مریم قجر عضدانلو از زبان تصاویر

مریم قجر عضدانلو از زبان تصاویر

 نادر کشتکار، وبلاگ کشتکار، ششم می 2016:…  با توجه به اینکه مریم قجر موفق شده بود تنها در مدت کوتاه دو ساله ،به عنوان کاندیدای سازمان مجاهدین آنهم در حوضه تهران پا به عرصه رقابت با چهرهای برجسته آنزمان بگذارد،انتخاب وی به عنوان رئیس جمهورمنتخب ایران از طرف شورای ملی مقاومت نمیتواند امری عجیب باشد.بی شک کسی که بدون هیچگونه سابقه سیاسی و مبارزاتی موفق شده است تنها در عرض دو سال … 

از مریم تا مینا: بده بستان های آق مهدی و مسعود خان

لینک به منبع

مریم قجر عضدانلو از زبان تصاویر

مریم قجر عضدانلو در سال هزار و سیصد و سی و دو شمسی در تهران متولد شد.برادر و خواهر بزرگترش از اعضای سازمان مجاهدین بودند،اما خودش بعد از انقلاب، به سازمان مجاهدین پیوست یعنی در سال هزار و سیصد و پنجاه و هفت.بقول یکی از نویسندگان خوش ذوق وی “مریم رجوی” مبارزه با استبداد شاهنشاهی را زمانی آغاز کرد که استبداد از بین رفته بود.

مریم رجوی تنها دو سال بعد از عضویتش ،به عنوان کاندیدای سازمان مجاهدین برای شرکت در انتخابات مجلس از حوضه تهران معرفی شد. با توجه به اینکه مریم قجر موفق شده بود تنها در مدت کوتاه دو ساله ،به عنوان کاندیدای سازمان مجاهدین آنهم در حوضه تهران پا به عرصه رقابت با چهرهای برجسته آنزمان بگذارد،انتخاب وی به عنوان رئیس جمهورمنتخب ایران از طرف شورای ملی مقاومت نمیتواند امری عجیب باشد.بی شک کسی که بدون هیچگونه سابقه سیاسی و مبارزاتی موفق شده است تنها در عرض دو سال خود را به عنوان کاندیدای سازمان مجاهدین آنهم در پایتخت معرفی کند و بعد از آن نیز به سرعت به مقام ریاست جمهوری برسد، و در حال حاضر نیز برای حداقل چهارده سال ضربان قلب سازمان یعنی “منابع مالی عظیم” این فرقه را در دست بگیرد

مطمئنأ یا یک سیاستمدار نابغه است ،یا یک شیاد نابغه.

تارخچه مریم رجوی (عضدانلو - ابریشمچی) به زبان تصویر

در سال هزار و سیصد و پنجاه هشت مهدی ابریشمچی از اعضای بلند پایه سازمان مجاهدین قبل از آنکه چشم مسعود رجوی به مریم بیافتد وی را به عقد خودش درآورد،غافل از آنکه این پیوند نمیتواند سالیان زیادی به درازا بکشد،آنهم با وجود احترام و جایگاهی که مسعود رجوی برای زنان قائل بود.

البته گذر زمان نشان داد که مریم قجرعضدانلو استعداد خاصی در ارتقاء رده و پیشرفت سریع بخصوص بعد از ازدواج دارد.وی بعد از ازدواج با مسعود رجوی به ریاست جمهوری ایران رسید و اکنون حدود بیست سال است که با صلابت مسئولیت پست مزبور را عهده دار است.

در هر حال باز بقول آن نویسنده و طنز پرداز خوش ذوق”مریم رجوی تاثیر زیادی بر شوهرش مسعود رجوی داشت، به شکلی که بلافاصله بعد از عقدکنان رئیس جمهور ایران شد و این موضوع نشانگر تاثیر عمیق او بر ملت ایران بود، تا قبل از او، تعداد زنانی که به عنوان مهریه خانه یا ده یا آبادی پشت قباله شان انداخته باشند، زیاد داشتیم، ولی کسی که به عنوان مهریه، رییس جمهور کشور شود، سابقه نداشته، و این مهم ترین تاثیر او بر تاریخ ایران است”.

عکسها وتصاویری که از مریم قجر عضدانلو در سایتهای مجاهدین منتشر میشود بطرز جالبی نشاندهنده شخصیت واقعی وی و گویای زوایا و ویژگیهای شخصیتی پنهان وی در پس بزک ها و ژست های رنگارنگش میباشد.

یکی از این ویژگیها که همیشه فرقه در رشد و جا اندازی آن در میان اعضاء و هواداران و حتی در بیرون مناسبات آنرا بشدت دنبال کرده ومیکند ،بزرگنمایی شخصیتی وی است،مسعود رجوی که خود بی شک از کلاش ترین و شیادترین چهرهای معاصر ایران بحساب می آید در طرحی حساب شده و با همراهی همدستانش از همان ابتدا همیشه تلاش میکردند که مریم رجوی را تا حد فردی بسیار موثر و کارآمد و صد البته بسیار انسان بزرگ ودارای خصائل و ارزشهای انسانی والا و ویژه،چنانکه او را میبایست در حد قدیسین دید و شناخت به دیگران معرفی کنند.

شاید اگر با کمی تأنی به چند عکس پلیین نگاهی بیاندازیم بهتر متوجه این موضوع شویم!

تارخچه مریم رجوی (عضدانلو - ابریشمچی) به زبان تصویر

تارخچه مریم رجوی (عضدانلو - ابریشمچی) به زبان تصویر

تارخچه مریم رجوی (عضدانلو - ابریشمچی) به زبان تصویر

تارخچه مریم رجوی (عضدانلو - ابریشمچی) به زبان تصویر

آیا عکسهای فوق سعی بر القاء این باور را به مخاطبین دنبال نمیکنند،آیا زنانی که کنار صندلی او و در حالیکه بر روی زمین نشسته اند ،سعی نمیکنند لبخند کنیزکان و مریدان راضی و خوشبختی را بر چهره داشته باشند که گویی ملکه ارزشهای والای انسانی وقدیسی سیاستمداراربابی آنها را به عهده دارد.

آیا عکسهای دیگر در حالیکه وی آنسوست و مریدان بی تابش در پشت میله ها وی را طلب میکنند،سعی بر ویژه کردن وی ندارند.مریدانی که در عین تظاهر به شیفتگی بسیار،اگر از آنها خواسته شود دو کلام از شخصیت وی و دلیل عشقی که به وی دارند را توضیح دهند چیزی ندارند جز آنکه بگویند”مسعود،مریم،مریم ،مسعود “!!

ممکن است عده ای مریم قجر عضدانلو را زنی متوهم تصور کنند،اما من فکر میکنم که وظیفه اصلی او در تشکیلات مجاهدین، از زیر تیغ و انتقاد بیرون آوردن مسعود رجوی بود.وظیفه او نشاندن مسعود در جایگاهی بود که از خطر هر سوأل وانتقادی بدور و ایمن باشد.البته در حقیقت این طرح و خواسته خود مسعود رجوی بود و مریم رجوی وسیله ای بود تا مسعود رجوی بتواند به خواسته هایش برسد.مریم میبایست بتدریج به دیگران این باور و جایگاه را توسط ابزارهایی چون عملیات جاری وانقلاب ایدئولوژیک القاء میکرد.و البته در این میان نیز مسعود رجوی با بزرگ کردن مریم به طروق مختلف،چه مستقیم در نشستها و چه سیستماتیک در تبلیغات درونی و بیرونی سازمان علاوه بر به پیش بردن طرحش،شخصأ نیز مباحثی را که فکر میکرد برای تکمیل و پیش بردن طرحش به مطرح کردن آنها نیازاست اما در عین حال میدانست که مریم رجوی قادر به انتقال آن به اعضاء سازمان نیست را خودش به بهانه اینکه بحث انقلاب ایدئولوزیک بحثی بسیار ژرف و عمیق است ،هدایت و دنبال میکرد .

در اینجا میل دارم باز به زبان عکس و تصاویر رجوع کرده و چند عکس از زنانی که در عرصه سیاست و یا مبارزه برای رسیدن به دموکراسی و آزادی فعالیت کرده ویا میکنند را نشان داده و ببینیم چه تفاوتیست حداقل در ظاهرمابین آنها و شخصی چون مریم رجوی با آنهمه امکانات عظیم مالی.

سیریماوو باندرا نایکه (سریلانکا) اولین زن نخست وزیر جهان

تارخچه مریم رجوی (عضدانلو - ابریشمچی) به زبان تصویر

آنسانگ سوچی

فعال سیاسی و از مخالفان حکومت نظامی میانمار و برنده جایزه صلح نوبل

تارخچه مریم رجوی (عضدانلو - ابریشمچی) به زبان تصویر

بی نظیر بوتو

اولین زن مسلمان در تاریخ جهان اسلام بود که به مقام نخست‌وزیری در یک کشور اسلامی رسید

تارخچه مریم رجوی (عضدانلو - ابریشمچی) به زبان تصویر

آنگِلا دوروتِئا مِرکِل

مجلۀ فوربز او را در ۲۰۱۲ دومین شخص قدرتمند جهان نامید بالاترین رتبه‌ای که یک زن بدان رسیده‌است

تارخچه مریم رجوی (عضدانلو - ابریشمچی) به زبان تصویر

تارخچه مریم رجوی (عضدانلو - ابریشمچی) به زبان تصویر

تارخچه مریم رجوی (عضدانلو - ابریشمچی) به زبان تصویر

تارخچه مریم رجوی (عضدانلو - ابریشمچی) به زبان تصویر

تارخچه مریم رجوی (عضدانلو - ابریشمچی) به زبان تصویر

البته صدها عکس دیگر نیز میتوان از زنان نامی جهان نشان داد که تماشای آنها خود بخود حس احترام را نسبت به صاحبان عکس بر می انگیزد.اما این حس در شما ایجاد میشود وقتی به عکسهای زنی نگاه میکنید که تنها وسیله برای بزرگنمائیش،پول است و تبلیغات و دروغ…

تارخچه مریم رجوی (عضدانلو - ابریشمچی) به زبان تصویر

تارخچه مریم رجوی (عضدانلو - ابریشمچی) به زبان تصویر

تارخچه مریم رجوی (عضدانلو - ابریشمچی) به زبان تصویر

تاریخچه مریم رجوی (عضدانلو ابریشمچی) به زبان تصویر

اینهم از بانوی انقلابی،واقعأ چقدر تفاوت است ما بین بودن ونبودن،مابین لیاقت و عدم لیاقت ،مابین ظاهر و باطن و مابین توهم و واقعیت.

والسلام

نادر کشتکار

آلمان

*** 

مهدی ابریشمچی مزدور مریم قجر عضدانلو و مسعود رجوی “مردی که می گریست!… سالگرد تأسیس سازمان مجاهدین خلق!”

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24677

حنیف بالی،سندی دیگر ازنابخردیها و خیانتهای بیشمار رجوی 

 نادر کشتکار، وبلاگ کشتکار، نوزدهم آوریل ۲۰۱۶:… وقتی به صحبتهای حنیف گوش میکنیم ،متعجب میشوم ازباصطلاح هواداران این فرقه و همه کسانی که این خیانتها،ظلمها و نا بخردیهای رجوی و باندش ، که بعد از گذر سه دهه به همگان ثابت شده را میبینند و میشنوند اما همچنان اصرار دارند خود را در بی خبری و جهالت وبا عرض معذرت در خریت نگهدارند.وباز با روشن شدن هر حقیقتی برای آنها مجددأ با توجیه ای هر چند سطحی و غیر منطقی … 

حنیف بالیحنیف بالی نماینده ایرانی تبار جوان در پارلمان سوئد و تجربه اش از سازمان مجاهدین

لینک به منبع

حنیف بالی،سندی دیگر ازنابخردیها و خیانتهای بیشمار رجوی

صحبتهای بی ریا،صادقانه وبی آلایش آقای حنیف بالی را امکان ندارد کسی بشنود و آتش نفرتش از رجوی و همه کسانی که او را در این خیانتها و جنایتها یاری کرده و میکنند بیشتر نشود.همانطور که خود حنیف هم در صحبتهای زیبا و دلنشینش اشاره کرد،او خیلی خوش شانس بوده که توانسته از چنگال رجوی و باندش گریخته و بدام نیافتد.چه بسا در غیر اینصورت ممکن بود سرنوشتش میشد ،سرنوشت آلان محمدی،یا شاید یاسر اکبری نسب،یا دها میلیشیای در بند دیگر در چنگال رجوی و در بیابانهای عراق یا در تاریکخانه ای در آلبانی وشاید هم میشد میثم پناهی که رجوی و باندش در طرحی و سناریویی از قبل آماده و طراحی شده برای زهر چشم گرفتن و ترساندن سایر میلیشیا های ساکن اروپا و جلوگیری از باج خواهیهای بیشتر آنان از سازمان، قربانی کرد.

وقتی به صحبتهای حنیف گوش میکنیم ،متعجب میشوم ازباصطلاح هواداران این فرقه و همه کسانی که این خیانتها،ظلمها و نا بخردیهای رجوی و باندش ، که بعد از گذر سه دهه به همگان ثابت شده را میبینند و میشنوند اما همچنان اصرار دارند خود را در بی خبری و جهالت وبا عرض معذرت در خریت نگهدارند.وباز با روشن شدن هر حقیقتی برای آنها مجددأ با توجیه ای هر چند سطحی و غیر منطقی خود را قانع میکنند و همچنان حاضر به قبول این واقعیت ساده نیستند که رجوی لیاقت رهبری را هیچوقت نداشته و ندارد و هر چه دیرتر این واقعیت پذیرفته شود سازمان باصطلاح مجاهدین بواسطه حماقتها و بی لیاقتی وی بیشتر و بیشتر به باتلاق خیانت و گمراهی کشیده میشود.

حنیف تنها فرزندی نبود که از والدینش بالاجبار جدا و به اروپا فرستاده شد.صدهها کودک بی گناه تنها بخاطر حماقت و جاه طلبیهای رجوی در خانه های مختلف دست بدست میشدند. و یا در یتیم خانه ها که بعضأ بعضی از آنها توسط خانواده های اروپایی به فرزندی قبول میشدند نگهداری میشدند.فرزندانی که در پانسیونها یا در خانواده های هوادار دست بدست و یا نگهداری میشدند ،همانطور که حنیف بالی نیز به آن اشاره کرد همچنان تحت مغز شویی باند رجوی قرار داشتند و کسانی که در این خیانتها و ظلمها رجوی را کمک میکردند وظیفه داشتند به هر شکل و با هر ترفندی آنها را به قتلگاه عراق بکشانند.

همین ریل را با حنیف هم رفتند و سعی کردند او را هم توسط پدرش واز طریق رابطه عاطفی به عراق بکشانند.و چقدربی شیله پیله و در عین حال صادقانه ،حنیف تمام تلاش فرقه رجوی برای فریب خودش را در یک کلام بیان میکند.آنجا که میگوید چرت میگفتند.اما متأسفانه سازمان هزار و یک ترفند دیگر برای جذب آنها داشت.یکی از این راهها این بود که سازمان بعضی از آنها را به اسم ملاقات با دوستان و والدین به عراق میکشاند و با ادامه مغز شویی و در صورت لزوم با تهدید و ارعاب آنها را در قلعه الموت رجوی نگه میداشت.

صدها هزار تن ،بلکه صدها هزار خانواده قربانی، جاطلبی ،غرور و نخوت کسی شدند که با شیادی خود را به رهبری سازمان مجاهدین رسانده بود ونفس قدرت طلبش به او القاء کرده بود که میتواند با ادامه شیادی و ریا کاری و جنایت به رهبری کشور هم برسد.از اینرو راهی را رفت وبه اعمال و خیانتها یی دست زد که ما حصلش را امروز شاهدیم.اما از آنجا که نه بر حق بود نه راستگو و مصلح،و نه فردی لایق رهبری حتی در سطح همان سازمانی که با شیادی به ارث برده بود ،هم خودش و هم هر کس که با او همراهی کرد را به اوج خفت و خیانت و رذالت کشاند و همچنان میکشاند.

به قول معروف خشت اول چون نهد معمار کج، تا ثریا میرود دیوار کج.نیت رجوی از روز نخستی که با سازمان آشنا شد بی شک نیت پاک و برای رضایت خدا نبوده است.این وعده جق است .که کسی که در راه او بکوشد را صاحب عزت میکند،یعنی در ست همان چیزی که امروزه هیچ اثری از آن را در رجوی و باندش نمیتوان دید و جست.

نوکری و مزدوری برای صدام و حزب بعث عراق در طول جنگی که به مردم کشورش تحمیل شده بود برای به قدرت رسیدن به هر قیمت،تشویق به بمباران کشور، مردم و وطنش توسط کشوری که روزی ادعای مبارزه ونابودیش را میداد،تمجید از گروهها و طرز تفکری که ریختن خون شیعیان،مسیحیان و سایر ادیان را حلال میدانند،جاسوسی و تروردانشگاهیان و هموطنان برای اثبات نوکری به این و آن کشورو در نهایت دامن پوشیدن رجوی و همپالگیهایش هر چیزی را در ذهن میتواند متبلور کند بجزآزادگی و عزت را.

نادر کشتکار

آلمان ۱۹/۴/۲۰۱۶

*** 

 نامه ای به امیر یغمایی (شبه نظامی ارتش آزادیبخش رجوی در سن ۱۵ سالگی)

کودکان سرباز در قرارگاههای مجاهدین خلق و صدام حسین

کودکان فرقه

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24605

تبانی کمیساریای عالی پناهندگان با مافیای مجاهدین 

نادر کشتکار، وبلاگ کشتکار، چهاردهم آوریل ۲۰۱۶:… سازمانی با آنهمه ادعا در مبارزه با امپریالیسم امریکا،وحکومت ایران و با هدف برپایی جامعه بی طبقه توحیدی،کارش به جایی رسیده است که از ترس الگوگیری سایر نفرات مستقر در آلبانی از آقایانی چون بیدی و رستگار درجدایی از این فرقه و انتخاب زندگی مستقل وآزاد،بایستی با صرف انرژی و صد البته پولهای هنگفت به مقامات دولتی و غیر دولتی کشور آلبانی وبعضی از کارکنان … 

احسان بیدی سیاوش رستار تیرانا مجاهددین خلق فرقه رجویحمایت انجمن زنان از تحصن و اعتصاب غذا آقایان احسان بیدی و سیاوش رستگار در آلبانی

لینک به منبع

تبانی کمیساریای عالی پناهندگان با مافیای مجاهدین

چندیست که تنی چند از جداشدگان از فرقه رجوی به دلیل قطع حقوقشان توسط کمیساریای عالی پناهندگان در آلبانی دست به اعتراض و اعتصاب غذا زده اند.آقایان بیدی و رستگار برای گرفتن مینیمم های حقوق مسلمشان که بدلیل تبانی بین مافیای مجاهدین و کمیساریای عالی پناهندگان قطع شده است،بدون پشتوانه و به تنها یی در آلبانی بدنبال احقاق حقوقشان میباشند.

تطمیع مقامات سیاسی و دولتی وهمینطور سازمانها و افراد به ظاهر مستقل توسط باند رجوی امری نیست که بر کسانی که اندک آشنایی با این فرقه داشته باشند پوشیده باشد.اما اینبار از سایر موارد بسیار کثیفتر و درد آور تر میباشد.اینبار این تبانی و تضییع حقوق انسانی از طرف باند رجوی از یک سو و کمیساریای عالی پناهندگی از سوی دیگر شکل گرفته است،و هدف تنها بزانو درآوردن آقایان بیدی و رستگار از طریق فشار و قطع حقوق و بی سر پناهی در کشوری غریب و فقیر مثل آلبانی است،و نیازی به توضیح نیست در جایی که مقامات یک سازمان مدافع حقوق انسانها به ننگ تبانی با مافیای رجوی تن میدهند،تطمیع مقامات دولتی و غیر دولتی درکشور فقیری چون آلبانی به دفعات آسانتر است.

سازمانی با آنهمه ادعا در مبارزه با امپریالیسم امریکا،وحکومت ایران و با هدف برپایی جامعه بی طبقه توحیدی،کارش به جایی رسیده است که از ترس الگوگیری سایر نفرات مستقر در آلبانی از آقایانی چون بیدی و رستگار درجدایی از این فرقه و انتخاب زندگی مستقل وآزاد،بایستی با صرف انرژی و صد البته پولهای هنگفت به مقامات دولتی و غیر دولتی کشور آلبانی وبعضی از کارکنان کمیساریای عالی پناهندگی به جنگ با کسانی رود که تمام دارائیشان،همان مبلغ ناچیزیست که از کمیساریا میگرفتند.و جالب اینجاست که خود کمیساریای عالی پناهندگان آنها را به عنوان پناهنده سیاسی تایید کرده است.اما اکنون در هماهنگی آشکار با باند رجوی از آنها خواسته است که یا به سازمان رجوع کنند و یا به ایران برگردند.متأسفانه کمیساریای عالی پناهندگان با همکاری با این فرقه آنهم علیه کسانی که هیچ پناهی جز خود کمیساریای عالی پناهندگان را ندارند،دست به رذالتی زده است که تنها نتیجه منطقی همراهی با آدمکشان و خائنینی چون باند رجویست.

جا دارد تمام کسانی که از این سازمان جدا شده و با ماهیت کثیف آن آشنا هستند حتی به اندازۀ نوشتن چند سطر،ضمن همدردی با این عزیزان ،اعتراض و فریاد خود را از این ظلم آشکار آنهم از طرف سازمانی که میبایست حامی پناهندگان باشد ،ابراز کنند.

در پایان آرزو میکنم که هر چه زودتر مقامات کمیساریای عالی پناهندگان به خودشان بیایند و از همیاری و همصدایی با باند مافیایی رجوی دست برداشته و حقوق مسلم این عزیزان را به آنها برگرداند و بیش از این لکه ننگ و داغ تبانی با این باند فاسد و تروریسم پرور را با خود حمل نکنند.

نادر کشتکار

آلمان ۱۴/۴/۲۰۱۶

احسان بیدی تیرانا سازمان مللFormer MEK member Ehsan Bidi staged a sit-in outside the UNHCR office in Tirana, Albania where he has refugee status

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24397

تحولات اخیر سوریه و سوز و گدازهای آشکار و پنهان سازمان مجاهدین 

نادر کشتکار، وبلاگ کشتکار، اول آوریل ۲۰۱۶:…  آنها مزدوران پا به سن گذاشته ای هستند که تنها استفاده مفیدشان برای کشورههایی نظیر عربستان و یا اسراییل و قطر ماکزیمم در حد خوشرقصی است.حتی احتمال استفاده از آنها برای جاسوسی نیز در مرز پایینی قرار دارد. مسئولیت وضع فعلی سازمان تنها به عهده مسعود رجوی و کسانیست که او را در جهت رسیدن به قدرت سرکوب مطلق و پاکسازی … 

Maryam Rajavi terrorist syriaننگ سر بریدن مردم در عراق و سوریه توسط مجاهدین خلق و داعش تا ابد بر پیشانی مریم و مسعود رجوی باقیست

لینک به منبع

تحولات اخیر سوریه و سوز و گدازهای آشکار و پنهان سازمان مجاهدین

در طی تنها شش ماه حضور مستقیم نظامی دولت روسیه در سوریه شاهد تحولات مهمی در استیلا و قدرت گرفتن ارتش و نظامیان وفادار به دولت بشار اسد بودیم.اوج این تحول را میتوان در باز پس گیری شهر تاریخی و در عین حال استراتژیک پالمیرا از گروه تروریستی داعش دانست.

این پیروزی که با حمایت هوایی روسیه همراه بود دارای چنان اهمیتی بود که حتی امریکاییها نیز حرفی و موضعی جز اظهار رضایت و خشنودی نمیتوانستند داشته باشند.به گفته بسیاری از تحلیلگران نظامی این پیروزی میتواند بتدریج به باز پس گیری شهر استراتژیک و مهم دیرالزور بیانجامد.در صورتی که ارتش و نظامیان وفادلر به دولت بتوانند شهر دیرالزور را ،که جزء سه شهراصلی گروه تروریستی داعش محسوب میشود “موصل،رقه،دیرالزور” پس بگیرند،میتوانند ارتباط نیروهای داعش در عراق و سوریه با یکدگررا بطور جدی مختل کنند.

بی شک حمایت نظامی روسیه از دولت بشار اسد به مذاق کشورهای غربی و بخصوص کشورهای عربی متحد با دولت وهابی عربستان و ترکیه خوش نیامده و پیروزیهای اخیر دولت سوریه زنگ خطری جدی برای کشورهای عضو ائتلاف به رهبری عربستان محسوب میشود.هر چه دایره این پیروزیها بیشتر گسترش یابد،باعث افزایش قدرت وموضع بالاتر دولت سوریه در چانه زنی های مذاکرات صلح آتی با نیروهای تحت حمایت ائتلاف خواهد شد.دولت اسد با این پیروزی میتواند خود را به عنوان جدی ترین دشمن داعش نزد افکار عمومی جهان و دولتها معرفی کند و از این طریق دولت بشار اسد میتواند ادعای دروغین کشورهای عضوائتلاف من الجمله عربستان،قطر و ترکیه در مبارزه با افراط گرایی و تروریسمی را که خودشان از بانیان و شکل دهندگان اصلی بوجود آمدن آن بوده اند، نظیر داعش و سایر گروههای تروریستی و افراطی در کشوهای سوریه و عراق را به چالش بکشد.

اما در این میان سازمان مجاهدین که برهبری رجوی کارش بعد از چند دهه به آنجا رسیده که برای ادامه حیات خویش به هر خس و خاشاکی چنگ میاندازد و حاضر است با دامن و بی دامن خود را در آغوش هر خیانتی بیاندازد،چیزی جز ضجه کردن و تکرار مواضع کشورهایی چون عربستان و تبلیغ در جهت منافع این دولت نمیماند،آنهم برای خوش رقصی و گرفتن کمکهای مالی و غیره از این دولت و متحدین آن.

نگاهی گذرا بر سایتهای این فرقه وسوزو گدازشان از حضور نظامی روسیه در سوریه و یا نوشتن مقالاتی با مضمون اینکه روسیه از اینطرق قصد فروش و به نمایش گذاشتن تسلیحات نظامی خود را دارد،همه وهمه نشانگر بغض و حرصی است که مجاهدین در حال حاضر از قدرت گیری دولت بشار اسد به کمک روسیه در مقابل نیروها وگروههای تروریستی مثل داعش دارد و آنرا بدلیل حضور نظامی روسیه میدانند از همین رو نیز به همراه عربستان ، ترکیه و قطر به ضجه و تهمت زدن به روسیه روی آورده اند.

اما علیرغم همه این خوشرقصی ها بسیار بعید و غیر منطقی بنظر میرسد ، عربستان و کشورهایی نظیر آن که نه تنها با دولت ایران بلکه با تفکر شیعه و مردم کشورمان دشمنی عمیقی نیز دارند،جز جاسوسی و یا خوش رقصی بهای بیشتری به فرقه رجوی بدهند.بنظر من از نظر عربستان عمر مفید ان گروه در خیانت و مزدوری به اتمام رسیده و ارزش سرمایه گذاری ،مثل سرمایه گذاری که صدام حسین برای آنها کرد را دیگر ندارند.

آنها مزدوران پا به سن گذاشته ای هستند که تنها استفاده مفیدشان برای کشورههایی نظیر عربستان و یا اسراییل و قطر ماکزیمم در حد خوشرقصی است.حتی احتمال استفاده از آنها برای جاسوسی نیز در مرز پایینی قرار دارد.

مسئولیت وضع فعلی سازمان تنها به عهده مسعود رجوی و کسانیست که او را در جهت رسیدن به قدرت سرکوب مطلق و پاکسازی مخالفین داخلیش طی این سالیان یاری کردند.میوه این رهبری امروز،رسیدن به مقام خیانت و مزدوری است .

بهر حال سازمانی که خود را مسلمان و شیعه میداند از کشته شدن مردمان بیگناه در یمن توسط نیروههای ائتلاف برهبری عربستان حمایت میکند و در عین حال مدعیست که دلسوز ملت سوریه است.جنایات عربستان در یمن به حدی بود و هست که بارها باعث اعتراض شدید سازمانها،شخصیتها و حتی سازمان ملل و کشورهای غربی من الجمله امریکا شد.اما دریغ از یک جو شرف و آزادگی در این فرقه،که در این مدت حتی یکبار هم از کشته شدن مردمان بی گناه در بازار یا مراسم عروسی و یا کودکان یمنی هنگام بازی،توسط عربستان ابراز یک تأسف خشک و خالی هم نکردند.

این مقامیست که بعد از سالیان به مدد و رهبری رجوی و باندش نصیب سازمان باصطلاح مجاهدین شده است.

نادر کشتکار

آلمان ۳۱/۳/۲۰۱۶

*** 

رجوی و تروریستهای سوریهآرزوی محال

مریم رجوی: سرفرازی بجای سرنگونیَشعار جدید مجاهدین در سال ۱۳۹۵، «سرافرازی» بجای «سرنگونی»

مسعود خدابنده، نشریه سیاست آسیا: مجاهدین خلق و روش های تولید و انتشار اخبار جعلی در مطبوعات
مسعود خدابنده، نشریه سیاست آسیا: مجاهدین خلق و روش های تولید و انتشار اخبار جعلی در مطبوعات
Massoud Khodabandeh
Article first published online: 27 JAN 2015
DOI: ۱۰٫۱۱۱۱/aspp.12164

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24338

وقایع تروریستی اخیر و تاثیر آن بر عملکرد و رفتار سازمان مجاهدین 

 نادر کشتکار، وبلاگ کشتکار، بیست و هشتم مارس ۲۰۱۶:…  در طی این سالیان و با اوج گیری موج تروریسم و تفکر خشونت طلبانه،کشورهای غربی حمایتهای آشکار و بی شائبه خود را از این سازمان نه تنها کم کرده بلکه سیاستمداران مطرح کشورهای غربی بطور عمده ای از حمایت این سازمان ،یا دست کشیده اند و یا اینکه فتیله آنرا پایین آورده اند. زمانی نه چندان دور باند رجوی در اروپا بسیار فعال بود،براحتی دست به تبلیغات … 

فارین پالیسی ادعای منافقین درباره لویزان را مضحک و یاوه‌گویی خواند

لینک به منبع

وقایع تروریستی اخیر و تاثیر آن بر عملکرد و رفتار سازمان مجاهدین

 همانطور که میدانیم سازمان مجاهدین بدلیل ماهیت و عملکردش در دهه های گذشته چه در داخل ایران و چه حتی در خارج از

کشور،در بین دولتها و سرویسهای امنیتی کشورهای اروپایی و همچنین امریکا و سایر کشورها ی جهان به عنوان گروهی تروریستی و خشونت طلب شناخته شده است.

هر چند مدتی است که نام این سازمان بدلیل آوردن فشار بر دولت ایران و همچنین توبه نامه ها و غلط کردم های پشت صحنه این سازمان و دادن تعهد های مختلف به کشورهای غربی و صرف هزینه های بسیار هنگفت ،از لیست گروههای تروریستی برداشته شده است اما در نگاه کلی دولتها و سرویسهای امنیتی کشورهای غربی نسبت به ماهیت تروریستی این سازمان هیچ تغییری ایجاد نکرده است.

در طی این سالیان و با اوج گیری موج تروریسم و تفکر خشونت طلبانه،کشورهای غربی حمایتهای آشکار و بی شائبه خود را از این سازمان نه تنها کم کرده بلکه سیاستمداران مطرح کشورهای غربی بطور عمده ای از حمایت این سازمان ،یا دست کشیده اند و یا اینکه فتیله آنرا پایین آورده اند.

زمانی نه چندان دور باند رجوی در اروپا بسیار فعال بود،براحتی دست به تبلیغات میزدند،براحتی با مقامهای مختلف محلی و دولتی در کشورهای مختلف جهان تبانی کرده و با خرید آنها اهداف خود را پیش میبردند،براحتی در سطحی وسیع در کشورهای مختلف اقدام به کلاهبرداریهای مختلف و حتی پولشویی میکردند و بسیاری فعالیتهای دیگر.

اما همانطور که اشاره شد با گسترش تروریسم این فرقه نیز به زیر ذره بین رفته و تحت کنترل بیشتری قرار گرفت.لازم به ذکر است که این وضعیت تنها حاصل گسترش تروریسم نبوده و شکست استراتژیکی و تاکتیکی سازمان از دیگر دلایل عمده وضع موجود سازمان است،اما در این گفتار کوتاه هدف ،بررسی اجمالی تاثیر فعالیتهای سایر جریانات تروریستی بر عملکرد و وضعیت این فرقه است.

هر چه عملیاتهای تروریستی بیشتری در جهان اتفاق میافتد بطور طبیعی خشم و نفرت مردم جهان علیه تفکر ترور و خشونت عمیقتر و گسترده تر میشود.وبالطبع گروههایی چون مجاهدین که خود برای دهه ها ید طولانی و سابقه ای سیاه در این راستا دارند کمتر میتوانند بطور علنی و با سری بلند بر علیه تروریسم و خشونت طلبی موضع بگیرند یا احیانأ تلاش کنند از این آب گل آلود در راستای منافع خود ،ماهی بگیرند.

عدم درک سیاسی از تحولات جهانی و موضعگیریهای ناشیانه این سازمان و رهبریش و بطور مشخص سخنان مریم رجوی در حمایت از گروه داعش و تمجید از این عقب مانده ترین و مرتجع ترین گروه باصطلاح دینی به عنوان مردمان انقلابی،یکی از روشنترین و مستدلترین دلایل است بر بی لیاقتی کسانی که در این فرقه سالیان است زمام امور را بدست گرفته اند و آنرا به پست ترین درجات رسانده اند.

چگونه کسانی که خود جزء گروهای تروریستی محسوب میشوند و در عین حال از گروههایی چون داعش با تعریف و تمجید یاد میکنند میتوانند در اوضاع کنونی بر علیه تروریسم و آدم کشی لب به سخن باز کنند و سعی کنند حتی در ظاهر اعلام انزجار کنند از ترور و تروریسم.

هر چه مردمان کشورههای اروپایی از وجود و ماهیت چنین سازمانی در کشور خودشان مطلع تر شوند ،با توجه به انزجار عمومی از ترور و تروریسم ،این آگاهی میتواند تهدید بالقوه و بسیار جدی باشد بر ادامه حیات این سازمان در شکافهای قانونی موجود در کشورهای غربی.

هر چه موج خشونت و افراط گرایی در جهان ادامه یابد این فرقه راهی جز مخفی تر شدن و به سایه رفتن بیشتر ندارد.تنها راه برای آنها بزک کردن چهرهایشان میماند به عنوان افرادی میانه رو و آزادیخواه و بدور از خشونت که از طریق روندی دموکراتیک خواهان تغییردر کشورشان هستند،یعنی همان چیزی که بارها توسط بعضی از شخصیتها وگروهای سیاسی در اوائل انقلاب به رجوی وباندش گفته شد و از آنها جهت پرهیز از جنگ مسلحانه گوشزد داده شد اما رهبری این سازمان هیچگاه نه تنها نپذیرفت بلکه انواع و اقسام تهمتها را نیز به آنها وارد میکرد.اکنون رجوی و باندش بعد از آن همه خیانت به کشور و مردم ، ازروندی دموکراتیک برای تغییر طوری حرف زده و ژست میگیرد،گویی مبتکر آنست و هیچکس به آنها از قبل در این رابطه تذکری نداده بود.اینجاست که میتوان به تفاوت انسانهای بزرگ و آدمهایی حقیر چون رجوی پی برد و بی شک گذر زمان اوج دجالیت او و باندش را و وسعت خیانتهای این سازمان و رهبریش را نه تنها به مردم بلکه به تک تک اعضاء این سازمان بروشنی بیشتری نشان خواهد داد.

در پایان آرزومندم سال جدید سال ریشه کن شدن داعش وتفکرداعشی و تمامی حامیان مالی و معنوی آنها باشد.

۲۶/۳/۲۰۱۶

نادر کشتکار

آلمان

***

مطالبی مرتبط با فاجعه اخیر پاریس (+ نامه دهشت نیا)

سایتهای  ایران فانوس و آوا، هفدهم نوامبر ۲۰۱۵:…  این شورا پدر معنوی فعالیتهای تروریستی فرقه است و در پوش فعالیتهای سیاسی، در حال افزایش و حفظ تواناییهای اعضا و قدرت تشیکلاتی خود در جهت آمادگی برای هر گونه عملیات در هر نقطه از اروپا که لازم ببیند میباشد. پیا
 
 
نادر کشتکار، کانون آوا، سوم نوامبر ۲۰۱۵:… شکی نیست که هدف تو و رهبر فراریت چیزی جز ارتزاق هر چه بیشتر از خون بازمانده های لیبرتی نبوده ونیست اما مطمئن باش که با به کشتن دادن این افراد و بدنبالش اشک تمساح ریختن و برپایی نمایشهای دروغین نمیتوانید بقا خودتان را تضمین کنید و یا حتی ذهن مردم را از شنا
 
 
نادر کشتکار، کانون آوا، بیست و دوم اکتبر ۲۰۱۵:… بعد از گذشت ۲۲ سال بنظر میرسد که دیگر خود مجاهدین هم از گرفتن جشنهای پر زرق و برق و تبلیغات وسیع و بزرگنماییهای دروغین هر ساله از این رویداد، که برای منتقدین و مخالفین این سازمان به سوژه طنزی تبدیل شده بود،خ سته شده اند و هر سال سعی میکنند آنرا کمتر و
 
 
نادر کشتکار، کانون آوا، شانزدهم اکتبر ۲۰۱۵:… انعکاس موضعگیریهای مقامات سعودی و اسراییل و همچنین جنگ طلبان و آدمکشان امریکایی در رابطه با مسایل منطقه ویا عصبانیت از حضور پیوستۀ مقامات غربی در تهران از جمله برگزاری کنفرانس مونیخ در ۱۷ اکتبر که در سایتهای مجاهدین به انها اشاره شد
 
 
نادر کشتکار، کانون آوا، اول سپتامبر ۲۰۱۵:… آری وقتی حب به خود و به قدرت بجای حب به خدا و خلق بنشیند ثمرۀ آن جز این نخواهد بود، در حقیقت شروع رهبری وی (رجوی) شروع رشد کلمه و درخت خبیثه ای بود که تمامی میراثی را که از جانفشانی بنیانگذاران سازمان به ناحق به وی رسیده بود را به تباهی کشاند درختی که میوه