معرفی کتاب “سرگذشت من با مجاهدین خلق” و مصاحبه با پرویز درخشان نویسنده کتاب

معرفی کتاب “سرگذشت من با مجاهدین خلق” و مصاحبه با پرویز درخشان نویسنده کتاب

انجمن نجات، مرکز تهران، ششم اکتبر 2016:…  آمریکایی ها ما را به TIPF بردند. چهار سال داخل آنجا بودم. تا پاییز 86. ما تمایل نداشتیم به ایران بیاییم. می خواستم از طریق سازمان ملل به اروپا برویم ولی میسر نشد. بعد از آنکه TIPF جمع شد آمریکایی ها ما را رها کردند و مدارک ما را دادند و گفتند هر جا که می خواهید بروید. ما ابتدا به اربیل و بعد با قاچاقچی به ترکیه و سپس به یونان رفتیم. در یونان قرار شد که قاچاقچی با پاسپورت جعلی … 

کمپ امریکایی ها و اسرای فراری از مجاهدین خلقپور احمد، ژانویه 2008: كمپ آمريكائي،‌ راه نفس اعضاي دربند فرقه رجوي دركمپ اشرف

سمپوزیوم مرکز مطالعات بین المللی و بین دولتی دانشگاه بغداد 31 ژانویه 2008 

لینک به منبع

لینک به انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی

معرفی کتاب “سرگذشت من با مجاهدین خلق” و مصاحبه با پرویز درخشان نویسنده کتاب

کتاب سرگذشت من با مجاهدین خلقکتاب “سرگذشت من با مجاهدین خلق” نوشته آقای پرویز درخشان (نام مستعار)، حاصل دو سال و نیم حضور در سازمان مجاهدین خلق در زمان حاکمیت صدام حسین و چهار سال اسارت نزد نیروهای آمریکایی و صدها ساعت مصاحبه و گفتگو با اعضای مجاهدین خلق در عراق می‌باشد که برای بیان یک تجربه‌ی تلخ در چارچوب یک فرقه مذهبی و سیاسی و بیان گوشه‌ای از تاریخ معاصر ایران نگاشته شده است.

فصل اول- در دام سازمان (در قلعه‌ی اشرف)
فصل دوم- از چاله به چاه (در زندان TIPF)
فصل سوم- پناهندگی به غرب
فصل چهارم- بازگشت به وطن

همچنین اسناد و تصاویری در انتهای کتاب آمده و این کتاب یک نمایه عام نیز دارد. «سرگذشت من با مجاهدین خلق 1387-1380» توسط انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی در 500 صفحه منتشر شده است.

در تاریخ 12-07-1395 موفق به مصاحبه با آقای پرویز درخشان شدیم که متن مصاحبه به شرح زیر می باشد:

• خواهش می کنم مختصری در مورد خودتان و چگونگی پیوستن به فرقه رجوی را بیان فرمایید:

من متولد 1347 و اهل اهواز هستم. در سال 78 مجاهدین خلق را در حد اسم می شناختم و تصور می کردم سازمانی آزادیخواه و دموکراتیک است، تمایل داشتم که به آن ها ملحق شوم. رادیو مجاهد شماره تلفنی را اعلام کرد که از طریق تماس با آن شماره، به سازمان وصل شدم. در آن زمان 32 ساله و راننده تاکسی بودم. برای رفتن به عراق از طریق سوریه اقدام کردم ولی دولت سوریه اجازه خروج از سوریه به سمت عراق را نداد. بنابراین به ایران بازگشتم. مدتی بعد از طریق دوستی که در انگلیس بود به سازمان وصل شدم. آن ها 1000 دلار فرستادند که گوشی موبایل بخرم برای این که ارتباط من با سازمان مستقیم انجام شود. در آن زمان به دلیل عملیات تروریستی مجاهدین خلق، اطلاعات ایران روی من حساس شده بود.

من به ترکیه رفتم و از ترکیه به دبی و بعد به عراق رفتم. دو هفته ای در قسمت قرنطینه بودم. خیلی از جوان ها را به بهانه کار و سودای رفتن به اروپا به آنجا کشانده بودند. من با پی بردن به این موضوع ها، معترض شدم و گفتم: “چرا افرادی را که هیچگونه نگرش سیاسی و انگیزه مبارزاتی ندارند با این بهانه ها به سازمان آورده اید “. سپس به قسمت پذیرش رفتم و نه ماه دوره های آموزشی، سیاسی، تشکیلاتی و نظامی را گذراندم و بعد تقسیم شدیم.

من همراه 20 نفر دیگر سهمیه قرارگاه حبیب نزدیک شهر بصره بودیم. سه ماه در قرارگاه حبیب بودیم که با شروع حمله آمریکا، به اشرف بازگشتیم. من دو سال و نیم در سازمان بودم. بعد از جنگ آمریکا با عراق به دلیل این که سازمان را آزادیخواه ندیدم دیگر تمایلی برای ماندن نداشتم لذا با میل خود و تلاش زیاد جدا شدم. یک ماه با آن ها بحث می کردم و به آن ها می گفتم ما مثل آب و روغن هستیم و با یکدیگر همخوانی نداریم. بعد از اعلام جدایی، مرا با دو نفر دیگر به مدت 45 روز در قسمت خروجی زندانی کردند. بعد آمریکایی ها به هنگام بازرسی محل ما را پیدا کردند و ما به آن ها گفتیم که در اینجا زندانی هستیم.

آمریکایی ها ما را به TIPF بردند. چهار سال داخل آنجا بودم. تا پاییز 86. ما تمایل نداشتیم به ایران بیاییم. می خواستم از طریق سازمان ملل به اروپا برویم ولی میسر نشد. بعد از آنکه TIPF جمع شد آمریکایی ها ما را رها کردند و مدارک ما را دادند و گفتند هر جا که می خواهید بروید. ما ابتدا به اربیل و بعد با قاچاقچی به ترکیه و سپس به یونان رفتیم. در یونان قرار شد که قاچاقچی با پاسپورت جعلی ما را به آلمان ببرد. در مسیر سویس توسط پلیس آلمان دستگیر شدم، دوباره تلاش کردم و به سویس رفتم، دو ماه در سویس بودم و بعد به آلمان دیپورت شدم.

در آلمان به دلیل غربت، تنهایی و سرمای زیاد تصمیم گرفتم که به ایران بازگردم. در 16 بهمن به ایران برگشتم، رفت و برگشت من هشت سال طول کشید (87 – 80). اینک در ایران مشغول کار و زندگی هستم.

• انگیزه شما برای نگارش کتاب ارزشمند “سرگذشت من با مجاهدین خلق” چه بود؟

احساس می کردم جوانان ایرانی شناخت کافی از فرقه رجوی ندارند و مردم هم سازمان را به خوبی نمی شناسند، بنابراین لازم دیدم، به عنوان فردی که از نزدیک شاهد عملکرد فرقه بوده، برای روشن شدن اذهان عمومی و قشر جوان کتابی بنویسم که با خواندن کتاب بینش کافی در مورد تشکیلات فرقه ای رجوی به دست آورند، و بدانند که فرقه رجوی برخلاف ظاهر دموکراتیکش، یک سازمان فرقه ای بیش نیست و فقط دنبال کسب قدرت است و نه آزادی. در حقیقت انگیزه ام این بود که ماهیت واقعی فرقه رجوی را افشا کنم.

• اخراج فرقه مجاهدین خلق از عراق را چگونه ارزیابی می کنید؟

خروج از عراق برای فرقه رجوی شکستی بزرگ است زیرا همیشه می گفتند اشرف ظرف استراتژی ماست و ما نباید از اشرف کوتاه بیاییم، شعار می دادند: (چو اشرف نباشد، تن من مباد). از دست دادن اشرف پایان موجودیت و سلطه ی ایدئولوژیکشان بر اعضا بود. فرقه رجوی برای این که در اشرف بماند تا لحظه آخر کشته و زخمی داد و در استیصال کامل، پادگان اشرف را تخلیه کرد و خروجش از روی میل و رغبت نبود. در سال 85 مسعود رجوی می گفت: می خواهم در جوار میهن باشم تا بتوانم میهن را آزاد کنم. الان که در آلبانی است چه کار می خواهد بکند؟ سال ها با داشتن سلاح و پایگاه نتوانست کاری انجام دهد اینک با وقاحت تمام انتقال به آلبانی را پیروزی می داند در حالی که اسلحه ای ندارد.

اشرف جایی بود که می توانستند روی نیروها سلطه داشته باشند، تشکیلاتشان را حفظ کنند و نیروها هیچگونه ارتباطی با دنیای خارج از فرقه نداشتند ولی در آلبانی این گونه نیست و نیروها با دنیای بیرون ارتباط دارند.

• آینده فرقه مجاهدین خلق را چگونه پیش بینی می کنید؟

آینده ای ندارند. نزد ملت ایران به عنوان وطن فروش شناخته می شوند زیرا سال ها در کنار ارتش رژیم بعث عراق علیه ایران جنگیده اند. در ضمن با افشاگری اعضای جداشده، نیروهای خارج از کشور اشراف پیدا کرده اند که فرقه مجاهدین خلق سازمانی دموکراتیک نیست که بتواند آینده ای را برای ایران رقم بزند. من که دو سال و نیم در این فرقه بودم به جرأت می گویم بالای هفتاد درصد نیروهای تشکیلاتی سازمان مخالفند ولی به دلیل استیصال، کهولت سن و فقر مالی در کنارشان مانده اند.

• نظر شما در مورد اعلام مرگ مسعود رجوی چیست؟

اگر رجوی مرده باشد من خیلی خوشحال می شوم. آخرین دیدار با رجوی تقریبا بیست روز قبل از شروع جنگ آمریکا با عراق بود که رجوی در نشست عمومی ظاهر شد و نشست از ساعت سه و نیم عصر شروع و تا ساعت سه و نیم صبح فردا ادامه داشت. بعد از آن دیگر رجوی را ندیدم و در مجامع عمومی و نشست ها ظاهر نشد. اعلام مرگ مسعود رجوی خبری خوشایند برای جداشدگان است. من احتمال مرگش را زیاد می دانم زیرا سن او بالا بود. رجوی در یکی از نشست ها می گفت: دکتر برای بیماری هایم خیلی محدودیت ها اعمال کرده است. او از یک سال گذشته فایل صوتی بیرون نداده است. به احتمال زیاد مرده است و سازمان هم در این مورد هیچ موضع گیری نکرده و رجوی هم هیچ واکنشی نشان نداده است. طالبان مدت دو سال مرگ ملا عمر را کتمان کرد و پس از گذشت دو سال مرگ ملا عمر را اعلام نمود.

• حمایت عربستان سعودی از فرقه مجاهدین خلق چگونه بوده است؟

کشور عربستان سعودی به دلیل تضادهایی که با ایران پیدا کرده روی فرقه رجوی سرمایه گذاری می کند. فرقه رجوی کاراکتری دارد که دنبال ارباب جدید می گردد برای این که مسائل مالی اش را حل و فصل کند و به این جهت به عربستان نزدیک شده است ولی دولت عربستان اشتباه می کند چون فرقه مجاهدین خلق در ایران سوخته است، پایگاه مردمی ندارد و به عنوان یک گروهک تروریستی ، منفور و وطن فروش شناخته می شود.

• تشابه حرکات مجاهدین خلق و داعش در سال های گذشته را بیان نمایید؟

سازمان مجاهدین خلق در آدم کشی دست کمی از داعش ندارد. در کتابم به نقل از یکی از اعضای سازمان که خود شاهد ماجرا بوده بیان کردم که در کشتار کردهای عراق، آنان 1000 تن از کردهای عراق را در یک شب قتل عام کردند. سازمان برای به قدرت رسیدن مثل داعش به جان و مال کسی رحم نمی کند و اگر لازم باشد با نهایت بی رحمی اعضای خود را زندانی، شکنجه و به قتل می رساند.
در پایان قسمتی از خاطرات پرویز درخشان در کتابش که مورد توجه کاربران در شبکه های مجازی قرار گرفته است را با هم مرور می کنیم:

«سیستم به شدت امنیتی و بسته بود و هر فرد مسئول مراقبت و تحت نظر داشتن افراد دیگر بود و در صورت شنیدن و یا دیدن هرگونه مسأله ای می بایست آن را به صورت کتبی به فرماندهان ارشد خود گزارش می کرد و در غیر این صورت به شدت با وی برخورد می شد. در یک کلام یک سیستم جاسوسی کامل برقرار بود که نمونه برداری شده از جامعه عراق صدام حسین بود که از هر دو نفر یک نفر با سازمان امنیت همکاری می کرد و مکلف به دادن گزارش دیگر افراد بود.

فرمانده قسمت پذیرش یک خانم بود به نام «خواهر فرشته»، مدت کوتاهی پس از اقامت در پذیرش به ملاقات او رفتیم و حدود یک ساعت با او جلسه داشتیم و بیشتر وقت به معارفه گذشت و شرایط پادگان اشرف را برای ما بازگو کرد. این شرایط عبارت بودند از:

1. تشکیلات مجاهدین خلق بایستی مثل گارد آهنین باشد و مناسبات توسط رهبری پی ریزی و همه اعضا بایستی گوش به فرمان مطلق باشند تا بتوان این تشکیلات آهنین را پی ریزی نمود، در ضمن تمام تصمیم گیری ها توسط رهبری (مسعود رجوی) صورت می گیرد.

2. هیچ یک از مجاهدین خلق حق داشتن ملک و اموال شخصی را ندارند و حتی ارث نیز به آن ها تعلق نمی گیرد و همه اموال آن ها متعلق به سازمان است، حتی اموالی که به صورت ارث به آن ها برسد.

3. هر مجاهد خلق باید امضای خون و نفس بدهد، یعنی تمام جان و حتی فکر او متعلق به رهبری است و او از خود هیچ چیز ندارد.

4. نماز و ورزه در مناسبات مجاهدین خلق اجباری است.

5. زن مجاهد خلق بی حجاب در مناسبات نداریم و حجاب برای تمامی زنان اجباری می باشد.

6. غذا و پوشاک در مناسبات مجاهدین خلق مجانی است، لذا در سازمان حقوق و پول نداریم.

7. در مناسبات، مجاهد خلق غیرمسلمان شیعه نداریم و افراد غیرمسلمان و افراد سنی مذهب به اجبار می بایستی شیعه شوند، از جمله نفراتی که دچار این قانون گردیدند ادوراد و فلیپ مسیحی بودند که اجباراً مسلمان گردیدند و عمر محمودی سنی نیز شیعه گردید.

8. قرآن خواندن در مناسبات ممنوع است و کسی حق تفسیر آن را ندارد و این حق فقط مختص رهبری است.

9. رادیو، تلویزیون، تلفن و اینترنت ممنوع است.

10. هر کس را به خاطر رابطه جنسی دستگیر کنند، به مدت دو و نیم سال می بایست به زندان سازمان برود و بعد راجع به او تصمیم گیری می شود که آیا در پادگان بماند یا اخراج شود.

11. هر کس قصد جدایی داشته باشد، می بایست به مدت دو سال به زندان سازمان برود تا اطلاعاتش بسوزد، سپس مدت هشت سال نیز به جرم ورود غیرقانونی به عراق به زندان ابوغریب می رود و بعد از ده سال دولت عراق وی را با ایران مبادله می کند.

12. هیچ کس تا آخر عمرش حق ازدواج و تشکیل خانواده را ندارد.

این ها برخی از قوانین قلعه مخوف اشرف بود.

روزانه مدت نود دقیقه در سه وقت صبحانه، ناهار و شام برنامه تلویزیون را که بیشتر برنامه و آهنگ های سازمان بود، در سالن غذاخوری قسمت پذیرش می دیدیم. از تلفن، اینترنت، رادیو و روزنامه هم به هیچ عنوان خبری نبود و تنها خبری که از بیرون داشتیم از طریق تلویزیون خود سازمان بود که در غالب اخبار به مدت پانزده دقیقه موقع ناهار یا شام برایمان پخش می کردند. ارتباط مان با دنیای خارج به طور کامل قطع شده بود و حق ارتباط با یکدیگر را نیز نداشتیم و به شدت توسط سازمان کنترل می شدیم.

روزهای دوشنبه بعدازظهر را به پاک کردن سبزیجات و حبوبات و خرد کردن گوشت می پرداختیم و جمعه ها ظهر هم به نظافت آسایشگاه های پادگان مشغول بودیم. در طول هفته عده ای به مزارع می رفتند تا سبزیجات و فلفل های کاشته شده را برای مصرف روزانه برداشت کنند. عده ای دیگر نیز به نانوایی می رفتند تا نان مورد نیاز نفرات را پخت کنند و بخش دیگری از افراد هم به قسمت های دیگر برای تهیه ماست و پنیر و بعضی نفرات هم که آشنایی با قنادی داشتند، برای پخت شیرینی جات به کارگاه شیرینی پزی می رفتند.»

عاطفه نادعلیان

(پایان)

*** 

ترجمه اولین گزارش ویژه ایران اینترلینک (2008) از بغداد، قرارگاه اشرف و مجاهدین خلق

سازمان ملل در مورد نقش رجوی در کشتار ۵۳ تن از قربانیان مجاهدین خلق در کمپ اشرف تحقیق کند

حسین مدنی شهریار کیا بعد از صداممجاهدین با پشتوانه ی امپریالیسم ، مدعی آزادیخواهی!! (رجوی بدنبال لوث کردن حرکت ۱۶ آذز)

کمپ اشرف سپتامبر 2013-1ترفند جدید رجوی برای ماندن در عراق

گزارش کمپ لیبرتی 6مجاهد خلق. متقاضیان سلاح از امریکا. حقوق بازنشستگی این افراد را چه کسی پرداخت خواهد کرد؟ (بخشی از گزارش چهارم ایران اینترلینک)

سران عربستان سعود و وهابیت مسعود خدابندهIf you thought Iran’s mullahs were bad, try Saudi’s Wahhabis

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=26587

رفتار سازمان مجاهدین باعث شد تا هر منتقدی انگِ برانداز بخورد (ریشه مجاهدین و داعش یکی است) 

emkane_Mina_Tabrizi_1ایلنا، تهران، بیست و نهم اوت ۲۰۱۶:…  شما مجاهدین خلق و داعش را کنار هم قرار می‌دهید. یعنی آنها را از یک ریشه می‌دانید؟ درحالیکه بعضی معتقدند مجاهدین خلق دارای ایدئولوژی مشخص بودند اما داعش خود به رفتارهایی انجام می‌دهد اعتقادی ندارد و تنها دنبال وارونه کردن چهره اسلام است؟ تبریزی: کاملاً این دو گروه شبیه هم هستند که دو چهره مختلف و هم‌شکل از یک مفهوم را ارائه می‌کنند. هر دو این گروه‌ها ادعای مذهبی بودن دارند … 

ابراهیم خدابنده مراسم بزرگداشت مجید شریف واقفیبزرگداشت شهید شریف واقفی در دانشگاه صنعتی شریف

لینک به منبع

گفتگوی ایلنا با کمال تبریزی و فرهاد توحیدی؛

رفتار سازمان مجاهدین باعث شد تا سالها هر منتقدی در کشور انگِ مخالفِ برانداز بخورد

امکان مینا سازمان مجاهدین خلق فرقه رجویَتبریزی می‌گوید: طرز تفکر سازمانی و دستوری از رده بالا به نیروهای پایین‌تر همچنان در جامعه جهانی وجود دارد. یعنی گروه‌هایی در دنیا تشکیل شده‌اند تا افرادی را تربیت کنند که بدون هیچ تفکری فقط به دستور مقامات بالاتر گوش کنند.

کمال تبریزی بعد از ساخت فیلم سینمایی طعم شیرین خیال؛ امکان مینا را براساس فیلمنامه‌ای از فرهاد توحیدی کارگردانی کرد. امکان مینا در ظاهر یک فیلم رمانتیک و عشقی است اما در زیر لایه‌های خود به فعالیت‌های سازمان مجاهدین خلق در ابتدای انقلاب اسلامی پرداخته است.

با کمال تبریزی (کارگردان) و فرهاد توحیدی (نویسنده فیلمنامه) درباره این اثر گفتگو کرده‌ایم.

آقای تبریزی شما همیشه فیلم‌هایی ساخته‌اید که موضوعاتشان دغدغه ذهنی‌تان بوده. طعم شیرین خیال درباره محیط زیست بود که درپی دغدغه‌های محیط زیستی‌تان شکل گرفت. آیا این امر درباره امکان مینا نیز صادق است و این دغدغه از کجا نشات می‌گیرد؟

تبریزی: معنی دغدغه برای من این است که موضوع فیلم مسئله روز باشد. به نظر من امروز این طرز تفکر سازمانی و دستوری از رده بالا به نیروهای پایین‌تر همچنان در جامعه جهانی وجود دارد. یعنی گروه‌هایی در دنیا تشکیل شده‌اند که افرادی را تربیت می‌کنند که بدون هیچ تفکری فقط به دستور مقامات بالاتر گوش می‌کنند. این معضل در جوامع مختلف و در دور‌ه‌های مختلف تاریخی وجود داشته است و در ایران نیز چنین گروه‌هایی فعال بودند که نمونه بارز و معاصر آن دهه ۶۰ است.دهه ۶۰ بیشترین درگیری با یکی از این گرو‌ه‌ها به نام سازمان مجاهدین خلق بود. امروز نیز با وجودآنکه بیش از سی سال از آن زمان می‌گذرد این درگیری همچنان ادامه دارد. از طرفی دیگر گروه‌های دیگری مانند داعش به وجود آمدند و همان رفتارها را انجام می‌دهند. من رفتارهای گروه‌هایی همچون داعش را از طریق رسانه‌ها دیده‌ام اما عملکرد سازمان مجاهدین را از نزدیک لمس کردم. به طور مثال در جریان بمب‌گذاری در یکی از نماز جمعه‌های تهران شاهد انفجار بمب توسط این سازمان بودم. این گروه‌ها دارای تعصبات خشکی هستند که می‌خواهند منویات خودشان را از طریق اینگونه رفتارها محقق کنند. در این راه افرادی را شستشوی مغزی می‌دهند و در اختیار می‌گیرند تا از طریق آنها جنایت‌های خود را انجام بدهند. معمولاً نیز روش آنها ایجاد رعب و وحشت است تا به اهداف خود برسند.

شما مجاهدین خلق و داعش را کنار هم قرار می‌دهید. یعنی آنها را از یک ریشه می‌دانید؟ درحالیکه بعضی معتقدند مجاهدین خلق دارای ایدئولوژی مشخص بودند اما داعش خود به رفتارهایی انجام می‌دهد اعتقادی ندارد و تنها دنبال وارونه کردن چهره اسلام است؟

تبریزی: کاملاً این دو گروه شبیه هم هستند که دو چهره مختلف و هم‌شکل از یک مفهوم را ارائه می‌کنند. هر دو این گروه‌ها ادعای مذهبی بودن دارند و دیدگاه دینی را سرلوحه کارهای خود قرار داده‌اند و رفتار هر دو گروه براساس شستشوی مغزی و تکیه بر احساسات بدون تفکر است. به همین دلیل امروز شاهد هستیم که افراد اروپایی که در جوامع آزاد اروپا زندگی کرده‌اند هم ناگهان به گروه‌های متعصبی همچون داعش می‌پیوندند. ریشه این دو رفتار یکی است و اینکه مثلاً گفته می‌شود افراد با گرفتن پول در گروه‌هایی همچون داعش عضو می‌شوند و بعد خودشان را برای این گروه هلاک می‌کنند بسیار غیرممکن است. اگر شستشوی مغزی وجود نداشته باشد این گروه‌ها نمی‌توانند به اهداف خود دست پیدا کنند و قطعاً اعتقادی به عملیات باید وجود داشته باشد تا انجام شود. همه ما انسان‌ها قابلیت این را داریم که تبدیل به افرادی همچون اعضای گروه مجاهدین خلق و یا داعش بشویم فقط کافیست که این قابلیت تحریک و حساب‌شده آموزش داده شود.

توحیدی: موضوع این فیلم برای من بسیار جالب و هیجان‌انگیز بود زیرا ما نسلی هستیم که بستر زمانی ماجراهایی که در فیلم امکان مینا نشان داده می‌شود را از نزدیک دیده‌ایم. سازمان مجاهدین خلق، چریک‌های فدایی خلق و سازمان‌هایی از این دست نقشی پررنگی در حافظه‌ی تاریخی ما و تاریخ معاصر دارند. بعد از انقلاب اسلامی و پیروزی آن شرایط به خوبی پیش می‌رفت ولی عملکرد سازمان مجاهدین خلق باعث شد تا شعارهای مردمی که انقلاب کرده بودند و خواستار آزادی، استقلال، جمهوری اسلامی بودند، به خطر بیفتد. عملکرد این سازمان باعث شد انقلاب اسلامی و حکومت نوپای جمهوری اسلامی به نوعی رادیکالیزه شود و تحقق جمهوریت و آزادی به دلیل عملکرد سازمان مجاهدین خلق به مخاطره بیفتد. انقلاب اسلامی ایران، انقلابی برآمده از حرکت مردم و برای تحقق مردم‌سالاری بود. اما عملکرد سازمان مجاهدین خلق باعث شد تا فضا امنیتی شود و این فضای امنیتی همچنان نیز ادامه دارد. در سال‌های ابتدایی انقلاب به دلیل ماهیت مردمی انقلاب، بین مردم و مسئولان فاصله زیادی نبود و داعیه مسئولان این بود که آنها از بطن مردم هستند و باید در درون مردم باشند و ما شاهد بودیم که ارتباط با مسئولان بسیار آسان بود. معمولاً مدیران رده بالای کشور بدون محافظ رفت و آمد می‌کردند و حرف‌ها‌ را بی‌واسطه می‌شنیدند اما رفتارهایی که سازمان مجاهدین خلق و دیگر سازمان‌های شبیه به این گروه انجام دادند و با بمب‌گذاری‌ها و ترورها فضای ناامنی ایجاد کردند؛ باعث شد بین مردم و مسئولان فاصله بیفتد و فضای کشور تا امروز و در بیش از سه دهه امنیتی شود و هنوز با وجود گذشت ۳۷ سال از پیروزی انقلاب اسلامی خواسته مردم از رئیس جمهور منتخب کنار گذاشتن فضای امنیتی است.

به نظر من عملکرد این سازمان نیاز به بررسی دارد و باید سینما فیلم‌های بیشتری درباره این سازمان و تاریخ معاصر کشور بسازد اما متاسفانه تاکنون اینگونه نشده است. این امر هم دلایل زیادی دارد. یکی از اصلی‌ترین دلیل‌های آن این است که معمولاً سرمایه‌گذار اینگونه فیلم‌ها نهادهای دولتی هستند و این نهادها نیز می‌خواهند نگاه خود که یک نگاه رسمی است را حاکم کنند. در امکان مینا با وجود آنکه سرمایه‌گذار فیلم بنیاد سینمایی فارابی بود؛ کوشش ما این بود که از آن قرائت رسمی فاصله بگیریم و بنیاد سینمایی فارابی نیز از این مسئله استقبال کرد. البته حضور افراد حرفه‌ای همچون کمال تبریزی و منوچهر محمدی نیز اشتیاق را برای شرکت در ساخت فیلم بیشتر می‌کرد.

امکان مینا سازمان مجاهدین خلق فرقه رجویَ

چه دلایلی باعث شد تا مجاهدین خلق به سمت رفتارهای خشونت‌آمیز گرایش پیدا کنند؟ روسای این سازمان در توجیه این رفتارها می‌گویند ما در سرنگونی حکومت پهلوی نقش پررنگی داشتیم اما بعد از سرنگونی نقش ما دیده نشد و در دولت مشارکت داده نشدیم؟

توحیدی: هر حزب یا سازمان سیاسی با هدف کسب قدرت از طریق دنبال کردن مشی خاصی تشکیل می‌شود. سازمان مجاهدین خلق و سازمان‌هایی از این دست از ابتدا با تئوری مبارزه مسلحانه علیه حکومت پهلوی تشکیل شد. آنها یک تئوری داشتند و معتقد بودند که توده مردم ناآگاه هستند و نیاز به پیشاهنگانی دارند تا سکوت را بشکنند و مبارزه مسلحانه کنند تا در پرتو این مبارزه مسلحانه مردم آگاه شوند. یعنی مبارزات آنها این سوال را برای مردم به وجود بیاورد که افرادی که اینگونه مبارزه می‌کنند چه کسانی هستند؟ بعد بروند راجع به آنها تحقیق کنند و زمانی که مردم این مسئله را ببینند قطعاً به گروه آنها می‌پیوندند. این تئوری متاثر از فضای کلی جهان بود. در دهه‌ای که سازمان‌هایی همچون مجاهدین خلق تشکیل شدند؛ مبارزات چریکی و مسلحانه به شکل‌های مختلف در کشورهای دیگر شکل گرفته بود. از دورانی که چین از اردوگاه سوسیالیسم جدا می‌شود و مایوییسم شکل می‌گیرد و مبارزات دهقانی تبدیل به الگو می‌شود، این الگو به کشورهای دیگر صادر می‌شود و در بعضی‌ جاها همچون آمریکای لاتین موردپسند قرار می‌گیرد. البته آنچه که به عنوان مبارزه مسلحانه و چریکی با هدف نگاه چپ و استیفای حقوق مردم گسترش یافت در آشپزخانه روشنفکران اروپایی قوام یافت و پیامبر مبارزه و جنبش مسلحانه رژی؛ دوبره روشنفکر فرانسوی است. کتاب وی نیز کتاب مقدس جنبش‌های مسلحانه است. ممکن است این رفتار در مقابل رژیمی همچون حکومت پهلوی که همه راه‌های ابراز عقیده سیاسی و مسالمت‌آمیز را بسته بود، توجیه‌پذیر باشد اما واقعیت این است که انقلاب اسلامی حاصل تلاش‌های این سازمان و دخالت‌های آنها نبود و پیروزی انقلاب حتی نظریه آنها را باطل کرد. مردم در طول سال‌های مبارزه به دنبال سازمان چریک‌های خلق و یا مجاهدین خلق نبودند و آنها نتوانستند مردم را متشکل کنند. بلکه نهادی زیرک‌تر و باهوش‌تر که در بین مردم پایگاه داشت باعث شد تا علیه حکومت شاه تظاهرات و انقلاب شکل بگیرد و آن نهاد جایی نبود به جز نهاد روحانیت. مردم نسبت به عملکرد حکومت پهلوی اعتراضات زیادی داشتند و این نهاد روحانیت بود که توانست این اعتراضات را تجمیع کند و به ثمر بنشاند. نهاد روحانیت از بالاترین فرد آن یعنی حضرت امام تا بدنه‌اش در بین مردم جایگاه داشت و مردم این نهاد را به عنوان مرجع خود می‌شناختند. در طول مبارزات نیز کسانی که در اولین صف مبارزه بودند روحانیون مذهبی بودند و سازمان‌دهی تظاهرات کنندگان نیز در مساجد شکل می‌گرفت. به همین دلیل انقلاب ایران یک انقلاب مسلحانه نبود بلکه یک انقلاب مسالمت جویانه و فرهنگی بود و با شعارهایی همچون گل در برابر گلوله و خون بر شمشیر پیروز شد.

در زمان حکومت پهلوی آزادی سیاسی وجود نداشت و اقتصاد و فرهنگ کشور توسط بیگانگان و کشورهای غربی هدایت می‌شد. آرای مردمی نیز جایگاهی نداشت لذا بعد از پیروزی انقلاب اسلامی حاصل انقلاب نیز قرار بود این باشد که آزادی سیاسی، استقلال اقتصادی و فرهنگی و توجه به رای مردمی که همان جمهوری اسلامی بود؛ به دست بیاید. زمانی که انقلاب اسلامی پیروز شد روشن بود احزابی که دنبال سرنگونی حکومت پهلوی و تشکیل یک حکومت جمهوری اسلامی برآمده از رای مردم بودند، به اهداف خود رسیده‌اند در نتیجه باید هر حزبی فارغ از اینکه قبل از سرنگونی چگونه عمل می‌کرده وقتی انقلاب به نتیجه رسیده باید مشی و روش خود را تغییر دهد لذا بعد از پیروزی انقلاب اسلامی رفتارهایی همچون مبارزه مسلحانه دیگر مفهومی ندارد. در حالی که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و براساس اسنادی که وجود دارد؛ مشخص است سازمان مجاهدین نه تنها این روش را کنار نگذاشت بلکه هرگز به زندگی مخفی خود پایان نداد و به میان مردم نیامد و این رفتار آرام‌آرام یک بی‌اعتمادی عمومی را علیه آنها به وجود آورد. سهم‌خواهی این سازمان از انقلاب اسلامی واقع‌بینانه نبود و اینکه گفته می‌شود این سازمان به دنبال مصادره حکومت توسط روحانیت یا تسخیر لانه جاسوسی دست به رفتارهای مسلحانه زد؛ صحیح نیست. درحالیکه کاملاً مسئله برعکس بود و تاریخ نیز گواهی می‌دهد از سال ۵۷ تا ابتدای سال ۵۹ همه انتخابات‌ها آزاد بود و ما شاهد اولین مجلس برآمده از رای مردم بودیم و حتی حجاب نیز اجباری نبود. حضرت امام نیز تاکید کرده بودند که نهاد روحانیت نباید وارد سیاست و قدرت شود و خود ایشان نیز به قم رفتند. در چنین شرایطی هر حزبی که می‌خواست به قدرت برسد باید خود را در معرض انتخاب قرار می‌داد و رای و نظر مردم را به صورت مراجعه به صندوق آرا و به شکل مسالمت‌آمیز می‌گرفت. رای مردم نیز در صندوق‌های رای تامین می‌شود و طبیعی است اگر از اقبال مردم برخوردار باشند قطعاً رای می‌آورند اما وقتی از اقبال مردمی برخوردار نبودند؛ دلیل نمی‌شود که دوباره به همان روش‌های گذشته روی بیاورند. سازمان مجاهدین خلق وقتی دید که دارای اقبال مردمی نیست به کشمکش با حکومت پرداخت و این کشمکش تا آنجا پیش رفت که چند حادثه مهم همچون انفجار دفتر ریاست جمهوری و حزب جمهوری اسلامی و شهادت شهید رجایی، باهنر، بهشتی و ۷۲ نفر از اعضای حزب جمهوری اسلامی رخ داد و بعد از این اتفاقات مشخص شد که این سازمان به دنبال پروژه نفوذ است و در طول‌ چند سال چنین کاری را برنامه‌ریزی کرده و افراد خود را مزورانه در درون بدنه حکومت جای داده تا در زمان مناسب ضربه خود را بزنند. به همین دلیل استفاده از خشونت و اندیشه‌های مبتنی بر خشونت برای به دست آوردن قدرت در این سازمان هرگز تعطیل نشده بود. البته نمی‌توان عملکرد سوء مجریان آن زمان کشور را کتمان کرد که احتمالا در گسترش خشونت‌ها تاثیر داشته است. برخی کارگزاران آن مقطع هم احتمالا اشتباهاتی داشته‌اند در اینکه در برخی موارد خشونت را با خشونت پاسخ داده باشد.

اما کسی که آغازکننده خشونت بود سازمان مجاهدین خلق بود امروز نیز سازمان مجاهدین خلق به دلیل همین پیشینه در بین مردم جایگاهی ندارد و سازمان مرده‌ای است. عملکرد این سازمان در سال‌های بعد نیز به نفرت مردم از آنها دامن زد و فقط به ابزار دستی برای سرویس‌های جاسوسی غرب و دشمنان ایران تبدیل شدند. رفتار این سازمان باعث شد تا سال‌ها هر منتقدی در کشور انگ مخالف برانداز بخورد. از طرف دیگر در طول تاریخ ، مبارزات چریکی مسلحانه جز در کوبا یا نیکارا گوا به ثمره کامل نرسیده است. خرد متعارف بشر روش‌های مسالمت‌جویانه را بیشتر پسندیده، روشی که افرادی همچون گاندی و ماندلا در پیش گرفتند. امروز ابزار کسب قدرت سیاسی دیگر لوله تفنگ نیست.

امکان مینا سازمان مجاهدین خلق فرقه رجویَ

تبریزی: مبارزه مسلحانه حتی در زمان خودش نیز پاسخ خوبی نداده است. عملکرد این سازمان نیز در دروان تاریخ معاصر این مسئله را تایید کرده است. زیرا مبارزه مسلحانه به نوعی جنگ است که برای هر دو طرف زیان دارد و هیچ وقت دو طرف کامل نمی‌توانند سمت مقابل را از بین ببرند. بلکه باید اسلحه‌ها را کنار بگذارند و با هم صحبت کنند. اگر سازمان مجاهدین خلق در قبل از انقلاب به دلایل مختلف مبارزه مسلحانه می‌کرده بعد از آنکه حکومت شاه از بین رفته است باید یک بازنگری کلی و جدی در رفتارهای خود می‌کرد. درحالیکه این سازمان با ادامه رفتارهای گذشته خود به یک واپسگرایی رسید.

اما ما در این فیلم بیشتر از اینکه شاهد عملکرد این سازمان باشیم؛ شاهد یک داستان عشقی هستیم و وجه دراماتیک فیلم بر وجه سیاسی‌اش غلبه دارد.

تبریزی: از ابتدا اصلاً نمی‌خواستیم یک فیلم سیاسی بسازیم بلکه می‌خواستیم یک فیلم اجتماعی بسازیم که نشان بدهیم سیاست غلط و روش‌های تشکیلاتی چگونه بر زندگی شخصی آدم‌ها تاثیر می‌گذارد و حتی می‌تواند باعث انهدام یک خانواده بشود. امکان مینا یک فیلم اجتماعی است که در آن به سیاست نیز پرداخته می‌شود. می‌خواستیم در فیلم به تداخل دو زندگی عشقی و اجتماعی با زندگی سیاسی بپردازیم. در ظاهر شاید قصه فیلم معمایی‌ست اما در باطن به انسانیت و اخلاق انسانی توجه کرده‌ایم.

اشاره کردید رفتار سازمان مجاهدین باعث شد فضای امنیتی در کشور پررنگ شود اما به نظر می‌رسد رفتار آنها حتی در معادلات سیاسی نیز تاثیر گذاشته و بدبینی را در بین گروه‌های سیاسی ایجاد کرده که تاب تحمل طرف مقابل را ندارند. امروز هم شاهدیم مثلاً زمانی که اصولگرایان به قدرت می‌رسند کاملاً‌ می‌خواهند اصلاح‌طلبان را حذف کنند و اگر اصلاح‌‌طلبان به قدرت برسند به دنبال حذف اصولگرایان هستند. درحالیکه هر دو نظام را قبول دارند و از بدنه نظام هستند؟

توحیدی: اگر رقابت در این حد باشد که زمانی که حزبی به پیروزی می‌رسد رقیب خود را از بدنه قدرت اجرایی خارج کند اشکالی ندارد و یک امر طبیعی است و هدف مبارزه سیاسی این است که من پیروز شوم اما داور در این میان مردم هستند و صندوق رای است که تعیین می‌کند چه گروه سیاسی پیروز شده است. نه اینکه گروهی که بر سر کار است در صندوق‌ها دست ببرد و آرا را بخواهد به نفع خود تغییر دهد. تا سال ۷۶ مبارزات انتخاباتی در ایران یکطرفه بود اما از سال ۷۶ به بعد انتخابات و جناح‌بندی‌های سیاسی پررنگ‌تر شد . مراجعه به آرای مردم معنای واقعی پیدا کرد و مردم قدرت خود را در تعیین سرنوشت‌شان به طور عینی دیدند. حاکمیت نیز به این نتیجه رسیده که به رای مردم احترام بگذارد البته اینکه ما یاد بگیریم شکست را قبول کنیم و به قول معروف ادب شکست داشته باشیم و به رای مردم احترام بگذاریم نیاز به گذر زمان دارد و باید برای آن کار شود.

emkane_Mina_Tabrizi_4

در فیلم به نقش رسانه و خبرنگاران پررنگ و درست توجه شده و سانسور و ممیزی و تاثیر آن در میزان آگاهی مردم روشن نشان داده شده. نبود فضای آزاد رسانه‌ای که در فیلم نیز به آن اشاره شده چقدر در گسترش خشونت و قدرت گرفتن سازمان‌هایی همچون مجاهدین خلق تاثیر داشته است؟

تبریزی: جمله‌ای در فیلم وجود دارد که مهران (میلاد کی‌مرام) می‌گوید و آن این است که باید خبر را درست به مردم بدهیم وگرنه آنها تلاش خواهند کرد تا خبر را از منابع دیگری بگیرند. این جمله به پیشتازی یک فکر در آن دوران اشاره می‌کند. مسئله‌ای که تا امروز نیز وجود دارد و آن جریان آزاد اطلاعات است. در دوره‌های قبل همه نمی‌توانستند به هر اطلاعاتی دسترسی پیدا کنند اما در زمان حاضر که با گسترش اینترنت این دسترسی آسان‌تر شده است و این فکر که ما نباید حرفی را بزنیم یا نگوییم به شدت کهنه شده است و دیگر با فیلترینگ نمی‌توان جلوی اطلاعات را گرفت بلکه فیلتر کردن برای حکومت‌ها فقط هزینه دارد و نمی‌توان با توقیف کردن یک رسانه، یک خبر و حتی یک فیلم، جلوی گسترش آن اندیشه را گرفت بلکه باید با باز کردن فضای اطلاعات و اجازه دسترسی به منابع مختلف اجازه داد تا مردم خودشان دیدگاه‌ها و نگاه‌های درست را بشناسند.

به نظر ساخت فیلم درباره تاریخ معاصر بسیار مشکل‌تر از ساخت فیلم‌هایی درباره تاریخ بسیار دور است. زیرا در دو دهه اخیر فضای شهری بسیار تغییر کرده به همین دلیل کارگردان‌ها تمایلی به ساخت فیلم‌هایی با موضوعات دهه ۶۰ و دهه ۵۰ ندارند. از طرفی دیگر مخاطب نیز وقتی به تماشای فیلم می‌نشیند به جای آنکه به دنبال داستان فیلم باشد به دنبال مچ‌گیری از کارگردان و فیلمساز است. چقدر این گزاره را قبول دارید؟

تبریزی: تا حدودی این مسئله را قبول دارم متاسفانه به دلیل مشکلات اقتصادی در سال‌های گذشته سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های سینما که یکی از آنها ایجاد شهرک سینمایی دوران معاصر است تاثیر گذاشته همچنین شرایط اقتصادی باعث شده تا فیلمسازان به سمت ساخت فیلم‌هایی حرکت کنند که با کمترین امکانات ساخته می‌شوند و این مسئله نه تنها راجع به تاریخ معاصر بلکه درباره فیلم‌های دفاع مقدس نیز وجود دارد و امروز اگر کسی بخواهد فیلمی درباره خرمشهر زمان جنگ بسازد باید این شهر را در جای دیگری بازسازی کند که هزینه زیادی خواهد داشت. به همین دلیل بیشتر فیلمسازان و تهیه‌کنندگان ترجیح می‌دهند سری که درد نمی‌کند را دستمال نبندند.

توحیدی: البته تماشاگر حق دارد که فیلم را هرگونه دوست دارد نگاه کند. من به عنوان فیلمساز وقتی به پروژه‌ای ورود می‌کنم حق ندارم تصویری نادرست نشان بدهیم بلکه لذت تماشاگر در این است که همه مسائل را به شکل واقعی و عینی ببیند زیرا به بازنمایی فضای گذشته حساس است و می خواهد ببیند من به عنوان فیلمساز چه بخشی از این فضا را خوب نشان داده و پرداخت کرده‌ام .آیا تصویر ذهنی وی با آنچه می‌بیند انطباق دارد یا خیر؟ اگر انطباق نداشته باشد حق دارد که مچ ما را بگیرد و به نوعی به ما بگوید که دروغ نگوییم.

گفتگو: علی زادمهر

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=26500

رامین حشمتی: منافقین علیه “امکان مینا” و “سیانور”

امکان مینان و سینانور نسیم آنلاین، تهران، بیست و سوم اوت ۲۰۱۶:…  همان‌طور که پیش‌بینی می‌شد پخش دو روایت، از دو پیچ تاریخی سازمان منافقین، به مذاق سردمداران‌شان خوش نیامده و واکنش آنها را بر انگیخته است. ایشان با دروغ دانستن این وقایع و ادعای مجعول بودن آن‌ها، اقدام به توجیه و تحریف تاریخ نموده‌اند. این موضع‌گیری بیانگر این است که با وجود تمام ایرادات فنی و نقدهای درستی که به هر دو فیلم وارد است، ساخت و نمایش آن‌ها به خاری در چشم منافقین … 

مرگ مسعود رجوی
The death of Massoud Rajavi
https://youtu.be/CBJ3XiaQwT4

لینک به منبع

رامین حشمتی: منافقین علیه “امکان مینا” و “سیانور”

امکان مینان و سینانور فیلم سینمایی سیانور، فیلم دیگری است که حساسیت مزدوران منافق را برانگیخته است و از قضا حواشی این فیلم هم پیش از اکران و حتی در فضای سی و چهارمین جشنواره فیلم فجر گریبان آن را گرفت.

به گزارش «نسیم آنلاین» ، یکی از نکات برجسته سی و چهارمین جشنواره فیلم فجر، اکران دو فیلم سینمایی امکان مینا و سیانور به عنوان دو اثر ارزشی و انقلابی بود.

فارغ از کیفیت این دو فیلم (که نسبت به سایر فیلم‌های به نمایش درآمده در جشنواره قابل قبول و مناسب بود)، انتخاب موضوع منافقین و نمایش وجهه منفی ایشان در فضای اجتماعی و سیاسی کشور حائز اهمیت وشایسته تقدیر بود. چنان‌که سیانور به فضای تغییر ایدئولوژیک منافقین در پیش از انقلاب و تسویه نیروهای مذهبی اختصاص دارد؛ فضایی دهشتناک که حتی سازمان خشن و جانی «ساواک» را هم به تعجب و حیرت وادار می‌کند.

امکان مینا نیز به موضوع همکاری این سازمان پلید با رژیم سفاک بعثی برای بمباران مردم بی‌دفاع شهرهای تهران در جنگ تحمیلی پرداخته است. فضایی تلخ و سیاه که با گذر زمان، به تدریج از خاطره تاریخی مردم پاک می‌شد و بیم آن می‌رفت، جوانان این سرزمین که آن روزها را درک نکرده‌اند، هیچ‌گاه اطلاع و موضعی نسبت به آن کشتارها و خیانت‌ها نداشته باشند.

نکته آن‌که همین گذر تاریخ است که خاطرات را به فراموشی می‌برد و مدیران این سازمان پلید تروریستی را به هوس ایجاد شخصیت جدید برای خود و همکاری آشکار با کشورهای غربی و مرتجع منطقه وا می‌دارد. از همین رو است که پرداختن به حوادث مهم ملی برای ثبت در تاریخ و آگاه سازی نسل جوان و جلوگیری از سوء استفاده عناصر فرصت طلب داخلی و خارجی ضرورت پیدا می‌کند. چرا که سینما یکی از قدرتمندترین ابزارهایی است که می‌تواند به عنوان یک رسانه، بار آگاه‌سازی یک نسل و آیندگان را به دوش بکشد. فرصتی که بسیاری از دشمنان از آن آگاه هستند و بهره‌برداری می‌کنند.

همان‌طور که پیش‌بینی می‌شد پخش دو روایت، از دو پیچ تاریخی سازمان منافقین، به مذاق سردمداران‌شان خوش نیامده و واکنش آنها را بر انگیخته است. ایشان با دروغ دانستن این وقایع و ادعای مجعول بودن آن‌ها، اقدام به توجیه و تحریف تاریخ نموده‌اند. این موضع‌گیری بیانگر این است که با وجود تمام ایرادات فنی و نقدهای درستی که به هر دو فیلم وارد است، ساخت و نمایش آن‌ها به خاری در چشم منافقین بدل شده است.

اگرچه تمام این مصاحبه‌ها و تحریفات نتوانست در نگاه مردم نسبت به منافقین تغییری ایجاد کند، اما به نظر می‌رسد، موجب خوش‌بینی متولیان فیلم شده و این خوش‌بینی تا حدی پیش رفته که برای اکران فیلم سینمایی امکان مینا هیچ‌گونه مقدمه و آماده‌سازی در تلویزیون و فضای مجازی ایجاد نشود و فیلم همچون بسیاری از آثار معمولی در سینماهای کشور به اکران در بیاید. اتفاقی که انتظار می‌رفت متولیان فرهنگی با یک فضاسازی فراگیر، بسیاری از افراد مشتاق و علاقه‌مند را نسبت به اکران فیلم با چنین مضمونی آگاه کنند.

پخش دو روایت، از دو پیچ تاریخی سازمان منافقین، به مذاق سردمداران‌شان خوش نیامده و واکنش آنها را بر انگیخته است. اگرچه این واکنش‌ها نتوانست در نگاه مردم نسبت به منافقین تغییری ایجاد کند، اما به نظر می‌رسد، موجب خوش‌بینی متولیان فیلم شده و این خوش‌بینی تا حدی پیش رفته که برای اکران فیلم سینمایی امکان مینا هیچ‌گونه مقدمه و آماده‌سازی در تلویزیون و فضای مجازی ایجاد نشود و فیلم همچون بسیاری از آثار معمولی در سینماهای کشور به اکران در بیاید.

عدم تبلیغات مناسب برای فیلم سینمایی امکان مینا موجب گردید که «سازمان منافقین» از این خلاء بهره‌برداری نماید. چنان که همزمان با اکران فیلم سینمایی امکان مینا فایل صوتی منتسب به آقای منتظری «در خصوص برخورد قاطع و از سر عزت نظام نسبت به منافقین پس از عملیات غرورآفرین مرصاد» در فضای مجازی پخش شد. به نظر می‌رسد هم‌زمانی انتشار این فایل صوتی و اکران فیلم سینمایی امکان مینا بی‌دلیل و بی‌ربط نباشد.

چنان که همین انتشار فایل صوتی، با همراهی رسانه‌های ضد انقلاب، به خصوص «بی.بی.سی فارسی» روبه‌رو شد و برنامه‌های متعدد از پیش تولید شده در همین خصوص پخش گردید. این رسانه‌ها با سوءاستفاده از این صوت و بهره‌برداری از عناصر ناآگاه یا مغرض داخلی و خارجی فضاسازی گسترده‌ای را برای مظلوم نشان دادن چهره منافقین و محکوم نمودن جمهوری اسلامی ایران کردند.

موج اتهام‌های گسترده‌ای علیه نظام مطرح شد که به دلیل عدم آمادگی نهادهای متعدد تبلیغاتی و سیاسی داخلی، جز برخی مصاحبه‌ها و سخنرانی‌ها، پاسخی دریافت نکرد. در این میان افکار عمومی از محتوای اساسی و قابل اتکا فیلم سینمایی امکان مینا (که اساسا برای روشنگری علیه منافقین تهیه شده بود) منحرف شده و اکران این فیلم‌ به حاشیه رفته است! با توجه به سپری شدن خط تبلیغاتی فوق، شایسته است نهادهای فرهنگی تصمیم‌ساز ، به خصوص سازمان صدا و سیما، از زمان ادامه اکران فیلم سینمایی امکان مینا بهره‌برداری کرده و نسبت به عملکرد منافقین در سال‌های ابتدای انقلاب اسلامی روشنگری نمایند.

فیلم سینمایی سیانور، فیلم دیگری است که حساسیت مزدوران منافق را برانگیخته است و از قضا حواشی این فیلم هم پیش از اکران و حتی در فضای سی و چهارمین جشنواره فیلم فجر گریبان آن را گرفت. فیلم خوش‌ساختی که در طول سی و چهارمین جشنواره فیلم فجر دیده نشد و اکنون برای اکران موفق دچار حاشیه‌های متعددی شده است.

حواشی که به محتوای ارزشمند فیلم، ضربه زده و موجب بیش از پیش مهجور ماندن آن می‌شود. به همین دلیل شایسته است از هم اکنون مدیران سینمایی، مدیران نهادهای فرهنگی و مؤسسه سیمای مهر به عنوان متولی اصلی فیلم همتی کرده و از این فرصت برای نظام و انقلاب استفاده نمایند.

*** 

داستان کمپ اشرف مجاهدین خلق قربانیان اربابانی بی شمار تقدیم به خانواده های تمامی قربانیان فرقه رجوی

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24087

به بهانه تماشای “امکان مینا”

Kamal Tabrizi 2عاطفه نادعلیان، انجمن نجات، مرکز تهران، ششم مارس ۲۰۱۶:… اساس قصه «امکان مینا» که قصه‌ای عاشقانه است به درستی از کار درآمده است. فیلمساز از یک سو زندگی مشترکی را روایت می‌کند که در دهه ۶۰ شکل می‌گیرد اما از وقایع جامعه و اتفاقاتی که در این دهه رخ داده غافل نشده است. مسایل آن روز به درستی روایت می‌شود جامعه درگیر دفاع است و این مسئله بدون شعارزدگی با ارایه تصاویر کوتاه و موجز از پدافند … 

Kamal Tabrizi 2

“Mina’s Choice” gives warnings to families about danger of Daesh: director

لینک به منبع

به بهانه تماشای “امکان مینا”

بعد از تماشای فیلم سینمائی “امکان مینا” در جشنواره فیلم فجر، در حال خارج شدن از سالن سینما فرهنگ، حرفهای مردم را که با هم صحبت می کردند می شنیدم. “مگر ممکن است؟ مگر می شود؟ به یک زن در تهران دستور بدهند که به نفع دشمن جاسوسی کند، شوهرش را با اسلحه بکشد، بچه اش را سقط کند، آخر سر هم سیانور بخورد و او هم راحت قبول می کند؟ این چه جور آدمی است؟ واقعا چه عاید این ها می شد؟ این چه نوع مبارزه ایست؟”

درست است، پذیرش این مسئله جدا مشکل است، خصوصا این که مشاهده کنیم نه تنها چیزی عاید این افراد نمی شود بلکه هست و نیست خود را هم برای هیچ و پوچ در این راه می گذارند. اگر با پدیده “کنترل ذهن مخرب فرقه ای” که در عوام به مغزشوئی معروف است آشنائی نداشته باشیم چنین ماجراهائی غیرقابل باور می نماید. کسانی که با این پدیده سر و کار نداشته اند اعضای فرقه ها را افرادی محجور و ناقص العقل میدانند، حال آن که اتفاقا این افراد با هوش و تحصیلکرده و در عین حال صادق و فداکار هم هستند.
امروزه در میان دانشمندان علوم انسانی و روانشناسی این پدیده به عنوان “تهدید اصلی هزاره سوم” و خطرناک ترین نوع آسیب اجتماعی، بسا فراتر از اعتیاد، معروف گردیده که اساسا تخریب نهاد خانواده، یعنی اصلی ترین پایه جامعه را هدف قرار داده است.

ایران کشوری است که تجربه سنگینی از بابت این پدیده پشت سر گذارده است، اما متأسفانه به حد کافی به آن پرداخته نشده است. مدتی است که کشورهای اروپائی با مقوله جذب جوانان توسط فرقه های تروریستی نظیر القاعده و داعش روبرو شده اند. جوان باهوش و تحصیل کرده فرانسوی که هیچ کمبودی ندارد، زندگی راحت در غرب را رها کرده و به داعش می پیوندد تا هر جرم و جنایتی را به نام آرمانخواهی انجام دهد و به کار خودش هم افتخار می کند. در کشورهای اروپائی نظیر انگلستان اخیرا نهادهائی دولتی و امنیتی برای ممانعت از جذب جوانان توسط فرقه های تروریستی بوجود آمده که با بودجه های کلان فعال شده اند.
برای مقابله با این پدیده شوم خانمان برانداز باید تمامی دستگاه ها فعال شوند. کار اطلاعاتی و امنیتی می بایست در کنار کار آموزشی و فرهنگی انجام گیرد. سیستم های امنیتی در غرب برای دانش اموزان جلسات متعدد ترتیب می دهند و آن ها را نسبت به تهدیدات جذب توسط فرقه های تروریستی آشنا می کنند و به آن ها تعلیم می دهند که چگونه موارد مشکوک را با هوشیاری گزارش نمایند.
کار رسانه، اعم از رسانه ملی و سینما و نشریات و غیره در این خصوص به عنوان آگاهی رسان بسیار مهم است و متأسفانه در این رابطه کم کاری صورت گرفته است. درست است که فرقه تروریستی مجاهدین خلق دیگر توان جذب در داخل کشور را ندارد اما پدیده کنترل ذهن مخرب فرقه ای از بین نرفته و روز به روز ابعاد پیچیده تری به خود می گیرد و “فرقه مجاهدین خلق” تجربه خونباری است که باید به آن در این رابطه پرداخته شود.

خانم مارگارت سینگر در کتاب خود با عنوان “فرقه ها در میان ما” (ترجمه ابراهیم خدابنده) اشاره میکند که رهبران فرقه ای در همه جا هستند. او می نویسد که درست است که همه کس جذب آن ها نمی شود و درست است که کسانی که جذب می شوند همیشه با آن ها نمی مانند، اما به اندازه کافی جذب می شوند و به اندازه کافی با آن ها می مانند تا یک تهدید مخرب عمومی محسوب شوند.

کمال تبریزی کارگردان فیلم امکان مینا در مورد این اثر می نویسد: “باید مراقب بود… لحظه هایی در زندگی عاشقانه هست که می تواند خطرناک باشد! دروغ و خیانت، امکان تغییر مسیر سرنوشت را به دنبال دارند! چهره ها می توانند نقاب های متفاوت باشند! باید مراقب بود!…رفتارهای غیر قابل پیش بینی امکانی جبران ناپذیر را فراهم می کنند! امکانی هراسناک!…امکانی رنج آور!…امکانی که در اختیار یک زن قرار گرفته است!…امکان یک فاجعه!… امکان مینا!

در سایت خبرگزاری فارس مطلبی تحت عنوان “امکان مینا: داستان عشق و غافلگیری / نمایش چهره کریه منافقین بدون شعارزدگی” به شرح زیر آورده است:

“به گزارش خبرنگار سینمایی خبرگزاری فارس، فیلم سینمایی «امکان مینا» ساخته کمال تبریزی داستانی را روایت می‌کند که مربوط به دهه اول انقلاب است. مهران و مینا زوجی جوان که در ابتدا شاهد خوشبختی و سعادت آن‌ها هستیم با مشکلی در زندگی مواجه می‌شوند، آن هم رسوخ عقاید گروهک منافقین در ذهن و فکر «مینا» است. مهران که خبرنگار خبرگزاری است و مدام با دبیرش به دلیل عدم چاپ حقایق مشکل دارد، براثر بمباران منطقه‌ای که همسرش در آن جا مشغول به تحصیل در آموزشگاه دخترانه و آماده‌سازی خود برای شرکت در کنکور است متوجه فعالیت‌های مشکوک وی می‌شود.

اساس قصه «امکان مینا» که قصه‌ای عاشقانه است به درستی از کار درآمده است. فیلمساز از یک سو زندگی مشترکی را روایت می‌کند که در دهه ۶۰ شکل می‌گیرد اما از وقایع جامعه و اتفاقاتی که در این دهه رخ داده غافل نشده است. مسایل آن روز به درستی روایت می‌شود جامعه درگیر دفاع است و این مسئله بدون شعارزدگی با ارایه تصاویر کوتاه و موجز از پدافند هوایی و موشک‌باران و صحبت‌های مردم درون تاکسی به این موضوع بسنده می‌کند و از موضوع اصلی خود که حرکت هدفمند گروه‌های تروریستی است غافل نمی‌شود و فعالیت این گروه‌ها و مراقبت ماموران امنیتی را به درستی روایت می‌کند. فیلمساز اتفاقات آن دوره را به درستی به تصویر می‌کشد و در عین حال به وجه انسانی و عاشقانه اثر هم توجه درست دارد؛ زیرا هسته اصلی قصه عاشقانه این زن و مرد جوان است. فیلم به خوبی روایت این عشق و دلدادگی، شک و خیانت را به مخاطب ارایه می‌دهد.

لحظه بحران‌زای فیلم هوشمندانه و در جایگاه مناسب قرار داده شده است. این لحظه زمانی شکل می‌گیرد که گوشه‌ای از پنهان‌کاری همسر برملا می‌شود و مهران خود را در اتاقی می‌یابد که تمام راز و رمز زندگی مینا برایش روشن می‌شود. واکنش مهران در آن لحظه بسیار درست طراحی شده است اما این شک، دودلی و مخفی‌کاری در وجودش تبدیل به یک زخم عمیق می‌شود.

او با اطلاعاتی که از ماموران به دست آورده است دست به کاری خطرناک می‌زند و خودسرانه همسرش را از خانه‌ای که مطمئن است توسط ماموران شنود دارد، خارج می‌کند. کاری که رفتار او را از مرز رفتارهای درست و متعادل اجتماعی خارج می‌کند زیرا او شرایطی را تجربه می‌کند که هیچ فردی در شرایط عادی آن را تجربه نکرده است. از یک سو همسرش مورد اغفال قرار گرفته و وارد گروهکی تروریستی شده است که برایش هیچ یک از مناسبات انسانی مهم نیست و تنها هدفش رسیدن به مقصود گروهک است و دیگری این که او مورد خیانت توسط همسرش قرار گرفته است و مدت ها پیوستنش به منافقین را از همسرش که به او عاشقانه علاقه‌مند است مخفی نگه داشته است و با تصمیم سرکردگان مجبور به سقط فرزند و از بین بردن همسر (مهران) است.

جای جای رفتارهای شخصیت‌ها به درستی طراحی شده است در بخشی که مهران خود را به گونه‌ای به مینا معرفی می‌کند که گویی سالهاست در گروهک منافقین فعال است، مخاطب بهت‌زده و متعجب می‌کند و به قدری این لحظات خوب کارگردانی شده و بازی‌ها به درستی در ارایه نقش جدید مهران با نام مستعار ساسان ارایه شده که مخاطب برایش باورپذیر است. همچنین در لحظه‌ای که مهران وارد خانه می‌شود و با پس زمینه‌ای که از رفتار مینا و گوش سپردن به صحبت‌های «جاوید» (یکی از سرکردگان منافقین) طراحی شده است مخاطب باز هم غافلگیر شده و احساس می‌کند مینا قصد دارد به عمر مهران خاتمه دهد.

«امکان مینا» در حوزه داستانی چهره کریه و منفور گروهک منافقین را به مخاطب با ظرافت و به دور از هرگونه شعارزدگی به نمایش می‌گذارد و جنایات انسانی این گروهک در دهه ۶۰ را به درستی روایت می‌کند. این فیلم یک بار دیگر مهارت تبریزی را در کارگردانی به رخ می‌کشد. فیلم براساس استانداردهای سینما از جهت نوع داستان، شکل روایت فیلمنامه، نحوه بازی‌گیری از بازیگران، کارگردانی و… ساخته شده است. تیم منوچهر محمدی، کمال تبریزی و فرهاد توحیدی فیلمی پرکشش، پرتعلیق و دارای پایان تکان‌دهنده و دور از ذهن مخاطب را روایت کرده است. فیلم برخلاف آثاری که این روزها شاهد آن هستیم دارای قهرمان است و مخاطب فیلم را تا لحظه آخر همراه می‌کند.”

کمال تبریزی کارگردان فیلم اظهار کرد: “اصلی ترین انگیزه من برای ساخت این فیلم اشاره به موقعیتی است که هم اکنون دنیا درگیر آن است . این روزها جریانات سیاسی خاصی با روش حرکت و رفتار خود، مردم و خانواده ها را هدف گرفته اند. به عنوان مثال جریانی مثل داعش که همه آن ها را مترادف با کشتار و نابودی خانواده ها می دانند از این جمله است. زمانی که طرح این فیلم ارائه شد یاد دهه ۶۰ افتادم که شاید هیچ کدام از مردم دنیا نمی دانستند ما با چنین مشکلی مواجه بودیم اما اکنون این نوع نگرش یک نمونه بارز مانند داعش دارد اما همه مردم جهان باید بدانند مردم ما نوعی از جریان داعش را در آن دهه تجربه کردند و اتفاقات آن دهه مشابه آنچه اکنون در کشورهای همسایه یا گاه حتی شاید کشورهای اروپایی رخ می دهد است.”

منوچهر محمدی تهیه کننده سینما می گوید: “دهه ۶۰ پر از اتفاقات و حوادث است که شاید برای نسل جوان باور برخی موضوعات و اتفاقات آن دوران خیلی عجیب باشد. رجوع به آن دهه پر التهاب بخصوص از دریچه سینمای قصه گو امر جالبی بود و اینکه فیلمی غیر آپارتمانی ساخته شود تا تاثیر مسائل سیاسی بر زندگی افراد دیده شود، از دیگر مسائلی بود که برای من جذابیت داشت. این مسائل از موارد جذابی بود که مرا برای رفتن به سراغ این موضوع ترغیب می کرد و در نهایت تلاش کردیم اثری بسازیم که به شناخت یک دوره تاریخی کمک می کند. عده ای این طور مطرح کردند که چرا حالا این فیلم را ساخته ایم اما به هر حال جریان فرقه گرایی مربوط به هیچ دوره خاصی نمی شود. چه کسی فکر می کرد در این دهه جریانی مانند داعش ایجاد شود؟ واقعا شاید اگر در آن دهه در برابر این جریانات مقاومت نمی شد ما اکنون با چنین پدیده ای در سطح گسترده مواجه بودیم.”

“امکان مینا”، گوشه ای از یک پدیده شوم را به خوبی و با هنرمندی به تصویر کشانده است. به عقیده من این کار باید خصوصا برای نسل جوان، تحصیل کرده و آرمانخواه ادامه دار باشد. این فیلم فوق العاده تأثیر گذار و جذاب تهیه شده و سؤالاتی را در ذهن هر بیننده ای بوجود می آورد که البته شروع بسیار خوبی است.

عاطفه نادعلیان

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24890

شرکت مسئول سابق بخش روابط بین المللی فرقه رجوی در فستیوال بین المللی فیلم فجر

Ebrahim_Khodabandeh_Fajr2016انجمن نجات، مرکز تهران، دوم می ۲۰۱۶:… ابراهیم خدابنده، از مسئولین سابق بخش روابط بین المللی فرقه رجوی (مجاهدین خلق) که به مدت ۲۳ سال (۱۳۵۹ تا ۱۳۸۲) به صورت تمام وقت در این فرقه عهده دار مسئولیت ها و مأموریت های متعددی در کشورهای اروپائی بوده است، در تمامی روزهای این جشنواره شرکت نمود و به تشریح و توضیح در خصوص دو فیلم شرکت داده شده به نام های “سیانور” به کارگردانی بهروز … 

لینک به منبع

شرکت مسئول سابق بخش روابط بین المللی فرقه رجوی در فستیوال بین المللی فیلم فجر

“سی و چهارمین جشنواره جهانی فیلم فجر و نوزدهمین بازار بین المللی فیلم ایران ۲۰۱۶” از تاریخ چهارشنبه ۱ اردیبهشت تا دوشنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۵ هر روز از ساعت ۱۰ صبح تا ۱۰ شب در تهران و در پردیس سینمائی چهارسو برگزار گردید.

در این جشنواره فیلم های متعددی از ۵ قاره جهان، ساخته فیلم سازان صاحب نام و صاحب سبک، همراه با تعدادی از فیلم های برگزیده ایرانی به نمایش درآمد. همچنین صدها تن از افراد خارجی مشهور در صنعت فیلم سازی از دبیران فستیوال های بین المللی و رؤسای شرکت های تولید فیلم و مدیران فرهنگی گرفته تا تهیه کنندگان و کارگردانان و سناریست ها در این جشنواره شرکت و حضور فعال داشتند.

ابراهیم خدابنده جشنواره فجر

ابراهیم خدابنده، از مسئولین سابق بخش روابط بین المللی فرقه رجوی (مجاهدین خلق) که به مدت ۲۳ سال (۱۳۵۹ تا ۱۳۸۲) به صورت تمام وقت در این فرقه عهده دار مسئولیت ها و مأموریت های متعددی در کشورهای اروپائی بوده است، در تمامی روزهای این جشنواره شرکت نمود و به تشریح و توضیح در خصوص دو فیلم شرکت داده شده به نام های “سیانور” به کارگردانی بهروز شعیبی و “امکان مینا” به کارگردانی کمال تبریزی برای شرکت کنندگان خارجی پرداخت که موجب گردید این فیلم ها با استقبال آنان روبرو گردد.

آقای خدابنده ضمن اشاره به تجارب سالیان خود در خصوص مناسبات غیر انسانی درونی در فرقه رجوی، شرکت کنندگان را در دیدارهای حضوری به تماشای این دو فیلم تشویق نمود. شرکت کنندگان وقتی با یک شاهد عینی از درون این فرقه مواجه میشدند که خود مؤید داستان های بیان شده در فیلم های مربوطه است، برای تماشای فیلم ها بیشتر ترغیب میگردیدند. شرح حال خدابنده از درون فرقه تروریستی رجوی برای شرکت کنندگان فوق العاده جالب توجه بود، خصوصا این که این روزها کشورهای غربی و منطقه با معضل مشابهی روبرو هستند.

فیلم سیانور مجاهدین خلق فرقه رجوی

داستان فیلم “سیانور” به قبل از انقلاب اسلامی بر میگردد. روایت این فیلم در خصوص مجاهدین خلق در زمان انقلاب ایدئولوژیک درونی اول در این سازمان یعنی در زمان رهبری تقی شهرام است. داستان این فیلم با ترور دو افسر آمریکائی در تهران آغاز شده و نهایتا به تسویه خونین درونی و سوء قصد نسبت به جان مجید شریف واقفی و مرتضی صمدیه لباف که حاضر نبودند دستور تشکیلات در خصوص تغییر ایدئولوژی از اسلام به مارکسیسم را بپذیرند ختم میشود. این فیلم در قالب یک درام عشقی، مناسبات تشکیلاتی و درونی مجاهدین خلق و نگرش آنها نسبت به زندگی، عشق، همسر، مادر و فرزند را به خوبی نشان میدهد.

فیلم امکان مینا مجاهدین خلق فرقه رجوی

داستان فیلم “امکان مینا” به بعد از انقلاب و دوران جنگ تحمیلی عراق علیه ایران برمیگردد. این فیلم نیز در قالب یک درام عشقی، مناسبات تشکیلاتی مجاهدین خلق در آن دوران و در جریان موشک باران شهرها توسط صدام حسین و خیانت ها و جنایت هائی که سازمان تحت رهبری مسعود رجوی به انجام رساند را به خوبی به نمایش میگذارد. در این فیلم هم نحوه نگرش فرقه رجوی به موضوع خود و همسر و فرزند به خوبی و با دقت به تصویر کشیده میشود.

عوامل و تولید کنندگان فیلمهای مستند و داستانی از آمریکا، انگلستان، فرانسه، آلمان، ایتالیا، اسپانیا، سوئد، استرالیا و بسیاری کشورهای دیگر در خلال جشنواره به تماشای این دو فیلم نشستند و در پایان نظرات مثبتی در خصوص تولید این فیلم ها ارائه نمودند. آنان این دو فیلم را بسیار خوش ساخت، حرفه ای، تأثیر گذار، با مضمونی کاملا جدید و البته بسیار ضروری و مهم برای نسل جوان میدانستند. حقا باید گفت که در خصوص مخاطب خارجی این فیلم ها خوب عمل کردند.

نظرات در خصوص این دو فیلم جالب توجه بود:

یک آقای آمریکائی مدیر مؤسسه فیلم برداری میگفت که برخی در آمریکا و در غرب که البته منافعی دارند تلاش میکنند تا سابقه تروریستی مجاهدین خلق و ماهیت خشونت طلب این سازمان را نادیده بگیرند. وی اعتقاد داشت که این سازمان یک فرقه تروریست بوده و همچنان هست.

یک آقای کارگردان فرانسوی دو فیلم نمایش داده شده را بی نقص و حرفه ای توصیف کرد و گفت که بازی بازیگران در نقش هایشان کاملا باورپذیر بود. او گفت که فیلم ها به خوبی احساس لازم را به بیننده میدهند و موفق عمل کرده اند.

یک خانم فیلم ساز آلمانی که اتفاقا با نام “مرضیه” خواننده آشنائی داشت میگفت که مجاهدین خلق در غرب چهره واقعی خود را به نمایش نگذاشته اند و لازم است ماهیت آنان که در پوشش کنسرت ها و میتینگ ها و در پس زرق و برق های تبلیغاتی پنهان شده به همگان نشان داده شود.

یک خانم مدیر از رادیو تلویزیون اسلاواکی نمایش فیلم را برای مخاطبان غربی ضروری دانست و گفت که فیلم های زیادی در خصوص گروه های تروریستی ساخته شده اما کافی نبوده و خصوصا در خصوص این گروه و ماهیت فرقه ای آن کم کاری شده است.

یک آقای مدیر یک شرکت فیلم برداری از کشور نروژ میگفت که مریم رجوی تلاش دارد چهره واقعی سازمان را بپوشاند و به فریب افکار عمومی بپردازد. او سفر مریم رجوی به نروژ را به یاد داشت که تلاش میکرد چهره ای جدا از آنچه که هست به نمایش بگذارد.

یک آقای تهیه کننده از کشور ژاپن میگفت که کشور آنها نیز تجربه خونین و غمباری از عمل یک فرقه تروریستی مخوف داشته است که البته هنوز بعد از گذشت چند دهه از واقعه تروریستی متروی توکیو، زخم های روانی آن بر پیکر ملت التیام نیافته است.

یک خانم استرالیائی سناریست میگفت که این دو فیلم در کمال زیبائی اطلاع رسانی خوبی داشت. او میگفت مشکل فرقه های تروریستی در حال حاضر معضل جدی برای دنیای غرب است که ایران تجارب خوبی در این زمینه دارد.

(پایان)

ابراهیم خدابنده الجعفریEbrahim Khodabandeh asks Iraq’s FM Ebrahim Jafari to facilitate family visits for residents of Camp Liberty

شحمانی خدابندهEbrahim Khodabandeh in Baghdad

***

عراق به نمایندگان خانواده های گروگانهای رجوی در لیبرتی قول همکاری دارد

ایسنا به نقل از “اشرف نیوز”، بیست و دوم دسامبر ۲۰۱۴:… و خروج آن از عراق و محاکمه سرکردگانش خواسته همه جناح‌های سیاسی با هر نوع گرایشی است. به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) بنابر اعلام اشرف نیوز، ابراهیم الجعفری طی دیدارش با تعدادی از سرکردگان جداشده گروهک تروریستی منافقی
 
 
ابراهیم خدابنده دسامبر 2014ابراهیم خدابنده، ایران اینترلینک، هجدهم دسامبر ۲۰۱۴:… سازمان محل هائی را از قبل در حومه تیرانا فراهم کرده و افراد را مستقیما به آن مکان ها منتقل نموده و همان ضوابط و شرایط حاکم بر اشرف را در آنجا نیز برقرار کرده است. سازمان تلاش میکند در
 
 
بنیاد خانواده سحر، بغداد، شانزدهم دسامبر ۲۰۱۴:… ابراهیم خدابنده همچنین دیداری با ابراهیم جعفری وزیر امور خارجه عراق بعمل آورد و خواست عاجل خانواده ها مبنی بر برقراری امکان ارتباط با عزیزانشان در اردوگاه لیبرتی را مطرح نمود که با همدردی و قول همکاری ایشان با خا
 
 
انجمن نجات، مرکز تهران، پانزدهم دسامبر ۲۰۱۴:…  سنجابی و خدابنده در خلال گفتگوها و دیدارهای متعدد و گسترده خود در طی دو روز کنفرانس، بعد از ارائه توضیحات و گزارشاتی در خصوص آخرین وضعیت فرقه رجوی، بر ضرورت مبرم برقراری ارتباط فوری قربانیان گرفتار در اردوگاه لیبرتی