مریم قجر بعنوان قارا کنیز اسرائیل به هر رذالت دست می زند !

مریم قجر بعنوان قارا کنیز اسرائیل به هر رذالت دست می زند !

محمد رزاقی، پاریسف چهارم می 2015:…  اما واقعیت چیست ؟ هماهنگی کال کنفرانس مریم قجر با یک مشت لابی اسرائیلی توسط موساد اسرائیل ترتیب داده شد تا مریم قجر برای پاک کردن رد پای اسرائیل و شیوخ مرتجع عرب در ساختن داعشی های وحشی برای چند نماینده در یک جلسه فرعی کمیته نمایندگان سخنرانی کند . البته این کال کنفرانس مایه ننگ و خفت و …

خانواده ها: آقای تد پو لطفا در کنگره تان از مریم رجوی بخواهید تا دربهای کمپ لیبرتی را باز کرده فرزندانمان را آزاد کند

رابطه مالی تد پو با مجاهدین خلق میتواند دلیل دعوت وی از رجوی به کنگره باشد

لینک به منبع

مریم قجر بعنوان قارا کنیز اسرائیل به هر رذالت دست می زند !

هفته پیش مریم قجربعنوان رئیس جمهور باسمه ای و حسرت به دل با فریبکاری و شیادی اعلام کرد می خواهد در یک جلسه کنگره امریکا شرکت کند ! فرقه رجوی با شیادی طوری تبلیغات می کرد که گویا مریم قجر می خواهد با یک پرواز مستقیم از اور سوراواز به پشت بام کنگره امریکا پرواز کند و در انجا به ایراد سخنرانی بپردازد !

اما واقعیت چیست ؟

هماهنگی کال کنفرانس مریم قجر با یک مشت لابی اسرائیلی توسط موساد اسرائیل ترتیب داده شد تا مریم قجر برای پاک کردن رد پای اسرائیل و شیوخ مرتجع عرب در ساختن داعشی های وحشی برای چند نماینده در یک جلسه فرعی کمیته نمایندگان سخنرانی کند .

البته این کال کنفرانس مایه ننگ و خفت و خواری و تف سر بالا برای رجوی و مریم قجر شد . قبل از کال کنفرانس وقتی چند نماینده و مقام امریکائی متوجه شدند سرکرده یک گروه تروریستی می خواهد در کال کنفرانس سخنرانی کند از شرکت در این کنفراس انصراف دادند !

علاوه بر انصراف سوالاتی را هم مطرح کردند مبنی بر اینکه :

ـــ ایا سازمانی که تا سال 2012 در لیست تروریستی بود می تواند منبع خبری درستی باشد؟

ــ سازمانی که در دهه هفتاد افسران امریکائی را ترور می کرد می تواند منبع خبری باشند؟

ــ سازمانی که به ملت خود خیانت کرده و در زمان جنگ به عراق زیرچتر صدام رفته می تواند مورد اعتماد باشد ؟

ــ نیروهای سازمانی که در اردوگاه اور سوراواز و کمپ لیبرتی توسط سران سازمان کنترل می شوند و خق هیچ گونه تردد ندارند می توانند خبری برای ما داشته باشند؟

ــ سازمانی که در داعل ایران هیچ پایگاهی ندارد و ملت ایران از این سازمان متنفر هستند می تواند ادعای کند دارای خبر های خاصی هست ؟

البته این سوالات از طرف مقاماتی طرح شده که خود سالها سابقه خدمت و حضور در خاور میانه را دارند و رجوی نتوانسته این مقامات فریب بدهد و فقط چند نماینده که لابی اسرائیل هستند و در جهت منافع شخصی خود با سرویسهای اطلاعاتی سیا ؛ موساد اسرائیل همکاری می کنند فقط در حد گوش دادن به صحبتهای جند دقیقه ای مریم قجر در این کال کنفرانس شرکت کردند تا بتوانند جیره و مواجب خود را برای گذراندن تعطیلات در سواحل فلوریدا و یا عیاشی در لاس وگاس در یافت کنند .

اما صحبت چند دقیقه ای مریم قجر خود سر تا سفسطه ای بیش نیست !

در خواست سلاح و مسلحکردن سنی ها ! شخصا فکرمی کنم سران فرقه کاملا طبقه بالا را اجاره داده اند و یا فکر می کنند می توانند با این ادعاهای مضحک خودشان را مطرح کنند .

ــ البته بهتر بود مریم قجر بعنوان ریئس جمهور باسمه ای می فرمودند چه کسی و کی و کجا مقام سخنگوئی سنی های عراق به وی داده شده؟

ــ مریم قجر برای اثبات قارا کنیزی و منحرف کردن افکار عمومی مدعی داعشی های وحشی حاصل بودن مالکی در عراق و اسد در سوریه می باشد و نتیجه بنیاد گرائی در ایران !

خوش رقصی قارا کنیزانه مریم قجربی دنده و ترمز برای اسرائیلی که بردن زخمی های داعشی را برای بستری کردن و درمان در بیمارستانهای اسرائیل و ملاقات پرز با زخمیهای داعش بارها در روزنامه و تلویزیونهای خود اسرائیل به نمایش گذاشته شد ( البته چند سال پیش موساد و سیوخ مرتجع عرب در حال ساختن داعش بودند اسم رسمی این گروه وحشی بطور رسمی اعلام نمی کردند و مثل فرقه رجوی از تروریستهای وحشی بعنوان رزمندگان ازادی و سوری نام می بردند )

البته فرقه رجوی همین داعشی ها وحشی راکه در کشتار و تجاوز هم سنگ رجوی زنباره هستند در موقع حمله به موصل و رمادی عشایر انقلابی عراق و نیروهای مردمی و انقلابی عراق می نامد و برای انها مقالات به به ؛ جه جه می نوشتند !

نکته دیگر اینکه سران فرقه مافیائی رجوی و مریم قجریک کلاه گشاد سر چند لابی مفت خور گذاشتند و به جای دادن اطلاعات داعش به کمیته فرعی بی مصرف درخواست حمایت از امریکاییها کرد و خواهان حفاظت برای اسرای تشکیلات فرقه در کمپ لیبرتی !

روزگاری رجوی زنباره و مریم قجر حرمسرادار شخصی رجوی با بستن کلت اهدائ صدام به کمرشان در عرض و طول روی سن راه می رفتند برای کشته شدن امریکاییها در عملیات تروریستی 11 سپتامبر 3 روز پشت سر هم جشن برگزار می کردند و شیرینی پخش می کردند ؛ سرود سرکوچه کمین ؛ مجاهد پر کینه …. امریکایی بیرون شو خونت روی زمین پخش می کردند !

حالا به روزی افتاده اند که از یک مشت جنایتکار و جنگ طلب امریکائی برای ادامه حیات خفیف و خائنانه شان طلب کمک می کنند !

اری این است نتیجه کسی مثل رجوی که مدعی بود با امام خدا صحبت می کند و امام زمان هست و تنها جوابگوی خداست !

حال باید از یک مشتی که به هیچ اصول اخلاقی پایبند نیستند و به ناویس خودشان هم تجاوز و خیانت می کنند از انها خواست کمک کند ؛ اینچنین است که می گویند :

سیلـــــــــــــــــــــــــــــــــی خــــــــــــــــــــدا صـــــــــــــدا نـــــــــــــــــدارد ! و مطمئن هستم از فردا شروع می کنند به گفتن اینکه کال کنفرانس مریم قجر باعث وحشت سران رژیم ایران شده ! و برای اعضاء نگون بخت هم نشستهای پی در پی می گذارند و فشار میاورند که بنویسید از کال کنفرانس مریم قجر چی گرفتنی؟ رزیم داره سرنگون می شود و شما هنوز اهمیت کنفرانس مریم قجر را نگرفته اید !

اعضائ نگون بخت هم باید تو سر خود بزنند که ای داد خواهر مریم تا کنگره امریکا رفت من هنوز در دنیای جنسیت و دوران گیر کرده ام !

بیچاره ها الان مشغول پروژه نویسی و نشستهای مختلف تو سری خوردن هستند ! خدا کمکشان کند تا از این اسارت ذهنی و جسمی نجات پیدا کنند و به چشم خود شاهد شیادی و فریبکاری رجوی زنباره و مریم قجر شوند . به امید ان روز

پاریس : محمد رزاقی

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=18031

تا زمانیکه سران فرقه رجوی کنترل کمپ لیبرتی بعهده دارند ملاقات خانواده ها امکان پذیر نیست !

محمد رزاقی، وبلاگ رزاقی، پاریس، بیست و پنجم آوریل ۲۰۱۵:…  چند روز گذشته شاهد حضور چند خانواده در کنار کمپ لیبرتی برای ملاقات با عزیزان خود بودیم ولی مثل چند سال گذشته خانواده ها بدون اینکه موفق به دیدار عزیزانشان شوند انجا را ترک کردند ! واقعیت اینکه تجربه سالیان گذشته سران فرقه جنایتکار رجوی را مجبور کرده از پذیرش ملاقات خانواده ها خود داری …

دروغگویی های خفت بار و حقیر رجوی در باره خانواده ها – شماره ۱

لینک به منبع

تا زمانیکه سران فرقه رجوی کنترل کمپ لیبرتی بعهده دارند ملاقات خانواده ها امکان پذیر نیست !

چند روز گذشته شاهد حضور چند خانواده در کنار کمپ لیبرتی برای ملاقات با عزیزان خود بودیم ولی مثل چند سال گذشته خانواده ها بدون اینکه موفق به دیدار عزیزانشان شوند انجا را ترک کردند !

واقعیت اینکه تجربه سالیان گذشته سران فرقه جنایتکار رجوی را مجبور کرده از پذیرش ملاقات خانواده ها خود داری کنند .

داستان برخورد رذیلانه رجوی و سران فرقه با خانواده ها ساعتها جای صحبت دارد ولی برای خسته نکردن خواننده گان این مطلب مجبورم بصورت کوتاه بنویسم .

دقیق به خاطر دارم بعد از سرنگونی صدام ملعون در اوایل پائیز ۸۲ اولین اکیپ خانواده ها با ۱۰ اتوبوس به درب اردوگاه بد نام اشرف برای ملاقات عزیزانشان مراجعه کردند . در ان زمان امریکاییها در اردوگاه بد نام اشرف حضور داشتند با امدن خانواده ها سران فرقه جنایتکار رجوی برای اینکه مانع ملاقات خانواده ها با اسیران چنگال رجوی شوند به امریکاییها اطلاع دادند که گویا وزارت اطلاعات ایران با اعزام نیروهایش به درب اردوگاه اشرف می خواهد حمله کنند !

دقیق یادم هست که سران جنایتکار فرقه رجوی ( عباس داوری معروف به جاسوس الدوله ؛ احمد واقف معروف به احمد واق ؛ واق ــ مژگان پارسائی ؛ فهیمه اروانی ؛ زهره اخیانی ؛ و … در جلو درب اردوگاه اشرف جمع شده بودند که حسین مدنی بعنوان رابط فرقه رجوی و ارتش امریکا بود با یکدستگاه لندکروز سفید در نزدیکی سران فرقه متوقف شد و از داخل لندکروز یکی از فرمانده هان امریکائی و حسین مدنی پیاده شدند و شروع کردند به صحبت با سران فرقه که در نزدیکی درب اردوگاه بد نام اشرف ایستاده بودند. چند دقیقه نگذشته بود که چند نفربر زرهی امریکائی و چند کامیون که دهها سرباز امریکائی پشت کامیونها نشسته بودند و چند هامر از درب اردوگاه اشرف خارج شده و اتوبوسهای خانواده ها را محاصره کردند و مانع پیاده شدن خانواده ها از اتوبوسها شدند.

البته قبل از رسیدن ومحاصره اتوبوسها توسط سربازان امریکائی چند نفری از اتوبوسها پیاده شده بودند که بلافاصله توسط سربازان امریکائی به زمین خوابانده و دست بند زده شد و در همان زمان سران فرقه با دیدن دستبند زدن خانواده ها خر کیف شروع به خندیدن کردند و اعلام رضایت از رفتار وحشیانه سربازان امریکاییها در حق خانواده های اعضاء نگون بخت که برای ملاقات امده بودند .

من شخصآ در ان زمان با دیدن این صحنه های دلخراش در درون ام هر چه بیشتر به ماهیت ضد انسانی رجوی پی می بردم و البته از وضعیتی که سران فرقه رجوی زنباره برای خانواده ها درست کرده بودند دردرون خشم و نفرت می کردم .

نقریبآ نیم ساعتی از دستبند زدن و محاصره اتوبوسها توسط سربازان امریکائی گذشته بود که چند شیشه های اتوبوس باز کردند و شروع کردند با سربازان امریکائی صحبت کردن گویا انگلیسی بلد بودند در همزمان با صحبت پرده های اتوبوسها را کنار زدند که یکدفعه فضاء عوض شد و فرمانده امریکائی طرف اتوبوسها رفت و دیدند یک عده پدران ؛ مادران پیر داخل اتوبوسها نشسته اند و از حمله و هجوم وزارت اطلاعاتی ها خبری نیست !

فرمانده امریکائی شروع کرد به صحبت با یکی از نفرات داخل اتوبوس که انگلیسی می دانست و گویا متوجه شد کسانی که داخل اتوبوسها هستند خانواده های اعضاء فرقه رجوی هستند که ۲۰ سال از دیدن عزیزان خود در زمان صدام ملعون محروم بودند و برای ملاقات امده اند بعد ان فرمانده امریکاییها نزد سران فرقه امد و شروع به صحبت کرد و بعد ان سران فرقه هر کدام به یک طرف دویدند مثل اینکه سمبه پر زور امده بود و فرمانده امریکاییها گفته بود باید اجازه ملاقات بدهید و سربازان جمع کرد و به مقر خودشان درون اردوگاه اشرف بر گشتند .

بعد ان سران فرقه بعناوین مختلف شروع با مانع تراشی کردند تا هر طور شده وقت ملاقات به مینیمم برسانند و شروع کردند به انتقال خانواده ها به محل بازرسی و …. که تا بعد از ظهر طول کشید و هم اینکه بعدآ از طریق بعضی از دوستانم که خانواده هایشان امده بودند مطلع شدم به انها ساعت ۳ بعد ازظهر خبر امدن خانواده شان را اطلاع داده بودند در صورتیکه خانواده ها ۸ صبح به درب اردوگاه بد نام اشرف رسیده بودند !

اولین ملاقات در داخل سالن نشست که به سالن اجتماعات معروف بود انجام شد و ساعت ۵ بعد از ظهر سران فرقه به انواده ها اطلاع دادند که ساعت ملاقات تمام شده و باید اعضاء به مقر هایشان برگردند و خانواده ها باید اردوگاه اشرف ترک کنند و بدین صورت اولین ملاقات با حیله و مکاری رجوی و سران فرقه با کمترین زمان صورت گرفت .

بعد آن ملاقات اعضایی که با خانواده هایشان ملاقات کرده بودند هم گزارش مخفی از دیدارشان بنویسند و هم درنشست عملیات جاری که برای سرکوب اعضاء برگزار می شد گزارش بخوانند .

اما آنچه اتفاق افتاد و رجویدیگرسران فرقه را به وحشت انداخت به راه افتادن فرارهای تکی و دسته جمعی اعضاء فرقه بعد از اولین ملاقات بود .

با اینکه سران فرقه با تغییر سازماندهی و … می خواستند این مسئله را از اعضاء فرقه پنهان و لاپوشانی کنند اما خبرفرارها سریعتر از انکه سران فرقه فکر می کردند بین اعضاء پخش می شد .

با حضور امریکاییها در اردوگاه اشرف سران فرقه مجبور به قبول دومین ؛ سومین ، کاروان ملاقات شدند و هم اینکه خانواده هایی بودند بصورت انفرادی برای ملاقات می امدند .

بعد از هر ملاقات فرار و یا مسئله دار شدن اعضاء بیشتر می شد و رجوی ناچار شد و پیام داد که اینهایی که برای ملاقات می ایند خانواده های شمت نیستند و شما اعضایی که به ملاقات رفته اید با یونسی ( وزیر اطلاعات ) وقت ایران نشسته اید و باید از این به بعد از ملاقات خوداری کیند و حتا سران فرقه به دستور رجوی زنباره مقر به مقر برای همه نشست می گذاشتند و حرق رجوی رنباره را تکرار می کردند که گویا کسانی که حاضر شده اند با خانواده هایشان ملاقات کنند یعنی حاضر شده اند با یونسی وزیر اطلاعات سر میز بشینند ! این نشان دهنده ترس ؛ وحشت رجوی زنباره و سران فرقه از ملاقات خانواده ها بود و حتا کسانی هم که ملاقات نداشتند به دستور رجوی باید گزارش می نوشتند در صورتیکه یک روزی خانواده هایشان برای ملاقات امدند حاضر به ملاقات و دیدار نشوند و نباید با ( یونسی ) سر میزی بشینند !

اما علرغم همه دجالیت و فشار و سرکوب چه انهایی که با خانواده هایشان ملاقات کرده بودند و یا صحنه های ملاقاتها را می دیدند خواه ؛ نا خواه تحت اثیر قرار می گرفتند و رجوی از این وضعیت وحشت می کرد .

نتیجه اینکه به خاطر همان چند سری ملاقات یکعده از اعضاء فرقه یا فرار کردند یا از فرقه جدا شدند .

اما بعد از تحویل اردوگاه بد نام اشرف به دولت عراق و خروج نیروهای امریکایی از اردوگاه اشرف رجوی زنباره خوی حیوانی خودش را به نمایش گذاشت و نه تنها راه ملاقات خانواده ها را بست بلکه با تیرو کمان و سنگ زدن به مادران و پدران پیری که ماهها و سالها برای یک ملاقات ۵ دقیقه ای پشت درب اردوگاه بد نام اشرف نشسته بودند و با فحش و … تا به امروز مانع ملاقات خانواده ها شد.

یک واقعیت را نباید پنهان کرد و یا از روی ان به راحتی گذشت انهم اینکه در هیچ کجای دنیا پناهجو و یا پناهنده نمی توانند در خاک کشوری که میزبان هست قانون و … بنویسد و این پناهجویان و یا پناهنده ها هستند که تابع قانون کشور میزبان می باشند اگر در کمپ زندگی می کنند قانون کمپ دولت و سازمانهای ذی ربط می نویسند و کسانی که در کمپ زندگی می کنند باید ان را رعایت و اجرا کنند و یا اگر پناهنده هستند و بصورت ازاد زندگی می کنند میبایست به قانون کشور میزبان احترام بگذارند و اجرا کنند .

اما یک سوال معما دار هست که هیچ وقت دولت عراق چه در زمان مالکی و چه الان که اقای العبادی ریاست دولت عراق بعهده دارند جواب نداده و به نطر شخصی من نمی خواهند جواب بدهند اینکه :

ــ دولتمردان یک کشورمستقل چطور قبول می کنند یکعده جنایتکار و همدست صدام ملعون که در کشتارمردم عراق و چپاول مال ملت دست داشته اند به راحتی در کمپ حکمرانی کنند؟

ــ چرا دولت عراق اجازه می دهد سران فرقه جنایتکار؛ رجوی در کمپی که در داخل خاک عراق می باشد برای افراد کمپ قانونهای فرقه گرایانه را دیکته کنند ؟

ــ ایا دولتمردان عراقی بطور خاص اقای العبادی نخست وزیر عراق از جنایات سران فرقه در حق مردم عراق اینقدر بی اطلاع است ؟

ــ در کجای قانون اساسی عراق نوشته شده پناهجویانی که در عراق زندگی می کنند حق ملاقات با خانواده های خود را ندارند ؟

ــ ایا دولت و قوه قضائیه عراق انقدر بی خاصیت و بی اثر هستند که با وجود این همه شاکی ایرانی و عراقی از سران جنایتکار فرقه رجوی نمی توانند اقدام قانونی بکنند ؟

البته من شخصا هیچ وقت باور نخواهم کرد که دولتمردان عراقی از جنایات سران فرقه بی اطلاع هستند اما مطمئن هستم سفارشهای امریکا یها و فشار لابی های اسرائیلی و پس مانده های حزب بعث صدام ملعون دلتمردان عراقی را وسوسیه کرده و به سمت سوء استفاده و امتیاز گرفتنهای سیاسی و اقتصادی از دولت ایران با استفاده و نگه داشتن سران فرقه عراق در کمپ لیبرتی سوق داده ولی دولت عراق باید بداند رجوی و مریم قجرهمدست طارق الهاشمی فراری و پس مانده های حزب بعث هستند و یکسال پیش با همکاری فرقه رجوی ؛ طارق الهاشمی ؛ پسمانده های حزب بعث پای داعش به عراق باز شد و هزاران عراقی بی گناه کشته شدند و هنوز هم توسط وحشی های داعشی کشته می شوند .

به دولتمردان و بطور خاص به اقای العبادی می گویم تروریست خوب یا بد وجود ندارد مطمئن باشید اگردست رجوی به سلاح می رسید هزار بار بدتر از داعش به کشتار دست می زد چنانچه در سال ۱۹۹۱ در خوش خدمتی برای صدام اینکار کرد و فراموش نکنید که همین رجوی بود بعد از تصرف موصل به وسیله همدستانش به اعضایش قول داده بود که به زودی بغداد هم سقوط خواهد کرد و از داعش سلاح گرفته و با دولت نوری مالکی خواهد جنگید !

اما به نظر من هیچ راهی برای ملاقات خانواده ها با عزیزانشان نیست الاء اینکه :

ــ دولت عراق سران فرقه را از اعضاء نگون بخت جدا کند و سازمانهای حقوق بشری زیر نظر دولت عراق کنترل کمپ به عهده بگیرند .

ــ دولت عراق سران فرقه را به خاطر جنایتهایشان محاکمه وبه دست عدالت بسپارد تا اعضاء نگون بخت بتوانند ادامه مسیر زندگی خودشان را انتخاب کنند .

در صورتیکه دولت عراق هیچ اقدامی نکند رجوی زنباره و سران فرقه مستقر در کمپ لیبرتی ۱۰۰ سال هم که بگذرد اجازه ملاقات نخواهند داد حتا خانواده ها تا سر حد مرگ تحصن و یا اعتصاب غذا بکنند .

پاریس : محمد رزاقی

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=17962

چسب قطره ای جزو اقلام سرنگونی و…

محمد رزاقی، وبلاگ رزاقی، پاریس، بیستم آوریل ۲۰۱۵:…  از دیروز خبر مرگ اقا جلال متوجه شدم هر قدمی که بر داشتم گاهی در دلم و گاهی با صدای بلند گفتم لعنت خدا بر تو ای رجوی ؛ لعنت خدا و خلق خدا بر تو ای رجوی ؛ اگر با تلسکوپ هابیل هم به سلولهای رجوی نگاه کنند کوچکترین ذره ممکن در وجود رجوی زنباره و مریم قجر از انسانیت ؛ شرافت ؛ وجدان و… یافت نخواهد شد . برای اینکه من و کسانی که در …

صفرعلی زمانیان (صفر ذاکری)به کار بردن نام مستعار شیوه کثیف فرقه ای رجوی (صفر علی زمانیان بنام صفر ذاکری؟!)

لینک به منبع

چسب قطره ای جزو اقلام سرنگونی و…

روز گذشته سایت فرقه جنایتکار و مافیائی رجوی خبر مرگ جلال عابدینی را درج کرده و امروز هم یکی دیگر از سایتهای فرقه مافیائی رجوی اشک تمساح ریختن دروغین مریم قجر در رابطه با مرگ جلال عابدینی به نمایش گذاشته است .

در پیام مریم قجر امده :

*** رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت، خانم مریم رجوی، با درود به پایداری و مقاومت تحسین برانگیز مجاهد قهرمان جلال عابدینی و با تسلیت به همرزمانش در لیبرتی، این مجاهد سرفراز اشرفی را گوهر بی‌بدیل دیگری از گنجینه و نقدینه بزرگ آزادی در مقاومت سازمان‌یافته مردم ایران، و در عین ‌حال، سند گویای دیگری از جنایت علیه بشریت و نقض عهد و خیانت در حق رشیدترین فرزندان مردم ایران توصیف کرد و گفت: شکی نیست که نسل فدا و ایمان جای خالی او را با نبرد صد برابر پر خواهند کرد، اما فاشیسم مذهبی حاکم بر ایران و عوامل گوش به فرمان و طرفهای بند و بست با این دشمن بشریت، در مقابل قانون و عدالت، پاسخگوی تاریخ و مردم ایران خواهند بود.

مریم قجر حرمسرادار شخصی رجوی زنباره بیل به هوا منتظرهر از گاهی یکی از اعضاء نگون بخت در کمپ لیبرتی فوت کند تا مریم قجر با اویزان کردن عکس و گذاشتن گلهایی که ازسر قبر ها و قبرستانهای فرانسه می دزدند به پای عکس اویزان شده قرار دهد و اشک تمساح دروغین برای مرگ اعضاء نگون بخت بریزد تا از جوابگویی به جنایاتشان فرار کنند .

در اطلاعیه شیاد خانه شورای دست ساز رجوی امده است :

***جلال که در سالهای گذشته کلیه چپش را از دست داده بود، در جریان کارزار سنگین اعتصاب‌غذای جهانی در اعتراض علیه معامله ننگین دولت شیراک در فرانسه با رژیم آخوندی و اخراج شماری از پناهندگان مقاومت ایران به کشور گابن، بینایی خود را به میزان قابل توجهی از دست داد.

از دیروز خبر مرگ اقا جلال متوجه شدم هر قدمی که بر داشتم گاهی در دلم و گاهی با صدای بلند گفتم لعنت خدا بر تو ای رجوی ؛ لعنت خدا و خلق خدا بر تو ای رجوی ؛ اگر با تلسکوپ هابیل هم به سلولهای رجوی نگاه کنند کوچکترین ذره ممکن در وجود رجوی زنباره و مریم قجر از انسانیت ؛ شرافت ؛ وجدان و… یافت نخواهد شد .

برای اینکه من و کسانی که در قسمت سر رشته داری ارتش دست ساز رجوی در ارودگاه بد نام اشرف و یا در اردوگاه اهدائی صدام ملعون در جلولا بودیم جلال عابدینی از نزدیک می شناختیم اکثر نفرات وی را اقا جلال صدا می کردند اقا جلال هم خوش برخورد بود هم اینکه هیچ وقت برعلیه نفرات گزارش نویسی ( جاسوسی ) نمی کرد و حتا بعضی وقتها هر انچه در نشستها گفته می شد می امد به بچه ها اطلاع می داد ومی گفت مواظب باشید که فلانی برعلیه شما در فلان نشست حرف می زد !

همه کسانی که اقا جلال از نزدیک می شناختند می دانستند جلال از چند بیماری رنج می برد و سران فرقه هم از وضعیت جسمی جلال خبر داشتند ولی هیچ وقت برای حل مشکلات اقا جلال هیچ اقدامی نکردند !

اقا جلال یک کلیه نداشت و چشماش خیلی ضعیف بود بطوری که هر وقت عینک یک لحظه برای پاک کردن از روی چشمش بر میداشت قادر به دیدن نیم متری هم نبود و علاوه بر ان مشکل شنوایی داشت و از بیماری آسم و چربی اضافه در پهلوهایش رنج می برد اما سران فرقه جنایتکار رجوی زنباره علی رغم اشراف به بیماریهای اقا جلال وی را در اشپزخانه در ان گرمای عراق برای کار طاقت فرسا سازماندهی کرده بودند !

وقتی خبر فوت جلال و اشک تمساح ریختن مریم قجر در سایت فرقه رجوی دیدم یاد یک خاطره ای افتادم که می خواهم بصورت کوتاه بیان کنم تا سیه رو شود هر که در او غش باشد تا دروغگوئی رجوی و مریم قجر رو شود !

دقیقا یادم هست سال ۷۸ بود در اردوگاه انزلی در شهر جلولای عراق در تعمیرگاه کار می کردم دیدم اقا جلال از درب کوچکی که به سمت نانوائی باز می شد با یک دست عینک اش را نگه داشته به سمت من امد و گفت محمد عینکم افتاد شکست همانطور که گفتم چشمان اقا جلال خیلی ضعیف بود و نمی توانست بدون عینک حتا چند قدم راه برود من هم از انبار یک چسب قطره ای اوردم و مشغول چسباندن فرم عینک که از دور شیشه شکسته بود شدم موقع چسباندن دیدم عینک اقا جلال قبلا از قسمت دسته با چسب دوقلو هم چسبانده شده گفتم اقا جلال این عینک از ۲ جا شکسته باید یکی درخواست بدهی اقا جلال گفت چند بار درخواست داده ام گفته اند بودجه نداریم !!!

هنوز چسب خشک نشده بود رحیم کیوکان با اینکه مسئول تعمیر گاه بود ولی ازمنگولی چیزی کم نداشت وارد شد و دید من از چسب قطره ای برای جسباندن فرم عینک اقا جلال استفاده کرده ام دیدم زیر لب غر ؛ غر می کند من بر گشتم گفتم اقا رحیم مشکلی هست ؟ رحیم گفت این چسبها برای عملیات سرنگونی تو برای عینک استفاده می کنی در ضمن این باید می رفت از بالا ( فرمانده کل سررشته داری ) اکی می گرفت تو کار خود به خودی کرده ای و رابطه غیر تشکیلاتی زده ای !!!

گفتم این بنده خدا بدون عینک نمی تواند راه برود چند قطره هم بیشتر استفاده نکرده ام در ضمن چسب قطره ای از کی جزو اقلام سرنگونی شده ؟

من هم از برخورد رحیم ناراحت شدم گفتم برو گزارش بده تا محاکمه ام بکنند ! بنده خدا اقا جلال بر گشت به شوخی گفت ممد امشب به خاطر من در نشست کبابت می کنند ( نشست عملیات جاری که به دستور مستقیم رجوی زنباره برای سرکوب اعضا ء هر شب برگزار می شد ) .

هر شب بعد شام نشستهای عملیات جاری ( نشست سرکوب ) برگزار می شد همان شب وقتی وارد نشست شدم دیدم ترکیب نست عوض شده علاوه بر نفرات سر رشته داری به اصطلاح نفرات ۲ یگان هم به نشست اضافه شده اند همان لحظه متوجه شدم که رحیم منگول سریع گزارش داده و خواهران شورای رهبری حرمسرای رجوی هم برای سرکوب نیروی کمکی اورده اند !

نشست شروع شد و نرگس که معاون یگان سررشته داری بود دستور داد تا من فاکتهایم را بخوانم من هم ۲ تا فاکت در رابطه با جسباندن عینگ اقا جلال خواندم یک دفعه عربده کشی نرگش شروع شد و با داد و بیداد گفت تو به خاطر دوستی اقلام سرنگونی استفاده می کنی ! ( منظورش چسب قطره ای بود که برای چسباندن فرم عینک اقا جلال استفاده کرده بودم ) بعد با همان داد و بیداد می گفت :

ــ تو کی می خواهی کارهای غیر تشکیلاتی کنار بگذاری ؟

ــ تو چرا به رحیم جواب دادی ؟

ــ تو چرا اقلام سرنگونی برای رابطه های شخصی خودت استفاده می کنی ؟

راستش هم درون خنده ام گرفته بود وتو دلم می گفتم جسب قطره ای از کی جزو اقلام سرنگونی شده از طرف دیگر هم از این شیوه برخورد به خودم می پیچیدم و برای اینکه باعث کش دار شدن موضوع نشوم سکوت کردم و جوابی ندادم که یکدفعه دیدم با اشاره نرگس داریوش نصر که از توابین زندان بود ولی با چاپلوسی و دروغ ؛ دغل خودش را بعنوان زندانی مقاوم جا زده بود و به مقام فرمانده یگان ارتش دست ساز رجوی رسیده بود شروع به داد و بیداد کرد که یا الله جواب بده چرا اینکار کردی ؟

پشت سر ان هم یک عده از گوهران بی بدیل بیل به هوا که پرونده های هم جنسی بازیشان قطورتر ازهمه پرونده ها بود و انها هم برای بالا بردن مقام مجاهدیشان در نزد فرمانده هان بخصوص فرمانده هان زن دیگران نردبان ترقی خودشان می کردند شروع به عربده کشی کردند که می کشیم ؛ دست و پایت را می شکنیم و .. جواب بده چرا اینکار کردی ؟!

اینجا نمی خواهم بصورت ریز همه را بنویسم چون هرشب مثل هم بود و نشست سرکوب ؛ فحش دادن ؛ عربده کشی ؛ تحقیر و تهدید ۳ شب متوالی برای من برگزار کردند که فقط یک جواب می دادم ان هم اینکه فکر نکنم کار اشتباهی کرده باشم هر ۳ شب همین جواب میدادم تقریبا ۲ ساعت نشست به فحش عربده کشی ادامه پیدا می کرد و حرفهای تکراری ….

دقیقآ یادم شب چهارم بود که با شروع نشست نرگس گفت امشب باید جمع تعیین تکلیف کنی و جواب بدهی من هم گفتم خواهر من که حقوق ندارم پول چسب قطره ای بعنوان خسارت بپردازم فکر کنم بهتر به جای خسارت بفرستید زندان با گفتن این جمله یک عده خندیدند و یک عده هم می خواستند باز به عربده کشی شروع کنند که نرگس گفت جمع بهای زیادی برایت پرداخت کردند ( فحش زیادی دادند و .. ) باید جواب جمع بدهی بشین بعدآ گزارش بنویس بیار در جمع بخوان منظورش این بود که در جمع به افتم به غلط کردن گویی وفحش دادن به خود و … تو دلم گفتم پشت گوشتان را هر وقت دیدید این جواب از من می شنوید .

این را هم اضافه کنم بعد ان اقا جلال با ناراحتی به من گفت به خاطر من کلی فحش و داد وبیداد شنیدی گفتم اقا جلال کارم درست بوده می ارزید چون یقه جلال هم در نشست دیگری سرهمین موضوع گرفته بودند و بنده خدا می دانست ۳ شب متوالی به خاطر چسباندن فرم عینک دارم فحش می شنوم .

حال مریم قجر در اوج شیادی و دروغگویی مدعی شده جلال عابدینی در لیست خروجی ها بود !

باید به رجوی و مریم قجر و دیگر سران فرقه بگویم ما شاهدان زنده جنایتهای تک ؛ تک شما هستیم و نمی توانید با ادا اطورا بوزینه وار جنایات خودتان را لاپوشانی کنید .

جلال عابدینی یک شبه بیمار نشده بود جلال سالها از چشم ؛ گوش ؛ کلیه ؛ و بیماری اسم رنج می برد و شما حاضر نبودید یک فرم عینک که به دلار حساب می کردید ۱۰ دلار می شد برای جلال نگون بخت بخرید حال برای جلال اشک تمساح می ریزید .

زمانی که مریم قجر با ۲۰۰ نفر از سران فرقه واموزش دیده های فدائیان صدام قبل از اینکه ترقه ای در شود به پاریس فرار کرد چرا همان موقع اقدام به خارج کردن بیماران اقدامی نکرد و اعضاء نگون بخت در زیر شدید ترین بمباران تاریخ بشر رها کرد .

ــ ایا بهتر نبود رجوی زنباره و مریم قجر بعد پایان جنگ به جای اوردن یک مشت قاچاقچی ؛ دزد ؛ متجاوز به ناموس مردم ؛ هم جنس باز و … به اروپا تا انها را علیه جدا شده ها استعمال کنند به جای انها اعضاء نگون بخت مریض به اروپا می اورد تا به درمان و مداوای خودشان می پرداختند .

ــ چرا زمانی که رجوی برای جیره خواران شورایی هر ماه ۳۵۰۰ یورو حقوق می داد و الان هم می دهد به اعضاء خود یک عینک ۱۰دلاری نمی خرید و مدعی بودند که بودجه ندارند !

ــ چرا تمامی مدارک جلال گرفته بودید و ازجلال در نشست موسوم به تف به پناهندگی و سیتی زنی که شخص رجوی برگزار کننده ان بود از جلال دست خط انصراف از پاسپورت انگلیس گرفته بودید؟

ــ شما بعد از جنگ شیخ های پسمانده حزب بعث به راحتی به انگلیس ؛ فرانسه و … اوردید حلو ا؛ حلوا می کردید اما حاضر نشدید اعضایی که از بیماری های گوناگون رنج می برند برای معالجه از عراق خارج کنید چون همه می دانند رجوی و مریم قجر برای سر پوش گذاشتن به جنایاتشان و سر پوش گذاشتن به خیانت و فرارشان به خون و جسد اعضاء نگون بخت نیاز دارند .

هر چه فکر می کنم می بینم درمقابل این همه دروغ ؛ شیادی رجوی حرفی برای گفتن نیست الا اینکه باید گفت :

تف به شرف ؛ وجدان ؛ انسانیت نداشته ؛ ان ایدئولوژی کثیف و دست ساز که برای فرار از پاسخگویی به هر شقاوت ؛ جنایت دست می اندازید و همه چیز را با وارنه گویی می خواهید به خورد مردم بدهید اما باز تکرار می کنم :

ناله های مادران ؛ پدران ؛ خواهران و فرزندان بی گناه نخواهد گذاشت شما به نیات پلیدتان برسید

این جکم خدا ؛ تاریخ و طبیعت

پاریس : محمد رزاقی

سازمان ملل در مورد نقش رجوی در کشتار ۵۳ تن از قربانیان مجاهدین خلق در کمپ اشرف تحقیق کند

***

همچنین:

فرقه رجوی جنایتکار چه فرقی با داعش دارد؟ (هشدار به ارگانهای امنیتی غرب)

محمد رزاقی، وبلاگ رزاقی، پاریس، شانزدهم ژانویه ۲۰۱۵:…  سرویسهای امنیتی به جای استفاده از فرقه رجوی بعنوان یک برگ فشار به ماهیت و عملکرد سران این فرقه در اروپا و مناسبات درون تشکیلاتی فرقه رجوی دقت کنند و اجازه ندهند اموزش دیده های فدائیان صدام و گارد جمهوری صدام ملعون سنگ فرش خیابانهای شهرهای اروپا را ب�

نـــــــــــــــه بــــــــــــابــــــــــــــا !

محمد رزاقی، وبلاگ رزاقی، پاریس، هشتم ژانویه ۲۰۱۵:…  برای روشن شدن افکارعمومی و کسانی که از درون اردوگاه بد نام اشرف خبر نداشتند لازم می بینم به چند نمونه از گفته های شخص رجوی زنباره در مورد سلاح اشاره بکنم و همچنین روند خلع سلاح تا ماهیت کثیف رجوی جنایتکار بر همه اشکار شود . زمانی که رجوی زنباره توسط ارباب

چرا رجوی خود را به کوچه علی چپ میزند ؟

محمد رزاقی، وبلاگ رزاقی، پاریس، دوم ژانویه ۲۰۱۴:…  اما اینبار رجوی زنباره ؛ مریم قجر حرمسرادار شخصی رجوی و دیگر سران فرقه خود را به کوری مطلق زدند و از بازدید تفریحی سفیر ایران از حرمسرای زیر زمینی رجوی زنباره اصلا حرفی به زبان نمی اورند . اما چرا؟ چون رجوی زنباره و مریم قجر به روشنی و بهتر از هر کس می دانن�

حمایت فرقه جنایتکار رجوی از جنایتکاران و دزدان مسلح

محمد رزاقی، وبلاگ رزاقی، بیست و نهم دسامبر ۲۰۱۴:…  سایت فرقه مافیایی و جنایتکار رجوی خبر درگیری دزدان مسلح گلپایگان را طوری درج کرده هر کس اصل خبر را نداد فکر خواهد کرد همان قیام خونین خیالی رجوی رخ داده است . سابت رجوی زنباره نه تنها اصل خبر را درج نکرده بلکه درگیری نیروهای انتظامی با دزدان مسلح را طوری د�

رجوی ماهیت تروریستی و خشونت طلب خویش را به نمایش می گذارد !

محمد رزاقی، وبلاگ رزاقی، پاریس، بیست و هفتم دسامبر ۲۰۱۴:… درخواست بغایت ابلهانه رجوی از امریکاییها اما اینبار از زبان سخنگوی مجهول الهویه فرقه تروریستی رجوی روی سایتهای خبری فرقه جلب توجه می کند . این درخواست که تمامآ خواسته وحرف شخص رجوی زنباره می باشد مبنی بر بر گرداندن ۱۰ درصد از سلاحهایی که موقع خلع س�