مدد جوئی فرقه از کالبدهای متحرک ـ بخش پایانی

مدد جوئی فرقه از کالبدهای متحرک ـ بخش پایانی

جمشید تفرشی، بیست و پنجم دسامبر 2013: … در رابطه با مسائل اعتصاب غذا و اعلام خاتمه مفتضحانه آن توسط مریم عضدانلو ؛ دوستان جداشده و صاحبنظر در روزهای اخیر موضوع را از زاویه های مخلتف مورد بررسی قرار داده و مطالب با ارزشی را انتشار دادند . بخصوص که جریان دادگاه اسپانیا و موارد پشت پرده آنرا افشاء نمودند که مورد استفاده فراوان قرار گرفت ؛ من شخصا آنرا نمیدانستم . ولی بنده از زاویه دیگری …

(با تشکر از آقای تفرشی دریافت شد)

لینک به قسمت اول:
مدد جوئی فرقه از کالبدهای متحرک بخش یک – به مناسبت یکصدمین روز اعتصاب غذا در لیبرتی
لینک به قسمت دوم:
مدد جوئی فرقه از کالبدهای متحرک ـ بخش دو

مدد جوئی فرقه از کالبدهای متحرک ـ بخش پایانی

عاقبت کوه موش زائید !

برخوردی چنین بی اعتبار با تفاوتهای اعلام شده بین شروع اعتصاب غذا در لیبرتی و خاتمه مفتضحانه آنرا چگونه باید تفسیر کنیم ؟ این سئوال بسیار رئالیست و منطقی را اول از همه میخواهم از سران و هوداران فرقه بنمایم . آیا بهتر نیست بزبانی ساده و قابل فهم برای آنان ؛ سئوال را با این مثال فارسی بپرسم که : چه شد که عاقبت کوه تبلیغات اعتصابات ؛ موش زائید ؟ این مثل چه مواردی را بر ذهن آنان متبادر میکند ؟

این حرکت یکی از بارزترین نمود این روند در فرقه هست که هیچ تعهدی نسبت به اعمال ؛ گفتار و قول و قرارهای خود نداشته و هر شکست مفتضحانه ائی را در بوق تبلیغ و دروغپردازی به مثابه دست آورد و پیروزی می دمد . این از خصلت فرقه ها هست که خطاهای سیاسی و فلسفی و تضییقات بنیادینی مرتکب میشوند ؛ ولی بنا بر همان خصلت ؛ به مثابه آموزه ائی تجربی و تجدید نظری موثر آنرا جلوه میدهند . حال آنکه حقیقت امر غیر از این هست . فرقه نیز کاملا آگاهانه از همین شیوه پیروی میکند ؛ شیوه ائی که مشخصه های  بارز ” توتالیتـــاریانیسم ” هست . یک فرقه ” منحصر بفرد ” و ” انحصار کامل قدرت ” در دست یک فرد و سرانجام یک تشکیلات مخوف که تمام حرکات افراد و حتی اعمال ذهنی و فکری و عامل خواب آنها هم تحت کنترل قرار میگیرد . فرقه پنج عامل مشخصه دارد که تمام صاحبنظران بر روی آن اتفاق نظرکامل داریم ولی از آنجائیکه بحث مشخصه این مقال نیست ؛ تبیین آنها را بعدا بصورت مفصل منتشر خواهم نمود . ولی بحث این بار بنده این هست که : در پشت پرده تبلیغات پروژه پر طمطراق شروع اعتصاب غذا و خاتمه دادن بلادرنگ و خفت بار که دست آوردی جز سرشکستگی جهانی و بین المللی و مسئله دار شدن بیشتر بدنه نداشت ؛ چه معمائی نهفته است ؟

در رابطه با مسائل اعتصاب غذا و اعلام خاتمه مفتضحانه آن توسط مریم عضدانلو ؛ دوستان جداشده و صاحبنظر در روزهای اخیر موضوع را از زاویه های مخلتف مورد بررسی قرار داده و مطالب با ارزشی را انتشار دادند . بخصوص که جریان دادگاه اسپانیا و موارد پشت پرده آنرا افشاء نمودند که مورد استفاده فراوان قرار گرفت ؛ من شخصا آنرا نمیدانستم . ولی بنده از زاویه دیگری میخواهم موضوع را بشکافم که در پشت پرده این قضایا چه چیزی نهفته که مریم عضدانلو اینگونه مفتضحانه و بلادرنگ با بارقه جرقه ائی ؛ تن به این فضاحت داد . برای بهتر جا افتادن مطلب اجبارا به یک موضوعی که قبلا حادث شده اشاره نموده و موضوع را میشکافم . در ماجرای هم ردیفی مریم عضدانلو یک چنین تستی در قرارگاه اشرف انجام گرفت . سران فرقه بنا بر خصلت فرقه گرائی که در مطلب قبلی اشاره نموده بودم بر حسب درجه ارادت به رهبر و سرسپردگی بیشتر ؛ چنین وانمود میکنند که در رهبر حل شده و هر افاضه وی فرض واجب محسوب و بدان گردن می نهند . ولی در بدنه بغیر از این هست . ماجرای اعلام همردیفی قبل از اینکه اعلام همگانی بشود در بغداد شروع شده و سران فرقه در جریان امر قرار گرفته و عهد نامه ها را تقدیم مسعود رجوی و بانو کرده بودند . یکشب قبل از اعلام عمومی ؛ جرثقیلی سفارش دادیم و دیر هنگام آنرا به ستاد پشتیبانی بردیم . هدف این بود که عکسهای مسعود رجوی را از تمام پانل ها پائین بیاوریم . از منطقه ستاد شروع کردیم و تا نیمه های شب در سطح محوطه قرارگاه عکسهای بزرگ مسعود رجوی را پائین آوردیم . جای خالی تابلوهای بزرگ عکس مسعود رجوی کاملا مشهود بود . معمولا در ستاد صبحگاه انجام نمیگرفت ؛ بدلیل مشغله اجرائی و پوشالی که داشتیم ولی در لشگرها اول مراسم صبحگاه اجرا میشد . مسعود رجوی و بانو هم آنروز به اشرف و ستاد آمده بودند و از نزدیک جریان را ارگانیزه و معماری می نمودند . حتی خوب بخاطر دارم  به ما هم که مانند هر روز برنامه قبلی داشتیم برای رفتن به خارج قرارگاه هم گفتند که قرارها را کنسل کنید و در ستاد بمانید  .  ناگهان در ساعت حدود دو بعد از ظهر که معولا در لشگرها زمان استراحت بود ؛ همزمان فراخوانی داد که هر کس هر کاری دارد واگذاشته و فورا خود را به فیافی برساند . نوار ویدئو بطور همزمان و بدستور رجوی در تمام مکانها شروع به چرخش نمود . در همین لحظه ها که مسعود رجوی در نوار میگفت : خواهر مجاهد مریم رجوی را بعنوان همردیف و ….اعلام میکنم ؛ اول صدای جیغ و زجه زنان و سپس مردان شروع شد . صدای گریه ها از طریق آیفون برای مسعود رجوی و مریم عضدانلو پخش میشد که مسعود دستها را بهم مالیده گفت ؛ عالی شد همان گونه که حدس میزدم . فریادها اینگونه بود : پس مسعود کجاست اگر مریم همردیف مسعود و مسئول اول سازمان مجاهدین خلق هست ؛ پس مسعود چه سمتی دارد ؟ چرا تمام سمتهای خود را به مریم واگذار کرده است ؟ بعد تعبیرها و پچ پچ ها شروع شد . نکند مسعود دچار بیماری شده و خطر مرگ او را تهدید میکند ؟ چه شده کودتا شده در سازمان و مسعود را اجبار به ترک مقام کرده اند ؟ اینها یک به یک بدست او میرسید و همانند همیشه مهدی ابریشم چی و ابراهیم ذاکری و محمد علی تو حیدی و زهره بنی جمالی و مهوش و چند زن دیگر همراه او بودند . تا نیمه های شب مسعود و بانو در ستاد بودند و در انتها به بغداد بر گشتند . بعد از این صحنه سازیها بود که یک نشست جمعی بر گزار و مسعود رجوی آن سئوال معروف را کرد : من اینجا هستم تو کجائی ؟ و بعدا داستان انقلاب ایدئولوژیک که یکی از فضاحت بارترین حوادث تاریخ سازمان مجاهدین هست که به یقین تمام استخوانهای بنیانگذاران در آن لحظات میلرزید . و اینگونه بود که آخرین میخ بر تابوت سازمان مجاهدین خلق کوفته شد و فرقه رجوی بطور علنی فعالیت خود را شروع کرد . اکنون نیز بازی مشابهی در حال تکوین و انجام گرفتن هست .

رویای بلند پروازانه دگرگونی سرشت اسیران لیبرتی :  بدون شک اکنون فرقه تمام معادلات سیاسی و حرکات انفعالی را بر روی کمپ لیبرتی و عزیزان محصور و دربند آنجا معطوف داشته است . چرا که لیبرتی فرجام فرقه را رقم خواهد زد . یا فرقه از هم پاشیده و تمام اسیران آنجا به کشورهای ثالث منتقل و بدنبال کار و زندگی خواهند رفت و یا نه ؛ باز فرقه با ترفندها و بازیهای ناجوانمردانه سعی در به تاخیر انداختن خروجها خواهد نمود . بنابراین تمام مهندسی ها و تلاشها برای آزمون و میزان فرمانبری اسیران کمپ لیبرتی طراحی میگردد . قدر مسلم شرائط روحی و روانی این اسیران ؛ برای هیچ جامعه شناس و یا روشناسی قابل نقد و بررسی نیست . چرا که این عزیزان بدون تکلیف ؛ بدون عاقبت و تحت انواع فشارها قرار دارند ؛ از طرفی امنیت و جان آنها هم هر لحظه در معرض خطر قرار دارد . به لحاظ جامعه شناختی ؛ هیچ جامعه ائی را نمیتوان یافت که فاقد یک شکاف اجتماعی باشد . معمولا در جوامع به حکم تقسیم کار اجتماعی ؛ عوامل مربوط به تبار و حسب و نسب ؛ جنسیت و غیره چندین شکاف وجود دارد ؛ اما ممکن است هر یک از آنها به حسب عوامل گوناگون در یک زمان فعال و غیر فعال باشند . از نظر ضرورت تکوین ؛ برخی شکافها ساختاری و برخی دیگر تاریخی و یا ” تصادفی ” هستند . شکافهای ساختاری در جامعه ؛ شکافهائی هستند که به مقتضای برخی ویژگیهای دگرگونی ناپذیر و پایدار در شکافهای طبقاتی ( خواه به معنای مربوط به مالکیت وسائل تولید و یا توزیع در آمدها ) ایجاب میکند . ولی در فضائی محدود و حضور بیش از سه هزار نفر در جمعی نامتناسخ و تحت فشار ؛ این نوع تحلیل ها و میزان ها ؛ سندیتی نداشته و تمام عوامل در چنبره دگرگونیهای ایدئولوژیک و سیاسی فرقه قابل تغییر و دگرگونی هست . هانا آرنت اینچنین می گوید : بازداشتگاههای سیاسی ؛ آزمایشگاه هائی هستند که دگرگونی سرشت انسان را به محک آزمون میکشد . و دانیل بل هم انیچنین می گوید : ایدئولوژیست ها ” ساده کنندگان وحشتناکی ” هستند . ایدئولوژی ؛ ضرورت برخورد اشخاص با مسائل شخصی خود بر مبنای شایستگی های فردی را از میان میبرد . شخص بلافاصله به دستگاه ایدئولوژیک خود مراجعه میکند و جواب حاضر و آماده را به دست می اورد . آنچه که در این دو نظریه مستتر هست ؛ همانا فرضیه ” روباه ها ” هست . هم از نظر تغییر سرشت افراد در زندان و فضای بسته و هم وحشتناکی ساده کنندگان که به موجب این واقعیتها فی نفسه متکثر و خطرناک هستند . در جوامع و یا سازمانهای دموکراتیک ؛ هیچ آموزه واحدی نمی تواند از درون سردرگمی ها رهنمودی بیابد . مسائل فردی باید به گونه ائی فردی و بر اساس ” شایستگی های ” فردی حل و فصل شوند . ولی در فرقه اینچنین نیست ؛ کوشش برای مرتبط کردن مسائل و یا رویدادهای جداگانه و تبدیل آنها به انگاره ای واحد دست به حرکات نادرست و حتی خطرناک هم میزنند . ایدئولوژی فرقه صورتی از مذهب دنیوی و تلفیقی از خرافه های ناخودآگاه و برداشتی از ماکیاولیسم معجونی درست کرده اند که با قشریگری و مافیای مدرن پیوندی عمیق ایجاد نموده اند . این مبانی فکری برای نگرشهای جزم اندیشانه ؛ اصولی افراطی و از همه مهمتر توتالیتر را رقم میزند . این ایدئولوژی پیچیده عملا به معنی غیر منطقی و ناعاقلانه بودن است . بنابراین سران فرقه در شرائط حاضر که بخوبی آگاهند بدنه و بخصوص اسیران کمپ لیبرتی ؛ مریم عضدانلو را فاقد کفایت و درایت و صلاحیت لازم و عدم کاریزمای کافی برای رهبری دیده و حاضر به تبعیت از وی نیستند را ؛ به تلاش نامنظمی وادشته است . این تلاش نامنظم بسیار خطرناک و آبستن حوادثی هست که کاملا غیر قابل پیش بینی می نماید . خاتمه دادن مفتضحانه و عجولانه که هیچیک از خواسته های اولیه تحقق نیافته و هیچگونه انعکاس بین المللی را در پی نداشت ؛ در راستای همین تلاش است . تلاشی بی فایده برای جا انداختن رهبری مریم عضدانلو به فرقه بی سر . چرا که مسعود رجوی بیش از ده سال هست که در خفاء و در پنهانی زندگی میکند و یا بقولی اصلا زندگی نمیکند . چرا که هنوز حتی یک فیلم ویدئوئی هم از وی منتشر نمیشود ؛ این در حالی هست که از اسامه بن لادن و دیگر تروریستهای القاعده هم که در معرض شدیدترین خطرها بودند ؛ فیلم هائی در کوه های افغانستان یا پاکستان تهیه و منتشر میشد . ترس فرقه از این هست که عزیزان اسیر در کمپ لیبرتی به محض رسیدن به کشوری آزاد با ما جداشده ها تماس گرفته و فورا اعلام جدائی کنند . گو اینکه فرقه هر مقدار تلاش هم که بکند ؛ باز نخواهد توانست این پیوند و پیوست بین ما و آنها را از هم بپاشد . این گسست از فرقه و رهائی دیر یا زود ؛ انجام خواهد گرفت ولی فرقه هم مایل هست که تلاشهای خود را ارگانیزه کند . همین دستور قطع اعتصاب غذای نمایشی ” و به سبک ایرانی ” یکی از همین تستها بود . میخواستند چنین القاء کنند که بدنه و اسیران لیبرتی آماده پذیرش دستورات مریم عضدانلو هستند و از وی پیروی میکنند . ولی غافل از اینکه همین خاتمه دادن بدون هدف و سرافکندگی ناشی از آن ؛ تضادها را در جمع لیبرتی بیشتر خواهد کرد . آنان هستی بیولوژیک یعنی جان خود را بعنوان ابزار برای رسیدن به هدف در میان گذارده بودند . با تمام تلاشهائی که میشد برای سالم نگاه داشتن آنان و به تبع آن طولانی شدن زمان اعتصاب ؛ ولیکن باز خطر بصورت صد درصد مرتفع نشده و خطر جانی هم باید جزء محاسبات قرار میگرفت . حال نیز فرقه سرشت این عزیزان اسیر را در بوته آزمایشی نابرابر گذارده و تلاش میکند که  آنان را ترغیب کند که رهبری مریم عضدانلو بر فرقه را بپذیرند . گو اینکه این حرکت هم همانند کوبیدن آب در هاون هست . دیگر با هیچ ترفندی اسیران لیبرتی نخواهند توانست متقاعد کنند . فرقه در طول این سالیان این عزیزان را گروگان و آزادی آنان را در گرو توطئه های خویش قرار داده است . این خود فرد هست که آزادانه باید تصمیم بگیرد ؛ چه در مورد امیال و خواسته هایش و چه در مورد ارجحیت های زندگی ؛ فرد میتواند هر روز تغیی عقیده بدهد . روزی مایل بوده مبارزه کند ولی حالا که ظرف مناسبی برای اینکار نیست و بخصوص بعد از معدوم شدن صدام حسین جنایتکار که بزرگترین حامی فرقه بود ؛ هیچ چشم اندازی برای مبارزه نیست . هر چه فرقه در اینروزها فشار بیشتری بر روی این اسیران اعمال کند ؛ انها را در تصمیم خود به گسست و رهائی راسخ تر و استوارتر خواهد نمود . بامید آزادی تمامی اسیران لیبرتی از چنگال فرقه مافیائی رجوی . ما هم در حد توان هر چه که از دستمان بر بیاید از هر نظر هم پشتیبان آنان بوده و هم تجربیات خویش را در اختیارشان قرار خواهیم داد .

جمیشد تفریشی

اعتصاب غذا مریم رجویچرا مریم رجوی وشوهر فراری اش اعتصاب غذا نمی کنند؟

مجاهدین خلق کمپ لیبرتی اکتبر 2013ائتلاف نوری المالکی: عراق نوکر آمریکا نیست / واشنگتن منافقین (فرقه رجوی) را سریع تر ببرد

همچنین:

خود پرستی و بی لیاقتی تا کجا ؟

۲۰۱۳/۰۹/۱۶ by

جمشید تفرشی، شانزدهم سپتامبر ۲۰۱۳: … نهایتا کمپ اشرف تخیله شد . پافشاری فرقه در حفاظت از کمپ اشرف و فدای جان انسانهای بی دفاع در چند حمله به آن محل ؛ از چند منظر قابل بررسی هست . مسعود رجوی همانگونه که در اطلاعیه قبلی هم اشاره کردم ؛ آرزو میکرد که در فردای […]

این جنایت محکوم هست.  ولی مقصر کسیت ؟

۲۰۱۳/۰۹/۰۴ by

جمشید تفرشی، چهارم سپتامبر ۲۰۱۳: … هر انسان آزاده ائی که به عکسهای منتشره حوادث کمپ اشرف نگاه بکند و آن اجساد غرق در خون با دستهای از پشت بسته را ببیند بدون کوچکترین تردیدی ؛ این جنایات را محکوم میکند . داستان آن هنگام دردناک میشود که با هر کدام از این جان باختگان […]

فرافکنی رجوی در پاسخ به استعفای آقایان قصیم و روحانی (+متن کامل اطلاعیه شورای مجاهدین خلق)

۲۰۱۳/۰۷/۰۱ by

جواد فیروزمند، آریا ایران، پاریس، اول ژوئیه ۲۰۱۳: …  بالاخره بعد از گذشت یک ماه رجوی شخصا به این مسئله پرداخت.اما پاسخی در خور و شایسته اعضای مستعفی نیست.چرا که از ابتدا تا انتها تلاش شده است با همزمان جلوه دادن تحولات ایران و برنامه های نمایشی مجاهدین،استعفای آقایان قصیم و روحانی را در زمین […]

کمپ اشرف سپتامبر 2013-2

بعد از بیش از سه دهه وعده و وعید، رجوی نهایتا اعضا و هواداران فرقه اش را به آخرت حواله داد