مریم قجر داعشی و شوهر سابقش ( مهدی ابریشمچی ) قاتل مالک شراعی !ا

مریم قجر داعشی و شوهر سابقش ( مهدی ابریشمچی ) قاتل مالک شراعی !ا

محمد رزاقی، وبلاگ رزاقی، بیست و هشتم ژوئن 2018:… خبر مرگ مالک شراعی از اعضاء نگون بخت فرقه رجوی در البانی در سایتهای مختلف درج شد و سایت فرقه رجوی داعشی با درج یک عکس از مالک شراعی و نوشتن چند خط انهم متناقض به وی مقام شهید داد . البته این مقام شهید دادن در البانی برای کسی که خود فرقه ادعا می کند غرق شده هم اوج تناقض این اطلاعیه دروغین … 

جان مک کین مریم رجوی مزدوری جنایت تروریسممحمد رزاقی: دیدار مریم قجر داعشی با بنیانگذاران داعش!ا

لینک به منبع

مریم قجر داعشی و شوهر سابقش ( مهدی ابریشمچی ) قاتل مالک شراعی !

خبر مرگ مالک شراعی از اعضاء نگون بخت فرقه رجوی در البانی در سایتهای مختلف درج شد و سایت فرقه رجوی داعشی با درج یک عکس از مالک شراعی و نوشتن چند خط انهم متناقض به وی مقام شهید داد . البته این مقام شهید دادن در البانی برای کسی که خود فرقه ادعا می کند غرق شده هم اوج تناقض این اطلاعیه دروغین می باشد برای گمراه کردن افکار عمومی و مقامات امنیتی کشور البانی .

جهت اطلاع مردم و خانواده ها و افکار عمومی می رسانم که این اولین بار نیست که فرقه رجوی داعشی با کشتن و حذف اعضاء نا راضی مقام شهید به انها می دهد. این مقام شهید دادن به اعضاء قربانی  از قبل سابقه داشته وبرای اینکه سران فرقه رجوی جنایات خود را بدین شیوه لاپوشانی کنند با چپاندن یک کلمه شهید به اطلاعیه می خواهند دستان خون الود خود را پاک نشان بدهند .

سابقه شهید سازی در فرقه رجوی از اعضاء نگون بخت که توسط سران فرقه به قتل می رسند  اولین بار نیست .

در سل 73 وقتی بیش از 500 عضوء نگون بخت به دستور شخص رجوی زندانی و شکنجه شدند فرهای طهماسبی هم جزو این زندانیها بود که بر اثر شکنجه های وحشیانه شکنجه گران فرقه رجوی در زیر شکنجه کشته شد .

اما سران فرقه در سال 75 با درج اسم فرهاد طهماسبی بعنوان شهید درنشریه مجاهد بدین شیوه خواستند دستان خون الود خود را تمیز نشان بدهند .

شگردهای مختلفی که برای حذف اعضاء ناراضی در فرقه رجوی داعشی وجود داشت و دارد توسط تیمهای حذفی اجراء می شود .

 درگذشته اعضاء ناراضی به شیوه های مختلف از میان بر می داشتند در عراق اعضاء مخالف و ناراضی به میدان مین بین ایران و عراق می بردند و بعد فرستادن فرد ناراضی به وسط میدان مین از پشت به رگبار می بستند . یا در زیر شکنجه های وحشیانه شکنجه گران به قتل می رساندند .

چند ماه پیش بر اساس اخبا موثقی که از دورن تششکیلات فرقه رجوی بدستم رسیده بود نوشت هبودم که مریم قجر داعشی مهدی ابریشمچی ( شوهر سابق ) خود را بعنوان مسئول و فرمانده اسارتگاه اشرف 3 در البانی منتسب کرده و مهدی ابریشمچی در یکی از نشستهای درونی  برای جلو گیری از فرار و جدا شدن اعضاء با حالت عصبانی و کف بر دهان به اعضاء توپیده و گفته بود فکر نکنید که ما در البانی قدرت نداریم !

مهدی ابریشمچی همچنین گفته بود :

فکر نکنید قدرت ما درآلبانی  کمتر ازعراق شده اینجا دستمان باز تر هم هست !

 ( دست سرا ن فرقه برای کشتن ؛ زندانی کردن و انواع شکنجه های روحی و جسمی باز است ) .

حال در آلبانی تهدیدات مریم قجرداعشی و مهدی ابریشمچی شوهر سابق مریم قجر بصورت عملی صورت می گیرد .

تناقض اطلاعیه فرقه رجوی داعشی در مورد مرگ مالک شراعی اظهرمن الشمس و معلوم که مریم قجرداعشی ومهدی ابریشمچی و دیگر سران فرقه که کنترل اسارتگاه اشرف 3 را در البانی بدست دارند می خواهد با چپاندن نام شهید در اطلاعیه از تعقیب قضائی فرار کنند .

سوال اساسی و تناقض در اطلاعیه فرقه رجوی خنده اوراست ومعلوم که توسط مخ پوسیده هائی نوشته شده که در اوورسوراواز نشسته و درهمان دوران ابلهی و کودنی خودشان سیر می کنند .

مریم قجر داعشی در اطلاعیه ای که به خاطر مرگ مالک شراعی صادر کرده مدعی شده :

سه‌شنبه ۲۹خرداد ۱۳۹۷وقتی مالک که در ساحل بود متوجه شد یکی از همرزمانش که برای شنا به داخل آب رفته دچار انقباض عضلات شده است و در حال غرق شدن کمک می‌خواهد، بلادرنگ با لباس به داخل دریاچه پرید و با تلاش فوق‌العاده همرزم خود را از عمق به روی آب آورد و جان او را نجات داد،  ما لحظاتی بعد خودش در آب فرو رفت و نتوانست بیرون بیاید. 

ــ سوال از سران فرقه  اینجاست :  کسی که نجات غریق بوده و توانسته یک نفر از عمق اب بیرون بکشد و نجات بدهد چطور نتوانسته خود را نجات بدهد ؟!

ــ فرقه رجوی مدعشی شده یک از همرزمان مالک در اب دچار انقباض عضلات شده و ته اب رفته و مالک ان را روی اب اورده و باید سران فرقه به این سوال هم جواب بدهند کسی که دچار گرفتگی عضلات شده و تا زیر اب هم رفته بعد امدن روی اب نمی توانسته به شنا ادامه بدهد پس باید مالک او را تا ساحل می اورده و اگر تا ساحل آورده خود مالک هم باید به ساحل می رسیده !

 ــ  اگر نفری که عضلاتش انقباض پیدا کرده و اب در شکم نفر پر شده و به زیر اب رفته دوباره نمی توانسه به شنا ادامه بدهد پس این نفر چطور توانسته به شنا کردن تا ساحل ادامه بدهد ؟!

ــ مالک شراعی چند سال در اردوگاه بد نام اشرف نجات غریق بوده و حتا امتحان نجات غریقی داده بود . چطور می شود فرد کار کشته ای مثل مالک شراعی که خود بچه جنوب بوده و به گفته خودش در اب بزرگ شده بود ؛ در یک دریاچه کم عمق که نه موج دارد و نه گرداب و تلاطم دریا و …  به راحتی غرق می شود ؟!

در ادامه اطلاعیه فرقه رجو داعشی نوشته شده :

مالک شراعی قهرمان پاکباز مجاهد خلق متولد ۱۳۴۹، فرزند دلاور مردم خرمشهر، ۲۱سال پیش به ارتش آزادیبخش ملی ایران پیوست و در تمام سالهای پایداری پرشکوه در اشرف و لیبرتی سرفرازانه مجاهدت کرد. او یکی از شاهدان قتل‌عام دهم شهریور ۱۳۹۲در اشرف بود .

ــ بر اساس خبر های موثق از دوستانم در البانی مالک شراعی در یکسال اخیر جزو اعضائی درون تشکیلات فرقه گرایانه رجوی شده بود وسران فرقه گاهی او را با تهدید و گاه با تطمیع می خواستند در اسارت خود نگه دارند .

مالک شراعی در اردوگاه بد نام اشرف جزو شاهدینی  بود که اسرار کشته شدن 52 عضو فرقه را در شهریور سال 92  درسینه داشت ومریم قجر داعشی اجازه خروج و جدا شدن به وی را هرگز نمی داد و باید بصورت مشکوک حذف می شد بطوری که هنوز هم جسدش پیدا نشده و شاید هم پیدا نشود و مثل بقیه اعضاء ناراضی که توسط تیمهای حذفی فرقه رجوی کشته شدند و هیچ گاه مزارشان مشخص نشد مزار این عضوء نگون بخت هم پیدا نشود .

ــ چپاندن نام شهید دراطلاعیه هم به خاطر اینکه مریم قجر داعشی و مهدی ابریشمچی ادعا کنند دستور قتل را انها صادر نکرده اند ! در صورتیکه در همان البانی اعضاء با سابقه تر ؛ با رده تشکیلاتی بالاتر ؛ کسانی که در دهها عملیات نظامی شرکت کرده بودند ولی در البانی فوت شدند مقام شهید از طرف سران مریم قجر داعشی تعلق نگرفت ولی برای یک عضوء نگو نبخت که به دستور شخص مریم قجرداعشی و مهدی ابریشمچی کشته شده مقام شهید داده شد !

 به مریم قجر داعشی و مهدی ابریشمچی شوهر سابق و بد نام مریم قجر  و دیگر سران فرقه باید بگویم این تناقض هائی که در اطلاعیه سر تا پا دروغین در مورد مرگ مالک شراعی  را در ان دریاچه بریزید دریا چه خشک می شود .

اما مطمئن هستم دیر یا زود حقیقت رو خواهد شد همانطور که جدا شده ها مرگهای مشکوک و مرگ اعضاء نگون بخت در زیرشکنجه جان باختند را افشاء کردند مرگهای مشکوک در آلبانی هم افشاء خواهد شد ؛ پرداخت رشوه به یک مشت مافیاء در البانی برای پوشاندن جنایتها و نگه داشتن اعضاء در اسارت هم مدت مشخصی دارد ؛ همانطور که دیوار قلعه بد نام اردوگاه اشرف فرو ریخت ؛ دیوار اسارتگاه اردوگاه بد نام اشرف 3 هم فرو خواهد ریخت .

  مطمئن باشید ؛ مطمئن باشید ؛ مطمئن باشید ؛ دیر یا زود دارد اما سوخت و سوز ندارد .

پاریس : محمد رزاقی

تیرانا آلبانی مجاهدین خلق فرقه رجوی تروریسم فساد قاچاقAlbania’s Modern Slavery Problem Alienates Europe

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=31980

امروز هر چقدر می خواهید بشکن بزنید ؛ فردا باید به سرتان بزنید .( ۲)ا 

 محمد رزاقی، وبلاگ رزاقی، پاریس، چهارم نوامبر ۲۰۱۷:… ۲ روز از دیدن ان صحنه جشن گوهران بی بدیل رجدی با افسران و سربازان عراقی گذشه بود که در تعمرگاه کار می کردم یوسف پیام اورد که خواهد صدیقه حسینی با تو کار دارد ! دستهایم را تمیز کرده به سمت اطاق  صدیقه رفتم ؛ همینکه وارد ازاق کار صدیقه شدم از یوسف خواست که اطاق ترک کند ! معلوم شد خود یوسف هم از این جشنی که بصورت مخلوط …

مک کین و مریم رجوی و لیست شهدای سازمان مجاهدین خلق ایراناگر رجوی این انرژی را بجای مزدوری و دریوزگی، برای مردم گذاشته بود

لینک به منبع

امروز هر چقدر می خواهید بشکن بزنید ؛ فردا باید به سرتان بزنید .( ۲)

از هیتلر پرسیدند پست ترین انسانها کی ها هستند ؟

گفت : پست ترین و خبیث ترین انسانها کسانی هستند که در تصرف کشورشان با من که بیگانه بودم همکاری کردند . چون وطن حیثیت مادر را دارد و انها زمینه سازی کردند حتا من بر مادرشان مسلط شوم .

۲ روز از دیدن ان صحنه جشن گوهران بی بدیل رجدی با افسران و سربازان عراقی گذشه بود که در تعمرگاه کار می کردم یوسف پیام اورد که خواهد صدیقه حسینی با تو کار دارد !

دستهایم را تمیز کرده به سمت اطاق  صدیقه رفتم ؛ همینکه وارد ازاق کار صدیقه شدم از یوسف خواست که اطاق ترک کند !

معلوم شد خود یوسف هم از این جشنی که بصورت مخلوط با سربازان امریکائی ترتیب داده بودند خبر نداشت .

طبق لت معمول حال و احوالپرسی و اینکه چکار می کنی و … چند دقیقه گذشت و صدیقه شروع کرد ریل بازجوئی ؛

ــ ۲ روز پیش در سالن اجتماعات چکار می کردی ؟ من هم گفتم برای بازدید موزه عراقی ها را اورده بودم پیش خودم کفتم تا اینها موزه ا ببیند من با یکی از بجه ها که انجا کار می کند بشینم کنارش زود از کوه در رفت و یعنی محفل بزنید !

گفتم نه بحث محفل نبود می خواستم اچار فیلتر بهش بدهم .

ــ پس چرا رفتی به داخل سالن اجتماعات ؟

گفتم خواهر از سالن یک سر و صدائی می امد فکر کردم انجا کار می کند در باز کردم داخل سالن نرفتم صدیقه برگشت گفت در سالن یک موضوعی بود که حتا برادران فرمانده و خیلی از فرمانده های خواهر شورای رهبری از این موضوع  خبر ندارند اما تو ان دیدی !

راستش دیدم مسئله کش پیدا می کنه و مسئله امنیتی تهدید جانی رو میز می باشد :

زود گفتم خواهر داشتند برنامه موسیقی ضبط می کردند کجای این خیلی مهم !من هم زود بر گشتم .

صدیقه گفت اگر یک کلمه در مورد انچه دیدی به کسی حرف بزنی سرت زیر اب می کنیم ! می فرستم جتئی که عرب برایت نی بزند !

من هم زود از سالن خارج شدم به چند تا از دوستانم ماجرا را تعریف کردم و گفتم اگر دیدید خبری از من نیست بدانید اینها س به نیستم کرده اند !

البته چند روز بعد این اتفاق فردی بنام  علی اکبر انباز معروف به یوسف و همراه ان فردی بنام برادر رسول تقریبآ نزدیک ساعتهای یک نصف شب ضدایم زدند و گفتنمد می خواهیم چند لکمه به تو صحبت بکنیم سوار خودرو جیب کرند راننده یوسف من وسط و سمت راستم رسول به سمت پارک اشرف رفتیم و انجا رسول و علی اکبر انباز بیشتر از نیم ساعت ایستادیم البته بدون هیچ دلیلی بعد حرکات مشکوک تین ۲ شکنجه گر را دیدم زود کاتری که تو جیب ام بود در اوردم و شروع کردم تو دستم بازی کردن . علی اکبر انباز ( یوسف) وقتی کاتر دستم دید جا خورد از من پرسید کاتر برای چی اوردی ؟ گفتم برای احتیاط حالا که سلاج نیست وسیله دفاعی چماقو در نهایت مشت و کاترو ..

علی اکبر انباز چند دقیقه بصورت خصوصی با رسول صحبت کرد . مثل اینکه نتیجه گرفته بودند نیست واز بین بردن برایشان سخت و منصرف شوه بودند در نتیجه سوار جیب شدیم البته به اسرار خودم سوار عق جیب شد تا به مقر استقرار رسیدیم .

چند روز بعد به بهانه سیزده بدر بخشی ازفرمانده هان و سر بازان امریکائی برای مراسم سیزده بد ر برای ناهار به پارک اشرف دعوت شده بودند  .

در میان پذیرائی کننده ها فردی بود بنام رضا گوران که بصورت مشمئز کننده چاکر و نوکر امریکائیها می رفت ؛ رضا گورن با ان هیگل نتراشیده اش تمام خدمات و رسیدگی به سربازان و فرمانده هان امریکائی را به تنهائی انجام می داد و من فکر میکنم انجا نقطه شروع و استارت مزدوری رضا گوران برای امریکائیها بود اگر این مسئله از چشم مسئولین فرقه ندید گرفه شود و یا عادی تلقی شود .

درست  در وسط این برنامه بود که رضا گوران با سوار کردن چند نفر از اعضاو نفرات  جدید  را از  انتخاب می کند و ترتیب فرار انها را به تیف برنامه ریزی می کند  و با یک خودرو ایفا با نفرات مشخص شده به تیف فرار می کنند .

ادامه دارد ….

محمدد رزاقی

*** 

طناب صدامحامیان غربی صدام هنگام اعدام وی با طناب کشتی امریکایی کجا بودند؟