مرگ دلیلی، دلیل دیگر مرگ های مشکوک

مرگ دلیلی، دلیل دیگر مرگ های مشکوک

مهرداد ساغرچی، ایران فانوس، یازدهم ژانویه 2014: … مسعود دلیلی را وقتی در نشستهای مختلف سازمان میدیدیم، تنها شخصی بود که انگار در هیچ دایره و در هیچ چارچوبی نیست. هیچ کس دیگری در تشکیلات نبوده و نیست که در چارچوب نباشد، اما او یک استثناء بود. یک بار فقط در یک نوار تصویری در  نشست کوچکی به لحاظ تعداد دیده شد که مسعود رجوی را با نام مسعود صدا میکرد، یعنی طبق روال معمول سایرین “برادر” مسعود …


رجوی در گزارش ارتش آزادیبخش خیالی اش: اگر مسعود دلیلی فرار نمی کرد ما هنوز بودیم

لینک به منبع

مرگ دلیلی، دلیل دیگر مرگ های مشکوک

شاید علت مرگ دلیلی برای هیچکس مشخص نباشد. اما هشداری که به همه داده شده، کسانی هستند که جانشان در خطر است و وقتی تصمیم میگیرند از سازمان خارج شوند، سازمان این را تحمل نمیکند. البته بد نیست بدانید که درباره افرادی هم که اجازه خروج پیدا میکنند، تعهد نامه هایی سازمان از آنها میگیرد که علیه سازمان موضع گیری نکنند و از آنچه که برسرشان آمده سخن نگویند. هر چند این داستان موضوع این مقاله نیست، ولی بدنیست بدانید حتی افرادی که موضعی در سازمان نداشتند، با دریافت یک وعده چند صد یورویی و کمکی برای استقرار بعد از آمدن به اروپا، مجبور به سکوت میشوند. و بعد از مدتی هم دیگر به آنها گفته میشود که خجالت بکشید، سازمان شما را کمک کرده است، نگذاشته است طعمه رژیم شوید. که این داستان دیگری است که در جای آن به این موارد هم اشاره میکنیم. اما موضوع مسعود دلیلی، بسیار متفاوت است. وقتی داریم از کسی حرف میزینم که با هیچ یک از کشته های سازمان در بیست وپنج سال گذشته قابل مقایسه نیست، دیگرحرف تازه ایست. مسعود دلیلی، از نظر نگارنده کیست؟

مسعود دلیلی را وقتی در نشستهای مختلف سازمان میدیدیم، تنها شخصی بود که انگار در هیچ دایره و در هیچ چارچوبی نیست. هیچ کس دیگری در تشکیلات نبوده و نیست که در چارچوب نباشد، اما او یک استثناء بود. یک بار فقط در یک نوار تصویری در نشست کوچکی به لحاظ تعداد دیده شد که مسعود رجوی را با نام مسعود صدا میکرد، یعنی طبق روال معمول سایرین “برادر” مسعود نمی گفت. او در هیچ بحثی شرکت نمیکرد. در هیچ جمعی وارد نمیشد و در واقع سایه ای برای مسعود رجوی بود. شاید کسی نزدیک تر از مسعود دلیلی، به مسعود رجوی وجود نداشت. او مسولیتی در هیچ نشستی نداشت. هیچ وقت حرف نمیزد. فقط یک نقطه را میدید و آن هم مسعود رجوی بود. یک فدایی به معنی تمام آن. از لحاظ ظاهری و هیکل، او قد کوتاه و چهره تیره ای داشت و همه نفرات قدیمی از مهارتهای بی نمونه نظامی و عملیاتی او از فاز نظامی تا حال، حرف میزدند. اما نمیدانم چرا به حالت پچ پچ و در گوشی از او حرف میزدند. اما آنچه که مسلم بود، دلیلی هرگز به مسیر و خط خودش شک نکرد. او عنصری نبود که تحت هیچ شرایطی به رجوی پشت کند. اما بعد از تحویل دهی سلاح و غیب شدن رهبری، او هم دیگر در اشرف مانده بود. شاید تا آخرین روزهای قبل از حمله اخیر به اشرف نیز او فکر میکرده که مراد و رهبرش در آنجاست. اما دو سناریو، در مرگ مسعود دلیلی وجود دارد. سناریوی اول،

اینکه رجوی برای ضرب شصت نشان دادن به رژیم و آخوندها و اثبات اینکه قدرت مخفی شدن از دستگاه امنیتی و اطلاعاتی آخوندها را دارد و در همان بازی موش و گربه معروف بین رژیم و رجوی، این بار میخواهد نشان بدهد هنوز قدرت مخفی کاری و سر کار گذاشتن رقیب و دشمنش را دارد و با نشان دادن یک شصت و یک هورای دیگر، بگوید، دیدید دوباره شما را بور کردم. برای کننده این کار مهم نیست که این به چه قیمت بوده است و خونهایی که ریخته شده، تاوان قدرت نمایی است. البته این تابلو با همان نظریه ای که از مسعود دلیلی به عنوان طعمه استفاده شده است و نهایتا به او گفته شده که تو به عنوان عنصر نفوذی به درون دشمن میروی و آنها را به اینجا میکشی و شاید هم ماموریتی داشته است که از این طریق، بتواند سران دشمنش را شاید از میان ببرد. هر چه باشد، این سناریو اگر درست باشد، بسیار زشت است که چنین بازی برای قدرت نمایی باشد که بهایش خون بهترین یارانشان باشد. کسانی که تمام زندگی خود را برای راهی که برایشان مشخص کرده به این شکل از بین رفتند. شکی نیست که در این وسط، آخوندها با دمشان گردو میشکنند که توانستند بدون هیچ قیمتی، دشمنان خودشان را از بین ببرند بدون اینکه خود مستقیم دستی در آتش داشته باشند و بهایی پرداخته باشند. واقعاً این سناریو کاش اشتباه باشد و واقعیت نداشته باشد. چونکه نهایت انحطاط اخلاقی یک جریان است.

سناریوی دوم،

اگر فرض بر این باشد که فردی مثل مسعود دلیلی واقعاً از سازمان خارج شده باشد و دیگر خواهان ماندن در تشکیلات نبوده باشد و سازمان هم اجازه داده باشد او خارج شود! و نهایتاً به همکاری با کسانی که برای کشتن نزدیکترین دوستان تمام زندگی اش رفته است و بعد هم که تاریخ مصرفش تمام شده، خود نیز قربانی شده است. اینجاست که باید گفت به ایدئولوژی رجوی و ساختن تراز مکتب او نگاهی دیگر کرد. چگونه میشود که این آرمان شما مجاهدین این قدر اصالت دارد یک نفر در عرض چند ماه تمام آنچه شما برایش پخته بودید و یک نفر که هیچ سابقه منفی در تشکیلات نداشته، تبدیل به چنین موجود وحشتناکی شود. پس باید گفت، دیگر اینقدر از این ایدئولوژی و تاثیراتش حرف نزنید. این قدر گوش مردم را خسته نکنید و اینقدر ادعای ساختن انسان تراز مکتب نکنید. جنایتی که انجام شد، در تمام شکل آن محکوم بوده است. سئوال از ابتدا این بود، آیا قابل پیش بینی نبود، چرا بود. و آیا رهبری مجاهدین، این را بهتر از ما نمی دانست، چرا می دانست. اما حال که زمان پاسخگویی رسیده، با کشاندن صحنه خونین جنازه مسعود دلیلی، سناریویی را برای فرار از دادن جواب به نفراتیکه که در درون تشکیلات، بهت زده به او نگاه میکردند، درست کردند. سناریویی که بعد از اعتصاب غذایی که به نفرات تحمیل شد، باید بیرون میداد. شاید حقیقت این داستان را فقط رهبری سازمان و سران رژیم بدانند. اما حال دیگر باید چندین برابر تناقضات اعضاء و هوادران را پاسخ بدهند. اعتصاب غذایی که با یک حکم کاغذی در این ور دنیا تمام شد. اعتصاب غذایی که نفرات درهم شکسته را به لحاظ فیزیکی و روحی، بیشتر خرد کرد. حال بگذارید هر چه میخواهند به این و آن ایراد بگیرند که همه با آنها دشمن هستند. همه با رژِیم همکاری میکنند. همه به دام زندگی و پاسیویسم افتادند. اگر فعال بودن این است که ما داریم میبینیم و هر روز و هر شب شما در تمام تبلیغات شیطان سازی هر آنکس با آنها نیست میباشد. اما این نیز به پایان میرسد. قضاوت درباره این سناریوها را به عهده خوانندگان میگذارم. ولی نباید فراموش کرد که هر آنچه که دو سال پیش به آن اشاره کردیم که نهایت چه خواهد شد، دارد اتفاق میافتد. حال باید بعد از ریختن خونهای به ناحق، این تصمیمات گرفته شود. عراقی که هم اکنون شهری در نزدیکی بغداد در اشغال تروریستها میباشد، چگونه میتواند برای مجاهدین تامین امنیت کند؟ عراقی که دولتش مهمترین دوستش رژیم جمهوری اسلامی میباشد، چگونه میتواند به دشمنان این رژیم پناه بدهد؟ عراقی که سالهاست میگوید از خاک من بیرون بروید، دیگر چه انتقادی به این دولت و حکومت وارد است. فرض بر اینکه هر روز یک نفر از پارلمان عراق از مجاهدین حمایت کند و شما سایت های خودتان را پر کنید از این اخبارها و حمایت ها … تا کی این روش ادامه خواهد داشت و تا کی میشود افراد را در این وضعیت نگه داشت. آنچه که ما از شرایط سیاسی و امنیتی عراق می فهمیم، دیگر ماندن مجاهدین در آنجا به هیچ وجه قابل توجیه نیست و هیچ امنیتی برای افراد وجود ندارد. حال دیگر باید دید، وقایع چگونه پیش می رود و چگونه پرده ها میافتد.

مهرداد ساغرچی / آلمان


UN must investigate Rajavi’s role in the deaths of 53 MEK victims in Camp Ashraf

همچنین:

مرگ اسرار آمیز«مسعود دلیلی»، مجاهد مجهول الهویه

جواد فیروزمند، آریا ایران، ششم ژانویه ۲۰۱۴: …  مرگ مشکوک محافظ شخصی مسعود رجوی،با بقیه قتل های درون سازمانی تفاوت دارد. به همین دلیل باید بازبینی نموده و در حد امکان  با استفاده از اسناد در دسترس،زوایای تاریک آن را شکافت.چرا که رجوی مدعی است؛”مسعود دلیلی مقر مخفی او را لو داده و اگر او نبود، مجاهدین حالا حالا در پادگان اشرف

سازمان ملل در مورد نقش رجوی در کشتار ۵۳ تن از قربانیان مجاهدین خلق در کمپ اشرف تحقیق کند

مسعود خدابنده، ایرانیان دات کام، سوم ژانویه ۲۰۱۴: … این ادعای بسیار مضحکی است که گفته شود حمله کنندگان با تکیه بر اطلاعات و با راهنمایی مسعود دلیلی که دو سال قبل فرار کرده است به این محل آمده اند. اطلاعاتی که حتی جزئیات آن هم در دسترس عموم بوده است. این ادعای بسیار مضحکی است که گفته شود آنها و

عقلانی ترین کار برای فرقه رجوی خارج کردن نیروها از عراق است پس چرا خروج نه ؟

میرباقر صداقی، ایران ستارگان، سوئیس، دوم ژانویه ۲۰۱۴: …  تجربه جدا شده ها در زندان  تیف بخوبی نشان میدهد که  امکان خروج از عراق هست بشرطی که قل زنجیر نباشد آخرین بازمانده های زندان تیف  ۱۹۷ نفر بودند تا لحظه ای که امریکائیها و فرقه رجوی  توافق داشتند  درب زندان تیف بسته بود و  ما نمیتوانستیم از