مسعود رجوی چه مرده، چه زنده، “برادر بزرگ” زنده است

مسعود رجوی چه مرده، چه زنده، “برادر بزرگ” زنده است

مزدا پارسی، انجمن نجات، مرکز فارس، چهاردهم فوریه 2019:…  مجاهدین خلق خود را مبارزان آزدی می نامند در حالی که خود به هیچ وجه آزاد نیستند. آن ها آزاد نیستند که به دنیای بیرون از تشکیلات، به رسانه های آزاد، به دوست و خانواده دسترسی داشته باشند و حتی آزادی فکری ندارند و باید برای همه افکاری که به ذهنشان خطور می کند به مقامات تشکیلات گزارش دهند و بدین ترتیب آزادی مورد نظر مجاهدین خلق تماما بردگی است.

مرگ مسعود رجوی

لینک به منبع

مسعود رجوی چه مرده، چه زنده، “برادر بزرگ” زنده است

توسط انجمن نجات مرکز فارس آخرین بروزرسانی 24 بهمن 1397

در حالیکه با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، دیکتاتوری کمونیسم هم فروپاشید، اما غول دیکتاتوری در برخی ساختارهای اجتماعی هنوز زنده است. شاید عجیب به نظر برسد که دنیای نمادینی که در کتاب « 1984 » نوشته جرج اورول از آینده جهان تحت سیطره کمونیسم به تصویر کشیده شد، هنوز در برخی نقاط جهان عملا اجرا می شود. اگر یک عضو یا عضو سابق سازمان مجاهدین خلق باشید، احتمالا شباهت بسیار زیاد کشور خیالی «اقیانوسیه» در 1984 با جهان واقعی درون پایگاه های مجاهدین خلق شما را بهت زده خواهد کرد.

مهدی خوشحال عضو سابق مجاهدین خلق که این تجربه را از سر گذرانده است، درباره آن چنین نوشته است: « در سال 1992 زمانی که دوستی پیشنهاد کرد کتاب 1984 جرج اورول را بخوانم در ترکیه بودم. در طول شش ماه کتاب را سه بار خواندم. چرا که به فضای درون فرقه رجوی که من با پوست و استخوانم تجربه کرده بودم بسیار شبیه بود.»

جرج اورول با خلق دنیای تمامیت خواهی اقیانوسیه، اصطلاحات و واژگانی را نیز به فرهنگ لغات انگلیسی افزود که در فرهنگ آکسفورد به واژگان اورولی معروف هستند و ویژگی های یک دولت تمامیت خواه را در دیستوپیای (ویران شهر) اورول بیان می کنند.

ماهیت ویران شهری به نام اقیانوسیه بسیار دقیق و مو به مو بر ذات مجاهدین خلق تطابق می کند. اکنون در سال 2019، اعضای مجاهدین خلق در جهانی شبه-اقیانوسیه زندگی می کنند. بدین معنا که ساختارحاکم بر اقیانوسیه تنها یک دولت نیست بلکه نوعی سبک زندگی است که فردیت را ار انسان ها می گیرد و آن ها را تابع جمع و رهبر می کند.

در اقیانوسیه رهبری که فقط از طریق صفحه های نمایشگر دیده می شود و کسی نمی داند وجود خارجی دارد یا ندارد، «برادر بزرگ» خوانده می شود که معادل «برادر مسعود» در تشکیلات مجاهدین خلق است.به نظر می رسد که استفاده از واژه برادر یا خواهر برای محو کردن مفهوم خانواده در ذهن اعضای جامعه، تکنیک موفقی است. برادر بزرگ و برادر مسعود هویت اعضا را نادیده می گیرند و در حکومت آن ها، پدر و مادر و خانواده تابوهایی هستند که هرگز نباید شکسته شوند؛ جنس مخالف و رابطه با او که نهایت قانون شکنی است و اعضا باید در برابر جنس مخالف قیام کنند.

در جهانی که جرج اورول در رمان های «مزرعه حیوانات» و «1984»، به تصویر می کشد، تمامیت خواهان می توانند کمونیست ها، فاشیست ها، گروهای تروریستی و افراطی چون داعش و مجاهدین خلق باشند. سران مجاهدین خلق نیز همچون بسیاری از سران کمونیسم در دهه 1970 میلادی کار خود را با گرایش چپ آغاز کرد اما پس از مدتی تبدیل به فرقه ای تمامیت خواه شد که با اهرم های دروغ، فریب، تنفر، خشونت و دورویی تشکیلات خود را به پیش راند.

یکی از اصطلاحات ابداعی جرج اورول در 1984 واژه “Double think” به معنای تفکر دوسویه است. بنابر فرهنگ آسفورد، تفکر دوسویه به معنای داشتن همزمان دو باور کاملا متضاد است به نحوی که به طور همزمان و مطلق به هر دو عقیده باور داشته باشند. برای مثال در کتاب 1984، حزب حاکم سه شعار دارد: « جنگ، صلح است؛ آزادی بردگی است؛ جهالت قدرت است». این سه شعار روشن ترین نمونه های تفکر دوسویه در یک جامعه دیکتاتوری هستند که البته در کتاب مصادیق بسیار دیگری در عرصه های بسیار جزئی تر زندگی مردم برای مفهوم تفکر دوسویه وجود دارد.

در تشکیلات مجاهدین خلق نیز می توان مصادیق بسیاری برای این مفهوم یافت. روشن ترین آن واژه «آزادی» است. مجاهدین خلق خود را مبارزان آزدی می نامند در حالی که خود به هیچ وجه آزاد نیستند. آن ها آزاد نیستند که به دنیای بیرون از تشکیلات، به رسانه های آزاد، به دوست و خانواده دسترسی داشته باشند و حتی آزادی فکری ندارند و باید برای همه افکاری که به ذهنشان خطور می کند به مقامات تشکیلات گزارش دهند و بدین ترتیب آزادی مورد نظر مجاهدین خلق تماما بردگی است.

همچنین اعضای مجاهدین خلق، در درون سازمان «گوهران بی بدیل» خوانده می شوند اما با وجود این دائما زیر ضرب سواستفاده های کلامی، ذهنی و جسمی هستند و هر روزه متحمل جلسات دشوار مغزشویی و اعتراف گیری همراه با فشار جمعی و توهین و تهمت می شوند. به علاوه، همین افراد به محض ترک تشکیلات مجاهدین خلق لقبی کاملا متضاد می یابند و «مزدور وزارت اطلاعات» نامیده می شوند.

در رمان 1984، به وضوح نشان داده می شود که مردم، بر اثر فشار جمعی و تمایل به تطابق با جمع یا کسب مراتب بالاتر در تشکیلات به مرور تفکر دو سویه را می آموزند. در طول قصه 1984 اگر کسی این تناقض ها را در ساختار حزب تشخیص دهد – چه رسد به آنکه متذکر شود- بلافاصله مورد خشم و تنبیه حزب قرار می گیرد و به تبع آن از سوی جمع طرد می شود. و این دقیقا همان چیزی ست که در مجاهدین خلق هر روز رخ می دهد. در خاطراتی که امیر یغمایی فرزند اسماعیل وفا یغمایی به تازگی در مصاحبه ای تلویزیونی بیان کرد، به روشنی می توان این فرایند را درک کرد. امیر که پس از مشاهده تناقضات تشکیلات تقاضای خروج از کمپ اشرف و عراق می دهد، با دوره طولانی از شکنجه روحی و فشار جمعی مواجه می شود که مادرش هم در آن شرکت دارد.

ویدئوی امیر یغمایی

در جهان 1984 حکومت جهل به جای حکومت عقل نشسته است. انزوا و شستشوی مغزی اعضای اجتماع به جهالت افراد می انجامد. در اقیانوسیه، تکنولوژی به شکل صفحه های نمایشگر همواره بر همه جوانب زندگی افراد تسلط دارد و برادر بزرگ از طریق آن مراقب اعمال انسان هاست. در تشکیلات مجاهدین خلق، شبکه های تلویزیونی، وب سایت ها و بات های شبکه های اجتماعی واقعیت را تحریف می کنند و حقایق را آمیخته به دروغ و اطلاعات غلط می کنند و به خورد اعضا می دهند. در تشکیلات مجاهدین خلق، مسعود رجوی چه مرده باشد و چه زنده باشد، نماد برادر بزرگ است و زنده است. برادر مسعود مفهومی است که سران سازمان تلاش دارند به واسطه آن بر ذهن قربانیان خود حکم برانند.

مزدا پارسی

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/مورد-مشکل-آفرین-مجاهدین-خلق-شورای-ملی-م/

مورد مشکل آفرین مجاهدین خلق (شورای ملی مقاومت، فرقه رجوی) در اروپا

 انجمن نجات، مرکز فارس، یازدهم فوریه ۲۰۱۹:… بیشتر ایرانیان فرهنگ غربی را می پذیرند اما درباره دخالت یا درگیر شدن عوامل خارجی در سیاست کشورشان بیم ناک هستند. یکی از ترس هایی که بسیاری از ایرانیان، حتی افرادی که از نظام فعلی متنفرند دارند این است که هیچ جایگزین روشنی برای این نظام نمی بینند. آن ها بیم دارند که غرب دخالت کند و رژیمی را تحمیل کند که آن ها نمی خواهند مثل مجاهدین خلق –مجاهدین خلق ایران، گروه اپوزیسیون ایرانی است که مورد حمایت غرب است.

Watch out the Problematic Case of the MKO MEK NCRI Maryam Rajavi in Europe!Mossad admits cooperating with MKO over anti-Iran plot

لینک به منبع

لینک به متن انگلیسی

مورد مشکل آفرین مجاهدین خلق در اروپا

توسط انجمن نجات مرکز فارس آخرین بروزرسانی ۲۱ بهمن ۱۳۹۷

در طول یک دهه گذشته، مجاهدین خلق برای پرداخت رشوه های سنگین به مقامات بلند پایه آمریکایی به بدنامی مشهور بوده اند. این مقامات نیز در مقابل، با تبدیل شدن به مهره های لابی مجاهدین خلق و دفاع از این گروه علیه جمهوری اسلامی چهره خود را خدشه دار کردند. اما کمک های میلیون دلاری مجاهدین خلق به سیاستمداران آمریکایی محدود نمی شود. به تازگی در خبرها خواندیم که حزب سیاسی دست راستی کشور اسپانیا با نام اختصاری Vox برای دریافت کمک های مالی از مجاهدین خلق مورد انتقاد بسیار قرار گرفته است. به علاوه، مجاهدین خلق مبالغ هنگفتی به برخی سیاستمداران اسپانیایی پرداخته است تا در مراسم هایش سخنرانی کنند.

نشریه اسپانیایی ال کونفیدانسیل در گزارشی در این باره می نویسد: «شورای به اصطلاح ملی مقاومت، برای کمک مالی به وکس در انتخابات سال ۲۰۱۴، زیر ذره بین است. این گروه فرقه ای ایرانی است که اعضایش در کمپ محصوری در آلبانی زندگی می کنند، همچنین این گروه، روی حمایت مقامات رده بالای اسپانیایی در همایش هایش حساب می کند.»

با این حال در این گزارش ذکر می شود که سیاستمداران آمریکایی چهره های سیاسی مورد علاقه مجاهدین خلق برای پرداخت های هنگفت هستند و به نقل از یکی از افرادی که با این تشکیلات همکاری داشته است می نویسد: « رودلف جیولیانی، شهردار سابق نیویورک برای هزینه های شرکت در مراسم مجاهدین بین ۱۵۰ تا ۲۰۰ هزار و بیل ریچاردسون، فرماندار سابق تگزاس بین ۷۵ تا ۱۰۰ هزار یورو، دریافت می کنند. مبالغ دریافتی سیاستمداران اسپانیایی کمتر است، شاید کمتر از پنجاه هزار یورو برای یک رئیس جمهور سابق.»

دست و دلبازی مجاهدین خلق برای خریدن سیاستمداران غربی از تاکتیک های موفقشان در سال های گذشته بوده است. چنانچه حمایت کورکورانه مشاور امنیت ملی امریکا جان بولتون را که همواره مشتاق حمله به ایران است، به دست آورده اند. روزنامه نگار اسپانیایی از روش کار مجاهدین خلق در کشورش می نویسد: « این کار برای این گروه مخالف ایرانی راهی برای ایجاد ارتباطات در سطوح بالای سیاسی است. آن ها می گویند که بر سخنرانی ها نظارتی ندارند ولی پیش از سخنرانی درخواست قرار ملاقاتی در مادرید می دهند تا درباره برنامه ها و جنبششان توضیح دهند. سیاستمداران سابق بدون آنکه درباره منابع مالی آن ها سوال کنند می پذیرند و تبدیل به سخنران می شوند، در حالی که بنا به نظر بسیاری از کارشناسان، علاوه بر کمک های مالی که از هواداران به آن ها می شود منابع مالی مجاهدین خلق از سوی عربستان سعودی تامین می شود.»

از سوی دیگر، رابرت فانتینا در وب سایت کانترپانچ از تهدید مجاهدین خلق در بخش دیگری از اروپا یعنی فرانسه، می نویسد: « در حال حاضر دو گروه در فرانسه فعال هستند. یکی جلیقه زرد ها، تشکیلاتی غیر رسمی که با افزایش مالیات بر قیمت سوخت اعتراضات خود را آغاز کردند و به مرور اعتراضات خود را به بخش های دیگر سیاست های دولت امانوئل مکرون تعمیم دادند. آن ها هیچ برنامه مدون و هیچ رهبری سازمان یافته ای ندارند. تشکیلات دوم مجاهدین خلق است، گروهی تروریستی که به دنبال سرنگونی حکومت ایران است. مجاهدین خلق مسئول مرگ هزاران انسان بیگناه است.»

فانتینا معتقد است که فرانسه با پناه دادن به مجاهدین خلق همان سیاست دورویی آمریکا را پی گرفته است: « فرانسه به عنوان یکی از امضا کنندگان برجام، خروج آمریکا از این توافق بین المللی را محکوم کرد و مقامات حکومت فرانسه به دنبال ابزاری برای دور زدن تحریم های آمریکا هستند تا بتوانند با ایران روابط تجاری خود را ادامه دهند. در عین حال، آن ها از تشکیلاتی تروریستی حمایت می کنند که تنها هدفش سرنگونی حکومت ایران است.»

نویسنده کانتر پانچ به مقامات فرانسوی توصیه می کند که در مواضعشان در قبال ایران روشن باشند و تاکید می کند که قدرت و نفوذ آمریکا در عرصه سیاست های بین المللی رو به افول است. او اذعان می کند که علی رغم تحریم های آمریکا بسیاری از ملت ها به دنبال راه های ادامه روابط تجاری شان با تهران هستند. وی می نویسد: « این واقعیت که ملت های بسیاری به دنبال دور زدن تحریم های آمریکا هستند نشانه خوبی است و حاکی از کاهش قدرت و نفوذ آمریکا است. حتی فرانسه در حالی که مجاهدین خلق را تشویق می کند، به دنبال راه هایی برای ادامه روابط تجاری با ایران است.»

امروز، چهل سال پس از انقلاب ایران، درک علت و ریشه تنفر و بدبینی ایرانی ها نسبت به غرب، دشوار نیست. چنانچه حتی نویسنده ای اسرائیل دوست در وبسایت تبلت درباره ریشه های این تنفر در بخشی از مقاله اش به درستی این ریشه را شرح می دهد. او در مقاله ای باعنوان «درک فوبیای نفوذ» می نویسد: « بیشتر ایرانیان فرهنگ غربی را می پذیرند اما درباره دخالت یا درگیر شدن عوامل خارجی در سیاست کشورشان بیم ناک هستند. یکی از ترس هایی که بسیاری از ایرانیان، حتی افرادی که از نظام فعلی متنفرند دارند این است که هیچ جایگزین روشنی برای این نظام نمی بینند. آن ها بیم دارند که غرب دخالت کند و رژیمی را تحمیل کند که آن ها نمی خواهند مثل مجاهدین خلق –مجاهدین خلق ایران، گروه اپوزیسیون ایرانی است که مورد حمایت غرب است.»

بدین ترتیب، چنانچه روزنامه نگاران و روشنفکران غربی سال هاست که هشدار می دهند، دولت های غربی باید در نظر داشته باشند که مردم ایران واقعا خواستار توقف سیاست های غیر مسئولانه آن ها در قبال گروه های تروریستی و افراطی مثل مجاهدین خلق هستند. 

مزدا پارسی

*** 

Mojahedin Khalq (Rajavi cult) accept their organisational connection with arrested Iranian in Israel

Ebrahim_Khodabandeh_MEK_MKO_Rajavi_Cult_Terrorists_Rudy Giuliani_Israel_IranTrump administration plotting to use MKO (MEK, NCRI …) terrorists against Iran: Ex-MKO member

Albania: MEK rebrands by assassinating unwanted members

Bolton_MEK_MKO_Maryam_Rajavi_Cult_PayedJohn Bolton – Defender Of Zion, Promoter Of MEK Terrorism – Fees Revealed

National Security: Could Maryam Rajavi (Mojahedin Khalq) blackmail her friends in high places – Rudi Giuliani, John Bolton and Newt Gingrich

تظاهرات مجاهدین خلق مریم رجوی در پاریس 2019Maryam Rajavi’s protest is more about being left in the cold by Pompeo in Warsaw

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/کانون-های-شورشی-ادعایی-مریم-رجوی،-مجاه/

کانون های شورشی (ادعایی مریم رجوی، مجاهدین خلق ایران) از سه دیدگاه

انجمن نجات، مرکز فارس، بیست و نهم ژانویه ۲۰۱۹:… آن ها همگی متفق القول هستند که اساسا کانون های شورشی وجود خارجی ندارد و آنچه در تصاویر دیده می شود نمایش فریب آمیزی است که صرفا کارکرد داخلی دارد. در زیر نظرات و تحلیل های برخی از این افراد را پس از تماشای تصاویر کانون های شورشی در یکی از رسانه های اجتماعی، می خوانید. این افراد شامل اعضای جدا شده از تشکیلات مجاهدین خلق … 

کانون های شورشی مجاهدین خلق مریم رجوی مسعود رجوی در ایرانکانون های شورشی مریم رجوی (مجاهدین خلق، فرقه رجوی) در ۳۰ دی

لینک به منبع

کانون های شورشی از سه دیدگاه

توسط انجمن نجات مرکز فارس ۹ بهمن ۱۳۹۷

در یکی دوسال اخیر اصطلاح تازه ای به سازوکار تبلیغاتی سازمان مجاهدین خلق افزوده شده است که «کانون های شورشی» نام گرفته است. پروپاگاندای تشکیلات مجاهدین خلق ادعا می کند که این کانون ها در شهرهای ایران در حال گسترش هستند و هر روز مردم بیشتری در حال پیوستن به آن ها هستند. برای اثبات این ادعا تصاویری از کانون های کذایی در رسانه های مجاهدین منتشر می شود که ذهن هر بیننده بی طرفی را هم به چالش می کشد چه رسد به افرادی که با ماهیت تشکیلات مجاهدین خلق آشنایی دارند. 
تصاویر همواره از فضاهای بی هویت –معمولا دشت و بیابان—و افراد بدون چهره گرفته شده است که با دیالوگ های مکانیکی و حرکات نمایشی و تصنعی، سرسپردگی خود را به «برادر مسعود» اعلام می کنند. عموما بینندگان این تصاویر را سه دسته تشکیل می دهند. کسانی که با مجاهدین خلق و سوابقشان آشنایی ندارند و احتمالا تنها چالشی که در ذهنشان مطرح می شود این است که «برادر مسعود» کیست؟ و چرا این افراد مجبور هستند با چنین شرایط غیر عادی حمایت خود را از او اعلام کنند و احتمالا اگر کنجکاوی آن ها اندکی بیشتر باشد برای پاسخ به سوالات خود با یک جستجوی ساده به سیل عظیم اطلاعات درباره سوابق تروریستی و همکاری های مسعود رجوی با صدام حسین و کیش شخصیتی که هزاران زن و مرد را به زنجیر کشیده است، دست خواهند یافت.

طیف دوم مخاطبین این تصاویر که دقیقا مخاطب هدف رسانه های مجاهدین خلق هستند را اعضای داخلی سازمان تشکیل می دهند که دسترسی به جهان و رسانه های آزاد ندارند. مخاطب گرفتار در درون فضای منزوی تشکیلات مجاهدین خلق ممکن است باور کند که واقعا «کانون های شورشی» در جای جای ایران در حال شکل گیری است. آن ها نمی دانند که در ایران امروز اگر کسی اعتراضی به شرایط سیاسی و اجتماعی و اقتصادی داشته باشد، نیازی ندارد که برای اعلام شورش یا اعتراض بدور از جمعیت به کوه و کمر برود؛ چنانکه حضور افراد جامعه ایرانی در اعتراضات مردمی و کارگری به وضع معیشتی و مشکلات اقتصادی به سادگی در رسانه ها منتشر می شود و معترضین نیازی به پوشاندن چهره خود نمی بینند. هرچند که اگر در ذهن مخاطب داخلی پرسش ایجاد شود که چرا این شورشیان انقدر کم تعداد و منزوی هستند و چرا در بیابان و بدور از مردم عادی جامعه تشکیل شده اند یا چرا چهره هایشان معلوم نیست، حق ندارند پرسش خود را مطرح کنند چرا که در تشکیلات پرسش ممنوع است.

و بالاخره دسته سوم بینندگان را افرادی تشکیل می دهند که به هر دلیلی با سوابق مجاهدین خلق و ماهیت واقعی آن ها آشنایی دارند. در سال های اخیر، برای این افراد تصاویر کانون های شورشی به نوعی جنبه سرگرمی پیدا کرده است اما گاهی تحلیل های متقن و کارامدی از درون دیدگاه های این افراد قابل استنتاج است.

آن ها همگی متفق القول هستند که اساسا کانون های شورشی وجود خارجی ندارد و آنچه در تصاویر دیده می شود نمایش فریب آمیزی است که صرفا کارکرد داخلی دارد. در زیر نظرات و تحلیل های برخی از این افراد را پس از تماشای تصاویر کانون های شورشی در یکی از رسانه های اجتماعی، می خوانید. این افراد شامل اعضای جدا شده از تشکیلات مجاهدین خلق، اعضای خانواده اسیران گرفتار در تشکیلات و یا افرادی که ارتباطی با مجاهدین نداشته اند اما از طرق گوناگون از سوابق و شرایط فعلی این گروه آگاه شده اند. خواندن این دیدگاه ها به شناخت بهتر ماهیت مجاهدین خلق و همچنین درک میزان اقبال عمومی نسبت به این گروه، کمک می کند.

***
علی شیرزاد :
کانونهای شورشی که قراره مردم را آزاد کنند نمیدونم چرا خودشون را ازترس آزاد نمیکنند درپشت عکس پنهان میشوند آنهم درکوه ودره وغار نه وسط شهر

غلام رضا شکری:
حاضرم قسم بخورم که اینا مال خودشونه بعد میگن شهرهای ایرانه توی اشرف و لیبرتی این کار رو میکردن بعد نفرات خودشونو فریب میدادن

علی شیرزاد:
کاررجوی عوامفریبی ست اگه بخواهیم فقط ازعوامفریبی هاش بنویسیم فکرکنم ده هزارمقاله میشود

احمد هاجری:
من نمیدونم چرا انزوا پرستی و جمع گریزی شرط اول عضویت در این سازمان؟

محمد رزاقی:
این برادران بلوچ قاچاقچی همانهائی هستند که تریاک رجوی تامین می کردند . رجوی که ریق رحمت سر کشید برای دریافت دستمزد مجبورند در پاکستان و افغانستان عکس روح پلید دست بگیرند تا جیره شان قطع نشود…

قربان علی حسین نژاد:
انگار روز ۳۰ دی فقط رجوی از زندان آزاد شده. در حالیکه روز ۳۰ دی روز آزادی زندانیان سیاسی است و همۀ گروههای ایرانی این روز را روز آزادی زندانیان سیاسی می نامند ولی کیش شخصیت و بت پرستی فرقۀ رجوی این روز را به نام رجوی مصادره کرده. تازه این عکسها از کجا معلوم در ایران می باشند و در آلبانی نیستند؟

محمد کرمی: 
یک سوال این کانون های مثلا شورشی که هرکدام مربوط به یک شهر دیگر هستند چرا کفش همه شان یک مدل است در همه عکس ها؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

محمد رجبی:
دوستان عزیز همینکه صورتهاشون را پوشانده اند نشان دهنده انقلابی بودن انهاست. اینها وحشت دارند شناخته شده و تا بهمن که قول داده اند مردم در تف کردن روی صورتشان صرفه جوئی کنند

میهن آباد: مضحکه

بامشاد تابناک:
این بچه بازی ها نمایشی دراروپا انجام می شود ونوعی خودفریبی فرقه رجوی است

مهران بایکان: 
اسم این فرقه که میاد حالت تهوع بهم دست میده نظر دیگه ای ندارم

محمد رجبی: 
خنده دار ترین موضوعی که من میبینم و شنیدم و میخوانم کانونهای شورشی مزاحمین خلق

محمد رجبی:
تمام ریگهای روان خوزستان و غرب کشور صرف نظر از مسائل داخلی تف به صورت اینها نمی اندازند چه رسد به اینکه اینها موفق به ایجاد کانونهای شورشی باشند
دونسل از جوانان کشور که می توانستند در سازندگی به کار گرفته شوند به دست رهبران خائن اینها به نابودی کشیده شد اینها به غیر از همان دوهزار اسیر در بند که آنها نیز متاسفانه در دام افتادگانی هستند هیچ چیز از ایرانیت ندارند مزاحمین خلق هستند نه مجاهدین خلق

نازیار علی زاده:
آزادی های یواشکی بسبک مجاهدینه ؟

مریم مسیح:
یک عده بیمار روانی و فسیل بنام زامبی های مجاهدین خلق
بیچاره ها واقعا نیاز به درمان دارند

احمد هاجری: حرکت مبارزاتی در بن چاه

پرویز حیدرزاده: 
باسیلی صورت خودرا سرخ نگه داشتن است ،کارشون بازی و سر کاری است

سحر سالار: 
۵نفر که با پول خریدن آوردن در بیابونهای ایران حالا دارن شعار میدن بزرگتراز اینا صدام و رهبرگوربگورش غلطی نکرد اینها درحد ی بازیه میخوان بگن ما هنوز زنده ایم و هستیم.

(پایان)

*** 

مزدور مسعود رجوی و تقی شهران قتل و جنایت سالروز آزادی بریده مزدور ساواک مسعود رجوی- بیانیه ای که ساواک برای مسعود رجوی نوشت

American Hawks using Mojahedin Khalq MEK terroristsWho do you think you are you fooling Mr Pompeo? 

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/اجلاس-لهستان،-مجاهدین-خلق-در-هر-جبهه-ای/

مریم رجوی در اجلاسیه ورشو! (+ اجلاس لهستان، مجاهدین خلق در هر جبهه ای علیه ملت ایران)ا

حامد صرافپور و مزدا پارسی، انجمن نجات، مرکز فارس، بیست و ششم ژانویه ۲۰۱۹:… از زمان اخراج مجاهدین خلق، فرقه رجوی از عراق، آلبانی هم تمام عیار در خدمت سیاستهای ضدایرانی جناح های جنگ طلب آمریکایی علیه ایران قرار گرفت که تاکنون گام به گام در همین مسیر پیش رفته است. اخراج دو دیپلمات ایرانی از این کشور در ماه گذشته بخشی از فعالیت های لابی های صهیونیست در آلبانی … 

دکتر اولسی یازچیگروه تروریستی مجاهدین خلق رسانه‌ها و روزنامه‌نگاران آلبانیایی را تهدید و تطمیع می‌کند

۱- مریم رجوی در اجلاسیه ورشو! 

توسط انجمن نجات مرکز فارس آخرین بروزرسانی ۶ بهمن ۱۳۹۷
لینک به منبع

کمتر از ۳ هفته دیگر نشست ضدایرانی مایک پمپئو در ورشو لهستان برگزار می شود!. برگزاری این نشست مورد استقبال شدید مریم رجوی قرار گرفته است. نگاهی گذرا به برخی رخدادها می تواند دلایل استقبال فرقه تروریستی مجاهدین خلق از این نشست را بیشتر روشن سازد.

یکم- آنچه این اجلاس را بیش از هرچیز برای ایرانیان برجسته نمود، ورود بالغ بر ۱۵۰ هزار پناهجو و مهاجر لهستانی در جنگ دوم جهانی به ایران است. در این مهاجرت بخش قابل توجهی از آوارگان در ایران ماندگار شدند و این موضوع با توجه به شرایط بسیار بد اقتصادی و معیشتی مردم ایران، یک اقدام بسیار انسانی را تداعی می کند که طبعاً مردم لهستان هرگز نمی باید آنرا فراموش کنند. اما در سالهای اخیر، وضعیت بشدت نابسامان اقتصادی دول اروپای شرقی و بخصوص کشورهایی چون آلبانی، بلغارستان و لهستان باعث شده که این کشورها احتیاج زیادی به کمک های مالی آمریکا داشته باشند، که این کمک ها طبعاً وابستگی زیادی را در خط و مشی سیاسی دولتمردان شان به آمریکا ایجاد کرده است.

دوم- در طی دورانی که عراق تحت اشغال کامل نیروهای آمریکایی قرار داشت، حدود ۴۸۰ سرباز بلغاری به عراق اعزام شدند که عمدتاً برای حفاظت از قرارگاه مجاهدین استفاده می شدند. این سربازان با حقوق ماهیانه ۲۰۰۰ دلار (که برایشان یک موهبت بود) پس از یک دوره ۶ ماهه به کشورشان بازمی گشتند تا با ۱۲ هزار دلار کسب کرده زندگی حداقل خود را تشکیل دهند. در همان زمان سربازان آمریکایی ماهیانه حداقل ۵٫۵ هزار دلار حقوق بدون مالیات می گرفتند و در پایان خدمت یکساله نیز تا ۵۰ هزار دلار پاداش شامل آنان می شد. تا پایان حضور نیروهای بلغار در عراق ۱۳ نظامی و ۶ غیرنظامی کشته شدند. همزمان کشور استونی نیز تعدادی سرباز به عراق منتقل کرد. در مجموع حضور همه این کشورهای کوچک و بی تأثیر، صرفاً دادن مشروعیت به حضور نیروهای آمریکایی در عراق بود.

سوم- چند سال پس از آن، برنامه انتقال اعضای فرقه رجوی به کشور آلبانی انجام گرفت که هزینه آنرا که بالغ بر میلیونها دلار می شد دولت آمریکا تقبل کرد. از آن پس آلبانی هم تمام عیار در خدمت سیاستهای ضدایرانی جناح های جنگ طلب آمریکایی علیه ایران قرار گرفت که تاکنون گام به گام در همین مسیر پیش رفته است. اخراج دو دیپلمات ایرانی از این کشور در ماه گذشته بخشی از فعالیت های لابی های صهیونیست در آلبانی بود. کثرت تردد شخصیت های جنگ افروز آمریکایی (از جمله جان مک کین معدوم، جان بولتون، رودی جولیانی) که عمدتاً از جناح نئوکان ها بودند به مقر مجاهدین خلق در آلبانی به دعوت مریم قجرعضدانلو، خود نمایانگر کنش و واکنش هایی است که در این کشور علیه ایران انجام گرفته است. نقش کلیدی مجاهدین در اثرگذاری روی ارگان های امنیتی و سیاسی این کشور غیر قابل کتمان است و مریم رجوی نیز بخوبی از وضعیت نابسامان اقتصادی مردم این کشور بهره برداری کرده است.

کنفرانس ورشو لهستان امریکا اروپا ایران و مزدوران مجاهدین خلق مریم رجوی

چهارم- در دور جدید ایران ستیزی، قرعه آمریکا به نام لهستان رقم خورده است. مایک پمپئو که در مسیر فعالیت های ضدایرانی خود نتوانسته بود هیچ کشور دیگری را در اروپای غربی و یا حتی کشورهای عربی حوزه خلیج فارس وادار به تقبل چنین ریسکی نماید، لهستان را به این دلیل برگزید که از یکسو رهبری کشور در دست راست ترین جناح های افراطی است و از سوی دیگر نیاز شدید به بازسازی اقتصاد درهم پاشیده دارد. طبعاً آمریکا با دوشیدن عربستان هزینه برگزاری اجلاس و نیز کمک مالی به دولت لهستان را خواهد پرداخت. از منظر نظامی، شکست پی در پی آمریکا در سوریه، عراق و یمن برای تسلیم و به زانو در آوردن ایران و متحدین اش، و آنگاه شکست در عرصه سیاسی با وجود انواع اجلاسیه ها که به دستور آمریکایی ها توسط عربستان برگزار گردید، باعث شد که اینبار آمریکا خود مستقیم وارد میدان شود و راه چاره را در یک اجلاس بین المللی جستجو نماید. بازی جدیدی که از همین الان طلیعه شکست آن با عدم پذیرش خانم موگیرنی برای شرکت در آن و انتقاد شدید روسیه از برگزاری اجلاس پدیدار شده است. پمپئو زمان برگزاری این اجلاسیه را دو روز پس از ۲۲ بهمن گذاشته است که طبعاً برآوردهای مختلفی از آن دارد و از جمله علت های مهم آن می تواند برآورد چگونگی حضور کمی و کیفی مردم در گردهمایی سالروز انقلاب ۵۷ باشد. هدف “زمانی” آن هرچه که باشد، به مانند هدف “مکانی” آن که می دانیم چرا ورشو را برگزیده است (طبعاً با یک تیر دو نشان زدن و هدف گیری همزمان ایران و روسیه می باشد)، نخواهد توانست جلوی شکست این کنفرانس را بگیرد.

کنفرانس ورشو لهستان امریکا اروپا ایران و مزدوران مجاهدین خلق مریم رجوی

نکته قابل توجه در کنفرانس ورشو حضور هیئتی از فرقه مجاهدین خلق در این کنفرانس است که زمزمه های آن به گوش می رسد. طبعاً مریم رجوی تلاش می کند شخصاً در این نشست حضور داشته باشد اما بنا به برآوردهای مختلف ممکن است مقامات آمریکایی ریسک آنرا بیش از حد بالا ببینند و از این حضور مستقیم جلوگیری کنند و ماکزیمم به حضور یک هیئت دست چندم بسنده نمایند. اما این هم نمی تواند صورت مسئله را تغییر دهد. واقعیت این است که برخی کشورهای اروپای شرقی، بازیچه سیاست های آمریکا برای بازی با مجاهدین خلق شده اند که خود سالهاست بازیچه است. همانطور که اشاره شد، از سربازان بلغاری برای حفاظت از قرارگاه مجاهدین خلق در عراق، از سرزمین آلبانی برای ایجاد مقر و اسکان مجاهدین خلق و اینک هم از ضعف لهستان برای بازی تبلیغی مجاهدین خلق استفاده شده است.

مریم رجوی سالهاست برای تشدید تحریم ها و ایجاد جنگی جهانی علیه ایران در تکاپو و فعالیت شدید است. برای اینکار نزدیک به دو دهه از صدام حسین بهره جست و پس از آن چند سال آویزان پنتاگون و ارتش آمریکا بود، در سالیان اخیر نیز دست به دامان نیروهای تروریستی “داعش در عراق و ارتش آزاد در سوریه” شده بود که بخشی از پروژه همکاری با بن سلمان و نتانیاهو بود و طبعاً همراهی با گروهکهای تروریستی شرق کشور همچون گروهک جیش العدل را هم باید در نظر گرفت. در دوران ریاست جمهوری اوباما، رهبران مجاهدین تا حد زیادی از آمریکا ناامید شده بودند اما با آمدن ترامپ و ورود جان بولتون به کاخ سفید و تشدید فعالیت جان مک کین در سنای آمریکا علیه ایران و به دفاع از مجاهدین که با همکاری سرهنگ بازنشسته و جنایتکاری چون وسلی مارتین انجام می گرفت، جان تازه ای در کالبد بی روح مریم رجوی دمیده شد. وی مدتها چشم امید به مثلث شیطانی “مک کین-بولتون-جولیانی” دوخته بود که با مرگ پیر جنایتکار جهانی (مک کین) راس این هرم فروپاشید و اینک چشم مریم قجرعضدانلو به اجلاسیه پمپئو در لهستان دوخته شده است. در هفته های اخیر مجاهدین با تمام امکانات اجلاس ورشو و سخنان مایک پمپئو در این زمینه را پوشش داده و به تبلیغ آن مشغول هستند.

در سال گذشته ترامپ، بولتون و مک کین وعده های زیادی در رویاهای دور خود به جهانیان و بخصوص آمریکاییها و اپوزیسیون وارفته ایرانی می دادند، وعده هایی که نه تنها تحقق نیافت که با مرگ مک کین به تاریخ پیوست. قرار بود سال جدید میلادی را در تهران جشن بگیرند، قرار بود با پاره کردن برجام، “تابستان داغ” و جهنمی را برای ایران مهیا سازند و آنگاه وعده “ضربه سخت زمستانی” را دادند، وعده ای که به شکست سنگینی برای جنگ افروزان و اضداد ایران منجر خواهد شد و چیزی برای رقص رهایی مریم رجوی در برابر اسرائیل و سعودی باقی نخواهد گذاشت!.

پنجم- پمپئو تاکنون نتوانسته حمایت زیادی را بخصوص در کشورهای مهم اروپایی و حتی عربی برای حضور در اجلاس جمع آوری نماید و زمزمه های پایان پیش از شروع این اجلاسیه نیز بر زبانهاست، و حتی در صورت برگزاری، احتمالاً هیچ کشور مهم غربی و عربی جز چند نماینده دست چندم در این کنفرانس شرکت ندهند و تنها موفقیت وی می تواند گرفتن امتیازاتی از عربستان برای دوشیدن مدل ۲۰۱۹، و به دست آوردن دل گروهک های برانداز و در رآس آنان فرقه مریم رجوی باشد. گفته می شود مریم قجرعضدانلو در ماه جاری سفری به افغانستان داشته اند تا با کمک آمریکایی ها محل مناسبی برای آموزش و استقرار نیروهای تروریستی برگزیند. اقدامی که طبعاً نمی تواند ۹۰ درصد اعضای مجاهدین را شامل شود چرا که جز گروهی سالمند از آنان باقی نمانده است و اگر این مسئله درصدی واقعیت داشته باشد تنها برای آموزش نیروهای تروریستی است که مجاهدین در آن کار مجرب هستند.

علاوه بر آن، برای شازده رضا پهلوی نیز دلگرمی خوبی است که این روزها عنان حقوق بشر از کف بدهد و مشغول بازی با فرشگردی ها باشد!. بازی ای که طبعاً برای جمع آوری دوباره دلارهای بادآورده برای خوشگذرانی دوران بازنشستگی است.

کنفرانس ورشو لهستان امریکا اروپا ایران و مزدوران مجاهدین خلق مریم رجوی

باید دید مریم رجوی در پایان بهمن ماه چگونه شکست ورشو را توجیه خواهد کرد!. از یاد نبرده ایم که زمستان سال ۱۳۸۱ مسعود رجوی از پروژه “بهمن عظیم” یاد کرد که اشاره به حمله احتمالی آمریکا به عراق و حرکت مجاهدین به سمت مرزهای ایران برای تسخیر تهران بود!. امری که نه تنها محقق نشد بلکه کمتر از ۶ ماه بعد منجر به خلع سلاح مجاهدین و قرار گرفتن تمام عیار مسعود رجوی در خدمت پنتاگون و دستگیری مفتضح مریم قجرعضدانلو در فرانسه شد. و اینک نیز “بهمن عظیم” دیگری در شرف فرود آمدن بر سر تشکل مجاهدین، شیوخ تبهکار حوزه خلیج فارس و اجلاس مایک پمپئو است!

حامد صرافپور
۶ بهمن ماه ۱۳۹۷

۲- اجلاس لهستان، مجاهدین خلق در هر جبهه ای علیه ملت ایران

توسط انجمن نجات مرکز فارس آخرین بروزرسانی ۳ بهمن ۱۳۹۷
لینک به منبع

وزیر امور خارجه آمریکا مایک پمپئو چندی پیش از برگزاری اجلاسی در لهستان خبر داد برای آنچه «مقابله با نفوذ ایران در خاورمیانه خواند». این روزها رسانه های تبلیغاتی مجاهدین خلق در اشتیاق این نشست، شور و حرارت بسیاری نشان می دهند. این تشکیلات ورشکسته، به هر اقدام دشمنانه ای علیه ایران امید می بندد. این بار نیز این گروه امید دارد که این نشست — چنانچه در سایت تبلیغاتی آن آمده است– «به احتمال خیلی زیاد خط مشی های قدرتمندی علیه جنگ طلبی های رژیم و حمایت آن از تروریسم» اعلام کند.

در حالی که رسانه های تبلیغاتی گروه ادعا می کنند که « کشورهای زیادی در نشست ورشو شرکت خواهند کرد»، در روزهای اخیر گزارش هایی مبنی بر عدم شرکت مقامات بلند پایه اروپایی در این اجلاس منتشر شده است. در گزارش نشنال آمده است: «تلاش آمریکا برای فشار آوردن بر ایران با عقب نشینی وزرای خارجه چندین کشور عضو اتحادیه اروپا مواجه شده است». 

بنا به گزارش رسانه های ایران و آمریکا رییس کمیته روابط خارجی اتحادیه اروپا، فدریکا موگرینی گفته است که در اجلاسی که مسئولینش آن را کنفرانسی ضد ایرانی توصیف می کنند شرکت نخواهد کرد. بنا به همین گزارش ها، فرانسه نیز به احتمال زیاد وزیر امورخارجه خود را نمی فرستد. وزیر امورخارجه لوکزامبورگ گفت که به دلیل برنامه های از پیش تعیین شده به این اجلاس نخواهد رسید. انگلستان و آلمان هنوز در این باره موضع گیری رسمی نکرده اند.

به نوشته نشنال، اتحادیه اروپا بر سر برجام با آمریکا اختلافات زیادی دارد و علی رغم تحریم های جدید آمریکا علیه ایران، به دنبال برقراری روابط اقتصادی با ایران است. 
بایکوت کردن اجلاس لهستان از سوی اروپایی ها و در همان حال حمایت پرشور فرقه رجوی از آن، نشان دهنده ابعاد ضد ایرانی این نشست است. مهدی حسن روزنامه نگار و تحلیل گر سیاسی در اینترسپت، معتقد است که جنگ طلبان ضد ایران، در حال طراحی جنگی علیه ایران هستند. به ویژه، مهدی حسن به جان بولتون مشاور امنیت ملی دانلد ترامپ، به عنوان عامل کلیدی راه اندازی جنگ علیه ایران می پردازد و به سوابق او در به راه انداختن جنگ علیه عراق در سال ۲۰۰۳ اشاره می کند.

مهدی حسن با اشاره به اظهارات جان بولتون به درستی نتیجه گیری می کند که بولتون سیاستمداری غیر منطقی است که به سادگی اعتراف می کند که حاضر است برای منافع بلند مدت آمریکا قوانین بین المللی را زیر پا بگذارد. حسن هشدار می دهد: « بولتون فتنه جو بیشتر سال ۲۰۱۹ را در حال پرداختن به موضوع جنگ با ایران در محافل خصوص و عمومی خواهد بود –جنگی که در برابر آن، جنگ عراق به قدم زدن در پارک می ماند. این همان چیزی است که این سیاستمدار سیبیلو را تبدیل به خطرناک ترین عضو دولت بی ملاحظه ترامپ می کند.»

رسانه های غربی بارها روابط بولتون با مجاهدین خلق را به نحو رسوا کننده ای پوشش داده اند.این گزارش ها افشا کردند که بولتون مبالغ هنگفتی از مجاهدین خلق دریافت کرده تا در نشست هایشان از آن ها حمایت کند. سال گذشته گاردین اعلام کرد که بولتون برای شرکت در گردهمایی های مجاهدین خلق تنها در یک سال ۱۸۰ هزار دلار از آن ها دریافت کرده است. او برای یک سخنرانی پنج دقیقه ای در حمایت از مجاهدین خلق چهل هزار دلار دستمزد گرفته است.

رابرت زولدا یکی از اساتید دانشگاه لودز لهستان می نویسد، کنفرانس ورشو می تواند تهدیدی برای شهرت لهستان در میان همسایگان اروپایی اش باشد، به ویژه که نماینده روسیه و بسیاری کشورهای اروپایی مایل به شرکت در برنامه های جنگ طلبانه آمریکا نیستند. وی می نویسد: « اگر فرانسه، انگلستان وآلمان مقامات بلند پایه شان را به این اجلاس نفرستند نتایج مثبت کمتر خواهد شد. بدتر زمانی است که اجلاس تک محوری شود و تنها بر کوبیدن ایران متمرکز شود و به گفته وزیر امور خارجه ایران تبدیل به اجلاسی «ضد ایران» شود. در این صورت لهستان دیگر نه تنها در روابط دیپلماتیکش موفق نخواهد بود بلکه شهرتش را به عنوان کشوری نسبتا خنثی از دست می دهد. سیاست فراتر لهستان در خاورمیانه –که هنوز پا نگرفته است— نیز به مانند شهرتش در منطقه، متضرر خواهد شد. صراحتا، نشست جنگ طلبانه ای که به دنبال سازمان دهی ائتلاف نظامی برعلیه ایران است برای لهستان فاجعه به همراه خواهد داشت. در حال حاضر، باید امیدوار باشیم که افکار پشت پرده این نشست چنین نباشد.»

به اظهارات پروفسور زولدا باید افزود که حمایت مجاهدین خلق از این اجلاس کار را برای آمریکا و لهستان وخیم تر هم می کند چراکه کنفرانس «ضد ایران» تبدیل به کنفرانس «ضد ایرانی» می شود. مجاهدین خلق تنها گروه مخالف ایرانی است که مورد تنفر اکثریت ایرانیان با هر دیدگاه سیاسی است. این گروه هزاران ایرانی را در عملیات های تروریستی خونبار در طول نیم قرن فعالیتش قربانی کرده است و همواره در جبهه مخالف ملت ایران بوده است. در زمان جنگ ایران و عراق در خدمت صدام حسین، وظیفه جاسوسی و عملیات تروریستی علیه ملت خود را در قبال پول و سلاحی که صدام اعطا کرده بود، به عهده گرفتند. پس از سرنگونی صدام بازوی عملیاتی اسرائیل برای قتل دانشمندان هسته ای ایران و عملیات های جاسوسی در سایت های فناوری ایران شدند و به عنوان نیروی وکالتی آمریکا برای بی ثبات کردن منطقه، مورد حمایت آمریکا قرار گرفتند. 

مزدا پارسی

(پایان)

*** 

OLSI JAZEXHI AlbaniaDr Olsi Jazexhi: Double standards in Albania’s fight against terrorism 

زهره قائمی فرمانده ترور صیاد شیرازیBBC: Who are the Iranian dissident group MEK? (Mojahedin Khalq, MKO, PMOI, …) 

همچنین: