مسئولیت مسعود رجوی در حفظ جان ساکنین کمپ لیبرتی در عراق

مسئولیت مسعود رجوی در حفظ جان ساکنین کمپ لیبرتی در عراق

حنیف حیدر نژاد، سایت حیدر نژاد، پانزدهم ژانویه 2015:…  وقتی در گذشته ی سی ساله اخیر سازمان مجاهدین، بارها و بارها “حفظ نیرو” و خارج کردن آنها از خطر مرگ به بهانه ها و اشکال مختلف در دستور کار قرار داشته است، چرا این بار مسعود رجوی که خود در محلی امن مخفی شده است، خروج ساکنین کمپ لیبرتی از عراق را به یک خط قرمز و تابوئی مقدس تبدیل کرده است و با خروج آنها از عراق مخالفت می کند …

فروغ جاویدان مرصاد رجوی مجاهدین خلقحنیف حیدر نژاد: نگاهی به فروغ جاویدان، ۲۵ سال بعد- قسمت نهم و پایانی

گزارش سازمان ملل: ادامه نگرانی از نقض حقوق بشر توسط رهبری مجاهدین خلق (فرقه رجوی)

لینک به منبع

مسئولیت مسعود رجوی در حفظ جان ساکنین کمپ لیبرتی در عراق

24 دي 1393

حنیف حیدرنژاد

خانم عاطفه اقبال اخیرا در نوشته ای با عنوان”سلاح یا انتقال؟”[1] به سرتیتر سایت رسمی سازمان مجاهدین خلق اشاره کرده است: “مجاهدین را در لیبرتی در برابر حمله شبه نظامیان و پاسداران رژیم برای حفاظت و دفاع از خود مسلح کنید”. در این نوشته، من از زاویه ای دیگر به این موضوع می پردازم.

1- درخواست مسلح شدن ساکنین کمپ لیبرتی برای “حفاظت و دفاع” از خود بر یک واقعیت تاکید می کند: اعتراف رهبری سازمان مجاهدین بر وخیم تر شدن شرایط امنیتی در عراق. تاکید بر اینکه کمپ لیبرتی همچون گذشته می تواند هدف حمله های مرگ بار باشد. حمله هائی که در آن تا کنون بیش از ده ها نفر کشته و صده ها نفر زخمی شده اند. اینکه “شبه نظامیان” [نیروهای خلافت اسلامی و شیعیان طرفدار جمهوری اسلامی] و پاسداران رژیم در کمین اند تا در فرصت مناسب باز هم خون ساکنین لیبرتی را بر زمین بریزند.

2- سوال: با وجود شرایط خطرناکی که فوقا به آن اشاره شد و در حالی که رهبری مجاهدین می داند که نیروهایش در کمپ لیبرتی در خطر مرگ و نابودی قرار دارند، چرا بر ماندن در عراق اصرار دارد؟

پس از 30 خرداد 1360 و در حالی که بدنه ی چند صد هزار نفره سازمان مجاهدین به هیچ وجه آمادگی مخفی شدن یک باره را نداشت و از پیش نیز از سوی رهبری تشکیلات در مورد آنچه در چند روز آینده در انتظار آنهاست بی اطلاع نگه داشته شده بود، این نیروها با دستگیری های گسترده روبرو شده و بسیاری از آنها در اعدام های دسته جمعی چند صد نفره جان خود را از دست دادند. بسیاری از آنها برای سالهای طولانی در زندان ماندند و شکنجه شدند و بسیاری نیز با از دست دادن تعادل روانی خود خودکشی کرده یا توان زندگی عادی را از دست دادند. خانواده های آنها نیز در این آتش سوختند و با عزیزانشان پرپر شدند. در آن شرایط و حتی هفته ها قبل از آن، رهبری مجاهدین مخفی شده بود. با شروع موج اعدام ها مسعود رجوی مسئول اول سازمان مجاهدین، ایران را ترک و به فرانسه رفت. کمی بعد بخش بزرگی از رهبری مجاهدین و بعد ها و به تدریج تا اواسط سال 1364، بخشی از باقی مانده های بدنه سازمان مجاهدین نیز به کردستان یا اروپا منتقل شدند.

در آن زمان با وجودی که میدان اصلی نبرد و مبارزه ایران بود، تمام این عقب نشینی ها اینگونه توجیه می شد که اینها یک عقب نشینی تاکتیکی است. مسئله اصلی سازمان الان “حفظ نیروهاست” تا بشود بعدا با تجدید سازمان و تجدید قوا به داخل برگشت و نبرد را ادامه داد. حتی در تحلیل هائی که همان زمان مسعود رجوی ارائه داده بود (اگر اشتباه نکنم، در جمعبندی یکساله مقاومت)، بر این تاکید شده بود که انتخاب کردستان برای عقب نشینی نیروها به آن خاطر است تا بتوان در صورت ضرورت از “راه دررو” مناسب (عراق) استفاده کرد. امری که در شهریور 1363 پس از حمله رژیم به منطقه آلان در سردشت به تحقق پیوست و پس از آنکه رژیم آخرین منطقه ی آزاد شده که در دست پیشمرگان کورد و نیروهای مسلح مخالف رژیم بود را تسخیر کرد، نیروهای مخالف رژیم نیز به داخل خاک عراق فرار کرده و در “دره احزاب” در منطقه گلاله ساکن شدند.

آن موقع در نشست های تشکیلاتی بر نبوغ “برادر مسعود” تاکید شده و پیشبینی های او برای حفظ نیرو در شرایط بحرانی، بخاطر در نظر گرفتن “راه دررو” را حاصل این نبوغ می دانستند.

حال این سوال مطرح می شود: وقتی در گذشته ی سی ساله اخیر سازمان مجاهدین، بارها و بارها “حفظ نیرو” و خارج کردن آنها از خطر مرگ به بهانه ها و اشکال مختلف در دستور کار قرار داشته است، چرا این بار مسعود رجوی که خود در محلی امن مخفی شده است، خروج ساکنین کمپ لیبرتی از عراق را به یک خط قرمز و تابوئی مقدس تبدیل کرده است و با خروج آنها از عراق مخالفت می کند؟ او در پیام 11 آبان 1393 خود بر ماندن در عراق به عنوان امری مقدس پای می فشارد.[2]

چرا وقتی مشخص است خطر ماندن در عراق تا کجا جدی می باشد، آنهم در حالی که ماندن نیروهای سازمان مجاهدین در عراق هیچ تاثیری بر روند تحولات سیاسی و اجتماعی در ایران ندارد، این نیروها باید آنجا بمانند و بمیرند؟ چرا؟ چرا یک زمان “نیرو” و حفظ آنها در سازمان مجاهدین (به طور تاکتیکی هم که شده) ارزش داشت، اما الان جان این انسان ها دیگر ارزشی ندارد؟ چرا؟

3- مسعود رجوی در همان پیام 11 آبان 1393 تاکید می کند که 800 نفر از ساکنین کمپ لیبرتی بیمار [ناتوان] و 50 نفر از آنان نیز در معرض نابینائی قرار دارند. همین چند روز قبل، نیز مجاهدین از فوت خانم مهین افضلی به عنوان بیست و سومین “شهید محاصره ضد انسانی پزشکی در لیبرتی” خبر دادند.[3] اگر 800 نفر (تقریبا یک سوم ساکنین کمپ لیبرتی) ناتوان و بیمار شدید محسوب می شوند، به این معنی نیست که بقیه ساکنین لیبرتی سالم هستند. ساکنین لیبرتی اغلب بین 50 تا 65 سال دارند و به دلیل سال های طولانی عدم رسیدگی پزشکی و نبودن تغذیه مناسب و کار شدید بدنی و زخم و جراحت های باقی مانده از زمان زندان و شکنجه یا عملیات های نظامی از انواع بیماری های مختلف رنج می برند.

حفظ جان انسان و تامین و تضمین کرامت او مقدم ترین و بالاترین ارزش و اولویت است. مسعود رجوی، رهبر سازمان مجاهدین باید پاسخ دهد چرا تمام امکانات مالی، لجستیکی، تبلیغی، حقوقی و سیاسیِ تشکیلات خود را برای حفظ جان نیروهایش و خروج آنها از عراق بسیج نکرده و بجای آن بر طبل تسلیح و جنگ افروزی می کوبد؟ آنهم در حالی که این افراد در بدترین شرایط جسمی قرار داشته، بخش بزرگی از آنها حتی توان دفاع از خود را نداشته و حتی یکی یکی دارند می میرند. چرا؟

تاکید می شود علاوه بر مسئولیت های سیاسی و حقوقی و اخلاقی دولت ایالات متحد آمریکا، سازمان ملل و دولت عراق در تامین امنیت نیروهای ساکن در لیبرتی و انتقال آنها به کشورهای ثالث، آنجا که تصمیم گیری ها در این مورد به درون سازمان مجاهدین برگردد و در صورتی که این تصمیم گیری ها مانع اصلی انتقال نیروها به خارج عراق باشد، مسعود رجوی مسئول و پاسخ دهنده اول در این مورد می باشد. مسعود رجوی در سخنرانی 11 آبان 1393 خود نشان داد که با دستاویز قرار دادن ایام عاشورا و مسائل عاطفی، نیروهایش را زیر فشار روحی قرار می دهد و به زبانی ایدئولوژیک “نقشه ی راه” ماندن نیروها در عراق را برایشان ترسیم کرده و آنها را محکوم به ماندن در عراق می سازد: “اگر کسی در شرایط محاصره و تنگنا یارای ایستادگی و مقاومت ندارد پی کارش برود. […] تنها کسی بماند که هر چقدرهم جنگ ادامه یابد بماند”.[4] این درحالی است که خود او و همسرش، مریم رجوی قبل از ورود نیروهای آمریکائی به عراق، عراق را مخفیانه و بدون اطلاع نیروهای مجاهدین، ترک کردند. از بیش از یازده سال قبل مسعود رجوی در محلی امن مخفی شده و حتی کسی تصویری از او ندیده است، مریم رجوی و بخشی از رهبری سازمان مجاهدین نیز خود را به فرانسه رسانده و اکنون نیز تحت حمایت دستگاه امنیتی فرانسه قرار دارند.

حنیف حیدرنژاد

14 ژانویه 2015/ 24 دی 1393

زیرنویس ها و منابع

1- سلاح یا انتقال؟

http://www.pezhvakeiran.com/maghaleh-66832.html

2- متن پیاده شده نوار سخنرانی مسعود رجوی در سایت همنشین بهار

در مورد «ابلاغیه چراغ خاموش» مسعود رجوی

http://www.hamneshinbahar.net/article.php?text_id=204

3- درگذشت مجاهد خلق مهین افضلی بیست و سومین شهید محاصره ضدانسانی پزشکی در لیبرتی

http://www.mojahedin.org/news/148926/%D8%AF%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF-%D8%AE%D9%84%D9%82-%D9%85%D9%87%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%81%D8%B6%D9%84%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%D8%B3%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D8%A7%D8%B5%D8%B1%D9%87%D9%B4-%D8%B6%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%BE%D8%B2%D8%B4%DA%A9%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%84%DB%8C%D8%A8%D8%B1%D8%AA%DB%8C

4- نگاهی سریع به پیام یازده آبان 1393 مسعود رجوی

http://www.hanifhidarnejad.com/Hidarnejad/index.php?option=com_content&task=view&id=11699&Itemid=247

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=15367

حذف مخالفین با شلیک به قلب آزادی بیان!

حنیف حیدر نژاد، سایت حیدر نژاد، نهم ژانویه ۲۰۱۵:…  در جدیدترین نمونه نیز مسعود رجوی، رهبرعقیدتی سازمان مجاهدین خلق در پیام صوتی یازده آبان ۱۳۹۳ خود با صدائی برافروخته و ایجاد هیجانِ متناسب با “عاشورای حسینی” و با “تمسک به زیارت عاشورا”، مخالفین و منتقدین خود را «لعنت» کرده و به آنان «در این سو و آنسوی جهان» اعلام جنگ می دهد: «در انتظار مصاف آخرین با مجاهدین باشید»…

تهدید به مرگ آن خدابنده توسط مریم رجوی مجاهدین خلق 
In a democracy we don’t beg terrorists not to kill us

لینک به منبع

حذف مخالفین با شلیک به قلب آزادی بیان!

مطابق آخرین اخبار منتشر شده تعداد افرادی که در حمله تروریستی به دفتر مجله طنز و فکاهی “شارلی هبدو” در پاریس به قتل رسیده اند به ۱۲ نفر می رسد. تعدادی نیز به دلیل شدت جراحات وارده در حالت وخیم بسر می برند.[۱]

آرمان آزادی، از جمله آزادی بیان و اندیشه و آزادی مطبوعات در فرانسه از دل زبانه ی آتش کلیسای قرون وسطی که قصد به سکوت کشاندن این ارزش ها را داشت سربلند کرده و همگانی و جهانی شد. آنانی که فکر می کنند در قرن بیست و یکم و با آتش کلاشینکوف این آرمان را به تسلیم و سکوت وا خواهند داشت سخت در اشتباهند. مردم فرانسه بیش از هر زمان دیگر شایسته همبستگی در پاسداری از ارزش های بنیادین حقوق بشریشان بوده و خانواده های قربانیان حمله تروریستی امروز، شایسته همدری و احترامند. هنرمندان و نویسندگانی که سکوت نکرده و با پذیرش خطر، از آزادی بیان و مطبوعات و آزادی اندیشه دفاع کردند، وفاداری و پایبندی خویش به این آرمان های انسانی را به اثبات رساندند.

تا آنجا که به فرانسه و کشورهای غربی بر می گردد، چنین عملیاتی دست نیروهای راست افراطی برای خارجی ستیزی را هر چه بیشتر باز کرده و زمینه قدرت گیری آنها در معادلات سیاسی در انتخابات محلی یا سراسری را هرچه بیشتر تقویت می کند.

ترور امروز در فرانسه، شلیک به قلب آزادی بیان است. این عمل نشان می دهد آنانکه ایدئولوژی خود را برترین و حق ترین می پندارند، آنانی که رهبر عقیدتی خود را مقدس کرده و کلام او را سرمشق عمل خود قرار می دهند – در پس هر نام و مذهب و هر ایسمی که پنهان شوند- ، از چنان پتانسیلی برخوردارند که هر زمان لازم باشد می توانند آزادیخواهان و دگراندیشان و منتقدین و مخالفین خود را حذف کرده و به خاک و خون بکشانند. اما مقدمه ی حذف فیزیکی، ترور شخصیت چهره های مشخص و ایجاد زمینه ذهنی برای عملی کردن حذف فیزیکی آن مخالفین می باشد.

تا آنجا که به ایرانیان و طیف اپوزیسیون مربوط می شود، جدا از خطری که پیوسته از سوی جمهوری اسلامی بر علیه آنها وجود دارد، باید به جداشدگان و منتقدین و مخالفین سازمان مجاهدین خلق نیز اشاره کرد که نزدیک دو سال است از سوی رهبری این سازمان در معرض تهدید قرار دارند.[۲]

در جدیدترین نمونه نیز مسعود رجوی، رهبرعقیدتی سازمان مجاهدین خلق در پیام صوتی یازده آبان ۱۳۹۳ خود با صدائی برافروخته و ایجاد هیجانِ متناسب با “عاشورای حسینی” و با “تمسک به زیارت عاشورا”، مخالفین و منتقدین خود را «لعنت» کرده و به آنان «در این سو و آنسوی جهان» اعلام جنگ می دهد: «در انتظار مصاف آخرین با مجاهدین باشید». او با مخاطب قرار دادن پیروان خود تاکید می کند که: “وصیت کرده و می کنیم که باید یک به یک [مخالفین و منتقدین] به جزای خودشون برسند.”[۳]

مسعود رجوی که سالهاست در خفا زندگی کرده و مریم رجوی که در پاریس و در پناه حفاظت و امنیت دستگاه امنیتی فرانسه زندگی می کند باید پاسخ دهند چگونه تضمین می کنند در آینده مریدان آنها با الهام از سخنان رهبر عقیدتیشان فراتر از ترور شخصیتِ مخالفین و منتقدین که تاکنون دنبال کرده اند، ترور فیزیکی آنان را نیز در دستور کار قرار نخواهند گذاشت؟

دشمنان آزادی عقیده و بیان چه در لباس جمهوری اسلامی ایران یا داعشیان پیرو خلافت اسلامی یا رهروان رهبر عقیدتی سازمان مجاهدین در یک چیز با هم همسوئی دارند: حذف مخالفین! آنان تحمل نظر مخالف و منتقد را ندارند. آنجا که برایشان امکان پذیر باشد (همچون جمهوری اسلامی و خلافت اسلامی) این حذف را با دار و درفش و شکنجه و اعدام و سر بریدن علنی عملی می کنند. آنجا که هنوز کاملا امکانپذیر نباشد (همچون سازمان مجاهدین خلق) باید تهدیدات کلامی رهبری عقدیتی آنان را پیشاپیش جدی گرفت چرا که چنین تهدیداتی زمینه سازی های روانیِ تبدیل حرف به عمل را فراهم می سازند. ترور امروز در پاریس و شلیک تروریست ها به قلب آزادی بیان نشان داد که چنین تهدیداتی را باید جدی گرفت.

حنیف حیدرنژاد

۷ ژانویه ۲۰۱۳

http://www.hanifhidarnejad.com

1- حمله مرگبار به دفتر نشریه “شارلی هبدو” در پاریس

http://www.persian.rfi.fr/%D8%AD%D9%85%D9%84%D9%87-%D9%85%D8%B1%DA%AF%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1-%D9%86%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D9%87-%D8%B4%D8%A7%D8%B1%D9%84%DB%8C-%D9%87%D8%A8%D8%AF%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%B3-20150107/%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%87

2- تهدید به قتل ایرج مصداقی و تائید آن توسط مهدی ابریشمچی نماینده سازمان مجاهدین خلق در شورای ملی مقاومت ایران

http://www.pezhvakeiran.com/maghaleh-54682.html

3- نگاهی سریع به پیام یازده آبان ۱۳۹۳ مسعود رجوی

http://www.hanifhidarnejad.com/Hidarnejad/index.php?option=com_content&task=view&id=11699&Itemid=247

***

Maryam Rajavi Saddam's private army NCRIThe Mojahedin Khalq (Rajavi cult) and Saddam’s daughter support the Islamic State of Iraq and the Levant (ISIS)


(Izzat Ebrahim and Massoud Rajavi still at large)

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=14570

نقدی مختصر به مقاله ی ایرج مصداقی “مسعود رجوی سه دهه فرار و …”

حنیف حیدر نژاد، سایت حیدر نژاد، هشتم دسامبر ۲۰۱۴:…  ایرج مصداقی در نوشته ای تحلیلی با عنوان “مسعود رجوی سه دهه «فرار» از «جانبازی» و به خطر انداختن جان مجاهدین”[۱] به طرح چند سوال مهم می پردازد: “می‌خواهم بپرسم آیا «زندگی» مسعود رجوی آنگونه که خود تببین و تشریح می‌کند «ناشی از یک تقصیر» هست یا نه؟ آیا «حرام بودن نفَس» شامل او نیز می‌شود یا خیر؟ آیا وی «آگاهانه و …

ایرج مصداقی: مسعود رجوی سه دهه «فرار» از «جانبازی» و به خطر انداختن جان مجاهدین

لینک به منبع

نقدی مختصر به مقاله ی ایرج مصداقی “مسعود رجوی سه دهه فرار و …”

ایرج مصداقی در نوشته ای تحلیلی با عنوان “مسعود رجوی سه دهه «فرار» از «جانبازی» و به خطر انداختن جان مجاهدین”[۱] به طرح چند سوال مهم می پردازد: “می‌خواهم بپرسم آیا «زندگی» مسعود رجوی آنگونه که خود تببین و تشریح می‌کند «ناشی از یک تقصیر» هست یا نه؟ آیا «حرام بودن نفَس» شامل او نیز می‌شود یا خیر؟ آیا وی «آگاهانه و به عمد از مرگ» گریخته است یا نه؟ آیا آن‌چه او می‌گوید شامل خودش هم می‌شود یا خیر؟”

مصداقی تلاش کرده تا به کمک گفته ها و نوشته های مسعود رجوی، خاطرات دیگران و اخبار و اطلاعیه های مربوط به مجاهدین به تحلیل رفتار مسعود رجوی بپردازد و انگیزه او از تصمیم گیری هایش را “نهان خوانی” کند. یعنی آنچه در پس ذهن مسعود رجوی بوده را کنکاش کرده و نتیجه گیری می کند که مسعود رجوی در اساس فردی بزدل است که از مرگ می ترسد، همیشه با فدا کردن دیگران در جلوی پای خودش تلاش کرده تا خود را از مهلکه برهاند. مصداقی همچنین نتیجه گیری می کند که رجوی با مقدس کردن خود و واژگونه کردن حقیقت این حس را به پیروان و هوادارانش منتقل می کند که نه تنها از مرگ نمی ترسد، بلکه همیشه حاضر به فداکردن خود بوده و هست و اگر هم تا حالا زنده مانده است، بخاطر تلاش دیگران بوده که مانع از آن شده اند. مصداقی همچنین به وجوه دیگری از شخصیت رجوی از جمله حسادت، دروغگوئی، راحت طلبی، عدم تعهد به قول و قرارهایش، ابزاری برخورد کردن با انسان های دیگر و “انجام اقدامات عملی با زنان مجاهد” اشاره می کند.

چند نکته:

اول: اهمیت نقش رهبر در سازمان ها و تشکل های سیاسی در حاکمیت یا خارج از حاکمیت: “رهبر” می تواند به دلیل قدرتی که در اختیار دارد- چه در مناسبات دمکراتیک و چه در مناسبات یا سازمان های غیر دمکراتیک – با تصمیم گیری های خود به روند تحولات سیاسی کشور و منطقه یا جهان سمت و سو داده و به طور میان مدت یا دراز مدت، به طور مستقیم بر روند تحولات تاثیر گذار باشد. تغییر و تحولاتی که می تواند مستقیم روی جنگ و صلح، زندگی یا جان انسان ها، از هم پاشیدن خانواده ها، نابودی یک نسل و یک کشور تاثیر بگذارد. چند مثال در تاریخ معاصر: هیتلر، موسیلینی، خمینی، صدام، جورج بوش، رجوی و ..

دوم: نیمه دیگر شخصیت و رفتار: تصمیم گیری های یک رهبر فقط حاصل بحث و گفتگو و مشاوره با مشاورانش و … نیست، بلکه بخش بزرگی از آن متاثر از شخصیت او می باشد. بسیاری از رهبران (شاید هم همه) بخش های تاریک و پنهانی از شخصیت خود را محافظت کرده و علاقه ای برای آنکه عموم مردم از آن با اطلاع باشند نداشته و تنها ممکن است حلقه بسیار کوچکی از معتمد ترین افراد از آن موضوعات باخر باشند. چه بسا اگر افکار عمومی و حتی هواداران یک رهبر از این بخشِ پنهان شخصیت او – نیمه دیگر- با اطلاع شوند، نظرشان نسبت به آن رهبر تغییر کرده و دیگر او نتواند برنامه و سیاست هایش را آنطور که می خواهد پیش ببرد.

سوم: این حق مردم است که از حقایق با خبر باشند: “رهبر” یا مستقیم توسط مردم برگزیده می شود، یا اگر هم اینگونه نباشد ممکن است اعتماد بخشی از مردم یا هوادارن و پیروانش را پشت خود داشته باشد و به هرحال با تصمیمگیری هایش بر سرنوشت مردم تاثیر می گذارد. به همه این دلایل رهبر باید به مردم پاسخگو بوده و مردم حق دارند تا در مورد رهبران همه ی حقایق (بجز موضوعات حریم خصوصی) را بدانند. حتی اگر یک رهبر، برای مردم ارزشی قائل نبوده و آنها را “گوسفندان”ی بداند که شبان آنهاست، از حق مردم در با خبر شدنشان از حقایق چیزی کم نمی شود. اگر در آلمان مردم حقایقِ پشت پرده ی مربوط به هیتلر را زودتر می فهمیدند، شاید زودتر از هورا کشیدن برای هیتلر دست بر می داشتند. یا اگر در ایران مردم بیشتر نسبت به خمینی و تصمیمات او برای اعدام یا ادامه جنگ و اندیشه هایش در حکومت داری و … باخبر می شدند؛ زودتر به او و نظامش پشت می کردند و در نتیجه جان های کمتری بر زمین می افتاد و شاید ایران امروز، زنگ و چهره ای دیگر داشت.

چهارم: زندگینامه نویسی: در حالی که مردم و افکار عمومی امکان دسترسی به اطلاعات و بسیاری از حقایق در مورد رهبران و شخصیت های بزرگ را ندارند، این وظیفه روزنامه نگاران و رسانه ها و مورخین و محققیقن است تا برای شفاف سازیِ پشت پرده ذهن و ضمیر این افراد، مردم را مطلع کنند. امروزه افرادی با تخصص های مختلف از جمله با عنوان روزنامه نگار، مورخ، تحلیلگر یا روانشناس برای درک و کشف مکانیزم های تاثیر رفتار، کاراکتر و شخصیت رهبران سیاسی، رهبران مذهبی یا چهره های اقتصادی، هنری و ورزشی آنها را زیر نظر داشته و این شخصیتها را در زندگی روزمره، در مسافرت های کاری یا حتی بطور کنترل شده ای در زندگی خصوصی شان همراهی می کنند. آنها علاوه بر ثبت وقایع، با چیدن اجزاء و تکه های پازل بزرگی از شخصیت این رهبران و شخصیت های مهم به دنبال ترسیم تصویری واقعی تر از این افراد هستند. از همین روست که در دنیای امروز بزرگترین شخصیت ها، چندین “زندگینامه نگار” یا بیوگراف نویس دارند. همه این ها برای ثبت فاکتها و وقایع است، تا از دل آن بتوان در هر لحظه تحلیل نسبتا واقعی تری از علل رفتار و تصمیم گیری های آن شخصیت ارائه داد. در بسیاری موارد و پس از گذشت دهه ها به کمک همین فاکت ها و مستندات است که می توان تا حد زیادی به برخی از ابهامات و سوالات تاریخی پاسخ داد.

نمونه زیر[۲] یک مستند از تلویزیون کانال دو تلویزیون آلمان در مورد “ویلی برانت” صدر اعظم آلمان فدرال (۱۹۶۹ تا ۱۹۷۴) می باشد. کسی روی اهمیت بسیار بالای تاثیرگذری رهبری او در سطح داخلی، منطقه ای و جهانی تردیدی ندارد. این مستند بر اساس گفتگو با همسر، دو فرزند، یکی از معشوقه ها، یکی از مشاورین نزدیک و چند فرد دیگر و نیز با استفاده از برخی اسناد رسمی و آرشیو فیلم های مختلف تهیه شده است. این مستند فراز و نشیب های سیاسی ویلی برانت را مرور کرده و از خلال آن به برخی از ویژگی های رفتاری و شخصیتی او پرداخته و تاثیرگذاری همه اینها بر روی تصمیم گیری هایش را روشن تر می سازد.

نقدی بر متد کار در این نوشته

ایرج مصداقی در این نوشته تلاش دارد تا با تابو زدائی و تقدس زدائی از مسعود رجوی به پشت پرده ی رفتار و شخصیت او نورافشانی کند. این کار بخودی خود شایان تقدیر است. او تلاش دارد تا با نوشته اش خلاء تحقیقات و کار پژوهشی و مستند در ارتباط با مسعود رجوی و سازمان مجاهدین خلق را جبران کند. این اقدام او نیز جای تشویق دارد. اما به دلیل اینکه دانسته ها و فاکت های او محدود است، یا میزان وثوق و دقت برخی از آنها ممکن است نامشخص باشد و بالاخره برای آنکه ایرج مصداقی یک نفر آدم است و نمی تواند همه تخصص ها و توانمندی ها و اطلاعات را یکجا در خود داشته باشد، جنبه تحقیقی یا مستند بودن نوشته اش کمتر و جنبه تحلیلی آن بیشتر می شود. اگر به این موضوع لحن گفتار مصداقی، که در برخی موارد پرخاشگارانه یا همراه با تاکیدی قطعیت گونه است را هم اضافه کنیم، آنگاه تلاش او در این روشنگری بیشتر این حس را به خواننده مطلب منتقل می کند که گویا انگیزه او بیشتر جنبه ی شخصی دارد. همه اینها میزان جنبه تحلیلی و حدس و گمان بودن نوشته را افزایش و به همان میزان ارزش پژوهشی و تخصصی آن را کاهش می دهد.

حنیف حیدرنژاد

۰۷٫۱۲٫۲۰۱۴

http://www.hanifhidarnejad.com

1- “مسعود رجوی سه دهه «فرار» از «جانبازی» و به خطر انداختن جان مجاهدین”

http://www.pezhvakeiran.com/maghaleh-65911.html

2- 100 سال ویلی برانت- مستند

۱۰۰ Jahre Willy Brandt – Dokumentation

https://www.youtube.com/watch?v=quFEUahHhIM

***

همچنین:

اتهام زنی بجای استفاده از راه کارهای قانونی؛ فرهنگ سرکوب مخالفین توسط سازمان مجاهدین خلق

حنیف حیدر نژاد، سایت حیدر نژاد، سوم دسامبر ۲۰۱۴:…  رهبری مجاهدین در عمل و به کرات نشان داده است که بر خلاف اعلامیه ده ماده ای مریم رجوی و اسناد شورای ملی مقاومت به هیچ وجه به حقوق بشر، اصل برائت متهم، احترام به دادرسی عادلانه، مسئولیت پذیری، شفاف سازی و پاسخگوئی رهبران سیاسی باور نداشته، ب�

متن کامل نوار صوتی خزعبلات مزدور فراری و وحشت زده مسعود رجوی (همزمان با گشایش کمپ و خروج ۲۳۰ تن دیگر از لیبرتی)

به نقل از سایت “همنشین بهار”، بیست و هفتم نوامبر ۲۰۱۴:… امروز متن کامل مزخرفات مالیخولیایی مزدور مسعود رجوی توسط “همنشین بهار” پیاده شده و در سایت مربوطه منتشر گردیده است. این متن همزمان به فایلی صوتی تحت عنوان “ابلاغیه چراغ خام

نگاهی سریع به پیام یازده آبان ۱۳۹۳ مسعود رجوی

حنیف حیدر نژاد، وبلاگ حیدر نژاد، بیست و ششم نوامبر ۲۰۱۴:… از مسعود رجوی “رهبر عقیدتی” سازمان مجاهدین، پس از سال ها یک نوار صوتی با صدای خود او با عنوان «عهد پرچم و ابلاغیه چراغ خاموش» منتشر شده است. به نظر می رسد این نوار مونتاژ قسمت های مختلفی از چند سخنرانی در روزهای تاسوعا و عاشورای محرم ا

جزوه کامل “بحث پرچم” (مطلبی که اخیرا بصورت ناقص در نوشته ای از سوی منتقدان درونی فرقه رجوی تحت نام “همنشین بهار” کپی شده است)

مهدی خوشحال ویرانسازی نیروایران اینترلینک، نوزدهم نوامبر ۲۰۱۴:… “مسعود رجوی و «پرچم»اش / از «جیم» تا «عین جیم»)” تحت نام “همنشین بهار” در سایت پژواک ایران منتشر گردید که  در ایران اینترلینک نیز به آن تحت تیتر “سرگیجه منتقدان درونی مجاهدین خلق بعد از شنیدن خزعبلات جدید مسعود رجو�

سرگیجه منتقدان درونی مجاهدین خلق بعد از شنیدن خزعبلات جدید مسعود رجوی (مسعود رجوی و «پرچم»اش / از «جیم» تا «عین جیم»)

رجوی و گروگانهاایران اینترلینک، نوزدهم نوامبر ۲۰۱۴:… مطلب زیر توسط یکی از منتقدین درونی فرقه رجوی تحت نام “همنشین بهار” در سایت پژواک ایران منعکس شده است که عینا منتشر میگردد.  میگوید:  “در دوران غیبت، «غیبت»ی که انگار رنگ حضور نمی‌بیند، از ایشان نوش�

شورای ملی مقاومت تشکیلاتی غیر دمکراتیک و زائده سازمان مجاهدین خلق

حنیف حیدرنژاد، سایت حیدر نژاد، هجدهم نوامبر ۲۰۱۴:…  اول: آیا مسعود رجوی که مسئول شورای ملی مقاومت می باشد، پیش از نامه نگاری با خامنه ای و رفسنجانی با اعضاء شورای ملی مقاومت مشورت یا گفتگو کرده و آیا این عمل او در شورا به تصویب رسیده بود؟ کریم قصیم در گفتگوی خود به این سوال پاسخ منفی می دهد.