مصاحبه سبحانی با سیاوش رستار آخرین فرد جداشده از مجاهدین در آلبانی ـ قسمت چهارم

مصاحبه سبحانی با سیاوش رستار آخرین فرد جداشده از مجاهدین در آلبانی ـ قسمت چهارم

 ایران قلم، بیست و چهارم فوریه 2016:… سازمان مجاهدین خودتون میدونید که با دجالیتهای خاص خودش و نشستهایی که مسعود رجوی می گذاشت، کتمان یکسری حقایق را میکرد ولی توی محفلهای درونی خب من مهرداد بهره وند رو دیدم که بنگال و اتیش زد اومدم بعدشم یخه شو گرفتم و گفتم مهرداد ببین تواین بنگال و اتیش زدی وسایلهای ما توی آن بود، گفت نه دستورداده بودند که اتیش بزنیم تا یک سری چیز ها به دست عراقیها … 

زندان بود بهشت ومن آنجا چه دلخوشم!! (این مصیبت بر تو تحمیل شده برادر)

لینک به منبع

لینک به قسمت اول
لینک به قسمت دوم
لینک به قسمت سوم

مصاحبه سبحانی با سیاوش رستار ـ مسعود رجوی در اشرف دنبال ” خون” بود. قسمت 4

Mojahedin Ex Member Syavash Rastar

https://youtu.be/vwjYJmKtkCQ

مصاحبه محمد حسین سبحانی با آقای سیاوش رستار آخرین عضو جداشده از مجاهدین در آلبانی

سیاوش رستار : در ادامه صحبت‌هایم باید یادآوری کنم که یکسری از نفراتی که هستند الان از سازمان مجاهدین جداشده اند. نفرات باسابقه سازمان با رده تشکیلاتی ( ام ) . یعنی اگر کمی وجدان و کمی شرف توی وجودشان باشه، ببین یه سری ادمها ی که با سابقه بودن تمام این جریانهای که من دارم میگم را میدونند شایدم بیشتر ازمن بدونند، خب تمام جنایتهای مسعودرجوی را میدونند وبخاطر همین موضوعاتم درگیر و جدا شدند.

محمد حسین سبحانی: ولی سکوت کردند،اعلام جدایی نکرده اند؟

سیاوش رستار : نه اعلام جدایی نکرده اند.

محمد حسین سبحانی: پس درواقع افرادی هستند که درحاشیه تشکیلات سازمان حضور دارند و هنوز به نقطه جدایی علنی از سازمان نرسیده اند.

سیاوش رستار: بله من نمیدونم چی میشه گفت خود من شاید اتفاقاتی که من در جریان صحبتهام به شما خواهم گفت، اگر نمی افتاد من هم شاید سکوت میکردم و این مسایل را عنوان نمیکردم، ولی یکجا خیلی تکون خوردم، ببینید یکجا ادم یجوری یهو میشه، که حالا من تو بحثم بعد ازاین خواهم گفت، وقتی که دیدم خانواده ام را مورد اذیت وازارشدن(کردن)دیدم پای شرافت وپای انسانیت وپای اگاهی من،اینا دارند خیلی معذرت میخوام چطوری بگم،یک حالته حسی است که ادم احساس میکنه که واقعا داره خرد میکنه میگه که بابا تو آدم بیشعوری هستی..در صورتیکه اینجوری نیست. من الان این حرفهایی که بهتون به شما دارم میزنم مطئنم که سازمان میگه دروغه و موضع گیری خواهد کرد ولی من این حرفهام وخیلی ازحرفهای دیگرم را با سند ومدرک میزنم، اگرهرکسی ادعا دارد که من این حرفهایی را که دارم میزنم این واقعیتهایی که تو صحنه اتفاق افتاده،هرکسی توی سازمان مجاهدین، اصلا برای من مهم نیست، من حاضرم باهاشون مناظره وصحبت بکنم یا جلوی مطبوعات، جلوی تلویزیون بیان صحبت کنند منم بگم اونها ام بگن.. . از نظر من در وجود مسعود رجوی اصلا چیزی بعنوان وجدان وجود ندارد، ببینید کسی که وجدان داشته باشد، شرف داشته باشد چیزی ازانسانیت حالیش بشه نمیاد اینکارو بکنه،..بابا نیروهای خودش بودند،.من نفرخودش بودم، من 15سال خانواده ام را، زندگیمو، همه چیمو، تمام زندگیمو دادم، ؟خب تو میای با من اینطوری میکنی. توی 19فرودین بلند میشی نفرات وبا گلوله میزنی؟ نفراتی که همه چیزشون را برای تو دادند،.یه خورده وجدان و شرف داشته باش.Sobhani-Rastar

محمد حسین سبحانی: آن فردی که گفتی، مهرداد، اون کی بود؟

سیاوش رستار: مهرداد بهره وند(بهروند)

محمد حسین سبحانی: این مهرداد بهره وند یعنی او بنگال را اتیش زد درسته؟.گفتید که .درتوجیهش ایا تو جمع بندی ، توی نشستها، آیا مطرح نمیشد که خب چرا این بنگال را اتیش زدی ، .چه توجیهی مثلا سازمان برای این کارش می اورد؟ یا این بحثها درمحفلهایی که شما ها داشتید مطرح نمیشد که خارج ازروال تشکیلاتی که خب فلانی داشت خودش میزد، یا این تیراندازی را ما دیدیم که از اون سمت میشد ، می خواهم ببینم که خود اعضای سازمان..بچه های سازمان از اونجا از این فضاییکه درگیری پیش امده بود . همانطوریکه شما گفتید وعراق هم درواقع میگفت که یه بخشی از زمینهارا باید درواقع که مربوط به کشاورزها است تحویل بگیره که هم من درواقع بتونم اعمال حاکمیت داشته باشم هم اشراف بیشتری داشته باشم، زمینهای اونهاست تحویلشون بدیم ، ولی خب طبق گفته شما و دوستانی که من صحبت کردم ، مسعود رجوی در واقع نمی خواست تن بده، بنابراین موضوع و سناریویی دیگه ای را همانطوریکه شما گفتید چید. حالا بعدازاین موضوع البته هرچیزی که تواین قسمت هنوزباقیمانده درمورد 19فروردین بفرمایید و بعدش چی شد؟ بعدازاین توضیح بدید چی شد؟ جمع بندی کردند و افرادیکه دیده بودید که درواقع خودشان درواقع سعی میکنند که این درگیری را تشدید بکنند، یعنی نیروهای خود سازمان را بزنند و بنگالها را اتیش بزنند خب اینا چه پاسخی دادند ؟سازمان چه پاسخی داد؟ آیا مطرح شد ؟

سیاوش رستار : اولا که خدمت شما عرض کنم که سازمان مجاهدین خودتون میدونید که با دجالیتهای خاص خودش و نشستهایی که مسعود رجوی می گذاشت، کتمان یکسری حقایق را میکرد ولی توی محفلهای درونی خب من مهرداد بهره وند رو دیدم که بنگال و اتیش زد اومدم بعدشم یخه شو گرفتم و گفتم مهرداد ببین تواین بنگال و اتیش زدی وسایلهای ما توی آن بود، گفت نه دستورداده بودند که اتیش بزنیم تا یک سری چیز ها به دست عراقیها نیافته. گفتم ببین ازاونجاییکه اتیش زدی یک سری نفرات خودمونم هم خوردند، این بنگال منفجر شد، بعد گفتم به اصطلاح چیه اسمش، من اونجا بودم و بعد نفری که ازاون طرف تیراندازی کرد کی بود اینا ؟ گفت نه کسی نبود عراقیها اومده بودند. گفتم ببین. تومحفلهای درونی که به اصطلاح خودمون وصحبتهایکه به اصطلاح بود گفت. وبعد از آن هم مشخص تر شد. شما بعد از درگیری های19فروردین در اشرف دیدید که مسعود رجوی یکسری لال مونی گرفت، چند وقت بعدش آمد یک نشست ( از راه دور )گذاشت و گفت: تبریک تبریک. آخه باید گفت چه تبریکی؟ 36 نفر کشته شدند، نزدیک هزار نفر زخمی شدند، چه تبریکی؟ بعد مسعود رجوی گفت من انتظار این رو داشتم که بالای هزار نفر کشته بشه. ببینید این عین دقیق کلمه و حرف خود مسعود رجوی است ، میگفت من انتظار داشتم که 19فروردین بالای هزار تا کشته بشوند. ببین پس جون ادمها براش مهم نبود، انتظارشم بالای هزار نفر بود، انتظارش ادمهای مثل من بودند، ادمهاییکه با یکسری حرفها وعقاید اینها همخونی نداشت، خب می خواست بکشه دیگه،.مقصود شومش را اومد دوباره اجرا کرد..دوباره همین صحبتهاییکه به اصطلاح کرد، ادمها دیگه خسته شده بودند.خب شما نگاه کن بعد از19فروردین وجریان 19فروردین خیلی از ادمها از اشرف فرار کردند،.خیلی از ادمها امدن خارج. مسعود رجوی ام میامد با دجالیت خاص به عوامفریبی مشغول بود. ببین خب ما اونجا از هیچ جا خبر نداشتیم. هیچ منبع خبری و ارتباطی نداشتیم، یک دونه کانال تلویزیونی بود اونم مال خود سازمان بود، در محفل ها و ارتباطاتم باهمدیگر آدم‌ها نمی توانستند به همدیگر اعتماد کنند..نمیدونستی که با کی باید صحبت کنی یا کی فردا میره برات پیش تشکیلات میزنه،.خب شرایط، شرایط به اصطلاح فوق العاده جاسوسی و امنیتی شدید بود، ادمها میترسیدند با همدیگر صحبت بکنند،.چون جونشون درخطر بود..داشتن میدیدن دیگه. ببین شما مثلا شش و هفت مرداد(سال 88) 19فروردین (سال 91)نگاه میکنید خب ادمها دیدن کور نبودند که ..ببین ماها بچه نیستیم که،..خب متوجه شدیم که کشتن . بینید خود من . خیلی از افراد از جمله من را به خاطر بیماری‌هایی که داشتیم اونجا از بین میبردند. خیلی از آدم‌ها کشته شدند و فرار کردند تا بعد .صحبت از خروج از اصطلاح اشرف شد.

***

سیاوش رستار (نادر افشار)چرا مسعودرجوی قصد دارد البانی را اشرف دوم کند؟

محمد حسین سبحانی: اهداف پاپوش سازی جدید گشتاپوی فرقه مجاهدین خلق

Villepinte – the real message behind Maryam Rajavi’s anti-Iran speech

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=19235

مسعود رجوی! تو خودت را به چند فروختی؟

سیاوش رستار، نجات یافتگان آلبانی، تیرانا، هفدهم ژوئن ۲۰۱۵:… به راستی سوال واقعی از مسعود رجوی این است که تو خودت را به چه قیمتی به زندانبانهای دوره شاه فروختی و دست خط تو نیز برای همه عریان شده که با دست خود رهبر خودت را یعنی محمد حنیف نژاد را فروختی… ایا یادت رفته ؟ به صدام حسین خودت را چقدر فروختی؟ الان به موساد و آسرائیل و عربستان چفدر خودت را فروخته ای؟ لابد یادت رفته …

جان بولتون مجاهدین خلق تروریسممهندس میثمی: مسعود رجوی کجاست؟ مسعود رجوی امروز هم آنجاست که پرسش‌ها را پاسخ نگوید

لینک به منبع

پاسخ به مسعود رجوی و دم و دنبالچه های او در قبال لجن پاکنی وی در مورد جدایی من از سازمان مجاهدین

مسعود رجوی! تو خودت را به چند فروختی؟

سیاوش رستار ـ آلبانیا ـ تیرانا

چند وقتی میباشد که من اعلام جدایی خودم را به استحضار مردم و و خانواده های قربانیان اسیر در سازمان مجاهدین خلق رسانده ام و در سایت نجات یافتگان در آلبانی که سایت مربوطه به جداشدها در البانی هست، منتشر کرده ام. این خبر به گوش مسعود رجوی رسیده است و طبق معمول مسعود رجوی نیز هنر بخرج داده و اراجیفی را گفته که صد البته مربوط به خودش میباشد و در زیر تیتر های لجن نامه های وی را می بینید.

مزدوران رجوی وطن فروش علیه سیاوش رستار در آلبانی

به راستی سوال واقعی از مسعود رجوی این است که تو خودت را به چه قیمتی به زندانبانهای دوره شاه فروختی و دست خط تو نیز برای همه عریان شده که با دست خود رهبر خودت را یعنی محمد حنیف نژاد را فروختی… ایا یادت رفته ؟

به صدام حسین خودت را چقدر فروختی؟

الان به موساد و آسرائیل و عربستان چفدر خودت را فروخته ای؟

لابد یادت رفته که چطور دیگر همرزمان خودت را فروختی و درخانه های امن انها را با دست خودت خفه کردی .

آیا یادت رفته که چطور پا روی خون اشرف و موسی ودیگر یاران گذاشتی ؟

آیا یادت رفته که چطور خیانت به هم قطار خودت کردی و زن او را در پوش یک ایده فکری دزدیدی؟

آیا مسعود رجوی فراری یادت رفته که با قاتلین مردم ایران نشستی و با خون مردم ایران معامله کردی و انها را به کام مرگ بردی برای چندین بشکه پول نفت؟

آیا یادت رفته که برای بقای نکبت بار خودت ارتش را به عراق و صدام حسین فروختی و شده بودی رکن پنجم ارتش عراق؟

ایا مسعود رجوی فراری یادت رفته که ریشه به تیشه تمامی آرمان های محمد حنیف زدی و با عربستان و امریکا و اسرایل نشست و برخاست کردی؟

ایا مسعود رجوی فراری یادت رفته که ازمرزسرخهای این سازمان کوتاه امدی و با بزرگترین دشمن این خلق نشست و برخواست کردی؟

مسعود رجوی کی خودش را به چه قیمتی فروخته؟ من و ما یا توکه برای بقای زندگی نکبت بارت دستهای خودت را به خون مردم ایران الوده کردی؟

براستی خودت را به چند تومنی فروختی که پارو پا انداختی با قاتلین مردم ایران و اطلاعات انها را به دشمن مردم ایران فروختی و خوشبختانه مدارک انها هست؟

کی خودش را به چه قیمتی فروخته؟ من که سالیان سال در مناسبات خودت بودم که فرمان ان را دادی که در یک دوره درمانی من را به کام مرگ ببرند و برای تبلیغات خودت استفاده کنی و با تمامی سختیها عقب نشستم و دراخرین لحظات ماندم برای اشرف و مردم ایران استقامت کردم ولی توی مزدور وطن فروش دراولین فرصت چراغ خاموش نکرده میدان را خالی کردی و معلوم نیست کجا بسر میبری.

مسعود رجوی برای همه دست تو رو شده که یک عروسکی بیش نبودی و دست پرورده آمریکا و عربستان بودی و هیچ حرفی برای گفتن نداشتی و تنها کاری که خوب بلد بودی یاوه سرایی و سواستفاده جنسی و استثمار مضاعف زن مجاهد خلق بود.

مسعود رجوی یادت میاد که کشتار ۱۹ فروردین و شهریور را طراحی کردی و دست اخر دمت را رو کولت گذاشتی و زوزه کنان میدان را خالی کردی .

دراینجا میخواهم بگویم که مسعود رجوی در تو چیزی بعنوان شرافت نیست وایا تو چیزی به عنوان شرافت حالیت است؟؟

ایا تو به کوچیکترین مرام انسانیت پایبند هستی؟

شما با تمامیت من نیز بازی کردی و حتی با خانواده من تماس میگیرید وحرفهایی میزنید که زندگی من را بپاشانید که دراین زمینه باز کور خواندی ؟؟

مسعود رجوی خودت خوب میدانی که من ازاین حرفهای تو ترسی به دل ندارم و عقب نمی شینم …

چون متوجه شدم نه تنها تو شرف نداری بلکه با شیطان سازی کانون خانوادها را ازبین میبرید..

به من میگوییدخود فروخته و خائن؟

مسعود رجوی من به مسولین خودتان گفتم که چرا دارید این بازی کثیف را با من میکنید و با لحن همیشگی خودت به من خندیدند که اینطورنیست؟

مسعود رجوی من مثل توضعیفه نیستم که چک نخورده خودم را بفروشم.

من بالای چهارده سال دست از هر چیزی شستم و تا پایان بودم تا اینکه متوجه شدم دروغ و خیانت مسعود رجوی تا کجا میباشد ؟

شما ها که پاسخی برای سوالهای ما ندارید ما را مزدور میخوانید درصورتیکه برای همه عریان شده که بیشرف واقعی و وطن فروش واقعی کی میباشد؟

خطابم به تو مسعود رجوی تو این است که من از شرافت خودم دفاع میکنم و کوتاه نمی ایم و اگر دفاع از شرافت خود فروشی میباشد، کاش تو هم خودفروش بودی.

سیاوش رستار

البانیا __ تیرانا

مزودران وطن فروش رجوی و مجاهدین خلق علیه سیاوش رستار آلبانی

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=18943

اعلام جدایی سیاوش رستار (نادر افشار) ، عضو با سابقه مجاهدین در آلبانی ، از فرقه رجوی

سیاوش رستار، انجمن نجات یافتگان در آلبا نی، تیرانا، هشتم ژوئن ۲۰۱۵:…  تمام حرف ها و تحلیل های مسعود رجوی در طی این سالیان غلط از آب در آمده است ، بنابراین باید ایشان لباس طلبکار را از تن خود در بیاورد و به عنوان یک بدهکار بر روی صندلی دادگاه اعضای مجاهدین خلق بنشیند و پاسخ دهد که چرا سامان مجاهدین خلق در بن بست کامل سیاسی، استراتژیک قرار گرفته است؟ از همه مهمتر چرا ما حمایت …

تیرانا ژوئیه 2014حمایت از تشکل جداشدگان فرقه رجوی در آلبانی ضروری است

زهره قائمی فرمانده ترور صیاد شیرازیافشای مزدوران اعزامی ارتش خصوصی صدام، مجاهدین خلق، در کشور البانی (افشین ابراهیمی، علی رئوسان، سید حمید ملکی، عطا حسینی، …. )

لینک به منبع

سیاوش رستار ـ آلبانی، تیرانا

اعلام جدایی سیاوش رستار ، عضو با سابقه مجاهدین در آلبانی ، از فرقه رجوی

به نام خدا و به یاد قربانیان و کشته شدگانی که دیگر در کنار ما نیستند

اینجانب سیاوش رستار با اسم تشکیلاتی نادر افشار که از سال ۱۳۸۰ تا ۱۳۹۴ به مدت ۱۴ سال در مناسبات سازمان مجاهدین خلق در عراق ، قرارگاه اشرف ، کمپ لیبرتی و همچنین کشور آلبانی در حال فعالیت بوده ام به علت اعتراض به رفتار این سازمان با خانواده های قهرمان مجاهدین که مسعود رجوی آنها را ” الدنگ ” نام گذاری کرده ، جدایی خود را از مجاهدین خلق اعلام می دارم و تاکید می کنم که هر گونه تهدید، ناامنی و صدمه ای در خاک البانی و شهر تیرانا برای من اتفاق بیفتد، مسئول اول و آخر آن مسعود رجوی و پادوهای این فرقه در آلبانی، مرتضی اسماعیلیان و افشین ابراهیمی می باشند.

تمام حرف ها و تحلیل های مسعود رجوی در طی این سالیان غلط از آب در آمده است ، بنابراین باید ایشان لباس طلبکار را از تن خود در بیاورد و به عنوان یک بدهکار بر روی صندلی دادگاه اعضای مجاهدین خلق بنشیند و پاسخ دهد که چرا سامان مجاهدین خلق در بن بست کامل سیاسی، استراتژیک قرار گرفته است؟ از همه مهمتر چرا ما حمایت مردم خود را از دست داده ایم و دنبال بیگانه و خارجی می گردیم. چرا؟

چرا باید مسعود رجوی حکم مرگ منتقدین درونی و بیرونی خود را صادر کند و خانواده های اعضای مجاهدین را ” الدنگ ” و ” مزدوران ارتجاع ” نامگذاری کند؟

مسعود رجوی سعی داشت من را که بیماری حاد و مزمن داشتم زجر کش کند وبه مرور زمان با داروهایی که به عمد می دادند ، به کشتن بدهد تا از خون من و دیگران سواستفاده سیاسی بکند.

از نظر من تنها چیزی که در سازمان مسعود رجوی وجود ندارد، ازادی اندیشه و بیان بود و دریک کلمه خفقان واستبداد مطلق حکم فرماست.

اگر هر کس برخلاف حرفهای مسعود رجوی گام برمیداشت، باید در نشست هایی که به ما انواع واقسام مارکها و فحشها را نیز میدادند، پاسخگو می بودیم که چرا پرسیده ایم:

آیا لازم است ما در عراق بمانیم؟ حال اگر تعدادی به آلبانی آمده ایم ، چرا دوباره آش همان آش و کاسه همان کاسه است. باید هر شب در نشست های مغزشویی و عملیات جاری تناقض نویسی کرد و اگر مقاومت انجام میگرفت باید هزینه ای که کمیساریای عالی پناهندگان به هر فرد می دهد، در دست مسعود رجوی ابزار گروکشی از عضو سازمان شود؟

من در مدت زمانی که در مناسبات تشکیلاتی سازمان فعالیت می کردم با کمال تاسف بایستی بگویم که سرابی بیش نبود و تمامی حرفهایی که مسعود رجوی میزد فقط جنبه تبلیغات بیرونی داشت و در درون مناسباتش فقط سیاهی و تباهی بود.

من دراین مدت شاهد شکنجه و زجر های بسیاری از دوستان خود و حتی شاهد کشتن دوستان خود در زیر پوش خودکشی و غیره بوده ام.

من به علت داروهایی که به عمد و اشتباه برای من تجویز کرده بودند، دچار عوارض کلیوی شده بودم طوری که اگاهانه نمیگذاشتند من به بیمارستانهای عراقی بروم و حتی داروهایی که دولت عراق به من میداد را به عمد به من نمیدادند و اینکه سعی داشتند تا من را از بین بیرند، نه من بلکه خیلی ازدوستان و همرزمان من را نیز اینطوری به کشتن دادند.

به تشخیص پزشکان عراقی من به مدت شش ماه بعلت بیماری بیشتر زنده نمی ماندم، و وقتی سازمان مطمئن شد که من دیگر میمیرم من را به البانی اورد. متاسفانه دراینجا هم دست از سر من برنداشته و به دکتور نمی بردند و بارها به من میگفتند که من دارم تمارض میکنم و ثانیه شماری کرده بودند که من تا چند روز دیگر زنده نمی مانم که در آنجا بود قصد خروج از مناسبات را داشتم که خوشبختانه در یک فرصت مناسب خود را به مسئولین کمیساریا رسانده و انها در حق من انسانیت به خرج داده و من را مداوا کرده اند.

مسئولین سازمان مجاهدین در آلبانی بعد از اینکه مطمئن شدند من زنده میمانم باز دسیسه کرده اند و فشار را بر روی همسر و خانواده من آورده اند با تماس ها و تحت پوش نام های مختلف تماس تلفنی با خانواده ام گرفته اند و پیش همسرم مدعی شده اند که من در البانیا زن و بچه دارم و نیز معتاد هستم که متاسفانه باعث رنجش و ناراحتی زن من نیز شده بود و از انجاییکه همسر من بهتر از من مسعود رجوی را شناخته است امیدوارم براین توطئه فایق شود.

بار دیگر بدین وسیله من اعلام جدایی خودرا از مناسبات سرتا پا دروغ رجوی اعلام میدارم و امید دارم قبل از اینکه دیر شود، سایر دوستانم نیز ازاین مناسبات جداشده و پای در دنیای ازادی خودشان بگذارند.

من هم دیگر سکوت نخواهم کرد و ایستادن را تجربه می کنم.

با درود و سلام به خانواده های قربانیان اسیر در دست مجاهدین

سیاوش رستار ـ ( نادر افشار )

تیرانا ـ آلبانی

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=18819

افشای نقشه جدید مریم رجوی در مورد اعضای مجاهدین در آلبانی

هیئت تحریریه سایت نجات یافتگان در آلبانی، تیرانا، دوم ژوئن ۲۰۱۵:… سایت نجات یافتگان در آلبانی رویکرد جدید سازمان در آلبانی و برگزاری برنامه های جشن و موسیقی را در تیرانا در راستای تبلیغات فرقه مجاهدین برای پوشاندن وضعیت واقعی اعضای سازمان در آلبانی ارزیابی می کند و پیش بینی می کند که رهبری سازمان مجاهدین با پخش فیلم های تبلیغاتی از وضعیت اعضای سازمان مستقر در آلبانی در گردهمایی …

لینک به منبع

افشای نقشه جدید مریم رجوی در مورد اعضای مجاهدین در آلبانی

فرقه مجاهدین خوراک تبلیغاتی از قربانیان آلبانی برای برنامه ویلپنت پاریس آماده می کند

خط و خطوط جدید سازمان مجاهدین خلق در آلبانی در حال شفاف تر شدن می باشد و بی دلیل نبود که شعار اول سایت نجات یافتگان در آلبانی را به این جمله اختصاص دادیم که :

” اجازه ندهید در آلبانی قلعه اشرف ساخته شود “

پیرو اخبار موثقی که در مورد وضعیت سازمان و اعضای جداشده در هفته های گذشته اعلام نمودیم ، در دو، سه هفته اخیر مجددا مسئولین ارشد سازمان در فرانسه که مهدی ابریشمچی نیز در بین آنان بوده است به آلبانی سفر داشته اند و با بعضی مقامات رسمی آلبانی نیز دیدار کرده اند. اخبار و فعالیت های مسئولین مجاهدین خلق در آلبانی بعد از این سفر حاکیست که مریم رجوی قصد دارد در خیمه شب بازی خود در سالن ویلپنت پاریس به موضوع آلبانی و وضعیت سازمان در آنجا هم بپردازد و از مقامات دولت آلبانی هم تشکر کند. برای اجرایی شدن این موضوع در رهنمودهای مریم رجوی به مسئولین سازمان در البانی اجازه داده شده است که بطور موقت خط سرخ هایی که در اشرف و بعدا در لیبرتی وجود داشته است در آلبانی با دیده اغماض با آن برخورد شود.

پیرو این بحث، برای اجرایی کردن موضوع در یک نشست درونی در آلبانی از زبان مسئولین خاص مجاهدین ( به دلایلی از ذکر نام آنها خودداری می کنیم ) مطرح می شود که باید برای در صحنه نگه داشتن نیروها و اعضای سازمان در آلبانی سخت گیری های لازم را در مورد تعدادی از آنها اعمال نکرد و ظاهرا با این هدف در دو هفته گذشته بعضی برنامه های تفریحی و نمایشی جمعی همراه با اجرای موسیقی و خوردن شام برای اعضای سازمان ترتیب داده اند .

در ابتدا در بحث های محفلی و گفتگو های دو نفره از این رویکرد سازمان در البانی استقبال می شود و حتی رویکرد جدید سازمان مورد تعجب و شگفتی اعضا واقع میشود ولی با مشخص شدن اهداف اصلی سازمان و موقت بودن این جشن و سرورها و استفاده تبلیغاتی گرفتن فیلم از این برنامه ها برای برنامه ویلپنت پاریس، اعضای منتقد در یک محفل مطرح کرده اند که ” داستان کبوتر افعی نمی زاید ” الان بیشتر وضع حال ما شده است و بدین ترتیب ناباوری خودشان را از سست شدن خط سرخ های سازمان و ملغی شدن نشست های مغزشویی عملیات جاری و دیگ ابراز می کنند.

سایت نجات یافتگان در آلبانی رویکرد جدید سازمان در آلبانی و برگزاری برنامه های جشن و موسیقی را در تیرانا در راستای تبلیغات فرقه مجاهدین برای پوشاندن وضعیت واقعی اعضای سازمان در آلبانی ارزیابی می کند و پیش بینی می کند که رهبری سازمان مجاهدین با پخش فیلم های تبلیغاتی از وضعیت اعضای سازمان مستقر در آلبانی در گردهمایی فرقه مجاهدین در ویلپنت پاریس دست به وارونه نمایی بزند. این در حالیست که اعضای سازمان همچنان از حداقل های معیشتی در آلبانی برخوردار نیستند و همان حق و حقوق به رسمیت شناخته شده کمیساریای عالی پناهندگان برای هر پناهنده نیز توسط سازمان مجاهدین پایمال می شود و از آزادی های حداقل فردی نیز برخوردار نیستند.

***


Massoud Khodabandeh
Article first published online: 27 JAN 2015
DOI: ۱۰٫۱۱۱۱/aspp.12164

2015-10-29-1446141457-4261917-syria2013Aleppo.jpgSyrian Negotiations Won’t Provide One Winner But Will Ensure Violence Is Absolute Loser

***

همچنین:

غروب یک استراتژی، برگی از تاریخ

محمد حسین سبحانی، ایران قلم، بیست و ششم ژوئیه ۲۰۱۵:… آیت الله خمینی “جام زهر” را خود نوشید و پیروانش را نجات داد و نگذاشت بعد از مرگش نیروها و پیروانش صد ها “جام زهر” را سر بکشند. او حدود یکسال بعد از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ فوت کرد. آیا مدعیان و رهبران سیاسی غالب و مغلوب در رژیم جمهوری اسلام
محمد حسین سبحانی، ایران قلم، پانزدهم ژوئیه ۲۰۱۵:… واقعیت این است که مهمترین ویژگی یا بهره این توافقنامه تاریخی بین ایران و غرب در این است که ارزش ” گفتگو و مذاکره ” را به جای ” جنگ و خشونت ” به دولت ها و مردم جهان نشان داده است. احتمالا همه از این درس، این تجربه را خواهند گرفت که به جا
ایران ستارگان، سوئیس، بیست و چهارم ژوئن ۲۰۱۵:… این گردهمایی و به تعبیری خیمه شب بازی هر بار که برگزار می شود، جامعه ایرانی بیشتر به ماهیت سازمان مجاهدین پی می برد. طبیعی است که حتی برای نیروهایی که تحت عنوان ” شورای ملی مقاومت” هم این پرسش پیش بیاید که چرا یک ایرانی در این خیمه شب بازی س
محمد حسین سبحانی، ایران قلم، بیستم ژوئن ۲۰۱۵:… همانطور که در بالا اشاره کردم مسعود رجوی روی شخصیت و اندیشه دکتر علی شریعتی بسیار حساس و از رشد تفکر او در سازمان مجاهدین هراس داشت، هر چند که به دلیل محبوبیت فراوان دکتر علی شریعتی، آن را نه خود و نه رسانه های تبلیغاتی مجاهدین علنی نمی ک