مریم رجوی در آلبانی

مریم رجوی در آلبانی

مریم رجوی در آلبانیمحمد حسین سبحانی، ایران قلم، سیزدهم اکتبر 2019:… این آقای رئیس هم باید مطمئن باشد که صد در صد رد پای  ” سیاست تزریق پول ” توسط سازمان مجاهدین در ایجاد شکاف و. اختلاف بین  احزاب آلبانی هویدا خواهد شد و مدارک آن بیرون می آید و گرنه چه دلیل منطقی می تواند وجود داشته باشد  که رییس جمهور آلبانی به این شکل در زندان اشرف 3 حاضر شود و به یاد بیاورد که طرح ده ماده ای مریم رجوی را دیده و تحت تاثیر قرار گرفته است. باید گفت کدام طرح؟! فرقه ای که در سرتاپایش را استبداد فرا گرفته   و استثمار مضاعف در آن موج می زند  از ” طرح ده ماده ای خانم مریم رجوی |” حرف می زند؟! مریم رجوی در آلبانی 

مریم رجوی در آلبانیآینده مجاهدین خلق آلبانی پس از اخراج جان بولتون از کاخ سفید

مریم رجوی در آلبانی

محمد حسین سبحانی:

ـ نگاهی به ملاقات مریم رجوی و رئیس جمهور آلبانی

ـ تنفس مصنوعی به اعضای مجاهدین بعد از اخراج “سر جنگ طلبی” از کاخ سفید

ـ با حذف ” سر جنگ طلبی ” در کاخ سفید ، تئوری رجوی ” جنگ یا صلح با فاشیزم مذهبی ایران ” به بن بست کامل رسید

برگرفته از گفت و گوی جواد فیروزمند با محمدحسین سبحانی

مطلب زیر توسط ایران قلم ویرایش و از گفتار به نوشتار تبدیل شده است

با تشکر از آقای جواد فیروزمند و انجمن آریا ایران

ایران قلم  ـ  09.10.2019

جواد فیروزمند: آقای سبحانی به آلبانی اشاره کردید، هم زمان با اخراج جان بولتون از کاخ سفید یک اتفاق دیگر هم در آلبانی روی می دهد و رییس جمهور آلبانی به زندان اشرف 3 و به دیدار مریم رجوی می رود. در این رابطه نظر شما چیست و این ماجرا چه ارتباطی با اخراج جان بولتون از کاخ سفید و یا تحولات ممکن به نفع سازمان مجاهدین در آینده دارد؟ آیا فکر نمی کنید حضور رییس جمهور آلبانی در کنار مریم رجوی به شخصیت و پرستیژ این فرد به عنوان رییس جمهور یک کشور اروپای شرقی لطمه وارد می کند؟ و یا نه جایگاه او را از نظر سیاسی و یا اجتماعی بالا می برد؟ وزنه ای که در مقابل چنین اتفاقی قابل سنجش است چه سودی برای سازمان مجاهدین خلق دارد در شرایطی که جان بولتون از کاخ سفید اخراج شده است؟

محمد حسین سبحانی: باید واقعا اظهار تاسف کرد برای یک مقامی که مشخصا به خاطر پول و سایر کمک هایی که به طور مستقیم و یا غیر مستقیم دریافت کرده و خواهد کرد وارد این برنامه می شود که سازمان مجاهدین خلق در زندان اشرف 3 برنامه ریزی کرده است. هرچند رییس جمهور در آلبانی مقامی تشریفاتی است ولی جایگاهی کاملا مشخص در ساختار دولتی و اداری آلبانی دارد و هم زمانی این موضوع با مساله اخراج جان بولتون از کاخ سفید قبل از هر چیزی برای نیروهای اسیر در زندان اشرف 3 مصرف داخلی دارد و  از سوی دیگر نشان می دهد سازمان مجاهدین دست از این خط  آویزان شدن به بیگانگان و قدرت های خارجی و عرضه کردن خود به عنوان مزدور دست برنمی دارد. این خط وابستگی و آویزان شدن به قدرت های خارجی که اسم آن را درست کردن لابی می گذارد، ولی برای همه روشن است که این حرکات چه معنا و مفهومی دارد. لازم است به نکته ای هم اشاره کنم، من فیلم دیدار رییس جمهوری آلبانی از زندان اشرف 3 و برنامه هایی که مریم رجوی و سازمان مجاهدین برای آن برنامه ریزی کرده بودند را دیدم. بسیار خوب و ماهرانه این کار برنامه ریزی ، طراحی و اجرا شده بود و به لحاظ تبلیغاتی و نظم در ملاقات یکی دو ساعته این حضور بسیار خوب گنجانده شده بود ولی این شکل ظاهری موضوع است . در این زمینه و در شکل ، سازمان مجاهدین بسیار بسیار مسلط و بسیار بسیار ماهرتر از یک دولت است. برنامه ریزی ورود و صحنه سازی ها و فرش سرخی  که پهن کرده اند و آدم هایی که در دو طرف چیده اند و گل های سرخی که به دست این آقا نفر به نفر می دهند می دهند و این مقام آلبانیایی همینطور در حال گل گرفتن است و  نمی داند چه کند و به این ترتیب فرد را از درون تحت تاثیری روانی قرار می دهند ، هر چند که این ملاقات یک پروژه تعریف شده و هماهنگ شده از قبل توسط سرویس های اطلاعاتی ، بویژه سرویس موساد برای کمک رسانی به سازمان مجاهدین بوده است، ولی این هنر را فرقه مجاهدین دارد که با چنین تبلیغات و ترفند های روانی فرد را تحت تاثیر قرار بدهد و قرار هم می دهد. او را به شدت تشویق می کنند، آدم هایی که مدعی هستند 40  تا 50 سال مبارزه می کنند، از  عباس داوری و احمد واقف گرفته تا بقیه تا کمر دولا می شوند. خانم هایی که اجازه ندارند با مردان صحبت کنند ، لبخند زنان او را تحویل مریم رجوی می دهند و  به اصطلاح به کریدور به اصطلاح ” شهدا ” می برند. اینها نشان یک مهارت در ظاهر و فرم است ولی  در محتوا نه و باید پذیرفت که سازمان مجاهدین در شکل و اجرا و برنامه ریزی سرآمد است و برنامه هایی که او تهیه می کند با برنامه هایی که یک تلوزیون سراسری و دولتها تهیه می کنند قابل مقایسه است. ولی در محتوا  چی؟

هشدار عضو جداشده مجاهدین به مقامات آلبانی

محتوی همچنان در راستای همان موضوع است که بتوانند از بیگانگان برای پیشبرد ” خط جنگ ” استفاده کنند. بنابراین موضوع کاملا روشن  است ، چرا که رییس جمهور تشریفاتی آلبانی و موقعیت این کشور در شرق اروپا در دنیای سیاست در مقایسه با حکومت صدام حسین و عراق که رقمی نیست وقتی سازمان مجاهدین لب مرز ایران بود و پیش صدام حسین می رفتند و دست می دادند و صحبت می کردند و پول و پست و ارتش و سلاح و تانک و همه چیز را از صدام حسین گرفتند ، اما به جایی نرسیدند حال از آلبانی چه بر می اید و فرضا این مقام آلبانیایی کجای این معادله می تواند باشد؟!  بنابراین می توان گفت ملاقات مریم رجوی با رئیس جمهور آلبانی چیزی جز  دادن تنفس مصنوعی به نیروهای اسیر در زندان اشرف 3  نیست.این آقا نیز جز آنکه خود را خراب کرده است کار دیگری نکرده است.

این مقام آلبانیایی باید بداند سازمان مجاهدین بعد از سرنگونی صدام حسین با دخالت و وارد کردن پول در منازعات قبیله ها و طایفه های مختلف سیاستهای عراق و دخالت در کار احزاب و جناح های مختلف عراق و استفاده از شکاف های شیعه و سنی و… دولت های مختلف عراق را به بحران های مختلفی کشاند. همین حالا هم می شود رد پای سازمان مجاهدین و بقایای صدام حسین را در منحرف کردن اعتراض های مردم عراق را روز های اخیر مشاهده کرد. . این آقای رئیس هم باید مطمئن باشد که صد در صد رد پای  ” سیاست تزریق پول “ توسط سازمان مجاهدین در ایجاد شکاف و. اختلاف بین  احزاب آلبانی هویدا خواهد شد و مدارک آن بیرون می آید و گرنه چه دلیل منطقی می تواند وجود داشته باشد  که رییس جمهور آلبانی به این شکل در زندان اشرف 3 حاضر شود و به یاد بیاورد که طرح ده ماده ای مریم رجوی را دیده و تحت تاثیر قرار گرفته است.

باید گفت کدام طرح ؟! فرقه ای که در سرتاپایش را استبداد فرا گرفته   و استثمار مضاعف در آن موج می زند  از ” طرح ده ماده ای خانم مریم رجوی |” حرف می زند؟! اگر یکی از آن خانم ها که پشت سر این آقا نشسته بودند، جرئت داشت روسری خودش را بردارد؟! و یا اگر توانسته اند یک نفر را بدون روسری درون خود جا بدهند؟! شما به انگشتان این خانم ها و آقایان مجاهد نگاه کنید ! تمام آن آقایان و خانم ها حلقه های خود را درآورده و طلاق داده اند و از نظر رجوی رابطه جنسی زن با شوهر و شوهر با زن حرام است. البته نه برای خود او. پس این مقام آلبانیایی از کدام طرح ده ماده ای برای دمکراسی و آزادی و حقوق بشر حرف می زند؟! فرقه ای که این دیدگاه را دارد و قبل از رسیدن به قدرت اینطور سرکوب می کند و اینچنین ترور شخصیت دارد و منتقدین خود را بدنام جلوه می دهد در آینده فرضی چه کار خواهد کرد؟!

بحران کمپ اشرف آلبانی و رویاهای بر باد رفته

همین گفتگویی که در هفته های گذشته داشتیم را ببینید . ربات های اینترنتی فرقه رجوی در فضای مجازی حمله می کنند و دشنام می دهند و فحاشی می کنند. اگر انتقادی دارند نقد کنند و حرف بزنند. اگر حرف من اشتباه است بگویند اینجا اشتباه است. آنها ترور شخصیت می کنند و اگر لازم باشد ترور فیزیکی نیز می کنند . مگر مسعود رجوی در یازده آبان 1393 نگفت که باید کسانی را که بر علیه ما در 2003 در دادگاه فرانسه شهادت دادند به قتل رساند؟! حالا این آدم می گوید من تحت تاثیر طرح ده ماده ای مریم رجوی قرار گرفته ام اما ! نکته اساسی این است  که  قصد فرقه مجاهدین و مریم رجوی این است که بعد از اخراج جان بولتون از کاخ سفید به نیرو های اسیر در زندان اشرف 3 در آلبانی تنفس مصنوعی بدهد و بگوید که  که خط ما خط جنگ و وابستگی به قدرت خارجی و مزدوری برای آنها به طور کماکان ادامه پیدا خواهد کرد.

جواد فیروزمند:  این ها ظواهر امر است و سازمان مجاهدین تلاش می کند با حضور برخی شخصیتها از جمله رییس جمهور آلبانی در اشرف 3 به افراد بازمانده در زندان اشرف 3 روحیه بدهد اما خارج از این مساله و حتی توضیح شما مجاهدین در این رابطه پول خرج می کنند و افشاگری های بنی المللی در این رابطه زیاد بوده است. و بسیاری از افراد و شخصیت های اروپایی و آمریکایی زیر کنکاش قوانین حقوقی آن کشور و خبرنگاران بین المللی اعتراف کرده اند که از سازمان مجاهدین خلق برای شرکت در این جلسات پول می گیرند. جدای از همه این مسائل این نوع عملکرد تا الان در پروسه اخراج اجباری از عراق به اروپا و آلبانی چه تاثیری در ارتباط با اهداف کجاهدین در بین مردم ایران می تواند داشته باشد به عبارتی این اعمال چقدر می تواند مجاهدین را به پیروزی هایی که در همه جا تبلیغ می کنند برساند و چه ارتباطی بین پیروزی مجاهدین در رابطه با حکومت دارد و چه ارتباطی با جایگاه مردمی آنها دارد؟ آمدن رییس جمهور آلبانی به اشرف 3 چه چیزی را در دیدگاه مردم ایران نسبت به سازمان مجاهدین و این پروسه خشونت بار آنها تغییر خواهد داد؟

محمد حسین سبحانی:   به نظر من دیدگاه مردم و میزان تنفر جامعه از سازمان مجاهدین تغییری نخواهد کرد و حتی افزایش هم پیدا خواهد کرد. مردم ایران باید چه چیزی را بفهمند وتحت تاثیر چه چیزی قرار بگیرند؟! شاید کارگری که اعتصاب می کند و حقوق خود را طلب خواهد کرد  با او همدردی کنند ولی باید تحت تاثیر کجای سازمان مجاهدین و عملکرد آن قرار بگیرد؟ این سازمان یک لکه ننگی است که حتی بقیه افرادی که در اپوزیسیون هستند می خواهند فاصله خودشان را با آنها در هر وضعیتی نشان بدهند. به همین دلیل به آنها می گوید ” آلترناتیو های قلابی “ که مدعی است وزارت اطلاعات ایران آنها را ساخته است. این یعنی هر کسی جز مجاهدین در آپوزیسیون ایران است ترور شخصیتی می کند.

از سوی دیگر تاثیر تنفر اجتماعی از سازمان مجاهدین در ایران و همینطور مخالفین حکومت ایران با سازمان مجاهدین ، به نظر من می تواند به عنوان یک احتمال نزدیک به واقعیت برای برکناری جان بولتون مورد بررسی قرار داد . جان بولتون در افکار عمومی ایرانیان به درستی  برچسب همکاری و نزدیکی به سازمان مجاهدین و این فرقه را خورده بود و ادامه حضور جان بولتون در کاخ سفید  برای پیشبرد خط ترامپ برای ادامه کار با ایران مناسب نبود. چون اسم جان بولتون با سازمان مجاهدین گره خورده بود و خودش عنوان کرده که برای شرکت در جلسات این سازمان پول می گرفته است. تنفر اجتماعی از سازمان مجاهدین در جامعه ایران چیزی نیست که قابل دیدن نباشد. می توان به عنوان یک احتمال در نظر گرفت که تاریخ مصرف جان بولتون برای ترامپ تمام شد و نمی توانست در ارتباط با جامعه ایرانی و مدیای ایرانی مفید و موثر باشد بنابر این سازمان مجاهدین و کارهای این سازمان موضوعی است که مردم ایران از آن حتی تمایل ندارد که مطلع شوند. اوج استراتژی آویزان شدن به بیگانه رسیدن و  نزدیک شدن به تئوری رجوی ” جنگ یا صلح با فاشیزم مذهبی ایران ” ” ورود جان بولتون به کاخ سفید بود. وقتی سر جنگ طلبی از کاخ سفید اخراج می شود تمام خط و خطوطی که سازمان مجاهدین روی آن سرمایه گذاری کرده بود، فرو می ریزد و این تاثیرات بسیار مهم درون تشکیلاتی دارد که موجب ریزش نیرو در این فرقه خو.اهد شد و اتفاقا به همین دلیل و برای دادن تنفس مصنوعی به اعضا این ملاقات نمایشی و فرمایشی از سوی اسرائیل بین این مقام آلبانیایی و مریم رجوی صورت گرفته است.

سیاست رجوی و مریم عضدانلو درحال فروپاشی ست

اما رییس جمهور تشریفاتی در آلبانی کجا؟ جان بولتون در کاخ سفید کجا؟  پس می توان گفت تنها مصرف این دیدار دادن تنفس مصنوعی به نیروهای اسیر و قربانی در زندان اشرف 3 در آلبانی بود. که کفی بزنند و سرودی بخوانند و از فضای شوک اخراج جان بولتون از کاخ سفید خارج شوند. به نظر من مریم رجوی برای کنترل نیروی داخلی خود در زندان اشرف 3 این حربه موثر را به کار برده است و به نظر من به میزانی هم در پیشبرد کنترل نیرو در سازمان مجاهدین موثر است ، هر کسی که می گوید غیر از این است به نظر من شناخت دقیق و کافی از مناسبات این فرقه ندارد،  خودش درون این سازمان نبوده است تا به عینه ببیند.  آدمهایی که درون سازمان بودند می دانند که وقتی به صورت ذهنی و فیزیکی درون چهار دیواری اسیر هستی این مسائل روی تو تاثیر می گذارد و در میانه شک و تردید همچنان نگاه می دارد و به فرد روحیه می دهد و تنفسی مصنوعی برای مدتی نفس کشیدن است ولی در رابطه با خارج از سازمان مجاهدین اساسا هیچ تاثیری ندارد. شاید برای سرویس های اطلاعاتی عربستان سعودی و موصاد و سایر جنگ طلبان وزنی برای گران فروشی خود ایجاد کند. ولی برای مردم ایران تاثیری نخواهد داشت.

مریم رجوی در آلبانی

لینک به منبع

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/مسعود-رجوی-کیست-؟-زنده-یا-مرده،-کجاست-؟/

مسعود رجوی کیست ؟ زنده یا مرده، کجاست ؟

مسعود رجوی کیستمحمد حسین سبحانی، ایران قلم، بیست و دوم سپتامبر 2019:… مسئولیت من و ما نیست که بگوییم مسعود رجوی زنده است یا مرده یا کجاست ؟ این مسئولیت  سازمان مجاهدین و مریم عضدانلو است که باید بگوید که آیا مسعود رجوی زنده یا مُرده است و توضیح دهد که به چه دلیل تقریبا از سال 1382 خورشیدی برابر با ابتدای 2003 میلادی از مسعود رجوی عکس و فیلم جدیدی منتشر نشده است؟ هر چند که صدای وی تا آبان 93 وجود داشته است؟ بنابراین وقتی که مریم رجوی است از «رهبری مقاومت» صحبت می کند باید بگوید که آیا این رهبری اکنون زنده است یا مرده؟! مگر ” رهبر مقاومت”  نیست؟ مسعود رجوی کیست ؟ زنده یا مرده، کجاست ؟ 

مسعود رجوی کجاست ؟ زنده است؟ یا مرده؟

مسعود رجوی کجاست ؟ زنده است؟ یا مرده؟

مسعود رجوی کیست ؟ زنده یا مرده، کجاست ؟

محمد حسین سبحانی : مسعود رجوی کیست ؟ او  زنده است ؟ یا مرده ؟ مسعود رجوی کجاست؟

ـ چرا مریم رجوی و سازمان مجاهدین خلق در این مورد سکوت کرده اند؟

ـ واکنش مسعود رجوی در سرفصل های تاریخی که جان وی تهدید می شده ، چگونه بوده است؟

 انگیزه  ساواک در تخفیف مجازات و  تبدیل حکم اعدام به حبس ابد برای مسعود رجوی چه بوده است؟

برگرفته از گفت و گوی جواد فیروزمند با محمدحسین سبحانی

مطلب زیر توسط ایران قلم ویرایش و از گفتار به نوشتار تبدیل شده است

با تشکر از آقای جواد فیروزمند و انجمن آریا ایران

ایران قلم  ـ  21.09.2019

جواد فیروزمند : مسعود رجوی کجاست؟ زنده است یا مُرده؟ اخبار و اطلاعات گوناگونی طی دو سال اخیر در فضای مجازی،اینترنت و وب سایت ها در این زمینه منتشر شده و تحلیلگران و ناظران سیاسی گفت و گوهای متفاوتی با جدا شده ها و افراد و شخصیت های برجسته بین المللی صورت گرفته و درباره زنده یا مُرده بودن مسعود رجوی نقطه نظرات متفاوتی بیان شده است.

دو سال پیش تُرکی الفیصل؛ شاهزاده سعودی در جلسه ویلپنت مریم رجوی اعلام کرد که مسعود رجوی دیگر در قید حیات نیست و قفدان وی را به مریم رجوی تسلیت گفت. اما پس از آن مجاهدین و نماینده های آنها این گفته تُرکی الفیصل را سوتفاهم دانستند  و در خلال سال های گذشته اقدام به انتشار چندین پیام در ارتباط با مسعود رجوی یا به نام او در سایت های متفاوت سازمان مجاهدین خلق کرده اند. آقای سبحانی در این مورد نظر شما چیست؟ آیا از نظر شما مسعود رجوی مُرده است؟ همچنان زنده است؟ اگر زنده است کجاست؟ تحلیل شما از این موضوع چیست؟

محمد حسین سبحانی : مساله سرنوشت مسعود رجوی موضوعی است که همچنان روی میز است و همواره بحث های مختلفی در خصوص زنده یا مُرده بودن وی و محل احتمالی زندگی وی در صورت حیات مطرح می شود. در این باره تلاش می کنم هم به این بحث بپردازیم و هم این که بررسی کنیم که اساسا مسعود رجوی کیست؟ یعنی چه کسی بوده و چه کرده است؟

نکته اول : بنابراین اگر ما از دریچه پاسخگویی به این سوالات و  اینکه مسعود رجوی کیست و با شناخت دقیق تر از ویژگی‌های او و واکنش های مسعود رجوی در سرفصل های مهم تاریخی فعالیت سازمان مجاهدین که همراه با بحران و تهدید فیزیکی برای او بوده است ، می توانیم بر اساس آن ارزیابی خودمان را بگوییم که آیا اکنون مسعود رجوی می تواند زنده یا این که مُرده باشد؟ هر چند که لازم به یادآوری مجدد است که ما مسئولیتی در این مورد نداریم، به دلیل این که اطلاعاتی نداریم.این وظیفه و مسئولیت خانم مریم قجرعضدانلوست که توضیح بدهد که مسعود رجوی زنده یا مُرده است؟ ولی اگر سازمان مجاهدین و مریم رجوی در این مورد سکوت کرده اند، ما باید تلاش کنیم که با طرح مداوم آن، این موضوع را زنده نگهداریم که آیا مسعود رجوی زنده است  یا مرده و چرا سازمان مجاهدین در قبال این موضوع بسیار مهم سکوت کرده است؟

همان طور که گفتید تُرکی الفیصل دو بار در جلسه خیمه شب بازی سالیانه سازمان مجاهدین در ویلپنت پاریس رجوی را با قید “مرحوم مسعود رجوی” یاد کرد. یک بار هم نه، دو بار! یعنی این مساله حالت تاکید داشت و اشتباه نشده بود که بتوانیم این را یک اشتباه از جانب تُرکی الفیصل تلقی کنیم. ضمن این که وی یک عنصر امنیتی و رئیس سرویس اطلاعات عربستان سعودی است، بنابراین نمی توان گفت که این حرکت یک اشتباه از جانب او بوده است.اتفاقا دو بار تکرار این موضوع از جانب او مساله مهمی است. بنابراین براساس گفتگوها  یا نوشته های قبلی ام  همانطور که اشاره کرده ام مسئولیت من و ما نیست که بگوییم مسعود رجوی زنده است یا مرده یا کجاست ؟ این مسئولیت  سازمان مجاهدین و مریم عضدانلو است که باید بگوید که آیا مسعود رجوی زنده یا مُرده است و توضیح دهد که به چه دلیل تقریبا از سال 1382 خورشیدی برابر با ابتدای 2003 میلادی از مسعود رجوی عکس و فیلم جدیدی منتشر نشده است؟ هر چند که صدای وی تا آبان 93 وجود داشته است؟ بنابراین وقتی که مریم رجوی است از «رهبری مقاومت» صحبت می کند باید بگوید که آیا این رهبری اکنون زنده است یا مرده؟! مگر ” رهبر مقاومت”  نیست؟

نکته دوم:  این است که وقتی از مسعود رجوی صحبت می شود برخی می گویند یا می نویسند که ” مُرده یا زنده مسعود رجوی چه فرقی می کند؟!” اساسا این بحث چه فایده ای دارد؟ حالا می خواهد زنده باشد یا مرده باشد. رجوی چه ارزشی دارد که در مورد او بحث شود؟ و …

شاید از نظر محتوایی این بحث درست باشد؛ چراکه به لحاظ سیاسی وقتی فردی دچار خطاهای فاحش می شود و این خطاها را مرتب تکرار می کند تا جایی که به خیانت تبدیل می شود، می توان گفت چنین فردی به لحاظ سیاسی مرده است! اما در دنیای واقعی باز هم می توان گفت که مسعود رجوی اهمیت دارد و به همین دلیل است که دیگران درباره بود و نبود وی اظهار نظر می کنند. البته این اهمیت به معنی دادن یک وجه مثبت به او نیست؛ بلکه اهمیت آن به دلیل تاثیرات منفی سیاسی اثرگذار در فضای جامعه و زندگی بخشی از انسان ها  است. بنابراین پرداختن به این مساله ضروری است، اما پاسخ اصلی و نهایی را باید سازمان مجاهدین و شخص مریم قجرعضدانلو بدهد..!

بنابراین من بحث را اینگونه می خواهم پیش ببرم که بررسی کنیم که “مسعود رجوی کیست؟” چنانچه به درستی به این سوال پاسخ بگوییم این پاسخ و  شناخت ویژگیهای شخصیتی او به ما کمک می کند که ارزیابی داشته باشیم که  رجوی می تواند مُرده یا زنده باشد و اگر زنده است، اکنون کجاست؟

واکنش مسعود رجوی در سرفصل های تاریخی که جان وی تهدید می شده ، چگونه بوده است

بگذارید از ابتدای ورود رجوی به سازمان مجاهدین به بررسی ابعاد شخصیتی او بپردازیم؛ بنا بر تعریف و بیوگرافی نوشته شده توسط  مسعود رجوی و سازمان مجاهدین ، او توسط حسین روحانی؛ از اعضای اولیه سازمان مجاهدین عضو گیری شد که بعدها همین حسین روحانی بعد از اعلام موجودیت بخش مارکسیستی سازمان مجاهدین به رهبری تقی شهرام که با قتل های درون گروهی همراه بود ، بعد از انقلاب 22 بهمن 1357 سازمان پیکار را تاسیس کردند. بنابراین رجوی توسط حسین روحانی عضوگیری شد و با سازمان کار خود را ادامه داد. وی تا سال 50 لیسانس خود را اخذ کرد که همین اقدام او نیز بر اساس خاطرات افرادی که در آن زمان در سازمان مجاهدین عضو بودند، انتقاداتی را از سوی رهبری وقت سازمان در پی داشته است، چرا که سازمان در آستانه ورود به عملیاتهای نظامی علیه رژیم شاه بوده است و اقدام او برای شرکت در امتحانات دانشگاه با وجود بحث های امنیتی  انتقاداتی در مورد او مطرح بوده است.

تاکید می کنم که ما به دنبال بیان تمام تاریخچه زندگی و عملکرد مسعود رجوی نیستیم، بلکه می خواهیم بفهمیم که او چه ویژگی هایی دارد تا درباره او به شناخت برسیم و بتوانیم شرایط حال حاضر او را بفهمیم. مسعود رجوی از همان ابتدای ورود به سازمان مجاهدین نشان داد که بسیار باهوش، هژمونی طلب، علاقه مند به قدرت و دارای توان و انگیزه رهبری است. در خاطراتی که از آقای میثمی و چند تن دیگر از اعضای سازمان خواندم وقتی سازمان مجاهدین تعدادی را به فلسطین فرستاده بود تا آموزش نظامی ببینند، مسعود رجوی توانایی برقراری ارتباط تشکیلاتی راحت و منظم با علی اصغر بدیع زادگان، مسئول آن اکیپ و یکی از بنیانگذاران سازمان نداشته است که این از زیاده خواهی و قدرت طلبی او ناشی می شده است و این را الان هم بهتر می توان فهمید که چون بدیع زادگان نفر چهارم بعد از محمد حنیف نژاد، سعید محسن و عبدالرضا نیک بین بوده است و بعد از کناره گیری عبدالرضا نیک بین، (که الان موضوع بحث ما نیست) بدیع زادگان جای او نشسته است و شاید مسعود رجوی می خواسته است با ناسازگاری غیر عمدی با بدیع زادگان بگوید من هم چیزی از او کمتر ندارم.

پس از دستگیری اعضای اولیه سازمان اتفاقی ناخوشایند می افتد و آن اتفاق این است که تمام اعضای کمیته مرکزی سازمان به جز مسعود رجوی اعدام می شوند و او زنده می ماند. بر اساس نشانه ها و اطلاعات مطرح شده از سوی افراد و گروههای مختلف، مسعود رجوی به دلیل همکاری با ساواک زنده مانده است. البته بنده خودم این نظر را ندارم که مسعود رجوی به دلیل همکاری با ساواک و لو دادن «حنیف نژاد» از اعدام برخلاف بقیه نجات پیدا کرده باشد.

براساس روایت سازمان مجاهدین و خود مسعود رجوی به دلیل فعالیت هایی که در آن زمان برادر او یعنی «کاظم رجوی» در سوئیس داشته و ملاقات با دبیرکل وقت سازمان ملل آقای کورت والدهایم و تماس تلفنی او با شاه در نهایت منجر به تبدیل حکم اعدام مسعود رجوی به حبس ابد می شود. اینکه انگیزه  ساواک در این مورد و تبدیل حکم اعدام مسعود رجوی چه بوده است ، پرسش مهمی می باشد که به آن می پردازیم. اما در این پروسه ؛ مسعود رجوی با گریز از اعدام و اعدام سایرین مزه زنده ماندن را می چشد و تفاوت آن را با مرگ خوب حس می کند و این را نیز متوجه می شود که زنده ماندن او ناشی از دخالت یک عنصر سوم خارجی بوده است.

جواد فیروزمند : شما علت زنده ماندن مسعود رجوی را برادرش که به عنوان دیپلمات و قبل از آن نیز به عنوان دانشجو در سوئیس بوده است، بیان کردید. این در حالی است که در آخرین کتابی که از «پرویز ثابتی» منتشر شده است و در فضای مجازی و برخی رادیو و تلویزیون ها نیز سر و صدای زیادی به راه انداخت، ثابتی که خود در آن زمان رئیس سازمان اطلاعات و امنیت بوده و مسعود رجوی یکی از زندانیان او بوده است صریحا گفته که مسعود رجوی به دلیل همکاری با ساواک اعدام نشده است ..! کار سازمان اطلاعات و امنیت این بود که جاسوس خریداری می کرد و یا با نخبگان در خارج از کشور ارتباط برقرار می کرد و آنان را به همکاری دعوت می کرد. پرویز ثابتی در این کتاب می گوید که من شخصا کاظم رجوی را یارگیری کردم تا با ما همکاری کند. البته تمرکز من بر روی درست یا نادرست بودن این مساله نیست و تنها می خواهم این مساله در بحث شما گنجانده شود.

محمد حسین سبحانی: اتفاقا من نیز آن کتاب را خوانده ام؛ در این که کاظم رجوی در آن زمان به عنوان خبرچین و منبع برای ساواک کار می کرده است، شکی نداریم. اصلا کاظم رجوی به دلیل موقعیتی که داشته با ساواک همکاری می کرده است و این مساله به واقعیت نیز بسیار نزدیک است. ( در تایید این موضوع و منبع بودن کاظم رجوی برای ساواک، در خاطرات آقای لطف الله میثمی از اعضای اولیه مجاهدین خلق به این موضوع اشاره می شود که : ”  دکتر علی شریعتی از ارتباط کاظم رجوی با ساواک اطلاع داشت و این امر عامل نفرت مسعود رجوی از شریعتی شده بود ” )

بنابراین این نشان می دهد که کاظم رجوی دارای نفوذ نیز بوده است و وقتی پرویز ثابتی نیز او را ملاقات کرده ( در سال 1347 و مقرر کردن 1000 فرانک سوئیس برای او ) به دنبال باز شدن روزه همکاری بیشتر با او بوده است.  اما اما بعد از دستگیری مسعود رجوی در شهریور 1350  ، کاظم رجوی برای نجات برادرش از پرویز ثابتی و ساواک درخواست تخفیف حکم او را داشته است  و ساواک و پرویز ثابتی با انگیزه استفاده از مسعود رجوی در آینده نامه ای به شاه نوشته می شود که حکم مسعود رجوی از اعدام به ابد تبدیل می شود البته ناگفته نماند که براساس اسناد کاظم رجوی به موازات درخواست خودش از ساواک نزد مقامات سیاسی و بین المللی هم برای نجات برادر وساطت می کرده است . اما انگیزه ساواک برای اعدام نکردن مسعود رجوی با نگاه باز شدن روزنه ای برای آینده همراه بوده است بنابراین این روزنه بعد از زنده ماندن مسعود رجوی باز شده است. اما ارزیابی منصفانه تاریخ به ما می گوید که این صحبت که مسعود رجوی  به دلیل لو دادن دیگران ، حنیف نژاد و غیره ، و همکاری با ساواک زنده مانده است نیز درست نیست. در بررسی دفاعیاتی که مسعود رجوی در دادگاه رژیم شاه داشته است می توان فهمید که این دفاعیه نسبت به سایر زندانیان بسیار محکم تر و جسورانه تر بوده است. اما کاری که کاظم رجوی و پرویز ثابتی انجام داده اند و مسعود رجوی را از اعدام و مرگ نجات داده اند، ثمره اش برای ساواک در آینده بوده است. از نظر ساواک بهتر بوده است باقی مانده اعضای سازمان مجاهدین در زندان تحت رهبری مسعود رجوی باشند تا فرد دیگری، چرا که فردی به نام کاظم رجوی می توانسته است کمک کننده برای ساواک در کنترل باقی مانده اعضای سازمان مجاهدین باشد . اما اینکه رجوی در زندان افراد را لود داده است تا اعدام نشود یا ضعف نشان داده است تا اعدام نشود با واقعیتها همخوانی ندارد. مهمترین سند دفاعیه مسعود رجوی در دادگاه شاه می باشد که دفاعیه قوی ، مستدل و جسورانه است.

اما اعدام نشدن مسعود رجوی توسط ساواک یک پیام و تاثیر درونی برای رجوی به مرور به همراه داشت . مسعود رجوی در این پروسه  فرق کشته شدن و زنده ماندن را فهمید و مزه ان را چشید . با این شرایط رجوی فهمید که می تواند با دخالت و فشار یک عنصر خارجی ( ساواک و فعالیتهای برادرش در سوئیس ) زنده بماند، یا می تواند به کمک ” عنصر خارجی ” مسیر پیشبرد اهداف سازمان مجاهدین را هموار کند.

در راستای همین موضوع نکته دیگری که می خواهم اشاره کنم و خود بنده نیز برای اولین بار است که با آن مواجه شده ام و این  سند در سایت خود سازمان مجاهدین نیز منتشر شده این است که در تشریح بیوگرافی مسعود رجوی مطلبی به نقل از برادر وی یعنی کاظم رجوی عنوان می شود:

” دکتر کاظم رجوی با تشکیل کمیته ای برای دفاع از زندانیان حکم اعدام مسعود رجوی به حبس ابد تبدیل کرد”.

سایت سازمان مجاهدین اشاره می کند:

” در دی ماه سال 53 دکتر کاظم رجوی مجددا باخبر شد که مسعود رجوی از زندان قصر به اوین یا کمیته مشترک منتقل شده است و اجازه ملاقات با خانواده نیز به او داده نمی شود. این خبر برای دکتر زنگ خطری بود، دوباره دست به کار شد و از طریق ارگان های حقوقی مختلف افشاگری علیه دستگاه ترور شاه را آغاز کرد. چند ماه بعد رژیم 9 مجاهد و فدایی را در تپه های اوین تیرباران کرد. بعدها معلوم شد که نام مسعود رجوی نیز توسط ساواک در این لیست قرار داشته، اما قبل از اجرای حکم حذف شده است.”

مسعود رجوی کیست

بهتر است به این قسمت توجه بیشتری کنیم، البته خود بنده نیز برای اولین بار بود که این نقل قول را می شنیدم در 40 سال گذشته هیچگاه خود مسعود رجوی و سایت های سازمان مجاهدین به این موضوغ اشاره نکرده بودند که رجوی هم در لیست گروه 9 نفره فدایی و مجاهد اعدام شده در تپه های اوین بوده است . اینگه چرا سازمان مجاهدین در شرایط کنونی خواسته برای بالابردن اهمیت رجوی وی را در لیست این گروه 9 نفره اعدام شده توسط ساواک بپردازد ، قابل فهم است ولی در بیان این موضوع، اگر درست باشد،  چند گاف اساسی  را داده است .

گاف اول اینکه کاظم رجوی از کجا فهیمده است که مسعود رجوی در این لیست هست که حالا به دروغ برای نجات وی فعالیت کند چون طرح ساواک برای اعدام این 9 نفر کاملا مخفی بوده است .

گاف دوم اینکه اگر حرف مسعود رجوی و سازمان مجاهدین را بپذیریم که دلیل لغو حکم اعدام مسعود رجوی فعالیت های بین المللی کاظم رجوی بوده است ـ که البته این همه واقعیت نیست همانطور که توضیح داده شد کاظم رجوی این درخواست تخفیف مجازات برای مسعود رجوی را به  ساواک و پرویز ثابتی داده بوده است که در صفحه 282 کتاب ” در دامگه حادثه ” گفتگوی عرفان قانعی فرد با پرویز ثابتی آمده است ـ  اگر در هر صورت حرف مسعود رجوی و سازمان مجاهدین را در مورد دلیل نجات از اعدام وی را بپذیریم، سند هایی مبنی بر فعالیت های کاظم رجوی در سوئیس در ملاقات با بعضی شخصیت های تاثیر گذار سیاسی وجود دارد، اما در مورد نجات مسعود رجوی و حذف وی از لیست گروه 9 نفره اعدام شده در تپه های اوین هیچ سندی مبنی بر فعالیت های کاظم رجوی وجود ندارد.

اتفاقا این نشان می دهد بیرون آمدن نام مسعود رجوی از لیست 9 نفر تیرباران شده در تپه های زندان اوین ـ اگر نقل قول مسعود رجوی و سازمان مجاهدین درست باشد ـ به ارتباط کاظم رجوی با ساواک و پرویز ثابتی بر می گشته است که اتفاقا بعد از زنده ماندن مسعود رجوی و فرار از اعدام این ارتباط و روزنه برای تاثیرگذاری غیرمستقیم ساواک بر مسعود رجوی  عمیق تر شده است. ( در 30 فروردین 1354  بیژن جزنی، حسن ضیاء ظریفی، عباس سورکی، سعید کلانتری، عزیز سرمدی، احمد جلیل افشار، محمد چوپانزاده، و مصطفی جوان خوشدل و کاظم ذولانوار را در تپه‌های اوین به گلوله بستند )

بنابراین تا این مرحله مسعود رجوی ـ بنابر ادعای خود سازمان مجاهدین ـ دو بار با وساطت عنصر خارجی ، چه ساواک چه فعالیت های بین المللی ، دو بار از مرگ فرار کرده است ـ این پروسه او را در درون بدون اینکه بیان کند به این  نتیجه رسانده است  با این روش ها نیز می توان زنده ماند! وقتی که فرد به نقطه ای می رسد که مرگ را حس می کند و با چشم های خود می بیند که به اعدام و مرگ نزدیک می شود ، وقتی به هر دلیل نجات پیدا می کند در مراحل بعدی با دقت بیشتری تلاش می کند زنده بماند، و رجوی این را یاد گرفت. هم یاد گرفت و و هم توانست آن را توجیه کرد که برقراری جامعه عدل علی و بی طبقه توحیدی و … به زنده ماندن  تنها جانشین بنیانگذاران سازمان مجاهدین ـ یعنی مسعود رجوی ـ بستگی دارد.

جواد فیروزمند: درست است؛ ضمن این که پرویز ثابتی می گوید که پس از این داستان کاظم رجوی درخواست عفو مسعود رجوی را از شاه و سلسله مراتب او یعنی افرادی مانند سپهبُد نصیری و غیره داشته است. بنابراین از این کتاب می توان فهمید که نجات دهنده اصلی مسعود رجوی از اعدام و زندان پرویز ثابتی و نه هیچ کس دیگر بوده است. آن هم به این دلیل که برادر وی در حال همکاری با ساواک بوده است.

محمد حسین سبحانی : همین طور است. نکته ای که در صحبت های خود به دنبال تاکید بر آن بودم این بود که وقتی می گویند مسعود رجوی برای اعدام نشدن با ساواک همکاری کرده است، باید گفت که این طور نبوده است.اما وی این قدر خیانت کرده است و این قدر مباحث مختلف از فعالیت های جنایت کارانه او وجود دارد که نیازی بر تاکید به چنین موضوعی نیست..! البته از سوی دیگر به دلیل سیاست های پرویز ثابتی به عنوان مغز متفکر ساواک بوده است که بتواند مسیری را برای همکاری کاظم رجوی و از کانال او مسعود رجوی باز کند. البته این مساله نیز در آن زمان مرسوم بوده که برخی زندانیان برگشت می خوردند و با ساواک همکاری می کردند و در پوشش انقلابی به کار خود ادامه می دادند. نیت پرویز ثابتی درباره مسعود رجوی نیز همین بوده است که بتواند در زندان او را به همکاری با ساواک درآورد. اما می توان گفت قبل از آن همکاری بین ساواک و مسعود رجوی در کار نبوده است!

در مجموع با این شرایط وی دو بار از مرگ و اعدام جسته است و با خود گفته است که:  ” زنده ماندن من به رشد و بالندگی سازمان مجاهدین به عنوان پیش قراول آزادی و جامعه توحیدی کمک می کند، پس من باید به عنوان وارث و جانشینان بنیانگذاران این سازمان زنده بمانم!” این توجیه رجوی بود و چنین تفکری در وی شکل گرفت. البته رجوی ویژگی های دیگری نیز داشته است؛ اولا از یک طبقه متوسط رو به بالای جامعه بوده است. درست است که وی در طبس به دنیا آمده بود، ولی خانواده وی در مشهد ساکن و شده اند  و پدر رجوی در زمان تولد وی یعنی سال 1327 محضردار و جزو طبقه مرفه جامعه بوده است. اکثر افراد خانواده وی نیز به دلیل توان مالی مناسب از کسانی بودند که در زمان رژیم شاه به خارج از کشور برای تحصیل آمده بودند  و تنها کسی که از خانواده او در ایران مانده و فعالیت سیاسی کرده  خود مسعود رجوی بوده  است. یعنی  تمام برادرهای وی اعم از کاظم، صالح، هوشنگ و احمد رجوی به خارج از کشور رفته بودند. مثلا احمد رجوی پزشک بود و مدتی نیز در طباطبایی بغداد با ما همکاری می کرد. بنابراین مسعود رجوی از طبقه مرفه جامعه بود و از طبقه کارگری نبود و دارای یک تیپ روشن فکر بود که این مسیر نیز به او کمک کرد تا مزه زنده ماندن را بهتر بچشد حال با هر توجیهی .

ادامه دارد

مسعود رجوی کیست ؟ زنده یا مرده، کجاست ؟

***

مرگ مسعود رجوینارضايتى و فرار بعد از پيام منتسب به مسعود رجوى

پیام مرحوم مسعود رجوی ، توهم مریم رجوی و مجاهدینسازمان مجاهدین خلق ؛ از توهم تا واقعیت

پیام  مسعود رجوی ،  اخبار کانالهای تلویزیونی آمریکارجوی پول شیخ عربستان و دیکتاتور عراق را خرج ترور مردان و تجاوز به زنان ایرانی کرد

همچنین: