مریم رجوی و اسرائیل

مریم رجوی و اسرائیل

مریم رجوی و اسرائیلمحمد کرمی، وبلاگ عیاران، پایس، سی ام ژانویه 2022:… در همین راستا هم به عنوان قدردانی سازمان مجاهدین از نخست وزیر اسرائیل، سایت رسمی این سازمان امروز سخنان نفتالی بنت نخست وزیر اسرائیل در مورد گفتگوهای وین را مبنی بر اینکه در صورت حصول توافق ما متعهد به آن نخواهیم بود در صفحه اول خود با عکس نفتالی بنت در حال دست تکان دادن منتشر کرد کاری که در تاریخ نشریه و سایت مجاهدین برای اولین بار صورت می گیرد. ولی به دنبال انتشار عکس این خبر توسط ایرانیان و نشان دادن اینکه سازمان مجاهدین علاقه اش به اسرائیل و نخست وزیر آن کشور را برای اولین بار علنی کرده است؛ سازمان مجاهدین عکس نفتالی بنت را از متن خبرش حذف کرده و به جای آن عکس اجلاس گفتگوهای وین را گذاشت که به ضمیمۀ این مقاله آنها را می بینید. مریم رجوی و اسرائیل

اعدامهای دهه 60اهدای کتاب “جعلی” شهدای “جامعه بی طبقه توحیدی” مجاهدین خلق “ضد امپریالیست” به جان مک کین 

هك دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی: عامل انسانی داخلی یا سایبری خارجی؟

مریم رجوی و اسرائیل 

اگر مجاهدین اینهمه نفوذی (عامل انسانی حضوری) در حساسترین دستگاههای رژیم دارند که 25 شبکه اش را به صورت همزمان هک می کنند چرا تا حالا این کاررا نکرده بودند؟ و چرا همین تعداد یا بیشتر در سپاه و نیروهای نظامی نداشته باشند؟ که با این قیاس حتما باید داشته باشند. پس معطل چه هستند و چرا رژیم را سرنگون نمی کنند؟

تا زمان نگارش این مقاله در 24 ساعت گذشته که از هک شبکه های رادیو و تلویزیون جمهوری اسلامی با نشان دادن تصاویر رهبری سازمان مجاهدین (زوج رجوی) می گذرد، سازمان مجاهدین سعی کرده آن را به عامل انسانی و نفوذی داخل دستگاه تبلیغاتی (صدا و سیمای) رژیم نسبت بدهد و سخنگویان خارجی اش از جمله شاهین قبادی در پاریس و علیرضا جعفر زاده در آمریکا در مصاحبه با رسانه های فارسی زبان می گویند که این هک و حملۀ سایبری نبوده بلکه کار خود به خودی و بدون تشکیلات هواداران سازمان مجاهدین و کانونهای شورشی هستند که در دستگاههای رژیم ایران نفوذ کرده اند. این سخنگویان طوری حرف می زنند که به شنونده این برداشت را بدهند که سراسر نهادهای رژیم از جمله حساسترین آنها مانند رادیو و تلویزیون مملو از هواداران سازمان مجاهدین است و خود سازمان هم بعد از اینکه آنها کارشان را انجام می دهند از کار آنها مطلع می شود. علیرضا جعفر زاده می گوید: من از طریق رسانه ها مطلع شدم. شاهین قبادی هم می گوید که به نظرم کار هواداران مجاهدین و کانونهای شورشی آنها باشد!!.

اولا اگر کانونهای شورشی خود سرانه عمل می کنند و ارتباطی با تشکیلات سازمان مجاهدین در آلبانی ندارند پس چرا رسانه های این سازمان آنها را شماره گذاری می کند و برای آنها پیامهای رمزی با شماره و اسم رمزشان می فرستد؟ ثانیا چرا همین حرف را فقط سخنگویان سازمان به صورت شفاهی می گویند و خود سازمان هیچ اطلاعیه رسمی در این مورد نداده و این کار را برعهده نگرفته است و در سایتهایش به صورت کتبی مطلقا عبارت هواداران مجاهدین یا کانونهای شورشی در این مورد به کار نبرده است؟

اگر سازمان مجاهدین در داخل تشکیلات 25 شبکۀ حساس رژیم که تمام کارمندانش از خانواده های هزار فامیل اخص رژیم هستند اینهمه آدم نفوذی دارد چرا تا حالا اینهمه سالها منتظر مانده بودند و از این کارها نمی کردند و نیز در این صورت حتما در سپاه و تمام نهادهای نظامی و سیاسی رژیم هم نفوذی دارند و چنانکه شاهین قبادی گفت تا بیت خامنه ای هم نفوذی هم داریم!! خوب؛ پس چرا کودتا نمی کنند؟ معطل چه هستند؟ بفرمایند رژیم را سرنگون کنند؟

 تمام این ادعاهای سازمان مجاهدین دروغ و مردم فریبی و توهین به شعور مردم می باشد.

 این کار نتیجۀ پیوند جدید سازمان مجاهدین با اسرائیل است و چنین کار پیچیده ای فقط از عهدۀ اسرائیل بر می آید و کار عامل انسانی نیست بلکه هک و سایبری اسرائیل است.

رهبری سازمان چون اکنون ساکن اروپا است می خواهد خودش را از هرگونه تعقیب قضائی بین المللی و کشورهای اروپایی از جمله آلبانی که به رهبران و اعضای این سازمان جا داده است به اتهام دست داشتن در کار هک و سایبری که کاری غیر قانونی است دور کنند. کانون شورشی فقط اصطلاح مجاهدین برای افراد موهوم خودش در داخل ایران است که وجود خارجی ندارند.

چطور کانون شورشی بدون ارتباط با تشکیلات و خود به خود اینطور منظم و همزمان در 25 رسانه عمل می کنند؟؟.

سازمان مجاهدین مطلقا توان و قدرت چنین کار پیچیده ای را ندارد و این کار تنها از عهدۀ کشوری برمی آید که به مرکز انترنت دسترسی داشته باشد یعنی آمریکا و اسرائیل؛ و از آنجا که اسرائیل اکنون در منطقه بیشترین تضاد را با رژیم دارد و نمونه چنین کارهایی را در سالهای اخیر بارها در داخل ایران انجام داده از جمله هک کردن سایتهای مراکز هسته ای رژیم و هک کردن شبکۀ انترنتی توزیع بنزین در تهران با همینگونه شعار علیه خامنه ای و هک کردن دوربینهای زندان اوین و… به یقین در پیوند و ارتباطات بین سازمان مجاهدین و اسرائیل بر پایۀ سنت دیرین این سازمان مبنی بر استفاده از هر شکافی با رژیم این کار توسط اسرائیل انجام شده است.

 در همین راستا هم به عنوان قدردانی سازمان مجاهدین از نخست وزیر اسرائیل، سایت رسمی این سازمان امروز سخنان نفتالی بنت نخست وزیر اسرائیل در مورد گفتگوهای وین را مبنی بر اینکه در صورت حصول توافق ما متعهد به آن نخواهیم بود در صفحه اول خود با عکس نفتالی بنت در حال دست تکان دادن منتشر کرد کاری که در تاریخ نشریه و سایت مجاهدین برای اولین بار صورت می گیرد. ولی به دنبال انتشار عکس این خبر توسط ایرانیان و نشان دادن اینکه سازمان مجاهدین علاقه اش به اسرائیل و نخست وزیر آن کشور را برای اولین بار علنی کرده است؛ سازمان مجاهدین عکس نفتالی بنت را از متن خبرش حذف کرده و به جای آن عکس اجلاس گفتگوهای وین را گذاشت که به ضمیمۀ این مقاله آنها را می بینید.

مریم رجوی و اسرائیل

لینک به منبع

مریم رجوی و اسرائیل 

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/دادگاه-حمید-نوری-و-شهادت-مجاهدین-صدام-ح/

وقتی شکنجه گران و قاتلان شاهدان شکنجه و قتل می شوند

مجاهدین خلق صدام و دادگاه حمید نوری محمد کرمی، وبلاگ عیاران، پاریس، چهارم نوامبر 2021:… سوال از خانم مهناز میمنت از شاهدین دادگاه حمید نوری این است که اگر افراد خانواده شما کشته شده اند و شما نام آن را شکنجه می گذارید می شود لطفا بگویید نام نشست هایی را که در تابستان سال 1380 توسط شما و هم شورایتان در ستاد مرکزی سازمان برگزار می کردید چی باید گذاشت ؟ اسم سوژه کردن یک فرد در نشست 500 نفره به مدت 8 ساعت که مورد شدیدترین تهمت ها و دشنام ها همراه با توهین و آب دهان که بر روی فرد پرتاب می کردند را چه باید گذاشت؟ می شود بفرمایید که اینها اگر شکنجه نبودند پس چه بودند؟ رحمت رهبری یا رحمت الهی بودند؟. اسم سلسله نشستهای بیدادگاهی کردن افراد مخالف تشکیلات که مسعود رجوی ترتیب داده بود و شما زن های شورای رهبری در آن نشست فقط شعار اعدام، اعدام می دادید را چه باید گذاشت؟

مجاهدین خلق صدام و دادگاه حمید نوری Swedish Courts, Where MEK Terrorists Are Witnesses

وقتی شکنجه گران و قاتلان شاهدان شکنجه و قتل در دادگاه حمید نوری می شوند

مریم رجوی و اسرائیل 

در جریان داداگاه حمید نوری در سوئد، چندی قبل تعدادی از قاتلین مردم ایران و اعضای اسیر در فرقه رجوی و شکنجه گران این فرقه  به عنوان شاهد لب به سخن گشودند. در اینجا تنی چند از شقی ترین و رذل ترین های آنها را معرفی می کنم، تا هموطنان عزیز این شکنجه گران و جانیان و قاتلان فرزندان ایران زمین را خوب بشناسند.

مجاهدین دادگاه حمید نوری مهری حاجی نژاد

شهادت مهری حاجی نژاد فرمانده ارتش خصوصی صدام حسین در دادگاه حمید نوری

این زنک ( مهری حاجی نژاد ) که یکی از فرماندهان ارشد فرقه رجوی است دستانش در زندان های فرقۀ رجوی در عراق تا مرفق به خون اعضای اسیر که مخالف نظرات و عملکردهای

محمد کرمی فعال حقوق بشر پاریس

آقای محمد کرمی

مسعود رجوی ملعون بودند آلوده است. دوستان زندانی در فرقه رجوی به خوبی به یاد دارند که این جلاد زندان های رجوی چه کینه ای بر علیه زندانیان داشت و با چه حرص و ولعی زندانیان را مورد ضرب و شتم قرار می داد. در بی دادگاه هایی که مسعود رجوی برپا کرده بود این خانم یکی از سرکردگانی بود که دائم مدعی بود این زندانیانان باید اعدام بشوند چون مخالف انقلاب دست ساز مریم قجر هستند. مهری حاجی نژاد بعد از پنج سال که به سازمان پیوست، به علت سرسپردگی و خصلت خون آشامی، در تمامی جنایت ها کمک کار مسعود رجوی بود و مانند علف هرز در دستگاه او رشد کرد و در کمترین زمان ممکن  به یکی از فرماندهان ارشد فرقۀ رجوی تبدیل شد. در عملیات های تروریستی که فرقه رجوی با فرستادن تیم های تروریستی از خاک عراق به داخل ایران انجام می داد یکی از فرماندهانی که افراد را برای ترور به داخل ایران می فرستاد مهری حاجی نژاد بود که با همدستی مهوش سپهری این جنایت را انجام می داد.

مدت زمانی هم به عنوان مسئول ستاد اطلاعات و ضد اطلاعات فرقۀ رجوی توسط شخص رجوی منصوب شد. اگر شهادت نامه ای را که نوشته است هموطنان بخوانند متوجه می شوند که چقدر دارد پرت و پلا  نشخوار می کند . مثلا این زنک در سال 1365 از زندان ازاد شده است، اما در رابطه با کشتار سال 1367 در زندانها که دو سال بعد از آزادی او از زندان روی داده شهادت می دهد.

( البته ناگفته نماند همانطور که مسعود رجوی ملعون بارها در نشست های درونی سازمان می گفت: تمامی خواهران و برادرانی که در آن سال ها از زندان های خمینی آزاد شدند تا دینش همه با پاسداران همکاری کردند که ازاد شدند! فقط آنهایی همکاری نکردند که اعدام شدند. پس ای خواهران و برادران آزاده شده؛ زندانتان را به رخ دیگران نکشید).

مجاهدین دادگاه حمید نوری مهناز میمنت

شهادت مهناز میمنت فرمانده ارتش خصوصی صدام حسین در دادگاه حمید نوری

مهناز میمنت، رئیس دفتر مریم قجر عضدانلو وهمردیف مسئول اول فرقۀ رجوی هم یکی دیگر از جلادان و شقاوت پیشگان در ستاد مرکزی این فرقه بود. باید از این خانم سؤال کرد که آیا سوژه کردن یک نفر در نشست های چند صد نفره که هر ناکسی از رباتهای رجوی هر آنچه لایق مریم قجر بود به فرد سوژه می گفت  و نفرات بر روی فردی که سوژه شده آب دهن پرتاب می کردند شکنجه به شمار نمی رود و تو خودت با این وصف شکنجه گر نبودی و آیا حیات و زندگی روحی و روانی را از آن فرد نمی گرفتی؟ مگر مردن و کشتن فقط جسمی است؟ تو و همپالگی هایت افراد را روحا به قتل می رساندید که صد بار جنایتکارانه تر از قتل فیزیکی است که فرد از چنین زندگی راحت می شود ولی افرادی را که شما به دستور مستقیم شخص رجوی روان کُشی می کردید تا آخر عمرشان در رنج و عذاب می ماندند. بگذریم که گروهی از چماق داران رجوی هم در همان نشست ها با نظارت و زیر نظر شمایان نفر سوژه را مورد ضرب و شتم و شکنجۀ جسمی هم قرار می دادند و بگذریم که چندین زن عضو شورای رهبری که قصد بیرون رفتن از تشکیلات فرقه ای رجوی را داشتند با اطلاع شما و دیگر اعضای شورای رهبری تصفیۀ فیزیکی هم کرده و به قتل رساندند. این خانم شوهر و مادرش در عملیات تروریستی که فرقۀ رجوی در سال 1367 با حمایت صدام به ایران حمله کرد کشته شدند  و  برادرش نیز مفقود الاثر شده است.

این نشخوارهای صد من یک کاغذی و بدون مدرک و سند را هر کجا بیان کنند فقط به ریش رهبر اینها می خندند. سوال از خانم مهناز میمنت این است که اگر افراد خانواده شما کشته شده اند و شما نام آن را شکنجه می گذارید می شود لطفا بگویید نام نشست هایی را که در تابستان سال 1380 توسط شما و هم شورایتان در ستاد مرکزی سازمان برگزار می کردید چی باید گذاشت ؟ اسم سوژه کردن یک فرد در نشست 500 نفره به مدت 8 ساعت که مورد شدیدترین تهمت ها و دشنام ها همراه با توهین و آب دهان که بر روی فرد پرتاب می کردند را چه باید گذاشت؟ می شود بفرمایید که اینها اگر شکنجه نبودند پس چه بودند؟ رحمت رهبری یا رحمت الهی بودند؟. اسم سلسله نشستهای بیدادگاهی کردن افراد مخالف تشکیلات که مسعود رجوی ترتیب داده بود و شما زن های شورای رهبری در آن نشست فقط شعار اعدام، اعدام می دادید را چه باید گذاشت؟ در شکنجه های تابوت در زندان گوهر دشت مدعی هستید که مجبور می کردند که دفتر سیاه کنید و بنویسید که غلط کردید. در تشکیلاتی که می خواهد جامعه بی طبقه توحیدی برای تمامی جهان به ارمغان بیاورد!!، شما نفرات را مجبور به تفتیش عقاید می کردید و تحت فشار قرار می دادید که حتما باید بروند انچه در ذهن و ضمیر خود می گذشته و می گذرد را بنویسند و اگر کسی نمی نوشت قیامت را در مقابل چشمانش نمایان می کردید! چگونه این دو عمل کرد را باید مقایسه کرد یکی عمل کرد حاج داود و امثال او که مطلقا با ذهن و رؤیای افراد کاری نداشتند و نمی گفتند باید بگویی که الآن در ذهنت نسبت به من یا رهبری من چه گفتی؟ و دیگری عملکرد شما و شخص رهبر شما که حتی فکر کردن و از ذهن گذراندن مخالفت با رهبری تان و حتی خاطرات فردی گذشته مخصوصا خانواده را کنکاش کرده و فرد را مجبور به نوشتن اینها و خواندن آنها جلوی بقیۀ افراد می کردید.

البته از این نوع موارد خیلی زیاد است و شما بی سبب به عنوان همردیف مسئول اول و رئیس دفتر مریم قجر منتصب نشده بودید؟

مجاهدین دادگاه حمید نوری سید جعفر میر محمدی

شهادت سید جعفر میر محمدی فرمانده ارتش خصوصی صدام حسین در دادگاه حمید نوری

سید جعفر میر محمدی  با اسم مستعار مفید از مسئولین امنیت فرقه رجوی است. از اوائل سال 1362 تا 1370از مسئولین اموزشی بخش تروریستی فرقه بود . به افرادی که در این ستاد می خواستند به ایران بفرستند اموزش تروریستی می داد . بعد از آن به بخش اطلاعات انتقال پیدا کرد و در قسمت امنیت و ترددات  مشغول بود.

در سال 1373-1374 یکی از بازجویان و نفرات زندان فرقه رجوی در قرارگاه اشرف در عراق بود که این نفرات در ضرب و شتم اسیران زندانی هیچ محدودیتی نداشتند. او یکی از عاملان و آمران ضرب و شتم نفرات در نشستهای شکنجه فرقه و در واقع سرکرده گروه چماقداران و نفس بگیران نشست ها بود، بخصوص در نشست شش ماه معروف به نشست طعمه در سال 1380 که نفرات زیادی در آن نشست ها مورد ضرب و شتم و شکنجه و تفباران و شعارهای اعدام خواهی قرار گرفتند. این جلاد خائن که دستش به خون هموطنان در ایران و نفرات مخالف رجوی در داخل تشکیلات آلوده است، اکنون به عنوان شاهد در دادگاه سوئد بصورت انلاین شرکت کرده است و یک مشت لاطائلات و دروغ و دغل نشخوار کرده مبنی بر اینکه اقوام او در کشتار 67 کشته شده اند که وقتی به اطلاعیه ای که به اسم این وحشی منتشر شده نگاه می کنید خنده تان می گیرد که این فرد چقدر مشنگ است و پرت و پلا میگوید.

 اگر قرار باشد یک دادگاه واقعی بر اساس قانون هرکشوری که واقعا حقوق مدنی افراد در آن رعایت می شود این جنایت کاران را محاکمه کند، آنها مانند جانیان هیتلر باید سالیان سال به خاطر جنایت هایشان زندانی بشوند و ما به امید ان روز هستیم که این افراد و رهبران آنها و در رأس همه شان مسعود و مریم رجوی و دیگر سران عامل و آمر جنایتهای شکنجه و قتل در داخل تشکیلات این فرقه، در مقابل یک دادگاه قانونی و مردمی و یا بین المللی محاکمه شوند.

لینک به منبع

وقتی شکنجه گران و قاتلان شاهدان شکنجه و قتل در دادگاه حمید نوری می شوند

مریم رجوی و اسرائیل 

***

همچنین:
لینک 

استفاده از مجاهدین بعنوان شاهدین دادگاه حمید نوری

شاهدین دادگاه حمید نوریکلید واژه، بیست و ششم اوت 2021:… با توجه به کیفرخواست حمید نوری آیا دادگاه او و محاکمه وی در سوئد بار حقوقی دارد؟ تا چه اندازه در این پرونده سیاسی بازی شده است؟ بررسی کیفر خواست متهم و صحبتهای دادستان و همچنین شاکیان شاهدان این پرونده تا چه اندازه اهمیت دارد؟ آیا ماهیت دادگاه “حمید نوری” به حق در راستای عدالت خواهی ست؟ یا به قصد اهداف سیاسی و در راستای جنگ نرم رسانه ای به وجود آمده است؟ آیا دادگاه سوئد که سابقه رسیدگی به شکایت علیه “جولیان آسانژ” را در کارنامه ی خود دارد اینبار نیز قرار است یک بازیگر بازی سیاسی باشد؟ استفاده از مجاهدین بعنوان شاهدین دادگاه حمید نوری

مجاهدین بعنوان شاهدین دادگاه حمید نوریایران: دولت سوئد بخشی از ماشین تبلیغاتی گروهک منافقین شده است

استفاده از مجاهدین بعنوان شاهدین دادگاه حمید نوری

مریم رجوی و اسرائیل  

مجاهدین بعنوان شاهدین دادگاه حمید نوری

دادگاه حمید نوری و نقش مجاهدین خلق

با توجه به کیفرخواست حمید نوری آیا دادگاه او و محاکمه وی در سوئد بار حقوقی دارد؟ تا چه اندازه در این پرونده سیاسی بازی شده است؟ بررسی کیفر خواست متهم و صحبتهای دادستان و همچنین شاکیان شاهدان این پرونده تا چه اندازه اهمیت دارد؟ آیا ماهیت دادگاه “حمید نوری” به حق در راستای عدالت خواهی ست؟ یا به قصد اهداف سیاسی و در راستای جنگ نرم رسانه ای به وجود آمده است؟ آیا دادگاه سوئد که سابقه رسیدگی به شکایت علیه “جولیان آسانژ” را در کارنامه ی خود دارد اینبار نیز قرار است یک بازیگر بازی سیاسی باشد؟ دادگاه های اروپا در جریان رسیدگی به پرونده های “کودکان خاکستری” ، یعنی کودکان طلاق ایدئولوژیک فرقه رجوی قوانین تصویب شده در کنوانسیون حقوق کودک را بارها زیر پا گذاشته و رای خود را علیه منافع و حقوق کودکان صادر کرده اند. از سوی دیگر آمریکا فقط در جریان جنگ جهانی به ۱۵۰۰ جنایتکار جنگی پناه می دهد و برای آنان زندگی جدید و هویت های جدیدی فراهم می کند و پناهگاه امن مردان هیتلر می شود؛ از زاویه دیگر هم اکنون رهبران طالبان فارغ‌التحصیل زندان گوانتانامو هستند و از سوی آمریکا سرنوشت یک ملت به آنها سپرده شده است؛ آیا واقعا جنایت جنگی دغدغه و مسئله غرب است؟ این پرسشها و پرسشهای دیگر را با مهمانان این هفته برنامه “کلیدواژه” درمیان گذاشتیم مهمانان این برنامه: سارا زهیری مسعود خدابنده پیمان عارف

استفاده از مجاهدین بعنوان شاهدین دادگاه حمید نوری

***

محاکمه حمید نوری و نقش مجاهدین خلقبی بی سی: آغاز دادگاه حمید نوری متهم کشتار زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ ؛ شاکیان تقاضای دریافت غرامت کردند

همچنین
https://iran-interlink.org/wordpressfa/اعدامهای-دهه-60-لیست-جعلی/

اعدامهای دهه 60 – لیست جعلی و بازی رجوی با آمار و ارقام

اعدامهای دهه 60مسعود خدابنده، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، بیست و نهم دسامبر 2019:… درباره اعدام‌های سال 1367، مسعود رجوی در آغاز مدعی شد که تعداد آن، 6400 نفر است اما کم کم این آمار را تغییر داد. از این رو در مرحله بعد ادعا کرد این تعداد 12000 نفر بوده و بعد مدعی شد که 20 الی 30 هزار نفر از اعضای سازمان توسط جمهوری اسلامی اعدام شده‌اند. رجوی تلاش می‌کرد با استفاده از این لیست، در مجامع جهانی علیه جمهوری اسلامی اقامه دعوی کند. درباره لیست تنظیم شده از سوی سازمان امروز می‌توان ادعا کرد بسیاری از اسامی مندرج در آن اصلا وجود خارجی نداشتند. تا زمان عملیات فروغ جاویدان، سازمان خیلی از کسانی که در درگیری‌های مسلحانه کشته می‌شدند را لیست می‌کرد و از آن بهره‌برداری تبلیغاتی می‌نمود. مسعود رجوی نام این کار را «بانک خون» گذاشته بود و اسمی را که بعدا به لیست اضافه می‌شد «بهره بانک خون» می‌نامید. بعد از عملیات فروغ جاویدان، سازمان پی برد که ایجاد لیست‌های ساختگی، بازدهی بالایی – به ویژه در مجامع بین‌المللی – برای مجاهدین خلق دارد؛ از این رو از آن زمان، این روند تشدید شد تا جایی که «کشته‌سازی» جایگاه بالاتری از «تروریسم» گرفت. لیست جعلی اعدامهای دهه 60 – بازی رجوی با آمار و ارقام 

مسعود خدابنده مسعود خدابنده: چرا کسی در غرب معمای قتل محمد رضا کلاهی را از مریم رجوی سوال نمی کند؟

اعدامهای دهه 60 – لیست جعلی و بازی رجوی با آمار و ارقام (مسعود خدابنده)

مسعود خدابنده: بازی با آمار و ارقام| پیدا و پنهان لیستِ جعلی اعدام‌های دهه 60

مریم رجوی و اسرائیل 

تاریخ انتشار: ۱۱:۳۳ – ۰۸ دی ۱۳۹۸

پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ مسعود خدابنده ، عضو سابق شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق و عضو شورای ملی مقاومت، مسئول مستقیم تیم حفاظت استقرار و تردد مسعود و مریم رجوی و فرمانده ارتش آزادیبخش که در سال 1375 از سازمان جدا شد، طی یادداشت اختصاصی که در اختیار پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی قرار داده، به بررسی پروژه کشته‌سازی منافقین در دهه 60 می‌پردازد. خدابنده شواهدی ارائه می‌دهد که با استناد به آن می‌توان پی برد مرکزیت سازمان برای نیل به اهداف خود اعضاء را به کام مرگ می‌فرستاد. این عضو جداشده سازمان مجاهدین خلق توضیح می‌دهد چگونه مسعود رجوی لیست جعلی از اعدامی‌های سال 1367 درست کرد و آن لیست را به مجامع بین‌المللی می‌فرستاد تا با استفاده از آن لیست، علیه جمهوری اسلامی فعالیت کند.

اعدامهای دهه 60اهدای کتاب “جعلی” شهدای “جامعه بی طبقه توحیدی” مجاهدین خلق “ضد امپریالیست” به جان مک کین 

مشروح یادداشت اختصاصی مسعود خدابنده را در ادامه می‌خوانید.

درباره اعدام‌های سال 1367، مسعود رجوی در آغاز مدعی شد که تعداد آن، 6400 نفر است اما کم کم این آمار را تغییر داد. از این رو در مرحله بعد ادعا کرد این تعداد 12000 نفر بوده و بعد مدعی شد که 20 الی 30 هزار نفر از اعضای سازمان توسط جمهوری اسلامی اعدام شده‌اند. او حتی در این راستا کتابی هم منتشر کرد تا عدد 30 هزار نفر اعدامی را ثبت کند. رجوی تلاش می‌کرد با استفاده از این لیست، در مجامع جهانی علیه جمهوری اسلامی اقامه دعوی کند.

از این رو لیست ارسالی به سازمان ملل همراه با انبوهی از اسامی تنظیم شد و گروهی نیز به عنوان شهود ادعا کردند که آن لیست صحت دارد. اما چندی بعد، تعدادی از افراد که بعدها از سازمان جدا شدند شهادت دادند که حرف‌هایشان در مورد اعدام‌ها دروغ بوده است.

درباره لیست تنظیم شده از سوی سازمان امروز می‌توان ادعا کرد بسیاری از اسامی مندرج در آن اصلا وجود خارجی نداشتند؛ برخی از اسامی کسانی بودند که در سال‌های قبل بخاطر جرم‌هایی مانند قتل و یا قاچاق مواد مخدر اعدام شده بودند و هیچ ارتباطی با سازمان نداشتند؛ تعدادی نیز در این لیست بودند که گواهی فوت آنها نشان می‌داد بر اثر تصادف مرده‌اند و تعدادی نیز در درگیری‌های مسلحانه سازمان کشته شده بودند. حتی سازمان تعداد بالایی از کشته شدگانِ عملیات موسوم به فروغ جاویدان (مرصاد) را هم به این لیست اضافه کرد.

این لیست‌سازی اولا: بخاطر پشتیبانی سازمان‌های اطلاعاتی ضد ایران از مجاهدین خلق (مشخصا سازمان سیا که رابط آن زمانش سیدمحمد سیدالمحدثین بود) موفق بود. سندسازی‌ها، شهادت‌های دروغین و ارقام و اعداد با روش‌های اطلاعات شویی در نشریات به اصطلاح معتبر و مراکزی که تحت تاثیر بودند – مثلا کتابخانه کنگره امریکا که این روزها دیگر هر چیزی را تحت نام سند منتشر می‌کند و استقلالی برایش باقی نمانده – توانست به این شکل مورد استفاده دوائر ضد ایرانی قرار گیرد و ثانیا: نه اولین مورد کشته‌سازی بود و نه آخرین آن.

به خاطر دارم اولین نمونه کشته‌سازی در همان سال نخستی بود که مجاهدین به عراق رفته بودند؛ حسن جزایری از دوستان آن زمان و محصل در لندن بود که بیماری قلبی داشت. وی برای تعلیمات به همراه عده‌ای به عراق اعزام شد (سازمان این افراد را تحت عنوان عضو به عراق می‌برد و سپس شروع به لیست‌سازی می‌کرد چون به ازای تعداد اعضا از صدام سرانه می‌گرفت) و چندی بعد در زمین مانور «کفری» بخاطر آفتاب زدگی و اهمال در رسیدگی و تشدید بیماری قلبی فوت کرد. (بعد از اینکه جزایری در آن گرما غش کرد، او را در خودرو رهایش کردند و بعد از مانور متوجه شدند که مرده است) جالب است که همسرش لیلا جزایری (نام اصلی‌اش اعظم ملاحسنی کهنه است که بخاطر خلاف‌های متعدد مالی مجبور شد نامش را عوض کند) و پسرش (محمد حنیف جزایری) از آن زمان تابه حال در نشریات و مقالات مدعی شده‌اند که حسن در ایران اعدام شده است. از این قبیل موارد بسیار زیاد است. مثلا تا زمان عملیات فروغ جاویدان، سازمان خیلی از کسانی که در درگیری‌های مسلحانه کشته می‌شدند را لیست می‌کرد و از آن بهره‌برداری تبلیغاتی می‌نمود. مسعود رجوی نام این کار را «بانک خون» گذاشته بود و اسمی را که بعدا به لیست اضافه می‌شد «بهره بانک خون» می‌نامید.

بعد از عملیات فروغ جاویدان، سازمان پی برد که ایجاد لیست‌های ساختگی، بازدهی بالایی – به ویژه در مجامع بین‌المللی – برای مجاهدین خلق دارد؛ از این رو از آن زمان، این روند تشدید شد و این کار سیستماتیک ادامه پیدا کرد تا جایی که «کشته‌سازی» جایگاه بالاتری از «تروریسم» گرفت.

یادم هست در سال 1994 م، زمانی که مریم رجوی را بعد از اعلام ریاست جمهوری وی در عراق به پاریس آوردیم (من مسئول انتقال و حفاظت بودم) و هدف هم شروع کار سیاسی و بازکردن جای پا برای مسعود رجوی بود، وی نتوانست کاری کند و فرانسه در سال 1997 او را مجددا به عراق فرستاد. بعد از این ماجرا، مسعود برای جبران این شکست، بلافاصله تیم‌های عملیاتی را به ایران اعزام کرد. اما از آنجا که ایران در بالاترین سطوح به اطلاعات دسترسی داشت، تیم‌ها تک تک به محض ورود دستگیر می‌شدند. مسعود رجوی خوب می‌دانست که تیم‌های عملیاتی به محض ورود به ایران لو می‌روند ولی باز تعداد بیشتری از افراد را اعزام می‌کرد. واقعیت آن است که او هدفش ترور نبود بلکه هدف کشته‌سازی بود. او می‌خواست این افراد به محض ورود به ایران دستگیر و اعدام شوند.

مشخصا یادم هست بابک امین آنقدر در تهران خمپاره زده بود که دیگر به لحاظ جسمی توان نداشت ولی باز او را بیرون نمی‌کشیدند و اصرار می‌کردند این عمل را ادامه دهد. سازمان از اعضاء می‌خواست‌ هرچه بیشتر آدم بکشند و بعد نارنجک بیندازند و سپس سیانور بخورند تا خودشان هم کشته شوند. آرش صامتی‌پور یکی از این افراد بود که با وجود کشیدن نارنجک و خوردن سیانور بخاطر کمک نیروهای امنیتی جان سالم به در برد و البته یک دستش قطع شد.

اهداف ترورها اصلا مهم نبود، بلکه سر و صدا مهم بود. بزرگترین ضربه‌ای که رجوی آن زمان خورد، قطع اعدام‌ها بود. یعنی نیروهای امنیتی ایران و قوه قضائیه هم متوجه شدند که این افراد برای کشتن به ایران نمی‌آیند بلکه برای کشته شدن اعزام می‌شوند.

اعدامهای دهه 60 - لیست جعلی و بازی رجوی با آمار و ارقاممغازه ای سه نبش به اسم شهدا!!!ا

سازمان منافقین همین استراتژی را در عراق بعد از صدام هم پیاده کرد. به هنگام تحویل کمپ اشرف، سازمان به عراق اعلام کرد که یک سوم شمالی را تحویل می‌دهد ولی از طرف دیگر اعضاء را بسیج کرد تا در مقابل نیروهای عراقی بایستند. به آنها گفته بودند عراقی‌ها آمده‌اند تا شما را دستگیر کرده و به ایران تحویل بدهند. حتی گفته بودند اتوبوس‌های ایران منتظرند تا شما را به اوین منتقل کنند تا به محض رسیدن به ایران اعدام شوید. از این رو ابعاد درگیری اعضای سازمان با نیروهای عراق بیشتر شد و به تبع، این درگیری کشته‌هایی هم داشت؛ کشته‌هایی که سازمان از آنها علیه دولت عراق استفاده کرد و به عنوان برگ برنده در مجامع بین‌المللی علیه عراق به کار برد. از سوی دیگر در داخل هم با «شهید» نامیدن آن کشته‌شدگان، الباقی اعضاء را شستشوی مغزی دادند و با احساساتشان بازی کردند.

باید گفت بعد از سقوط صدام با توجه به از کار افتادگی فیزیکی نیروهای سازمانی، ترورها غالبا توسط نیروهای مزدور غیر وابسته به سازمان مجاهدین انجام گرفته و می‌گیرد ولی تبلیغات آن هنوز به عهده سازمان است. تقسیم کاری ابلاغ شده که ترورها و عملیات ایضایی توسط مامورین تعلیم دیده در کشورهای همسایه انجام می‌شود ولی غلوها و تبلیغات رسانه‌ای، کلیک‌ها و باز نشرها در شبکه‌های اجتماعی و تولید فیلم‌ها و عکس‌های تقلبی به عهده شبکه سازمان مجاهدین و رابط های عربستان سعودی است.

رد این جریان و کارکرد این «ارکستر ترور و کشته سازی و تبلیغ» را که نتیجه آن در جریان عملیات فروغ جاویدان و اعدام‌های دهه شصت مشاهده شد، امروز هم می‌شود به وضوح در مطبوعات غربی، خروجی‌های شبکه‌ها و سایت‌های فارسی زبان و ایضا شبکه‌های اجتماعی ملاحظه کرد. و طبق معمول مصرف کننده نهایی مقامات کشورهای متخاصم هستند که این اطلاعات دست‌ساز و تولیدی را در مجامع بین‌المللی علیه عالی‌ترین منافع ملت ایران خرج می‌کنند.

در پایان اضافه می‌کنم اگر شخصا کارم مشاوره به سازمان سیا بود حتما اصرار می‌کردم که این نوع جعل و بزرگنمایی و دروغ سازی بخصوص با پشتوانه نیرویی تروریستی و آبروباخته مثل مجاهدین خلق اگر چه ممکن است در کوتاه مدت به سناریوی ضد ایرانی کمک کند ولی در نهایت به ضرر همان نیروهای ضد ایرانی خواهد بود.

اعدامهای دهه 60 – لیست جعلی و بازی رجوی با آمار و ارقام (مسعود خدابنده)

استفاده از مجاهدین بعنوان شاهدین دادگاه حمید نوری

حمید نوری در آلبانی ؟! 

لینک به منبع

***

همچنین: