مصاحبه با ابراهیم خدابنده، قسمت های اول، دوم و سوم (مسعود رجوی زنده است، حجاب ساختگی مریم رجوی قیدی ندارد)

مصاحبه با ابراهیم خدابنده، قسمت های اول، دوم و سوم (مسعود رجوی زنده است، حجاب ساختگی مریم رجوی قیدی ندارد)

باشگاه خبرنگاران، تهران، چهارم اوت 2013: … زنده بودن مسعود رجوي بارز و آشکار است و به هيچ‌عنوان کنترل و اداره گروهک تروريستي منافقين از شخص مريم رجوي برنيامده و وي تنها هنرش اين است که سرسپرده و وابسته به مسعود رجوي است و بدون او نمي‌تواند حتي گامي در فعاليت‌هاي اين گروهک تروريستي بردارد. باید تاکید کنم؛ هيچ فرقه‌اي نبوده که سرانجام موفقي داشته باشد …

لینک به منبع
قسمت اول
قسمت دوم
قسمت سوم

قسمت اول:

ابراهیم خدابنده: عقد اجباری تمام زنان منافقین با مسعود رجوی را تایید می‌کنم/اجرای انقلاب ایدئولوژیک با مالکیت رجوی بر زنان

لینک به منبع

عضو سابق گروهک تروریستی منافقین با تایید مراسم پلید ” رقص رهایی ” مسعود رجوی گفت: تمام زن‌ها در حکم زن مسعود رجوی بودند، یعنی در حریم آن به‌شمار رفته و هیچ مردی در تشکیلات نمی‌توانست ازدواج کند و تمام زنان این گروهک شوهر داشته و شوهرشان مسعود رجوی است و در مقابل هم هیچ زنی نمی‌توانست ازدواج کند، چون یک همسر به نام مسعود رجوی داشت.

” ابراهیم خدابنده ” عضو سابق گروهک تروریستی منافقین در گفتگوی تفصیلی با خبرنگار سیاست خارجی باشگاه خبرنگاران به تشریح فعالیت خود در این تشکیلات پرداخت.

باشگاه خبرنگاران: ابتدا خود را معرفی و بفرمایید چگونه به عضویت گروهک تروریستی منافقین درآمدید؟

خدابنده: ابراهیم خدابنده هستم، در سال ۱۳۲۰ در تهران متولد شدم و در سال ۱۳۵۰ بعد از اخذ دیپلم ریاضی از دبیرستان البرز، جهت ادامه تحصیل راهی انگلیس شدم و در دانشگاه “نیوکاسل” فوق‌لیسانس مهندسی برق را گرفته و باید اشاره کنم که همچنین قبل و بعد از انقلاب عضو انجمن اسلامی نیز بودم و در سال ۱۳۵۹ جذب گروهک تروریستی منافقین شدم.

این گروهک تروریستی برای جذب افراد از تکنیک جذب استفاده کرده که این موضوع به نگرانی‌ها دامن زده و اینگونه وانمود می‌کرد که قرار است جمهوری اسلامی ایران مجددا وابستگی به آمریکا را پیش گیرد و فقط سازمان مجاهدین خلق( گروهک تروریستی منافقین) چون متکی به یک بینش ضد استثماری است، می‌تواند تا آخرین لحظه به طور مستقل عمل کند و سرکردگان اعلام می‌کردند،این انگیزه‌ها ضد امپریالیستی بوده و استقلال‌طلبانه و اسلامی به‌شمار می‌رود.

پس می‌توان اینگونه بیان کرد که افراد زیادی آن زمان همانند من جذب سازمان(گروهک تروریستی منافقین) شده، که در این راستا من به مدت ۲۳ سال به طور تمام‌وقت (شبانه‌روزی) یعنی بدون اینکه لحظه‌ای زندگی خصوصی داشته باشم، در این تشکیلات فعالیت کردم.

باشگاه خبرنگاران: چگونه به ایران بازگشتید؟

خدابنده: در آخرین ماموریت در سوریه که همزمان با حمله آمریکا به عراق بود و تشکیلات در شرایط بسیار دشواری قرار داشت و بسیاری از فرماندهان و مسئولین این گروهک تروریستی، خواستار خروج از عراق بودند، من دستگیر شدم.

ما هم در این راستا به سوریه سفر کرده و ماموریتمان این بود که افراد نامبرده توسط سرکردگان را به اروپا ترانزیت کرده که در آنجا من به همراه یکی از دوستانم به نام جمیل در مرز بوکمال در حالیکه ۲ میلیون دلار پول، اسناد و مدارک، طلا و جواهرات همراه ما بود دستگیر شدیم.

دو ماه در زندان سوریه بودیم و سپس ما را به ایران تحویل دادند و از آنجا به زندان اوین منتقل شدیم.

باشگاه خبرنگاران: اسناد و مدارک ذکر شده حاوی چه اطلاعاتی بود؟

خدابنده: برخی از این اسناد و مدارک قرار بود از سوی یک خانم سوری که در داخل ۷ کیف جاسازی کرده بود، به دست ما برسد که در بین راه در گمرک توسط پلیس سوریه ضبط شد و ما در آنجا بود که متوجه وجود این اسناد شدیم.

باشگاه خبرنگاران: آیا شما پیش از خروج مسعود رجوی از عراق خارج شدید؟

خدابنده: من از زمان دقیق خروج مسعود رجوی اطلاعی ندارم و آن زمان که از پاریس به سوریه رفتیم، وارد خاک عراق نشدیم.

ما از پاریس به دمشق رفتیم، ۱۰ روز در آنجا اقامت داشتیم که در این راستا چندین بار با محمل تجارت و بدون اینکه نامی از سازمان(گروهک تروریستی منافقین) برده شود، به امنیت سیاسی این کشور مراجعه کردم و اعلام کردم خواستار ترانزیت افرادی ایرانی به اروپا هستم که این مسئله با موفقیت انجام نشد و بعد از دستگیری ما در گمرک و گشتن محتویات داخل کیف‌ها، مشخص شد که ما وابسته به این گروهک تروریستی هستیم، در حالی که تا آن زمان به عنوان تاجرهای ایرانی در آنجا شناخته شده بودیم.

باید گفت؛ این گروهک تروریستی زمانی که افراد را به ماموریت می‌فرستاد، به هیچ عنوان تمام مراحل عملیات را بروز نداده و فقط به ما اعلام کرد که ویزای سوریه بگیرید و به دمشق بروید.

همچنین، وقتی به سوریه رسیدیم، در مورد حمل پول‌ها و خروج آنها از مرز دستوراتی به ما ابلاغ نشده بود، چرا که این گروهک تروریستی پس از گذراندن یک مرحله، نحوه انجام مراحل دیگر را توضیح می‌دهند.

باشگاه خبرنگاران: شورای سرکردگی منافقین در عراق چه وظایفی بر عهده داشت؟

خدابنده: پیش از پاسخ به این سوال اجازه دهید در مورد شرایطم بعد از ورود به ایران کمی توضیح دهم؛ زمانی که به زندان اوین منتقل شدم، انتظار داشتم که مورد شکنجه‌های شدید و اعدام قرار گیرم اما رفتار با من مغایر با تفکرات سرکردگان منافقین بود و در زندان شروع به مطالعه کردم و در این راستا کتابی با عنوان “فرقه‌ها در میان ما” توسط برادرم برای من فرستاده شد که نویسنده این کتاب خانمی آمریکایی بود که هیچ اطلاعی نسبت به گروهک تروریستی منافقین نداشته، ولی زمانی که من این کتاب را مطالعه کردم، گویا عینا نویسنده این کتاب را در مورد فرقه رجوی نوشته باشد.

در آنجا به این نکته پی بردم که گروهک تروریستی منافقین یک “فرقه مخرب کنترل ذهن” است و این یک تعریف علمی است که دارای خصوصیات فراوانی بوده که یکی از جالب‌ترین نمونه‌های این پدیده، سازمان مجاهدین خلق و یا همان گروهک تروریستی منافقین است که می‌توان تمام خصوصیات بیان شده در این کتاب را در فرقه رجوی به خوبی مشاهده کرد.

باید اشاره کرد که سرکردگان فرقه‌ای بر سه پایه قدرت، ثروت و شهوت حرکت می‌کنند، در مورد قدرت‌پرستی و مال‌دوستی رجوی نمونه‌های فراوانی برای مثال‌زدن وجود دارد.

در مورد قسمت سوم نمونه‌ای نداشتم، تا اینکه چندتن از شورای سرکردگی گروهک تروریستی منافقین در پاریس پس از جدایی از این گروهک تروریستی دست به افشاگری زدند.

پرده‌برداشتن از این موضوع پلید توسط شورای سرکردگی انجام شد که باید بگویم همه اعضای این شورا را زنان تشکیل داده و هیچ مردی نمی‌توانست عضو شورای سرکردگی باشد.

این شورا به نوعی نقش حرم‌سرای مسعود رجوی را ایفا می‌کرد و مریم رجوی خود، این زن‌ها را برای مسعود انتخاب کرده و برای ما مردها اصل این موضوع مشخص نبود و تصور می‌کردیم که انقلاب ایدئولوژیک یک بحث تئوریک است که با این عمل به صورت عملی در آمده است.

تئوری انقلاب ایدئولوژیک در سال ۶۴ در این گروهک تروریستی مطرح شد و زمانی که مریم عضدانلو از شوهرش مهدی ابریشم‌چی جدا شد و به همسری مسعود رجوی درآمد و در سال ۶۸ همه زنان خود را طلاق دادند.

توجیه مسئله طلاق به اینگونه بود که تمام زن‌ها در حکم زن مسعود رجوی هستند، یعنی در حریم آن به‌شمار رفته و هیچ مردی در تشکیلات نمی‌تواند ازدواج کند و تمام زنان این گروهک شوهر داشته و شوهرشان مسعود رجوی است و در مقابل هم هیچ زنی نمی‌تواند ازدواج کند، چون یک همسر به نام مسعود رجوی دارد.

ما پیش از این اتفاق در این زمینه فکر می‌کردیم که این فقط یک تئوری است و با بسیاری تفکرات مثل خواستار رهایی از هرگونه وابستگی خود را توجیه می‌کردیم، ولی بعد دیدیم که در عمل نیز نمود عینی و مادی داشته و فقط ذهنی نبوده است.

من در طول ۱۰ سالی که در ایران این مسائل را مورد مطالعه و بررسی قرار می‌دادم پی بردم که دانش عمومی در این خصوص بسیار ضعیف است.

باید گفت؛ این مسئله در حال حاضر به عنوان یک تهدید به‌شمار می‌رود و به عنوان بالاترین آسیب اجتماعی معرفی شده و گرفتاری در دامن فرقه‌ها وحشتناکتر از گرفتاری در دام اعتیاد است.

ادامه دارد…

قسمت دوم:

لینک به منبع

بخش دوم/عضو سابق گروهک تروریستی منافقین:

حجاب ساختگی “مریم رجوی” هیچ قید و بندی ندارد/ ماجراي حضور بدون‌ حجاب مريم در دادگاه فرانسه

” ابراهیم خدابنده ” عضو سابق گروهک تروریستی منافقین در گفتگوی تفصیلی با خبرنگار سیاست خارجی باشگاه خبرنگاران به تشریح فعالیت خود در این تشکیلات پرداخت.

باشگاه خبرنگاران: افراد چگونه اسیر فرقه‌های تروریستی می‌شوند؟

خدابنده: درمورد گرفتاري افراد در فرقه‌ها هنوز به این نتیجه نرسيده‌ایم که چه عواملي باعث اين موضوع شده، چراکه موضوعي پيچيده و برخلاف تصور است و افراد تحصيل‌کرده بيشتر گرفتار اين دام شده، زيرا دانشجويان، جوانان و این افراد ذهن پيچيده دارند اما فاقد تجربه اجتماعي هستند.

گروهک تروريستي منافقين به عنوان يک فرقه مخرب کنترل ذهن (فراتر از واژه تروريست) و به معناي کامل تخريب مناسبات اجتماعي و خانوادگي به شمار رفته همانطور که مريم رجوي خانواده را لانه فساد و دشمن اصلي در گروهک می‌دانست.

نويسنده کتاب ذکر شده(فرقه‌ها در میان ما) در اين باره مي نويسد؛ هروقت کسي با شما صحبت و اينگونه تاکيد کرد که اين موضوع را با خانواده خود در ميان نگذاريد، اين نکته بايد زنگ خطري در گوش شما باشد.

باشگاه خبرنگاران: بعد از انتقال افراد گروهک تروريستي به ليبرتي خبرنگاران متعددي در پادگان اشرف حضور پيدا کرده که بر وجود مکان‌هايي همانند شکنجه‌گاه در اين پادگان اشاره کردند. آيا شما اين مسئله را تائيد مي‌کنيد؟

خدابنده: در فرقه رجوي نيز همانند ديگر فرقه‌ها ارتباط افراد با يکديگر به شدت کنترل شده و سرکردگان این گروهک تروريستي روي اين موضوع بسيار حساس بودند که اطلاعات به هيچ عنوان به بيرون از گروهک درز نکند.

من وقتي به ايران آمدم، بسياري از افرادي که از اين گروهک تروريستي جدا شده بودند، از مسائل مرموز و مخوف اين گروهک پرده برداشته که من نیز در طي سفرهاي خود به پادگان اشرف متوجه اين موضوعات شده بودم، البته باید بگویم پادگان اشرف محل کار من در اين گروهک نبود و من زير نظر سرکردگان در اروپا مشغول به فعاليت بودم که در این بین می‌توان به موارد متعددي از شکنجه زنان، مردان و حبس‌هاي انفرادي، قتل در داخل پادگان اشرف و فشارهاي رواني اشاره کرد.

برنامه‌اي در سازمان به عنوان “عمليات جاري” مرسوم بود که در کتاب فرقه‌ها از آن با نام ” کنترل ذهن ” ياد شده است، به اين منظور که فرد را در يک جمع 50_60 نفره قرار داده و وي را سوژه آن نشست کرده و حتی با او برخورد فیزیکی بسیار بدی می‌کردند و اين فرد از لحاظ رواني آنچنان تحت فشار قرار می‌گرفت به طوری که دفاع رواني خود را از دست داده و توان نه گفتن را از او مي‌گيرفتند.

در اين جلسه، افرادي که نافرماني کرده و دستوري را قبول نمی‌کردند و يا حتي سوالي فراتر از چارچوب تعيين شده می‌پرسیدند، در اين نشست‌ها با سرکوب رواني مواجه شده که بسياري از کارهايي که در گروهک تروريستي منافقين براي کنترل ذهن، فريب افراد، جذب نيرو و نگهداري آنها صورت گرفته، نشات گرفته از اين روش ذکر شده است.

مسائل جنسي نيز از اين روش مستثني نبوده در اين راستا ابتدا فرد را از اين کار منع و اين موضوع را به عنوان يک گناه بزرگ در ذهن فرد قلمداد کرده که اگر حتي لحظه‌اي مسئله‌اي در اين زمينه به ذهنش خطور می‌کرد، بايد در اين نشست‌ها به خطاي خود اعتراف کرده و مورد توهين و بازجويي از سوي افراد ديگر قرار گيرد.

فرد دائما خود را سرزنش کرده که من چه انسان پستي هستم که چنين افکاري به ذهنم خطور و بعد به اين شکل روان فرد را کنترل کرده و يا در بعضي موارد فرد را ايزوله می‌کردند.

باید اشاره کنم، پادگان اشرف هيچگونه وسيله ارتباطي با بيرون نداشته و در حال حاضر نيز که اين پادگان به ليبرتي منتقل شده، تمام مسائل گذشته حاکم است و افرادي هستند که هيچ ايده‌اي در ذهن نسبت به دنياي خارج نداشته، چرا که بيش از دو دهه در اين گروهک تروريستي و در داخل پادگان اشرف حضور داشتند.

بعضي مواقع که افراد سازمان ملل با افراد گروهک تروريستي منافقين صحبت کرده و می‌پرسیدند آيا قصد خروج از اين گروهک را دارید؟ هیچ ايده‌ و پاسخی ندارند که پشت اين ميله‌ها چه مي‌گذرد و آنچه که در مورد دنیای خارج مي‌دانند، چيزي است که سرکردگان به آنها تحميل کرده چراکه بر اين باورند که بيرون از فرقه همه چيز غاصب و شيطاني است و تنها راه نجات، فرقه و سرکردگان آنهاست.

افراد فريب‌خورده در گروهک تروريستي منافقين قبل از آنکه حصارهاي فيزيکي آنها را احاطه کند، حصارهاي ذهني و رواني آنها را در بر گرفته است.

باشگاه خبرنگاران: اهم فعاليت شما در اروپا بود؟ و اين فعاليت‌ها را به سرکردگی چه کسي انجام مي‌داديد؟

خدابنده: من در بخش حقوق بين‌الملل گروهک بودم و فعاليت ما در گروهک تروريستي منافقين، جذب نيروي سياسي و کمک‌هاي مالي بود که به طرق مختلف و عمدتا با کلاهبرداري‌ صورت مي‌گرفت و با ايجاد خيريه‌هاي ساختگي تحت عنوان کمک به بچه‌هاي يتيم انجام مي‌گرفت و از فضاي ضد ايراني که در غرب حاکم بود، سوء استفاده کرده که من خود نيز به ميزان زيادي درگير اين تبليغات بودم.

زماني که به ايران بازگشتم، داده‌هاي قبلي خود را با آنچه که در ايران بود، مغاير ديدم چراکه در تشکیلات به ما گفته بودند، رفتگرها هر روز از داخل جوي‌هاي آب، افرادي که شب گذشته کشته شده بودند را جمع کرده و زماني که در خيابان‌ها گذر مي‌کنيد، هيچکس لبخند نمي‌زند، شاد نيست و خنده‌ها را از چهره‌ها ربوده‌اند، يعني تبليغات ضد ايراني در گروهک تروريستي منافقين زياد بود و خيلي از کساني که سعي در جذب آنها داشتيم، اشراف کافي به موضوع نداشتند و براساس جو عمومي حاکم در آنجا(خارج از ایران)، کمک‌هاي مالي خود را به ما اهدا مي‌کردند.

باید بگویم،فرقه‌ها بر مبناي فريب و دروغ پايه‌ريزي شده و همه افراد را مجبور می‌کنند که بايد به افراد خارج از فرقه دروغ بگوييم.

به گفته نويسنده نامبرده کتاب ” فرقه‌ها در میان ما “، فرقه‌ها در عين حال که از اعضاي خود صداقت و فداکاري را نسبت به سرکردگان خود خواستارند، آنها را مجاب کرده که بيرون از فرقه به صورت کاملا دوگانه عمل کنند.

يکي از ويژگي فرقه‌ها اين است که استانداردهاي دوگانه درون و بيرون دارند و اين موضوع برای افراد نهادينه شده و زماني که صحبت از منافق و نفاق به ميان می‌آید، اين بحث برای اعضای گروهک کاملا پذيرفته شده است.

در يک روند با ايزوله کردن افراد به صورت قطع رابطه آنها با خانواده‌ها و آشنايان، فرد به لحاظ ذهني دچار دگرگوني شده، هويتش را از او گرفته و يک هويت کاذب به او مي‌دهند که آن هويت گوش به فرمان مطلق سرکردگان است.

باید به این مسئله مهم اشاره کنم که در خودسوزي‌هاي 17 ژوئن 2003 زماني که مريم رجوي به جرم کلاهبرداري و پول‌شوئي دستگير شد، دستور داده شد که 10 نفر در 10 شهرهای اروپايي خودسوزي کنند و اين در حالي بود که مريم رجوي در زندان حتی اعتصاب غذا هم نکرد و زماني که قوه قضائیه این کشور براساس سيستم لائيک به او دستور داد که شما بايد بدون روسري وارد صحن دادگاه شويد، مريم رجوي بدون هيچگونه ممانعتي اين امر را پذيرفت، يعني با انعطاف بسيار با آنها برخورد مي‌کرد و اين در حالي بود که خواهان خودسوزي از سوی افراد گروهک بود تا اين موضوع بتواند اهرم فشاري براي قوه قضائيه فرانسه براي آزادي مريم رجوي باشد.

ادامه دارد…

قسمت سوم

لینک به منبع

بخش سوم/عضو سابق گروهک تروریستی منافقین:

“مسعود رجوی” زنده است/ تنها هنر مریم رجوی سرسپردگی محض به مسعود

“ابراهیم خدابنده” عضو سابق گروهک تروریستی منافقین در گفتگوی تفصیلی با خبرنگار سیاست خارجی باشگاه خبرنگاران به تشریح فعالیت خود در این تشکیلات پرداخت.

باشگاه خبرنگاران: آیا خود شما نیز تحت تاثیر شرایط موجود در گروهک تروریستی منافقین بودید؟

خدابنده: افرادي که درون اين گروهک تروريستي هستند، نمي‌دانند که شديدا تحت کنترل فرقه قرار دارند و تصور می‌کنند که داوطلبانه و با اراده و اختيار وارد اين گروهک تروریستی شدند.

در اينجا مي‌توان داستان گرفتاري در فرقه‌ها را با اعتياد مقايسه کرد و اينگونه گفت که يک فرد معتاد آخرين نفري است که متوجه اعتياد خود شده و هيچ‌گاه تصميم نگرفته که در يک روز معين معتاد شود.

اگر من خود دستگير نمي‌شدم و در ايران مطالعات خود را پيگيري نمي‌کردم، به اين موضوع پي نمي‌بردم که من يک سوژه کنترل ذهن مخرب فرقه‌اي بودم و ذهنم همچون چيزي است که در عوام از آن به مغزشويي ياد شده است.

عموم مردم ذهن‌شويي را قبول ندارند و آن را يک تصور فانتزي دانسته و فکر مي‌کنند که مغزشويي توسط آمپول و قرص انجام می‌شود، در صورتي که اين فرآيند با ايجاد يک محيط ايزوله و با استفاده از يکسري تکنيک‌هاي کلامي_ عصبي انجام می‌شود که در اين روند ذهن فرد را کنترل مي‌کنند، هويت وي را سرکوب کرده و يک هويت جعلي به او انتصاب مي‌دهند.

باشگاه خبرنگاران: نظر شما در مورد اخبار منتشر شده مبني بر مرگ مسعود رجوي سرکرده فراری گروهک تروریستی منافقین چيست؟

خدابنده: سازمان مجاهدين خلق( گروهک تروریستی منافقین) همانند ديگر فرقه‌ها قائم به سرکرده خود است، يعني بدون مسعود رجوي اين فرقه و به اين شکل قابل کنترل، اداره و دوام نيست.

من براساس تجربه‌اي که سال‌ها در اين گروهک بدست آورده‌ام، با اطمينان مي‌گويم که زنده بودن مسعود رجوي بارز و آشکار است و به هيچ‌عنوان کنترل و اداره گروهک تروريستي منافقين از شخص مريم رجوي برنيامده و وي تنها هنرش اين است که سرسپرده و وابسته به مسعود رجوي است و بدون او نمي‌تواند حتي گامي در فعاليت‌هاي اين گروهک تروريستي بردارد.

باید تاکید کنم؛ هيچ فرقه‌اي نبوده که سرانجام موفقي داشته باشد، همه افراد يا به خودکشي‌هاي دسته‌جمعي روي آورده و يا به صورت فرقه‌هاي کوچک براي خود فعاليت کرده، در حال حاضر اين گروهک تروريستي، هيچگونه حمايتي از سوي ايران نداشته و سياست اين گروهک از زمان ورود آنها به عراق کاملا متکي به حمايت‌هاي خارجي است که در اين راستا مسعود رجوي در يک نشست به نام “حوض” اينگونه بيان کرد که ما با پشتوانه يک ابرقدرت مي‌توانيم حاکميت را در دست بگيريم.

مسعود رجوي در تبليغات براي گروهک تروريستي منافقين، به دنبال جذب گسترده نيرو نبوده، بلکه هدف اصلي وي جذب نفر و عنصر است و از فرد فرد افراد براي رسيدن به مقاصد خود استفاده کرده و به هيچ‌عنوان تبليغات وي اين‌گونه نيست که بخواهد توده‌هاي مردم را جذب خود کند.

جذب افراد با شعار ضد امپرياليستي يکي از افتخارات مسعود رجوي به شمار رفته و همچنين سخنراني سرکرده‌هاي جناح‌هاي امپرياليستي در ميتينگ‌هاي مريم رجوي نيز يکي از همين افتخارات است، که مي‌توان به جنگ‌طلب‌هايي اشاره کرد که بسياري از غربي‌ها از آنها برائت مي‌جويند.

باید اشاره کنم؛ زماني که ناصر عرفات به تهران آمد، مسعود رجوي طي مراسمي يک سلاح به وي هديه داد و گفت: تنها راه رهايي شما جنگ مسلحانه با رژيم غاصب صهيونيستي است.

در حال حاضر، در تمام تبليغات گروهک تروريستي منافقين، حتي به اندازه جناح‌هاي ليبرال غربي هم انتقادي به رژيم جعلي صهيونيستی نیست و اين در حالي است که هميشه اين فلسطين بوده که در اين راه محکوم شده و اين گروهک تروريستي مبنا را بر اين گذاشته که حمايت آمريکا و رژيم غاصب صهيونيستی را جذب کند.

زماني که مسعود رجوي به عراق رفت، خوب مي‌دانست که اين يک تير خلاص به ته‌مانده مشروعيت وی در داخل ايران است و با علم به اين موضوع، به اين کشور رفت.

مسعود رجوي همواره می‌گفت؛ ” زماني که ما به عراق رفتيم، صدام” دیکتاتور سابق عراق ” برگزيده غرب بود، يعني ما همواره در چارچوب بازي غرب عمل می‌کنیم”.

بعد از حادثه عراق، ورق براي مسعود رجوي برگشت و وي که پشتيباني غرب را داشت و مي‌دانست که در ايران جايگاهي ندارد و نمي‌تواند در اين کشور کاري پیش ببرد، به حمايت آمريکا بسنده کرد.

در حال حاضر، مسعود رجوي به دنبال حمايت آمريکاست و از سوي ديگر آمريکا نمي‌تواند حسابي جدي روي اين گروهک تروريستي بازکند، چرا که خود سازمان‌هاي اطلاعاتي غربي بارها اذعان کرده‌اند که نه تنها منافقین پايگاهي در ايران ندارند، بلکه اين گروهک تروريستي مورد نفرت آنهاست و آنها مي‌دانند که با نزديکي به مسعود رجوي، نه تنها چيزي عايدشان نشده، بلکه امتيازات زيادي را از دست خواهند داد.

بازرس تسليحاتي سازمان ملل متحد در عراق، درباره افشاي اطلاعات در زمان دیکتاتور سابق ایران(شاه)، اينگونه بيان کرده که اطلاعات هسته‌اي ايران را رژيم غاصب صهيونيست توسط جاسوس‌هاي خود در ايران بدست آورده و به پهلوي داده است و اينگونه اظهار داشته که ما مي‌خواهيم يک نيروي ايراني اين اطلاعات را افشا کند، در اين راستا دیکتاتور سابق ایران اين مسئله را نپذيرفت و گفت: من عليه منافع ملي کشورم عمل نکرده، در صورتي‌که گروهک تروريستي منافقين اين موضوع را پذيرفت و اطلاعات را از رژيم جعلي صهيونيستی گرفته و براي اولين بار آنها را فاش کرد.

مسعود رجوي به هيچ‌عنوان به دنبال حفظ آبرو، حيثيت و وجهه ملي خود در داخل ايران نيست و تنها هدف وي رسيدن به قدرت است، آن‌ هم با کمک نيروهاي خارجي، ولي به طور عموم وزارت امور خارجه آمريکا و دولت اين کشور، حمايت از مسعود رجوي را به صلاح خود نمي‌دانند و اين در حاليست که تعداد محدودي از جناح‌ها در آمريکا از وي حمايت کردند.

باشگاه خبرنگاران: پروسه فريب افراد عادي توسط گروهک تروريستي منافقين، چگونه انجام مي‌گرفت؟

خدابنده: اعضاي گروهک تروريستي منافقين، به سه طريق جذب اين گروهک تروريستي شدند؛ دسته اول که خود من نيز جزو اين دسته هستم، بعد از انقلاب و در جريان انقلاب با شعارهاي ضد امپرياليستي جذب اين گروهک تروريستي شده، اين گروهک خود را يک نيروي اسلامي کاملا مستقل معرفي کرده و با ايجاد نگراني در دل افراد که جمهوري اسلامي خواهان وابستگي به آمريکاست، نيرو جذب کرده و در طي زمان در روند کار با تکنيک‌هاي رواني آنها را حفظ کرد.

دسته دوم کساني که از اوضاع ناراضي بودند و شناخت دقيقي از اين گروهک تروريستي نداشته و فقط اين را مي‌دانستند که يک نيرويي وجود دارد که مخالف نظام است و صرفا به دليل اينکه مخالف نظام و ناراضي از شرايط خود بودند، به اين گروهک تروريستي پيوستند.

دسته سوم کساني هستند که تا قبل از اينکه به پادگان اشرف بروند، حتي اسم اين گروهک تروريستي را نشنيده و براي کار به کشورهايي مانند دوبي، پاکستان و ترکيه رفته که در اين راستا اين گروهک تروريستي در اين کشورها دفاتري با عنوان کاريابي تاسيس و اين افراد را اينگونه جذب کرده و حتي قبل از ورود افراد به اين کشورها، از طريق اينترنت با افراد در تماس بودند.

زماني که در زندان اوين بودم، در آنجا با پسري 17 ساله آشنا شدم که يک کارگر دوزنده بود که وي را بعد از فرار از پادگان اشرف به اين زندان آورده بودند.

او از طريق پسردايي خود برای کار در فرانسه به ترکيه رفته بود و از آنجا وي را به عراق و پادگان اشرف برده بودند و در آنجا يکسري لباس‌هاي ارتشي به آنها داده و گفته بودند که شما در ارتش آزاديبخش هستيد.

آنها گفته بودند که ما همچين قراري نداشتيم و شما به ما قول سفر به فرانسه و کار در اين کشور را داده بوديد، اما افراد گروهک تروريستي به آنها اعلام کرده بودند که اگر به ايران برگرديد، اعدام خواهيد شد

پسر دايي پسر نامبرده به علت ترس از اعدام در اين گروهک تروريستي مانده، ولي خود اين پسر از پادگان اشرف فرار کرده و خود را به مرز رسانده بود.

افراد گروهک تروريستي منافقين، به انواع ترفندها، افراد را در ترکيه و يا حتي کشورهاي ديگر فريب داده و يا حتي در مواردي شهروندان پاکستاني را برای کار در عراق به اين پادگان منتقل می‌کردند و آنها در هنگام حضور در اين پادگان اعتصاب کرده و خواهان بازگشت به کشور خود بودند.

در مجموع، هر سه دسته در يک مسئله مشترک‌اند و آن‌ مهم اين است که چيزي که در مورد گروهک تروريستي منافقين فکر مي‌کردند، با چيزي که هنگام ورود به اين گروهک به آن برخورد می‌کردند، مغايرت داشته، حتي من نيز که جزء دسته اول بودم، چيزي که در تشکیلات ديدم با آنچه که در ذهنم تداعي کرده، بسيار متفاوت بود.

ادامه دارد…


(Rajavi from Saddam to AIPAC)


(Izzat Ebrahim and Massoud Rajavi still at large)

همچنین:

گاف بزرگ گزارش آمریکا آیا وزارت دفاع امریکا به لابی مجاهدین خلق تبدیل شده است؟

۲۰۱۳/۰۳/۲۵ by

ابراهیم خدابنده، ایران اینترلینک، بیست و یکم فوریه ۲۰۱۳: … نه تنها این موضوع صحت ندارد، بلکه یک گاف دیگر هم داده شده است. گزارش اصلی نمیگوید که من در آن زمان در زندان بوده ام و نویسنده مقاله یا به خودش زحمت نداده که یک بار گزارش اولیه را بخواند، یا احتمالا به اندازه هر کس […]

استعفای روحانی و قصیم و واکنش شورا

۲۰۱۳/۰۶/۱۸ by

ابراهیم خدابنده، انجمن نجات، تهران، هجدهم ژوئن ۲۰۱۳: …  آقایان روحانی و قصیم در نامه استعفای خود نهایت ملاحظه سازمان مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت را نموده و وارد هیچگونه نقد مشخصی نسبت به عملکرد سی و چند ساله مسعود رجوی که جای انتقاد های بسیاری دارد نشده اند و تنها بر اساس حق […]

در خصوص نامه آقای ایرج مصداقی به مسعود رجوی

۲۰۱۳/۰۵/۲۰ by

ابراهیم خدابنده، انجمن نجات، تهران، بیستم می ۲۰۱۳: … قبل از هر چیز عقیده دارم هر کسی که وارد برخورد با سازمان مجاهدین خلق میشود و میخواهد در این خصوص اظهار نظر نماید یا به تجزیه و تحلیل عملکرد آن بپردازد می بایست ابتدا تعریف درستی از این سازمان و رهبر بلامنازع آن یعنی مسعود رجوی […]

رجوی از مبارزه ضدامپریالیستی تا آویختن به دامن آمریکا

۲۰۱۳/۰۵/۰۲ by

ابراهیم خدابنده، انجمن نجات، تهران، دوم می ۲۰۱۳: …  در بوق کردن بازگشائی دفتر در نزدیکی کاخ سفید در واشنگتن تنها یک مزیت میتواند برای رجوی داشته باشد و آن اینست که بتواند خوراک تبلیغاتی برای نیروهای سرخورده و ناامید خود در لیبرتی و در سایر نقاط جهان فراهم نموده و چند صباحی دیگر آنها […]