مریم قجر عضدانلو (رجوی) کیست؟ – نامه وارده

مریم قجر عضدانلو (رجوی) کیست؟ – نامه وارده

 List-of-Mojahedin-Khalq-martyrs-Massoud-Maryam-Rajavi-MEK-fiction-fakeبنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، هفتم می 2017:…  مریم به این شکل در مناسبات بت شده بود و در همه جا عکسهای او قرار داشت که اگر هزینه چاپ این عکسهای با کیفیت را حساب کنی پولش سر به آسمان میکشد و این باعث نفرت من از مریم و انقلابش شده بود و همیشه بین نفرات دوست و قابل اعتماد این موضوع را به تمسخر می گرفتیم. من البته همیشه دنبال این بودم که مریم را از نزدیک ببینم چون همیشه در صحبتها … 

MEK_Maryam_Rajavi_History_5مریم رجوی (قجر عضدانلو) کیست؟

2016-06-30-1467308500-6000440-download.jpgMaryam Rajavi — MEK Propaganda Queen — Advertises Her Services For Iran’s Enemies

لینک به منبع

مریم قجر عضدانلو (رجوی) کیست؟

نامه وارده از جانب یکی از جداشدگان فرقه رجوی در آلبانی

از روز اول که وارد تشکیلات شدم هیچ اعتمادی به این دستگاه نداشتم و همیشه سوال ذهنیم این بود که چرا هنوز وارد نشده همه اش بحث انقلاب مریم است. چرا با نفرات تا صحبت میکنی میگویند انقلاب مریم. تا سوالی داشتم میگفتند با انقلاب مریم حل میشود و تا حرفی میزدم میگفتند باید در انقلاب مریم ذوب شوی. تا مخالفتی می کردم میگفتند که خودت را از انقلاب مریم دور کردی و ضد انقلاب شدی و حواست به خودت باشد.

همیشه در نشستها بحث دو دستگاه که یک طرفش ایران بود و جهنم و کارکردهای بدش و دستگاه دیگر انقلاب مریم بود و بهشت و کارکردهای خوبش ومزایای بسیارش؛ که نمونه اش هم این حرف بود که انقلاب مریم فرد را از زندگی حیوانی به سوی انقلابی گری و زندگی انسانی تمام عیار سوق میدهد.

به قدری این حرفها در ذهنم بود که مدام می پرسیدم که مگر این مریم چه کرده که میگویند در تاریخ بی نظیر است و تا حال کسی جرات این کار را نداشته و میگفتم طلاق دادن افراد از روی اجبار و نه دلخواه و عملیات جاری فرمالیستی و کینه کشی بین افراد و نشستهای به اصلاح غسل هفتگی که آدم باید زیر و بم مسائل جنسی خود را برای نفرات بازگو کند (که تازه این خودش ام الفتنه است) مگر چه کار شاقی است و این همه تعریف و تمجید ندارد.

مریم به این شکل در مناسبات بت شده بود و در همه جا عکسهای او قرار داشت که اگر هزینه چاپ این عکسهای با کیفیت را حساب کنی پولش سر به آسمان میکشد و این باعث نفرت من از مریم و انقلابش شده بود و همیشه بین نفرات دوست و قابل اعتماد این موضوع را به تمسخر می گرفتیم.

من البته همیشه دنبال این بودم که مریم را از نزدیک ببینم چون همیشه در صحبتها و در نشستها میگفتند که او چهره عجیبی دارد و مثل ائمه اطهار نورانی است و با یک نگاه شیفته او میشوی و با چند ثانیه صحبت عاشق او و انقلابی تمام عیار میشوی و در دستگاه او ذوب میشوی.

باز در خود فرو میرفتم و با خود می گفتم که خدایا وقتی به عکسهای او که به جز داخل دستشوئی در همه جا هست نگاه می کنم، یک آدم معمولی با کلی آرایش و رسیدگی به خود می بینم. میگفتم شاید من هنوز درک ندارم و اشتباه میکنم ولی این را میدانم که افرادی که سنگ او و انقلابش را به سینه میزنند جز به دنبال کرسی و مقام چیز دیگری نیستند که او را بت کرده اند و میدیدم نفراتی را که در نشست بلند میشوند و میگویند که هر کجا که به مشکل برمیخوریم با دیدن عکس خواهر مریم مشکلات در لحظه پودر میشود و یا اینکه انرژی بیشتری میگیریم و یا او را در خواب دیده ام صبح که از خواب بیدار شدم احساس کرده ام که با انقلاب مریم تازه زاده شده ام.

در صورتی که همه در نشست میدانستند که هر نفری که احتیاجی دارد یا می خواهد دست از سرش بردارند اول باید به این صورت نوکری خود در این دستگاه را ثابت کند و آن وقت در اسرع وقت چراغ سبز داده میشود و هر مشکلی برای او حل میشود و نفراتی هم که توان صحبت نداشتند با نوشتن چند خط نامه به مریم و با دروغ مسئولین که مریم آن راخوانده است کیسه های نایلونی هدایا در کنار او قرار داده میشد و به دروغ گفته میشد که مریم نامه تو را خوانده و این هدایا را هم او فرستاده است. بعضی آدمها زرنگ بودند و میدانستند چگونه عمل کنند ومسئولین هم این را میدانستند ولی به این هم قانع بودند این بود که از مریم و انقلاب او در مناسبتها به عنوان پول برای خرید استفاده میکردند.

گذشت و گذشت تا اینکه یک روز بعد از کنفرانسی که مریم در فرانسه اگر اشتباه نکنم برای زنان گذاشته بود گفته شد که انقلاب را جهانی کردیم و دوباره همان کنفرانس را برای ما گذاشتند. چون روز قبل هیچکس توجهی نکرده بود دوباره گذاشتند. دقت بیشتری کردم که چه گفته شده که این انقلاب جهانی شده و آماده تغییر در بین زنان دنیا باشیم که پرچمدارش مریم است ولی این را میدانستم که هم از لحاظ سیاسی و هم از نظر نظامی بدنه فرقه ضربه اساسی خورده بود و باید برگی را برای روحیه دادن به افراد رو کرد. بخاطر همین متمرکز روی صحبتها شدم دیدم مثل همیشه حرفهای بیخود و تکراری زده میشود و مهمانهایی که بدون دادن پولهای کلان در این کنفرانسها حاضر نمیشوند هیچ توجهی نمیکردند بلکه مشخص بود که آنها پیش خودشان میگویند این چه حرفهای مزخرفی است که مریم میزند آن هم در دنیای آزاد اروپا آخر همین انقلابی که در داخل مناسبات آلوده فرقه جز بی اعتمادی و عدم صداقت و زیر آب زدن و دستگاه پلیسی چه ارمغانی آورده است که بخواهند آن را جهانی کنند و پرچم زنان دنیا را به او بسپارنند؟ چگونه است که با چند جمله‌ نفرات آزاد در دنیای امروزی تکانی بخورند؟

باز سالها گذشت و دیدم که نه انقلاب مریم جهانی شده و نه صدایی از آن در میاد، بلکه نفرت عجیبی بین نفرات در داخل مناسبات ایجاد شده و دیگر نفرات مثل قبل خودشان هم اعتمادی به این دستگاه ندارند چون میشود از رفتار تندشان و صحبتهای آنها فهمید.

گذشت و گذشت تا اینکه بدنه سازمان از جهنم لیبرتی خلاص شده و به آلبانی آمدیم. بعد از چند ماه و چند روز دیدم جنب و جوشی در بین افراد است و بعد از مدتی مسئولین صدا کرده و گفته شد نشستی هست و باید کت و شلوار بپوشید و کروات زده به اشرف یکی از مکانهای فرقه (همان مقر اصلی که سازمان در تیرانا نام اشرف 3 بر آن گذاشته است) برویم.

موقع وارد شدن و دیدن پرچم و سن زیبا و فرش قرمز پهن شده گفتم مریم است و او میاید چون از لحاظ اطلاعاتی آنها موضوع را که نمیگفتند. بعد از صف بستن افراد کنار جاده باریک و طناب کشی شده صدای همهمه ای از پایین شنیده شد و بعد به خود گفتم که ببینم سر انقلاب که چیزی نفهمیدم شاید آن هاله نوری که گفته می شود از صورتش تشعشع میدهد را میبینم. بعد از نزدیک شدن و رودررو قرار گرفتن جز چهره تکیده و لاغر و پیری که با آرایش غلیظ پوشانده شده بود و لباسهای قیمتی و رنگارنگ چیزی ندیدم. بعد با دوستان خود که در آنجا بودم گفتم شاید من اشتباه کردم آیا شما چیزی در او میبینید که در جواب آنها به من لبخندی زده و گفتند اگر تو چیزی دیدی ما هم دیدیم. من بعد از دیدن او گفتم این از چهره اش حالا برویم صحبتهایش را گوش بدهیم شاید صحبتهایش آدمها را جذب میکند. بعد از ساعتها شعار دادن و دست زدن، خانم وارد سالن شده و بالای سن رفت و نفراتی که ساعتها صف کشیده بودند برای صحبت کردن و رابطه زدن شروع به تمجید از او کردند و او هم مثل یک ملکه که نفرات برای دست بوسی پیش او آمده بودند که بتوانند از این طریق پول و امکاناتی را که میخواستند از مسئولین خودشان بگیرند و بعد از نوحه سرایی و تعریف شاهانه از او نوبت به خود او رسید و تمام ذهنم را که حتی در عمرم و در کلاسها و در هیچ مکانی تمرکزی به این شدت نکرده بودم متمرکز روی صحبتهای او کردم که شاید از طریق صحبتهای او به اشتباه خودم در طی این همه سال برسم و یا اینکه جواب خود را بگیرم.

آغازش با لبخندی ملیح بود که شروع به صحبت از کارهایی که طی این پانزده سال کرده و شب و روز نداشتند و نشستها و کنفرانسها و جذب این همه نفر بود. همینطور نجات شما از لیبرتی که کار من و نفرات در اروپا بود، ولی دریغ از اینکه دقایقی از صحبتهایش را بگذارد که ما در این پانزده سال در جهنم عراق چه کرده ایم. انتظار داشتم که لحظاتی را هم در خصوص کارهایی که ما کردیم صحبت کند.

بله مریم را شناختم و جواب سالها انتظار کشیدن را گرفتم که چاپ عکسها و آرایش و لباسش میلیون دلاری بود اما جرات این را نداشت که در زمان سختی بین نفراتش بماند و فرار را بر قرار ترجیح داد در صورتی که دم از انبیا میزد و خود را پرچم دار حسین می دانست ولی یک نفر جرات این را نداشت که به او بگوید آخر انبیا و کسانی که تو از آنها دم میزنی که جلودار جنگهای خودشان بودند و نه اینکه از مهلکه جان سالم بدر ببرند.

ای کاش که از روز اول شناخته بودم که سالیان عمر خودم را تباه نمیکردم و در این اسارتگاه جوانیم را بخاطر شهوت قدرت مریم از دست بدهم. با شناخت مریم فهمیدم که نباید فریب قولهای این شخصیتها را خورد و فهمیدم که چگونه میشود فردی اینگونه خون هزاران نفر را بخاطر امیال خود بریزد و خون هزاران نفر را در شیشه کند. بله فهمیدم که مثل قدیمها داستانها به واقعیت تبدیل شده است.

این بود تجربه بد من و الگویی برای هم سن و سالهای آن زمان خودم. این بود شناختم از ایدئولوژی و انقلاب مریم و خود مریم قجر عضدانلو

امضاء محفوظ

*** 

مریم رجوی مزدور و فهیمه اروانی جنایتکار ارتش خصوصی صدام“مردی که می گریست!… سالگرد تأسیس سازمان مجاهدین خلق!”

List-of-Mojahedin-Khalq-martyrs-Massoud-Maryam-Rajavi-MEK-fiction-fakeThe Enemy of My Enemy is NOT Always My Friend…

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=29295

آن حمار نگون بخت 

الف – دال، بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، ششم می ۲۰۱۷:… غافل از اینکه به درستی هم حق خوری خودشان را اثبات نمودند و هم آن حمار نگون بخت خود را با پای خود و با دست خود به صحنه آوردند و او گفت که من بودم و من مزدور این فرقه در بین جداشدگان هستم. راستی باید اینجا کمی تعمق کرد و سوال نمود که چه اتفاقی افتاد؟ چه کنش وواکنشی صورت پذیرفت؟ و چرا این فرقه ناگزیر مجبور به افشا نمودن مزدور خود شد … 

مریم رجوی در حال مزخرف گوییزمین گیر شدن مریم رجوی در آلبانی و واکنشی از سر استیصال

سخنی کوتاه با خوانندگان سایت سحر

لینک به منبع

آن حمار نگون بخت

در گذشته سه مطلب نوشته “الف – دال” از نظرتان گذشت.

اینک مقاله دیگری از ایشان در زیر آورده میشود:

با سلام خدمت هموطنان عزیزم.

در این ایام در فکر بودم که واقعا از بابت رنجی که میبریم چکار کنیم و سر به کدامین کوه و کمر و آوارگی دوباره بگذاریم؟

در مقالات ماه گذشته سلسله اقدامات مجرمانه این فرقه را برایتان نقل نمودم و این تازه بقول خودشان ورودیه بود تا به آنها بگوییم اگر سر همه کلاه گذاشتید با ما نمی توانید بازی سیاسی بچه ترسان راه بیندازید، چراکه ما خودمان اینها را فوت آب هستیم و روزی در همان مکتب یاد گرفتیم ولی دست برقضا حالا طناب دار خودتان شدیم.
نظر شما را در ماه گذشته به اقدامات و تشبثات این فرقه علیه جداشدگان جلب نمودم بی آنکه اسمی و نامی از فردی ببرم. توضیح دادم که چگونه این فرقه مکان پرداخت هزینه ماهیانه جداشدگان را به محل اعتراف گیری از افراد و تهدید و تطمیع تبدیل نموده است.

حال این فرقه با دستپاچگی و برای اینکه از قافله عقب نیفتد در سایت خود دست به کار احمقانه ای زده است که در عرف سیاسی خطای بزرگی را مرتکب شد و سر کلاف گاف سیاسی را آنهم بصورت ناشیانه با دست خود باز کرده است و به راستی چه سندی بهتر از این که خودشان اعلام می کنند، و بهترین گواه و بهترین سند برای اثبات حرفهای ناگفته و ظلمی که برما روا میدارند. غافل از اینکه به درستی هم حق خوری خودشان را اثبات نمودند و هم آن حمار نگون بخت خود را با پای خود و با دست خود به صحنه آوردند و او گفت که من بودم و من مزدور این فرقه در بین جداشدگان هستم. راستی باید اینجا کمی تعمق کرد و سوال نمود که چه اتفاقی افتاد؟

چه کنش وواکنشی صورت پذیرفت؟

و چرا این فرقه ناگزیر مجبور به افشا نمودن مزدور خود شد؟

ما را که در این جهنم به بند کشیده اند، ما که قدرتی نداریم، ما را که از هر بابت در تنگنا قرار داده اند، پس چه شد که اینچنین افسار پاره نمودند و هم خودشان و هم مزدور خود را سوزاندند.

حقیقت اما چیز دیگری است. ترس از افشاگری این همه ظلم و ستمی که بر ما روا می دارند. ترس از بر ملا شدن حق خوری های روزمره خودشان. ترس از رو شدن و نمایان شدن چهره واقعی خودشان در جامعه آلبانی.

اگر کمی از منظر یک فرد سیاسی به این موضوع نگاه کنید بخوبی در خواهید یافت که معضل استاتوی جدید چگونه این روزها گریبانگیر این فرقه شده است و موج اعتراضهای افراد در درون این فرقه را موجب گشته است.

و اگر حتی از منظر یک فرد عادی جامعه متمدن امروزی نگاه کنید، یک فرد عادی در جامعه، یک فرد مستقل حقیقی محسوب میشود و هر کاری که بکند یک کار شخصی مثل هزاران فرد دیگر در جامعه است و هیچ گونه جرمی نیست، بگذریم که در قاموس این فرقه حق حیات، حق انتخاب پوشش، حق صحبت کردن با هرکس، حق زندگی کردن، و برخورداری از آزادی های جامعه متمدن، گناه نابخشودنی محسوب میشود.

این فرد یعنی سرفراز رحیمی که با دست خط خودش برگه اعتراف گیری اش را در سایت فرقه منتشر نمودند بهترین سند حرفهای ما جداشدگان میباشد و اتفاقا این حق ماست و صدا و فریاد ماست که داریم از رنجی که میبریم به خود میپیچیم و صدایمان به جایی نمیرسد در حالیکه گیرم حتی این فرد برای آوردن همسرش به سفارت ایران رفته و کمک خواسته است. این در کجای دنیا جرم محسوب میشود؟ در کجای دنیا به افراد دیکته میکنند که با چه کسی حرف بزن با چه کسی حرف نزن. با چه سایتی مکاتبه کن با چه سایتی مکاتیه نکن.

آری قضاوت همچنان بر عهده شماست ما که حرفی نزدیم. ما که به کسی بی احترامی نکردیم. ما حتی اسمی از کسی نبردیم. پس این همه غیض و کین برای چیست؟ این فرقه طوری صحبت میکند و طوری اطلاعیه علیه جداشدگان بیرون میدهد که گویی با یک دولت در جنگ و تخاصم طرف است. براستی چه شده است؟

شما اگر راست میگویید، اگر یک روده راست در شکم دارید، کمی آزادی به دوستان در بندم بدهید. اگر خیلی دم از آزادی میزنید، بگذارید نفرات دسترسی آزاد به شبکه های اجتماعی و اینترنت داشته باشند. آخر مگر نمی گویید در این کره خاکی تنها و تنها کسی که واقعیت را بیان میکند خودتان هستید. خوب بگذارید دوستانم کمی، فقط کمی، دسترسی به اینترنت و شبکه های اجتماعی داشته باشند. آنوقت به شما خواهم گفت که قضاوت واقعی را چه کسی خواهد کرد.

و البته این چاه باطل شما صد بار، نه هزاران بار، عمیق تر از چاه حکومت ایران و مخالفان شما در خارجه و و کلا این کره خاکی است، و البته با همه خرمردرندی و پاچه ورمالدگی سیاسی که دارید اما در گیم اول اساسی باختید و بنازم به آن کسی که این دام را برایتان پهن نمود و شما و آن حمار نگون بخت با کله به درون آن رفتید و اینچنین گاف سیاسی را با سند و مدرک لازمه در اختیار ما جداشدگان گذاشتید تا از این پس با سند خودتان بتوانیم در مجامع بین المللی و همچنین جامعه آلبانی اعتراض و دلایل لازمه را نیز در اختیار آنان قرار دهیم.

از این پس اما درسهای فراموشی ناپذیری در دنیای آزاد با قلم، فکر آزاد، انتخاب و تفکر آزاد، به شما خواهم داد تا مجبورتان کنیم که چهره واقعیتان را هر چه بیشتر با دست خودتان نمایان کنید، و برای سرم جایزه تعیین نمایید چراکه من هنوز از منابع خودتان تغذیه میشوم، با این تفاوت که دیگر برده شما نیستم بلکه قضاوت را به عموم هم وطنانم میسپارم.

مسعود، حال که خودت جنگ را شروع کردی پس با شعار خودت به سراغت میآیم: بجنگ تا بجنگیم

الف – دال
تیرانا– آلبانی

*** 

camp_tirana_albania_mojahedin_khalq_rajavi_cultصدای جداشدگان فرقه رجوی در آلبانی را به گوش جهانیان برسانید (قسمت اول، دوم و پایانی)

هتلی که هیولا شد (اگر رجوی همان زمان افراد را فرستاده بود ۱۰ شهریور اتفاق نمی افتاد)ا

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=29270

درخواست کمک مالی فرقه رجوی از جداشدگان در آلبانی 

بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، سوم می ۲۰۱۷:…  بر اساس اطلاعات واصله از جانب چندین نفر از جداشدگان فرقه رجوی در آلبانی بصورت جداگانه، دیروز هنگام دادن مستمری ماهیانه به آنان، اسماعیل مرتضائی با نام مستعار جواد خراسان نفرات را تک به تک توجیه می کرده که تحت هیچ شرایطی حق ندارند با نفراتی که نام آنان به عنوان “مزدوران وزارت اطلاعات آخوندی” منتشر شده ارتباط داشته باشند وگرنه حقوق آنان …

مزدوران و شکنجه گران ارتش خصوصی صدام، فعال در کشور آلبانی

لینک به منبع

درخواست کمک مالی فرقه رجوی از جداشدگان در آلبانی

۱۳ اردیبهشت ۹۶

اخاذی از مردم و جداشدگان توسط سازمان تروریستی مجاهدین خلق فرقه رجوی در آلبانیبر اساس اطلاعات واصله از جانب چندین نفر از جداشدگان فرقه رجوی در آلبانی بصورت جداگانه، دیروز هنگام دادن مستمری ماهیانه به آنان، اسماعیل مرتضائی با نام مستعار جواد خراسان نفرات را تک به تک توجیه می کرده که تحت هیچ شرایطی حق ندارند با نفراتی که نام آنان به عنوان “مزدوران وزارت اطلاعات آخوندی” منتشر شده ارتباط داشته باشند وگرنه حقوق آنان نیز مانند آنان قطع خواهد شد.

اگر چه این افراد از ترس قطع شدن تنها ممر زندگی خود و از سر ناچاری چنین قولی داده اند اما بعدا در میان خود نسبت به این ترفند کثیف ابراز تنفر و انزجار نموده اند. یکی از نفرات گفته است که در اینجور مواقع دست سازمان و آن روی سرکوبگر و ضد بشری اش رو میشود. یکی از نفرات نوشته است که از این به بعد باید مخفیانه با این نفرات ارتباط داشته باشیم و البته حاضریم از مستمری خود به آنان کمک کنیم تا تحت فشار قرار نگیرند.

در ضمن گزارش شده است که سازمان تلاش دارد درست مانند درون تشکیلات فضای کاملا پلیسی در میان جداشدگان ایجاد کند به نحوی که همه ترس و واهمه از لو رفتن و قطع شدن مستمری داشته باشند و فضای بی اعتمادی دامن زده شود. همچنین از برخی جداشدگان هنگام پرداخت مستمری سؤال می کنند که چه کسانی با خانواده های خود در ایران یا با بنیاد خانواده سحر در ارتباط می باشند.

یک مورد عجیب دیگر در جریان پرداخت مستمری ماهیانه روز گذشته این بود که به تک تک نفرات اعلام می کردند که وضع مالی سازمان خوب نیست و از آنان از همان مختصر حقوقی که کمتر از نصف استاندارد کمیساریا است کمک مالی درخواست کرده اند که با تمسخر و البته جواب منفی همه افراد مواجه شده اند.

در این خصوص نیز یکی از جداشدگان نوشته است که مریم رجوی مهمانی و جشنش را با ترکی فیصل و جان مک کین برگزار می کند و خرجش را از جیب ما پناهندگان بی چیز می خواهد. از الان معلوم است چه نوع حکومتی را قرار است در ایران برقرار نماید.

بنیاد خانواده سحر – ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۶

(پایان)
*** 

اسماعیل مرتضایی (جواد خراسان)اسامی تعدادی از فرماندهان نظامی اطلاعاتی مجاهدین که به آلبانی گسیل شده اند + تصاویر

گزارش انستیتوی تحقیقات دفاع ملی (RAND) (گزارش کامل بعلاوه پیوست ها)

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=29266

مشکلات جدا شده ها در آلبانی 

 بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، اول می ۲۰۱۷:… از روزی که پا به عرصه دنیای بیرون گذاشته و از سازمان جدا شدیم اولش در تصورمان این بود که با اندوخته ای که طی این سالیان کسب کردیم دنیا زیر دست ما است و از پس هر مشکل و هر تضادی بر میاییم. صد البته اشتباه میکردیم. موقعی که خود را در بیرون یافتیم و تغییراتی را که ما در خواب هم نمیدیدیم با چشم دیدیم تمام تصوراتی که داشتیم محو شد. من فردی … 

unhcr logoOpen Letter of 72 former Mojahedin Khalq members in Europe and North America to the UNHCR

camp_tirana_albania_mojahedin_khalq_rajavi_cultصدای جداشدگان فرقه رجوی در آلبانی را به گوش جهانیان برسانید (قسمت اول، دوم و پایانی)

لینک به منبع

مشکلات جدا شده ها در آلبانی

نامه وارده از جانب یکی از جداشدگان از فرقه رجوی در آلبانی

mek_albania_June2013

در آلبانی جداشدگانی از سازمان مجاهدین خلق هستند که بطور متوسط بیست سال و بعضا قریب به سی و پنج سال و کمترینش پانزده سال در این سازمان به صورت شبانه روزی و دور از جامعه عادی خدمت کرده اند. داستانی که خیلی به ما شباهت دارد داستان اصحاب کهف است که بعد از سیصد و اندی سال که در غار به خواب رفتند و موقعی که بیدار شدند و به شهر رسیدند دیدند همه چیز تغییر کرده و هیچ آثاری از زمانه خودشان نیست. بله داستان ما شباهت زیادی به آنها دارد.

از روزی که پا به عرصه دنیای بیرون گذاشته و از سازمان جدا شدیم اولش در تصورمان این بود که با اندوخته ای که طی این سالیان کسب کردیم دنیا زیر دست ما است و از پس هر مشکل و هر تضادی بر میاییم. صد البته اشتباه میکردیم. موقعی که خود را در بیرون یافتیم و تغییراتی را که ما در خواب هم نمیدیدیم با چشم دیدیم تمام تصوراتی که داشتیم محو شد.

من فردی هستم با تجربه های زیاد ولی متاسفانه این تجارب با عصر حاضر نمیخواند. ما تمام ابزاری که در سازمان استفاده میکریم مربوط به عصر قدیم بود و من فهمیدم که با این همه ادعا هنوز نمیتوانم با موبایل که کمترین وسیله ای است که دست حتی بچه پنج ساله میبینی کار کنم و مدتها طول کشید تا بتوانم خودم با خانواده ام تماس بگیرم چه برسد به استفاده از وسایل دیگر.

در فرقه این ابزار فقط در دست مسئولین بالا بود و برای ما بورژوائی و به دور از انقلابی گری بود. من ماهها طول کشید تا بتوانم با موبایل و کارکرد آن آشنا بشوم و این مشکل اکثر نفراتی است که از مناسبات بیرون میایند و خودم احساس این را میکردم که چقدر از دنیای امروزی عقب هستیم و حتی در این باور هستم که ما و نفرات داخل مناسبات حداقل بیست سال از دنیای امروزی فاصله داریم.

یکی دیگر از مشکلات نفرات در بیرون که ماهها طول کشید تا این مشکل حل شود این بود که اگر خانمی را میدیدیم ناخوداگاه سر خود را پایین میاوردیم و خیلی زود از فاصله ده متری از کنار هر خانمی رد میشدیم چون در تشکیلات که بودیم حق برخورد تکی با جنس مخالف را نداشتیم و باید دو نفره پیش خانم و یا به اصطلاح خواهری که آنها در دستگاه خودشان میگویند میرفتیم و فاصله خود را حفظ میکردیم چون اینها در حریم مسعود بود و فقط او محرم به همه زنها بود و این در وجود و اخلاقیات ما شکل گرفته و در ما ریشه کرده بود.

من ماهها تلاش کردم تا به خودم بقبولانم که در دنیای آزاد هستم و نه در مناسبات مجاهدین خلق، مناسباتی که حتی به خواهر و برادرش شک دارند که این مسائلی را که گفتم رعایت کنند. بعد از مدتی تلاش توانستم با جنس مخالف خود رودررو به صحبت بپردازم و مانعی در برابر آن نبینم و یا اینکه بتوانم در خیابان بدون فاصله گرفتن از کنار زن ها رد بشوم. شاید بخندید ولی این ها در ما شکل گرفته و در وجود ما بود.

یکی دیگر از مشکلات ذهنی که مدتها باز مرا اذیت میکرد و مثل بختک اسیر آن بودیم زمان بندیها بود. همیشه حس میکردم که باید به کسی پاسخگو باشم و الان است که دیر کردم و الان است که مورد حسابرسی قرار بگیرم. در صورتی که من خودم تنها هستم و پاسخگو به کسی نیستم. از آنجا که سر همین مسائل سالها اذیت میشدیم و دنیا با همین زمانبندیها برای ما تکراری شده و مثل ربات بودیم که از بالا ما را برنامه ریزی کرده و طی سالها که در مناسبات بودم در من تنیده شده بود و بعد از آزادی صبحها از خواب میپریدم و میگفتم که دیر شده و بیدار باش را رعایت نکردم و شب که تا دیر وقت بیرون بودم همیشه احساس میکردم باید بگردم تا مورد حسابرسی قرار نگیرم و این هم ماهها طول کشید تا از آن کنده شویم.

بیشترین تضادی که ما را اذیت میکرد و شبها حتی نمیخوابیدیم این بود که نمیتوانستیم به نفری که سالها با او بودیم و یا میشناختیم اعتماد کنیم و هنوز هم ذهنیت خوبی نسبت به همدیگر نداریم که این هم ساخته و پرداخته تفکرات این فرقه و از اثرات انقلاب مریم است. در درون تشکیلات همه می بایست روی دیگران جاسوسی کرده و گزارش بدهند و به این ترتیب حسن اعتماد را از بین برده اند.  

همچنین تعداد معدودی از جداشدگان برای اینکه پول بیشتری از سازمان برای امرار معاش خود در شرایط سخت قربت بگیرند زیراب برادر خود و دوست خود را میزنند و حتی گاه گزارشات دروغ می دهند، یا اینکه نفری از فرقه جدا میشود و به دنیای بیرون میاید که باید به او کمک کرد و تجربه خود را به او بگویند و مثل یک انسان دلسوز باشند اما نفراتی هستند قدیمی که تا او به خود بجنبد از سر احتیاج پولش را میزنند و خود من و نفرات زیادی در دام همین نفرات باصلاح دوست و برادر گیر افتادیم.

باز من تقصیری نمیبینم چون این هم از آثار انقلاب مریم است که باید سالها جان خود را بگذاری برای ژست گرفتن ایشان در بین نمایندگان و پز دادن در میان به اصطلاح دوستان مقاومت ولی موقعی که میخواهی از این فرقه جدا بشوی و در دنیای آزاد باشی در دستگاه آنها زالویی بیش نیستی (مسعود رجوی همه جداشدگان را زالو خطاب کرد که از خون سازمان می مکند) در صورتی که بعد از بیست الی سی سال جوانی را دادن و در همه خطرات سینه سپر کردن دستمزدت این است؛ در صورتی که همین مجاهدین خلق بقدری پول و امکانات در اختیار دارند که میتوانند تضاد نفرات را طوری حل کنند که هیچ کس هیچ مشکلی نداشته باشد ولی البته برای تعدادی انگشت شمار و نفرات خاص که خبرچین هستند این کار را می کنند.

یک مشکل دیگر که باز زائیده انقلاب مریم است و از همه نفرات سوال میکردم و تأیید میکردند این بود که تا مدتها که در بیرون قدم میزدیم این حس و ترس را داشتم که نفراتی دارند من را تعقیب میکنند و یا چشمی ما را نگاه میکند و با برگشتن به عقب و مستمر نگاه کردن دنبال آن سایه میگشتیم واگر نفر عادی ما را میدید میگفت حتما مشکلی دارد.

در مناسبات که بودیم چون دستگاه پلیسی بود مستمر تحت تعقیب و زیر ذره بین بودیم و همیشه یکی از دعواهای من و دیگران در مناسبات این بود که چرا به ما اعتماد ندارند و هر جا میرویم تحت تعقیب هستیم. البته جوابی نمیگرفتیم و این در بیرون هم ماهها من را اذیت میکرد تا توانستم به خودم بفهمانم که باید تفکرات مریم را از خودم دور کنم.  

این مسائل که گفتم از مشکلات من و دیگران است و از این موارد بسیار و بسیار است. تازه میفهمم که وقتی بیرون میایی و پا به دنیای آزاد میگذاری باید ماهها تلاش کرد تا این تفکرات را ریشه کن نمود و هنوز هم در مواردی از این مشکلات مانند تارعنکبوت به دست و پای من پیچیده و من البته تمام تلاش خود را میکنم تا به خودم بقبولانم که دیگر آزاد هستم.

امضاء محفوظ 

*** 

مزدوران فرقه رجوی مجاهدین خلق در خدمت جنگ و امریکا

عکس فوق: مریم رجوی در کنار سناتور جان مک کین آمریکائی
عکس زیر: خواهران و برادران مجاهد خلق به صف در مقابل پرچم آمریکا 

The MEK’s dirty past includes the anti-Imperialist inspired murder of six Americans in pre-revolution Iran which it later celebrated in songs and publications

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=29190

زمین گیر شدن مریم رجوی در آلبانی و واکنشی از سر استیصال 

Maryam Rajavi Mojahedin Khalq Terror group Parisبنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، بیست و هفتم آوریل ۲۰۱۷:… سازمان مجاهدین خلق در مطلبی با عنوان “تشبثات کثیف وزارت اطلاعات آخوندها در لانه جاسوسی رژیم در آلبانی علیه مجاهدین” که در یکی از سایت هایش درج نمود تلاش کرد تا بر موج فزاینده نارضایتی و درخواست برای جدایی در درون فرقه و همچنین فعال شدن جداشدگان برای احقاق حقوق حقه خود در برابر فرقه و کمیساریا غلبه نموده و به اصطلاح بحران … 

unhcr logoطرح شکایت از عملکرد پرسنل کمیساریا در آلبانی (قابل توجه جداشدگان و فعالان حقوق بشری در اروپا)ا

مصاحبه احسان بیدی با نشریه دیتا در تیرانااحسان بیدی: چرا کمیساریای عالی پناهندگان در آلبانی درجبهه این فرقه بی رهبر است

احسان بیدی سیاوش رستارEhsan Bidi and Siavosh Rastar – who have no accommodation or money because this is supposed

لینک به منبع

زمین گیر شدن مریم رجوی در آلبانی و واکنشی از سر استیصال

طی ماه های اخیر، اوج گیری نارضایتی در درون فرقه رجوی، بعلاوه فعال شدن مجدد بنیاد خانواده سحر، همراه با فشارهای فعالان در اروپا بر کمیساریا برای کوتاه کردن دست فرقه رجوی از سر جداشدگان، بالاخره کار را به جایی رساند که سازمان مجاهدین خلق به صورتی کاملاً ناشیانه و خود افشاگرانه واکنش نشان داد و تلاش نمود تا با اتهام زنی و جوسازی عجولانه علیه تعدادی از جداشدگان، از مسئله داران داخلی که خواهان جداشدن هستند زهر چشم بگیرد و شکایت تعدادی از جداشدگان به کمیساریا را به زعم خود خنثی نماید.

سازمان مجاهدین خلق در مطلبی با عنوان “تشبثات کثیف وزارت اطلاعات آخوندها در لانه جاسوسی رژیم در آلبانی علیه مجاهدین” که در یکی از سایت هایش درج نمود تلاش کرد تا بر موج فزاینده نارضایتی و درخواست برای جدایی در درون فرقه و همچنین فعال شدن جداشدگان برای احقاق حقوق حقه خود در برابر فرقه و کمیساریا غلبه نموده و به اصطلاح بحران رو به گسترش درونی را به بیرون و طبق معمول رژیم ایران مصادره کند.

لینک به مطلب مربوطه که مستقیماً به سایت سحر نیز اشاره داشته و در واکنش به شکایت سه نفر از جداشدگان به کمیساریا تنظیم شده در زیر آورده شده است.

https://www.mojahedin.org/news/197420

در این مطلب فرقه رجوی با توسل به نامه های دیکته شده به چند نماینده آمریکایی حامی گروه های تروریستی تلاش کرده تا جداشدگان و ناراضیان را عاملان وزارت اطلاعات ایران معرفی نموده و به این وسیله هر گونه ابراز نارضایتی و مسئله داری را سرکوب نماید. این شگرد کهنه و نخ نمای فرقه رجوی طی سالیان سال بوده و هست که با جار و جنجال و با هوچیگری توجهات را از درون به بیرون منتقل کند.

پر واضح بود که بالاخره کارد به استخوان مریم رجوی زمین گیر شده در آلبانی خواهد رسید و غیض خود از جداشدگان را با فشار گذاشتن بر یکی دو نفر و خریدن کسانی که در غربت در تنگنای معیشتی قرار دارند بیرون خواهد ریخت. فعال شدن جداشدگان در اروپا و تحت فشار قرار گرفتن کمیساریا که عملاً در آلبانی کارت فرقه رجوی را بازی می کند عرصه را بیش از پیش بر فرقه رجوی تنگ نموده که نهایتاً موجب چنین واکنش نابخردانه ای شده است.

واقعیت اینست که عناصر فرقه رجوی، بر اساس نقشه ای از قبل طراحی شده، به سه نفر از جداشدگان در آلبانی به اسامی هادی ثانی خانی، غلامرضا شکری، و سرفراز رحیمی در روز یکشنبه ۳ اردیبهشت اعلام نمود به دلیل این که با خانواده خود در ایران در ارتباط هستند و این به معنی ارتباط با رژیم تلقی می شود، حق پناهندگی آنان را که به صورت غیر قانونی به جای کمیساریا توسط فرقه رجوی پرداخت می شود قطع می نماید. فرقه شرط برقراری مجدد پرداخت حقوق پناهندگی آنان را نوشتن مطالبی به صورتی که فرقه دیکته می کند قرار داد.

این سه نفر روز بعد به دفتر کمیساریا در تیرانا رفته و ماجرا را تعریف و طرح شکایت کردند و سپس به توصیه کمیساریا به مقر اصلی مجاهدین خلق مراجعه نمودند که گزارش آن در سایت سحر با عنوان “اعمال فشار مستمر فرقه رجوی بر جداشدگان” آورده شده است.

لینک به مطلب مربوطه در زیر آمده که خود گویای همه قضایاست:
http://www.saharngo.com/fa/story/4216  

ظاهراً آقای سرفراز رحیمی از میان این سه نفر از سر ناچاری و ناامید شدن از حمایت کمیساریا، در برابر تهدیدات فرقه رجوی عقب نشینی کرده و به خواست آنان تمکین نموده و مطالبی علیه دو نفر دیگر همانطور که توسط سران فرقه رجوی دیکته شده نوشته است تا به زعم فرقه، شکایت آنان به کمیساریا بی اثر گردد. بعد از این واقعه تعداد زیادی از جداشدگان در آلبانی برای سایت سحر پیام داده و انزجار و خشم خود را از این خود فروختگی ابراز نمودند.

البته شرایط پیچیده آقای سرفراز رحیمی برای ما که به اوضاع و احوال واقف هستیم تا حدودی قابل درک است. اگر هر کس خود را به جای کسانی که در کشور غریب در تنگنا و تحت فشار قرار دارند و دستشان از همه جا کوتاه است بگذارد، شاید به نوعی به آنان حق بدهد که نتوانند تحمل کرده و در برابر این تهدیدات مقاومت نمایند.

اما واقعیت اینست که همین اقدام فرقه رجوی به ضد خود تبدیل شد و نه تنها از این ترفند طرفی نبست بلکه انزجار عمومی جداشدگان و فعالان و خانواده ها را بیش از پیش برانگیخت. حتی گزارشاتی داریم که بسیاری از هواداران سازمان در اروپا نسبت به این تشبثات کثیف فرقه رجوی ابراز تنفر و بیزاری نموده و علناً ابراز داشته اند که تا کجا باید یک سازمان به اصطلاح انقلابی و مردمی به حضیض ذلت و انحطاط افتاده باشد که دست به چنین ترفندهایی علیه کسانی بزند که عمر خود را به پای این سازمان گذاشته اند.

یقیناً اینگونه اقدامات مشکلی از بی شمار مشکلات فرقه در حال فروپاشی رجوی حل نخواهد کرد. زمستان خواهد رفت و روسیاهی به ذغال خواهد ماند. کسانی که امروز در برابر فشارها و تهدیدات سازمان تن به خواسته های این فرقه می دهند قطعاً خشم و کینه خود از سران این فرقه را در سینه حفظ خواهند کرد و زمانی نه چندان دور که اوضاع دگرگون شود آن را بیرون خواهند ریخت.

در ضمن در پیام خانمی از جداشدگان در هلند آمده است: “راستی چگونه است که هر کس حتی با سوابق دو تا سه دهه به صورت تمام وقت در درون سازمان مجاهدین خلق، به محض جداشدن به مزدور دست اول رژیم بدل می شود؟ از دو حالت خارج نیست. یا سازمان دروغ می گوید یا این افراد در داخل مناسبات، درس مزدوری را فرا گرفته اند.”

بنیاد خانواده سحر
۷ اردیبهشت ۱۳۹۶

مجاهدین خلق زباله شیمیایی و مواد مخدر در آلبانیدریای آلبانی برای ایتالیا، هوا برای ناتو و زمین در اختیار آمریکا است

Maryam Rajavi Saddam's private army NCRIزمین گیر شدن مریم رجوی در آلبانی

مریم رجوی در حال مزخرف گوییبازهم حرف مفت و بی مالیات مریم رجوی! 

مریم رجوی عراق صدام حسینایرج شکری: توّهم بی پایان .

کمپ بدنان اشرف تعطیل شدمروری مختصر بر فرقه های مخرب کنترل ذهن (۱۰) – قسمت پایانی

ISIS ISIL Mojahedin Khalq Rajavi cult FlaqsMojahedin Khalq, Rajavi cult, Saddam’s Private Army, were trained by Mossad to assassinate Iranian scientists 

تعلیم دیدگان صدام مجاهدین خلق رجوی از عراق تا آلبانیShould we be afraid of Senator McCain meeting with the Mojahedin Khalq (Rajavi cult, MEK, MKO, …) in Albania?

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=29176

زمین گیر شدن مریم رجوی در آلبانی 

 بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، بیست و ششم آوریل ۲۰۱۷:…  به قرار اطلاعات بدست آمده از درون تشکیلات فرقه رجوی در آلبانی، موج نارضایتی و مسئله داری آنچنان در میان اعضا شدید است که یکی از مسئولین اعزامی از پاریس ابراز داشته است که آتش باری مسئله دارها در مقرات مجاهدین خلق در آلبانی از جمله مقر مفید خواهر مریم و سایر مسئولین بسیج شده از پاریس را زمین گیر کرده است. مسئولی دیگر همچنین ابراز … 

مجاهدین خلق فرقه رجوی آلبانی تیرانامجاهدین دیگر به هدف نمی رسند و مبارزه شان به پایان رسید

کمپ بدنان اشرف تعطیل شداین مسیر رجوی به بدتر ازناکجا آباد منتهی شد!

لینک به منبع

زمین گیر شدن مریم رجوی در آلبانی

به قرار اطلاعات بدست آمده از درون تشکیلات فرقه رجوی در آلبانی، موج نارضایتی و مسئله داری آنچنان در میان اعضا شدید است که یکی از مسئولین اعزامی از پاریس ابراز داشته است که آتش باری مسئله دارها در مقرات مجاهدین خلق در آلبانی از جمله مقر مفید خواهر مریم و سایر مسئولین بسیج شده از پاریس را زمین گیر کرده است.

مسئولی دیگر همچنین ابراز نگرانی کرده است که بزودی می بایست جلسه سالانه مریم رجوی در ویل پنت پاریس برگزار شود اما ظاهرا خواهر مریم و دیگر مسئولین از آلبانی خلاصی ندارند و بدجوری گیر افتاده اند.

مریم رجوی دست به یک سری اقدامات برای کاهش این فضای نارضایتی زده و مسئولین قبلی در آلبانی را به زیاده روی و شدت عمل متهم کرده و به نوعی کاسه و کوزه را سر آنها شکسته است. در همین راستا گفته شده است که عملیات جاری روزانه با شدت و حدت گذشته کنار گذاشته شده و مریم رجوی شخصا گفته است که احتیاجی به آن نیست و همان غسل هفتگی کافی است که آنهم در حد ارائه چند فاکت و نمونه کفایت می کند و نیازی به برخورد جمع ندارد.

واقعیت اینست که هم اکنون با وجود تمامی نشست ها و وعده و وعید های مریم رجوی بیش از ۱۰۰ نفر رسما خواهان جدائی هستند و حتی حاضر نیستند تا انتخابات ریاست جمهوری در ایران که مریم رجوی پیش بینی شورش و سرنگونی نظام را کرده صبر نمایند. وحشت مریم رجوی اینست که اگر یک مرتبه ۱۰۰ نفر جدا شوند سر کلاف باز شود و دیگر ریزش نیرو قابل کنترل نباشد.

مریم رجوی ظاهرا خود نسبت به سخت گیری های مسئولین قبلی در آلبانی ابراز پشیمانی و البته نگرانی کرده و اعلام نموده است که شرایط را در مناسبات بسیار راحت تر خواهد کرد. او حتی به این راضی شده که جداشدن ها به صورت قطره ای و نه یکجا صورت گیرد.

خبرها حاکی است که حدود شش ماه قبل پیامی از جانب مسعود رجوی برای افراد رده بالاتر در آلبانی خوانده شد که وی اعلام کرده بود شواهد جدی در دست دارد که رژیم در انتخابات پیش رو در جریان قیامی بزرگ سرنگون خواهد شد و به این ترتیب تلاش نمود تا به افراد سرخورده و ناامید و خواهان جدائی روحیه بدهد و چند روز دیگر آنها را در داخل مناسبات نگاه دارد.

بنیاد خانواده سحر
۶ اردیبهشت ۱۳۹۶

*** 

احسان بیدی سیاوش رستاربنیاد خانواده سحر: نامه به نخست وزیر آلبانی

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=29143

صدای جداشدگان فرقه رجوی در آلبانی را به گوش جهانیان برسانید (قسمت اول، دوم و پایانی) 

 بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، بیست و چهارم آوریل ۲۰۱۷:… سه مقاله از یکی از جداشدگان فرقه رجوی در آلبانی با عنوان الف دال با رده M جدید که فردی قدیمی در سازمان مجاهدین خلق است به دستمان رسید که هر سه مقاله را عینا در زیر نقل می کنیم: مدت چند ماهی است که از بعد از رهایی از قتلگاه لیبرتی بمحض آمدن به کشور آلبانی بلافاصله از این فرقه جدا شدم. در ابتدای امر آنها مرا به هتلی که خودشان … 

camp_tirana_albania_mojahedin_khalq_rajavi_cultMojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult) members in Albania feel invisible, they go unheard by the authorities 

صدای جداشدگان فرقه رجوی در آلبانی را به گوش جهانیان برسانید (قسمت اول، دوم و پایانی)

سه مقاله از یکی از جداشدگان فرقه رجوی در آلبانی با عنوان الف دال با رده Mجدید که فردی قدیمی در سازمان مجاهدین خلق است به دستمان رسید که هر سه مقاله را عینا در زیر نقل می کنیم:

مقاله اول: پرداخت پول ماهانه پناهندگان

بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، بیست و چهارم آوریل ۲۰۱۷:
لینک به منبع

باعرض سلام خدمت مسئولین بنیاد خانواده سحر، مطالبی که در این مقاله میخوانید واقعیت تلخ اما عبرت آموز ما جداشدگان از فرقه رجوی میباشد. صرف نظر از اینکه چه کسی درست میگوید و چه کسی خود شیطان مجسم است، ولی تمامی تلاشم را خواهم نمود تا در سلسله مقالاتی قضاوت واقعی را برعهده خوانندگان بگذارم تا عصیانی براینهمه ستم و باج خواهی این فرقه حتی الان که جدا شده ام و یک شخص حقیقی مستقل میباشم باشد.

مقاله نخست در خصوص فریب کاری فرقه رجوی مبنی بر قبول هزینه ماهانه جدا شدگان است.

من الف دال میباشم. مدت چند ماهی است که از بعد از رهایی از قتلگاه لیبرتی بمحض آمدن به کشور آلبانی بلافاصله از این فرقه جدا شدم. در ابتدای امر آنها مرا به هتلی که خودشان از مدتها قبل روی آن کار کرده بودند معرفی و فرستادند. نام این هتل آلبریا واقع در خیابان الباسان است.

مرا بمدت سه روز در این هتل نگاه داشتند تا اینکه یکی از جدا شدگان متوجه موضوع شد و شبانه با تاکسی مرا به خانه خودش برد. موضوع حالا به این صورت بود، همه اش طرح و برنامه رذیلانه برای درس عبرت دادن به جداشدگان و تحت فشاد قرار دادن هرچه بیشتر از نظر مالی.

هتل را خودشان قرارداد بسته اند که ما برایتان نفر می آوریم. سپس نفر جدا شده از همه جا بی خبر چند شب را در آنجا اقامت میکند. بی خبر از اینکه همان چند شب کلی از پولش بابت پرداخت به هتل را از دست میدهد. سپس اگر خوش شانس باشد یکی از همین جداشدگان دلش را به دریا میزند و شبانه سراغش می آید و موضوع را به فرد میگوید. ولی اگر نبود بعد از سه روز در هتل همان نفر دفتر فرقه زنگ میزند و میگوید ما برایت پیش یکی از جداشده ها خانه گرفتیم و بدین ترتیب با منت گذاری و برای اینکه ظلمی که در همان ابتدا در حق جدا شده کرده اند را بپوشانند راهی خانه و دنیای بیرون میشوی. ای بابا این فرقه چقدر حقوق ما به اصطلاح جدا شده ها را ارج و احترام میگذارد!

موضوع اما باز متاسفانه فاجعه بارتر از این حرفهاست. در معامله و قراردادی که بین خودشان و سازمان ملل و دولت آلبانی امضا نمودند با فریب کاری و دجالگری تمام به آنها تضمین دادند که ما خودمان هزینه هر جداشده را طبق استانداردهای سارمان ملل فراهم میکنیم. هزینه قبلا ۵۰۰ یورو بود با یک دستگاه آپارتمان با امکانات زندگی و رفاه نسبی. بعد از چند ماه که دیدند اوضاع خیلی خراب است و تشکیلات این فرقه هر روز در حال ریزش انسانی و نیرویی است ۵۰۰ یورو را به ۳۳۰ یورو تنزل دادند آپارتمان و امکانات استقرای را هم حذف نمودند.

فرد جدا شده الان با ۳۲۰ یورو باید اجاره خانه را بدهد، هزینه خورد و خوراک یکماه را هم بدهد، دست آخر اگر پولی باقی ماند یک دست پیراهن برای خودش بخرد، چرا که هزینه آب و برق و اینترنت نیز برعهده خود فرد است و این تمام ماجرا نیست، و حالا از این نقطه فقط ملاحظه کنید که چه بر سر جداشدگان در می آوردند آنهم هر ماه.

همه جای دنیا یک روز مانده به آخر ماه هزینه ماهیانه فرد پناهنده را پرداخت میکنند. در این فرقه اما سرماه که هیچ میگذارند سه الی چهار روز از سرماه میگذرد سپس زنگ میزنند میگویند فلان ساعت بیا دفتر وقتی آنجا رفتی فردی به نام عبدالله اول صدایت میکند و سوالات خودش را شروع میکند. فلانی با چه کسی هست؟ خانه فلانی کجاست؟ فلانی با فلانی چه رابطه ای دارد؟ تو آیا مشکلی نداری؟ تو اگر کارکرد خودت را بهتر بکنی ما کمک کارت خواهیم بود و …!

بدین ترتیب زمان پرداخت کمک مالی تبدیل به گزینش انتخاب مزدوری برای آنها میشود. اگر پاسخ مثبت دهی طبیعی است که وسط ماه صدایت خواهند کرد و ابتدا بعنوان کمک هزینه به تو پرداخت میکنند. اگر هم که در همان اولین جلسه توی دهنشان بزنی در ماه بعد حالت را خواهند گرفت، و تو آخرین نفری خواهی بود که پولت را دریافت خواهی نمود. آری حقایقی که به دلیل گرو گرفتن نیاز مالی نفرات کمتر کسی حاضر به بیان آنها میباشد، یا اگر هم گفته میشود از طریق غیر مستقیم تا کمک مالی ماهانه اش آسیبی نبیند.

ولی تف به این زندگی، تف به این روزگاری که برایمان تبدیل به جهنم نموده اند، بدون شک هر انسان آزاده ای روزی براین زورگویی این باند مافیائی شورش خواهد نمود، چراکه ابعاد کار و نیرنگ کثیفی که برعلیه ما اعمال نموده اند تنها به اینجا ختم نمی شود و پهنه گسترده تری دارد که ذیلا چند نمونه را برایتان بازگو مینمایم.
با اعمال این ترفند کثیف، اولین نمود بیرونی آن تفرقه اندازی بین جدا شدگان، تولید خبرچین بین جداشدگان، گرفتن قدرت انتخاب از فرد و از همه مهمتر جلوگیری از اتحاد و شکل گیری هرگونه تشکلی که مخالف این فرقه در بیرون میباشد است. این بالاترین خیانتی است که در حق ما قبل از بحث مالی در حال حاضر اعمال میکنند. همان بحثی که تا روزی که در آن فرقه هستی از قبل تو نانش را میخورند، همان بحث جمع، همان بحثی که هر گاه فرد طغیان می کرد به میان جمع میکشانندش و میگفتند جمع معجزه میکند، همان بحث جمعی که هرگاه زبان اعتراض بلند میکردی با فحش و ناسزا میگفتند این موضوع را جمعی بکن، سیاسی بکن، ببین دیگر چه میماند.

حالا دست برقضا روزگار را ببین که این فرقه تا چه حد حتی از تشکیل یک تشکل دونفره ترس و وحشت دارد. واقعیت اینست که اساس این فرقه بر جهل و دروغ و تفرقه افکنی بنا شده است. دروغ مجسم.

ادامه دارد……………

الف – دال
تیرانا – آلبانی

صدای جداشدگان فرقه رجوی در آلبانی را به گوش جهانیان برسانید (قسمت دوم)

مقاله دوم: پرداخت پول ماهانه پناهندگان

بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، بیست و چهارم آوریل ۲۰۱۷:
لینک به منبع

در قسمت اول مقاله جهت اطلاع خوانندگان نحوه به زنجیر کشیدن اعضای جدا شده را به عرض رساندم. در این قسمت اما نمی دانم بگویم متاسفانه یا خوشبختانه خبر جدیدی را دوستانم به من رساندند که میخواهم در قسمت دوم این مقاله به عرض شما برسانم.

با آمدن به آلبانی و رو شدن فریبکاریها و دجالگریهای فرقه رجوی، هرروز که میگذرد موج معترضین و جداشدگان بیشتر و بیشتر میشود تا جاییکه مریم رجوی بعد از تعطیلات نوروزی مجبور به زمین گیر شدن در آلبانی شده و از کاخ اورسورواز خود جدا گردیده و به ناچار در دهکده فرقه در تیرانا اقامت گزیده است، شاید که با حضور خود مانع خروج روزمره نوامیس ایدئولوژیک و گوهران بی بدلیل مسعود رجوی گردد.

در همین خصوص در سلسله اقدامات ادامه دار باج گیری این فرقه از اعضای ناراضی و جدا شده مستقر در آلبانی، در یک اقدام زشت و بغایت ضدانسانی دیگر به اعضایی که جدیدا جدا میشوند گفته اند که حقوق ماهانه شما ۲۲۰ یورو در ماه میباشد و طی یک هفته اخیر همین مبلغ را پرداخت نموده اند و این سناریو را از سال گذشته یعنی ۵۰۰ یورو به ۳۳۰ یورو و اکنون به ۲۲۰ یورو کاهش دادند بدین صورت راه را برای گسترش این زورگویی آشکار به روی سایر جدا شدگان سابق نیز باز و هموار نموده اند. در همین راستا درخواست از خوانندگان گرامی اینست که زبان اعتراض بگشایید و ندای ما جداشدگان را به گوش جوامع حقوق بشری جهان برسانید.

این موضوع به همین جا هم ختم نمی شود و توجه شما را به موضوع دیگری که در خلال نوشتن مقاله اتفاق افتاد جلب مینمایم.

همین دیروز مجددا یکی از جداشدگان را در همان محلی که اسمش دفتر است و محل باج خواهی این فرقه است، فردی که آنرا اداره میکند و خط و خطوط کثیف این فرقه را اعلام و به نفرات ابلاغ میکند فردیست بنام عبداله تهرانچی – یکی از جداشدگان را صدا نمودند و به او با فحاشی و اهانت گفته اند که تو رفته ای با ایران همکاری کردی لذا از این لحظه به بعد دیگرما با تو رابطه ای نداریم و پول ماهیانه تو را هم قطع میکنیم. او در پاسخ به این حق خوری و زورگویی آشکار اعتراض کرده و بیان نموده است که مدرک و سند شما مبنی بر این کارتان چیست و یا مگرشما میتوانید جلوی نفرات جدا شده را بگیرید که با چه کسی قدم بزند یا با چه کسی راه نرود در ثانی مدرکتان چیست؟ که مجددا توهین نموده و به او گفته اند که ما فقط به تو ابلاغ میکنیم و دیگر کاری و رابطه ای با تو نداریم.

آری این است واقعیت تلخ ما جداشدگان در این کشور غریب. یادم هست که یکی از حرفها و تکیه کلام همان مریم رجوی این بود که به نفرات میگفت دنیا خبر دار نشد که بر ما چه گذشت. آیا بحق و بجا نیست که همین گفته خودش را جلوی رویش بگذاریم و به او بگوییم دنیا هم خبر دار نشد که شما فرقه جهنمی در آلبانی چه ظلم و ستمی که در حق ما روا نکردید. معذالک خوانندگان عزیز میخواهم بگویم که سالیان بر ما ستم رفت تنها و تنها شما بی طرفانه شاهد باشید که ما فقط بعد از نمایان و عریان شدن فریبکاری های این فرقه تنها و تنها بدنبال زندگی مطلوب خود بوده و هستیم ولی چنگالهای این فرقه همچنان بر پیکر تک تک ما فرو رفته است.

بی گمان تا آنجا که مقدور ما باشد ما نیز در صدد برخاستن و بلند نمودن صدای اعتراض خود خواهیم بود ولو در یک اجتماع کوچک و اندک ولی مطمئن باشید همگیمان دست در دست هم شورش و طغیان خواهیم نمود.

ادامه دارد……………
الف – دال
تیرانا – آلبانی

صدای جداشدگان فرقه رجوی در آلبانی را به گوش جهانیان برسانید (قسمت سوم)

مقاله سوم: صدا زدنهای روتین مرکز باج خواهی فرقه رجوی

بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، بیست و چهارم آوریل ۲۰۱۷:
لینک به منبع

این مرکز با موج فزاینده جداشدگان براه افتاده و در منطقه ای بنام کشار واقع در مجموعه آپارتمانی مسکونی از شهروندان آلبانیائی تشکیل شده است. این مرکز شامل سه اتاق، اول محل به اصطلاح پذیرش است که فرد وارد میشود و تا یک حتی دو ساعت آنجا معطل می ماند و با پخش مراسم آن فرقه و اخبار جعلی و دروغ سعی در به یاد آوردن گذشته در درون فرد را میکنند و بدین ترتیب هم شکنجه روانی میدهند و هم زیر نظر دارند که آیا فرد توجهی به پخش برنامه ها میکند یا خیر تا بدین ترتیب تحلیل خود را از نزدیک به روی فرد داشته باشند.

اتاق دوم مربوط به پرداخت حق پناهندگی جداشدگان میباشد که به ناحق در دستان این حق خوران افتاده است. اتاق سوم اما اتاق محل تطمیع و تهدید اعضای جداشده است که همان فرد یعنی عبداله تهرانچی صحنه گردان آن میباشد در حالیکه این کارشان هم بلحاظ قانونی جرم محسوب شده و میتوان اعتراض و شکایت رسمی به یک ارگان بین المللی نمود ولی بدلیل در گرو نگه داشتن هزینه ماهانه افراد کسی حاضر به اینکار نمیشود.

به طور خاص در این اتاق سوم در ساعات غیراداری هم نفرات نفوذی خودشان را صدا میکنند و هم آخرین اطلاعات جداشدگان را از فرد خودشان میگیرند و هم آخرین توجیهات و خطوط جدید را برای اعمال فشار بیشتر بر روی افراد جدا شده به عمل آورده و فرد خودشان را توجیه و در آخر هم حق مزدوری و فروختن جداشدگان به این فرقه را به فرد جدا شده پرداخت می نمایند.

بطور خاص در این هفته چندین تن از نفرات جدا شده که اتفاقا هیچ ربطی به یکدیگر ندارند را صدا زده و به آنها ابلاغ نموده اند که دیگر به شما هزینه ماهانه نخواهیم داد و به اینجا مراجعه نکنید.

من از بیان اسامی خودداری میکنم چون نمی خواهم دوستان خودم را روی آنتن ببرم ولی میخواهم دراین مقاله که قسمت سوم است شما را به موضوع جالبی توجه دهم تا عمق کینه و البته وحشت این فرقه از ما جداشدگان بیشتر برایتان روشن گردد.

دقیقا بعد از حدود یکماه یکی از نفرات با یکی از شهروندان آلبانیایی ازدواج نمود و عکس و فیلم مراسم ازدواجش را هم در فیس بوک قرار داد. بعد از چند روز او را به همین دفتر صدا نمودند و گفته اند تو با ایران همکاری داری بهمین خاطر هزینه ماهانه ترا دیگر نمی دهیم.

بی گمان برای همگان روشن است که از کجای قضیه در حال سوختن میباشند. آری نفری که هنوز یکماه بیشتر نیست که آزاد شده و پا به دنیای بیرون نهاده است برخلاف اراجیف آنها که مستمر به نفرات داخل تشکیلات دروغ میگویند و آماج لجن پراکنی قرار میدهند که جداشدگان بدبخت و فاسد شده اند، معتاد و بی خانمان شده اند، آری وقتی چنین سنت شکنی و تودهنی محکمی آنهم از طرف جداشده ای که هنوز یکماه نیست که بیرون آمده نوش جان و دریافت میکنند، بله اینچنین بغض و کینه حیوانی خود را بر سر این فرد تخلیه میکنند و بر همگان مخصوصا افراد جدا شده پر واضح است که آنها چقدر به خود پیچیده و در خود میسوزند.

الف – دال
تیرانا – آلبانی

(پایان)

*** 

Anne Singleton: Key to de-radicalization of MEK hostages in Albania are their families

IMPAKT 55 – Muxhahedinet iraniane ne Shqiperi. Interviste eksluzive me Anne Singleton
https://youtu.be/8v-Q7UWfN3M

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=29040

فوران نارضایتی از دیدار با مک کین در فرقه رجوی (مک کین بجای مسعود رجوی آمد)ا 

بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، هجدهم آوریل ۲۰۱۷:…  بر اساس اطلاعات واصله از درون تشکیلات فرقه رجوی در آلبانی، به دنبال دیدار مریم رجوی با عنصر جنگ طلب و حامی عینی و عملی داعش و القاعده یعنی سناتور جان مک کین آمریکائی، نارضایتی اعضا به اوج خود رسیده و به نوعی تمامی رشته های تشکیلاتی و کار روانی مریم رجوی طی این ماه ها برای حفظ نیروها و ممانعت از خروج آنها و فرونشاندن موج روز افزون مسئله داری پنبه شده است … 

مزدوران فرقه رجوی مجاهدین خلق در خدمت جنگ و امریکا

عکس فوق: مریم رجوی در کنار سناتور جان مک کین آمریکائی
عکس زیر: خواهران و برادران مجاهد خلق به صف در مقابل پرچم آمریکا 

لینک به منبع

فوران نارضایتی از دیدار با مک کین در فرقه رجوی

تیرانا – ۲۹ فروردین ۱۳۹۶

در مقاله قبلی با عنوان “دعوت مریم رجوی از مک کین و خشم اعضا” به تاریخ ۲۷ فروردین سال جاری به شمه ای از واکنش اعضای فرقه رجوی به دیدار مریم رجوی با مک کین در تیرانا اشاره کردیم.

جان مک کین مجاهدین خلق داعش تروریسم

بر اساس اطلاعات واصله از درون تشکیلات فرقه رجوی در آلبانی، به دنبال دیدار مریم رجوی با عنصر جنگ طلب و حامی عینی و عملی داعش و القاعده یعنی سناتور جان مک کین آمریکائی، نارضایتی اعضا به اوج خود رسیده و به نوعی تمامی رشته های تشکیلاتی و کار روانی مریم رجوی طی این ماه ها برای حفظ نیروها و ممانعت از خروج آنها و فرونشاندن موج روز افزون مسئله داری پنبه شده است.

یکی از اعضا گفته بود: “سالن اصلی را طوری تزیین کرده و طوری تدارک چیده بودند که برخی حتی تصور کرده بودند که شاید قرار است مسعود رجوی بیاید.”

از قبل همه نفرات را نسبت به حضور مک کین توجیه کرده و نسبت به اهمیت این دیدار توضیح داده بودند. جالب است که این اقدام را برداشتن گامی کیفی به سوی سرنگونی رژیم برای اعضا عنوان نموده بودند که البته موجب تمسخر آنان در محافل خودشان شده بود.

در گزارشات آمده است که حتی تعدادی در گوشه و کنار بی آنکه کسی بفهمد بعد از تجلیلی که مریم رجوی از مک کین جنگ طلب و حامی تروریسم نمود گریه می کردند. برخی می گفتند که شهدا از محمد حنیف نژاد و موسی خیابانی گرفته تا شهدای ۱۹ فروردین و قرارگاه اشرف باید باشند و ببیند که سازمان مجاهدین خلق به چه روزی افتاده است.

جان مک کین مجاهدین خلق داعش تروریسم

همچنین اطلاع داریم که تعدادی حاضر به شرکت در جلسه نشدند و فشار و تهدید مسئولین هم کارساز نبود. برخی عنوان نموده بودند که از اینهمه چاپلوسی نسبت به کسی که جانی تر و جنگ طلب تر از او در دستگاه امپریالیسم یافت نمی شود حالت تهوع پیدا کرده اند. ظاهرا خود مک کین هم از اینهمه تملق گوئی مریم رجوی تعجب کرده بود.

جالب است که هنگام سخنرانی مک کین مدام پرچم آمریکا را روی صفحه ویدئویی بزرگ به نمایش در می آوردند و افراد را وادار می کردند تا کف زده و ابراز احساسات نمایند که واقعا رقت انگیز ترین و دردناکترین صحنه ای بود که خواهران و برادران انقلابی مجاهد خلق که عمری را در مبارزات ضد امپریالیستی صرف کرده اند می توانستند مشاهده کنند.

از قرار معلوم مسئولین در تیرانا همچنان مشغول مقابله با تبعات حضور مک کین در کنار مریم و خصوصا تعریف و تمجید های مریم رجوی از وی هستند. ظاهرا کادرهای قدیمی و باسابقه بیش از همه در این خصوص مسئله دار شده اند.

بنیاد خانواده سحر
۲۹ فروردین ۱۳۹۶

با ما در ارتباط باشید و نظرات خود را برای ما ارسال نمائید.
[email protected]

***

همچنین:

  • Families_Parliament_Baghdad_03082016بنیاد خانواده سحر، بغداد، سوم اوت ۲۰۱۶:…  آقای عدنان شهمانی نماینده مجلس و رئیس کمیته رسیدگی به پرونده مجاهدین خلق در کمیسیون حقوق بشر پارلمان عراق در جمع خانواده ها سخنرانی نمود. او به آنان اطمینان داد که هر آنچه در توان او و همکارانش باشد برای احقاق حق مسلم خانواد

    Camp Liberty 03082016ینیاد خانواده سحر، بغداد، سوم اوت ۲۰۱۶:… و باز هم تنها بدرقه کننده خانواده های بی دفاع آفتابی بود که از شرم رفتارهای وحشیانه سوات کم مقدار مدافع ناحق فرقه با پشتیبانی کمیساریا که حایل عشق و محبت بودند به سرخی میزد و به آن سوی دنیا پناه میبرد. بنیاد خانواده سحربار دیگر از تمامی فعالا

    Camp Liberty 02082016بنیاد خانواده سحر، بغداد، دوم اوت ۲۰۱۶:… خواهران غریب این برادر تمام مسیر را اشک ریختند و بقیه هم سفرهای صبور و دوست داشتنیشان به دلداری شان پرداختند. بخصوص سیستانیهای با محبت وبا صفا و دوست داشتنی و در این فضا با تمام وجود حس شد که هیچ نیرویی نمیتواند بین اهل تسنن و شیع جدایی بینداز

    کمپ لیبرتی اوت 2016بنیاد خانواده سحر، بغداد، اول اوت ۲۰۱۶:… گروهی شامل حدود ۲۰۰ تن از خانواده های اسرای ذهنی و عینی گرفتار در فرقه رجوی در اردوگاه لیبرتی، جهت دیدار با عزیزاشن خود به بغداد آمده و امروز بعد از ظهر به عنوان ششمین تلاش مستمر خانواده ها به مقابل درب اردوگاه مراجعه کردند. این خانواده ها ک

    مادر اسیر نوری در کمپ مجاهدینانجمن نجات، تهران، بیست و نهم ژوئیه ۲۰۱۶:… خانم فاطمه جعفری، مادر طیبه نوری میگوید: چهارده سال است که سران فرقه رجوی دخترم را به اسارت گرفته اند و طی این سال ها به او اجازه نداده اند تا با من تماس بگیرد. دخترم را با فریب از ترکیه به عراق بردند. دختر من شناختی از ا

    mojahedin khalq rajavi cult camp liberty Xبنیاد خانواده سحر، کمپ لیبرتی، عراق، بیست و هفتم می ۲۰۱۶:…  بلافاصله بعد از این واقعه درگیری بوجود آمد و در این حین تعداد دیگری از اعضای فرقه رجوی خود را به محل درگیری رساندند. در خلال این ماجرا سایر پرده ها هم توسط بقیه خانواده‌ها کنده شد. کنترل اوضاع از دست پ

    mojahedin khalq rajavi cult camp liberty 270520161بنیاد خانواده سحر، کمپ لیبرتی، عراق، بیست و هفتم می ۲۰۱۶:… عصر ۶/۳/۹۵ در میان جمع خانواده ها از خودروی ون پیاده شدم. پس از کسب اجازه از نظامیان عراقی وارد ورودی درب جنوب غربی لیبرتی گردیدم. دستانم را برای دوربین به دستان آماده به تصویر برداری بالا بردم. س

    camp liberty may26 20161بنیاد خانواده سحر، بغداد، بیست و ششم می ۲۰۱۶:… دیروز برخی از خانواده ها تعدادی ملاقات از پیش برنامه ریزی شده در بغداد انجام دادند که نتایج بسیار خوبی داشت. گزارش این ملاقات ها و دستاوردها و تصمیمات گرفته شده در فرصت مناسب گزارش خواهد شد. امروز خانواده ها از ساعت ۳ بعد از ظهر تا غرو

     

    Mojahedin Khalq Rajavi cult Families 240520167بنیاد خانواده سحر، بغداد، بیست و چهارم می ۲۰۱۶:… خانواده ها باز مثل روز قبل گل و شیرینی و بسته‌هایی از خاک مقدس وطن را سوغات آورده‌ بودند. پس با اذن افسر عراقی جلو رفتند اما باز با عتاب و هتاکی برخی از ساکنان مغزشوئی شده اردوگاه روبرو شدند. آنان ناگزیر بست

    mojahedin khalq rajavi cult families 22 may 20162بنیاد خانواده سحر، کمپ لیبرتی، عراق، بیست و دوم می ۲۰۱۶:… یکی از آنان با لگد زیر ظرف شیرینی و گل ها زد و آنان را لگدمال نمود و شروع به فحاشی کرد.  خانواده ها همچنان با متانت و خونسردی و البته با منتهای مهربانی خواسته های خود را باز هم تکرار نمودند و اعلام

    Camp Liberty Mojahedin Khalq Rajavi cult families may22-20162بنیاد خانواده سحر، کمپ لیبرتی، عراق، بیست و دوم می ۲۰۱۶:… امروز یکشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۵، برای پنجمین بار جهت دیدار با عزیزانشان و کسب اطلاع از وضعیت جسمی و روحی آنان به مقابل این اردوگاه مراجعه کرده و بار دیگر خواست برحق خود را در این رابطه مطرح

    Majaid_Rouhiمجید روحی، ایران اینترلینک، نوزدهم آوریل ۲۰۱۶:…  حاج مسعود رجوی هیچگاه از تجربه صدام حسین درس نگرفتند و نخواهد گرفت چرا که حاج مسعود رجوی ماهیت و خوی انسانی خود را از دست داده. کسی که پدر و مادران سالخورده را با موهای سفیدشان و با عصا در دستان شان مورد هتاکی قرار میدهد بی شک دیگر انسانی با طینت

    ساسان (امضاء محفوظ)، سی ام مارس ۲۰۱۶:… آقای رجوی و شاخه اطلاعات فرقه و صادر کنندگان این بیانیه عمدا یا سهوا فراموش کرده اند که اطلاعات ریزتر و دقیق تر و مهمتر مربوط به هتل مهاجر بغداد را بیان کنند. از جمله اینکه این هتل یک هتل معمولی در وسط شهر بغداد است که روزانه م

     liberty_camp_families March 2016راحله ایرانپور، بنیاد خانواده سحر، بغداد، دهم مارس ۲۰۱۶:…  از حال و روز برادران جدا شده ام که در چند روز گذشته به همراه بعضی از اعضای خانواده شان در هتل اقامت داشتند و اکنون باید خداحافظی کنند نمی دانم چه بگویم، مانند پرندگان سرکنده بی قرار، چون پروانه دور شمع وجود خانو

     بنیاد خانواده سحر، بغداد، ششم مارس ۲۰۱۶:…  حدود ۳۰ سال پیش پس از چند سال بی خبری, خبر آوردند که عمویم (اسم عمویم عبدالرضا زبیدی است) که برای تحصیل به آمریکا رفته بود اکنون در عراق و با گروهک منافقین است. این برای همه خانواده شوک بزرگی بود. از آن روز کابوس ها شروع شد که سرانجام

     liberty_camp_families March 2016بنیاد خانواده سحر، بغداد، پنجم مارس ۲۰۱۶:…  روز جمعه ۲۲۵ خانواده ایرانی اسرای دست سازمان تروریستی مجاهدین خلق ضد رژیم سیاسی ایران که تعدادشان بالغ بر ۲۰۰۰ اسیر دست این سازمان در اردوگاه لیبرتی می باشد با حضور چندین کانال تلویزیونی به این اردوگاه رسیدند ولی این سازمان به

    liberty_camp_families March 2016راحله ایرانپور، بنیاد خانواده سحر، بغداد، دوم مارس ۲۰۱۶:…  از پنجره یکی از بنگال ها اسیری مخفیانه ما را نگاه می کند. پیداست که عزیزانمان هم مشتاق دیدار با ما هستند. تنها خدا می داند که ما رسولان عشق با حضور پر شور خود و با فریاد های جگر سوز خود تا چه اندازه امید به رهایی را

     Mojahedin Khalq_Feb20162راحله ایرانپور، بنیاد خانواده سحر، بغداد، بیست و هشتم فوریه ۲۰۱۶:…  خواهر مجاهدم، مهر خواهریت کجاست، آیین مادری چه شد، رسم همسری کجا رفت؟ باز آ و دلتنگ مرا مونس جان باش. وین سوخته را محرم اسرار نهان باش. مجاهدین در سکوت به مقابله می آیند و پلاکاردهای عریض خود را در مقابل دیدگانمان م

    بنیاد خانواده سحر، بغداد، بیست و هفتم فوریه ۲۰۱۶:…  اصغر باباپور، در میان عطر صلوات، برای دیدار با خواهر و برادرش، با بار بیست و هشت سال ندیدنشان بر دوش، از زمان سربازی و اسارت و انتقال سیاه به پادگان اشرف، به جمع خانواده‌های اسیران سازمان مجاهدین خلق در هتل وارد شد.گفت که چقدر از دیدار خانواده ها خوش

    Mojahedin Khalq_Feb20162راحله ایرانپور، بنیاد خانواده سحر، بغداد، بیست و ششم فوریه ۲۰۱۶:…  بازهم خانواده هاوسوالهای پیاپیشان از تازه جدا شده ها درباب عزیزانشان وبازهم جوابهای دل نشین وآرامش بخش آقایان. این چهار مرد  امشب با هنر گفتمانشان آرامش را برای خانواده ها به ارمغان آوردند.توانستند ثابت کنند که بعدا

    Ashour Varshi Baghdad 250220161راحله ایرانپور، بنیاد خانواده سحر، بغداد، بیست و پنجم فوریه ۲۰۱۶:…  گریستند به پهنای صورت جمع بیش از صد نفره خانواده‌های اسیران در بند فرقه رجوی. خانواده ها همراهیشان کردند با های های گریستن برای پدر و مادر و برادر و خواهر و فرزندان اسیر خود. های های گریستند بجای پدر و مادر از

    Mojahedin Khalq Rajavi cult families Liberty Feb20165بنیاد خانواده سحر، بغداد، بیست و چهارم فوریه ۲۰۱۶:… تعداد ۱۱۱ نفر از خانواده ها از سراسر ایران و از استان های مختلف در اقدامی هماهنگ و البته ستودنی دیشب وارد بغداد شده و امروز صبح عازم اردوگاه لیبرتی، محل استقرار افراد گرفتار در فرقه رجوی، در عراق شدند.

    آشور ورشیبنیاد خانواده سحر، بغداد، بیست و سوم فوریه ۲۰۱۶:…  در زمانی که در اردوگاه لیبرتی بودم، سران فرقه رجوی در نشست ها توصیف شان از هتل مهاجر یک زندان مخوف با اتاقهای باریک و تنگ و تاریک بود که پلیس عراق هم مدام با آنها بد رفتاری می کند. آنها می گفتند: “هر کس که آنجاست دائما تحت فشار است تا با رژیم ایر

    Ashur_Varshi_1بنیاد خانواده سحر، بغداد، نوزدهم فوریه ۲۰۱۶:… رای من هر روز شکنجه روانی درست می کردند که از حرف های خود دست بردارم. من همیشه از اتاق نشست آنها بیرون می رفتم چون برایم مسجل شده بود که فقط شکنجه ام می کنند. ترجیح می دادم هرروز موشک بخورم و به سمتم گلوله شلیک شود ولی با یک مشت آدم مغز شویی شده

    راحله ایرانپور، بنیاد خانواده سحر، بغداد، دوم فوریه ۲۰۱۶:…  ما در ماشین نشسته و منتظریم .لحظه به لحظه زمان می گذرد. نفر عراقی که قرار است با ما همراه شود تا بتوانیم وارد مقر نظامی شده و به لیبرتی برویم نمی آید. لحظه ها سنگین می شوند، ثانیه ها کند می گذرند و انت

    بنیاد خانواده سحر، بغداد، بیست و نهم ژانویه ۲۰۱۶:… خانم رقیه گویا خواهر محمد رضا گویا داستان واقعا غم انگیز خود را اینگونه تعریف می کند که برادرش قبل از پایان جنگ عراق و ایران در سال ۱۹۸۸ به اسارت درآمد و او در سازمان مجاهدین خلق اسیر بود. در سال ۲۰۰۲ ا

    بنیاد خانواده سحر، بغداد، بیست و هشتم ژانویه ۲۰۱۶:…  طی روزهای گذشته فعالیتها و نامه های سری سوم خانواده های متحصن در جلوی کمپ لیبرتی در بغداد در تلاش برای دیدار با عزیزان اسیرشان در دست فرقۀ رجوی که سران آن اجازۀ دیدار خانوادگی به افراد را نمی دهند

    ۲۰۱۶/۰۱/۲۸ سری سوم خانواده ها در لیبرتی – گزارش چهارم (+ بیانیه خواهران ایران پور)

    بنیاد خانواده سحر، بغداد، بیست و هشتم ژانویه ۲۰۱۶:…  به قرار اطلاع سران فرقه رجوی که به شدت از حضور خانواده ها به وحشت افتاده بودند دست به دامان سفارت آمریکا در بغداد شدند تا به عراقی ها فشار بیاورند تا مانع از حضور خانواده ها در مقابل اردوگاه لیبرتی بشوند. ظاهرا سفار

    راحله ایرانپور، بنیاد خانواده سحر، بغداد، بیست و هفتم ژانویه ۲۰۱۶:…  ساعت ۹ صبح است. به همراه پدران و مادران پیر و دلخسته و خواهران مظلوم و غمگین عازم لیبرتی می شویم. ساعت کمی از ۱۰ گذشته است. از دیوارهای بتنی تو در تو و پیچ در پیچ می گذریم، خدایا برادران غریب

    بنیاد خانواده سحر، بغداد، بیست و ششم ژانویه ۲۰۱۶:…  خانواده های دردمند و رنج کشیده اعضای مجاهدین خلق که برای دیدار با عزیزان گرفتارشان در فرقه رجوی در اردوگاه لیبرتی به بغداد سفر کرده اند امروز به هتل مهاجر، محل استقرار جداشدگان فرقه رجوی مراج

    بنیاد خانواده سحر، بغداد، بیست و ششم ژانویه ۲۰۱۶:… آسمان قدم های ما را تر کرد و بر غریبی ما گریست، باران زیبا و پر باری می بارید. جاده های ویرانه و خیابان های گل آلود ما را به بغداد و کاظمین رساندن