معمای بزرگ کشتار 53 اشرفی و 7 مفقود یا فرار بزرگ مسعود

معمای بزرگ کشتار 53 اشرفی و 7 مفقود یا فرار بزرگ مسعود

 Massoud Daliliانجمن نجات، مرکز آذربایجان شرقی، هشتم سپتامبر 2018:… یک مقام ارشد حکومت عراق گفت ” نزاعی در بین نفرات این کمپ وجود داشته و برخی از مهاجمان از داخل کمپ بوده اند. سناریوی دیگر این است که 7نفر مفقود پشت این حمله بوده اند “. دولت بغداد دست داشتن در این واقعه را تکذیب میکند و مقامات می گویند که نزاع داخلی دلیل این رویداد بوده است . چه بر سر … 

مسعود دلیلیWho killed ex MEK member Massoud Dalili? Pentagon must release the key to the UN investigation

UN must investigate Rajavi’s role in the deaths of 53 MEK victims in Camp Ashraf

لینک به منبع

معمای بزرگ کشتار 53 اشرفی و 7 مفقود یا فرار بزرگ مسعود

توسط انجمن نجات مرکز آذربایجان شرقی در 15 شهریور 1397

امروز بیش از 5 سال از واقعه مشکوک کشتار در اشرف می گذرد . 53 کشته و 7 مفقود نتایج این درگیری در پادگان اشرف بود .

هنوز مدارک مستدل و قاطعی در این زمینه وجود ندارد ، تا به طور یقین از کم و کیف آن آگاه شد .

از آنجا که تجربه شخصی سالیانم در پادگان اشرف می گوید ، اولا ایمان دارم که یک روده راست و ذره ای صداقت در بین سران سازمان وجود ندارد . ثانیا در سازمان هر دروغی ، یک توجیه کاملا روتوش شده ، پشتش دارد . نتیجه این که تمامی گفته های سازمان دروغ بوده و فریبی بیش نیست .

پس ابتدا باید بدون توجه به گفته های سازمان ، این واقعه را بررسی کرد .

به گزارش خبرگزاری رویتر در 5آذر 92، یک مقام ارشد حکومت عراق گفت ” نزاعی در بین نفرات این کمپ وجود داشته و برخی از مهاجمان از داخل کمپ بوده اند. سناریوی دیگر این است که 7نفر مفقود پشت این حمله بوده اند “.

دولت بغداد دست داشتن در این واقعه را تکذیب میکند و مقامات می گویند که نزاع داخلی دلیل این رویداد بوده است .

چه بر سر آن هفت نفری که ظاهراً ناپدید شده اند آمده است ؟

اسوشیتدپرس گزارش می دهد که وزیر حقوق بشر عراق شیاء السودانی و مسوول مسائل مجاهدین خلق در دولت عراق جرج باکوس ، هر دو تکذیب می کنند که این افراد در زندان های عراق باشند . بازتین، مأمور سازمان ملل نیز اطلاعی از مکان این افراد ندارد.

دستگاه تبلیغاتی سازمان ادعا میکند که آن ها توسط نیروهای عراقی گروگان گرفته شده اند.

حدس دیگر بر اساس این گمان که مسعود رجوی در آن جا پنهان شده بوده است ، شواهد قوی وجود دارد که اگر سناریوی حمله از بیرون اشرف درست باشد ، هدف از حمله به کمپ اشرف دستگیری و کشتن وی بوده است.

هفت فرد ناپدید شده حلقه ی درونی بسیار نزدیک به رجوی بوده اند . آن ها ” بخشی از نقشه ای از پیش طراحی شده برای نجات دادن وی در صورت رخدادن چنین حملاتی بودند. دیگر اعضا آن جا بودند تا در برابر هرگونه تهاجمی مقاومت کنند و به مسعود رجوی و محافظانش فرصت بدهند تا فرار کنند.”

علاوه بر این ها ، حمله به کمپ اشرف پیش تر نیز توسط سازمان پیش بینی شده بود. اگر واقعاً انتظار چنین حملاتی را داشتند ، چرا پیش از کشته شدن این شمار زیاد از نیروهایشان کمپ را تخلیه نکردند و سر سختانه خواهان بازگشت به اشرف بودند؟

اما در این بین ، سناریوی اول یعنی درگیری درونی و سناریوی دوم ، حمله به اشرف از بیرون ، سناریوی اول دلایل و مستندات قوی و بیشتری دارد .
آنچه که مهم است ، این خون ها همه به خاطر مسعود رجوی ریخته شده است .

رها کردن تنی چند در اشرف ، محصور ، بی دفاع و بی سلاح ، آیا نوعی خودکشی یا نوعی قتل عام نیست ؟

کوبیدن بر طبل اینکه ” آنچه در اشرف و لیبرتی جریان دارد ، عین کارزار سرنگونی است ” ، توسط مسعود رجوی ، چیزی جز عطش سیری ناپذیر او از خون های ریخته شده طی سالیان است ؟

مریم هم که از قلب اروپا پیام می دهد که :

” کاش در کنارتان بودم تا شما را با فرقها و قلبهای شکافته شده در آغوش می کشیدم ”

کسی نیست بگوید که ای عفریته ، کسی که تورا قبل از جنگ به زور اروپا نبرد . دستبند و پابند هم که نبسته بودند . 300 نفر از جگرگوشه ها را هم با خودت قبل از جنگ فراری دادی .

الان این اشک تمساح ها چیست ؟ چرا با احساسات پاک عده ای اسیر در چنگالت بازی می کنی ؟

کجا برای این بی گناهان ، عزا گرفتید ؟ کی یک سوگواری برای کسانی که سالیان جان برکف بودند برگزار کردید ؟

خانواده این عزیزان ماهها در پشت همان سیاج های اشرف ، بست نشستند ، اما دریغ از یک ساعت ملاقات .

مرحوم بهروز ثابت از کسانی بود که از نزدیک با او آشنایی داشتم ، آیا حیف نیست ؟ آیا بهروز و امثال بهروز حق زندگی آزاد را نداشتند ؟

نامه برادر بهروز را برای ثبت مجدد در تاریخ می آوردم ، شاید یک لحظه شرم داشته باشید …

نامه اکبر ثابت ، برادر بهروز ثابت کشته شده در اسارتگاه رجوی.

بنام خدا
من اکبرثابت هستم . تنها برادرم را ازدست دادم . هرچند سالیان از وی بی خبر بودم و درحسرت درآغوش کشیدنش میسوختم ولی دردلم امید وآرزو داشتم که روزی خواهد رسید که وی را ببینم ودرآغوش بگیرم و ببوسم ولی الان همان آرزو هم تمام شد و دیگر بهروز نازنینم را نمی بینم .
قبل ازسال تحویل برغم داشتن مشکلات کاری سختیهای سفر را هم تقبل کردم و برای یک ساعت ملاقات حضوری با بهروزبه عراق رفتم . دوهفته از لابلای سیاج و حصارایجاد شده دراطراف پادگان اشرف دنبال بهروز گشتم آنقدر نگاه کردم که چشمانم باد کرد وخواب نداشتم وآنقدراسم برادرگلم را فریاد زدم که دیگرصدایی ازمن درنمی آمد وفقط به عشق دیدارشب و روز را سپری میکردم ولیکن سران تشکیلات رجوی به رحم نیامدند ونه تنها اجازه ملاقات ندادند بلکه فحش و ناسزا نثارمان کردند که البته شایسته خودشان بود.
الان چه کارکنم بهروزمن نیزقربانی دستگاه فاسد و قدرت طلب رجوی شد و بایستی پاسخگوی خون بهروز باشد واز این بابت ادعای خونخواهی دارم . ادعای دادخواهی دارم .
ازسازمانهای حقوق بشری و وجدانهای آگاه بشری استمداد می طلبم . ازدولت عراق خواستاراین هستم که حداقل با تحویل دادن جنازه برادرم مرهمی بردلهای سوخته من وخانواده ام بگذارد. من اجازه نمی دهم جنازه برادرم درخاک غصبی اشرف مدفون شود اوسالیان درکسوت سربازی برای وطنش انجام وظیفه کرد ودوست داریم درخاک خودش و در زادگاهش مدفون شود.
ای خدا دراین کره خاکی انگاری فریادرسی نیست . به درگاهت پناه میبرم وآرزوی صبروشکیبایی دارم خصوصا قلب شکسته مادرسالمند و بیمارم را خودت تسکین بده.
ازطرف خانواده داغدارومصیبت دیده – اکبرثابت
حیات رجوی ها ، با این خون ها تا به امروز ادامه داشته است و در تجمعات خود هنوز این عکس ها را روی دست خود می گیرند .
در خاتمه ضمن تسلیت به خانواده همه داغداران ، آرزو می کنم نفرین مادران و پدران دل سوخته و حسرت به دل خانواده ها ، دامن ناپاک مسعود و مریم را بگیرد ، دادخواهی و خونخواهی این خانواده ها به یقین روزی به سرانجام خواهد رسید . . .

فرید

*** 

Channel4_News_Mojahedin_Khalq_Rajavi_Cult_MEK_MKO_The shadowy cult Trump advisors tout as an alternative to the Iranian government

MEK_MKO_Maryam_Rajavi_Kidnaped_Canadian_woman_AlbaniaCanadian family asks Top Channel’s “Fiks Fare for help: “MEK mujahedeens took our daughter”

Farid_Totounchi_Mahoutchi_MEK_Iraq_AlbaniaFarid Totounchi (Real name: Mahoutchi) Commander of Saddam’s Private army forcing Somayeh Mohammadi to do a “Forced confession” session in Terror camp in Albania 

Albania: MEK rebrands by assassinating unwanted members

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=8848

سازمان ملل در مورد نقش رجوی در کشتار ۵۳ تن از قربانیان مجاهدین خلق در کمپ اشرف تحقیق کند 

مسعود خدابنده، ایرانیان دات کام، سوم ژانویه ۲۰۱۴: … این ادعای بسیار مضحکی است که گفته شود حمله کنندگان با تکیه بر اطلاعات و با راهنمایی مسعود دلیلی که دو سال قبل فرار کرده است به این محل آمده اند. اطلاعاتی که حتی جزئیات آن هم در دسترس عموم بوده است. این ادعای بسیار مضحکی است که گفته شود آنها وی را با خودشان برای عملیات نظامی و قتل و کشتار آورده بودند در حالی که وی سنی بیش از پنجاه سال داشته …

Door leading to Massoud Rajavi’s hideout in Camp Ashraf
درب ورودی به پناهگاه زیر زمینی رجوی در قرارگاه اشرف

لینک به منبع

(لینک به متن انگلیسی مطلب)

سازمان ملل در مورد نقش رجوی در کشتار ۵۳ تن از قربانیان مجاهدین خلق در کمپ اشرف تحقیق کند

نامه سرگشاده به آقای بانکی مون دبیرکل سازمان ملل متحد

مصونیتی که توسط دول غربی به مسعود رجوی از شروع حضورش در عراق در سال ۱۹۸۶ تابحال داده شده است آنچنان توانی به وی بخشیده که قادر است اعضای سازمان خودش را بکشد و گناه آن را به گردن مقامات عراقی بیاندازد و هیچ ترسی هم از تحقیق، محاکمه و مجازات نداشته باشد.

وقایعی که در روز اول سپتامبر گذشته در کمپ اشرف رخ داد بسرعت بحث انگیز شد چرا که مجاهدین خلق درست بعد از وقوع حمله به کمپ با آمادگی کامل تمامی مطبوعات غربی را با فیلم ها و عکس ها و گزارشاتشان غافلگیر کردند. براستی اگر مجاهدین خلق در این حمله “غافلگیر” شده بودند چرا این همه فیلم و عکس از آن تهیه کرده اند؟

اکنون، یک هفته بعد از آن که مقامات و تیم های تحقیقات نام قربانی شماره ۵۳ این روز را اعلام کرده اند، مجاهدین خلق ناگهان یک باصطلاح “مستند” را سر هم کرده اند که از قطعاتی بسیار کوتاه و کلیپ هایی بی ربط در زمانها و اماکنی مختلف گرفته شده و به هم وصل شده است. هدف این ویدئو بوضوح قابل رویت است. سناریویی نه چندان دلچسب که در فرصتی کوتاه سر هم بندی شده است. در این ویدئو جسد قربانی پنجاه و سوم، مسعود دلیلی، بدون پیراهن و در حالی که مقداری پول ایرانی در کنارش گذاشته شده نشان داده می شود. گوینده مدعی است که این پول را از جیب وی خارج کرده اند. صورت وی بشدت سوخته و قابل شناسایی نیست. گوینده سناریوی مجاهدین خلق توضیح میدهد که که مسعود دلیلی از وجود مخفی گاه زیر زمینی و ضد اتمی مسعود رجوی با خبر بوده و ماموران دولتی عراق را به این محل کشانده تا به این محل مشخص حمله کنند.

و اما داستان این پناهگاه ضد اتمی. این پناهگاه طی سه سال ساخته شده است. یک سال قبل از شروع جنگ اول خلیج فارس شروع شد و طی جنگ ادامه داشت و یک سال بعد از جنگ پایان یافت. این پناهگاه ضد اتمی از روی نقشه ای سوئدی پیاده شده است که در بسیاری از نقاط جهان مشابه آن یافت می شود. تمامی وسائل و تجهیزات این پناهگاه از مواد کاتالیزور برای مستحکم تر کردن بتون مورد استفاده تا وسائل سرمایش و گرمایش و ژنراتورهای خودکفا و حتی دربها و واشرها و فنر های ضد ارتعاش وتوالت ها و آینه های نشکن مورد استفاده در این پناهگاه از طریق فرودگاههای اورلی پاریس و فرونکفورت آلمان به فرودگاه امان در اردن و سپس به عراق آورده شده است. دولت اردن در زمانی که عراق تحت تحریم های بین المللی قرار داشت از این نقل و انتقال کاملا مطلع بود و مسائل آن را حل و فصل می نمود و وزارت دفاع امریکا، پنتاگون نیز کاملا در جریان آن بود. این نقل و انتقالات توسط تیمی تحت مسئولیت علاالدین توران انجام پذیرفت. توران در آن سالها مسئول دفتر مجاهدین خلق در امان و نماینده رجوی در این کشور بود. پنتاگون در زمان بمباران های عراق در جنگ اول خلیج فارس مشخصا به محمد سیدالمحدثین، رابط رجوی با پتناگون، دستور داد تا علائم و پرچم های مشخصی را بر فراز این بنای نیمه کاره نصب کنند تا جنگنده های امریکایی این محل را تشخیص داده و به آن حمله نکنند.

سال ۲۰۰۳ زمانی که نیروهای امریکایی کمپ اشرف را اشغال نمودند این پناهگاه توسط مامورین پنتاگون و سرویس های مختلف دیگر و همچنین نمایندگان ارتش امریکا در عراق مورد بازدید قرار گرفت. این محل بعدا به سران مجاهدین خلق باز پس داده شد و تعهد نمودند که از وجود این محل با نفرات سازمان صحبتی به میان نیاورند. در سال ۲۰۰۹ و زمانی که مسئولیت قرارگاه اشرف از نیروهای امریکایی به نیروهای عراق منتقل گردید، این پناهگاه و جزئیات و اطلاعات مربوط به آن نیز به مقامات عراقی تحویل داده شد. از حدود چند ده تن از نفراتی که همچون من بخاطر دست داشتن در ساخت این محل از وجود آن مطلع بودیم چندین نفر بعد ها جدا شده اند و در مقاطع مختلف اطلاعات آن را بصورت ریز عمومی کرده اند. مشخصات و عکس های ماهواره ای از این مجتمع و بسیاری از مشخصات تکنیکی آن در کتاب “ارتش خصوصی صدام” منتشر شده در سال ۲۰۰۳ و “داستان کمپ اشرف” منتشر شده در سال ۲۰۱۱ آمده است.

این ادعای بسیار مضحکی است که گفته شود حمله کنندگان با تکیه بر اطلاعات و با راهنمایی مسعود دلیلی که دو سال قبل فرار کرده است به این محل آمده اند. اطلاعاتی که حتی جزئیات آن هم در دسترس عموم بوده است. این ادعای بسیار مضحکی است که گفته شود آنها وی را با خودشان برای عملیات نظامی و قتل و کشتار آورده بودند در حالی که وی سنی بیش از پنجاه سال داشته است. این ادعای بسیار مضحکی است که گفته شود نیروی مهاجم با خودش “اسید” آورده بوده تا عمدا صورت یکی از نفرات خودشان را بسوزانند و البته مضحک است که پولی ایرانی که در کنار جسد وی گذاشته شده است برای گرفتن یک تاکسی در ایران کفاف نمیدهد چه رسد به عراق. براستی چرا فردی باید در چنین عملیات و ماموریتی “ارز خارجی” در جیبش بگذارد؟

برای من و برای هر آنکس که با مجاهدین خلق سرو کار داشته است کاملا مشخص است که مسعود دلیلی، نفر ثبت شده در دفاتر سازمان ملل متحد و صلیب سرخ و دولت عراق در بغداد، بعنوان کسی که توانسته از مجاهدین خلق فرار کند و کسی که ناگهان در بغداد گم شده است، یا به اجبار و یا با حیله توسط عوامل مجاهدین خلق به کمپ اشرف برده شده است. بسیاری از اعضای سابق این گروه از مواردی که تلاش مجاهدین برای دزدیدن آنها به شکست انجامیده شکایت کرده اند. از آن جمله دکتر مسعود بنی صدر در لندن و خانم بتول سلطانی در بعقوبه عراق.

شکی نیست که وی در این محل زندانی شده و وقتی آنها متوجه شده اند که چاره ای جز سر به نیست کردن وی ندارند سعی کرده اند تا مدارک و شواهد حضور وی در قرارگاه و از جمله صورت وی را از بین ببرند. بخاطر داشته باشیم که مجاهدین خلق تا زمانی که مقامات عراقی خودشان موفق شدند جنازه دلیلی را شناسایی کنند هرگز به این مسئله اعتراف نکردند در صورتی که همه حاضرین به این مسئله واقب بوده و وی و چهره وی را به خوبی می شناختند. مجاهدین خلق به محض شنیدن خبر محققین عراقی مبنی بر اعلام هویت مسعود دلیلی با دستپاچگی ویدئویی هالیوودی ارائه میدهند تا شاید بتوانند واقعیت ها و جنایاتی را که انجام داده اند تحت الشعاع قرار دهند. جالب است که گوینده این نوار هالیوودی کسی نیست جز حسن نظام الملکی، شکنجه گر و جلاد دستگاه صدام حسین. حسن نظام الملکی از سوی قوه قضایی کشور عراق به اتهام چندین مورد جنایت مستقیم تحت تعقیب است.

یکی از اشتباهات مسعود دلیلی این بود که پس از فرار از مجاهدین خلق حاضر نشد در هتل مهاجر بغداد، جایی که بقیه نجات یافتگان مستقر بودند بماند. این محل در آن زمان تحت حفاظت بالای نیروهای عراقی بود و محل امنی محسوب می شد. متاسفانه وی تمامی هشدارهای نفرات جداشده دیگر را که میخواستند به وی بقبولانند که بودن جداشدگان در کنار یکدیگر و تحت حمایت نیروهای عراقی مطمئن تر است را نادیده گرفت و خواستار انتقال به هتل و محلی به غیر این مکان شد. مکانی که در هر صورت از حفاظت کمتری برخوردار بود.

شواهد و مدارک متعدد و جدی ای وجود دارد که کمترین آن همین فیلم تولیدی خود مجاهدین خلق است که بصورت دستپاچه واکنشی تهیه شده است. همه شواهد و مدارک دال بر این هستند که مسعود دلیلی مشخصا توسط نفرات خود سازمان مجاهدین خلق کشته شده است.

با توجه به این شواهد و با توجه به مسائل کشف شده در مورد بقیه کشته شدگان این واقعه عجیب و غیر قابل توضیح اکنون دیگر می توان گفت که بسیار محتمل است مجاهدین خلق در قتل بقیه آنها هم بنوعی دخیل بوده باشند. بنابراین بسیار واجب و لازم است که این واقعه بصورت فوری و بشکل کاملا شفاف و دقیق مورد تحقیق قرار گیرد.

مقامات سازمان ملل از دولت عراق خواسته اند تا از طرف این سازمان تحقیقات در این زمینه را انجام بدهد ولی همین مقامات سازمان ملل از فراهم کردن شرایط چنین تحقیقی خودداری می کنند. عراقی ها میدانند و میگویند و مقامات دفتر سازمان ملل در بغداد هم میدانند و میگویند که پنتاگون و امریکا در این قضیه عملا سد راه تحقیقات شده اند. ۴۲ تن نجات یافتگان از واقعه اشرف به کمپ لیبرتی منتقل شده اند. اینها شاهدین عینی تمامی ماوقع هستند و همه این ها شخصا مسعود دلیلی را از نزدیک می شناخته اند. از زمان وقوع این حمله در اشرف تا بحال هیچ کس از این نفرات خبری ندارد و با آنها ملاقاتی نداشته. این افراد تحت فرماندهی و هژمونی فرماندهان مجاهدین خلق در کمپ لیبرتی هستند. تاریخچه خشونت بار روابط داخلی مجاهدین خلق و مصونیت مسعود رجوی در قبال کشتار نفرات خودش چنین نشان میدهد که بسیاری از این افراد در کنار افراد ناراضی درون کمپ در پشت درب های بسته تحت فشار و بد رفتاری قرار دارند. چند نفر دیگر باید کشته شوند؟

ما اعضای نجات یافته از فرقه و خانواده های گروگانها در کمپ لیبرتی از شما درخواست می کنیم تا از موقعیت خود بعنوان دبیرکل سازمان ملل متحد استفاده نموده در مقابل وزارت دفاع امریکا، پنتاگون، بایستید و چنین تحقیقی را با فشار و قدرت سازمان ملل به جلو ببرید تا جایی که به نتیجه برسد. خواستار دستیابی تیم های تحقیق و بازجویی به ۴۲ تن نجات یافتگان این واقعه و دیگر نفراتی که می توانند کمکی در این را ه باشند شوید. این تنها راه دست یابی به واقعیت است و آنچه واقعا در روز اول سپتامبر ۲۰۱۳ در کمپ اشرف بوقوع پیوست.

داستان کمپ اشرف صفحه 240Satellite image of Rajavi’s compound and explanations from the book “The Life of Camp Ashraf” published 2011
عکس ماهواره ای و توضیحات مجتمع استقرار مسعود رجوی و پناهگاه ضد اتمی آن در کتاب “داستان کمپ اشرف” منتشر شده در سال ۲۰۱۱

همچنین:

خروج سازمان مجاهدین خلق از عراق بعد از ۳۰ سال

مسعود خدابنده بی بی سیلینک به ویدئو در سایت بی بی سی

کیهان لندن – خداحافظ بغداد، سلام تیرانا

https://youtu.be/bQKaQTYVik4

مسئول واقعی حمله به لیبرتی کیست؟

https://youtu.be/26Mps-OQLTU

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=26532

چکیده بیانات مسعود خدابنده عضو ارشد سابق مجاهدین خلق 

Massoud Khodabandehانجمن نجات، مرکز تهران، بیست و ششم اوت ۲۰۱۶:…  ارقام اعلام شده دستمزد لابی ها، فیلم های مخفیگاه رجوی در کمپ اشرف و مقایسه آن با وضعیت بهداشتی- درمانی و زندگی روزمره اعضای فرقه. همچنین عدم استفاده از ثروت فرقه یک حرف است، به بردگی کشیدن فردی به مدت سه دهه بدون هیچ گونه حقوق، مزایا، بازنشستگی، تعطیلات و …. حرفی دیگر. نخست آن که این گروه تا بن استخوان فرقه ای و از مخرب ترین انواع آن است و دوم … 

بعد از بیش از سه دهه وعده و وعید: رجوی نهایتا اعضا و هواداران فرقه اش را به آخرت حواله داد 

لینک به منبع

چکیده بیانات مسعود خدابنده عضو ارشد سابق مجاهدین خلق

در مصاحبه با سایت ندای حقیقت، ۱۸ فوریه ۲۰۱۴

۱- از القای روانی جهت جذب، حفظ و کنترل اعضایش استفاده می کند.امروزه بسیاری معتقدند که گروهی که آن را مجاهدین خلق می نامند در اساس یک فرقه خالص و کامل است که سعی می کند برای رد گم کردن، ادای یک سازمان را در آورد.
فرقه (کالت یا سکت) گروهی است که تمام پنج کاراکتر زیر را دارا باشد و البته ممکن است در فرقه ای به طور استثناء یک یا دو موردش هنوز هویدا نشده باشد ولی طبیعی است که اگر هر پنج مورد را داشت شکی در تعریف باقی نمی گذارد.

در مورد فرقه رجوی به جلسات مغزشویی، انقلاب ایدئولوژیک، نشست های به اصطلاح عملیات جاری و گزارشات روزانه و …. اشاره می کنیم که در واقع یکی از پیشرفته ترین روش های القای روانی را پیاده کرده و می کند.

۲- یک جامعه بسته توتالیتر تشکیل می دهد.

کمپ های لیبرتی و اشرف نمونه آن است. این جماعت در قرارگاه مریم در اورسوراواز یونیفورم نظامی می پوشند و کسانی هستند که قریب ده سال است از این محل خارج نشده اند. زیر خیابان بین دو قسمت قرارگاه تونل زده اند که برای رفتن از یک بخش به بخش دیگر مجبور نشوند از درب خارج شده و از خیابان عمومی عبور کنند.

۳- رهبر آن خود انتصابی، دگماتیک، قدسی مآب، غیر قابل پیش بینی، و دارای کاریسما می باشد.

تصاویر نشست های رجوی و زنش همچنین سخنان این دو در ویدیوهای منتشر شده فرقه را نگاه کنید.

۴- اعتقاد دارد که “هدف وسیله را توجیه می کند” و به هر وسیله ممکن پول در آورده و افراد را جذب می نماید.

یکی دو فقره از جرایم رجوی از جمله دزدیدن نفرات از ترکیه به نام کاریابی و به بردگی کشیدن آن ها در عراق و یا مجبور کردن اسرای جنگ ایران و عراق به کار کردن بدون مزد در منطقه می باشد. نمونه ای مثل دارو مخدر خوراندن به ندا حسنی دختر جوان کانادایی و به آتش کشیدنش در خیابان های لندن با هدف تاثیر گذاشتن بر وزارت کشور فرانسه که مریم رجوی را آزاد کند مسلما کمتر به “توجیه وسیله” و بیشتر به “قتل عمد و برنامه ریزی شده” شبیه است.

۵- ثروت فرقه استفاده ای به اعضای آن یا جامعه نمی رساند.

ارقام اعلام شده دستمزد لابی ها، فیلم های مخفیگاه رجوی در کمپ اشرف و مقایسه آن با وضعیت بهداشتی- درمانی و زندگی روزمره اعضای فرقه. همچنین عدم استفاده از ثروت فرقه یک حرف است، به بردگی کشیدن فردی به مدت سه دهه بدون هیچ گونه حقوق، مزایا، بازنشستگی، تعطیلات و …. حرفی دیگر

نخست آن که این گروه تا بن استخوان فرقه ای و از مخرب ترین انواع آن است و دوم آن که وقتی فرقه (یا سکت) می گوییم منظور مثلا یک کلاهبرداری نیست که یک شرکت هرمی درست کرده است، منظور یک قاتل که بیست نفر را کشته است نیست، منظور یک قاچاقچی که چند هزار نفر را معتاد کرده است نیست، منظور جریان مخربی است که در این مثال مشخص بیش از ۱۲۰۰۰ ایرانی را به قتل رسانده، بیش از ۲۵۰۰۰ عراقی را به خاطر صرفا مبلغی که فرضا صدام می پرداخته کشته و انبوهی از ملیت های اروپایی، امریکایی و حتی افرادی از کنیا و پاکستان و افغانستان را به کام مرگ فرستاده است. جریانی که امروز رسوا شده حتی نفرات خودش را به خاطر کوچکترین بیان تفکرات ذهنی زندانی و شکنجه کرده و به قتل رسانده و البته بالاتر از همه این ها تهدیدات فرهنگی- ارزشی یک فرقه مخرب است که در صورت میدان دیدن می تواند به راحتی نسلی را و فرهنگی را از بین ببرد.

وقتی می گوییم سازمان، آن هم سازمان سیاسی (یا اقتصادی یا نظامی)، یک مشروعیت ناخودآگاه به آن داده می شود. انگار این سازمان حق دارد مثلا در مورد درست یا غلط بودن سیاست های کشوری مثل ایران یا عراق یا هر جای دیگر اظهار نظر کند. این اظهار نظرها به نفع خودش است و می خواهد به آن دامن بزند لذا در مورد هر مسئله ای از اتفاقات افریقای جنوبی تا شمال امریکا و از سوریه تا لبنان و عراق و عربستان اطلاعیه می دهد و اظهار نظر می کند. (بدون این که حاضر باشد سالی پنج دقیقه به انتقادات درونی خودش بپردازد یا بگوید اصلا هدف، استراتژی و تاکتیک هایش در هر مقطعی چیست و این اظهارنظرهای متناقض از کدام دیدگاه و خواستگاهی نشات می گیرند).

یک تاجر “ورشکست به تقصیر” در قوانین مدنی هر کشوری (از جمله ایران) تا مدت ها نه “حق انتخاب شدن” دارد و نه “حق انتخاب کردن”. دزد و کلاهبردار و قاچاقچی و راهزن و قاتل و رهبر فرقه که دیگر جای خود دارند. آخرین حرفی که رجوی به عنوان رهبر یک فرقه تبهکار و مخرب می تواند حق به زبان راندنش را داشته باشد، حرف سیاسی است. اگر آخرین روز مبارزات سیاسی در جهان باشد هیچ گروه سیاسی ای (از هیچ کشوری) حق ندارد به خاطر منافع مقطعی از چنین گروه خطرناکی حمایت و یا استفاده ابزاری کند (انتقادی که به محافل جنگ طلب اسرائیلی امریکایی از درون همین کشورها وارد می شود). سازمان سیا یا موساد برای تخلیه اطلاعات کشورهای دیگر “مزدور فارسی زبان” استخدام می کنند ولی حقوق و مزایای مزدور را دست خودش نمی دهند، بلکه یک سری را به زور مجبور به “تروریست بودن” می کنند و بعد حقوقشان را هم دست رجوی می دهند. به عبارتی در قرن بیست و یکم به تربیت “گلادیاتور و برده” مشغولند.

در مورد این گروه کلمه “منافقین” توصیف مناسبی است و استفاده از کلمه “مجاهد” یکی دیگر از دزدی های فرقه رجوی است. نجات یافتگان از فرقه مدتی طول می کشد تا بفهمند چه بلایی سرشان آمده است. وقتی کتابی در مورد فرقه ها به دستشان می رسد تا مدتی شوکه هستند. افرادی فکر کرده اند دوستان جدا شده این مطالب را با نام مستعار نوشته اند و بسیاری تا مدت ها فکر می کنند نویسنده خارجی و مثلا فرانسوی زبان کتاب را در مورد مجاهدین خلق نوشته است ولی بعد متوجه می شوند محققی مثل استیو حسن کتابش را در مورد فرقه ها به صورت عام نوشته و اصلا مجاهدین خلق را نمی شناخته و نه می خواهد که بشناسد. لذا افراد جدا شده از فرقه به این نتیجه می رسند که:

اولا “همه فرقه ها در بنیان مشابه یکدیگر عمل می کنند”

ثانیا “مجاهدین خلق یک فرقه مخرب واقعی است”.

اولیه ترین و اصلی ترین قربانیان فرقه ها (از جمله این گروه) اعضای خود فرقه هستند. فرقه رجوی ۲۵۰۰۰ عراقی را به قتل رسانده است. خانواده های این قربانیان اکثرا از جگر گوشه های خود به عنوان “شهدای مبارزه علیه صدام” و “شهدای ملت و کشور عراق” یاد می کنند. کسانی که خونشان توسط دشمنان شان ریخته شده و کسانی که با شهادت شان سدی را شکسته و راهی را باز کرده اند. ولی خانواده اعضای مجاهدین خلق که توسط رهبران فرقه در ابوغریب شکنجه شده اند و بعد هم اعدام شده اند چه بگویند؟ به جز آن که بگویند “قربانیان مضاعف” یا “خونهای هدر رفته”. این ها را به اصطلاح دوستانشان به قتل رسانده اند نه دشمنانشان. حتما این ها زمان تسلیم جان دردشان بیشتر بوده است زیرا زخم زبان دوست صد بار از کشیده دشمن دردش بیشتر است چه رسد به شکنجه شدن توسط دوست.

آقای علی قشقاوی از نجات یافتگان فرقه رجوی و از زندانیان سابق ابوغریب (روی سلولش به جای اسمش نوشته شده بود ودیعه جماعت رجوی. دفتر زندان و مدارک سلول و غیره هم الان در موزه در عراق موجود است) می گوید: قبل ازانتقال به ابوغریب، هر روز مرا شکنجه می کردند. اوایل باورم نمی شد که کتک می زنند، فکر می کردم دوستانم سعی می کنند چیزی که نمی فهمم و قبول نمی کنم و زیر بار نمی روم را به من بفهمانند و قصدشان خیر است. تا این که دستم شکست و درمان نکردند و شکنجه را ادامه دادند و .. کم کم متوجه شدم، دوستان دیروز شکنجه گران امروزم شده اند.
مسعود دلیلی از فرمانده های حفاظت رجوی، دو سال قبل موفق به فرار شد ولی عوامل فرقه وی را از هتل بغداد دزیدند و مجددا به قرارگاه اشرف بردند. او را بعد از دو سال زندان و شکنجه به طرز فجیعی به قتل رسانده و صورتش را سوزاندند تا شاید نیروهای عراقی هویت وی را کشف نکنند بالاخره هویت او مشخص و اعلام شد همچنین آثار شکنجه بر بدنش هویدا بود. غیضی که رجوی نسبت به مسعود دلیلی داشته و هنوز بعد از قتلش هم دارد، نسبت به سران حکومت ایران ندارد. فرار مسعود دلیلی برای رجوی بوی تهدید و الرحمان می آورد ولی “مبارزه با جمهوری اسلامی” برای رجوی بهانه ادامه سلطه بر فرقه و راه نان در آوردن است. فرق می کند، از اولی وحشت دارد و به دومی نیاز.

رجوی می داند که تهدید فرقه اش نه سپاه پاسدارن ایران است و نه ارتش عراق. تهدیدش کسانی هستند که سه دهه سرشان کلاه گذاشته و یا حتی مجبورشان کرده خار بخورند و بار ببرند. به قول او و زنش مریم بالاخره یک روز یکی از همین ها سرشان را خواهند برید، نه به خاطر علاقه مفرط شان به جمهوری اسلامی یا حکومت عراق بلکه به خاطر غیضشان از کثافتکاری های رجوی و معاونینش.
مریم رجوی در پاریس دستور حذف فیزیکی نجات یافتگان و جداشدگان از فرقه را اعلام کرده است. به این دلیل که نمی خواهد ممر خودش را هم ببرد می گوید “سرنگونی جمهوری اسلامی” از “حذف منتقدین و جداشدگان” می گذرد. چرا؟ زیرا جداشدگان “رهبری مقاومت” را هدف قرار داده اند. در واقع هدف فرقه رجوی، هدف سیاسی نیست. هدف “مسعود و مریم رجوی” و “حفظ راس فرقه به هر قیمتی” و هدف “بقای فردی به قیمت قربانی کردن جمع” است. اصل نه ایران است نه حقوق بشر است نه مردمند و نه حتی “سازمان مجاهدین خلق ایران” این ها “وسیله” اند. “هدف” صرفا یکی است و آن “رجوی” است. فرد پرستی در مقابل خدا پرستی، فدای جمع به خاطر فرد و الی آخر.

گناه کسانی که برای امر خیر کمربند بسته بودند ولی سرشان کلاه رفته و ناخود آگاه به خدمت مثلا صدام گمارده شده اند؛ با شخص رجوی که آن ها را برده و پشت پرده به صدام حسین فروخته و مابه ازای عملیاتشان مخفیانه وجه و مزد گرفته، فرق می کند.

رجوی آدم معمولی نیست، موجودی متفاوت است. شناختش هم فرق می کند. مرضش پیچیده و بسیار خطرناک است. رجوی هیچ مرزی در هیچ زمینه ای ندارد الا حفظ خودش.

دستگاهی که محور عالمش “من” است و “جهان” به خاطر “من” به وجود آمده در نشست های صلیب، رجوی ادعای امام زمانی می کرد و بعدها به خودش ترفیع داد و این اواخر، خود خدا شده بود. رجوی، مریضی است که از “داشتن” خسته نمی شود و “نداشتن” بقیه را به “داشتن” خودش مصادره می کند.

رجوی تمام سرمایه اش “ترور و خشونت” و “مرز و جاسوسی” است

“حمایت اسراییل و لابی اسراییل” هم به خاطر این سرمایه “ترور و خشونت” و “مرز و جاسوسی” است و اگر این مولفه را برداریم، رجوی و نفرات باقی مانده اش در هیچ دستگاه نبوغ سنج سیاسی ای قابل اندازه گیری نیستند مگر این که شاخص منفی هم دارند.

کلاسیک فرقه ها، برای چیره شدن بر سوژه و یا فردی که هدف قرار داده شده، آن است که باید محیط ارتباطی او را محدود کرد که تحت عناوین مختلف و با ایجاد وابستگی های مادی و معنوی (بستن حساب بانکی، زندگی جمعی در خانه تیمی، گرفتن چک و بدهکاری، تهدید زن و شوهر و فرزند و ….) عملی می شود.

رجوی بنیان ایدئولوژی و روش کاری اش بر دروغ و ترس استوار است. همه کسانی که جدا شده اند “دشمن” هستند. همه مقامات عراقی “دشمن” هستند و همه مسئولین سازمان ملل و صلیب سرخ و …. “دشمن” هستند. القاء این مزخرفات با شستشوی مغزی و اخبار غلط و فشارهای روانی انجام می شود ولی القاء این که “مادرت دشمن است” یا “برادرت دشمن است” به راحتی انجام نمی شود. ایزولاسیون فکری شخص با شنیدن صدای برادر ترک برمی دارد. انزوای فکری و ترس از عالم و آدم با شنیدن نام و شماره تلفن مادر و یا فرزند از زبان مأموری که زیر پرچم سازمان ملل و صلیب سرخ نشسته سلطه فکری رجوی را مثل برف آب می کند.

محمدی

*** 

مسعود رجوی در حال مبارزهچراغ خاموش کردن رجوی (امام حسین نه شب عاشورا غیبش زد و نه ده سال بعد از زیر قبای یزید نوار صوتی داد)

 همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=25974

جنجال بزرگ برای اینکه مجاهدین خلق نمیتوانند ثابت کنند رهبرشان مسعود رجوی زنده است

 مسعود خدابنده، هافینگتون پست، پانزدهم ژوئیه ۲۰۱۶:… اینکه رجوی واقعا مرده یا قابل کشته شدن باشد معلوم نیست – فقط خود او میتواند به این سؤال پاسخ بدهد – ولی حالا جسم و روح او و تمامی سازمانش قطعا در دستان مقتدر شاهزاده سعودی است. اگر او هنوز زنده باشد، تنها نقش رجوی، رابط بودن است تا به همسرش از جانب سعودی ها آنچه باید انجام … 

Maryam Rajavi Saddam's private army NCRICouncil of Foreign Relations, 2014: Mujahadeen-e-Khalq (MEK). Backgrounders

لینک به متن اصلی (انگلیسی)

نشریه آمریکائی هافینگتون پست

جنجال بزرگ برای اینکه مجاهدین خلق نمیتوانند ثابت کنند رهبرشان مسعود رجوی زنده است

۱۳ ژوئیه ۲۰۱۶

مسعود رجوی

نوشته مسعود خدابنده مدیر مشاوران استراتژی خاور میانه

با همکاری آن خدابنده

ترجمه ابراهیم خدابنده

مسعود خدابندهمسعود خدابنده

گردهمائی بزرگ مریم رجوی در پاریس در ۹ ژوئیه با وعده قطعی تغییر رژیم در ایران همراه بود. اما در عوض این گردهمائی به یک جنجال بزرگ از نوعی دیگر بدل گشت. این نمایش تبلیغی سالانه، مهارت های تبلیغی رجوی برای تضمین ادامه جذب کمک های مادی از جانب ارباب تغییر رژیم را نشان داد. اما امسال یک تفاوت اساسی بخاطر حضور اعلام نشده شاهزاده ترکی الفیصل، سفیر سابق سعودی در انگلستان و آمریکا وجود داشت. قطعا او فردی نبود که از فهرست سخنرانان یک آژانس انتخاب شده باشد.  

امسال، شرکت شاهزاده ترکی همه چیز را برای مجاهدین خلق تغییر داد. حداقل بخاطر حضور علنی عربستان سعودی به عنوان یک رژیم سرکوبگر، خصوصا در قبال زنان. ترکی اصرار داشت تا مکان گردهمائی از ویلپن به بورژه به دلایل امنیتی تغییر یابد. او سپس آرایش صحنه و میز سخنرانان را هم تغییر داد. ناگهان یک نفر دیگر مسئول برگزاری مراسم شد. مریم ابتدا واهمه ای نداشت و حتی از اینکه یک مهمان برجسته داشته باشد خوشحال بود. او مراسم را با تعریف و تمجید از شوهرش مسعود رجوی آغاز کرد. او در حالیکه در برابر تصویر بزرگ وی در محل ژست گرفته بود شعار داد “شیر همیشه بیدار – خدا ترا نگهدار”. این همان چیزی بود که انتظارش میرفت. اگر چه مسعود رجوی بعد از اشغال عراق توسط نیروهای ائتلاف در سال ۲۰۰۳ ناپدید شد، اما همچنان به عنوان رهبر واقعی مجاهدین خلق شناخته میشود که همسرش نفر دوم است.  

وقتی نوبت به شاهزاده سعودی رسید تا سخنرانی کند، او از مریم رجوی خواست تا در پائین در کنار مابقی شرکت کنندگان بنیشند و به سخنرانی او گوش دهد. او تلاش میکرد به هیچ وجه همراه با مریم رجوی در عکس ها ظاهر نگردد. ترکی رئیس سابق اطلاعات سعودی، که هنوز هم در این رابطه فعال است، به زیرکی و زرنگی مشهور است. به عنوان سفیر در واشنگتن او برخی آمریکائی ها را متقاعد کرد تا در خصوص ۱۱ سپتامبر به جای عربستان ایران را مجازات کنند. گفته میشود که او هرگز خارج از نوشته صحبت نمیکند. لذا هیچ شکی نیست که وقتی او دوبار مرگ مسعود رجوی را اعلام نمود اشتباه نکرده است. واژه “مرحوم” – که در زبان عربی برای ابراز تسلیت استفاده میشود – ظاهرا ناشیانه، و البته عامدانه، در جمله اش گنجانده شده بود.

تا آن لحظه مریم رجوی که سرخوش از گردهمائی بود از موضوع اطلاعی نداشت. عدم عکس العمل از جانب وی در بار اول که موجب شد تا ترکی مجددا رو به وی کرده و بگوید “مرحوم مسعود رجوی”، نشان میدهد که او بار اول متوجه نشد که طرف چه میگوید. بار دوم دوریالی اش، همراه با لبخندش، افتاد. واضح است که ترکی از پیش با مجاهدین خلق در خصوص محتوای سخنرانی اش صحبت نکرده بود. و اگر او اشتباه کرده بود، بعد از سخنرانی زمان به حد کافی برای تصحیح این اشتباه وجود داشت. که البته او این کار را نکرد.

لذا، این کار به چه معناست؟ آیا مسعود رجوی مرده است؟ و اگر چنین است، چرا همسرش این موضوع را نمیداند؟ و اگر او میداند، چرا حرفی نزده است؟ مهمتر اینکه، چرا شاهزاده ترکی این موضوع را در خلال مهمترین مراسم مجاهدین خلق علنی کرد؟

اگرچه حمایت سعودی ها از مجاهدین خلق به زمان صدام حسین باز میگردد، این رابطه هرگز علنی نشده بود. (شاهد این مدعی اینست که مجاهدین خلق سالهاست، و خصوصا در ماه های اخیر، که از شبکه تلویزیونی العربیه به عنوان بلندگوی خود استفاده میکنند). تحلیلگران حدس میزنند که شاهزاده ترکی به این علت در مراسم مجاهدین خلق شرکت نمود تا علنا خود را صاحب جدید گروه معرفی نماید.

بعد از سقوط صدام حسین، مجاهدین خلق به یک حامی جدید نیاز داشتند. مسعود رجوی خدمات گروه خود را به اسرائیل، نومحافظه کاران و البته عربستان سعودی فروخت. به این علت مشاهده کردیم که از مجاهدین خلق در مذاکرات هسته ای ۱+۵ با ایران استفاده شد. زمانی که توافق حاصل گردید، ندای ضد ایرانی متوجه نقض حقوق بشر شد. متأسفانه برای حامیان مجاهدین خلق، این گروه خود دارای سوء سابقه در این رابطه است که در گزارش دیدبان حقوق بشر و مؤسسه RAND نقض حقوق بشر و تضییقات فرقه ای در درون سازمان منعکس می باشد. به عنوان یک اپوزیسیون قلابی، این گروه آنقدر در میان ایرانیان افشا شده است که خود دارای اپوزیسیون است.

با ظهور داعش و سایر دسته ها و گروه های خشونت طلب در سوریه و عراق، مجاهدین خلق فرصت های تازه ای یافتند. مریم رجوی پیشنهاداتی به ارتش آزاد سوریه داد. مدتی اینطور به نظر میرسید که گوئی مجاهدین خلق میتوانند از یک پایگاه جدید در آلبانی استفاده نمایند که در آن نیروهای جنگجوی پا به سن گذاشته و البته عمیقا رادیکال در اردوگاه لیبرتی در عراق را مستقر نمایند. ایده این بود که امکانات آموزشی و لجستیک برای گروه های جدید تروریستی در کشورهای حاشیه اروپا ولی نزدیک به خاور میانه فراهم گردد. این کار زمانی که متخصصان آلبانی آنرا در تلویزیون ملی آلبانی افشا کردند متوقف شد.

وقایع در خاور میانه همه چیز را تغییر داده است. عربستان سعودی جلو آمده و راز تهدیدات پنهان یک تقابل نظامی با ایران در منطقه برملا شده است. ولی عربستان سعودی با برخورد سرد ایالات متحده روبرو شد، سعودی ها مجبور شدند به دنبال متحدان دیگری برای این ماجرا بگردند. در حالیکه ترکی خیلی خوب میداند که مجاهدین خلق چیزی بیشتر از یک ماشین تبلیغات برای تحریک ایران نیستند، اما ظاهرا برای آن ها بهتر از هیچ هستند.

حضور ترکی در گردهمائی مریم رجوی بیانگر اینست که هر کس قبلا عروسکگردان رجوی بود – ظاهرا سرویس های اطلاعاتی در غرب – حالا وی را تحویل سعودی ها داده است. این کار در سال ۱۹۸۶ وقتی رجوی از فرانسه اخراج و تحویل صدام حسین شد تا علیه ایران بکار گرفته شود نیز اتفاق افتاد.

مسعود رجوی، که در این گونه مسائل خیلی ساده لوحانه عمل میکند، فکر کرد که میتواند اربابان قبلی را حفظ نموده و در عین حال در پروژه های جدید با سعودی ها هم کار کند. اما در عوض، متخصصان امور مجاهدین خلق اعتقاد دارند که مریم رجوی پیام ترکی را به این صورت گرفته است: “اربابان قبلی دیگر نیستند و همگی رفته اند. فقط من هستم. و دستگاه اطلاعاتی سعودی رفتار صدام حسین را با تو نخواهد داشت. در آن زمان تو دارای یک نیروی رزمنده در عراق بودی که آماده تهاجم به ایران بود. حالا تنها خاصیت تو یک کانال تبلیغی است. ما حتی با تو نرمش اسرائیل یا انگلستان یا آمریکا را هم نشان نخواهیم داد. پس حالا برای اینکه موقعیت خودت را به عنوان برده من درک کنی الان مرگ شوهرت را اعلام کردم. حالا، فکر نافرمانی را از دستورات من را از سرت بیرون کن. مرگ واقعی او هر زمان میتواند اتفاق بیفتد”.

اینکه رجوی واقعا مرده یا قابل کشته شدن باشد معلوم نیست – فقط خود او میتواند به این سؤال پاسخ بدهد – ولی حالا جسم و روح او و تمامی سازمانش قطعا در دستان مقتدر شاهزاده سعودی است. اگر او هنوز زنده باشد، تنها نقش رجوی، رابط بودن است تا به همسرش از جانب سعودی ها آنچه باید انجام دهد را برساند. اگر او مرده باشد، یک واسط دیگر براحتی این کار را خواهد کرد. سعودی ها، مانند صدام حسین، اهمیت زنان را در حد  بز و میش میدانند. لذا قابل تصور نیست که آنان مستقیما با مریم به عنوان به اصطلاح رهبر فمینیست یک گروه که برای خدماتش پول می پردازند وارد معامله بشوند.

چند روزی از زمان اتفاق جنجال بزرگ می گذرد. واکنش مجاهدین خلق بعد از گردهمائی تقریبا عصبی بوده است. آنان پیام های خود را به جاهائی فرستاده اند که معمولا با آنها قهر هستند – صدای آمریکا و بی بی سی –  تا تأکید نمایند که بی شک رجوی زنده است. علیرغم این، مجاهدین خلق هنوز نتوانسته اند صحت این ادعا را ثابت نمایند. یک نفر این وسط دروغ میگوید.

حقیقت اینست که برای هیچ کس در خارج از مجاهدین خلق واقعا مرده یا زنده بودن مسعود رجوی اهمیتی ندارد. ولی برای هواداران وی، واقعیت تلخی که پیش رو دارند مهم است.  اگر مجاهدین خلق نتوانند ثابت کنند – با صدا یا تصویر – که رهبرشان زنده است، یا در مقابل اعلام نمایند که او مرده است، این بدان معناست که کل سازمان مرده است. چرا که اگر آنان این کار ساده را نتوانند انجام دهند، چگونه میتوانند به وعده تغییر رژیم تحقق ببخشند؟

شاهزاده ترکی الفیصل و آرم مجاهدین خلق

*** 

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24090

آیا آلبانی میتواند به تعهداتش عمل نماید و مانع هجوم تروریست ها به داخل اروپا گردد؟ 

Can Albania deradicalise Mojahedin Khalq Rajavi cultمسعود خدابنده، هافینگتون پست، ششم مارس ۲۰۱۶:… این واقعیت را نمیشود نادیده گرفت که اعضای مجاهدین خلق به شدت رادیکال میباشند. آنان پناهندگان عادی نیستند. آنان به حد کافی در عراق توسط رژیم صدام حسین برای اقدامات تروریستی بعلاوه جعل، تخلیه اطلاعات، عملیات نظامی و حتی روش های شکنجه آموزش دیده اند که این واقعیت آنان را بیش از حد خطرناک می سازد. علاوه بر همه اینها، ماهیت رهبری مجاهدین  … 

لینک به متن اصلی (انگلیسی)

آیا آلبانی میتواند به تعهداتش عمل نماید و مانع هجوم تروریست ها به داخل اروپا گردد؟

مسعود خدابنده – مشاوران استراتژی خاورمیانه      

Can Albania deradicalise Mojahedin Khalq Rajavi cult

کشور آلبانی در شرق اروپا واقع شده و در سال ۲۰۰۹  درخواست عضویت در اتحادیه اروپا را نموده است. به عنوان فقیرترین کشور اروپا و داشتن بالاترین میزان فساد، کار بسیار زیادی باید صورت گیرد تا این کشور ۳ میلیون نفری در اتحادیه اروپا پذیرفته شود.

دیدار اخیر وزیر خارجه آمریکا جان کری نشانگر اینست که اقداماتی در این رابطه در حال انجام شدن است. ولی کوشش های آلبانی برای ایجاد اصلاحات و تقویت وضعیت سیاسی، امنیتی، قضائی، و کشوری بعد از سالها دیکتاتوری، اگر این کشور تهدید رسیدن مجاهدین خلق از عراق را نادیده بگیرد یا به آن توجه لازم را نداشته باشد، میتواند کاملا به هدر برود.

آلبانی مقصد انتقال سازمان بدنام مجاهدین خلق به داخل اروپاست. مجاهدین خلق که در حال حاضر در عراق مستقر هستند بر اساس توافقی که با آمریکا در سال ۲۰۱۳ صورت گرفته است در حال انتقال به آلبانی هستند.

از دهه ۱۹۸۰ مجاهدین خلق توسط صدام حسین کمک مالی شده و برای اقدامات تروریستی در کوششی برای تغییر رژیم در ایران آموزش دیده اند. بعد از سقوط وی در سال ۲۰۰۳، مجاهدین خلق خود را متحد ارتش آمریکا نشان دادند. در خلال دیدار سناتور کری از آلبانی، مجاهدین خلق به عنوان گروهی که از ارتش آمریکا برای عملیات در خاورمیانه حمایت نموده و علیه تروریسم جنگیده است معرفی گردید. علاوه بر آن این گروه از رهبر سابق صدامی ها یعنی عزت ابراهیم و اخیرا از تروریست های القاعده و داعش در عراق حمایت کرده است. تمامی دولت های بعد از سقوط صدام حسین در عراق مکررا خواستار اخراج این گروه از کشورشان شده اند، ولی مجاهدین خلق به رهبری مسعود رجوی که خود یک فراری تحت پیگردهای قانونی است، به پیروان خود دستور مقاومت خونین را داد.

حتی اگر آنان بخواهند به میل خود خارج شوند، آژانس پناهندگان ملل متحد جهت یافتن کشور ثالث برای پذیرش آنان با مشکل روبروست. به نظر میرسد اگر چه کشورهای غربی به وضوح از فعالیت های بعضا خشونت آمیز آنان علیه ایران بهره برده اند، و گروه را به طور مشخص به عنوان خاری در چشم طرف ایرانی در طول مذاکرات هسته ای بکار گرفته اند، ولی مجاهدین خلق آنقدر کثیف هستند که غرب نمیخواهد حتی به عنوان پناهنده میزبان آنان باشد.  

در جهت تشویق کشورها برای پذیرفتن مجاهدین خلق، وزیر خارجه سابق آمریکا هیلاری کلینتون، نخست وزیر آلبانی سالی بریشا را در سال ۲۰۱۳ متقاعد کرد که صرفا ۲۰۰ نفر از اعضای مجاهدین خلق را به عنوان اقدامی بشردوستانه بپذیرد. این روند به اجرا گذاشته شد، ولی در حال حاضر در سال ۲۰۱۶ آلبانی انتظار میرود که تا ۳۰۰۰ نفر از این افراد را بعد از اینکه رئیس جمهور رومانی ترائیان باسسکو از پذیرش آنان در سال ۲۰۱۴ اجتناب کرد پذیرش نماید.

این توافق توجه چندانی را چه در داخل آلبانی و چه حتی در رسانه های جهان که نسبت به تروریسم و جرائم سازمانیافته حساس هستند جلب نکرد. بخشی از علت این امر آن است که انتقال افراد در گروه های کوچک، مثلا حدود ۲۰ نفر در هر نوبت، صورت میگیرد چرا که کمیساریای عالی ملل متحد برای پناهندگان UNHCR مجبور گردیده است تا در برابر خواسته های مسعود رجوی تسلیم شود تا مانع از تهدید به خشونت گردد. رجوی اعضائی را که اجازه میدهد تا انتقال یابند مشخص میکند که اغلب دارای هویت جعلی هستند. او اطمینان حاصل میکند که با هر گروه از اعضای عادی مجاهدین خلق چند مراقب که آنان را تحت کنترل داشته باشند و مانع از جداشدن آنان گردند همراه باشند. به منظور اجرای این برنامه برای جابجائی مجاهدین خلق از عراق، مقامات ملل متحد مجبور شده اند تا به انتقال پناهندگان تحت این شرایط تن بدهند، اگرچه حتی مشخص است که وضعیت اعضای مجاهدین خلق در این سازمان شرایط برده داری نوین می باشد.

زمانی که این افراد به آلبانی میرسند، رهبران مجاهدین خلق مسئولیت آنان را بدست میگیرند. اگرچه ایالات متحده مبلغ ۲۰ میلیون دلار به آژانس پناهندگان ملل متحد برای کمک به اسکان مجاهدین خلق کمک مالی نموده است، و طبق گفته مقامات وزارت خارجه آمریکا این کشور به  دولت آلبانی کمک های امنیتی و اقتصادی برای توسعه و بازسازی ظرفیت های فیزیکی برای اسکان این پناهندگان را داده است، اما هیچ یک از این امکانات متوجه فرد پناهنده نیست. در تیرانا مجاهدین خلق محوطه یک دانشگاه متروکه را تصاحب کرده اند که تازه رسیده ها را در آنجا تحویل گرفته و همان شرایط ایزوله کردن و کنترل های فرقه ای را برقرار می نماید که البته همیشه شامل حال اعضا گردیده است. آنچه که به عنوان یک ژست بشر دوستانه آغاز شد به انتقال جمع بزرگ یک گروه تروریستی به اروپا بدل گشت. سازمان مجاهدین خلق دارای شرایطی در آلبانی است که فراتر از قوانین است. درست به همان صورتی که در عراق مشاهده میگردید.

این عمل پناهندگان را دور از دسترس مقامات آلبانی قرار میدهد و از آنجا که آنان در معاشرت با جامعه آلبانی آزاد نیستند، هجوم بیش از یک هزار تروریست آموزش دیده به طرز هوشمندانه ای از دید ناظران پنهان مانده و از مباحثات دور نگاه داشته شده است.

بهرحال اگر چه به نظر میرسد که مجاهدین خلق به نوعی در سکوت موجودیت خود را حفظ کرده اند، شهروندان آلبانی حق دارند بپرسند که آیا پناهندگان جدید تهدیدی واقعی برای زندگی شهروندی، امنیت و امید آنان برای عضویت در اتحادیه اروپا بحساب نمی آیند.

برای پاسخ به این سؤال، ما باید بپرسیم که چرا دولت عراق اینقدر مصر است که آنان را از کشور خود اخراج کند و چرا سایر کشورهای غربی به شدت از پذیرش آنان اجتناب می ورزند.

به عنوان یک سازمان جنائی و خشونت طلب، مجاهدین خلق همیشه در جائی که قدرت قانون ضعیف است به تلاش می پردازند – در کشورهائی مانند عراق و آلبانی که میخواهند از گذشته آشفتگی و مشکلات خود بیرون بیایند. در چنین شرایطی مجاهدین خلق میتوانند با اقدامات جنایتکارانه و خشونت آمیز خطرناک باشند.

به عنوان تبلیغات چی ها و مانیپوله گرهای ماهر، رهبران مجاهدین خلق هیچ ابائی از ارتباط با مقامات دولتی، دلالان قدرت، و رسانه ها و رشوه دادن به آنها ندارند. واضح است که مجاهدین خلق همیشه از امکانات مالی خوبی برخوردار بوده اند. اعضای سابق مجاهدین خلق همچنین گزارش کرده اند که رهبران سازمان در حال حاضر با اشتیاق مشغول برقراری ارتباط با دسته های مافیائی آلبانی هستند. مجاهدین خلق با این گروه ها برای منافع مشترک کار میکنند همانطور که با رژیم صدام حسین کار کردند. در دراز مدت، اگر سازمان مجاهدین خلق در آلبانی شکل بگیرد – با تبانی پنهان با محافل سیاسی که از سابقه فرقه ای و تروریستی آنان سود می برند –می توانند در تیرانا آنچه که در پاریس مقدور نیست را انجام دهند. 

سازمان سیا کشور آلبانی را دارای فساد بالا ارزیابی کرده است که به یک مشکل ملی بزرگ بدل گشته است که شامل قاچاق مواد مخدر، پول شوئی و قاچاق انسان می باشد. به این صورت موقعیت کشور است که آنرا برای سازمان های جنائی بین المللی جذاب می سازد و در نتیجه مشکلات بسیاری برای آژانس های اعمال قانون بوجود می آورد. آلبانی ضرورتا به عنوان دروازه اروپا برای دیگر نقاط جهان عمل میکند.

حال، در حالیکه راههای مختلف به ترکیه، سوریه، و عراق تحت شدیدترین نظارت های امنیتی قرار دارند، فرماندهان تروریست ها از هر گروه مزدور میتوانند بدور از انظار در تیرانا آموزش و حمایت لجستیکی دریافت کند. یک گروه تروریستی زیر زمینی چه مکانی بهتر از تیرانا میتواند برای برقراری یک کمپ آموزشی پیدا کند؟ این مکان در اروپاست، ولی داخل اتحادیه اروپا نیست و لذا زیاد تحت نظارت جامعه بین المللی نمی باشد.

بعد از تغییر فضای سیاسی به دنبال توافق هسته ای بین ایران و کشورهای ۵+۱، مجاهدین خلق به دنبال دوستان جدید و حامیان جدید هستند. این گروه در حال حاضر خود را متحد ارتش آزاد سوریه کرده و کمک هائی به جنگجویان سعودی ها علیه شیعیان یمن ارائه میدهد. سازمان مجاهدین خلق دارای بیش از ۴۰ سال تجربه در فعالیت های تروریستی است. تهدید واقعی از جانب این گروه تنها به این محدود نمی شود که آنان میتوانند مجددا در آلبانی مسلح شوند، بلکه آنان میتوانند از گروه های دیگر نیز جهت دادن تعلیمات دعوت نمایند.

نگرانی این است که مجاهدین خلق گسترش یافته و برای معامله با هر گروه تروریستی دست باز دارند.

این واقعیت را نمیشود نادیده گرفت که اعضای مجاهدین خلق به شدت رادیکال میباشند. آنان پناهندگان عادی نیستند. آنان به حد کافی در عراق توسط رژیم صدام حسین برای اقدامات تروریستی بعلاوه جعل، تخلیه اطلاعات، عملیات نظامی و حتی روش های شکنجه آموزش دیده اند که این واقعیت آنان را بیش از حد خطرناک می سازد. علاوه بر همه اینها، ماهیت رهبری مجاهدین خلق فرقه ایست. این بدان معناست که پیروان در برابر دستورات رهبران حتی اگر مخالف میلشان باشد مقاومت نخواهند کرد. لذا تهدیدی وجود دارد که آنان برای فعالیت های مختلف جنائی بدون اینکه رضایت واقعی آنها شرط باشد مورد استفاده قرار گیرند. در حال حاضر نمونه هائی از افرادی وجود دارند که توسط مجاهدین خلق از غرب اروپا به داخل آلبانی قاچاق شده اند و برای فعالیت های پول شوئی مربوط به آلمان فعال گردیده اند.

بهر صورت، پناهندگان همچنین میتوانند به شدت آسیب پذیر باشند. دلیل دیگری که آنان می بایست مورد توجه قرار گیرند این است که مجاهدین خلق یک نیروی نظامی از بین رفته است، متوسط عمر جنگجویان ۶۰ سال می باشد و بسیاری بعد از سالها تعلیم و تنبیه در بیابان های عراق با مشکلات عدیده جسمی و روحی دست به گریبان هستند. ولی در حالیکه این واقعیت در خصوص اکثریت آنان وجود دارد، هنوز بسیاری از آنان که در جذب و آموزش تروریست ها مهارت دارند، کسانی که میدانند چگونه دیگران را برای مأموریت های انتحاری آماده سازند، میتوانند مهارت های خود را به سادگی به تروریسم جهانی در جهان امروز منتقل نمایند.

همه اعضائی که وارد آلبانی میشوند با مجاهدین خلق نمی مانند. یک جمع رو به گسترش جداشدگان وجود دارد – حدود ۲۰۰ نفر تا امروز – که به گروه پشت کرده اند و می خواهند به نزد خانواده های خود و زندگی عادی بازگردند. جالب است که ایالات متحده از این جمع اعضای سابق حدود ۸۰ نفر را به دقت انتخاب کرده تا در آمریکا پناهنده شوند. آنان مصاحبه های سختی را پشت سر گذاشتند تا اطمینان حاصل شود که مجاهدین خلق را کاملا رد میکنند و دیگر تهدیدی به حساب نمی آیند. برخی دیگر تحت شرایط مشابهی در کشورهای اروپائی پذیرفته شده اند ولی مابقی در شرایط دشواری در آلبانی باقی مانده اند.

با توجه به مخاطرات بسیار بالا، مقامات آلبانی می بایست مانع از ایجاد یک پایگاه مخفی تروریستی در خاک اروپا توسط این سازمان بشوند. در اولین قدم می بایست اعضای مجاهدین خلق را از منبع رادیکال کننده شان دور نمایند. اگر این اتفاق نیفتد، مشکل به سادگی به جای این که حل شود جابجا شده است.

مقامات تیرانا باید مطمئن شوند که با تمامی پناهندگان تازه رسیده به صفت افراد برخورد میشود، و نه کسانی که به رهبر مجاهدین خلق تعلق دارند. به آنان باید حمایت و کمک مالی و اقامتی داده شود چرا که افراد حق دارند آینده شان را خودشان تعیین کنند. تجربه عراق در حال حاضر نشان میدهد که زمانی که این افراد به لحاظ فیزیکی از فضای تحمیلی بوجود آمده توسط رهبران مجاهدین خلق و فشار همقطاران دور میشوند، به سرعت در می یابند که تعهد آنان به تروریسم از بین می رود و روند بازسازی آنان میتواند آغاز گردد. 

وقتی آنان با خانواده های خود تماس میگیرند کمک بزرگی به این بازسازی میشود. نمونه های بسیاری در خصوص اعضای سابق هست که توانستند از فرقه جدا شده و زندگی جدید و موفقی را از نو شروع کنند. برخی در حال حاضر در کشورهای اروپای غربی زندگی میکنند زیرا خانواده شان آنجاست که توانسته است به آنان کمک کند. برخی به ایران بازگشته اند – اگر چه ایران مایل به بازگشت آنان نیست – که در آنجا شامل عفو و سپس ایجاد یک زندگی عادی تحت نظارت ملل متحد و صلیب سرخ جهانی گردیده اند. برخی دیگر در حال حاضر در کردستان عراق زندگی میکنند و دارائی های خانوادگی شان را از ایران به آنجا منتقل کرده و کسب و کار راه انداخته اند.

زمانی که آنان از فشارهای زندگی فرقه ای خارج شوند میتوانند از طریق سازمان های حقوق بشری زندگی خود را سامان بدهند. همانطور که مقامات صلیب سرخ جهانی یک بار به نویسنده گفتند: “به عنوان افراد، ۳۰۰۰ نفر چیزی نیست، ما هر سال میلیون ها نفر را سامان می دهیم. ولی به عنوان یک گروه، نه ما و نه هیچ سازمان دیگری نمیتواند به آنان کمک کند.” این یک گزینه است که دولت آلبانی نمیتواند نادیده بگیرد، اگر هیچ اقدامی صورت نگیرد خطر همه چیز را تهدید خواهد کرد.

صفحه توئیتر مسعود خدابنده

www.twitter.com/ma_khodabandeh

*** 

2015-10-29-1446141457-4261917-syria2013Aleppo.jpgMassoud Khodabandh, Huffington post Nov. 2015:
Syrian Negotiations Won’t Provide One Winner But Will Ensure Violence Is Absolute Loser

*** 

  • مسعود خدابنده، هافینگتون پست، بیست و نهم ژوئن 2017:… امانوئل ماکرون نشان داده است که یک چالشگر باهوش و ماهر در روابط بین المللی است که قبل از آنکه دهان باز کند رئیس جمهور ترامپ را در اجلاس ناتو در ماه مه در بروکسل آچمز کرد. شاید بالاخره زمان آن فرا رسیده باشد که ارزیابی جدیدی از انعطاف ناپذیری در برابر تروریسم در فرانسه بعمل آید. پ

     مسعود خدابنده، هافینگتون پست (هافپست)، چهارم ژوئن 2017:… این همایش، که با شرکت تعدادی از پارلمانترها، محققین و تحلیلگران همراه با نمایندگانی از خارج از  پارلمان از جمله مسئولین امنیتی اروپایی، برگزار شد توسط آنا گومزآنا گ از کشور پرتقال سازماندهی و توسط ماریتیه شاکه از هلند و میشل گاهلر از آلمان همراهی گردید. هر سه نفر سواب

    Elona Gjebrea_Maryam Rajaviمسعود خدابنده، هافینگتون پست، بیست و یکم می 2017:… این داستان یک وجه دیگر هم دارد. در 16 ژانویه 2017، جبریا همراه با برخی دیگر از شخصیت های آلبانیائی، در یک کنسرت موسیقی زیرزمینی در تیرانا به میزبانی گروه تبعیدی ایرانی مجاهدین خلق که پایگاهش در آلبانی است شرکت نمود. جبریا ادعا کرد که مردم آلبانی “در همبستگی با مجا

     Wesley Martin Mojahedin Khlq Rajavi cult 1صابر از تبریز (امضاء محفوظ)، ایران اینترلینک، بیست و ششم فوریه 2017:…  این آزادی با گروه خون ایرانی ها سازگار نیست و چه بهتر که برای خود سرهنگ باشد! همینطور: ” …این گزارش می‌گوید: وزارت اطلاعات ایران، اعضای سابق مجاهدین خلق را در اروپا عضوگیری کرده و از آن‌ها برای انتشار اطلاعات دروغ علیه مجاه

    President-Elect Donald Trump Holds Press Conference In New Yorkایران دیدبان، چهاردهم فوریه 2017: …  این خنده دار است که سازمان مجاهدین خلق همواره مانند یک انگل، سرنوشت خود را به هر طرفی که تصور می کرد طرفِ پیروز باشد، گره زده است. با این حال، انتخاب حامیان مجاهدین خلق دیگر چندان هوشمندانه به نظر نمی رسد.آیت‌الله خمینی (ره) به 

    Maryam Rajavi Rudi Giuliani Elaine Chao terroristsمسعود خدابنده، هافینگتون پست، دوازدهم فوریه 2017:… ولی بزرگترین سراب این خواهد بود که تصور شود مجاهدین خلق می توانند به هر شکلی یک شریک قابل اتکاء و مؤثر باشند. اگر دونالد ترامپ چشم اندازی در روشهای خودش داشته باشد – خواسته های غی

    mojahedin-khalq-in-iraq-no-moreکیهان لندن، سیزدهم سپتامبر 2016:…  یادآوری می‌شود که ما از «شورای ملی مقامت» هم دعوت کردیم که نماینده‌ای را برای تشریح مواضع خود به کیهان لندن معرفی کند که تا زمان ضبط این گفتگو به این درخواست پاسخی داده نشده است. ●دولت آلبانی برای قبول مجاهدین حدود ۱۰ میلیون دلار کمک ا

     Issa Azadehعیسی آزاده، روزنه رهایی، یازدهم سپتامبر 2016:… خبرگزاری ها و رسانه های وابسته به فرقه رجوی خبر از انتقال کلیه اسیران از کمپ لیبرتی به البانی را گزارش کرده اند که طی چند پرواز اختصاصی در روزهای پنجشنبه و جمعه باقیمانده اسیران ؛ لیبرتی را ترک کردند.البته این خبر خوشحال کننده ای است که غلیرغم تم

    بی بی سی، یازدهم سپتامبر 2016:…  سازمان مجاهدین خلق گفته که تمام اعضای این سازمان از عراق خارج شده اند. کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل با دو پرواز، ۲۸۰ عضو باقی‌مانده این سازمان در اردوگاه لیبرتی را به آلبانی انتقال داده است. وزارت خارجه آمریکا هم این خبر را تایید کرده است. به این ترتیب

    Massoud Khodabandehانجمن نجات، مرکز تهران، بیست و ششم اوت 2016:…  ارقام اعلام شده دستمزد لابی ها، فیلم های مخفیگاه رجوی در کمپ اشرف و مقایسه آن با وضعیت بهداشتی- درمانی و زندگی روزمره اعضای فرقه. همچنین عدم استفاده از ثروت فرقه یک حرف است، به بردگی کشیدن فردی به مدت سه دهه بدون هیچ گونه حقوق، مزایا، بازنش

     مسعود خدابنده، هافینگتون پست، پانزدهم ژوئیه 2016:… اینکه رجوی واقعا مرده یا قابل کشته شدن باشد معلوم نیست – فقط خود او میتواند به این سؤال پاسخ بدهد – ولی حالا جسم و روح او و تمامی سازمانش قطعا در دستان مقتدر شاهزاده سعودی است. اگر او هنوز زنده باشد، تنها نقش رجوی، را

     Maryam Rajavi, leader of the Council of Resistance of Iran (NCRI), takes part in a rally in Villepinte, near Parisمسعود خدابنده، نشریه هافینگتون پست آمریکا، هشتم ژوئیه 2016:… مریم رجوی نمیتواند حمایتی در میان ایرانیان کسب کند مگر اینکه برایش پول پرداخت نماید. همچنین نمیتواند یک جبهه مشترک با دیگر گروه های اپوزیسیون ایرانی تشکیل دهد. لذا امس

    maryam_Sanjabi_june 2016ندای حقیقت، یازدهم ژوئن 2016:…  در برگشت وی مقامات عربستان از طرف ملک عبدالله ولیعهد عربستان در آن زمان سه کامیون طلا و جواهرات حاوی مقادیرچشمگیری شمش طلا و جواهرات و ساعت های طلای رولکس با آرم سلطنتی آل سعود به رجوی هدیه دادند. شمش های طلا توسط سه کامیون کوچک به عراق حمل شدند اق

     UK Parliamentایران دیدبان به نقل از پارلمان بریتانیا، پنجم ژوئن 2016:…  برخلاف ادعاهای مکرر مجاهدین مبنی بر وخامت اوضاع لیبرتی، معاون وزیر خارجه انگلیس اعلام کرد گزارش های روزانه از این کمپ حاکی از آن است که امکانات اولیه از قبیل آب، برق و غذا همچنان از استانداردهای اولیه بشردوستانه بالاتر است. توبیاس الوو

     Behzad_Alishahi_Massoud_Khodabandehحسن پیرانسر، فرانسه، بیست و پنجم می 2016:… رجوی بعد از عملیات فروغ جاویدان که یک عملیات خودکشی بود و شکست سنگینی را از جمهوری اسلامی ایران متحمل شد بوضوع شکست استراتژی جنگ مسلحانه و ارتش آزادیبخش خود را مشاهده کرد ولی این شکست استراتژیک را یک پیروزی قلمداد کرد در صو

     Matthew-Hohهابیلیان به نقل از هافینگتون پست، نهم می 2016:…  چرا تعداد بسیار زیادی از آمریکایی­‌ها از کشته شدن هزاران نفر در ایران به‌وسیله تروریسم اطلاعی ندارند؟ و چرا تعداد زیادی از آمریکایی­‌ها می­‌گویند ایرانی­‌های کشته شده و خانواده­‌های درمانده آنان شایسته این مصیبت­‌ها بوده­‌اند؟ اگر دیدگاه صف

    Massoud Khodabandehمسعود خدابنده، تاپ تاپیک، نوزدهم آوریل 2016:… وقتی افرادی مانند بیدی و رستار تصمیم میگیرند که عضویت در این گروه تروریستی را رد کنند، نه تنها آنان با تهدید و ارعاب مجاهدین خلق روبرو میشوند – که آنان تهدید کردند که به طور خاص بیدی را خواهند کشت چرا که او در خصوص گروه لب به سخن باز کرده اس

    Can Albania deradicalise Mojahedin Khalq Rajavi cultمسعود خدابنده، هافینگتون پست، ششم مارس 2016:… این واقعیت را نمیشود نادیده گرفت که اعضای مجاهدین خلق به شدت رادیکال میباشند. آنان پناهندگان عادی نیستند. آنان به حد کافی در عراق توسط رژیم صدام حسین برای اقدامات تروریستی بعلاوه جعل، تخلیه اطلاعات، عملیات 

    Massoud Khodabandehمسعود خدابنده، ایران اینترلینک، بیست و سوم فوریه 2016:… این روزها هم این “آتش بست سیاسی” بیشتر از آن “آتش بس نظامی” پوزه رجوی را به خاک نمالیده باشد کمتر نمالیده. ترس از ارباب آنقدر بالا گرفته که حتی از آوردن لهستانی ها و راه اندازی جلسات بزم و رقص روحوضی معمول (خانم وسط و یک سری لاشخور سمت چپ 

 

همچنین:

 
مسعود خدابنده، ایرانیان دات کام، سوم ژانویه ۲۰۱۴: … این ادعای بسیار مضحکی است که گفته شود حمله کنندگان با تکیه بر اطلاعات و با راهنمایی مسعود دلیلی که دو سال قبل فرار کرده است به این محل آمده اند. اطلاعاتی که حتی جزئیات آن هم در دسترس عموم بوده است. این ادعای بسیار مضحکی است که گفته شود آنها و
_
 
مسعود خدابنده، ایرانیان دات کام، شانزدهم دسامبر ۲۰۱۳: … مسعود رجوی و همسرش مریم به پیروانشان دستور داده اند که اعتصاب غذا کنند. اعتصاب غذایی که بصورتی غیر واقعی و تعجب بر انگیزی اکنون از مرز صد روز نیز گشته است. خواسته آنها بازگرداندن این هفت نفری است که درست مثل خود مسعود رجوی هیچ ردی از آن