مسعود رجوی رفوزه ای هم ارقه هم عجوز!

مسعود رجوی رفوزه ای هم ارقه هم عجوز!

بنیاد خانواده سحر، بغداد، بیست و ششم دسامبر 2015:…  اما مشکل مسعود رجوی با عاطفه اقبال در کجاست؟ آیا مشکل اینست که عاطفه اقبال رفوزه شده است؟ آیا مشکل اینست که او فردی با مشکلات روانی است؟ آیا مشکل اینست که او پیر و ناتوان گردیده است؟ نخیر، مشکل در اینست که خانم عاطفه اقبال فعالانه خواهان انتقال فوری ساکنان لیبرتی به کشوری امن قبل از اینکه رجوی بازهم از آنان قربانی بگیرد است که البته …

استراتژی که در عراق جا ماند

مریم رجوی ملکهمصاحبه خانم مریم سنجابی با مسعود خدابنده. وضعیت روحی روانی مسعود و مریم رجوی

لینک به منبع

مسعود رجوی رفوزه ای هم ارقه هم عجوز!

مطلبی با عنوان “عاطفه اقبال رفوزه ای هم ارقه و هم عجوزه!” در سایت های مرتبط به فرقه رجوی بدون قید تاریخ درج گردیده که البته بر خلاف موارد قبلی که از نام های ساختگی به عنوان نویسنده استفاده میشد این بار نویسنده مجهول است. در خواست میکنم این مطلب را به دقت در لینک زیر مطالعه نمائید چون یک تعریف جامع و کامل از خصوصیات رهبران فرقه ای ارائه میدهد:

http://parvaze-parastohaie-asheqh.blogspot.com/2015/12/blog-post_21.html

در خصوص این مقاله، با توجه به آنچه که می بایست نوشته می شد، نام مسعود رجوی به جای نام عاطفه اقبال گذاشته شده است که مفهوم آنرا دقیق و کامل میکند:

“در فرهنگ فارسی و در اصطلاحات متداول عامه؛ آدمهای مکار؛ دریده؛ کلاش؛ نابکار و نادرست را ارقه می گویند. عجوز هم به معنای عجز و درماندگی و پیرمرد عاجز و عفریت است. رفوزه refuséهم در فرهنگ فارسی (برگرفته از فرانسه) کسی را گویند که رد شده، مردود، ناکام و ناموفق در امتحان باشد.

در اینجا مراد از عنوان این نوشته توصیف کسی است که شخصیت و ماهیتش بیان و ترجمان واقعی این اصطلاحات و معانی است.

در روانشناسی، توهم را پریشان پنداری می نامند و فرد متوهم کسی است که موضوعاتی را حس و ادراک می کند که واقعیت ندارند ولی او آنها را واقعی می پندارد و بر آن اصرار می ورزد. دلایل بروز توهم البته گوناگون است؛ اما ریشه در اختلالهای روانی دارد. مثلا وقتی یک فرد به کناره گیری شدید از واقعیت دچار می شود؛ بیمار شیزوفرنی نامیده می شود.

شخص متوهم دچار هذیان و کابوس هم می شود و می پندارد کسی یا کسانی قصد جان او را کرده‌ اند یا موجودی را می بیند که به او حمله می‌کند و می خواهد او را نابود کند و از بین ببرد. توهم و هذیان توامان از نشانه‌های بارز در تمیز و تشخیص اختلالهای روانی شدید هستند.

حال اگر چنین فردی، خود شیفته یا خود پسند و باصطلاح فرنگی «نارسیسیست Narcissist» و خود بزرگ بین هم باشد؛ میشود جانوری مانند مسعود رجوی و امثالهم که بهترین طعمه برای جنگ طلبان آمریکائی و صدام حسین هستند و شدند.

علائم خودشیفتگی را خیالبافی؛ خود را بی نظیر و استثنایی دانستن که دیگران درکش نمی کنند؛ نیاز مفرط به ستایش و تمجید از سوی دیگران؛ حق به جانب؛ استثمارگر؛ درمانده و ناتوان از دوست داشتن و یکدل و یک رنگ با مردم بودن؛ حسود و فرافکن و متکبر و خودبین و فقط منم زدن می شناسند.

دیدگاه و جهان بینی فرد خودشیفته، خود محوری و استثنائی بودن است و چنان تشنه جلب توجه دیگران است که هیچ حد و مرزی نمی شناسد. عطش خودشیفتگی این فرد هر چه بیشتر توجه دیگران را به خود جلب کند بیشتر می شود و همیشه هم تشنه باقی می ماند. رابطه اش با سایرین رابطه ای بی عاطفه، یک طرفه و یک جانبه و صرفا دریافت کننده است. اهل پرداخت و قیمت دادن نیست. بسیار جبون و ترسو است. اینگونه افراد خود پسند؛ بی وفا و تشنه قدرت اند که در ظاهری آراسته و جذاب نمایان می شوند و پس از رسیدن به هدف خود، ۱۸۰ درجه تغییر مسیر می دهند.

جانوری که وصف و ذکرش شد؛ وجودی متوهم و متناقض بود که آخر الامر در منجلابی که باید؛ فرو رفت.”

شاید پنهان شدن مسعود رجوی هم به این دلیل یعنی اینکه “می پندارد کسی یا کسانی قصد جان او را کرده‌ اند یا موجودی را می بیند که به او حمله می‌کند و می خواهد او را نابود کند و از بین ببرد” باشد چون او در عین “منم زدن” ها “بسیار جبون و ترسو” هم هست. فوبیای “وزارت اطلاعات” آنقدر توسط رجوی تکرار شده که خودش هم باور کرده که همیشه چند مأمور وزارت اطلاعات پشت سرش هستند. یا شاید بعد از همکاری با دشمن متجاوز به خاک میهن و خوش خدمتی های هسته ای و غیر هسته ای برای صهیونیست ها و تروریست های تکفیری آنچنان در منجلاب خیانت و جنایت و البته حماقت فرو رفته که توان بیرون آمدن ندارد.

اما مشکل مسعود رجوی با عاطفه اقبال در کجاست؟ آیا مشکل اینست که عاطفه اقبال رفوزه شده است؟ آیا مشکل اینست که او فردی با مشکلات روانی است؟ آیا مشکل اینست که او پیر و ناتوان گردیده است؟ نخیر، مشکل در اینست که خانم عاطفه اقبال فعالانه خواهان انتقال فوری ساکنان لیبرتی به کشوری امن قبل از اینکه رجوی بازهم از آنان قربانی بگیرد است که البته این موضوع از نظر مسعود رجوی که نیاز مبرم به خون دارد گناهی نابخشودنی است.

نویسنده مدعی همکاری و انعطاف مجاهدین خلق با مقامات ملل متحد شده و به بیانیه شماره 13 کمیساریای عالی ملل متحد برای پناهندگان UNHCRاشاره میکند که نوشته است: “تا آخر سال ۲۰۱۵، بیش از ۱۱۰۰ تن از ساکنان به محل امن در کشور سوم منتقل شده اند. این عدد شامل بیش از یک سوم ساکنان ثبت شده نزد کمیساریای عالی پناهندگان می باشد. تا شروع سال ۲۰۱۶، انتظار می رود کمتر از ۱۹۷۰ تن از ساکنان در کمپ موقت ترانزیت باقیمانده باشند.”

در این نامه اشاره شده که: “وضعیت انتقال در فعالترین ترین وضعیت خود از زمان شروع تلاش هاست. تقریبا نیمی از انتقال در نیمه دوم سال ۲۰۱۵ صورت گرفت.” که باید پرسید چرا طی سالیان گذشته هیچ گونه “همکاری و انعطاف” وجود نداشته است و چرا وقتی زور بالای سر رجوی قرار گرفت نهایتا تن به این انتقال داد؟ او حتی به قیمت قربانی کردن بسیاری از افراد فرقه اش تلاش داشت تا پادگان اشرف را هم حفظ نماید و از آنجا بیرون نرود.

با این همه شتاب که کمیساریا هم اشاره نمود تازه بعد از چندین سال یک سوم ساکنان لیبرتی منتقل شده اند. معلوم نیست با این وضعیت انتقال قطره چکانی و وضعیت وخیم امنیتی و حفاظتی در عراق چه تعداد دیگر باید قربانی مطامع رجوی شوند تا تمامی ساکنان از عراق خارج گردند.

بعد از حمله موشکی 29 اکتبر 2015 که منجر به جان باختن 24 تن از ساکنان و مجروح شدن ده ها تن از آنان شد، خانواده های افراد گرفتار در فرقه رجوی ساکن در لیبرتی به شدت نگران شده و خواهان کسب خبر از سلامت عزیزان خود گردیدند. اما رجوی که مایل به انتقام گیری از خانواده ها بود تلاش کرد تا اسامی مجروحان بیرون داده نشود تا بر نگرانی آنها بیفزاید. در این نوشته اصرار بر انتشار اسامی مجروحین نیز که به خواست خانواده ها جهت رفع نگرانی صورت گرفته است اقدامی ضد امنیتی توصیف گردیده که البته این موضوع هم به همان “توهمات” ذکر شده در بالا مربوط میشود.

همه میدانند و کمیساریا هم بارها اعلام کرده است که تنها کسی که در روند انتقال ساکنان لیبرتی به مکانی امن اختلال بوجود می آورد شخص مسعود رجوی است و همین مقدار از کسانی هم که از عراق خارج شده اند به زور ملل متحد و دولت عراق و فشار خانواده ها بوده که توهین و تهمت های آنرا هم ملل متحد و صلیب سرخ و امثال مارتین کوبلر و نوری مالکی خورده اند. تا جائی که به رجوی مربوط میشود علنا در سخنرانی های خود برای ساکنان لیبرتی هشدار داد که تحت هیچ شرایطی حاضر نیست افراد خود را از عراق خارج کند.

به یاد داریم که مسعود رجوی و کشور ثالث درست مثل جن و بسم الله شده بودند و رجوی کشور ثالث را با تعبیر “ویروس سه نقطه” تخطئه میکرد و ساکنان لیبرتی می بایست گزارش و فاکت می نوشتند که خطای فکری مرتکب شده و به خروج از عراق فکر کرده اند و اعتراف می نمودند که وقتی هواپیما از بالای لیبرتی رد میشد به ذهنشان زده است که کاش میتوانستند از آن کشور خارج شوند و بعد از بابت آن در نشست عملیات جاری عذر تقصیر خواسته و زیر باران تحقیر و افترا قرار میگرفتند. همچنین به یاد داریم که رجوی انتقال به کشور رومانی را رد کرد و اصرار بر این داشت که همه افراد به یک نقطه واحد مانند اشرف یا لیبرتی نقل مکان کنند حتی اگر پروسه آنقدر کند پیش برود که به قیمت قربانی شدن تعداد زیادی از آنان تمام گردد.

از دیگر جرائم خانم عاطفه اقبال انتشار اسامی کسانی است که به آلبانی رفته اند تا خانواده های آنان از نگرانی خارج شوند که این کار در مقاله مربوطه به عنوان یک اقدام ضد امنیتی مطرح شده است. حالا باید پرسید چه کسی دچار توهم و شیزوفرنی است؟ مگر نام این افراد به عنوان ساکنان لیبرتی مشخص نیست و مگر این افراد در لیبرتی امنیت بیشتری از آلبانی دارند؟ آیا تابحال در آلبانی تهدیدی متوجه کسی بوده است که بردن نام یک فرد منتقل شده به آنجا تهدیدی برای او محسوب شود؟ توهم از این بالاتر؟ یا شاید ترفند؟

“وزارت اطلاعات” و “دولت عراق” و “خانواده هائی که همگی کمر به نابودی عزیزان خود بسته اند” هم توهم یا ترفندی است که رجوی دجال سعی میکند آنرا برای توجیه قصد اصلی خود یعنی نگاه داشتن افراد در عراق، و به کشتن دادن آنان، در میان اعضا و هواداران سازمان بپراکند و از این بهانه به نفع خود سوء استفاده نماید.

بنیاد خانواده سحر، به نمایندگی از خانواده های دردمند و رنج کشیده، از فعالیت های انسان دوستانه خانم عاطفه اقبال در جهت انتقال فوری ساکنان لیبرتی به مکانی امن و زحماتی که در این خصوص میکشد تشکر و پشتیبانی میکند و برای وی آرزوی توفیق می نماید. قطعا دعای خیر خانواده ها بدرقه راه او در مسیری که قدم گذاشته است می باشد. واکنش های زبونانه فرقه رجوی هم به خوبی نشان میدهد که فعالیت های بشردوستانه خانم اقبال تا چه میزان مثمر ثمر بوده و قصد رجوی دجال برای به کشتن دادن ساکنان لیبرتی را تا چه میزان بر ملا کرده است.

برای اطلاعات بیشتر به لینک های زیر مراجعه شود:

کمپین برای انتقال فوری ساکنان لیبرتی به کشور ثالث

فراخوان مستقل برای خروج انسانی ساکنین لیبرتی از عراق

بنیاد خانواده سحر

بغداد – 26 دسامبر 2015

***

جیم جونز، همسر و فرزند خوانده هایشمروری مختصر بر فرقه های مخرب کنترل ذهن (۱)

دیوید کورش در مقابل کلیسایشمروری مختصر بر فرقه های مخرب کنترل ذهن (۲)

مروری مختصر بر فرقه های مخرب کنترل ذهن (۳)

مجاهدین خلق فرقه رجوی فرقه ها مروری مختصر بر فرقه های مخرب کنترل ذهن (۴)

مروری مختصر بر فرقه های مخرب کنترل ذهن - ابراهیم خدابندهمروری مختصر بر فرقه های مخرب کنترل ذهن (۵)

خانواده ها کمپ لیبرتی سپتامبر 2015لیبرتی: سودای ارتش آزادی و ماجراجویی رهبرانش

گزارش انستیتوی تحقیقات دفاع ملی (RAND) (گزارش کامل بعلاوه پیوست ها)

تعدادی از زنان نجات یافته از فرقه رجوی مجاهدین خلقOpen Letter to Susana Klien and Caroline Haworth of Womankind Worldwide

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=22726

نمایشنامه چند پرده ای!

عاطفه اقبالعاطفه اقبال، کمپین لیبرتی (یادداشت ها)، بیستم دسامبر ۲۰۱۵:… در این میان ساکنان کمپ لیبرتی می میرند. گاهی از بیماری های ریشه دار ناشی از وضعیت ناهنجارشان … گاهی در جا سکته می کنند و تمام میکنند. گاهی با سرطانی ریشه دار از پا در می آیند… اگر از همه اینها جان سالم بدر ببرند هر چند گاهی موشکی از دست قراردادهای غیبی رها میشود و تار و مارشان می کند. به هر حال بعد از مرگ از هر گونه اش! تبدیل …

رجوی بدنبال پول رجوی: اگر خواستار آزادی گروگانها هستید باید پول بیشتری بدهید

لینک به منبع

نمایشنامه چند پرده ای!

بله! کشتار و قتل انسانهای بی دفاع در هر کجا و توسط هر کس که باشد محکوم است. جا به جا نکردن انسانها از محلی که قتلگاهشان شده، محکوم است. تلاش نکردن برای خارج کردن یک عده که سلاحی هم ندارند از کمپی که مرتبا در آن، زیر موشک پرانی قرار دارند عین جنایت علیه بشریت است، از هر طرف و توسط هر کس که می خواهد باشد.درود بر شما آقای ملکی، درود بر شرفتان که در زیر سایه حکومت مرگ و وحشت شجاعانه کشتاری را که بدست همین رژیم انجام گرفته محکوم میکنید.

محمد نوری زاد در این رابطه مینویسد: “…دکتر ملکی داده بود یک پلاکارد چوبی کوچک برایش درست کرده بودند با دسته. روز قبلش این را داده بود به من که بر کاغذی بنویسم: کشتار انسانهای بی گناه و بی سلاح، جنایت علیه بشریت است. در اشاره به لیبرتی که به راکتش بسته بودند…نوشتم و دادم دستش. پیرمرد چقدر خوشحال شد. راستی عجب دنیایی داریم. ببین مجتبی خامنه ای با چه خوشحال می شود و دکتر ملکی با چه؟!”

بواقع مجتبی خامنه ای ها با چه چیزی خوشحال میشوند و بعضی نیز با حمایت گرفتن بی خاصیت از این لابی و آن سیاست مدار و پیرمرد شریف ما با چه چیزی! این خصلت آنهایی است که همیشه انسان مانده اند. و انسانیت را با سیاست نیامیخته اند! درود بر او …درود بر آنها

این نمایشنامه چند پرده دارد و یک پرده ای نیست. عده ای در کمپ لیبرتی بدون سلاح و بدون دفاع بعنوان گوشت دم توپ نگهداری میشود. منفعت هیچ کدام از طرفها ایجاب نمیکند که آنها جا به جا شوند! رژیم جمهوری اسلامی اساسا میخواهد تا نفر آخر نابود شوند. با کمک نیروهای عراقی خود هر دم به آنها موشک میزند و عده ای کشته و زخمی بر جا می مانند. آمریکا که بعد از حمله به عراق صاحب عله اصلی در آنجا است و حفاظت این انسانها را در مقابل گرفتن سلاحشان به عهده گرفته ککش هم نمیگزد. سازمان ملل و کشورهای اروپایی در خیل روزافزون مهاجران اگر فشار افکار عمومی نباشد به چنین کاری بها نمیدهند. آنها بمیرند یا نمیرند برایشان زیاد مهم نیست مگر هر روز اینهمه مهاجر در آبها نمی میرند! مجاهدین که اتفاقا این انسانها، اعضای خودشان هستند و باید بیش از هر کس دیگر تمام امکاناتشان را بسیج نجاتشان کنند، نه تنها هیچ آکسیونی برای تسریع خروج آنها از عراق تشکیل نمی دهند! بلکه بجای آن یقه هر کس که در رابطه با این انتقال حرفی می زند و یا قدمی برمیدارد را گرفته اند و فقط همه را مزدور وزارت اطلاعات میخوانند! عجیب است که رژیم هم هر کسی که در داخل ساز مخالفت می زند را منافق! می نامد! براستی چه پیامی در این شباهت رفتار است!؟ مجاهدین تمامی تلاششان را در این جهت بسیج کرده اند که همه صداها را در جهت انتقال خاموش کنند. من مانده ام که اگر اینها قصدشان نجات جان این نفرات است چرا به هر کس که خواهان انتقال آنها است حمله میکنند! بجای اینکه این تلاشها را در جهت بسیج افکار عمومی برای انتقال سریع این انسانها سازماندهی کنند!؟ فقط کافی است به تعداد مقالاتی که بعد از حمله موشکی به کمپ لیبرتی بر علیه کسانی که خواهان انتقال هستند نوشته شده، نگاهی بیندازید!

در این میان ساکنان کمپ لیبرتی می میرند. گاهی از بیماری های ریشه دار ناشی از وضعیت ناهنجارشان … گاهی در جا سکته می کنند و تمام میکنند. گاهی با سرطانی ریشه دار از پا در می آیند… اگر از همه اینها جان سالم بدر ببرند هر چند گاهی موشکی از دست قراردادهای غیبی رها میشود و تار و مارشان می کند. به هر حال بعد از مرگ از هر گونه اش! تبدیل می شوند به ” مجاهد قهرمان” !! و قاب عکس های مرگ به رودخانه دل نواز “اوآز” انداخته می شوند! انگار نه انگار که اینها هر کدام عزیزکرده یک خانواده هستند. انگار نه انگار که دلهایی نگرانشان هست. خانواده بنا به فتوای رهبر ” الدنگ ” شده است و حرف ممنوع! آخر انسانها ریشه در خانواده که نداشته باشند بهتر می توان چون گوسفندی قربانی شان کرد! استراتژی خون برایشان تدوین کرد و با گفتن داستانی حماسی در ۱۴۰۰ سال پیش به مانند آخوندها تهییج شان کرد. در هنر روضه خوانی هم که تا بحال هنر انحصاری آخوندهای جنایتکار بودف چنان متبحر شده اند! که همین روزها شاید بر روی دست آنها سوار شوند! خون… کربلا…. کشتار..و عاشورا….

در این نمایش چند پرده ای، برای همه ی طرفها، جان انسان پشیزی ارزش ندارد و فقط برای معامله خوب است!

خانواده های زندانیان سیاسی بدنبال عزیزانشان که در چنگ رژیم جمهوری اسلامی اسیر هستند در مقابل زندانها و در هر کوچه و برزن گرد هم می آیند و از پا نمی نشینند. آنها فرزندانشان را می خواهند. در این طرف هم خانواده های ساکنان لیبرتی در بدر دنبال خبری از عزیزانشان هستند و هر تهمتی را بجان می خرند. بدون اینکه تماس و یا ملاقاتی داشته باشند! در این میان فقط خانواده ها هستند که با دستهای خالی بدنبال نجات جان عزیزشان هستند بدون اینکه به رویکرد سیاسی آنها کاری داشته باشند. آنها عشق و دوست داشتن را آلوده به سیاست نکرده اند! آنها فقط به یک خبر، به صدای تلفنی که بعد از دهها سال زنگ بزند، به دیداری، به لبخندی، به آغوشی دل خوش کرده اند. و چه بسیار که حسرت این لحظه را با خود به دل خاک برده اند! به این امید که سرنوشت بقیه خانواده ها محقق شدن این امید باشد. چنین باد!

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=18436

حق دیدار!

عاطفه اقبالعاطفه اقبال، از طرف کمپین برای انتقال فوری ساکنان لیبرتی به کشور ثالث، وبلاگ یادداشتها، پانزدهم می ۲۰۱۵:… آنها در صورت تقاضای دیدن و پیگیری عزیزانشان از سوی رژیم جمهوری اسلامی، مورد اقسام فشارها و آزارها قرار میگیرند تا از آنها سوء استفاده تبلیغاتی در این رابطه شود در غیر اینصورت با برچسب ” منافق” آنها را مورد فشار سیستم های امنیتی قرار میدهند. از طرف دیگر مجاهدین نیز …

خانواده ها: نفرت در نوشته های اخیر رجوی نگران ترمان می کند (نامه سرگشاده)

لینک به منبع

حق دیدار!

بنا به گزارش خبرگزاری ها رئیس جمهور عراق، فوآد معصوم دیروز، سه شنبه ۲۲ اردیبهشت وارد تهران شد. وزیر تجارت، گردشگری و محیط زیست نیز با رئیس جمهور عراق در این سفر همراه هستند. این اولین دیدار رسمی فواد معصوم از ایران میباشد. قرار است طی این سفر رئیس جمهور عراق با رئیس جمهور جمهوری اسلامی، علی خامنه ای، شمخانی، لاریجانی و هاشمی رفسنجانی دیدار داشته باشد.

آیا این سفر وضعیت حساس و بحرانی ساکنان کمپ لیبرتی در عراق را شکننده تر نخواهد کرد؟ آیا ساکنان این کمپ در این گفتگوها دوباره مورد معامله قرار نخواهند گرفت؟ سازمان ملل تا کنون هیچ تلاش عملی و جدی در انتقال تمامی ساکنان لیبرتی به کشور ثالث انجام نداده است. مجاهدین نیز همچنان در مورد سرنوشت ساکنان این کمپ و پروژه انتقالشان به کشور ثالث از سوی کمیساریای عالی پناهندگان و سازمان ملل سکوت خبری پیشه کرده اند. خانواده های کسانی که در کمپ لیبرتی حضور دارند در نگرانی روز افزون از وضعیت عزیزانشان بسر می برند و هیچ کس در قبال فرزندانشان به آنها پاسخگو نیست! آنها در صورت تقاضای دیدن و پیگیری عزیزانشان از سوی رژیم جمهوری اسلامی، مورد اقسام فشارها و آزارها قرار میگیرند تا از آنها سوء استفاده تبلیغاتی در این رابطه شود در غیر اینصورت با برچسب ” منافق” آنها را مورد فشار سیستم های امنیتی قرار میدهند. از طرف دیگر مجاهدین نیز خانواده های ساکنان لیبرتی را اگر به خودشان وابسته نباشند، ” خانواده الدنگ ” می نامند و با برچسب “مزدوری وزارت اطلاعات” سعی در تخریب شخصیت و منفعل کردن آنها دارند. حتی خانواده هایی که چندین دهه است مجبور به ترک ایران به دلیل مخالفت با رژیم جمهوری اسلامی شده اند و در این مسیر تمام زندگیشان را از دست داده اند، نیز از این تهمت ها مبری نیستند! تنها قربانیان این وضعیت خانواده ها هستند که بعضا بیش از سه یا دو دهه است از فرزندانشان بی خبرند و در این میان از هر دو طرف زیر فشار مستمر قرار گرفته اند تا یک وضعیت صرفا عاطفی، خانوادگی و حقوق بشری را به تقابل سیاسی بین دو طرف تبدیل کنند! خانواده ها نه ” منافق” هستند و نه ” مزدور وزارت اطلاعات”! آنها فقط میخواهند عزیزانشان را در آغوش بکشند و از آنها خبری بیابند! دیدار با فرزندان و آشنایان یک حق است. آنرا در بازیهای سیاسی، تبلیغاتی مخدوش نکنیم!

عاطفه اقبال – ۲۲ اردیبهشت ۹۴ برابر با ۱۳ می ۲۰۱۵

از طرف کمپین برای انتقال فوری ساکنان لیبرتی به کشور ثالث

***

تروریست ها شورای ملی مقاومت رجویاعضای ” شورای ملی مقاومت ” بدانند که چه نانی می خورند؟

***

همچنین:

روزگار غریبی است نازنین

عاطفه اقبالعاطفه اقبال، از طرف کمپین برای انتقال فوری ساکنان لیبرتی به کشور ثالث، پنجم فوریه ۲۰۱۵:…  امروز نامه دکتر کریم قصیم را خواندم و به سالهای درد و رنج و خون در ایران بازگشتم. سالهای دربدری و مبارزه ای سخت و بی امان که با تمام وجودمان به آن قیام کرده بودیم. اعضای خانواده من که هر کدام نقشی

اطلاعیه یواشکی مجاهدین خلق در مورد ساکنان لیبرتی!

عاطفه اقبالعاطفه اقبال، پژواک ایران، پانزدهم ژوئیه ۲۰۱۴: … براستی این اطلاعیه یواشکی! به چه منظور در یک سایت حاشیه ای و ناشناخته به صورت دزدکی منتشر شده است!؟ و با وجود فضای تهدید جدی بر علیه ساکنان لیبرتی که در این اطلاعیه به آن اشاره شده حتی یک کلمه به مسئله انتقال فوری آنها از عراقی که در جنگ د

برای ثبت در دل تاریخ

عاطفه اقبالعاطفه اقبال، پژواک ایران، دوم ژوئن ۲۰۱۴: … این نامه را در ژوئن سال ۲۰۰۹ برابر با خرداد ۸۸ زمانی که با مجاهدین رابطه ای متقابلا نزدیک و صمیمانه ای داشتیم، نوشتم و به محسن رضایی، بعنوان یکی از مسئولین مجاهدین و دبیر شورا دادم که بدست مریم رجوی برساند. هنوز هیچ کشتاری در رابطه با ساکنان ا