مریم رجوی، وزارت اطلاعات و جداشدگان از مجاهدین

مریم رجوی، وزارت اطلاعات و جداشدگان از مجاهدین

مریم رجوی، وزارت اطلاعات و جداشدگان از مجاهدینعلیرضا نصراللهی، یاران ایران، پاریس، شانزدهم فوریه 2021:…آنها گفتند ما اصلا نمیتوانیم درک کنیم که چرا میخواهد با زدن این مارک به شماها به خودش توهین کند. زدن این مارک به اعضای خودش یعنی توهین به آرمان های خودش هست، نه به شما/ باور کنید برای اولین بار یک جمله جدید شنیدم. زدن مارک ماموران و زارت اطلاعات به اعضای جداشده خودش یعنی توهین به شعور و آرمان های بنیانگذاران این سازمان. چیزی را که فرقه رجوی هزگز درک نکرد. مریم رجوی، وزارت اطلاعات و جداشدگان از مجاهدین 

مریم رجوی، وزارت اطلاعات و جداشدگان از مجاهدیننامه اعتراضی به کمیساریا و ملاقات با سفارت آلبانی در پاریس

مریم رجوی، وزارت اطلاعات و اعضای جداشده از مجاهدین

علیرضا نصرالهّی،انجمن یاران ایران،سیزدهم،فوریه،۲۰۲۱

«زدن مارک ماموران وزارت اطلاعات به اعضای جداشده خودش یعنی توهین به شعور و آرمان های بنیانگذاران این سازمان»

چند روزی هست که در مورد خیلی از سیاست های غلط سازمان مجاهدین در گوشه و کنار دنیا در حال مطالعه بودم در این ایام کرونایی،زمان برایم خیلی باز شد و توانستم در خیلی از رسانه های کوچک و بزرگ کشورهای مختلف به مطالبی دست پیدا کنم که وجود اعضای حداشده از سازمان مجاهدین سرنوشت و تقدیر فرقه را دگرگون کرد و در مجموع باعث شد تا سازمان ماهیت اصلی خودش را آشکار کند.

البته خدمت شما عرض کنم این بچه ها ( اعضای جداشده ) از تاریخ خروج تا رسیدن به سر پناهی،با موانع خیلی زیادی از طرف این فرقه رو به رو شدند،و در خیلی از موارد مورد ضرب و شتم عوامل و ارازل اوباش و چماقداران رجوی،همانند سال های ۱۳۶۰ که مردم را کتک و ترور می کردند قرار گرفتند،و در آخر هم با وکیل های آنچنانی و خرج کردن پول های باد آورده از زیر بار حقوق انسانی یک فرد شانه خالی می کردنند.

معنا و تعربف از حقوق یک انسان فقط یک کلمه هست برای ژست سیاسی،نه به عنوان رعایت حقوق یک فرد،اگر قرار بود آدم ها به معنای واقعی کلمه،یک حقوق انسانی داشته باشند الان فرقه هایی مثل فرقه رجوی وجود خارجی نداشت،که بتواند خون آدم ها را در شیشه کند و با خانواده های آنها بازی کند و باعث دق مرگ شدن اکثر پدر و مادرهایمان گردد و تا الان سال ها بود که منحل شده بودند.

ولی وقتی که به رسانه ها و سیایتهای این فرقه رجوع کردم تازه فهمیدم ما اعضای جداشده بزرگترین موی دماغ رجوی هستیم و خواهیم بود،چون وقتی رجوی این همه تلاش می کند تا با پخش خبرهای دروغ و کذب ما اعضای جداشده را از میدان بدر ببرد،با انواع و اقسام مدل های مختلف،پول،تهدید،کتک،ارازل و اوباش او در اروپا،و…

تازه میفهمی چه بلایی برسر فرقه آمده که با پخش و بازپخش مختلف از اعضای جداشده،می خواهد با زور به همه ی مردم در اروپا بگوید اینها ماموران وزارت اطلاعات هستند،به راستی چرا تا زمانی که ما در دورن تو بودیم نفهمیدی ما ماموران وزارت اطلاعات هستیم؟

آیا نامه و یا دست خطی دال بر اینکه من به شما داده باشم که من مامور وزارت اطلاعات هستم دارید؟

وزارت اطلاعات مجاهدین خلق را چگونه می بیند؟ مصاحبه با مقام سابق (بخش دوم و پایانی) 

تنها دست خطی که من در روز آخر بعد از نشست هفت ساعته با جهانگیر،جواد کاشانی،و اعضای شورای رهبری داشتم که مغز منو خوردید که مانع از جداشدن من شوید که نتوانستید،و من مجبور شدم با گرفتن کاغذ و خودکار از نشست بیرون روم،و در آن خواهش کردم تا جلوی من را نگیرید و اجازه بدهید من برم همین.

ما اعضای جداشده از سازمان مجاهدین که تعدادمان هم کم نیست،باید چکار می کردیم که نکردیم ! ما با فاکت مشخص با مدارک زنده و مدارک مکتب به همه ی ارگان های حقوق بشری نامه نوشتیم مدارک ارسال کردیم بارها و بارها صدایمان را در پارلمان اروپا به صدا درآوردیم،جاهای شکنجه و ظلم سازمان مجاهدین را به همه نشان دادیم،ماموران شکنجه گر فرقه را با اسم و مشخصات به ارگان های مربوطه ارسال کردیم،ولی آن اقدامی را که باید انجام می دادند را هنوز انجام نداده اند جرا ؟

علت این است که آنها با سازمانها جاسوسی و سیاستمداران اروپایی و آمریکایی زد و بند دارند ؟

آنها با مشارکت در ترور شخصیت های سیاسی ایران سهیم هستند؟

سازمان مجاهدین راه و چاه خط های ارتباطی را به خوبی به آنها نشان می دهند؟

البته که درست و صحیح است که سازمان مجاهدین بارها و بارها با مدارک موجود نشان داده است که در خیانت و جنایت نسبت به آب و خاک و حتی مردم ایران از هیچ کوششی دریغ نکرده است،و حتی در خیلی از موارد میتواند بالاترین رتبه را تصاحب کنند،چون نظیر این فرقه در طول تاریخ در هیچ کشوری ظهور نکرده است.

یک روز با مجاهدین خلق در آلبانی

ولی از همه جالبتر این است که ما اعضای جداشده این بیمار روانی را توانستیم به مرحله ای از بیماری برسانیم،که دست به خودکشی زند،و بی آنکه فهم کند چکار دارد می کند.

من چند روزی مهمان چند انجمن سیاسی و حقوق بشری در چند شهرستان فرانسه بودم،و با خودم انبوهی مدارک و اسناد از این فرقه برده بودم،چون این دوستان این برنامه دورهی را فقط به خاطر شناخت از فرقه رجوی تدارک دیده بودند،و این نشست دوستانه نشستی درونی بود نه بیرونی برای همین فعلا از انتشار مدارک این نشست معذروم،ولی من به عنوان یک فاکت مشخص از خیلی از دوستان سوال کردم شما تا الان چند تا دوست و یا دشمن داشته اید؟

برای آنها فهم این سوال خیلی پایین بود و فکر کردند من میخواهم آنها را مسخره کنم برای همین سوالم را اینجوری مطرح کردم،گفتم ما یک گروه انقلابی هستیم و سال ها با هم در ارتباط هستیم و از همه چیز هم خبرداریم،و همه ی ما یک دشمن مشترک داریم بعد گذر بیست الی سی سال یکی از ما به هر علت میخواهد برود به دنبال زندگی جدیدتر،و یا از ما دیگه خوشش نمیاد به هر دلیل نمیخواهد بماند ،آیا به نظر شما ما میتوانیم او را مزدور و خائن خطاب کنیم؟

البته تا قبل از گفتن این سوال چون من در رابطه با همین موضوع با این دوستان صحبت کرده بودم خیلی از آنها فهم کردند که من منظورم اعضای جداشده هست و خیلی از آنها گفتند ما اصلا نمیتوانیم درک کنیم که چرا میخواهد با زدن این مارک به شماها به خودش توهین کند،زدن این مارک به اعضای خودش یعنی توهین به آرمان های خودش هست،نه به شما،باور کنید برای اولین بار یک جمله جدید شنیدم،زدن مارک ماموران وزارت اطلاعات به اعضای جداشده خودش یعنی توهین به شعور و آرمان های بنیانگذاران این سازمان،چیزی را که فرقه رجوی هزگز درک نکرد

انشالله در آینده خیلی نزدیک و بعد از واکسینه شدن قرار است با اعضای حداشده از سازمان مجاهدین در سراسر اروپا با این انجمن های سیاسی و حقوق بشری کنفرانسی مشترک در رابطه با تروریسم و حقوق انسان ها برگذار کنیم،و با دعوت از طرف این انجمن ها از تلویزیون و از رسانه های مختلف ایرانی فرانسوی این نشست را بیرونی کنیم.

لینک به منبع

مریم رجوی، وزارت اطلاعات و اعضای جداشده از مجاهدین

***

سفارت آلبانی در پاریس ، ارائه طومار درخواست ملاقاتپیوستن آلبانی به اتحادیه اروپا – نامه سرگشاده به مذاکره کنندگان اروپایی

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/کمپ-مجاهدین-در-آلبانی-کرونا-نقض-حقوق-بش/

کمپ مجاهدین در آلبانی ، از شیوع کرونا و نقض حقوق بشر تا عزا بخاطر بازگشت برجام

کمپ مجاهدین در آلبانی علیرضا نصراللهی و سعید ناصری، یاران ایران، پاریس، بیست و پنجم ژانویه 2021:… الان درست برگشتیم به چهار سال قبل. امّا به این تفاوت که خیلی چیزها عوض شده و حتی مردم آلبانی هم متوجه تروریستی بودن این فرقه رجوی شده اند و دیگه مریم قجر عضدانلو چیزی برای ارائه کردن ندارد جز یک مشت دورغ و دونگ برای اعضای درونیش که آنهم دیگه برد ندارد چون تا آنجا اخبار از درون فرقه منتشر شده خیلی از اعضای آن در حال جداشدن می باشند و سازمان با وعده های هر سال خودش که امسال دیگه سال آخر هست آنان را از خروج باز می دارد.  کمپ مجاهدین در آلبانی ، از شیوع کرونا و نقض حقوق بشر تا عزا بخاطر بازگشت برجام 

کمپ مجاهدین در آلبانی سازمان مجاهدین خلق در آلبانی ثبات منطقه را تهدید می کند

کمپ مجاهدین در آلبانی ، از شیوع کرونا و نقض حقوق بشر تا عزا بخاطر بازگشت برجام

1- نامه‌ی سرگشاده به آقای ایلر متا، رئیس‌ جمهور محترم آلبانی

علیرضا نصراللهی،انجمن یاران ایران،بیست و یکم ژانویه،۲۰۲۱

اینجانب علیرضا نصراللهی ، به عنوان عضو سابق سازمان مجاهدین خلق که سالها پیش از این سازمان جدا شده و در حال حاضر ساکن پاریس می‌باشم.

علیرضا نصراللهی پاریس

آقای علیرضا نصراللهی، پاریس

به عنوان یک فعال حقوق بشر و یک عضو جداشده و منتقد این سازمان نکاتی را به اطلاع شما می‌رسانم: مجاهدین خلق از بدو تاسیس خود، مشی مبارزه مسلحانه را به عنوان هم استراتژی و هم تاکتیک جهت نیل به اهداف سیاسی خود برگزیده است و از جمله بدعت گذار عملیات انتحاری در خاور‌میانه به حساب می‌آید که در سالهای پس از آن الگویی برای جریان‌های خشونت ‌طلب در این منطقه شده است. از آنجا که مجاهدین امروزه تمرکز خود را بر فعالیت‌های سیاسی گذاشته اند، ذکر این نکته حائز اهمیت است که در میان مردم ایران و نیز جریان‌های سیاسی اپوزیسیون ایرانی در خارج از کشور، مجاهدین جایگاه سیاسی و پایگاهی مردمی نداشته و هرگز نخواهند داشت به علت سابقه و وطنفروشی های همیشگی سازمان مجاهدین

و اصولا حکومتی تحت رهبری مجاهدین را از آنچه اکنون موجود است ارتجاعیترو بسا بدتر می‌پندارند، لذا الگویی که مجاهدین برای آینده‌ی ایران در نظر دارند، نه خواست مردم ایران که توهمات ذهنی خانم رجوی است که اصولا منافع ملی در آن نقشی ندارد. مجاهدین برای اینکه خودشان را بعنوان اپوزیسیون تبعیدی و تنها راه حل سرنگون شدن دولت ایران را  نشان بدهند، سعی میکنند به هر قیمت شده اعضای غالبا ناراضی خود را به شیوه های مختلف و با سرکوب و فشار و نیز استفاده از شیوه های مغزشویی در درون تشکیلات خود نگه دارند.

سازمان مجاهدین سازمانی با ساختار فرقه ای و کیش شخصیت حول رهبری مسعود رجوی و جانشین او مریم رجوی است. اعضای مجاهدین در دهه های گذشته در پشت دیوارهای بلند و سیم های خاردار تحت کنترل سازمان و ارتش سرکوب گر حزب بعث عراق مغزشویی بوده و در دنیای خیالی خود زندگی می کرده اند و سازمان مجاهدین می ترسد که افراد از طریق تماس با “دنیای واقعی” و بخصوص خانواده های این اعضا واقعیت خود را مورد شک قرارداده و از واقعیتهای سازمان از طریق هم خونهای خودشان باخبر شده و ار این فرقه سکت و شکنجه گر جدا شوند.

این سازمان یک فرقه مذهبی ـ مافیایی با تمام تعاریف علمی یک فرقه است . اعضای فرقه مجاهدین حق انتخاب آزادانه مذهب و دین مورد دلخواه خویش را ندارند.تمامی اعضای این فرقه باید بی چون چرا تمام حرفهای دیکته شده فرمانده های خودشان را قبول کرده و با جان دل پذیرا باشند  هیچ دین و مذهبی در فرقه رجوی به رسمیت شناخته نمیشودجز آن چیزی را که مسعود رجوی میگوید. لازم به یادآوری میباشد که رهبری مجاهدین دارای تعریف خاص خویش از مذهب شیعه دوازده امامی مسلمان را داشته و تنها این برداشت مورد قبول فرقه میباشد. اعضای فرقه مجاهدین هیچ حق انتخاب و فعالیت آزادانه سیاسی ،اجتماعی و فرهنگی را ندارند. تا کنون در درون فرقه مجاهدین هیچ انتخابات درون حزبی آزادانه برگزار نگردیده است و فرقه دارای رهبری مادام العمری میباشد که تمام امور فرقه تحت هدایت و کنترل شخصی شدید وی میباشند .

در این شرایط با وجود اینکه این فرقه همه منتقدان خود را ترور شخصیت و برای آنها پرونده سازی می کند چرا که آنها افشاگران چهره واقعی این سازمان هستند ، اما ما همواره به افشاگری و آگاه کردن انسان های نوع ‌دوستی که فریب تبلیغات دروغین فرقه را می خورند پرداخته ایم .

واقعیت این است که پیوسته اعضای این فرقه به محض پیدا کردن فرصت مناسب و یا اندکی مجال ذهنی به خود می آیند و روزانه از آن جدا می شوند ، در چنین شرایطی انتظار ما از شما این است که در مواجهه با تلاشهای مسؤولان فرقه رجوی جهت ارتباط گیری با دولت و مقامات آلبانی هشیار تر عملکرده و تهدیداتی که ازجانب این فرقه می تواند متوجه کشور شما شود را دست کم نگیرید.

از طرف دیگر موضوع مهم دیگر ، سرنوشت اعضایی است که از این جریان جداشده اند و یا قصد جدایی دارند اما به دلیل نگرانی از دخالت های سران فرقه در روند اقامت و مانع فکنی بر روند کارهای قانونی در آلبانی تحت فشار های طاقت رسایی قرار دارند . در همین راستا نکته دیگری که در انتخاب آزادانه اعضا برای جدایی از این تشکیلات و اعتماد به نفس لازم جهت تشکیل یک زندگی مستقل به آنها کمک می کند ، ارتباط آنان با خانواده هایشان است که مجاهدین آنها را دشمن تشکیلات خود قلمداد می کنند و این به دلیل نقش خانواده ها در رهایی این افراد از بند اسارت این فرقه است ، انتظار ما جداشدگان از این فرقه و فعالین حقوق بشری که در ارتباط با رهایی اعضای مجاهدین فعالیت دارند ارائه تسهیلات و فراهم آوردن شرایطی است که خانواده های این افراد بتوانند به آلبانی سفر کرده و از نزدیک پیگیر وضعیت عزیزان خود باشند .

آقای ریئس جمهور من به عنوان شخصی که در درون این تشکیلات مورد شکنجه های روحی قرار گرفته ام از شما درخواست دارم که لطفاً با رویکرد دیگری به مسولان این فرقه بنگرید و از زاویه باز تری به این نفرات نگاه کنید چون من به شما قول میدهم که اگه شما از این بازی که سازمان شما را در آن قرار داده بیرون بیایید و از بیرون به این دشمن مردم آلبانی نگاه کنید حاضر نخواهید بود خودتان و مردم محترم آلبانی را حتی برای چند صدم لحظه دچار دردسر و در دام تروریسم مذهبی قرار دهید.

لزا به عنوان یک فرد که با دنبال حق و حقوق برباد رفته اعضای ناراضی این فرقه می باشم دستور دهید تا خانواده های این اعضا بتواند با اخذ ویزا از کشور با تمدن شما با فرزندان خود دیدار و گفتگو کنند،و یا بتواند از طریق شبکه های اینترنتی بچه های خودشان دیدار  و از سلامتی آنها آگاهی کسب کنند،شای خیلی زود دیر شود

شما به عنوان رئیس‌جمهور آلبانی و مسئول دولت، میتوانید با هماهنگی با کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل و حمایت از جداشدگان مجاهدین ،مانع از این فشارهای غیرانسانی شده به یاری اعضای ناراضی و بدون حامی این جریان بشتابید .

با احترام

ترجمه به زبان آلبانیایی،و ارسال به سفارت آلبانی،در پاریس

Një letër e hapur për Z. Iller Meta, President i Shqipërisë
Unë, Alireza Nasrollahi, si ish-anëtar i Organizatës Mojahedin Khalq, i cili u largua nga organizata shumë vite më parë dhe tani jeton në Paris, si një aktivist i të drejtave të njeriut dhe një anëtar i shkëputur dhe kritik i kësaj organizate, do të doja t’ju informoja: Mojahedin Khalq Që nga fillimi, ajo ka adoptuar politikën e luftës së armatosur si strategji dhe taktikë për të arritur qëllimet e saj politike dhe konsiderohet si një nga novatorët e operacioneve vetëvrasëse në Lindjen e Mesme, e cila në vitet në vijim u bë një model për lëvizjet e dhunshme në rajon. Ka qene. Meqenëse moxhahedinët janë përqendruar në aktivitete politike sot, është e rëndësishme të theksohet se midis popullit iranian si dhe rrymave politike opozitare iraniane jashtë vendit, mojahedinët nuk kanë dhe nuk do të kenë kurrë një pozicion politik dhe bazë popullore për shkak të historisë së tyre. Dhe patriotizmi i përhershëm i Organizatës Mojahedin

Dhe në parim, ata e konsiderojnë një qeveri të udhëhequr nga Mojahedin të jetë shumë më reaksionare sesa ajo që është tani, kështu që modeli që Mojahedin synon për të ardhmen e Iranit nuk është vullneti i popullit iranian, por iluzionet mendore të zonjës Rajavi në të cilat interesat kombëtare nuk kanë asnjë rol. Në mënyrë që të paraqiten si një opozitë e mërguar dhe zgjidhja e vetme për të përmbysur qeverinë iraniane, Mojahedinët përpiqen të ekspozojnë anëtarët e tyre shpesh të pakënaqur me kosto të ndryshme në mënyra të ndryshme, me shtypje dhe presion, si dhe përdorimin e metodave të larjes së trurit brenda organizatës. Mbaje veten.

Organizata Mojahedin është një organizatë me një strukturë sektare dhe një kult të personalitetit rreth udhëheqësit, Massoud Rajavi dhe pasardhësit të tij, Maryam Rajavi. Anëtarët e Mojahedinit janë larë me truri me dekada pas mureve të larta dhe telave me gjemba nën kontrollin e organizatës dhe ushtrisë Ba’atiste shtypëse në Irak, dhe Mojahedinët kanë frikë se njerëzit do të vijnë në kontakt me “botën reale”. Dhe posaçërisht familjet e këtyre anëtarëve kanë dyshuar në realitetin e tyre dhe janë bërë të vetëdijshëm për realitetin e organizatës përmes të afërmve të tyre të gjakut dhe janë ndarë nga ky sekt dhe sekt torturues.

Kjo organizatë është një sekt fetaro-mafioz me të gjitha përkufizimet shkencore të një sekti. Anëtarët e sektit Mojahedin nuk kanë të drejtë të zgjedhin lirisht fenë e zgjedhur prej tyre. Të gjithë anëtarët e këtij sekti duhet të pranojnë të gjitha fjalët e diktuara të komandantëve të tyre dhe t’i pranojnë ato me gjithë zemër. Asnjë fe nuk njihet në sektin Rajavi përveç Ajo që po thotë Massoud Rajavi. Duhet të theksohet se udhëheqja e Mojahedinve ka përkufizimin e vet të fesë Shiite të dymbëdhjetë Imamëve Myslimanë, dhe vetëm ky interpretim pranohet nga sekti. Anëtarët e Mojahedin nuk kanë të drejtë të zgjedhin lirisht, të merren me veprimtari politike, shoqërore ose kulturore. Deri më tani, asnjë zgjedhje e lirë brenda-partiake nuk janë mbajtur brenda sektit Mojahedin dhe sekti ka një udhëheqje të përjetshme nën të cilën të gjitha çështjet sektare janë nën drejtimin dhe kontrollin e tij të rreptë personal.

Në këtë situatë, përkundër faktit se ky sekt vret të gjithë kritikët e tij dhe bën raste për ta sepse ata janë eksponentët e fytyrës së vërtetë të kësaj organizate, por ne gjithmonë ekspozojmë dhe informojmë njerëzit me zemër të mirë që mashtrojnë propagandën e rreme të sektit. Ne kemi ngrënë.

Fakti është se anëtarët e këtij sekti vazhdimisht vijnë në vete sapo të gjejnë një mundësi të përshtatshme ose pak hapësirë ​​mendore dhe ta lënë atë çdo ditë, në rrethana të tilla, ne presim që ju të përballeni me përpjekjet e zyrtarëve të sektit Rajavi për të komunikuar Jini më vigjilentë me qeverinë dhe autoritetet shqiptare dhe mos nënvlerësoni kërcënimet që ky sekt mund të paraqesë në vendin tuaj.

Nga ana tjetër, një çështje tjetër e rëndësishme është fati i anëtarëve që kanë lënë partinë ose synojnë të largohen, por janë nën presion të fortë për shkak të shqetësimeve në lidhje me përfshirjen e udhëheqësve të kultit në procesin e qëndrimit dhe pengesave të procesit ligjor në Shqipëri. Në këtë drejtim, një pikë tjetër që i ndihmon ata në zgjedhjen e lirë të anëtarëve për tu ndarë nga kjo organizatë dhe besimin e nevojshëm për të formuar një jetë të pavarur, është marrëdhënia e tyre me familjet e tyre, të cilat Mojahedinët i konsiderojnë si armike të organizatës së tyre. Arsyeja për rolin e familjeve në çlirimin e këtyre njerëzve nga robëria e këtij sekti është se ne presim që ata që janë ndarë nga ky sekt dhe aktivistët e të drejtave të njeriut që punojnë në lidhje me lirimin e anëtarëve të Mojahedin të sigurojnë lehtësira dhe të sigurojnë kushte për familjet e tyre për të udhëtuar në Shqipëri. Dhe ndiqni nga afër situatën e të dashurve të tyre.

President, Si person që i është nënshtruar torturave psikologjike brenda kësaj organizate, ju kërkoj të shikoni zyrtarët e këtij sekti me një qasje tjetër dhe t’i shikoni këta njerëz nga një kënd më i hapur, sepse ju premtoj se Nëse dilni nga kjo lojë që ka vendosur organizata juaj dhe e shikoni këtë armik të popullit shqiptar nga jashtë, nuk do të jeni të gatshëm ta vini veten dhe popullin e nderuar shqiptar në telashe dhe të bllokuar në terrorizmin fetar, qoftë edhe për disa të qindtat e një momenti.
Leza, si një person që kërkon të drejtat dhe liritë e anëtarëve të pakënaqur të këtij sekti, urdhëroni që familjet e këtyre anëtarëve të jenë në gjendje të takohen dhe të bisedojnë me fëmijët e tyre duke marrë një vizë nga vendi me civilizimin tuaj, ose përmes rrjeteve Vizitoni fëmijët e tyre në internet dhe mësoni për shëndetin e tyre, mund të jetë vonë

Si President i Shqipërisë dhe në krye të qeverisë, ju mund, në koordinim me Komisionerin e Lartë të KB për Refugjatët dhe të mbështesni separatistët Mojahedin, të parandaloni këto presione çnjerëzore me ndihmën e anëtarëve të pakënaqur pa mbështetjen e tyre.

لینک به منبع

2- اعلام عزای عمومی در مقر مریم قجر عضدانلو، برای بازگشت برجام

علیرضا نصرالّهی،انجمن یاران ایران،بیست و سوّم،ژانویه،۲۰۲۱

همانطور که در این روزها در جریان کم و بیش اخبار جهان و بخصوص سوگند آقای جو بایدن به عنوان ۴۶ ریئس جمهور آمریکا هستیم اگر نخواهیم اغراق کرده باشیم بیش از ۹۰%  آمار کُل جهان از اینکه دونالدترامپ ۴۵ ریئس جمهور قبلی آمریکا نتوانست رأی بیاورد خوشحال و شادمان شدند.

خوشحالی و شادمانی آنها از از روی کینه و نه از روی دشمنی بود،بلکه از اینکه دنیا از شَر آدمی بسیار خطرناک و دیوانه امّا با قدرت آنهم به خاطر ریاست جمهوری آمریکا نه شخص خود دونالدترامپ آزاد شد.آمریکا در طول تاریخ تا بحال چنین ریئس جمهور غیر قابل پیشبنی به خودش ندیده بود،شب یک فرمان صادر می کرد،صبح آن را لغو می کرد و فرمان دیگری صادر می کرد.

آیا شما قبول دارید،قبل از دولت دونالد ترامپ،یعنی زمان آقای اوباما ۵+۱ و بیش از بیست کشور دیگر در شورای امنیت سازمان ملل برای رسیدن به توافق جامع در مورد برنامه هسته ای ایران جمع شده،و به نتیجه مطلوبی رسیده بودند،و بر اساس آن توافق قرار بود که نه ایران و نه هیچ کشور دیگری نقض برجام نکند،و طبق اساس نامه شورای امنیت و آژانس انرژی اتمی و با بازید از سایت های هسته ای ایران این توافقنامه نقض نشود.

آیا شما فکر می کنید تمام کسانی که در این اساس نامه شرکت داشته اند آدم های نادانی بوده اند؟
آیا شما فکر می کنید آمریکا و اروپا شرایط اقتصادی و امنیتی خودشان را در نظر نگرفته بودند؟
آیا این سیاستمدارها آدم های بیسوادی بودند؟
آیا این برجام فقط و فقط به نفع جمهوری اسلامی ایران بود؟
آیا آمریکا و اروپا از این توافق جامع فقط و فقط به امنیت آن فکر کرده بودنند؟
هرگز چنین نبوده و نخواهد بود،در این توافقنامه که از طرف شورای امنیت سازمان ملل تنظیم شده بود،۸۰% آن برای شرکت ها و بازرگانان آمریکایی و بخصوص اروپایی میلیادرها دلار در بر داشت،و تازه سازمان انرژی اتمی میتوانست در هر لحظه که اراده کند به سایت های اتمی ایران سر کشی کنند،و تازه این آغاز ماجرا بود و همانطور هم که در جریان بودید با سرعت خیلی زیاد بیش از ۵۰۰ شرکت اروپایی و آمریکایی برای سرمایه گذاری وارد ایران شدند،که البته این سرمایه گذاری ها دو طرفه بود و مردم و بازرگانان ایران هم میتوانستند از این شرایط ایده ال حداکثر استفاده را ببرند،آنهم فقط به خاطر اینکه هوش و استعداد ما ایرانی ها بیشتر از آدم های موجود در این کُره خاکی هست.

حالا شما نگاه کنید با آن همه کشمکش برای برجام و نشست های بسیار از این همه کشور و این همه زمان و انرژی دستاوردهای آن برای تمام جامع جهانی یک آدم مالیخوایی پیدا می شود به نام دونالدترامپ و همه ی این توافقنامه این سیاستمداران را زیر پا گذاشته و آنان را نادان و بی خرد می نامد،و فقط به خاط اینکه از قدیم و ایام نسبت به تاریخ کهن ایران و مردمان باهوش آن کینه به دل دارد از رسیدن به این قدرت که دیگر در تمام عمرش نخواهد به آن دسترسی پیدا کنند،تمام و کمال ضدیت ایرانیش را به نمایش می گذارد.

وگرنه سیاستمداران خود آمریکا در هیچ زمانی منافع ملّی آمریکا را برای خوش آمدن اروپایی ها خرج نمی کنند،مگر اینکه در آن کمال و تمام حقوق و مزایای کشور آمریکا تأمین شده باشد،حالا این روانی به همه ی این سناتورها و سیاستمداران آمریکا و اروپا به راحتی نگاه می کنند و میگویید شماها خیلی نفهم هستید،این توافقنامه ۱۰۰% منافع ما را تأمین نمی کند ما تمام منافع را میخواهیم هر چه باقی ماند برای اروپا

از ابتدا تا انتهای خروج از برجام شما شاهد این بودید اروپا نتوانست در مقابل بلهوس بازیهای دونالدترامپ ایستادگی کنند و به عبارتی خیلی کم آورد،وگرنه تمام قد باید در مقابل توافقی که خودشان با دولت قبلی آمریکا امضأ کرده بودنند،ایستادگی میکرد و اتفاقاً کاری میکرد تا دونالدترامپ کوتاه بیاید ولی متاسفانه اروپا ترسید و خودش را کنار کشید و فقط شعار داد که ایران شما از برجام خارج نشو،که چی تمام تحریم ها برگشت چه بسا بیشتر و مردم مهین منو تحت فشار بالای اقتصادی قرار داد.

این آدم چنان راسیسم هست که حتی داور و ناوگان هوایی کشور ایران را هم مورد هدف قرار داد،یعنی به آن مرحله از مریضی مالیخوایی خودش که جنون هست رسیده بود و با چشمان می دید که مردم ایران در بدترین شرایط بسر میبرند،حتی تا آنجا که خط فقربه ۱۰ میلیون رسیده بود،اینجا تا برایش آغاز برنامه هایش بود تا بتواند در دوره چهار ساله دوّم ریاست جمهوریش تیر خلاص را به مردم و دولت ایران بزند،البته باید گفت این آدم دیوانه تنها با ایران سر دشمنی را باز نکرد در یک خط با چندین کشور شروع به لگدپرانی کرد،و با آنهایی که با این کشورها سر ناسازگاری داشتند دوست صمیمی شد،که چی حامی داشته باشد و بتواند از آنها در مواقع لزوم کمک بگیرد.

البته باید خدمت شما عرض کنم این اشتباهات را خود سیاستمداران آمریکایی هم با چشم می دیدند ولی چون این مردک دیوانه با هیچ صراطی مستقیم نمی شد مجبور به تحمل این دوره چهار ساله بودنند،و در پایان پُر شدن سومین سال ریاست جمهوری دونالدترامپ،تصمیم به ازل او گرفتند و همانطور که شاهد انتخابات آمریکا بودید تمامی مردم دنیا به غیر از تعداد محدودی که از ناوگان خودش بودنند واقعا شکر به جای آوردنند،چون اگر چنین نمی شد من به شما قول می دادم جنگ جهانی سّوم را پیش رو داشتیم.

من در چند خط بالا خدمت شما عرض کردم که دونالد ترامپ هر کس که با دولت و مردم ایران دشمن بود او را دوست صمیمی خودش می کرد،و تازه شما نقش مخُرب سازمان مجاهدین را در دوره چهار سال ریاست جمهوری دونالدترامپ،خواهید دید چون سازمان ننگ ایران تنها کسانی بودنند که در دوره قبلی با تمام و کمال ورود کردنند تا دنیا با جمهوری اسلامی به یک توافق جامع نرسند ولی هر چه تلاش کرد نتوانست جلوی این سر فصل حیاتی را از مردم ایران بگیرد.

با روی کار آمدن دیوانه زنجیری،به نام ریئس جمهور آمریکا،سازمان نفاق رجوی جان تازه ای گرفت چون آدمی پیدا شد مثل خودشان زنجیری،و خائن و خیانتکار و جنایتکار،و پا گذاشتن بر روی هر اصول انسانی،سازمان ننگ ایران با دم تکان دادن به ال سعود و مخصوص اسرائیل دشمن درجه یک مردم ایران همانند سازمان مجاهدین،اینها دشمنان قسم خورده مردم و خاک ایران هستند.

از زمان ریاست جمهوری ترامپ و متوجه شدن دشنمان آب و خاک مهینم ایران،سازمان ننگ ایران فعالیت های خودش را از سر گرفت و با سرعت دو چندان شروع به جمع آوری اطلاعات در مورد کارها و پیشرفت های نظامی اقتصادی ایران کرد و با فروختن آنها به ال سعود و موساد همه ی این اطلاعات در اختیار دونالدترامپ قرار گرفت و اینها فهمیدن که در منطقه با کشوری باهوش بسیار بالای رو به رو هستند و داعشی که ساخته و پرداخته خودشان هست ایران با کمترین هزینه  و با سرداری همچون حاج قاسم سلیمانی تمام قد جلوی او ایستاده و او را نابود کرد.

این آلارم قرمز از طرف لشکر فاطمیون باعث شد تا ترس بر جان تمام کسانی که تمام قد پشتیبانی داعش را می کنند به فکر ترور سردار حاج قاسم سلیمانی بیفتند و همانطور که شاهد ماجرا بودید با فرمان دیوانه وار ترامپ باعث به شهادت رسیدن مرد بزرگ و میهن پرستی همچون او باشیم.

با به شهادت رسیدن سردار سلیمانی و بپاخیز شدن مردم شهید پرور ایران با آن جمعیت میلیونی تمام کسانی که پشت این داستان بودند شلوار خودشان را خیس کردنند،و چنان ترس بر دلشان جا کرد که از کرده خود پشیمان شدند ولی دیگه پشیمانی سودی ندارد.

مجاهدین تمام عزم خود را بر این گذاشتند که در تمام دنیا تا آنجا که میتواند پشت ترامپ دربیایند و تا در دوره دوّم ریاست جمهوری آمریکا باز هم این خُل دیوانه ریئس جمهور آمریکا گردد،ولی نمی دونستند که دیگه آون ممل رو لولو برد،نه تنها دنیا بلکه آمریکا هم از این وضعیت بهم ریختگی خسته شده است،برای همین هر چه رشته کرده بودنند پنبه شد.

الان درست برگشتیم به چهار سال قبل. امّا به این تفاوت که خیلی چیزها عوض شده و حتی مردم آلبانی هم متوجه تروریستی بودن این فرقه رجوی شده اند و دیگه مریم قجر عضدانلو چیزی برای ارائه کردن ندارد جز یک مشت دورغ و دونگ برای اعضای درونیش که آنهم دیگه برد ندارد چون تا آنجا اخبار از درون فرقه منتشر شده خیلی از اعضای آن در حال جداشدن می باشند و سازمان با وعده های هر سال خودش که امسال دیگه سال آخر هست آنان را از خروج باز می دارد. ولی با آمدن جو بایدن به عنوان ۴۶ ریئس جمهور آمریکا و باز بینی پرونده برجام و حتی بازگشت زود هنگام به برجام به شرط رعایت تمام بند آن از طرف ایران،آب پاکی را بر روی دست تمام کسانی که خواهان ذلیل کردن مردم ایران بودنند ریخت.

مجاهدین و عربستان و اسرائیل از آمدن جوبایدن،کَک در تونبان شان افتاده است،و مثل آدم های دیوانه دور خودشان میچرخند تا راحلی برای بیرون آمدن از این بحران کنند ولی دیگه تمام شد به قول معرف مثل ترامپ شماها هم بای بای و پَر پَر

حالا بشینید در آلبانی و یا آفریقا و یا اگه راهتان دادند اسرائیلی ها بروید ور دست اربابانتان تا بقیه عمر را به توالت شویی اجنبي مشغول باشید،چون اگه دست مردم ایران به شماها برسد میدانم تیکه بزرگتان گوشتان هست پس تا میتوانید از ایران و ایرانی فاصله بگیرید

به امید روزی که فقط خودت بمانی و آن چند نفر مزدور که دست شان به خون این مردم آلوده هست.

لینک به منبع

*** 

همچنین: