مریم رجوی و وحشت از اعضای جدا شده در آلبانی

مریم رجوی و وحشت از اعضای جدا شده در آلبانی

مریم رجوی و وحشت از اعضای جدا شده در آلبانیمحمد عظیم میش مست، نجات یافتگان در آلبانی، سوم ژوئن 2019:… ولی  رهبری فرقه مجاهدین که ول کن نیست تازه به فکر انتقام گرفتن می افتند ،تخریب افراد که درد بی درمان آنها را علاج نمیکند. در گام بعد شروع به دسیسه چینی و توطئه و زد و بند برای زیر فشارقراردادن افراد می کنند. شما نگاه کنید که در آلبانی دست به چه کارهای کثیفی جهت زیرفشارقراردادن جداشده ها نزده اند؟ برای کشاندن افراد به آلبانی فرقه مجاهدین با دولت این کشور قراردادی را امضا کرده اند که بر طیق آن قرارداد تمامی مخارج و کلیه هزینه ها از ابتدا تا پایان بر عهده خود این سازمان باشد، حتی افرادی که از سازمان جدا می شوند، بدون اینکه افراد از مفاد قرارداد اطلاعی داشته باشند. مریم رجوی و وحشت از اعضای جدا شده در آلبانی 

مریم رجوی و وحشت از اعضای جدا شده در آلبانیمجاهدین خلق استخدام تماشاچی . فرانسه کجا، آلبانی کجا؟

مریم رجوی و وحشت از اعضای جدا شده در آلبانی

کینه و وحشت بی انتهای رجوی از اعضای جداشده از فرقه مجاهدین خلق در آلبانی

محمد عظیم میش مست، تیرانا ، سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران ازادی ـ 02.06.2019

 محمد عظیم میش مست آلبانی

محمد عظیم میش مست آلبانی

همگان کم وبیش با سابقه امر آشنایی دارند رذالتهای این دارودسته خود خواه وخود پرست در حق کسانی که سالیان عمروجوانی وهستی ونیستی خودرا به پای این حضرات نمک نشناس ریختند ولی درنهایت به هردلیل نخواستند با  فرقه مجاهدین باشند، تمامی ندارد .

الحق که دراین زمینه سران فرقه مجاهدین خلق درحق هیچ جداشده ای کم نگذاشتند آخر خود شخص رجوی گفت که به قول آنها بریده خوب و بد نداریم . حتما افاضات اخیر به اصلاح رهبرعقیدتی فرقه راهم که فرموده یک بریده در آلبانی از ده تا پاسدار بدتر است را شنیده اید یا فرمایشات گوهر بار مریم خانوم مادر عقیدتی سابق مان را که گفته بود اگه یک فشنگ داشته باشم میزنم به بریده نه به پاسدار . بله این است ماهیت شیطانی و ضد بشری وخوی و خصلت ضد انسانی سران فرقه رجوی .

آنها دررابطه با جداشدگان از مجاهدین خلق در عمل هم اثبات کردند که در کینه توزی و دشمنی درحق جداشدگان چیزی کم نمی گذارند نیش عقرب نه از ره کینه است اقتضای طبیعتش این است.
تا با این جماعت همراه و همرزم و هم پیمان ، خادم ، سرسپرده ، غلام حلقه بگوش و مطیع همه اوامرشان هستی، تا ستایش شان می کنی ، تا برایشان کف ودف میزنی وهورا میکشی ، و بالاخره تازمانیکه همه جوره تاییدشان میکنی  تمامی القاب شامل حال فرد می شود، مثلا پاکبازترین، فداکارترین جانبازترین ،قهرمان قهرمانان، شهید قهرمان ،  گوهر بی بدیل  و … ده ها لقب و اسم دیگر ولی وای به روزی که به هر دلیل دیگر نخواهی با این جماعت همراه و همرزم باشی . آنوقت است که سیل دروغ، تهمت  علیه تو راه خواهد افتاد در اولین قدم می گویند که:

نفر مسله داره ، تو انقلاب کم آورده ، ترسیده ، خانواده و زن و زندگی او را برده ، اهل قیمت دادن نیست، درد مردم نداره،  با انقلاب نیامد این هم سرانجامش ، مایه مبارزاتی نداره طرف کم آورده و بورژازی  طرف روبرده است. آیا نباید  از این حضرات سوال کرد که این فرد مزبور  سی چهل سال یا کمتر و بیشتر را چطور کشیده با چه انگیزه ای تمامی ناملایمات را طی سالیان با تمامی فراز ونشیب های این سالها تحمل کرده است؟  در گام بعد تهمت ها تیزتر می شود : بریده مزدور ، خودفروخته، مزدور وزارت اطلاعات و … خلاصه هرچه لایق خودشان هست را نثار افراد میکنند کاش داستان به همین جا ختم می شد ولی  رهبری فرقه مجاهدین که ول کن نیست تازه به فکر انتقام گرفتن می افتند ،تخریب افراد که درد بی درمان آنها را علاج نمیکند. در گام بعد شروع به دسیسه چینی و توطئه و زد و بند برای زیر فشارقراردادن افراد می کنند. شما نگاه کنید که در آلبانی دست به چه کارهای کثیفی جهت زیرفشارقراردادن جداشده ها نزده اند؟
برای کشاندن افراد به آلبانی فرقه مجاهدین با دولت این کشور قراردادی را امضا کرده اند که بر طیق آن قرارداد تمامی مخارج و کلیه هزینه ها از ابتدا تا پایان بر عهده خود این سازمان باشد، حتی افرادی که از سازمان جدا می شوند، بدون اینکه افراد از مفاد قرارداد اطلاعی داشته باشند . ولی رجوی عملا به قرارداد خودش هم پایبند نیست و از انجایکه وجود حتی یک جدا شده درآلبانی خاری است در پهلوی فرقه چون خود شخص رجوی گفته است که یک بریده در آلبانی بدتر از ده تا پاسدار است . به همین دلیل دست به هررذالتی برای محدود کردن و زیرفشارقراردادن جداشدها برای رفتن ازآلبانی میزند . وضعیت کنونی جداشدگان در آلبانی محصول همین زد و بندها و باج دادن های فرقه به طرف حسابهای مربوطه است از آن جمله قطع کردن کمک هزینه ماهیانه تعطیلی رمسا ، نهادی که تمامی کمک های پزشکی و خدماتی را برای جدا شدگان تامین میکرد.

رفتن کمیساریا از آلبانی عدم پذیرش و تحویل گیری جدا شدگان توسط دولت آلبانی امری که تا کنون تحقق نیافته است ، عدم صدور اجازه کار ، عدم صدور کارت هویت و … خلاصه کنم سوال اصلی از سران فرقه رجوی این است؟ براستی دشمن اصلی شما چه کسانی هستند ؟ جدا شده ها یا رژیم ؟عملا جداشده ها شده ها در غیر اینصورت این همه انرژی و هزینه صرف محدودکردن و زیرفشارگذاشتن آنها نمی کردید. ولی یقین داشته باشید که با این تمهیدات نمی توانید جلو ریزش نیروهایتان را بگیرید آینده بهتر گواهی خواهد داد .

مریم رجوی و وحشت از اعضای جدا شده در آلبانی

لینک به منبع

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/اهرمهای-سرکوب-و-اختناق-در-فرقه-رجوی/

اهرمهای سرکوب و اختناق در فرقه رجوی

گزارش اشپیگل آلمان از کمپ تروریستی مجاهدین خلق فرقه مریم رجوی در آلبانی و تمرین قتل و جنایت و ترورمحمد عظیم میش مست، سایت نجات یافتگان در آلبانی، بیست و دوم فوریه ۲۰۱۹:… اهرم دیگر سرکوب واختناق که بازهم رجوی تلاش فراوانی برای حفظ آن به خرج داده هرچند که در عمل هیچ کارایی ندارد حفظ ساختار یک ارتش بازنشته و ورشکسته است هرچند که هیچ سلاحی در کارنیست و هیچ قدرتی هم ندارد. این به اصطلاح ارتش اما برای رجوی و فرماندهانش برای اعمال سرکوب و کنترل وخفقان بسیار لازم وضروری است. 

Former People's Mujahedin member Gholamreza ShekariFormer People’s Mujahedin member Gholamreza Shekari (ALESSANDRO INCHES / DER SPIEGEL)
Prisoners of Their Own Rebellion.The Cult-Like Group Fighting Iran

لینک به منبع

اهرمهای سرکوب و اختناق در فرقه رجوی

محمد عظیم میش مست، تیرانا، سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ، ۲۲٫۰۲٫۲۰۱۹

سالیان است که سرکرده این باند و سران این فرقه تلاش دارند که به هرقیمت ساختار این تشکیلات را باتمامی ضوابط و چارچوبهای آن حفظ وحراست کنند تا در بهترین شکل بتوانند انسانها را به برده وابزاری برای پیشبرد اهداف ننگین شان تبدیل کنند، ان هم  برای ادامه سلطه شومشان بر تشکیلات مزبور برای تمکین افراد به اوامر سران فرقه برای خفه کردن هر گونه صدای مخالفت و انتقادی به سران فرقه مجاهدین.

با این استدلال سخیف که خودتان پذیرفته اید پس سکوت کنید ودم بر نیاورید در غیر اینصورت با موجی از تهمت،افترا ومارک وبرچسپ روبرو خواهید شد بنابراین یکی ازاهرمهای سرکوب وخفقان نفس وجود تشکیلات وضوابط وچهارچوبهای تشکیلاتی است اهرم دیگر سرکوب واختناق که بازهم رجوی تلاش فراوانی برای حفظ آن به خرج داده هرچند که در عمل هیچ کارایی ندارد حفظ ساختار یک ارتش بازنشته و ورشکسته است هرچند که هیچ سلاحی درکارنیست وهیچ قدرتی هم ندارد.

این به اصطلاح ارتش اما برای رجوی و فرماندهانش برای اعمال سرکوب وکنترل وخفقان بسیار لازم وضروری است ارتش در فرقه رجوی یعنی سازماندهی یعنی داشتن فرمانده یعنی اطاعت بی چون وچرا از اومر سلسله مراتب بالاتر یعنی اینکه هیچکس حق ووقت فکرکردن نباید داشته باشد یعنی برنامه ریزی و پرکردن وقت افراد به بهانه های مختلف به همین دلیل درگام اول افراد را با شاخصهایی که مد نظرشان هست سازماندهی می کنند بدون اینکه افراد دخالتی در این تصمیم گیریها داشته باشند یا اساسا موافق این تصمیم گیریهاباشند افراد را تقسیم می کنند وآنها هم باید گردن بگذارند بعد هم هر چند وقت یکبار این به اصطلاح سازماندهی هارا عوض می کنند چرا برای اینکه افراد کمتر بتوانند هم فکرهای خودشان راپیدا کنند تا هیچ خطر احتمالی این تشکیلات را تهدید نکند تا سلطه شومشان پایداربماند.

رهبری فرقه مجاهدین در پوش تشکیلات از انتقاد وانتقاد از خود اهرمی ساخته اند برای وادار کردن افراد به تمکین هرچه بیشتر کاش فقط به همین اکتفا میکردند رجوی با شم ضد انسانی وضد انقلابی خودش اختراعات جدیدی کرده است که درهیچ تشکیلات ودر هیچ دورانی وجودنداشته است. نشست های مغزشویی مانند عملیات جاری، و از این سخیف تر غسل روزانه غسل درکار جمعبندی غسل هفته همه اینها طی نشستهای مختلف بر گذار می شود علاوه بر این نشستها ، نشست روزانه ، نشست نیرویی ،نشست هایی لایه ای ،نشستها ی کاری و… هدف از بکارگیری همه این اهرمها که اهرمهای کنترلی سران فرقه رجوی است نه آنطورکه سران فرقه مدعی هستند برای پیشبرد امر مبازره وسرنگونی است بلکه فقط و فقط شستشوی مغزی ، خورد کردن شخصیت افراد مسخ کردن افراد ودرنهایت کنترل ایجاد خفقان وسرکوب به منظور ادامه سلطه ننگین سران فرقه براین تشکیلات است تا با به روخ کشیدن این تشکیلات بهتر بتوانند خودشان را به ازما بهتران عرضه کنند.

*** 

گزارش اشپیگل آلمان از کمپ تروریستی مجاهدین خلق فرقه مریم رجوی در آلبانی و تمرین قتل و جنایت و ترورواکنش هراس آلود مریم رجوی به روشنگری اشپیگل آلمان از زندان فرقه مجاهدین خلق در آلبانی

همچنین:
http://www.iran-azadi-albania.de/میش-مستاهرمهای-سرکوب-و-اختناق-در-فرقه-ر

خاطرات محمد عظیم میش مست، خروج از زندان های صدام حسین و ورود به جهنم رجوی قسمت سوم و آخر

محمد عظیم میش مست، سایت نجات یافتگان در آلبانی، ایران آزادی، دهم فوریه ۲۰۱۹:…  غافل از اینکه آلبانی با عراق فرق هایی دارد که اصلا خوشایند باند حاکم بر تشکیلات نبود ودیگر نصحیت وسخنرانی وتهدید وتطمیع کارایی قبلی را نداشت. دیگر نباید به خواست انهایی که همه چیز من را گرفته بودند تن میدادم . یا باید به ظوابط و چهارچوب های ظالمانه تشکیلات تمکین و به اطاعت کورکورانه تن میدادم …

مسعود رجوی مریم رجوی صدام حسین مزدوری خیانتدیروز صدام ، امروز سلمان، فردا زیریک مشت خاک ناقابل

لینک به منبع

لینک به قسمت اول و دوم 

خاطرات محمد عظیم میش مست، خروج از زندان های صدام حسین و ورود به جهنم رجوی قسمت سوم و آخر

محمد عظیم میش مست، تیرانا ـ سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ ۱۰٫۰۲٫۲۰۱۹

محمد عظیم میش مست

آقای محمد عظیم میش مست

خلاصه نزدیک به نه سال اسارت را با تمام بالا وپایینها ورنج وعذابش را در زندان های صدام حسین تحمل کرده بودم وبا یک تصمیم اشتباه سرنوشتم را با کسانی گره زدم که سالیان طول کشید تا متوجه شدم حتی بویی ازانسانیت وشرافت نبرده اند. به جای مدینه فاضله وارد جهنمی شدم که بنیان ان بر اساس دروغ ونیرنگ مکروفریبکاری بناشده بود اما با ظاهری بسیار فریبنده وشعرو شعارهای پرطمطراق.  رجوی وانمود میکرد که ناخدای آزادی است، رهبر عقیدتی است و فرمانده کل وارث خون امام حسین و نماینده امام زمان، بالاتراز همه پیامبران و لنین و چه گوارا و مصدق و…  با هوشیاری بسیار ضد انقلابی ، با افکاری بسیار مرتجع و عقب مانده تنها هنرش وارونه نشان دادن حقایق وفریبکاری وپشت هم اندازی بود.  بی رحم و تهی از هرگونه عاطفه انسانی دشمن شماره یک مهر ومحبت و خانه وخانواده.  همه آنهایی که در تشکیلات بودند بارها به عینه دیده وباگوش خودشان عربده های رجوی را در رابطه با خانواده را شنیده و دیده اند. دشمنی هیستریک بت اعظم و غلامان وکنیزان دوروبرش با خانواده ومناسبات خانوادگی غیر قابل تصور است هرکس باید خودش مستقیما از زبان خودش بشنود تا باور کند که با چه کسی طرف است.
بازهم تمامی کسانی که در تشکیلات بودند بیاد دارند که چگونه رجوی خطاب به جمع حاضر فریاد می زد که هرکس پدرومادر وزن وفرزند وخواهر وبرادرش را بیشترازمن دوست دارد لایق من نیست خودتان قضاوت کنید شما اسم این فرد را چه می گذارید؟

بعد هم کمر به نابودی و انهدام خانواده ها بست و همه را به خاک سیاه نشاند به اسم انقلاب و رهایی و … ته خط اما معلوم شد که خود طرف مشکل دارد وب قول خودش تا کجا در به قول خودش در بند جیم و دوران و جنسیت غرق است.
رجوی برای تثبیت خودش از هیچ زذالت و جنایتی در حق حتی اعضایش هم دریغ نکرد شما نگاه کنید و قضاوت کنید بلایی که رجوی سر اعضای خودش آورده، تا بحال کسی سر دشمنش آورده است.

در طول تاریخ بخدا سوگند هیچکس حتی با دشمنش این کارها را نکرده همه بیاد دارند که رجوی چطوری شاخ همه را میشکند تا دیگر طرف نتواند سر بلندکرده و کمر راست کند . همه ما داستان مهدی افتخاری را بیاد داریم که به چه طرز فجیعی رجوی او را در نشست تحقیر می کرد و  غرور او را می شکست و شخصیت او را خورد می کرد و درنهایت دق مرگش کرد . کسی که جان خودش را نجات داده بود خود رجوی به او لقب فرمانده فتح الله داده بود فرمانده پروازبزرگ اینها را که مانگفته بودیم اما وقتی لازم دید همین فرد را بدون هیچ ترحمی داغون کرد.
رجوی با تمام ادعاهایی که دارد فردی بسیار بزدل و ترسوست همگان دیدیم که چطور وقتی خطر را احساس کرد همه مارا زیر بمباران ول کرد و جیم الف جا و به غیبت کبری رفت اصلا برای این فرد لت وپار شدن آدم ها مهم نبود. خون و جان افراد برای این فرد کمترین ارزشی نداشت وقایع واتفاقات بعدی اشرف در عراق بخوبی حقانیت حرفهای من را ثابت می کند اتفاقات و وقایعی که می توانست اتفاق نیفتد و جان و خون انسانهای بیگناه و بی دفاع به هدر نرود اما امیال شیطانی رجوی مانع از پیشگیری این وقایع دردناک شد و گذشت برما هر آنچه همگان دیدیم ودیدند.

شش و هفت مرداد ،نوزده فروردین و ده شهریور و تمامی جنایت هایی که در این دوان صورت گرفت اشک تمساح ریختن رجوی ها برای جانباختگان هم ریشه در رذالت پیشگی وشیادی وعوام فریبی انها دارد . وگرنه این همه جانها را بیهوده نمی گرفتد همه کشتارها قابل اجتناب بود ولی عمدا رجوی ها نخواستند که از کشتارها جلوگیری کنند و بعد داستانهای لیبرتی و مجددا رجزخوانیهای رجوی و آماده و زمینه سازی برای کشتارهای بعدی وبه کشتن دادن ادمها زیر موشکباران ها و قهقهه کریه رجوی که دست آویزی برای ادامه سلطه شومش بر جان و هستی و نیستی افراد پیدا کرده بود . همیشه همینطوری بود بالا رفتن از نردبان خون اعضا ودست آویز قراردادن خونها برای باجگیری و تحقق امیال شیطانی خودش و بعد رسیدیم به انتقال به آلبانی بر خلاف انتظار دوباره رجوی همان بساط سرکوب وخفقان را پهن کرد.  این بار به بهانه بورژوازی و تهدیدات آن این بار هم مثل گذشته تهدید اصلی ومرز سرخ اصلی خانواده وارتباط خانوادگی عنوان شد. گوشی وموبایل خطرناکتر از هر سلاح اتمی و کشتار جمعی ممنوع اعلام شد تذکرات مستمر مبنی بر عدم ارتباط با خانواده گذاشتن بپا و جاسوس برای کشف و پیدا کردن موبایل جان نفرات را به لبشون رسانده بود ولی حفظ تشکیلات اوجب واجبات رجوی وعواملش بود . ولی غافل از اینکه آلبانی با عراق فرق هایی دارد که اصلا خوشایند باند حاکم بر تشکیلات نبود ودیگر نصحیت وسخنرانی وتهدید وتطمیع کارایی قبلی را نداشت دیگر نباید به خواست انهایی که همه چیز من را گرفته بودند تن میدادم . یا باید به ظوابط و چهارچوب های ظالمانه تشکیلات تمکین و به اطاعت کورکورانه تن میدادم و مثل گذشته به مزخرفاتی مثل مرزسرخ بودن خانواده پایبند می بودم یا یک بار برای همیشه خدا حافظی کرده وهر تهمت و ناروای را به جان می خریدم و اینگونه بود که بعد ازمدت نزدیک به سی سال طوق لعنت این باند فاسد را از گردنم بر داشتم تا به دنبال زندگی عادی خودم و خانواده ام بروم. البته خیلی چیزها را در زدگی از دست دادم عمر و جوانی من و امثال من بر باد رفت و خانوادهایمان را به خاک سیاه نشاندیم ولی خوشحالم از اینکه دست این باند پلید رو شد و تمام عیار سوختند تا دیگر نتوانند به شیادی وفریبکاری ادامه بدهند. موفق باشید

(پایان)

مریم رجوی و وحشت از اعضای جدا شده در آلبانی

*** 

مرگ مسعود رجوی
The death of Massoud Rajavi

https://youtu.be/CBJ3XiaQwT4

مریم رجوی به خبر مرگ مسعود رجوی گوش میدهداعلام مرگ مسعود رجوی درست پس از شعارهای مریم عضدانلو و مدعوینش در ستایش رهبرشان

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/عملکردهای-رذیلانه-سران-فرقه-رجوی،-مجا/

عملکردهای رذیلانه سران فرقه رجوی، مجاهدین خلق، علیه جداشدگان در آلبانی

محمد عظیم میش مست، سایت نجات یافتگان در آلبانی، ایران آزادی، بیست و نهم ژانویه ۲۰۱۹:… در دو مورد مشخص اقدام به اعزام فردی به محل سکونت تعدادی از جدا شدگان به منظور جاسوسی و خبر چینی کرده اند. در صورت لزوم این فرد را با اسم ورسم مشخص افشا خواهم کرد.خلاصه کلام درحال حاضر دشمن اصلی فرقه ظاهرا جدا شدگان هستند و نه هیچ کس دیگر کار و مبارزه این مدعیان … 

محمد عظیم میش مست نجات یافتها از فرقه مجاهدین خلق در آلبانیمطبوعات امریکایی: مجاهدین خلق (فرقه رجوی) هیچ پایگاهی در داخل ایران ندارند

لینک به منبع

عملکردهای رذیلانه سران فرقه رجوی، مجاهدین خلق، علیه جداشدگان در آلبانی

محمد عظیم میش مست، تیرانا ، سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ، ایران ـ آزادی ـ ۲۸٫۰۱٫۲۰۱۹

سلام دوستان

همانطور که همگان مطلع هستند ودیگران بارها وبارها نوشته ویا بازگوکرده اند درطول سالیان سران فرقه به طرق مختلف وبا بکارگیری ترفندهای جورواجوروتحت عناوین مختلف اقدام به گرفتن به اصطلاح تعهدنامه وسوگندنامه یا تجدید عهد وووکه اغلب هم دیکته شخص خود رجوی بود از افراد می کردند تا در صورت لزوم به زعم خودشان ازفرد سند ومدرک داشته باشند تا با سوء استفاده از آن بتوانند افراد را سرکوب یا وادار به سکوت یا ترسانده وفرد مورد نظررا ضایع وبی آبروکنند وخلاصه بتوانند خط خودشان را دیکته کنند .

یکی از این سند سازیهای قلابی وبی اعتبار سندی است که موقع جدا شدن افراد از او می گیرند مثلا برخی را وادار می کنند که بیا امضا کن که من بریده ام ودر مبارزه کم آورده ام یا به دلیل مشکل اخلاقی اخراج شده ام یا خودوم نفوذی بودم یا خانواده ام مزدور وزارت اطلاعات بوده والی آخر واما سندی که از همه خواسته می شود که امضا کنند اینکه من برای همیشه هوادار سازمان خواهم بود واین اولین شرط دادن مینیمم وجه نقد برای گذراندن امورات زندگی آنهم بعد سالیان سال بودن در مناسبات فرقه وگذاشتن عمروجوانی وهستی ونیستی وبه باد فنا دادن همه چیز فرد

حالا بنگرید خباثت وپلیدی وناجوانمردی سران نابکار این باند جنایتکار را که چگونه چشم طمع به آینده فردی که به هر دلیل تصمیم به جدایی گرفته دوخته اند.

اینان  بازهم تلاش می کنند که طرف را وادار نماییند که تا آخرعمرفرد مذکور مطیع اوامروغلام حلقه به گوش وتحت امر ودر واقع مزدور آنها باشد هستند کسانی که به این رذالت سران فرقه تن نداده اند یا کمتر کسی درعمل پای تعهدات این سند قلابی وبی اعتبار ایستاده وبه آن وپایبند بوده فقط برای رفع تکلیف وگرفتن شندرغاز ماهیانه پای آن به اصطلاح سند هواداری را امضا گذاشته ولی عوامل این فرقه دربه اصلاح دفتر فرقه در تیرانا با تمام توان سعی به وادار کردن افراد به جاسوسی علیه سایر جداشدگان می کنند.

در دو مورد مشخص اقدام به اعزام فردی به محل سکونت تعدادی از جدا شدگان به منظور جاسوسی وخبر چینی کرده اند در صورت لزوم این فرد را با اسم ورسم مشخص افشا خواهم کرد خلاصه کلام درحال حاضر دشمن اصلی فرقه ظاهرا جدا شدگان هستند ونه هیچ کس دیگر کار ومبارزه این مدعیان دروغین آزدی ودمکراسی شده سرکوب شانتاژ تحریک تهدید وایجاد دشمنی واختلاف در بین جداشدگان واز همه مهم تراطلاعیه صادرکردن ومارک وتهمت زدن وخط ونشان کشیدن برای اعضا جدا شده غافل ازاینکه این اعمال سخیف وننگین دیگر دردی از فرقه مجاهدین، فرقه درحال فروپاشی را درمان نخواهد کرد سوال از سران فرقه راستی رژیم چی شد مبارزه چی شد سرنگونی چی شد مبارزه برای آزادی و … ای شرم بر شما که هستی ونیستی وعمر وجوانی هزاران نفر را به باد فنا دادید.

با تشکر

محمد عظیم میش مست

*** 

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/محمد-عظیم-میش-مست-خاطرات-من-در-مجاهدین/

محمد عظیم میش مست: خاطرات من (قسمت اول و دوم)ا

محمد عظیم میش مست، سایت نجات یافتگان در آلبانی، ایران آزادی، هفدهم دسامبر ۲۰۱۸:… همانطور که در اعلام جدایی خودم گفتم با توجه به آنچه که در این سالیان سیاه بر من و امثال من گذشت بر آن شدم که صدای خفته و خسته قربانیان آن سالیان فریب شوم و حداقل تلاشی در راستای تنویر افکارعمومی کشورم و جامعه ایرانیان بخصوص نسل جوان کشورم انجام داده باشم از این رو تصمیم … 

MKO_MEK_Maryam_Rajavi_Cult_Sorvivors_Tiran_Albaniaبندهای دام برده داری نوین فرقه رجوی هر روز با ریزش نیرو بیشتر شل میشود

خاطرات من
لینک به منبع

قسمت اول ـ در مهرماه ۱۳۵۹ بعد از تجاوز ارتش صدام حسین به خاک ایران اسیر شدم

محمدعظیم میش مست ، تیرانا ـ سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی

محمد عظیم میش مست نجات یافته مجاهدین خلق فرقه مریم رجوی آلبانی

محمد عظیم میش مست

من محمد عظیم میش مست فرزند گل محمد هستم که در روستای تیزاب از توابع شهرستان خواف در جنوب شرقی استان خراسان رضوی متولد شدم. دوران نوجوانی من در همین روستا گذشت و تا کلاس پنجم در همین روستا درس خواندم، سپس برای ادامه تحصیل به همراه خواهرم به شهرستان بیرجند رفتم و تا سوم راهنمایی درآنجا درس خواندم ودر سال ۱۳۵۵به تهران رفتم و در آموزشگاه نوجوانان وابسته به نیروی زمینی ارتش استخدام شدم و مدت دوسال را به صورت شبانه روزی در آنجا گذراندم. این آموزشگاه که کپی برداری از ارتش انگلستان بود در ایران فقط یک پادگان داشت که درمنطقه تهران پارس پشت سازمان آب در حومه تهران واقع شده بود. پادگانی بسیار مجهزبا ساختمانهای نوسازهفت الی هشت طبقه وخیلی شیک و مجهز با سالن ورزش و استخر شنای سرپوشیده، سالن غذاخوری و سلف سرویس و ساختمانهای اموزشی مجهز از جمله لابراتوار زبان با دهها مستشار زن ومرد انگلیسی. شرایط استخدام داشتن مدرک قبولی سوم راهنمایی با سن چهارده الی پانزده ساله بود، افراد باسن چهارده ساله را در بخش موزیک و پانزده ساله ها را در بخش پیاده به خدمت می گرفتند. یک روز آموزش نظامی از قبیل رزم انفرادی و انواع سلاحهای سبک و نیمه سنگین داشتیم و روز بعد آموزش فرهنگی که تمامی معلم های ما افسران وظیفه بودند. من کلاس اول و دوم علوم تجربی را در آنجا خواندم که داستان انقلاب پیش آمد.  بعد از پیروزی انقلاب برای گذراندن آموزش تخصصی توپخانه به اصفهان رفتم حدودا یک سال آمورش توپخانه طول کشید پس از پایان آموزش به اهواز و از آنجا به دزفول منتقل شدم تا اینکه در اواخر سال ۱۳۵۸ بود که ازدواج کردم و به دزفول برگشتم.

در دزفول مشغول خدمت شدم چندماهی بیشتر طول نکشید که درگیرهای پراکنده مرزی شروع شد و کم کم شدت بیشری گرفت تا اینکه در تاریخ ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ تجاوز سراسری عراق به خاک ما شروع شد وهمزمان ارتش متجاوز عراق در چندین محور در جنوب شروع به پیشروی در خاک ما کرد. همان اولین روز شروع جنگ من که به همراه آتشبار مان مشغول جابجایی و درحال تردد در جاده مرزی بودیم به محاصره نیروهای عراقی که با چندین ستون زرهی در حال پیشروی در خاک ایران بودند در آمدیم و بعد از جنگ و گریز زیادی من به همراه چندین نفر دیگر به اسارت نیروهای عراقی در آمدیم . از اینجا شروع مرحله جدید و البته سیاه و دردناک از زندگی من بود ،مرحله ای که هرگز فکر نمیکردم آن اسارت که از یک اسارت جسمی به دست دشمن متجاوز به خاک کشورمان النهایه به یک اسارت فکری که چندین دهه طول کشید بیانجامد و من که تازه تشکیل خانواده داده نزدیک به چهار دهه از آنها دورباشم و …

خاطرات من
لینک به منبع

قسمت دوم: اسارت توسط ارتش متجاوز صدام حسین

محمد عظیم میش مست، تیرانا ـ سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی

تجاوز سراسری عراق به خاک ما شروع شد و همزمان ارتش متجاوز عراق در چندین محور در جنوب شروع به پیشروی در خاک ما کرد همان اولین روز شروع جنگ من که به همراه آتشبار مان مشغول جابجایی ودرحال تردد در جاده مرزی بودیم به محاصره نیروهای عراقی که باچندین ستون زرهی در حال پیشروی در خاک ایران بودند در آمدیم وبعد از جنگ وگریز زیادی من به همراه چندین نفر دیگر به اسارت نیروهای عراقی در آمدیم بعد از اسارت ودر همان صحنه درگیری با رفتار وحشیانه نیروهای متجاوز عراقی مواجه وبه شدت موردضرب وشتم قرار گرفتیم و درحالی که چشم ودست بسته بودیم با کتک وفحاشی مارا سوار خودرو کرده و به پایگاهی در شهرعماره وبعد از چند روزبه بغداد در ساختمانی که متعلق به استخبارات عراق بود بردند.

در تمام این مدت نظامیان عراقی وحشیانه ترین رفتار را با ما داشتن بخصوص در استخبارات که ازهیچ رذالتی دریغ نمی کردند درساختمان استخبارات دهها نفر سالم ومجروح را روی هم در یک اتاق کوچک تل انبار کرده بودند بطوریکه نفس کشیدن هم مشکل شده بود بعد ازچند روز بازجویی همراه با شکنجه واذیت و آزار از آنجا مارا به رمادیه بردند. مجددا روز ازنو روزی از نو ابتدای جنگ بود وحشی ترین افسران ودرجه داران وسربازان را به نگهداری اسرا اختصاص داده بودند همه کینه ای وعقده ای وتهی از رحم ومروت شبها بدون هیچ دلیلی همزمان با قطع کردن برق دهها افسروسربازو درجه دار با انواع چوب وچماق ومیله های فلزی به داخل آسایشگاهها هجوم می آوردند وهمه را از کوچک وبزرگ وپیر وجوان مجروح ومصدوم می کردند چه سرودستهایی که در این حملات شکسته نمی شد زمستان از آب گرم وبخاری خبری نبود اکثر غذاهایی که سرو می شد قابل خوردن نبودند نمی دانم اون همه پوست بادمجان را ازکجا می آوردند وبه خورد ما می دادند به اسم غذا چند ماهی در رمادیه در سخترین شرایط گذشت سپس مارا به موصل بردند.

موصل شهری است در شمال عراق چند سالی دراردوگاه موصل بودم. این اوردوگاه قلعه مانند بود دوطبقه با دیوارهای بسیار بلند وتنها یک درب ورود وخروج داشت اما فقط در طبقه پایین اسیر نگهداری میکردند در همین اردوگاه بود که اولین بار با صلیب سرخ ملاقات کردیم وبرای ما کارت صادر کردند و اولین عکس ونامه را برای خانواده ام فرستادم اما همچنان بدرفتاری وضرب شتم ادامه داشت جالب است بدانید که در این اردوگاه ورزش کردن هم اوایل ممنوع بود وهرکس را در حال ورزش می گرفتند بشدت تنبیه میشد. فرمانده این اردوگاه یک سرگرد نیروهای تکاور بود که بسیار شقی وبی رحم بود از ضرب وشتم واذیت وآزار خوشش می آمد انگار سادیسم داشت چند سال به همین منوال گذشت و مجددا من به همراه تعداد زیادی به رمادیه منتقل شدیم.

نمی دانم چند سال گذشت که دوباره جابجا شدیم واینبار مارا به اردوگاهی به اسم عنبر درهمان حوالی بردند دیگر تا پایان اسارت در همان اردوگاه بودم. شرح دوران اسارت ووقایع وحوادث آن در این مختصر نمی گنجد البته قبل ازمن خیلیها به تفصیل در این باره نوشته اند به هر صورت به مرحله آتش بس رسیدیم و دوران سیاه اسارت روبه اتمام بود خلاصه نزدیک به نه سال اسارت را با تمام بالا وپایینها وزنج وعذابش را تحمل کرده بودم وبا فریبی که در اثر تبلیغات یک مشت شیاد خورده بودم با یک تصمیم اشتباه سرنوشتم را با کسانی گره زدم که سالیان طول کشید تا متوجه شدم حتی بوی ازانسانیت وشرافت نبرده اند به جای مدینه فاضله وارد جهنمی شدم که بنیان آن بر اساس دروغ ونیرنگ و مکروفریبکاری بنا شده بود اما با ظاهری بسیار فریبنده وشعروشعارهای پرتمطراق رجوی وانمود میکرد که ناخدای آزادی است، رهبر عقیدتی است وفرمانده کل، وارث خون امام حسین ونماینده امام زمان بالاترازهمه پیامبران ولنین وچه گوارا ومصدق و….، با شمه ای به غایت ضد انقلابی با افکاری بسیار مرتجع وعقب مانده، تنها هنرش وارونه نشان دادن حقایق وفریبکاری وپشت هم اندازی بود، بی رحم وتهی از هرگونه عاطفه انسانی، دشمن شماره یک مهر ومحبت وخانه وخانواده شده بود. همه آنهایی که در تشکیلات بودند بارها به عینه باگوش خودشان عربدهای رجوی را در رابطه با خانواده را شنیده ودیده اند. دشمنی هیستریک بت اعظم وغلامان وکنیزان دوروبرش با خانواده ومناسبات خانوادگی غیر قابل تصور است هرکس باید خودش مستقیما از زبان خودش بشنود تا باور کند که با چه کسی طرف است.

ادامه دارد

*** 

حسن_حیرانی_تلویزیون_الجزیره_مصاحبه_مجاهدین_خلق_،فرقه_رجوی_آلبانیحسن حیرانی: ارتش سایبری مریم پاک رهایی (قسمت اول)ا

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/مریم-رجوی-در-آلبانی-پاچه-جداشدگان-را-می/

افشای رذالت و ماهیت فرقه رجوی (مجاهدین خلق در آلبانی)ا

نقض حقوق بشر توسط مچاهدین خلق فرقه رجوی در آلبانیمحمد عظیم مییش مست و غلامرضا میرزایی، نجات یافتگان در آلبانی، ایران آزادی، ششم دسامبر ۲۰۱۸:… حالا که  دیگر حنایش پیش اربابان جهانخوارش هم رنگی ندارد و دیگر کسی آنها را به بازی نمی گیرد میدان جنگ جدیدی پیدا کرده است و دشمن و تهدید را در «جدا شدگان » می بیند و طبق گفته مریم قجر ملیجک رجوی  باید آخرین تیر را برای این جدا شدگان گذاشت و اگر از پاسدار بگذریم از اینها نمی گذریم … 

نقض حقوق بشر توسط مچاهدین خلق فرقه رجوی در آلبانیMeet Mojahedin Khalq (MEK, Rajavi cult): the Terrorist Cult Supported by Trump Administration

لینک به منبع

افشای رذالت و ماهیت فرقه رجوی 

محمدعظیم میش مست و غلامعلی میرزایی، تیرانا ـ سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق ـ ایران ـ آلبانی

محمد عظیم میش مستغلامعلی میرزاییآقایان محمد عظیم میش مست و غلامعلی میرزایی نجات یافتگان از فرقه رجوی در آلبانی

با سلام دوستان

وقتی بچه بودیم و پای صحبت مادر بزرگ می نشستیم و او هم از در لطف داستانهای شیرین و مثل های نغز را از ما دریغ نمی کرد، از جمله ضرب المثلی بود که شخصی گفت آقاخرسه تخم گذاشته است، ظریفی که در آنجا بود گفت: از این دم بریده هرچه بگی برمیاد و بهت مردم حاضر با این جمله افزون شد.

حالا حکایت فرقه دم بریده رجوی همین شده است، این فرقه که بعد از رو شدن دستش و بر باد رفتن رویاهای کودکانه اش که مریم قجر به اعضاء می گفت من با شما و با کمک شما اروپا را فتح می کنم ومخصوصا که وعده هایش به اعضا درتعیین و اعلام سر فصل های متوالی و کاذب که دیگر این بار سرنگونی است و غیره و همه یکی پس از دیگری دروغ از آب در می آمد و البته از رو هم نمی رفت.باز دوباره امام دروغین وکذابشان که همان سید الرجال العامین آ مسعود ( که البته سالهاست که معلوم نیست سر درکدام گور فرو برده ) به میدان می آمد و با تحریف آیات و کلام خدا با بهانه دیگر و با، سازی دیگر این نوا را سر می داد و بازهم دروغ و شانتاژ.

حالاکه در مکان جدید و شرایط بین المللی متفاوت دیگر حنایش پیش اربابان جهانخوارش هم رنگی ندارد و دیگرکسی آنها را به بازی نمی گیرد میدان جنگ جدیدی پیدا کرده است و دشمن و تهدیدرا در «جدا شدگان » می بیند و طبق گفته مریم قجر ملیجک رجوی  باید آخرین تیر را برای این جدا شدگان گذاشت و اگر از پاسدار بگذریم از اینها نمی گذریم.
گناه این افراد فقط این است که بعد سالیان متمادی وطولانی کارو زحمت بی شائبه و خالصانه وقتی به پوچ بودن همه ادعاهای این زوج ریا کار و ضد میهن پی بردند گفتند کافی است و دیگر ما در دروغ وخیانت شما شریک نیستیم و چنگالهای خونین وپرازعفونت تان را از قلب و روح ما بیرون بکشید.

یا اینکه این افراد خاطرات وحشتناک و غیر قابل باور ولی واقعی و حقیقی خود را می نویسند. انگاراین حق را ندارند که سرگذشت تلخ خود را بگوش دیگران برسانند !؟

بهر حال این موضوع بر فرقه و سران آن گران آمده و بر این قاعده هر روز توطئه و رذیلتی دیگری برعلیه ما سازمی کنند.

اینکه به این فرقه بر می خورد چون چهره واقعی و مخوفشان افشاء می شود تقصیر کیست؟

باید به سران  فرقه مجاهدین خلق گفت، خب جانیان ! می خواستید نکنید. راستی چطور شده است که هر کس از اینها جدا می شود سریع مزدور و مامور وزارت اطلاعات رژیم از آب در می آید؟ انگاری که این فرقه به مدرسه ای برای تربیت ماموربرای وزارت اطلاعات تبدیل شده است !

اگر اینطور است که باید اول یقه خود شان را بگیرند مگر اینکه خب باز هم به رسم همه نامردمی هایشان با این وزارت هم مثل سایر زدو بندهای پنهانی سرو سری دارند واین وظیفه را هم متقبل شده اند.

بهر حال هر روز که می گذرد از این فرقه رذیلت جدیدی رو می شود . تازگیها اعضای دفتر این فرقه عکسهای ما و اعضای خانواده ما دونفر را، روی میز کارشان گذاشته و به افرادی که برای دریافت مستمری پرمنت و تحقیرآمیز ماهانه که به اینها مراجعه می کنند نشان داده و به این افراد می گویند که اینها مزدور و فلان وفلان هستند، شما نباید با اینها حتی سلام و علیک هم بکنید و اینطور و آنطور… و افراد را تهدید به قطع مستمری ماهیانه که در واقع یعنی افراد را بر ضد ما تحریک می کنند.

گذشته از ضد اخلاقی بودن این اقدام که به اعضای خانواده ما توهین و تهمت زده اند که البته از این دم بریده همانطورکه در مثال بالا آمد برمی آید و انتظاری هم غیر ازاین نمی رود ، قابل پیگرد قانونی هم هست و ما ضمن محکوم و افشای آن با تمام قوا از طرق قانونی هم دنبال و نزد مراجع رسمی و قانونی اقدام به طرح و پیگرد آن خواهیم کرد و عواقب تمامی این تهدیدات و تحریکات و شانتاژها بر عهده مسئولین  فرقه مجاهدین است.

محمدعظیم میش مست
غلامعلی میرزایی

(پایان)

*** 

همچنین: