مرگ افراد سازمان مجاهدین در عراق و لیبرتی؛ ابهامات و پرسش ها

مرگ افراد سازمان مجاهدین در عراق و لیبرتی؛ ابهامات و پرسش ها

حنیف حیدر نژاد، سایت حیدر نژاد، ششم فوریه 2015:… این یک اتهام بسیار جدی است که دو سازمان بین المللی، یعنی صلیب سرخ جهانی و کمیساریای عالی پناهندگی سازمان ملل متحد و نیز نمایندگان رسمی دولت ایالات متحده آمریکا از آقای سالاری در گفتگو های خصوصی از او خواسته باشند که «از صفوف نبرد در ارتش آزادیبخش دست کشیده و به نزد زن و فرزند خود در ایران برود». تصور اینکه این ادعای …

گزارش کمپ لیبرتی 6مسعود رجوی_ از گله وشکایت از ارباب جدید ( امریکا ) تا تقاضای اسلحه برای سالمندان لیبرتی ( ! )

لینک به منبع

مرگ افراد سازمان مجاهدین در عراق و لیبرتی؛ ابهامات و پرسش ها

سازمان مجاهدین خلق اخیرا در ارتباط با درگذشت دو تن از افراد این سازمان در آلبانی و در عراق نکاتی را مطرح کرده که سوال برانگیز است. اطلاعیه های منتشر شده بسیارکلی و فاقد جزئیات بوده و در زمینه ی ادعاهای مطرح شده ی مورد نظر در این نوشته سند و مدرکی ارائه نشده است.

در مطلب منتشر شده در مورد اصغر شریفی آمده است “اصغر شریفی که در حمله موشکی 25 خرداد 1392 از ناحیه سر و صورت و گردن مورد اصابت واقع و به ‌شدت مجروح شده بود، از 25 روز قبل از شهادت، در حالت کما به‌سر می‌برد. هم‌چنان که در اطلاعیه شماره 3 دبیرخانه شورای ملی مقاومت درباره حمله موشکی در 25خرداد 92 آمده است، اصغر پس از جراحت شدید از لیبرتی به بیمارستان یرموک بغداد منتقل شد اما به گفته پزشکان عراقی بیرون آوردن ترکشها از جمجمه، امکانپذیر نبود. او به همین خاطر با سر دردهای شدید و مستمر مواجه بود و سرانجام با یک ماه تأخیر با تلاشهای بسیار به آلبانی منتقل گردید و تحت درمان قرار گرفت.”

سوال: منظور از اینکه اصغر «سرانجام با یک ماه تاخیر با تلاش های بسیار به آلبانی منتقل شد» دقیقا چه می باشد؟ «یک ماه تاخیر» برای انتقال از عراق به آلمانی به چه دلیل؟ چه کسی یا چه نهادی مسئول این تاخیر بوده است؟ اسناد و مدارک در مورد این ادعا کجا است؟

در مطلب منتشر شده در مورد علی سالاری نیز آمده است “صبح امروز چهارشنبه 15 بهمن 93، مجاهد خلق علی سالاری در اثر ابتلا به سرطان و نداشتن دسترسی آزادانه به معالجه و درمان در لیبرتی جان باخت. نماینده مجاهدان لیبرتی از یک ماه پیش مستمراً خواهان انتقال بیمار به خارج از عراق بود. مشاور حقوقی لیبرتی نیز بار دیگر در 14 بهمن که حال بیمار رو به وخامت گذاشت خواستار تسریع در انتقال او برای معالجه شده بود.” در جای دیگر نیز آمده است “صلیب‌ سرخ، سرویس‌های آمریکایی، مأموران عراقی و یونامی بارها در دیدارهای خصوصی و انفرادی با این مجاهد خلق از او خواسته بودند که از صفوف نبرد در ارتش آزادیبخش دست کشیده و به نزد زن و فرزند خود در ایران برود. اما او پیوسته بر انتخاب آگاهانه و همیشگی خود برای آزادی میهن و مردمش در صفوف ارتش آزادی‌بخش، پای فشرده و به‌دعوتهای تسلیم و ندامت قاطعانه دست رد زد.”

سوال 1. آنگونه که در اطلاعیه آمده از یک ماه قبل از فوت آقای سالاری برای «انتقال بیمار به خارج از عراق» اقدام شده بوده است. از کدام ارگان درخواست شده بوده است؟ اسناد و مدارک آن کجاست. به درخواست ارائه شده چه کسی پاسخ داد و پاسخ داده شده چه بوده است. اگر هم پاسخی داده نشده چرا در این اطلاعیه به جزئیات اشاره نمی شود؟

باید توجه داشت که موضوعِ جان انسان ها مطرح است و هر نوع کوتاهی، سهل انگاری و تعمد در به عقب انداختن رسیدگی های درمانی به آن افراد می تواند قانونا مورد پیگرد قرار بگیرد. اگر سازمان مجاهدین در ادعاهای خود جدی است باید اسناد و مدارک در این مورد را برای اطلاع افکار عمومی منتشر کند. اطلاع این موضوع به افکار عمومی و نیز پیگیری های قانونی مانع از آن خواهد شد تا افراد دیگری در آینده به همان دلایل قبلی کشته شوند. مراجعه به افکار عمومی و مراجع قضائی مانع می شود تا در آینده آن نهادها باز هم در انجام وظایفشان کوتاهی کرده یا عمدا مانع تراشی کنند. عدم انتشار اسناد مرتبط در مورد ادعاهای سازمان مجاهدین اما، تنها این شک را تقویت می کند که این سازمان فریبکاری می کند. یک فریبکاری و کار تبلیغی کثیف بر روی خون و جسد انسانهائی که اینک دیگر زنده نیستند و مرده اند.

سوال 2. این یک اتهام بسیار جدی است که دو سازمان بین المللی، یعنی صلیب سرخ جهانی و کمیساریای عالی پناهندگی سازمان ملل متحد و نیز نمایندگان رسمی دولت ایالات متحده آمریکا از آقای سالاری در گفتگو های خصوصی از او خواسته باشند که «از صفوف نبرد در ارتش آزادیبخش دست کشیده و به نزد زن و فرزند خود در ایران برود». تصور اینکه این ادعای سازمان مجاهدین درست است، بسیار سخت است. این سازمان هیچ مدرک و سندی در این مورد ارائه نمی دهد. آیا از سوی آقای سالاری در همان زمان و یا از سوی سازمان مجاهدین خلق بر علیه این رفتار خارج از عرف از سوی نهادهای فوق اعتراضی شده است؟ اگر آری، اسناد آن کجاست و نتیجه اش چه بوده است. اگر نه، چرا بر علیه آن اعتراضی نشده است و از کجا می توان ادعاهای سازمان مجاهدین را پذیرفت؟

سوال 3. آیا درخواست سازمان صلیب سرخ جهانی و کمیساریای عالی پناهندگای سازمان ملل متحد و نیز نمایندگان رسمی دولت ایالات متحده آمریکا برای خارج شدن از صفوف ارتش آزادیبخش و بازگشت به ایران و نزد خانواده، تنها به مورد آقای سالاری محدود می شود یا در مورد افراد دیگری هم تکرار شده است؟ اگر در مورد افراد دیگری هم تکرار شده باشد، نشان از یک اقدام سیستماتیک می باشد که اتهام مطرح شده از سوی سازمان مجاهدین بر علیه آن نهاد ها را بسیار سنگین تر می کند. در این حال باز این سوال مطرح خواهد شد که در صورتی که موارد دیگری هم بوده است، آیا سازمان مجاهدین رسما به آن اعتراض کرده است. اگر آری نتیجه آن چه بوده است؟ پاسخ داده شده از سوی آن نهادها چه بوده است و اسناد و مدارک مرتبط با این موضوع کجاست و چرا انتشار نیافته است؟ اگر اسناد و مدارکی وجود ندارد از کجا می توان ادعاهای سازمان مجاهدین را پذیرفت؟

در اطلاعیه های مربوط به علی سالاری و اصغر شریفی به نقل از مریم رجوی به خانواده های آنها و مردم بندرعباس و قم تسلیت گفته شده است.

سوال اینجاست: چرا تا زمانی که افراد این سازمان در عراق و آلبانی هنوز نمرده و زنده هستند خانم رجوی و سازمان ایشان به درخواست های خانواده های آنان برای ارتباط با عزیزانشان پاسخ نمی دهد، اما همینکه این افراد بعد از دوره های طولانیِ درد و رنج فوت می کنند خانواده های آنها و همشهریان شان عزیز و محترم می شوند؟

به نظر می رسد اقدام اخیر سازمان مجاهدین در نوشتن چند خط در اطلاعیه های فوق مبنی بر اینکه ما برای سلامتی و خروج بیماران اقدام کرده بودیم، ولی دیگران مانع تراشی کردند، واکنشی می باشد به تلاش های منتقدین و مخالفین و جداشدگان از سازمان مجاهدین و شورای مل مقاومت و نیز عکس العملی نسبت به فعالیت های «کمپین برای انتقال فوری ساکنان لیبرتی به کشور ثالث» که همگی بر نقش رهبری مجاهدین در نگه داشتن عمدی نیروهای سازمان مجاهدین در عراق و تعلل در انتقال آنها به کشورهای ثالث تاکید کرده و به آن معترض می باشند.

اگر رهبری سازمان مجاهدین در ادعاهای خود مبنی بر مقصر بودن صلیب سرخ جهانی، کمیساریای عالی پناهندگان و … صادق است باید تمام اسناد و مدارکی که در این زمینه دارد را منتشر و در اختیار افکار عمومی قرار دهد.

سازمان مجاهدین باید ارتباط خانواده ها و بستگان مجاهدین ساکن در کمپ لیبرتی در عراق و پایگاه های این سازمان در آلبانی را برقرار کرده و مانعی بر سر راه این ارتباط ایجاد نکند. مانع تراشی ها و ممنوعیت های ایجاد شده از سوی سازمان مجاهدین در این مسیر این شک را تقویت می کند که رهبری این سازمان در ادعاهای خود صادق نبوده و -بخشی- از افراد این سازمان در عراق و آلبانی نه با میل خود، بلکه به اجبار یا تحت فشار در آن سازمان نگه داشته شده اند. اگر چنین باشد، مسئولیت کشته شدن و مرگ این افراد در درجه اول با رهبری سازمان مجاهدین می باشد و تلاش این رهبری برای انداختن مسئولیت کشته شدن یا مرگ این افراد به دوش دیگران، تنها یک فریبکاری آشکار و فرار از قبول مسئولیت می باشد.

حنیف حیدرنژاد

16 بهمن 1393/ 5 فوریه 2015

http://www.hanifhidarnejad.com

***

مسعود رجوی قبل از فرارمسعود رجوی یازده سال قبل  با نزدیک شدن سقوط ولینعمتش صدام حسین از قرارگاه اشرف فرار کرد و مخفی شد

کمپ لیبرتی ژوئیه 2014در سماجت برای به کشتن دادن اسرای لیبرتی

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=15836

کمک های سخاوتمندانه و میلیونی سازمان مجاهدین خلق به “مزدوران وزارت اطلاعات” و چند سوال

حنیف حیدر نژاد، سایت حیدر نژاد، بیست و ششم ژانویه ۲۰۱۵:… این اطلاعیه چندین سوال ایجاد می کند. پاسخ رهبری سازمان مجاهدین می تواند به شفاف سازی بیشتر کمک کند. عدم پاسخ به این سوالات می تواند نشان دهنده آن باشد که رهبری مجاهدین خواهان روشن شدن “همه حقیقت” نیست، بلکه بر اساس منافع مقطعی خود تنها به انتشار آن بخش از اسناد و اطلاعات مبادرت می کند که به صورت “جهت دهی شده” به …

رجوی و گروگانهانگاهی سریع به پیام یازده آبان ۱۳۹۳ مسعود رجوی

مجاهدین خلق فرقه رجوی العربیه تروریسماگر رجوی این انرژی را بجای مزدوری و دریوزگی، برای مردم گذاشته بود

لینک به منبع

کمک های سخاوتمندانه و میلیونی سازمان مجاهدین خلق به “مزدوران وزارت اطلاعات” و چند سوال

کمیسیون “امنیت و ضد تروریسم” شورای ملی مقاومتِ مجاهدین در اطلاعیه ای که چهارم بهمن ۱۳۹۳ منتشر کرده است آقایان اسماعیل وفا یغمائی، کریم قصیم و محمد رضا روحانی از اعضای سابق این شورا را “ماموران وزارت اطلاعات” معرفی کرده است که در طول ده ها سال از این شورا مبالغ میلیونی پول و مستمری ماهیانه دریافت کرده اند.[۱] در این اطلاعیه در مورد اسماعیل وفا یغمائی آمده است که او “در سه دهه گذشته صدها هزار دلار بابت تأمین کلیه مخارج زندگی و سرودن شعر و ترانه و سفرهای متعدد و متنوع، حتی پول توجیبی، از مجاهدین دریافت کرده است.” دقت شود! صدها هزار دلار.

در مورد آقایان قصیم و روحانی نیز آمده است که آنها “در مجموع یک میلیون و ۲۰۰ هزار دلار” از شورای ملی مقاومتِ مجاهدین پول گرفته اند.

در این اطلاعیه تصویر برخی رسیدهای دریافت و پرداخت پول ضمیمه شده است.

این اطلاعیه چندین سوال ایجاد می کند. پاسخ رهبری سازمان مجاهدین می تواند به شفاف سازی بیشتر کمک کند. عدم پاسخ به این سوالات می تواند نشان دهنده آن باشد که رهبری مجاهدین خواهان روشن شدن “همه حقیقت” نیست، بلکه بر اساس منافع مقطعی خود تنها به انتشار آن بخش از اسناد و اطلاعات مبادرت می کند که به صورت “جهت دهی شده” به دنبال آن است تا از طریق آنها یک هدف مشخص سیاسی (در اینجا تخریب شخصیت چند مخالف سیاسیِ رهبری مجاهدین) را محقق کند. روشی که در آن با اِعمال قیومیت بجای مردم و خوانندگان، بجای آنها تصمیم می گیرد که کدام بخش از اسناد منتشر بشود یا نشود. روشی که اساسا هدف آن “مانیپولاتسیون” یا دستکاری و سمت و سو دادن به اذهان عمومی بوده و در بطن خود جائی برای قدرت تشخیص و انتخاب آزاد مردم قائل نبوده و به دنبال آن است تا پیشاپیش یک نتیجه گیری مشخص را در ذهن مردم جا بیاندازد.

سوالات:

۱٫ منابع درآمد مالی سازمان مجاهدین و شورای مقاومت ملی ایران چیست؟ بیلان مالی سالیانه این دو تشکیلات شامل ریز پول های وارد شده به حساب های بانکی آن ها و منبع و مبداء آن ها چه می باشد؟ ریز پول های هزینه شده چه می باشد؟

توضیح: احزاب سیاسی یا بنیادهای خیریه وابسته به احزاب سیاسی در کشورهای اروپائی موظف هستند سالیانه گزارش مالی و مالیاتی خود را به اداره مالیات ارائه دهند. معمولا بطور سالیانه یک گزارش کلی مالی این احزاب و سازمان ها برای اطلاع عموم منتشر شده و یا آنانی که مایل باشند می توانند به آن دسترسی پیدا کنند. همچنین خبرنگاران مستقل می توانند در مورد بسیاری از جزئیات پول های وارد و هزینه شده تحقیق کنند. همچنین هر زمان که شک و ظّنی وجود داشته باشد یا اسناد و مدارکی موجود باشد که باعث شک و تردید نسبت به منشاء و منبع عایدی و هزینه ها باشد، ادارات مختلفی می توانند قانونا حساب های بانکی و دفاتر مالی و مالیاتی این احزاب یا سازمان ها را مورد بازرسی و کنترل قرار دهند. البته احزاب، سازمان ها، انجمن ها یا اشخاصی که نمی خواهند تن به این سیستم کنترل دهند، از طُرق مختلف اقدام به پول شوئی کرده یا بویژه تلاش می کنند نقل و انتقالات مالی را از طریق بانک انجام نداده و ردَی از خود باقی نگذاشته و پیوسته به صورت فعال و خلاقانه در جستجوی راه های فرار یا دور زدن از این کنترل ها می باشند. مسلما اگر سازمان مجاهدین خلق مشکلی در این زمینه نداشته باشد و ادارات دولتی در کشورهای مختلف از همه ی “دخل و خرج های” این سازمان، آنهم با تمام جزئیات مطلع باشند، قائدتا نباید با انتشار گزارش مالی و شفاف سازی بیشتر، آنهم برای اطلاع رسانی به “خلق قهرمان ایران” مخالفتی داشته باشد. مسلما سازمان مجاهدین همانگونه در کشورهای غربی مرسوم است می تواند در گزارش مالی خود برای حفظ اشخاص حقیقی که به این سازمان کمک مالی می کنند، اسامی آنها را منتشر نکند.

۲٫ ریز جدول “صدها هزار” دلاری که توسط سازمان مجاهدین و شورای ملی مقاومت به آقای اسماعیل وفا یغمائی پرداخت شده است کجاست؟ اگر اینچنین لیستی وجود ندارد، پس چگونه می توان ادعای پرداخت “صدها هزار دلار” به او را باور کرد؟ اگر چنین لیستی وجود دارد، چرا حال که بخشی از این اسناد را منتشر کرده اید، همه اسناد را منتشر نمی کنید؟ آیا از آقای یغمائی که زمانی عضو مرکزیت سازمان و سپس عضو شورای ملی مقاومت شما بوده هیچگاه در مورد پول های خرج شده توسط او که به قول شما بخشی از آن برای “سفرهای متعدد و متنوع” بوده است، گزارش خواسته اید؟ اگر آری، این گزارش ها کجاست، آن ها را منتشر کنید. اگر نه؟ اولا: چگونه می توان ادعاهای شما را باور کرد؟ دوما: چرا پولی که که به قول خودتان متعلق به “خلق قهرمان و برآمده از رنج و شکنج اسیران و خون شهیدان” بوده است را بدون حساب و کتاب به او داده اید؟ این یعنی فساد مالی و بی مسئولیتی. در این زمینه چه توضیحی دارید؟

۳٫ در مورد آقایان کریم قصیم و محمد رضا روحانی نیز سوالات آمده در شماره دو، آنهم عطف به مسئولیت های شورائی آنها به عنوان روسای کمیسیون محیط زیست و کمیسیون ملیت ها تکرار می شود. چه پاسخی دارید؟

۴٫ لیست مقرری و مستمری و پول های پرداخت شده به کلیه اعضای شورای ملی مقاومت را عطف به سوالات آمده در شماره دو و بر اساس موضع و مسئولیت هریک از آنها منتشر کنید. اگر نمی کنید چرا از انتشار آن خودداری می کنید؟

۵٫ جدا از اعضای شورای ملی مقاومت، لیست مقرری و مستمری و پول های پرداخت شده به کلیه اشخاص حقیقی و حقوقی دیگر (چه ایرانی یا غیر ایرانی) که از شما پول می گیرند را عطف به سوالات آمده در شماره دو و بر اساس وظیفه و کاری که به آن افراد محول شده است منتشر کنید. مثلا اشخاصی که در حمایت از شما سخنرانی می کنند، مطلب نوشته یا سایت های مختلف اینترنتی را اداره می کنند. اگر چنین کاری نمی کنید چرا و به چه دلیل؟

۶٫ در اسناد منتشر شده در مورد آقای قصیم و روحانی پول های پرداخت شده “نقد” داده شده است. در اسناد مربوط به مورد آقای یغمائی بجای لغت “نقد” از واژه “پرداخت” استفاده شده، که همان مضمون را دارد. چرا این نقل و انتقالات در سیستم بانکی انجام نشده است، آنهم برای سال های طولانی؟

۷٫ در توضیح مربوط به آقای روحانی آمده است که او در یک “دیدار خصوصی بطور جداگانه و انفرادی با مسئول شورا، درخواست کمک مالی و تأمین زندگی خود و خانواده اش را از «رهبر عقیدتی مجاهدین» به عمل آورد که با سخاوتمندی بسیار پذیرفته شد و به مدت ۲۰ سال ادامه یافت.” آقای مسعود رجوی، «مسئول شورای ملی مقاومت و رهبر مقاومت و رهبر عقیدتی مجاهدین» از کجا به خود اجازه داده که چنین “سخاوتمند” عمل کند؟ مگر تصمیم گیری ها و امورات یک سازمان و تشکیلات که در آن زمان هر روز از پیکرش خون بر زمین می ریخت بر اساس “سخاوتمندی” این یا آن مسئول بوده است؟ چه تعداد دیگر از این گونه تصمیم گیری های “سخاوتمندانه” از طرف مسعود رجوی انجام شده است؟ لیست این تصمیم گیری ها را منتشر کنید تا میزان سخاوتمندی ایشان، باز هم بیشتر روشن شود. اگر لیستی از چنین تصمیم گیری ها را منتشر نمی کنید، دلیل آن چیست؟ همین الان در مورد چه تعداد دیگر از اعضای شورای ملی مقاومتتان سند و مدرک جمع می کنید؟ آیا انتشار این اسناد برای ترساندن بقیه افراد ناراضی و معترض است تا در صورت علنی کردن اعتراضشان، با انتشار اسنادی که از آنها در اختیار دارید به اصطلاح آنها را “بی آبرو” کنید؟

۸٫ در پایان اطلاعیه آمده است اینکه “هزینه هائی که سه دهه توسط مجاهدین تامین می شد، اکنون چگونه و با چه ما به ازائی جایگزین شده است، موضوع بحث جداگانه ای است. اما اقتضای ندامت از تمامی مواضع پیشین و پیدا کردن منابع مالی جدید، در هر مرام و مسلک انسانی، برگرداندن مبالغ دریافتی از مجاهدین بود.” سوال این است: نظر به آنکه شورای ملی مقاومتِ مجاهدین در اطلاعیه های مختلف بر “مزدوری و ارتباط و همکاری” آقایان یغمائی، قصیم و روحانی با وزارت اطلاعات رژیم جنایتکار حاکم بر ایران تاکیده کرده است و نظر به اینکه اطلاعیه اخیر در قسمت پایانی از آنها خواهان بازگرداندن این پول ها شده است، چرا سازمان مجاهدین خلق که خود را جدی ترین مخالف جمهوری اسلامی می داند و پیوسته بر افشای فعالیت های این رژیم در خارج از کشور تاکید می کند، در کشورهای محل سکونت این افراد بر علیه این افراد اقدام قانونی نمی کند؟ اگر سازمان مجاهدین اسنادی در مورد همکاری این افراد (و دیگر جداشدگانِ از این تشکیلات و مخالفین رهبری سازمان مجاهدین) با وزارت اطلاعات رژیم حاکم بر ایران دارد نه تنها وظیفه دارد، که باید بر علیه این افراد اقدام قانونی کند و اکنون که خواهان آن است این افراد پول های این سازمان را به آن برگردانند، باید بجای طرح این خواست در یک اطلاعیه، آنهم با لحنی موعظه گرانه، اقدامات قانونی جدی بر علیه آنها را به اجرا دربیاورد. اگر سازمان مجاهدین چنین اقدامی نکند یعنی ادعاهای این سازمان بی پایه و اساس است و تنها جنبه تبلیغی داشته و قصد آن دارد تا از یک طرف به تخریب چهره این افراد بپردازد و از طرف دیگر “نَسَق کِشی” دیگر اعضایِ شورای ملی مقاومت و دیگر جداشدگان و ناراضیان درونی این تشکیلات را دنبال می کند.

حقیقت را نمی شود لایه لایه کرد و هربار تکه ای از آن را به صورت گزینشی و به میل و صلاحدید خود “به خُورد” افکار عمومی داد. لازمه ی شفافیتِ صادقانه، بازکردن همه پرونده و علنی کردن “تمامی حقیقت” در معرض افکار عمومی است. اگر رهبری سازمان مجاهدین خلق از “تمامی حقیقت” ترس ندارد، باید از علنی شدن هر چه بیشتر جزئیاتِ مسائل استقبال کند و به این پرسش ها و بسیاری پرسش های دیگر پاسخ دهد. در غیر اینصورت ادعاها و اتهام پراکنی های بی پایه و اساس او بر علیه جداشدگان، منتقدین و مخالفین این رهبری، تنها بخشی از یک فریبکاری بزرگ است.

حنیف حیدرنژاد

۶ بهمن ۱۳۹۳/ ۲۶ ژانویه ۲۰۱۵

http://www.hanifhidarnejad.com

1. فرا خواندن مجدد چاکران ولایت به اقامه دعوا و پیگرد قضایی در مورد ادعای مرگهای مشکوک، طلاقهای اجباری و کلاهبرداری مالی

***

محمد حنیف نژادشانزدهم آذر سالروز مبارزه با امپریالیسم یا فرصتی برای خودنمایی مجاهدین

بهزاد علیشاهی: آقای رجوی کجای معادله سرنگونی ایستاده؟ درباره پیام مسعود رجوی خطاب به خامنه ای و رفسنجانی

فروغ جاویدان مرصاد رجوی مجاهدین خلقحنیف حیدر نژاد: نگاهی به فروغ جاویدان، ۲۵ سال بعد- قسمت نهم و پایانی

Iran Interlink Fourth Report from Baghdad

همچنین:

جایتکار خوب، جنایتکار بد!

حنیف حیدر نژاد، سایت حیدر نژاد، بیست و چهارم ژانویه 2015:… ادعای رهبری سازمان مجاهدین، در مورد مخالفت و “مبارزه” با رژیم جمهوری اسلامی برای دفاع از حقوق بشر یک دروغ و فریب بزرگ بیش نیست. دروغی که مریم رجوی آن را مستمرا در سخنرانی ها و بیانیه ده ماده ای اش فریاد می کند. زیرا تجلیل از حاکم جنایت

مسئولیت مسعود رجوی در حفظ جان ساکنین کمپ لیبرتی در عراق

حنیف حیدر نژاد، سایت حیدر نژاد، پانزدهم ژانویه 2015:…  وقتی در گذشته ی سی ساله اخیر سازمان مجاهدین، بارها و بارها “حفظ نیرو” و خارج کردن آنها از خطر مرگ به بهانه ها و اشکال مختلف در دستور کار قرار داشته است، چرا این بار مسعود رجوی که خود در محلی امن مخفی شده است، خروج ساکنین کمپ لیبرتی از عرا�

حذف مخالفین با شلیک به قلب آزادی بیان!

حنیف حیدر نژاد، سایت حیدر نژاد، نهم ژانویه 2015:…  در جدیدترین نمونه نیز مسعود رجوی، رهبرعقیدتی سازمان مجاهدین خلق در پیام صوتی یازده آبان 1393 خود با صدائی برافروخته و ایجاد هیجانِ متناسب با “عاشورای حسینی” و با “تمسک به زیارت عاشورا”، مخالفین و منتقدین خود را «لعنت» کرده و به آنان «در این س�