مصاحبه سبحانی با سیاوش رستار ـ روند فروپاشی قلعه اشرف قسمت ششم

مصاحبه سبحانی با سیاوش رستار ـ روند فروپاشی قلعه اشرف قسمت ششم

 ایران قلم، شانزدهم ژوئن 2016:… تقریبا میتونم بگم هفت الی هشت ما ه قبلش مسجل شده بودکه اشرف را باید ترک بکنیم ولی سازمان تصمیم خود را نمی گفت. نشستهای متعددی می گذاشتند و نشست های توجیهی با ویدئو کال کنفرانس خودمسعودرجوی گذاشت ، مریم رجوی گذاشت ، بعد مسئولین دیگه گذاشتند ، می امدند کلاس های خاصی می گذاشتند، کلاسهای ایدئولوژیک …

زندان بود بهشت ومن آنجا چه دلخوشم!! (این مصیبت بر تو تحمیل شده برادر)

لینک به منبع

لینک به قسمت اول
لینک به قسمت دوم
لینک به قسمت سوم
لینک به قسمت چهارم

لینک به قسمت پنجم

مصاحبه سبحانی با سیاوش رستار ـ روند فروپاشی قلعه اشرف قسمت ششم

Mojahedin Ex Member Syavash Rastar

https://youtu.be/vwjYJmKtkCQ

مصاحبه محمد حسین سبحانی با آقای سیاوش رستار آخرین عضو جداشده از مجاهدین در آلبانی

محمد حسین سبحانی : خب شما گفتید که مسعودرجوی گفتش که من فکر میکردم هزارتا در درگیری های فروردین 91 کشته بشود و به همین خاطر تبریک می‌گفت و … شما از اینجا بحثتون را ادمه بدید که برسیم به اون نقطه ای که درواقع جلسات توجیحی یا اولین باری که متوجه شدید که خلاصه باید اشرف را ترک کنید .

 siyavash rastar 5سیاوش رستار: خدمت شما عرض کنم که مسعودرجوی در اون نشست گفتش که من انتظارداشتم بالای هزارنفرکشته بشوند، تبریک تبریک . بعد از این ماجرا ادمها منفعل شده بودند یعنی چی..دیگه سیستم بهم ریخته بود..ببینید دیگه کسی حرف مسعود رجوی را گوش نمیکرد..همه دنبال این بودند فرار کنند. زمزمه همه این بود..بابا جان چرا اینجا موندیم اخه..موندیم چه فایده دارد..برای چی موندیمیا باشه بریم بجنگیم با اینها یا ازاینجا پاشیم بریم . میگفتند اقا هیچ کشوری مارا قبول نمیکنه. بعد بحث اتمام حجت شروع شد که اقا مجاهد بمونم ومجاهد بمیرم . گفتیم خب بابا جان ما مجاهد میمونیم ومجاهد هم می میریم..اقا هیچ کشوری قبولمان نمیکند.ببینید در نشست هایی که مثلا جانبی بود، خیلی درگیریها بود. از جمله خود من توی نشستها بلند میشدم صحبت میکردم.

محمد حسین سبحانی: توی نشستهای یگانی خودتان یا توی نشستهای بزرگترعمومی؟

سیاوش رستار: توی نشستهای جانبی، آنها نمی گذاشتند که حرفهامو بزنم یعنی مسئول نشست اجازه نمی داد. من بارها درخواست کردم که با مسعودرجوی صحبت بکنم..میامدم حرف بزنم میگفتن این حرفو بزن..وسط حرفم را قطع میکردند. کج دار و مریض خودم توی نشست ها یه مسعود رجوی میگفتم، میگفتم : ببین ما چرا اینقدر با دولت عراق داریم تضاد کار میکنیم یکی ازسوالات من این بود. جواب این سوال را هیچ وقت نداد، هیچ وقت. گفتیم خب بابا جان شما اشرف کهمی گویید بمونیم ..دولت عراق میگه باباجون از اشرف برو .چرا اینجا موندیم؟ مسعود رجوی حرفش این بود که گروهی و به صورت جمعی یعنی ما عین همین تشکیلات عین همین ظرف را، امریکا یک جای به ما بده ما همه مان بریم امریکا یا نمیدونم اردن یه جایی و به ما بده ما همه مان بریم اردن. خب هیچ کشوری این را قبول نمیکند..چرا؟ میگه که ببین سه هزارنفرادمی که تروریستن وهمه نظامی هستندخب من نمیتونم این سه هزارنفروچیزبکنم بیارم اینجا چه میدونم فردا چه اتفاقی توی کشور من میافتد. باشه صدنفرشون را من قبول میکنم ..کشور المان قبول میکنه..صد نفرشون را یه جا قبول میکنه، ولی مسعود رجوی قبول نکرد. نقشه مسعود رجوی این بود که یکجایی همه را ورداره ببره . همه را توی همین اسارت نگه دارد، کمااینکه ببینی توی آلبانی دارد همین کار را میکند. خدمت شما عرض کنم که ما همه توجیه شده بودیم که با سازمان ملل صحبت نکنیم. ببینید من خودم بارها درخواست ملاقات با کمیساریای عالی پناهندگان کردم ، ولی هیچ وقت درخواست من پاسخ داده نشد، بخاطر بیماری و مشکلات پزشکی که داشتم ، میگفتند که ما توی محاصره ایم ، فلانیم و…گفتم بابا من دارم میمیرم. میگفتند فلانی هم سرطان داره ، میگفتم خب به من چه ربطی داره، من جفت کلیه هامو دارم ازدست میدم، کبدم را دارم ازدست میدم، هرروز هم امپول ومسکن های عجق وجق به ما دارید میدید. که می آمدند و هربار یک شکلی توجیه می کردند. داستان رفتن به لیبرتی هم اوج گرفته بود.

محمد حسین سبحانی : یعنی ازکی تقریبا به شما تشکیلات اطلاع داده بود که از اشرف خارج خواهید شد. چه موقع خروجتان ازاشرف برایتان مسجل شده بود که خلاصه باید اشرف را ترک کنید ؟

سیاوش رستار : ما تقریبا میتونم بگم هفت الی هشت ما ه قبلش مسجل شده بودکه اشرف را باید ترک بکنیم ولی سازمان تصمیم خود را نمی گفت. نشستهای متعددی می گذاشتند و نشست های توجیهی با ویدئو کال کنفرانس خودمسعودرجوی گذاشت ، مریم رجوی گذاشت ، بعد مسئولین دیگه گذاشتند ، می امدند کلاس های خاصی می گذاشتند، کلاسهای ایدئولوژیک و مربوط به ائمه ونمیدونم وفلان خلاصه کلاسهایی را می گذاشتند که روی ایئدولوژی وافکار ادمها تاثیر بگذاره که ادمها را دوباره اسیر نگه دارند..خب دیگه فایده نداشت واون زمان دیگه هیچکس نمیتونست بمونه ادمها تمایل داشتند که برن ازاونجا . یعنی همه میگفتند که عراق دیگه جواب نداره. یکی ازحرفهای خود من این بود. من بعضی وقتها میامدم توی فاکتهای روزانم نشست های عملیات جاری میخوندم که من متناقض هستم که چرا باید در عراق بمانیم؟ میگفتن یعنی چی میگفتم یعنی چی ندارد، عراق دیگه جواب ندارد اخه ..خب برای چی موندیم اینجا؟ باید از عراق بریم دیگه ، گفتن نه توخارجه گرایی میکنی ، بورژه وازی تورا برده . می‌گفتم بابا چه خارجه گرایی ، چه بورژوازی.siyavash rastar 5

محمد حسین سبحانی : در مورد هنگام مصاحبه‌های احتمالی با کمیساریای عالی پناهندگان و یا دولت عراق آیا سازمان ملاحظات خاص تشکیلاتی به اعضای سازمان داده بود که چگونه با این نهادهای بین‌المللی برخورد شود؟

سیاوش رستار : خدمت شما عرض کنم اومدند و توجیح کردند که ما با کمیساریا و یونامی هیچ حرف نداریم وقتی شما را صدا می‌کنند و می‌روید و با شما صحبت می‌خواهند بکنند شما هیچ حرفی نمی‌زنید و صحبت نمی‌کنید .اما در ارتباط با موضوع دیگری یکسری مسائل هم اوج گرفته بود، مسائل جنسی، قبلشم هم بود ولی بعدا دیگه اوج بیشتر گرفته بود، مسایل جنسی زیاد شده بود، خود مسعود رجوی در یکی از همین نشتسهای از راه دور ، گفت: خواهران به ما ماگفته اند که می‌خواهند دو نفری بروند اونجا ( هنگام مصاحبه با کمیساریا یا دولت عراق ) تا خوب یک موقع عراقی ها تعرض نکنند..خب ببین این حرف یعنی چی؟ یعنی مسائل جنسی زیاد شده بود..خیلی ها را ما کژدار مریض متوجه شده بودیم خب این اوج گرفته بود…یک سری فروپاشی داخل خودتشکیلات بود. دعوا ها و نزاع های شخصی هم زیادشده بود، درگیریهای فیزیکی بود، درگیریهای لفظی بود.

محمد حسین سبحانی : این افراد باهمدیگردرگیری فیزیکی میکردن ؟ غیراز داخل نشستها ؟زمانی که من توی سازمان بودم هیچ وقت یادم نمیاد که مثلا افرادبه اصطلاح حتی با هم برخورد به لحاظ اخلاقی به هم فحش بدهند یا توهین کنند یا مثلا یا حتی حرکت فیزیکی بکنند روی همدیگر . البته اینکه توی نشستهای عملیات جاری افراد سر فرد منتقد می‌ریختند و دشنام می‌دادند و می‌زدند را شنیده بودم، ولی ایا خارج ازاین نشستها هم توی مناسبات دونفره “سه نفره توی محیط کاراین مسائل شکل میگرفت و درگیری و نزاع می شد؟

سیاوش رستار : الان ببیند من یک مورد را ازخودم میگم من یک مسئولی داشتم بنام مهرداد حاجیان که یک دست اونم قطع شده بود، مهرداد حاجیان مسئول من بود من حالم بد بود اومد توی اسایشگاه گفت برای چی خوابیدی؟ گفتم ببین استراحت پزشکی دارم . گفت بیا اینجا فضا و حالت عوض میشه و اومدیم ، بعد من گفتم ببین من حالم خوب نیست.که اومدیم توی اجتماعی گفت اینجا کولراست. توی آسایشگاه استراحت نکن ما نشستیم اونجا. بعد اومد برگشت گفت چرا کار نمیکنی؟ فلان ساعت باید نشست بیایی. گفتم بابا مثل اینکه من مریض هستم و حالم خوب نیست. شروع کرد به فحاشی کردن به من که ببین مثلا من اونجا بلند شدم ازاون اتاق اومدم بیرون گفتم من با تو حرفی ندارم، گفت من مسولتم ، گفتم من تورا به عنوان مسئول قبول ندارم. شروع کردن به حش ناموس دادن. مهرداد حاجیان مسول من بود توقع نداشتم همچین حرفی را بزند. اومد توی محوطه ، توی محوطه بیرون شروع کرد به داد و بیدادکردن، من مسولتم تو خودت را ول کردی ، گفتم من چیه خودم را ول کردم، من استراحت پزشکی دارم یا ندارم این مدرک پزشکیمه دکتر همینجا قرارگاه به من داده، دکتر که از اسمون نیامده ، دکتر صالح مثلا به من گفته برواستراحت بکن . تو اومدی فقط هرچی دری وریه به من میگی..شروع کردبه فحش دادن گفتم : ببین هرچی میگی خودتی ، گفتم یکبار دیگر با من صحبت بکنی یه همچین حرفی را بزنی ..این یکی دستتوام میکنم شبیه این دستت. بروهرکاری که میخواهی بکنی بکن. درگیری فقط مربوط به من نبود…انواع واقسام درگیریها بود..خیلی وقتها نفرات برای همدیگرچاقو کشیده و شیشه شکانده بودند، چاقو میکشیدند، شیشه شکانده بودند توی سالن غذاخوری دعوا شد. ادمها دیگه حوصله نداشتند تحت فشار بسیار شدید روانی بودند، چه بالا چه پایین . فشارها انقدرامده بود به ادمها که دشاتند از درون منفجرمیشدند. خیلی محدودیتها بود، ببین سالن ورزش میخواستیم بریم..اقا سالن ورزش نریم..ورزش زیاد فلان نکنید ، بورژه وازی شمارا برده ..یکسری امکانات بوداومدن گرفتند..دستگاه اینترنت نمیدونم اینترنت داخلی..خب بابا چرا نمیزارید چیزای خارجی را نگاه بکنیم ..یک رادیو نمیزاشتند استفاده کنی که بالاخره بابا ما بفهمیم خارج ازسازمان چه خبره . ادمها متناقض بودن یکسری خبرها ازبیرون می رسید. تمام حرف تشکیلات بود که من برم برای این بزنم اون برای من بزنه..حرفهامون را باهمدیگر چیز بکنیم ..هزاردفعه بالاوپایین میکردند..توی نشستها میامدن ادمهارا سکه یک پول میکردند..ببین من دیگه خودم این اخریها به اینجام رسیده بود. مثلا تونشست گفتند اقا من سوژه شدم ، گفتند تو بیماریت را بهانه کردی نمیدونم فلانی، نمیدونم شرف نداری و فلان من توی نشست قاطی کردم گفتم که من یک حرفی دارم: اولادارید میگی تمارض میکنی یعنی دروغ داری میگی خب این مدرک پزشکی منه ..دکترهای خودتان دارند میگن اینم داروهای منه، فحش ناموس برای چی میدی ..من تونشستی که اومدم بارها گفتم ببینید تونشستی که فحش ناموس به ادم میدید من تواون نشست شرکت نمیکنم . خب این شرایطی بودکه دیگه همه چیز به هم ریخته بود و شما روند فروپاشی اشرف را در چهره اعضای سازمان، چه بالا و چه پایین، می توانستی ببینی که همه یک صدا فریاد می‌زدند که عراق جای ماندن نیست و فشارهای روانی به افراد موجب برخوردهای فیزیکی و درگیری‌های شدید بین افراد می شد، دیگه تحمل و طاقت افراد به انتها رسیده بود، هر کس هم که زورش به تشکیلات نمی رسید، ناراحتی خودش را طور دیگری تخلیه می کرد.

ادامه دارد

***

Door leading to Massoud Rajavi’s hideout in Camp Ashraf
درب ورودی به پناهگاه زیر زمینی رجوی در قرارگاه اشرف

احسان بیدی سیاوش رستارفرقه رجوی و تهدید جدا شده ها

سیاوش رستار (نادر افشار)چرا مسعودرجوی قصد دارد البانی را اشرف دوم کند؟

محمد حسین سبحانی: اهداف پاپوش سازی جدید گشتاپوی فرقه مجاهدین خلق

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=19235

مسعود رجوی! تو خودت را به چند فروختی؟

سیاوش رستار، نجات یافتگان آلبانی، تیرانا، هفدهم ژوئن ۲۰۱۵:… به راستی سوال واقعی از مسعود رجوی این است که تو خودت را به چه قیمتی به زندانبانهای دوره شاه فروختی و دست خط تو نیز برای همه عریان شده که با دست خود رهبر خودت را یعنی محمد حنیف نژاد را فروختی… ایا یادت رفته ؟ به صدام حسین خودت را چقدر فروختی؟ الان به موساد و آسرائیل و عربستان چفدر خودت را فروخته ای؟ لابد یادت رفته …

جان بولتون مجاهدین خلق تروریسممهندس میثمی: مسعود رجوی کجاست؟ مسعود رجوی امروز هم آنجاست که پرسش‌ها را پاسخ نگوید

لینک به منبع

پاسخ به مسعود رجوی و دم و دنبالچه های او در قبال لجن پاکنی وی در مورد جدایی من از سازمان مجاهدین

مسعود رجوی! تو خودت را به چند فروختی؟

سیاوش رستار ـ آلبانیا ـ تیرانا

چند وقتی میباشد که من اعلام جدایی خودم را به استحضار مردم و و خانواده های قربانیان اسیر در سازمان مجاهدین خلق رسانده ام و در سایت نجات یافتگان در آلبانی که سایت مربوطه به جداشدها در البانی هست، منتشر کرده ام. این خبر به گوش مسعود رجوی رسیده است و طبق معمول مسعود رجوی نیز هنر بخرج داده و اراجیفی را گفته که صد البته مربوط به خودش میباشد و در زیر تیتر های لجن نامه های وی را می بینید.

مزدوران رجوی وطن فروش علیه سیاوش رستار در آلبانی

به راستی سوال واقعی از مسعود رجوی این است که تو خودت را به چه قیمتی به زندانبانهای دوره شاه فروختی و دست خط تو نیز برای همه عریان شده که با دست خود رهبر خودت را یعنی محمد حنیف نژاد را فروختی… ایا یادت رفته ؟

به صدام حسین خودت را چقدر فروختی؟

الان به موساد و آسرائیل و عربستان چفدر خودت را فروخته ای؟

لابد یادت رفته که چطور دیگر همرزمان خودت را فروختی و درخانه های امن انها را با دست خودت خفه کردی .

آیا یادت رفته که چطور پا روی خون اشرف و موسی ودیگر یاران گذاشتی ؟

آیا یادت رفته که چطور خیانت به هم قطار خودت کردی و زن او را در پوش یک ایده فکری دزدیدی؟

آیا مسعود رجوی فراری یادت رفته که با قاتلین مردم ایران نشستی و با خون مردم ایران معامله کردی و انها را به کام مرگ بردی برای چندین بشکه پول نفت؟

آیا یادت رفته که برای بقای نکبت بار خودت ارتش را به عراق و صدام حسین فروختی و شده بودی رکن پنجم ارتش عراق؟

ایا مسعود رجوی فراری یادت رفته که ریشه به تیشه تمامی آرمان های محمد حنیف زدی و با عربستان و امریکا و اسرایل نشست و برخاست کردی؟

ایا مسعود رجوی فراری یادت رفته که ازمرزسرخهای این سازمان کوتاه امدی و با بزرگترین دشمن این خلق نشست و برخواست کردی؟

مسعود رجوی کی خودش را به چه قیمتی فروخته؟ من و ما یا توکه برای بقای زندگی نکبت بارت دستهای خودت را به خون مردم ایران الوده کردی؟

براستی خودت را به چند تومنی فروختی که پارو پا انداختی با قاتلین مردم ایران و اطلاعات انها را به دشمن مردم ایران فروختی و خوشبختانه مدارک انها هست؟

کی خودش را به چه قیمتی فروخته؟ من که سالیان سال در مناسبات خودت بودم که فرمان ان را دادی که در یک دوره درمانی من را به کام مرگ ببرند و برای تبلیغات خودت استفاده کنی و با تمامی سختیها عقب نشستم و دراخرین لحظات ماندم برای اشرف و مردم ایران استقامت کردم ولی توی مزدور وطن فروش دراولین فرصت چراغ خاموش نکرده میدان را خالی کردی و معلوم نیست کجا بسر میبری.

مسعود رجوی برای همه دست تو رو شده که یک عروسکی بیش نبودی و دست پرورده آمریکا و عربستان بودی و هیچ حرفی برای گفتن نداشتی و تنها کاری که خوب بلد بودی یاوه سرایی و سواستفاده جنسی و استثمار مضاعف زن مجاهد خلق بود.

مسعود رجوی یادت میاد که کشتار ۱۹ فروردین و شهریور را طراحی کردی و دست اخر دمت را رو کولت گذاشتی و زوزه کنان میدان را خالی کردی .

دراینجا میخواهم بگویم که مسعود رجوی در تو چیزی بعنوان شرافت نیست وایا تو چیزی به عنوان شرافت حالیت است؟؟

ایا تو به کوچیکترین مرام انسانیت پایبند هستی؟

شما با تمامیت من نیز بازی کردی و حتی با خانواده من تماس میگیرید وحرفهایی میزنید که زندگی من را بپاشانید که دراین زمینه باز کور خواندی ؟؟

مسعود رجوی خودت خوب میدانی که من ازاین حرفهای تو ترسی به دل ندارم و عقب نمی شینم …

چون متوجه شدم نه تنها تو شرف نداری بلکه با شیطان سازی کانون خانوادها را ازبین میبرید..

به من میگوییدخود فروخته و خائن؟

مسعود رجوی من به مسولین خودتان گفتم که چرا دارید این بازی کثیف را با من میکنید و با لحن همیشگی خودت به من خندیدند که اینطورنیست؟

مسعود رجوی من مثل توضعیفه نیستم که چک نخورده خودم را بفروشم.

من بالای چهارده سال دست از هر چیزی شستم و تا پایان بودم تا اینکه متوجه شدم دروغ و خیانت مسعود رجوی تا کجا میباشد ؟

شما ها که پاسخی برای سوالهای ما ندارید ما را مزدور میخوانید درصورتیکه برای همه عریان شده که بیشرف واقعی و وطن فروش واقعی کی میباشد؟

خطابم به تو مسعود رجوی تو این است که من از شرافت خودم دفاع میکنم و کوتاه نمی ایم و اگر دفاع از شرافت خود فروشی میباشد، کاش تو هم خودفروش بودی.

سیاوش رستار

البانیا __ تیرانا

مزودران وطن فروش رجوی و مجاهدین خلق علیه سیاوش رستار آلبانی

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=18943

اعلام جدایی سیاوش رستار (نادر افشار) ، عضو با سابقه مجاهدین در آلبانی ، از فرقه رجوی

سیاوش رستار، انجمن نجات یافتگان در آلبا نی، تیرانا، هشتم ژوئن ۲۰۱۵:…  تمام حرف ها و تحلیل های مسعود رجوی در طی این سالیان غلط از آب در آمده است ، بنابراین باید ایشان لباس طلبکار را از تن خود در بیاورد و به عنوان یک بدهکار بر روی صندلی دادگاه اعضای مجاهدین خلق بنشیند و پاسخ دهد که چرا سامان مجاهدین خلق در بن بست کامل سیاسی، استراتژیک قرار گرفته است؟ از همه مهمتر چرا ما حمایت …

تیرانا ژوئیه 2014حمایت از تشکل جداشدگان فرقه رجوی در آلبانی ضروری است

زهره قائمی فرمانده ترور صیاد شیرازیافشای مزدوران اعزامی ارتش خصوصی صدام، مجاهدین خلق، در کشور البانی (افشین ابراهیمی، علی رئوسان، سید حمید ملکی، عطا حسینی، …. )

لینک به منبع

سیاوش رستار ـ آلبانی، تیرانا

اعلام جدایی سیاوش رستار ، عضو با سابقه مجاهدین در آلبانی ، از فرقه رجوی

به نام خدا و به یاد قربانیان و کشته شدگانی که دیگر در کنار ما نیستند

اینجانب سیاوش رستار با اسم تشکیلاتی نادر افشار که از سال ۱۳۸۰ تا ۱۳۹۴ به مدت ۱۴ سال در مناسبات سازمان مجاهدین خلق در عراق ، قرارگاه اشرف ، کمپ لیبرتی و همچنین کشور آلبانی در حال فعالیت بوده ام به علت اعتراض به رفتار این سازمان با خانواده های قهرمان مجاهدین که مسعود رجوی آنها را ” الدنگ ” نام گذاری کرده ، جدایی خود را از مجاهدین خلق اعلام می دارم و تاکید می کنم که هر گونه تهدید، ناامنی و صدمه ای در خاک البانی و شهر تیرانا برای من اتفاق بیفتد، مسئول اول و آخر آن مسعود رجوی و پادوهای این فرقه در آلبانی، مرتضی اسماعیلیان و افشین ابراهیمی می باشند.

تمام حرف ها و تحلیل های مسعود رجوی در طی این سالیان غلط از آب در آمده است ، بنابراین باید ایشان لباس طلبکار را از تن خود در بیاورد و به عنوان یک بدهکار بر روی صندلی دادگاه اعضای مجاهدین خلق بنشیند و پاسخ دهد که چرا سامان مجاهدین خلق در بن بست کامل سیاسی، استراتژیک قرار گرفته است؟ از همه مهمتر چرا ما حمایت مردم خود را از دست داده ایم و دنبال بیگانه و خارجی می گردیم. چرا؟

چرا باید مسعود رجوی حکم مرگ منتقدین درونی و بیرونی خود را صادر کند و خانواده های اعضای مجاهدین را ” الدنگ ” و ” مزدوران ارتجاع ” نامگذاری کند؟

مسعود رجوی سعی داشت من را که بیماری حاد و مزمن داشتم زجر کش کند وبه مرور زمان با داروهایی که به عمد می دادند ، به کشتن بدهد تا از خون من و دیگران سواستفاده سیاسی بکند.

از نظر من تنها چیزی که در سازمان مسعود رجوی وجود ندارد، ازادی اندیشه و بیان بود و دریک کلمه خفقان واستبداد مطلق حکم فرماست.

اگر هر کس برخلاف حرفهای مسعود رجوی گام برمیداشت، باید در نشست هایی که به ما انواع واقسام مارکها و فحشها را نیز میدادند، پاسخگو می بودیم که چرا پرسیده ایم:

آیا لازم است ما در عراق بمانیم؟ حال اگر تعدادی به آلبانی آمده ایم ، چرا دوباره آش همان آش و کاسه همان کاسه است. باید هر شب در نشست های مغزشویی و عملیات جاری تناقض نویسی کرد و اگر مقاومت انجام میگرفت باید هزینه ای که کمیساریای عالی پناهندگان به هر فرد می دهد، در دست مسعود رجوی ابزار گروکشی از عضو سازمان شود؟

من در مدت زمانی که در مناسبات تشکیلاتی سازمان فعالیت می کردم با کمال تاسف بایستی بگویم که سرابی بیش نبود و تمامی حرفهایی که مسعود رجوی میزد فقط جنبه تبلیغات بیرونی داشت و در درون مناسباتش فقط سیاهی و تباهی بود.

من دراین مدت شاهد شکنجه و زجر های بسیاری از دوستان خود و حتی شاهد کشتن دوستان خود در زیر پوش خودکشی و غیره بوده ام.

من به علت داروهایی که به عمد و اشتباه برای من تجویز کرده بودند، دچار عوارض کلیوی شده بودم طوری که اگاهانه نمیگذاشتند من به بیمارستانهای عراقی بروم و حتی داروهایی که دولت عراق به من میداد را به عمد به من نمیدادند و اینکه سعی داشتند تا من را از بین بیرند، نه من بلکه خیلی ازدوستان و همرزمان من را نیز اینطوری به کشتن دادند.

به تشخیص پزشکان عراقی من به مدت شش ماه بعلت بیماری بیشتر زنده نمی ماندم، و وقتی سازمان مطمئن شد که من دیگر میمیرم من را به البانی اورد. متاسفانه دراینجا هم دست از سر من برنداشته و به دکتور نمی بردند و بارها به من میگفتند که من دارم تمارض میکنم و ثانیه شماری کرده بودند که من تا چند روز دیگر زنده نمی مانم که در آنجا بود قصد خروج از مناسبات را داشتم که خوشبختانه در یک فرصت مناسب خود را به مسئولین کمیساریا رسانده و انها در حق من انسانیت به خرج داده و من را مداوا کرده اند.

مسئولین سازمان مجاهدین در آلبانی بعد از اینکه مطمئن شدند من زنده میمانم باز دسیسه کرده اند و فشار را بر روی همسر و خانواده من آورده اند با تماس ها و تحت پوش نام های مختلف تماس تلفنی با خانواده ام گرفته اند و پیش همسرم مدعی شده اند که من در البانیا زن و بچه دارم و نیز معتاد هستم که متاسفانه باعث رنجش و ناراحتی زن من نیز شده بود و از انجاییکه همسر من بهتر از من مسعود رجوی را شناخته است امیدوارم براین توطئه فایق شود.

بار دیگر بدین وسیله من اعلام جدایی خودرا از مناسبات سرتا پا دروغ رجوی اعلام میدارم و امید دارم قبل از اینکه دیر شود، سایر دوستانم نیز ازاین مناسبات جداشده و پای در دنیای ازادی خودشان بگذارند.

من هم دیگر سکوت نخواهم کرد و ایستادن را تجربه می کنم.

با درود و سلام به خانواده های قربانیان اسیر در دست مجاهدین

سیاوش رستار ـ ( نادر افشار )

تیرانا ـ آلبانی

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=18819

افشای نقشه جدید مریم رجوی در مورد اعضای مجاهدین در آلبانی

هیئت تحریریه سایت نجات یافتگان در آلبانی، تیرانا، دوم ژوئن ۲۰۱۵:… سایت نجات یافتگان در آلبانی رویکرد جدید سازمان در آلبانی و برگزاری برنامه های جشن و موسیقی را در تیرانا در راستای تبلیغات فرقه مجاهدین برای پوشاندن وضعیت واقعی اعضای سازمان در آلبانی ارزیابی می کند و پیش بینی می کند که رهبری سازمان مجاهدین با پخش فیلم های تبلیغاتی از وضعیت اعضای سازمان مستقر در آلبانی در گردهمایی …

لینک به منبع

افشای نقشه جدید مریم رجوی در مورد اعضای مجاهدین در آلبانی

فرقه مجاهدین خوراک تبلیغاتی از قربانیان آلبانی برای برنامه ویلپنت پاریس آماده می کند

خط و خطوط جدید سازمان مجاهدین خلق در آلبانی در حال شفاف تر شدن می باشد و بی دلیل نبود که شعار اول سایت نجات یافتگان در آلبانی را به این جمله اختصاص دادیم که :

” اجازه ندهید در آلبانی قلعه اشرف ساخته شود “

پیرو اخبار موثقی که در مورد وضعیت سازمان و اعضای جداشده در هفته های گذشته اعلام نمودیم ، در دو، سه هفته اخیر مجددا مسئولین ارشد سازمان در فرانسه که مهدی ابریشمچی نیز در بین آنان بوده است به آلبانی سفر داشته اند و با بعضی مقامات رسمی آلبانی نیز دیدار کرده اند. اخبار و فعالیت های مسئولین مجاهدین خلق در آلبانی بعد از این سفر حاکیست که مریم رجوی قصد دارد در خیمه شب بازی خود در سالن ویلپنت پاریس به موضوع آلبانی و وضعیت سازمان در آنجا هم بپردازد و از مقامات دولت آلبانی هم تشکر کند. برای اجرایی شدن این موضوع در رهنمودهای مریم رجوی به مسئولین سازمان در البانی اجازه داده شده است که بطور موقت خط سرخ هایی که در اشرف و بعدا در لیبرتی وجود داشته است در آلبانی با دیده اغماض با آن برخورد شود.

پیرو این بحث، برای اجرایی کردن موضوع در یک نشست درونی در آلبانی از زبان مسئولین خاص مجاهدین ( به دلایلی از ذکر نام آنها خودداری می کنیم ) مطرح می شود که باید برای در صحنه نگه داشتن نیروها و اعضای سازمان در آلبانی سخت گیری های لازم را در مورد تعدادی از آنها اعمال نکرد و ظاهرا با این هدف در دو هفته گذشته بعضی برنامه های تفریحی و نمایشی جمعی همراه با اجرای موسیقی و خوردن شام برای اعضای سازمان ترتیب داده اند .

در ابتدا در بحث های محفلی و گفتگو های دو نفره از این رویکرد سازمان در البانی استقبال می شود و حتی رویکرد جدید سازمان مورد تعجب و شگفتی اعضا واقع میشود ولی با مشخص شدن اهداف اصلی سازمان و موقت بودن این جشن و سرورها و استفاده تبلیغاتی گرفتن فیلم از این برنامه ها برای برنامه ویلپنت پاریس، اعضای منتقد در یک محفل مطرح کرده اند که ” داستان کبوتر افعی نمی زاید ” الان بیشتر وضع حال ما شده است و بدین ترتیب ناباوری خودشان را از سست شدن خط سرخ های سازمان و ملغی شدن نشست های مغزشویی عملیات جاری و دیگ ابراز می کنند.

سایت نجات یافتگان در آلبانی رویکرد جدید سازمان در آلبانی و برگزاری برنامه های جشن و موسیقی را در تیرانا در راستای تبلیغات فرقه مجاهدین برای پوشاندن وضعیت واقعی اعضای سازمان در آلبانی ارزیابی می کند و پیش بینی می کند که رهبری سازمان مجاهدین با پخش فیلم های تبلیغاتی از وضعیت اعضای سازمان مستقر در آلبانی در گردهمایی فرقه مجاهدین در ویلپنت پاریس دست به وارونه نمایی بزند. این در حالیست که اعضای سازمان همچنان از حداقل های معیشتی در آلبانی برخوردار نیستند و همان حق و حقوق به رسمیت شناخته شده کمیساریای عالی پناهندگان برای هر پناهنده نیز توسط سازمان مجاهدین پایمال می شود و از آزادی های حداقل فردی نیز برخوردار نیستند.

***


Massoud Khodabandeh
Article first published online: 27 JAN 2015
DOI: ۱۰٫۱۱۱۱/aspp.12164

2015-10-29-1446141457-4261917-syria2013Aleppo.jpgSyrian Negotiations Won’t Provide One Winner But Will Ensure Violence Is Absolute Loser

***

همچنین:

غروب یک استراتژی، برگی از تاریخ

محمد حسین سبحانی، ایران قلم، بیست و ششم ژوئیه ۲۰۱۵:… آیت الله خمینی “جام زهر” را خود نوشید و پیروانش را نجات داد و نگذاشت بعد از مرگش نیروها و پیروانش صد ها “جام زهر” را سر بکشند. او حدود یکسال بعد از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ فوت کرد. آیا مدعیان و رهبران سیاسی غالب و مغلوب در رژیم جمهوری اسلام
 
 
محمد حسین سبحانی، ایران قلم، پانزدهم ژوئیه ۲۰۱۵:… واقعیت این است که مهمترین ویژگی یا بهره این توافقنامه تاریخی بین ایران و غرب در این است که ارزش ” گفتگو و مذاکره ” را به جای ” جنگ و خشونت ” به دولت ها و مردم جهان نشان داده است. احتمالا همه از این درس، این تجربه را خواهند گرفت که به جا
 
 
ایران ستارگان، سوئیس، بیست و چهارم ژوئن ۲۰۱۵:… این گردهمایی و به تعبیری خیمه شب بازی هر بار که برگزار می شود، جامعه ایرانی بیشتر به ماهیت سازمان مجاهدین پی می برد. طبیعی است که حتی برای نیروهایی که تحت عنوان ” شورای ملی مقاومت” هم این پرسش پیش بیاید که چرا یک ایرانی در این خیمه شب بازی س
 
 
محمد حسین سبحانی، ایران قلم، بیستم ژوئن ۲۰۱۵:… همانطور که در بالا اشاره کردم مسعود رجوی روی شخصیت و اندیشه دکتر علی شریعتی بسیار حساس و از رشد تفکر او در سازمان مجاهدین هراس داشت، هر چند که به دلیل محبوبیت فراوان دکتر علی شریعتی، آن را نه خود و نه رسانه های تبلیغاتی مجاهدین علنی نمی ک