از نظر این مرید رجوی، مصدق پایگاه اجتماعی کمتر از رجوی داشت! ا

از نظر این مرید رجوی، مصدق پایگاه اجتماعی کمتر از رجوی داشت! ا

ایران قلم، سی ام دسامبر 2018:…  شما در مقایسه باند تبهکار رجوی با این مرد سیاسی میهن دوست و نامدار ایران ، توهین بزرگی برعلیه او نموده اید و این شعر را برذهن نویسنده ی این یاد داشت متبادر نموده اید: جای آنست که خون موج زند بر دل لعل/ زین تغابن که خزف میشکند بازارش! ضمنا تشکیلاتی بنام مجاهدین دهه های 40 و 50، از خرداد 1360 از بین رفته و حذف شده است و آنچه از … 

مریم رجوی مزدور ضد بشر و سازمان خائن مجاهدین خلق ایران مدعی مصدق شدندHas Donald Trump Appointed Madam Maryam Rajavi As Foreign Minister Of Albania?

لینک به منبع

ازنظر این مرید رجوی، مصدق پایگاه اجتماعی کمتر از رجوی داشت! 

حمید تبریزی ـ 26.12.2018

جمشید پیمان که سرش درمیان مداحان رجوی میجنبد ، طی یادداشتی که  تیتر “اگر مصدق اینگونه پشتیبانی شده بود!” را برآن نهاده اند ، مینویسد : 

” دوست ارجمندی پشتیبانی پولی یاران مقاومت از سیمای آزادی را مشابه کمک های مردم ایران به دولت دکتر مصدق معرفی کرده بود!ـــ سخنش از یک وجه حق است و ستودنی: بله، بخشی از مردم ایران در زمان حکومت ملی مصدق و در گرماگرم مبارزه او با انگلستان برای استیفای حق ایران، با خرید اوراق قرضه ملی به یاری دولت او شتافنتد ؛ دولتی که در صحنه بین المللی تنها بود و مورد تهاجم و تجاوز دشمنان خارجی و داخلی قرار گرفته بود! امّا…“. 

اسناد کمک های مردم بر دکتر مصدق که برای اداره کردن کشور با اقتصاد بدون نفت بود ، موجود و مشخص است. اما اسناد کمک های مربوط به مجاهدین ابدا دردسترس نیست وبنابراین بطور علمی ومنطقی نمیتوان چیزی را که قابل ثبوت است ، با چیز دیگری که نیست ، مقایسه کرد واگر این مقایسه انجام گرفته نادرست است و بیشتر برای خود نمائی وتحقیر دکتر مصدق انجام گرفته است! 

شما هم اوراق قرضه منتشر کنید و رسیدهای آنرا درمعرض دید افکار عمومی قرار دهید وآنگاه ازاین غلط ها بکنید! 

دوباره : 

” این کمک، به اصطلاح بلاعوض نبود! یاری دهندگان پول هایشان را در ازاء دریافت رسیدی به اسم ورقه ی قرضه ملی، به دولت ملی مصدق وام داده بودند. وامی که دولت متعهد به باز پرداخت آن بود “. 

واین رسیدها اقلا یک چیز مسلم را ثابت میکرد که کمکی- به هر شکلی که باشد – انجام شده است . 

چیزی که درمورد کمک های ادعایی مردم به سیمای دروغپرداز رجوی ، قابل اثبات نیست و هرکس بطور منطقی میتواند آنرا نفی کرده و به رجوی ها بگوید ای دروغگویان ملعون! 

بازهم : 

” سال های درازی است که یاران مقاومت از یک صدم تا صد درصد دارائی های مالی و پولی خود را برای گسترش و تحکیم مبارزه علیه نظام ضد بشری حاکم بر ایران، در طبق اخلاص می گذارند و تقدیم سازمان مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت می کنند “. 

البته در بین مردم کشور 80 میلیونی، تک وتوکی افراد پیدا میشوند که کمکی به هر جریانی بکنند اما مخارج سازمان مجاهدین خلق آنقدر زیاد است که این مبالغ فرضی ناچیز، یک هزارم آنرا هم تامین نمیکند. مثلا تامین غذا ولباس برای حدود 3هزار نفر ، مخارج هنگفت رسانه های رجوی ، میتینگ هایی که با ولخرجی تمام برگزار میشود و …، کار یک تعداد هوادار نیست و بنابراین کاسه ای باید زیر نیم کاسه باشد که جواب این خاصه خرجی های مریم را بدهد واین ازداخل کشوری که ما درآن زندگی میکنیم قابل جمع آوری نیست و دولت خارجی  پولدار وغیر پاسخگویی باید که درپشت آن باشد !! 

همینطور : 

” اکنون هر شاهدی باید از خود بپرسد چرا این عاشقان آزادی چنین اند؟ پاسخ من ساده، روشن و کوتاه است: ـ زیرا مجاهدین را بیشتر از خودشان با گذشت و فداکار وصادق و صمیمی و از جان گذشته در میدان مبارزه دیده اند “! 

کار مجاهدین دراین 37 سال ، چیزی جز مجیز گویی ریاکارانه از رجوی نبوده ودرعالم مجیز گویی، تنهادروغ وریاکاری استکه کاربرد دارد وفداکاری و این حرف ها، رابطهای ذاتی با نیرنگ وریا ندارد! 

شما اعضای باند رجوی مجبور بودید تا هرچه بیشتر خود را رو سیاه نمایید تا رجوی سفید بنظر برسد!! 

برای این کار ، مجبور به زدن بدترین برچسب ها بخود بودید تا درجه ی خلوص خود را نشان دهید که البته دراین پروسه ، چیزی بنام صداقت وجود نداشت وآنچه وجودداشت ، ریاکاری وکاسه لیسی بود تا بتوان بقیه ی ایام عمر را بدون درگیری با رجوی – که هزینه ی سنگینی داشت – بنوعی از سر کرد. 

شما مجبور به چنگ زدن به شخصیت خود بودید تا بادست دادن خصوصیات عالی انسانی ، آلت مناسبی دردستان رجوی باشید واین کار احتیاجی به فداکاری انسانی نداشت! 

درادامه : 

” در پایان بر این نکته تاکید می ورزم ؛ اگر یاری به مصدق از این جنس می بود و از گستردگی و عمومیت برخوردار می شد، بسیار بسیار بعید بود که مصدق شکست بخورد!و اگر یاری به مجاهدین در همین مایه عمومیت یافته بود، نظام فاسد آخوندی مدت ها پیش از صحنه حذف شده بود! “ 

دکتر مصدق بلحاظ تحلیل عجیبی که از اوضاع داشت که برما روشن نیست ، درحالی که بایک پیام رادیویی میتوانست مردم را بسیج کرده و کودتا را برهم بزند و علیرغم خواهش اطرافیان صادقش ، حاضر باین کار نشد و راز سر به مهر بزرگی را باقی گذاشت! 

شما در مقایسه باند تبهکار رجوی با این مرد سیاسی میهن دوست و نامدار ایران ، توهین بزرگی برعلیه او نموده اید و این شعر را برذهن نویسنده ی این یاد داشت متبادر نموده اید: 

جای آنست که خون موج زند بر دل لعل/ زین تغابن که خزف میشکند بازارش! 

ضمنا تشکیلاتی بنام مجاهدین دهه های 40 و 50، از خرداد 1360 از بین رفته و حذف شده است و آنچه از خاکستر آن باقی مانده، باند مافیایی و ضد مردمی رجوی است که چشم اش بدست قسی القلب ترین دشمنان مردم ایران و سراسر جهان است که به نان و آبی برسد! 

*** 

Mossad To Use MEK Maryam Rajavi For Fatal False Flag Op In AlbaniaFalse Flag Op In Albania Would Drive A Wedge Between The EU And Iran

همه بلاهایی که منافقین (مجاهدین خلق، فرقه رجوی) بر سر زنان آوردند

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/مجاهدین-خلق-مریم-رجوی-جلوی-انتشار-انتق/

چنین کارگرانی را باید در کرات دیگر جستجو کرد

ایران قلم، ششم نوامبر ۲۰۱۸:… لابد از همین روست که سران سازمان مجاهدین خلق با آگاهی از مضرات آزادی بیان ، جلوی انتشار هرگونه نظر تنقیدی را در رسانه های خود میگیرند و با یکبار گفتن ”دموکراسی موقوف ” ، دست مخالفان را برای انتقاد از آنها، میبندند و مشکل سخت پاسخگویی را باین سادگی برطرف میکنند! در نوشته ی مورد نقد من که عمدتا با سوء استفاده ازاین وضع و این موضعگیری ها … 

روز جهانی کارگر مجاهدین خلق فرقه رجوییادی از ۱۱۹۲ کارگری که به‌دست منافقین شهید شدند (به مناسبت روز کار و کارگر)

لینک به منبع

چنین کارگرانی را باید در کرات دیگر جستجو کرد!

حمید تبریزی ـ ۰۵٫۱۲٫۲۰۱۸

قبلا لازم است بعرض برسد که متاسفم ازاینکه عده ای از نشریات وشخصیت های کمتر آگاه به پیچیدگی زمان، مطالبی مینویسند ویا بیان میکنند که بجای راه حل برای جبران کاستی های بزرگ کشور، سوژه های تبلیغاتی خوبی برای باند رجوی تولید میکنند تا این گروه دنی، با سوء استفاده ازاین ساده پنداری های امور، ادعاهای گنده تری را مطرح نموده وخود را بعنوان پدیده ای معتبر ، قالب میکنند!

مشکل کار زمانی است که وقتی به دست اندرکاری توصیه میشود که بنحوی جلوی این حرف های بی محل زدن ها را بگیرند، جواب میدهند که بخاطر رعایت آزادی بیان قادر به حذف سخنان مورد انتقاد ما- سخنانی که تنوررجوی را گرم نگه میدارد-  نیستند!

لابد از همین روست که سران سازمان مجاهدین خلق با آگاهی از مضرات آزادی بیان ، جلوی انتشار هرگونه نظر تنقیدی را در رسانه های خود میگیرند وبا یکبار گفتن ” دموکراسی موقوف ” ، دست مخالفان را برای انتقاد ازآنها، میبندند و مشکل سخت پاسخگویی را  باین سادگی برطرف میکنند!

در نوشته ی مورد نقد من که عمدتا با سوء استفاده ازاین وضع واین موضعگیری های کمتر سنجیده شده ، کوشیده است که باند رجوی را منزه نشان دهد ، آمده است :

” کارگران که اساساً به‌دنبال احیا و بازسازی کارخانه‌هایشان و دریافت دستمزد کار انجام‌ شده خودشان هستند، با آخرین رمق مادی خویش به حمایت از سیمای آزادی(تلویزیون ملی ایران) برخاسته‌اند، امری متناقض اما تکان‌دهنده و انگیزاننده “.

با اطمینان کافی میگویم که چنین کارگری درایران وجود ندارد و برای پیدا کردن نمونه های آن، لابد باید به کرات دیگر مراجعه کرد که امری غیر ممکن است برای امثال من!

درجواب این دروغگویی وقیحانه ی باند رجوی باید گفت که اتفاقا شعارهای مدنی وغیر هنجار شکن کارگران مورد بحث نشان داد که از سطح آگاهی خوبی برخوردارند وچشم امیدی به این یا آن گروه ندارند!

بازهم :

” … مردمی که در بدترین روزهای زندگی خود و در محاصره توفان سهمگین گرانی، به‌دنبال کمک به رسانه‌ای هستند که از آن خود می‌دانند و برایش از جان خویش مایه می‌گذارند…بیماری سرطانی که هزینه شیمی‌درمانی‌اش را برای تضمین استمرار برنامه‌های سیمای آزادی می‌فرستد تا دیگری که خانه‌اش را به گرو می‌گذارد … “.

در بهترین شکل ، این مردم فقط در خیال رجوی ها وجود دارند وحالت بدتر این است که دراوهام نیز وجود نداشته وفرقه ی رجوی با صراحت قابل ستایش؟؟!! دروغ میگوید!

کارگر آگاهی که خواستار مشارکت دراداره ی کارخانه است ، هرگز بخود اجازه نمیدهد که آرزو کند تا باند رجوی نیروهای نظامی بیگانگان را درکارخانه ی محل کار او مستقر کند!

نیت پلیدی که فرقه ی متکی به بیگانه رجوی تنها وتنها روی این گزینه سرمایه گذاری کرده است!

با این وصف، اگر واقع بینی وذره ای صداقت درباند رجوی وجود داشت ، بیش ازهمه باید با این کارگران دشمنی میکرد که انصافا با منتسب کردن تحرکات آنان بخود وبدنام کردنشان ، عملا چنین میکند!!

دوباره :

” دستمزد کارگران و کارمندان دولت ماه‌به‌ماه پرداخت نمی‌شود در حالی‌که هیچ وقفه‌ای در پرداخت حقوق نجومی وزرا و نمایندگان و مدیران حکومتی حتی برای یک بار در تمامی تاریخ این حکومت دیده نشده است … “!

نا آنجا که من سراغ دارم، دستمزد کارگران وکارمندان که مستقیما به دولت وصل اند ، بطور مرتب پرداخت میشود و وقفه های طولانی یا بلند مدت درمورد این پرداخت ها ، ازطرف پیمانکارانی است که انجام قسمتی ازکارهای دولت را بعهده گرفته اند وارباب شما با توصیه ی مداوم به کشورهای جهان ، ازآنها میخواهد که با تن دادن باین پیمانکاری ها، اقتدار دولت های خود را کمتر وکمتر کنند!!

سپس :

” اکنون آخوندها به‌روشنی می‌بینند و می‌دانند که مجاهدین با یک راه‌برد روشن و اعلام شده، گام‌به‌گام با سازماندهی کانونهای شورشی و شوراهای مقاومت، در حال آماده‌سازی سرنگونی تام و تمام فاشیسم مذهبی حاکم بر ایران هستند “.

نباید چنین باشد عزیز!

راهبرد مجاهدین نمیتواند با راهبرد اربابش متفاوت باشد!

شما میدانید که قسمت مهم اعتراض کارگران ، دراعتراض دربکار بستن این راهبردهائی است که وضع را خرابتر کرده وبنابراین دردمشترکی با آنها نداشته و مسلما بدانید که آنهابا این تظاهرات ، دشمنی شان با شما را هم نشان میدهند!

هیچکس این ا دعا را  که حرکت کارگران که شعارها و سخنانشان دربرابر چشم است ، در راستای سرنگونی نمیبیند وشما بیخود این قول ها را به معده ی شریف !! خود ندهید!

(پایان)

*** 

زنان برده در کمپ لیبرتی مجاهدین خلق فرقه رجویروز جهانی کارگر و بازی‌های تبلیغاتی مجاهدین

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/خودت-زن-ستیز-قهاری-هستی-خانم-مریم-رجوی/

خودت زن ستیز قهاری هستی مریم خانم

ایران قلم، سی ام نوامبر ۲۰۱۸:… شما با زن ستیزی مضاعف – سوء استفاده ی فیزیکی و جنسی از زنان عضو فرقه ی رجوی- از این پادزهر برای حفظ نصف ونیمه ی تشکیلات مافیایی رجوی بهره ی کافی میبرید و نشان میدهید که ” کافر همه را به کیش خود پندارد ” ! اینکه دستمزدها ، وضع وحشتناکی دارند،  واقعیتی است که دراغلب کشورهای جهان متداول است و معمولا فرقی بین زن ومرد وجود ندارد … 

خشونت تجاوز استثمار زنان در سازمان مجاهدین خلق فرقه مریم رجویخشونت علیه زنان در فرقه رجوی

لینک به منبع

خودت زن ستیز قهاری هستی مریم خانم!

حمید تبریزی ـ ۲۹٫۱۱٫۲۰۱۸

در پیام مریم رجوی به‌مناسبت روز جهانی منع خشونت علیه زنان چنین میخوانیم :

” در روز جهانی منع خشونت علیه زنان، به‌همه خواهرانم در ایران و سراسر جهان که برای برابری و آزادی و پایان دادن به‌ خشونت و ستم علیه زنان به‌پاخاسته‌اند و به‌ همه زنانی که در این پیکار رنج کشیده، شکنجه شده … درود می‌فرستم “.

تو که درمناسبات زن ستیزانه ی رجوی ، شریک جرم درجه اول مسعود خودشیفته و بوالهوس تشریف داری ، نمیتوانی اقدام به صدور چنین پیام هایی بکنی !

با همکاری تو بود که صدها زن، شوهر و فرزندان خود را ازدست دادند وتنی چند سربه نیست گردیدند وبنابراین این پیام تو پشیزی ارزش ندارد و حکم اشک تمساحی است که برای قربانی اش میریزد!

باردیگر :

” ایدئولوژی این رژیم زن‌ستیزی است. اگر از خشونت و نابرابری نهادینه شده در قوانین و احکام شرع آخوندی دست بردارد، اگر به عملیات کنترل و سرکوب روزانه زنان به‌خاطر بدحجابی خاتمه بدهد، اگر به تعرض و هتک حرمت علیه ‌زنان زندانی ادامه ندهد و اگر مانع خشونت‌های جنسی در محیط کار و در معابر عمومی شود، حاکمیت خود را هم نمی‌تواند حفظ کند “.

اوضاع اینها هرچقدر بد باشد، بدان بدی نیست که درتشکیلات شما وبرعلیه زنان وجود دارد!

شما هم حجاب خاص خود را دارید ولباس های متحد الشکلی که زنان باید برتن کنند!

خشونت های جنسی برعلیه زنان درمحیط کار وغیر آن، مختص ایران نیست واین عمل غیر انسانی دراغلب جوامع با شدت وضعف خاص خود ادامه دارد!

شما توضیح نداده اید که چرا تعرض جنسی به زنان ، سبب حفظ حاکمیت رژیم میشود و خواننده وشنونده ی حرف های شما ، استحکام منطقی بین این دومقوله ی لازم وملزم ازنظر شما را درک نمیکند و استنباط من این است که حرف مفتی است که بر ذهن تان آمده ومطرح کرده اید!

اگر اصرار دارید که واقعا هم معتقدید که حفظ این رژیم از زن ستیزی حاصل میشود ، آنگاه چرا باید نتیجه نگیریم که  شما هم این کار را برای حفظ فرقه ی رجوی انجام داده اید!

همچنین :

” خشونت جنسی علیه زنان در محیط کار و به ‌توصیف سازمان بین المللی کار «سم محیط کار» بی‌داد می‌کند. این خشونت‌ها به‌خصوص در فضای کار زنان کارگر به‌گونه‌یی عریان و بیرحم حاکم است. این وضعیت محصول شرائطی است که در آن زنان کارگر به‌۱۲ ساعت کار روزانه با دستمزد اندکی که در بسیاری موارد ‌نصف یا یک سوم حداقل دستمزد رسمی است، وادار شده و به‌‌اعتراف مقام‌های رژیم به‌تحمل یک «برده‌داری جدید» محکوم‌اند “.

چطور شده که این سم، در تشکیلات شما به پادزهر تبدیل شده وشما با زن ستیزی مضاعف – سوء استفاده ی فیزیکی وجنسی از زنان عضو فرقه ی رجوی- ازاین پادزهر برای حفظ نصف ونیمه ی تشکیلات مافیایی رجوی بهره ی کافی میبرید ونشان میدهید که ” کافر همه را به کیش خود پندارد ” !

اینکه دستمزدها ، وضع وحشتناکی دارند،  واقعیتی است که دراغلب کشورهای جهان متداول است و معمولا فرقی بین زن ومرد وجود ندارد . این دستمزد کم، طبق نظر کارشناسان بیرحم نئولیبرالیزم پرداخته میشود وشما بعنوان یک پادو وکاسه لیس نئولیبرالیست ها ، نباید گله ای ازاین بابت داشته باشید!

نئولیبرالیست ها ادعا دارند که کارگر آزاد است کاری را درمقابل دستمزد کم قبول کند ویا نکند ودر برابر ، کارفرما هم آزاد است میزان دستمزد اورا- هرچه کمتر بهتر- تعیین کند ودرقاموس نئولیبرالیست ها ، این کنش و واکنش متقابل عین آزادی است ومعترضین به آن، حکم مرند، نافرمان وتروریست را دریافت میکنند!

آیا شما که مریم خانم ما باشید ، انتقادی به این آزادی نئولیبرالی دارید؟!

دوباره :

” مقاومت ایران که دستیابی به‌برابری زن و مرد و ریشه‌کنی هرنوع بهره‌کشی و خشونت علیه زنان، بخش تعیین‌کننده‌یی از مبارزه‌اش را تشکیل می‌دهد، مؤکداً خواهان آن است که در ایران آزاد فردا همه عوامل فرودستی زنان، آنچه سبب پایین نگهداشتن آنان در تعادل قوای حاکم بر محیط‌های کار و آموزش می‌شود و همه موانع انتخاب‌گری زنان حذف شود “.

شما عملا خلاف این ادعای خود را ثابت کرده اید!

ببینید که دربرابر دونالد ترامپ ضد زن ، چه کرنشی نشان میدهید وآنگاه اگر ظرفیت خجالت کشیدن را دارید، ازاین حرف های خودشرمنده باشید!

بهره کشی تا زمانی که قدرت اقتصادی دردست عده ای خاص باشد و این عده حتی میتوانند تماما زن هم باشند ، وجود دارد و شما با کدام روش ها – درزمانی که دربرابر نمایندگان وسخنگویان بهره کشان اعظم جهانی بخاک میافتید –به بهره کشی خاتمه خواهید داد؟!

کسی که بدنبال راه حل واقعی است، این را میداند که اگر یک زن هم صاحب قدرت باشد، زنان ومردان را بطور بالسویه استثمار واستحمار خواهد کرد چنانکه خودتان درتشکیلات فسقلی خود میکنید!

ونیز :

” زنان باید حق آزادانه و یکسان برای انتخاب همسر، ازدواج و طلاق داشته باشند “.

پس چرا نخواسته ونگذاشتید درتشکیلات خودتان چنین شود؟

جریان طلاق های اجباری بی شرمانه را که رجوی براه انداخت وشما وردست اصلی او بودید، فراموش کرده اید یا فکر میکنید مردم اینهمه فراموش کارند؟!

ودرنهایت :

“چند همسری ممنوع است “.

پس با اختصاص دادن صدها همسر برای رجوی ، دنبال چه غلط کردنی بودید؟!

من با آگاهی ازپر روئی خاص شما، این انتظار را دارم که بگویید که این مرحله ی گذر بوده وشما بدنبال آزمایش وخطا بودید؟!!

(پایان)

***

به گفته گاردین مریم رجوی زنان را به سکس با مسعود رجوی مجبور می کردبه گفته روزنامه گاردین مریم رجوی زنان را به سکس با مسعود رجوی مجبور می کرد

همچنین
http://iran-interlink.org/wordpressfa/بنازم-به-این-تحلیل-های-رجوی-نشان/

بنازم به  این تحلیل های رجوی نشان

ایران قلم، بیست و دوم نوامبر ۲۰۱۸:… عجب نظر مشعشعی! یعنی حکومت ایران حاضر شده که رضا پهلوی را بدون اینکه شعور سیاسی و … داشته باشد ، به ایران بیآورد تا او با نماد پادشاهی ؟؟!! ، طول عمر رژیم را بیشتر کند؟! یعنی مردم بخاطر احترامی که به نماد شاهنشاهی دارند؟! ، مطالباتی ازجمهوری اسلامی نداشته و آمریکا هم سرلطف بیآید و تحریم ها را بردارد؟! تحریم هایی که برعلیه … 

شهزاده رضا پهلوی مجاهدین خلق فرقه رجویرضا تقی زاده، کیهان لندن: رضا پهلوی، مجاهدین خلق و دو اتفاق مرتبط با آینده ایران

لینک به منبع

بنازم به  این تحلیل های رجوی نشان!

حمید تبریزی ـ ۱۹٫۱۱٫۲۰۱۸

امیر کارگر نامی که فکر میکنم بلا هم نوشته هایی از او را در رسانه های رجوی دیده ام ، این بار دست به تحلیل عجیبی زده ودر۱۵صفحه تاریخ ایران وجهان را ازنقطه نظر پیوند روحانیون با قدرت ها شرح داده وازمسائلی که تغییر ماهیت داده و دیگر نمیتوان به امروز ربطش داد ، نتیجه ی دلخواه وبغایت نادرست  خود را  بهمراه دلهره اش ازرجزخوانی های اخیر رضا پهلوی بنمایش گذاشته است.

عنوان نوشته ی مفصل وخسته کننده ی او- که خودش هم این موضوع را فهمیده وتذکر داده که دراین صورت نخوانید- ” آیا رضا پهلوی آخرین برگ آخوندها برای بقاء رژیم می باشد “؟ نام دارد ودرجایی آورده است :

” آخوندهای حاکم بر ایران و در رآس آنها خامنه ای و دستگاه اطلاعاتی اش نیز به خوبی می دانند که وقتی لحظۀ مرگ ایدلوژیک شان فرا برسد ، بهتراست به جای چسبیدن به حکومت و دیدن نابودی خود به دست مردم و فرزندان آزادیخواه شان که هیچ سر سازگاری و سازش با آنها ندارند ، آوردن فردی فاقد شعور سیاسی و فهم انقلابی و آزادیخواهی و بدون هیچ گونه قدرت سازماندهی و تشکیلاتی ، آن هم با نام بی محتوای پادشاه نمادین ، نه تنها ضرری برای حاکمیتشان ندارد ، بلکه ممکن است که باعث پیداش فرجی برای چند صباحی بیشتر در بقائشان نیز باشد “.

عجب نظر مشعشعی!

یعنی حکومت ایران حاضر شده که رضا پهلوی را بدون اینکه شعور سیاسی و … داشته باشد ، به ایران بیآورد تا او با نماد پادشاهی؟؟!! ، طول عمر رژیم را بیشتر کند؟!

یعنی مردم بخاطر احترامی که به نماد شاهنشاهی دارند؟! ، مطالباتی ازجمهوری اسلامی نداشته وآمریکا هم سرلطف بیآید وتحریم ها را بردارد؟! تحریم هایی که برعلیه صدام شد وحالا بعد از ۱۵سال بازهم برنداشته شده است؟!!

پس مردمی که درسال ۱۳۵۷- در زمانی که بارها عقب مانده تر ازحالا بودند – به چه دلیل باخواسته های خود برعلیه ” نماد پادشاهی ” وآنهم با آنهمه جاه وجبروت بمیدان آمدند!

گی میخواهید این مزخرف گویی را کنار بگذارید پسر؟!

شما که بیشتر ازمن ازخاصه خرجی عربستان دراین مورد اطلاع دارید چرا میخواهید با دروغگویی، این ارباب خود را اززیر نظر تیزبین مردم خارج سازید؟!

راستی ، جرات اعتراض به عربستان را که هوویی برای شما درست کرده ، دارید؟!

درادامه :

” اکنون به وضوح می توان از تناقض گوئیهای رضا پهلوی و باند پیرامونش فهمید که داستان چیزی جز طرح رژیم برای آلترناتیو سازی بی خطر ، در مقابل طغیان خشم انقلابی و بر حق مردم ایران و مبارزۀ قهرآمیز آنان برای نابودی تاریخی دیکتاتوری و برقراری حاکمیت مردم سالاری در پناه جدایی دین از دولت در ایران نمی باشد “.

بازهم عجب!

آیا بهتر نیست از ارباب بپرسید که با وجود شما، چرا ۳۰۰ میلیون دلار هم به دیگری میدهد تا ایران را بشکلی در آورند که آمریکا و دنبالچه هایش ( اسرائیل وعربستان ) میخواهند؟!

حتما بپرسید!

مسلما جواب خواهید شنید که قدرت شما را کافی نمیدانند و آلترناتیوهای دیگری را هم میخواهند علاوه کنند!

آنگاه است که  ترس تان کمی فرو میریزد والبته احساس خشم ناشی از انحصار طلبی تان دق مرگتان میکند وظاهرا این معامله ی خوبی نیست؟!

بارک اله به این عفو عمومی :

” خانواده پهلوی نیز می توانند ، در صورتی که به خاطرهمکاری با جنایت کاران و یا دزدی یا جاسوسی و یا لابی گری برای دو نظام دیکتاتوری ، به تشخیص قانون و دستگاههای ذیصلاح قضایی پروندۀ پاکی داشته باشند ، از زندگی کردن در میان مردم آزاد ایران بهرمند شوند  “.

پس خانواده ی پهلوی مورد عفو قرار گرفته اند و شما با این حرف به آنها میفهمانید که مواظب برخوردتان با جمهوری اسلامی شده و از مزایای این عفو، بهره مند شوید!

براستی ، این ۳۰۰هزار میلیون دلار عربستان ومصاحبه ی شاهزاده، بد جوری ترسانیدتان!

البته حق هم دارید که بترسید!

جریانی که تغییر را حق مردم ندانسته ومنتظر معجزات دخالت های خارجی است، باید هم اینگونه باشد!

*** 

مریم رجوی مجاهدین خلق مزدوری وطن فروشی جنایتTerrorists, cultists – or champions of Iranian democracy? The wild wild story of the MEK

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/کنکاشی-در-شورای-ملی-مقاومت-ا/

کنکاشی در ” شورای ملی مقاومت “ا

Abooghoreyb-sobhaniمحمد حسین سبحانی، ایران قلم، ششم اکتبر ۲۰۱۸:… چرا باید شورای ملی مقاومت را مورد کنکاش قرار داد؟ مریم رجوی مدعی است که درب های ” شورای ملی مقاومت ” بر روی همه باز است. آیا واقعا چنین است؟ آیا حذف وقایع تاریخی سازمان مجاهدین در ۴۰ سال گذشته که همراه با خیانت و مزدوری بوده است، در همین ارتباط است؟ اهداف مسعود رجوی و مریم رجوی از حذف … 

10-2مجاهدین در گذر تاریخ، مروری بر سی سال استراتژی نبرد مسلحانه

محمد حسین سبحانی علامه حسینی جدایی از مجاهدین خلق فرقه رجویمصاحبه محمد حسین سبحانی با علامه السید الحسینی مشاور ارشد مریم رجوی

لینک به منبع

محمد حسین سبحانی : کنکاشی در ” شورای ملی مقاومت “

ایران قلم ـ ۰۴٫۱۰٫۲۰۱۸

سلام می کنم خدمت بینندگان عزیزی که این برنامه را مشاهده می کنند. بحثی را می خواهم خدمتتان در چند قسمت تقدیم کنم تحت عنوان کنکاشی در شورای ملی مقاومت.

اما چرا باید شورای ملی مقاومت را مورد کنکاش قرار داد؟

همانطور که شاید مطلع باشید ” شورای ملی مقاومت ” و ” ارتش آزادیبخش ملی”  نام های پوششی برای سازمان مجاهدین خلق می باشد و خود سازمان مجاهدین نیز به همراه دو نام ذکر شده سه نام پوششی  برای آقای مسعود رجوی و خانم مریم رجوی رهبری توتالیتر آن است.

اما ضرورت کنکاش در ” شورای ملی مقاومت “چیست؟

چه ضرورتی دارد به آن بپردازیم؟ سابقه شکل گیری شورای ملی مقاومت چیست؟ چه کسانی آن را تاسیس کردند؟ در این مسیر چه کسانی از این شورای ملی مقاومت جدا شدند. اساسنامه آن چیست؟ خانم مریم رجوی مدعی است که درب های ” شورای ملی مقاومت ” بر روی همه باز است. آیا واقعا چنین است؟ آیا ” شورای ملی مقاومت ” چیزی جز سازمان مجاهدین است؟

اما مریم رجوی و سازمان مجاهدین برای زمینه سازی طرح این ادعا که درب های ” شورای ملی مقاومت ” بر روی همه باز است، نیاز دارند که گذشته تاریک و خیانت بار سازمان مجاهدین را از دید همگان پنهان کنند .

اگر دقت شود مشاهده می کنیم که رهبری سازمان مجاهدین و نام های پوششی دیگر از جمله شورای ملی مقاومت  و …   روش حذف و سانسور وقایع تاریخی و رویدادها و فعالیت های تاریخ ۴۰ ساله گذشته این سازمان را فعالانه و سیستماتیک  در کلیه رسانه های دیداری و نوشتاری  در حال اعمال است .

چرا رهبری مجاهدین نمی خواهد گذشته خود را شفاف نشان بدهد ؟ چرا که اگر چنین شود باید به بسیاری از پرسش ها پاسخ بدهد. گذشته ای که همراه با اشتباهات و خیانت های بزرگ همراه بوده است و به همین دلیل بطور سیتماتیک و طی یک دستور تشکیلاتی سرفصل هایی که سازمان مجاهدین در ۴۰ سال گذشته داشته و پرسش برانگیز بوده  را از تاریچه رویدادها و فعالیت های ۴۰ ساله گذشته خود حذف ، تحریف یا سانسور کرده است تا بتواند در میدان جدیدی به فریب و جذب نیروی احتمالی مشغول شود، زیرا گذشته خیانت بار رجوی مانعی اساسی برای وضعیت فعلی سازمان مجاهدین می باشد.

این پرسش مطرح هست که چرا باید نسلی که روند رویدادهای تاریخی سازمان مجاهدین را با چشم خود ندیده است در معرض سانسور قرار گیرد؟

این نسل که حداقل از ۴۰ سال به پایین را شامل شود. چرا باید یک فرد ۳۵ تا  ۴۰ ساله یا پایین تر رویدادهای تاریخی سازمان مجاهدین را که نقش اساسی در وضعیت کنونی جامعه ایران داشته و آن را با چشمان خود ندیده است، مورد این سانسور سیستماتیک قرار گیرد.

من مایل هستم به صورت محوری در سیر زمانی به این رویدادهای حذف شده در تاریخ رویدادهای سازمان مجاهدین از سال ۱۳۵۷  اشاره ای داشته باشم.

اما سازمان مجاهدین چه رویدادهایی را در تاریخچه خود برای فراهم شدن شرایط و قالب کردن دوباره خود تحت عنوان ” شورای ملی مقاومت “حذف کرده است؟

یکی از سرفصل های مهم که سازمان مجاهدین در تاریخچه خود حذف کرده است به رای دادن مسعود رجوی و موسی خیابانی و سازمان مجاهدین به جمهوری اسلامی در ۱۲ فروردین ۱۳۵۷ می باشد. هیچ تصویر و نوشته ای در این ارتباط وجود ندارد. همه چیز حذف شده است.

روزگاری مسعود رجوی می گفت جمهوری اسلامی هم دمکراتیک است و هم ضد امریالیست و این چنین حمایت خود را  نشان می داد و زیر عکس آیت الله خمینی مصاحبه می کرد و او را پدر مجاهد و حضرت آیت الله العضمی امام خمینی نام می داد. چرا این بخش از تاریخ سازمان در سال ۱۳۵۷ در شرایط کنونی در کلیه رسانه های سازمان حذف شده است؟

خوب همانطور که در فیلم مشاهده می کنید مسعود رجوی می گوید که ” تجربه خلق ها نشان می دهد که امپریالیزم  بدون مبارزه مسلحانه با آن کشوری را ترک نکرده است و امیدواریم که امریالیزم آمریکا بدون اینکه مجبور باشیم به مبارزه مسلحانه متوسل شویم ایران را ترک کند”. خوب ! همه می دانند که موج ضد امپریالیستی و به قول خودشان شور ضد امپریالیستی در فضای سیاسی وقت ایران چه تاثیر مهمی بر رویداد گروگانگیری سفارت آمریکا در سال ۱۳۵۸ داشت.  گروگانگیری سفارت آمریکا توسط دانشجویان پیرو خط امام در پناه  باصطلاح شور ضد امپریالیستی که مجاهدین خلق در جامعه ایجاد می کردند، مشروعیت پیدا می کرد. وقتی رجوی می گوید برای بیرون راندن امپریالیم آمریکا از کشور امیدواریم به مبارزه مسلحانه متوسل نشویم، به چه معناست؟

سهم سازمان مجاهدین خلق در  نابسامانی ها و خطاهای بسیار عمده ای که حکومت در روند ادامه گروگانگیری داشت چه بود؟ چه کسی به آن مشروعیت می داد؟ مگر سازمان مجاهدین و مسعود رجوی  تاسیس ارتش میلیشیای خلق را برای مبارزه با امپریالیزم اعلام نکردند؟ مگر  رهبری سازمان مجاهدین به همین دلیل در قضیه گروگان گیری سفارت آمریکا  نامه بلند بالایی به آیت الله خمینی  ننوشتند؟

در این تردیدی نیست که گروگان گیری سفارت آمریکا در سال ۱۳۵۸ که مسعود رجوی و مجاهدین خلق آن را ” ادامه انقلاب رهایی بخش اسلامی و ضدامپریالیستی ” می نامیدند و خواستار  استمرار آن بودند، سر فصل مهم و  بسیار تاثیر گذاری در وضعیت فعلی جامعه ایران و مشکلات متاثر از آن می باشد. سهم حکومت جمهوری اسلامی در آن روشن است، اما سهم سازمان مجاهدین خلق در آن چقدر است؟  این ” شور ضد امپریالیستی ” را چه کسی به جامعه ترزیق می کرد و به گروگانگیری سفارت آمریکا مشروعیت می داد و حمایت کامل خود را از آن اعلام کرد؟

چرا این سر فصل مهم در تاریخچه فعلی سازمان که در رسانه های سازمان مجاهدین آمده حذف شده است ؟ آیا به این دلیل است که این موضوع در  تناقض جدی  با مزدوری فعلی آنها برای اسرائیل و بخش جنگ طلب و تندرو هیئت حاکمه امریکا و عربستان سعودی هست؟ پس وظیفه ماست که اگر رجوی سانسور می کند ، ما آن را دوباره یادآوری کنیم و اجازه ندهیم به فراموشخانه فرستاده شود.

مسئله جاسوسی سازمان مجاهدین برای شوروی و  انتقال پرونده سرلشگر مقربی نفوذی کا گ ب در ارتش زمان شاه هم از این دست است  و به همین دلیل هنگام تحویل و انجام قرار محمد رضا سعادتی عضو مرکزیت سازمان مجاهدین با عضو  کا گ ب در  سفارت شوروی به دستگیری وی منجر می شود که این موضوع هم کاملا از تاریخچه فعلی سازمان مجاهدین حذف شده است. چرا؟

همچنین اطلاعیه سیاسی ، نظامی سازمان مجاهدین در تاریخ ۲۸ خرداد ماه ۱۳۶۰ که آغاز مبارزه مسلحانه را در پوشش دفاع مسلحانه از اعضای خود اعلام می کند بطور کامل حذف شده است . در واقع این اطلاعیه زمینه لازم را برای تظاهرات ۳۰ خرداد و سرآغاز ترور و خشونت فراهم می کند که کامل از تاریخچه فعلی حذف شده است و …

به ترورهای کور بعد از سی خرداد ۱۳۶۰ از رفتگر و بقال گرفته تا امام جمعه های مختلف که با عملیات انتحاری ترور کردند تا انفجار ۷ تیر ذر دفتر حزب جمهوری اسلامی تا انفجار هشت شهریور در دفتر نخست وزیری. به این ترورها هیچکدام اشاره ای نمی شود و …

از فاکتور جهاد جنسی که در  این مورد موضوعیت ندارد و صدق نمی کند ، می گذریم ، اما باید نسل جوان جامعه ایران بداند که نخستین زن ذوب شده در رهبری فرقه مجاهدین گوهر ادب آواز بوده است که ۴۰ سال قبل اولین عملیات انتحاری را در منطقه خاورمیانه و شهر شیراز علیه امام جمعه آن شهر انجام داده است. البته تصاویر نشان می دهد که حتی گوهر ادب آواز زیر سن قانونی بوده است حتی باید او را نه یک ” زن ”  بالغ بلکه کودک سرباز نامید. در هر صورت این ترورها نشان می دهد که  مسعود رجوی خود هم قاضی بوده است ، هم دادستان و هم مجری . پرسش این است که چرا این عملیات های انتحاری که سازمان مجاهدین آن را ” شهید مقدس عملیات انتحاری ” می نامیده است در تاریخچه سازمان مجاهدین حذف شده است؟

همچنین تشکیل شورای ملی مقاومت و نام موسس محوری آن به همراه سازمان مجاهدین یعنی آقای دکتر بنی صدر را کاملا از تاریخچه فعلی سازمان حذف شده است و اساسا طوری وانمود شده است که فردی به نام دکتر بنی صدر در شکل گیری این شورا نقشی نداشته است. به همین ترتیب به علل و روند جدایی  دکتر بنی صدر ، زنده یاد دکتر قاسملو و حزب دمکرات کردستان ایران و سایر اعضای محوری آن  اشاره ای نشده است و …

پس چگونه است که مریم رجوی مدعی است درب های شورای ملی مقاومت بر روی همه باز است و اعلام می کند که ما از آزادی بیان ، آزادی احزاب ، مطبوعات ، اجتماعات دفاع کرده و دفاع هم خواهیم کرد و … ؟ اگر این چنین است پس چرا …

ادامه این مطلب را می توانید در ویدئوی زیر مشاهده کنید

***

False_Flaq_Albania_Mojahedin_Khalq_Maryam_Rajavi_Cult_MKO_MEKFalse Flag Op In Albania Would Drive A Wedge Between The EU And Iran

Albania: MEK rebrands by assassinating unwanted members

استراتژی رجویتاریخ را بی خیال باش، شما عملا به رجوی سجده میکنید!

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=33588

محکومیت حمله تروریستی در اهواز و سکوت معنی دار عربستان سعودی، امارات و فرقه مجاهدین خلق 

Terrorist_Attack_in_Iran_Sepember2018_al_Ahwaz Arab_Peoples_Democratic Front_MEK_Albania_Rajavi_Cult_8ایران قلم، بیست و چهارم سپتامبر ۲۰۱۸:… مسئولیت تروریستی حمله تروریستی به شهر اهواز و یک رژه نظامی را یک فرقه تجزیه طلب که خود را  “جنبش عربی آزادی بخش الاحواز”  می نامد، برعهده گرفت، این درحالیست که فرقه تروریستی داعش نیز با تاخیر این عملیات تروریستی را برعهده گرفت. اما فردی به نام حُر التستری سخنگوی … 

Terrorist_Attack_in_Iran_Sepember2018_al_Ahwaz Arab_Peoples_Democratic Front_MEK_Albania_Rajavi_Cult_8محکومیت تروریسم، تقبیح نحوه خبررسانی شبکه های فارسی زبان وابسته، تقاضای محاکمه تروریستهای سعودی مریم رجوی و حر التسطری

لینک به منبع

ایران قلم حمله تروریستی شهر اهواز را محکوم میکند. چرا تروریسم را به خوب و بد تقسیم می کنید؟

سکوت معنی دار عربستان سعودی، امارات و فرقه مجاهدین خلق

چرا باید محل استقرار رهبری این فرقه های تروریستی بعضی از کشورهای اروپایی باشند؟

چرا در آخرین گزارش وزارت خارجه آمریکا  هیچ نام و نشانی از محکومیت این گروه های تروریستی نبوده است ؟

ایران قلم ـ ۲۳٫۰۹٫۲۰۱۸

امروز شهر اهواز مورد حمله تروریستی قرار گرفت که براساس گزارش خبرگزاری ها بیش از ۲۵  نفر کشته و ده ها نفر مجروح شده اند که در میان آنها کودکان ، زنان نیز دیده می شوند و در همین ارتباط موجی از وحشت در میان مردم قهرمان شهر اهواز ایجاد  شده است. ایران قلم حمله تروریستی به مردم شهر اهواز و خانوده های کشته شدگان و مجروحین این حادثه  را محکوم می کند.

براساس گزارش خبرگزاری ها مسئولیت تروریستی حمله تروریستی به شهر اهواز و یک رژه نظامی را یک فرقه تجزیه طلب که خود را  “جنبش عربی آزادی بخش الاحواز”  می نامد، برعهده گرفت، این درحالیست که فرقه تروریستی داعش نیز با تاخیر و بدون اینکه  فیلم یا عکسی که نشانه وابستگی مهاجمان به این گروه تروریستی باشد را منتشر نکرده است. از سوی دیگر اما فردی به نام حُر التستری سخنگوی «جنبش عربی آزادی‌بخش الاحواز» در گفت‌وگو با رادیو فردا «مقاومت ملی اهواز» را مسئول انجام عملیات در شهر اهواز معرفی کرده است؛ گروهی که به گفته او «عام‌تر و شامل چند گروه است».

این حمله تروریستی در  روز ۳۱ شهریور که به مناسبت روز ارتش و آغاز حمله دیکتاتور سابق عراق  صدام حسین هر ساله با رژیه نیروهای نظامی در ایران همراه است، صورت گرفته است. آیا همزمانی حمله صدام حسین به ایران با این حمله تروریستی  “جنبش عربی آزادی بخش الاحواز” بدون ارتباط است؟ یادمان باشد که نیاکان این فرقه تجزیه طلب که خود را مقاومت مقاومت ملی الاحواز می نامند با پول و سرمایه صدام حسین تاسیس شد تا به طمع نفت استان خوزستان و نغمه های جدایی طلبانه زمینه حمله سراسری صام حسین به ایران فراهم شود، که چنین نیز شد و مردم ایران را درگیر یک جنگ هشت ساله کردند.

لازم به یادآوری است که فرقه مجاهدین خلق نیز به مانند  “جنبش عربی آزادی بخش الاحواز”  که  یکی دیگر از گروه های مورد حمایت مالی و تسلیحاتی صدام حسین بوده است ، در قبال این حمله تروریستی سکوت سنگین ناشی از رضایت و همراهی را در سایت های اینترنتی خود منعکس کرده است. انگار که هیچ حادثه ای در شهر اهواز به وقوع نپیوسته است. روشن است که فرقه تروریستی مجاهدین خلق نیز در دل برای این حمله تروریستی قند آب می کند ، چرا که در حال حاضر به جای صدام حسین ، دیکتاتور عقب مانده دیگری به نام بن سلمان در عربستان سعودی با حمایت مالی ، سیاسی، رسانه ای  و اطلاعاتی  رهبری فرقه مجاهدین خلق و فرقه تجزیه طلب “جنبش عربی آزادی بخش الاحواز” را برعهده گرفته است . بنابراین فرقه مجاهدین خلق  باید با این عملیات تروریستی علیه مردم ایران همدلی و همراهی کند و به همین دلیل است که تا کنون تقریبا همه جهان، حتی آمریکای ترامپ ، هم این حمله تروریستی را محکوم کرده است اما عربستان سعودی ، امارات و  فرقه مجاهدین خلق سکوت کرده اند.

اما مسئول این عمل تروریستی کیست؟ چه کسانی با خشونت و ترور و حملات تروریستی در صدد رسیدن به هدف می باشند؟ چرا دولت های خارجی در محکومیت این عمل تروریستی صرفا به بیانیه دادن می پردازند؟ مگر تروریسم خوب و بد دارد؟ چرا باید محل استقرار رهبری این فرقه های تروریستی بعضی از کشورهای اروپایی باشند؟ مگر تروریسم با تروریسم فرق دارد؟ چرا در آخرین گزارش وزارت خارجه آمریکا نه تنها هیچ نام و نشانی از محکومیت این گروه های تروریستی نبوده است ، بلکه مستقیم و غیر مستقیم آنها را مورد حمایت قرار داده است؟ این رشته سر دراز دارد که در فرصت باید به آن پرداخته شود.

بار دیگر ایران قلم حمله تروریستی به مردم شهر اهواز را محکوم می کند و با  خانواده های کشته شدگان و مجروحین این حادثه  همدردی می کند. عکس هایی در ارتباط با این حمله تروریستی را در زیر ملاحظه می کنید.

کانون ایران قلم ـ ۲۳٫۰۹٫۲۰۱۸

***

Terrorist_Attack_in_Iran_Sepember2018_al_Ahwaz Arab_Peoples_Democratic Front_MEK_Albania_Rajavi_Cult_1عملیات تروریستی مشترک امروز “مقاومت ملی الاحواز” از انگلیس و “سازمان مجاهدین خلق ایران” از آلبانی ده ها کشته و مجروح بجا گذاشت

al_Ahwaz_Arab_People_Democratic_Front_Mojahedin_Khalq_Rajavi_Cult_Terrorists_2018Terrorists were from “al-Ahwaz Arab People’s Democratic Front” based in London and “Peoples Mojahedin Khalq Organisation” based in Albania 

Terrorist_Attack_in_Iran_Sepember2018_al_Ahwaz Arab_Peoples_Democratic Front_MEK_Albania_Rajavi_Cultیعقوب حر التسطری، سخنگوی گروه تروریستی مقاومت ملی الاحواز

Terrorist_Attack_in_Iran_Sepember2018_al_Ahwaz Arab_Peoples_Democratic Front_MEK_Albania_Rajavi_Cultگروه تروریستی مقاومت ملی الاحواز

Terrorist_Attack_in_Iran_Sepember2018_al_Ahwaz Arab_Peoples_Democratic Front_MEK_Albania_Rajavi_Cultگروه تروریستی مقاومت ملی الاحواز درجلسات لندن

Terrorist_Attack_in_Iran_Sepember2018_al_Ahwaz Arab_Peoples_Democratic Front_MEK_Albania_Rajavi_Cultگروه تروریستی مقاومت ملی الاحواز

تصاویری از حین عملیات تروریستی: 

Terrorist_Attack_in_Iran_Sepember2018_al_Ahwaz Arab_Peoples_Democratic Front_MEK_Albania_Rajavi_Cult

Terrorist_Attack_in_Iran_Sepember2018_al_Ahwaz Arab_Peoples_Democratic Front_MEK_Albania_Rajavi_Cult

Terrorist_Attack_in_Iran_Sepember2018_al_Ahwaz Arab_Peoples_Democratic Front_MEK_Albania_Rajavi_Cult

*** 

False_Flaq_Albania_Mojahedin_Khalq_Maryam_Rajavi_Cult_MKO_MEKFalse Flag Op In Albania Would Drive A Wedge Between The EU And Iran

Farid_Totounchi_Mahoutchi_MEK_Iraq_AlbaniaFarid Totounchi (Real name: Mahoutchi) Commander of Saddam’s Private army forcing Somayeh Mohammadi to do a “Forced confession” session in Terror camp in Albania 

محمد حنیف نژاداز کمین مجاهدین سر کوچه ها برای کشتار مستشاران امریکائی تا گماشتگی برای جنگ طلبان امریکائی

سازمان مجاهدین خلق کنونی، فرقه ای ابتر که ربطی به آرمان آن بنیانگذاران ندارد (بجای تبریک تسلیت بگویید)ا

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=33517

مجاهدین خلق ، از تهران تا تیرانا در آلبانی ـ قسمت چهارم 

Mohammad_Hossain_Sobhani_Iran_Pen_Assoiciation_Germanyمحمد حسین سبحانی، ایران قلم، هفدهم سپتامبر ۲۰۱۸:… دعوا در یک کلام همانطور که خود مسعود رجوی بارها در نشست های شورای مرکزی سازمان در عراق بیان کرده و  نگارنده هم حضور داشته است ، و همچنین در سال های اخیر هم توسط مریم رجوی تکرار شده است ، این بود که رهبری انقلاب ۱۳۵۷ توسط خمینی به سرقت رفته است. خوب پرسش … 

فرقه ها چه عیبی دارند؟ (فرازی از کتاب خداوند اشرف از ظهور تا سقوط)ا

لینک به منبع

لینک به قسمت اول

لینک به قسمت دوم

لینک به قسمت سوم

محمد حسین سبحانی: مسعود رجوی اعتقاد داشت “رهبری انقلاب ضد سلطنتی” از او سرقت شده است

مجاهدین خلق ، از تهران تا تیرانا در آلبانی  ـ قسمت چهارم

ایران قلم ـ ۱۶٫۰۹٫۲۰۱۸

محمد حسین سبحانی ایران قلم آلمان در اینجا  نکته مهمی را برای ادامه بحث مطرح می کنم که در بحث های بعدی و  بررسی وقایع ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ تا ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ می تواند کمک کننده باشد. اما قبل از آغاز این بحث خوب است به ادعای مسعود رجوی و مجاهدین خلق هم اشاره ای داشته باشیم.

مسعود رجوی بارهای در نشست های شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق در عراق در پایگاه های اشرف و بدیع زادگان  که نگارنده هم حضور داشته است به این موضوع اشاره کرده است که :

” خمینی رهبری انقلاب ضد سلطنتی را به سرقت برد “

یا نوشته اند:

” به‌رغم این‌که ضربه از طرف اپورتونیستهای چپ‌نما بود، مسعود رجوی تهدید اصلی مجاهدین و جنبش را مرتجعین راست دانست. در آن زمان برای ما زیاد قابل لمس نبود که این تهدید چقدر جدی است، ولی بعدها که خمینی رهبری انقلاب را سرقت کرد و با سازش و بند و بست کل انقلاب را به سرقت برد تازه ما متوجه شدیم که مسعود رجوی آنموقع روی چه نقطه مهمی انگشت گذاشته بود ” منبع سایت رسمی سازمان مجاهدین خلق

هم چنین مریم رجوی به مناسبت انقلاب  ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ در یک سخنرانی گفته است که  :

” مریم رجوی با  مروری بر شرایطی که دیکتاتوری شاه بر ایران حاکم کرده بود یادآور شد که انقلاب ضد سلطنتی مردم ایران توسط خمینی ربوده شد … “

مریم رجوی مجاهدین خلق فرقه رجوی از تهران تا تیرانا آلبانی

در موارد متعدد دیگر نیز نشریه های نوشتاری و اینترنتی مجاهدین خلق به ” سرقت رهبری انقلاب ضد سلطنتی ”  اشاره شده است. حال با این توضیح اولیه به بحث خودمان بپردازیم.

من فکر می کنم وقایع و رویدادهای داخل زندان شاه ما بین زندانیان، از اعضای مجاهدین خلق گرفته تا بخش روحانیت ، افراد مستقل ملی مذهبی ، سازمان چریک های فدایی خلق و سایر  گروه های مارکسیستی  موضوع مهمی می باشد که بدون ارتباط با رویداهای پیش آمده بعد از بهمن ۱۳۵۷ نیست.  یعنی نمی توان در بررسی مسائل تاریخی و رویداد ها و تقابلی که بین سازمان مجاهدین خلق و  بخشی از مسئولین حکومت بعد از انقلاب پیش آمد  را جدا از اتفاق های پیش آمده در زندان های شاه بین  این افراد و جریان سازمان مجاهدین بررسی کرد. رویدادها، درگیری ها و اختلافاتی که بعد از انقلاب ۱۳۵۷ بین سازمان مجاهدین و بخشی از حکومت علنی شد، بطور اتفاقی پیش نیامده بوده است. بلکه این درگیری ها و خشونت های کلامی، نوشتاری و سرانجام فیزیکی ، ریشه در اختلافات آنها در داخل زندان شاه داشته است.

بطور مثال اگر اسدالله لاجوردی وجود داشته است که براساس گزارشات منابع مختلف یک ضدیت و مخالفت ویژه ای با سازمان مجاهدین داشته ، اگر دقت کنیم می بینیم که سابقه ، ریشه و نطفه این اختلافات و تعریف منفی از یکدیگر در  همان زندان شاه وجود داشته است. فضایی که افراد در زندان مورد اتهام ، توهین  قرار می گرفتند ، بایکوت  می شدند و راست ارتجاعی ، ساواکی و غیره نام می گرفتند و قلمداد می شدند.

لازم به یادآوری است که مسعود رجوی به لحاظ شخصیتی فردی توانمند ، با هوش و دارای اراده قوی بوده است که این موضوع را همه مخالفین و منتقدین و موافقین مسعود رجوی در مورد او تایید می کنند و اگر کسی بخواهد در بررسی مسائل سازمان مجاهدین توانمندی های شخصی مسعود رجوی را نبیند در تحلیل و بررسی تاریخی سازمان مجاهدین خلق دچار اشتباه می شود. این روشن است  که وی بسیار با انگیزه بوده، قدرت رهبری داشته و به قول معروف برای اثبات آن شب و  روز نداشته و خودش را لایق رهبری جنبش و مبارزات علیه شاه می داسته است. مسعود رجوی در ذهن خود نتیجه گیری می کرده است که خوب اگر مجاهدین خلق پیشتاز مبارزات هستند ، تنها عضو باقی مانده کمیته مرکزی هم که من هستم ، رهبری داخل زندان را هم که نخبگان مبارز در آن هستند من به عهده دارم  ، پس رهبری جنبش و انقلاب هم  باید با من باشد.

خوب  هر کس هم که تجربه زندان را داشته باشد ، می داند که در شرایط و فضایی که محیط بسته زندان برای آدم ها می سازد ، بخشی نیز  جدا از توانمندی ها و از جان گذشتگی های واقعی  ، بخشی نیز رویا سازی همراه با توهم  برای فردا می باشد. حال شما این توهم و رویا پردازی را بگذارید بغل توانمندی هایی که مسعود رجوی در حل و فصل  مسائل اعضای مجاهدین در داخل زندان داشته ، از سوی دیگر حمایتی که روحانیون ارشد زندانی مثل طالقانی ، منتظری ، هاشمی رفسنجانی ، ربانی املشی و غیره از مجاهدین خلق داشته اند ، نیز بر  توهم مسعود رجوی و جایگاه مجاهدین خلق دامن می زده است که آری مجاهدین خلق رهبری مبارزات مردم در زمان شاه را بر عهده دارند من هم که رهبری این سازمان را دارم و تنها بازمانده مرکزیت این سازمان هستم.

حال در این شرایط اتفاق جدیدی پیش می آید و معادلات سیاسی ، اجتماعی داخل ایران و همچنین معادلات بین المللی مسائل دیگری را رقم می زند و جنبشی مسالمت آمیز و منفک از مبارزه مسلحانه آغاز می شود که رهبری آن را آیت الله خمینی بر عهده دارد که سرانجام به پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ منجر می شود.  واقعیت تاریخی این است که انقلاب ۱۳۵۷ محصول رهبری های آقای خمینی و  سازماندهی شبکه زنجیره ای روحانیت بوده  و نه آنچه که محصول مبارزه مسلحانه و فعالیتهای سازمان مجاهدین و یا حتی سازمان چریک های فدایی خلق بوده باشد و  کسی فکر نمی کنم در این تردید داشته باشد، اما این را مسعود رجوی آگاهانه نادیده می گیرد. بنابراین در این شرایط که از اواخر ۱۳۵۶ تا بهمن ۱۳۵۷ به طول می کشد مردم با تشویق اقای خمینی و شبکه گسترده روحانیت در خیابان ها و مجالس به مخالفت با رژیم شاه می پرداختند.

در این شرایط افرادی که در درون زندان شاه در حبس بودند و بویژه مسعود رجوی می دیدند مبانی تئوریک شکل گیری انقلاب در ایران با آنچه آنها فکر می کردند باید باشد یا باید بشود، تفاوت دارد.  همانطور که گفتم خوب هر کسی که تجربه داخل زندان را هم داشته باشد خوب درک میکند که انسان در درون زندان و تنهایی خودش با خودش ، به رویاپردازی و قهرمان سازی از خود نیز می پردازد، بخشی به دلیل وجود توانمندی ها واقعیت است اما بخشی هم به دلیل محیط و شرایط بسته زندان تبدیل به توهم می شود و مسعود رجوی به این بیماری مبتلا شده بود.

بنابراین در این شرایط مسعود رجوی که مدعی بوده  رهبری مبارزات علیه رژیم شاه با مجاهدین خلق  و او بوده است ، ناگهان با پدیده ای جدید سیاسی ، اجتماعی  و جنبشی به رهبری آقای خمینی روبرو می شوند که اتفاقا در این جنبش همان هایی که در زندان شاه  از جانب مسعود رجوی و مجاهدین خلق  راست ارتجاعی ، ساواکی  و سپاس گو شاهنشاه نامیده می شدند و مورد بایکوت قرار می گرفتند ، دست بالا را دارند .  حالا  این افراد ” راست ارتجاعی ” از سازماندهان اصلی شده اند و مدیریت انقلاب  ضد سلطنتی ۱۳۵۷ را بر عهده گرفته اند و در این نقطه است که مجاهدین خلق و مسعود رجوی مستقر در زندان شوکه می شوند. چرا که می بیند همان هایی که بایکوت می شدند و راست ارتجاعی نام می گرفتند ، حالا بازی گردان شده اند.

مریم رجوی مجاهدین خلق فرقه رجوی از تهران تا تیرانا آلبانی

بطور مثال طیفی از زندانیان سیاسی رژیم شاه که در زندان بودند و وابستگی به روحانیت و بازار و حزب موتلفه داشتند در  توطئه و جلسه ای که ساواک بعد از اعلام موجودیت بخش مارکسیستی سازمان که با ترور و خشونت همراه بود ، برگزار می کند، شرکت می کنند .

هدف ساواک شکاف بیشتر در بین زندانیان  بود چرا که بعد از  اعلام مارکسیسیت شدن سازمان مجاهدین در بیرون از زندان  به اختلافاتی که بین بخش مذهبی وابسته به روحانیت و بخش مذهبی وابسته به مجاهدین خلق در زندان پیش امده بود، دامن بزند. چرا که بسیاری از افراد مذهبی و روحانیت از اینکه متوجه شدند سازمان مجاهدین در خارج از زندان مارکسیست شده اند ، دچار شگفتی شده بودند و این در مناسبات بین آنها و مجاهدین خلق حاضر در زندان شکاف انداخته بود. در جلسه ای که اشاره کردم  این افراد زندانی که بیش از ۶۰ نفر بوده اند، که بخشی عمق داستان و این جلسه  را می دانستند و بخشی هم نمی دانستند، شرکت می کنند که به جلسه سپاس شاهشاه معروف می شود. در این جلسه آدم های شناخته شده ای مثل مهدی عراقی، عسگر اولادی ، مهدی کروبی ، قدرت الله علیخانی ، ابوالفضل حیدری و  … حضور داشتند و به سپاس گو به شاه معرفی می شدند.

اما سازمان مجاهدین و مسعود رجوی در هنگام بروز این پدیده نیامدند عمق اهداف ساواک را روشن کنند بلکه از بروز این موضوع برای اثبات صحت خط و خطوط خود استفاده می کردند و می گفتند ببینید ما داریم درست می گوییم و  این راست ارتجاعی است که تهدید اصلی هست و نه اپورتویست های چپ نما و یا مارکسیست ها.

این افرادی که در  جلسه سپاس شرکت کرده بودند ، خودشان اعتقاد داشتند ما اگر زندان برویم بیرون بهتر می توانیم به مبارزه کمک کنیم. حال اگر قرار است ما بگوییم اشتباه کردیم ، می گوییم اشتباه کردیم و می رویم بیرون. چه اشکالی دارد ما تقیه کینم ، تقیه هم در اسلام وجود دارد ، حال بگذار ساواک و عضدی و رسولی و غیره فکر کنند ما نادم شده ایم ، ولی ما خط خودمان را می رویم . در خاطرات آقای عسگر اولادی هست که نوشته در این مورد  آیت الله میلانی در مشهد  اتسفتا کرده اند که اگر ما از زندان بیرون بیاییم بهتر می توانیم به روند مبارزه با شاه کمک کنیم که از آیت الله میلانی نقل می شود که بله اشکالی ندارد اگر شما بتوانید بدون اینکه امتیاز ویژه ای به شاه بدهید بیرون بیایید.

حالا جدا از  این واقعه ای که تجت عنوان جلسه سپاس شکل گرفته برخورد سازمان مجاهدین و مسعود رجوی با این پدیده که اتفاقا خودشان هم اعتقاد داشتند، توطئه و برنامه ریزی ساواک بوده، یک برخورد حذفی و ترور گونه بوده است . هم در مورد همه ادم هایی که  در جلسه سپاس شرکت کرده بودند و چه آدم هایی که به بخش مذهبی وابسته بودند و از هواداران مجاهدین خلق بودند وهنوز در زندان شاه  در حبس بودند، اما  با وقوع قتل شریف واقفی و ترور صمدیه لباف و محمد یقینی و اعلام موجودیت بخش مارکسیستی سازمان  توسط تقی شهرام ، از مجاهدین خلق زندانی در زندان شاه فاصله گرفته بودند. این زندانیان هم مورد طعنه و کنایه قرار می گرفتند که یا با مجاهدین خلق باشید یا مسیر راست ارتجاعی را خواهید رفت.

نقل است که مهدی بخارایی از اعضای قدیمی سازمان مجاهدین که بعد از انقلاب نیز اعدام شد در زندان شاه اولین باز هنگامیکه در بیمارستان زندان بوده  فیلم جلسه سپاس را از تلویزیون می بیند . به نظر می رسد دیدن فیلم توسط مهدی بخارایی در بیمارستان را هم باید به حساب هوشیاری ساواک گذاشت تا اصل خبر توسط خود زندانیان و مجاهدین به داخل زندان برده شود، چرا که وقتی مهدی بخارایی را به زندان اوین منتقل می کنند ، خبر را ابتدا به مسعود رجوی و  موسی خیابانی می گوید و  بعد به سایر زندانیان اعلام می شود که مهدی بخارایی خبر مهمی دارد . وقتی مهدی بخارایی می خواهد مشاهدات خود از  تلویزیون را بگوید مسعود رجوی و موسی خیابانی دو طرف وی ایستاده بودند ، مهدی بخارایی داستان جلسه سپاس را تعریف می کند و غوغایی در زندان راه می افتد و   در این فضا مسعود رجوی در صدد تحلیل خودش که در ” بیانیه ۱۲ ماده ای اپورتونیسم های چپ نما ”  آمده بود بر می آید.   این بیانیه  ارزیابی مجاهدین خلق از ظهور بخش مارکسیستی سازمان و  یا به قول مسعود رجوی اپورتونیست های چپ نما  بود که مسعود رجوی در سال ۱۳۸۸ در کتاب استراتژی قیام دوباره به آن اشاره کرده است:

«جریان اپورتونیستی چپ‌نما، موجب بروز زودرس یک جریان راست ارتجاعی شده است که در مرحله کنونی تهدید اصلی درونی مجموعه نیروهایی است که تحت عنوان اسلام مبارزه می‌کنند، و ما با آن هم مبارزه می‌کنیم. جریان فوق از ضدیت با نیروهای انقلابی به‌ویژه مجاهدین شروع شده و سپس در مسیر رشد خود با نفی مشی مسلحانه به سازشکاری و تسلیم طلبی و سرانجام خروج از جبهه خلق و تغییر تضاد اصلی منجر می‌شود. این جریان اپورتونیستی خطر بروز و رشد خصایص ارتجاعی را در درون نیروهای مترقی مسلمان پیش می‌آورد». (مسعود رجوی ـ استراتژی قیام و سرنگونی )

مریم رجوی مجاهدین خلق فرقه رجوی از تهران تا تیرانا آلبانی

مهدی ابریشمچی در همین رابطه گفته است:

شگفت انگیز این بود که کودتا را اپورتونیستهای چپ‌نما که به‌اصطلاح خودشان را مارکسیست می‌نامیدند انجام داده بودند و اما هنر رهبری مسعود رجوی این بود که در آن مرحله گفت تهدید برای سازمان مجاهدین و تمامی نیروهایی‌که با نام اسلام مبارزه می‌کنند از راست ارتجاعی و بقول امروز از جریان بنیادگرایی مذهبی است. ( به نقل از سایت سازمان مجاهدین خلق )

به توجه به فضای داخل زندان مشخص می شود که  مسعود رجوی در داخل زندان مایل بوده است همه دنباله رو او باشند و اگر کسی مخالفت می کرده  ، راست ارتجاعی ، دگم ، سپاسگوی شاه و غیره نام می گرفته و تا جاییکه در داخل زندان بایکوت می شده است و  در این شرایظ هیچ فرد وابسته به مجاهدین که اکثریت زندانیان را تشکیل می دادند، اجازه نداشتند حتی با  آنها در داخل زندان سلام و  علیک کند، افرادی مثل آیت الله ربانی و سایر روحانیون ارشد که  قبل از اعلام موجودیت بخش مارکسیستی سازمان پشت سر مجاهدین خلق  در داخل زندان نماز جماعت می خواندند. افرادی مثل  محمد علی رجایی تا سطح عضویت به سازمان مجاهدین نزدیک شده بودند و سایرین بایکوت می شدند، مرز حق و ناحق  مسعود رجوی و دیدگاه های او در داخل زندان بوده است. البته  ان طرف هم بیکار نبوده است و بحث نجس و پاکی مارکسیست ها را راه می انداخته است و ظرف و ملاقه جدا  برای ناهار و شام  استفاده می کردند و همه غیر از خودشان را نجس می دانستند. در این شرایط هست که مسعود رجوی جایگاه خودش را بیشتر تثبیت می کند چرا که مدعی رهبری مجاهدین خلق و طبعا جنبش بوده است .  همین وضعیت و  اختلافاتی که در داخل زندان بوده است بعد از سرنگونی شاه در بیرون هم ادامه بیىدا می کند ولی دیکر تعادل قوا بعد از انقلاب ضدسلطنتی مثل داخل زندان نبوده است که مسعوى رجوی و مجاهدین دست بالا را داشته باشند اتفاقا همه آنهایی که در داخل زندان بایکوت شده بودند،حالا یکی شده دادستان ، یکی شده وزیر  ، یکی شده عضو شورای انقلاب.

مسعود رجوی در ۳۰دی ماه  ۱۳۵۷ از زندان شاه به همراه تعداد دیکری از زندانیان  آزاد می شود  ۳۰ دی ماه تا ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ یک فاصله سه هفته ای هست . مسعود رجوی در سی دی ماه ۱۳۵۷ از  آن جایگاهی که خود را در قامت رهبری انقلاب می دیده است ، پایین آمده و به یک زندانی سیاسی آزاد شده تبدیل می شود. احساس انزوا و شکست می کند و نظاره گر است که چرخ های انقلاب ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ را افراد  دیگری می چرخانند . افرادی که در زندان زیر دست او بوده اند و مسعود رجوی  آنها را راست ارتجاعی می نامیده است و حتی بایکوت و تحریم کلامی می کرده است.

اگر چه  مهدی ابریشمچی شوهر اول مریم رجوی از این انزوا بیان دیگری دارد و مدعی است که :

مریم رجوی مجاهدین خلق فرقه رجوی از تهران تا تیرانا آلبانی

«اگر از من سؤال کنید که مهمترین وقایع تاریخ مردم ایران در دهه‌های اخیر، تا آنجائیکه به سرنوشت خلق و آزادی در ایران مربوط می‌شود چیست من بدون تردید می‌گویم: اول نجات جان مسعود رجوی در نتیجه یک مبارزه بین‌المللی به رهبری شهید کاظم رجوی و بعد هم آزادی مسعود رجوی از زندان در ۳۰دیماه سال۱۳۵۷. منبع : سایت رسمی سازمان مجاهدین خلق

اما در ادامه بحث باید به این واقعیت اشاره کرد که مسعود رجوی  در این وضعیت دیگر دست خودش را خالی می بیند خودش در زندان تصور می کرده که رهبری انقلاب را با گسترش مبارزه مسلحانه در دست خواهد کرفت حالا مواحه شده با وضعیت غافلگیر کننده دیگری و   انقلاب ضد سلطنتی سال ۱۳۵۷ با رهبری آیت الله حمینی بیروز شده است. این شرایط غافلگیرکننده را آقای  مسعود رجوی نمی تواند هضم کند.

کمااینکه مسعود رجوی در سال ۱۳۵۷ اساسا سربسته به این امر اشاره می کرد که انقلاب ۱۳۵۷ ناقص است مگر  این بشود ، آن بشود و غیره . منظورش از این شرط ها  هم بازگرداندن رهبری انقلاب به سرقت رفته به  صاحب اصلی اش بود. مسعود رجوی در ۴ بهمن ۱۳۵۷  در یک سخنرانی بطور ضمنی در حالیکه هنوز انقلاب ۲۲ بهمن پیروز هم نشده  و تنها ۳ روز است که وی از زندان آزاد شده است ، چنین بیان می کند:

” در ۴بهمن ۱۳۵۷ که سه روز بود از زندان شاه، در بحبوحه قیام مردم، آزاد شده بودیم، من در اولین سخنرانی در دانشگاه تهران حرفم و شعارم از جانب مجاهدین این بود که «پیروز باد انقلاب دموکراتیک ایران». در آن ایام جماعت خمینی به‌تازگی شعار « انقلاب اسلامی» می‌دادند… “

حال هر کس که در آن دوران زندگی کرده و یا آن دوران را مطالعه کرده می بیند که صفوف ده ها هزار نفره مردم چیزی جز آنکه رجوی می گوید، می گویند. غلط یا درست مردم شعار انقلاب اسلامی و حکومت اسلامی سر می دادند. آیا مسعود رجوی نباید شرایط را فهم و هضم می کرد؟

مسعود رجوی در همین سخنرانی ۴ بهمن ۱۳۵۷ می گوید:

«من نیامدم این‌جا که روند خود به خودی قضایا را فقط ستایش کنم، ما نیامدیم که آن چه را هست، و فقط هست، تأیید کنیم. لختی هم باید به آن اندیشید که چه چیز باید باشد، و چه چیز هم نباید باشد.

خوب در اینجا به راحتی می توان ریشه های مسائل و رویداد هایی که حدفاصل ۱۳۵۷ تا خرداد ۱۳۶۰ طی شد را بخوبی دید که دعوای مجاهدین با حکومت جمهوری اسلامی بر سر چه بوده است.

خارج از خواسته ما درست یا نادرست ، چقدر حق بوده چقدر ناحق بوده  در هر صورت انقلاب ۱۳۵۷ با رهبری أیت الله حمینی به بیروزی رسیده است این یک واقعیت تاریخی است  که نمیتوانیم آن را عوض کنبم . موج تظاهرات چند صد هزار نفره باسفارش و درخواست وی صورت می گرفته است و مردم به خیابان ها می آمدند. حال اگر در این شرایط مسعود رجوی به عنوان نماینده  یک جریان که فداکاری کرده ، جان داده ، زندانی کشیده و در مبارزه با رژیم شاه سهم برجسته ای داشته ، اگر دردش درد مردم بود، و درد دیگری نداشت، و به تعبیر من در زندان بیمار نشده بود، نباید عوض ادعای رهبری شکل دیگری با شرایط جدید  سیاسی ، اجتماعی جامعه برخورد می کرد.  به واقع مسعود رجوی در زندان شاه مریض شده بود ، مریض به این مفهوم که در توهم و خارج از شرایط واقعی مدعی بود که من و سازمان مجاهدین باید رهبری انقلاب ضد سلطنتی را به دست می گرفتیم  این حق من است.

خوب اگر رجوی با کمی صبر ، تحمل، مدارا  و به قول خودش از جایگاه یک ” انقلابی ” با شرایط جدید  برحورد می کرد و شمشیر را از رو نمی بست آیا شرایط جامعه به ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ و سراغاز ترور و خشونت و مبارزه مسلحانه می رسید؟  آیا اگر رجوی برای رسیدن به قدرت حریص نبود، به سی خرداد ۱۳۶۰ می رسیدیم؟ بر خلاف آنچه که مسعود رجوی گفته است و می گوید که سی خرداد ۱۳۶۰ تردیدبردار  نبوده نیست، به نظر من جای تردید بسیار جدی وجود داردجامعه وارد.

شاید اگر ۳۰ حرداد ۱۳۶۰ و ترور و مبارزه مسلحانه مجاهدین خلق آغاز نمی شد، در این حند سال جامعه قوام می گرفت مردم تمرین می کردند که چگونه اعتراض کنند و … سازمان مجاهدین با آغاز مبارزه  مسلحانه و ترورهای کور خیابانی و اعدام های متقابل حکومت ، اجازه نداد مردم فضای باز سیاسی را تجربه و تمرین کنند . مردم با یکدیگر گفتگو کنند ، انتقاد کنند ، یاد بگیرند.  در آن فضایی که سازمان مجاهدین به کمک بخشی از حکومت ساخت مردم یاد گرفتند به همدیگر توهین کنند، به همدیگر حمله کنند، خشونت را تجربه کنند . حتما یادتان هست بعد از انقلاب ۱۳۵۷ را ؟ یک طرف دکه نشریه فروشی و میز کتاب  توسط ما که نوچه ها و هوادران مسعود رجوی بودیم گذاشته می شد،  از آن طرف هم نوچه آدم هایی که در زندان شاه توسط رجوی و مجاهدین ایزوله شده بودند، تحقیر شده بودند، راست ارتجاعی نام گرفته بودند ، قرار داشتند. آن آدم های ” راست ارتجاعی داخل زندان” خاطرات زندان را به یاد داشتند به بخش دیگر حکومت می گفتند ما مجاهدین را می شناسیم و …  آنها هم حالا فرصت را مناسب می دیدند به میز نشریه و کتاب ها حمله می کردند.

بنابراین این تضاد ها از درون زندان شاه بین مجاهدین خلق و بخشی از عناصر حکومت آغاز شده بود و بعد از سال ۱۳۵۷ در خیابان ها ادامه پیدا کرده بود و مردم و جامعه از ریشه های این موضوع اطلاع نداشتند که دعوا بر سر چیست؟

دعوا در یک کلام همانطور که خود مسعود رجوی بارها در نشست های شورای مرکزی سازمان در عراق که نگارنده حضور داشته است ، و همچنین در سال های اخیر هم توسط مریم رجوی تکرار شده است این بود که رهبری انقلاب ۱۳۵۷ توسط خمینی به سرقت رفته است. خوب پرسش این است که از چه کسی این ” رهبری انقلاب ” به سرقت رفته بود؟

روشن است که پاسخ چیست . در یک کلام پاسخ از نگاه مسعود رجوی و مریم رجوی و مجاهدین خلق این است که خمینی رهبری انقلاب ۱۳۵۷ را از مسعود رجوی سرقت کرده است و حالا باید بعد از سال ۱۳۵۷ تلاش شود که این رهبری به سرقت رفته به صاحب اصلی اش باز ستانده شود . این چکیده همه بحث است . این ریشه اصلی همه درگیری های خیابانی ما بین  بهمن ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۰ است. بازستانی  ” رهبری به سرقت رفته ” انقلاب ۱۳۵۷ ریشه شکل گیری سی خرداد ۱۳۶۰ بوده است .

این روشن است که انقلاب ۱۳۵۷ محصول ” مبارزه مسلحانه ” مجاهدین خلق و حتی سازمان چریک های فدایی  نبوده است، چه ما خوشمان بیاید و چه خوشمان نیاید، این محصول قدرت و فعالیت  های شبکه زنجیره ای روحانیت در مساجد و رهبری آقای خمینی بوده است. اتفاقا یکی از نکته های مهم تاریخی مخالفت آیت الله خمینی با مبارزه مسلحانه بوده است.آقای خمینی با هر انگیزه ای که با مبارزه مسلحانه  مخالفت کرده باشد ، نشان می دهد یک گام  از مسعود رجوی و مجاهدین خلق جلو تر بوده است، چرا که جامعه سنتی ایران را بهتر می شناخته است. مبنای شناخت مجاهدین خلق از جامعه ایران بخش روشنفکری ایران بوده است ،  و نه توده های مذهبی و حتی مردم عوامی که می توانستند عکس آقای خمینی را در ماه ببینند.

بنابراین مسعود رجوی نمی تواند مدعی شود که او و مجاهدین خلق رهبر  انقلاب ضد سلطنتی  بوده اند. البته مسعود رجوی می تواند در مقابل سازمان چریک های فدایی خلق فرضا می تواند این ادعا را داشته باشد که او رهبری مبارزات مسلحانه را برعهده داشته است ، اما در مقابل پدیده ای به نام ” انقلاب اسلامی” و شعارهای مرتبط که در راهپیمایی های دعوت شده از سوی اقای خمینی و روحانیون بین ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ تا ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ سر داده می شده است ، نمی تواند مدعی رهبری انقلاب باشد. پس چرا باید جامه و مردم را به سمت خشونت و  آغاز مبارزه مسلحانه و سی خرداد ۱۳۶۰ کشاند؟

من فکر می کنم وقایع تاریخی که حد فاصل ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۰ پیش آمده است ، تاثیر گرفته از خطی بوده است که باید هر چه زودتر رهبری به سرقت رفته انقلاب توسط خمینی به صاحب اصلی اش که مسعود رجوی باشد، بازگردانده شود. بطور مثال اگر یادتان باشد در اواخر سال ۱۳۵۹ یا اوایل ۱۳۶۰ دادستانی وقت یک اطلاعیه ای ۱۰ ماده ای داد که یکی از بند های ان این بود که اگر  هر گروهی سلاح های خود را تحویل دولت بدهد ، تا مرز مبارزه مسلحانه حق فعالیت سیاسی  دارند.  و طبق این اطلاعیه کلیه احزاب و گروه ها اجازه مناظره ، بحث های عقیدتی و سیاسی  و فعالیت آزداد داشته باشند مگر  اینکه آنها که اعلام مبارزه مسلحانه بر ضد جمهوری اسلامی کرده و موضع خود را تغییر نداده اند .

حالا شما مضمون همین  اطلاعیه دادستانی در اوائل ۱۳۶۰ را بگذارید در مقابل اطلاعیه هایی که  دادستان های فعلی می دهند و آن را مقایسه کنید. این تفاوت از کجا شکل گرفته است؟ بله بخشی به عملکرد و اشتباهات حکومت بر می گردد، اما بخشی نیز به مسعود رجوی و مجاهدین خلق بر می گردد که جامعه را به سمت خشونت و مبارزه مسلحانه هدایت کرد. درسته می توان به همان اطلاعیه ۱۰ ماده ای دادستانی در سال ۱۳۶۰ هم هزار اشکال وارد کرد ولی وقتی یک مسیری را قرار است طی بکنیم که در آن ” بازستانی رهبری به سرقت رفته انقلاب ضد سلطنتی سوی آقای خمینی به آقای مسعود رجوی”  تعریف نشده است، می توان با آن کنار آمد و به آرامی حرکت کرد و برای ترمیم آن تلاش کرد .

اما به دلیل اینکه مجاهدین خلق برای ” بازستانی رهبری به سرقت رفته انقلاب ضد سلطنتی از سوی آقای خمینی به آقای مسعود رجوی” عجله داشتند ، در مقابل شرایط جدید و اطلاعیه دادستانی و سخنرانی آقای خمنی در اردیبهشت ۱۳۶۰ نتوانستند موضعی منطقی اتخاذ کنند.

مریم رجوی مجاهدین خلق فرقه رجوی از تهران تا تیرانا آلبانی

ببینید در همان مقطع  اردیبهشت ماه ۱۳۶۰ آیت الله خمینی یک سخنرانی عمومی داشت که در آن اشاره کرده بود که مجاهدین خلق سلاح هایشان را تحویل بدهند و به آغوش ملت باز گردند .  آقای خمینی گفته بود :

  ” اینها اشتباه می کنند ، اگر اینها به ملت برگردند که برای خودشان صلاح است و اگر به این امر (تشنج آفرینی) ادامه بدهند یک روز در پیش است که پشیمانی دیگر سودی ندارد و آن روزی است که به ملت تکلیف شود”

اما مسعود رجوی و نشریه مجاهد بلافاصله در پاسخ  اطلاعیه مجاهدین خلق را منتشر کرد و  ضمن تهدید تلویحی پاسخ دادند که  :

 ” بی گمان شما در هر موقعیتی که مقتضی بدانید تکلیف نهایی مورد اشاره در سخنان ده اردیبهشت را مقرر خواهید فرمود ، لیکن ما باز هم به عنوان انقلابیون یکتا پرست به عرض می رسانیم تا وقتی راههای مسالمت آمیز ابراز عقیده و فعالیت انقلابی مطلقاً‌ مسدود نشده و به اصطلاح حجت تمام نگردیده، تلاش خواهیم نمود از عکس العمل های خشونت بار و قهر آمیز بپرهیزیم “

مسعود رجوی اساسا توجه نداشت که دو سال است که از شکل گیری این حکومت می گذرد و خودش و مجاهدین خلق به ” جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد ” رای داده بودند. پس چرا مسعود رجوی به رفراندم جمهوری اسلامی رای  داد ؟

مریم رجوی مجاهدین خلق فرقه رجوی از تهران تا تیرانا آلبانی

دو حالت بیشتر وجود ندارد :

یا باید گفت باور نداشت و نمی خواست جز ۲ در صد رای نداده به جمهوری اسلامی باشد ،یا اینکه مسعود رجوی با رای به جمهوری اسلامی با همه کاستی هایش پذیرفته بود که مسیر اصلاح و تکمیل  آرام و مسالمت آمیز پیش برود. من شخصا اعتقاد دارم که مسعود رجوی  به وضعیت اول باور داشت  و نمی خواست جز ۲ در صد رای نداده به جمهوری اسلامی باشد و شفاف موقعیت خود را نشان دهد ، بلکه میخواست  در  از هاله ای از ابهام خط بازستانی ” رهبری به سرقت رفته انقلاب ضد سلطنتی ” را دنبال کند و این ریشه و جوهره تمام وقایع و درگیری های خیابانی  پیش آمده از  ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ تا سی خرداد ۱۳۶۰ و آغاز خشونت و مبارزه مسلحانه و چرخیدن ” چرخه خشونت ، ترور و اعدام ” ما بین جمهوری اسلامی و مجاهدین خلق بوده است.

*** 

MEK_MKO_Maryam_Rajavi_Cult_Faking_Social_Media_Aljazeera_2018Mojahedin Khalq (MEK, MKO, NCRI, Rajavi cult) keyboard warriors target journalists, Academics, activists

Mojahedin_Khalq_MEK_Ch_4_News_AlbaniaThe shadowy cult Trump advisors tout as an alternative to the Iranian government

MSNBC_Massoud_KhodabandehMassoud khodabandeh: أo decent American intelligence officer would say MEK is trustworthy because it is a Destructive Cult.

https://youtu.be/iWkSeTeVOZY

مریم رجوی البغدادی مجاهدین خلق داعش تروریسم تهرانISIS Drew On MEK Expertise For Terror Attacks On Tehran (aka Mojahedin Khalq Rajavi cult)


حامیان تروریسم و جنایت همراه مریم رجوی مزدور فرقه منفور رجویلیست قیمتهای سخنرانان و مدعوین کرایه ای بزرگداشت تروریسم در پاریس به یورو

https://youtu.be/djvKsKT3kEg?list=PLi6CyO25v18eiVmGQa4K1x5I7aYhiBL1S

https://youtu.be/vuY6QRwt1Ow?list=PLi6CyO25v18crTqyB16GsupR9lqCJL6IV

***

لاف پنجاه سالگی؛ در پی هویت نداشته

محمد حنیف نژادآیا کسی هنوز به رجوی چشم امید بسته است؟

نگاهی به پیام خشونت طلبانه مسعود رجوی در ۱۱ آبان ۱۳۹۳ – قسمت پایانی

Self Sacrifice Struan Stevenson Rajavi terroristsBehind Struan Stevenson’s book “Self Sacrifice
 ***

***

همچنین:

  • ایران قلم، ششم نوامبر 2018:… لابد از همین روست که سران سازمان مجاهدین خلق با آگاهی از مضرات آزادی بیان ، جلوی انتشار هرگونه نظر تنقیدی را در رسانه های خود میگیرند و با یکبار گفتن ”دموکراسی موقوف ” ، دست مخالفان را برای انتقاد از آنها، میبندند و مشکل سخت پاسخگویی را باین سادگی برطرف میکنند! در نوشته ی مورد ن

    Read More….

    ایران قلم، سی ام نوامبر 2018:… شما با زن ستیزی مضاعف – سوء استفاده ی فیزیکی و جنسی از زنان عضو فرقه ی رجوی- از این پادزهر برای حفظ نصف ونیمه ی تشکیلات مافیایی رجوی بهره ی کافی میبرید و نشان میدهید که ” کافر همه را به کیش خود پندارد ” ! اینکه دستمزدها ، وضع وحشتناکی دارند،  واقعیتی است که دراغلب کشورهای جهان متدا

    Read More….

    ایران قلم، بیست و دوم نوامبر 2018:… عجب نظر مشعشعی! یعنی حکومت ایران حاضر شده که رضا پهلوی را بدون اینکه شعور سیاسی و … داشته باشد ، به ایران بیآورد تا او با نماد پادشاهی ؟؟!! ، طول عمر رژیم را بیشتر کند؟! یعنی مردم بخاطر احترامی که به نماد شاهنشاهی دارند؟! ، مطالباتی ازجمهوری اسلامی نداشته و آمریکا هم سرلطف بیآی

    Read More….

     al_Ahwaz_Arab_People_Democratic_Front_Mojahedin_Khalq_Rajavi_Cult_Terrorists_2018پس بدلایلی که ذکر کردم ، اعتراضات مردم ، متوجه بانک جهانی هم هست و بدین ترتیب ، باند رجوی نمیتواند برروی این امر، حساب وکتاب قابل توجهی بازکند و دراین میان ول معطل است! دوباره : ” بانک جهانی در ادامه گزارش خود با انتقاد از سیاست تک‌نرخی کردن دست

    Read More….

     MSNBC_Massoud_Khodabandehایران قلم، دهم اکتبر 2018:… خروج ترامپ از برجام با ابراز نفرت اکثریت مردم جهان مواجه شد. به اعتبار آمریکا لطمه ی بزرگی ازحیث پیمان شکنی وارد نمود والبته حکم دادگاه بین المللی لاهه برعلیه پیمان شکنی آمریکا مزید برعلت واقع شد! درمورد تحریم نفتی ایران ، آینده نشان خواهد داد که چه موفقیتی نصیب آمریکا خواهد شد و آنچه

    Read More….

     Ø§Ø³ØªØ±Ø§ØªÚ˜ÛŒ رجویایران قلم، دوم اکتبر 2018:… همه ی تان با مسعود بیعت  بی قید وشرطی کرده اید ودر زمان معاصر،بیعت کننده های این چنینی ، یک شخصیت مستقل بحساب نمیآیند وبنابراین اگر افتخار ؟؟!! احتمالی وجود دارد، متعلق به اوست که این افتخار را با جنون شهوت وشهرت طلبی خود بهمراه همکاری تنگاتنگ با دشمنان مردم ایرا

    Read More….

    Terrorist_Attack_in_Iran_Sepember2018_al_Ahwaz Arab_Peoples_Democratic Front_MEK_Albania_Rajavi_Cult_8ایران قلم، بیست و چهارم سپتامبر 2018:… مسئولیت تروریستی حمله تروریستی به شهر اهواز و یک رژه نظامی را یک فرقه تجزیه طلب که خود را  “جنبش عربی آزادی بخش الاحواز”  می نامد، برعهده گرفت، این درحال

    Read More….

     ایران قلم، بیست و یکم سپتامبر 2018:… آیا شما اطلاعی از علت وجودی ارتش گرسنگان دارید؟ اگر ندارید ، توجه کنید :تئوریسین های سلطه ورزان وغارتگران جهانی ازسده ها پیش برآن شدند که برای کنترل – پایین نگهداشتن  حقوق کارگران وزحمتکشان کشورهای خود- تمهیداتی بیاندیشند. درراستای این هدف پلید  وضدبشری ، برآن شدند که با 

    Read More….

    Mohammad_Hossain_Sobhani_Iran_Pen_Assoiciation_Germanyمحمد حسین سبحانی، ایران قلم، هفدهم سپتامبر 2018:… دعوا در یک کلام همانطور که خود مسعود رجوی بارها در نشست های شورای مرکزی سازمان در عراق بیان کرده و  نگارنده هم حضور داشته است ، و همچنین در سال های اخیر هم توسط مریم رجوی تکرار شده است ، این بود که ر

    Read More….

    فروغ جاویدان جواد فیروزمند محمد حسین سبحانی جواد فیروزمند در گفتگو با محمد حسین سبحانی، آریا ایران، ششم سپتامبر 2018:… این برنامه به پنجاه و سومین سالگرد تاسیس سازمان مجاهدین خلق ایران و بررسی وقایع تاریخی آن اختصاص دارد. سازمانی که با الهام از حوادث سال های ۱۳۴۲ به بعد و

    Read More….

    _Jila_Deyhim_MEK_MKO_Maryam_Rajavi_Cult_Terrorism_Albaniaایران قلم، چهاردهم اوت 2018:… بی توجهی به تاریخ و کم مطالعگی، درد بزرگ مردم ماست!  مجبورم برای یکبار که شده- بعنوان کسی که یک روستازاده ای که زندانیان سیاسی متعددی در اطرافم بود دردوران شاه- به ذکر موضوعی بپردازم و مشت محکمی بردهان این نوع استلالات که زمان شاه طلایی بود و

    Read More….

     Rajavi_Faisal_1ایران قلم، ششم اوت 2018:… ما قدرت واختیارات دستور دادن به مردم یمن که رهبری بیشترشان دردست حوثی هاست را نداریم ولی بعنوان یک همسایه ویک کشور مقتدر منطقه، میتوانیم میانجی خوبی برای پایان دادن به این جنگ باشیم که بنفع عربستان هم هست!  اگر وظیفه داریم موشک پراکنی های معدود وضعیف حوثی ها به عربستان را که طی آنها

    Read More….

     Mojahedin Khalq Maryam Rajavi Massoud Rajavi terrorist cultایران قلم، نوزدهم ژوئیه 2018:… آیا ممانعت ازرسیدن دارو، لوازم یدکی کارخانه ها و… ، دردرجه ی اول برمحرومترین اقشار اجتماعی ایران ضربه وارد نمیکند که مثلا ازبی دارویی ترک حیات کرده وازخوابیدن کارخانه ها ، شغل ونان وآب خود را ازدست بدهند؟ اگر ترامپ درابراز این دوستی خود

    Read More….

     ایران قلم، پنجم ژوئیه 2018:… در حالیکه تلاش می شد به توصیه مسعود رجوی و مریم رجوی روابط سازمان مجاهدین خلق با سرویس اطلاعاتی موساد و دولت اسرائیل مخفی بماند ، نتانیاهو بعد از افتضاح مریم رجوی در ویلپنت پاریس خودش مستقیم به صحنه آمد و خواستار موضع گیری شدیدتر اروپا در قبال ایران شد. این درخواست نتانیاهو از اتحادیه اروپا در حا

    Read More….

     عربستان سعودی مجاهدین خلق داعش و تروریسمایران قلم، نوزدهم نوامبر 2017:… لبنان بدنبال بیش از یک دهه جنگ داخلی وبرادر کشی ، با ایجاد دولت وحدت ملی که حزب اله هم بطور تمام قد ازان حمایت میکرد ، ضرورت حفظ حاکیت خود رادریافت و درمقابل این عربستان است که با ربودن سعد حریری ( نخست وزی دولت وحدت ملی ) درصدد بهم زدن این وحدت اس

    Read More….

     alarabia Mojahedin Khalq terroristsایران قلم، نهم نوامبر 2017:… دخیل بستنی درکار نیست واگر اروپا ( شرکت های اروپایی )منافع خود را در یکی از پیشنهادات طرفین قضیه نبیند ، هیچ اقدامی نمیکند. اما اروپا هم اگر ازرهبران کم وبیش آگاهی بهره مند باشد باشد ، تضادهای بزرگ بین خود وآمریکا را درک میکند و سعی در سواری ندادن هرچه بیشتر به آمریکائ

    Read More….

     Maryam Rajavi Saddam's private army NCRIایران قلم، ششم نوامبر 2017:… باندرجوی که  به ” کاتوسا = قانون تنبیه دشمنان آمریکا؟! ” زیادی دل بسته بود وآنرا مائده ی آسمانی بی نظیری برای بقدرت رسیدن خود میدانست ، با گذشت چند روز ازجنجال بپا شده توسط این قانون؟! ، کم کم ازدوران شیفتگی به دوران افسردگی میل کرده است! با این حال، این فرقه ی گرفتار د

    Read More….

     مریم قجر عضدانلو ابریشمچی رجوی منفور ترین ایرانیسایتهای مختلف، هجدهم اکتبر 2017:…  پس از سخنان پرهیاهوی ترامپ ، آنچه در خاطره جهان بیش از همه نقش بست  – عدم تعهد آمریکا به موازین بین اللملی – و  یک بی آبرویی درست و اساسی را برای آمریکا و هیئت حاکمه اش بود . کمتر از 6 ساعت برخلاف نظریات ترامپ به شکل معنا داری  آ

    Read More….

     Maryam Rajavi news of Massoud Rajavi deathایران قلم، دوم اکتبر 2017:… از آغاز 1360، دیگر جنبش مجاهدین خلقی وجود ندارد که بخواهد روبه بالندگی هم بیآورد وشما زحمت کشیده وجستجو کنید تا ببینید این بالندگی شگفت انگیز ازطرف چه جریانی صورت گرفته که چشم قاصر ما قادر به رویت آن نبوده است! شما تشکیلات خود را با مناسبات برده داری اداره میکنید و رژی

    Read More….

     Mohammad_Sobhani_poitical_analyst_Cologne_Germanyمحمد حسین سبحانی، ایران قلم، بیست و یکم سپتامبر 2017:… سلام می کنم خدمت بینندگان عزیز ، در قسمت گذشته این سلسله گفتارها بحث مختصری در مورد سی خرداد 1360 و سرآغاز مبارزه مسلحانه توسط  سازمان مجاهدین خلق آغاز کردیم و پرسش هایی را مطرح کردیم که چرا مجاهد

    Read More….