مراقب ترفندهای تفرقه افکنانه فرقه رجوی باشیم

مراقب ترفندهای تفرقه افکنانه فرقه رجوی باشیم

 بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، نوزدهم ژوئیه 2017:…  یکی از ترفندهای فرقه ای که در آلبانی علیه جداشدگان مستمراً به کار گرفته می شود تفرقه افکنی و ایجاد فضای بد بینی و بی اعتمادی است. درست است که یکی دو نفر از جداشدگان، تحت فشارهای اقتصادی و روانی فرقه، تسلیم شده و تن به خواسته های نامشروع مسئولین آن داده اند اما “جامعه جداشدگان” نباید به هیچ کس به دیده تردید نگاه کنند و نباید رمز پیروزی یعنی … 

خانواده های اسرای مجاهدین خلق فرقه رجوی چشم انتظارچشم ها درانتظار لحظه دیدار

لینک به منبع

“جامعه جداشدگان” در آلبانی

مراقب ترفندهای تفرقه افکنانه فرقه رجوی باشیم

اتحاد، رمز پیروزی

همانطور که در طی کمتر از یکسال اخیر شاهد هستیم، روز به روز بر تعداد افراد “جامعه جداشدگان” از فرقه رجوی در آلبانی افزوده می شود و این جمع به یک نیروی قدرتمند در برابر دیکتاتوری فرقه ای مسعود و مریم رجوی، که اصلی ترین حقوق انسانی اعضای فرقه خود را هم نقض می کنند، تبدیل می گردد که به وضوح وحشت در دل سران این فرقه مخرب افکنده است.

یکی از مسئولین فرقه به صراحت گفته است که اگر جمع جداشدگان با خانواده ها پیوند بخورند و راه خانواده ها به آلبانی باز شود فاتحه سازمان خوانده است. او گفته است که سازمان از شر بلندگوی خانواده ها، اشرف را ترک کرد و وقتی پای آنان به لیبرتی باز شد، مجبور به ترک آنجا گردید. او اظهار نگرانی کرده است که سر و کله خانواده ها در آلبانی هم پیدا شود.

اگر چه فرقه در تبلیغات خود انتقال به آلبانی را یک پیروزی به حساب می آورد اما در درون صد بار افسوس می خورد که از عراق بیرون آمده و اذعان دارد که خمپاره و موشک در عراق، بسا بر درگیری روزمره با جامعه جداشدگان در حال حاضر و همچنین افراد مسئله دار در درون فرقه و خانواده ها در آینده ترجیح دارد. البته، رجوی باید هم افسوس بخورد چون اینجا از تزریق خون به بدنِ در حال احتضارش خبری نیست.

فرقه رجوی ید طولایی در تفرقه افکنی، جاسوسی، تطمیع، ارعاب، فریب و همچنین اعمال فشارهای روانی دارد و تاکنون با این هنرها توانسته است موجودیت خود را حفظ نماید. طبیعی است که سران این فرقه در برابر “جامعه جداشدگان” که در حال گسترش است منفعل نمانده و از تمام ترفندهای فرقه ای، که اتفاقاً در اعمال آن ها استاد است، برای سرکوب جداشدگان و خارج کردن آنان از دور مبارزه (برای احقاق حقوق همه اعضای فرقه) استفاده می کند. 

یکی از ترفندهای فرقه ای که در آلبانی علیه جداشدگان مستمراً به کار گرفته می شود تفرقه افکنی و ایجاد فضای بد بینی و بی اعتمادی است. درست است که یکی دو نفر از جداشدگان، تحت فشارهای اقتصادی و روانی فرقه، تسلیم شده و تن به خواسته های نامشروع مسئولین آن داده اند اما “جامعه جداشدگان” نباید به هیچ کس به دیده تردید نگاه کنند و نباید رمز پیروزی یعنی اتحاد را فراموش نمایند.

در شرایط فعلی هرگونه همسو شدن با فعالیت های تفرقه افکنانه مسعود رجوی و افتادن به دام ترفندهای او و اعوان و انصارش به زیان فعالیت های “جامعه جداشدگان” خواهد بود. این جامعه در حال حاضر بیش از هر چیز به وحدت و اتحاد عمل نیازمند است.

خواست برحق تمام اعضا (آزادی ارتباط با دنیای خارج و خصوصاً خانواده ها) را به محور روابط خود تبدیل کنیم و در این راه در همبستگی با خانواده ها چه در داخل و چه در خارج از کشور کوشا باشیم و سران فرقه رجوی را تا جای ممکن برای برآورده شدن این خواسته تحت فشار قرار دهیم.

مریم رجوی چه خوب گفت که اینجا عراق نیست. بله درست است آلبانی عراق نیست و نمی شود مانند محیط های محصور اشرف و لیبرتی افراد را منزوی از دنیای آزاد نگاه داشت. فرقه قصد دارد برای ادامه مغزشویی افراد، آنان را به محل ایزوله ای همانند اشرف و لیبرتی منتقل کند. ضروری است “جامعه جداشدگان” از هر طریق ممکن در برابر این ترفند فرقه ای ایستادگی نمایند و مانع از انجام آن گردند.

سفارش دیگر ما به همه عزیزان اینست: حال که از جهنم فرقه ای رجوی خلاص شده و پا به دنیای آزاد گذاشته ایم از فرهنگ و ادبیات رجوی که سالیان با آن خو گرفته ایم فاصله بگیریم و احترام متقابل را اساس گفتار و نوشتار خود قرار دهیم. ما هرگز از واژه هایی که جامعه ما از آن کراهت دارد و البته همیشه ورد زبان رجوی ها بوده است، نباید استفاده نماییم. احترام متقابل برای حفظ اتحاد یک امر ضروری است.

این مقاله را با نوشته ای از یار دیرین بنیاد خانواده سحر خانم ثریا عبداللهی، که دیروز در یکی از گروه های تلگرامی عنوان نموده است، به پایان می بریم:

“من واقعاً متأسفم از بعضی برخوردهای دوگانه که هنوزهم به طرق مختلف ادامه دارد. نمی دانم هدف چیست و می خواهند با این تهمت ها و تفرقه افکنی ها صاحب چه مقامی و دولتی و ثروتی شوند. هدف و فعالیت تمامی گروها و سایت ها، جداشدگان، خانواده ها و اعضای محترم انجمن ها، فقط و فقط برای رهایی اسیران بی گناه از چنگال دیو هزار سر است و در انتها نابودی فرقه دجال رجوی که جوانان سرزمین مان را نسل کشی و نابود کرد. به نظر من یک جدا شده، و حتی یک اسیر در فرقه، فرقی با امیرم ندارد. هر دو برای من عزیز و محترم هستند، چرا که جوانان همین مرز و بوم و فرزندان همین مادران همچون رضایی، ام شهاب، عطایی، ساسانی. حسینی و … هستند. پس از تمامی خانواده های محترم و تمام اعضای جدا شده به عنوان یک مادر دردمند خواهشمندم صادقانه بدون توقع و بدون کوچکترین چشم داشتی در کنارهم به فعالیت ادامه دهند. این گونه اختلاف ها در واقع دشمن شاد کن است. بارها و بارها تکرار کردم و گفتم که ما خانواده ها چندین سال در کنار جداشدگان عزیز در مقابل اشرف با تمامی مشکلات در کنارهم صادقانه و با محبت و احترام بودیم و بعد از این هم خواهیم بود، چرا که تماماً اعضای یک خانواده ایم و باید حرمت و احترام در چهارچوب خانواده حفظ شود.”

پیام ما امید – نوید ما آزادی

بنیاد خانواده سحر
28 تیر 1396   

*** 

جداشدگان فرقه رجوی در تیرانا ژوئیه 2014بختک واقعی کیست؟

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=30405

افعی فیروزه ای 

بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، دوازدهم ژوئیه ۲۰۱۷:…  دیگر همگان میدانند که موضوع در آلبانی چیست. موج ریزش روزافزون و روزانه نیرویی از این تشکیلات اهریمنی خواب خوش را از چشم فرقه و سران آن ربوده است. کما اینکه بمحض پایان مسخره گردهمایی کذئی اولین نیرو از این فرقه اعلام جدایی نمود و خارج شد. ولی واقعیت تلخ اینست که این فرقه آنقدر واپسگرا است، آنقدر عقب … 

مزدور مریم رجوی وطن فروشی در ویلپنت پاریساول قرارشان بود که “مبارزه مسلحانه” شان علیه “امپریالیسم” باشد

لینک به منبع

«افعی فیروزه ای»

مقاله ای از الف. دال. جداشده در آلبانی

با سلام به خوانندگان محترم سایت سحر.

میخواهم خاطره ای از این دنیای فریب و ریای رجوی برایتان نقل نمایم که هر روز و هر روز برای خود ما تازگی دارد و جدید است.

هر سال در اواخر خرداد ماه یا اوایل تیر ماه مریم رجوی در پاریس گردهمایی برگزار میکند. آنهم با پولهای بدست آمده از رنج و شکنج فرزندان این خاک و بوم. به یاد دارم که در اشرف و حتی در انتقال به لیبرتی همواره سران فرقه در تشکیلات که پیش برنده خط و خطوط شخص مریم رجوی میباشند همواره این موضوع را عنوان می کردند که اگر تشکیلات در خارج کشور بود، طبیعی بود که آماده سازی و برگزاری این گردهمایی برعهده خودمان بود و هرکس بنا به تخصصش در این گردهمایی بکار گرفته میشد.

واقعا وقتی به خوانندگان گرامی عرض میکنم که تازه برای خودمان هر روز و ماهی که میگذرد همه جدید و حاوی پند گرفتن است عین واقعیت است. از زمانی که به آلبانی نقل مکان نمودیم خدای متعال گویی حساب همه زورگویی ها و فریب و ریای این فرقه را روزانه از آن پس میگیرد. امسال هم که اولین حضور تشکیلات در آلبانی بود من خود به تصور این بودم که اکنون بعد از سالیان، امسال در این گردهمایی لابد نیروها را موقتا برای آماده سازیهای گردهمایی به آنجا می برند یا دست کم بخشی موقتا به آنجا برده می شوند و در پایان گردهمایی مجددا بازگردانده می شوند. اما با کمال تعجب دیدم که چنین نشد. به واقع خودم هنوز که هنوز است انگشت به دهان مانده بودم که چه شد؟ پس مگر سالیان در اشرف و لیبرتی نمی گفتید که کاش بودیم و کمک می کردیم؟ مگر حتی به لحاظ اقتصادی هم که حساب کنید برای اجاره شرکتهای تجهیز کننده مراسم انبوهی دلارخرج نمی کنید تا با نیروی کار شرکت مربوطه مثلا یک قلم محوطه نظافت شود یا میز و صندلی چیده شود یا دکور آماده شود؟ پس چه شد؟ مگر حتی قبل از گردهمایی در همین آلبانی در هنگام پرداخت ظالمانه کمک هزینه جداشدگان با بی شرمی تمام به جداشدگان نگفتید که پول ندارید؟ کدامین حرف را باور کنیم؟ به واقع این فرقه در دورویی و خیانت روی همه را سفید کرده است و واقعا آنقدر کریه و زالوصفت است که حتی به روی خودش هم نمی آورد. اما موضوع چیست؟

دیگر همگان میدانند که موضوع در آلبانی چیست. موج ریزش روزافزون و روزانه نیرویی از این تشکیلات اهریمنی خواب خوش را از چشم فرقه و سران آن ربوده است. کما اینکه بمحض پایان مسخره گردهمایی کذئی اولین نیرو از این فرقه اعلام جدایی نمود و خارج شد.

ولی واقعیت تلخ اینست که این فرقه آنقدر واپسگرا است، آنقدر عقب افتاده و درمانده است، که از ترس اینکه مبادا نیروها با ورود به فرانسه از دست این فرقه فرار کنند مطلقا به این موضوع نزدیک نشد. چرا که حی و حاضر در روز روشن در همین آلبانی شاهد این موضوع است که چگونه نیروها با پشت کردن به سران فرقه به صراحت و بدون ترس اعلام جدایی میکنند و دیگر حاضر نیستند حتی یک ثانیه در این دنیای فریب و ریا عمر خود را بیهوده تلف نمایند.

اکنون باید به فرقه رجوی گفت که حتی سرمایه گذاری کلان این فرقه بر سر آخرین سنگر فریب و ریا نیز دیگر رنگی ندارد.

الف.دال. (تیرانا- آلبانی)

*** 

Linda-Chavez-Ingrid-Betancourt-Mojahedin_Khalq_MEK_terrorists

Rajavi resorts to bargain basement speakers in Albania (Ingrid Betancourt, Linda Chavez, Wesley Martin …)
وقتی رجوی دست به دامن لابی های ارزان تر و دست چندم میشود

بی بی سی: خروج سازمان مجاهدین خلق از عراق پس از سی سال

http://youtu.be/JsFF3wp5oMw

http://youtu.be/-HtZBV_uqDs

سیرک سعودی ها با بازیگری مریم رجوی علیه ایران و ایرانی

تروریستهای جیش العدل و سازمان تروریستی مجاهدین خلق (فرقه رجوی)

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=30387

تبعیض مثبت، دموکراسی و مقوله انشعاب در مجاهدین خلق، فرقه رجوی (سه مطلب از تیرانا، آلبانی)ا

Tirana_Albania_MEK_MKO_Maryam_Rajavi_Trapped_Hostagesبنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، یازدهم ژوئیه ۲۰۱۷:…  شما حتی جرات برگزاری یک انتخابات ساده را هم در دستگاه خود ندارید. حتی جرات این را ندارید که نفرات شما با خانواده های خود در ارتباط باشند. مینیموم آزادی آزاد گشتن فرد در ارتباط با بیرون است. چه برسد که نفرات بتوانند نفر بالای سرشان را انتخاب کنند. آخر میدانید چرا؟ چون دستگاه شما ظرفیت این را ندارد که … 

گروگانهای مجاهدین خلق فرقه مریم رجوی تیرانا آلبانی شرایط اعضا در داخل فرقه رجوی در آلبانی

آیا تبعیض مثبت در فرقه رجوی واقعی است؟

بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی
لینک به منبع

نوشته ژ. ه. جداشده در آلبانی

هدف از به اصطلاح تبعیض مثبت زنان در فرقه رجوی چیست؟ بهتر است ابتدا مروری بر مفهوم تبعیض مثبت صورت گیرد. تبعیض مثبت (Positive Discrimination) به گروهی از ساختارها، چارچوب ها و دستورالعمل های قانونی و اشکال اجرایی و عملی اطلاق می شود، که می توانند به طور دائم یا دوره ای به کار گرفته شوند، تا یک گروه اجتماعی، دینی، سیاسی و جنسیتی را از موقعیت نامطلوب خارج کرده و به صورتی شتاب یافته امکانات رشد و شکوفایی بیشتری به آن گروه بدهند.

تلقی زنان که نیمی از جامعه را تشکیل می دهند، به عنوان گروه هایی که نیازمند اعمال قوانینی با رویکرد « تبعیض مثبت» هستند، مورد انتقاد برخی گرایشات فمنیستی است، حال آنکه برخی از این گروه ها آنرا می پسندند. دیدگاه هایی وجود دارد که معتقدند موقعیت تاریخی نابرابر زنان، نیازمند جبران اجتماعی و حقوقی است. به هر شکل تبعیض مثبت در حوزه هایی چون ورود به دانشگاه، اشتغال و… موجب پیشرفت زنان شده و در کشورهای مختلفی با اعمال این ساز و کارها، امکانات بیشتری در اختیار زنان عمدتاً شاغل ایجاد کرده اند. اما در فرقه رجوی تبعیض مثبت برای زنان بهانه و ابزاری برای استثمار هر چه بیشتر آنان برای پیشبرد اهداف شیطانی سران فرقه بوده و هست.

در خیلی موارد رهبران فرقه ها که خود مرد بوده اند، مسئولین فرقه خود را تماما از زنان انتخاب کرده اند زیرا به آنان اعتماد بیشتری داشته اند و مطمئن بوده اند که رهبری آنان را به چالش نمی کشند. زنان کمتر اعتراض می کنند و وقتی وابسته می شوند به راحتی جدا نمی شوند و همچنین کمتر در مقابل رهبر فرقه می ایستند و به او اعتراض می کنند یا موقعیت او را تهدید مینمایند.

با دادن امتیازات پوشالی مثل رده که هر زنی که وارد سازمان میشد دوره پذیرش او کوتاهتر از مردان بود و بعد از دو سال رده تشکیلاتی او عضو شورای مرکزی میشد و می توانست مسئول هر مردی با هر رده تشکیلاتی یا سابقه شود ولی در عوض یک مرد که خود من یکی از آنها بودم تا بیست الی بیست و دو سال در همان رده تشکیلاتی عضو که پایین ترین رده تشکیلاتی می باشد باقی ماندم، راستی چرا؟ آیا بحث تبعیض مثبت بود؟ خیر، فقط برای بکارگیری آنان در جهت سرکوب روحیه اعتراضی مردان در تشکیلات و پیشبرد اهداف استثماری خود در جهت بهره کشی هر چه بیشتر زنان در درجه اول و بعد مردان بود.

در این دو دهه که در تشکیلات بودم کلیه خط و خطوط و اوامر تشکیلاتی توسط همین زنان که خودشان هم نمی دانستند چقدر مورد ظلم و ستم رهبری فرقه قرار گرفته اند به پیش برده میشد. در فرقه رجوی زنان بیش از مردان همچون ربات مجری فرامین و اوامر سرکرده فرقه هستند. به قدری از زنان کار می کشند که دیگر توان و مجالی برای اندیشیدن به خود، خانواده و آینده ندارند. اکثریت زنان این فرقه گرفتار بیماری های جسمی و روحی شدید هستند. در فرقه رجوی زنان بیش از همه مورد ظلم و ستم قرار گرفته اند و حقوق طبیعی و فطری آنها از جمله حق داشتن فرزند پایمال شده است و از کلیه حقوق مدنی خود محروم شده اند.

گاه در اثر شدیدترین سرکوب های تشکیلاتی و ابتلا به یاس و ناامیدی حسب دستور سرکرده فرقه اقدام به خودکشی و خودسوزی کرده اند. صداقت بیش از حد و زود باوری و بعضا مشکلات اجتماعی سبب جذب افراد در این فرقه جهنمی بوده است. همچنین روحیه عاطفی بیش از حد، اطاعت پذیری و استعداد مریدی و عدم توانائی در “نه” گفتن، سبب شده است که زنان را طعمه این فرقه قرار داده، رها کردن خانواده، ظلم به فرزندان، بی اعتنایی به نزدیکان و سایر موارد از تبعات عضویت زنان در فرقه هاست.

سازمان مجاهدین خلق و شخص مسعود رجوی داعیه برابری زن و مرد دارند و حتی در تبلیغاتشان به تبعیض مثبت برای زنان برای رفع نابرابری ها اشاره می کنند. اما دروغ می گویند. در عمل در داخل سازمان زنان استثمار مضاعف می شوند. سال هاست که فرقه رجوی ادعای طرفداری از حقوق زنان را دارد و می گوید که در سازمان مجاهدین خلق زنان در پست های بسیار مهمی گماشته شده اند و فریاد برمی آورد که زنان در جمهوری اسلامی آزادی ندارند و دچار محدودیت های فراوانی هستند.

واقعیت اینست که زنان قربانیان مقدم فرقه رجوی می باشند. در واقع مردگان متحرکی شده اند که از تمامی مواهب زندگی بی بهره اند و حتی حق تصمیم گیری در مورد زندگی خود را نیز ندارند.

نویسنده : ژ. ه. جداشده ساکن آلبانی – تیرانا

دمکراسی در دستگاه رجوی

بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی
لینک به منبع

نوشته ز. ش. جداشده در آلبانی

سالها در فرقه رجوی نه اینکه بودم، در اسارت و در زنجیر بودم، راهی نداشتم بیایم بیرون، و هیچ موقع هم فرصتی پیش نیامد، تا اینکه در آلبانی توانستم بیایم بیرون، ولی یک چند صحبتی با رهبران فرقه که اوج دمکراسی در جهان را فقط در سازمان خود ادعا می کنند دارم. مردم خوب کشور من هم به عنوان یک خواننده قضاوت کنند.

مجاهدین خلق همیشه در نشستها و میتینگهای خود و یا در سمینارهای خود دم از دمکراسی میزنند. اول میخواستم بگویم دمکراسی یعنی مردم سالاری. کدام یک از این مردم، مریم رجوی را به عنوان رئیس جمهور ایران برگزیده؟ کدام حق رای را مردم داشته اند؟ حال میگوییم مردم نتوانستند این کار را بکنند. نفرات به اصطلاح شورای ملی مقاومت شما هم که ماهیانه بغیر از ۵۰۰۰ دلار پولی که میگیرند در این بیست و اندی سال یکبار انتخابات برگزار نکردند تا رئیس جمهور ابدی خود را یکبار هم که شده فرمی انتخاب کنند که به مردم ایران و دنیا بفهمانند که ما هم دمکراسی داریم. از همه اینها گذشته چرا حتی در سازمان و فرقه خودشان هم تمام نفرات از سمت مسعود و مریم انتخاب شده اند؟ چرا فقط چند نفر آدم هستند که در سازمان تغییر نمیکنند؟ چرا بقیه همه روزمره تغییرمیکنند؟

یکروز می گویند صلاحیت، یکروز میگویند سابقه، اگر سابقه است که مژ گان و صدیقه و یا نفرات دیگر سابقه شان بیشتر است یا نفراتی که دو برابر آنها سابقه دارند؟ اگر بحث صلاحیت هم باشد نفراتی هستند که صلاحیت آنها به مراتب بیشتر است و در عمل دیده ایم. من آدم بیرونی نبودم در داخل فرقه سالیان زندگی کرده ام، در کنار شما بودم و میدانم که صلاحیت چه هست، سابقه چه هست، کسانی باید در دستگاه رجوی انتخاب بشوند که خلص مطیع و فرمانبردار مسعود رجوی باشند و لاغیر. بعد می آیند دم از دمکراسی میزنند. رجوی که رهبر و اربابش معلوم است ننگ است این کلمات را خراب کند.

مریم رجوی سی سال است بر تخت خود نشسته و تکان هم نمیخورد. شما رهبران فرقه فکر میکنید که مردم ایران نمی فهمند که شما که هستید؟ نمی فهمند شما آدم کشان قرن حاضر نباید کلمات را لوث کنید؟ شما حتی جرات برگزاری یک انتخابات ساده را هم در دستگاه خود ندارید. حتی جرات این را ندارید که نفرات شما با خانواده های خود در ارتباط باشند. مینیموم آزادی آزاد گشتن فرد در ارتباط با بیرون است. چه برسد که نفرات بتوانند نفر بالای سرشان را انتخاب کنند. آخر میدانید چرا؟ چون دستگاه شما ظرفیت این را ندارد که انتخابات از طریق نفراتش برگزار شود. چون دیگر پشمی به کلاه مسعود و مریم نخواهد ماند و باید فاتحه دستگاه را خواند.

من میخواهم بیشتر سر داخل و انتخاب شدن افراد صحبت کنم ولی الان مختصری گفتم چون دائم میبینم که این فرقه دم از دمکراسی میزند. انشالله بعد بیشتر توضح خواهم داد و بیشتر این فرقه و دستگاه آن را رسوا خواهم کرد.

با تشکر از عزیزانم.

جدا شده از فرقه رجوی در تیرانا-آلبانی ز.ش.

چرا در فرقه رجوی انشعاب نمی شه؟

بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی
لینک به منبع

مقاله ای از س. ه. جداشده در آلبانی

خوانندگان محترم حتما با کلمه انشعاب آشنا هستند

رجوی سالیان سال بغل گوشمون خوند که در فلان سازمان یا فلان حزب انشعاب کردن

همیشه هم ورد زبانش اقلیت و اکثریت بود که در سازمان چریک ها انشعاب کردن، میگفت ببینید چی مونده ازشون

تمام قمپز رجوی و دارو دسته اش اینه که توی ما انشعاب وجود نداره. رجوی میگه به خاطر انقلاب ایدئولوژیک (همان طلاق اجباری) است

ولی جدی چرا توی فرقه انشعاب نیست؟

فکر نکنم اونقدر سخت و پیچیده باشه، به یک دلیل واضح و روشن، باید یک نفر وجود داشته باشه که نفرات دور اون جمع بشن که بعد انشعاب کنن

توی فرقه رجوی هیچ کس پیدا نمیشه که فکر کنه، رجوی به تنهائی به جای همه فکر می کنه، اگر هم کسی خواست خودش فکر کنه، سربه نیست می شه، بنابراین دیگه همه حرفها یکیه

یادمه بتول رجایی همش توی نشست های مختلف میگفت توی فرقه انشعاب نیست چند بار از دهنش پرید که آخه بابا باید کسی باشه که انشعاب کنه

درست میگه، مگه موسی مونده؛ مگه علی زرکش، اینا هر کدوم سری بودن توی سرا. اونجا برای اولین بار این واقعیت توی ذهنم شکل گرفت که راست میگه، کی رو گذاشته که بعدها بتونه انشعاب کنه. چون اونقدر که رجوی خودکامه هست که (الان نمیخوام دلایل مختلف انشعاب رو توضیح بدم) اگر می بودند شک نکن انشعاب صد باره میشد توی فرقه

با این توضیحات تازه متوجه میشین که چرا توی موضوع ده شهریور قرارگاه اشرف، چرا این نفرات بخصوص در اشرف بودند. قرار نبود که از لایه های پایین کسی باشه توی صد نفر مانده در قرارگاه اشرف

همه رو رجوی هل داد توی کشتارگاه، در رو هم از پشتشون بست، بماند که یک زن تونست فرار کنه، ولی باقی چی؟ موندن توی کشتارگاهی که رجوی طراحی کرده بود، به هر کدام از نفراتی که توی ده شهریور در قرارگاه اشرف خونشان ریخته شد دقت کنید، دستتان میاد که هر کدام برای خودشون سری از قدیمی ها بودند.

حسین مدنی؛ علی رضا خوشنویس؛ کاک حیدر؛ کمال و …

توی فرقه یک موضوع بیشتر مواقع بحث میکنن حول دو موضوع

که بالقوه و بالفعل. فکر نکنم نیاز به توضیح داشته باشه این دو کلمه

رجوی توی دستگاه خودش که میخواد بچرخونه به این دو کلمه فکر میکنه. بخصوص واسه تخلیه اشرف چون خوب میدونه اگه این نفرات باشن ممکنه دست و پا گیرش باشن. برای همین گذاشت توی اشرف بمونن اون چند نفر هم که برگشتن باور کنید خدا برگردوند که اگر قرار باشه واقعه اشرف بازگو بشه اونم درست نه اونطوری که رجوی میخواد کسی باشه که حقایق رو بگه

رجوی هیچوقت نگذاشت اونهائی که مونده بودن با کسی حرف بزنن

اینها در اصل تصفیه داخل فرقه است. رجوی حواس جمع تر از این حرفاست. خوب میدونه یکی مثل حسن مدنی که همیشه رابط سازمان با آمریکائی ها بود و خیلی حرفها داشت (یا هر کدوم دیگه از اونها) رو که نمیشه سرش رو کرد زیر آب. پس می کشنش. گوشت دم تیغ که هم از خونش استفاده کنه هم از سر راهش برداره. کلا رجوی عادت داره به دوجایه خوری

باز برمیگردم به حرف بتول رجایی

که گفت بشرطی کسی باشه که بتونه انشعاب کنه

اینجا تو آلبانی دیگه ته خطه، کسی رو نمیشه گول زد و کسی رو نمیشه سرش رو زیر آب کرد

کاش آمدن به آلبانی زودتر از اینها می بود

س. ه. اسیر آزاد شده از فرقه رجوی

(پایان)

*** 

کمپ تیرانا آلبانی مجاهدین خلق فرقه رجویخبر جدید: حصارکشی و زندان سازی جدید سازمان در حومه تیرانا!ا

تعلیم دیدگان صدام مجاهدین خلق رجوی از عراق تا آلبانیپیامی به دوستان در زنجیرم در فرقه رجوی

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=30304

زیر پوست شهر: ماجرای نفر همراه مراقب (+ ویلپنت تفرجگاه پناهندگان در پاریس)ا

Tirana_Albania_MEK_MKO_Maryam_Rajavi_Trapped_Hostagesبنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، پنجم ژوئیه ۲۰۱۷:…  ما به حرکت خودمان به دنبال آنها ادامه دادیم. بعد از طی مسافت کوتاهی نفر همراه مراقب او برگشت و به ما نگاه تندی نمود. بعد توقف کرد و از حرکات و وجناتش مشخص بود که در حال حسابرسی از آن مظلوم بی گناه است. سپس به ناگهان مسیری که میرفتند را برگشتند. نفر همراه مراقب او گوشی موبایل خودش را درآورد … 

احسان بیدی سیاوش رستاراوضاع فعلی در فرقه رجوی

زیر پوست شهر: ماجرای نفر همراه مراقب

بنیاد خانواده سحر، پنجم ژوئیه ۲۰۱۷
لینک به منبع

مقاله ای از الف. دال. جداشده در آلبانی

گروگانهای مجاهدین خلق فرقه مریم رجوی تیرانا آلبانی

با دو نفر از دوستانم در حال رفتن به باشگاه ورزشی بودم که در راه با دو نفر از زنان فرقه رودرو و مواجه شدم. به ناگهان یکی از آنها که قبلا در لیبرتی با هم در کلاس برنامه نویسی کامپیوتر بودیم را شناختم. او لحظه ای مکث کرد و بعد با نگاهی مظلومانه و ملتمسانه گوئی که به دنبال ناجی می گردد از کنارم رد شد. یکی از دوستانم بمن گفت شناختی؟

گفتم آری. هنوز چند قدمی دور نشده بودم که دوست دوم من صدایم زد و گفت فلانی سرچهار راه را نگاه کن. برگشتم و دیدم که آن دو منتظر سبز شدن چراغ عابر پیاده هستند. اما با تعجب دیدم که آن فرد هنوز با همان حالت مظلومانه و ملتمسانه نگاه میکند. گوئی می خواهد استمداد بطلبد.

چراغ سبز شد و از چهار راه عبور نمودند. ولی او باز برگشت و نگاهی بمن نمود. معلوم بود که کمک می خواهد و دستی را می طلب که او را از چمبره اسارت فرقه نجات دهد. دوستانم پیشنهاد دادند که دنبال آنها برویم ببینیم چه میشود. ما هم کنار آنها به حرکت خود ادامه دادیم. بعد از مسافتی نفر همراه مراقب او گویی متوجه موضوع شد. با نگاه تندی و با حالت پرخاش به آن فرد گفت که برویم آنطرف خیابان و همینکار را هم کردند. 

ما به حرکت خودمان به دنبال آنها ادامه دادیم. بعد از طی مسافت کوتاهی نفر همراه مراقب او برگشت و به ما نگاه تندی نمود. بعد توقف کرد و از حرکات و وجناتش مشخص بود که در حال حسابرسی از آن مظلوم بی گناه است. سپس به ناگهان مسیری که میرفتند را برگشتند. نفر همراه مراقب او گوشی موبایل خودش را درآورد. با کمال تعجب هر سه نفر دیدیم که گوشی را بطرف ما گرفت و شروع به فیلم برداری کردن نمود.

ما که از تعجب داشتیم شاخ در می آوردیم هر سه از کنارشان رد شدیم و رفتیم و اهمیتی به نفر همراه مراقب او ندادیم چون نمی خواستیم دردسر ایجاد شود. مشخصا نفر همراه مراقب او به دنبال ایجاد درگیری بود.

بیچاره مراقب مربوطه هنوز در تصورات و اوهام اشرف و لیبرتی بسر میبرد. فکر میکند نفرات هنوز هم در حصارهای تنگ و تاریک اشرف و لیبرتی بسر میبرند. فکر میکند در بیرون هم پاسبان دیگران است و با این کارش حماقت خودش را به نمایش عموم گذاشت. 

واقعا همگی به فکر فرو رفتیم که در چه تصوری بسر میبرد. نکند در حال تدارک برپا نمودن دیگ برای ما برادران آنهم وسط خیابان های تیرانا میباشد. جالب و اما عبرت آموز ولی درد آور این حادثه اینجا بود که همگی به عینه در صحنه به چشم می بینیم که اگر ظلم و محدودیت بر ما خیلی زیاد بود اما بر این دختران مضاعف و صد برابر است و راه فرار برایشان به مراتب مشکل تر می باشد. به راستی مگر چه کار خلافی انجام داده بود؟ کدام یک از ضوابط را زیر پا گذاشته بود که اکنون اینچنین وسط خیابان آنهم در اروپا برایش عملیات جاری در صحنه بگذارد و مورد حسابرسی و مؤاخذه قرار گیرد.

مگر چه گناه کبیره ای را مرتکب شده بود که اینچنین بایستی در منگنه قرار داده شود؟ واقعیت اما چیز دیگریست. واقعیت استبداد مطلق فکری و ذهنی و تهی از هرگونه آزادی روحی و احساسی است. آخر اگر با هر فردی چه زن و چه مردش چنین افرادی همراه نشوند که تا دینش سرسپرده تشکیلاتند دیگر سنگ روی سنگ بند نمیشود. دیگر کسی پشیزی برای حرفهایشان اهمیت قائل نمی شود و خلاصه اینکه دیگر چیزی از انقلاب پوشالی آنان باقی نمی ماند.

حال بگذار مدتی هم اینچنین کنند. آن کس که حقیقت را ببیند ولی کتمان کند در همان جهنم می ماند. ولی آن کس که حقیقت روزانه را ببیند و عصیان کند خود در گام اول آزاد میشود و گواهی و کمکی برای سایرین خواهد شد. کما اینکه روزانه شاهد این روند از نزدیک میباشیم که چطور افراد قاطعانه پاسخ کوبنده ای به این فرقه میدهند. براستی حق نیست که از رهبر این فرقه بپرسیم:

تو که مدعی حقیقت گویی هستی. بجا نیست که اکنون که وارد یکمین سال عزیمت کامل از عراق میشویم یک بیلان از تشکیلات خودت به خلق قهرمان و یا لااقل به حضرات شورای مرکزی خودت بدهی که چگونه در سراشیب سقوط محتوم خود هستی؟ یا باز با فریبکاری و دجالگری اعتلای روزافزون نقش مقاومت در انظار جهانی را به رخ جیره خواران و اربابان خود میکشی.

بواقع بعضا یاد داستان چوپان دروغگو می افتم. خیلی دلم بحال چوپان دروغ گو میسوزد، بیچاره دوبار بیشتر دروغ نگفت، اما انگشت نما شد، ولی رهبر این فرقه با دروغ نفس میکشد و زندگی می کند و به راستی که روی گوبلز را سفید نموده است.

الف. دال. جداشده در تیرانا – آلبانی

ویلپنت، تفرجگاه پناهندگان در پاریس

بنیاد خانواده سحر، پنجم ژوئیه ۲۰۱۷
لینک به منبع

مقاله ای از ز. ش. جداشده در آلبانی

واقعا نمیدانستم که اسم این مقاله را چه بگذارم، چون ظاهرا این “همایش سالیانه ایرانیان” است و باید تمام هواداران ایرانی مجاهدین خلق را دور خود جمع کند. برعکس چیزی که ما شنیدیم و دیدیم این نبود. راستش خود من هم چون اولین بار است که در این به اصطلاح گردهمائی بیرون از سازمان هستم و سال قبل در خود فرقه بودم، چنین تصوری را نداشتم. در داخل فرقه که بودم فکر میکردم که در حق این سازمان بی انصافی میکنن، ولی امسال که خودم واقعیتها را بهتر و آزادتر دیدم فهمیدم که تمام حرفهایی که زده میشد عین واقعیت است. من چون در میان تبلیغات دروغین اینها بودم حالیم نبود. به نمونه هایی از این واقعیتها توجه کنید که خود من هم قبلا نمیدانستم.

یک صد هزار نفری که سازمان مجاهدین خلق میگفتند یک دهم آن هم واقعیت ندارد. خود شما که در بیرون هستنید توجه کنید که یکی از شگردهای فرقه که در داخل هم بودیم این بود که نفرات همیشه طوری بنشینند که دو صندی کنارشان خالی باشد و با گذاشتن وسایل بر روی آن بفهمانند که اینها پر هستند؛ یا فاصله دادن صندلیها که در دوربین طوری نمایان کند که نفرات زیاد به چشم بیاینند که این ترفند که در داخل بود را در بیرون به نمایش گذاشتند.

از نفرات هوادار و از نفرات بیرون که شرکت کرده بودند شنیدم که اکثر نفرات در ویلپنت را سوری های پناهنده یا افغانها تشکیل داده بودند که به آنها که در آلمان حضور داشتند گفته بودند که برای تفریح بروید فرانسه، پول هتل وغذا به شما داده میشود که هزاران نفر این را قبول کردند که بروند که اگر در فیس بوک اکثر اففانها و سوریها توجه کرده باشید بعد از یکی دو روز اکثر آنها عکسهایی که در زیر برج ایفل گفته بودند را گذاشته اند، یا به نفرات ایرانی که از دوستان ما هم بودند گفته اند که اگر میخواهید میتوانید با همه امکانات به پاریس بروید ولی فقط قبلش باید در گردهمایی شرکت کنید که دوستان ما قبول نکردند. از همین نفر آدم بی طرفی هم هست سوال کردم که آیا مجاهدین خلق طرفدار دارند که در جواب گفت از هر ۱۰۰ نفر ۹۰ نفر منفوریت خاصی از اینها دارند. علت را پرسیدم که گفت بخاطر دروغ و ریاکاری که دارند. این هم از هواداران مجاهدین خلق در خارج از کشور.

سر مهمانها میرویم. اگر توجه کرده باشید امسال یک مهمان و یا شخصیت جدید در این همایش نبود. علت این است که این سازمان دیگر مثل قبل هیچ بردی ندارد و به اضمحلال خودش نزدیک است. نفراتی که بودند همه از پول بگیرهای قبلی خودشان بودند، از جمله کوشنر یا جولیانی دلقک یا بولتن آدم کش. نفراتی که به گفته وزیر انرژی ترامپ هر کدام برای ۵ دقیقه سخنرانی پنجاه هزار دلار بعلاوه تمامی هزینه ها را می گیرند. ای لعنت بر این فرقه که حق پناهندگی بخور و نمیر نفرات خودش را در آلبانی پرداخت نمیکند و می چاپد. ما در تنگنا هستیم بعد این همه پول به این آدم کشها میدهند. لعنت بر این رهبران سازمان. جولیانی که اگر آدم درست و حسابی بود که در دولت ترامپ انتخاب میشد که آنقدر برای ترامپ زحمت کشید. چقدر این نفر منفور است که در دولت بغایت منفور ترامپ هم انتخاب نشد.

آدم خنده اش میگیرد که چقدر این فرقه پس رفته که این آدمها را برای خودش میاورد. سخنران هائی که اگر دلار رو نکنی از جایشان تکان نمیخورند. یا ترکی فیصلی که سری قبل مرگ مسعرد را اعلام کرد و معلوم بود این سری خیلی حواس جمع وارد شد و دیگر اصلا حرفی از رهبر فرقه به میان نیاورد. معلوم بود که این سری تمام صحبتها از قبل نوشته شده بود و هر آدم با انصافی فیلم قبلی با فیلم جدید را ببیند میفهمد که صحبتها از قبل از طریق این فرقه نوشته شده است.

حال ما از این شوی مسخره به این نتیجه رسیدیم که برگزار نشدن این شو بهتر و سنگینتر از برگزارشدن آن بود و این نشان دهنده این است که فرقه جایگاه قبلی خود را از دست داده و با برگزاری این شو مردم بیشتر آگاه شدند که رجوی ومهمانهای او نفراتی منفور در جامعه های مختلف هستند و این را به راستی به همه فهماند که اضمحلال این فرقه بغایت درست است و این فرقه بزودی از هم میپاشد و دیگر اثری از این فرقه آدم کش در جهان باقی نمیماند. مانند خواهر خوانده آن داعش.

جدا شده از فرقه رجوی در تیرانا – آلبانی ز.ش.

*** 

فعلان تروریست ها را بجای فعال حقوق بشر قالب می کنندباشگاه خبرنگاران: طوفان توییتری علیه کارناوال منافقین و داعش
(حقوق بشری که این جماعت سنگش را به سینه میزنند)

سی خرداد هفت تیر تروریسم مجاهدین خلق فرقه رجویتعدادی از کنگره امریکا، دربار سعودی و کشورهای اروپایی نقض حقوق بشر در ایران را محکوم کردند (ویدئو)ا

بمباران شیمیایی سردشت مجاهدین خلق فرقه رجوی صدام حسینایسنا: واکنش محمد جواد ظریف به کنفرانس سالانه ضد ایرانی منافقین در پاریس

Under President Macron, France can play a pivotal role in Western relations with Iran

مریم رجوی البغدادی مجاهدین خلق داعش تروریسم تهرانISIS Drew On MEK Expertise For Terror Attacks On Tehran (aka Mojahedin Khalq Rajavi cult)

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=30228

تشبثات کثیف فرقه رجوی در قبال خانواده ها 

Rajavi_Cult_MEK_MKO_Albania_Tiranaبنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، دوم ژوئیه ۲۰۱۷:…  فرقه رجوی، به دلیل شدت ضربات وارده در ماه های اخیر، دیوانه وار دست به کارهای احمقانه ای میزند که ماهیت خود را بیش از پیش، در برابر کسانی که شاید آشنائی کامل با این فرقه نداشته باشند، برملا می سازد. در روزهای اخیر فرقه رجوی دقیقا مشابه همان حربه باج گیری از جداشدگان هنگام پرداخت کمک هزینه ها، اینبار همان الگو را … 

کمپ تیرانا آلبانی مجاهدین خلق فرقه رجویخبر جدید: حصارکشی و زندان سازی جدید سازمان در حومه تیرانا!ا

لینک به منبع

تشبثات کثیف فرقه رجوی در قبال خانواده ها

مقاله ای از الف. دال. جداشده در آلبانی

فرقه رجوی، به دلیل شدت ضربات وارده در ماه های اخیر، دیوانه وار دست به کارهای احمقانه ای میزند که ماهیت خود را بیش از پیش، در برابر کسانی که شاید آشنائی کامل با این فرقه نداشته باشند، برملا می سازد.

در روزهای اخیر فرقه رجوی دقیقا مشابه همان حربه باج گیری از جداشدگان هنگام پرداخت کمک هزینه ها، اینبار همان الگو را در تشکیلات براه انداخته است و به زعم خود میخواهد اعضا و فرزندان اسیر را در نقطه مقابل بستگان خود قرار دهد، غافل از اینکه پته این بساط کثیف را به روی آب خواهیم ریخت و این تعهد اخلاقی ما جامعه جداشدگان حاضر در آلبانی نسبت به خانواده های محترم و گرامی است که ناخواسته گول این خیمه شب بازی های فرقه را نخورند و بدانند که اینها تماما دیکته شده از جانب افرادی نظیر فرشته یگانه و مژگان پارسائی است.

همگان به این علم واقف هستند که امری دارای ارزش است که با علم و اراده خود فرد در یک مکان کاملا آزاد بدان دست بزند، نه اینکه در چنبره و زیر یوق فرقه با تهدید به نشستهای اجباری دیگ و سوژه کردن فرد مورد نظر و یا اینکه با تطمیع نسبت به مناسب پوشالی درون فرقه بخواهند فی المثل نشان دهند که افراد در کمال اختیار خودشان دست به چنین موضع گیریهایی میزنند.

من خودم که روزی عضوی از این فرقه جهنمی بودم شاهد بودم که شخص فرشته یکانه چگونه فرد مورد نظر را ساعتها در یک مکانی که آگاهانه در دید همه بود قرار داده و حرف به حرف و کلمه به کلمه به فرد مورد نظر دیکته مینمود. اینجا از ذکر نام فرد به دلیل احترام به خودش و مادر گرامی اش خودداری میکنم.

شاید خانواده ها از جزئیات اطلاعی نداشته باشند و این موارد کمکی در جهت روشنگری آنان باشد، لذا طرف حسابم فرقه رجوی نیست چراکه هیچگاه ارزش اخلاقی رویاروئی نداشته و ندارد بلکه طرف سخنم خانواده های گرامی هستند که گول چنین موضع گیریهای فرزندان خود را نخورند و بدانند که آنان چاره ای نداشته و ندارند.

سران فرقه رجوی اگر راست میگویند و اگر ریگی در کفش ندارند دست باز بدهند تا یک خبرنگار آزاد به اتفاق خانواده فرد مذکور در یک محیط بیطرف بنشینند و سپس فرزند هم حضور پیدا نماید. آنوقت خواهیم دید که چگونه آوار این فریبکاری و خیمه شب بازی فرقه رجوی روی سر خودش خراب میشود. عینا مشابه حضور خانواده ها در اشرف و لیبرتی که فرقه بخوبی دید که قافیه را باخته و بدجوری ضرر نموده است.

با این حال ما جداشدگان حاضر در آلبانی تا زمانی که در این کشور حضور داریم حقایق را مستقیما از طریق این سایت با خودتان بازگو خواهیم نمود، هرچند که با تهمت ها و تهدیدهای فرقه رجوی روبرو شویم، ولی این مینیمم وظیفه اخلاقی ما در قبال خانواده هاست.

الف.دال. (تیرانا- آلبانی)

*** 

مریم رجوی یک لیست از شهدای ضد امپریالیست مجاهدین خلق را به سناتور مک کین در تیرانا در سال ۲۰۱۷ تقدیم می کند.

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=30110

گردهمائی سالانه ماکیاولیسم + ویلپنت (دو مقاله رسیده از آلبانی)

machiavellism_Villepinte_Maryam_Rajavi_Terroristبنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، بیست و هشتم ژوئن ۲۰۱۷:… شاید همه شما عزیزان از اسم ویلپنت Villepinte که در تیتر آورده ام خوشتان نیاید. من هم مثل شما خوشم نمی آید. من که خودم سالیان در این فرقه بودم این کلمه آزارم میدهد، چون این همایش و بقولی کارناوالی که فرقه رجوی هر ساله در کشور ظاهرا حقوق بشری فرانسه برگزار میکند، اهانتی به همه وجدانهای حقوق بشری … 

تقدیم لیست شهدای ضد امپریالیستی مجاهدین خلق به جان مک کین Under President Macron, France can play a pivotal role in Western relations with Iran

ویلپنت

مقاله ای از ز. ش. جداشده در آلبانی
لینک به منبع

مریم رجوی کارناوال ویلپنت ترورریسم مزدوریشاید همه شما عزیزان از اسم ویلپنت Villepinte که در تیتر آورده ام خوشتان نیاید. من هم مثل شما خوشم نمی آید. من که خودم سالیان در این فرقه بودم این کلمه آزارم میدهد، چون این همایش و بقولی کارناوالی که فرقه رجوی هر ساله در کشور ظاهرا حقوق بشری فرانسه برگزار میکند، اهانتی به همه وجدانهای حقوق بشری دنیاست. چه کسی اجازه میدهد تا تروریستهای رجوی این اهانت را به مردم ایران و به مردم دنیا و قربانیان درونی و بیرونی این فرقه بکنند؟

این کارناوال نشاندهنده این است که بر عکس آن چیزی که در اروپا دم از حقوق بشر میزنند تروریست ها که خون اعضای خودشان را هم در شیشه کرده اند اگر منافعشان ایجاب کند دارای هر حقی هستند.

من به عنوان یک عضو سابق فرقه رجوی که الان در تیرانا حضور دارم میخواهم برای شما مختصری از این کارناوال رنگارنگ توضیح بدهم. کارناوالی که در آن سناتورها و نماینده هایی حضور دارند که در کشور خودشان هم هیچ اعتبار و هیچ نام خوشی ندارند. لابی های پولکی از سناتور جان مک کین که در قتل مردم ویتنام و حمایت از داعش خونریز حضور داشته گرفته تا شهردار سابق نیویورکی رودی جولیانی که ذره ای از انسانیت در وجودشان نیست یا نفراتی در اروپا که در کشورهای خودشان هم منفور هستند یا نفراتی مانند ترکی فیصل که حتی به خود مسعود رجوی هم رحم نکرد و مرگ او را در ناباوری اعلام نمود.

سوال من از این افراد این است که چرا یک قدم تشریف نمیاورید تا از ما جداشده ها که در این فرقه سالها زیر بدترین رفتارها جان کنده ایم سوال کنید؟ درست است، نباید هم بیایید، ما پولی نداریم که به شما بدهیم. بین پول و وجدان الان پول حرف اول را برای امثال شما میزند. شما بقدری فریب کار هستند که حاضرید خود را به جهالت بزنید و به روی خود نیاورید که این فرقه اکثر قریب به اتفاق تماشاچیهای این کارناوال را ازکشورهای اروپای شرقی میاورد، که با پول بلیط و با تمام هزینه هایی که این فرقه برای آنها میپردازد برای تفریح و یک چند ساعتی حضور در برنامه مقداری اعتبار برای این فرقه بیاورند. دریغ از این همه فریبکاری که همه فهمیده اند که این سازمان برای اعتبار این برنامه شان چه فریبکاریهایی را انجام میدهد.

سالهای گذشته که من خودم در این فرقه حضور داشتم بقدری از این دروغ و کلک آنها گزیده خاطر میشدم که حالم بد میشد. برنامه ای که نطق تمام سخنرانانشان، که حتی تاکنون یک ایرانی هم در میان آنها نبوده، از قبل نوشته شده و به دست آنان میدادند. نطق هایی را که ما میدانستیم که تماما نوشته شده این فرقه بود. مریم رجوی که تمام امیدش به این برنامه است که به فرقه اش هویت بدهد، هویت از دست رفته ای که خود ما هم که در سازمان سالهای متمادی بودیم می دانیم که دیگر بدست نمیاید.

ترتیب دهنده اصلی این برنامه ها خود فرقه نبود، چون با آمدن فردی مثل ترکی فیصل همه ما میدانستیم که فرقه ای که به اصطلاح خودش دم از استقلال میزند زیر پرچم کشور وهابی رفته است. میدانستیم که وقتی کسی جرات این را داشته باشد مرگ مسعود رهبر را بر ملا کند باز هم حتی سازمان جرات این را نداشته باشد که بعد از این موضوع حتی چیزی به او بگوید.

ترکی فیصل با اعلام مرگ رهبر فرقه به مریم جلوی جمعیت این را القا کرد که حال که مسعود مرده است کج روی نداریم. از این به بعد تو در زیر بیرق من هستی. بله همه این موضوع را درک میکنند که نفری مثل ترکی فیصل اعتبار خودش را خراب نمیکند تا دروغ بگوید چون باید پاسخگو باشد.

سازمانی که ادعای استقلال آن همه جا پر بود الان زیر بیرق دشمنان مردم ایران رفته است. من در کل مختصری از این موضوع را برایتان گفتم، در صورتی که این بحث مفصلی است که بعد از اجرای برنامه ویلپنت برایتان توضیح خواهم داد.

یک چیز دیگر نفرات را در سازمان بهم میریخت گفتن تعداد جمعیت برنامه بود. همیشه به خودمان میگفتیم که چرا این سازمان همیشه تعداد نفرات شرکت کننده را بیش از صد هزار نفر تخمین میزند در صورتی که خود ما میدانستیم که کل تعداد جمعیت بیش از سه هزار نفر هم نمیشد؟ چرا این همه دروغ میگویند؟ چرا با دروغ میخواهند برای خودشان اعتبار کسب کنند؟ ما همیشه در فرقه میگفتیم که چرا سازمان طوری لنز دوربینها را تنطیم میکند که تعداد جمعیت زیاد دیده شود در حالی که همه متوجه می شوند. چرا نمیفهمد که صد هزار نفر به دهان آوردن هم زمان زیادی طول میکشد. حتما ندیده اند صد هزار نفر چقدر است که به دروغ میگویند.

در فرقه رجوی هیچکس تعداد جمعیت را باور نداشت. از این سه هزار نفر تعدادی از آواره های سوری و تعدادی از بیکاران خود فرانسه و تعداد زیادی از دانشجوهای شرق اروپا که خود رهبر فرقه هم در نشستی از دهانش پرید و لود داد، و تعداد اندکی هم از ایرانیهایی که فریب این سازمان را خورده بودند و تعدادی هم از نماینده ها و سناتورهایی که با هزارها دلار هزینه و استقرار در بهترین هتل ها و تفریحی چند روزه همراه با خانواده های خود می آمدند.

شاید بگویید که تو چون جداشدی از روی لج با فرقه این حرف را میزنی. ولی به آن خدایی که بالای سر من هست که مسعود و مریم رجوی آن را قبول ندارند، اکثر نفرات در داخل فرقه تمام حرف هایشان همین بود که من برای شما مقدار خیلی کمی را شرح دادم، که انشالله بعد از این کارناوال رنگارنگ مریم رجوی آن را شرح خواهم داد.

متشکر از همه شما عزیزان.

عضو جدا شده از فرقه رجوی در تیرانا .آلبانی به اسم مستعار ز.ش.

“گردهمائی سالانه ماکیاولیسم”

مقاله ای از الف. دال. جداشده در آلبانی
لینک به منبع

همه ساله فرقه رجوی به مناسبت ۳۰ خرداد یک گردهمائی در پاریس برگزار میکند که در آن مریم رجوی که خود را در توهم رئیس جمهور ملت ایران می داند قیم و سخنگوی خلق قهرمان میشود.

هر کس اگر نداند من که روزی عضوی از این فرقه بودم از پشت صحنه آن اطلاع کافی دارم. به اصطلاح همیشه میگویند مشت نمونه خروار است. من که سی سال عمر و جوانی خودم را در قلعه اشرف سپری نمودم، بعد از خلع سلاح و تبدیل شدن پادگان جهنمی اشرف به شهر (شهری که هیچ ارتباطی با دنیای بیرون نداشت و هرگز کودکی در آن متولد نشد) شاهد بودم که فرقه در بخش دخالتهای اجتماعی خودش عناصر عراقی را تحت عنوان همبستگی ملی دو کشور به اشرف دعوت میکرد و با خرج نمودن پولهای کلان و ریخت و پاش های سرسام آور سعی در جا انداختن خودش در جامعه عراق را داشت و از شکاف بین جریانهای سیاسی کشور عراق به نفع خود سوء استفاده می نمود.

یادم هست در آن دوران سیاه، بدنه تشکیلات به کار به اصطلاح انتفاعی مشغول بود که در مقالات بعدی به آن خاطرات سیاه خواهم پرداخت. اما می خواهم بگویم از یک طرف که بدنه با عرق ریختن شبانه روزی به کار بنگال سازی مشغول بود و هرشب بجای تحسین که به تعهد رسیدیم مورد انتقاد و شدیدترین حملات شخصی قرار می گرفتیم و از طرف دیگر در پشت صحنه سران فرقه با دست باز حاصل دست رنج نیروها را با ولخرجیهای غیرمسئولانه و دادن رشوه های کلان به سران قبایل عراقی ظلم مضاعف را در حق نیروها روا میداشتند و نیروها ته خط بایستی بدهکار نیز میبودند.

یادم نرفته که درآمد کار بنگال سازی یکبار بنا به گفته مریم رجوی برای همین گردهمائی خارج کشور خرج و به مصرف رسید. با وجودیکه حتی جرات اینرا نداشتیم که بپرسیم چرا و به چه علت؟ جرات اینرا نداشتیم که بپرسیم چگونه و با چه مجوزی؟ در حالیکه نیروها برای خودشان هیچ حقی نبایستی داشته باشند ولی حاصل دست رنج و تلاش شبانه روزی آنان در داخل سوله های گرم مهماتها که حتی به ۶۰ درجه هم میرسید بایستی صرف ریخت و پاشهای مریم رجوی در کاخ خودش در پاریس بشود.

امسال نیز فرقه در دهم تیرماه تبلیغ گردهمائی سالانه خودش را در بوق و کرنا میکند. گردهمائی که با جمع کردن دانشجویان و مردم عادی از کشورهای مختلف با ترفند تور ارزان قیمت پاریس تحت عنوان هواداران فرقه و دادن رشوه های کلان به لابی های آمریکایی و اروپایی سعی در مطرح کردن خودش بعنوان آلترناتیو آینده ایران را دارد .

براستی سئوال اینجاست که آیا کسی اطلاع دارد که برگزاری این گردهمائی با چه هزینه ای صورت میگیرد و قیمت آنرا چگونه پرداخت میکنند؟ اگر اطلاعی ندارید من شمه ای از آن چه شاهدش هستم را عنوان میکنم. البته از سایر منابع مالی فرقه رجوی که قطعا دشمنان ایران تأمین می کنند خبر ندارم.

فرقه با دزدیدن کمک هزینه جامعه جداشدگان در آلبانی از یک طرف و همچنین اخاذی از سایر نفراتی که جداشده اند ولی هنوز وابستگی دارند بخشی از هزینه این گردهمائی را در ماههای اخیر تهیه و به کاخ مریم رجوی ارسال نموده است. از طرفی با پولهای کلانی که حاصل دست رنج سالیان کار و تلاش بدنه تشکیلات در عراق بود و با آوردن آن به خارج کشور اینچنین با دست باز از جیب و رنج و خون نیروها برای خودش عنوان میخرد و در تلاش برای مطرح کردن خودش در دنیای سیاست است.

به واقع در این فکر بودم که آیا در چنین گردهمائی فرقه توان و ظرفیت و کشش اینرا دارد که حاضر باشد یکی از ما جداشدگان در آن شرکت کنیم و اعتراض و انتقاد خودمان را از عملکرد فرقه در کشور آلبانی بنمائیم؟

فرقه ای که دم از مشارکت و همبستگی آحاد ملت می زند، فرقه ای که دم از کسرت گرائی عمومی میزند، آیا توان اینرا را دارد که چند دقیقه ای صحنه را به جمع اعضای سابق واگذار نماید تا ما بیائیم و حرف خود را بزنیم؟

قطعأ که هرگز چنین نخواهد شد. این فرقه سراپا جهل و دروغ و فریب است و هیچگاه تحمل نشستن و گوش کردن به حرف حتی یک منتقد سیاسی خودش را ندارد. چرا که در قدم نخست نیروی وفادار به خودش چیزی جز برده و اسیر نبوده و نیست.

حال سئوال اینست که با چه روئی سخنگوی ملت ایران میشود؟ مگر چه گلی به سر اعضای خودش زده است که بخواهد به سر ملت ایران بزند؟ این همان موضوعی است که به حق باید گفت: “گردهمائی ماکیاولیسم Machiavellism”. با این تفاوت که این دیکتاتوری نوظهوری است که هر شب با آرزوی رسیدن به قدرت ایام را سپری میکند اما زهی خیال باطل.

الف.دال. (تیرانا – آلبانی)

*** 

ژرار دوپره لابی مریم رجوی در پارلمان اروپاMEP Gérard Deprez claims 265 parliamentarians support Rajavi’s MEK. Really?

مریم رجوی البغدادی مجاهدین خلق داعش تروریسم تهرانISIS Drew On MEK Expertise For Terror Attacks On Tehran (aka Mojahedin Khalq Rajavi cult)

ISIS ISIL Mojahedin Khalq Rajavi cult FlaqsAlbania’s destabilization? You have forgotten hundreds of Mojahedin!

نمایندگان پارلمان اروپا جلسه بحث در مورد مجاهدین خلق فرقه رجویDebate in the European Parliament ‘What is to be done about the Iranian Mojahedin Khalq (MEK)?’

تروریسم در تهران مجاهدین خلق داعش عربستان سعودیIran: MKO, Saudi behind terror attacks – Saudi Minister Refuses to Condemn Tehran Shootings

ISIS ISIL Mojahedin Khalq Rajavi cult FlaqsAlbania’s destabilization? You have forgotten hundreds of Mojahedin!

*** 

همچنین:

مطبوعات عراق: وحشت رجوی از بازگشت مالکی، فقدان ذکاوت ژنرال “کیسی”، نقش مجاهدین خلق در کشتار اکراد در الطوز

بنیاد خانواده سحر به نقل از مطبوعات عراق، بغداد، دهم می ۲۰۱۴: …   سازمان تروریستی مجاهدین خلق تلاش دارد تا با انتشار مقاله ای با نام مستعار “کوثر العزاوی” خود را تسلی داده و عنوان می کند که احتمال عدم بازگشت نوری المالکی برای بار سوم بسیار زیاد است و همه نظرات و پیش بینی ها
 
 
بنیاد خانواده سحر، بغداد، بیست و هفتم مارس ۲۰۱۴: … این روزنامه آمریکایی همچنین سوال “دانا روراباکر” عضو کنگره آمریکا از “جان کری” وزیر خارجه این کشور را نقل می کند؛ سوالی که پیرامون پیشنهاد انتقال عناصر سازمان خلق به آمریکا و کمک های واشنگتن برای قبول این پیشنهاد و انتقال عناصر سازمان است. این روزنامه عنوان می کند “جان کری” از پاسخ به این
 
 
کمپ اشرف سپتامبر 2013-1بنیاد خانواده سحر به نقل از الوعی نیوز، بغداد، اول مارس ۲۰۱۴: …  دبیر کل فراکسیون “التضامن” همچنین تصریح کرد: «عراق در قبال عناصر تروریستی که در کنار رژیم دیکتاتور صدام مبارزه کرده و ملت را سرکوب نمودند، تساهل و تسامح به خرج داده و با آنان انسان دوستانه برخورد نموده است.» وی
 
 
بنیاد خانواده سحر، بغداد، بیست و پنجم فوریه ۲۰۱۴: … اطلاع داریم که یکی از شروط سازمان مجاهدین خلق برای جابجائی از پادگان اشرف به اردوگاه لیبرتی این بود که به خانواده ها اجازه داده نشود به نزدیکی آنجا بروند. ملل متحد و دولت عراق برای نشان دادن حسن نیت، این شرط را پذیرفته و همچنان تاکنون به آن پایبند بوده اند و خانواده ها
 
 
بنیاد خانواده سحر، بغداد، بیست و چهارم فوریه ۲۰۱۴: … ”سلیم الجبوری” و “حیدر الملا” متهم به تروریسم و تحریک به خشونت هستند. وی افزود که این افراد جزئی از طرح سازمان تروریستی خلق میباشند. “علی الشلاه” در اظهاراتی مطبوعاتی عنوان کرد: «سازمان تروریستی خلق با اعطای رشوه و وارد کرد