مصاحبه با خانم شهین هاجری، خواهر علی هاجری از گروگانهای رجوی (قسمت اول و پایانی)

مصاحبه با خانم شهین هاجری، خواهر علی هاجری از گروگانهای رجوی (قسمت اول و پایانی)

نیم نگاه، هشتم دسامبر 2015:… طبق گفته رهبری فرقه (رجوی) خانواده کانون فساد است ولی این فساد دراصل همان نابودی فرقه رجوی بوده است و برمبنای همین اصل از ارتباط نفرات با خانواده هایشان به هرنحو جلوگیری شده و درآینده هم به دنبال اجرای این سیاست خواهد بود… آنها انسانهایی هستند که درسراب رجوی گرفتار شده اند و توسط رجوی تخریب گشته و به آنها هویتی جدید بخشیده اینان فرزندان ایران زمین …

علی هاجریدومین نامه خانم سکینه عوض زاده به فرزند عزیزش علی هاجری (تحت اسارت فرقه رجوی در لیبرتی ـ عراق)

مصاحبه سایت نیم نگاه با خانم شهین هاجری ساکن آبادان، خواهر (علی هاجری تحت اسارت فرقه رجوی در لیبرتی، عراق) ـ قسمت اول

لینک به منبع

ما آنگونه رفتار می کنیم که جهان را می بینیم. طرز تلقی ما از مفاهیم اساسی و بنیادین در حوزه هستی شناسی ، تاریخ ، جامعه ، افتصاد ، انسان ، زندگی و … پیوند ارگانیک و تنگاتنگی با جهان بینی و ایدئولوژی ما دارد. در حوزه ی سیاست این پیوند انکار ناپذیر و بشدت مشهود است استراتژی که یک گروه سیاسی و سازمان یافته اتخاذ می کند برخاسته و انعکاسی از چگونگی انگاره ها و مولفه های ایدئولوژیک آن گروه یا حکومت است. به عبارتی دقیق تر عمل و پراتیک انسانی و اجتماعی ما انسانها و گروههای سازمان یافته ، ریشه در جهان بینی و ایدئولوژی و نیز تحت تاثیر مکانیزم و متد تحلیل رویدادها و اتفاق هایی ست که با آن مواجه هستیم.

مجاهدین خلق از سال ۶۵ به بعد که در عراق به شکلی گروهی مستقر شدند و در قرارگاه اشرف بزرگترین مقر مجاهدین به ساختن جامعه ایده آل پرداختند در واقع عینیت مولفه های اساسی ایدئولوژی و تلقی خاص و منحصر به فرد رهبرعقیدتی گروه را از دین ، مذهب و سیاست در مناسبات درون تشکیلاتی ، محقق کردند.

اگر مجاهدین خلق دست به عملیات مسلحانه و خونبار زدند و از ترور گسترده و سازمان یافته برای بدست گرفتن قدرت استفاده کردند با مستبدترین حکومت منطقه خاورمیانه متحد شدند از شیوه های فاشیستی کنترل نیرو و مجاب سازی کادربندی شده ذهن نیروها و کادرهای تشکیلاتی ، بهره بردند و امکان ارتباط و تماس اعضا و افراد مستقر در قرارگاه اشرف و کمپ لیبرتی با دنیای پیرامونی و حتی اعضای خانواده هایشان را برای سالهای طولانی مانع شده و می شوند و یا به سرکوب سیستماتیک امیال غریزی ، عاطفی و جنسی نیروها و افراد خود در قرارگاه اشرف و کمپ لیبرتی و سایر مقرهای تشکیلاتی در اقصی نقاط جهان پرداختند در واقع سعی داشتند مابه ازای عینی جهان بینی ، ایدئولوژی و برداشت های عقیدتی و اخلاقی خود را در مناسبات انسانی و اجتماعی درون تشکیلاتی پیاده کنند. اما مجاهدین خلق و تشکیلات رجوی از نظر اعضای خانواده های افراد و کادرهای تشکیلاتی ، چگونه متصور می شوند؟ چه نگرشی خانواده ها و شهروندان عادی که یک یا دو یا چند تن از بستگان ، فرزندان و عزیزانشان سالهای طولانی ست در تشکیلات رجوی بسر می برند ، نسبت به این گروه دارند؟

در گفتگو و مصاحبه با خانم شهین هاجری سعی شده است به این پرسش ها ، پاسخ های درخور داده شود.

آرش رضایی ـ عضو تیم مدیریت سایت نیم نگاه

آرش رضایی :

خانم هاجری از اینکه دعوت نیم نگاه را برای مصاحبه پذیرفتید تشکر می کنم چند سال دارید و برادر شما آقای علی هاجری چه مدتی است که عضو تشکیلات رجوی ست؟

خانم شهین هاجری :

باسلام خدمت شما آقای رضایی:من شهین هاجری ساکن آبادان ، خواهر علی هاجری ، ۴۵ سال دارم. برادر من در تاریخ ۱۳۶۵/۲/۳ درمنطقه اشنویه به اسارت نیروهای عراقی درآمد و در زمان اسارت به فرقه رجوی ملحق شد.

آرش رضایی :

شما و اعضای خانواده تان سالهای طولانی ست که درگیر نجات و رهایی برادرتان از اسارت فرقه مجاهدین هستید و یا تشویق برادرتان به خروج از تشکیلات رجوی ، در این مدت واقعا چه حسی و شناختی نسبت به گروه مجاهدین پیدا کردید؟

خانم شهین هاجری :

درابتدا شاید خیلی از مطالب و صحبتهایی که درمورد سازمان می شنیدم را نمی توانستم باور کنم ولی با ورود به این پروسه دید و شناختم تغییر کرد. سازمانی که مدعی نجات و آزادی طبقات جوامع بود از درون دارای طبقه بندی و نابرابری در تمام سطوح بود و به نظرم کسی که نیاز به کمک دارد نفرات گرفتار در سازمان است تا آن کسی که خارج از فرقه درحال زندگیست! برادر من نزدیک به ۳۰سال است که در اسارت فرقه بسر می برد و درگوشه اسارتگاه رجوی در حال پوسیده شدن است. ما شاهد ذره ذره جان دادن عزیزانمان هستیم و من مطمئنم سکوت من و خانواده ام بدترین خیانت در حق برادرم می باشد.

آرش رضایی :

شما گفتید پس از ملحق شدن برادرتان به فرقه رجوی دید و شناخت شما نسبت به مجاهدین تغییر کرد و به نکاتی اشاره کردید به اینکه در تشکیلات مجاهدین نابرابری در تمام سطوح وجود دارد به نظرم شناخت شما قطعا متکی به دلایل ، مدارک و مستنداتی است. در باره آن توضیح بیشتری بدهید؟

خانم شهین هاجری :

شاید بتوانم در یک جمله نابرابری را بطور کامل توضیح بدهم! طلاقهای اجباری درتمام رده های پایین تر از رهبری فرقه رجوی به اسم کامل کردن انقلاب ومبارزه! و دیگر موارد که جای خود دارد.

ادامه دارد …

مصاحبه سایت نیم نگاه با خانم شهین هاجری ساکن آبادان، خواهر (علی هاجری تحت اسارت فرقه رجوی در لیبرتی، عراق) ـ قسمت دوم

لینک به منبع

آرش رضایی :

خانم هاجری ، نزدیک به ۳۰ سال است که برادرتان علی در فرقه رجوی و در حصارهای ذهنی و فیزیکی و بشدت کنترل شده بسر می برد سران فرقه از تماس و ملاقات افراد با خانواده ها و بستگانشان ممانعت می کنند و از اینکه کادرهای تشکیلاتی با دنیای بیرون و پیرامونی در ارتباط باشند ترس و هراس دارند و برادر شما علی نیز از امکان ارتباط با شما در طی این سالهای طولانی محروم بوده است که به روشنی نقض مفاد منشور جهانی جقوق بشر از سوی سران مجاهدین است ، خیلی دوست دارم نظر شما را در باره این محدودیت های بازدارنده و آزاردهنده بدانم به نظر شما چرا سران مجاهدین اجازه تماس علی با اعضای خانواده اش در ایران را در طی این سالهای طولانی نداده اند؟

خانم شهین هاجری :

طبق گفته رهبری فرقه (رجوی) خانواده کانون فساد است ولی این فساد دراصل همان نابودی فرقه رجوی بوده است و برمبنای همین اصل از ارتباط نفرات با خانواده هایشان به هرنحو جلوگیری شده و درآینده هم به دنبال اجرای این سیاست خواهد بود… آنها انسانهایی هستند که درسراب رجوی گرفتار شده اند و توسط رجوی تخریب گشته و به آنها هویتی جدید بخشیده اینان فرزندان ایران زمین هستند و در زندانی که رجوی ساخته درانتظار تلاش ما خانواده ها هستند پس باید برتلاشهایمان بیفزاییم وآنها را ازحصارهای ذهنی وفیزیکی رجوی رهایی بخشیم.

آرش رضایی :

شما دقیقا چند سال است که به شکلی منسجم برای رهایی برادرتان از اسارت فرقه رجوی تلاش می کنید؟

خانم شهین هاجری :

تقریبا ۶ ساله که بطور جدی درحال تلاش برای رهایی برادرم از فرقه رجوی هستیم.

آرش رضایی :

به نظر شما … نتیجه ای هم در پی داشته؟ در مقایسه با ۶ سالی که بطور جدی و مستمر برای رهایی برادرتان تلاش کرده اید؟

خانم شهین هاجری :

تنها نتیجه رسوایی سازمان بوده این خیلی مهمه که صدای خانواده ها به گوش سازمانهای حقوق بشر برسد و درحال حاضر هم دادگاهی در عراق تشکیل شده و این موفقیت بزرگی برای خانواده های دردمند میباشد و امیدوارم بزودی اجازه دیدار و ملاقات به خانواده ها داده شود.

آرش رضایی :

امیدوارم ، سوالی که شاید شما از خودتان بپرسید اینکه چه روش ها و راههایی را باید رفت تا به نتیجه و هدف مقدسی که شما و خانواده ها دارند ، رسید شما تاکنون چنین سوالی را از خودتان کردید؟ راهی و روشی که تاکنون آزمایش نشده؟

خانم شهین هاجری :

تنها راهی که بنظرم مؤثر میباشد و کمک بزرگی به خانواده ها میتواند باشد ، باید کمیساریای پناهندگان تمام اختیارات را از سران سازمان بگیرد و اجازه ملاقات و تماس به خانواده ها داده شود.شاید از حصار ذهنی و فیزیکی که سازمان بدور این افراد کشیده رها شوند.

بنظرم خانواده ها وارد لیبرتی شوند و عزیزانشان را نجات دهند! البته اگر به خانواده ها اجازه داده شود!

آرش رضایی :

خب این یک ایده ی ذهنی ست و نه یک راه عملی در زمانه ای که بسر می بریم منظورم ایده هایی که میتونه و امکان عملی شدن داره از نظر شما؟ در چنین شرایطی فکر نمی کنید این یک ایده ی کاملا انتزاعی و نه عملی و دور از دسترس است؟

خانم شهین هاجری :

اگر دولت عراق و کمیساریا با خانواده ها همکاری کنند عملی خواهد شد.

آرش رضایی :

ما در دنیای واقعیت ها زندگی می کنیم و نه در دنیای اما و اگرها … نظرتون چیه؟

خانم شهین هاجری :

متأسفانه هیچکس بفکر عزیزان ما نیست و مثل اینکه همه این افراد باید قربانی رجوی شوند! تا اگرها نباشد به واقعیتها نمیرسیم.

آرش رضایی :

اما به نظرم مهم است که خانواده ها فداکارانه و وفادارانه به فکر رهایی عزیزان و بستگان و فرزندانشان از اسارت تشکیلات مخوف رجوی باشند و تلاش جمعی خانواده ها خود به مثابه ی پتانسیل و انرژی نیرومندی در مسیر رهایی افراد تحت اسارت فرقه مجاهدین است

سپاس که دعوت سایت نیم نگاه را برای مصاحبه پذیرفتید.

خانم شهین هاجری :

خواهش میکنم. بزرگوارید.

(پایان)

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=22301

غربت ائلده کیمسه م یوخ. توکر گزوم قان یاش گل (نامه ای به محمد رضا فرجی پور)

فرنگیس فرجی پور، نیم نگاه، آذربایجان غربی، بیست و هشتم نوامبر ۲۰۱۵:…  برادر عزیزم محمد رضا جان. سلام من فرنگیس هستم. مرا یادت هست؟ نکند این بی وفایی تو از فراموشی ما باشد؟ ولی نه ، تو مهربان تر از آن هستی که خواهرت را از یاد ببری. پس چرا پیش ما نمی آیی؟ نمی دانی در این سال ها چقدر سختی کشیده ایم. نمی دانی چقدر دلمان برایت تنگ شده است. هر روز و هر روز به امید دیدن تو بسر می بریم …

خانواده؛ رعشه مرگ و کابوس مجاهدین خلق (فرقه رجوی)

لینک به منبع

نامه خانم فرنگیس فرجی پور به برادرش (محمدرضا فرجی پور تحت اسارت فرقه رجوی در لیبرتی، عراق)

رجوی خانواده گروگانها را شکنجه می کندبه نام خدا

قارداش گل آی قارداش گل

قارلی داغلاری آش گل

غربت ائلده کیمسه م یوخ

توکر گزوم قان یاش گل

برادر عزیزم محمد رضا جان. سلام

من فرنگیس هستم. مرا یادت هست؟ نکند این بی وفایی تو از فراموشی ما باشد؟ ولی نه ، تو مهربان تر از آن هستی که خواهرت را از یاد ببری. پس چرا پیش ما نمی آیی؟

نمی دانی در این سال ها چقدر سختی کشیده ایم. نمی دانی چقدر دلمان برایت تنگ شده است. هر روز و هر روز به امید دیدن تو بسر می بریم.

29

می دانم تو هم در آرزوی دیدار مایی. ولی توان شکستن دیوارهایی که تو را از ما دور کرده اند، نداری. اندکی همت کن و به ما و به خانواده ات فکر کن. نگذار در این غربت و

بی کسی بمانی و ما در فراقت اشک بریزیم. پیش ما برگرد ، هر چه زودتر.

کاش کسانی که می توانند به ما کمک کنند ، دیداری ترتیب دهند تا تو را در آغوش بگیریم و به این قصه ی پر غصه پایان دهیم. به امید دیدار تو ، هنوز زنده ایم و چشم به در.

بعد از فوت همسرم ، تنها چیزی که می تواند مرا خوشحال کند ، دیدار توست.

خواهر دردمندت

فرنگیس فرجی پور

آبان ۹۴

رونوشت :

۱ـ کمیته بین المللی صلیب سرخ دفتر تهران و ژنو

۲ـ کمیساریای عالی امور پناهندگان سازمان ملل

۳ـ دیده بان حقوق بشر

لینک های مرتبط :

http://www.nimnegah.org/farsi/?p=15184

نامه آقای نصرت فرجی پور به فرزندش (محمدرضا ، تحت اسارت فرقه رجوی در لیبرتی ـ عراق) عزیزم ، هیچ می دانی سازمان مجاهدین با ما چه کرد؟

http://www.nimnegah.org/farsi/?p=15433

نامه به برادر … نامه آقای علیرضا فرجی پور به برادرش (محمد رضا فرجی پور تحت اسارت فرقه رجوی در لیبرتی، عراق)

3

FarajiPur-Site (Copy)

faraji poor

***

همچنین:

وقاحت پیام هفتم آبان ۹۴ رجوی

مسعود تقی پوریان، نیم نگاه، پنجم نوامبر ۲۰۱۵:… در پی حمله خمپاره ای به کمپ لیبرتی و کشته شدن ۲۳ تن از اعضای ساکن در اردوگاه حریه بالاخره مسعود رجوی در پیامی مختصر، وقاحت بار، و خودخواهانه نسبت به وقوع این حمله موضعگیری کرد. او سعی کرد همچون ابلهی خودشیقته وانمود کند همه چیز این حمله را در

نامه خانم ثریا عبداللهی به فرزندش (امیر اصلان تحت اسارت فرقه رجوی در آلبانی)

نیم نگاه، دهم سپتامبر ۲۰۱۵:… امیرجان خبر انتقال تو از لیبرتی به آلبانی برای من بهترین هدیه بود. سرانجام از اسارتگاه لیبرتی در عراق رها شدی و به آلبانی منتقل شدی. این یک گام به جلوست چون یکی از گام های رهایی و نجات همیشگی ات ازحصارهای فیزیکی و ذهنی فرقه رجوی است. من یک مادرم و سرشار از احساسات مادران

مریم قجر و تعریف نو از دموکراسی

احمد هاجری، نیم نگاه، هفتم سپتامبر ۲۰۱۵:… ملاقات آقای فلیپ هموند با مسئولان ایرانی چه مشکلی برای ملت و برنامه ریزی های سراسر اشتباه شما بوجود آورده است که این همه سراسیمه بیانیه صادر میکنید و حتی فراموش میکنید که بیانیه را برای که قرار است بفرستید و از چه کسی درخواست دارید؟ همه طرفداران صلح؟!همه