مصاحبه آقای عیسی آزاده با انجمن حقیقت 

مصاحبه آقای عیسی آزاده با انجمن حقیقت 

انجمن حقیقت، هشتم فوریه ۲۰۱۹:… تحلیل من این است که در سال پیش رو روند جدایی از این فرقه افزایش پیدا می کند و البته این فرقه فشار و اختناق را بطور مضاعف در پادگان موسوم به اشرف ۳ در آلبانی افزایش خواهد داد مخصوصا که فرقه با پرداخت رشوه در آلبانی سعی در خنثی سازی اعتراض های مردم آلبانی نسبت به حضورش دارد و فشار دولت را هم روی خودش کم کند.همه اینکار فقط برای تسلط بر همین دوهزار نفر باقیمانده است و لاغیر که البته از این نمد هم فرقه کلاهی نخواهد بافت و اینده نشان خواهد داد که تحلیل های این فرقه  توهماتی بیش نبوده است.

مجاهدین خلق از تسخیر سفارت آمریکا تا لهستان (57-97)مجاهدین خلق و مریم رجوی از تسخیر سفارت آمریکا تا لهستان (۵۷-۹۷)ا

لینک به منبع (صفحه فیسبوک انجمن حقیقت)
لینک به همین مطلب در وبلاگ آقای عیسی آزاده

مصاحبه آقای عیسی آزاده با انجمن حقیقت 

عیسی آزاده

آقای عیسی آزاده

۱-سلام لطفا خودتان را معرفی کنید تا مخاطبین انجمن حقیقت بیشتر با شما آشنا شوند؟

سلام خدمت شما و خوانندگان محترم انجمن حقیقت و هم چنین عرض ادب و احترام خدمت خانواده های گرامی اسیران فرقه رجوی

من عیسی آزاده از فرماندهان و مسئولین سابق سازمان مجاهدین ( فرقه رجوی ) هستم. بنده در اوایل جوانی و در دوران دانشجویی با این سازمان آشنا شدم و از سال ۱۳۵۸ بطور حرفه ای و صادقانه وارد صفوف این جریان شدم. و از طریق چندین پیک که برای اعزام من امده بودند از کشور خارج شده و النهایه بعراق رفتم در طی سالیان حضورم در این فرقه در عراق در قسمت های مختلف فرقه کار کرده ام و بلاخره در دسامبر ۲۰۱۳ از فرقه جدا شدم.

۲-شما از ابتدا چگونه با فرقه رجوی آشنا شدید؟ 

من در سال ۱۳۵۶ از طریق یکی از دوستان هم کلاسی ام با نام این سازمان اشنا شدم و مطالعاتم را حول شناخت این سازمان ادامه دادم و فعالانه در جنبش مردمی شرکت کرده و یک بار کوتاه مدت توسط ساواک دستگیر شده و بعد از انقلاب عملا هوادار شده و  از سال ۵۸ بطور حرفه ای وارد سازمان شدم.
 
۳-نحوه عضویت خودتان را شرح دهید و اینکه این سالیان چه مسوولیت هایی در فرقه رجوی داشتید؟

من قبل از خروج از کشور هم مسئولیت های مهمی مانند مسئول تدارکات و فرمانده میلیشیا در استان کرمان عهده دار بودم و کاملا شناخته شده بودم .بعد از خروجم از کشورخیلی سریع وارد مدار فرماندهی شده و در سال ۱۳۶۸ مرکزیت ستاد با کد( ام . اس )به من ابلاغ شد. ودر سال ۱۳۷۰ بعنوان معاون هیئت اجرای و سپس بعنوان عضو هیئت اجرای با کد H.E   انتخاب شدم که بالاتریبن سطح تشکیلاتی در سازمان بود. /من در بخش های مختلف سازمان کار کرده ام. که مهمترین انها شامل بخش اطلاعات و پشتیبانی و آموزش بوده است.آخرین مسئولیت من قبل از خروجم از فرقه بعنوان مدیر ایمنی کمپ لیبرتی.که از زیر شاخه های ستاد آموزش بوده است.
 
 ۴-آقای آزاده شما مسوولیت های مهمی در این فرقه داشتید لطفا بفرمایید ساختار این تشکیلات چگونه است آنچه یک عضو عادی دارد برای زندگی چیست؟روابط خصوص،تفریح،مرخصی و در کل مالکیت چگونه تعریف میشد در این تشکیلات؟

چه سئوال جالبی اگر قبل از خروجم بخش دوم این سئوال از من یا هر کدام از اعضاء میشد می ماندند چه جوابی بدهند بقول معروف هاج و واج می شدند.

اما بایستی عرض کنم ساختار این تشکیلات اساسا در یک مدار بسته تعریف می شود که همه چیز از رهبری شروع و به آن ختم می شود.جدای از عضو عادی بالاترین و قدیمی ترین فرد  در فرقه رجوی نه چیزی دارد و نه باید چیزی داشته باشد.در دستگاه فرقه رجوی مالکیت خصوصی نفی شده است البته بجز رهبری که باید همه چیز داشته باشد. اعضا از پایین تا بالا از زن و مرد همه چیزشان در تملک رهبری است .به لحاظ مالی که کسی حتی یک ریال وجه هم ندارد اماجسم و جان انها در مالکیت رهبر است و این موضوع روزانه به افراد انقدر یاد آوری شده است که همه طی دهها سال خودشان هم باورشان شده که باید در تملک رهبر باشند. هیچ رابطه خصوصی بین افراد مطلقا ممنوع است و افراد در صورتیکه مشخص شود با هم رابطه خصوصی دارند اعم از زن یا مرد بشدت توبیخ و تنبیه می شوند. تعریف رابطه خصوصی در تشکیلات فرقه رجوی اسمش محفل است و شخص رجوی برای اینکه دست مسئولین را در توبیخ و تنبیه افراد باز بگذارد .رابطه خصوصی یا همان محفل بزعم  فرقه رجوی آنرا شعبه سپاه پاسداران نامیده اند. با این تفاصیل دیگر رابطه خصوصی میشود مثل جن و بسم الله 

بازهم باید در رابطه با این سئوالات با کدهای خود فرقه پاسخ دهم مرخصی برای هر عضو بعد از مردن اش هست .در تشکیلات در مغزها فرو کرده اند که خون و نفس شما مال رهبری است لذا اگر ثانیه ای هم بر خلاف مسیر رهبری باشد حرام است ولو نفس کشیدن. اما در رابطه با تفریح : از سال ۲۰۰۲ میلادی مطلقا کسی پایش از چارچوب قلعه اشرف و بعد هم لیبرتی بیرون نگذاشته است مگر در موارد استثنا که فردی بیماربوده است.یا کسانیکه برای مصاحبه هدایت شده و تحت کنترل به مقر کمیساریا رفته اند.

در زمان حاکمیت صدام حسین سالی یک بار محل هایی مشخص که از قبل قرق می کرد افراد را به اصطلاح برای روحیه رفاه به پارکی می بردند.و هر فرد در هر سطحی  که بود حداقل دونفر مراقب داشت که یک موقع دست از پا خطا نکند.

۵- آقای آزاده بر این اساس که شما سال های زیادی در بین این جماعت بودید و موضوعات را از نزدیک شاهد بودید و سران این فرقه را میشناسید لطفا بفرمایید مسئولین و افراد رده بالا در فرقه چه نوع شخصیتی دارند؟برخوردشان با زیر دست خود چه گونه است؟ مثلا اگر شاهد نافرمانی باشند عکس العمل شان چیست آیا تنبیه وجود دارد؟

کلیت فرقه خلاصه شده در رهبری. اما در رابطه با افراد اعم از قدیمی و جدید اعم از بالاترین مسئول یا فردی که فاقد مسئولیت جدی است همه سربازان رهبر هستند و رهبر هم هر طور تشخیص داد اینها را بکار می گیرد.اگر واضحتر بگویم کلیه افراد در فرقه رجوی در حد یک ابزار هستند و بارها این موضوع در نشست ها و جلسات روزانه شستشوی مغزی به همه تلقین شده که شما ابزار دست رهبری هستید و بالاترین فرد مطلقا هیچ صلاحیتی ندارد و اوصلاحیتش را از رهبری گرفته است. برای اینکه هر فرد را هر وقت بخواهند خلع رده کنند و یا از مسئولیتی برکنار کنند با یک حرف دهن پر کن می گویند که مسئولیتی که به شما واگذار شده امانتی است و کسی حق ندارد در هر مسئولیتی که هست جا خوش کند .

سران فرقه افرادی مطیع، کاملا دست آموز و بدون اراده شخصی و فردی شبیه یک ماشین هستند که توسط تشکیلات که همان خط و خطوط رهبری فرقه هست برنامه ریزی می شوند و انها هم بدون چون و چرا باید مو به مو این برنامه را رو به پایین اجرا کنند و پیش ببرند.

در تشکیلات به مسئولین گفته می شود که باید مثل شیشه باشید که نور کاملا از آن بدون کمترین تجزیه عبور کند لذا اگر تشخیص دهند شیشه کدر شده است فورا آنرا عوض می کنند ..یعنی آن مسئول را به دلیل بی کفایتی در امر پیشبرد خطوط تعیین شده عزل کرده و توبیخ می کنند.

افراد میانی فرقه یعنی افرادی با سابقه سی سال علی العموم خصوصا بعد از اخراج به البانی علی السویه هستند. و می گویند ببنیم چه می شود این ببینیم چه می شود یعنی همین امروز و فردا کردند به سی سال یا کمتر و بیشتر رسیده است.

همانطور که رهبری این فرقه مرتب (البته در ظاهر ) ارتش موهوم ازادیبخش و فرقه را منحل می کرد و همان افراد را یک بار اخراج و دوباره ثبت نام می کرد. که فکر کنم الان به مئوسسان پنجم و ششم رسیده ؛ افراد میانه هم مرتب در اذهان بسته شان و یا در محافل خصوصی شان امسال و پارسال می کنند. البته این افراد تا اندازه ای این ظرفیت را دارند و در یک نقطه عصیان کرده و جدا می شوند. 
 
افراد هرچه رده بالاتر باشند نسبت به تحت مسئول ظالم تر و سخت گیر تر چون انها مسئولیت دارند که بر اساس برنامه تشکیلات باید افراد را تاجایی که جان در بدن دارند بکاربگیرند. که نفر وقتی سربه بالین می گذارد ثانیه ای مجال به فکر کردن نداشته باشد. رجوی بارها در جلسات مسئولین مطرح می کرد که گوشت و پوست افراد از آن شما واستخوان های انها از آن من ؛ مریم رجوی بارها در جلسات فرماندهان چه زمانیکه از عراق فرار نکرده بود و چه بعد ها از طریق کال کنفرانس به فرماندهان می گفت من فرمانده ای می خواهم که انقدر از تحت مسئولینش کار بکشد که نفر عین جنازه رو تخت بیافتد و در ذهن یاد زن و زندگی و خانواده نیافتد. شاید تصور آن برای خوانندگان سخت باشد اما این عین واقعیت است و همه افراد مسئول و حتی تحت مسئول به آن واقفند و این را شنیده اند.

افرمانی در فرقه رجوی یک گناه بزرگ است نافرمانی از مسئول معادل نافرمانی از رهبری است و هر کس نافرمانی کند متناسب با نوع نافرمانی اش تشکیلات تعیین می کند که چگونه با فرد خاطی برخورد شود. معمولا مسئولین در لحظه با فرد خاطی نباید برخورد کنند و ممنوع است باید برخورد هدایت شده باشد. اما در موارد زیادی وقتی بین مسئول و تحت مسئول بگو مگو بالا می گیرد منجر به فحاشی و کتکاری می شود که الباقی نفرات هم مجبورند طرف مسئول را بگیرند و تحت مسئول را به اصطلاح سرجایش بنشانند.
در فرقه رجوی تنبیه وجود دارد ولی ای کاش تنبیه های فرقه رجوی برخورد فیزیکی بود انچنان در جلسات بزرگ فرد را حقیر می کنند که نفر مجبور است دهها بار توبه کند که دیگر دست از پا خطا نکند. بارها شاهد بوده ام که برای خرد کردن نفر در تشکیلات مسئول نشست افراد حاضر را به فحاشی می گرفت چرا برخورد تند نمی کنند و مماشات می کنند .
رابطه تعریف شده در تشکیلات برای مسئول و تحت مسئول. عبارت است از تیغ و لاغیر.

یعنی باید از کله سحر تا بوق سگ بیگاری کشیدن 
 
۶-ممنون بابت حقایقی که فرمودید آقای آزاده با این نوع ساختار تشکیلاتی که توضیح دادید و با این ذهن های بسته هرگز نمیتوان کار سیاسی مشترک با این فرقه انجام داد پس لطفا از شورای ملی مقاومت برایمان بگویید؟هدف واقعی از طرح و ایجاد شورا چه بود؟آیا شورای ملی مقاومت واقعا نیروهای اپوزسیون جمهوری اسلامی را نمایندگی میکند؟ 

رجوی در توهم سرنگونی شش ماهه با تعدادی از احزاب و نیروها و افراد که در سال ۶۰ شمسی خواهان مشی مسلحانه و خشونت بودند و با همراهی بنی صدر شورای به اصطلاح مقاومت را بوجود اوردند .در ابتدا ریئس جمهور شورا بنی صدر و رجوی به عنوان نخست وزیر دوران انتقال بود اما طولی نکشید که بنی صدر از انها جدا شد و خیلی از افراد و احزاب هم که فریب وعده و وعید های  رجوی را خورده بودند و دیدند توهمی بیش نبوده جدا شدند که مشخصا مهمترین انها حزب دموکرات کردستان در زمان دبیرکلی قاسملو بود. 

در دهه هفتاد وقتی رجوی دید که چنته اش خالی شده اکثریت مسئولین سازمان را به عضویت شورا در آورد و کاملا شورا دست ساز شد و همسرش را هم که مسئول اول فرقه کرده بود از آن سمت برداشت و انرا بجای بنی صدر رئیس جمهور دوران انتقال کرد که الان این رئیس جمهور حسرت به دل  ۲۵ سال است که در سمت رئیس جمهور باسمه ای رجوی در شورای دست ساز است.

در حال حاضر چیزی بنام شورای ملی مقاومت موضوعیت ندارد. تعدادی آدم پیر و فرتوت از کار افتاده و مستمری بگیری فرقه رجوی که سالی یک یا دوبار انها را جمع می کنند و دروغ های صدبار تکرار شده رجوی را باز نشخوار می کنند. شورای دست ساز رجوی مطلقا در موضع و جایگاه اپوزیسیون نیست و در بین ایرانیان خارج از کشور مطلقا جایگاهی ندارد در داخل ایران هم خوانندگان شما بهتر از من می دانند.

این شورا و کلیت فرقه رجوی در حال حاضر ابزاری است دست دشمنان ملت ایران که سابقا توسط صدام حسین پشتیبانی مالی و لجستیکی می شد و در حال حاضر هم اصلی ترین حامی مالی فرقه عربستان سعودی و بحرین هستند.
 
۶-سازمانی که ادعای ضد امپریالیستی داشت و این موضوع در شعارهای اولیه اش بسیار زیاد بود حتی زمانی اقدام به ترور مستشاران آمریکایی میکرد حال چه شده است که همراه همین آمریکایی ها شده است؟چرا سیاستمداران شناخته شده از این فرقه تروریستی حمایت میکنند؟ آیا از نظر شما واقعا آمریکا قصد دارد فرقه رجوی را به عنوان یک آلترناتیو معرفی کند آیا واقعا آمریکا از نامشروع بودن این فرقه در بین مردم خبر ندارد؟

بعد از قبضه سازمان مجاهدین توسط رجوی و کودتا در تحت عنوان خمیه شب بازی انقلاب ایدئولوژیک و تصاحب همسر مهدی ابریشمچی همین مریم قجر عضدانلو دیگر سازمان مجاهدین مطلقا مدفون شد و تبدیل شد به یک فرقه بسیار خطرناک که در حال حاضر چیزی بنام سازمان مجاهدین موضوعیت ندارد و فرقه رجوی است .از دیدگاه رجوی هدف وسیله را توجیه می کند . رجوی یک فرد کاملا دیوانه و مالیخولیایی است که مست قدرت بود و می خواست به هر طریق که شده شهوت قدرت طلبی اش را ارضاء کند بی دلیل نبود که نخستین بار در خاورمیانه عملیات انتحاری را رجوی ابداع کرد و باید اذعان کرد که پدر خوانده عملیات انتحاری در منطقه رجوی است. کشتار بی رحمانه ؛بمب گذاری های کور همه بدستور رجوی صورت گرفته است بنابراین فقط یک سازمانی به یک فرقه مبدل می شود که همه چیز آن در رهبر خلاصه می شود هیچ مرز سرخی نمی تواند داشته باشد هر کس به فرقه کمک کند می شود دوست و همراه مهم هم نیست قاتل مردم ایران صدام حسین باشد یا سایر دشمنان نابودی ایران انچه مهم است به قدرت رسیدن این فرقه و شخص رجوی است.

تمام کشورهای اروپایی و امریکا کاملا واقفند که فرقه رجوی و شورای دست ساز آن نمی تواند در اینده ایران نقشی داشته باشد اما ملاحظات سیاسی و منافع اقتصادی همه چیز را توجیه می کند.

اگر هم تحرکاتی از این فرقه در اروپا دیده می شود اساسا نمایشی است و افراد و سخنرانان با پول برای یک تجمع یا اکسیون اورده می شوند. یکی از حامیان امریکایی این فرقه خیلی علنی و بی پرده به رسانه های اعلام کرد که من بابت ۵ دقیقه سخنرانی در گردهمایی فرقه ۵۰ هزار دلار دریافت کرده ام یعنی هر دقیقه ده هزار دلار .

سخنرانان و حامیان این فرقه که کمترین اطلاعی از اوضاع سیاسی ایران  ندارند برای انها از قبل متن هایی اماده کرده و انها متن را می خوانند و پولشان را می گیرند.در رابطه با افرادی هم که در جلسات انها شرکت می کنند به عنوان حضار اصلا نمی دانند ایران در کدام قاره است من از موضع یک کنشگر سیاسی بارها با افراد ی که در جلسات فرقه شرکت داشته از ملیت های مختلف گفتگوکرده ام  همه افراد با انگیزه پول و تور پاریس در خیمه شب بازی های فرقه شرکت می کنند.

۷-شانتاژ و تبلیغات این فرقه را چگونه بررسی میکنید؟ شما که سالها در میان این افراد بودید بفرمایید اینها در چه حد در گفتار صادق هستند؟ فرقه رجوی در فضای مجازی فعالیت های گسترده ای دارد،طبق تجربه ای که داشتید در این رابطه چه توصیه ای دارید برای نسل جوان که با حقیقت فرقه رجوی بیشتر آشنا شوند و خدایی نکرده کسی فریب تبلیغات آنها را نخورد.

فرقه رجوی به دلیل اینکه هیچ مرزسرخ و تعهدی در زمینه اجتماعی ندارد در زمینه رسانه هم دست خودش را باز گذاشته که سیاه را سفید جلوه دهد و روز را شب  ؛ یک فرقه که در حال حاضر سر و ته آن عبارت است از نزدیک به دوهزار نفر با میانگین سنی ۵۵ سال که همه به دلیل بیگاری های مفرط و فشار های فوق طاقت تشکیلات واقعا در مرحله از کار افتادگی هستند .آنچنان این فرقه گرد و خاک راه می اندازد که اگر شخصی اطلاعی از این فرقه نداشته باشد فکر می کند الان با ده لشکر زرهی و پیاده نظام در پشت مرز های ایران صف کشیده است. این فرقه با بیش از دهها سایت رسمی و پوششی با یک تلویزیون ۲۴ ساعته و اخیرا هم رادیوو ساختن هزاران اکانت جعلی در فضای مجازی اطلاعات دروغ پمپاژ می کند و با جوسازی و شانتاژ موج سواری می کند.
دوستان عزیز من حالا از شما سئوال می کنم ایا در اعتراضات مردم در یک سال قبل در چنین ماهی که در اکثریت شهر های ایران هم اعتراضات وجود داشت اسمی از این فرقه شما شنیدید ایا در جایی عکسی از رهبران این فرقه در بین جمعیت مشاهده کردید. فرقه ای که از نگاه مردم ایران یک خیانتکار به وطن و همدست صدام حسین و موساد و سیا است جوسازی ان تاثیری بر خواسته های بحق مردم ایران ندارد.

اعتراض و تظاهرات حق هر مردمی است در همین اروپا مستمرا شاهد انواع و اقسام اعتراضات در ابعاد حتی خیلی بزرگ هم هستیم بنابراین هیچ جریانی نمی تواند قیم مردم ایران باشد فرقه رجوی که مهر خیانت بر پیشانی اش تا ابد حک شده است تکلیفش روشن است.

توصیه من به نسل جوان ایرانی این است که از تجارب یک نسل یا دونسل قبل از خودشان یا بقولی دهه شصتی ها استفاده کنند روزگاری ما هم فریب همین جوسازی ها و شانتاز ها را خوردیم عمر و جوانی و همه چیزمان را با کمال اخلاص و صادقانه کف دستمان گذاشتیم چه شد ؟ سازمانی که به تعبیر بنیانگزارنش سرلوحه اش فدا و صداقت بود تبدیل شد به یک فرقه که بجای صداقت و فدا به دروغ و خیانت مبدل شد و امیدهزاران جوانان نا امید و هزاران جوان پرپر شدند .باور کنید در اندیشه و تفکر هیچ تفاوت ماهوی بین داعش و فرقه رجوی وجود ندارد. اگر خانم رجوی می بینید حرف از سکولاریسم و برابری زن و مرد می زند دورغ محض است جداسازی زن مرد در کمپ های فرقه رجوی از طالبان بدتر بود برای اینکه زنان و مردان با هم تلاقی نداشته باشند روزها تنها پمپ بنزین را زنانه مردانه کردند  حرف زدن  دونفره مردان و زنان با هم مطلقا ممنوع شد ولو خواهر و برادر و یا پدر ودختر باشند زنان و مردان را با زور و اجبار از هم جدا کردند زن و زندگی و ازدواج ممنوع و بدتر از گناه شد .داشتن رادیو ممنوع شد دیدن تلویزیون بجز سیمای فرقه ممنوع شد اینترنت و تلفن همراه ممنوع و مرز سرخ شد  ارتباط با خانواده گناه کبیره شد پوشیدن تی شرت و لباس های رنگی ممنوع شد دیدن ورزش مردان توسط زنان ممنوع شد رابطه ها از هم گسسته شد پوشیدن یک لباس خوب تبدیل به حسرت شد.یک خواب راحت تبدیل به ارزو شد وووو
خود بخوانید حدیث مفصل از این مجمل در یک کلام جوانان عزیز مطلقا فریب جوسازی این فرقه را نخورید زیرا این فرقه با شگرد های مختلف و یا اسامی جعلی دنبال استخدام و فریب افراد است که با پول کلان نفر استخدام کند و ناخواسته شما را به دام بیندازد و شما را نابود کند.

 ۸-آقای آزاده چه اتفاقی رخ داد که به فکر جدایی از این فرقه افتادید؟نحوه جدا شدنتان چگونه بود؟چگونه توانستید این سد فکری را بشکنید و جدا بشید؟آیا بعد از جدایی از طرف این فرقه تهدید هم شدید؟

علت اصلی جدایی ام تبدیل سازمان به فرقه است و هم چنین اصرار این فرقه بر راه و روش های خشونت گرا و جنگ مسلحانه ؛من اعتقادی به مشی مسلحانه ندارم و اعتقاد دارم که باید در قرن حاضر ار روش های مبتنی بر دنیای متمدن استفاده کرد .دوران جنگ های چریکی و ارمان های مسلحانه سپری شده است انها مربوط به ماقبل دهه ۱۹۷۰ است .هر فردی وقتی به یک اگاهی می رسد اگر به اگاهی اش خیانت کند همیشه در یک دنیای متناقض بسر می برد به مرحله ای می رسد که با خودش هم بیگانه می شود لذا من دیگر نمی توانستم به اگاهی خودم خیانت کنم لذا عطای فرقه را به لقایش بخشیدم و از این فرقه جدا شدم.

من یک قرار ملاقات با یکی از مسئولین کمیساریا در خارج کمپ لیبرتی داشتم  بعد از گفتگوی مفصل با رئیس کمیساریا خانم سومیترا و هم چنین مسئول بخش مانتیورینگ دفتر سازمان ملل در عراق دیگر به کمپ لیبرتی بر نگشته و به یک هتل در بغداد منتقل شدم و بعد از یک سال اقامت در هتل  با مشقات زیادی توانستم از طریق دوستان عراقی ام به کردستان عراق و از انجا به ترکیه عزیمت کنم و بعد هم باصرف هزینه زیادی توانستم به اروپا بیایم و در حال حاضر در یکی از کشورهای اروپایی اقامت گرفته و مشغول کار هستم.
متاسفانه باید عرض کنم که همه افراد جدا شده شخصا ار طرف رهبر مرحوم یا مفقودالاثر فرقه تهدید به قتل و کشتن شده است و در مواردی هم گزمه های مریم قجر فردی را در نقطه تنها گیر اورده و قصد کشتن اورا در همین اروپا داشته اند .که ناکام مانده اند و در همه موارد پرونده های شکایت علیه این فرقه و گزمه های آن مفتوح است من هم جدا از سایرین نیستم و بارها از طریق مجازی تهدید و حتی تطمیع شده ام اما هیچ وقت حاضر نیستم با شرف خودم با احدی وارد معامله شوم.

۹-آقای آزاده آیا فرقه رجوی آینده ای دارد؟ در نهایت راه فرقه به کجا ختم می شود؟بنظرتان ریزش نیروها ادامه خواهد داشت؟تحلیلتان چیست؟

فرقه رجوی از زمانیکه رهبری ان توسط زوج رجوی تصاحب شد بی آینده شد و هیچ آینده ای برای این فرقه متصور نیست آینده و شانس سیاسی هر نیروی سیاسی را باید در بازتاب اجتماعی و اقبال مردمی آن دید، آیا این فرقه در نزد مردم ایران جایگاه و منزلتی دارد؟ بدون شک خیر لذا در سطح جامعه ایران فاقد مشروعیت هست 

بنابراین اگر بزرگترین حمایت مالی و سیاسی هم از این فرقه شود باز هم هیچ اینده ای ندارد کما اینکه این فرقه میلیاردها دلار از قبل صدام و سهمیه نفتی که برایش تعیین کرده بود به جیب زد به مدرن ترین سلاحها سبک و سنگین حتی توپ و تانک و هلی کوپتر مجهز شد با تمام قوا و با کمک مستقیم نیروهای هوایی و توپخانه عراق از غرب کشور حمله کرد آیا راه بجایی برد.در حال حاضر دوهزار ادم از کار افتاده و فاقد ارزش عملیاتی هیچ اینده ای در ایران نخواهند داشت.

همانطور که شاهد هستید مرتب اخبار جدا شدن افراد از این فرقه بگوش می رسد از آن طرف حتی یک نفر هم این فرقه ورودی نداشته است هر چه بوده فقط خروجی همانطور که قبلا توضیح دادم افراد خیلی قدیمی که توانایی جداشدن ندارند چون خودشان در حال حاضر تحت سرپرستی هستند 

افراد میانی هم که مرتب در حال جدا شدن هستند ….از افراد جدید که سن انها بین سی دو تا سی و شش هست هم فقط چند ده نفر باقی مانده که بدون شک باقیمانده انها هم جدا می شوند.

رجوی در ابتدای سال شمسی ۹۷ به همه گفته بود که تا بهمن ۹۷ بمانند که رژیم تعیین تکلیف می شود و امریکا حمله نظامی خواهد کرد و مارا به تهران می برد. یک زمانی رجوی شعاری را ابداع کرده بودند که مریم مهر تابان رو دوش قهرمانان می بریشمش به تهران الان شعار عوض شده مریم مهر بی تاب رو دوش بولتون و جولیانی می رود به تهران .واقعا تاریخ هایی که رجوی طی چهل سال بخورد اعضا نگونبخت داده تبدیل به جوک شده است و البته تف سر بالا 

تحلیل من این است که در سال پیش رو روند جدایی از این فرقه افزایش پیدا می کند و البته این فرقه فشار و اختناق را بطور مضاعف در پادگان موسوم به اشرف ۳ در البانی افزایش خواهد داد مخصوصا که فرقه با پرداخت رشوه در البانی سعی در خنثی سازی اعتراض های مردم البانی نسبت به حضورش دارد و فشار دولت را هم روی خودش کم کند.همه اینکار فقط برای تسلط بر همین دوهزار نفر باقیمانده است و لاغیر که البته از این نمد هم فرقه کلاهی نخواهد بافت و اینده نشان خواهد داد که تحلیل های این فرقه  توهماتی بیش نبوده است.

۱۰-آقای آزاده عزیز ممنون بابت وقتی که به ما دادید در آخر اگر صحبتی دارید که دوست داشتید بگید و ما نپرسیدیم بفرمایید و اگر پیشنهاد و یا انتقادی راجب انجمن حقیقت دارید با جان و دل پذیرا هستیم.با سپاس فراوان

با تشکراز شما من در رابطه با افشا این فرقه و اگاه سازی خصوصا نسل جوان در ایران از هر رسانه ای استقبال می کنم در رابطه با رسانه شما هم باید عرض کنم که بیان حقایق بالاترین ارزش است و امیدوارم که در این راه موفق باشید .انجمن حقیقت زحمات زیادی برای اگاه سازی نسل جوان ایفا کرده است و بنوبه خودم از زحمات شما تقدیر می کنم . امیدوارم که توانسته  باشم پاسخ هایی جهت اگاه سازی نسل جوان که از حامیان رسانه شما هستند داده باشم. 

(پایان)

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/رفع-و-رجوع-شکست-استراتژی-با-شیادی-و-خیمه/

رفع و رجوع شکست استراتژی با شیادی و خیمه شب بازی (مریم رجوی، جان بولتون و سرنگونی)ا

عیسی آزاده، وبلاگ بیان حقیقت، پنجم فوریه ۲۰۱۹:…  سرنگونی شب عید در خانه تبدیل شد به کف خیابانهای پاریس ؛ این فرقه به اندازه ای در پیشگاه مردم ایران منفور است که به دلیل طرد شدن در داخل ایران از فرط کین و غیظ  بشدت نسبت به پسر شاه هم هیستریک شد و پر و پاچه او را گرفت . در همین بیانیه کذایی که بچه مرشد روخوانی کرد آمده بود که اینبار باید هر چه مرزمان را با شاه و شیخ تیزترکنیم و نشان دهیم که نیروی اصلی و تاثیر گذار ماهستیم. 

عیسی آزاده پارلمان اروپاشرط بندی عربستان سعودی روی اسب بازنده 

لینک به منبع

رفع و رجوع شکست استراتژی با شیادی و خیمه شب بازی

تاریخ آخرین سر رسید سرنگونی هم به اتمام رسید و رهبری فرقه مات و حیران که دیگر با چه بامبولی اسیران زندان اشرف سه در آلبانی و اندک هواداران فرتوتش را در خارجه فریب دهد. 

برای رفع و رجوع این فصیحت یک بچه مرشد بنام بهزاد نظیری را که آفتابه دار محمد محدثین هست را به کال کنفرانس فرستاد و از قول اربابش شروع به وراجی کرد که باید همیشه کف خیابان باشیم .تا از قافله عقب نمانیم و میوه را بچنیم و همه را دعوت کرد که هشت فوریه در پاریس حضور پیدا کنند و  علم و و کوتلی بچرخانند و به ارباب هم نشان دهند که ما حاضر به یقراق و اماده ایم!!

نمی دانم چرا این بچه مرشد از سررسیدی که ارباب کلش مشخص کرده بود هیچی به زبان نیاورد ولام و تا کام نگفت و باز بانی بی زبانی اعلام کرد که شتر دیدید بگید نه !!!این بیچاره و فلک زده مثل سایراسیران با رو خوانی یک متن مهندسی شده کما فی السابق به یمن و سوریه و عراق و لبنان  رفت و یک سری در مسیرش به افغانسان هم زد مثل اینکه مرشد اعلا در خارجه اگر البته زنده باشد هوای جنس ناب افغانستانی را کرده که با انداختن حبی بالا با یک استکان چای شیرین چاره ای اندیشد و یک بامبول دیگر سر هم کند.

بارها دوستان نوشته اند و گفته اند که کلیه خیمه شب بازی های این  فرقه برای دو هدف است:

نخست روحیه دادن به باقیمانده های علی العموم بازنشسته در آلبانی و اندک هوارادان پراکنده در بلاد غرب و خود شیرینی برای اربابان که ما چنینیم و چنان و من آنم که نامم بود پهلوان. 

با یک حساب سر انگشتی بیش از هفتاد بار است که رجوی مفقودالاثر تاریخ و سررسید سرنگونی داده است .وهمه سررسید ها هم تف سربالا شده و مستقیم برگشت خورده به ریش آقا!!

البته اینبار بچه مرشد خبر از سال آمادگی داد و گفت سال ۲۰۱۹ و ۱۳۹۸ سال امادگی برای سرنگونی است. واقعا این همه فضاحت و رسوایی در یک جریانی که کلی ادعا دارد بی سابقه است !!

همین ادا و اطوار های میان تهی سالیان  سال در عراق هم تکرار و نشخوار شد  ولی بیچاره اسیران که جرات اعتراض نداشتند ونمی تواسنتند از مرشد بپرسند  که چه شد؟و چرا عملکرد ما همانند بازی ماروپله است و هر سال می رسیم به سر مار و بر می گردیم دوباره به دم مار و روز از نوو روزی از نو!!!!

البته با تمام فشار ها در آلبانی که روی افراد هست یک راه تنفسی وجود دارد و و جسته و گریخته ادمها اخباری را می شنوند و جرات بیان تناقضات شان را به شکل اعتراض آمیر دارند .

افراد با نا امیدی از این شیاد راه جدایی را پیش میگیرند و همه خطرات و مصیبت ها را بجان می خرند و خود را ازچنگ اختاپوس رها می سازند.و خبر جدایی ها هم که هر روز شنیده می شود.و بر تعداد افزوده می شود.

اما واقعیت جریان چیست ؟ با اعلام یک کنفرانس از سوی ترامپ در کشور لهستان باز هم فرقه بوی کباب شنید ودچار این توهم شد ​تنور حسابی داغ است و باید نان را چسباند ! اساس و محتوای متن مهندسی شده هم که بچه مرشد خواند دال بر همین موضوع بود و به وضوح اعلام شد که وقت خودنمایی است و باید کف خیابان باشیم.

برای این خیمه شب بازی هم قرار در پاریس گذاشته شد چون مریم قجر احساس می کند که آب به لانه اش رسیده و طولی نخواهد کشید که وی را به همان کشور البانی بسته بندی و ارسال خواهند کرد

سررسید بهمن۹۷ با پشت گرمی به جان بولتون اعلام شد. وی هم که مقام رسمی گرفت زیر همه چی زد و گفت آنچه قبلا گفته ایم نظرات شخصی ام بعنوان یک فرد بوده است و در الان در این منصب در ان جایگاه قبلی نیستم … با خطر وو نشان کشیدنهای نئومحافظه کاران سران فرقه از خوشحالی غش کردند و انچنان در این توهمات فرو رفتند که حتی اسیرانی که دهها بار از این طرحات را شنیده بودند به فکر فرو برد که نکند واقعا خبری هست وبراساس اخبار موثق که دوستان جدا شده اخیر بیان می کنند صدها نفر گفتند فقط تا بهمن ۹۷ اگر اینبارهم همانند دروغهای دوران عراق باشد راهمان را جدا می کنیم . و باید منتظر بود که در سال ۱۳۹۸ ایا فرقه با زهم توان نگهداری جبری افراد را خواهد داشت یا خیر ؟ شتور و فتور بالا تا پایین افراد در فرقه در طی این چند ماهه اخبربی سابقه بوده است  چون فرقه از شدت ریزش نیروها بشدت دچار ترس  و وحشت شد و با این گردو خاک فضا را متشنج کرد تا عصیان افراد کاهش دهد وباترتیب دادن جشن و شادی و پخت عذاهای ویژه و پخش شیرینی و فیلم سینمایی وووو همه را سرکار گذاشت و سرگرم کرد. هو روضه خوانی در نشست های شستشوی مغزی   که جان مرشد فقط تا بهمن ماه صبر کنید عید همه خونه ایم !!

کدام خانه ؟ این را باید خودشان جواب بدهند.

سرنگونی شب عید در خانه تبدیل شد به کف خیابانهای پاریس ؛ این فرقه به اندازه ای در پیشگاه مردم ایران منفور است که به دلیل طرد شدن در داخل ایران از فرط کین و غیظ  بشدت نسبت به پسر شاه هم هیستریک شد و پر و پاچه اورا گرفت . در همین بیانیه کذایی که بچه مرشد روخوانی کرد آمده بود که اینبار باید هر چه مرزمان را با شاه و شیخ تیزترکنیم و نشان دهیم.که نیروی اصلی و تاثیر گذار ماهستیم !!

افرادو جریانهایی که از این فرقه مطلع دارند و در جریان دگر دیسی آن هستند باطل شدن استراتژی شکست خورده فرقه رجوی را بوضوح می بینند .این فرقه در هیچ دوره ای در طی این چهار دهه نسبت به مردم ایران و حتی اعضا خودش صادق نبوده نسبت به خودی و داخلی نامحرم و نسبت به ارباب خارجی محرم بوده است. در دوران عراق این فرقه یک سرباز صفر امریکایی را از بک کادر قدیمی خودش محرم تر می دانست . در طی چهل سال این فرقه حتی به ارزو حتی بک بار در پیشگاه مردم ایران یک انتقاد از عملکردش نکرده و مدعی است که فاقد اشتباه است و هرکس هم یقه این فرقه را بگیرد واورا به سئوال بکشد مزدور می شود. در صورتیکه مزدور بودن این فرقه دیگر شهره افاق شده است و دیگر همانند عراق نمی تواند با سیلی صورتش را سرخ نگهدارد.

با یقین و اطمینان باید گفت که رهبر این فرقه مطلقا و در هیچ مقطعی به شکست ها و اشتباهات فاحشش معترف نخواهد شد .زیرا این اعتراف همانند دامینوی است که توخال بدون یک رهبری شیاد و مزدور را بر ملا می سازد. این فرقه اگر یک انتقاد هم از عملکردش بکند  باید نیرنگ ها و دروغهای چهل ساله را بالا بیاورد. لذا این فرقه با اصرار بر همان خط و مشی شکست خورده  جنگ مسلحانه و استراتژی خشونت و نخ نما شده بازهم دنبال شکاف است که چند صباحی در آن بیتوته کند . اینبار در شکاف ترامپ تا مشخص شود بعدا در کدامین شکاف خواهد زیست.

یک حیات ننگین و خفت بار برای جریانی که خیلی با وقاحت خودش را تنها آلترناتیو می داند..

البته الترناتیو نه برای ایران بل برای دشمنان این آب و خاک که در صدد از بین بردن حرث و نسل این مرز بوم هستند. بدون شک با اگاهی مردم و شعور سیاسی جوانان این مرز و بوم این خیال باطل هیج وقت محقق نخواهد شد و این ارزو را فرقه بگور خواهد برد.

زنده باد آزادی و دموکراسی 

پاینده ایران 

عیسی آزاده پنجم فوریه ۲۰۱۹ 

*** 

علیه مجاهدین خلق فرقه رجوی در بروکسل بلژیکوحشت فرقۀ رجوی از ریزش نیرویی در آلبانی

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/مرگ-مشکوک-دیگری-در-سازمان-مجاهدین-خلق-ف/

مرگ مشکوک یک مخالف دیگر درون تشکیلاتی رجوی در آلبانی

عیسی آزاده، وبلاگ بیان حقایق، نهم ژانویه ۲۰۱۹:… بهزاد با سابقه ۴۴ سال در ردیف مسئولین بالای فرقه بود. صدور شتابان چنین اطلاعیه ای بی محتوا برای ما روشن می کند که بهزاد نه بیماری طولانی داشته و نه بخاطر بیماری فوت کرده است بلکه زیر فشار وحشتناک تشکیلات فرقه دق مرگ شده و یا خودش را خلاص کرده  و یا به طریقی سر به نیست شده است. کسانیکه عمرشان را در فرقه سپری کرده … 

برده داری مدرن در سازمان مجاهدین خلق فرقه رجویچند نکته از ما، قضاوت از شما

لینک به منبع

مرگ مشکوک یک مخالف دیگر درون تشکیلاتی رجوی در آلبانی

مرگ مشکوک بهزاد مسعودی از مخالفین داخلی مجاهدین خلق فرقه رجوی در آلبانی

مرحوم بهزاد مسعودی از منتقدین درونی سازمان مجاهدین خلق

من که رابطۀ خیلی نزدیکی با بهزاد داشتم هیچ بیماری در وی ندیدم چون غیر ممکن بود افراد کنار دستمان که شبانه روز با هم بودیم بیماری داشته باشند و ما مطلع نشویم. اینکه یک دفعه اعلام میشود وی به دلیل یک بیماری طولانی در بیمارستانی در آلبانی فوت کرده است کاملا ساختگی و دروغ است. در سال ۱۳۷۴ به او مارک بریده می زدند و مشخصا زنی بنام آذر (محبوبه جمشیدی) به وی می گفت این آرزو را باید به گور ببری که بروی بیرون بر علیه سازمان و رهبری مقاله بنویسی. بهزاد مشخصا از بیست و پنج سال قبل از افراد ناراضی بود و همه ما انتظار داشتیم که او زودتر از ما فرقه را ترک کند اما به دلیل حضورش در بخش حساس روابط و اطلاعات همواره برای او “بپا” گذاشته بودند و مرتب تحت نظر بود که یک موقع فرار نکند. 

یکی از دوستان که به تازگی از فرقه رجوی جدا شده است تعریف می کرد که بهزاد بشدت تحت فشار است و به مرحله روانی رسیده و در هیچ جلسه و نشستی شرکت نمی کند.

با توجه به دست بازی که فرقه در آلبانی اخیرا به مدد سازمان سیا پیدا کرده است او و سایر ناراضیان قدیمی را تحت شدیدترین فشار های روحی و جسمی قرار داده اند تا اینکه به احتمال زیاد وی دست به خودکشی زده است.

کسانیکه عمرشان را در فرقه سپری کرده و با ترفند های این فرقه آشنا هستند بخوبی واقفند که اینگونه اطلاعیه های کوتاه و بی سر و ته برای کسانی تنظیم می شود که یا خودکشی کرده اند و یا توسط سران فرقه سر به نیست شده اند.

بهزاد با سابقه ۴۴ سال در ردیف مسئولین بالای فرقه بود. صدور شتابان چنین اطلاعیه ای بی محتوا برای ما روشن می کند که بهزاد نه بیماری طولانی داشته و نه بخاطر بیماری فوت کرده است بلکه زیر فشار وحشتناک تشکیلات فرقه دق مرگ شده و یا خودش را خلاص کرده  و یا به طریقی سر به نیست شده است.

عیسی آزاده – فرانسه

۸ ژانویه ۲۰۱۹

(پایان)

*** 

حسن حیرانی تلویزیون کانال چهار انگلستانThe shadowy cult Trump advisors tout as an alternative to the Iranian government

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/شو-جدید-مریم-رجوی-عاری-از-هر-گونه-محتوا/

شو جدید مریم رجوی عاری از هر گونه محتوا

عیسی آزاده، وبلاگ شخصی (آزاده)، هفدهم دسامبر ۲۰۱۸:…  شما که برای سخنرانی یک بازنشسته امریکایی در هر دقیقه ده هزار دلار پرداخت می کنید.آیا این از پول قلک هاست یا همان حساب های پس انداز میلیاردی است که از قبل صدام حسین بدست آوردید و یا با راه اندازی صدها شرکت پوششی پول های کثیف را روانه بازار کردید. یکی از دوستانم که از بردن اسمش معذروم مطرح می کرد … 

همیاری سیمای مقاومت پولشویی مزدوری مجاهدین خلق مریم رجویTraitors to the homeland (Mojahedin Khalq, MEK, MKO, NCRI, Rajavi cult ….)

لینک به منبع

شو جدید مریم رجوی عاری از هر گونه محتوا

سرمایه های شناخته شده این فرقه مانند اماکنی که خریداری ودر اختیار دارد. خوردوها و هزینه ها صنفی اعضا   سر به صدها میلیون دلار می کشد اینها از کجا تامین شده است ؟

اینها با پول اهدایی برنامه همیاری است. ؟!!! واقعا خنده دار است .

دوستان حتما داد و ستد پول توسط اداره اطلاعات صدام حسین را در یوتیوب دیده اند .در لینک های زیر شکستن قلک ها را خواهید دید.!!!

چانه زنی های رجوی با حبوش رئیس سازمان اطلاعات صدام حسین.

پول هایی که مریم قجر مدعی است از همیاری است.

فروش اطلاعات توسط عباس داوری به اطلاعات عراق

عیسی آزاده باشگاه خبرنگاران 2018

عیسی آزاده

سهمیه نفت مجاهدین علاوه بر ۵۰ میلیون دلار دریافتی در هر سال و میلیونها دینار اعطایی صدام حسین به این سازمان هم بوده است.در اخرین سال حکومت صدام حسین.سهمیه فرقه در ماه ۲٫۵ میلیون بشکه نفت بوده است. طبق قرار باید این کوپن ها توسط دلال های فرقه به پول تبدیل میشد و یک بخشی هم به وزارت نفت عراق برگردانده میشد.که فرقه همه را بالا کشید.بالاترین در آمد فرقه در سال ۲۰۰۲ بوده است.که بابت فروش کوپن های نفتی نزدیک به دو ونیم میلیادر دلار سرمایه به هم زد.

هیچ کس فکر نمی کرد که روزی فیلم های جاسوسی و خوش رقصی های مسعود رجوی و سایر سران این فرقه بر ملا و دراینترنت منتشر شود. فرقه غافل از این بود که تمام بده و بستان هایش  و جلسات توسط اداره مخابرات یا همان سازمان امنیت و اطلاعات صدام حسین ضبط می شود.

بدون شک روزی فیلم های جلسات با سران سعودی و دریافت پول از انها هم در معرض دید همگان قرار خواهد گرفت.

فرقه هیچ وقت جرات نکرده پیرامون این فیلم ها اظهار نظر کند و البته چیزی هم ندارد مطرح کند. ایا جعلی هستند و ساختگی یا سند رسوایی انهاست.

حالا این خانم پر مدعا که مدعی رئیس جمهور ی مادالعمر ایران هم هست مطرح می کند که هزینه های ما را مردم ایران می دهند. از قدیم گفته اند دروغگو کم حافظه است  اگر ملت ایران گدایی می کنند و کلیه فروشی .چطوری هزینه های میلیون یورویی شما را تامین می کنند. ؟!!!

شما که برای سخنرانی یک بازنشسته امریکایی در هر دقیقه ده هزار دلار پرداخت می کنید.آیا این از پول قلک هاست یا همان حساب های پس انداز میلیاردی است که از قبل صدام حسین بدست اوردید و یا با راه اندازی صدها شرکت پوششی پول های کثیف را روانه بازار کردید.

یکی از دوستانم که از بردن اسمش معذروم مطرح می کرد که یک شرکت تقلبی فرش درست کرده بودیم به اسم صادرات و واردات فرش که ان زمان حجم مبادلات اش چندین میلیون دلار در ماه بوده است.بعد هم پول ها را بالا کشیدیم و و همه رد ها را پاک کردیم.

بهر حال یک ماه دیگر تاریخ سررسید اخرین وعده سرنگونی هم به اتمام می رسد .و باید شاهد یک فیل هوا کردن دیگر از طرف فرقه بود.

فرقه بر اساس گزارشات دریافتی در حال هر چه بسته تر کردن تشکیلات نموده و تلاش می کند به سیاق قبل  با همان ترفند های سابق افراد را سرگرم جلسات مغز شویی کند و فضا رعب و حشت را افزایش دهد. اما غافل از این است که علیرغم هر تلاشی آلبانی عراق نیست و اضمهلال و فروپاشی اش در تقدیر فرقه است.

این شو ها و بند بازی های سیاسی هم دردی از درد های بی درمان فرقه درمان نخواهد کرد.

عیسی آزاده.پاریس ۱۶ دسامبر ۲۰۱۸

***

Wesley Martin Mojahedin Khalq Rajavi cult 3از کمین مجاهدین سر کوچه ها برای کشتار مستشاران امریکائی تا گماشتگی برای جنگ طلبان امریکائی

*** 

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/ریزش-نیرو-در-فرقۀ-رجوی-مجاهدین-خلق-و-دل/

ریزش نیرو در فرقۀ رجوی (مجاهدین خلق) و دلایل آن

عیسی آزاده، پیوند رهایی، پاریس، هشتم اکتبر ۲۰۱۸:…  فشارهای سیستماتیک و فوق طاقت انسان در تشکیلات برای برده سازی فکری در فرقه نیروها را به مرز جنون می رساند که یک دفعه مانند چله از کمان خارج می شوند و با قبول همه نوع خطرات از فرقه جدا می شوند. اعمال خشونت طلبانۀ فرقه باعث یک تنش و اصطکاک مستمر بین نیروها شده است. در تشکیلات هیج کس … 

Mojahedin_Khalq_MKO_MEK_Maryam_Rajavi_MerceariesInside the MEK: The Secluded Group Scheduled to Overthrow the Iranian Regime (Mojahedin Khalq, Rajavi cult)

لینک به منبع

ریزش نیرو در فرقۀ رجوی (مجاهدین خلق) و دلایل آن

نوشتۀ عیسی آزاده از مسئولان و فرماندهان سابق سازمان مجاهدین

مقدمه :

موضوع ریزش نیرو یا همان جدا شدن افراد از فرقه رجوی یک پدیده جدید و منحصر به عراق و آلبانی و یا سایر کشورهای اروپایی نیست. در همان سال های اولیه تاسیس سازمان یکی از بنیانگزاران آن یعنی مرحوم عبدالرضا نیک بین از این سازمان جدا شد. دردرون زندان در دهه پنجاه هم تعدادی از مسئولین و کادرهای آن روز سازمان جدا شده و به جریانهای چپ و راست متمایل شدند که شاخص ترین انها آقای مهندس لطف الله میثمی می باشد. در سال ۱۳۵۴ هم که سازمان شقه شد و اکثریت کادرها و مسئولین آنروز سازمان مجاهدین را که وجهه ای اسلامی داشت رها کرده و مارکسیست شدند و عملا در خارج از زندان سازمان مجاهدین به کلی از بین رفت.

در دهۀ ۶۰ با اعلام استراتژی جنگ مسلحانه تعداد قابل توجهی از بدنۀ سازمان جدا شدند و یا به سازمانهای دیگر پیوستند و یا پی زندگی و تحصیلاتشان رفتند و تعداد زیادی هم به صرف خواندن یک اعلامیه یا نشریه روانه زندان شده و اکثریت آنها اعدام شدند.

از سال ۱۳۶۱ تا کنون هم که سازمان مجاهدین ماهیتش توسط آقای رجوی تغییر کرد و به یک فرقه تبدیل شد، ریزش نیرویی بطور مستمر ادامه داشته و خواهد داشت.

قبلا در نشست های دورنی شخص رجوی معمولا سالانه یک بیلان از وضعیت نیرویی سازمان می داد و در آن دوران معتقد بود که جذب و دفع نیرو یک امر کاملا طبیعی است. زیراسازمان ما یک ارگانیزم زنده است بنابراین جذب و دفع موجود زنده یک امر طبیعی و عادی است و در این راستا شخصا جداشدگان از سازمان مجاهدین یا درست تر از فرقۀ او را در یک سخنرانی سخیف به مدفوع تشبیه کرد.

ولی بعد ها با یک چرخش ۱۸۰ درجه ای اعلام کرد که «ما نه می توانیم و نه باید ریزش نیرو داشته باشیم». و عملا اعلام کرد که دیگر پروندۀ جداشدن از سازمان و خرج و مخارج اعزام انها به خارج سوزانده شده است وچنانچه کسی هم اعلام جدایی کرد یا اورا لب مرز می گذاریم که به ایران برود و یا اینکه تحویل عراق می دهیم و عراق هم چون استاتوی سازمانی را به رسمیت می شناسد هر فردی که از سازمان به عراق تحویل داده شود به جرم ورود غیر مجاز زندانی خواهد شد.

رجوی با انواع و اقسام تهدید و ارعاب وایجاد دهها زندان تلاش داشت که جداشدن از فرقه را به صفر برساند اما موفق نشد. حتی به سازمان امنیت مخوف صدام حسین هم متوسل شد و تعداد زیادی از جدا شدگان را روانه شکنجه گاه زندان بدنام ابوغریب کرد اما باز هم فایده نکرد و ریزش نیرو بجای سیر نزولی سیر صعودی به خود گرفت.

دلایل ریزش نیرویی درفرقه:

یکم. ساختار فرقه ای تشکیلات رجوی

دوم. اصرار بر خشونت و جنگ مسلحانه

یکم. ساختار فرقه ای تشکیلات رجوی

با محکم شدن پایه های قدرت رجوی در سازمان مجاهدین این سازمان شکل و محتوایش دچار یک دگردیسی گسترده ای شد و عملا رهبر در جای خدا نشانده شد و نیروها بعنوان مریدان بی چون و چرا خوانده شدند و آشکارا در تشکیلات اعلام شد که: چشم و دهان بسته و فقط گوش باز!! (آن هم فقط به حرفهای رهبری و دستگاه تبلیغاتی فرقه اش).

اندیشه فرقه گرایانه تمام تار و پود سازمان را در بر گرفت و فکر و اندیشه و روح و جسم نیرو ها در انحصار رهبر قرار گرفت و هر گونه اختیاری از افراد سلب شد حتی فکر کردن افراد هم با مغزشویی مستمر و روزانه تحت سیطره و کنترل تشکیلات فرقه قرار گرفت. و فکر کردن جز به رهبر فرقه ممنوع شد و انتقاد و اشکال گرفتن از رهبری به عنوان یک گناه کبیره در تشکیلات میخش کوبیده شد.

هر نیرو بطور ۲۴ ساعت حداقل توسط سه نفر از خودش بالاتر تحت کنترل مستمر قرار گرفت و نیروهای هم سطح هم باید مستمرا دیدبان فرقه برای یکدیگر می شدند و از دوستان و رفقایشان مستمرا گزارش کتبی و یا شفاهی می دادند. دوستی ورفاقت به معنی عام آن در فرقه از بین رفت و ساختار تشکیلاتی شرایط را طوری تغییر داد که هیچکدام از افراد به هم اعتماد نداشتند و به نوعی از هم ترس داشتند. در مواردی هم که افراد خارج از چشم مسئولین با هم گرم می گرفتند و یا خصوصی با هم صحبت می کردند بشدت تحت برخورد قرا گرفتند و با اعلام محفل خارج تشکیلات به همه انگ و مهر دایر کردن شعبه ای از وزارت اطلاعات رژیم در داخل تشکیلات می زدند و افراد را در جلسات جمعی و یا تکی آنقدر تحت فشار قرار می دادند که هر دوی آنها تمام مسایل خصوصی که با هم درد دل کرده بودند را در جمع مطرح کرده و به صورت مکتوب گزارش می کردند.

بخش عمده به اصطلاح افشا گری های فرقه بر علیه جدا شدگان گزارشهایی است که به زور و اجبار از افراد گرفته اند و در مواردی هم افراد آنقدر تحت فشار قرار داده می شدند که به دروغ یک سری چیزی ها را علیه خودشان مطرح می کنند تا تشکیلات دست از سر آنها بر دارد.

سیستم فرقه در کنار مغزشویی افراد ارتباطات نیروها را بطور مطلق با دنیای بیرون قطع کرد و همه را به یک مسیر کانالیزه نمود که آنهم رهبری فرقه بوده است.

در کنار مغزشویی مستمر و قطع ارتباطات بیگاری و کارهای پوشالی بود که بصورت سیستماتیک برنامه ریزی می شد بطوریکه افراد در ۲۴ ساعت روز حتی یک ساعت وقت خالی و فراغت نداشته باشند تا مجالی برای فکر کردن پیدا نکنند.

با این سیستم هولناک که باورش برای افراد خارج از فرقه خیلی سخت است تمام افکار و اندیشه های نهفته در دورن افراد تبدیل به یک کمپلس و عقده و فشار میشد که با کوچکترین جرقه یا تلنگری که به افراد از طریق دست رسی به اطلاعات یا خانواده هایشان وارد میشد افراد مانند فنر فشرده شده باز می شدند و یک انرژی و پتانسیل زیادی آزاد میشد که افراد در تشکیلات عصیان می کردند و در این نقطه بود که فرقه و یا مسئولین تشکیلاتی فرد توان برگرداندن فرد را به حالت نرمال نداشتند. البته در عراق با تهدید و فشار روانی و روحی تا حدودی غلیان نیروهای ناراضی را موقتا خاموش می کردند اما در آلبانی در این زمینه ناکام شده اند و با متوسل شدن به حربه های کثیفی مانند قطع کمک مالی وایزولاسیون نیرویی و یا با تهدید و تطمیع با نیروهای عصیانگر که می خواهند جدا شوند برخورد می کنند.

لذا فرقه برای مقابه با پدیده ریزش نیرویی از روش چماق و حلوا استفاده می کند. چماقش این است که افراد را در خارج از مناسبات و تشکیلات ایزوله می کند و تلاش می کند که به لحاظ سیاسی او را ترور کند و با انواع و اقسام برچسب ها و پرونده سازی و شیطان سازی این چماق را بر سر نیروهای باقیمانده نگه دارند.

سیاست حلوا هم این است که با وعده و وعید ودادن مبلغی بخور و نمیر افراد را کماکان در چنبره تشکیلات قرار می دهد و سایه شوم اش را مرئی و نامرئی بر سر جدا شدگان نگه می دارد.

بجرات می توان گفت که مخوف ترین تشکیلات در حال حاضر تشکیلات فرقه رجوی است هیچ تشکیلات و جریانی پیچیده تر و خطرناک تر از این فرقه در جهان وجود ندارد.

دوم اصرار و بر خشونت و جنگ مسلحانه:

فرقه رجوی که استراتژی اش مبتنی بر جنگ مسلحانه است لاجرم خمیر مایه تمام اصول و تاکتیک هایش خشونت و نابودی است. در دهه هشتاد میلادی اکثر گروههای چپ ایرانی که در نوار مرزی ایران و عراق در کردستان بودند نیروهایشان همواره دستخوش کشت و کشتار های درون گروهی و تصفیه فیزیکی بودند و رهبران و مسئولانشان خیلی راحت با یک برچسب نفوذی فردی را اعدام صحرایی می کردند.

رجوی بارها مطرح می کرد که علیرغم حق قانونی مان من اجازه ندادم کسی در سازمان اعدام شود. که البته این یک بلوف بود و برای اینکه خودش را در اذهان نیروها از همۀ رهبران سایر گروهها بالاتر جلوه دهد این بلوف ها را می زد. به باور همه نیروهایی که از این فرقه جدا شده اند اعدام کردن از زندگی با اعمال شاقه در درون فرقه خیلی راحت تر بود.

–    بر خلاف ادعای رجوی که در فرقه اش اعدام نیست کشته شدن آن تعداد از افراد که در زندان سال ۷۳ در قرارگاه اشرف در عراق زیر شکنجه جان دادند اسمش چیست؟

–    دهها نفری که برای زهر جشم گرفتن از سایرین در مرز و پشت میدان مین ها رها کردید و کادو برای اخوند ها فرستادید که متاسفانه اکثریت انها شب تاریک بدون کمترین اطلاعات و تجهیراتی روی مین رفتن و کشته و یا نقص عضوشدند اسمش چیست؟

–    وقتی دادگاه چند هزار نفره بر گزار می کردید و باید صدها نفر روی یک نفر تف کنند و سیلی بربناگوش آن بینوایی که درخواست جدا شدن کرده است بزنند اسمش چیست ؟

–    دهها مورد خودکشی در درون فرقه اعم از زن و مرد و پیر و جوان که جانشان به لبشان رسیده بود اسمش چیست ؟

–    دستور کشتن جدا شدگان و ترور سیاسی آنها و تعقیب و مراقبت مستمر جدا شده ها و ضرب و شتم های وحشتناک توسط گزمه های فرقه حتی در همین اروپا اسمش چیست؟

–    حتی شما به یک پدر و مادر پیر یعنی اقای مصطفی محمدی و همسرش هم که برای ملاقات دخترشان در آلبانی هستند رحم نکردید و اول اقدام به ترور سیاسی وی کردید و وقتی زورتان نرسید دهها قلاده از ربات ها یتان را به خیابانهای تیرانا گسیل کردید تا این پدر و مادر را ترور فیزیکی و یا در اذهان بد نام جلو دهند اما از ترس پلیس و قانون نشستید و فهمیدید که اینجا قلعه اشرف و عراق صدام حسین نیست. بفرمایید این کارها اسمش چیست؟

نتیجه گیری:

فشارهای سیستماتیک و فوق طاقت انسان در تشکیلات برای برده سازی فکری در فرقه نیروها را به مرز جنون می رساند که یک دفعه مانند چله از کمان خارج می شوند و با قبول همه نوع خطرات از فرقه جدا می شوند.

اعمال خشونت طلبانۀ فرقه باعث یک تنش و اصطکاک مستمر بین نیروها شده است. در تشکیلات هیج کس به نفر کنار دستی اش که سالیان یک جا می خورند می خوابند اعتماد ندارد. این درگیریهای مستمر و نا امنی افراد را به سمت درگیری فیزیکی با هم و با فرماندهانشان سوق می دهد. کمتر روزی است که در تشکیلات درگیری و بزن بزن وجود نداشته باشد. افراد در سطح ومدار بالای تشکیلاتی که جدا شده اند خوب می دانند من چه می گویم. در بولتن تشکیلات نیرویی درگیری های فیزیکی قید می شد.

بنابر این؛ فرقۀ رجوی با دو چالش تشکیلات و مناسبات فرقه گرایانه و خشونت و جنگ مسلحانه تا آخرین روز حیاتش دستخوش جدایی نیروها می باشد و فرقه هر ترفندی هم که بکار بگیرد نمی تواند جلوی خروج افراد و ریزش نیرویی را آن هم با این حجم که اکنون دیگر به سطح فرماندهان و حتی زنان عضو شورای مرکزی سازمان رسیده است، بگیرد.

عیسی آزاده

پاریس ۷ اکتبر ۲۰۱۸

*** 

Channel4_News_Mojahedin_Khalq_Rajavi_Cult_MEK_MKO_The shadowy cult Trump advisors tout as an alternative to the Iranian government

Remember.Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult) was one of the excuses of US attacking Iraq

MSNBC_Massoud_KhodabandehThe MEK’s man inside the White House (Maryam Rajavi cult, Mojahedin Khalq)

MEK_MKO_Maryam_Rajavi_Cult_Faking_Social_Media_Aljazeera_2018Mojahedin Khalq (MEK, MKO, NCRI, Rajavi cult) keyboard warriors target journalists, Academics, activists

همچنین: