مصاحبه سبحانی با سیاوش رستار – وحشت مجاهدین از خانواده ها در آلبانی ادامه دارد – قسمت هفتم

مصاحبه سبحانی با سیاوش رستار – وحشت مجاهدین از خانواده ها در آلبانی ادامه دارد – قسمت هفتم

 ایران قلم، هفتم دسامبر 2016:… بله همین شرایط  دارد در البانی دنبال میشه. منجمله برای خود من .خانوم من را  نمی گذارند به آلبانی بیاید و هزار توطئه راه انداخته است تا در آلبانی هسته خانواده شکل نگیرد. اگر سیاوش رستار ها در آلبانی تشکیل خانواده بدهند و بتوانند زندگی طبیعی خودشان را داشته باشند سایر افراد ناراضی هم می بینند که پس جز مرگ … 

زندان بود بهشت ومن آنجا چه دلخوشم!! (این مصیبت بر تو تحمیل شده برادر)

لینک به منبع

لینک به قسمت اول
لینک به قسمت دوم
لینک به قسمت سوم
لینک به قسمت چهارم

لینک به قسمت پنجم
لینک به قسمت ششم

مصاحبه محمد حسین سبحانی با آقای سیاوش رستار آخرین عضو جداشده از مجاهدین در آلبانی

قسمت هفتم : وحشت فرقه مجاهدین از خانواده ها در آلبانی هم ادامه دارد

Mojahedin Ex Member Syavash Rastar

https://youtu.be/vwjYJmKtkCQ

محمد حسین سبحانی: سلام عرض میکنم خدمت دوست گرامی جناب سیاوش رستار خیلی خوشحالم که با شما مجدد صحبت میکنم. خوشبختانه گفت گویی هایی که تا بحال داشتیم مورد استفبال مخاطبین قرار گرفته و امیدوارم بتوانید بر مشکلاتی  که سازمان مجاهدین درآلبانی برسرراهتان گذاشته غلبه کنید. ما تا کنون در مورد حضور ساطمان در اشرف و چگونگی انتقال شما به آلبانی صحبت کردیم. از این به بعد می خواهیم به شرایط شما و همینطور سازمان مجاهدین در آلبانی بپردازیم. بنابراین پیرو گفت گوهای قبلیمان خواستم ببینم که ارزیابی شما از شرایط در البانی چی است ؟

 siyavash rastar 5سیاووش رستار: من هم خوشحالم که باشما صحبت میکنم . همانطوری که خود شما وهموطنانمون دراطلاع هستند هنوز داستان … داستان انقلاب است. انقلاب ایدئولوژیک که مجاهدین گفت اند. چه درعراق و چه درالبانی همین شرایط را دارند پیش میبرند و تمام ازار واذیتهایی که دارد به اینجا وفشارهاییکه به ما دارد میاد…به انواع اقسام ترفندها ..خریدن ادم ها  و باصطلاح دام پهن کردن وتوطئه کردن. من الان چیزی که میخواهم به شماعنوان بکنم درهمین راستا است که جواب سوال شما را هم خواهیم داد.. من وقتی سال هزاروسیصد هشتاد (1380ه.ش) به عراق رفتم. جنگ بین امریکا وعراق قرار گرفت ودرجایی قرارگرفتیم که به نام اشرف  که این انقلاب ایدئولوژیک یک فاز دیگری عوض کرد. که اون موقع که من فکر میکنم شما تواین فاز قرار نداشتین …  یعنی ما هفتگی گزارش روزانه مینوشتیم وهرشب باید گزارش مینوشتیم (گزارش غسل که مغزشویی فرقه میباشد) لحظاتمان را و تناقض هایمان و می امدیم توحضورلایه خودمان میخواندیم .مثلا لایه عضومیخواند ولایه ام جدید وام قدیم ..که همه اینها درلایه های خودشان درحضور 10الی 15 نفره میخواندند .خیلی از اعضای سازمان مجاهدین از جمله خود من با این موضوع زاویه داشتیم . آنها برای اینکه افراد مشابه من را که متاهل بودند و همسرشان در ایران بود را برایشان مشکل ایجاد کنند و ارتباط خانوادگی انها را به هم بزنند تا زمینه ساز طلاق و انقلاب ایدئولوژیک باشد با خانواده ها از جمله همسر خودم تماس گرفته بودند و  گفته بودند که سیاوش زن دارد ویک خانومی تلفن کرده بودکه اسناد ومدارک ان موجود است که انشالله بتوانیم این اسناد ومدارک را که دارد فراهم بکنیم وارائه بکنم به مردم ایران که بفهمند این سازمان جلاد چیکار کرد با خانواده ها. از طرف دیگر  به من هم گفتند که خانم تو با یک نفر ازدواج کرده . من با ازدواج خانومم به دلیل اشتباهاتی که کرده بودم و فریب مجاهدین را در ترکیه خورده بودم ،مخالفتی نداشتم . خودتان میدانید سازمان ازنقطه ضعف ادمها استفاده میکند.یعنی میاد میبینه که نقطه ضعف انسانها کجاست از اون نقطه نفوذ میکند ومن رابه یک تنفر کشیده بود درست ازسازمانم شکایت داشتم وخیلی مشکلات وخیلی سوالاتی داشتم که هیچ وقت جوابشان را نگرفته بودم ولی توی این دوسال که اومدم جوابشون را گرفتم.که چه توطئه های کثیفی که کرد. چه کارهای کثیفی کرد با خود من و چه بلاهایی سر من آورد. .انواعو  اقسام دروغ ها را میامد در مورد همسر من به من میگفت درصورتیکه دروغ بود .وازان موقع هم مکالمه و ارتابط تلفنی مارا قطع کرد ودیگر نگذاشت با خانواده ها تماس بگیریم .زمانیکه خانواده ها بلند میشدند و  می امدند مقابل درب اشرف. باز نمی گذاشتند ما انها را ببینیم. یک سری ادم ها با واقعیت روبرو  میشدند . ببینید توی سازمان تلفن که نداشتیم .ارتباط اینترنتی ام نداشتیم .تلویزیون هم  تلویزیون خودسازمان بود.هیچ ارتباطی ام نمیتوانستیم بگیریم …یعنی من یک حرفی را میخواستم با یکی بزنم باید شب میامدم گزارش را میدادم و یا ان نفر میرفت گزارشش را میداد.توی انواع نشستها به اصطلاح چیزهایی مختلف درمیاوردند توی حالتهای روان شناسی که انسان نقطه ضعفش کجا است ونقطه ضعف تمامی انسانها را هم میدانستند .
این خانواده هاییکه اومدن من درمرحله اولش خوشحال شدم . چون گفتم که بعدازسالیان ادمها خانوادهایشان را میبینند .طرف بچه شو میبینه ..پدرشو میبینه ..مادرش را میبینه .زنش  را میبینه ، شوهرش را می بینه . ولی سازمان اساسا مانع این ملاقات ها بود و  تا جاییکه خود مسعود رجوی به کمک موضوع امد و کتابی علیع خانواده ها نوشت. گفت ما بااینا ..اینا با سازمان ..چیه اسمش ازوزارت اطلاعات خط میگیرند میایند ازایران بلند میشن می آیند اینجا در صورتی که این دروغ بود . البته رژیم هم با این مسئله مشکلی نداشت و جلوی خانواده ها را نمی گرفت حتی ممکن است به آنها برای گرفتن ویزا و غیره هم کمک کرده باشد ولی این ربطی به چرندیات سازمان ندارد. حکومت ایران میگفت باشه بلند شن بروند خانوادهایشان را ببینند..مابا زندانیمان ام همچین کاری را میکنیم.به زندانی ملاقات میدیم اقا بیا هفته ای یکبار خانواده اش را میبیند.

ولی سازمان دید دارد ضرر میکند.چون انسانها دارند واقعیت را میبینند .به طرف میگفتند که  ببین شمامثلا مزدورین وتو وزارت اطلاعات کار میکنین ..فلان کاررامیکنین درصورتیکه خانوادهاصحبت کردن خب شما میدانید یکسری انسانهایی هستن اونجا که توی یک شرایطی قرار گرفتند که روشنفکر هستند . ادم های معمولی نیستند خوب و بد را متوجه می شوند.

من حتی خودم شاهد بارهاشاهد بودم که پدرهشتاد ساله اومد دم درب گفت من فقط میخواهم بچه ام را ببینم..باشه بچه ام میخواهد به من فحش بدهد ..بزار جلوی روی من بیاید به من فحش بدهد من فقط بچه ام را ببینم .اون بچه اش را جلوی درب نمی اوردن وبعدم میامدن با انواع فتوشاپها وکارهاییکه انجام میدادن میامدن چیکار میکردن “خانوادها را خراب میکردند“.

چرا منی که..منی که  بچه ای که پانزده ساله پدرم را ندیدم ازاوج پدری بیخبر بودم چرا بعدازپانزده سال نباید بچه ام را ببینم..

اخه یک پدر هشتاد ساله که میخواهد بچه اش را ببینه .باشه هرکاری که هست .ایا حق ندارد یک پدر هشتادساله بچه اش راببینه؟ یک مادرشصد ساله..هفتاد ساله بچه اش را ببینه؟

ایا یک بچه ای که تاحالاازروزی که بدنیااومده والان بیست سالشه ودانشگاه دارد میره نمیتونه پدرش را ببینه ؟ نمیتونه مادرش راببینه؟

محمد حسین سبحانی : سیاووش جان  شما  درواقع می خواهید بگویید که همین شرایط در حال حاضر  درالبانی هم وجود دارد درواقع سازمان مجاهدین از خانواده کماکان وحشت دارد و همین شرایط را دارد درالبانیا دنبال میکند؟

سیاوش رستار : بله همین شرایط را دارد در البانی دنبال میشه.. منجمله برای خود من .خانوم من را  نمی گذارند به آلبانی بیاید و هزار توطئه راه انداخته است تا در آلبانی هسته خانواده شکل نگیرد. اگر سیاوش رستار ها در آلبانی تشکیل خانواده بدهند و بتوانند زندگی طبیعی خودشان را داشته باشند سایر افراد ناراضی هم می بینند که پس جز مرگ راه دیگری به نام زندگی هم وجود دارد و هر کس هم خواست در هر مسیری فعالیت سیاسی خودش را داشته باشد . چرا مجاهدین نباید اجازه بدهند و با خریدن افراد در سیستم های اداری آلبانی و کمیساریای عالی پناهندگان این موانع را ایجاد کنند. خود سازمانه که دارد تلاش میکنه که با انواع واقسام ترفندها که هیچ خانواده ای نتواند به آلبانی بیاید. من این را بارها به نفرات مختلف وبه خانواده خودم گفتم وبه خانوم خودم گفتم.
محمد حسین  سبحانی: یعنی فکر میکنی که وحشت سازمان مجاهدین از خانواده ها در البانی هم ادامه دارد . یعنی رهبری مجاهدین نگران است که کابوسی که خانواده ها برای فرقه رجوی مقابل کمپ اشرف و لیبرتی  ساختند، در آلبانی تکرار شود . به ویژه تشکیل خانواده در اینجا. ممکن است بیشتر در مورد مشکل آوردن همسرت توضیح بدهی؟

سیاوش رستار : ببینیند وقتی که پای خانواده به اینجا باز میشه و همانطور که شما گفتید زندگی خانواده گی برای اعضای جداشده شکل بگیرد. راه باز می شود. ره برای جدایی هموار می شود. افراد ناراضی امید پیدا می کنند. یکی از ترفندهایی که مثلا سازمان می زند این بوده است که با همسر من تماس گرفته است و گفته است سیاوش در آلبانی ازدواج کرده است. یا در همین ارتباط یکی از زن های سازمان تماس گرفته است تا رابطه من با همسرم را به هم بزند یا در یک مثال دیگر . درواقع افرادی که درواقع ناراضی هستند وبا سازمان فاصله دارندودرحاشیه سازمان دارند فعالیت میکنند ولی همسر آنها هنوز در تشکیلات سازمان در البانی حضور دارند . سازمان حتی به این گونه افراد کمک می کند یا صحنه سازی می کنه که در اینجا با یک زنی دوست شوند یا فرضا دوست هستند بعد میره عکس و هبر اینها راا به اون همسراصلیش که در درون تشکیلات هست  را اطلاع میده و میگه  ببین مثلا شوهر تورفت دنبال کس دیگر .

ادامه دارد

*** 

Door leading to Massoud Rajavi’s hideout in Camp Ashraf
درب ورودی به پناهگاه زیر زمینی رجوی در قرارگاه اشرف

احسان بیدی سیاوش رستارفرقه رجوی و تهدید جدا شده ها

سیاوش رستار (نادر افشار)چرا مسعودرجوی قصد دارد البانی را اشرف دوم کند؟

محمد حسین سبحانی: اهداف پاپوش سازی جدید گشتاپوی فرقه مجاهدین خلق

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=19235

مسعود رجوی! تو خودت را به چند فروختی؟

سیاوش رستار، نجات یافتگان آلبانی، تیرانا، هفدهم ژوئن ۲۰۱۵:… به راستی سوال واقعی از مسعود رجوی این است که تو خودت را به چه قیمتی به زندانبانهای دوره شاه فروختی و دست خط تو نیز برای همه عریان شده که با دست خود رهبر خودت را یعنی محمد حنیف نژاد را فروختی… ایا یادت رفته ؟ به صدام حسین خودت را چقدر فروختی؟ الان به موساد و آسرائیل و عربستان چفدر خودت را فروخته ای؟ لابد یادت رفته …

جان بولتون مجاهدین خلق تروریسممهندس میثمی: مسعود رجوی کجاست؟ مسعود رجوی امروز هم آنجاست که پرسش‌ها را پاسخ نگوید

لینک به منبع

پاسخ به مسعود رجوی و دم و دنبالچه های او در قبال لجن پاکنی وی در مورد جدایی من از سازمان مجاهدین

مسعود رجوی! تو خودت را به چند فروختی؟

سیاوش رستار ـ آلبانیا ـ تیرانا

چند وقتی میباشد که من اعلام جدایی خودم را به استحضار مردم و و خانواده های قربانیان اسیر در سازمان مجاهدین خلق رسانده ام و در سایت نجات یافتگان در آلبانی که سایت مربوطه به جداشدها در البانی هست، منتشر کرده ام. این خبر به گوش مسعود رجوی رسیده است و طبق معمول مسعود رجوی نیز هنر بخرج داده و اراجیفی را گفته که صد البته مربوط به خودش میباشد و در زیر تیتر های لجن نامه های وی را می بینید.

مزدوران رجوی وطن فروش علیه سیاوش رستار در آلبانی

به راستی سوال واقعی از مسعود رجوی این است که تو خودت را به چه قیمتی به زندانبانهای دوره شاه فروختی و دست خط تو نیز برای همه عریان شده که با دست خود رهبر خودت را یعنی محمد حنیف نژاد را فروختی… ایا یادت رفته ؟

به صدام حسین خودت را چقدر فروختی؟

الان به موساد و آسرائیل و عربستان چفدر خودت را فروخته ای؟

لابد یادت رفته که چطور دیگر همرزمان خودت را فروختی و درخانه های امن انها را با دست خودت خفه کردی .

آیا یادت رفته که چطور پا روی خون اشرف و موسی ودیگر یاران گذاشتی ؟

آیا یادت رفته که چطور خیانت به هم قطار خودت کردی و زن او را در پوش یک ایده فکری دزدیدی؟

آیا مسعود رجوی فراری یادت رفته که با قاتلین مردم ایران نشستی و با خون مردم ایران معامله کردی و انها را به کام مرگ بردی برای چندین بشکه پول نفت؟

آیا یادت رفته که برای بقای نکبت بار خودت ارتش را به عراق و صدام حسین فروختی و شده بودی رکن پنجم ارتش عراق؟

ایا مسعود رجوی فراری یادت رفته که ریشه به تیشه تمامی آرمان های محمد حنیف زدی و با عربستان و امریکا و اسرایل نشست و برخاست کردی؟

ایا مسعود رجوی فراری یادت رفته که ازمرزسرخهای این سازمان کوتاه امدی و با بزرگترین دشمن این خلق نشست و برخواست کردی؟

مسعود رجوی کی خودش را به چه قیمتی فروخته؟ من و ما یا توکه برای بقای زندگی نکبت بارت دستهای خودت را به خون مردم ایران الوده کردی؟

براستی خودت را به چند تومنی فروختی که پارو پا انداختی با قاتلین مردم ایران و اطلاعات انها را به دشمن مردم ایران فروختی و خوشبختانه مدارک انها هست؟

کی خودش را به چه قیمتی فروخته؟ من که سالیان سال در مناسبات خودت بودم که فرمان ان را دادی که در یک دوره درمانی من را به کام مرگ ببرند و برای تبلیغات خودت استفاده کنی و با تمامی سختیها عقب نشستم و دراخرین لحظات ماندم برای اشرف و مردم ایران استقامت کردم ولی توی مزدور وطن فروش دراولین فرصت چراغ خاموش نکرده میدان را خالی کردی و معلوم نیست کجا بسر میبری.

مسعود رجوی برای همه دست تو رو شده که یک عروسکی بیش نبودی و دست پرورده آمریکا و عربستان بودی و هیچ حرفی برای گفتن نداشتی و تنها کاری که خوب بلد بودی یاوه سرایی و سواستفاده جنسی و استثمار مضاعف زن مجاهد خلق بود.

مسعود رجوی یادت میاد که کشتار ۱۹ فروردین و شهریور را طراحی کردی و دست اخر دمت را رو کولت گذاشتی و زوزه کنان میدان را خالی کردی .

دراینجا میخواهم بگویم که مسعود رجوی در تو چیزی بعنوان شرافت نیست وایا تو چیزی به عنوان شرافت حالیت است؟؟

ایا تو به کوچیکترین مرام انسانیت پایبند هستی؟

شما با تمامیت من نیز بازی کردی و حتی با خانواده من تماس میگیرید وحرفهایی میزنید که زندگی من را بپاشانید که دراین زمینه باز کور خواندی ؟؟

مسعود رجوی خودت خوب میدانی که من ازاین حرفهای تو ترسی به دل ندارم و عقب نمی شینم …

چون متوجه شدم نه تنها تو شرف نداری بلکه با شیطان سازی کانون خانوادها را ازبین میبرید..

به من میگوییدخود فروخته و خائن؟

مسعود رجوی من به مسولین خودتان گفتم که چرا دارید این بازی کثیف را با من میکنید و با لحن همیشگی خودت به من خندیدند که اینطورنیست؟

مسعود رجوی من مثل توضعیفه نیستم که چک نخورده خودم را بفروشم.

من بالای چهارده سال دست از هر چیزی شستم و تا پایان بودم تا اینکه متوجه شدم دروغ و خیانت مسعود رجوی تا کجا میباشد ؟

شما ها که پاسخی برای سوالهای ما ندارید ما را مزدور میخوانید درصورتیکه برای همه عریان شده که بیشرف واقعی و وطن فروش واقعی کی میباشد؟

خطابم به تو مسعود رجوی تو این است که من از شرافت خودم دفاع میکنم و کوتاه نمی ایم و اگر دفاع از شرافت خود فروشی میباشد، کاش تو هم خودفروش بودی.

سیاوش رستار

البانیا __ تیرانا

مزودران وطن فروش رجوی و مجاهدین خلق علیه سیاوش رستار آلبانی

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=18943

اعلام جدایی سیاوش رستار (نادر افشار) ، عضو با سابقه مجاهدین در آلبانی ، از فرقه رجوی

سیاوش رستار، انجمن نجات یافتگان در آلبا نی، تیرانا، هشتم ژوئن ۲۰۱۵:…  تمام حرف ها و تحلیل های مسعود رجوی در طی این سالیان غلط از آب در آمده است ، بنابراین باید ایشان لباس طلبکار را از تن خود در بیاورد و به عنوان یک بدهکار بر روی صندلی دادگاه اعضای مجاهدین خلق بنشیند و پاسخ دهد که چرا سامان مجاهدین خلق در بن بست کامل سیاسی، استراتژیک قرار گرفته است؟ از همه مهمتر چرا ما حمایت …

تیرانا ژوئیه 2014حمایت از تشکل جداشدگان فرقه رجوی در آلبانی ضروری است

زهره قائمی فرمانده ترور صیاد شیرازیافشای مزدوران اعزامی ارتش خصوصی صدام، مجاهدین خلق، در کشور البانی (افشین ابراهیمی، علی رئوسان، سید حمید ملکی، عطا حسینی، …. )

لینک به منبع

سیاوش رستار ـ آلبانی، تیرانا

اعلام جدایی سیاوش رستار ، عضو با سابقه مجاهدین در آلبانی ، از فرقه رجوی

به نام خدا و به یاد قربانیان و کشته شدگانی که دیگر در کنار ما نیستند

اینجانب سیاوش رستار با اسم تشکیلاتی نادر افشار که از سال ۱۳۸۰ تا ۱۳۹۴ به مدت ۱۴ سال در مناسبات سازمان مجاهدین خلق در عراق ، قرارگاه اشرف ، کمپ لیبرتی و همچنین کشور آلبانی در حال فعالیت بوده ام به علت اعتراض به رفتار این سازمان با خانواده های قهرمان مجاهدین که مسعود رجوی آنها را ” الدنگ ” نام گذاری کرده ، جدایی خود را از مجاهدین خلق اعلام می دارم و تاکید می کنم که هر گونه تهدید، ناامنی و صدمه ای در خاک البانی و شهر تیرانا برای من اتفاق بیفتد، مسئول اول و آخر آن مسعود رجوی و پادوهای این فرقه در آلبانی، مرتضی اسماعیلیان و افشین ابراهیمی می باشند.

تمام حرف ها و تحلیل های مسعود رجوی در طی این سالیان غلط از آب در آمده است ، بنابراین باید ایشان لباس طلبکار را از تن خود در بیاورد و به عنوان یک بدهکار بر روی صندلی دادگاه اعضای مجاهدین خلق بنشیند و پاسخ دهد که چرا سامان مجاهدین خلق در بن بست کامل سیاسی، استراتژیک قرار گرفته است؟ از همه مهمتر چرا ما حمایت مردم خود را از دست داده ایم و دنبال بیگانه و خارجی می گردیم. چرا؟

چرا باید مسعود رجوی حکم مرگ منتقدین درونی و بیرونی خود را صادر کند و خانواده های اعضای مجاهدین را ” الدنگ ” و ” مزدوران ارتجاع ” نامگذاری کند؟

مسعود رجوی سعی داشت من را که بیماری حاد و مزمن داشتم زجر کش کند وبه مرور زمان با داروهایی که به عمد می دادند ، به کشتن بدهد تا از خون من و دیگران سواستفاده سیاسی بکند.

از نظر من تنها چیزی که در سازمان مسعود رجوی وجود ندارد، ازادی اندیشه و بیان بود و دریک کلمه خفقان واستبداد مطلق حکم فرماست.

اگر هر کس برخلاف حرفهای مسعود رجوی گام برمیداشت، باید در نشست هایی که به ما انواع واقسام مارکها و فحشها را نیز میدادند، پاسخگو می بودیم که چرا پرسیده ایم:

آیا لازم است ما در عراق بمانیم؟ حال اگر تعدادی به آلبانی آمده ایم ، چرا دوباره آش همان آش و کاسه همان کاسه است. باید هر شب در نشست های مغزشویی و عملیات جاری تناقض نویسی کرد و اگر مقاومت انجام میگرفت باید هزینه ای که کمیساریای عالی پناهندگان به هر فرد می دهد، در دست مسعود رجوی ابزار گروکشی از عضو سازمان شود؟

من در مدت زمانی که در مناسبات تشکیلاتی سازمان فعالیت می کردم با کمال تاسف بایستی بگویم که سرابی بیش نبود و تمامی حرفهایی که مسعود رجوی میزد فقط جنبه تبلیغات بیرونی داشت و در درون مناسباتش فقط سیاهی و تباهی بود.

من دراین مدت شاهد شکنجه و زجر های بسیاری از دوستان خود و حتی شاهد کشتن دوستان خود در زیر پوش خودکشی و غیره بوده ام.

من به علت داروهایی که به عمد و اشتباه برای من تجویز کرده بودند، دچار عوارض کلیوی شده بودم طوری که اگاهانه نمیگذاشتند من به بیمارستانهای عراقی بروم و حتی داروهایی که دولت عراق به من میداد را به عمد به من نمیدادند و اینکه سعی داشتند تا من را از بین بیرند، نه من بلکه خیلی ازدوستان و همرزمان من را نیز اینطوری به کشتن دادند.

به تشخیص پزشکان عراقی من به مدت شش ماه بعلت بیماری بیشتر زنده نمی ماندم، و وقتی سازمان مطمئن شد که من دیگر میمیرم من را به البانی اورد. متاسفانه دراینجا هم دست از سر من برنداشته و به دکتور نمی بردند و بارها به من میگفتند که من دارم تمارض میکنم و ثانیه شماری کرده بودند که من تا چند روز دیگر زنده نمی مانم که در آنجا بود قصد خروج از مناسبات را داشتم که خوشبختانه در یک فرصت مناسب خود را به مسئولین کمیساریا رسانده و انها در حق من انسانیت به خرج داده و من را مداوا کرده اند.

مسئولین سازمان مجاهدین در آلبانی بعد از اینکه مطمئن شدند من زنده میمانم باز دسیسه کرده اند و فشار را بر روی همسر و خانواده من آورده اند با تماس ها و تحت پوش نام های مختلف تماس تلفنی با خانواده ام گرفته اند و پیش همسرم مدعی شده اند که من در البانیا زن و بچه دارم و نیز معتاد هستم که متاسفانه باعث رنجش و ناراحتی زن من نیز شده بود و از انجاییکه همسر من بهتر از من مسعود رجوی را شناخته است امیدوارم براین توطئه فایق شود.

بار دیگر بدین وسیله من اعلام جدایی خودرا از مناسبات سرتا پا دروغ رجوی اعلام میدارم و امید دارم قبل از اینکه دیر شود، سایر دوستانم نیز ازاین مناسبات جداشده و پای در دنیای ازادی خودشان بگذارند.

من هم دیگر سکوت نخواهم کرد و ایستادن را تجربه می کنم.

با درود و سلام به خانواده های قربانیان اسیر در دست مجاهدین

سیاوش رستار ـ ( نادر افشار )

تیرانا ـ آلبانی

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=18819

افشای نقشه جدید مریم رجوی در مورد اعضای مجاهدین در آلبانی

هیئت تحریریه سایت نجات یافتگان در آلبانی، تیرانا، دوم ژوئن ۲۰۱۵:… سایت نجات یافتگان در آلبانی رویکرد جدید سازمان در آلبانی و برگزاری برنامه های جشن و موسیقی را در تیرانا در راستای تبلیغات فرقه مجاهدین برای پوشاندن وضعیت واقعی اعضای سازمان در آلبانی ارزیابی می کند و پیش بینی می کند که رهبری سازمان مجاهدین با پخش فیلم های تبلیغاتی از وضعیت اعضای سازمان مستقر در آلبانی در گردهمایی …

لینک به منبع

افشای نقشه جدید مریم رجوی در مورد اعضای مجاهدین در آلبانی

فرقه مجاهدین خوراک تبلیغاتی از قربانیان آلبانی برای برنامه ویلپنت پاریس آماده می کند

خط و خطوط جدید سازمان مجاهدین خلق در آلبانی در حال شفاف تر شدن می باشد و بی دلیل نبود که شعار اول سایت نجات یافتگان در آلبانی را به این جمله اختصاص دادیم که :

” اجازه ندهید در آلبانی قلعه اشرف ساخته شود “

پیرو اخبار موثقی که در مورد وضعیت سازمان و اعضای جداشده در هفته های گذشته اعلام نمودیم ، در دو، سه هفته اخیر مجددا مسئولین ارشد سازمان در فرانسه که مهدی ابریشمچی نیز در بین آنان بوده است به آلبانی سفر داشته اند و با بعضی مقامات رسمی آلبانی نیز دیدار کرده اند. اخبار و فعالیت های مسئولین مجاهدین خلق در آلبانی بعد از این سفر حاکیست که مریم رجوی قصد دارد در خیمه شب بازی خود در سالن ویلپنت پاریس به موضوع آلبانی و وضعیت سازمان در آنجا هم بپردازد و از مقامات دولت آلبانی هم تشکر کند. برای اجرایی شدن این موضوع در رهنمودهای مریم رجوی به مسئولین سازمان در البانی اجازه داده شده است که بطور موقت خط سرخ هایی که در اشرف و بعدا در لیبرتی وجود داشته است در آلبانی با دیده اغماض با آن برخورد شود.

پیرو این بحث، برای اجرایی کردن موضوع در یک نشست درونی در آلبانی از زبان مسئولین خاص مجاهدین ( به دلایلی از ذکر نام آنها خودداری می کنیم ) مطرح می شود که باید برای در صحنه نگه داشتن نیروها و اعضای سازمان در آلبانی سخت گیری های لازم را در مورد تعدادی از آنها اعمال نکرد و ظاهرا با این هدف در دو هفته گذشته بعضی برنامه های تفریحی و نمایشی جمعی همراه با اجرای موسیقی و خوردن شام برای اعضای سازمان ترتیب داده اند .

در ابتدا در بحث های محفلی و گفتگو های دو نفره از این رویکرد سازمان در البانی استقبال می شود و حتی رویکرد جدید سازمان مورد تعجب و شگفتی اعضا واقع میشود ولی با مشخص شدن اهداف اصلی سازمان و موقت بودن این جشن و سرورها و استفاده تبلیغاتی گرفتن فیلم از این برنامه ها برای برنامه ویلپنت پاریس، اعضای منتقد در یک محفل مطرح کرده اند که ” داستان کبوتر افعی نمی زاید ” الان بیشتر وضع حال ما شده است و بدین ترتیب ناباوری خودشان را از سست شدن خط سرخ های سازمان و ملغی شدن نشست های مغزشویی عملیات جاری و دیگ ابراز می کنند.

سایت نجات یافتگان در آلبانی رویکرد جدید سازمان در آلبانی و برگزاری برنامه های جشن و موسیقی را در تیرانا در راستای تبلیغات فرقه مجاهدین برای پوشاندن وضعیت واقعی اعضای سازمان در آلبانی ارزیابی می کند و پیش بینی می کند که رهبری سازمان مجاهدین با پخش فیلم های تبلیغاتی از وضعیت اعضای سازمان مستقر در آلبانی در گردهمایی فرقه مجاهدین در ویلپنت پاریس دست به وارونه نمایی بزند. این در حالیست که اعضای سازمان همچنان از حداقل های معیشتی در آلبانی برخوردار نیستند و همان حق و حقوق به رسمیت شناخته شده کمیساریای عالی پناهندگان برای هر پناهنده نیز توسط سازمان مجاهدین پایمال می شود و از آزادی های حداقل فردی نیز برخوردار نیستند.

***


Massoud Khodabandeh
Article first published online: 27 JAN 2015
DOI: ۱۰٫۱۱۱۱/aspp.12164

2015-10-29-1446141457-4261917-syria2013Aleppo.jpgSyrian Negotiations Won’t Provide One Winner But Will Ensure Violence Is Absolute Loser

***

همچنین:

غروب یک استراتژی، برگی از تاریخ

محمد حسین سبحانی، ایران قلم، بیست و ششم ژوئیه ۲۰۱۵:… آیت الله خمینی “جام زهر” را خود نوشید و پیروانش را نجات داد و نگذاشت بعد از مرگش نیروها و پیروانش صد ها “جام زهر” را سر بکشند. او حدود یکسال بعد از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ فوت کرد. آیا مدعیان و رهبران سیاسی غالب و مغلوب در رژیم جمهوری اسلام
 
 
محمد حسین سبحانی، ایران قلم، پانزدهم ژوئیه ۲۰۱۵:… واقعیت این است که مهمترین ویژگی یا بهره این توافقنامه تاریخی بین ایران و غرب در این است که ارزش ” گفتگو و مذاکره ” را به جای ” جنگ و خشونت ” به دولت ها و مردم جهان نشان داده است. احتمالا همه از این درس، این تجربه را خواهند گرفت که به جا
 
 
ایران ستارگان، سوئیس، بیست و چهارم ژوئن ۲۰۱۵:… این گردهمایی و به تعبیری خیمه شب بازی هر بار که برگزار می شود، جامعه ایرانی بیشتر به ماهیت سازمان مجاهدین پی می برد. طبیعی است که حتی برای نیروهایی که تحت عنوان ” شورای ملی مقاومت” هم این پرسش پیش بیاید که چرا یک ایرانی در این خیمه شب بازی س
 
 
محمد حسین سبحانی، ایران قلم، بیستم ژوئن ۲۰۱۵:… همانطور که در بالا اشاره کردم مسعود رجوی روی شخصیت و اندیشه دکتر علی شریعتی بسیار حساس و از رشد تفکر او در سازمان مجاهدین هراس داشت، هر چند که به دلیل محبوبیت فراوان دکتر علی شریعتی، آن را نه خود و نه رسانه های تبلیغاتی مجاهدین علنی نمی ک