مریم قجر و تعریف نو از دموکراسی

مریم قجر و تعریف نو از دموکراسی

احمد هاجری، نیم نگاه، هفتم سپتامبر 2015:… ملاقات آقای فلیپ هموند با مسئولان ایرانی چه مشکلی برای ملت و برنامه ریزی های سراسر اشتباه شما بوجود آورده است که این همه سراسیمه بیانیه صادر میکنید و حتی فراموش میکنید که بیانیه را برای که قرار است بفرستید و از چه کسی درخواست دارید؟ همه طرفداران صلح؟!همه طرفداران صلح که شما مدعی آن هستید چه کسانی هستند؟ جمهوری خواهان جنگ طلب ، دولت اسرائیل …

فارین پالیسی ادعای منافقین درباره لویزان را مضحک و یاوه‌گویی خواند

لینک به منبع

مریم قجر و تعریف نو از دموکراسی

احمد هاجری

ملاقات آقای فلیپ هموند با مسئولان ایرانی چه مشکلی برای ملت و برنامه ریزی های سراسر اشتباه شما بوجود آورده است که این همه سراسیمه بیانیه صادر میکنید و حتی فراموش میکنید که بیانیه را برای که قرار است بفرستید و از چه کسی درخواست دارید؟ همه طرفداران صلح؟!همه طرفداران صلح که شما مدعی آن هستید چه کسانی هستند؟ جمهوری خواهان جنگ طلب ، دولت اسرائیل، طائفه آل سعود یا همان خاندان یهودی اهل خیبر و مردخای ابراهیم موشه و به زبان ساده تر طائفه سلطنتی ال سعود که بر سنت خاندان صهیونیستشان مردم یمن را به خاک و خون می کشند؟ شاید هم دوستان ایران که دعوتشان کردی برای آزادی خلق در زنجیر، احتمالا داعش و النصره و دیگر شبکه‌ها ی تروریستی و خواهر زاده و خواهر خوانده ودیگر همزادهای آدمکش را میگویی؟!

(مریم رجوی) چه تعریفی از دمکراسی در ذهن داری که همیشه درخواست و استمدادهایت متوجه قاتلان، مواجب بگیران، لابی های صهیونیست، دشمنان ایران و ایرانی است تا رای ، نظر و حمایت مردمی که سالها برای آزادیش در حال نبرد و مبارزه ای و خورد و خوراکت را هم فراموش کرده ای؟ دموکراسی؟! اگر دموکراسی که شما مدعی آن هستید در دنیا اجرا می شد ، همه دربند های گوناگون گرفتار فکت نوشتن از غسل هفتگی ، سگ دعوا و طلاق اجباری و ازدواج ایدئولوژیک بودند. خیلی ها هم در نشست های حوضچه رهبری غرق می شدند. عجب دمکراسی دارد این مریم قجر! تا بوده آزادی برای مریم و مسعود تعریف شده و حصر و محدودیت برای زیر دستان.

با این بندهای گوناگون سرشار از آزادی بند بند تن نیروهایت را به زنجیر کشیدی و خیلی را با خونسردی تمام سر بر بالین خاک گذاشتی! از کدام آزادی و دموکراسی حرف میزنی و وعده آن را به دیگران میدهی تو که خود با استبداد تمام، دموکراسی را با دال دیکتاتوری نوشته و با زور سیانور و به نام آزادی به خورد نفرات گرفتار شده دادی!

نگاهی گذرا به سوابق و عملکرد سازمان مجاهدین خلق کافی است تا معنای آزادی را تا عمیقترین نقطه آن با پوست و استخوان درک کنیم. صدای ناله‌های آزاد اندیشانی که تو برایشان آزادی را هجی کرده و الفبای انقلابت را برایشان دیکته کردی و تاب و تحمل آزاد بودن در عقایدشان را نداشتی، هنوز در گورهایی که سربه نیستشان کردی به گوش میرسد؟! باز هم از آزادی میگویی؟ نفراتی که عمری است حتی حق انتخاب رنگ لباسشان را هم ندارند و همیشه باید فرم بپوشند. دیگر جایی برای آزادی فردی گذاشته ای که دم از جامعه و خلق میزنی؟ خلقی که به او نسبت گله و رمه میدهی و به آسانی به آن توهین میکنی ، چگونه می توانی مدعی باشی که به دنبال برآورده کردن نیازهای مادی و معنوی آن هستی و آیا می توانی از این خلق انتظاری داشته باشی؟ در این مدت هرچه ما دیدیم آزاد کردن روح افراد و فرستادن اجساد به دیار باقی بود تا چیز دیگر! دموکراسی از نوع بیابانی و مردم گریزی.

باید از آقای هموند گلایه کرد و واقعا چرا مانع از انتقال و ترویج چنین تفکراتی شده است و با مریم در راستای صدور انقلابش به اقصی نقاط جهان و کشورهای اروپایی همکاری نمیکند؟ خانم قجر! کجا بوده ای ودر کدام یک از قبایل عقب مانده دنیا رشد کرده ای؟ نه میدانی و نه می پرسی و در جهل مرکب خود ساخته دست و پا میزنی و بر این روش همچنان اصرار می ورزی؟

این بار هم توپ معروف داستان سرنگونی رژیم و تغییر نظام از کهکشانها بر زمین اقای هموند فرود آمد و تمام گناه ها و عقب افتادگی سازمان مجاهدین خلق از برنامه های روتین و سیاست دراز مدت انقلاب و خلق بر گردن هموند افتاد.

این چه آفتی است که سازمان در لحظه آخر و موقع سر کشیدن جام پیروزی دچار این مشکل میشود باید پای دیگر بد بیاری های این فرقه گذاشت.! امان از این توپ بدبیاری. باید به این رهبری بی فکر گفت، تو که عمری کلی انسان را معطل افکار پوچ و بی مصرف خود کرده ای، بی خود دم از این و آن میزنی. مگر نه اینکه مدعی رهبری هستی، پس چرا مدیریت بحران نمی کنی؟ تا بوده بزرگترین بحران سازمان خودت بوده ای و لاغیر.

مگر نه اینکه مدعی خلق و هواداران خود در بین خلق ایرانی ، پس چرا دست به دامان این وآنی و دریغ از یک پایگاه مردمی. مگر برای غربیها مبارزه میکنی که از آنها گلایه مندی، مگر مزدور آنهایی که همیشه از دستشان ناله میکنی و کمک می طلبی و اهانتها را روانه ایران میکنی؟ مگر قرار است دموکراسی را از غرب برای ملت ایران به ارمغان بیاوری و در پس دروازه های تحریم گیر کرده ای؟ تو که می دانی کسی به حرف تو نیست و در هیچ یک از برنامه ها حسابی برای تو و سازمانت باز نکرده اند، پس چرا ملتی را به گروگان گرفته و به آنها وعده هایی میدهی که حتی دهم درصدی به آن اعتقاد نداری؟! چرا به داشته های خود تکیه نمی کنی و مدام دست گدایی به سوی دشمنانت دراز می کنی،تا کی خفت و خاری و دروغ؟ البته اگر چیزی داشته و از نداشته هایت برایت مانده باشد.

در این مدت باید به این نتیجه رسیده باشی که نه وجهه داخلی و نه خارجی برایت مانده و هر چه مانده بی آبرویی و کوله باری از دربه دری. چرا از آقای هموند گلایه میکنی، در این سالها چه امتیازی داده ای که بخواهی چیزی بگیری. چند بار در شرکتهای وابسته و کنسولگری های انگلیس بمبگذاری کردید؟ شاید یادآوری خاطرات پر افتخار تان بد نباشد و باعث تحرک فکری رهبری سازمان شود. البته این شمه ای از افتخارات است.

۱_ بمب گذاری در اداره اطلاعات ، ساختمان انجمن ایران و آمریکا و ساختمان انجمن روابط فرهنگی ایران و انگلیس در تهران

۲_ به عنوان اعتراض به سفر سلطان قابوس به ایران ، اقدام به بمبگذاری در ساختمان بانک عمران و دیگر نقاط نظیر دفتر شرکت انگلیسی گری اند مکنزی، محوطه سفارت انگلیس و دفتر شرکت پان آمریکن

۳_انفجار تاسیسات برق کارخانه جیپ لندروور در کرج

۴_انفجار بمب در انجمن ایران و آمریکا و کنسول گری انگلیس در مشهد

۵_انفجار در ساختمانها و موسسات آمریکایی و یهودی مانند شرکت جنرال ، شرکت انگلیسی York shireو کمپانی یهودی techno vice

باز هم دموکراسی و کمک برای سرنگونی گدایی کن. چرا از سیاست هر که با ما نیست بر ماست استفاده نمی کنی و به یکباره به همه درس پرواز کردن نمی دهی؟! واقعا تا چه درجه ای احساس حماقت میکنی و دامنت را بر سر کشیده ای تا کسی گذشته و حاضرت را نبیند. فکر می کنی مردم و دولتها در چه درجه ای از درک و شعور قرار دارند که قادر به تشخیص دروغگوی بزرگی با قد و قواره تو نباشند. باز هم دست به سوی صلح طلبان دراز کن و به هموند درس آزادی و آزاد زیستن بیاموز! اینقدر در این مدت به خود و تشکیلات به طرق مختلف گند زده ای که با هیچ آبی نمیتوان آن را پاک کرد. تا جایی که خانم هیلاری کلینتون اب پاکی را روی دستت ریخت و گفت: ما گذشته شما را فراموش نخواهیم کرد.

چرا سر در برف کرده ای و تنها خودت را می بینی و ازاتفاقات پیرامونت هیچ درک و تحلیلی نداری؟ شاید جمله خانم کلینتون را اینگونه بتوان برایت شکافت ، به تلافی تمامی اقدامات تروریستی قبل و بعد از انقلاب علیه منافع و نفرات ما ودیگر متحدانمان ، در هیچ شرایطی از شما دفاع نخواهیم کرد.

شاید نشست معروف را به خاطر داشته باشی که مسعود یکباربه جای خود و یکباربه جای آمریکا نقش بازی میکرد و در این نشست رسما اعتراف کرد حتی بعد از خلع سلاح، توبه و متلاشی شدن سازمان هم آمریکایی ها از دست ما راضی نخواهند شد.

چرا شعار مجاهد پر کینه همیشه در کمینه را غلاف کرده ای و سمت و سوی انقلابت را سردر آخور جنگ طلبان کرده و آزادی را در جا و روشی دیگر دنبال میکنی؟ و باز هم دموکراسی. این بار یک حرکت نشان بده که معرف وجهه آزادی طلبی تو باشد و حقانیت تو را نسبت به ادعایت ثابت کند.آن وقت ما خود سفارشت را به آقای هموند و دیگران خواهیم کرد! حرف از مشکلات پناهندگی پناهجویان میزنی و اعزام بیماران؟! بیماران را بدون محافظ، و معالجه را به سازمانهای بین‌المللی واگذار کن و محدودیتی برای مصاحبه در خارج از لیبرتی برای افراد وضع نکن تا این پروسه هرچه زودتر به سرانجام برسد.

آیا می توان امید اجرایی شدن آزادی در پایین ترین سطح را از رهبری فرقه در کوچکترین جامعه انتظار داشت که زمام امور ملت و کشوری با ۸۰میلیون جمعیت را به آن سپرد؟ آیا از انجام این هم عاجزی و ناتوان و یا ترس از دست دادن نا توانترین نیروی بیمار را داری؟تو که می دانی هیچ دولتی به حرف تو نیست و هیچ جایگاه اجتماعی در جامعه امروز ی نداشته و نخواهی داشت، برای چه بر خوابهای پنبه دانه ای اصرار میکنی؟ نمیتوان آزادی را با جمع کردن سیاهی لشکر و چند دست لباس و خورد و خوراک و اجاره هتل برای این و آن و پرچم تکان دادن به ملتی هدیه کرد. قبل از این با زبان جنگ و بمب‌های صدام هم امتحان کردی و تمام راهکارهایت به بن بست خورد وکسی پذیرای تو نبود تا سخنرانی در تهران لغو وبه زمانی دیگر موکول شود.! پس آزموده را آزمودن خطاست.!

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=20474

تحفه ای که مقصد نرسید

احمد هاجری، نیم نگاه، بیست و چهارم اوت ۲۰۱۵:… تخلیه رحم و قطع سینه زنان، عمل های عادی و رایج در زمانی بود که من در جریان اعزامها بودم. در بین نفرات که توانسته بودند نظر موافق رده های بالا را برای اعزام به بهداری جلب کرده و کسی به او اتهام تمارض نزده بود دختر جوانی هم به چشم میخورد. این دختر با عبور از تمام فیلترینگ های شدید سازمان خود را برای معاینه و مداوا به بهداری رسانده و به همراه نفر …

 گزارش کمپ لیبرتی 1مسعود رجوی دستور حذف فیزیکی زنان مقطوع النسل را صادر کرده

لینک به منبع

تحفه ای که مقصد نرسید

احمد هاجری برادر (علی هاجری تحت اسارت فرقه مخوف رجوی در لیبرتی ، عراق)

قبل از هر چیز از تمام مادران و پدران اسرای در بند فرقه رجوی عذرخواهی میکنم، و در بعضی موارد باید سکوت را شکست.

رهبری سازمان قبل از انقلابهای گوناگون زن بارگی خود را به اثبات رسانده و همیشه عاشق پول، قدرت و حتی زنان نیروهای تحت امر خود بوده و این موضوع را به کرات و با بیشرمی تمام به نمایش گذاشته است.

ازدواج با خانم فیروزه بنی صدر ورابطه جنسی با مریم قجرعضدانلو و طلاق مریم و مهدی ابریشم چی (شریف) که واقعا این نام چقدر برازنده آقای ابریشم چی است.

در این فرقه سیاست هدف وسیله را توجیه میکند تا بوده نفرات داخل را بیشتر به نیستی کشانده تا هدف را. انقلاب ایدئولوژیک و طلاق زنان. حالا تقریبا به سیاست کلی که دنبالش بود رسیده بود (من همش را میخوام) و اینک تنها به زنان سازمان بسنده کرده بود. قله آرمانی و بیرون کشیدن رحم زنان به دستور مریم قجر. و در زمان جنگ و حکومت صدام ، فرستادن دختران سازمان به حرمسرای افسران حزب بعث امری عادی به نظر میرسید.

در تمام مراحل و سیاست گذاریهای سازمان ردپای شیطان به وضوح به چشم میخورد و گویا مسعود تنها بازیچه ای برای اجرای امیال مریم قجر بوده و هست. در تمام این مسیر مریم به عنوان کسی که تخصص خاصی در روسپیگری داشته اقدام به نابودی بقیه زنان گرفته تا کسی دیگر او را در این شهوت سرا سرزنش نکند.

حمله آمریکا و ورود نیروهای آمریکایی به اشرف، فشار دو چندانی را مجددا متوجه زنان سازمان میکرد. فتوای جدید صادر میشود و اینک به جای دل مسعود ، به دست آوردن دل افسران آمریکایی از هر دلی واجب تر و ارجحتر است تا چند صباحی بیشتر کمپهای سازمان در عراق برقرار بمانند.

سال۱۳۸۹ طبق معمول نفرات سازمان برای رفتن به بهداری میبایست آماده میشدند. لیستهای انتظار طولانی مدت که نفر (تشکیلاتی) ، هفته ها برای یک ویزیت معمولی خون جگر شده و یک بیماری معمولی با ریشه دواندن درجان بیمار تبدیل به یک بیماری لاعلاج گردد. در لیستهای اعزامی به بیمارستانهای بعقوبه و دیگر بیمارستانهای دیاله و مدینة الطب بغداد بیشترین بیماری متوجه زنان بود.

تخلیه رحم و قطع سینه زنان، عمل های عادی و رایج در زمانی بود که من در جریان اعزامها بودم. در بین نفرات که توانسته بودند نظر موافق رده های بالا را برای اعزام به بهداری جلب کرده و کسی به او اتهام تمارض نزده بود دختر جوانی هم به چشم میخورد. این دختر با عبور از تمام فیلترینگ های شدید سازمان خود را برای معاینه و مداوا به بهداری رسانده و به همراه نفر ایمنی خود بر روی صندلی انتظار منتظر ورود دکترعراقی نشسته اند. ولی ظاهر دخترک با تمامی نفرات فرق داشته و نظر هر فردی را به خود جلب میکند. آرایش دخترک زیبایی او را چند برابر کرده بود و به قول افسر عراقی مثل اینکه عروس آوردند به پیش دکتر ، مرد عراقی با ورود به درمانگاه مشغول ویزیت و معاینه مراجعین میکند تا نوبت به دختر جوان میرسد. دختر به همراه نفر ایمنی وارد مطب شده و خواسته ای غیرمعمول را از یک دکتر مرد میخواهند. دختری با عبور از هفت خان سازمان و آرایشی غلیظ از پزشک عراقی درخواست معاینه زنانه را میکند و نفر همراه همچنان اصرار بر این دارد که این معاینه را یک دکتر مرد انجام دهد و با توجه به شناختی که این پزشک از سیاستهای داخلی سازمان داشت وارد بازی کثیف سازمان نشد تا این درخواست داغ ننگی بر پیشانی رهبری فرقه بگذارد.

پزشک عراقی سریعا موضوع را به رده های مافوق گزارش داد و معاینه را به پزشک زنان که همان روز در راه بود موکول کرد. به راستی رهبری و سیاستگذاران فرقه چه چیز را دنبال میکنند و در جستجوی چه گمشده ای می گردند که بی محابا زنان و دختران اسیر در این فرقه را به قربانگاه امیال و هوسهای خود روانه میکنند. شاید هر کس دیگری به غیر از این پزشک بود وارد این بازی کثیف شده و به هر خواسته ای از سوی سران این فرقه تن میداد ولی ذکاوت این پزشک تحفه را به صاحبش پس زد. هوشیاری و حضور خانواده ها خواهد توانست جلوی هر سوءاستفاده ای از عزیزانمان را در لیبرتی، از سران خیانتکار فرقه رجوی سلب نماید.

شورای رهبری ، بهانه ایی برای شروع تجاوز (بتول سلطانی: سوء استفاده جنسی رجوی از زنان صدای دبیر دوم سفارت امریکا را هم در آورد

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=20439

کمپ های خارج از کنترل، آموزش افراط گرایی و تهدید امنیت جهانی

احمد هاجری، امارات متحده عربی، بیست و دوم اوت ۲۰۱۵:… خودسوزیهای مکررتوسط نفرات مغزشویی شده درراستای برآورده شدن اهداف رهبری این سازمان در کشور های اروپایی نمونه بارز آمادگی فکری این افراد مغزشویی شده جهت انجام هر نوع عملیات خرابکارانه در آن دیار میباشد.کشور آلبانی به عنوان کشوری آرام میتواند جایگاهی امن برای جذب ،سازماندهی و آماده کردن نیرو برای سازمان مجاهدین مورد استفاده …

از میان خاطرات نجات یافتگان (آنجا یاد گرفتم که چگونه گلادیاتور وار برای حفظ خود دیگران را لگدمال کنم)

(با تشکر از آقای هاجری دریافت شد – ایران اینترلینک)

برپایی کمپ هایی خارج از کنترل، مرکزی برای آموزش و ترویج افراط گرایی و تهدیدی برای امنیت جهانی

سران سازمان مجاهدین خلق ایران به کرات ناقض حقوق بشر در سازمان و خارج از تشکیلات بوده اند و کلیه گزارشات و دلایل با مستندات و شهود آن موجود میباشد.بعد از سرنگونی حزب بعث در عراق توسط ارتش آمریکا و متحدین و تعطیلی پایگاه های سازمان مجاهدین خلق و انتقال کلیه پرسنل آن به قرارگاه اشرف در استان دیاله عراق ،این سازمان به عنوان یک نیروی خطر ناک شناخته ودولت و ارتش آمریکا را بر آن داشت تا هر چه سریعتر اقدامات لازم را برای خلع سلاح این سازمان انجام دهند.

بعداز ورود نیروهای آمریکایی به اشرف فضای مناسب برای فرار ناراضیان از این فرقه مهیا شد و با توجه به گزارشات مکرر از شکنجه های گوناگون در حق نفرات درون سازمان و مشاهدات نیروهای آمریکایی و مصاحبه با نفراتی که موفق به فرار شده بودند، انستیتوی تحقیقات دفاع ملی آمریکا RANDرا برآن داشت تا تحقیقات کاملی از سیاست داخلی و خارجی سازمان مجاهدین خلق تنظیم وبه رشته تحریر درآورده و این تحقیقات را جهت اطلاع در اختیار عموم قرار دهد.ومیتوان این تحقیقات را به عنوان کاملترین مجموعه تحقیقاتی در مورد این سازمان دانست که برای شناخت بهتر تشکیلات میتوان به این گزارشات مراجعه کرد .

سازمان مجاهدین خلق ایران یکی از پیش تازترین گروههایی است که اقدام به برپایی خانه های تیمی و احداث کمپ های ایزوله جهت جذب ،مغزشویی و آموزش نیروی رزمی در راستای انجام عملیات های خرابکارانه در ایران و دیگر کشورها از بدو تاسیس تا امروز نموده است.سازمانی که به هیچ یک از پیش پا افتاده ترین قوانین حقوق بشری و آزادی های فردی پایبند نبوده و سیطره کامل جسمی ،روحی و روانی بر افراد درون کمپ را در دستور کار خود دارد.

در این برهه حساس که در تمام کشورهای جهان مسئله ظهور و مبارزه با پدیده شوم تروریسم به یک چالش جدی تبدیل شده است، با در نظر گرفتن سابقه این سازمان در عراق و تمایل شدید به همسویی با گروههایی تروریستی و پوشش تبلیغاتی این گروهها توسط رسانه های این سازمان و در خواست مکرر از سوی سران این سازمان جهت مسلح شدن، در اختیار قرار دادن کمپهای خاص و خارج از کنترل و نظارت دولت آلبانی و اتحادیه اروپا ممکن است خطرات جبران ناپذیری را متوجه امنیت و ثبات آن منطقه کرده و این کمپها میتوانند به عنوان کمپ مرجع جهت جذب،آموزش ترانزیت نیروهایی که امنیت جهانی را به خطر می اندازند مورداستفاده قرار گیرند.و این نه تنها یک نگرانی فرا منطقه ای بلکه یک نگرانی جهانی بوده که اپیدمی را به همراه خواهد داشت.کمپ هایی که با استفاده از شیوه های نوین برده داری و آموزش افراطی ترین آموزه ها در مکانی ایزوله انسانها را جهت مطامع خود به مرگبارترین سلاح تبدیل کرده که این خود تهدیدی جدی برای حقوق فردی و مدنی درجامعه امروزی به شمار می‌رود.

خودسوزیهای مکررتوسط نفرات مغزشویی شده درراستای برآورده شدن اهداف رهبری این سازمان در کشور های اروپایی نمونه بارز آمادگی فکری این افراد مغزشویی شده جهت انجام هر نوع عملیات خرابکارانه در آن دیار میباشد.کشور آلبانی به عنوان کشوری آرام میتواند جایگاهی امن برای جذب ،سازماندهی و آماده کردن نیرو برای سازمان مجاهدین مورد استفاده قرار گیرد.لذا ما خانواده ها به عنوان شخص نگران از وضعیت فرزندان و بستگانمان در کمپهای تحت تسلط سازمان مجاهدین خلق و تنها ذینفع در مسئله آینده و حل و فصل سریعتر پروسه پناهندگی نفرات به اسارت گرفته شده راهکار خود را به شرح ذیل اعلام می داریم.

۱_ تشکیل کار گروهی از سازمانهای حقوق بشر ، کمیساریای عالی پناهندگان ،عفوبین الملل،صلیب سرخ جهانی ،یونامی ، نمایندگان دولتهای داوطلب جذب پناهجو ونمایندگان خانواده های افراد پناهجو.

۲_ درصورت امکان تفکیک کمپ های لیبرتی و آلبانی به کمپهای کوچکتر

۳_ عدم امکان ترانزیت افراد پناهجو از کمپ لیبرتی و آلبانی به نقاطی که در گیر جنگهای داخلی می باشند

۴_ کنترل و هدایت کمپهای پناهندگی توسط سازمانها و مجامع بین‌المللی.

۵_ آموزش و امکان استفاده از به روز ترین وسایل ارتباطی و تلفن های شخصی همراه(ایجاد فضایی کاملا خصوصی و مناسب و امکان ارتباط تلفنی افراد پناهجو با خانواده هایشان)

۶_ پروسه مانیتورینگ و مصاحبه به شکل متوالی(ایجاد محیطی خصوصی برای فرد پناهجو بیرون‌ از کمپ و به دور از تنش‌های مختص تشکیلات و ایجاد فضایی امن و اعطای آزادی های فردی و اجتماعی و برخورداری از تنفس فکری و زمان لازم در حین مصاحبه .)

۷_ اعطای عین موارد ذکر شده در بند ۶قبل از اعزام پناهجویان از لیبرتی به آلبانی جهت تسریع در حل و فصل پروسه پناهندگی پناهجویان

۸_ فراهم نمودن امکانات ویزیت و اجازه برخورداری افراد بیمار از پزشکان متخصص و فوق تخصص در محیطی آزاد و به دور از قید و بندهای تشکیلاتی و محافظین سازمان مجاهدین خلق

۹_ عدم امکان تسلط فکری و جسمی سازمان بر افراد پناهجو

۱۰_ فراهم نمودن امکانات استفاده آزاد افراد پناهجو از تفریح گاهها،پارکها و اماکن خارج از کمپ به صورت انفرادی و به دور از اعمال نفوذ تشکیلات بر افراد.

۱۱_ نصب تجهیزات دیداری و شنیداری در محوطه کمپها برای استفاده افراد مقیم کمپ در زمانهای استراحت.توضیح(فیلمهای آموزش فرهنگ،آداب و سنتهای کشورهای اتحادیه اروپا ودیگر کشورها،معرفی اماکن مذهبی،سیاحتی وتفریحی_آموزش قوانین اخذ گرین کارت و اقامت در اتحادیه اروپا ودیگر کشورها ،قوانین مدنی ودلایلی که باعث لغو اقامت و دیپورت پناهجو میگردد.)

۱۲_ اعطای امکانات و تسهیلات و هر آنچه که به انسان حس آزادی ،استقلال ،خوب بودن و تازگی و نشاط داده و انسانیت انسان به آن نیازمند است.

۱۳_ احداث ایستگاه پلیس جهت کنترل و نظارت بر افراد پناهجو و وضعیت داخلی کمپ و ارائه خدمات.

۱۴_ برپایی کارگاههای آموزشی برای افراد پناهجو در خارج از کمپهای پناهندگی توسط سازمانها و مجامع بین‌المللی

۱۵_ امکان دسترسی و ملاقات خانواده ها با افراد پناهجو در مکانی خارج از کنترل تشکیلات و با هدایت و اشراف سازمانها و جوامع بیطرف.

توضیح؛سازمان مجاهدین خلق میبایست با پذیرش مرحله گذر و برداشتن قید و بندهای تشکیلاتی و احترام به قوانین بین المللی،در ایجاد تسهیلات و انجام اقدامات داوطلبانه و اعطای آزادی به افراد پناهجو در مراحل مختلف پروسه پناهندگی پناهجویان صداقت خود را به اثبات برساند.

با تشکر احمد هاجری

رونوشت:

_سفارت سوئیس به عنوان حافظ منافع آمریکا در ایران

_کانون وکلای بی مرز جهت رسیدگی به امور و انجام اقدامات لازم جهت تسریع در روند پروسه پناهندگی پناهجویان

_عفو بین‌الملل

_کمیساریای عالی پناهندگان

_صلیب سرخ جهانی

_دیدبان حقوق بشر

_پارلمان اتحادیه اروپا

_سازمان ملل متحد و شورای امنیت

_پلیس اینترپل

_ وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران

_نخست وزیری جمهوری عراق

_اقای بوجار نیشانی ریاست جمهوری آلبانی

_:رونوشت به خانواده های پناهجویان جهت تکمیل و ارسال به سازمانها و مجامع بین‌المللی جهت اقدامات فوری و مقتضی و تسریع در پروسه پناهندگی پناهجویان.

خواهان:

نام و نام خانوادگی:

آدرس:

شماره تماس:

خوانده:

نام و نام خانوادگی:

آدرس:

شماره تماس:

***

زهره قائمی فرمانده ترور صیاد شیرازیA list of some MEK agents trained by Saddam’s Republican Guard now operating in Tirana (In Persian)

خانواده ها بیرون کمپ لیبرتیگناه این مادر هضم نکردن مناسبات فرقه ای، ونفی عواطف مادرانه است! – قسمت اول

همچنین:

خیانت و انحطاط فرقه رجوی

احمد هاجری، نیم نگاه، سی و یکم اوت 2015:…  مسعود و مریم رجوی را میتوان به صراحت به عنوان احمقترین فرمانده احزاب و گروه های حال حاضر معرفی کرد. فرماندهانی که یک عمر، از طلوع غمگین تا غروب مرگبار ارتش آزادی بخش در بیابانهای عراق به سر بردند. فرماندهی که هیچگاه دوره نظامی گری ندید و ناکامیهای جنگ پیاد

تحفه ای که مقصد نرسید

احمد هاجری، نیم نگاه، بیست و چهارم اوت 2015:… تخلیه رحم و قطع سینه زنان، عمل های عادی و رایج در زمانی بود که من در جریان اعزامها بودم. در بین نفرات که توانسته بودند نظر موافق رده های بالا را برای اعزام به بهداری جلب کرده و کسی به او اتهام تمارض نزده بود دختر جوانی هم به چشم میخورد. این دختر با عبور از

کمپ های خارج از کنترل، آموزش افراط گرایی و تهدید امنیت جهانی

احمد هاجری، امارات متحده عربی، بیست و دوم اوت 2015:… خودسوزیهای مکررتوسط نفرات مغزشویی شده درراستای برآورده شدن اهداف رهبری این سازمان در کشور های اروپایی نمونه بارز آمادگی فکری این افر

عاقبت کار رهبرى مجاهدین

احمد هاجری، ایران فانوس، بیست و دوم اوت 2015:… مسعود و مریم رجوی را میتوان به صراحت به عنوان احمقترین فرمانده احزاب و گروه های حال حاضر معرفی کرد. فرماندهانی که یک عمر، از طلوع غمگین تا غروب مرگبار ارتش آزادی بخش را در بیابانهای عراق به سر بردند. فرماندهی که هیچگاه دوره نظامی گری ندید و ناکامیهای ج

شکوفه های باغ گیلاس، ناله های مریم رجوی

احمد هاجری، نیم نگاه، بیست و یکم ژوئن 2015:…  هنوز حرکت خانواده ها به سوی لیبرتی آغاز نشده بود که مریم قجر شروع به نالیدن کرد. فرقه ای با این همه برو بیا و مردان جنگی و وجود گوهران بی بدیل چه شد که در مقابل چند نفر خانواده پا به سن گذاشته کم آورد و شمشیر بیابیا غلاف کرد (حال) نوای نیانیا سرمیدهد؟ هراس