مصطفی: سمیه، حوریه دلتنگ است. محبوبه: سمیه، میدانم که میدانی

مصطفی: سمیه، حوریه دلتنگ است. محبوبه: سمیه، میدانم که میدانی

سمیه محمدیخانواده محمدی، ششم فوریه 2015:…  ستاره ی من سمیه ی من تو مهربانیت را تمام دوستان در بندت به من گفته اند به من و محبوبه دختر دل نازک مهربانم میدانم که قوت قلب عزیزان در بندی. دل سیاهی را بشکاف ظهور کن مسیحای من ….. به آسمان نگاه کن ستاره باران است ستره ی حوریه را ببین صدایت میکند. حوریه دلتنگ تو است حرفی نمیزند اما میدانی قسم راستش چیست به جون آبجیم راست میگم …

سمیه محمدی

سمیه جان نگران ما نباش به تو افتخار می کنیم

(با تشکر از خانواده محمدی دریافت شد – ایران اینترلینک)

سمیه محمدیمصطفی محمدی: گفته بودم که سکوت نمی کنم که اسناد و مدارکی دارم که رو می کنم

که حرف می زنم که به دنیا اعلام خواهم کرد شما فرقه ی ضدبشری مجاهدین که با فریب نیرنگ مغزهای متفکر را به بند کشیدید را رسوا خواهم کرد ای کسانی که اسم ازادی و نام خلق را دست آویز اهداف پلید خود نمودید من مصطفی محمدی گفته بودم که آرام نیستم و نمی مانم حتی اگر دخترم سمیه در بند نبود

کاش نوری را که سال ها پیش خداوند در دلم تاباند ذره ای از آن چشمان کورتان را بینا میکرد تا انوار حق را میدید

زهی خیال باطل زهی خیال باطل که پنداشته اید که بچه های شریف و نجیب مان در اسارت فکری حصار فکری تان میمانند تا نبینند و نشنوند

دانسته اید که نور حق و حقیقت از مرزها از دیوارهای بلند زندان هایتان عبور خواهد کرد ……..

نور بر ظلمت پیروز خواهد شد روز پیروزی نزدیک است

سمیه ی من، تو خود نوری. نوری در ظلمت شب های زندان این جلادان تو حماسه ی نوری ……

تو آیه آیه ی نوری ومیدانم مسیحای من تو رسالتت عشق است تو رحمت خداوندی وباعث افتخار من و محبوبه خواهرت حوریه و برادرانت

ستاره ی من سمیه ی من تو مهربانیت را تمام دوستان در بندت به من گفته اند به من و محبوبه

دختر دل نازک مهربانم میدانم که قوت قلب عزیزان در بندی

دل سیاهی را بشکاف ظهور کن مسیحای من ….. به آسمان نگاه کن ستاره باران است ستره ی حوریه را ببین صدایت میکند

حوریه دلتنگ تو است حرفی نمیزند اما میدانی قسم راستش چیست به جون آبجیم راست میگم

تویه کیف پولش عکس توست هروقت کسی از من از حال تو میپرسد میرود نمی ماند غصه دار استشب ها به آسمان نگاه کن غمگین ترین ستاره ستاره ی حوریه است و دلتنگ ترین ستاره ی آسمان محبوبه مادرت

من حرف های زیادی دارم حرف های نزده من دوستان و همراهان زیادی دارم که هر روز مرا منتظرند تا بنویسم و حرف بزنم

هزاران مصطفی محمدی آماده ی نبردند

من همه جا هستم در اور فرانسه تا مخفیگاه سگ های ترسو

سر بچرخانی که نه چشم بچرخانند مرا خواهند دید

من از طلسم دیو ملعون نمیترسم شیشه ی عمر این فرقهی ضد بشری در دست ماست در دستان من دستان خدا

این مصطفی محمدی پدر سمیه نیست من به فرمان خدا پدر تمام بچه های مظلوم زندان رجوی هستم

و خداوند ظالمین را بر روی زمین رسوا خواهد ساخت

وای بر فرقه ای که ملعونترین شده اند

یاسر جان خونت بر زمین نماند

خونت پیام شد پیامبر شد درس شد معلم شد

نور شد و بر ظلمت شب پیروز شد

پیام سرخ آزادی شد

ونامه ی سرخی شد به نام آزادی و

لاله سرخی شد که از گودال اشرف به اذن خدا گل داد

معلم شد و درس عشق را به من آموخت

انان که گمراهند آنان که روزگار عزیزانمان را سیاه کردند روزشان و روزگارشان ههچون شب ابدی و بی سحر باد

خدایا خداوندا تو ستمگران را یار نیستی تو یاور مظلومانی

وای بر ستمکاران وای بر نفاق افکنده گان

آنان که فرزند را از مادر مادر را از فرزند خواهر را از برادر و برادر را از خواهر جدا کردند

سمیه ستاره ی من نورت را میبینم نورت چراغ شب های من است سمیه مهربانم عاشقت هستم و ساکت نمی مانم تا آزادیت

——————-

محبوبه محمدی: من دلتنگی هایم را به تمام دنیا اعلام کرده ام

میدانم که دلتنگی هایم را می خوانی

میدانم که احساسم را میدانی

تو فرشته ی مهربان منی

و میدانم حالا که تمام دنیا دلتنگی هایم را می خوانند

دستهای بسیاری رو به آسمان بلند شده تا جدایی به پایان برسد

خداوند شاهد و ناظر آنچه که در این سالها بر من و مصطفی گذشته است

و او خود می داند که ما در هیچ لحظه ای از یاد او غافل نبوده و نیستیم و تنها امیدمان به لطف اوست

خدایا دل های ما را به آنچه خیر است هدایت کن

سمیه جان دخترم مصطفی داستان یاسر را نوشت و داستان آلان را میدانم که دلتنگش هستی آتان را….

میدانم که رازهای بسیاری و حرف های زیادی برای گفتن داری پس سکوت را بشکن….

مثل هر روز حرف هر روز اما دلتنگی تکرار میشود

در هر لحظه ام و تنهایی هایم راپر از غم می کند

غم نبودنت شاید شنیدن و تکرار آنچه از دست داده ایم و کسانی که از دست داده ایم غمناک باشد

اما باید گفته شود و شنیده شود تا تمام دنیا بدانند چون تو عزیزی و همه ی آنان که رفته اند عزیزند و دوست داشتنی و به یاد ماندنی

پس نمیتوانم از آنها یاد نکنم

دخترکم مهربانم بدرود تا زودترین دیدار

سوء استفاده از سمیه محمدی و عواطف خانوادگی ممنوع ، رجوی دستت کوتاه …

نامه ۱۸۲  تن از نجات یافتگان به  دیدبان حقوق بشر

An Unfinished documentary for my daughter – Trapped in Rajavi cult, Mojahedin Khalq


http://youtu.be/CEb5-ZBuk4k

سمیه محمدی

LET SOMAYEH CHOOSE IN A FREE COUNTRY

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=12235

مسعود بهنود : (مستند ناتمامی برای دخترم سمیه) فیلمی که خیلی تکون دهنده بود برایم.

مسعود بهنود بی بی سینیم نگاه به نقل از  تلویزیون فارسی بی بی سی ـ برنامه دیدبان، بیست و هفتم ژوئیه ۲۰۱۴: … تا حالا این طوری درباره مجاهدین فیلم ساخته نشده بود. به نظرم مستند کردن اینکه یک آدمی به کانادا مهاجرت کرده و به قرارگاه اشرف برود و همچنین از اینکه دخترش به او گفته می خواهم بروم به قرارگاه اشرف و ببینم آنجا چه خبر است فیلم گرفته ، تو فرودگاه (کانادا) هم …

لیبرتی، اردوگاهی فراموش شده (مصاحبه با عبدالکریم لاهیجی و ایرج مصداقی)

لینک به منبع

۱۳۹۳/۵/۳

مسعود بهنود : (مستند ناتمامی برای دخترم سمیه) فیلمی که خیلی تکون دهنده بود برایم.

مسعود بهنود بی بی سی

برای دخترم سمیه محمدیمن این فیلم را سه بار دیدم هر سه بار در دقایق ششم و هفتمش بغض اجازه نمی داد فیلم را تماشا کنم. این فیلم خیلی عجیبی ست. فیلم مستندی ست از پدری که چون خودش هوادار سازمان مجاهدین بوده است و فرزندش رو تشویق کرده که او به قرارگاه اشرف برود (درعراق و به مجاهدین بپیوندد) و فرزندش در آنجا مانده است و پدرش بعدا به دیدن دخترش در قرارگاه اشرف رفته است و او تنها کسی است که توانسته است داخل اشرف برود که هم پسرش و هم دخترش در آنجا بودند. این چون خودش اهل این نوع نگرش است تمام مسائل را فیلمبرداری کرده است. فیلم تکان دهنده ای است و این فیلم جایی ساختنی نیست. کسی صحنه ارتباط خودش را با دو تا بچه اش فیلم گرفته ، اولی (پسرش) بعدها از قرارگاه اشرف آمده بیرون و حال در کانادا بسر می برد و دومی (دخترش ـ سمیه محمدی) همچنان مانده است آنجا (قرارگاه اشرف) و جز کسانی است که خانواده هایشان را دفع می کنند و بنابراین فیلم در حقیقت یک فیلم ناتمامی است که سرگذشت پدرش را در ارتباط با فرزندش به تصویر می کشد و …

فرناز قاضی زاده : و آنها از قرارگاه اشرف به کمپ لیبرتی منتقل شده اند.

مسعود بهنود : بله ، تا حالا این همه سال آنها برای همدیگر ، جمهوری اسلامی علیه مجاهدین و مجاهدین علیه جمهوری اسلامی ، حرفهایی گفته بودند و فیلم هایی ساخته بودند اما تا حالا این طوری درباره مجاهدین فیلم ساخته نشده بود. به نظرم مستند کردن اینکه یک آدمی به کانادا مهاجرت کرده و به قرارگاه اشرف برود و همچنین از اینکه دخترش به او گفته می خواهم بروم به قرارگاه اشرف و ببینم آنجا چه خبر است فیلم گرفته ، تو فرودگاه (کانادا) هم فیلم گرفته و وقتی رفته است به دیدن دخترش تنها کسی است که توانسته از توی قرارگاه اشرف هم فیلم بگیرد. به نظرم ازجمله کارهایی ست که به یادگار می ماند.

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=3896

فیلمی از تلویزیون “العراقیه”

مصطفی و محبوبه محمدی، دو شهروند کانادا، 

بدنبال جگرگوشه هایشان در بیابانهای عراق

.

تلویزیون العراقیه، دهم ژانویه ۲۰۰۸

تلویزیون العراقیه در برنامه ای مستند با اشاره به فعالیت های مصطفی و محبوبه محمدی که بدنبال نجات دخترشان سمیه به عراق رفته اند به شرح وضعیت بازداشتگاه اشرف پرداخت.

ما امروز فایل تصویری این برنامه را دریافت کردیم.

link to the video file from Alaraghah TV

link to the video file from Alaraghah TV

***

همچنین:

به فرزندانمان قصه بگوییم که بیدار شوند و نخوابند (+ بیاد یاسر)

مصطفی محمدی، محبوبه محمدی، پنجم فوریه 2015:…  و محمد محدثین مجبور شد که خبر خود سوزی ام را اعلام کند… وای بر دروغگو یان…. عمو جان باورم کردی؟ می دانی یاسرت همیشه زنده است…. میدانی که من از تبار عاشقان بودم …. عمو جان دلتنگ من نباش یاسرت زنده است …. روزی آنان که در اسارتند در روز آزادی درود و سلام به من به یاسرها به آلان ها و آسیه ها و ندا ها می فرستند …

خدایا پناه می بریم به تو از شر رجوی و رجوی ها

برای دخترم سمیه محمدیمحبوبه، مصطفی، حوریه و محمد محمدی، چهارم فوریه ۲۰۱۵:…  خدایا پناه می برم به تو از شر شیاطین از شر شیادان از شر ستمکاران. من به اذن خداوند می دانم که پیروز بر شیاطین می شوم از جن و از انس….. و آن روز که می گفتی بیا بیا ما آماده ایم. اعلام میکنم. به تمام دنیا اعلام می کنم و در حضور تمام پدران و

دلتنگی های بی پایان برای دخترم سمیه (محبوبه: همیشه دلهره با من است. مصطفی: وَالْعَصْرِ …)

محبوبه و مصطفی محمدی، سوم فوریه ۲۰۱۵:…  همیشه دلهره با من است . همیشه دلهره او پشت درهای بسته شب ها خواب آشوبم می کند و روزها چشم انتظاری… عزیزکم تو که نیستی خوابی نیست تا آشفته شود همیشه ی فصل های خدا با انتظار تمام می شود آرامش ندارم همیشه در تب و تابم. لبخند مهربان�

دلتنگی های بی پایان برای دخترم سمیه

مصطفی محمدی، دوم فوریه ۲۰۱۵:…  من هیچوقت تنها نبوده ونیستم. سال ها پیش زمانی که سمیه رااز مسئولین سازمان مجاهدین خواستم گفتند برو هر کاری که میخواهی بکن تو رقمی نیستی … یک … ده .. صد … هزار …. ارتش اشرف. حالا زمان انسجام ارتش محمدی ست من هیچ وقت تنها نبوده و نیستم. این که گفتید مصطفی محمدی رقمی نیست عدد

مصطفی محمدی: محبوبه و من تا روز آزادی سمیه آرام نخواهیم گرفت

مصطفی محمدی، اول فوریه ۲۰۱۵:… سمیه محمدی فرزند محبوبه ومصطفی که سالها پیش هنوز به سن قانونی نرسیده بود در ظاهر به دعوت مجاهدین برای بازدید از اردوگاه اشرف خانه و محل زندگی خود را ترک کرد … هر پیام او در تلویزیون مجاهدین وحتی کتابی که از از جانب او به دنیا معرفی شد حاکی از عشق و از خود گذشتگی نسب

خانم محبوبه حمزه: سمیه جان خسته ام از ندیدنت. آقای مصطفی محمدی: سمیه جان نگران ما نباش به تو افتخار می کنیم

محبوبه حمزه (محمدی)، مادر سمیه محمدی، سی و یکم ژانویه ۲۰۱۵:…  ﺳﻤﻴﻪ ﺟﺎﻥ ﺗﻤﺎﻡ ﺛﺎﻧﻴﻪ ﻫﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺳﺎﻋﺘﻬﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﻭﺷﺒﻬﺎ ﭘﺮ ﺷﺪﻩ اﺯ ﺣﺪﻳﺚ ﺭﻓﺘﻦ ﺗﻮ و ﻣﺎﺟﺮاﻱ ﺗﻠﺦ اﺳﺎﺭﺕ. ﻳﻮﺳﻔﻢ ﺑﺎﺯﮔﺮﺩ ﻭﺑﮕﺬاﺭ ﺣﺮﻑ و ﺣﺪﻳﺜﻬﺎ ﺧﺎﺗﻤﻪ ﻳﺎﺑﺪ ﺧﺴﺘﻪ اﻡ ﺧﺴﺘﻪ