مخاطب واکنش های عصبی مجاهدین خلق کیست؟ – قسمت هفتم

مخاطب واکنش های عصبی مجاهدین خلق کیست؟ – قسمت هفتم

مخاطب واکنش های عصبی مجاهدین خلق کیست؟ – قسمت هفتمانجمن نجات، تهران، سیزدهم اوت 2020:… افشاگری های جداشدگان و منتقدین به طور خاص در آلبانی و به طور عام در اروپا، سازمان را در برابر اعضای خود جهت پاسخگویی به این گونه مسائل کاملاً ناتوان کرده است. اعضای مجاهدین خلق به عنوان ماشین ترول موظف شده اند تا به ماکرون رئیس جمهور فرانسه تبریک گفته و از اقدامات او در اوضاع داخلی لبنان حمایت کنند و همچنین پیام هایی برای ترامپ در جهت تشویق او به دخالت در امور داخلی لبنان بفرستند و خیلی واضح و روشن منافع اسرائیل و سعودی را در لبنان پیش ببرند. واقعیت اینست که شرایط سازمان مجاهدین خلق در آلبانی کاملاً با شرایط در عراق تفاوت کرده است. افراد در عراق در یک پادگان بسته و دور افتاده در انزوای کامل از دنیای خارج قرار داشتند و بلندگو که صدای آن به زحمت شنیده می شد تنها وسیله رساندن پیام به داخل تشکیلات بود. آنان تقریباً هیچ چیزی در خصوص مسائل جهان یا حتی پیرامون خود نمی دانستند. مخاطب واکنش های عصبی مجاهدین خلق کیست؟ – قسمت هفتم 

مخاطب واکنش های عصبی مجاهدین خلق کیست؟ – قسمتهای پنجم و ششمگردهمایی سراسری انجمن نجات – گزارش 

لینک به قسمت اول

لینک به قسمت دوم

لینک به قسمت سوم

لینک به قسمت چهارم

لینک به قسمتهای پنجم و ششم

مخاطب واکنش های عصبی مجاهدین خلق کیست؟ – قسمت هفتم

انجمن نجات مرکز تهران23 مرداد 1399

سازمان مجاهدین خلق مجدداً در وب سایت خود که به سایت “خود افشاگر” معروف شده مطلبی با عنوان “شیوه‌ کار اطلاعات آخوندها با مزدوران در آلبانی پس ‌از اخراج ۲ دیپلمات ‌تروریست” از جانب شورای ملی مقاومت به تاریخ 20 مرداد 99 درج نموده است.

در این مطلب طبق روش جاری فرقه رجوی طی این سالیان، انواع و اقسام توجیهات سخیف و بی منطق و بدون دلیل و مدرک علیه تعدادی از جداشدگان و منتقدین سازمان مجاهدین خلق مطرح شده تا تمامی انتقادات و مخالفت ها و خواسته های برحق آنان به مسائل امنیتی و نهایتاً توطئه های وزارت اطلاعات ایران ربط داده شوند.

از مدیرعامل انجمن نجات سؤال کردیم که مگر این افراد چه گفته اند و چه خواسته اند که این قدر فرقه رجوی را به وحشت انداخته و این گونه به صورت عصبی و غیرمنطقی واکنش نشان می دهد.

حضور مجاهدین خلق در آلبانی مذاکرت پیوستن این کشور به اتحادیه اروپا را دچار مشکل کرده است

توضیحات مهندس ابراهیم خدابنده را به صورت خلاصه در زیر می آوریم:

قبل از این که وارد پاسخ به سؤال شما بشوم باید مقدمتاً عرض کنم که در رابطه با انفجار اخیر در بیروت و موج سواری خیانت بار فرقه رجوی روی این واقعه، اخباری داشتیم به این صورت که دستوری از جانب مریم رجوی به مسئولین بخش موسوم به داخله داده شده تا به ماشین ترول troll farm یا troll factory مجاهدین خلق در آلبانی رهنمود داده شود تا حساب های اینترنتی بیشتری به زبان عربی باز کنند و تلاش نمایند تا به جوانان شورشگر بیروت انگیزه بدهند که مثل یکان های شورشی در داخل ایران فعال شوند و دست حزب الله لبنان که به زعم او بازوی رژیم ایران است را قطع نمایند.
در همین راستا سخنگوی مجاهدین خلق هم اظهارنظر کرده و “جوانان مبارز و شورشگر را در این وضعیت خطیر و فوق‌العاده به همبستگی و همیاری هر چه بیشتر با مردم مصیبت ‌دیده” فراخوانده و خاطرنشان کرده که “مسبب و عامل اصلی و ریشه ‌ای مصیبت ‌های لبنان، رژیم ایران و ایادی و مزدورانش در لبنان هستند”. بعد نتیجه گیری کرده که “از این ‌رو تا این رژیم بر سر کار است، باید منشا مصیبت‌ های عراق و سوریه و یمن و لبنان را قبل از هر چیز و در درجه اول” به حساب ایران گذاشت.
این همسویی کاملاً آشکار با جبهه دشمنان ایران و منطقه یعنی آمریکا و اسرائیل و سعودی مشکلاتی را برای فرقه رجوی در میان هواداران و اعضا به وجود آورده است. دیگر بر کسی پوشیده نیست که فرقه رجوی عیناً خواسته های کاخ سفید و تل آویو و ریاض را رله می کند و به زائده سرویس های اطلاعاتی غرب تبدیل شده و خط کار آنان را پیش می برد و تبلیغ می نماید.

افشاگری های جداشدگان و منتقدین به طور خاص در آلبانی و به طور عام در اروپا، سازمان را در برابر اعضای خود جهت پاسخگویی به این گونه مسائل کاملاً ناتوان کرده است.

اعضای مجاهدین خلق به عنوان ماشین ترول موظف شده اند تا به ماکرون رئیس جمهور فرانسه تبریک گفته و از اقدامات او در اوضاع داخلی لبنان حمایت کنند و همچنین پیام هایی برای ترامپ در جهت تشویق او به دخالت در امور داخلی لبنان بفرستند و خیلی واضح و روشن منافع اسرائیل و سعودی را در لبنان پیش ببرند.

مریم رجوی حشمت علوی ، اقدام علیه مصالح عالیه امریکا 

واقعیت اینست که شرایط سازمان مجاهدین خلق در آلبانی کاملاً با شرایط در عراق تفاوت کرده است. افراد در عراق در یک پادگان بسته و دور افتاده در انزوای کامل از دنیای خارج قرار داشتند و بلندگو که صدای آن به زحمت شنیده می شد تنها وسیله رساندن پیام به داخل تشکیلات بود. آنان تقریباً هیچ چیزی در خصوص مسائل جهان یا حتی پیرامون خود نمی دانستند.
اما در آلبانی فرقه رجوی برای خدمت رسانی به اربابان جدید مجبور شده است حدود هزار نفر را پشت دستگاه های کامپیوتر بنشاند تا هر یک در فضای مجازی با ده ها حساب ساختگی به تبلیغ در جهت منافع دشمنان ایران بپردازند. همین امر باعث شده که به هر ترتیب دسترسی به اینترنت هرچند محدود در اختیار تعدادی از اعضا قرار گیرد و در نتیجه اخبار مختلف به آن ها برسد که این اخبار در میان دیگران که دسترسی به اینترنت ندارند هم پخش می گردد. خط مزدوری آشکار برای دشمنان ایران که به این افراد داده می شود، با توجه به افشاگری های جداشدگان و منتقدین، به غایت آن ها را مسأله دار کرده است.
توجه کنید که مسعود خدابنده، آن سینگلتون، جرجی تاناسی، اولسی یازچی، حسن حیرانی، غلامرضا شکری، احسان بیدی، محمد کرمی، محمد حسین سبحانی، قربانعلی حسین نژاد، علی اکبر راستگو، رضا جبلی و داوود باقروند همگی در این مقاله چند سطری کارمندان وزارت اطلاعات ایران معرفی شده اند. چرا؟ چون فرقه رجوی اولاً می خواهد بر وابستگی خود به سازمان سیا و موساد و تبدیل شدن به عمله شیوخ جنگ طلب سعودی سرپوش بگذارد و ثانیاً روشنگری های افراد نامبرده که به گوش اعضا در داخل سازمان رسیده است را خنثی نماید.
اطلاع داریم که اعضای سازمان در گزارش تناقضات خود بعضاً به این مسائل اشاره می کنند که افرادی که سال ها در کنار آن ها در داخل تشکیلات بوده اند یا خانواده هایی که به آنان عشق می ورزند حرف هایی می زنند که ذهن آن ها را مشغول می کند و به فکر فرو می برد. کسب اطلاعات و فکر کردن اعضا از نظر فرقه ها بدترین مصیبت وارده است و باید با تمام قوا با آن مقابله کرد.
جالب است که فرقه رجوی در همدستی با عناصر فاسد و مافیایی دولت آلبانی تمامی تلاش خود را نمود تا جداشدگان از این فرقه در آلبانی را تحت فشارهای مالی و صنفی قرار داده و آن ها را وادار به تسلیم نماید. همچنین تا توانست شهروندان آلبانی که به آنان کمک کرده بودند را مورد اهانت و اتهام قرار داد و خواستار اقدام قضایی علیه آنان شد. اما از این ترفند ها طرفی نبست و وقتی مثلاً خواهر یکی از آن ها توانسته است به برادرش کمک مالی کند و این موضوع به گوش اعضای داخل فرقه رسیده و موجب قوت قلب آن ها گردیده است، بلافاصله در یک اقدام عصبی خواهر مربوطه را وابسته به وزارت اطلاعات معرفی کرده است.
یک فرافکنی جالب در این اطلاعیه به اصطلاح کمیسیون امنیت و ضد تروریسم شورای ملی مقاومت وجود دارد. اشاره می شود که: “احسان بیدی که در اطلاعیه ‌های پیشین کمیسیون امنیت و ضد تروریسم افشا شده بود، از مرداد ۹۸ برای مدت یک سال در یک کمپ بسته در وضعیت بازداشت خانگی قرار گرفت. او طی این مدت از طریق سایر مزدوران پول و امکانات دریافت می‌کرد.”

مشروعیت مجاهدین خلق ایران در میان مردم

اولاً آقای احسان بیدی به مدت یک سال است که بدون محاکمه در وضعیت بسیار بدی در یک بازداشتگاه در آلبانی به سر می برد و مسئولینی که وی را تحت بازداشت غیرقانونی قرار دادند هم اکنون خود متهم به فساد مالی و ارتباط با مافیا هستند. ثانیاً او یک سال است که در زندانی در آلبانی تحت شدیدترین فشارها مقاومت می کند و تن به خواسته های عناصر فاسد دولت آلبانی – همدست فرقه تروریستی رجوی – نمی دهد و همین امر به معضلی برای دولت آلبانی در ارتباط با فرقه رجوی تبدیل شده است.
همانگونه که رجوی فکر نمی کرد تحصن خانواده های مقاوم در مقابل دروازه های پادگان اشرف بیشتر از 20 روز طول بکشد – که کار به سالیان کشید تا مجبور شد اشرف را ترک کند – اکنون نیز تصور نمی کرد که جداشدگان در آلبانی، علی رغم تمامی فشارها و محدودیت ها، مقاومت کنند و فرقه را این چنین رسوا نمایند و چنین معضلاتی را در داخل تشکیلات به وجود بیاورند.
این اقدامات هیستریک و غیر منطقی و البته زبونانه و از موضع ضعف مفرط که جز بی آبرویی برای فرقه رجوی حاصل دیگری ندارد صرفاً به منظور اولاً سرپوش گذاشتن بر شکست ها و نارسایی ها در ارائه خدمات به دشمنان ایران و ایرانی و ثانیاَ ضعف در پاسخگویی و مقابله با گسترش مسأله داری در داخل تشکیلات است. فرقه رجوی از سالیان دور همیشه بهانه های امنیتی را برای توجیه فشار بر اعضا و هرچه محدودتر کردن آنان مطرح می کرد و اکنون نیز در همدستی با عناصر فاسد در دولت آلبانی این کار را انجام می دهد و به بهانه تراشی های امنیتی مشغول است.
همانطور که بارها تأکید شده است، مخاطب همچنان اعضای ناراضی و مسأله دار داخل تشکیلات هستند که در حال حاضر به معضل اصلی فرقه تبدیل شده و فراتر از هر تهدید تروریستی، که فرقه رجوی تلاش می کند زیر پوشش آن نیروها را حفظ کند، فرقه رجوی را از درون نابود خواهد کرد.

لینک به منبع

مخاطب واکنش های عصبی مجاهدین خلق کیست؟ – قسمت هفتم

***

آنها نه تنها شکست خوردند که سقوط اخلاقی کردند آنها نه تنها شکست خوردند که سقوط اخلاقی کردند (به مناسبت درگذشت عبدالرضا نیک بین رودسری – عبدی)ا

Maryam Rajavi AlbaniaOpen Letter to the Negotiators for Albania’s Accession to the EU

گامی فراتر از صدام حسین!حضور مجاهدین خلق در آلبانی مذاکرت پیوستن این کشور به اتحادیه اروپا را دچار مشکل کرده است

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/واکنش-رجوی-به-خانواده-های-اعضای-گرفتار/

واکنش رجوی به خانواده های اعضای گرفتار در آلبانی – پخش اعترافات اجباری از زندان آلبانی

واکنش رجوی به خانواده های اعضای گرفتار در آلبانی - پخش اعترافات اجباری از زندان آلبانیعاطفه نادعلیان، وکیل دعاوی، انجمن نجات، مرکز تهران، بیست و نهم ژوئیه 2020:… در این برنامه همچون تمامی برنامه های از این دست ابتدا یک پیش فرض بدون دلیل و مدرک مطرح شده که گویا “انجمن نجات = رژیم ایران” و بعد خانواده هایی که خواستار ارتباط و کسب اطلاع از عزیزانشان در اردوگاه مجاهدین خلق در آلبانی هستند را هم در این پیش فرض تماما “مزدوران رژیم” معرفی کرده که مدام در حال “توطئه تروریستی” هستند و آنگاه تعجب کرده است که چرا وزارت اطلاعات که همه چیز را به انجمن نجات دیکته می کند خبر ندارد که آلبانی بیابان ندارد. آیا همین تناقض دلیل بر باطل بودن پیش فرض اولیه نیست؟ با وجود این تناقض که خود فرقه رجوی آن را کشف کرده است همچنان اصرار دارد که بگوید هر کلمه ای که خانواده ها می گویند و هر اقدامی که انجمن نجات انجام می دهد مو به مو دیکته شده توسط وزارت اطلاعات است. واکنش رجوی به خانواده های اعضای گرفتار در آلبانی – پخش اعترافات اجباری از زندان آلبانی 

خانواده ها چالش فرقه رجویخانواده ها چالش فرقه رجوی

واکنش رجوی به خانواده های اعضای گرفتار در آلبانی – پخش اعترافات اجباری از زندان آلبانی

نمونه ای دیگر از واکنش عصبی و البته غیر منطقی فرقه رجوی به درخواست خانواده ها

فرقه رجوی ممنوعیت ارتباط با خانواده را چگونه توجیه می کند؟

انجمن نجات مرکز تهران8 مرداد 1399

فرقه رجوی در برنامه ی موسوم به “پرونده” با عنوان “نمایش وزارت اطلاعات در انجمن نجات آذربایجان غربی” به تاریخ 7 مرداد 99 عملا به افشای ماهیت فرقه ای خود پرداخت و نشان داد که تا چه اندازه اعضا را در ناآگاهی و به دور از دنیای واقعی نگاه داشته است.

واکنش رجوی به خانواده های اعضای گرفتار در آلبانی - پخش اعترافات اجباری از زندان آلبانی

تصویر سیاه و سفید شده گزارش سایت راه نو. البته جماعت رجوی مستقیم مسئولیت هفت تیر را نمیپذیرند ولی اگر خانواده ها این جنایات را محکوم کنند آن را علیه خود میدانند!!ا

در این برنامه همچون تمامی برنامه های از این دست ابتدا یک پیش فرض بدون دلیل و مدرک مطرح شده که گویا “انجمن نجات = رژیم ایران” و بعد خانواده هایی که خواستار ارتباط و کسب اطلاع از عزیزانشان در اردوگاه مجاهدین خلق در آلبانی هستند را هم در این پیش فرض تماما “مزدوران رژیم” معرفی کرده که مدام در حال “توطئه تروریستی” هستند و آنگاه تعجب کرده است که چرا وزارت اطلاعات که همه چیز را به انجمن نجات دیکته می کند خبر ندارد که آلبانی بیابان ندارد. آیا همین تناقض دلیل بر باطل بودن پیش فرض اولیه نیست؟

با وجود این تناقض که خود فرقه رجوی آن را کشف کرده است همچنان اصرار دارد که بگوید هر کلمه ای که خانواده ها می گویند و هر اقدامی که انجمن نجات انجام می دهد مو به مو دیکته شده توسط وزارت اطلاعات است. البته شاید مسئولین فرقه رجوی حق داشته باشند چرا که دستگاه مجاهدین خلق به همین شکل عمل می کند و کسی بدون اذن رهبر فرقه آب هم نمی خورد و به قول مریم عمده انرژی مسعود صرف طراحی برنامه و بیانیه و اطلاعیه و غیره علیه جداشدگان و خانواده ها می گردد.

عاطفه نادعلیان

خانم عاطفه نادعیان – وکیل دعاوی

یک استدلال سخیف که فقط به درد اعضای مانیپوله شده داخل فرقه می خورد اینست که گفته شده سهم آذربایجان غربی در امضای طومار خانواده ها 500 نفر بوده است در حالی که تعداد شرکت کننده در گردهمایی خیلی کمتر از این است. آیا فرقه رجوی انتظار داشت که در شرایط گسترش بیماری ناشی از ویروس کوید-19 و محدودیت هایی که برای تجمعات اعمال می شود تمامی کسانی که طومار را امضا کرده اند شغل و کار و زندگی را رها کنند و در این گردهمایی حاضر شوند؟ قطعاً جاهلیت موجود در چنین برداشت و استدلالی بسا مضحک تر از اینست که کسی نداند آلبانی بیابان ندارد.

جالب است که گفته می شود برخی از افراد که بستگان آنان برای کسب اطلاع از آنان نامه نوشته اند سال ها قبل فوت کرده اند و بعد می پرسد که آیا می شود که خانواده واقعی این افراد اطلاعی از این موضوع نداشته باشند؟ اتفاقاً درد هم همین است که این مسأله با توجه به ایزوله بودن مجاهدین خلق و ممنوعیت ارتباط با دنیای خارج کاملاً امکان پذیر است و به همین دلیل نگرانی خانواده ها نسبت به وضعیت عزیزانشان خصوصاً در شرایط فعلی بیماری ناشی از ویروس کوید-19به مراتب بیشتر گردیده است. مگر خانواده ها دائماً اراجیف و خزعبلات مضحک فرقه رجوی را رصد می کنند که بدانند چه اتفاقاتی در درون آن ها افتاده است؟

سپس برنامه مسخره فرقه رجوی با به صحنه آوردن بهمن محمد نژاد و عبدالله مقدسی دو تن از قربانیان محبوس در اردوگاه فرقه رجوی در آلبانی ادامه می یابد.

واکنش رجوی به خانواده های اعضای گرفتار در آلبانی - پخش اعترافات اجباری از زندان آلبانی

آقای بهمن محمدنژاد اسیر مجاهدین آلبانی. اعترافات اجباری در تلویزیون فرقه رجوی

بهمن محمدنژاد اظهار می کند که وزارت اطلاعات برادرش محمد رضا محمدنژاد را بازیچه قرار داده است و بعد بر اساس روش جاری فرقه ای عنوان می کند که “شرم دارم اسم برادر روی او بگذارم” و او را “به اصطلاح برادر” می خواند. آقای بهمن محمدنژاد بر این باور است که 39 سال مبارزه کرده و از ابتلائات بسیاری عبور نموده است. او مدعی است که فریب نخورده و به اراده خود در فرقه رجوی حضور دارد اما پاسخ نمی دهد که پس چرا او را در اردوگاه های بسته و ایزوله در عراق و آلبانی محبوس کرده و سالیان سال است ارتباطش با دنیای خارج را قطع نموده اند؟ آیا آقای بهمن محمدنژاد دسترسی آزاد به دنیای خارج دارد یا با اعمال انواع ممنوعیت ها و محدودیت ها منبع اطلاعات او طی سالیان صرفاً سازمان مجاهدین خلق بوده است؟

ای مرگ بر این رجوی که آدم ها را این چنین از انسانیتشان تهی می کند.

سپس در ادامه برنامه عبدالله مقدسی کاملاً ماهیت دستگاه فرقه ای رجوی را با اظهاراتش برملا می سازد. او دقیقاً تعریف فرقه های مخرب کنترل ذهن که به راحتی می توان در اینترنت جستجو کرد را در خصوص خانواده می دهد. از نظر او خانواده کسی است که با مجاهدین خلق و در ساحل آنان است و عملاً این شعار فرقه ای را سر می دهد که “هر کس با ما نیست بر ماست”.

به زعم بیانات دیکته شده به آقای عبدالله مقدسی، هر کس در خارج از فرقه رجوی که با این فرقه همراه نیست با عنوان “رژیم” معرفی شده و مطرود است و بین فرقه رجوی و رژیم (طبق تعریفی که فرقه می دهد) یک دریا خون قرار دارد. در این تعریف سیاه و سفید کردن فرقه ای، ساحلی به غیر از ساحل مجاهدین خلق و ساحل رژیم به رسمیت شناخته نمی شود. اگر این خانواده ها با مجاهدین خلق نیستند پس با رژیم هستند و باید آنان را مزدور و تروریست خطاب کرد.

همین استدلال آقای مقدسی برای اثبات فرقه مخرب بودن سازمان مجاهدین خلق کافی است که می گوید خانواده اش حتی اگر همخون او باشند و با هم بزرگ شده باشند هیچ ربطی به او ندارند. در دستگاه فرقه ای عواطف و احساسات صرفاً باید نثار رهبران فرقه شود و اگر غیر از این باشد و اگر ذره ای عشق و علاقه به غیر از رهبر فرقه وجود داشته باشد تأثیرات مغزشویی تماماً از بین می رود.

واکنش رجوی به خانواده های اعضای گرفتار در آلبانی - پخش اعترافات اجباری از زندان آلبانی

آقای عبدالله مقدسی اسیر مجاهدین آلبانی. اعترافات اجباری در تلویزیون فرقه رجوی

جالب است که آقای مقدسی از این که از جانب خانواده اش همچنان عزیز خطاب می شود تعجب می کند. او حق دارد، چرا که فرقه رجوی هرگز چنین آزادی عملی به او نداده و هرگز او را مجاز نمی داند که حتی بدون الفاظ رکیک از خانواده خود نام ببرد.

باز یک پیش فرض گذاشته می شود که به اصطلاح “رژیم” در ترس و وحشت از مجاهدین خلق است و دلیل آن را هم تلاش و اصرار خانواده ها برای کسب ارتباط با عزیزان خود به قصد توطئه های تروریستی بیان می کند. بعد تعجب می کند که چرا یک کارشناس در بیانات خود مجاهدین خلق را مشتی سالخورده که در آلبانی گیر کرده اند معرفی کرده است. آیا لازم نیست به جای تعجب به اصل تناقض برگشته و پیش فرض خود را اصلاح نمایید؟

تعجب آقای مقدسی از این که خانواده اش او را عزیز خطاب کرده و یک فرد دیگر آنان را تروریست می داند واقعاً جای تعجب دارد. مگر کشور ایران هم مثل سازمان مجاهدین خلق اداره می شود که حرف اول و آخر را یک نفر بزند و همه مثل رباط فقط جملات دیکته شده رهبر فرقه را تکرار کنند؟ بله از نظر حاکمیت و عموم ملت ایران سازمان مجاهدین خلق به بزرگترین خیانت ملی شناخته شده یعنی همکاری با دشمن متجاوز به میهن دست زد و مسئول قتل بیش از 17 هزار نفر افراد بی گناه، که عمدتاً هیچ گونه مسئولیتی نداشتند، بوده و اکنون به عمله دست چندم دشمنان ایران و ایرانی تبدیل گشته است. اما با این وجود خانواده های اعضای سازمان مجاهدین خلق بستگان خود را عزیز خطاب کرده و از گل نازک تر هم به آن ها نگفته اند. آیا چنین آزادی عملی در درون فرقه رجوی هم وجود دارد؟
حرف های بی ربط زدن از ویژگی های مسعود رجوی بود که به این بازماندگانش هم به ارث رسیده است. به دنبال منطق در حرف هایشان نباشید.
سپس یک سایت آلبانیایی و مسئول آن که البته او هم به زعم فرقه حتماً در آن سوی ساحل دریای خون قرار دارد، چون بدون اجازه سران فرقه خواست خانواده ها را منعکس کرده است، مورد توهین و تهدید قرار می گیرد.

از آقای بهمن محمدنژاد باید پرسید که در خصوص محقق و نویسنده و استاد دانشگاه و فعال مدنی و حقوق بشری آقای اولسی یازچی چقدر می داند و آیا به غیر از مجاهدین خلق منبع مستقلی را در این خصوص در اختیار داشته است یا صرفاً مطالب دیکته شده فرقه را تکرار می نماید؟

آقای محمدنژاد تعجب می کند که اولسی یازچی چگونه رد خانواده او را پیدا کرده است. جهت اطلاع ایشان، این خانواده وی و مشخصاً برادر زاده اش که به زبان انگلیسی مسلط است بود که رد آقای یازچی را با زحمت بسیار و از طریق جداشدگان در ایران و بعد در آلبانی پیدا کرد و از وی درخواست نمود تا صدای برادر و دیگر اعضای خانواده را منعکس نماید. اگر این کار صورت نمی گرفت الآن چشمان خانواده به جمال بی مثال بهمن بعد از سال های سال روشن نمی شد.

جالب است که سفر یک خارجی به ایران هم از نظر فرقه رجوی جرمی نابخشودنی است که همین کار موجب می شود که فرد مربوطه در جرگه به اصطلاح “رژیم” قرار بگیرد و به آن طرف ساحل دریای خون منتقل گردد. در ضمن آقای محمدنژاد و کلاً این برنامه، اطلاعاتی را بیان می دارند که تاکنون به غیر از سازمان مجاهدین خلق منبع دیگری نداشته است.

جهت اطلاع، مردم ایران و از جمله خانواده ها کاملاً در جریان هستند و شک ندارند که سازمان مجاهدین خلق همراه با آمریکا و اسرائیل و سعودی و فیس بوک و توییتر در یک جبهه هستند و تلاششان نابودی ایران است و مطلع هستند که هر کس هم که در این جبهه امپریالیستی و ضد مردمی نیست جمیعاً “رژیم” نام دارد و باید از میان برداشته شود.

این برنامه، ایران تحت حاکمیت مجاهدین خلق را به خوبی ترسیم می کند. اگر یک نفر در رسانه ای حرفی بزند که مورد تأیید فرقه رجوی نباشد بدون دلیل و مدرک تحت عنوان توطئه تروریستی و مزدوری برای دشمن سرکوب می شود. میزان تحمل این فرقه در برابر حرف مخالف و میزان بهایی که برای مردم و مقدمتاً خانواده قائل است ماهیت آن را به خوبی آشکار می سازد.

استدلال آقای مقدسی فوق العاده جالب است و بیانگر میزان ایزوله بودن و دور بودن این جماعت از واقعیات است. از نظر وی این که خانواده اش خواهان یک تماس از جانب او شده اند به این مربوط می شود که رژیم در بن بست و در حال سرنگونی است و به این وسیله آنان می خواهند رژیم را نجات دهند.

تا جایی که به خانواده های محمدنژاد و مقدسی برمی گردد با مشاهده تصاویر عزیزان خود و کسب خبر سلامتی آنان، فارغ از هر بحث و فحص اعتقادی و سیاسی، غرق در شور و نشاط شدند. البته آنان به خوبی آگاه هستند که عزیزانشان نمی توانند حرف دل خود را بزنند وگرنه قطعا عواطف و احساسات شخصی آنان نسبت به خانواده و بستگانشان نمرده و از بین نرفته است.

اگر این آقایان چند جمله محبت آمیز ولو به ظاهر نسبت به خانواده هایشان ابراز نمی دارند و ظاهرا درد و رنجی که در فراقشان تحمل کرده اند را درک نمی کنند و این قدر بی رحمانه خانواده خود را آماج حملات قرار می دهند صرفا به این دلیل است که اسیر و گرفتار هستند و جز این چاره دیگری ندارند.

به هر حال کسانی که این گونه برنامه ها را مشاهده می کنند قضاوت خود از ماهیت مجاهدین خلق و نحوه برخورد آنان با مردم را خواهند داشت. اگر چه مخاطب این گونه برنامه ها هرگز مردم ایران نبوده و نیستند و جلب حمایت همان جبهه ای که فوقا عنوان گردید مد نظر است.

عاطفه نادعلیان

لینک به منبع

واکنش رجوی به خانواده های اعضای گرفتار در آلبانی – پخش اعترافات اجباری از زندان آلبانی

***

همچنین: