مسعود رجوی چگونه قبح خیانت به میهن را شکست

مسعود رجوی چگونه قبح خیانت به میهن را شکست

مسعود رجوی چگونه قبح خیانت به میهن را شکستمنصور نظری، ایران اینترلینک، دوم دسامبر 2021:… اینچنین بود که یک  بیمار روانی به نام  مسعود رجوی با شکستن قبح خیانت به میهن راه خائنین دیگر را باز کرد مسعود رجوی همه ارزشها و مرزهای اخلاقی، اجتماعی، سیاسی، میهنی را در هم شکسته است. او اینک نه یک ایرانی بلکه جزئی از دشمنان تمامیت ارضی ایران و مردم ایران شده است.  ایرانیان داخل ویا خارج ایران میتوانند با حکومت ویا دولت ومناسبات حاکم مخالف باشند این حق همه مردم ایران است اما به یاد داشته باشیم  که این مخالفت  نباید منجر به شکستن مرزهای اخلاق، سیاسی ومیهنی شود و طعمه  دست شیادانی مثل مسعود رجوی باشد.

مسعود رجوی از کاندیداتوری مجلس اسلامی تا امید به سناتور تد کروز امریکاییمسعود رجوی از کاندیداتوری مجلس اسلامی تا امید به سناتور تد کروز امریکایی

مسعود رجوی چگونه قبح خیانت به میهن را شکست

منصور نظری 2021

آقای منصور نظری، پاریس

قبل از انکه بخواهیم تابوهائی که مسعود رجوی شکسته را بررسی کنیم بهتراست  معنای کلاسیک تابو را تعریف کنیم. تابو کلمه ایست با دو معنای متضاد به عبارت ساده تر خوب و بد یا به تعبیری بایدها ونباید ها. همه ما در زمان کودکی که زیر چتر خانواده خصوصا پدر ومادر بوده ایم بارها از پدریا مادرمان شنیده ایم اینکار را نکن، به این دست نزن، اینجا و یا آنجا نرو.  کمترکسی است که این هشدار پدرو مادرها را فراموش کرده باشد. همه اینها الگوهای رفتاری و ارزشی بودند که همیشه توسط بزرگان خانواده به ما گوشزد شده است تا ما بدانیم به چه چیزهائی نباید نزدیک شویم و به تعبیری دیگر ما یاد گرفتیم چگونه با ارزشهای خوب وبد کنار بیائیم .

قوانین مربوط به تابوها و ارزش ها و ضد ارزش ها موضوعی نیست که امروز پدید آمده باشد.  ریشه این قوانین را میتوان در پیدایش تمدن درمیان انسانها از زمانهای بسیار دور و کهن جستجو کرد. موضوعی که ریشه درتاریخ انسان دارد و با گسترش تمدن انسانی این قوانین و ارزشها دستخوش تغئیراتی شده اند.

ناگفته نماند که تابوها، دارای دسته بندی متفاوتی هستند. از جمله تابوهای اخلاقی، مذهبی، اجتماعی، سیاسی، قانونی و ده ها ارزش معنوی که کمتر کسی میتواند به سادگی آنها را زیرپا بگذارد.

شکستن بعضی از ارزش ها در جوامع کار بسیار سخت و دشواریست اما در دنیای امروز با گسترش تکنولوژی و ماهواره ها و دنیای مجازی اینکار توسط قدرتهای سلطه گر موریانه وار پیگیری میشود. خصوصا در رابطه با کشور ما ایران با صدها ماهواره زوم شده به سوی مردم.

زنان حرمسرا 

برای نمونه عادی سازی خیانت زن به شوهر و شوهر به زن به گونه ای تبلیغ میشود که زن و مرد را موجودی آزاد در روابط جنسی میدانند و تلاش میکنند ارزشهائی که در جامعه ما وجود داشته را زیر علامت سوال برده و آن ارزش را تبدیل به یک ضد ارزش کنند تا بدین وسیله بنیاد خانواده دچار اضمحلال شود و دیگر چیزی به نام حریم و حرمت معنا نداشته باشد. متاسفانه خیلی از مردم ایران در دام این ماهواره ها و شبکه هائی که بصورت بیست وچهار ساعته مشغول ویران سازی اخلاقی جامعه هستند افتاده اند. شکستن مرزهای اخلاقی همیشه مقدمه شکستن مرزها و ارزش های دیگر بوده است .

تمام این توضیحات از بابت این است که بتوانیم خیانت مسعود رجوی در شکستن قبح خیانت به میهن ومردم را بهتر درک کنیم  و ضرباتی که این مرزشکنی در بعضی گروهها ایجاد کرد. برای فهم موضوع  کمی به عقب بازمیگردیم. در سال 1361 پس از گذشت چندین ماه از کشته شدن اشرف ربیعی زن اول مسعود رجوی او عاشق دختر بنی صدر میشود والبته این عشق وعاشقی برای مسعود رجوی جنبه مصلحتی دارد و نه چیز دیگر. و سپس به سرعت مراسم ازدواج با فیروزه بنی صدر که  بین 17 ویا 18 سال دارد برگزار میشود. هنوز به یکسال نرسیده و با توجه به تحولاتی که در سازمان صورت میگیرد، خصوصا ارتباط مسعود رجوی با طارق عزیز وزیرخارجه صدام حسین یعنی وزیر خارجه کشوری که به خاک ایران تجاوز کرده وبا مردم ایران در جنگ است، در چنین وضعیتی آقای بنی صدر از مسعود رجوی فاصله میگیرد و به تبع آن فیروزه بنی صدر از مسعود رجوی طلاق میگیرد. هنوز جوهر این طلاق خشک نشده بود که این بار رجوی عاشق  زن دوستش یعنی مریم عضدانلو میشود. به گونه ای که مریم رجوی را مجبور میکنند از مهدی ابریشم چی طلاق بگیرد تا بتواند با مسعود رجوی ازدواج کند. پاداش مهدی ابریشم چی نیزیک دختر 17 ساله است مینا خیابانی ، مهدی ابریشم چی حداقل دوبرابر سن مینا خیابانی را دارد اما این هدیه ای از طرف مسعود رجوی است که به  پهلوان قلابی داده  میشود.

داستان ازدواج مسعود رجوی و مریم عضدانلو را میتوان نقطه شروع تابو شکنی یا به قولی شکستن ارزشهای اخلاقی جامعه تلقی کرد که هیچ منطقی نمیتواند آنرا مباح کند. مسعود رجوی پس از اینکار مرزهای اخلاقی دیگری را نیز میشکند که از جمله آنها صدای هرمخالفی را دردرون سازمان خفه میکند که از جمله آنها حکم اعدام پرویزیعقوبی از مسئولین بلند مرتبه سازمان را صادر میکند و در پی آن مرزهای اخلاقی دیگری یکی پس از دیگری درهم میشکند و مسعود رجوی خودش را رهبر عقیدتی معرفی میکند. به تعبیر دقیق و ساده خودش را همچون پیامبران تلقی میکند تا دیگر کسی جرات نکند انگی به او بچسباند. مرز شکنی این مجنون پایان ندارد و در سالهای بعد او زنجیر پاره میکند  ومرزهای اخلاقی دیگری شکسته میشود که آنقدر مشمئز کننده و چندش اور است که تمایلی به بیان انها ندارم .

اما همه ماجرای شکستن تابوها و ارزشها یکطرف و خیانت به کشور و میهن یکطرف. هیچ کدام از مرز شکنی های مسعود رجوی به اندازه خیانتش به میهن نیست. آنجا که با کشور دشمن و متجاوز به خاک ایران بده بستان میکند وبه عراق میرود و با صدام حسین جنایتکار ومتجاوز به میهن وارد معامله میشود و اطلاعات نقاط حساس ایران را به دشمن میدهد تا صدام آن نقاط را بمباران کند و تا روز آخر جنگ هم پیمان صدام حسین می ماند.

پرواز خیانت ، سالگرد انتقال مسعود رجوی از فرانسه به عراق

نکته قابل توجه این است که تا آن زمان هیچ کس جرات خیانت به کشور ومیهن را نداشت آنهم بصورت علنی ولی مسعود رجوی قبح خیانت به میهن را میشکند. دراینجا لازم است بدانیم حتی شاهزاده ناکام با اینکه هیچ قرابتی با جمهوری اسلامی و نوع حکومت آن نداشت  بارها اعلام کرده بود که  چون او خلبان است میتواند در جنگ برعلیه دشمن متجاوز به خاک ایران بجنگدد. البته این شاهزاده ناکام با گذر زمانی وقتی قبح خیانت به کشورومیهن در او هم شکست خودش یکی از لابی های دشمنان ایران شد. او سالهای زیادیست همچون مسعود رجوی مشغول داد و ستد پول است و دیگر حریم وحرمت میهن در او مرده و تمام شده است. شاهزاده ناکام اگرچه دیر ولی خودش را به مسعود رجوی در خیانت رسانده و اینک هردو و یا نمایندگانشان در اندیشکده های صهیونیستی یا سعودی دائما در رفت و آمد هستند.  تبلیغ تحریم مردم ایران، بمباران ایران، و از طرفی تبلیغ زیرپوستی تجزیه ایران یکی از کارهائی است که هم دار و دسته رجوی و هم دار و دسته شاهزاده ناکام دنبال کرده ودنبال میکنند.

مسعود رجوی چگونه قبح خیانت به میهن را شکست

امروزه دستجات مختلفی ، ازجمله کمونیست های دو آتشه طبقه کارگر تا دستجاتی که روزگاری راست افراطی بودند بعد دچار دگردیسی شده اصلاح طلب شدند وامروز به راحتی آب خوردن تبدیل به مهره دشمنان ایران شدند، خودشان به زبان خودشان میگویند باید تابوی خیانت به میهن را شکست. بعضی هایشان علنا میگویند و بعضی شان با ادا و اطوار. مثلا برای بایدن نامه مینویسند ایران را بیشتر تحریم کنید. ایران را بیشتر زیر فشار بگذارید. والبته در خفا هم طرح حمله و بمباران ایران را به اندیشکده های صهیونیستی وسعودی میدهند. همکاری این دار و دسته ها به سردستگی سازمان مجاهدین خلق به گونه ایست که برای پیشبرد ویرانی در ایران دست به هر عمل کثیفی میزنند. از جمله  کشته سازی در اعتراضات مسالمت امیز مردم تا اقدامات تروریستی در نقاط مختلف ایران وهر اقدامی که برعلیه منافع ملی ایران باشد.

و اینچنین بود که یک  بیمار روانی به نام  مسعود رجوی با شکستن قبح خیانت به میهن راه خائنین دیگر را باز کرد مسعود رجوی همه ارزشها و مرزهای اخلاقی، اجتماعی، سیاسی، میهنی را در هم شکسته است. او اینک نه یک ایرانی بلکه جزئی از دشمنان تمامیت ارضی ایران و مردم ایران شده است. 

ایرانیان داخل ویا خارج ایران میتوانند با حکومت ویا دولت ومناسبات حاکم مخالف باشند این حق همه مردم ایران است اما به یاد داشته باشیم  که این مخالفت  نباید منجر به شکستن مرزهای اخلاق، سیاسی ومیهنی شود و طعمه  دست شیادانی مثل مسعود رجوی باشد.

میتوان مخالف حکومت بود ولی میهن پرست باقی ماند. میتوان مخالف ساختار حکومتی بود اما  میهن را نفروخت. هوشیار باشیم و نگذاریم مرز خیانت به میهن با مخالفت با حکومت مخدوش شود. وقتی این مرز مخدوش شود کفتاران و گرگ های درنده در کمین میهن ما هستند تا ویرانش سازند و نابودش کنند. زمان آن است میهن پرستان با کشیدن این خط قرمز با یک نه بزرگ به خائنین صف خود را از آنان جدا کنند. تاریخ هیچ خائنی به میهن را هرگز نخواهد بخشید .

دست اجنبی و مزدورانش از میهن ما کوتاه باد. 

سالگرد فروغ جاویدان جنایت جنگی مسعود رجوی

مسعود رجوی چگونه قبح خیانت به میهن را شکست

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/دادگاه-آبان-مجاهدین-خلق-و-قربانیان-بی-پ/

دادگاه آبان مجاهدین خلق و قربانیان بی پناه

دادگاه آبان مجاهدین خلقمنصور نظری، ایران اینترلینک، هفدهم نوامبر 2021:… بارها گفته ایم کشور ایران پدیده ای به نام اپوزسیون ندارد. آنچه که تحت این عنوان وجود دارد مشتی شارلاطان و کلاهبردار هستند که پروژه میگیرند تا با پروپاگاندا در راستای ویران سازی ایران اقدام کنند. دادگاه نمایشی لندن نیز با مشارکت همین دار و دسته برپا شد والبته با پشتوانه پولهای سعودی و تعدادی از تجزیه طلبان. البته ظاهرا سازمان مجاهدین خلق ازاین قافله عقب مانده بود و پس از دو روز بوی کباب دادگاه لندن به مشامشان میرسد وبرای عقب نماندن از کباب گرگهای درنده، مریم رجوی بلافاصله پیام تبریک برای تشکیل دهندگان این خیمه شب بازی میدهد تا نشان دهد سازمان مجاهدین خلق همیشه وهمه جا با تجزیه طلبان وخائنین ودشمنان ایران همراه است. دادگاه آبان مجاهدین خلق و قربانیان بی پناه 

گنجشک درنده مجاهدین خلقحکایت گنجشک درنده مجاهدین خلق و خرکیف شدن اپوزسیون جعلی

گنجشک های درنده اینبار در لباس وکالت 

دادگاه آبان مجاهدین خلق و قربانیان بی پناه

گنجشک های درنده اینبار در لباس وکالت 

کمتر از یکماه از حمله سایبری گرگهای درنده به زیر ساخت های سوخت وپمپ بنزین ها در ایران میگذرد ، برنامه ای هماهنگ شده برای کشته سازی دیگرهمچون آبان 98 ، اما اینبار مردم هوشیارانه نقشه کثیف دشمنان ایران راخنثی کردند. پس از شکست گرگهای درنده در حمله سایبری به زیرساخت های سوخت اینک نقشه کثیف دیگری کشیدند. نقشه متفاوت از قبل ودرلباسی دیگر. گرگهای های درنده اینبار لباس گرگی را درآورده و درنقش و با لباس وکیل ظاهر شدند. از یاد نمی بریم که همین خائنین درحمله سایبری به پمپ بنزین ها جای دوست و دشمن نشان میدادند. و حال که نقشه کثیف شان برملا شده است همین اطاق فکری صهیونیستی، سعودی با اجاره زمین لندن و اجراه خائنین و تجزیه طلبان شکل و شمایل “وکیل” و “مدعی” به خود گرفته است.

“دادگاه آبان” با پول عربستانی، مطبوعات اسرائیلی، پشتیبانان ضد دیپلماسی امریکایی در سالنی انگلیسی برگزار شد.

خانواده ها وداغداران آبان 98 نباید فریب این شارلاطانها و پروژه بگیران پولبررا بخورند چرا که این بیشرف ها همان کسانی هستند که اعتراضات مسالمت آمیزمردم را به خشونت کشیدند. رد پای همه این لاشخورها و کفتارها دراینترنت موجود است که چگونه با تحریک مردم و جوانان به آتش زدن بانکها وکشتن نیروهای انتظامی مبادرت میکردند و با آموزش ساخت کوکتل مولوتوف و تهیه سلاح برای حمله، تظاهرات مسالمت آمیزمردم را به خشونت کشیدند وهزاران میلیارد تومان به زیرساخت های کشورایران آسیب رساندند. جهت اطلاع کافیست بدانید در یک تظاهرات مسالمت امیز کافیست چند عنصر خودفروخته اقدام به اتش زدن و حمله به پمپ بنزین ها و مراکز نظامی کنند. همین کافیست تا نتیجه حاصله قربانی شدن تحرک مسالمت آمیز همان مردم باشد.

بارها گفته ایم که کسانی که اقدام به شلیک مستقیم به مردم کرده اند باید در ایران محاکمه شوند و کسانی که عوامل تحریک و پشت پرده اقدامات تروریستی و مسلحانه هستند باید در کشورهایی که در آنجا مستقرند تحت تعقیب قضائی قراربگیرند. همان کسانی که بصورت علنی آموزش آتش زدن و نابود کردن زیرساخت های اقتصادی را میدادند و میدهند وایضا از مردم میخواستند و میخواهند تا اقدام به حملات مسلحانه کنند. ولی متاسفانه امروز همان عوامل که نقش اصلی در تحریک مردم برای اقدامات خشونت آمیزداشتند بجای آنکه تحت پیگرد قضائی قراربگیرند لباس وکالت پوشیده واز خانواده قربانیان داغدار سواستفاده میکنند تا پوششی باشند برای خرابکاری هایشان.

متاسفانه دولت ایران هم بجای دلجوئی از خانواده های قربانیان داغدار آبان 98 و محاکمه دست اندرکان این ظلم با رفتاری غیر انسانی با این خانواده ها باعث میشوند که دشمنان ایران از این خانواده پوششی برای خود بسازند.  نمونه آن چند روز پیش نماینده مجلس ایران در یک مصاحبه اعلام میکند که او قربانیان این فاجعه را کشته و چه کسی میخواهد او را محاکمه کند.  این سخنان همچون نمک برزخم خانواده های داغدار آبان 98 است ومانند بده بستان با دشمنان ایران به شمار میرود. به باور من قبل از هر چیز باید و باید این نماینده را از مجلس اخراج کرده و سپس تحت تعقیب قضائی قرار دهند تا محاکمه شود. کسی که اینچنین بیشرمانه سخن میگوید نه تنها لایق مجلس نیست بلکه شایسته مجازات ومحاکمه است.

همچنین جا دارد نگاهی کوتاه به وقایع آبان 98 داشته باشیم. وقایعی که بیشتر به یک توطئه شباهت دارد تا یک حادثه.

همانگونه که بارها گفته ایم دشمنان ایران بصورت آشکار ونهان در تبانی با یکدیگرند. بخشی از این دشمنی در بیرون مرزهای ایران و بخشی نیز در درون مرزهای ایران مردم را بین چکش و سندان قرار میدهند تا اهداف شوم ویرانسازی را برای ایران رقم بزنند. ماجرای بنزین درآبان 98 و اتفاقاتی که در پی آن شکل گرفت از جمله سناریوهائی بود که از پیش توسط هواداران ومنصوبین شاهزاده ناکام  ودیگر ناکامان اپوزسیون جعلی همچون مجاهدین خلق و تجزیه طلبان برای تمام حالات مختلف نوشته شده بود.

تجربه 43 سال پس از پیروزی انقلاب ایران نیز نشان میدهد اکثر ضرباتی که انقلاب ایران خورده از درون و با همکاری دشمنان بیرونی بوده است.  حوادث آبان نیز دقیقا با همین همدستی شکل گرفت. دولت سابق با افزایش یک شبه قیمت بنزین جرقه را میزند وشوک بزرگی به جامعه وارد میکند به گونه ای که بسیاری از مردم محروم در اعتراض به این افزایش قیمت بصورت مسالمت آمیزبه خیابان می آیند وخواستار بازنگری ان میشوند.

اما درآنسو دشمنان  منتظر و درکمین نشسته فعال میشوند. مجاهدین خلق ، تجزیه طلبان وهواداران شاهزاده ناکام که منتظرسوژه بودند آموزش درست کردن کوکتل مولوتوف وآموزش آتش زدن بانکها و کشتن نیروهای انتظامی را در سرلوحه برنامه قرار میدهند و بصورت رسمی اعلام میکنند که بنزین بهانه است، حکومت نشانه است

بارها گفته ایم کشور ایران پدیده ای به نام اپوزسیون ندارد. آنچه که تحت این عنوان وجود دارد مشتی شارلاطان و کلاهبردار هستند که پروژه میگیرند تا با پروپاگاندا در راستای ویران سازی ایران اقدام کنند. دادگاه نمایشی لندن نیز با مشارکت همین دار و دسته برپا شد والبته با پشتوانه پولهای سعودی و تعدادی از تجزیه طلبان. البته ظاهرا سازمان مجاهدین خلق ازاین قافله عقب مانده بود و پس از دو روز بوی کباب دادگاه لندن به مشامشان میرسد وبرای عقب نماندن از کباب گرگهای درنده، مریم رجوی بلافاصله پیام تبریک برای تشکیل دهندگان این خیمه شب بازی میدهد تا نشان دهد سازمان مجاهدین خلق همیشه وهمه جا با تجزیه طلبان وخائنین ودشمنان ایران همراه است.

دادگاه آبان مجاهدین خلق

اما دمب خروس حضرات ترتیب دهنده این سیرک وخیمه شب به اسم دادگاه آبان زمانی بیرون زد که چند نفر قصد داشتند پرچم ایران را به دادگاه بیاورند اما با مخالف ترتیب دهندگان برنامه، پرچم ایران را از سالن خارج کردند.

نباید فراموش کنیم دشمنان ایران ونوکرانشان همچون کفتار در کمین کشور ایران هستند تا تکه تکه اش کنند و ویرانش سازند اما با هوشیاری میتوان نقشه های شوم این کفتارها را خنثی کرد.

با امید به شکوفائی سرزمینمان ایران

دادگاه آبان مجاهدین خلق و قربانیان بی پناه

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/سادیسم-در-اپوزسیون-قلابی/

سادیسم در اپوزسیون قلابی

سادیسم در اپوزسیون قلابی - منصور نظریمنصور نظری، ایران اینترلینک، هفدهم اوت 2021:… هیچ کسی که فیلم را دیده از خود سوال نمیکند چرا بهبهانی اینکار را کرد؟ چه اتفاقی افتاده که بهبهانی شلوارش را پائین کشیده؟ هیچ کسی متوجه نمیشود که این مجاهدین خلق بودند که با زبردستی در شکنجه روانی میدانند چگونه یک فرد را به این نقطه برسانند و نتیجه مطلوب به دلخواه بگیرند. مجاهدین خلق و روشهای شکنجه روانی شان بر کسی پوشیده نیست و بارها همه جداشدگان آن را در معرض دید همه مردم قرار داده اند اما موضوع دیگر افرادی نظیر بهبهانی هستند. آن زمان که مجاهدین خلق و اوباش دیگر با چماق به رای دهندگان حمله کردند چرا اینها  سکوت کردند و دم نزدند؟ چرا معترض نشدند به اینکه این اوباش در کشورهای آزاد چرا به چوب چماق متوسل شده اند و به رای دهندگان حمله کرده اند وفحاشی کرده اند؟ سادیسم در اپوزسیون قلابی 

منصور نظری - سادیسم در اپوزسیون قلابیاطاق فکر حمله ارازل و اوباش به ایرانیان خارج کشور چه کسانی بودند؟ 

سادیسم در اپوزسیون قلابی

منصور نظری

آقای منصور نظری

درجریان انتخابات ریاست جمهوری امریکا وانتخاب ترامپ بعنوان رئیس جمهور تقریبا تمام اپوزسیون قلابی چشم انتظار تحول مهمی بودند تا بتوانند رویاهایشان را از طریق گنده لات و پهلوان پنبه ای به نام ترامپ عملی کنند ،  اما همانگونه که انتظار میرفت  وخارج ازتصوراپوزسیون قلابی بود ، ترامپ خیلی زود متوجه شد که دروغهائی که اپوزسیون قلابی از طریق لابی های صهیونیستی به خورد مشاورانش داده فقط رویای این اپوزسیون جعلیست ونه واقعیت .

در زمان روی کار آمدن ترامپ اپوزسیون جعلی با پخش شیرینی ونقل ونبات جشن پیروزی گرفتند ، شور وهیجان در بین اپوزسیون قلابی آنچنان بالا گرفت که مسعود رجوی هم از مخفی گاه سربرون کرده و پیام پیروزی فرستاد که چه نشسته اید آماده باشید که همین روزها بربال سیمرغ روی آسمان تهران خواهیم بود. از آن پس بناگاه خیمه ها درکنار کاخ سفید برپا شد ، بوی کباب آنچنان بلند شده بود که هرروز شاهد رونمائی از یک گروه جدید بودیم گروههائی که تعدادشان به عدد انگشتان دست هم نمیرسید. تروریست های تجزیه طلب نیز دراین دوران برای خودشان علم وکتل هم درست کردند که عنقریب است هرکدامشان تکه ای از ایران را خواهند گرفت. آن روزگار کم کم آرام آرام گذشت. اپوزسیون قلابی و اندیشکده های صهیونیستی با دادن اطلاعات غلط از طریق لابی هایشان به پهلوان پنبه داستان میخواستند هر چه زودتر ترامپ به ایران حمله کند به هر شکل یا به هرترتیبی. اما مشکلی پیش آمده بود و پهلوان پنبه داستان ما متوجه شده بود برخلاف آنچه اپوزسیون قلابی میگوید ایران نه یک زمین بایر و گرم و نرم بلکه زمینی سفت است که اگر بخواهد پی پی کند روی خودش خواهد پاشید.

با پایان یافتن دوران گنده لات و پهلوان پنبه داستان ما اپوزسیون جعلی نیز یواش یواش از درون فرو ریخت. مسعود رجوی که در دوران ترامپ هر هفته یک پیام صادر میکرد دوباره به مخفی گاه بازگشت. مار و مورهای نوظهور هم اصلا معلوم نشد چطوری آمدند و چطوری رفتند و در یک کلام با پایان یافتن ریاست جمهوری ترامپ باد اپوزسیون جعلی وقلابی هم خالی شد.

با خالی شدن باد اپوزسیون قلابی متاسفانه شاهد نوعی سادیسم در اپوزسیون جعلی هستیم. حوادثی که بعد از پایان ترامپ شاهدیم بیانگر این واقعیت است که شکست سنگین روحی و روانی آپوزسیون جعلی آنها را به نوعی بیماری از جنس سادیسم دچار کرده است. در زیر فقط به چند نمونه از این سادیسم اشاره میکنیم فقط چند نمونه از بابت عبرت تاریخ برای تمام کسانی که چوب حراج به  وطنشان زدند و آنان که به بهانه ضدیت با حکومت به ضدیت با کشور ومردم شان رسیدند. تبلیغ و تشویق تحریم مردم ایران و تبلیغ و تشویق جنایتکاران جنگی به بمباران ایران تنها بخشی ازفاجعه است و به نوعی میتوان گفت ذوب شدن تا فیها خالدون دشمنان ایران زمین و تبدیل شدن به مشتی بیمار روانی که درموارد بسیاری به سادیسم منجر شده است.

به چند نمونه از سادیسم موجود در اپوزسیون جعلی میپردازم که پس از ترامپ به اوج خود رسید.  در جریان انتخابات ریاست جمهوری ایران در خارج کشور تعدادی موجودات روانی با نهایت وحشی گری در کشورهای آزاد همچون اروپا به محل های رای گیری رفتند و با ضرب و شتم و قداره کشی با چوب وچماق وفحاشی به جان رای دهندگان افتادند وحتی تهدید به قتل رای دهندگان کردند. دهن گشادها ون وچه های زنک ولگرد به اسم آزادی و دمکراسی آنچنان عربده میکشیدند که مردم کشورهای اروپائی به سادگی به این سادیسم پی میبردند. سازمان مجاهدین خلق بدون علم و کوتل به همان روش  وبا فحاشی و تهدید چنین کردند. بعضی چپ های درمانده و تجزیه طلبان نیز با همین رویکرد وارد شدند. خیلی ها که خودشان در این معرکه نبودند در برابر این وحشگیری دیوانه وار سکوت کردند ولام تا کام صدایشان درنیامد. آنها فکر نمیکردند اپوزسیون جعلی و قلابی که اینگونه وحشیگری میکند فردا سراغ خودشان هم خواهند آمد، چرا که ماهیت اپوزسیون قلابی همین است به تک تک گروهها وسازمان های موجود نگاه کنید، در هیچکدامشان نقطه روشن نخواهید یافت. آنان که در برابر اپوزسیون قلابی و قداره بندان آن سکوت کردند باید میفهمیدند که هر کدام از این گروهها و سازمانها گرگ وحشی هستند که هر لحظه میتوانند برای همه خطر باشند. حتی برای آنها به رسانه ها و تلویزیون های این گروهها سر بزنید تا ببینید که چه گرگ هائی در لباس میش خوابیده اند و آنان که در برابر این گرگی ها و قداره کشی شان حرفی نزدند به مرور زمان میبینند که چگونه بر صورت همه چنگ می اندازند.

چند روز پیش در سوئد تعدادی از سازمان مجاهدین خلق تجمع کرده اند. همزمان در آنسو تعدادی دیگری از دستجات مختلف نیز تجمع کرده اند. افراد سازمان مجاهدین خلق با برنامه ریزی تجربه شده در قرارگاههای سازمان در عراق در فحاشی و ناسزا و گوشه رینگ بردن نفرات استادند. هدف از این کار بهم ریختن سلولهای عصبی فرد مورد حمله قرار گرفته و سپس عکس العمل غیرطبیعی. این کاریست که مجاهدین خلق بصورت حرفه ای در عراق روی تقریبا تمام نفرات آزمایش کرده اند. کمی توضیح میدهم. فرد سوژه را وارد میدان میکنند، سپس جمعیتی دور آن حلقه میزند. این جمعیت از چندین نفر تا چندین هزار نفر هم بوده است. افراد با شعار و فحاشی و فریاد با صدای بلند سوژه را گیج میکنند تا سوژه کنترل عصبی خود را از دست بدهد. وقتی سلول های عصبی تحت این فشار قرار میگیرند بصورت ناخواسته مجبور به واکنش میشوند. این واکنش ها در سازمان مجاهدین خلق عمدتا به شکست روحی و روانی سوژه منجر میشود و در مواردی به خودکشی سوژه و در مواردی هم سوژه مقاوم است و تسلیم نمیشود. همه اینها در مدت اقامت سازمان مجاهدین خلق در عراق روی تمامی نفرات آزمایش شده و جزو موارد نقض حقوق بشر سازمان مجاهدین خلق است که به ثبت سازمان های حقوق بشری نیز رسیده است. همه اینها را گفتیم تا اتفاق سوئد را بهتر بازخوانی کنیم.

سادیسم در اپوزسیون قلابی - منصور نظری

سادیسم در اپوزسیون قلابی

سعید بهبهانی یکی از منقدان سازمان مجاهدین است. وی هنگام عبور از عرض خیابان محلی که مجاهدین هم جمع شده بودند مواجه میشود با فریادهایی از جانب مجاهدین مزدور برو گمشو و شعارهائی از این دست و بهبهانی را خطاب قرار میدهند و با بلندگو و فریاد سعی میکنند از همان تکنیک که در قرارگاههای اشرف استفاده میکردند استفاده کنند و سیستم عصبی فرد سوژه را بهم بریزند و حتی کار به فحاشی رکیک نیز میرسانند. یکی از مجاهدین خلق نزدیک بهبهانی میرود وبه او میگوید ف….ک یو که به انگلیسی فحش است که فلانت میکنم. بهبهانی که سیستم عصبی اش در جریان حمله روانی مجاهدین بهم ریخته واکنش غیرارادی انجام میدهد وشلوارش را پائین میکشد ومیگوید بیا………..انجام بده و فیلمبردارهای مجاهدین هم آنرا ضبط میکنند و در رسانه ها پخش میکنند.

هرکسی که فیلم را میبیند مقصررا بهبهانی میداند چرا که فیلم به گونه ای تهیه شده که بیشتر صحنه پائین کشیدن شلوار بهبهانی به چشم بیاید و کسی متوجه ریزه کاریهای این داستان نمیشود. وقتی میگوئیم مجاهدین استاد شکنجه روانی هستند همین است. هیچ کسی که فیلم را دیده از خود سوال نمیکند چرا بهبهانی اینکار را کرد؟ چه اتفاقی افتاده که بهبهانی شلوارش را پائین کشیده؟ هیچ کسی متوجه نمیشود که این مجاهدین خلق بودند که با زبردستی در شکنجه روانی میدانند چگونه یک فرد را به این نقطه برسانند و نتیجه مطلوب به دلخواه بگیرند.

مجاهدین خلق و روشهای شکنجه روانی شان بر کسی پوشیده نیست و بارها همه جداشدگان آن را در معرض دید همه مردم قرار داده اند اما موضوع دیگر افرادی نظیر بهبهانی هستند. آن زمان که مجاهدین خلق و اوباش دیگر با چماق به رای دهندگان حمله کردند چرا اینها  سکوت کردند و دم نزدند؟ چرا معترض نشدند به اینکه این اوباش در کشورهای آزاد چرا به چوب چماق متوسل شده اند و به رای دهندگان حمله کرده اند وفحاشی کرده اند؟ نتیجه سکوت دربرابر اوباشگری همین است. اپوزسیون جعلی در تمامیت همین است وای به فردائی که اینها بخواهند به سرزمین ایران بیایند. هرکدام گرگی و شغالی گوشه ای از ایران را به یغمای دشمنان ایران خواهند برد.

آنچه مسلم است مردم ایران هوشیار و اگاه هستند وهرگز به این شغالان زمین بازی نخواهند داد دوران شیادی اپوزسیون جعلی پایان یافته.  مردم ایران  به همت خود ایران را خواهند ساخت.

منصور نظری، پاریس

سادیسم در اپوزسیون قلابی

***

همچنین: