مصاحبه ندای حقیقت با آقای فؤاد بصری

مصاحبه ندای حقیقت با آقای فؤاد بصری

Foad_Basiri_Camp_Ashraf_2017ندای حقیقت، دوم فوریه 2017:… آقای فواد بصری که در گذشته یکی از اعضای اسیر در فرقه رجوی بودند که خوشبختانه بعد از تلاش های فراوان و همت خویش ، موفق شدند از چنگال فرقه رجوی نجات پیدا کنند و با درخواست خودش به کشور ایران برگردد. ایشان بعد از برگشت به ایران بیش از یک دهه است که وقت خود را صرف روشنگری و تلاش برای آگاهی دادن به جوانان میهن … 

فواد بصیری: خاطره ای از پروژه زیر می نیمم شکنجه گر فرقه رجوی مهوش سپهری ( نسرین )

لینک به منبع 

مصاحبه آقای فؤاد بصری

سایت ندای حقیقت 13 بهمن 1395 برابر با 1/2/2017

آنچه در زیر می خوانید مصاحبه آقای فؤاد بصری با سایت ندای حقیقت می باشد که به کمک خانم سنجابی انجام شده است.

فواد بصیری کمپ اشرف سال 2017

آقای فواد بصیری، کمپ عراق جدید، معسگر خالص (سابقا اشرف)ا

آقای فواد بصری که در گذشته یکی از اعضای اسیر در فرقه رجوی بودند که خوشبختانه بعد از تلاش های  فراوان  و همت خویش ، موفق شدند از چنگال فرقه رجوی نجات پیدا کنند و با درخواست خودش به کشور ایران برگردد. ایشان بعد از برگشت به ایران بیش از یک دهه است که وقت خود را صرف روشنگری و تلاش برای آگاهی دادن به جوانان میهن نموده است که دیگر جوانی و یا خانوادهایی این چنین اسیر فرقه های تروریستی نشوند با آرزوی موفقیت برای او و همه نجات یافتگان از چنگال فرقه ها، توجه شما را به مصاحبه اخیر ایشان  جلب می کنیم .

باسلام خدمت آقای فواد بصری ضمن تشکر از شرکت شما در اين مصاحبه و وقتی که گذاشتيد بعنوان اولين سئوال اگر ممکنه مختصری از خودتان و فعاليت هایتان را شرح دهيد ؟

من هم خدمت شما سلام و خسته نباشيد می گويم .

من فواد بصری هستم نزديک به بيست سال در فرقه رجوی اسير بودم طی اين بيست سال چندين بار از سران فرقه رجوی درخواست جدايی از فرقه را کردم ولی متاسفانه با برخوردهای روحی و فيزيکی مواجه شدم و جوابی که به من می دادند می گفتند هر کسی وارد تشکيلات ما شود راه خروجی برای آن وجود ندارد جنازه شما هم بيرون نمی رود و در پادگان اشرف شما را دفن می کنيم در سال هشتاد با سرنگونی صدام توانستم با نقشه از پيش تعيين شده اقدام به فرار و خودم را به نيروهای آمريکايِی معرفی و به آنها پناهنده شوم مدتی نزد آمريکاييها بودم و درخواست کردم به ايران برگردم و اين اتقاق افتاد بعد از چندين سال خودم را از فرقه رجوی نجات دادم ويک زندگی آزاد دارم در حال حاضر در دفتر انجمن نجات مشغول به کار هستم هدفم  این است با کمک خانواده های درد و رنج کشيده بتوانيم مابقی اسيران را از فرقه رجوی نجات دهيم و تجارب خودمان به بيرون منتقل کنيم  تا جوانهای دیگری این چنین  در دام فرقه ها نيفتند . وتا به حال با کمک خانواده ها در رابطه با اسيران در فرقه رجوی موفق بوده ايم . و انشاالله با گذشت زمان با کمک خانواده ها بتوانيم ما بقی اسيران را از چنگال فرقه رجوی آزاد کنيم .  

 *  همانطور که اطلاع داريد فرقه رجوی پس از اخراج کامل از عراق و رفتن به آلبانی با موجی از جدايی نفرات مواجه شده است شما اين موضوع را چگونه تفسير می کنيد ؟

اگر اجازه دهيد گذشته و تجربه خودم در فرقه را مختصر توضيح دهم . زمانی که ارباب رجوی صدام سرنگون شد و آمريکا حاکم عراق شد به دنبال روزنه ای بودم که خودم را از فرقه رجوی خلاص کنم در آن زمان مسئله من کار و يا فاکت نويسی نبود فقط به اين فکر می کردم خودم را نجات دهم و اين کار را کردم اکثر اسيران که در حال حاضر در آلبانی هستند مطمئن باشيد در ذهنشان برای آينده خود برنامه ريزی کردند و به تدريج خودشان را از فرقه رجوی خلاص می کنند به عينه داريم می بينيم . سران فرقه رجوی نمی توانند تشکيلات خودشان را در آلبانی حفظ کنند وقتی ظرف ترک بخورد محتوای داخل ظرف به تدريج خارج می شود . ظرف تشکيلات رجوی  که چندين سال است  محتوای آن را با زور و فشار و با هر ترفندی نگه داشته بود در حال حاضر در آستانه ويران شدن است .  

 *   اخيرا در خبرها خوانده ايم که گويا سران فرقه رجوی قصد دارند نفرات را به خارج شهر انتقال داده و به مانند ليبرتی با حصار و برج ، زندان ديگری برای اعضا درست کنند به نظر شما علت اين کار چيست ؟

کاملا روشن است با اين کار می خواهد اسيران از واقعيت های دنيای بيرون آگاه نباشند و از دنيای آزاد آنها را قطع کند و در تشکيلات منگول خودش آنها را حفظ کند . در عراق چندين سال تشکيلات خودش را با زور و فشار بر روی افراد نگه داشته بود همه  جدا شده ها می دانند با نشست های من در آوردی رجوی چه بلاهايی که بر سر ما نمی آوردند . سران فرقه رجوی در آلبانی زندان بسازند برج بسازند نمی توانند جلوی ريزش نيرو را بگيرند رجوی و سرانش نمی توانند پادگان اشرف دومی در آلبانی و يا در بيابانهای آلبانی تاسيس کنند با چه هدفی؟

برای اسيران روشن شده است سرنگونی در کار نيست رجوی و سرانش با نگه داشتن اسيران فقط می خواهند اولا از آنها سوء استفاده سياسی بکنند  . دوما . برای بقای خودشان وقت بخرند . در عالم واقع استراتژی رجوی در باتلاق فرو رفته است .

 * همانطور که مستحضر هستيد پس از اخراج گروهک به کشور آلبانی سران فرقه و شخص رجوی که مورد حمايت عربستان و لابی های آمريکايی هستند دست به تحرکات جديدی زده اند اين اعمال را چگونه تفسير می کنيد ؟

مزدوری . مشکل رجوی پول است برای بدست آوردن منابع مالی خود دست به هر کاری می زند دوران صدام به عينه می ديديم که چگونه اطلاعات مردم ايران را در اختيار صدام می گذاشت در حال حاضر تا خرخره زير چتر عربستان و آمريکا و اسرائيل و ….. رفته مشکل رجوی مردم ايران نيست قبلا گفتيم و باز هم می گوييم  هر کسی به رجوی پول بيشتری دهد برای آن بيشتر دُم تکان می دهد . مبارزه برای آزادی مردم ايران اين ها همش پوشال است برای شيره ماليدن بر سر اسيران و ماندگاری آنها در فرقه . در اين رابطه رجوی و سرانش کور خواندند کسی برای آنها تره هم خورد نمی کند . شاخ رجوی و سرانش چند سال است که شکسته و بادشان خوابيده .

*   نظر شما راجع به آينده فرقه و حضور آنها در خارج کشور چيست ؟

فرقه رجوی در عراق که بود آينده ای نداشت در حال حاضر در خارج ( آلبانی ) بسر می برد چه آينده ای می تواند داشته باشد حضور آنها در خارج فقط مايه دردسر برای مردم آن کشور است . چند وقت پيش مقاله ای خواندم مردم آلبانی نسبت به حضور فرقه در آلبانی اعتراض داشتند و گفته بودند آمريکا فرقه ( مجاهدين ) را مثل خار در کشور ما کاشت از بس که اين فرقه جنايت و خيانت کرده عملکرد آن برای همگان روشن شده است  .

در آخر مصاحبه لازم ديدم به يک نکته اشاره کنم .

بايستی از رجوی و سرانش سئوال کرد چی شد مبارزه قهر آميز در عراق اين همه بحث های کشاف و من در آوردی و آن همه عربده کشی و تباه کردن عمر انسانها زير پوش سرنگونی چند در صد از سرنگونی پيش رفت رجوی در رويا زندگی می کرد و از طرفی مفت خور بود منتظر بود از کاسه ماست . ماستی لبريز شود و شروع کند به ليسيدن ماست هيچ وقت لبريز نشد . و رجوی حسرت به دل ماند کس نخارد پشت من شعار رجوی در نشست ها بود البته اين در رابطه با ما بود در رابطه با خودش منتظر بود کسان ديگری پشت آن را بخارانند اين هم عاقبت مبارزه پوشال رجوی و سرانش که در نهايت به بورژوازی منتهی شد در آينده نزديک فرقه رجوی در آلبانی جمع می شود يک سری از کادرهای از دور خارج شده برای رجوی و مريم قجر باقی می مانند و در فرانسه دور مريم قجر جمع می شوند به اميد روزی که فرقه رجوی نابود شود .

با تشکر از شرکت شما در مصاحبه و وقتی که گذاشتید

زهره قائمی فرمانده ترور صیاد شیرازیفواد بصیری: زهره قائمی جنایتکار بود

فواد بصیریگفتگویی دوستانه با آقای فواد بصری، مسئول دفتر انجمن استان مرکزی

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=27704

مصاحبه سایت ندای حقیقت با خانم زهرا کریمی ( عزیزمان را به امید رجوی رها نکردیم. بعد از اشرف و لیبرتی به آلبانی می آییم)ا 

karimi_zahra_sedighehمریم سنجابی، ندای حقیقت، یازدهم دسامبر ۲۰۱۶:… همانطور که میدانید اکنون نوبت آلبانیست. خانواده ها عزیزانشان را به امید رجوی ها رها نخواهند کرد و همه تلاش خود را می کنند و به آلبانی هم خواهند رفت و آرامش و آسایش را از فرقه خواهند گرفت . خانواده ها خود تجربه کرده اند که هیچ نهاد و سازمان بین المللی و جهانی نمی توانند گرهی از مشکلات آنها را باز کنند و فرزندان آنها را از چنکال گروهی حیوان صفت و وحشی نجات دهند … 

درخواست خانواده کریمی برای نجات صددیقه کریمی مجاهدین خلق فرقه رجوی

درخواست کمک خانواده کریمی از مجامع بین المللی

لینک به منبع

مصاحبه سایت ندای حقیقت با خانم زهرا کریمی

تاریخ :شنبه ۱۳آذرماه ۱۳۹۵

این مصاحبه به کمک خانم سنجابی انجام و برای ما ارسال شده است.

صدیقه کریمی زهرا کریمی

خانم کریمی با سلام و تشکر از شرکت شما در این مصاحبه ابتدا درخواست دارم  در صورت امکان مختصری از بیوگرافی خودتان و خواهر به گروگان گرفته شده در فرقه رجوی سخن بگویید.

باعرض سلام وتشکر  از خانم سنجابی و  مسئولین و دست اندرکاران  سایت ندای حقیقت که این مصاحبه را ترتیب دادند .

اینجانب زهرا کریمی باز نشسته آموزش و پرورش در شهر مقدس مشهد خواهر صدیقه کریمی اسیر فرقه منحوس رجوی در آلبانی می باشم. ما در خانواده ای متوسط و متدین بدنیا امدیم . سه خواهر و دو برادر . من فرزند بزرگ خانواده و خواهرم فرزند دوم هستند. ما با هم دو سال اختلاف سن داشتیم ومانند دوقلوها همیشه با هم بوده و بسیار به هم وابسته بودیم و در همه کارها باهم مشورت می کردیم . تا اینکه در سال ۱۳۵۷  با شروع انقلاب در ایران  ما هم  به مانند سایر هموطنان مسلمان و بنا بر  وظیفه  دینی در تظاهرات و راهپیمایی ها شرکت می کردیم. آن زمان خواهرم محصل بود و هنوز دبیرستان می رفت . او از  طریق ایادی فرقه در دبیرستان با  گروهک رجوی آشنا شد . صدیقه از نظر دین و حجاب و اخلاق و هنر زبانزد بود لذا این فرقه دست روی او گذاشت و به هر طریق ممکن اورا به خود جذب کرد . ما هم هر چه تلاش کردیم که او را از این منجلاب نجات دهیم نتوانستیم . بالاخره در سال ۱۳۶۵ با مغز شویی های فراوان توسط ایادی روانی اش او را ربوده و به بیابانهای گرم و سوزان عراق آنهم به عنوان مبارزه با حکومت وقت بردند. رجوی خائن در آن زمان رهبری گروهی را بر عهده گرفت که اصلا لیاقت آن را نداشت . او بسیار خام و کم تجربه و متکبر و کم سن و سال و عروسک دست ساخته امریکا و اسراییل بود . و به علت کمبودها و حقارتی که در وجودش نهادینه شده بود دوست داشت جلب توجه نموده و در جامعه آن زمان در مقابل امام خمینی مطرح شود . لذا به دستور اربابان خود که با انقلاب اسلامی ایران مخالف بوده و اصلا دل خوشی از آن نداشتند از طریق رجوی خود فروخته سعی در اغتشاش و نابودی  انقلاب  ایران می کردند تا بتوانند به خواسته های بناحق خود برسند . هوشیاری و تیز بینی رهبران انقلاب ایران  و مردم غیور ایران تمام نقشه های آنها را نقش بر اب کرد و رو سیاهی به زغال  که همانا رجوی و انصارش بودند ماند . این مردک انقدر فکر و شعور نداشت که  بفهمد حکومتی که با دسترنج و حمایت و زحمت مردم انقلابی و مبارزه ای اسلامی و با تقدیم هزاران شهید و جانباز بدست آمده چگونه ممکن است با چندین سخنرانی مسخره و مزخرف و پر زرق و برق  و یکسری ترور های کور و ناجوانمردانه  و فریب دادن  جوانان کم تجربه و احساسی ….ساقط شود؟ پر واضح است همانطور که اشاره کردم چیزی جز کمبود محبت و حقارت…. که رجوی از طرف خانواده اش  داشت وعقده ی رهبر شدنش ،  علت دیگری نمی تواند داشته باشد که او این کمبود ها را می خواست با سوت زدنها و هورا کشیدن ها و دست زدنهای جوانان کم سن و سال  و خام آن موقع جبران کند که نتیجه اعمالش را اکنون شاهدیم که جز خفت و خواری و دربدری نتیجه دیگری برایش نداشت. 

صدیقه کریمی زهرا کریمی

بعنوان دومین سوال  می تونید توضیح دهید آیا تا کنون ملاقاتی داشته اید ؟ما مطلع شدیم شما چندین ساله بدنبال ملاقاتی با خواهرتون که از اعضای اسیر در فرقه  رجویند هستید ایا تا کنون موفق به دیدار شدید واگر نه چرا؟

از سال۶۵ که خواهرم به عراق و کمپ اشرف رفته بود خیلی سعی کردیم او را به ایران بازگردانیم ولی موفق نشدیم تا سال ۷۳ همه ساله هنگام سال تحویل به مناسبت سال جدید کارت تبریکی می فرستاد و عید را تبریک می گفت و گاهی اوقات هم تلفن می زد که بی طمع نبود . در اخرین تلفنی که زد تقاضای پول کرد که با مخالفت ما روبرو وبسیار ناراحت شد و احتمالا بدستور فرقه  دیگر زنگ نزد . تا سال ۹۰ هیچ خبری از او نداشتیم نمی دانستیم که او مرده است یا زنده . در فروردین ماه سال ۹۰ از طریق اخبار سراسری متوجه شدیم که ارتش عراق  به قصد گرفتن بخشی از زمین های کمپ اشرف که متعلق به کشاورزانش بود و در طی دوران صدام از آنها گرفته شده بود وارد   قسمت های شمالی کمپ شده  و گویا با اینکه کارتمام شده بوده است بعلت ایجاد درگیری از طرف سران  فرقه دوباره جنگ و درگیری  رخ می دهد.  ناخودآگاه به فکر صدیقه افتادیم که شاید او هم در این درگیریها باشد . به تحقیق و جستجو جهت یافتن او اقدام کردیم تا اینکه از طریق صلیب سرخ متوجه شدیم او زنده است و در کمپ اشرف به سر می برد سپس با راهنمایی انجمن نجات  با تعدادی از خانواده ها اقدام به سفر به عراق وکمپ اشرف نمودیم. من و برادرم حمید در اذر ماه ۹۰ به امید دیدار با خواهرنازنینم صدیقه به همراه تعداد زیادی از خانواده های داغدار و زجرکشیده اسرای رجوی خائن عازم کشور عراق شدیم که متاسفانه با سنگ بارانی از طرف افراد فرقه مواجه شدیم که در این میان حمید نیز بی نصیب نماند .بالاخره بعد از ده روز با دست خالی بدون دیدار با خواهرم به ایران باز گشتیم . اما علت اینکه رجوی ها چرا مخالف ملاقات خانواده ها با عزیزانشان هستند را در جواب سوال بعدی شما توضیح خواهم داد. 

۳.  خوب به نظر شما چرا در عصر ارتباطات و زمانیکه دسترسی به ارتباط و  حق دیدار  و ملاقات با خانواده حتی جز اولیه ترین حقوق زندانیان هم هست چه رسد به مردم ازاد فرقه رجوی اعضایش را از ارتباط و ملاقات باخانواده محروم میکند و اجازه تماس ازادانه نمی دهد؟

به نظر من یکی از علتها این است که ربایش و کشش عاطفی و احساسی که بین اعضای یک خانواده وجود دارد هیچگاه نمی تواند بین اعضای افراد یک گروه یا یک فرقه وجود داشته باشد . موضوع را سران فرقه هم به خوبی می دانند ولی باز هم اقدام به مخالفت می کنند . انها می دانند که این کشش و ربایش محبت الهیست و کسی جز خدای بزرگ نمی تواند انرا از هم بگسلد چه رسد به فرقه نابکاری چون رجوی ها .

دومین علت نگه داشتن افراد تحت سلطه در بی خبری و نااگاهی از دنیای بیرون است .لذا از هر گونه تماس نیروها با خانواده هایشان جلو گیری می کنند تا پل ارتباطی با دنیای ازاد بر قرار نگردد تا مبادا عضو مربوطه انها را تر ک کند . انها نیز خوب می دانند عاطفه خانوادگی قویتر از کنترلیست که انها بر اعضایشان اعمال می کنند . 

و در پایان رجویها خوب دریافته اند که فرو پاشی اشرف پایگاه استراتژیک رجوی که حاصل سی سال  گروگانگیری  و بیگاری اسرای دربندش بود با همت همین خانواده ها اتفاق افتاد والا همچنان دست نخورده باقی می ماند و رجویها نیز به ظلم وستم وجنایآت خود بر  علیه اسرای دربندشان ادامه می دادند . همچنین بر چیده شدن لیبرتی که باز هم با تلاش و کوشش خانواده ها بود . آنها متوجه شده اند که خانواده ها راه خودرا یافته اند انها برای نجات جان فرزندانشان هر جا که بروند مانند آوار بر سرشان خراب خواهند شد . همانطور که می دانید اکنون نوبت آلبانیست. خانواده ها عزیزانشان را به امید رجوی ها رها نخواهند کرد  و همه تلاش خود را می کنند وبه آلبانی هم خواهند رفت وآرامش و آسایش را از فرقه خواهند گرفت . خانواده ها خود تجربه کرده اند که هیچ نهاد و سازمان بین المللی و جهانی نمی توانند گرهی از مشکلات آنها را باز کنند و فرزندان آنها را از چنکال گروهی حیوان صفت و وحشی نجات دهند . این تنها و تنها همت خانواده ها را می طلبد و بس که بهترین راه نجات برای فرزندان این وطن می باشد . خانواده ها با همت و تلاشی که دارند تیشه را به ریشه زده و تا نابودی کامل این فرقه از پای نخواهند نشست . 

۴.حتما تا کنون متوجه شدید فرقه رجوی بعد از خروج از عراق بیش از صد نفر از نیروهایش را از دست داده و انها از فرقه و تشکیلات رجوی جدا شدند و این روند جدایی ادامه دار است  فکر میکنید  علت چیست؟

به نظر من سیر  و روند جدایی از فرقه را که در سالهای اخیر سرعت گرفته است را می توان به دو دسته عوامل بیرونی و عوامل درونی تقسیم کرد :

عوامل بیرونی عبارتند از :

اولین عامل که مهمترین آنهاست حضور مستمر ومدام خانواده ها درمقابل کمپهای فرقه است آنها از این طریق ارتباط  عاطفی قوی با فرزندانشان بر قرار نموده و ثابت می کنند که واقعا فرزندانشان  را دوست داشته و به هر کجای این کره خاکی که بروند دنبالشان خواهند رفت وتا جایی که در توان دارند برای نجات انها دست بر نخواهند داشت. 

دومین عامل افشاگری های افراد جداشده  از فرقه منحوس  و زندگی آزاد و دوباره آنهاست هر چند که سران فرقه تا آنجا که در توان دارند افراد درون فرقه را از ازارتباط و مطلع شدن از دنیای آزاد محروم می کنند  ولی بهرحال جدایی مستمر اعضایی که سال ها در فرقه  و درحصار و زندان رجوی زندگی کردند ادامه دارد و آنها که  توانستند در دنیای بیرون به زندگی دوباره ای برسند بدون تاثیر بر روی بقیه افراد داخل کمپ نیست.

سومین عامل نوشتن نامه به فرزندان از طرف خانواده ها در سایتهای باز ودادن آگاهی و اطلاعات از وضع بیرون از فرقه وآزادی که انها در بیرون از فرقه خواهند داشت همچنین حمایت آنها از طرف خانواده ها به محض رهایی تا جایی که  در توان دارند .

علت آخر را می توان استمداد خانواده ها از نهادهای بین المللی وجهانی وگذاشتن  نامه های آنها در سایتها جهت اطلاع به فرزندانشان که خود می تواند  جرقه هایی در فرزندانشان ایجاد کرده و راهنمایی باشد که کمک به نجات انها نماید

عوامل درونی عبارتند از :

به نظرم در این مورد هم افراد جدا شده بهتر می توانند توصیف کنند من به خلاصه ای از گفته های انها اکتفا می کنم . دادن وعده و وعید های دروغین حدود سی سال به افراد اسیر و عملی نشدن هیچیک از آنها خود می تواند یکی از این عوامل باشد . همچنین ازدواجها و طلاقهای اجباری که با احکام اسلام کاملا منافات دارد . فشار کارهای  بیهوده و طاقت فرسا وبدون مزد وخسته کننده جسمی و روحی وهمچنین روابط و منا سبات خود ساخته ای چون جدایی زنان از مردان در محیط کاری ، خوراک اجباری ،پوشش اجباری، کار اجباری  قطع ارتباط با دنیای بیرون شکنجه های روحی …همه اینها می تواند تلنگری باشد بر جدایی و بریدن از فرقه

۵. نظر شما راجع به اینده فرقه چیست؟

این فرقه بعد از حدود سی سال فعالیت بیهوده و سرکار گذاشتن نیروهای تحت امر خود تبدیل به مردابی شده که هیچ حرکتی نداشته و در جا می زند . همانطور که مرداب در اثر مرور زمان به گندابی تبدیل می شود که هم از شفافیتش کاسته می شود وهم  بوی گند و فسادش باعث نابودی ساکنانش می شود این فرقه نیز به چنین جایی رسیده است. لذا افراد اسیر در این فرقه اگر راه نجات یا فراری برای خود نیابند مطمئنا در این مرداب از بین خواهند رفت که امید وارم رجوی ها خودشان طعمه مرداب دست ساخته خود شده و نابود گردند و آسیبی به ساکنان ان که فرزندان معصوم و بی گناه این مرز و بوم هستند وارد نشود. انشالله 

۶.  سوال اخر فکر میکنم شما در جریان باشید که سران فرقه رجوی و خصوصا شخص رجوی خیلی وقت ها مدعی حمایت و طرفداری از طرف خانواده های اعضا هستند ولی در عمل تا کنون حتی به یکی از این خانواده ها اجا ه ملاقات نداده و برعکس بطور مستمر به انها تهمت و افترا هم می زند و اعضا را هم مجبور به مقابله با خانوا ده خود میکند از شما درخواست  داریم بعنوان یک فرد مطلع از خانواده های اعضای اسیر  این ادعا رو  تفسیر کنید ؟

رجوی ها زیاد از این حرفها می زنند که طرفدار خانواده ها هستند . آنها خوب میدانند که با گرفتن عزیزانشان بزرگترین ضربه را به خانواده ها زده اند که هیچ چیز جای ان را نخواهد گرفت پس می تواند ترفند و حقه ای بیش نباشد که این از خصوصیات یک فرقه منافق و دو رو و ریا کار است. فکر می کنند که با طرفداری ظاهری و منافقانه از خانواده ها می توانند آنها را هم گول زده وبه سمت خود بکشانند . در ثانی فرقه می خواهد ضمن کشاندن خانواده ها به طرف خود آنها را در مقابل حکومت قرار داده و از این مسئله به نفع خودشان تبلیغات کنند . لذا خانواده ها با تیز بینی وهوشیاری کاملی که دارند گول این گروهک منحرف را نخورده وبه مبارزه با آن فرقه تا نابودی کامل ادامه خواهند داد .

هدف دیگری که این فرقه به جهت طرفداری از خانواده ها دارد این است که شاید بتواند از انها به عنوان هزینه فرزندانشان پول اخاذی کند یا بهتر بگویم گدایی کند که باز هم خانواده ها خیلی زرنگتر از ایادی این فرقه هستند که بخواهند باج بدهند  . پولی  که خرج فرزندان و اسرای فرقه نخواهد شد بلکه همه هزینه خوشگذرانیها و سفر ها و لباسهای الوان سران فرقه خواهد شد . 

در پایان این حق هر خانواده ضربه خورده و داغدار از رجویست که به دنبال فرزندش در هر نقطه ای از جهان که باشد برود واین امر ذاتیست .حال اگر خانواده ها به اشرف یا لیبرتی و یا حتی آلبانی سفر می کنند این را حق الهی و قانونی خود می دانند وفرقه این حق را ندارد که چون دستش به خانواده ها نمی رسد فرزندان ما را مورد اذیت و آزار و شکنجه قرار دهد ویا زندانی کند ویا آنقدر تحت فشار های روحی و جسمی قرار دهند که بر علیه خانواده های بزرگوار خود در ماهواره های مسخره شان سخن بگویند و توهین کنند . خداوند هرکس را با اعمال خودش می سنجد ولی این گروهک فرزندان بی گناه ما را که هم جسمی وهم روحی دراختیار دارد. بخاطر اعمال خانواده ها و مقابله  با  ما مورد اذیت و آزار و  تحت فشار قرار می دهد . خود این عمل نشانه اینست که فرقه به بن بست رسیده است و راهی جز انتقام از اسرای تحت امرش برای نجات خود از لجنزار دست ساخته اش نمی بیند که همانا  کندن گور خود به دست خود است . 

به امید آنروزکه  هرچه سریعتر فروپاشی کامل فرقه را نظاره گر باشیم.  انشاالله 

تشکر و سپاس فراوان از شرکت شما در این مصاحبه

***

نامه ای از دلتنگی های خانواده نسبت به عزیزشان در لیبرتی

انجمن نجات مرکز خراسان رضوی سه شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۴
لینک به منبع

باعرض سلام خدمت خواهر عزیز و مهربانم؛ صدیقه کریمی

امیدوارم که حالت خوب بوده و سالم و تندرست باشی از اینکه توانستیم جویای احوالت شویم بسیار خوشحالیم خیلی دلمان برایت تنگ شده است.در این چند سال لحظه به لحظه در انتظار آمدنت بودیم ولی متاسفانه موفق به دیدارت نشدیم. اکنون هم که این نامه را مینویسیم نمیدانیم که به دستت میرسد یا نه ولی امیدواریم که سازمان بین الملل و کسانی که دم از حقوق بشر میزنند صدای مارا به گوش شما برسانند متاسفانه من و حمید در سال نود برای دیدارت به کمپ اشرف آمدیم ولی موفق به دیدنت نشدیم. چرا رجوی از ما خانواده ها میترسد؟ یک زندانی در درجه ی اول حق ملاقات با خانواده اش را دارد ولی این سازمان این حق را هم که حق اولیه ی هر انسانی است از خانواده ها می گیرد.ماکه چیزی جز خبر سلامتی شما از او نمیخواهیم نه جانی هستیم نه خطرناک او فکر میکند که همه مثل خودش خطرناک و عقده ای هستند.اواز خانواده ها میترسد زیرا که خوب میداند این خانواده ها هستند که تا انتقام این سی سال سختی و دوری را از او نگیرند دست بردار او نخواهند بود و اورا روانه ی زباله دان تاریخ خواهند کرد.خواهر قشنگم تمام اعضای خانواده و فامیل جویای حالت هستند اگر فکر میکنی که فراموشت کرده ایم اصلا اینطور نیست تمام لحظه لحظه های این سال هارا با یاد تو گذرانده ایم حتی یک لحظه هم از یاد توغافل نبوده ایم بابا و مامان دیگر پیر شده اند و مثل قبلا نیستند افتاده شده اند وفکر نمیکنم که بتوانند به لیبرتی بیایند.خواهر قشنگم بیشتر دوستانت از دستگاه رجوی جدا شده و آزادانه زندگی میکنند و خبری هم از زندان و اعدام نیست.ولی زنجیری که رجوی به گردن شما انداخته شمارا نابود خواهد کرد و هدف او جز این نیست.چرا که در برابر آزادی تک تک شما او باید پاسخ گوی یک عمر زندگی تلف شده ی شما باشد.زندگی ات والاتر از این حرف هاست که سال های زیاد از عمرت را تلف کردی و به پای این بنده ی از خدا بی خبر گذاشتی حال به خاطر خودت بقیه ی عمرت را لااقل خوب و آزاد زندگی کن تا بفهمی رجوی چه ظلمی در حق تو و زندگی تو و خانواده ات کرده است خداوند انتقام همه ی مارا از این جنایت کاران حیوان صفت خواهد گرفت ما همیشه آرزوی دیدن تورا داریم و برایت موفقیت و سلامتی آرزو میکنیم وبرای آزادیت از چنگال رجوی تلاش میکنیم به امید دیدارت هرچه سریعتر

خانواده ات(پدر،مادر،حمید،منیر،حجت،زهرا)

نامه خانواده به صدیقه کریمی در مجاهدین خلق فرقه رجوی

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=27692

مصاحبه سایت ندای حقیقت با آقای سیروس غضنفری 

siroos_ghazanfari_maryam_sanjabiندای حقیقت، دهم دسامبر ۲۰۱۶:… در آلبانی دیگر حرف هایی که درعراق به نفرات گفته می شد جواب نمی دهد چون درآنجا دیگر نمی توانند بگویند هر کسی که جدا شد به هتل عراقی یا مستقیم به تهران می رود یا زندانی می شود…. این کار را مریم رجوی ومرحوم زنده هم نمی توانند حل کنند ودیگر فشار تشکیلاتی لیبرتی واشرف هم درآنجا نیست که نفرات … 

سراب آزادی مریم سنجابیکتاب “سراب آزادی” بقلم خانم مریم سنجابی

لینک به منبع

مصاحبه سایت ندای حقیقت با آقای سیروس غضنفری

۱۸آذرماه ۱۳۹۵ برابر با ۸دسامبر۲۰۱۶

 آقای سیروس غضنفری از اعضای جدا شده  فرقه رجوی  می باشند  که در طی سال های پس از جدایی از فرقه ،  همه وقت خود را صرف کمک به خانواده های اسیران و  تلاش برای رهایی سایر اسیران در بند تشکیلات رجوی می نمایند  ایشان  همچنان تلاشهای ارزنده ای در افشا کردن فرقه رجوی  برای کمک به جوانان و مردم ایران انجام می دهند. با تشکر از زحمات ایشان مصاحبه ضمیمه توسط خانم سنجابی تهیه شده است

سیروس غضنفری و مریم سنجابیسوال اول – با سلام خدمت شما آقا ی غضنفری همانطور که اطلاع دارید  فرقه رجوی پس از اخراج کامل از عراق و رفتن به آلبانی با موجی از جدایی نفرات مواجه شده است شما این موضوع را چگونه تفسیر می کنید؟

با سلام خدمت شما و  خوانندگان فرهیخته  و خانواده هایی که سالها تلاش کردند که فرزندان خود را درکمپ اشرف ولیبرتی ملاقات کنند اما سران فرقه رجوی  مانع  ملاقات آنها شد  همچنین  سلام به بچه های رها شده چه درایران وچه درتمام دنیا که تلاش دارند تا صدای زندانیان دربند فرقه رجوی را به گوش انسانها ی آگاه برساند .

مریم ومسعود  قبل ازانتقال افراد، درآن موقع تلاش کردند که با دریافت تعهد نامه های چهار سال به چهار سال  از اسرای خود، نگذارند کسی از رفتن حرف بزند و به افراد القا می کردند هر کس از کنار ما برود او را به اجبار  مستقیم به تهران می برند، و زندان  و شکنجه می کنند…. و اینطوری مانع رفتن بسیاری از نفرات ناراضی می شدند. تا اینکه بالاخره بعد از حوادث زیاد، نفرات به آلبانی انتقال داده شدند.

 در آلبانی دیگر حرف هایی که درعراق به نفرات گفته می شد جواب نمی دهد چون درآنجا  دیگر نمی توانند بگویند هر کسی که جدا شد به هتل عراقی یا مستقیم به تهران  می رود یا زندانی می شود…. این کار را مریم رجوی ومرحوم زنده هم نمی توانند حل کنند ودیگر فشار تشکیلاتی لیبرتی واشرف  هم درآنجا نیست که نفرات ترس سربه نیست شدن داشته باشند ویا  گذاشتن نشست های جمعی برای شکستن اراده نفرات  درآن شکلی که درعراق وجود داشت درآلبانی نمیتوانند داشته باشند. به همین خاطر درآلبانی سران فرقه با دو مشکل روبرو  هستند.

به همین خاطر یکی شرایط سراب تشکیلاتی درآلبانی بوجود آمده است که این کار درشرایط فعلی خوره داخل تشکیلات شده وآن وعده هایی که سران فرقه رجوی قبلاً داده بود، عملی نشد.

امروز هم با انتخاب رئیس جمهور جدید آمریکا می خواهند طوری وانمود کنند درایران قیام خواهد شد؟! که  مشابه این تحلیل ها را قبلا هم دراشرف شنیدیم و احتمالاشما وجداشدگان یادشان  است که درانتخابات آمریکا ۲۴ سال پیش با پیام مسعود خان ساعت ۲ شب به سالن ها آمدیم وبرای پیروزی بیل کلینتون رقص کردیم !!

دورریاست او تمام شد اما به ایران حمله نظامی نکرد ویا یادتان است درانتخاب بوش پسر، ما درآن موقع دراشرف به گفته مرحوم زنده سرفراز بودیم وعبور از نشست های دیک وحمله ۱۱ سپتمامبر مسعود خان تحلیل کرد که بعداز افغانستان حمله به ایران است که از همه هم تعهد دریافت کرد تا سال ۸۲ کسی حق ندارد بریده ، رمیده ، … باشد ودیدید شرایط عوض شد وتمام تحلیل ها غلط از آب درآمد وثمره آن را درسال ۸۳ خودتان هم شاید بودید دیدید که  یک مرتبه ۷۰۰ نفر به جز آن نفرات که دردرگیری پل صدور فرار کردند وبه ایران آمده بودند ویا به جاهای دیگر رفتن، جدا شدند درآن شرایط اگر آمریکایی ها درآن تیف نفرات را به جای دیگر انتقال می دادند ،  شاهد جدایی های دو برابر آن هم می شدیم .

آن دسته از افراد که فریب بردن نفرات به اروپا را خوردن وجدا نشدن ولی همان نفرات وقتی پایشان به اروپا باز شده ودیگر تحلیل های آبکی را هم دراین سالها دیدند.

شاید ما امروز با ریزش کم درآلبانی روبرو هستیم این از آن  جهت است  که نفرات فضای خروج از سازمان وآینده خود دریکی از کشورها را بررسی میکنند و دریک حالت سکون قرار گرفته اند.

اما به نظرم بعداز خرداد ۱۳۹۶ ریزش دراوج خود قرار خواهد گرفت وفقط کسانی خواهند ماند که به این اردوگاه سالمندان تن بدهند که برای آینده خود همانجا را انتخاب کند به خاطر سن بالائی که  دارند و البته دیگر مبازره از وجودشان رخت کنده وماندن درآن اردوگاه سالمندان را ترجیح  میدهند.

درهمین راستا باید نفرات جدا شده تلاش کنند تا انتقال نفرات جدا شده به کشورهای دیگر را از طریقUN سریعتر کنند تا دوستان رها شده دریک کشور دلخواه خود به زندگی راحت تر برسند .

سوال دوم – علیرغم اینکه تمامی کارشناسان سیاسی و اغلب افرادی که به مواضع سازمان مجاهدین در طی سه دهه گذشته آشنایی دارند. حضور فرقه را در آلبانی نشانه فروپاشی و تایید بطلان تمامی مواضع و اعمال گذشته آنها در سی سال گذشته می دانند که نتیجه آن انحراف و تند روی و ضربه های متعددی  بود که به جنبش آزادی خواهی مردم ایران و انقلاب و جوانان وطن وارد آورده اند. نظر شما در این باره چیست”

جواب: چنانکه شما هم درسوال تان مطرح کردید آلبانی محل فروپاشی این فرقه است وبه همین خاطر بود که سازمان رابطه  خود را با عربستان علنی کرد ویا داستان های همنشینی با گروهای سوریه ویا حمایت از سیاست های عربستانی واسرائیلی که امروز مریم رجوی آن را دنبال می کند . به همین خاطر هم با دوستان جدیدشان درمراسم پاریس مسعود را مرحوم اعلام کردند تا درآینده بگویند این خط درنبود مسعود بود ویا مثل سال ۵۴ که مسعود را یک مرتبه با یک اعلامیه ی  ۱۲ بند ی به میدان آوردند درآینده هم بخواهند با ۱۲ بند دیگر او را به میدان بیاورند که البته این کار درآینده هم مثل گذشته با شکست روبرو خواهد شد .

شما امروز درایران شاهد هستید که نسل جوان همان قشر فعال وقتی نام این گروه می آید آن را دشمن خود می داند.

درگردهم آیی های ۱۶آذر دردانشگاه ها ،  از نام این گروه کسی یاد نکرد واین غلط بودن سیاست های این گروه دراین ۳۷ سال را نشان می دهد .

امروز کسی به سازمان مجاهدین درایران جنبش نمی گوید بلکه هم دست با گروه های تند لقب گرفته و می گویند این گروه با دشمنان ایران هم سو شده است.

 درزمان جنگ با صدام وامروز که درمکه کشتار شد هم سویی با عربستان را درپیش گرفت بس این گروه انقلابی نیست بلکه مزدوراست برای کشورهایی  که درشرایط خاص از آن مصرف می کنند . امروز آگاهی دربین جوانان آنقدر بیشتر است که گروه های این چنینی دیگر خریدار ندارند .

قشر آگاه راه درست را انتخاب می کنند  ومیدانند که این گروه ضربه ای را به جنبش های آزادی خواه زده است که  کسی تا کنون نزده است.

به همین خاطر است که امروز درکشوری ۸۰ میلیونی ۸۰۰۰ نفر هم خواهان این گروه نیست ویا پایگاه مردمی ندارد ومسلما جایی درآینده سیاسی ندارد . امروز درکشور رای ملت مشخص کننده سیر جریانات  کشور است نه اینکه  یک گروه  منزوی برای ملت تصمیم بگیرد زمان اش گذشته است .

سوال سوم – در خبرها خواندم که اکنون یک بامبول سیاسی جدید  که البته شگرد قدیمی دیگری است را به پا کرده و در یک بازی مضحک و غلط اضافه   گفته اند خط جدید “تهاجم حداکثر سیاسی” می باشد و هم چنین کنفرانسی در زمینه باصطلاح حقوق بشربا کمک ایادی صهیونیستی و عربستان  راه انداختند. در این باره نظرتان  را  بفرمایید؟

جواب: این حرف که امروز مریم رجوی با بیان خط جدید پیشروی سیاسی یا همان تهاجم حداکثر سیاسی در اور بیان می کند برای روحیه دادن به آن پیرمردان وپیرزنان دوربر خود است وخودش هم می داند این حرف ها مضحک است.

اما اگر این حرف هارا هم نزند چیزی دیگر ندارد چنانکه می داند درسال ۷۵و ۷۶ همان مریم با مرحوم زنده مسعود خان مرحله “سین” یعنی سرنگونی را بیان کردند ویا سال بعد مرحله “سین آ ” را بیان کردند یعنی آماده گی برای سرنگونی درهمان سال این خود یک تناقض بود که چرا مرحله سرنگونی قبل از آمادگی سرنگونی بیان شده است واین هم مثل آن حرف ها پیشروی  سیاسی یا تهاجم حداکثری سیاسی از همان تناقض های این گروه است که هرگز تمام شدنی نیست وحرف  مفت زدن هم برای این خانم آسان است وهم کار اصلی اش!

اودریک مناظره هم شرکت نمی کند که درآنجا جواب این نوع حرف های مضحک را بگیرد.

جدا شده ها چند بار از سران خواستند که  دریک مناظره شرکت کنند اما تن نداده اند  واین را هم می دانید که دردورن تشکیلات هم به کسانی که دراین باره حرف بزند ،  میدان نمی دهند تا این نوع تناقضات را بیان کنی ونفرات ناچار هستند فقط به گفته مریم کف بزند فکر می کنند درهمه جا وقت حرف مریم را می شنوند فقط کف می زنند اینطوری نیست بلکه مسخره می کنند واین را بداند که حداکثر تهاجم سیاسی در اور نیست بلکه درخیابان های این کشور باید باشد بس این حرف ها از ریشه مضحک است .

درزمینه حقوق بشر که امروز با ایادی ولابی های صهیونیستی ، عربستانی – با دولتی بعنوان  شقی ترین  حکومت ضد حقوق بشری-  هم سو شده به خاطر دفاع از حقوق ملت ایران نیست آن دو ازسوزش شکست درسوریه ودر یمن این را بیان می کنند واین هم از حول حلیم به دیگ آنها افتاده است .

داستان حقوق بشر درایران  را ملت خود بهتر از آنها دنبال می کنند وامروزهم درجامعه ما که درفضای مجازی فعال هستند خوب می دانند که درایران زندان سیاسی آنچنان وجود ندارد واگر هم است صدا یش درزندان خفه نمی شود درچنین شرایط که سازمان با هم سویی  با دشمنان پیش می رود کاری شبیه موضعگیری خائنانه  درمورد مسئله ی هسته ای کشوراست

رجوی ها  دانشمندان این کشور را با کمک همین اربابان خود ترورکردند واین خط امروز شکست خورده است  و… 

سوال چهارم – نظر شما درباره آینده فرقه  و فعالیت های مذبوحانه اخیر آنان چیست؟

جواب: به نظر من سازمان مجاهدین درایران همان سال که مبارزه مسلحانه شروع کرد واز کشور خارج شد عمر خود را تمام کرد .

جنگ بین دو کشور باعث شد که درکنار صدام برای ادامه حیات خود به آن ذلت تن دهد تا اینکه درآن زمان تبدیل به یک ارتش عراق < جزه فیلق دوم >  باشد .

درداستان کرد کشی شرکت کرد تا درنزد صدام خود را بیمه کند واین را هم خود مسعود درآن زمان گفت من با این کار (یعنی )کشتن کرد ها نزد صاحب خانه شما را بیمه کردم تا اینکه صدام سقوط کرد  و …

الان هم که شما ویا ما از این گروه خبر داریم یک سری نفرات مخالف دردورن تشکیلات ویک  عده نفرات پیر درهمان ارتش یا سازمان است وهر گروه بالندگی نداشته باشد آن گروه عاقبت خوبی ندارد.

 باید بدانیم که درسازمان نسل جدید وجود ندارد نفرات سال های ده ۵۰ و۶۰ است وبقیه نفرات که به سازمان آمدن فریب خورده  وازاهالی اردوگاه های صدام وبعداً هم فریب خورده ی کسب وکار وزندگی دراروپا بودند.

درهر صورت،  نسل امروز به آنها دایناسور می گویند … این گروه آینده ندارد ودرآلبانی دیگر مبارزه وجود ندارد وفعالیت های فعلی درخارج هم به خاطر سرخ نگه  داشتن صورت خود است که به گروه های  دیگر بگویند ما هستیم واین برای هوداران هم روشن شده است درمراسم ها می بینم که  بطور انگشت شمار از ایرانی ها  شرکت می کنند … ولی آنها پناهنده های سوری و نفراتی از آفریقای جنوبی … را به مراسم خود می آورند واین درحالی است که  درخارجه چند میلیون ایرانی وجود دارد که رغبتی به سازمان نشان نمیدهند .

ساده تر اینکه،  پایان عمر این گروه درهمان سال ۶۰  بود چون خودش را از جامعه جدا کرد وخود را ابتر نمود واز کار انداخت.  

بعنوان سوال آخر هرمطلبی که به نظرتان می رسه ازتجربیات خودتون  و برای نسل جوان که کمکی باشه که گول چنین فرقه هایی رو نخورند بفرمایید؟

جواب: فرصت هایی برای جوانان باید مهیا شود که خوب درس بخوانند ومقدمات اشتغال آنها فراهم شود ومیل به زندگی آینده ی روشنتر دروجود آنها تشدید شود که لاعلاجی ویاس آنها را بسوی گمراهی ها – که یکی ازآنها هم پیوستن باین گروه های هوایی است – بر جسم وجان آنان مستولی نگردد.

داشتن یک درک متوسط اززندگی و مهیا شدن یک زندگی شرافتمندانه با کمترین امکانات ، دارای جذبه های لازم برای نرفتن بسوی این گروه های منحط و فریبکار است!

درپایان اززحمات شما درافشای چهره ی کریه مجاهدین رجوی وکمک به صیقل یافتن بیشتر حقایق ، کمال تشکر وامتنان را دارم.

افرادی مثل شما،  با افشای پشت پرده های مخوف فرقه ی رجوی، خدمات ارزنده ای به کشور ومردم می نمایند.

 هم چنین و با تشکر از آقای غضنفری برای شرکت در مصاحبه

آشنایی با فرقه ها – روش عضوگیری، ماهیت و عملکردها (قسمت هفتم)

کمپ تیرانا آلبانی مجاهدین خلق فرقه رجویمرحله فروپاشی شتابان فرقه رجوی با انتقال به آلبانی

***

اطلاعیه های متوالی اخیر فرقه رجوی و چند نکته

مریم سنجابی، ندای حقیقت، بیست و سوم ژانویه ۲۰۱۵:…  چند روز اخیر اطلاعیه هایی در سایتهای فرقه درج شده مبنی بر اینکه تعدادی برای شناسایی لیبرتی اقدام نموده اند. و در اطلاعیه ای دیگرنیز به ناسزاگویی به یک سری جدا شدگان پرداخته اند همانطور که من و اکثر دوستان جدا شده همنظر هستیم که اینگونه اطلاعیه ها

دیدار سفیر ایران در عراق از کمپ اشرف / سرفصلی جدید در وضعیت سازمان مجاهدین

مریم سنجابی، ندای حقیقت، بیست و ششم نوامبر ۲۰۱۴:…  در صدر خبرها بازدید جالب آقای دانایی فر سفیر ایران از کمپ اشرف می باشد  همان کمپ و غار محل اسیران فرقه که سال ها در زمان صدام حسین در آن محبوس بودند و نمی توانستند از آن خارج شوند. همان محلی که مردان و زنانی نگون بخت بیست سی سال از عمر خوی

چند دروغ و نیرنگ و ادعای دفاع از زنان در فرقه آدم کش رجوی

مریم سنجابی، ندای حقیقت، ششم نوامبر ۲۰۱۴:…  در سایت های وابسته و وامانده فرقه رجوی هر از گاهی می بایست سری به صحرای زنان زد و با خصومت و دجالیت خبرهایی مبنی بر دفاع از زنان تهیه نمود. اخیرا مقاله ای ظاهرا به نقل از تریبون دو ژنو با تیتر « در ایران شرایط زنان بدتر می‌شود» و هم چنین مطلبی تهیه شده در تش

حادثه دردناک اسید پاشی و فرصت طلبی سران سازمان تروریستی مجاهدین

مریم سنجابی، ندای حقیقت، دوم نوامبر ۲۰۱۴: …  آیا نداحسنی دخترجوان و خانم صدیقه مجاوری بخاطر مریم قجربطرز فجیع و دلخراشی در آتش نسوختند وجان نباختند. آیا مرضیه باباخانی و حمیدعرفا و نادر ثانی با دستور فرقه گرایانه و بنیادگرایی رجوی درآتش نسوختد و چهره خود را در حریق ازدست ندادند که تا سالها از نمای