مصاحبه و گفنگوی سایت نیم نگاه با آقای محمد رزاقی عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین خلق ـ ساکن پاریس ـ قسمت اول

مصاحبه و گفنگوی سایت نیم نگاه با آقای محمد رزاقی عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین خلق ـ ساکن پاریس ـ قسمت اول

محمد رزاقی، نیم نگاه، هجدهم ژوئیه 2013: …  درمناسبات ( مجاهدین ) یک عده باید مثل برده از صبح تا شب کار می کردند ، یک عده از سران فرقه هم برای خودشان لم می دادند در اتاقهایی که در تابستان خنک و در زمستان گرم بود بعد هیچ فردی هم حق اعتراض یا انتقاد به بالاتر از خودش را ندارد. یعنی یک نوع دیکتاتوری که نه تنها رجوی اعمال می کرد بلکه سران فرقه هم اعمال میکردند. خفقان به تمام معنا در تشکیلات مجاهدین وجود …

The Life of Camp Ashraf,
Mojahedin-e Khalq Victims of Many Masters

لینک به منبع

“بی تفاوتی ما نسبت به بدی ، ما را شریک در آن جرم می کند.”

آگیل آروین، برنده جایزه صلح نوبل ۱۹۸۶

برای ارزیابی واقع گرایانه کنش ها و عملکردهای فردی و جمعی افراد تحت سیطره فرقه رجوی در قرارگاه اشرف و هم اکنون کمپ لیبرتی در نظر گرفتن شرایط ذهنی و عینی، محیط زیستی و مناسباتی که به جز اراده سران تشکیلاتی متصور نیست، بسیار حائز اهمیت است و به پژوهشگران فرقه های مذهبی و سیاسی تصویری درونی و تعمیم پذیر از واقعیت ارائه می دهد.

پارامتر مهمی که باید آن را در تحلیل مناسبات اختناق آمیز و برنامه ریزی شده مناسبات درونی فرقه ستیزه جوی مجاهدین مد نظر قرار داد این است که فاشیسم تنها در محدوده جغرافیای قرارگاه اشرف یا کمپ لیبرتی متصور نشود و در سیر تاریخی فرقه مجاهدین مورد بررسی دقیق و همه جانبه قرار بگیرد تا چرایی و علل بازآفرینی فاشیسم بی زمان و تعمیم پذیر فرقه مجاهدین مشخص گردد.

به این ترتیب آمیزه ای از سیاست و ترور، عدم آگاهی وتعامل افراد فرقه با تحولات دنیای مدرن، جایگاه و موقعیت اعضا و کادرها درتشکیلات، القاء و ترویج افکار افراطی و ستیزه جویانه با روانشناسی فردی، مختصات شخصیتی و پارادایم فکری افراد به نوعی ارتباط وجود دارد.

تامل ژرف در مشاهدات، نقطه نظرات و تجربه های دردناک و گزنده کادرهای تشکیلاتی با سابقه که از مجاهدین خلق جدا شده و در دنیای آزاد زندگی می کنند به ما می آموزد که افراد حاضر در مناسبات فرقه گرایانه مجاهدین در ورای اقتدار ظاهری به عروسکی می مانند که ناآگاهانه از روی ضعف شخصیتی و فکری و یا تحت فشار سیستماتیک روحی، روانی و ذهنی به رنگ فرقه درآمده اند بی آنکه تاثیر خلاقی در روند موضع گیری ها و پی ریزی ساختار تشکیلاتی مجاهدین داشته باشند.

چنین افرادی معمولا در فرقه های بسته و مستبد که امکان آزادی فردی وجود ندارد، بسیارند و به تعبیر دکتر شریعتی درمعرض الیناسیون و ازخودبیگانگی مفرط قرار دارند. آنان در فرقه بی آنکه وضعیت، موقعیت، شرایط و خط مشی سیاسی و نظام فکری خویش را انتخاب کرده باشند، به حاشیه پرتاب می شوند بنابراین ناخواسته مقهور مناسبات تحمیلی ساختار فرقه گرایانه می شوند. در واقع کادرهای تشکیلاتی مجاهدین به طرق و شیوه های گوناگون از زیستی طبیعی محروم شده اند، سران فرقه مجاهدین سرنوشتی را برایشان رقم می زنند که آنان در آن تاثیر و دخالتی ندارند و افراد در تاروپود مناسبات یکسویه و تحمیلی ابتکار و تشخص فردی را از دست داده اند.

اغلب کادرهای تشکیلاتی مجاهدین نمونه ای از انسان هایی هستند که در جوامع بسته و تحت سیادت سیستمی توتالیتاریستی بارآمده اند و از گفت و شنود آزادانه محروم اند. حضور جمعی نظامی ، لباس های فرم یکدست ، رنگ های تیره و یا به رنگ خون ، برخورد های خشن، حسی رعب انگیز و میلیتاریستی را به افراد انتقال می دهد که درتضاد آشکار با نیاز آدمی به روابط انسانی مهربانانه و خردمندانه و زیستنی معقول و منطقی و عاری از خشونت و تیره روزی است.

کنترل نیرو و کادرهای تشکیلاتی در فرقه مجاهدین به شکلی همه جانبه و بدور از معیارهای اخلاقی دنیای مدرن شیوه ای فراگیر و معمول در پس از به قدرت رسیدن شخص مسعود رجوی و سپس ارتقاء آن به رهبری عقیدتی در درون مناسبات مجاهدین ، بوده و هست.

شخص پرستی (personality cult) در ادبیات سیاسی به معنای مبالغه در باره نقش شخصیت تا حد پرستش است که رهبرعقیدتی مجاهدین تلاش وافر داشت تا آن را در درون تشکیلات خویش محقق سازد.

مسعود رجوی پس از کشته شدن بنیانگذاران و اعضای کمیته مرکزی مجاهدین در دوران حاکمیت رژیم شاه و طی بیش از سه دهه سعی کرد هاله ای از تقدس بر وجود خویش بکشد. شخص پرستی را جایگزین سانترالیسم دموکراتیک که یکی از اصول تشکیلات مبارزان آرمانگراست، بنماید . رجوی طی یک روند تدریجی و با استفاده از فن سخنوری به شیوه سوفسطائیان توانست وضعیت و جایگاه خود را در روابط درونی مجاهدین تا حد یک نیروی مقدس و خطاناپذیر تثبیت کند. واکاوی مناسبات حاکم بر تشکیلات مجاهدین، بوضوح بی اهمیتی به شان و کرامت انسان ها و مبدل شدن کادرهای تشکیلاتی به برده های ذهنی و فیزیکی رهبرعقیدتی مجاهدین را طی مدت زمانی اندک به تصویر می کشد. این امر مشهود از طرق گوناگون و با شیوه های پیچیده و تکنیک های شستشوی مغزی در فرقه به طور مداوم و سیستماتیک برای مطیع کردن و چفت نمودن افراد و کادرها با امیال ستیزه جویانه رهبری مجاهدین اعمال می گردد.

در واقع مسعود رجوی سعی دارد با بهره گیری از روش های استالینیستی و شیوه های کاربست تلقی فاشیستی از دین و برخی تفسیرها از متون و مفاهیم مقدس با نظریه پردازی و سازگار کردن آنها با عمل سیاسی و تشکیلاتی جایگاه و موقعیت خویش را ماورائی و امری پذیرفته شده جلوه دهد . این روش ها شامل وادار نمودن افراد به اعمال تروریستی و پذیرش اجباری احکام مطلق و نظریه های پندارگرایانه و غیرمعقول رجوی است.

رهبرعقیدتی مجاهدین در پیشبرد امیال قدرت طلبانه از روش های خشن و بی رحمانه تا ایزوله و محدود کردن افراد در مناسبات فرقه ای بهره می جوید. به طوری که به شهادت تعداد بیشماری از جدا شدگان فرقه مجاهدین اعم از کادرهای زن و مرد، افراد در فرقه مجاهدین از تحولات پر شتاب جهانی بی خبرند و امکان هیچگونه ارتباطی را با دنیای بیرون ندارند. آنان در ایزولاسیون کامل قرار گرفته اند و از کمترین اطلاع و یا آگاهی از جریان آزاد اطلاع رسانی محروم اند. در این میان مسعود رجوی سعی دارد از طریق پردازش سیستم تشکیلاتی مبتنی بر توتالیتر و ادغام آن با ” شخص پرستی ” و درهم آمیختن تبلیغات شخص پرستانه خود را در برابر دیدگان بیروح و ذهن های افسرده و بی جان افراد تشکیلاتی، رهبری ماورائی و خیرخواه بشناساند که با فرزانگی بی نهایت خویش آنان را در حلقه محاصره ی دشمنان از خطر در امان می دارد؟!!

تمام اجزاء و عناصر تشکیلات مخوف مجاهدین و نیز منابع انحصاری خبر، اطلاعات ، داده ها و نظریه های ابداعی از قبیل بازنویسی و دستکاری تاریخ در خدمت پراکندن چنین تصویری از مسعود رجوی در داخل مناسبات مجاهدین و خارج از آن است.

اما آیا درعصر تحولات دموکراتیک و فروپاشی ذهن توسعه نیافته و ماقبل مدرنیته ، همچنان و دوباره مرده ریگ های کهن پرستش خواهند شد؟ این پرسشی ست که با کمی تامل و پژوهش درسرانجام و سیرتاریخی فرقه های خشونت طلب و تروریستی چون فدائیان قلعه الموت، القاعده و مجاهدین، می توان پاسخی در خور یافت. سرانجامی که جز فروپاشی و انحطاط نداشته و نخواهند داشت.

گفتگوی صمیمیانه با آقای محمد رزاقی یکی از اعضای جدا شده مجاهدین که هم اکنون در پاریس زندگی می کند حاوی نکات تامل انگیز و روشنگرانه از سیستمی بازدارنده و مناسباتی آزاردهنده به نام مجاهدین خلق است و ایشان به روشنی و به صراحت در باره واقعیات درون تشکیلاتی مجاهدین سخن می گویند .

تیم مدیریت سایت نیم نگاه

مصاحبه و گفنگوی سایت نیم نگاه با آقای محمد رزاقی عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین خلق ـ ساکن پاریس

مصاحبه و گفنگوی سایت نیم نگاه با آقای محمد رزاقی عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین خلق ـ ساکن پاریس

سایت نیم نگاه : تشکر و سپاس آقای محمد رزاقی که دعوت ما را برای مصاحبه و گفتگوی صمیمانه پذیرفتید.

آقای محمد رزاقی : خواهش میکنم من هم از شما تشکرمیکنم این فرصت را به من دادید با هم مصاحبه کنیم.

سایت نیم نگاه : با اجازه شما سوالات رو طرح می کنیم و دوست داریم صریح و بی پرده پاسخ بدهید.

آقای محمد رزاقی : اکی و مرسی ، مشکلی نیست اما مثل آن سوالات نباشد

سایت نیم نگاه : کدام سوالات

آقای محمد رزاقی : ننه ات کی است و کجا بزرگ شدی، فقط سایز کفش ام را نپرسیدند، به خدا الان تو ایران هم با چند جا مصاحبه دارم.

سایت نیم نگاه : لطفا شما سایت نیم نگاه را مطالعه کنید مصاحبه ها را بخوانید ، مصاحبه با خانم نسرین ابراهیمی و …

آقای محمد رزاقی : بله ، من همه را می خوانم

سایت نیم نگاه : مصاحبه با دکتر ژیلا بهنام ، نیما میهندوست ، محمود اکبری اقدم ، ناصرسید بابایی گفتگو با خانم ثریا عبداللهی و مصاحبه با خانم مرجان ملک و …

آقای محمد رزاقی : بله ، گفتم که همه را می خوانم ، به خانم عبداللهی سلام من را برسانید.

سایت نیم نگاه : سعی خواهیم کرد از یک زاویه و دید نو به موضوع نگاه کنیم و از کلیشه پردازی های مرسوم در محتوای گفتگو و مصاحبه ها پرهیز کنیم. سعی می کنیم گفتگوی ما و شما ، تاثیر گذار باشه و حرف جدیدی برای گفتن داشته باشیم.

آقای محمد رزاقی : خیلی خوب میشه ، تجربه را باید منتقل کرد ، نظر من هم بیشتر همین است. آقا آرش ، به خدا اینجا در اروپا کسانی هستند که سالیان سال با فرقه رفت و آمد داشتند ، بعد از افشاگریهایی که ما کردیم الان شده اند مخالف رجوی.

سایت نیم نگاه : خب اگرممکن است اولین پرسش را طرح کنیم؟

آقای محمد رزاقی : با کمال میل

سایت نیم نگاه : پرسش یا درواقع دغدغه ذهنی ما دراین لحظه که با شما مصاحبه می کنیم این است شما طی سالهای طولانی که درمناسبات مجاهدین بودید آسیب دیدید.

آقای محمد رزاقی : البته بهتر بود ، می گفتید آسیب روحی روانی و جسمی

سایت نیم نگاه : شما از آن هنگام که فریب رابطین مجاهدین خلق در ترکیه را خوردید و به عراق و اشرف اعزام شدید درواقع هیچ تمایلی به پیوستن به مجاهدین خلق را نداشتید صرفا در جستجوی راهی و روزنه ای برای فرار از مشکلات زندگی بودید و اینکه پس از پیوستن به مجاهدین شما ضربه دردناکی خوردید، همسرتان را که دو سال بود با وی ازدواج کرده بودید در حقیقت از دست دادید. من به این امر دردناک و تلخ و گزنده میگم، ناکامی درعشق و دوست داشتن و اینکه همیشه وجدان بر سر آدمی خیمه می زند و این پرسش که چرا در دنیای تاریک و سیاه مجاهدین خلق لحظه های ارزشمند زندگی را به هرز بردیم؟ شما آقای رزاقی چی فکر می کنید؟ چه حسی دارید واقعا؟

آقای محمد رزاقی : ببینید من نه تنها همسرم ، بلکه کل زندگی ام را از دست دادم

اینکه تصمیم صحیحی نگرفتم و آنهایی که در زندگی ام بودند، چرا فریب رابطین مجاهدین خلق را خوردم و پدر ، مادر ، خواهر ، برادر ، دایی و عمو و همه و همه را از دست دادم؟

ببینید فرقه رجوی در ظاهر و (در وجه بیرونی) یک چیزهایی به آدم نشان می دهد که گویا آدم آن گم شده خود را پیدا کرده است ، شعار آزادی و برابری و حقوق بشر می دهد. آن وقت شروع لحظه فریب خوردن آدم شروع می شود. به نظر من دراین موقعیت باید صادقانه گفت رجوی از بی تجربگی و احساسات آدم برای منافع خودش به طرز شگفت آوری سوءاستفاده می کند. از هر لحاظ که فکر می کنید. به طور خاص افرادی که از سوی فرقه رجوی برای جذب نیرو می آمدند روی آدم روانشناسی انجام می دادند مثلا اگرمی دیدند یک نفر ازیک چیزی خوشش می آید روی این مسئله مانور می دادند تا به هر طریق ممکن نفر را جذب کنند. من خودم از این شیوه و (طریق ) فریب فرقه رجوی را خوردم.

بیشتر روی آزادی ، برابری ، حقوق مساوی ، عدالت ( تاکید داشتم ) و فکر می کردم از طریق اینها ( مجاهدین خلق ) می توان به این چیزها رسید و همین شد که در واقع رابطه ام بیشتر شد و در مقر های سازمان در ترکیه فعال شدم.

یعنی جزو انجمن سازمان در ترکیه و بعد هم که به عراق اعزام شدم این نقطه فریب خوردن من از فرقه رجوی بود.

سایت نیم نگاه : ببینید آقای رزاقی شما فرمودید، کشش نیرومندی در وجود شما بود (باور و اعتقاد به) عدالت ، آزادی و برابری …

آقای محمد رزاقی : بله ، چون من در زمان انقلاب اوایل جوانی ام بود و با توجه به جوی که در آن زمان حاکم بود شعارهای زیادی داده می شد.

سایت نیم نگاه : این سه مفهوم و سه کشش نیرومند وجودی تان ، باعث شد که شما به سوی مجاهدین خلق گرایش پیدا کنید بعد به اشرف منتقل شدید و مدت هفده سال در آنجا در واقع تحت سیطره رهبری مجاهدین خلق بودید.

آقای محمد رزاقی : بله درست است.

سایت نیم نگاه : خب، شما بفرمائید (پس از سالهای طولانی استقرار در پایگاههای مجاهدین درعراق) با چه فضا، مناسبات و شرایطی درتشکیلات مجاهدین مواجه شدید که حس کردید یا به این نتیجه رسیدید مجاهدین خلق پایبندی عملی و عینی به مفاهیمی همچون آزادی و عدالت و برابری ندارند؟

آقای محمد رزاقی : ببینید درمناسبات فرقه رجوی حتی برای برخورد با هر شخصی یک سناریو دارند، در اوایل طوری برخورد می کنند که گویا شما وارد شهری شدید که همه درآن مسیری هستند که شما دنبالش بودید. بعد کمی که جلوتر می روید یواش یواش متوجه می شوید که نه ، آن مدینه فاضله ای که شما دنبالش بودید، اینجا نیست. من در سالهای اول این را حس کردم بعد که بیشتر جلو رفتم ، دیدم نه تنها با آن شعارهایی که می دادند فاصله زیادی دارند بلکه ابتدائی ترین حقوق انسانها یعنی آزادی و برابری و … را حتی در درون تشکیلات خودشان رعایت نمی کنند.

زنان در دنیای تاریک و سیاه مجاهدین در حال پژمردگی هستند

زنان در دنیای تاریک و سیاه مجاهدین در حال پژمردگی هستند

درمناسبات ( مجاهدین ) یک عده باید مثل برده از صبح تا شب کار می کردند ، یک عده از سران فرقه هم برای خودشان لم می دادند در اتاقهایی که در تابستان خنک و در زمستان گرم بود بعد هیچ فردی هم حق اعتراض یا انتقاد به بالاتر از خودش را ندارد. یعنی یک نوع دیکتاتوری که نه تنها رجوی اعمال می کرد بلکه سران فرقه هم اعمال میکردند

خفقان به تمام معنا در تشکیلات مجاهدین وجود داشت نداشتن کوچکترین اختیاری برای تصمیم گیری افراد ، نه در رابطه با زندگی خود و حتی نه در رابطه با کار ، کاری که برای فرقه رجوی انجام می دادند و هر آنچه گفته می شد درست یا غلط باید اجرا می شد. من از این مناسبات فهمیدم که نخیر آن آزادی و برابری و

عدالت و اینها بیش از یک شعار که رجوی می داد، نبود. این شعارها فقط و فقط برای فریب دادن بود و در درون تشکیلات رجوی سر سوزنی از این موضوعات خبری نیست. رجوی تنها یک برده می خواست یک برده که هم کار کند و در وقت اش برای رجوی کشته بشود تا از مرگ و مرده آن نیز رجوی سوءاستفاده کند. همین رجوی به جز این چیز دیگری نمی خواست و درسایه حمایت صدام ملعون و دیکتاتور هم موفق شده بود این وضعیت ضد انسانی را در اردوگاه بد نام اشرف حاکم کند.

ادامه دارد …

سران فرقه ها جز به منافع فردی و باندی و کسب قدرت از طریق شیوه های غیردموکراتیک و خشن نمی اندیشند

سران فرقه ها جز به منافع فردی و باندی و کسب قدرت از طریق شیوه های غیردموکراتیک و خشن نمی اندیشند

جواد خراسان (سمت چپ) عضو قدیمی مجاهدین در دوران موسوم به چک امنیتی نقش فعالی در بازجویی  و شکنجه کسانی که  در قرارگاه اشرف دستگیر شده بودند داشت وی عامل قتل پرویز احمدی و مورد تنفر اغلب اعضای مجاهدین بود

جواد خراسان (سمت چپ) عضو قدیمی مجاهدین در دوران موسوم به چک امنیتی نقش فعالی در بازجویی و شکنجه کسانی که در قرارگاه اشرف دستگیر شده بودند داشت وی عامل قتل پرویز احمدی و مورد تنفر اغلب اعضای مجاهدین بود

همچنین:

جنایات پنهان فرقه مافیایی رجوی !(۲)

2013/07/17 by

محمد رزاقی، وبلاگ رزاقی، پاریس، هفدهم ژوئیه ۲۰۱۳: … قبل از شروع نوشتن ادامه مطلب از این طریق از همه ایرانیان با وجدان و شرافتمند بطور خاص از وکلا ؛ حقوقدانان و فعالین حقوق بشر و احزاب و شخصیتهای سیاسی در خواست می کنم برای آشکار شدن جنایات پنهان رجوی ؛  راه اندازی یک برده […]

پاسخ به ۲ سوال آقای سربی در تلویزیون مردم (رجوی: اگر خرج شورایی ها را ندهیم عرضه سبزی فروشی هم ندارند)

2013/07/11 by

محمد رزاقی، وبلاگ رزاقی، یازدهم ژوئیه ۲۰۱۳: … رجوی همچنین گفت : اگر ما جیره ماهانه این شورایی های غیر مجاهد را ندهیم اینها در خارجه عرضه سبزی فروشی هم ندارند ! ما باید در خارجه بچه های خودمان را بگذاریم درخیابانها مالی جمع کنند بعد بریزم در گلوی اینها تا در شورا بمانند!رجوی همچنین […]

علی خلخال زندانبان رجوی بصورت مخفی به نروژمنتقل شده !

2013/07/09 by

محمد رزاقی، نهم ژوئیه ۲۰۱۳: … علی خلخال سالها از اعضاء مورد اعتماد رجوی که در سیستم پرسنلی رجوی در درون اردوگاه بد نام اشرف تحت مسئول محمد سادات دربندی ( کاک عادل ) ریئس زندانبانان و شکنجه گران رجوی بود. علی خلخال به همراه حسن عزتی (نریمان ) بهرام جنت سرا ( مختار) مجید […]