به بهانه سالگرد مرگ آندرانیک آساطوریان

به بهانه سالگرد مرگ آندرانیک آساطوریان

آندرانیک آساطوریانادوارد ترمادو، وبلاگ ترمادو، بیست و سوم فوریه 2022:… مرحوم آندرانیک آساطوریان بدون آگاهی و شناخت شورا و مجاهدین را انتخاب کرده بود و ناآگاهانه هم از دنیا رفت، در زمانی که در عراق و در تشکیلات شیادانه مجاهدین بودم یکی از جلسات شورای دروغین فرقه رجوی در بغداد برگزار شد که آقای آساطوریان هم در آن شرکت داشت، یکی از اعضای شورا که وی هم در تشکیلات و دراردوگاه مجاهدین با من بود در ساعت تنفس شورا به آندرانیک گفته بود که در ارتش مجاهدین یک ارمنی ایرانی هم هست، آندرانیک با خوشحالی گفته بود چه جالب من میل دارم وی را ببینم . به بهانه سالگرد مرگ آندرانیک آساطوریان 

الهه خواننده آن خدابنده سینگلتونمصاحبه آن سینگلتون (خدابنده) با زنده یاد الهه، سپتامبر 2005، لندن

به بهانه سالگرد مرگ آندرانیک آساطوریان 

سالگرد مرگ آندرانیک اسطوره موسیقی ایران و سواستفاده فرقه رجوی از نام وی

ادوارد ترمادو 20-12-2021

آقای ادوارد ترمادو

وبلاگ ادوار 22.فوریه 2022-02-22

آندرانیک آساطوریان نام هنرمندی است که در دنیای موسیقی ایران تحولات بزرگی انجام داد و با هنرمندان بزرگی کار کرد که در دنیای موسیقی ایران حرف اول را می زنند، درهنرمند بودن آندارنیک شکی نیست و می توان گفت تکرار ناشدنی است، اما در علم سیاسی وی بایتسی به وی نمره منفی داد چرا که درانتخاب خود در دنیای سیاسی دچار اشتباه بزرگی شد که اکنون در افکار عمومی اگر هنرش را کنار بگزاریم کسی برایش هورا نخواهد کشید، البته تآکید کنم آندانیک اگر عضو شورای کاذب رجوی شد چونان خیلی از جوانان دیگر که با سخنرانی های احساساتی رجوی جذب فرقه شده و بعد هم پشیمان شدند بوده و بدون آگاهی و مشورت با کسانی که سازمان رجوی و شورای وی را می شناختند انتخابی اشتباه نموده بود.

آندرانیک آساطوریان

آندرانیک آساطوریان

فرقه دغلکار رجوی همیشه چند هنرمندی که به شورا پیوستن را دور از مناسبات درونی نگه می داشت تا مبادا با روبرو شدن با اعضای خود در اشرف چشمشان باز شود و کاسه کوزه درهم شکسته رجوی را روی سرش خراب کنند، فرقه رجوی زنده یاد خانم مرضیه را ار همان ابتدا تحت شدیدترین کنترل قرار داده بود که تماسی با اعضای سازمان نداشته باشد و اگر در اردوگاه اشرف درعراق هم ایشان حاضر می شدند زنان فضول و جاسوس مجاهدین بیخ گوش مرضیه بودند و هرگز لحضه ای تنهایش نمی گذاشتند تا مبادا کسی چیزی به او برساند که به مزاج فرقه خوش نیاید،  خانم مرضیه بیش از پنج نامه برای من از فرانسه فرستاده بود که مسئولین فرقه رجوی برایم می خواندند و بعد پاره می کردند و هرگزهم نتوانستم با ایشان روبرو شوم چون از ترسشان چنین اجازه ای را نمی دادند، خانم مرضیه با فشارهای فرقه رجوی چند سال آخر عمر خود را منزوی و به دور از چشم مردم گذراند و عاقبت هم دق مرگ شد.

برای اطلاع بیشتر در این ضمینه می توانید به سایت دریچه زرد مراجعه کنید و به سخنان آقای اسماعیل وفا یغمایی شاعر گوش دهید.

http://darichehzard.blogspot.com/2022/02/1-1-2-3-4-5-2-6-3-7-4-8-9-10-5-11-6-12.html#more

اما مرحوم آندرانیک آساطوریان بدون آگاهی و شناخت شورا و مجاهدین را انتخاب کرده بود و ناآگاهانه هم از دنیا رفت، در زمانی که در عراق و در تشکیلات شیادانه مجاهدین بودم یکی از جلسات شورای دروغین فرقه رجوی در بغداد برگزار شد که آقای آساطوریان هم در آن شرکت داشت، یکی از اعضای شورا که وی هم در تشکیلات و دراردوگاه مجاهدین با من بود در ساعت تنفس شورا به آندرانیک گفته بود که در ارتش مجاهدین یک ارمنی ایرانی هم هست، آندرانیک با خوشحالی گفته بود چه جالب من میل دارم وی را ببینم،آن عضو شورا که از اسم بردنش معذورهستم خانم رقیه عباسی را نشان داده بود و گفته بود به آن خانم بگویید تا هماهنگ کند چون آن خانم فرمانده اوست، وقتی آندرانیک به خانم عباسی مراجعه می کند و تمایل خود را برای دیدار با اینجانیب بیان می کند همین خانم رقیه عباسی پاسخ دروغی به وی می دهد و می گویید که فلانی ( یعنی اینجانب) در مرز هستم، در حالی که من همیشه در اردوگاه مجاهدین بودم و اصلآ کاری به مرز و این چیزها نداشتم، جلسه بعدی شورا هم باز در بغداد بود که همین اتفاق تکرا می شود و باز به آندرانیک می گویند که در مرز هستم، آن عضو شورا که با من رابطه نزدیک داشت هم تعجب کرده بود و به من می گفت نمی دانم چرا مجاهدین نمی خواهند که آندرانیک تو را ببیند؟.


آندرانیک آساطوریان فرقه رجویذکر خیری از مرحوم آندرانیک


جواب این سوال را خودم بهتر می دانم، فرقه رجوی که سرتاپا با دروغگویی و حقه بازی سرپا است از دیدار اعضای شورایی که از درون مناسبات اطلاعی نداشتند با دیگر افراد درون تشکیلات ترس داشت، که مبادا از آنچه در درون مناسبات فرقه می گذرد آگاه شوند و بطور مثال موقع بازگشت به اروپا یا امریکا از شورا جدا شوند ویا اعتراض کنند و یا حتی در جایی صحبتی در رابطه با پایمال کردن اولین و پایه ای ترین حقوق انسانی اعضا در کمپ مخوف اشرف نکنند، طبیعی است که فرد هنرمندی چونان آندرانیک که درمحیط کاری خود با هنرمندان سروکار داشت اگر شناختی از این هیولای های آدمخوار داشت یا اساسآ سراغ شورای کذایی نمی آمد یا سریع آنجا را ترک می کرد، چون در محیط هنری درامریکا اکثرآ هنرمندان زمان شاه هستند که مجاهدین را آدم حساب نمی کنند.

اگر در آنروز با آندرانیک ملاقات می داشتم طبیعی بود که به زبان ارمنی آنچه را که بایستی به او می گفتم که امروز و پس از مرگ وی نامش مورد سواستفاده مرده خوران مجاهد قرار نگیرد، البته سران فرقه رجوی این را می دانستند و برای همان ارمنی صحبت کردن هم اجازه دیدار با او را ندادند چون زبان ارمنی نمی دانستند و نمی توانستند بفهمند چه می گوییم، مواقعی هم که سالی یکبار به کلیسا در بغداد می رفتم یکی از فضول جاسوس های مجاهدین هنگام ملاقات با اسقف کلیسا  سرش را داخل سوراخ دماغم می کرد تا شاید کلمه ای از گفته هایمان را متوجه شود.

وحشت فرقه دربدر رجوی ، ترس و لرز از مصاحبه دو عضو پیشین

به هر ترتیب در سالگرد مرگ آقای آندانیک آساطوریان فرقه رجوی در سیمای نامبارکش برنامه ای را در تعریف و تمجید از آندرانیک راه انداخته و وی را مجاهد اشرفی نام گذاری کرده، چیزی که بسیار مضحک و خنده آور هم هست، چون آندرانیک نه مجاهد بود و نه رنگ اردوگاه مخوف اشرف را دیده بود و نه مجاهدین و رهبر کلاش آن را شناخته بود که اگر می شناخت هرگز به سمت این جانیان راه خود را کج نمی کرد، و اگر وارد اشرف می شد طبعآ با او ملاقات می کردم و همانگونه که گفتم وی را در جریان آنچه بر ما و سایرین درآنجا می گذشت قرار می دادم، آندرانیک آساطوریان را بدون شک می توان دردنیای هنری اسطوره ای در موسیقی ایران نامید که دارای پرونده ای درخشان می باشد، اما در دنیای سیاسی به هیچ عنوان نمی توان به وی نمره مثبتی داد چون انتخاب وی از بیخ اشتباه بود و فراموش نکنیم که او هرگز نتوانست در پیرامون هنری خود در امریکا از نظر سیاسی تآثیر گذارباشد، وگر نه هنرمندان دیگر را هم با خود همراه می کرد، البته هنرمندان ایرانی بخوبی با چهره پلید مجاهدین آشنا هستند و تا کنون تعداد زیادی هم دست رد به پیشنهاد های فرقه رجوی زده اند.

لینک به منبع

به بهانه سالگرد مرگ آندرانیک آساطوریان

***

شورای ملی مقاومت ایران مجاهدین خلقاستعفا از شورا, مبطل اتهامات رجوی علیه جداشدگان؛ «ترتیبات اجرایی استعفا» یا پیشگیری از ریزش !

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/این-شورایی-و-آن-شورایی-مدیحه-سرایی-برای/

این شورایی و آن شورایی- مدیحه سرایی برای مردگان

حامد صرافپور، صفحه فیسبوک، بیست و سوم فوریه 2015:…  کاش شورایی ها پند می گرفتند و به چند دلار پول این زوج ریاکار دل خوش نمی کردند. به آندرانیک گوشزد کردیم و بدانید که فردا نوبت شماست. رجوی مرده شما را دوست دارد و زنده شما را تنها برای سوء استفاده های تبلیغی طلب می کند و افسار بردگی را با چند دلار پول به گردن شما آویخته است. بیدار شوید که فردا نوبت شماست. زنده یا مرده …

شورای ملی مقاومت رجویاعضای ” شورای ملی مقاومت ” بدانند که چه نانی می خورند؟

لینک به منبع

این شورایی و آن شورایی- مدیحه سرایی برای مردگان

بالاخره آقای آندرانیک آسطوریان دارفانی را وداع گفت. چندروز قبل از مرگ پیامی برای ساکنان لیبرتی ارسال کرده بود و با تملق گویی برای مسعود و مریم رجوی، تلاش داشت تا به فرمان رهبری مجاهدین به منتقدان ضربه وارد آورد. نمی دانم حقیقتاً در دل او چه می گذشت. بیشترین احتمال این است که در بستر بیماری نیازمند به کمک های بشردوستانه رجوی شده و تحت فشارهای روحی ناچار به موضعگیری به نفع ایشان گردیده است.

هرچه بود وی به دیار باقی شتافت و خود می داند آفریدگار خویش… کاری جز تسلیت به بازماندگان وی نمی توان کرد. کاش در بستر مرگ بیشتر به آنچه گفته بود فکر می کرد…

سخن بر سر مریم قجرعضدانلو است. وی پیام پرطمطراقی برای مرگ وی ارسال کرده و او را چنان ستوده که گویی فرشته ای از جهان پرواز نموده است. یک هفته پیش این شخص برای مریم مداحی می کرد و الان بعد از مرگ مریم است که برای او مدیحه سرایی می کند. این کار همیشگی مریم است که برای مردگان مدیحه سرایی کند. او جز مسعود برای کسی مدیحه سرایی نمی کند الا مردگان. هراس مریم از این است که مبادا زنده ای را بستاید و فردا منتقد ایشان شود. دیدیم که چه بر سر دکتر قصیم و آقای روحانی و… آورد. آقای وفایغمایی یکی از مدیحه سرایان او بود با کتابی تحت عنوان “در امتداد نام مریم” و دیدیم که با اولین نقد چه به روزگارش آورده شد. این حکایت غم انگیز و پندآموزی از مریم قجر و مسعود رجوی است.

آندرانیک آساطوریان فرقه رجوی

کاش شورایی ها پند می گرفتند و به چند دلار پول این زوج ریاکار دل خوش نمی کردند. به آندرانیک گوشزد کردیم و بدانید که فردا نوبت شماست. رجوی مرده شما را دوست دارد و زنده شما را تنها برای سوء استفاده های تبلیغی طلب می کند و افسار بردگی را با چند دلار پول به گردن شما آویخته است. بیدار شوید که فردا نوبت شماست. زنده یا مرده وقتی ارزش دارید که افسار به گردنتان آویخته باشد یا برگه ذلت را به امضا رسانیده باشید و به دیار عدم رفته باشید.

به پیام مریم قجرعضدانلو خوب بنگرید اما بدانید که این پیام بعد از مرگ شما خوانده خواهد شد و جز لعن مردم ایران را به همراه ندارد!. بعد هم به فراموشی سپرده خواهید شد. مردم ایران به اساتید بزرگی دل بسته اند که در کنارشان سختی های زمانه را متحمل شده اند. کافی است چشم بگشایید و اوج شکوفایی هنر در سخت ترین شرایط ممکن ایران را ببینید. آقای آندرانیک تجسم نیم قرن هنر و موسیقی ایران نبود، شما در غار بسر می برید، ببینید مردم ایران چه کسانی را تجسم هنر و موسیقی ایران می خوانند!.

حامد صرافپور

23 فوریه 2015

مجاهدین خلقهیچ کس از آنها یاد نکرد! ( در عوض، مراسم بزرگداشت برادر کندی و شهید نیسمان)

شورای ملی مقاومت ایرانباند رجوی بدنبال عوض کردن جای طلبکار با بدهکار؛ پرونده مالی، خط سرخ رجوی

The Iranian Mojahedin-e Khalq (MEK)The Iranian Mojahedin-e Khalq (MEK) and Its Media Strategy: Methods of Information Manufacture

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/ادوارد-ترمادو-اسیر-جنگی-صدام-و-رجوی/

ادوارد ترمادو اسیر جنگی صدام و رجوی

ادوارد ترمادو اسیر جنگی صدام و رجویکانون آوا، سی ام اکتبر 2020:… مستند «ادوارد» به کارگردانی آفای محمد باقر شاهین، روایتی از زندگی پرفراز و نشیب شخصیتی به نام ادوارد است که 38 سال از زندگی‌اش را در غربت و اسارت گذرانده است. او در سال 1359 یعنی اوایل جنگ ایران و عراق اسیر می‌شود و ۹ سال از عمر خود را در زندان‌‌های عراق سپری می‌کند. او به ناگاه به سازمان مجاهدین می‌پیوندد و حدود 12 سال را در اردوگاه اشرف می‌گذارند. ادوارد پس از خروج از سازمان مجاهدین به آلمان می‌رود و در آن‌جا زندگی می‌کند. در این فیلم مستند داستان زندگی ادوارد و ماجرای رهایی او از دست مجاهدین روایت می‌شود، او از روزهای تلخی حرف می‌زند که اسیر تفکر و ایدئولوژی سازمان مجاهدین بوده و حالا نیز دوری از وطن را تجربه می‌کند. .لازم به توضیح است که این مستند تمامآ در آلمان تهیه شده است . ادوارد ترمادو اسیر جنگی صدام و رجوی

ادوارد ترمادو اسیر جنگی صدام و رجویوحشت فرقه دربدر رجوی ، ترس و لرز از مصاحبه دو عضو پیشین

ادوارد ترمادو اسیر جنگی صدام و رجوی

مستند «ادوارد» به کارگردانی آفای محمد باقر شاهین، روایتی از زندگی پرفراز و نشیب شخصیتی به نام ادوارد است که 38 سال از زندگی‌اش را در غربت و اسارت گذرانده است. او در سال 1359 یعنی اوایل جنگ ایران و عراق اسیر می‌شود و ۹ سال از عمر خود را در زندان‌‌های عراق سپری می‌کند. او به ناگاه به سازمان مجاهدین می‌پیوندد و حدود 12 سال را در اردوگاه اشرف می‌گذارند. ادوارد پس از خروج از سازمان مجاهدین به آلمان می‌رود و در آن‌جا زندگی می‌کند. در این فیلم مستند داستان زندگی ادوارد و ماجرای رهایی او از دست مجاهدین روایت می‌شود، او از روزهای تلخی حرف می‌زند که اسیر تفکر و ایدئولوژی سازمان مجاهدین بوده و حالا نیز دوری از وطن را تجربه می‌کند. .لازم به توضیح است که این مستند تمامآ در آلمان تهیه شده است

لینک به منبع

داستان مجاهدین خلق امریکا 

بی بی سی فارسی: ادوارد تِرمادو، مهمان برنامه به عبارت دیگر، زندگی پرماجرایی را از سر گذرانده است. او 9 سال اسیر عراقی ها بوده، در زندان ابوقریب زندانی بوده، به ارتش سازمان مجاهدین خلق ایران در عراق پیوسته، بعد زندانی آنها شده، سر از زندان اوین درآورده است. او می گوید از رفتن به جبهه پشیمان نیست ولی پیوستن به مجاهدین خلق بزرگترین اشتباه زندگی اش بوده است. چرا و چگونه یک مسیحی جذب سازمانی با تفکر اسلامی شد؟ با او اخیرا در خانه اش در شهر کلن آلمان صحبت کردم. تاریخ پخش: 2011/03/22

لینک به منبع

ادوارد ترمادو اسیر جنگی صدام و رجوی

***

سخنان آقای ادوارد ترمادو ازکانون آوا آلمان در نمایشگاه عکس تروریسم بین الملل دربروکسل (انگلیسی):

ادوارد ترمادو: از 2000 اسیر جنگی مجاهدین خلق 123 نفر بیشتر نماندهادوارد ترمادو: از 2000 اسیر جنگی مجاهدین خلق 123 نفر بیشتر نمانده

دروغهای مسخره فرقه رجوی در پرونده افشاگرخندیدن ممنوع بود. به دوران اسارت غبطه میخوردم

همچنین: