکنش های شتابزده و بی منطق این فرقه در مقابله با خواست مشروع خانواده ها برای حق ارتباط با عزیزانشان قبل از هر چیز مشت فرقه را در مقابل مردم ایران باز می کند که چقدر مانند تمامی فرقه های مخرب کنترل ذهن ضد خانواده و ضد عواطف خانوادگی هستند. روشن است که سران فرقه رجوی در واکنش های خود به فکر آبرو و پایگاه اجتماعی نیستند چرا که بهتر از هر کس می دانند چنین چیزی وجود ندارد.

سران فرقه رجوی می دانند که اگر اعضا و هواداران را از دست بدهند به دنبال آن کمک های آمریکا و متحدان منطقه ای اش را هم از دست خواهند داد و لذا تمام تلاش خود را در این رابطه به کار می گیرند. “کار تشکیلاتی” به زعم سازمان مجاهدین خلق، که همان اجرای مکانیزم فرقه ای حفظ و کنترل نیروهاست، در اولویت نسبت به هر کار دیگری در سازمان قرار دارد.

فعالیت های حقوق بشری انجمن نجات شعله امیدی را در دل اعضای ناراضی و خواهان جدایی در آلبانی که در یک اردوگاه ایزوله و دور افتاده محبوس و گرفتار هستند روشن می نماید و آنان را به آینده امیدوار می سازد که این دقیقاً همان چیزی است که سران فرقه به شدت از آن وحشت دارند.

این مدت صدها خانواده برای مقامات آلبانی و همچنین مقامات اروپایی و بین المللی نامه نوشته و با ارائه عکس و مستندات خواهان فراهم شدن وسیله ای برای ارتباط با عزیزانشان که در اردوگاه فرقه رجوی در آلبانی گرفتار هستند شدند. این خواست کاملاً مشروع است اما فرقه رجوی ضوابط ارتباط ممنوع خصوصاً با دوستان و خانواده را همچون تمام فرقه های دیگر در درون خود اعمال می کند.

اگر به واکنش های فرقه رجوی به اقدامات خانواده ها رجوع کنید روشن است که تلاش می کند که از یک طرف رابطه عاطفی اعضا با خانواده را با تخطئه و تمسخر خانواده ها و توهین و تهمت به آنان ضعیف کند و از طرف دیگر آسمان و ریسمان را به هم ببافد تا ثابت کند تلاش های بین المللی انجمن نجات راه به جایی نخواهد برد و کسی امید به آن نبندد.

اطلاعاتی از درون فرقه رجوی در آلبانی داریم که اعضا در گزارشات درونی خود تناقض می نویسند که مثلاً وقتی از حرکت طومار خانواده ها مطلع گردیدند امیدوار شدند که خانواده ها بتوانند به یاری آنان آمده و راه نجاتی برایشان فراهم کنند.

همچنین اطلاع داریم که لابی مافیایی فرقه رجوی در داخل آلبانی تمامی سعی و تلاش خود را به کار گرفته است تا دولت آلبانی را تحت فشار قرار داده و وادار به موضع گیری علیه فعالیت های انجمن نجات و خانواده ها بنماید تا شاید بتواند ایجاد امید در اعضا را خنثی کند که موفق نبوده است.

طومار خانواده ها در حال حاضر تأثیراتی به مراتب بیشتر از حضور فیزیکی آنان در عراق داشته است. این به دلیل ضعیف شدن تشکیلات مجاهدین خلق و شکننده شدن مناسبات فرقه ایست. واقعیت اینست که این افراد اکنون وارد اروپا شده اند که شرایطی کاملاً متفاوت با قرارگاه اشرف در عراق دارد.

فروپاشی محتوم تشکیلات فرقه ای و مافیایی رجوی و آزاد شدن اسرا نزدیک است و این سوز و گداز ها هم دقیقاً به همین خاطر است.

لینک به منبع

مخاطب واکنش های عصبی فرقه مجاهدین کیست؟ – قسمت دوم

***

Anne Khodabandeh : MEK Families Petition Addressing Albanian PMMEK Families Petition Addressing Albanian PM , A Unique Opportunity To Take Control

Olsi Jazexhi Anne Khodabandeh MEK Albania Albania Stops Iranian Families Meeting Their Relatives in MEK. Why?

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/خواسته-خانواده-ها-حق-است/

خواسته خانواده ها حق است . زیر علم مرزبندی با رژیم از نقض حقوق بشر در فرقه رجوی دفاع نکنید

خواسته خانواده ها حق است منصور نظری، ایران اینترلینک، ششم می 2020:…  از خود بپرسید برای خانواده های دردمند در داخل ایران چه کرده اید؟ کجا ؟ وکی؟ صدای آن مادر پیر درآخرین لحظات زندگی اش را به گوش مجامع حقوق بشری رسانده اید؟ اینها علامت چیست ؟ در حد یک اشاره میتوانم بگویم که همه اینها آثار گرد وغبار این فرقه است. با اینکه به مجاهدین همه چیز میگوئید اما میترسید اسمی از خانواده های قربانیان داخل ایران بیاورد. اسمش را هم میگذارید مرزبندی با رژیم همان خزئبلاتی که فرقه رجوی روزانه به خورد قربانیانش میدهد. هر کسی از مجاهدین خلق جدا میشود قبل از هر کاری باید خودش را بتکاند قبل از اینکه معلم اخلاق شود. وقتی که جداشده ای خودش را از گرد وغبار رجوی نتکانده باشد آخرش این میشود که  جرات نمیکند اسم خانواده های داخل ایران را بیاورد. خواسته خانواده ها حق است. زیر علم مرزبندی با رژیم از نقض حقوق بشر در فرقه رجوی دفاع نکنید 

خواسته خانواده ها حق است پیام خانواده ها به رئیس دولت آلبانی: فرزندان ما اسیر دست تروریست ها در کشور شما هستند.

خواسته خانواده ها حق است . زیر علم مرزبندی با رژیم از نقض حقوق بشر در فرقه رجوی دفاع نکنید

واکنشهای عصبی فرقه مجاهدین . مخاطب کیست؟

سیرک کجاست ؟ چه کسانی حیوانات این باغ وحش هستند فرقه رجوی یا خانواده ها

در تاریخ جهان وگروههای سیاسی واحزابی که تابحال آمده اند و رفته اند اتفاقی نادر رخ داده است ، گروهی که خود را سازمان مجاهدین خلق ایران مینامند ، آمده اند وتمام معیارهای یک سازمان یا یک حزب وگروه سیاسی را دگرگون کرده اند ، سازمانی که نه مرامنامه دارد نه اساسنامه دارد ونه مانیفست و تنها چیزی که میگوید این است فقط به خدا پاسخگوست. در این کره خاکی هیچ سازمان ویا گروه یا حزبی و یا حتی یک شرکت تجاری را نخواهیم یافت که مرامنامه یا اساسنامه نداشته باشد و به اعضایش بگوید که نمیتوانید با خانواده تان ملاقات کنید و یا با آنها تماس بگیرید.

در هرجای این کره زمین اگر دولتی با چنین ارگانی مواجه شود بی درنگ آن را متلاشی خواهد کرد مگر آنکه این ارگان وسیله ای در دست آن دولت یا کشور حامی آن برای اهداف مورد نظر خود باشد. سازمان مجاهدین خلق بدون هیچ مشروعیت قانونی  و فراتر از آن با داشتن پیشینه تروریستی وخیانت اینک در آلبانی ساکن شده است. اینکه چرا دولت آلبانی اقدام به برچیدن این فرقه مخوف نمیکند ، بی شک بخاطر فرمانیست که از بالا و از طریق ارباب به آنها رسیده چرا که دشمنان تاریخی ایران زمین از خر لنگ و شغال کور هم برای دشمنی با ایران وایرانی استفاده کرده و بهره میبرند  و این تنها دلیل بقای این فرقه در آلبانیست.

اما فراتر از همه اینها میزان رذالت این فرقه است ، فرقه ای که چند هزار انسان را به گروگان گرفته وارتباط انها را با دنیای بیرون از فرقه قطع کرده است  وکثیف تر از همه اینکه به خانواده های همان قربانیان وگرفتار شدگان هم با بی شرمی هر چه تمام میگوید الدنگ مزدور وجدیدا هم سیرک را به آن اضافه کرده اند.

 براستی قلاده رذالت ودریوزگی برگردن کیست ؟ چه کسی برمردم خویش زوزه میکشد و صدای خرناسه شیردرمی آورد اما مثل موش به سوراخ خزیده وگم میشود؟ براستی چه کسی حیوان دست آموز در دست سیرک باز است ؟ خانواده ها که دنبال دیدار وشنیدن صدای فرزندشان هستند یا کسانی که چهل سال است بندبازی میکنند؟ از بند صدام به بند سلمان و از بند سلمان به بند ترامپ وپمپئو؟ و براستی چه کسی قلاده برگردن دارد و با صدای سیرک گردان بالا وپائین میپرد؟ چه کسی قلاده برگردن دارد که وقتی سیرک گردان نام خلیج فارس را جعل میکند اما این قلاده به گردن جرات نمیکند جیک بزند؟  قلاده برگردن کیست ؟ که میرود ودرخواست میکند مردم کشورش را تحریم کنند و بمبارانش کنند؟ بی تردید آنکه قلاده به گردن وروی بند سیرک گردان بازی میکند رجویها هستند ونه خانواده ها.

رجوی عنصری بزدلیست که فقط ضعیف کش است ، او انچه که خود هست به دیگران نسبت میدهد ، تاریخ سیاه سازمان مجاهدین خلق فقط ضعیف کش است چه آن زمان که در قرارگاههای اهدائی صدام حسین ، نفس کش می طلبید و صداها را درگلو خفه میکرد و زندان براه می انداخت وفرزندان معصوم مردم ایران را که برای آزادی وعدالت آمده بودند  تحویل جنایتکاران صدام حسین میداد تا به ابوغریب ببرند وشکنجه کنند.  ضعیف کشی رجوی بی پایان است از شکنجه های روحی وجسمی که بر قربانیان در فرقه روا میداشت و نفس ها را در سینه حبس میکرد تا صدائی به بیرون نرود ، ودر همان حال از این همه ضعیف کشی نشعه میشد و حالا پس از این همه فراز و نشیب زهرش را روی خانواده ها میریزد ، خانواده هائی که سالهاست در ارزوی دیدار فرزندانشان هستند ، بسیاری از پدران ومادران سالخورده حسرت بدل دنیا را ترک کردند و رفتند وداغ دیدار فرزنداشان را با خود بردند ، ننگ بر این همه شقاوت که برای رسیدن به قدرت دست به هر کار کثیفی زدند ،

خوشبختانه تعداد زیادی توانستند از این فرقه جدا شده وماهیت این فرقه تبهکار را به همه نشان دهند نقش جداشدگان از فرقه رجوی در افشای ماهیت این خودفروختگان در تاریخ ماندگار است.  بطور خاص نقش اقای ابراهیم خدابنده در واکاوی این جریان و ترجمه کتاب ارزشمند فرقه ها در میان ما ، برگی درخشان در افشای ماهیت این فرقه بوده است ، همچنین نقش اقای ابراهیم خدابنده در همبستگی خانواده ها برای دیدار فرزندانشان برگ درخشان دیگریست از تلاش ایشان برای کمک به خانواده های قربانیان اسیر

اما متاسفانه هستند هنوز کسانی که سالهاست از این فرقه جدا شده اند اما جرات ندارند اسم خانواده های قربانیان را در ایران بیاورند و در بهترین حالت جربزه آنها حمایت از یک نفر یا دو سه نفر از خانواده ها آنهم کسانی که فقط در خارج از ایران هستند. نکته قابل توجه اینجاست. بسیاری از اینها سالهاست با مجاهدین خلق بگو ومگو میکنند بهم فحش میدهند اما جرات نمیکنند اسم خانواده های قربانیان را در ایران بیاورند و یا ازانها حمایت کنند ،  راستی چند ماه پیش که مادری دردمند ورنج کشیده روی تخت بیمارستان آخرین لحظات زندگی اش را میگذراند و میخواست صدای فرزندش را بشنود چه کسی صدای این مادر را به گوش دنیا رساند ؟ مطمئنا آن شخص شما نبودید. چشمتان را باز کنید آری این شخص آقای ابراهیم خدابنده بود و نه شما. از سنگ صدا در آمد اما از شما نه. راستی فکر کرده اید چرا صدایتان برای آن مادر دردمند در بیمارستان در نیامد؟ دلیلش چه بود ؟ و صدای دهها پدر و مادری که میخواستند صدای فرزندشان را بشنوند ولی شما سکوت کردید وجرات نکردید به مجامع حقوق بشری بگوئید هستند پدران ومادرانی که دارند میمیرند ومنتظر یک لحظه صدای فرزندانشان هستند چه کسانی آن صداها را منعکس کردند؟

خواسته خانواده ها حق است

مادر فوت کرد. تنها درخواستش در این سالها فقط شنیدن صدای پسرش مصطفی بهشتی بود

حالا شما معلم اخلاق شده ومیخواهید به آقای خدابنده درس اخلاق بدهید و مرزبندی تعریف کنید؟  وجدان تنها محکمه ایست که نیاز به قاضی ندارد. خودتان را قضاوت کنید و از خود بپرسید برای خانواده های دردمند در داخل ایران چه کرده اید؟ کجا ؟ وکی؟ صدای آن مادر پیر درآخرین لحظات زندگی اش را به گوش مجامع حقوق بشری رسانده اید؟ اینها علامت چیست ؟ در حد یک اشاره میتوانم بگویم که همه اینها آثار گرد وغبار این فرقه است. با اینکه به مجاهدین همه چیز میگوئید اما میترسید اسمی از خانواده های قربانیان داخل ایران بیاورد. اسمش را هم میگذارید مرزبندی با رژیم همان خزئبلاتی که فرقه رجوی روزانه به خورد قربانیانش میدهد. هر کسی از مجاهدین خلق جدا میشود قبل از هر کاری باید خودش را بتکاند قبل از اینکه معلم اخلاق شود. وقتی که جداشده ای خودش را از گرد وغبار رجوی نتکانده باشد آخرش این میشود که  جرات نمیکند اسم خانواده های داخل ایران را بیاورد. تعارف را کنار بگذاریم یعنی میگوید فرقه رجوی درست میگوید خانواده ها مزدور هستند ودر بهترین حالت هم میگوید آلت دست رژیم شده اند. این است گرد وغبار فرقه رجوی برتن آنهائی که ادای جدائی از فرقه را در میاورند. و یک پز عاقل اندر صفیح هم به خودشان میگیرند که ما مرز داریم  وهر جداشده ای هم که خواسته در ایران زندگی کند را هم شلاق کش میکنند که مرزش را شکسته. البته اینها یادشان رفته که این آموزشها را فرقه رجوی به خورد همه قربانیانش میداده.  کسی جرات نکند اسم ایران را بیاورد.  فاجعه بارتر از همه اینکه اینها متخصص مرزبندی هم میشوند و بادی در غبغب می اندازند و ژست میگرند. ببینید ما مرزبندی داریم. من شخصا زمانی حرف اینها را باور میکنم که جرات داشته باشند اسم خانواده های قربانیان فرقه رجوی که در ایران هستند رو هم بیارن والا همه حرف های انها ژست توخالی بیش نیست.

به امید ازادی قربانیان اسیر درفرقه رجوی و دیدار همه خانواده های قربانیان با فرزندان ودلبندانشان

(پایان)

خواسته خانواده ها حق است.  زیر علم مرزبندی با رژیم از نقض حقوق بشر در فرقه رجوی دفاع نکنید

***

MEK cult in Albania poses public health riskMEK cult in Albania poses public health risk

خواسته خانواده ها حق است . زیر علم مرزبندی با رژیم از نقض حقوق بشر در فرقه رجوی دفاع نکنید

همچنین: