مریم رجوی در پاریس چه مناسبتی را جشن گرفت؟ (نامه ای به امانوئل ماکرون)ا

مریم رجوی در پاریس چه مناسبتی را جشن گرفت؟ (نامه ای به امانوئل ماکرون)ا

 Rajavi MEK villepent 20141انجمن نجات، تهران، ششم ژوئیه 2017:… اگر سران القاعده یا داعش در تهران سالگرد شروع اقدامات تروریستی خود را هر ساله جشن بگیرند، مردم شهرهای نیویورک، لندن و پاریس چه برخوردی خواهند داشت و با آن چگونه کنار خواهند آمد؟ اگر کشوری به خائنین جنگ در کشور شما پناه دهد و آنان را در هر گونه فعالیت علیه کشورتان آزاد بگذارد، چه احساسی خواهید داشت؟ برای ما خیلی … 

رجوی ویلپنت مجاهدین خلق اول ژوئیه 2014Iran Lodges official Protest with France, warning against MEK-ISIS ties (MKO, Rajavi cult)

لینک به منبع

لینک به متن انگلیسی

انجمن نجات مرکز تهران 14 تیر 1396

نامه خانواده های اعضای فرقه تروریستی رجوی و جداشدگان این فرقه، به رییس جمهور جدید فرانسه، در خصوص برگزاری جشن سالیانه مریم رجوی در پاریس
آقای امانوئل ماکرون، رییس جمهور گرامی فرانسه

با سلام و تقدیم احترام، مایلیم توجه شما را به نکاتی جلب نماییم!

سازمان مجاهدین خلق را حتماً می شناسید و با سوابق آن آشنایی دارید و می دانید که هر ساله مریم رجوی، رهبر این گروه بعد از مسعود رجوی، چه مناسبتی را در پاریس جشن می گیرد. این گروه البته با نام های دیگری همچون شورای ملی مقاومت یا ارتش آزادیبخش ملی هم ظاهر گردیده است.

الآن درست 36 سال است که از عزیمت مسعود رجوی به فرانسه و پناه گرفتن در کشور شما می گذرد. اواخر ژوئن 1981 بود که این گروه علیه مردم ایران دست به سلاح برد و مبارزه خونباری را برای کسب قدرت آغاز کرد. سپس مسعود رجوی رهبر این گروه تروریستی به پاریس گریخت و از آنجا، تحت حمایت کشور فرانسه و دیگر کشورهای غربی، اقدامات تروریستی علیه مردم ایران را هدایت نمود.

در دهه 80 میلادی از گروه های تروریستی نظیر القاعده و داعش خبری نبود و غربی ها با مقوله تروریسم و مشکلات آن به شکل امروزی بیگانه بودند؛ اما مردم ایران طی آن سال ها با اقدامات تروریستی به طور گسترده مواجه بودند که غرب در سال های اخیر به میزان بسیار محدودتری تجربه کرده است. شاید امروزه غربی ها مختصری درک کنند که مردم ایران آن زمان چه کشیدند. گرچه ابعاد تروریسم آن زمان در داخل ایران با آنچه غربی ها مشاهده کرده اند کیفاً متفاوت است و قابل مقایسه نیست.

مسعود رجوی بعد از پنج سال اقامت در فرانسه و همزمان هدایت ترور در داخل ایران، با قبول شکست در استراتژی جنگ شهرها، به توصیه آمریکا و غرب، عازم عراق شد. یقیناً اطلاع دارید که مسعود رجوی، قبل از آغاز جنگ ایران و عراق، سفری مخفیانه به فرانسه داشت. بعدها معلوم گردید که این سفر به منظور وصل ارتباط با رژیم صدام حسین با واسطه گری فرانسه صورت گرفته بود. قرار با سران رژیم بعث بر این شد که عراق از خارج و مجاهدین خلق از داخل کار نظام نوپای جمهوری اسلامی را یکسره کنند.

در کشور شما تلقی از “همکاری با دشمن متجاوز به خاک میهن” چیست؟ این خیانت آشکار را چگونه توجیه می کنید و برای آن چه حکمی صادر می نمایید؟ خیلی مایلیم که نظر شما را در این رابطه بدانیم. اتفاقاً عزیمت رجوی به کشور عراق که در حال جنگ با ایران بود و همکاری با دشمن علیه مرزبانان و مدافعان میهن نیز در ماه ژوئن 1986 اتفاق افتاد.

از حدود سال 2000، غرب با مقوله تروریسم به شکل امروزی در خاک خود آشنا گردید، گروه هایی وارد صحنه شدند و با سوء استفاده از اسلام دست به خشونت های غیرقابل توجیه زدند که می توان مجاهدین خلق را پدرخوانده آنان تلقی کرد. آیا می دانید که مجاهدین خلق به این که مبتکر عملیات انتحاری و استفاده از کمربندهای انفجاری بوده اند افتخار می کنند؟ آیا می دانید در همان سال ها که مسعود رجوی میهمان ویژه کشور شما بود؛ مجاهدین خلق این سبک از عملیات تروریستی را در داخل ایران توسط عناصر مغزشویی شده خود به کرات اجرا می کردند؟ آیا می دانید که مجاهدین خلق عمده نیروهای خود را از میان ایرانیان مقیم آمریکا و اروپا پس از مغزشویی جذب کردند و از طریق ترکیه به عراق بردند و در جنگ با ایران شرکت دادند؟ بعدها داعش با الگو قرار دادن مجاهدین خلق همان رویه را پی گرفت.

تقاضا داریم یک سؤال را صادقانه پاسخ دهید. اگر سران القاعده یا داعش در تهران سالگرد شروع اقدامات تروریستی خود را هر ساله جشن بگیرند، مردم شهرهای نیویورک، لندن و پاریس چه برخوردی خواهند داشت و با آن چگونه کنار خواهند آمد؟ اگر کشوری به خائنین جنگ در کشور شما پناه دهد و آنان را در هر گونه فعالیت علیه کشورتان آزاد بگذارد، چه احساسی خواهید داشت؟

برای ما خیلی دشوار است که بتوانیم این گونه اقدامات را با دموکراسی خواهی و صلح طلبی مورد ادعای جمهوری فرانسه منطبق نماییم. آیا فکر نمی کنید که این قبیل موضوعات به وجهه حقوق بشری کشور شما لطمه خواهد زد؟

آیا مطلع هستید که پایگاه مجاهدین خلق در اوورسورواز در حومه پاریس در خاک فرانسه قوانین فرقه ای خاص خود را دارد و رفتار، اطلاعات، ارتباطات، افکار و احساسات اعضا به شدت کنترل می شود؟ آیا نسبت به حضور این تعداد افراد مغزشویی شده که آمادگی سوزاندن خود با یک فرمان را دارند احساس نگرانی نمی کنید؟ آیا مقامات امنیتی دولت شما جشن گرفتن به مناسبت آغاز تروریسم را در خاک فرانسه تأیید می نمایند؟

سازمان مجاهدین خلق همانند تمامی فرقه های تروریستی در تاریخ محکوم به شکست است. این فرقه جنایات بسیاری در حق مردم ایران، مردم عراق و حتی اعضای خودش مرتکب شده است. این فرقه مجبور به ترک عراق و انتقال به کشور آلبانی شد. آیا تا به حال از عراقی ها پرسیده اید که چرا این قدر در اخراج آنان اصرار داشتند؟ روشن است؛ زیرا عراق حضور آنان در خاک خود را یک تهدید امنیتی تلقی می کرد. حال نیروهای آنان به خاک اروپا رسیده و مقر فرماندهی آنان در پاریس قرار دارد. چگونه است که دولت فرانسه و دولت های اروپایی از این تهدید غافلند؟ آیا تضاد سیاسی با جمهوری اسلامی می تواند توجیه گر مسامحه در برابر تهدیدات امنیتی باشد؟

بهانه فرانسه در گذشته برای نگاه داشتن فرقه رجوی این بود که آنان جائی برای رفتن ندارند. اما اکنون که مریم رجوی ماه ها در کنار نیروهایش در آلبانی بوده است می تواند براحتی در کنار اعضای فرقه اش در تیرانا مستقر شود. مشکل امنیتی این فرقه برای فرانسه در حال حاضر اینست که آنان برای ادامه فعالیت های خود بطرف کشورهای اروپائی بعلاوه سوریه، عراق، اوکراین، و ایران فعال شده اند. ولی همه از جمله دست اندرکاران امنیت اروپا میدانند که اینان میتوانند بسرعت برای اروپا مشکل ساز شوند. آنان وابسته به کشورهای اروپایی نیستند بلکه وابسته به جنگ طلبان آمریکائی هستند و در نتیجه استقرار فرماندهی آنان در خاک فرانسه بشدت برای کشور شما و البته کل اروپا خطرناک است.

ما خانواده های ستم دیده و رنج کشیده و همچنین جداشدگان آسیب دیده از جانب سازمان مجاهدین خلق و کسانی که توانستند از این فرقه جهنمی بگریزند از شما به عنوان عالی ترین مقام جمهوری فرانسه تقاضا داریم که بیش از این مجاهدین خلق را چون خاری در چشم ما فرو نکنید و حداقل به خاطر وجهه کشور خودتان این قدر به جانیان و خیانت کاران میدان ندهید. اخراج یا حداقل محدود کردن مجاهدین خلق در فرانسه می تواند در راستای مبارزه با تروریسم و فرقه گرایی و همچنین پاسخی به دموکراسی خواهی و مقابله با نقض حقوق بشر باشد.

جمعی از خانواده ها و جداشدگان فرقه رجوی

*** 

Under President Macron, France can play a pivotal role in Western relations with Iran

مریم رجوی البغدادی مجاهدین خلق داعش تروریسم تهرانISIS Drew On MEK Expertise For Terror Attacks On Tehran (aka Mojahedin Khalq Rajavi cult)

نمایندگان پارلمان اروپا جلسه بحث در مورد مجاهدین خلق فرقه رجویDebate in the European Parliament ‘What is to be done about the Iranian Mojahedin Khalq (MEK)?’

The MEK’s dirty past includes the anti-Imperialist inspired murder of six Americans in pre-revolution Iran which it later celebrated in songs and publications

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=30286

بزرگداشت جنایت و خیانت در پاریس 

Rajavi MEK villepent 20141عاطفه نادعلیان، انجمن نجات، مرکز تهران، چهارم ژوئیه ۲۰۱۷:…  فرقه ای که اینک در جهان شعار “مقابله با نقض حقوق بشر در ایران” را سر می دهد، خود سال هاست که ملت را آماج بمب، گلوله و خمپاره قرار داده و از قربانی کردن فرزندان این مرز و بوم سرمست می شود و فریاد شادی سر می دهد. زمانی که کشور درگیر جنگ تحمیلی و مبارزه با دشنمان خارجی بود سران فرقه رو … 

رجوی ویلپنت مجاهدین خلق اول ژوئیه 2014جشن «ترور»، و همبستگی با «آمران و حامیان» کشتار مردم سردشت و حلبچه (نمایش مریم رجوی در ویلپنت)

لینک به منبع

بزرگداشت جنایت و خیانت در پاریس

انجمن نجات مرکز تهران ۱۲ تیر ۱۳۹۶
 
امسال نیز فرقه تروریستی رجوی با وقاحت و بی شرمی همچون سال های گذشته، آغاز جنگ مسلحانه علیه ملت ایران را جشن گرفت و از اقدام های جنایتکارانه خود که مقدمه ای بر خیانت به میهن و هم پیمان شدن با دشمن متجاوز بود با افتخار یاد کرد.

در افکار و اندیشه های پلید این فرقه، مقابل ملت و دولت ایستادن و مردم بی گناه و مسؤولان نظام را هدف گلوله قرار دادن افتخار است. در قاموس این گروه، ریختن خون افراد غیر مسلح به منظور ایجاد رعب و وحشت در جهت نیل به اهداف قدرت طلبانه سیاسی موجب مباهات است.

بعد از انقلاب اسلامی با سر دادن شعارهای امپریالیسم ستیزی، جوانان پرشور را فریب دادند و از آنان در مسیر ضربه زدن به نظام نوپای جمهوری اسلامی استفاده ابزاری نمودند و سپس خود سر بر شانه امپریالیسم نهادند. با شروع جنگ مسلحانه، عقده عدم کسب قدرت را با ریختن خون زنان، مردان و کودکان بی گناه در کوی و برزن تسکین دادند.

فرقه ای که اینک در جهان شعار “مقابله با نقض حقوق بشر در ایران” را سر می دهد، خود سال هاست که ملت را آماج بمب، گلوله و خمپاره قرار داده و از قربانی کردن فرزندان این مرز و بوم سرمست می شود و فریاد شادی سر می دهد.

زمانی که کشور درگیر جنگ تحمیلی و مبارزه با دشنمان خارجی بود سران فرقه رو در روی این ملت ایستادند و جنگ داخلی را سامان دادند، ولی هوشیاری مسؤولان نظام و همدلی و همکاری مردم مانع تاخت و تاز مجاهدین در داخل کشور شد و این منادیان صوری آزادی و استقلال طلبی به دامن دشمن متجاوز خزیدند و لشکر خصوصی صدام شدند.

طی سال های جنگ با عراق، جزء سپاه دشمن قرار گرفتند و بمباران شهرهای ایران را هدایت کردند و همزمان در داخل کشور نیز به اقدامات تروریستی و خرابکارانه دست زدند. مشی سراسر جنایت و خیانت این گروه موجب تنفر مردم ایران از آنان گردید و پایگاه مردمی خود را در ایران از دست دادند و حتی سلطنت طلبان و سایر گروه های مخالف نظام نیز از هم پیمانی با آنان سرباز زدند و از ننگی که فرقه تروریستی رجوی در خیانت به کشور به بار آورده بود کناره گرفتند.

بسیاری از جوانان را با بهانه های آزادیخواهی، کاریابی و مجوز اقامت در خارج از کشور فریب دادند و در حصارهای فیزیکی فرقه اسیر نمودند و سال ها تحت فرایند های شدید مغزشویی قرار دادند تا در بند حصارهای فکری نیز گرفتار شوند که رهایی از حصارهای فکری به مراتب سخت تر از حصارهای فیزیکی است.

جوانانی که امید و آرزوهای خانواده هایشان و سرمایه های ارزشمند ایران بودند را به بیابان های گرم و سوزان عراق کشاندند و تحت انواع فشارها، شکنجه ها و زندان ها قرار دادند یا سربه نیست کردند و با سلب هویت فردی آنان و جایگزین کردن هویت فرقه ای هر گونه حقوق انسانی را از آنان سلب نمودند. بسیاری از اعضای معترض را کشتند و بسیاری را به مرز جنون، خود کشی و خود سوزی کشاندند. قاچاق انسان توسط عوامل فرقه در داخل ایران و کشورهای همسایه باعث به بند کشیده شدن جوانان بسیاری گردید که سال های جوانی و عمر خود را در اسارت فرقه سپری کردند.

صدام تعدادی از نیروهای ایران که در جنگ با عراق به اسارت درآمده بودند را به رجوی پیشکش نمود. همچنین عاملان فرقه با وعده مکانی بهتر و سپس انتقال به ایران، تعداد بسیاری از اسرا را به درون فرقه کشاندند و هیچ گاه به وعده های خود عمل نکردند و با پایان جنگ هشت ساله و مبادله اسرا، این عده از اسرا مبادله نشدند و در پادگان های فرقه محبوس گردیدند.

خانواده های اعضای فرقه سال هاست که برای رهایی عزیزان خود تلاش می کنند ولی تاکنون موفق به ملاقات و رهایی فرزندان خود نشده اند. حقوق بشری که فرقه رجوی از آن دم می زند در عملکرد سالیان گذشته این فرقه به خوبی به تصویر کشیده شده است و نیازی به شرح و تفسیر ندارد.

ملت ایران زخم خورده این فرقه هستند و شاهد ترورها، کشتارها، مثله کردن و اسارت عزیزان خود توسط این گروه منحرف بوده اند و با تمام وجود از افکار، اندیشه ها و شعارهای این فرقه متنفر می باشند. افراد جدا شده از فرقه تروریستی رجوی و خانواده های اعضای این فرقه، ماهیت فرقه ای این گروه که سردمدار برده داری نوین و تهدید جدی هزاره سوم نام گرفته است را بر همگان و جهانیان آشکار نموده اند و مجدانه پیگیر رهایی دوستان و فرزندان دربند خود و افشا کردن ماهیت انسان ستیز این فرقه هستند.

کشتارها و جنایت هایی که اینک داعش در جهان مرتکب می شود و جهانیان از دیدن و شنیدن آن به خشم می آیند مردم ایران از آغاز دهه شصت توسط فرقه رجوی تجربه کرده و شاهد قربانی شدن افراد بی گناه بوده اند. کشور فرانسه که ۳۶ سال است امکان استقرار سران فرقه رجوی در اورسورواز را فراهم نموده و اجازه می دهد که هر سال در حومه پاریس سالگرد شروع جنایات این فرقه جشن گرفته شود با سوابق اعمال تروریستی، پول شویی، قاچاق انسان و وادار کردن اعضا به خودسوزی توسط این فرقه؛ بیگانه نیستند و به خوبی از ماهیت تروریستی و فرقه ای آن آگاه هستند ولی خود را به تجاهل می زنند.

کشور فرانسه ظاهراً تروریسم و اقدامات تروریستی را محکوم می کند ولی گروهی را که سوابق دیرین در ترور و جنایت دارد را در کشور خود پناه داده به طوری که سران فرقه اجازه دارند رسماً سوابق تروریستی خود را در این کشور جشن بگیرند و افراد زیادی را با دادن پول و هدیه به این مراسم دعوت کنند و برای ضربه زدن به ایران و ایرانی نقشه بکشند.

کشورهای اروپایی از جمله فرانسه وقتی که تروریسم آنان را نشانه می گیرد در برابر آن گارد می گیرند ولی زمانی که تروریسم مردم ایران، عراق، سوریه و … را هدف قرار می دهد حامی سردمداران و عاملان آن تحت عنوان دفاع از حقوق بشر می شوند، این برخورد دوگانه ی کشورهایی که دم از انسان دوستی و حقوق بشر می زنند غیرقابل توجیه است.

کشور فرانسه اجازه برگزاری مراسمی را می دهد که به اسم مبارزه برای آزادی ایران و ایرانی برگزار می شود، ولی هیچ ایرانی فرهیخته و میهن دوستی در آن حضور ندارد و تمام میهمانان و سخنرانان آن جنگ طلبان شناخته شده ای هستند که با دادن پول و هدایا به این مراسم آورده شده اند.

مراسمی که هیچ عضو جدا شده از این فرقه و یا خانواده های اعضای آن و یا افراد بی طرف و مدافع حقوق بشر اجازه حضور و صحبت در آن را ندارند. در این مراسم فقط به کسانی اجازه صحبت داده می شود که دشمنی دیرین با ایران و ایرانی دارند و از قبل متن سخنرانی به آن ها داده شده است.

برگزاری این گونه مراسم و جمع کردن عده ای که هیچ سهم و نقشی در ایران ندارند برای فرقه مضمحل رجوی ثمری نداشته و نخواهد داشت ولی پناه دادن به فرقه های تروریستی در کشورهای اروپایی و به ویژه فرانسه نه تنها فایده ای برای این کشورها ندارد بلکه آتش این گونه فرقه ها دامن حامیانشان را خواهد گرفت.

عاطفه نادعلیان

*** 

فعلان تروریست ها را بجای فعال حقوق بشر قالب می کنندباشگاه خبرنگاران: طوفان توییتری علیه کارناوال منافقین و داعش
(حقوق بشری که این جماعت سنگش را به سینه میزنند)

سی خرداد هفت تیر تروریسم مجاهدین خلق فرقه رجویتعدادی از کنگره امریکا، دربار سعودی و کشورهای اروپایی نقض حقوق بشر در ایران را محکوم کردند (ویدئو)ا

بمباران شیمیایی سردشت مجاهدین خلق فرقه رجوی صدام حسینایسنا: واکنش محمد جواد ظریف به کنفرانس سالانه ضد ایرانی منافقین در پاریس

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=29910

دست خون ریز رجوی در آستین داعش (+ سرگذشت من با مجاهدین خلق)ا 

Daesh_MKO_MEK_Mojahedin_Khalq_Maryam_Rajaviانجمن نجات، مرکز تهران، سیزدهم ژوئن ۲۰۱۷:…  مسعود رجوی به عنوان سلف حقیقی داعش شناخته می شود و همسرش مریم آشکارا از جنایات داعش در سوریه و عراق حمایت نموده و آنان را عشایر انقلابی نامیده و با وقاحت سرکوب فرقه تروریستی داعش توسط نیروهای سوری و عراقی را محکوم نموده است. او با انتشار بیانیه ای در حمایت آشکار از این فرقه، اقدام مشترک ایران و عراق علیه داعش را نقض آشکار … 

رجوی مجاهدین خلق مزدوری عربستان اسرائیلتشابه اقدام تروریستی داعش با مجاهدین (چرا رجوی ترورها در ایران را محکوم نمیکند)ا

مک کین و مریم رجوی و لیست شهدای سازمان مجاهدین خلق ایرانتو را بر این وقاحت ها که عادت داد؟

دست خون ریز رجوی در آستین داعش

انجمن نجات مرکز تهران سه شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۶
لینک به منبع

مریم رجوی مجاهدین خلق فرقه رجوی داعش تروریسماز ترورهای تهران تا ویلپنت پاریس

اقدامات تروریستی فرقه موسوم به “داعش” در روز چهارشنبه هفدهم خرداد ماه سال جاری در تهران که منجر به شهید و مجروح شدن تعدادی از هموطنان روزه دار ما در حرم امام خمینی و مجلس شورای اسلامی شد، قلب همه انسان های آگاه و وجدان های بیدار در سراسر جهان را به درد آورد.

جمهوری اسلامی ایران و استقلال طلبی و آزادی خواهی، از آغاز خاری در چشم جهان خواران و دشمنان اسلام و ایران بوده و هست. کشور ما در سال های پس از به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی با موانع و مشکل تراشی های مختلفی رو به رو شد، اما با استعانت از خداوند متعال و هدایت رهبری انقلاب و پشتوانه مردمی توانست موانع را یکی پس از دیگری پشت سرگذاشته و با افتخار و سربلندی در جامعه بین المللی از حقوق خود دفاع نماید.  

جمهوری اسلامی سال های پر فراز و نشیبی را، از جنگ تحمیلی گرفته تا اقدامات تروریستی و تحریم ها و توطئه ها و کارشکنی های مختلف، پشت سرگذاشت. گروه های معاند و دشمنان مردم هریک به نوعی سعی در ضربه زدن به نظام نوپای جمهوری اسلامی داشتند. ترورهای بی رحمانه عناصر فرقه مخرب رجوی، که به حق از جانب مردم ایران منافقین خوانده می شوند، در دهه ۶۰ و سال های پس از آن در خاطر این ملت ثبت شده است. این فرقه تروریستی برای ضربه زدن به نظام و ایجاد نا امنی در کشور و دست یافتن به قدرت، علاوه بر سوء قصد به جان مسئولین نظام، اقدام به ترورهای کور در کوچه و خیابان نیز نمود و افراد بی گناه را به خاک و خون کشید. ولی مردم ایران با هشیاری تمام از انقلاب خود حمایت کردند و برای حفظ استقلال و یک پارچگی کشور در برابر دشمنان داخلی و خارجی خون ها دادند و جانفشانی های نمودند.

فرقه تروریستی رجوی به عنوان ستون پنجم صدام حسین رو در روی ملت ایران قرار گرفت و از هر ترفندی برای آسیب زدن به اقتدار کشور و ملت استفاده نمود. در طی این سال ها از هر گونه خیانت و جنایتی علیه مردم ایران دریغ نورزید و با دشمنان ایران از هر گروه و طایفه ای هم پیمان شد. این فرقه هزاران نفر از فرزندان این مرز و بوم را در خدمت اهداف فرقه ای خود اسیر نمود و تمام حقوق انسانی آنان را نادیده گرفت.

دشمنی جهانخواران با ایران مستقل و آزاد و اسلامی هر روز به نوعی ظاهر می شود. جنایتی که داعش در روز چهارشنبه مرتکب شد ادامه جنایت های پیشکسوتانشان در فرقه رجوی است که با شعار دفاع از “خلق قهرمان”، مردم را به خاک و خون می کشیدند و به اسم حمایت از “طبقه کارگر”، کارگران را ترور می نمودند.

مسعود رجوی به عنوان سلف حقیقی داعش شناخته می شود و همسرش مریم آشکارا از جنایات داعش در سوریه و عراق حمایت نموده و آنان را عشایر انقلابی نامیده و با وقاحت سرکوب فرقه تروریستی داعش توسط نیروهای سوری و عراقی را محکوم نموده است. او با انتشار بیانیه ای در حمایت آشکار از این فرقه، اقدام مشترک ایران و عراق علیه داعش را نقض آشکار موافقت نامه های شورای امنیت خوانده و خواستار توقف فوری اقدامات ضد داعشی شده است.

فرقه مخرب رجوی در واقع پایه گذار عملکرد های امروزی داعش و ایجاد کننده اندیشه های داعشی در جهان است. فرقه رجوی افتخار می کند که در گذشته افرادی را مغزشویی کرده و نارنجک به کمر آن ها بسته و به میان مردم بی دفاع فرستاده است. در اصل فرقه داعش وامدار جنایت ها و خیانت های فرقه رجوی در سال های گذشته است. فرقه رجوی برند شیعه و داعش برند سنی یک تفکر فوق العاده افراطی سوء استفاده کننده از مکتب رحمت و عطوفت اسلام می باشند و به حق یک شیوه عملی واحد را دنبال می نمایند .

اقدامات تروریستی اخیر در تهران با محکومیت شدید جهانی روبرو شد و بلافاصله انگشت اتهام به جانب فرقه تروریستی داعش و حامیان بین المللی و منطقه ای او نشانه رفت، یعنی همان معدود کشورهایی که از محکوم کردن این اقدامات ضد بشری خودداری نمودند.

جنایت داعش در روز چهارشنبه تهران جنایت ها و آدم کشی های بی رحمانه منافقین در گذشته را در خاطر مردم ایران زنده کرد، گویی که دست های خون ریز رجوی این بار از آستین داعش به در آمده است.

خانواده نجات ضمن محکوم کردن عملیات تروریستی داعش در روز چهارشنبه گذشته، به شهادت رسیدن مظلومانه هموطنانمان را تسلیت عرض می کند و برای مجروحان نیز آرزوی بهبودی می نماید.  

محمدی

– 

گزیده ای از کتاب سرگذشت من با مجاهدین خلق

انجمن نجات مرکز تهران سه شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۶
لینک به منبع

نوشته پرویز درخشان

کتاب سرگذشت من با مجاهدین خلقمعرفی کتاب “سرگذشت من با مجاهدین خلق” و مصاحبه با پرویز درخشان نویسنده کتاب

 نشست با مسعود و مریم: (صفحات ۱۲۴ الی ۱۳۰)

 در آبان ماه سال ۸۱ که مصادف با ماه مبارک رمضان بود، به یک نشست جمعی در سالن اجتماعات اشرف رفتیم و افطار را هم قرار بود در همان جا صرف کنیم.
هر ساعت دوبار خودروهای نظامی و مینی بوس های شروع به انتقال افراد به محل تجمع کردند. پس از رد شدن نفرات از دروازه های امنیتی،افراد به داخل سالن هدایت شدند و در محل مشخص شده ی قرارگاه خود قرار گرفتند. ساعت سه ظهر با حضور مسعود و مریم رجوی و گاردهای حفاظت شان، جلسه عملاً شروع شد. طبق معمول همیشه، با شعار دادن و ابراز احساسات کردن نفرات نشست آغاز گردید و رجوی شروع به تحلیل سیاسی منطقه ی خاورمیانه و وضعیت رژیم جمهوری اسلامی نمود و در آخر به این نتیجه گیری رسید که رژیم ایران دو سرفصل مهم انتخابات مجلس و ریاست جمهوری را در پیش رو دارد و با بحران های عمیقی روبه رو خواهد شد و ما می بایست در ۲٫۵ سال آینده خودمان را برای امر سرنگونی آماده کنیم و گفت: شما می بایست به صورت تک به تک یک تعهدنامه به سازمان بدهید که بدون شکاف تا ۳۰ خرداد ۱۳۸۴ در قرارگاه اشرف بدون چون و چرا و مشکل درست کردن باقی می مانید و هرکس هم که چنین تعهدی نمی دهد همین حالا کارش با سازمان تمام است و می تواند به دنبال زندگی عادی خود برود.

موقع افطار فرا رسیده بود و میزهای غذاخوری را چیدند و سالن را برای صرف غذا مرتب کردند. افطاری مفصلی داده شد که از تمام غذاها در آن سفره رنگین پیدا می شد: از مرغ و ماهی گرفته تا انواع خورشت ها. افطار را که صرف کردیم و سالن را جمع آوری کردند، رجوی قدری بحث های مذهبی کرد و به سخنانش پایان داد و آماده بازگشت به محل استقرار قرارگاهمان شدیم.

هنوز به قرارگاه نرسیده برگه های سفید ۴A در اختیارمان گذاشتند که درک و دریافت های خود را از نشست مسعود و مریم بنویسید و یک ورقه دیگر هم دادند که می بایست متن تعهد نامه ی خود را در آن می نوشتیم.

همه می دانستند که صحبت های رجوی در رابطه با این که هر کس نمی خواهد تعهد بدهد می تواند به دنبال زندگی عادی اش برود یک تعارف و حرف مفت بیشتر نیست و از زندگی عادی هم خبری نیست.

همه می دانستند هر کس را که نمی خواست در سازمان بماند و ادامه ی مسیر بدهد، بعد از نشست های جمعی فراوان که افراد در آن حضور پیدا می کردند و به فرد خواهان جدایی توهین می کردند در نهایت به زندان های سازمان و ابوغریب عراق می سپردند تا دچار سرنوشتی دهشتناک و نامعلوم شود.

پس بی آن که سر خود را به درد آوریم چند خطی در وصف تحلیل های گهربار رجوی که دیگر حتی کادرهای باسابقه ی سازمان نیز به آن ها باور نداشتند یاوه سرایی کردیم و در پایان نیز تعهد نامه خود را نوشتیم تا زودتر خلاص شویم و بتوانیم برای استراحت به آسایشگاه برویم.

چند شبی گذشت و یک شب ساعت حدود نه و نیم که در کتابخانه مشغول برگزاری نشست عملیات جاری بودیم داد و فریادهای عجیب و غریبی شنیدیم. سروصداها بسیار بود و اول فکر کردیم که در سالن غذاخوری دعوا شده ولی مسئول نشست ما را به آرامش و ادامه ی کار فراخواند.

خودسوزی خدام

همین که نشست تمام شد و از کتابخانه خارج شدیم فریادها و فحاشی ها دوباره بلند شد. وقتی دقت بیشتری کردم متوجه شدم یکی از کادرهای قدیمی سازمان به نام خدام گل محمدی، که در جریان درگیری با نیروهای ۹ بدر عراق برای همیشه معلول شده بود، در وسط جمعیت قرار دارد و مورد ناسزا و توهین است. وقتی مسأله را جویا شدم فهمیدم که او قصد جدایی از سازمان یا به اصطلاحِ مجاهدین قصد خیانت به رهبری را دارد.

عجب اوضاع بد و وحشتناکی بود. خدام به شدت برافروخته و هراسان بود و سر در گریبان در بین جمعیت  ۳۰۰ نفره قرار داشت و حرف ها و توهین ها را می شنید و دم برنمی آورد.

دو روز از آن ماجرا گذشت که در هنگام ظهر، خدام مقدار زیادی بنزین را که برای شستشو و تنظیف سلاح ها در کنار اسلحه خانه قرار داده بودند بر روی خود ریخت و خودش را به آتش کشید.

شعله های آتش از او زبانه می کشید؛ صحنه ی وحشتناکی بود تا چند نفری از بچه ها به خود آمدند و شروع به تلاش برای خاموش نمودن او کردند. چند دقیقه ای طول کشید و او به جزغاله ای تبدیل شد. جسدش را به سرعت از قرارگاه خارج کردند و هیچ گاه معلوم نشد که در کجا به خاک سپردند و آیا خانواده اش ازخودکشی او مطلع گردید یا خیر.

رجوی و دموکراسی

روز آخر ماه رمضان بود که صبح ساعت ۸ به نفرات جدید گفتند که آماده شوند تا برای نشست با مریم رجوی به سالن اجتماعات برده شوند. به سرعت رفتیم و لباس های سبز رنگمان را پوشیدیم و پوتین ها را واکس زدیم و آماده ی رفتن به جلسه با مریم شدیم. ده دقیقه ای طول کشید تا با خودروهای نظامی به سالن رسیدیم و مطابق معمول از گاردهای امنیتی زن و مرد عبور کردیم و داخل سالن شدیم. سالن را کوچک تر از معمول چیده بودند، چون تعداد نفرات تقریباً ۵۰۰ نفر بود چند دقیقه طول کشید تا مریم آمد و پشت میز نشست و سخنانش را آغاز کرد.

مسعود رجوی با او همراه نبود و جلسه را خودش به تنهایی اداره می کرد که باعث تعجب بود، چون همیشه در سازمان مریم را کنار مسعود می دیدیم. نشست مورد نظر در رابطه با تنظیم رابطه ی نفرات با مناسبات و فرماندهانشان بود.

گویا نفرات جدید بیشتر سرکشی می کردند و با سازمان زاویه داشتند و زیاد تبعیت نمی کردند. نزدیک به دو ساعت از جلسه گذشته بود که یکی از خانم ها یادداشتی روی میز کار مریم گذاشت که جلسه را نیمه تمام گذاشت و رفت و گفت: بعداً ادامه می دهیم و ما هم سالن را ترک کردیم و به مقرهایمان بازگشتیم. ساعت ۵ عصر دوباره صدایمان زدند و گفتند برای ادامه ی نشست می رویم.

این بار به سالن کوچک تری رفتیم و مریم نشست را شروع کرد. موقع افطار شده بود که غذا را سرو کردند و در همان جا و با حضور مریم افطار کردیم. بعد از صرف افطاری و جمع آوری وسایل آن، میوه و چای روی میزها قرار دادند و جلسه ادامه یافت. چهل و پنج دقیقه ای گذشت که به یک باره درب کوچک گوشه ی سالن باز شد و چند گارد امنیتی و مسعود رجوی در حالی که لباس شخصی بر تن داشت و کلت رولور بر کمر بسته بود، پیدایشان شد و نفرات هم به پا خاستند و شروع به ابراز احساسات کردند. حالا این احساسات چقدر واقعی بود فقط خدا می دانست.

رجوی در کنار مریم قرار گرفت و میکروفونش را نصب کرد و با خوشحالی گفت که ازملاقات با صدام حسین آمده و ۳۲ عدد تانک از او گرفته است … بعد صحبت هایش را با تحلیل های سیاسی ادامه داد که ما در اعلام جبهه ی همبستگی به همه ی نیروهای اپوزیسیون فراخوان دادیم تا در شورای ملی مقاومت گرد هم بیایند و با ما (مجاهدین) متحد شوند، ولی کسی از این مسأله استقبال نکرد که البته مهم نیست. چون من می دانستم آن ها نمی آیند… من فقط می خواستم فردا که به قدرت می رسیم به ملت ایران بگویم که ما در دوران مبارزه به این ها گفتیم بیایید متحد شویم و با هم ادامه ی مسیر بدهیم ولی این ها نیامدند و پشت ما را خالی گذاشتند و اگر فردای به قدرت رسیدن این ها طلب سهم شان را از قدرت سیاسی حاکم بر کشور کردند بدانم چه جوابشان بدهم.

بعد هم صحبت بر سر مبارزات دانشجویان داخل کشور شد که رجوی گفت: دانشجویان ایرانی داخل کشور را به دلیل این که به مجاهدین و ارتش آزادی بخش نپیوسته اند می بایست گذاشت سینه ی دیوار و همه را تیرباران کرد. دست آخر هم به همه این اطمینان را داد که در صورت به قدرت رسیدن در ایران، هیچ کس را شریک خود در قدرت و حاکمیت نمی کنیم. این حرف ها را در حالی می زد که در منشور شورای ملی مقاومت متعهد شده بود که بعد از نبودن نظام جمهوری اسلامی مجاهدین فقط شش ماه آن هم برای اداره ی مملکت بر سر قدرت می مانند تا شرایط برای انتخابات آزاد مهیا شود و مردم ایران هستند که انتخاب می کنند که چه کسی بر آن ها حکومت کند.
 از حرف هایش معلوم بود که ذره ای به دموکراسی و جمهوریت و حق حاکمیت مردم و همراهی با احزاب سیاسی دیگر اعتقادی ندارد و سخنان بیرونی اش که خطاب به ملت ایران بود بیشتر جنبه تبلیغاتی داشته و ذره ای صداقت در آن نیست تا به آن ها پایبند باشد…

نزدیک ساعت سه شب بود که یادداشتی روی میز رجوی گذاشتند که به یک باره گفت هلال ماه رؤیت شده و فردا روز عید فطر است … قبل از ساعت ۹ صبح در محل نماز حضور یافتیم … نماز عید فطر را به امامت رجوی خواندیم و بعد از پایان نماز شروع به دیده بوسی با یکدیگر نمودیم و این جمله معروف و همیشگی مجاهدین را بر زبان می آوردیم که ان شاءالله عید بعدی در تهران؛ آرزویی که هیچ گاه برآورده نشد.

تنظیم از عاطفه نادعلیان

*** 

Republican Congressman Dana Rohrabacher lobby for MEK and ISISامریکایی ها مسئولیت عملیات تروریستی مشترک عربستان/داعش/مجاهدین خلق را بعهده گرفتند

داعش رجوی تروریست 2ذوق زدگی منافقین (مجاهدین خلق) از تصرف موصل توسط داعش (مزدوران رجوی به القاعده پیوستند)

از قلاده های طلائی صدام تا قلاده های چرمی تل آویو

از کمین مجاهدین سر کوچه ها برای کشتار مستشاران امریکائی تا گماشتگی برای جنگ طلبان امریکائی

تروریسم مجاهدین خلق فرقه رجوی در تهرانحملات تروریستی داعش در تهران و سکوت مجاهدین خلق در فرانسه

Maryam Rajavi terrorist syriaInternational meeting for ISIL in France (Mojahedin Khalq, MKO, MEK, Rajavi cult)

Rajavi cult attack Peace association in Paris

http://youtu.be/Un-Y8sM9U70

ISIS ISIL Mojahedin Khalq Rajavi cult FlaqsMojahedin Khalq, Rajavi cult, Saddam’s Private Army, were trained by Mossad to assassinate Iranian scientists 

نمایندگان پارلمان اروپا جلسه بحث در مورد مجاهدین خلق فرقه رجویDebate in the European Parliament ‘What is to be done about the Iranian Mojahedin Khalq (MEK)?’

مجاهدی،ن خلق و قتل عام اکراد عراق به فرمان مستقیم رجوی،من شاهد زنده وزخمی کرد کشی های رجوی بودم!ا

بمب های خوشه ای در یمن توسط عربستان سعودی و مجاهدین خلق فرقه رجویسیاست های جهانی و باند رجوی را بهتر بشناسیم!ا

مزدور مریم رجوی و ترکی الفیصل اربابشخبرت هست که در شهر شکر ارزان شد؟!ا

عربستان سعودی مجاهدین خلق داعش و تروریسمWorld knows Saudi Arabia is source of terrorism

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=28698

گرامیداشت زنان در روز جهانی زن 

 عاطفه نادعلیان، انجمن نجات، مرکز تهران، پنجم مارس ۲۰۱۷:… در طی این دو دهه که زنان و مردان جدا شده از این فرقه به دنیای آزاد راه پیدا کرده اند و خود را از مناسبات بسته و کاملاً فرقه ای رجوی نجات داده اند در زمینه ی مسئله زن در فرقه رجوی بسیار سخن گفته و مطلب نوشته اند. در مناسبات این فرقه، مقررات و قوانین سختی بر زنان حاکم است که عدول از آن … 

مریم رجوی و خودسوزی های سال 2003نگاهی به جایگاه زنان در تشکیلات مجاهدین – به بهانه روز جهانی زن

جنایات داعش و مجاهدین یکی است؛ آتش زدن انسانها توسط رجوی و بغدادی

لینک به منبع

گرامیداشت زنان در روز جهانی زن

انجمن نجات مرکز تهران یکشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۵

انتخاب روز هشتم مارس به عنوان روز زن ابتدائا به دلیل مبارزۀ زنان کارگر در یک کارخانه نساجی کتان در سال ۱۸۵۷ میلادی در شهر نیویورک آمریکا صورت گرفت.

شرایط کاری سخت و غیر انسانی با دستمزد کم کارگران زن که همراه با مردان در کشور های صنعتی وارد کارخانه ها و بازار کار شده بودند آنان را وادار به مبارزه علیه این بی عدالتی به شکل سازمان یافته و منظم نمود. در این روز کارگران نساجى زن در یک کارخانه بزرگ پوشاک براى اعتراض علیه شرایط بسیار سخت کارى و وضعیت اقتصادی شان دست به اعتصاب زدند. خاطره این اعتصاب براى کارگران نساجى باقى ماند.

نارضایتى عمومى ازاین شرایط براى زنان کارگر ادامه داشت. در هشتم مارس سال ۱۹۰۸ میلادی؛ بعد از گذشت بیش از پنجاه سال از اعتصاب مذکور، به منظور احیای خاطرۀ اعتصاب در این روز که تبعیض، محرومیت، فشار کار و حقوق بسیار کم زنان را به یاد می آورد، کارگران زن کارخانـۀ نساجی کتان در شهر نیویورک مجددا دست به اعتصاب زدند، برای جلوگیری از همبستگی سایر کارگران با اعتصابگران و عدم سرایت آن به بخش های دیگر، صاحب کارخانه به همراه نگهبانان، زنان معترض را در محل کارشان حبس نمود. سپس به دلایل نامعلوم کارخانه آتش گرفت و ۱۲۹ تن از زنان کارگر در این آتش سوختند و تعداد کمی از زنان توانستند از این حادثه نجات یابند.

به همین دلیل روز هشتم مارس به نام روز مبارزه ی زنان علیه بی عدالتی و فشار علیه زنان در خاطره ها ماند و نه تنها در کشورهای توسعه یافته بلکه در جوامع در حال توسعه نیز به صورت گسترده تری مطرح و ابعاد تازه ای به خود گرفت. این روز در ابتدا به عنوان یک رویداد سیاسی سوسیالیستی در بین احزاب سوسیالیست آمریکا، آلمان و اروپای شرقی آغاز شد، اما بعدها در فرهنگ بسیاری از کشورها آمیخته گردید. سازمان ملل متحد هم از سال ۱۹۷۷ این روز را به عنوان «روز حقوق زنان و صلح بین‌المللی» به رسمیت می‌ شناسد.

زنان جهان در روز جهانی زن تلاش کرده اند برای انعکاس پیشرفت ها، دستاوردهای به دست آمده و کنش های شجاعانه زنان، این روز را به فرصتی تبدیل کرده و این دستاوردها را گرامی بدارند.
فرقه رجوی و سوء استفاده از روز جهانی زن

فرقه مخرب رجوی هر سال به مناسبت ۸ مارس مراسمی را در کشورهای مختلف برگزار می کند و در این مراسم از ستم نسبت به زنان ایرانی سخن به میان می آورد و این که حقوق زنان در جمهوری اسلامی ایران پایمال شده است، اما هیچگاه به روابط استثماری زنان در تشکیلات خود اشاره نمی کند. ده ها زن جداشده از این فرقه در سال های اخیر از ظلم، استثمار شدید و بهره کشی ظالمانه از زنان در تشکیلات مجاهدین خلق و در قرارگاه های مختلف از جمله پادگان اشرف در عراق، پرده برداشته اند.

سرکردگان فرقه رجوی در ادعاهای خود نسبت به رعایت حقوق زنان چقدر صادق هستند؟ اظهارات و اعترافات کسانی که از این فرقه جدا شده اند، بهتر می تواند ماهیت پلید، شیطانی و عوام فریبی آن ها را برملا سازد و ما را به این حقیقت تلخ رهنمون شود که زنان، قربانیان مضاعف فرقه رجوی هستند و همه آن ها قبل از آن که زندانی این سازمان باشند اسیر نفس پلید مسعود رجوی گردیده اند. سخن گفتن از حقوق زنان با اهداف سیاسی و در راستای نمایش ها و ژست های ظاهرا دموکراتیک نمی تواند از بار مسئولیت سران فرقه در قبال نقض آشکار حقوق زنان بکاهد.

در طی این دو دهه که زنان و مردان جدا شده از این فرقه به دنیای آزاد راه پیدا کرده اند و خود را از مناسبات بسته و کاملاً فرقه ای رجوی نجات داده اند در زمینه ی مسئله زن در فرقه رجوی بسیار سخن گفته و مطلب نوشته اند. در مناسبات این فرقه، مقررات و قوانین سختی بر زنان حاکم است که عدول از آن، وضعیت و شرایط بسیار هولناکی را برای آنان ایجاد می کند. سران فرقه در عمل یک دیدگاه ایدئولوژیک قرون وسطایی در مورد زنان ارائه می دهند. آنان آرمانی برای جایگاه زن متصور هستند که در دنیای واقعیت و رابطه های انسانی به تحقیر زن و تلقی فاشیستی و کالائی از او منجر می گردد. زن در مناسبات مجاهدین خلق موجودیست عاری از هرگونه احساسات متعالی مادرانه، همسرانه، زنانه، و عاشقانه؛ و امیال این جهانی که می بایست با ستیزه جویی، خشونت و ترور، مسیر به قدرت رسیدن رهبر عقیدتی فرقه را هموار سازد.

موضوع آزادی زنان در تشکیلات فرقه رجوی فقط یک ترفند و حقه سیاسی است و با این شیوه رجوی می خواست با بهره برداری سیاسی؛ مسأله داخل تشکیلات را حل کند و با استثمار زنان در تشکیلات، بار بیشتری از آن ها بکشد. رجوی بر این باور بود که زنان به دلیل خصوصیت های فرهنگی و تربیتی مطیع تر از مردان در هر سازمان، اداره و یا هر تشکیلاتی هستند و راحت تر استثمار می شوند.

در خصوص محرومیت ها و محدودیت هایی که زنان در تشکیلات فرقه رجوی با آن دست و پنجه نرم می کنند، می توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱- زنان از عشق و ازدواج محروم هستند و حتی فکر کردن به جنس مخالف تخلف تشکیلاتی محسوب می گردد.

۲- همه زنان متأهل فرقه رجوی مجبور شده اند از همسرانشان طلاق تشکیلاتی بگیرند و رسما به عقد مسعود رجوی در آیند.

۳- برای این که چهره زنان عضو فرقه از حالت زنانه خارج شده و مورد توجه قرار نگیرد از هرگونه وسائل آرایشی و حتی امکانات بهداشتی معمولی محرومند.

۴- گروهی از زنان جوان فرقه به بهانه های مختلف تحت عمل خارج کردن رحم توسط فردی به نام دکتر نفیسه بادامچی با عنوان “رسیدن به قله” قرار گرفته اند تا هرگونه امید به آینده در این زنان از بین برود.

۵- جهت سرکوب احساسات مادری، زنان از دیدن فرزندان و بستگانشان حتی در مناسبات داخلی اردوگاه ها نیز محروم هستند.

۶- زنان حق معاشرت با مردان را ندارند و مجبورند هرگونه احساس نسبت به جنس مخالف را فراموش کنند و احساسات خود را صرفا معطوف به مسعود رجوی نمایند.

۷- تحمیل پوشش نظامی به صورت تمام وقت به این دلیل که زنان هیچگونه حق انتخاب در طرح، نوع و رنگ لباس و پوشش خود نداشته باشند.

۸ – زنان همچون مردان از تمام وسایل ارتباطی از جمله نشریه، کتاب، تلفن، رادیو، تلویزیون، اینترنت و غیره محروم هستند.

۹- زنان مانند مردان حق هیچگونه اعتراض و انتقادی ندارند و باید دستورات تشکیلات را بدون هیچ سؤالی اجرا کنند.

۱۰- حق حضانت فرزند از مادران عضو فرقه رجوی سلب گردید به عبارتی فرزندان را از دامان پر مهر مادران جدا کردند و به کشورهای دیگر فرستادند.

۱۱ – آپارتاید جنسی به شکلی در پادگان اشرف برقرار بود که حتی پمپ بنزین هم به صورت روزهای زوج و فرد مردانه و زنانه داشت تا زنان هرگز با جنس مخالف روبرو نگردند.

۱۲ – بنا بر گزارشاتی که از جانب زنان جدا شده از فرقه رجوی بدست آمده است، برخی اعضای شورای رهبری سازمان مورد سوء استفاده های جنسی مسعود رجوی تحت عنوان رسیدن به رهائی قرار گرفته اند که مریم رجوی خود برگزار کننده این گونه برنامه ها بوده است.

عاطفه نادعلیان

*** 

هشتم مارس روز جهانی زن یادواره ی تمام زنان مظلوم دنیاست

مریم رجوی ملکهمصاحبه خانم مریم سنجابی با مسعود خدابنده. وضعیت روحی روانی مسعود و مریم رجوی

تعدادی از زنان نجات یافته از فرقه رجوی مجاهدین خلقنامه سرگشاده به خانم ها سوزانا کلاین و کارولاین هاوارت، خیریه “زنان در جهان”

مریم رجوی روز زن مجاهدین خلقروز جعلی زن در ویترین مردانه مریم رجوی (از جعل تاریخ تا توهین به زنان ایرانی)

زهرا سادات میرباقریبمناسبت ۸ مارس (روز جهانی زن) و خشونت طلبی های مریم رجوی

فرانسه و آلبانی از برنامۀ روز زن فرقۀ رجوی در سالنهای عمومی جلوگیری کردند (۲۰۱۶)

Ashamed of your Leader? Silencing the victims of Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult, PMOI, NCRI …) to promote Maryam Rajavi – March 2013

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=28084

مستند «جنگ خاموش»ا

Bio_Terrorismعاطفه نادعلیان، انجمن نجات، مرکز تهران، سیزدهم ژانویه ۲۰۱۷:… مستند «جنگ خاموش» که به موضوع ترور بیولوژیک و پنهان توسط برخی کشورهای غربی می پردازد، در خانه مستند انقلاب اسلامی مراحل میانی تولید خود را سپری می‌کند. مستند ۴۵ دقیقه ای بیوتروریسم به کارگردانی مشترک محسن و محمد سلیمانی و تهیه کنندگی مهدی مطهر، محصول خانه مستند انقلاب اسلامی … 

کمپ بدنان اشرف تعطیل شدمروری مختصر بر فرقه های مخرب کنترل ذهن (۱۰) – قسمت پایانی

لینک به منبع

مستند «جنگ خاموش»

انجمن نجات مرکز تهران پنجشنبه ۲۳ دی ۱۳۹۵

مستند جنگ خاموشمستند «جنگ خاموش» که به موضوع ترور بیولوژیک و پنهان توسط برخی کشورهای غربی می پردازد، در خانه مستند انقلاب اسلامی مراحل میانی تولید خود را سپری می‌کند. مستند ۴۵ دقیقه ای بیوتروریسم به کارگردانی مشترک محسن و محمد سلیمانی و تهیه کنندگی مهدی مطهر، محصول خانه مستند انقلاب اسلامی است و تا پایان سال ۹۵ برای پخش از رسانه ملی آماده می‌شود.
 

به گزارش خبرگزاری فارس، سلیمانی کارگردان این مستند به انگیزه خود در خصوص انتخاب موضوع بیوتروریسم اشاره کرد و گفت: “بحث روی موضوع بیوتروریسم نیاز امروز جامعه است به دلیل این که بیوتروریسم گستره عظیمی دارد و در اشکال گوناگون علیه دشمنان غرب مورد استفاده قرار می گیرد.”

وی ادامه داد: “اولویت این حملات بر روی نخبگان فرهنگی، سیاسی و علمی است و تا کنون افراد زیادی از جمله شهید کاظمی آشتیانی هدف بیوتروریسم قرار گرفته اند، امروز نیز افرادی مانند نادر طالب زاده با این مسأله دست و پنجه نرم می کنند.”

این کارگردان مستند در ادامه به پیچیده بودن فرآیند اثبات هدف حمله قرار گرفتن افراد در این نوع ترور اشاره کرد و افزود: “از نظر این که بیوتروریسم به عنوان یک سلاح و یک شیوه حذف افراد در غرب مورد استفاده قرار می گیرد کسی تردیدی ندارد زیرا بارها مسئولین غربی به این مسأله اشاره کرده اند ولی به دلیل پیچیده بودن فرآیند اعمال این گونه ترور، اثبات آن تا حدودی مشکل است و با رصد کردن برخی از نشانه ها می توان به آن پی برد.”

وی ادامه داد: “یکی از افرادی که امروز به خوبی بحث بیوتروریسم را تبیین می کند، پروفسور کرمی است که با استفاده از تحقیقات گسترده خود توانسته است تا حدود زیادی افکار عمومی را نسبت به این شیوه ترور آگاه کند.”

سلیمانی در پایان با اظهار خشنودی از حساس شدن مجلس شورای اسلامی نسبت به این مسأله گفت: “الحمدلله با تلاش هایی که برای آگاه سازی افکار عمومی شده است، مجلس شورای اسلامی در حین تصویب برنامه ششم توسعه به مسأله بیوتروریسم و تراریخته ها توجه کرده و واردات محصولات تراریخته را ممنوع کرده است زیرا جنگ آینده به دلیل کم هزینه بودن و ایجاد کردن رعب و وحشت در میان نخبگان کشور های مخالف غرب، جنگ بیوتروریسم است و کشور حمله کننده می تواند به راحتی جای پای خود را از جنایت پاک نماید.”

مستند ۴۵ دقیقه ای بیوتروریسم به کارگردانی مشترک محسن و محمد سلیمانی و تهیه کنندگی مهدی مطهر، محصول خانه مستند انقلاب اسلامی است و تا پایان سال ۹۵ برای پخش از رسانه ملی آماده می‌شود.

جهت تنویر ذهن خوانندگان، مطالبی راجع به ترور و بیوتروریسم آورده می شود، امید است که مفید فایده واقع گردد:

ترور عبارتست از حذف حریف سیاسی با هر شیوه ی ممکن.

ترور به معنای ترس زیاد و وحشت است و تروریست کسی است که می خواهد از طریق ارعاب، تهدید و ایجاد ترس و وحشت در مردم، به اهداف خود برسد.

بیوتروریسم: تروریسمی شامل انتشار عمدی عوامل بیولوژیک است. این عوامل، باکتری‌ها، ویروس‌ ها یا سموم‌ اند که ممکن است به شکل طبیعی ‌شان یا به فرم دستکاری شده انسان باشند. این روش در جنگ‌ها استفاده می‌شود. به عبارتی سوء استفاده از میکرواورگانیسم یا فراورده های آن ها در جهت تولید جنگ افزار. به عبارت جامع تر، استفاده از عوامل بیولوژیک به منظور ارعاب یا هلاکت انسان ها و نابودی دام ها یا گیاهان.

بر این اساس جنگ بیولوژیک عبارت است از استفاده از عوامل بیولوژیک اعم از باکتری ها، ویروس ها، گیاهان، حیوانات و فراورده های آن ها به منظور اهداف خصمانه.

بر اساس تعریف پلیس بین الملل در سال ۲۰۰۷ بیوتروریسم عبارت است از منتشر کردن عوامل بیولوژیکی یا سمی با هدف کشتن یا آسیب رساندن به انسان‏‌ها، حیوانات و گیاهان با قصد و نیت قبلی و به منظور وحشت ‌آفرینی، تهدید و وادار ساختن یک دولت یا گروهی از مردم به انجام عملی یا برآورده کردن خواسته ‏ای سیاسی یا اجتماعی.

استفاده از عوامل بیماری زا بر علیه نیروهای دشمن از صد ها سال قبل وجود داشته است. بیش از سیصد سال قبل از میلاد مسیح رومی ها چاه های اطراف شهر را توسط لاشه های حیوانات مرده آلوده می کردند تا سربازان دشمن از آن ها نوشیده، بیمار و یا تلف شوند. طی جنگ جهانی اول ارتش آلمان به آلوده کردن علوفه حیوانات و احشامی پرداخت که برای متفقین ارسال می شد. اغلب کشورهای بیشرفته و در رأس آن ها آمریکا، انگلستان، فرانسه، روسیه, ژاپن و کانادا انواع سلاح های بیولوژیک را تولید و بعضاً مورد استفاده نیز قرار داده اند.
منع تولید سلاح های بیولوژیکی در معاهده ژنو در ۱۷ ژوئن ۱۹۲۵ به امضاء کشورهای عضو رسید.

امتیازات سلاح های بیولوژیک نسبت به دیگر سلاح های کشتار جمعی:

•    تشخیص و شناسایی عوامل بیولوژیک به آسانی مقدور نیست و با حواس پنجگانه قابل دریافت نیستند.
•    عوامل بیولوژیک در مقادیر بسیار کم، به مقدار زیاد کشنده می باشند به راحتی می توان آن ها را پنهان کرد و به سادگی منتقل نمود.
•    دفاع در برابر عوامل بیولوژیک بسیار مشکل است این مشکل در کشورهایی که از نظر سازماندهی و سرویس های بهداشتی درمانی در درجات پایین قرار دارند (کشورهای در حال توسعه) بسیار حادتر است.
•     پخش عوامل بیولوژیک توسط نیروهای نفوذی (ستون پنجم) در عملیات خرابکارانه به راحتی امکان پذیر می باشد.
•     برای ساخت، تولید، انبار و ذخیره سازی سلاح های بیولوژیک نیاز به وجود تأسیسات بزرگ نمی باشد و می تواند در خفا و تحت پوشش تحقیقات آزمایشگاهی، بیولوژیکی، میکروب شناسی و غیره انجام شود.
•     اثر عوامل بیولوژیک آنی و فوری نمی باشد. این دوره کمون یک برتری را برای این سلاح ها به وجود آورده از این نظر که هدف های مورد اصابت، تا مدت ها بعد از حمله مشخص نخواهد شد. همین فاصله زمانی امکان ردیابی مهاجم را از دستگاه های امنیتی می گیرد و به تروریست ها این اجازه را می دهد تا رد پاهای خود را پاک و از صحنه خطر دور شوند.
•    سلاح های بیولوژیک می توانند (نه ضرورتاً) اثرات ثانوی را به دنبال داشته باشند. مثلاً یک عملیات کوچک بر علیه یک هدف موضعی و محلی می تواند یک بیماری اپیدمیک گسترده به بار آورد.
کشف زودرس حمله بیولوژیک از اهمیت حیاتی برخوردار است:

امروزه دستگاه های تشخیص عوامل بیولوژیک ساخته شده‌اند ولی فقط در اختیار تعدادی از کشورهای پیشرفته می‌باشند. عدم تشخیص به موقع یک حمله بیولوژیک همیشه برابر با این خواهد بود که تعداد زیادی از سربازان حفاظت نشده به سربازان مریض تبدیل گردند.

با در نظر گرفتن این موارد، در صورت عدم دسترسی به دستگاه های تشخیصی، حفاظت از نظر پزشکی (واکسیناسیون و سایر انواع پیشگیری)، هوشیاری و حفاظت فیزیکی مهمترین و تنها ابزار در دسترس برای مقابله با حمله جنگ ‌افزارهای بیولوژیک خواهد بود.

رژیم صهیونیستی انواع سلاح ‌های بیولوژیک غیرمتعارف را تولید و مورد آزمایش قرار می ‌دهد و از آن ها برای ترورهای آرام از جمله ترور رهبران مقاومت استفاده می ‌کند. گفته می‌ شود این مرکز که یکی از سری‌‌ ترین مراکز امنیتی رژیم صهیونیستی است، در شهر ‘ریشون لیژن’ در جنوب شرق تل‌ آویو، تحت تدابیر امنیتی و نظامی شدید قرار دارد. حذف مهره ‌های مخالف از این طریق به دلیل آن که مرگی تدریجی و آرام را در پی دارد، می‌ تواند شبهات متوجه نظام موجود را در مورد مرگ افراد برطرف و این انحراف را در افکار عمومی ایجاد کند که فرد مورد نظر در اثر یک بیماری مهلک مانند سرطان از پای درآمده است.

ترور با سم و مسموم کردن مخالفان در نقاط مختلف جهان، در میان رژیم‌ های دیکتاتوری سابقه ‌ای دیرینه دارد و محدود به رژیم صهیونیستی نیست، اما این رژیم آن را به کمال رسانده است!
پروفسور علی کرمی می گوید:

“واژۀ بیوتروریسم از دو بخش تشکیل شده است: بیو و تروریسم

بیو به معنای حیات و زندگی است و تروریسم به معنی تهدید، ارعاب و کشتن افراد.

در کشور ما، تروریسم موضوع کاملاً شناخته شده ای است و در طول بیش از سی سال بعد از انقلاب، کشور ما قربانی ترور بوده است. ترور، تهدید و ارعابی است که به حذف فیزیکی فرد منجر شود. ترور عادی با بمب و تفنگ و اسلحه و مواد منفجره و مانند آن اتفاق می افتد؛ اما در کنار آن، چون استفاده از سلاح در کشورها، روز به روز سخت تر می شود، بعضی ها فکر کرده اند راه های ساده تری هم برای ترور هست که سیستم های اطلاعاتی و امنیتی متوجه این روش ها نشوند. این روش ها با استفاده از عوامل بیولوژیک، شیمیایی و رادیولوژیک است که به اولی «بیوتروریسم»، دومی «کیموتروریسم» و سومی «رادیوتروریسم» گفته می شود.

… روش های بیوتروریستی از استفاده از سلاح به مراتب خطرناکترند؛ چون یک سلاح می تواند یک یا نهایتاً چند نفر یا یک بمب مثلا ۵۰ یا ۱۰۰ نفر را بکشد؛ اما اگر خدای ناکرده آب، هوا، سبزی و داروی یک شهر آلوده گردد، به یک جمعیت گسترده ی ده ها هزار یا در یک کشور، میلیون نفری آسیب رسانده می شود.

… دشمنان و به خصوص تروریست ها وقتی میزان تأثیرگذاری این سلاح را مشاهده کردند، با کمال تأسف به آن بیشتر علاقه مند شدند.

… عوامل بیولوژیک مورد استفاده در این سلاح و تهدید ها هم عبارتند از: “ویروس ها، میکروب ها، قارچ، انگل، سموم گیاهی و حیوانی، سموم موجود در میکروب ها مانند بوتولیسم”

بیوتروریسم شیوه ای مناسب برای حذف شخصیت‌ ها به صورت خاموش و نرم می‌باشد اما به کار بردن این شیوه برای ترور شخصیت‌ ها به دلایل مختلف از درصد کمتری در مقایسه با ترورهای خشن برخوردار است. اما نکته دیگر این است که در واقع هدف ترور با بیوترور یکی است. به عبارت دیگر فرقی بین ترورهایی که با بمب و اسلحه صورت می ‌گیرد با ترورهایی که با سم‌ های مختلف انجام می ‌گیرد از لحاظ هدف نیست. فقط تنها مزیت این نوع ترور این است که در برخی موارد می ‌توان عاملی استفاده نمود که تدریجاً به کشته شدن فرد بیانجامد و از این بابت جو رسانه ای و نارضایتی اذهان عمومی را در پی نخواهد داشت.

گردآورنده: عاطفه نادعلیان

*** 

سسعود رجوی به نوشته ابراهیم خدابنده. یک نفر یک روز سی سالفرازی از کتاب یک نفر، یک روز و سی سال

گسستن بند ها (فرقه رجوی)فرازهایی از کتاب گسستن بندها

کتاب سرگذشت من با مجاهدین خلقمعرفی کتاب “سرگذشت من با مجاهدین خلق” و مصاحبه با پرویز درخشان نویسنده کتاب

احمد عبدی گروگان مجاهدین خلق فرقه رجویچرا فرزندان به گروگان گرفته شده مان در آلبانی ممنوع التماس و ممنوع الملاقات شده اند (نمونه هایی از اعتراضات این هفته)ا

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=11733

در خصوص مستند “فیلم ناتمامی برای دخترم سمیه” 

برای دخترم سمیه محمدیعاطفه نادعلیان، انجمن نجات، مرکز تهران، دوم ژوئیه ۲۰۱۴: … امید است در ساختن فیلم ها و مستند هایی از این گونه همت بیشتری شود. از صدا و سیمای جمهوری اسلامی و تهیه کنندگان و کارگران این مجموعه کمال تشکر را دارم و درخواست میکنم به این کار و روشنگری در خصوص فرقه های مخرب بخصوص فرقه رجوی، که خانواده های بسیاری را دردمند نموده است، ادامه دهند. همچنین از انجمن نجات درخواست دارم تا …

لیبرتی، اردوگاهی فراموش شده (مصاحبه با عبدالکریم لاهیجی و ایرج مصداقی)

لینک به منبع

در خصوص مستند “فیلم ناتمامی برای دخترم سمیه”

برای دخترم سمیه محمدیمستندی با عنوان “فیلم ناتمامی برای دخترم سمیه” به کارگردانی مصطفی پایه شناس در مورد خانم سمیه محمدی و خانوادۀ رنج کشیده ایشان از سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش گردید که بسیار غم انگیز و در عین حال تأثیر گذار و آموزنده بود. شجاعت کارگردان و مسئولین سیما در پرداختن به مسائل بسیار مبرم و حیاتی که در گذشته از ورود به آنها اجتناب میشد قابل تحسین است.

این مستند بسیاری از حقایق مربوط به مناسبات فرقه ای در درون سازمان مجاهدین خلق را به صراحت بیان می کند و عمق فاجعه اسارت ذهنی اعضا را آشکار می سازد. این برنامه هشداری به همه جوانان و خانواده های ایرانی است که نسبت به فرقۀ رجوی و سایر فرقه های مخرب پیرامون ما هوشیار باشند و فریب شعارهای آزادی خواهانه آنها را نخورند و به وابستگی روانی و سرسپردگی ذهنی فرقه های عصر حاضر توجه داشته باشند.

تهیه کنندگان این مستند با درایت و دانش کافی، تلاش نموده اند اندکی از درد و رنج خانوادۀ محمدی، و سایر خانواده هایی که فرزندانشان اسیر این فرقه هستند، را به تصویر بکشند. به نظر من تأثیر عمومی این مستند از کتاب های بسیاری که در این زمینه نگاشته شده بیشتر است. تجربه فرقه رجوی برای ملت ایران بسیار گران تمام شد و بهای گزافی طلبید؛ از این تجربه باید به نحو احسن برای هوشیاری نسل های آینده بهره برد.

امید است در ساختن فیلم ها و مستند هایی از این گونه همت بیشتری شود. از صدا و سیمای جمهوری اسلامی و تهیه کنندگان و کارگران این مجموعه کمال تشکر را دارم و درخواست میکنم به این کار و روشنگری در خصوص فرقه های مخرب بخصوص فرقه رجوی، که خانواده های بسیاری را دردمند نموده است، ادامه دهند.

همچنین از انجمن نجات درخواست دارم تا سی دی این مستند را تکثیر نموده و به صورت گسترده در اختیار جوانان و خانواده ها قرار دهد تا مانع از به دام افتادن افراد دیگر شوند. همیشه گفته میشود که پیشگیری بهتر از درمان است. انجمن نجات تلاش میکند تا اسرای ذهنی رجوی را نجات دهد، اما مهمتر آنست که کسانی که پتانسیل گرفتار شدن در فرقه رجوی دارند را از این دام برهاند.

با تشکر و با آرزوی نابودی فرقه های مخرب

عاطفه نادعلیان

فیلم ناتمامی برای دخترم سمیه
An Unfinished documentary for my daughter – Trapped in Rajavi cult, Mojahedin Khalq

https://youtu.be/CEb5-ZBuk4k

همچنین:

خیمه شب بازی فرقه تروریستی رجوی تحت عنوان روز جهانی زن در پاریس

غفور فتاحیان، پیوند رهایی، بیست و هشتم فوریه ۲۰۱۶:… دستگاه مافیای رجوی برای خودنمایی و روحیه دادن به نیروهای وا رفتۀ خود و تبلیغات بیرونی با هزینه های سرسام آور که بخش عظیمی از آن توسط سرویسهای امنیتی سعودی تآمین می شود یک خیمه شب بازی در پاریس به را ه انداخته است که نفرات شرکت کننده در آن از کشورهای عربی
 
 
Davood_Baghervand_Arshadداوود باقروند ارشد، سایت نه به فرقه ها و تروریسم، بیست و هفتم فوریه ۲۰۱۶:…  هموطنان خانم مریم رجوی مدیر حرمسرای آقای مسعود رجوی روز آینده شنبه ۲۷ فوریه ۲۰۱۶ در پاریس سالن گراند آرک کنفرانس زنان و آزادی زنان را برگزار میکند. از ایشان باید سوال کرد آیا در این جلسه به زنان خواهید گفت که اگر
 
 
الف. مینو سپهر، وبلاگ زنان در اسارت فرقه رجوی، نوزدهم مارس ۲۰۱۵:… درروز ۷ مارس مریم رجوی گوزیده ی مقاومت یواشکی خودرا به برلین رساند تا درحضور ۲۵۰۰ نفر ازجمله تعدادی سخنران اجاره ای وشرکت کنندگان کرایه ای با آن صدای “غاز ” مانندش ” جیغ وداد ” کند _ این مراسم تحت نام ” زنان وبردباری ” برگزار گ
 
 
حسن پیرانسر، پاریس، پانزدهم مارس ۲۰۱۵:…  بنده به عنوان یکی از اعضای اینفرقه که ۲۰ سال را در مناسبات آن در قرارگاههای مختلف در کشور عراق سپری کرده ام از نزدیک شاهد وضعیت زنان در اینفرقه بوده ام و برای من و سایر دوستان جداشده بخصوص بانوان جدا شده از اینفرقه برپایی مراسم جهانی زن از طرف اینفرقه بسیار مشمئز کننده و ریاکارانه ج