مریم قجر روغن ریختۀ موهوم «یک میلیارد تومانی» را نذر زلزله زده ها می کند!!ا

مریم قجر روغن ریختۀ موهوم «یک میلیارد تومانی» را نذر زلزله زده ها می کند!!ا

 ghafoor_fattahian_2016غفور فتاحیان، پیوند رهایی، شانزدهم نوامبر 2017:… واقعیت این است که فرقۀ رجوی با این شعبده ها و شوهای فریبکارانۀ تلویزیونی هدفی جز خاک پاشیدن به چشمها ندارد یعنی توجیه ثروتهای بادآورده اش که منبع نخستین و اصلی آن دلارهای نفتی صدام حسین می باشد که تا زمان سقوط صدام به گواهی آقای حسین نژاد مترجم ارشد سابق رجوی در عراق به ماهانه 3 میلیون بشکه نفت یعنی 93 میلیون … 

سوء استفاده مریم رجوی از زلزله کرمانشاه شماره حساب و گرفتن پول و کلاشی سو استفاده منافقین (مجاهدین خلق، فرقه رجوی) از زلزله. اعلام شماره حساب در اروپا و جمع آوری پول

لینک به منبع

چگونه از عراق به عنوان «داخل ایران» برای «همیاری» مجاهدین! زنگ می زدیم؟؟!

مریم قجر روغن ریختۀ موهوم «یک میلیارد تومانی» را نذر زلزله زده ها می کند!! 

خاطراتی از نشستها و فریبکاریها و تقلبها در این رابطه در اشرف (عراق)

نوشتۀ غفور فتاحیان عضو قدیمی جدا شدۀ سازمان مجاهدین

از چند ماه پیش سایتهای فرقۀ رجوی دست به تبلیغات برای سیمای بدنام فرقه زدند که با زمان و تاریخ مشخص گفتند: بشتابید که زمان خیلی کم است!!…

این برنامۀ تلویزیون سازمان مجاهدین (فرقۀ رجوی) موسوم به برنامۀ «همیاری»همه ساله از شگردها و شعبده بازیهای فرقۀ رجوی است.

در رابطه با همین برنامۀ سیمای فرقه موسوم به برنامۀ همیاری که در آن زمان که ما در قرارگاه اشرف مجاهدین در عراق بودیم ضبط و اجرا و پخش می شد یک روز یکی از مسئولین به نام مریم اکبری که زن بسیار بی سواد و بی عفت کلامی بود مرا صدا زد و گفت: غفور امشب برنامۀ همیاری در سیمای آزادی است که تو هم شرکت می کنی آماده شو و فردا برو هتل (مجموعه های مسکونی قدیم قرارگاه اشرف که تبدیل به محل پذیرایی از مهمانان کرده بودند) که آنجا یکی از خواهران مسئول ستاد تبلیغات تو را توجیه می کند من هم رفتم آنجا دیدم چند نفر دیگر هم هستند که بیشترشان شبیه افراد معتاد بودند. خواهر مسئول تبلیغات به من گفت: اینها یکی دو هفته است که از ایران آمده اند تو و اینها می نشینید در این اتاق (در هتل اشرف) و هر یک با یک اسمی دیگر به برنامۀ همیاری «سیمای آزادی» در تبلیغات زنگ می زنید مثلا این برادر (با اشاره به یکی از آن افراد) به نام ابوالفضل  زنگ می زند و می گوید من از ایران زنگ می زنم و هر یک فلان مقدار پول می گویید که کمک مالی می کنم!!. قرار شد من (غفور) هم بگویم که از کرمانشاه زنگ می زنم و از طرف خودم و خانواده ام معادل سیصد دلار کمک می کنم!!… فردی که قرار بود به نام ابوالفضل زنگ بزند و به همان شکلی که توجیه شده بود آن کار را انجام داد وقتی برای سیگار کشیدن بیرون رفت من هم بیرون رفتم و از او پرسیدم چند وقت است اینجا هستی؟ گفت من چند ماه می شود که آمده ام  اینجا نه یکی دو هفته و یک کارم هر شب همین است!!.

آن زمانها یکی از مسئولین همین فرقه که با من دوست صمیمی بود و تمام حرفهایش را پیش من می زد می گفت: «این برنامه همیاری یکی از تاکتیک های مسعود رجوی است». او خودش که سالیان در خارج از کشور بود برای من تعریف می کرد که: «تمام پولهایی که از عراق به اروپا وارد می کردیم پول سیاه محسوب می شد و ما نمی توانستیم از آنها بخوبی استفاده کنیم در نتیجه بدنبال راهی بودم که این پولها را سفید کینم در نتیجه این تاکتیک همیاری را راه اندازی کردیم تا بتوانیم بخشی از پولها را سفید کنیم وگرنه سازمان به هیچ عنوان نیازی به پول ندارد تا بخواهد کمک مالی جمع کند… اینها همه اش تاکتیک های مسعود رجوی است تا بگوید این هم یک جنگ سیاسی است و ما تمام هزینه هایمان را با همیاری ایرانیان و مردم خودمان خود تأمین می کنیم».

بله فرقه اینگونه پولها و دلاریهای نفتی صدام و شیوخ عربستان یعنی پولهای حاصله از مزدوریهایش را سفید سازی می کرده و می کند و این تنها هدف شعبدۀ سالانۀ دستگاه تبلیغاتی رجوی تحت عنوان «گلریزان همیاری»!! است.

این که فرقه می گوید هواداران به ما کمک می کنند!! در حالی است که اکثر هوادارانش پناهنده و نیازمند پول هستند و فرقه هم بطور ماهانه به همه آنها کمک مالی می کند! حالا بفرمایید اینها از کجا پول بیاورند که به «سازمان مجاهدین خلق» کمک کنند؟؟!! حتما از همان پولهایی کمک می کنند که سازمان به آنها می دهد!!!؛ تازه علاوه بر این با یک حساب سرانگشتی هم می توانید بفهمید که اگر هر روز هم همین «هم وطنان» به فرقه کمک کنند بازهم هزینه یک روز سفر و جلسه مریم در خارج کشور نمی شود تا چه رسد به هزینه های به اصطلاح «سیمای آزادی» فرقه!!.

واقعیت این است که فرقۀ رجوی با این شعبده ها و شوهای فریبکارانۀ تلویزیونی هدفی جز خاک پاشیدن به چشمها ندارد یعنی توجیه ثروتهای بادآورده اش که منبع نخستین و اصلی آن دلارهای نفتی صدام حسین می باشد که تا زمان سقوط صدام به گواهی آقای حسین نژاد مترجم ارشد سابق رجوی در عراق به ماهانه 3 میلیون بشکه نفت یعنی 93 میلیون دلار با قیمت نفت آن موقع می رسید که توسط رهبران فرقه در کشورهای مختلف مورد سرمایه گذاریهای کلان قرار گرفته و تا امروز برای آنان پول می زاید! به علاوۀ کمکها و هدایای میلیونی شیوخ عربستان که جای ارباب سابق منطقه ای رجوی یعنی صدام را امروز گرفته و به قول رجوی که به آمریکایی ها لقب داده بود «صاحبخانۀ» جدید فرقه شده اند!!.

یکی از دوستانم که از مسئولین سازمان بود و در نشست عملیات جاری با بهنام (سید المحدثین) و مهدی ابریشمچی وشماری دیگر از سرکردگان رجوی شرکت کرده بود تعریف می کرد که بهنام را که رابط فرقه با عربستان بود به اصطلاح درون سازمانی «زیر تیغ» بردند که چرا در اردن (سر پل ارتباطی و نقل و انتقالات فرقه به و از عراق) سرخود می خواسته با پولهایی که از نمایندگان عربستان در اردن تحویل گرفته بود به جای فرستادن به خارجه و به مریم رجوی (در بازگشت چند ساله اش به فرانسه) برای قرارگاه اشرف و افراد آنجا وسایل از جمله لباس و پوتین خریداری کند. بهنام در جواب می گفت: چون حجم پول زیاد بوده نتوانسته آنها را به اروپا بفرستد در نتیجه خودش تصمیم می گیرد که با این پول وسایل برای افراد اشرف بگیرد ولی مریم بدیع زادگان که مسئول بهنام و از فرماندهان اشرف بود با این کار مخالفت کرده و گفته بوده که اگر وسایل راحتی برای افراد بگیریم از فردا درخواستهای آنها بیشتر می شود و به اصطلاح بیشتر «طلبکار» می شوند و دیگر کار نمی کنند و تازه ما از راحتی افراد نمی چیننم بلکه باید به افراد تا آنجا که ممکن است سخت بگیریم تا ذهن و فکرشان دنبال «زندگی طلبی» نرود.

از این شعبده بازیها و تقلبهای فرقۀ رجوی نه یکی دو تا بلکه بسیار می باشد. از جملۀ آنها پروژۀ ستاد خارجۀ سازمان در اواخر دهۀ هفتاد مبنی بر نامه سازیهای تقلبی به عنوان نامه ها از ایران برای ارائه به یک دادگاهی در آلمان بود که به شکایت کسانی رسیدگی می کرد که به یک مؤسسۀ خیریۀ پوششی سازمان به عنوان کمک به کودکان بی سرپرست اعدام شدگان در ایران کمک مالی کرده بودند ولی بعدا فهمیده بودند که این مؤسسه متعلق به یک سازمان تروریستی ایرانی (سازمان مجاهدین خلق) می باشد و پولها خرج کارهای جنگی و تروریستی می شود!. در این رابطه روزی مرا صدا زدند و گفتند برای انجام مأموریتی باید به قرار گاه باقرزاده (واقع در غرب بغداد) بروی وقتی به آنجا رسیدم مرا داخل اتاقی بردند که عده ای دیگر نیز آنجا بودند. اتاق پر از کاغذ و دفتر و نوعی قلم خودنویس و کاسه هایی بود که بعدا فهمیدم آب پیاز (جوهر نامرئی) است و تعدادی اتوی برقی. یکی از مسئولین آن قرارگاه آمد و به ما گفت شما باید با این جوهر نامرئی تا آنجا که می توانید از روی این الگوهای نوشته شده در دفترها که به شما می دهیم شامل اسامی و شهر و مبلغ دریافتی، نامه از طرف خانواده های ایران بنویسید که ما این قدرمبلغ مثلا یک میلیون تومان …. دویست هزار تومان وو… از سازمان مجاهدین بابت نگهداری فلان کودک فرزند فلان شخص اعدام شده در ایران دریافت کردیم!! بعد از اینکه ما این نامه ها را با خودنویسی که یک نفر مسئول پرکردن آنها با جوهر نامرئی بود می نوشتیم آنها را به افراد میزی تحویل می دادیم که نوشته های مذکور را با کشیدن اتو روی کاغذ، مرئی و خوانا می کردند تا تحویل دادگاه آلمان بدهند و ثابت کنند که خانواده ها این پولها را برای نگهداری کودکان دریافت کرده اند و به علت خطراتی که از جانب رژیم متوجه آنها می باشد آنها را با جوهر نامرئی نوشته اند و اسامی و مشخصات هم باید کاملا سری بماند!! در حالیکه مطلقا نه چنان خانواده هایی بودند و نه چنان اسمهایی و نه چنان کودکانی وجود خارجی داشته اند. من و بسیاری دیگر که از اشرف به آن قرارگاه رفته بودیم در اول کار خبر نداشتیم که اینها برای چیست و سازمان می خواهد با این نامه ها چه کار بکند و به صورت علنی و رسمی هم توضیح نمی دادند ولی آنها که در ستادهای سیاسی و خارجه کار می کردند برایمان واقعیت موضوع و هدف پشت این تقلب را می گفتند و در حقیقت هم می خواستند افراد همگی متقاعد شوند که سازمان برای پول در آوردن با چه مشکلاتی روبرو است دست به چه کارهایی باید بزند و همۀ پولها و کمکها منبع مردمی دارد و سازمان از هیچ دولتی پول نمی گیرد!!!…

چند روز از صبح تا شب کارمان همین بود و مجموعا در آن اتاق تقریبا پانزده نفر می شدیم و هر کدام چند دفتر از این نوشته ها را رونویسی کردیم. بعدا مطلع شدم که در قرارگاههای دیگر نیز بسیج یک ماهه برای این کار داده بودند. من بعد از مطلع شدن از جریان پشت پردۀ این کار شبها با انبوهی «تناقض» (به اصطلاح درون سازمانی) می خوابیدم و با خودم فکر می کردم که چگونه سازمانی با ادعای مذهب و اسلام و آزادی و دموکراسی و دارای شعار اصلی و قدیمی «صداقت» در قبال مردم و در خارجه نیز با شعار «احترام به قوانین کشورها»!! دست به چنین تقلبها و فریبکاریها و شعبده بازیهایی می زند؟؟!!…

هدف دیگر فرقۀ رجوی از این شعبده بازی و بسیج کردن افرادش در خارج با تعهدهای دروغین از آن نوع که در تجارب و مشاهدات خودم گفتم وانمود کردن این است که در داخل ایران از پایگاه مردمی برخوردار است و به اصطلاح هوادارانی دارد که میلیون میلیون به این فرقه پول می دهند!!! ولی امسال از بد حادثه شعبدۀ «همیاری» فرقه به وقوع فاجعۀ زلزله در غرب ایران برخورد آن هم در مناطقی که فرقۀ رجوی چند روزی در عملیات موسوم به فروغ جاویدان در سال 67 سی سال قبل از این زلزله موجب آوارگی مردم آنها و به کشتن دادن بسیاری از جوانانشان شده بود، از این رو سران فرقه دیدند نمی توانند دیگر به دروغ بذل و بخششهای موهوم به اصطلاح «هموطنان» در بحبوحۀ زلزله ادامه بدهند چون بیش از پیش دستشان رو شده و موجب رسوایی بزرگی برای آنها می شد به ناچار دم  و دستگاه دکان چند نبشۀ خودشان را با عجله جمع کردند و این شعبده را متوقف کرده و به صورت خنده داری مدعی شدند که «از هموطنان داخل کشور که تعهد کمک مالی به سیمای آزادی مجاهدین داده اند می خواهیم که کمکهای متعهد شده شان را که به یک میلیارد تومان بالغ می شود به زلزله زدگان بدهند»!!! این را می گویند «خود گویی و خود خندی عجب مرد  هنرمندی»!! کدام تعهدها؟ کدام کمک میلیاردی از داخل ایران مردم آن هم به شما می دهند؟؟!!! مگر نمی گویید هشتاد در صد مردم ایران زیر خط فقر به سر می برند؟! پس چگونه موقع کمک به شما اینهمه ثروتمند می شوند؟؟!! بهترین مثل مصداق این شعبدۀ فرقۀ رجوی «روغن ریخته را نذر امام زاده کردن» می باشد با این تفاوت که اینجا و در این نذری مریم قجر به زلزله زده ها اصلا روغن ریخته ای هم در کار نیست و باید گفت حضرت بانو پرزیدنت قلابی و خودخوانده روغن ریختۀ موهوم کمکهای مالی داخل! را از فرط بی آبرویی اش و برای خریدن ذره ای آبرو و با سوء استفادۀ رذیلانه از درد و رنج مردم زلزله زدۀ غرب کشورمان نذر زلزله زدگان می کند!! زهی بی شرمی و وقاحت در دروغ و توهین به شعور مردم!…

غفور فتاحیان – پاریس

25 آبان 1396- 16 نوامبر 2017

*** 

Anne Khodabandeh (Singleton) exposing Maryam Rajavi’s MEK activities in Albania

https://youtu.be/yt-rXbs8014

آن خدابنده سینگلتون تیرانا آلبانی نجات یافتگان از فرقه رجویفرو رفتن مزدور اجاره ای مریم رجوی در باتلاق آلبانی

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=31951

ماندن در کنار رجوی در این برهه از زمان خیانت به ایران و ایرانی است

 ghafoor_fattahian_2016غفور فتاحیان، پیوند رهایی، دوم نوامبر ۲۰۱۷:… دوستان وهمرزمان سابق اجازه ندهید که مریم رجوی و عواملش شماها را روزانه فریب بدهند. همه شما به خوبی می دانید که این داستان سراییهای رجوی و دار و دسته اش چیزی نیست جز برای نگه داشتن شما در هفت حصار تشکیلاتی برای استفاده از شما به عنوان ابزار تبلیغات بیرونی است. ماندن در کنار رجوی در این برهه از زمان، خیانت به ایران و ایرانی است. مگر شما … 

مشعل های انسانی مجاهدین خلق فرقخ رجویمشعل های انسانی ، در ژوئن ۲۰۰۳ بدستور مریم قجر عضدانلو روشن شد


حامیان تروریسم و جنایت همراه مریم رجوی مزدور فرقه منفور رجویلیست قیمتهای سخنرانان و مدعوین کرایه ای بزرگداشت تروریسم در پاریس به یورو

لینک به منبع

خطاب به اسیران فرقه رجوی در آلبانی

ماندن در کنار رجوی در این برهه از زمان خیانت به ایران و ایرانی است

نوشتۀ غفور فتاحیان عضو قدیمی جداشده از فرقۀ رجوی

دوستان وهمرزمان سابق اجازه ندهید که مریم رجوی و عواملش شماها را روزانه فریب بدهند.

همه شما به خوبی می دانید که این داستان سراییهای رجوی و دار و دسته اش چیزی نیست جز برای نگه داشتن شما در هفت حصار تشکیلاتی برای استفاده از شما به عنوان ابزار تبلیغات بیرونی است. ماندن در کنار رجوی در این برهه از زمان، خیانت به ایران و ایرانی است.

مگر شما نمی دانید حداقل نزدیک به بیش از ۲۵ سال است که رجوی دیروز و مریم قجر امروز همین  شعارهای سرنگونی امروز و فردا را سر می دهد و هر دوسال به سیاق سابق با آوردن مشتی دلیل و برهان، زمین و زمان را به هم می بافد که یک تعهد از شماها بگیرد.

این بار هم برای صدمین بار شنیدم که در آلبانی هم با دخیل بستن به ترامپ که امسال سال سرنگونی است از شماها برای یک مدت دوسال دیگر تعهد ماندن و جدا نشدن گرفته است.

هدف رجوی و پاچه خوارانش از این اراجیف تنها وتنها نگه داشتن شما در البانی است و گرنه هیچ دستاوری ندارد. رجوی با چشم دوختن به ترامپ و امثال او فقط عمر شماها را تلف می کند. وگرنه شماها که بهتر از من می دانید ماندن در آنجا بیهوده است پس چرا بی خودی عمر خود را تلف می کنید.

درست است که نزدیک به نود و پنج درصد از شما ها در عالم واقعیت بازنشسته و از کار افتاده هستید و یا با بسیاری بیماریها دست و پنجه نرم می کنید و با خود می گویید که در این شرایط سنی حداقل یک سرپناه و مقداری غذا برای حد اقل زندگی دارید پس همیجا بهتر است بمانید!!!.

اولا به شما یاداوری کنم که رجوی و دارو دسته اش سالیان سال است که دارند خیانت می کنند و مزد مزدوریشان را روزانه از سرویسهای امینیتی دریافت می کنند. اینها زندگیشان را اینطوری می گذرانند و روزبه روز به دارایها وثروتهای مریم خانم اضافه می شود و مریم هم هر روز از این ثروت باد آورده  برای جراحی صورت و خرید لباسهای گرانقیمت خود استفاده می کند. در حالی که شما سالیان مدیدی پشت یک جفت کفش طبی مانده بودید، مگر یادتان رفته است؟!.

همرزمان سابق،

به شماها یادآوری کنم که سازمان مجاهدیدین سالها پیش مرده و تبدیل به یک بیزانس اطلاعاتی شده است پس نگذارید از شماها سوء استفاده کند. ماندن حتی برای یک لحظه در کنار رجوی خیانت به تمام ملت ایران است.

بگذارید به شماها بگویم که در همین خارجه که من و دیگر جداشده ها هستیم باور کنید نمی توانیم به ایرانیها و کسانی که آشنایی اندکی هم با این فرقه تروریستی داشتند بگوییم که ما در سازمان مجاهدین بودیم زیرا این سازمان بسیار نزد ایرانیان منفور شده است، بطوریکه آنها بلافاصله به ما اعتراض میکنند که چرا این همه سالیان عمرتان را با اینها که ماهیت و وطن فروشیشان برای همه مشخص است ماندید؟.

متاسفانه هیچ جواب قانع کنندای نداریم که به اینها بدهیم.

و تازه من خودم با وجود اینکه نزدیک به چندین سال است که از این فرقه جدا شدم ولی باز هم به شدت پشیمان هستم که چرا زودتر این تصمیم درست و بجا را نگرفتم و چرا خیلی خیلی دیر یعنی بعد از بیست سال که آنجا بودم جدا شدم.

 ولی به هر حال به قول معروف ماهی را هر وقت از آب بگیرید تازه است، پس تا دیر نشده خودتان را از جهنم رچوی نجات بدهید.

تصمیم امروزتان را به فردا نیاندازید همین لحظه خودتان را نجات بدهید تا حداقل چند صباحی در دنیای ازاد بتوانید زندگی کنید.

باور کنید که رجوی اصلا لیاقت ماندن در کنارش را ندارد و خودتان بهتر می دانید فقط کافی است به رجوی یک انتقاد کنید آنوقت چهره رجوی جنایت کار برای شماها روشن می شود.

یک نمونه برای شما بازگو کنم که شاید همه شما در جریان باشید. استاد غلام (حسین نژاد) را همۀ شما می شناسید و حداقل در نشستهای رجوی با اسم او آشنایی دارید که هر وقت رجوی در نشستها در مورد آیات قرأن و احادیث و جملات عربی کم می اورد یا گیر می کرد درست آن را از استاد غلام می پرسید پدر پیری که دخترش زینب نیز هم اکنون از این فرقه جدا شده و هم اکنون در آلبانی آزاد و مستقل زندگی می کند و همسرش هم از مسئولین سازمان بود که در عملیات فروغ قربانی سیاستهای رجوی شد. او همچینن  در تمام مراحل سازمان و در طی بیش از سی سال چقدر به همین سازمان و خود رجوی خدمت کرد از جمله در ترجمه عربی  تمام کتابها و سخنرانهای و نامه ها و بیانیه ها و اطلاعیه های رجوی و فرقه اش و شورایش و نیز تدریس عربی به همۀ اعضا و مسئولان سازمان از جمله به خود رجوی.

این استاد بزرگوار وقتی تصمیم به جدایی گرفت و با کمک کمیساریا به فرانسه آمد فرقه رجوی نه تنها هیچ کمکی به این پدر پیر نکرد بلکه با دروغ و افترا بدترین ناسزاها را نثار ایشان کرد تا چهرۀ اش را نزد افراد داخل و بیرون تشکیلات خراب کند.

هدفم از بیان این نمونه، افشای چهرۀ پلید رجوی است که به هیچ اصولی پایبند نیست و طی این سالیان هم برای همه شما مشخص شده است.

نمونه ها زیاد است که اگر بخواهم بگویم یک کتاب می شود. سایت سازمان را خودتان نگاه کنید و قضاوت کنید که آیا این سایت مطلق به سازمان است یا کشورهای عربی خلیج فارس مثل بحرین و امارات و…..؟؟!!! تا خودتان در یابید که عمرتان را پای چه کسی گذاشتید؟!!.

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=31682

خاطراتی از بحثها در اشرف و نشستهای فرقۀ رجوی در مورد آمریکا و تحریمها 

 ghafoor_fattahian_2016غفور فتاحیان، پیوند رهایی، دوازدهم اکتبر ۲۰۱۷:…  فرقه رجوی از مدت ها پیش یعنی زمانی که در عراق بود به این نتیجه رسید که ارتش پوشالی و ورشکسته اش نه تنها پاسخ گوی سرنگونی نیست بلکه همین ارتش دست ساز که تشکیل شده از سه هراز اسیر سالخورده و مریض و متناقض به سیاست های دجالگرانه رجوی در امر موضع گیریهای سیاسی او هستند وبال گردن او شده بود. رجوی گاه بی گاه از تشکیل این ارتش شکست خورده به غلط … 

رجوی نفرات را در لیبرتی به قصد به کشتن دادنگوئید کشته شدند ؛ بگوئید رجوی به کشتن داد !

لینک به منبع

خاطراتی از بحثها در اشرف و نشستهای فرقۀ رجوی در مورد آمریکا و تحریمها

نوشتۀ غفور فتاحیان عضو قدیمی جداشده از فرقۀ رجوی

فرقه رجوی از مدت ها پیش یعنی زمانی که در عراق بود به این نتیجه رسید که ارتش پوشالی و ورشکسته اش نه تنها پاسخ گوی سرنگونی نیست بلکه همین ارتش دست ساز که تشکیل شده از سه هراز اسیر سالخورده و مریض و متناقض به سیاست های دجالگرانه رجوی در امر موضع گیریهای سیاسی او هستند وبال گردن او شده بود.

رجوی گاه بی گاه از تشکیل این ارتش شکست خورده به غلط کردم گویی افتاده بود و هر بار به روش بسیار دجالگرانه می خواست از زیر آن شانه خالی کند که عملا در سلسله نشستهای سال ۷۴ معروف به نشستهای حوض! بارها به می گفت که من می خواهم این ارتش دست ساز را منحل کنم زیرا جوابگوی سرنگونی نیست و من ناو هواپیمابرمی خواهم البته گرچه در آن زمان رجوی انقلاب مریم و خود مریم را در آن نشست ها قالب می کرد ولی موضوع اصلی صحبت او آویزان شدن به امریکا و سرویس های امنیتی منطقه بود که بتوان هر طور شده جایی برایش باز کنند.

به همین خاطر و بر پایۀ عادت همیشگی او مبنی بر در شکاف زیستن؛ دست به دامن لابیهای جنگ طلب در امریکا  شد و با دادن پولهای  کلان سعی میکرد که از هر آب گل آلودی ماهی صید کند.

از این رو ماهیت ضد ایرانی این فرقه تروریستی برای همه روشن وعیان گردید زیرا در یک نشست درونی که مرحوم رجوی و همسرش مریم قجر صحنه گردان آن بودند بحث تحریم های جمهوری اسلامی پیش آمد که رجوی با افتخار می گفت که به دلیل تلاشهای شبانه روزی مریم تان  با دادن هزینه های زیاد به لابیهایمان توانسیتم تحریم رژیم را محقق کنیم.

در این میان محمد که از ناراضیان فرقه رجوی بود با ان لهجه اصفهانیش از میان صندلیها خودش را به میکرفون رسانید و به مسعود رجوی گفت کمک کردن به تحریم های مردم که هنر و افتخار نیست ما یک نیروی انقلابی هستیم و باید پشتیبان مردم و ملت باشیم نه اینکه انها را با دادن پول و اطلاعات به لابیها امریکایی تحریم کنیم. رجوی که افسار پاره کرده بود و پوزه اش بد جوری به خاک مالیده شد بود نعره کنان گفت ملت و مردم ایران همین شماها هستید که اینجایید دیگر کسی که اینجا نیست بگذارید به جایش درد تحریم بکشد!!.

دلقک های رجوی از جمله مهدی ابریشمچی و اسدالله مثنی معروف به اسکی لمپن به سمت محمد حمله کردند و او را جلوی چشم همه زیر مشت و لگد گرفتند.

در نشستهای درونی بیشتر افراد این خط مشی رجوی را قبول نداشتند و می گفتند تنها شانس پیروزی ما تکیه به ملت و مردم ایران است و نیروی خارجی هیچ دردی را دوا نمی کند و اکثرا در موضع گیریهایشان یاداوری می کردند که ما در این عراق و زیرگرمای پنجاه درجه از امکانات محدود برخورداریم و حتی غذای درست حسابی نداریم ومسئولین  سازمان می گویند که پول و امکانات نداریم ولی سازمان چطوری برای این همه لابی پول هزینه می کند ولی مسئولین در جواب این تناقضات و فضای افراد که به خوبی آن را می فهمیدند می گفتند این پولها که به لابیها و حامیانمان می دهیم درمسیر سرنگونی است!!!

تا اینکه بعداز سرنگونی صدام در یکی از نشستهای سیاسی که توسط رحمان (عباس داوری) برگزار شده بود او فکر می کنم خواسته یا ناخواسته حرف اصلی را زد:

موضوع از این قرار بود که هر چند وقت یک بار برای سرگرم کردن و مشغول کردن نفرات یک بحثی را از جمله موضوعاتی سیاسی پیش می کشیدند و در مورد آن صحبت می کردند.

از جمله مباحث سیاسی که رحمان به عنوان مسئول نشست مطرح می کرد موضوع افشای برنامۀ هسته ای و تحریم های ملت ایران بود. رحمان این موضوع را با افتخار بیان می کرد و می گفت جنگ امریکا با جمهوری اسلامی تا سال دیگر شروع می شود!!.

 چند نفر به پشت میکروفن رفتند و یکی از آنها به رحمان گفت: «دنبال کردن این خط سیاسی سازمان از اول هم اشتباه بود چون در طی این مدت که افغانستان و عراق توسط آمریکا اشغال شد آیا نتیجه مثبت داشت؟ آنها این دو کشور را داغان کردند و برای سالیان دراز آنها را به عقب انداختند آیا این نوع سرنگونی به نفع ماست؟ تازه اصلا امکان ندارد آمریکا ما را بعنوان یک نیروی سیاسی که قبلا آمریکایی کشته و ضد آمریکا بود برای نشاندن به حکومت قبول داشته باشد بلکه آمریکا نیروی خاص خودش را دارد و به نظر من جز نفرت مردم ایران چیزی برای ما ندارد».

رحمان که حسابی عصبانی شده بود گفت: «باشه ولی در این اوضاع حداقل می توانیم انتقام خودمان را از رژیم بگیریم».

همه ساکت شدند و هیچکس حرفی برای گفتن نداشت زیرا برای همه مشخص شده بود این نوع خط سیاسی رجوی محکوم به شکست است.

حال ناگفته نماند که این حرف ها و موضع گیرهای افراد در قرارگاه اشرف مربوط به سالها پیش است ولی باز هم شاهد هستیم که سران فرقه رجوی به دنبال همان سراب هستند. از این رو می خواهم به سران فرقه بگویم که امثال جان بولتن ها نه عاشق چشم و ابروی مریم بلکه عاشق دلارهای او هستند.

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=31489

خیمه شب بازی مسئول اولی هیچ دردی را از فرقه رجوی درمان نخواهد کرد 

 ghafoor_fattahian_2016غفور فتاحیان، پیوند رهایی، بیست و دوم سپتامبر ۲۰۱۷:… فرقه رجوی برای سر پوش گذاشتن بر تضادهای داخلی و فریب اسیران نگونبخت خود هر چند وقت یک بار دست به شعبده بازی مسئول اولی می زند. البته در مقررات فرقه این انتصابات هر دوسال یک بار است ولی بستگی به تضادهای درونی و افسارگسیخته داخل تشکیلات دارد که چه موقع دست به این شعبده بازی بزند. این کارها … 

مریم رجوی تبلیغ خشونت ترور و جنایت از تیرانا آلبانیافتتاح مراسم انتخاب مسئول اول الدنگی با پخش اذان سانسور شده!ا

لینک به منبع

خیمه شب بازی مسئول اولی هیچ دردی را از فرقه رجوی درمان نخواهد کرد

نوشتۀ غفور فتاحیان عضو قدیمی جدا شده سازمان مجاهدین

فرقه رجوی برای سر پوش گذاشتن بر تضادهای داخلی و فریب اسیران نگونبخت خود هر چند وقت یک بار دست به شعبده بازی مسئول اولی می زند.

البته در مقررات فرقه این انتصابات هر دوسال یک بار است ولی بستگی به تضادهای درونی و افسارگسیخته داخل تشکیلات دارد که چه موقع دست به این شعبده بازی بزند. این کارها و تبلیغات هیچ گونه کاربرد بیرونی ندارد بلکه فقط و فقط تبلیغات داخلی است و برای روحیه دادن به اسیران درون تشکیلات کاربرد دارد آن هم نه در این زمان چون خیلی وقت است که دست رجوی برای همه نفرات رو شده و همه می دانند که این ترفندهای تکراری سالیان تنها یک بازی درون تشکیلاتی است.

این نظر من فقط نیست بلکه نظر بعضی از مسئولین بالای سازمان هم است که به ما وقتی داخل تشکیلات بودیم می گفتند و آنها همین الآن هم در تشکیلات رجوی در آلبانی اسیر هستند.

در سال ۱۳۷۸ وقنی که بهشته شادرو به این سمت منصوب شد رجوی و دارو دسته اش روی این خیلی تبلیغات کردند. در پایان این جلسه وقتی که به سمت مقرهایمان برمی گشتیم من با یکی از مسئولین بالای سازمان که خیلی به من اعتماد داشت در رابطه با این موضوع مسئول اولی وارد بحث شدم چون از لحاظ سیاسی خیلی با سواد بود و همه هم قبولش داشتند. من هم از فرصت استفاده کردم و گفتم راستی من یک سؤال در رابطه با این موضوع مسئول اولی دارم و آن این است که این انتخاب چه دست آوردی برای سازمان در راستای سرنگونی دارد؟

بلافاصله در جوابم گفت هیچی من هم گفتم آخر نمی شود که هیچی باشد! سازمان و مسئولین آن بیکار نیستند که این همه نشست و امکانات و وقت و انرژی بگذارند و هیچ نتیجه ای هم نداشته باشد. در جوابم گفت برای پیش برد سرنگونی هیچی ندارد ولی برای تشکیلات و سرگرم کردن نفرات بالاترین دست آورد را برای سازمان دارد، به عنوان مثال همین انتخاب بهشته حد اقل تا یک سال نفرات را درگیر خودش می کند که فاکت بنویسند و نشست در این رابط بگذارند و در یک کلام ذهن آدمها را به خودش مشغول می کند این همان چیزی است که سازمان می خواهد وگرنه هیچ ربطی به سرنگونی و این طور مسائل ندارد و بطور واقعی اگر سازمان یک کمی شعور سیاسی می داشت همان  بعد از عملیات فروغ همه را جمع می کرد و به خارج می رفتیم تازه این جای خودش اصلا آمدن به عراق اشتباه استراتژیک بود ولی بعداز فروغ می توانستیم به خارجه برویم زیرا آن موقع امکانش بود که به جایی برسیم ولی الآن زمانش گذشته و باید با یک مسائلی سر این نفرات را گرم کنند حال می خواهد با مسئول اولی باشد یا یک بند از انقلاب فرقی نمی کند مهم برای سازمان سرگرم و درگیر کردن نفرات با یک بحثی است حال هر چی باشد.

من هم کنجکاو شدم و پرسیدم یعنی اینکه مسعود رجوی این موضوع را که شما  گفتید می داند؟ در جوابم گفت شک نکن که خیلی خیلی هم خوب می داند.

گفتم پس چرا این کار را انجام نداد گفت اولا بهترین جا برایش همین عراق است که می تواند اینجا حکومت کند چون درب اشرف را بسته و کسی هم نمی تواند خارج شود و برای خودش مثل یک پادشاه زندگی می کند مثل ما نیست که همانند برده زیر کار یدی کمرش  خمیده شودو در ثانی اگر به خارجه برویم اینکه نمی تواند اینطوری حکومت کند آنجا باید شعارهای دموکراسی را تبلیغ کنیم و در انجا باید اصلش را رعایت کند و به آن اعتقاد داشته باشد ولی متأسفانه او به دموکراسی نه اعتقاد دارد و نه آن را پیاده می کند پس بهترین جا برایش همین عراق است که آمد.

اری دوستان عزیز این بازیهای مسئول اولی برای مشغول کردن ذهن افراد است وگرنه هیچ فایده ای ندارد و تنها هدفش این است که این فرقه شاید بتواند چند صباحی سالمندان آلبانی را داخل تشکیلات نگه دارد و آنها را مشغول کند تا به عموسام عزیزش نشان دهد که هنوز تشکیلات دارم و آماده به خدمت منتظر سوار شدن به تانکهایتان و رفتن به تهران هستیم!!!…

***

Mojahedin_Khalq_Rajavi_Cult_Regime_ChangePssst, Whisper It, Even Iran’s Enemies Don’t Want Regime Change

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=31291

نامه سرگشاده به مریم رجوی در اعتراض به نگه داشتن اسیران در آلبانی به بهانه های مختلف 

 ghafoor_fattahian_2016غفور فتاحیان، پیوند رهایی، نهم سپتامبر ۲۰۱۷:… به یقین می توانم بگویم که بیش از نود درصد اسیران آلبانی به زور و اجبار درانجا نگه داشته شده اند چون من  خودم در آنجا بودم و با اکثر کسانی که در آنجا هستند آشنایی کامل یا نسبی دارم و در ضمن به شما یاداوری می کنم که تمام کسانی که در آنجا هستند دیگر گوششان به حرفهای شما و پز دادن سیاسی شما بدهکار نیست و می دانند که همۀ حرفهای شما دروغ محض … 

داوود احمدی قربانی مسعود و مریم رجویداوود احمدی. پا برهنه بر جاده ای از شمشیر (نوشته بهزاد علیشاهی سال ۲۰۰۶)

لینک به منبع

نامه سرگشاده به مریم رجوی در اعتراض به نگه داشتن اسیران در آلبانی به بهانه های مختلف

نوشتۀ غفور فتاحیان از اعضای قدیمی جدا شدۀ سازمان مجاهدین

اینجانب غفور فتاحیان از اعضای سابق تشکیلات شما هستم که به خاطر اعمال ضد انسانی و ضد ایرانی شما و همسر مرحومتان از این تشکیلات جدا شدم و اکنون وظیفۀ انسانی خودم می دانم که هر کاری که از دستم برمی آید برای آزادی و رهایی دوستانم و کسانی که سالیان سال با هم بودیم انجام بدهم ولی می دانم که با نوشتن این نامه جزئ فحش و ناسزا و ترور شخصیت که از پایه و اصول فکری شما است چیزی نصیب من نخواهد شد ولی به هر حال تصمیم گرفتم نامه ای خطاب به شما بنویسم شاید ذره ای از انسانیت در وجود شما باشد که دست از سر این اسیران نگونبخت بردارید ولی هیهات

اخر وقتی که سایت های اجاره ای و ریز و درشت و مهمانیها و گشت و گذارهای شما و بازگشت دوباره تان را به آلبانی می بینم که دوباره با ترفندها و شگردهای خاص خودتان می خواهید هر طور شده اسیران را ولو برای چند صباحی در آلبانی نگه داری آن هم نفراتی که بیش از هشتاد درصد آنها در ردیف بازنشستگان هستند و بقیه هم با انواع مشکلات روحی و روانی و مریضی جسمی دست و پنجه نرم می کنند و به یقین می توانم بگویم که بیش از نود درصد اسیران آلبانی به زور و اجبار درانجا نگه داشته شده اند چون من  خودم در آنجا بودم و با اکثر کسانی که در آنجا هستند آشنایی کامل یا نسبی دارم و در ضمن به شما یاداوری می کنم که تمام کسانی که در آنجا هستند دیگر گوششان به حرفهای شما و پز دادن سیاسی شما بدهکار نیست و می دانند که همۀ حرفهای شما دروغ محض است و فقط جهت روحیه دادن به افراد اسیرتان است چون بعداز این همه سال با شگردها و همسر گریزپایتان آشنایی کامل دارند.

و حال هم با سرمایه گذاری های کلان پولهای صدام دادۀ مردم فقیر عراق و تبلیغات گسترده سعی بر نگه داشتن این اسیران دارید و آنهایی هم که قصد جدا شدن از شما را دارند با دادن پول به عنوان کمک مالی سعی می کنید آنها را دوباره به همان سیستم جهنمی تشکیلاتی برگردانید.

خانم رجوی یادتان هست که قبلا و تا همین امروز چقدر روی جنگ آمریکا و ایران سرمایه گذاری کردید و حتی برای آمدن ترامپ نذزی و قربانی دادید و امیدوار هستی که روزی جنگ شروع شود تا شما و ارتش سالمندان بتوانید از این آب گل الود جنگ و کشتار ماهی قدرت بگیرید و تنها امیدتان هم همین است و برای همین از افراد اسیرتان تعهد چندین باره گرفته اید که این بار تا آخر دورۀ ریاست جمهوری ترامپ در سازمان بمانید و بیرون نروید!!  ولی شما و گماشتگان دربارتان بخوبی می دانید که همۀ اسیران درست نظر عکس شما را دارند و این را هم در نشستهای گذشته که خودم در آنها بودم در تناقضات روزانه اشان بیان می کردند و دیدید و رویتان سیاه شد که تا به حال حرف ما درست بود نه تحلیل های آبکی و شیادیهای شوهر فراریتان؟!

خانم رجوی آیا به یاد می آورید که با فروش اطلاعات هسته ای به سرویسهای اسرائیلی و آمریکا و دامن زدن به تحریم های ملت ایران نقش آفرینی می کردید؟!

خانم رجوی آیا فراموش نکردید که در جریان مذاکرات سویس شما یک اتاق عملیات در محل خودتان واقع در اورسور واز راندازی کرده بودید و مدام با لابیهای خود در آمریکا و اسرائیل در تماس بودید و از آنها می خواستی علیه توافق غرب با ایران کار شکنی کنند و شما به لابیهای خود بیشنهاد پول بیشتری می دادید؟

خانم رجوی آیا در مقابل ملت ایران شرم نمی کنید که بعداز توافق هسته ای به خیابانها ریختند و این غرور ملی را جشنی گرفتند؟

البته تاریخ همه چیز را مشخص خواهد کرد.

حال چی می گویید؟ آیا باز هم بر ماندن اسیران در آلبانی و ایزوله کردن آنها ادامه می دهید؟

به نظر من عاقلانه ترین کار که البته شهامت و دلیری می خواهد این است که اشتباهات خود را ببییند و به آنها اعتراف کنید و از مردم ایران عذر بخواهید گرچه می دانم در وجود شما چینن چیزی پیدا نمی شود و اگر به انداز سر سوزنی هم وجود داشت تا الان عمکرد خودش را نشان می داد ولی باز هم به شما یادآوری می کنم تا دیر نشده تصمیم درست بگیرید و دست از سر این اسیران بردارید.

غفور فتاحیان – پاریس

۸ سپتامبر۲۰۱۷

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=30958

اوضاع خراب است! (+ عباس رحیمی و مقاومت در اشرف)ا 

 prince Turki Saudiغفور فتاحیان، پیوند رهایی، بیستم اوت ۲۰۱۷:…  در قلعۀ اشرف هر وقت که وضعیت اعضای نگون بخت تیره و تار می شد و مشکلات و مسائل تشکیلاتی به نقطه قرمز می رسید بطوری که شورای به اصلاح رهبری کاری از دستاشان برنمی آمد بلافاصله خود رجوی یا مریم به بهانه های محتلف یا با آوردن یک بند از انقلاب ساختگی یا یک چیز دست ساز دیگر به صحنه می آمدند و برای در نطفه خفه کردن و گرفتن تعهدات … 

ابراهیم محمد رحیمی لندن سپهر محمد رحیمی: از شما می پرسم. چه کسی “الدنگ” است؟

اوضاع خراب است!

نوشتۀ غفور فتاحیان عضو قدیمی جدا شده از سازمان مجاهدین
لینک به منبع

در قلعۀ اشرف هر وقت که وضعیت اعضای نگون بخت تیره و تار می شد و مشکلات و مسائل تشکیلاتی به نقطه قرمز می رسید بطوری که شورای به اصلاح رهبری کاری از دستاشان برنمی آمد بلافاصله خود رجوی یا مریم به بهانه های محتلف یا با آوردن یک بند از انقلاب ساختگی یا یک چیز دست ساز دیگر به صحنه می آمدند و برای در نطفه خفه کردن و گرفتن تعهدات اجباری شروع به برگزاری نشست های طولانی می کردند.

حالا هم وضعیت از دست در رفتۀ فرقه در آلبانی و جدا شدن نفرات باعث شده که مریم بار دیگر شخصا برای کنترل امور به آلبانی برود تا بلکه این دفعه بتواند با آوردن چند نماینده به سالمندان فرقه در آلبانی برای چند صباحی روحیه بدهد.

غافل از اینکه خود مریم و شوهر مرحومش بهتر از هر کسی می داند که این نماینده ها هیچ کاری برای این فرقه نمی توانند انجام بدهند و نه تنها بازدید آنان از داخل تشکیلات فرقه فایده ای برای آن ندارد و آبی را برای مریم قجر گرم نمی کند بلکه این نماینده ها که اساسا برای تحقیق در مورد گروههای تروریستی و نزدیک به داعش در شبه جزیرۀ بالکان به آلبانی رفته بودند با دیدن وضعیت داخل تشکیلات این فرقه بهتر به ماهیت ضد انسانی آن پی می برند و حتما هم در آنجا حرفهایی زده اند که باب میل مریم قجر و سران فرقه نبوده و به همین علت فیلمهای پخش شده در سایتهای فرقۀ رجوی از این دیدار چند سناتور آمریکایی از مقر فرقه در آلبانی بدون صدای این نمایندگان می باشند.

همگان می دادند که دستگاه تبلیغات رجوی در سیاه بازی و دروغگویی حرف اول را در دنیا می زند.

سران فرقۀ رجوی همان ریل و تجربه عراق را دقیقا در آلبانی دارند پیاده می کنند و این بار با آوردن نماینده های امریکای  و تبلیغات داخلی روی این موضوع.

حال بگذریم که امریکا اینها را به عنوان مزدور دست چندم هم حساب نمی کند. اگر اینها واقعا وزنه ای بودند قابل اتکا و حداقل حمایت داخلی در داخل ایران می داشتند شک نکنید که آمریکا اینها را در عراق برای استفادۀ خودش نگه می داشت ولی آمریکاییها بخوبی می دانستند که  اینها نه تنها هیچ وزنۀ سیاسی نیستند بلکه نزد ایرانیان  بشدت منفور می باشند.

به همین خاطر آمریکا  تمام سلاحهایشان را که صدام به آنها هدیه داد بود گرفت و منهدم کرد.

اکنون فرقۀ رجوی یک بیزنس اطلاعاتی است که به طرق مختلف تخلیه اطلاعاتی می شود.

مریم و سران فرقه رجوی فقط برای تبلیغات و روحیه دادن به افراد وامانده شان در آلبانی و اینکه بگویند ما هنوز هستیم به هر خس و خاشاکی چنگ می زنند چون سالیان سال است که این فرقه مرده است و اینگونه بازیها و تبلیعات دروغین، آنها را به جایی نخواهد برد جز فروپاشی. البته تنها مزیت این تبلیغات فریب اعضای نگون بخت در آلبانی است ولی آنها هم اکنون بخوبی فهمیده اند که این کارهای فرقه همه اش فریب و کلاهبرداری است و به همین دلیل اکنون به طور روزانه از این فرقه جدا می شوند.

عباس رحیمی قطب آزادیخواهی و مقاومت در برابر دیکتاتوری رجوی در اشرف بود

نوشتۀ فرید از ایران
لینک به منبع

۲۸ مرداد ۱۳۹۶

عباس محمد رحیمی با نام مستعار ”  سپهر ” ،اهل شهرستان ” سراب ”  آذربایجان  وساکن تهران ، زندانی سیاسی آزاد شده ای بود که از سال ۱۳۷۵ به بعد،  در پذیرش  ارتش اسارت بخش رجوی و بعدها در قرارگاه العماره و اشرف سالها با هم بودیم.

عباس در سال ۱۳۷۵ به همراه همسرش خانم پروین فیروزان به هوای مبارزه و آزادیخواهی به رجوی و ارتش کذائی اش در عراق پیوسته بود.

سپهر در تشکیلات فقط شنونده نبود و براحتی سر به تائید رجوی تکان نمی داد و سمبل مقاومت در برابر دیکتاتوری رجوی در اشرف بود.

او برای مسعود رجوی تقدس ومعصومیت قائل نبود. سپهر اهل ترس، ملاحظه کاری، سکوت و تائید ضمنی نبود، حرفش را متین ، روشن و بی لکنت می زد! او شیرمردی بود که تشکیلات رجوی را واقعا به زانو درآورد.

هر روز که خانم فیروزان همراه مربی و عده ای دیگر از زنان فریب خورده تازه پیوسته از سر کلاس های مختلف شستشوی مغزی که در ساختمانهای اسکان بر قرار بود به سمت سالن غذا خوری می آمدند، عباس که از قبل با همسرش برنامه ریزی کرده بودند در گوشه خلوت سالن زیر سایه درختها به کمین می نشست همسرش با اشارۀ عباس با ترفند های مختلف با کمی فاصله از گروه عقب می افتاد و بعد به طرف عباس می پیچید و در میعادگاه ، دیدار و گفتگوی کوتاهی با هم می کردند!!! بله در مناسبات رجوی زن و شوهرها با این شیوه ها دیدار می کردند اما خود رجوی با نوامیس ایدئولوژیک به رقص رهائی می پرداخت !.

داستان زندگی تلخ و بسیارآزاردهنده عباس محمد رحیمی معروف به «سپهر» همراه خانواده اش یک تراژدی واقعی است. این خانواده در دهه ۶۰، به عشق آزادی ولی با مصادرۀ نامشان توسط رجوی ۵ اعدامی داد، که شامل  دو برادر و دو خواهر و یک خواهر زاده می باشد. او زمانی که به سراب مجاهدین و رجوی پیوست، سراسر شوق و اشتیاق بود، اما خیلی زود متوجه شد که رجوی سالهاست که دیکتاتوری ننگینش  را زیر سایه صدام حسین در عراق براه انداخته است و سرهای زیادی را زیرآب کرده و به هر قیمت فقط دنبال زن بارگی خودش است!

روزی در نشستهای تفتیش عقاید موسوم به «عملیات جاری» با تشویق و تحریک مسئولین و فرماندهان فرقه، یک زندانی سیاسی به نام مستعار« اسدالله» را که ۱۰ سال هم بند و یار و غم خوار عباس بوده و از تهران با هم به عراق آمده  و پیوسته بودند رو در روی هم بند دیرینه اش قرار دادند و درگیری بوجود آمد که عباس با یک سیلی آبداراسدلله «انقلاب کرده مریمی»! را سر جایش نشاند و به او گفت: برو بگو بزرگ ترهات بیایند، بگو آنها که پشت پرده هستند بیایند!.

البته سرابی که عباس و سایر عباس ها، بخاطر آن به عراق و اشرف می آمدند خیلی زود رنگ می باخت و کسانی که از رجوی فقط اسمی از فاز سیاسی شنیده بودند، در زندانها  به عشق او مقاومت کرده و چه بسا از مواضع خود هم علنی دفاع کرده بودند ، غافل بودند که رجوی با تغییر ماهیت به یک دیکتاتور تمام عیار تبدیل شده است!.

تقریبا تمام زندانیان که بعد از آزادی از زندان به اشرف می آمدند ، خیلی زود پی به ماهیت پلید رجوی و فرقه اش می بردند و خواهان جدایی و برگشت به ایران می شدند، اما از زندان و شکنجه گاههای رجوی سر در می آوردند و ….

در کمپ «تیف» آمریکائی ها ، بارها از نزدیک شاهد بودم که عباس شفاهی و کتبا از مسئولین آمریکایی درخواست ملاقات و دیدار با همسرش را می کرد و مستمر به صورت جدی پیگیری می کرد که به هر طریقی شده با همسرش دیداری داشته باشد. عباس احساس گناه می کرد و می گفت: من باعث شدم که پروین بیاد عراق و به مجاهدین بپیودد او دوست داشت سپهر را بزرگ کند و…

عباس در اشرف قطب مقاومت و آزادی و قطب ” نه ” به رجویها بود و هیچ گاه رجوی نتوانست او را به تسلیم وا دارد!

باری، عباس محمد رحیمی مظلوم که درروی تخت بیمارستانی در لندن با مرگ دست به گریبان بود همراه فرزندش سپهر، نامه ای بسیار متین و عادی آن هم در چند خط کوتاه به رئیس جمهورمادام العمر”مهرهمیشه تابان” نوشتند و با تاکید بر بیماری اش خواهان انتقال همسر و مادر به محلی امن ودیدار با او می شوند، درواکنش به این درخواست معمولی به ناگاه رجوی به کشف جدیدی همانند انقلاب مریم دست یافت. از نهانگاه با انتشار یک نامه از طرف پروین فیروزان همسر و فرزند را «مزدوارن اطلاعات» نامید….. رهبر عقده ای که در غیبت کبرا و صغرا به سر می برد تا آنجا پیش رفت که در نامه کذائی متذکر شده عباس محمد رحیمی به علت«عدم صلاحیت های اخلاقی و مبارزاتی» ازمجاهدین اخراج شده است.!!! 

ایدئولوژی مخرب رجوی چنان غیر انسانی و ضد بشری بود که همسران را در مقابل همسران و یاران و هم بندان سابق را در مقابل هم قرار داده وکانون گرم خانوادها را از هم متلاشی و دریده بود.

عباس شیر مرد آزاده ای بود که دنیای خنده و نشاط و شادابی بود ، با افتخار و سربلندی زندگی کرد. در مقابل واپسگرائی وخیانت و پلیدی و نامردی و ناروزدن رجوی ، مردانه و شرافتمندانه ایستادگی و مقاومت بی نظیری به خرج داد و یادش همیشه در میان یارانش گرامیست!

باشد روزی فرا برسد که ” رجویها ” به سزای اعمال ننگینشان  به خاطر جنایتهایی که سالیان انجام دادند، برسند.

فرید

*** 

منصور نظری: حقوق انسان در قاموس فرقه رجوی

ترکی الفیصل مجاهدین خلق فرقه رجوی از “مراسم تدفین رجوی توسط شازده سعودی” تا “سیدالرئیس و ستون پنجمش”

Maryam Rajavi Tirana Albania cult of Rajaviزمان اخراج مریم رجوی از فرانسه به آلبانی فرا رسیده است

مهدی ابریشمچی مزدور مریم قجر عضدانلو و مسعود رجوی مهدی ابریشمچی را بیشتر بشناسیم!

مسعود رجوی، مهدی ابریشمچی، ژنرال حبوش و کشتار اکراد عراقی

مزدور مهدی ابریشمچی وطن فروشی که در زندانهای صدام و رجوی شکنجه گر بودرمز گشایی از نماد «مهدی ابریشمچی»

گزارش سحر، ۲۰۰۹: پادگان مریم رجوی (فرانسه) از بیرون و از درون 

قرارگاه اروپایی سازمان مجاهدین خلق در نزدیکی شهرک حومه ای اورسورواز Auvers-sur-Oise در استان سرژی پونتواز Cergy-Pontoise در کشور فرانسه از زمان پیدایش خود با تأیید دولت وقت فرانسه نقش مقر سرفرماندهی جنگ مسلحانه این سازمان را به اشکال مختلف ایفا کرده است.

سیرک سعودی ها با بازیگری مریم رجوی علیه ایران و ایرانی

مریم رجوی ویلپنت سالگرد گرامیداشت تروریسم در فرانسه توسط مجاهدین خلقفراخوانهای شوی سالانۀ مریم قجر به خلق قهرمان لهستان!!

مک کین و مریم رجوی و لیست شهدای سازمان مجاهدین خلق ایرانسرنوشت تلخ فرقه ای که از صد دام به مک دام رسید

نمایندگان پارلمان اروپا جلسه بحث در مورد مجاهدین خلق فرقه رجویمباحثه در پارلمان اروپا “در خصوص مجاهدین خلق ایرانی چه باید کرد؟”ا

ISIS ISIL Mojahedin Khalq Rajavi cult Flaqsgrooming Mojahedin Khalq (MEK, Rajavi cult) in Tirana part of bigger agenda for Albania

List-of-Mojahedin-Khalq-martyrs-Massoud-Maryam-Rajavi-MEK-fiction-fakeThe Enemy of My Enemy is NOT Always My Friend…

نمایندگان پارلمان اروپا جلسه بحث در مورد مجاهدین خلق فرقه رجویDebate in the European Parliament ‘What is to be done about the Iranian Mojahedin Khalq (MEK)?’

Wesley Martin Mojahedin Khalq Rajavi cult 3از کمین مجاهدین سر کوچه ها برای کشتار مستشاران امریکائی تا گماشتگی برای جنگ طلبان امریکائی

Linda-Chavez-Ingrid-Betancourt-Mojahedin_Khalq_MEK_terroristsRajavi resorts to bargain basement speakers in Albania (Ingrid Betancourt, Linda Chavez, Wesley Martin …)

Wesley Martin Mojahedin Khalq Rajavi cult 2Wesley Martin at a paid gathering of Mojahedin Khalq Rajavi cult promoting Saddam’s Private Army

خودسوزی محمد رضا باباخانلو در مجاهدین خلق رجویقتل محمد رضا بابا خانلو . تبخیرشدگان (نوشته مهدی خوشحال، سال ۲۰۰۵)

افشای اعتصاب غذای دروغین مجاهدین خلق فرقه رجویSitting Down with the MEK (Mojahedin Khalq, Rajavi cult, NCRI, …)

NEW YORK, NY - JANUARY 11: President-elect Donald Trump speaks at a news cenference at Trump Tower on January 11, 2017 in New York City. This is Trump's first official news conference since the November elections. (Photo by Spencer Platt/Getty Images)

Trump Is At War With Iran, Not ISIS
Trump clearly has no intention of defeating terrorism.

Saddam’s Private Army
How Rajavi changed Iran’s Mojahedin from Armed Revolutionaries to an Armed Cult

The Life of Camp Ashraf
Mojahedin-e Khalq – Victims of Many Masters
By Anne Khodabandeh (Singleton)  and Massoud Khodabandeh

*** 

همچنین:

بازم یک دورغ شاخدار دیگر فرقه رجوی (مجاهدین خلق)

غفور فتاحیان، یاران ایران، بیست و چهارم ژانویه ۲۰۱۵:…  در این اطلاعیه یک سری ارقام عجیب و غریب را هم سرهم کرده و بخورد اسیران لیبرتی داده است که فرقه چنان و جنین کرده و هزاران دلار هزینه بیماران کرده است. در تامین این هزینه ها مدعی است که بخش اعظم آن توسط رئیس جمهور سرکرده فرقه یعنی مریم قجر تامین شده است .و بخش
 
 
غفور فتاحیان، یاران ایران، پاریس، هفدهم ژانویه ۲۰۱۵:…  حادثه تروریستی ۷ ژانویه ۲۰۱۵ به دفتر هفته نامه شارلی ابدو که منجر به کشته شدن ۱۲ نفر گردید قلب تمام دوستداران ازادی و هم چینن بسیاری از مسلمانان را به درد آورد. آیا باز هم باید دست روی دست گذاشته و شاهد این ترورهای ضد انسانی بود؟ آیا نباید از همین لحظه تما
 
 
غفور فتاحیان، یاران ایران، ششم ژانویه ۲۰۱۵:…   این فرقه دیگر چیزی برای گفتن ندارد و اگر سایتهایش را نگاه کنید بیشترین و برجسته ترین اخبارش خبرهای خارجی مربوط به سوریه و عراق و آمریکا و چین و ماچین است! و بعد هم برخی اعتراضات صنفی در داخل که هیچ ربطی به فرقۀ رجوی ندارد. مثلا چند روزی است که سایت مجاهد اخبار مربو
 
 
غفور فتاحیان، یاران ایران، پاریس، بیست و پنجم دسامبر ۲۰۱۴:…  چراغ خاموش از ترفند های کهنه رجوی است که همانند دیگر ترفندهایش از جمله استفاده هایش از کلمات اسلام و انقلاب و ایدئولوژی و توحید و عقیده و آزادی و… وسیله ای در دست او برای بازی با احساسات قربانیان خودش یعنی اسرای لیبرتی است واگرنه چه لزومی به چراغ