مریم رجوی و ادعاهای تکراری پایبندی به دمکراسی و حقوق بشر

مریم رجوی و ادعاهای تکراری پایبندی به دمکراسی و حقوق بشر

حنیف حیدر نژاد، دوازدهم اکتبر 2015:… اگر مریم رجوی از کمپ لیبرتی در عراق به عنوان یک زندان سخن می گوید، چرا امکان برقراری ارتباط تلفنی مستقیم ساکنین لیبرتی با بستگانشان را برقرار نمی کند و چرا به سوالات بی شمار خانواده ها و بستگانِ ساکنین لیبرتی پاسخ نمی دهد؟ اگر مریم رجوی از انتخاب آزاد برای داشتن هرگونه اعتقاد سخن می گوید، پاسخ دهد؛ چرا اعضاء این سازمان برای وفاداری به …

 مجاهدین خلق فرقه رجوی العربیه تروریسماگر رجوی این انرژی را بجای مزدوری و دریوزگی، برای مردم گذاشته بود

مسعود رجوی موسی خیابانی آیت الله خمینیتاریخچه ۵۰ ساله سازمان مجاهدین خلق

لینک به منبع

مریم رجوی و ادعاهای تکراری پایبندی به دمکراسی و حقوق بشر

مریم رجوی از رهبران سازمان مجاهدین خلق در یک مراسم به مناسبت روز جهانی لغو اعدام سخنانی ایراد کرده است. وی از جمله گفت: “ما در پی نظم تازه‌يی هستيم بر اساس آزادی، دموكراسی و برابری” او همچنین ادعا کرد: “طرح ما برای آينده ايران، پی‌‌ريزی يك قضايية مستقل و  پويا و آزاد است. طرح ما دفاع از ارزشهای دموكراتيك و آزادی، برابری و حريم زندگی خصوصی آحاد مردم است. طرحی كه در آن هيچ كس خودسرانه دستگير نمی شود، شكنجه ممنوع است. از هيچ متهمی حق دفاع و داشتن وكيل سلب نمی شود، اصل برائت محترم شمرده می‌شود و هيچ كس و به خصوص هيچ زنی، در برابر خشونت و تعدی و نقض آزادی از دسترسی به عدالت محروم نيست.”

در دنیای سیاست این حرف های قشنگ نیستند که می توانند در مردم اعتماد ایجاد کنند، بلکه میزان پایبندی و عمل به آن شعارهاست که مشخص می کند آیا فرد و جریانِ مدعی آن شعارها قابل باور است یا نه؟ در کشورهای غربی (مثلا در آلمان) در انتخابات مختلف (انتخابات سراسری یا محلی) بین 30 تا 50 درصد دارندگان حق رای در انتخابات شرکت نمی کنند. یک دلیلِ مهم این رفتار بی اعتمادی آنها به سیاستمداران و احزاب سیاسی است. احزابی که حرف و شعارهای قشنگ میزنند ولی به آن پایبند نیستند. با این وجود، رهبران این احزاب در مقابل رسانه های عمومی و خبرنگاران و مردم کوچه و بازار پاسخگو هستند. اگر چه آنها تلاش می کنند تا در مصاحبه ها و جلسات گفتگو با مردم، با کلی گوئی از پاسخ دقیق و مشخص به سوالات فرار کنند، اما رسانه های آزاد به خوبی این رفتار، و گفته های قشنگ پیشین را با هم مقایسه کرده و به نحو عمیق تری پرمداعائی و فریبکاری آن احزاب یا سیاستمداران را برای افکار عمومی روشن می کنند.

به نظر می رسد مریم رجوی برخی لغات و واژه ها را از فرهنگ سیاسی کشورهای دمکراتیک برگرفته، بدون آنکه خود را به نیمه ی دیگر قوائد بازی سیاست، یعنی پاسخگوئی متعهد بداند.
مریم رجوی از یک نظم جدید برپایه دمکراسی سخن می گوید، بی آنکه توجه کند که از مهمترین مشخصه های یک سیستم دمکراتیک، شفافیت و پاسخگوئی رهبران سیاسی و مسئولین آن می باشد. چرا مسعود رجوی، مریم رجوی و دیگر رهبران سازمان مجاهدین حاضر به پاسخگوئی به سوالات منتقدین و مخالفین خود یا روزنامه نگاران آزاد نبوده و سوالات آنها در زمینه های مختلف، از جمله شکست های استراتژیک و سیاسی و یا نقض حقوق بنیادین انسانی اعضاء این سازمان را بدون پاسخ می گذارند؟ بنظر می رسد برخلاف ادعاها و بجای ارزش های دمکراتیک، این ارزش ها و مناسبات توتالیتاریستی است که در مناسبات حاکم بر سازمان مجاهدین و پیرامون آن حاکمیت دارد.

اگر مریم رجوی از کمپ لیبرتی در عراق به عنوان یک زندان سخن می گوید، چرا امکان برقراری ارتباط تلفنی مستقیم ساکنین لیبرتی با بستگانشان را برقرار نمی کند و چرا به سوالات بی شمار خانواده ها و بستگانِ ساکنین لیبرتی پاسخ نمی دهد؟

اگر مریم رجوی از انتخاب آزاد برای داشتن هرگونه اعتقاد سخن می گوید، پاسخ دهد؛ چرا اعضاء این سازمان برای وفاداری به “رهبرعقیدتی” زیر فشار و  ترور روانی قرار گرفته و چرا آنانی که حاضر نیستند این مناسبات را قبول کرده و خواهان جدائی از آن می شوند را در نشست های جمعی و عمومی مورد آزار و توهین و فشار روانی قرار می دهند؟

مریم رجوی از باور به ارزش های حقوق بشری، منع شکنجه و اعدام سخن می گوید. اگر چنین است چرا این سازمان در مورد ادعاهای جداشدگان از سازمان مجاهدین در مورد وجود زندان و شکنجه در این سازمان در قرارگاه اشرف در عراق، سکوت می کند؟ اگر این سازمان با مجازات اعدام مخالف است، چرا در مورد ادعاهای متعدد صدور حکم اعدام در این تشکیلات، حتی در مورد بالاترین افراد تشکیلات، از جمله صدور حکم اعدام برای علی زرکش که زمانی جانشین مسعود رجوی بوده پاسخ نمی دهد؟

مریم رجوی از پایبندی به حاکمیت قانون و احترام به اصل برائت سخن می گوید. اگر چنین است، پاسخ او به فتوای مسعود رجوی در مورد به مجازات رساندن مخالفین و جدا شدگان از سازمان مجاهدین چیست؟ در مورد سخنان علنی و آشکار مهدی ابریشمچی از رهبران این سازمان در تلویزیون رسمی این سازمان و تائید و تشویق او برای “بند از بند پاره کردن” مخالفین این سازمان، بویژه خطاب به آقای ایرج مصداقی چه توضیحی می دهد؟ در مورد اطلاعیه های طولانی، صدور حکم و اتهامات بی پایه و اساس بر علیه آقایان محمد رضا روحانی و کریم قصیم، اسماعیل وفا یغمائی، سعید جمالی، ایرج شکری، ایرج مصداقی، محمد جعفری (همنشین بهار)، امیر صیاحی، علی بخش آفریننده (رضا گوران) و خانم ها عاطفه اقبال و مهناز قِزللو و دیگر جداشدگان از سازمان مجاهدین و شورای ملی مقاوت چه می گوید؟

مریم رجوی از احترام به حریم خصوصی افراد سخن می گوید، حال آنکه اعضای سازمان مجاهدین خلق موظف به گزارش نویسی های روزانه و هفتگی در مورد خواب ها و تصورات جنسی خود می باشند. آنها برای پذیرش طلاق های اجباری زیر فشار قرار می گیرند. چرا کودکان از خانواده ها جدا شده و ارتباطات آنها با والدینشان قطع شد؟ پاسخ مریم رجوی به این ادعاها که از سوی افرادی با سوابق طولانی در درون سازمان مجاهدین، که این تشکیلات را ترک کرده اند، چیست؟ (برای نمونه به نوشته های آقای رضا گوران مراجعه شود)

سکوت، عدم شفافیت و در مقابل، توهین و تهمت و تهدیدِ مخالفین و پرسشگران نشان دهنده ی آن است که سازمان مجاهدین با ارزش های دمکراتیک بیگانه و حتی با آنها ضدیت می ورزد.

مریم رجوی باید بداند در عصر حاضر شفافیت، پاسخگوئی و مسئولیت پذیری، مشخصه ی اصلی فعالیت سیاسی و موفقیتِ دراز مدت رهبران و احزاب سیاسی می باشد. فریبکاری، دروغ و سخنان فریبنده، تنها تاثیرات کوتاه مدت داشته و بعد از مدتی به دلیل تکرار و تکرار و باز هم تکرار، بی آبروئی و بی اعتباری بیشتر را دامن میزند.

واکنش مریم رجوی یا سازمان مجاهدین خلق به همین نوشته و میزان شفافیت و پاسخگوئی آنها، شاخص مناسبی برای سنجش میزان پایبندی آنها به شعارهای ادعائیشان می باشد.

حنیف حیدرنژاد

19 مهر 1394/ 11 اکتبر 2015

http://www.hanifhidarnejad.com

***

حسین مدنی شهریار کیا بعد از صداممینو سپهر: نگاهی به ۵۰ سال خشونت وترور وجنایت وخیانت گروه موسوم به مجاهدین

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=20335

دفاع از حقیقت، پایداری بر یک پرنسیب

حنیف حیدر نژاد، سایت حیدر نژاد، شانزدهم اوت ۲۰۱۵:…  ادعای دیگر فخرآور در لابلای گفته هایش این بود که علی خامنه ای و هاشمی رفسنجانی قبل از انقلاب عضو سازمان مجاهدین خلق بوده اند. ایرج مصداقی به چند تناقض آشکار در این ادعاها اشاره کرد، از جمله اینکه خامنه ای در پائیز ۱۳۴۳ در مشهد ازدواج کرده است. چهره های ادبی سرشناسی از میهنمان که هنوز در قید حیات هستند در مراسم ازدواج خامنه ای …

لینک به منبع

دفاع از حقیقت، پایداری بر یک پرنسیب

برنامه افق صدای آمریکا موضوع برنامه پنجشنبه ۱۳ اوت خود را به بررسی انفجار ۷ تیر ۱۳۶۰ اختصاص داده بود. این برنامه دو مهمان دعوت کرده بود: امیر عباس فخر آور و ایرج مصداقی.[۱]

امیرعباس فخرآور با اشاره به اسنادی در کتابی با نام “رفیق آیت الله” که آنرا تالیف و تنظیم کرده و قرار است بزودی منتشرشود، مدعی شد که هم انفجار هفت تیر و هم هدایت بسیاری از حوادث از زمان قبل از انقلاب تا رهبر شدن علی خامنه ای همه و همه حساب شده بوده است. به باور فخرآور، علی خامنه ای بین سال های ۱۹۶۴ تا ۱۹۶۸ میلادی / ۱۳۴۳ تا ۱۳۴۷ شمسی از ایران خارج شده و به مسکو رفته و در آنجا در دانشگاه پاتیرس لومومبا تحصیل کرده است. این دانشگاه زیر نظر سازمان اطلاعات شوروی سابق “کا گ ب” بوده و کسی نمی توانسته داوطلبانه در آنجا ثبت نام کند، بلکه این دستگاه اطلاعاتی شوروی بود که افرادی را از کشورهای مختلف انتخاب و در آنجا تربیت می کرد تا در آینده ی دور یا نزدیک منافع آن کشور را به پیش ببرند. به ادعای فخرآور یکی از این افراد علی خامنه ای بوده است. او ادعاهای دیگری را هم مطرح کرد از جمله:

– حزب توده و سازمان چریک های فدائی خلق در تدارکات خروج علی خامنه ای به مسکو به او کمک کرده اند.

– علی خامنه ای رئیسِ عامل اصلی انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی، مسعود کشمیری بوده و با برنامه قبلی او را در این موضع گمارده بود تا در روز مناسب این انفجار را عملی کند. به عبارت دیگر سازمان مجاهدین نقشی در این انفجار نداشته است، علی خامنه ای به عنوان عامل شوروی سابق این انفجار را طراحی کرده و از طریق مسعود کشمیری، نفر زیر دست خودش که او را در یک سمت عالی اطلاعاتی امنیتی قرار داده بود، این طرح را عملی کرد.

ادعای دیگر فخرآور در لابلای گفته هایش این بود که علی خامنه ای و هاشمی رفسنجانی قبل از انقلاب عضو سازمان مجاهدین خلق بوده اند.

ایرج مصداقی به چند تناقض آشکار در این ادعاها اشاره کرد، از جمله اینکه خامنه ای در پائیز ۱۳۴۳ در مشهد ازدواج کرده است. چهره های ادبی سرشناسی از میهنمان که هنوز در قید حیات هستند در مراسم ازدواج خامنه ای شرکت داشته و در نوشته یا خاطراتشان در این مورد توضیح داده اند. (بنابراین خامنه ای نمی توانسته در این سال در مسکو بوده باشد). سازمان چریک های فدائی خلق در سال ۱۳۵۰ تاسیس شده (بنابر این، این سازمان در سال ۱۳۴۳ اصلا وجود خارجی نداشته که بخواهد تدارکات خروج مخفیانه خامنه ای به شوروی را فراهم کند. جدا از آن، یکی از اختلافات اساسی سازمان چریک های فدائی خلق پس از تاسیس، با حزب توده در مورد ارتباط و وابستگی این حزب به شوروی بوده است و این سازمان ارتباطاتی با کا گ ب نداشته است.) همچنین ایرج مصداقی با اشاره به اسنادی توضیح داد که مسعود کشمیری عضو سازمان مجاهدین خلق و نفوذی این سازمان در ارگان های رژیم بوده است.

چند نکته ای که مایلم به آن اشاره کنم:

– ایرج مصداقی خود قربانی شکنجه، زندان و رفتارهای غیر انسانی رژیم جمهوری اسلامی است. با این وجود آنجا که در مورد خامنه ای، رهبر جنایتکاران حاکم در ایران حرفی دور از حقیقت گفته میشود، وظیفه خود می داند که از حقیقت دفاع کند. رعایت انصاف و دفاع ایرج مصداقی از حقیقت، به عنوان یگ پرنسیب حتی اگر فرد مورد اتهام، خامنه ای جنایتکار باشد، بر اعتبار او به عنوان مدافع دادخواهی و عدالت بیش از پیش میافزاید.

– استدلال های فخرآور ادامه نظریه پردازیهائی است که براساس آن هرآنچه بر سر ایران آمده، ریشه در خارج دارد. این نظریه های “دائی جان ناپلئونی”، جائی برای مردم و مسئولیت فردی انسانها قائل نیست. مردمی که امروز چنین نظریه ای را می شنوند اگر بخواهند آن را باور کنند، به این نتیجه می رسند که هر گونه تلاش آنها برای تغییر سرنوشتشان هم بیهوده است، چرا که سرنوشت آنها را کسان دیگری نوشته و سناریوئی از پیش تعیین شده در حال اجرا است. یک نتیجه عملی چنین نظریه پردازی میتواند فرا خواندن ایرانیان به انفعال و تسلیم باشد. فراخوانی که در عمل به ادامه بقای رژیم جمهوری اسلامی کمک می کند.

– فرصت برنامه بسیار محدود بود و ایرج مصداقی بجز کمک از حافظه اش، فرصت پرداختن به اسناد یا فاکت های مختلف را نیافت. اما روح حاکم بر استدلال های او بود که اهیمت دارد. همین نکته است که می تواند ذهن شنونده جویای حقیقت را به تعمق و واکاوی بیشتر بکشاند.

برای روشن شدن حقیقت مایلم از سوی خودم بر دو نکته تاکید کنم:

– آنانی که در درون تشکیلات سازمان مجاهدین خلق بوده و در سخنرانی های مسعود رجوی در نشست های کوچک و بزرگ در عراق حضور داشته اند، می دانند که او به دفعات و به بیان های مختلف با اشاره به “انفجار بزرگ خشم خلق”، به نقش سازمان مجاهدین خلق در انفجار هفت تیر و دیگر انفجار های بزرگ (دفتر نخست وزیری، دفتر دادستانی) در این سال تاکید می کرد.

– آنانی که در درون تشکیلات سازمان مجاهدین خلق بوده و در سخنرانی های مسعود رجوی در نشست های کوچک و بزرگ در عراق حضور داشته اند، می دانند که او به دفعات به خامنه ای و رفسنجانی و برخی دیگر از رهبران رژیم اشاره می کرد و تاکید می کرد که آنها “هوادار” (و نه عضو) سازمان مجاهدین خلق بوده اند و از این بابت به خود می بالیدند. منظور از هواداری نیز، نه ارتباط تشکیلاتی آنها با سازمان مجاهدین، بلکه حمایت از این سازمان بود.

ایرج مصداقی نقش بسیار ارزنده ای در روشنگری تاریخ سیاسی چهار دهه اخیر کشورمان داشته است. با این وجود یک انتقاد جدی برنامه افق ۱۳ اوت ۲۰۱۵ فضای پرتشنج و تا حدودی عصبی حاکم بر آن بود. اگرچه برای من چرائی این چنین فضائی از سوی ایرج مصداقی تا حدودی قابل فهم است، با این وجود و با احترام به او، آنرا درست نمی دانم. تاریخ ایران نیاز دارد تا فاکت ها و اسناد به درستی بررسی شوند. یک بررسی درست و آرام می تواند به خوبی تلاش های غیر کارشناسانه با انگیزه های به دور از حقیقت یابی را خنثی و چهره حقیقی آنانی که در پشت چنین تلاش هائی هستند را بهتر روشن کند.

حنیف حیدرنژاد

۱۴ اوت ۲۰۱۵/ ۲۳ مرداد ۱۳۹۴

http://www.hanifhidarnejad.com

1- برنامه افق صدای آمریکا، ۱۳ اوت ۲۰۱۵

http://ir.voanews.com/media/video/horizon/2916566.html?z=1566&zp=1

***

چرا مریم رجوی بر”تسلیح” ساکنین کمپ لیبرتی در عراق اصرار می کند، عواقب آن چیست؟

حنیف حیدر نژاد، سایت حیدر نژاد، بیست و دوم مارس ۲۰۱۵:… هر فرد آگاه به شرایط نظامی- امنیتی عراق می داند که نمی توان با “سلاح های حفاظت فردی”، با نیروهای تا دندان مسلح شبه نظامی هوادار رژیم ایران، نظامیان عراق و یا نیروهای سپاه قدس که مجهز به تسلیحات نیمه سنگین و سنگین و پشتیبانی توپخانه و هوانیروز هستند “مقابله” کرد. از طرف دیگر ساکنین لیبرتی اغلب بین ۵۰ تا ۶۰ ساله …

آقای رجوی سلاح را برای چه کاری و برای چه کسی می خواهی؟

لینک به منبع

چرا مریم رجوی بر”تسلیح” ساکنین کمپ لیبرتی در عراق اصرار می کند، عواقب آن چیست؟

۰۱ فروردین ۱۳۹۴

شورای ملی مقاومت اطلاعیه ای به مناسبت اجلاس میاندوره ای این شورا که در تاریخ ۲۳ و ۲۴ اسفند ۱۳۹۳ برگزار شده، انتشار داده است.[۱] در بخشی از این اطلاعیه به نقل از مریم رجوی در مورد وضعیت کمپ لیبرتی در عراق- محل اسکان حدود ۲۷۰۰ نفر اعضاء سازمان مجاهدین خلق- آمده است: ” فقدان امنیت و حفاظت ساکنان [کمپ لیبرتی] با وجود تهدیدهای شبه نظامیان وابسته به سپاه قدس، افزایش پیدا می‌کند.” او برای حل این “تهدید” خواستار انتقال هرچه سریعتر ساکنین لیبرتی به خارج از عراق نمی شود، بلکه از دولت آمریکا و ملل‌ متحد می خواهد تا “سلاح‌های حفاظت فردی مجاهدین برای حفاظت از خودشان در برابر نیروی قدس و شبه نظامیان رژیم آخوندی به آن‌ها باز گردانده شود.”

در این مورد باید گفت:

اول: مطابق توافقات انجام شده بین سازمان مجاهدین، دولت ایالات متحده آمریکا، سازمان ملل متحد و دولت عراق، وظیفه تامین امنیت جانی ساکنین کمپ لیبرتی و تدارک انتقال این ساکنین به خارج از عراق را به عهده دارند. هرگونه قصور و کوتاهی در تحقق این اهداف از جانب هریک از این طرف ها باید با شفافیت و بر اساس مستندات به اطلاع افکار عمومی برسد. متاسفانه در چهار سال گذشته هیچ اطلاع رسانی سیستماتیک و شفافی در زمینه تامین امنیت ساکنین لیبرتی و انتقال آنها به خارج از عراق انجام نشده است. بطور خاص سازمان مجاهدین وظیفه دارد تا خانواده های ساکنین لیبرتی و افکار عمومی را از طریق یک گاهنامه، ساعت به ساعت و روز به روز در جریان آنچه در لیبرتی میگذرد در جریان بگذارد. سازمان مجاهدین تاکنون از چنین کاری خودداری کرده است. همین مسئله این شک را تقویت می کند که رهبری سازمان مجاهدین بطور واقعی خواستار خارج شدن نیروهایش از عراق نیست و فقط برای برداشتن فشار از روی خودش، تقصیر کوتاهی ها را به دوش دیگر طرف ها می اندازد. حال آنکه یک اطلاع رسانی مستند، شفاف، مستمر و سیستماتیک بطور واقعی نشان خواهد داد که کدام طرف یا طرف هائی از انجام وظیفه خود خودداری می کند. دلیل اینکه چرا رهبری مجاهدین از چنین اطلاع رسانی روزانه ای خودداری می کند نامشخص است. آنها به سوالات مطرح شده در این مورد پاسخ نمی دهند.

دوم: هر فرد آگاه به شرایط نظامی- امنیتی عراق می داند که نمی توان با “سلاح های حفاظت فردی”، با نیروهای تا دندان مسلح شبه نظامی هوادار رژیم ایران، نظامیان عراق و یا نیروهای سپاه قدس که مجهز به تسلیحات نیمه سنگین و سنگین و پشتیبانی توپخانه و هوانیروز هستند “مقابله” کرد. از طرف دیگر ساکنین لیبرتی اغلب بین ۵۰ تا ۶۰ ساله بوده و به دلیل بیماری، جراحات جنگی، تغذیه نامناسبِ طولانی مدت یا کمبود رسیدگی های پزشکی از توانِ رزم نظامی بسیار پائینی برخوردارند. بر اساس گفته مسعود رجوی -رهبر عقیدتی مجاهدین- ۸۰۰ نفر آنها (تقریبا یک سوم ساکنین) ناتوان و بیمار می باشند.[۲] با این وصف، “تسلیح” ساکنین لیبرتی نه تنها نمی تواند “حفاظت” آنها را تامین کند، بلکه کارت دعوتی است برای نیروهای جنایتکار هوادار جمهوری اسلامی در عراق تا تسلیح ساکنین لیبرتی را نشانه ی تحریک قلمداد کرده و با این بهانه در لیبرتی حمام خون راه بیاندازند.

سوم: در حال حاضر استاتو، یا موقعیت حقوقی ساکنین لیبرتی در عراق “غیرنظامیان تحت کنوانسیون چهارم ژنو” تعریف شده است. این استاتو قدرت های اشغالگر -ایالت متحده آمریکا- و سازمان ملل متحد را موظف به تامین حفاظت این افراد می سازد. این استاتو به کشورهای ثالثی که مایل به پذیرش ساکنین لیبرتی باشند، این امکان را میدهد تا در چهارچوب قوانین بین الملل، پذیرش این افراد را توجیه کرده و اقدامات لازم درچهارچوب قوانین کشور خود برای پذیرش فردی یا جمعی ساکنین لیبرتی را هموار کنند. سخنانِ به غایت غیرمسئولانه ی مریم رجوی راه پذیرش ساکنین لیبرتی توسط کشورهای ثالث را می بندد، زیرا اگر کشوری مایل باشد به دلایل انساندوستانه تعدادی از ساکنین لیبرتی را بپذیرد، وقتی ببیند این افراد “مسلح” می باشند، آن افراد را دیگر “غیرنظامیان” تحت حفاظت کنوانسیون ژنو محسوب نخواهد کرد. نتیجه آنکه ساکنین لیبرتی با از دست دادن این موقعیت، افراد مسلحی محسوب خواهند شد که به عنوان “یک طرف” درگیری های محلی و منطقه ای، دیگر نخواهند توانست به سادگی از کشورهای ثالث پذیرش بگیرند. آیا مریم رجوی عمد دارد تا با طرح “تسلیح” ساکنین لیبرتی راه پذیرش آنها از سوی کشورهای ثالث را عملا و رسما ببندد؟ اگر چنین باشد، او با هدفی که دنبال می کند و با سخنانش، حکم کشتار ساکنین لیبرتی را صادر می کند.

در اطلاعیه شورای ملی مقاومت به نقل از مریم رجوی همچنین آمده است: ” از سال ۱۳۹۰ تاکنون مجموعه اقدامات مربوط به اعزام کلیه نفرات به اروپا تماماً با تلاش‌های دائمی و بین المللی خود ما و تماماً با هزینه مجاهدین صورت گرفته است.”

در این مورد سوال این است؛ اگر سازمان مجاهدین آنچنان توانمند است که توانسته “مجموعه اقدامات مربوط به اعزام” صدها نفر از ساکنین لیبرتی به آلبانی و دیگر کشورهای اروپائی را “تماما” به عهده گرفته و انجام دهد، چرا بقیه ی ساکنین لیبرتی را با همین “اقدامات” به دیگر کشورها منتقل نمیکند؟ وقتی سازمان مجاهدین توان و امکانات لازم برای انتقال ساکنین لیبرتی به کشورهای دیگر را دارد، پس چرا بجای نجات جان ساکنین لیبرتی، بر نگه داشتن آنها در عراق و بر تسلیح آنها اصرار میکند؟ چرا؟

سخنان مریم رجوی یک چیز را بیش از پیش بیشتر روشن می کند؛ مسئولیت تامین جان ساکنین لیبرتی و ماندن یا نماندن آنها در عراق فقط در کنترل دولت آمریکا یا سازمان ملل نیست، بلکه رهبری مجاهدین در این مورد بطور مستقیم نقش بسیار تاثیرگذار و تعیین کننده ای دارد.

مریم رجوی باید از تکرار سناریوی خطرناک “تسلیح” ساکنین لیبرتی دست برداشته و بجای آن باید تمام امکانات خود را برای خروج آنها از عراق متمرکز سازد.

حنیف حیدرنژاد

۱ فروردین ۱۳۹۴/ ۲۱ مارس ۲۰۱۵

http://www.hanifhidarnejad.com

منابع، زیرنویس ها

۱- اجلاس میاندوره‌یی شورای ملی مقاومت ایران – ۲۸اسفند، ۱۳۹۳

http://www.hambastegimeli.com/home
/%D9%85%D9%87%D9%85%D8%AA%D8
%B1%D9%8A%D9%86-%D8%AE%D8%A8%
D8%B1%D9%87%D8%A7/55911-%D8%A7%D
8%AC%D9%84%D8%A7%D8%B3-%D9
%85%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%A
F%D9%88%D8%B1%D9%87%E2%80%8C%
DB%8C%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%
B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%84%DB%8C
-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85
%D8%AA-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86

2- مسئولیت مسعود رجوی در حفظ جان ساکنین کمپ لیبرتی در عراق

http://www.hanifhidarnejad.com/Hidarnejad/index.php?
option=com_content&task=view&id=11707&Itemid=247

***

گزارش کمپ لیبرتی 6مسعود رجوی_ از گله وشکایت از ارباب جدید ( امریکا ) تا تقاضای اسلحه برای سالمندان لیبرتی ( ! )

تروریست ها شورای ملی مقاومت رجویاعضای ” شورای ملی مقاومت ” بدانند که چه نانی می خورند؟

مجاهدین خلق رجوی امام امریکابن بست های استراتژیک رهبری سازمان مجاهدین خلق، قسمت سوم و پایانی

زهره قائمی فرمانده ترور صیاد شیرازینقدی بر تاریخ نویسی به روش فرقه رجوی به قلم حنیف حیدر نژاد

همچنین:

محمد اقبال سخنگوی غیر رسمی سازمان مجاهدین خلق اتهام پراکنی می کند. پاسخ دهید!

حنیف حیدر نژاد، سایت حیدر نژاد، بیستم فوریه ۲۰۱۵:…  آقای اقبال شما تلاش دارید با اتهام زدن و ترور شخصیت، من (و ما) را مجبور به سکوت کرده و عملا برخلاف گفته “رئیس جمهور منتخبتان” در تلاش برای محدود کردن “آزادی بیان” من (و ما) می باشید. شما با این عمل خود نشان می دهید که به “کثرتگرائی” باور ندارید

بن بست های استراتژیک رهبری سازمان مجاهدین خلق، قسمت سوم و پایانی

حنیف حیدرنژاد، سایت حیدر نژاد، شانزدهم فوریه ۲۰۱۵:…  بن بست هائی که سازمان مجاهدین در آن گرفتار آمده است، خودساخته اند. رهبری سازمان مجاهدین با بی مسئولیتی حاضر نیست به اشتباهات خود اعتراف کرده و سیاست دیگری اتخاذ کند. کسی هم در سطوح رهبری مجاهدین شهامت به نقد کشیدن مسعود رجوی را ندارد. از

مرگ افراد سازمان مجاهدین در عراق و لیبرتی؛ ابهامات و پرسش ها

حنیف حیدر نژاد، سایت حیدر نژاد، ششم فوریه ۲۰۱۵:… این یک اتهام بسیار جدی است که دو سازمان بین المللی، یعنی صلیب سرخ جهانی و کمیساریای عالی پناهندگی سازمان ملل متحد و نیز نمایندگان رسمی دولت ایالات متحده آمریکا از آقای سالاری در گفتگو های خصوصی از او خواسته باشند که «از صفوف نبرد در ارتش آزا

کمک های سخاوتمندانه و میلیونی سازمان مجاهدین خلق به “مزدوران وزارت اطلاعات” و چند سوال

حنیف حیدر نژاد، سایت حیدر نژاد، بیست و ششم ژانویه ۲۰۱۵:… این اطلاعیه چندین سوال ایجاد می کند. پاسخ رهبری سازمان مجاهدین می تواند به شفاف سازی بیشتر کمک کند. عدم پاسخ به این سوالات می تواند نشان دهنده آن باشد که رهبری مجاهدین خواهان روشن شدن “همه حقیقت” نیست، بلکه بر اساس منافع مقطعی خود تنها

جایتکار خوب، جنایتکار بد!

حنیف حیدر نژاد، سایت حیدر نژاد، بیست و چهارم ژانویه ۲۰۱۵:… ادعای رهبری سازمان مجاهدین، در مورد مخالفت و “مبارزه” با رژیم جمهوری اسلامی برای دفاع از حقوق بشر یک دروغ و فریب بزرگ بیش نیست. دروغی که مریم رجوی آن را مستمرا در سخنرانی ها و بیانیه ده ماده ای اش فریاد می کند. زیرا تجلیل از حاکم جنایت