مرگهای خاموش در فرقه رجوی

مرگهای خاموش در فرقه رجوی

مرگهای خاموش در فرقه رجویحمیرا محمد نژاد، بسوی آزادی، اول ژانویه 20201:… آنچه که الان قابل توجه میباشد افراد فرقه یکی پس از دیگری در حال از بین رفتن می‌باشند، این خود نشان باز و ساده‌ای از سیاست های غلط سازمان حتی در سیاست درمانی میباشد. البته خودمان به وضوح می‌دانیم که جان انسان‌ها در سازمان هیچ وقت ارزش نداشته و مرگ این افراد هم فقط به دلیل اینکه سازمان استفاده سیاسی از آنها نمی‌تواند بکند، سازمان را ناراحت کرده والا از بین رفتن افراد هرگز برای این فرقه مهم نبوده و نخواهد بود. بدین ترتیپ با گذشت هر روز می‌توان مشاهده کرد که ماهیت اصلی این سازمان یک ماهیت غیر انسانی بیش نیست و ما به نوبه خودمان از تمامی سازمان‌های بشر دوستانه تقاضای رسیدگی به امور بهداشتی سریع این فرقه را خواستاریم.. مرگهای خاموش در فرقه رجوی 

سرلشگرهای ارتش آزادیبخش آنلاین در آلبانی – فرقه رجویسرلشگرهای ارتش آزادیبخش آنلاین در آلبانی – فرقه رجوی دوران ترامپ و انتخابات امریکا

مرگهای خاموش در فرقه رجوی

حمیرا محمد نژاد، آلمان

خانم حمیرا محمد نژاد، آلمان

آنچه که الان قابل توجه میباشد افراد فرقه یکی پس از دیگری در حال از بین رفتن می‌باشند، این خود نشان باز و ساده‌ای از سیاست های غلط سازمان حتی در سیاست درمانی میباشد. البته خودمان به وضوح می‌دانیم که جان انسان‌ها در سازمان هیچ وقت ارزش نداشته و مرگ این افراد هم فقط به دلیل اینکه سازمان استفاده سیاسی از آنها نمی‌تواند بکند، سازمان را ناراحت کرده والا از بین رفتن افراد هرگز برای این فرقه مهم نبوده و نخواهد بود.

بدین ترتیپ با گذشت هر روز می‌توان مشاهده کرد که ماهیت اصلی این سازمان یک ماهیت غیر انسانی بیش نیست و ما به نوبه خودمان از تمامی سازمان‌های بشر دوستانه تقاضای رسیدگی به امور بهداشتی سریع این فرقه را خواستاریم. در غیر این صورت فاجعه مرگ افراد بیشتری را با خود در پیش خواهد داشت.

مرگهای خاموش در فرقه رجوی

مرگهای خاموش در فرقه رجوی

انتخابات ریاس جمهوری آمریکا و ربط آن با سازمان مجاهدین: اول باید دید چرا انتخابات امریکا برای سازمان این درجه اهمیت دارد؟ از انجاییکه سازمان مجاهدین نه پایگاهی در داخل ایران و نه خودش اهرمی برای مبارزه با رژیم ندارد بنا بر این تماما چشم به تحولات سیاسی و بخصوص امریکا دارد بلکه بقول خود رجوی تغاری بشکند و کاسه ای برای لیسیدن به وی برسد، اما مهمتر و نقدتر تاثیر این تحولات بر تشکیلات فرسوده و خسته سازمان است. هنگامیکه ترامپ از قرارداد برجام خارج شد سازمان در داخل و خارج تشکیلات در بوق و کرنا تغییر دوران اعلام کرد که دوران مماشات تمام شده … و برای صدمین بار زمانبندی سرنگونی آن هم بر اساس گفته یکی از حقوق بگیران ثابت یعنی جان بولتون که گفته بود رژیم چهل سالگی خود را نخواهید دید اعلام کرد. همه و همه برای امید دادن به نفرات ولو برای چند صباح بود. در واقع تمام رویاها و حسرت رجوی برای قدرت در ترامپ گره خورده بود بطوریکه با کشتن قاسم سلیمانی دیگر رجوی عنان از کف داد و بعد از سالیان در پیام گفتاری با صدای لرزان که نشان از تشدید بیماری دیابت وی بود برای دیگر مقامات رژیم شاخ و شانه کشیدن و تهدید کردن خنده حضار، بایستی به وی یاداوری میشد که مثل اینکه عمل را کس دیگری انجام داده بهر حال از طنز داستان بگذریم. اما باید یادآور شد که در شکاف تضاد ترامپ با رژیم سازمان هم چندان بی نصيب نماند چرا که دولت البانی خودش را با سیاست روز امریکا تنظیم می‌کند و در این میان سازمان توانست میزانی پیش برود و میخ هایش را در میان دستگاه سیاسی البانی تثبیت کند از جمله دستاوردها که کم هم نبودند از دور خارج کردن کمیساریای پناهندگی که حامی جداشدگان بود همچنین اخراج سفیر ایران و محدودیت سفر برای اتباع ایران و مهار ریزش ها که سیگنال های آشکاری از فروپاشی میداد در اوج آن تاسیس اشرف۳ با همان ویژگی های اشرف در عراق یعنی حصارکشی و ایزوله کردن و قطع ارتباط با دنیای بیرون. اولین نتایج نظرسنجی ها که نشان از برتری جو بایدن میداد ناگهان پیامی منسوب به رجوی منتشر شد که با ترامپ بی ترامپ سرنوشت رژیم بدست مردم و در خیابان های ایران رقم می‌خورد!!! عجب! پس شما در خیابانهای اروپا و البانی چکار میکنید؟ البته مخاطب افراد درون تشکیلات هستند که به هیچ منبع مستقل و آزاد رسانه ای دسترسی ندارند و آماده سازی اذهان به هدف مهار ریزش های ناشی از پیروزی جو بایدن و در پی آن سلسله نشست های ماراتن وار که بله پیروزی بایدن اتفاقا به نفع سازمان خواهد بود و بازگشت به برجام بعد از کشتن قاسم سلیمانی امکان پذیر نیست … در هر صورت سازمان را از یک موج دیگر ریزش گریزی نخواهد بود

کرونا در زندان آلبانی و مرگی دیگر – محترم قنواتی نماد درد و رنج و مصیبت در فرقه رجوی بود

موضوع دیگر مرگ و میرهای روز افزون در تشکیلات است که بد نیست اشاره ای به رسیدگی های پزشکی و درمانی در سازمان و تنظیم رابطه با کرونا بکنم. از حدود یک سالی که از پدیداری و گسترش ویروس کرونا می‌گذرد تعداد زیادی از اعضای سازمان درگذشته اند اسامی و تعداد را دقیقا در دست نیست. و حتی احتمال آن می‌رود که همکنون سرد خانه های سازمان پر بوده و سازمان با زمانبندیه فاصله دار اونهارو اعلام میکنه و این در حالیه که البانی کمترین تعداد مبتلایان را تا بحال داشته اما سازمان نهایت بهره برداری را برای محدود کردن و در حصار نگه‌ داشتن اعضا کرده و میکند . تا قبل از ان تهدید های امنیتی از جانب رژیم را بهانه میکرد و فعلا از برکت ویروس کرونا دیگر بهانه لازم نیست از قرنطینه کردن شاید لازم به سخن نباشد چون سازمان تا امروز اگر از سال ۱۳۷۰ در نظر بگیریم ۳۰ سال است اعضا را در قرنطینه نگه داشته. عمر عمده افراد درگذشته بطور متوسط بین ۵۰ تا ۶۰ میباشد که میتوان گفت مرگ این افراد غیرعادی و خارج از سن عادی مرگ و میر است و گزارش هایی دال بر ابتلا به کرونا بوده. در اینجا اشاره ای به سوابق امر باید کرد. درمان پزشکی همواره در تشکیلات مجاهدین یک اهرم برای کنترل و فشار و در مواردی از بین بردن مخالفان و ناراضیان بوده است. کمی به عقب برگردیم زمانی که نوری المالکی پرونده قرارگاه اشرف در عراق را از ارتش آمریکا تحویل گرفت یکی از موضوعات پر تنش کنترل امور پزشکی و درمانی بود. حرف مالکی این بود که هر مرکز درمانی در عراق باید تحت پوشش وزارت بهداری عراق باشد و بیمارستان اشرف هم باید تحت پوشش اداره بهداری استان دیالی، استانی که قرارگاه اشرف در آن واقع شده است باید قرار گیرد و این موضوع یکی از پرتنش ترین موضوعات بود، اما دلیلی که سازمان زیر بار نمی رفت با وجودیکه میدانست حرف مالکی به لحاظ قانونی درست است چه بود؟ علت این بود قرار گاه اشرف دیر یا زود بسته میشد و دیگر کنترل اشرف گونه بر اعضا ممکن نبود بنا براین عده ای را بایستی به هر ترتیب از بین می برد بطور مشخص میتوان از مهدی افتخاری که نام تشکیلاتی وی فرمانده فتح الله بود. سالیان وی بیمار بود و تنها از وی پوست و استخوانی باقی مانده بود ولی نیاز به کشتن هنوز نیاز به کشتن او نبود تا روزهای پایانی اشرف که ناگهان فوت کرد،چرا که اگر چنین افراد ناراضی به لیبرتی میرسیدند جدایی انها از تشکیلات قطعی بود. و از حذف چنین مواردی با اهرم پزشکی بسادگی با کم زیاد کردن دوز دارو یا داروهای تاریخ گذشته ویا کارکرد عکس و دیود کردن قرارپزشکی ها بسادگی امکانپذیر بود بدون اینکه کنترلی روی آن باشد یا ردی به جای بگذارد از طرف دیگر سازمان از وجود افراد با بیماری‌های مختلف نه تنها زیان نمی کند بلکه بسیار سود میبرد چرا که افرادی که بیماریهایی دارند از ترس اینکه از عهده درمان بیماریهایی خود بر نمی آیند مجبورند تا پایان عمر در سازمان بمانند از طرف دیگر پزشک‌ها ی درون مناسبات هم بجز مواردی معدود اغلب دانشجوی پزشکی بوده اند خودشان اختیار ارائه هیچ درمان یا پروسه درمانی ندارند بلکه اول باید با مسوولان تشکیلاتی هماهنگ کرده و بعد از آن به بیمار نگون‌بخت ابلاغ کنند. میبینید که همه و همه قبل از اینکه با سلامتی افراد تنظیم شود با تشکیلات تنظیم می‌شود و این طور بود که تعداد زیادی در اشرف عراق و همچنین در البانی براحتی به مرگ هدایت میشوند بحران جهانی کرونا هم در تشکیلات مجاهدین از قاعده بالا مستثنی نیست.

در عراق تشکیلات تشخیص میداد که بهتر است افراد شهید شوند تا تحت درمان در درمانگاه عراقی قرار بگیرند بعدها که تعدادی به لیبرتی منتقل شدند طی مصاحبه ها مقامات کمیساریای سازمان ملل را نسبت به این موضوع آگاه کردند و فضاحت انقدر بالا گرفت که کمیساریا در یک نامه برای مژگان پارسایی نوشت: خانم پارسایی درمان پزشکی حق طبیعی هر انسان است و شما مجاز نیستید مانع شوید از ان به بعد تعدادی افراد دستچین شده را به درمانگاه لیبرتی می‌فرستادند حتی به همین افراد هم اعتماد نداشتند و قبل از رفتن و بعد از آمدن از درمانگاه عراقی بازرسی بدنی میشدند که مبادا ملاتی خارج یا وارد شود. بعد از اعلام قرنطینه کرونایی سازمان از آن بسیار استقبال کرد اول و قبل از همه بدلیل ویژگی فرقه ای ش چون همانطور که گفتم دیگر نیاز به بهانه ها ی امنیتی که دستمایه سخره افراد میشد نبود و دهان ها را می بست. خیلی خنده آور است که گاه بیگاه بهانه می آورند که از وزارت کشور البانی گزارش هشداری امده که تروریست های رژیم دنبال ضربه زدن هستند بنابراین تا اطلاع ثانوی هیچگونه ترددی به بیرون صورت نخواهد گرفت.( البته فراموش نشود که فقط رفتن به بیرون ممنوع شده ولی افراد پایین تر همچنان در آسایشگاه های جمعی زندگی کرده و بصورت تنگاتنگ با هم زندگی می‌کنند) چون برای یک تردد چند ساعته به بیرون از روز قبل باید درخواست داد و کروکی راهپیمایی داد که مثلا در چه مسیرهایی می خواهند تردد کنند چون از مستمری بگیران خواسته شده بود که هرجا نفرات درون مناسبات را دیدید زمان و مکان را اطلاع دهید و اگر نفری بجز مکان گذشته دیده و گزارش شود مورد بازخواست قرار میگیرد همچنین بررسی می‌شود که آیا همسر سابق فرد فردا بیرون هست تردد یکی از انها کنسل میشود.. ملاحظه می‌کنید که این تشکیلات تمام وقتش صرف جنگ نفراتش خودش میشود و بر خلاف ادعایش جنگی با رژیم ندارد یعنی رمقی برایش باقی نمی ماند و از اینجا میتوان فهمید که قرنطینه کرونایی چه باری ازش سبک میکند. علاوه بر ذات فرقه ای که مهمترینش هست از بقیه جهات دیگر هم سازمان مجبور هست محکمتر از سیستم دیگری خودش را قرنطینه کند یکی از ان زندگی تنگاتنگ جمعی ست هر گونه بیماری ویروسی به سرعت چندین برابر معمول در تشکیلات سرایت میکند چون از اسایشگاهها تا سالن غذاخوری و سرویس های بهداشتی همه و همه جمعی هستند. دلیل دیگر سالخوردگی اعضای سازمان که با توجه به فشارهای روحی و بیماریهای مختلف جراحت های ناشی از عملیاتهای مرزی سالیان قبل بیش از پیش انها را آسیب پذیر تر میکند. یک نکته جالب هم بد نیست اشاره کنم اینکه در تشکیلات مجاهدین برای فرار از بیگاریها و نشست های اعصاب خرد کن تمایل دارند بیمار باشند و بیمار شناخته شوند در همین رابطه یک بحث مهم و مطرح در درون تشکیلات به نام تمارض وجود دارد که حتی رجوی بارها در کتاب خودنوشته تشکیلات در برخورد با افراد به آن استناد میکند آنهم » هرگونه رسیدگی به بیمار داریم اما مجاهد بیمار فلان ابن فلان نداریم» این را میگوید تا پیشاپیش به هرگونه بیماری مارک تمارض بزند و این هم یک دلیل دیگری از مرگهای زودرس در تشکیلات وجود دارد چون علی رغم توصیه های پزشکی مسوولان تشکیلاتی افراد را زیر فشارهایی فیزیکی و روانی قرار میدهند و دلیل آن هم این است که اگر بخواهند به بیماریها میدان بدهند وقت تمام اعضای سازمان را در بر میگیرد در ادامه قرنطینه میدانید که تمامی تبادلات پولی سازمان حتی در ابعاد میلیونی دستی و نقد صورت می‌گیرد هدف هم رد ندادن مسیرهای پول شویی می باشد حتی در البانی از این هم گذشتند و از نفرات خواستند که حساب بانکی باز کنند و مستمری ماهیانه را از بانک دریافت کنند . این برای سازمان ساده نبود چرا که پرداخت هزینه ماهانه بهانه ای بود برای تحت فشار گذاشتن نفرات برای تخلیه اطلاعاتی و فردی که برای دریافت حدود ۲۴۰ یورو میرفت گاها یک ساعت طول می‌کشید و نفر باید امضا داده و از سازمان بخاطر اینکه از خون شهدا هزینه میکند تشکر کرده و هرچه اطلاعات از نفرات جدا شده دارد تقدیم کند.

مسخ شدگان کمپ آلبانی ، رجوی حتی مرگتان را هم دیگر اعلام نمی کند. به خود آیید، حرکت کنید

در رابطه با انتخابات امریکا تا مدت ها که دل اعضا را خوش کرده بودند که بایدن با تقلب انتخاب شده و ترامپ برنده واقعیست بعد از اینکه ترامپ شکست را پذیرفت دل افراد را به این خوش کردند که ترامپ در تدارک حمله نظامی ست و باید به آماده باش سرنگونی رفت.  بلکه چند صباحی هم اینطور سپری شود.

آنچه که الان قابل توجه میباشد افراد فرقه یکی پس از دیگری در حال از بین رفتن می‌باشند، این خود نشان باز و ساده‌ای از سیاست های غلط سازمان حتی در سیاست درمانی میباشد. البته خودمان به وضوح می‌دانیم که جان انسان‌ها در سازمان هیچ وقت ارزش نداشته و مرگ این افراد هم فقط به دلیل اینکه سازمان استفاده سیاسی از آنها نمی‌تواند بکند، سازمان را ناراحت کرده والا از بین رفتن افراد هرگز برای این فرقه مهم نبوده و نخواهد بود.

بدین ترتیپ با گذشت هر روز می‌توان مشاهده کرد که ماهیت اصلی این سازمان یک ماهیت غیر انسانی بیش نیست و ما به نوبه خودمان از تمامی سازمان‌های بشر دوستانه تقاضای رسیدگی به امور بهداشتی سریع این فرقه را خواستاریم. در غیر این صورت فاجعه مرگ افراد بیشتری را با خود در پیش خواهد داشت.

حمیرا محمد نژاد

لینک به منبع

مرگهای خاموش در فرقه رجوی 

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/برخورد-سازمان-مجاهدین-با-تحولات-سیاسی/

برخورد سازمان مجاهدین با تحولات سیاسی، اجتماعی جامعه و مردم ایران

برخورد سازمان مجاهدین با تحولات سیاسی، اجتماعی جامعه و مردم ایرانحمیرا محمد نژاد، بسوی آزادی، 26 اکتبر 2020:…  ویروس کرونا و برخورد سازمان: سازمان مجاهدین از دیرباز از پراکندن هر دروغی در داخل مناسبات برای نگه داشتن افراد کوتاهی نکرده است از جمله زمانی که جیا تیف امریکایی برقرار بود که می‌گفتند هر کس برود مورد تجاوز قرار میگیرد یا هتل مهاجر که اساسا در اجاره کمیساریا عالی پناهندگان بود که می‌گفتند متعلق به وزارت اطلاعات رژیم است تا در البانی که به افراد می‌گفتند هر کس برود بیرون باید در خیابان بخوابد و در زباله ها دنبال غذا باشد افراد هم که از هرگونه منبع مستقیم خبر بی اطلاع هستند. برخورد سازمان مجاهدین با تحولات سیاسی، اجتماعی جامعه و مردم ایران 

برخورد سازمان مجاهدین با تحولات سیاسیجنایت تروریستی در فرانسه و سکوت مریم رجوی

برخورد سازمان مجاهدین با تحولات سیاسی، اجتماعی جامعه و مردم ایران

حمیرا محمدنژاد پارلمان اروپا

خانم حمیرا محمدنژاد

اگر به آنچه که بر مردم و کشور ایران گذشت نگاهی کوتاه بیاندازیم متوجه فشارهای خرد کننده ای که بر جامعه ایران وارد شد خواهیم شد از سیل های ویرانگر تا تحریم های خرد کننده و همچنین گسترش ویروس کرونا که گریبانگیر مردم ما شده است، مدیریت ضعیف حکومت که خودشان هم به آن کم و بیش اعتراف میکنند جای خود دارد، اما برخورد سازمان مجاهدین در این رابطه و بویژه موضع‌گیری مقامات آمریکایی و انتخابات پیش رو بسیار تامل برانگیز است و عبرت آموز است. سازمانی که تضاد بین خلق ها و امپریالیزم را آشتی ناپذیر میخواند و امپریالیزم را ببر کاغذی، حالا دل به انتخاب ترامپ در شمار راست ترین افراطی های نیروهای سیاسی امریکاست بسته و طلب آزادی خلق قهرمان ایران و تحقق جامعه بی طبقه توحیدی را در سیمای آقای ترامپ میبیند تازگی هم نوشته ای منسوب به آقای رجوی منتشر کرده که نشانگر این است که از نظرسنجی ها و امتیاز ها حدس زده که احتمال پیروزی جو بایدن بالا رفته و مضمون آن این است که با ترامپ بدون ترامپ صورت مساله همچنان سرنگونیست. رجوی و عضدانلو هر آنچه در عراق توانست کرد از جمع آوری هرچه کتاب با محتوای ضد امپریالیستی تا لو دادن مبارزان ضد اشغالگری تا بزک کردن فهیمه و زهره اخیانی با لباسهای رنگارنگ و رو سری های نصفه نیمه تا بلکه بتواند رضایت آمریکایی ها که به انها در مناسبات کاویانی می گفتند را جلب کند و هنوز بعد از گذشت نزدیک ۱۷ سال دنبال این است که مریم مهر تابان مسعود جان جانان روی دوش آمریکایی‌ها به تهران برسند.

دیگر رویکرد دوگانه سازمان بحث تحریم هاست از یک طرف خواهان تحریم کامل رژیم میشود و برای اعمال تحریم ها ابراز خوشحالی میکند از طرف دیگر رژیم را در تامین زندگی مردم نا کارامد و شکست خورده معرفی میکند. اما جالب ترین نکته ای که از رجوی بر آمد پیام صوتی وی بعد از هدف قرار دادن قاسم سلیمانی بود و نشان داد که قلبش کجا می تپد و به دیگر سران و مقامات رژیم هشدار داد که چنین سرنوشتی را انتظار بکشند و برای من خیلی خنده آور بود که عملیات را کس دیگری کرده و این طرف عاجز وامانده رجز آن را میخواند. خنده حضار.

ویروس کرونا و برخورد سازمان: سازمان مجاهدین از دیرباز از پراکندن هر دروغی در داخل مناسبات برای نگه داشتن افراد کوتاهی نکرده است از جمله زمانی که جیا تیف امریکایی برقرار بود که می‌گفتند هر کس برود مورد تجاوز قرار میگیرد یا هتل مهاجر که اساسا در اجاره کمیساریا عالی پناهندگان بود که می‌گفتند متعلق به وزارت اطلاعات رژیم است تا در البانی که به افراد می‌گفتند هر کس برود بیرون باید در خیابان بخوابد و در زباله ها دنبال غذا باشد افراد هم که از هرگونه منبع مستقیم خبر بی اطلاع هستند هر چند به سازمان اعتماد نداشته و عمق دروغگویی تشکیلات برایشان روشن است، با این حال دچار شک و شبهه میشوند. حالا در رابطه با گستردگی ویروس کرونا با بزرگ نمایی سعی در ترساندن اعضای نگون بخت و گرفتار سالخورده میکنند و نه تنها از بیرون رفتن افراد به بهانه حفظ سلامتی خودشان و اشک تمساح ریختن جلوگیری می‌کنند و موکول به کشف واکسن کرده اند با همین بهانه حتی جدا شدن افراد را هم مانع میشوند و از این اهرم برای تنگ تر کردن هر چه بیشتر حلقه زندان سازی سواستفاده میکنند.

گرفتار شدن خود مریم عضدانلو در البانی: بالاخره ترکش های زندان سازی گریبان خود خانم رجوی را هم گرفت و مدتی پیش فرانسه از بازگشت مریم عضدانلو به فرانسه جلوگیری کرد پیشتر در دهه ۷۰ که کریم برای برگزاری گردهمایی در ارلزکورت به لندن سفر کرده بود دولت وقت از بازگشت ویرا برنتابید و سازمان با عجز و لابه و واسطه قراردادن شخصیت های فرانسوی منجمله کشیش مرحوم ابی پیر و صد البته با پرداخت هزینه های گزاف دوباره به پاریس برگشت. این دفعه اما دولت فرانسه دلیل قانع کننده برای بیرون کردن وی از فرانسه دارد چرا که وی در البانی تشکیلات و قرارگاه و حفاظت دارد اما معلوم نیست خانم عضدانلو که مرگ را برای همسایه و اقامت بدنه سازمان را در البانی پیروزی و هجرت بزرگ مینامید برای خودش اخ و زندگی در فرانسه زیبنده ایشان می باشد همچنانکه سالها قبل عراق را برای اعضا و پاریس را برای خودش . در هر صورت حتی اگر هم خانم عضدانلو با تلاش بسیار موفق شود دوباره به فرانسه برگردد باید خیلی حواس جمع باشد تا پایش را از گلیمش درازتر نکند و محدودیت ها را بپذیرد. من با تماسی که با چند نفر از افراد درون تشکیلات داشتم از این خبر کاملا بی اطلاع بودند و باورشان نمی شد تا اینکه به آنها یاداوری کردم که مدتهاست مریم دیگر در پارلمان و دیگر محافل اروپایی ظاهر نشده بفرمایید وی را راه نداده اند در حالیکه قبل از این موضوع هر چند ماه البته با پرداخت هزینه های گزاف به حقوق بگیران اروپایی در آنجا سخنانی هر چند تکراری و بی محتوا می زد.

درگذشت استاد شجریان

دوگانه ترین برخورد سازمان را می توان در رابطه با درگذشت استاد شجریان مشاهده کرد. سازمان از زبان چند تن از مواجب بگیرانش مدعی شد که شجریان سالهای حضور مریم در پاریس با وی دیدار کرده و داستانسرایی های سراپا ساختگی تقدیم نوار امضا شده به راس هرم…. اگر چنین می بود پس چرا در همان سالهای میانی دهه ۷۰ کاست های شجریان که هنگام شام و نهار و کارهای جمعی توسط فرهنگی پخش میشد ناگهان جمع شد و اگر هم کسی فردی گوش میکرد توبیخ و به بهانه اینکه شجریان با رژیم است کاست از وی گرفته میشد. اما داستان را از زبان خود رجوی بشنویم در همان سالها در یکی از نشست ها گفت شجریان که امد خارجه نفر فرستادیم که موافقت را برای پیوستن به شورای ملی مقاومت جلب کند و مساله وابستگی با همسرش را مطرح کرده و نیامد و از آن هنگام به بعد بود که نام شجریان در تشکیلات مجاهدین یو واژه منفی محسوب شده و کسی جرات نام بردن از وی را نداشت و هنگامیکه مریم عضدانلو و بعد از چند روز هم رجوی انگار نه انگار که چه حرفهایی پشت سر این استاد بزرگ نزدند پیام تسلیت به مردم ایران!!!! فرستادند و خسرو آواز ایران زمین نامیدند و چنان مراسم و اکسیونهایی در شهرهای اروپایی در بزرگداشت استاد برگزار کردند گویی یکی از کادرهای اینها بوده است پیام های مریم عضدانلو منتسب به رجوی حتی شگفتی اعضای ردن تشکیلات را هم بر انگیخت و نشان داد که اینها به هیچ اصول و پرنسیبی پایبند نیستند و هر ساعت و هر کجا از رنگی به رنگ دیگر میشوند

اما جواب مردم شورش ها و نارامی های چند روزه که در صدها شهر ایران به وقوع پیوست بخوبی جایگاه سازمان مجاهدین در مختصات سیاسی اجتماعی ایران است که مشکلات و نارضایتی مردم هیچ ربطی به این گروه ندارد و در تمامی این شهر ها حتی یک شعار به نفع این سازمان سر ندادند پیام های پی در پی منتسب به رجوی خهم خطاب به جوانان که مسلح شوید و آتش را با آتش جواب دهید و حتی به جوانان شورشی در لبنان و عراق هم تنها مصرف داخل تشکیلاتی برای درمانده های گرفتار در کمپ مانز البانی دارد تو گویی الان دون کیشوت رجوی در ایران انقلاب کرده و رهبر انقلاب نوین است حالا جوانان شورشی لبنان و عراق را هم دارد رهبری میکند مصداق عبارت معروف است که میگوید» طرف را به ده راه نمیدادند سراغ منزل کدخدا را میگرفت. در داخل کشور خودش کسی او را نمی شناسد برای کشورهای دیگر هم پیام صادر می‌کند

حمیرا محمدنژاد

لینک به منبع

برخورد سازمان مجاهدین با تحولات سیاسی، اجتماعی جامعه و مردم ایران

*** 

European_Parliament_Against_Maryam_Rajavi_Mojahedin_Khalq_MEK_MKO_TerroristsMEPs discuss Mojahedine-E Khalq (MEK) Threat in #Albania

 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/فیل-جدید-مریم-رجوی-در-هوای-آلبانی/

فیل جدید مریم رجوی در هوای آلبانی

فیل جدید مریم رجوی در هوای آلبانیحمیرا محمدنژاد، زنان ایران، بیست و یکم نوامبر 2019:…  یک دوره دل آنها را خوش کردند که ترامپ به ایران حمله خواهد کرد. روز دیگر جشن گرفتند که ایران دست به خودزنی هسته ای زد که منجر به تشدید تضاد و سرنگونی میشود. دیروز هم اینکه پس چون ما آلترناتیو هستیم پس رژیم قصد ضربه زدن و نابودی به ما را دارد. این روزها اما دل افراد را به این خوش کرده اند که بعلت گرانی جامعه قیام کرده و یا سودای اینکه خاکریزها و عمق استراتژیک رژیم در عراق و لبنان در حال فروریختن است و اینها نتیجه پایداری اشرف و اشرفیان می با شد . فیل جدید مریم رجوی در هوای آلبانی 

فیل جدید مریم رجوی در هوای آلبانیکانونهای شورشی عراق رجوی و توک توک ها

فیل جدید مریم رجوی در هوای آلبانی

این بار علت فیل هوا کردن مریم رجوی عضدانلو چیست؟

خانم حمیرا محمدنژاد، زنان ایران، آلمان، 20.11.2019

حمیرا محمدنژاد پارلمان اروپا

خانم حمیرا محمدنژاد

سازمان مجاهدین هراز گاهی دست به باصطلاح افشاگری هایی میزند و گرد و خاکی بپا میکند و کنفرانس مطبوعاتی در این یا آن پایتخت کشورها برگزار میکند از کشفیات سایت‌های هسته ای تا شبکه های ماموران رژیم و چارت و کروکی و بدون ارائه هیچ گونه مدرکی فرد یا افرادی را که سالها در صفوف این سازمان سر کرده اند را متهم به ارتباط با اطلاعات رژیم میکند اصلا معلوم نیست این همه جاسوس اطلاعات در درون این سازمان برای دهه ها چکار میکردند و کمیسیون باصطلاح امنیت و ضد تروریسم بی صاحب فعلی که صاحب قبلی ان ابراهیم ذاکری سالهاست دار فانی را وداع گفته کجاست که همیشه نوش دارو را بعد از مرگ سهراب میاورد.

اینبار اما از زبان مدیر کل پلیس و مدیر پلیس ضدتروریسم کشور آلبانی. ناگهان مقامات نام برده اعلام کردند که سال گذشته یک هسته تروریستی را که قصد ضربه زدن به مجاهدین در مراسم نوروز را داشتند کشف و خنثی کرده اند. اما چرا حالا بعد از تقریبا یک سال اعلام میشود و دیگر اینکه از نفرات متهم آیا کسی هم دستگیر یا قرار پیگرد صادر شده این سوالی بود که یکی از خبرنگاران پرسید ولی هیچ جوابی دریافت نکرد.
در صحنه سیاسی و امنیتی هم این ادعا هیچ خریداری نداشت.

آلبانی از جمله چند کشور حوزه غرب بالکان می باشد که سالهاست درخواست پیوستن به اتحادیه اروپا را داده است اما در دور اخیر که گفتگوهای پیوستن آغاز شد دو کشور آلبانی و مقدونیه دعوت نشدند بطوریکه شوک عمیقی به جامعه دو کشور وارد کرد علت هم فساد دولتی و تبهکاری سازمان یافته یعنی مافیا بازی اعلام شد به همین دلیل هیچ کشوری این ادعا را جدی نگرفت.

اما علت واقعی چیست؟

اول باید پروسه تبدیل اشرف به زندان در عراق را بررسی کنیم تا علت روشن شود.

هر چه رجوی در عراق توانست اعتماد صدام حسین را جلب کند به موازات آن حلقه را بر گرده اعضاء تنگ تر کرد. بطور خاص بعد از عملیات موسوم به مروارید زمانیکه ارتش عراق که تماما در کویت مستقر بود در سال ۱۳۷۰ در اثر حمله آمریکا برای آزادسازی کویت تار مار شده بود دو گروه عمده کردی از شمال و دو گروه شیعه از جنوب برای سرنگونی صدام حمله کردند.

سازمان که سرنوشت خودش با حکومت صدام گره خورده بود ناچار در مقابل کردها ایستاد و پیشروی نیروهای کردی را در شهر طوز خرماتو متوقف و در مرحله بعدی در سلسله عملیاتی بنام مروارید به عقب راند. و صدام از حملات شمالی در امان ماند.

 بعد از آن تاریخ صدام حساب خاصی روی رجوی باز کرد و حتی بیشتر از نیروهای خودش به رجوی اعتماد داشت چون چند طرح کودتا را از ارتش کشف و خنثی کرده بود و این اعتماد بیش از حد بود که به رجوی دست باز برای دستگیری و شکنجه صد ها تن از اعضای ناراضی به بهانه چک امنیتی یا رفع ابهام پیدا کرد.

تبدیل اشرف به زندان تا آنجا پیش رفت که فرار از اشرف ریسک دستگیری و شکنجه و حتی مرگ داشت و نگهبانان برج های دیدبانی اشرف اجازه داشتند به نفراتی که به فنس های حفاظتی اشرف نزدیک میشدند را آتش باختیار شلیک کنند.

اما در آلبانی پروژه زندان سازی باید چه مسیری را طی کند؟

در آلبانی هم به موازات جا افتادگی و و تسلط به قانونمندی فضای جدید این پروژه پیش رفته و میرود. در کشور آلبانی که مشخصه آن فساد اداری و باندبازیهای تبهکاری برای سازمانی که اساسا تمامی کارش با پول های بی حد و حساب پیش میرود کار سازمان مجاهدین چندان سخت نیست.

اما هدف مشخص از این بازیها چیست؟

فردی به آلبانی رفته برای دیدار مادرش و مادر خود را از مناسبات خارج و به کشور محل زندگی خود اتریش آورده است. در عراق خانواده ها را برای دیدار عزیزانشان که دهه ها ندیده بودند راه نمی دادند بهانه هم این بود که اینها مزدوران وزارت اطلاعات هستند.

در آلبانی اما این بهانه کارایی نداشت و به این بهانه در آلبانی هم هیچ دیداری با خانواده حتی آنهایی که در اروپا زندگی میکنند نباید صورت گیرد چرا که این راه مسیر جاسوسی رژیم است. از طرف دیگر به بهانه تهدیدات امنیتی علیه جان اعضاء تردد به بیرون اشرف هم قطع میشود. به این ترتیب مریم عضدانلو با یک تیر دو نشان زد قطع دیدار خانواده ها و محبوس نگه داشتن افراد.

کمیسیون امنیت سازمان مجاهدین یک کشف بزرگ دیگر هم کرد. ناگهان ۴۶ تن از جاسوسان و عوامل اطلاعات رژیم آخوندی را معرفی کرده و از هموطنان و هواداران خیالی خود در خواست معرفی آنها به مقامات قضایی را کرده است.

اما منبع کشف این اسامی کجاست؟ کسانی که در یک نامه به رئیس جمهور آلبانی به ملاقات وی با مریم رجوی عضدانلو و مشروعیت بخشیدن به زندان سازی اردوگاه موسوم به اشرف۳ اعتراض کرده اند. اینکه این ۴۶ نفر چه جاسوسانی بوده اند که اسامی خودشان را در نامه علنی به رئیس جمهور آلبانی درج کرده اند تنها عقل معیوب مریم عضدانلو میتواند جواب دهد چون در هیچ منطقی نمی گنجد.

 سازمان مجاهدین چون خودش به هیچ قانونی پایبند نیست نمی تواند درک کند که اتهام بی جا به افراد وارد کردن جرم محسوب می شود اما از آنجا که کسی اهمیتی و اعتباری به این گونه گزارشات قائل نیست همگی از آن در می گذرند.

هدف دیگر از این اتهامات و جنجال بازیها چیست؟

باز هم مصرف تشکیلاتی برای دلخوش کردن اعضای فلک زده که در حسرت یک روز زندگی آزاد یا یک روز دسترسی بدون مراقب به اینترنت و یک بار دست گرفتن یک گوشی موبایل بسر میبرند.

 یک دوره دل آنها را خوش کردند که ترامپ به ایران حمله خواهد کرد. روز دیگر جشن گرفتند که ایران دست به خودزنی هسته ای زد که منجر به تشدید تضاد و سرنگونی میشود. دیروز هم اینکه پس چون ما آلترناتیو هستیم پس رژیم قصد ضربه زدن و نابودی به ما را دارد.

این روزها اما دل افراد را به این خوش کرده اند که بعلت گرانی جامعه قیام کرده و یا سودای اینکه خاکریزها و عمق استراتژیک رژیم در عراق و لبنان در حال فروریختن است و اینها نتیجه پایداری اشرف و اشرفیان می با شد .

اما مریم رجوی عضدانلو و سازمانش ناخواسته به ناتوانی و بی عرضگی خودشان اعتراف میکنند که نمی توانند از این همه شکست های رژیم بهره ای ببرند و تنها نشسته و چشم به آسمان دوخته که نجات دهنده ای به نام ترامپ یا جان بولتون یا خلق های ایران یا لبنان و عراق رژیم را سرنگون کنند یا راه سرنگونی را هموار کنند و آنوقت مجاهدان مریم و مسعود را بر دوشهایشان به تهران ببرند. “بزک نمیربهارمیاد”

حمیرا محمدنژاد، آلمان  19 نوامبر  2019

فیل جدید مریم رجوی در هوای آلبانی

شرکت انجمن زنان و کانون آوا در کنفرانس “روز زن” در پارلمان اروپاشرکت انجمن زنان و کانون آوا در کنفرانس “روز زن” در پارلمان اروپا

***

همچنین: