مسئولیت پذیری انسان (نقدی اجمالی بر مقاله فرقه های مخرب، يک نوع برده داری نوين)

مسئولیت پذیری انسان (نقدی اجمالی بر مقاله فرقه های مخرب، يک نوع برده داری نوين)

علیرضا میرعسگری، کانون آوا، ششم مارس 2014: …  براستی چرا اشخاصی مانند مهدی افتخاری، امیر موثقی ویا جواد فیروزمند در مقابل رجوی ایستادند و حاضر شدند در دادگاهای جمعی بهای آزادی و ترک فرقه را بپردازندو عده ایی عواملی شدند برای سرکوب و پیشبرد خواسته های رجوی. براستی تفاوت کسانی که در مقابل رجوی ایستادند و بهای آن را با شکنجه در زندانهای رجوی و ابوغریب دادند  با اشخاصی که سر در برابر رجوی …

شستشوی مغزی بخش دوازدهم (بخش آخر ): یازده مرحله رفرم فکری لیفتون

لینک به منبع

نامه علیرضا میرعسگری به آقای مسعود بنی صدر

مسئولیت پذیری انسان (نقدی اجمالی بر مقاله فرقه های مخرب، يک نوع برده داری نوين)

از طرفی معتقدم کاراکتر و هویت افراد نقش تعین کننده در عمکرد آنان چه در فرقه و چه بعد از رهایی از فرقه دارد. حس زیاده خواهی و تلاش برای دست یابی به نقاط بالای مدیریت یا رهبری یا چاکر منشی و … نکاتی است که از هویت و ذات و گاهی زیر پا گذاشتن مسئولیت پذیری انسانی سرچشمه می گیرد کما اینکه حتی در نقاط دیگر جهان هم به کرات دیده شده که افرادی که در گروه یافرقه در رده های کادر و مدیریت قرار داشتند بعد از جدایی از گروه در قسمتهای دیگر جامعه به همان ترتیب و همان منش و کاراکتر به کار خود ادامه داده اند با این تفاوت که شیوه ها و روش های آنان بدلیل ظرف موجود تغییر کرده است.

مسعودجان سلام

باید بگویم از کسانی هستم که مجموعه مقالات اخیر شما را مطالعه میکنم و احساس میکنم که مباحث تئوریک شما در رابطه با فرقه کمک زیادی به شناخت جامعه و نسل جوان ما د راین رابطه میکند .

آخرین مطلب شما تحت عنوان فرقه های مخرب، يک نوع برده داری نوين را مطالعه کردم و در همین رابطه سوالات ونکاتی بود که سعی میکنم در غالب این نامه آنها را بیان کنم.

مدت زیادی است که می خواستم به این مطلب بپردازم ولیکن گرفتاری های جسمی و روحی بازمانده از دوران حضور در فرقه باعث شد که کمی با تاخیر این نامه را برای شما بنویسم.

در ابتدا باید متذکر شوم که نکاتی که بیان میکنم جنبه شخصی نداشته و منظور من شخص خاصی نیست بلکه دوستان دیگر که این مطلب را می خوانند به آن از منظر یک بحث تئوریک نگاه کنند که به شناخت ما در رابطه با فرقه ها و بخصوص فرقه مجاهدین خلق کمک میکند.

مسعود عزیز

در مقالات خود به خوبی به نقش اعضا در درون فرقه ها و نقش رهبری و اینکه با شیوه های مختلف آزادی ،این حق مسلم را از انسان سلب و انسانها را به افرادی اسیرو دربند در فرقه تبدیل میکنند پرداخته ایی.

آنچه به آن طورمکفی پرداخته نشد نقش مسئولیت انسان به طور کلی و مسئولیت پذیری افراد در رده های مختلف در درون فرقه هاست.

هر چند که در مقالات اخیر به این مورد پرداختی که افراد دردرون فرقه از حق انتخاب آزادانه برخوردار نیستند ولیکن این امر از نظر من بطور نسبی است.

می دانم که در این رابطه مطمئننا عقاید و نظرات مختلفی وجود دارد ولی من شخصا به این نکته معقتدم حتی در صورت بردگی نمی توان از مینیمم مسئولیت های انسانی تخطی کرد و آن را نادیده گرفت و اگر این چنین است سوال اساسی این است مسئولیت انسان چه میشود؟

مطلبی درمقاله یکی از دوستان پیدا کردم که متقعد است که تنها شخص رهبری مسئول کشتارها و شکنجه ها در درون فرقه است و چنان که افراد فرقه نسبت به اینکه از آنان سوء استفاده میشود آگاه گردند از فرقه روی برمی گردانند.

یا این دوست خوب در قسمتی دیگر از مقاله خود اینگونه بیان میکند که :

فرقه از مجموعه ای از انسان های صادق و فداکار تشکیل شده است که به دلیل اینکه در ظرف غلطی قرار گرفته اند واکنش های غیر طبیعی از خود بروز میدهند ولی قطعا فطرت آنها دست نخورده باقی میماند.

مسعود جان

برخلاف این نظر گاه معتقد هستم که افراد با کاراکتر و هدف و نگرش مختلف وارد فرقه شده و بر اساس همین موضوع باید به نقش و مسئولیت افراد در درون فرقه پرداخت.

ناچارم برای اثبات نظرات خود مثالهایی از درون فرقه مجاهدین بزنم و از افراد و فاکت های مشخص نام ببرم .

براستی می شود نقش یک عضویا هوادرا ساده که نقشی جدی در پیشبرد اهداف رهبری فرقه ندارند را با کادرها و مسئولین رده بالای سازمان برابر دانست؟

براستی چرا اشخاصی مانند مهدی افتخاری، امیر موثقی ویا جواد فیروزمند در مقابل رجوی ایستادند و حاضر شدند در دادگاهای جمعی بهای آزادی و ترک فرقه را بپردازندو عده ایی عواملی شدند برای سرکوب و پیشبرد خواسته های رجوی.

براستی تفاوت کسانی که در مقابل رجوی ایستادند و بهای آن را با شکنجه در زندانهای رجوی و ابوغریب دادند با اشخاصی که سر در برابر رجوی فرود آوردند و تبدیل به شکنجه گر و ابزارهای اختناق در درون فرقه تبدیل شدند چیست.

بعد از خواندن مقالات مختلف که از نظر بنده یا به اغماض یا به عمد تمامی مسئولیتها را در درون فرقه مجاهدین به گردن رهبری آن می اندازند همیشه این سوال در ذهن من نقش می بندد که آیا زمانی که حسن محصل یا مابقی شکنجه گران مشغول شکنجه زندانیان در درون زندانهای رجوی بودند آیا براستی نمی دانستند که چه میکنند؟

سوال اصلی برای من به عنوان شخصی که با هدف آزادی مردم و ایرانی بهتر وارد سازمان مجاهدین شدم و بهای ترک این سازمان رابا پوست و گوشت خود پرداختم این است:

نقش مسئولت پذیری انسان در فرقه ها چیست؟

مگر می توان گفت که فردی که در دادگا های جمعی در مقابل رجوی تف و ضرب و شتم میشود با فردی که خود دوره گردان و به نوعی میدان دار این بساط است را در یک کاسه قرار داد و در نهایت بیان کرد که تنها رهبری است که در این میان نقش عمده دارد و مابقی افراد همگی اسیرانی در دستان رهبر فرقه می باشند!

مسعود عزیز

شخصا معتقدم تک تک افراد که در دورن فرقه بودند از شخص من گرفته تا دیگران بنا بر رده و مسئولیت و اعمالی که در درون فرقه انجام دادیم به نوعی مسئول هستیم و از این مسئولیت پذیری نمی توان شانه خالی کرد.

از طرفی معتقدم کاراکتر و هویت افراد نقش تعین کننده در عمکرد آنان چه در فرقه و چه بعد از رهایی از فرقه دارد. حس زیاده خواهی و تلاش برای دست یابی به نقاط بالای مدیریت یا رهبری یا چاکر منشی و … نکاتی است که از هویت و ذات و گاهی زیر پا گذاشتن مسئولیت پذیری انسانی سرچشمه می گیرد کما اینکه حتی در نقاط دیگر جهان هم به کرات دیده شده که افرادی که در گروه یافرقه در رده های کادر و مدیریت قرار داشتند بعد از جدایی از گروه در قسمتهای دیگر جامعه به همان ترتیب و همان منش و کاراکتر به کار خود ادامه داده اند با این تفاوت که شیوه ها و روش های آنان بدلیل ظرف موجود تغییر کرده است.

مسعود جان

از آنجا که در قسمتهایی از مطلب خود به قران استناد کردی فکر کردم خوب است مطلب خود را با یکی از آیات قران که به مسئولیت پذیری انسان اشاره میکند به پایان ببرم :

وَلا تَقفُ ما لَیسَ لَکَ بِهِ عِلمٌ اِنَّ السَّمعَ وَ البَصَرَ وَالفُؤادَ کُلُّ اولئکَ کانَ عَنهُ مَسئولاً

از آنچه نمی دانی پیروی نکن ؛ چرا که گوش و چشم و دلها همه مسئولند

قربانت

علیرضا

آلمان 4 مارس 2014


لینک چهت دانلود فایل تصویری
Massoud Banisadr Steve Hassan Mojahedin Khalq Rajavi cult

کریم قصیم: پاسخگویی محول به بعد از سرنگونی نمی شود. سرنگونی بهانه نیست. رهبران مجاهدین خلق امروز جواب دهند

همچنین:

نامه آقای علیرضا میرعسگری به سازمان دیده بان حقوق بشر

کانون آوا، نوزدهم دسامبر 2013: …  خانم سارا لی ویتسون، مدیر بخش خاورمیانه سازمان دیده بان حقوق بشر. در ماه می 2005 گزارشی تحت عنوان خروج ممنوع در مورد نقض حقوق بشر در سازمان مجاهدین توسط دیده بان حقوق بشر منتشر گردید.مایل هستم به عنوان یکی از شاهدان این گزارش نکاتی در ارتباط با سازمان مجاهدین خلق به اطلاع شما برسانم . نقض حقوق

سازمان مجاهدین خلق – بیش از ۳۰ سال حضور در عراق چرا­؟

علیرضامیرعسگری ، کانون آوا، سی ام نوامبر 2013: …  باید اذعان داشت که خروج آخرین گروه و تعطیلی اردوگاه اشرف مهری است بر شکست رجوی و ایدئولوژی التقاطی وی که بر اساس آن دروغها و وعده های خود را به خورد نیروهای اسیر در این اردوگاه می داد. بعد از تعطیل شدن قرارگاه اشرف که به گفته مسعود رجوی ظرف ایدولوژیی این فرقه محسوب می شد رهبران

نامه علیرضا میرعسگری به خانم آنگلا مرکل صدر اعظم آلمان

علیرضامیرعسگری، کانون آوا، بیست و چهارم سپتامبر 2013: …  فاکت های زیادی از اقدامات خشونت بار در سازمان مجاهدین خلق وجود دارد . در این گروه ازدواج ممنوع است و اعضای ازدواج کرده با اجبار مجبور به طلاق از همسرانشان شده اند . زندانی شدن به خاطر انتقاد یا مخالفت با رهبران سازمان مجاهدین امری طبیعی است. مجازات اعدام یا شکنجه افراد