ملاقات نمایندگان انجمنهای زنان وآوا با نماینده پارلمان اروپا دراستراسبورگ

ملاقات نمایندگان انجمنهای زنان وآوا با نماینده پارلمان اروپا دراستراسبورگ

کانون آوا، دهم ژوئن ۲۰۱۵:…  نمایندگان انجمنهای فوق الذکر درابتدا تاکید کردند که کشورهای اروپایی وکلا غرب از تجربه مماشات با گروه های تروریستی نظیر القاعده، طالبان و داعش درس نگرفته و با حمایت از مجاهدین ماردرآستین خود می پرورانند. گروهی که به اعضای خود رحم نکرده و آنهارا برا ی عملیات خودسوزی به خیابانهای اروپایی می فرستد، بعد از بال وپرگرفتن در صورت لزوم این افراد را در محافل …

لینک به منبع

ملاقات نمایندگان انجمنهای زنان وآوا با نماینده پارلمان اروپا دراستراسبورگ

روز سه شنبه ۹ ژوئن ۲۰۱۵ برابر با ۱۹ خرداد ۱۳۹۴ هیئتی مرکب از خانم بتول سلطانی و آقای علی اکبرراستگو مدیران انجمنهای زنان ایران وآوا با آقای نیکولای بارکوف Nikolay BAREKOV نماینده پارلمان اروپا از بلغارستان و عضو کمیته رابطه با ایران این پارلمان درمحل دفتر ایشان در ساختمان پارلمان اروپا در اشتراسبورگ دیدار و گفتگو کردند.

در این دیدار که حدود یکساعت بطول انجامید درباره امنیت منطقه و اروپا و نقش گروه های تروریستی در متشنج کردن اوضاع این کشورها، بحث و گفتگو بعمل آمد.

نمایندگان انجمنهای فوق الذکر درابتدا تاکید کردند که کشورهای اروپایی وکلا غرب از تجربه مماشات با گروه های تروریستی نظیر القاعده، طالبان و داعش درس نگرفته و با حمایت از مجاهدین ماردرآستین خود می پرورانند. گروهی که به اعضای خود رحم نکرده و آنهارا برا ی عملیات خودسوزی به خیابانهای اروپایی می فرستد، بعد از بال وپرگرفتن در صورت لزوم این افراد را در محافل عمومی اروپا منفجرخواهد کرد واین مایه بس نگرانیست.

آقای بارکوف ضمن خیرمقدم اظهارداشتند که بویژه در این زمان که روابط نزدیکی مابین ایران وغرب بوجودآمده، خوب است که گفتگوهای سازنده هم با حکومت ایران و هم با اپوزیسیون ایران بعمل آید.

نمایندگان زنان و آوا ضمن تائید اظهارات آقای بارکوف گفتند مجاهدین را نباید بعنوان یک اپوزیسیون دموکراتیک تحویل گرفت. گذشته تروریستی آنها را باید مدنظرداشت و تاکیدکردند که این سازمان هیچوقت با گذشته تروریستی خود برخورد نکرده است. مجاهدین در تلاش جهت یافتن حامی در پارلمان اروپا، گذشته تروریستی شان را مخفی نگه داشته و از بحث درمورد این مسئله فرارمی کنند ضمن اینکه آنها با تمام قواسعی میکنند در نزدیکی کشورهای غربی و ایران خرابکاری کنند.

آقای بارکوف جواب دادند که ابدا فایده ای ندارد با سازمانهای تروریستی ویا آندسته از گروه هایی که گذشته تروریستی دارند، دور یک میز نشسته شود وتاکیدکردند که از تلاشهای صلح جویانه و خارج ازخشونت مردم ایران برای دموکراسی و آزادی بیشتر حمایت می کند.

وادامه دادند که از تلاشهای مجاهدین جهت نفوذ بر نمایندگان پارلمان اروپا آگاه هستند ولی همیشه سعی کرده اند صحبتهای طرف مقابل را هم گوش داده تا بتواند موضع شخصی پیدا بکنند.

در پایان این جلسه بسیار مفید، نمایندگان انجمنهای جداشده از آقای بارکوف از بابت انجام این ملاقات تشکر کردند.

sotlani rastgou EP 09062015

***

“Another voice of a Free Iran” – Nikolay Barekov MEP


http://youtu.be/YTN5zRutsKE

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=16961

توضیح و معنای واقعی اعلام مواضع و انشعاب گروهی از اعضا و کادرهای قدیمی …

پیوند رهایی، ششم مارس ۲۰۱۵:… ما اعلام می کنیم که دوران تشکلهای اینچنینی که تروریسم را تحت نام مبارزه مسلحانه تجویز و بکار میگیرند نه تنها گذشته بلکه تاریخ اینگونه تشکلها نشان داده که نمیتوان یک حاکمیت را با تکیه به تروریسم و خشونت بوجود آورد که منتهی به دمکراسی شود. تمامی تشکلهای اینچنینی آنهم نه تنها مانند سازمان مجاهدین با رهبری رجوی که تبدیل به فرقه مافیایی-تروریسی شده و …

 بروکسل فوریه 2015متن بیانیه  “اعلام مواضع اعضای قدیمی و منشعب سازمان مجاهدین خلق ایران”

لینک به منبع

بیانیۀ شماره ۳

توضیح و معنای واقعی اعلام مواضع و انشعاب گروهی از اعضا

و کادرهای قدیمی مجاهدین با نام «آرمان مجاهدین – گروهی از اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق ایران»

برای حفاظت از میراث آرمانی سازمان

برخی از دوستان و هم میهنان پرسیده اند که آیا ما سازمان مجاهدین خلق ایران با یک رهبری جدید و با همان آرم و استراتژی و ایدئولوژی تشکیل می دهیم؟ و آیا انشعاب به این معنی می باشد؟، در پاسخ و توضیح لازم دیدیم موارد زیر را یادآور شویم:

ما هر گز نخواستیم اعلام یک سازمان مجاهدین دیگر بکنیم چون دیگر این سازمان قابل احیا نیست برای اینکه زمانش و شرایطش گذشته و دیگر به اسم اسلام و انقلاب و مبارزۀ مسلحانه و خشونت که پایه های اولیۀ سازمان بود و ربطی به رهبری رجوی ندارد نمی شود سخن گفت. از سازمان فقط جوهره و هدف اصلی آن و شهدایش را می شود گرفت که آزادی و آگاهی و برابری بود. ما بدون راه اندازی هیچ تشکیلاتی فقط خواستیم مواضعمان را در قبال رهبری کنونی سازمان مجاهدین اعلام کنیم و به حراست و حفاظت از میراث آرمانی سازمان مجاهدین خلق ایران و بنیانگذارانش و شهدایش برخیزیم و بگوییم به عنوان هدف اصلی سازمان و نه تاکتیک و استراتژی و ایدئولوژی آن مجاهد هستیم یعنی برای آگاهی، آزادی، دموکراسی و برابری و حقوق بشر مبارزه می کنیم. ما اسم و آرم و تشکیلات سازمان را دیگر نمی خواهیم بکار ببریم بلکه به عنوان اعضای سابق مجاهدین با حفظ آرمانها و اهداف اولیۀ سازمان از زمان بنیانگذاری آن یعنی آزادی و برابری به مبارزه مان با دو ارتجاع غالب و مغلوب یعنی رژیم و فرقۀ رجوی با حمایت از جنبش آزادیخواهانۀ مسالمت آمیز مردم ایران و تلاش برای آزادی و رهایی دوستانمان از زندان رجوی ساختۀ لیبرتی ادامه می دهیم. سازمان مجاهدین دیگر قابل انشعاب به معنی رایج حزبی و سیاسی نیست و دورۀ همۀ این سازمانها به عنوان تشکیلات و استراتژی و تاکتیک و ایدئولوژی گذشته است بلکه منظور ما از انشعاب و منشعبین جدایی به عنوان مجاهد و مبارز راه آزادی مردممان از قید هر گونه ارتجاع و فرقه و اندیشه های دگم و رهبریهای مادام العمر ولایتی به سوی آزادی و دموکراسی و حاکمیت مردمی و برابری است که آرمان و هدف اصلی و اولیۀ سازمان مجاهدین بود. و ما تنها به این عنوان یعنی از لحاظ آرمانی و نه تشکیلاتی و نه استراتژیک و ایدئولوژیک همانند شهدای راه تحقق این آرمان در سازمان خودمان را مجاهد می نامیم که نامی به یادگار مانده از مجاهدان مشروطه می باشد که هیچگونه بار مذهبی و ایدئولوژیکی نداشت. انشعاب کلمه ای عربی است یعنی راهی دیگر باز کردن و نه باز کردن شعبه ای دیگر از آن سازمان یا حزب. و ما جدا شدگان راهی دیگر با شیوه ای دیگر یعنی مجاهدت و مبارزه در راه تحقق همان آزمان اولیۀ بنیانگذاران سازمان مجاهدین که تحقق آگاهی و آزادی و برابری بود برگزیده ایم راه و شیوه ای متناسب با شرایظ سیاسی و فرهنگی کاملا تغییر یافتۀ امروز جامعه و مردممان و ما افشای انحرافات رهبری مجاهدین یعنی تبدیل سازمان مجاهدین به فرقۀ رجوی و خیانتها و جنایتهای این رهبری بویژه از بین بردن پایگاه مردمی سازمان و خدمت عملی به دشمنان آزادی ایران و ایرانی از جمله رژیم حاکم با تباه کردن سرمایه های انسانی سازمان را به عنوان بیشترین و اولین وظیفه مان قرار می دهیم و این وظیفه را دقیقا در راستای مبارزه مان با دشمن اصلی یعنی ارتجاع حاکم می دانیم.

ما اعلام می کنیم که دوران تشکلهای اینچنینی که تروریسم را تحت نام مبارزه مسلحانه تجویز و بکار میگیرند نه تنها گذشته بلکه تاریخ اینگونه تشکلها نشان داده که نمیتوان یک حاکمیت را با تکیه به تروریسم و خشونت بوجود آورد که منتهی به دمکراسی شود. تمامی تشکلهای اینچنینی آنهم نه تنها مانند سازمان مجاهدین با رهبری رجوی که تبدیل به فرقه مافیایی-تروریسی شده و سر از فرقه های اعصار و قرون گذشته با امام زمان سازی و رهبری ولایت مدارانۀ مادام العمر درآورده بلکه در رابطه با بسیاری دیگر از گروههای با ادعای ترقی خواهانه نیز به دیکتاتوری و سرکوب آزادیها و حاکمیت فردی منجر شده و میشود و همانگونه که شاهد هستیم نمونۀ هنوز بقدرت نرسیدۀ آن یعنی فرقۀ تروریستی رجوی جلوی چشمان همه جهان علیه اعضای مخالف خود سازمان حتی در درون آن چه جنایاتی که مرتکب نشده و نمی شود و می بینیم چگونه رهبر آن علنا و شخصا مخالفان و منتقدان و جدا شدگان فرقه اش را تهدید به قتل حتی در کشورهای آزاد جهان می کند؟! آنهم علیه کسانیکه جان برکف برایش از همه چیز خود گذشتند.

حال در نظر بگیرید که چنین گروهی اگر به حاکمیت برسد چه نوع دیکتاتوری برقرار کرده و چه رفتاری با مردم، گروهها و تشکلها واحزاب مخالف خود خواهد داشت؟

لذا از این به بعد ما موضعگیریهایمان را تحت عنوان و با امضای “آرمان مجاهدین – گروهی از اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق ایران” منتشر خواهیم کرد. طبیعی است که در این تلاش که گامی دیگر برای وحدت و نزدیکی تلاشها و فعالیتهای هر چه بیشتر جدا شدگان سازمان مجاهدین در داخل و خارج کشور به یکدیگر می باشد همۀ دوستان یعنی اعضای جدا شدۀ سازمان می توانند در صورت موافقتشان با مواد بیانیۀ شماره ۱ این تجمع انشعابی با موضعگیری علنی شان اعلام پیوستگی به این جریان و حمایت از آن کرده و ما را در این راه و در این راستا با همۀ امکانات و توان فکری و قلمی و تجربی و رسانه ای خود یاری کنند.

قربانعلی حسین نژاد – داوود باقروند – عیسی آزاده

۱۴ اسفند ۱۳۹۳ – ۵ فوریۀ ۲۰۱۵

فرانسه و آلمان

 آقایان داوود باقروند ارشد، عیسی آزاده  و قربانعلی حسین نژاد، پارلمان اروپا

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=16896

متن سخنرانی آقای قربانعلی حسین نژاد در پارلمان اروپا

پیوند رهایی،  فرانسه، چهارم مارس ۲۰۱۵:…  آقای حسین نژاد با نشان دادن عکسهای دختر اسیرش در زندان رجوی ساختۀ لیبرتی و دختر دیگرش در ایران و با اشاره به اینکه رهبران فرقۀ رجوی نگذاشته اند دخترش با او وبا دختر دیگرش دیدار کند و نمایندۀ دبیر کل ملل متحد شخصا نامه او به دخترش را به کمپ لیبرتی برده ولی رهبران فرقۀ رجوی مانع گرفتن نامه از سوی دخترش شده اند، خطاب به نمایندگان پارلمان …

قربانعلی حسین نژاد پارلمان اروپا

لینک به منبع

متن سخنرانی آقای قربانعلی حسین نژاد عضو قدیمی و مترجم ارشد جدا شدۀ بخش روابط خارجی سازمان مجاهدین در اجلاس پارلمان اروپا در بروکسل

چهارشنبه ۲۵ فوریۀ ۲۰۱۵

آقای حسین نژاد با نشان دادن عکسهای دختر اسیرش در زندان رجوی ساختۀ لیبرتی و دختر دیگرش در ایران و با اشاره به اینکه رهبران فرقۀ رجوی نگذاشته اند دخترش با او وبا دختر دیگرش دیدار کند و نمایندۀ دبیر کل ملل متحد شخصا نامه او به دخترش را به کمپ لیبرتی برده ولی رهبران فرقۀ رجوی مانع گرفتن نامه از سوی دخترش شده اند، خطاب به نمایندگان پارلمان اروپا گفت: از شما می خواهم که از مریم رجوی بپرسید چرا مانع دیدار و ارتباط خانواده ها با عزیزانشان از جمله پدر با دخترش و دیدار و تماس دو خواهری که در عمرشان همدیگر را ندیده اند می شود؟!..

با سلام و سپاسگزاری از نمایندگان محترم پارلمان اروپا بویژه از آقای نیکولای بارکوف نمایندۀ محترم مردم بلغارستان در پارلمان اروپا که با دعوت از ما برای سخنرانی و اظهار نظر در این پارلمان این فرصت را به ما دادند که به نمایندگی از جانب بیش از هزار عضو جدا شده از سازمان مجاهدین خلق در این نهاد دموکراسی جهان آزاد صدایی دیگر از یک ایران آزاد باشیم.

خانمها و آقایان نمایندگان پارلمان اروپا؛

اینجانب قربانعلی حسین نژاد که سی سال در تشکیلات سازمان مجاهدین خلق ایران (OMPI) با پیوستن به آن به امید آزادی و دموکراسی برای میهنم ایران که پایه ها و اصول اولیۀ این سازمان بود حضور داشتم و کاندیدای این سازمان برای نمایندگی پارلمان ایران بعد از انقلاب سال ۱۹۷۹ بودم و دو و نیم سال پیش به دنبال انتقال از قرارگاه اشرف به کمپ لیبرتی در بغداد توانستم به کمک هیأت مانیتورینگ حقوق بشر یونامی صفوف این سازمان را ترک کنم گواهی می دهم و به اطلاع شما و جامعۀ بین المللی می رسانم که این سازمان دیگر سالیان متمادی است که یک سازمان مبارز برای تحقق آزادی و دموکراسی در ایران نیست و رهبری ثابت و لا یتغیر أن یعنی مسعود و مریم رجوی از سی سال پیش تا کنون این سازمان را از اصول و پایه های اولیۀ آن منحرف کرده و آن را به یک فرقه با اعتقادات و اجبارات و تابوهای فکری و ذهنی مغایر با اصول و عرفها و نورمهای انسانی و جهانی تبدیل کرده اند و بدینگونه و با خیانتهای ضد ملی شان پایگاه مردمی این سازمان را در میان مردم ایران در داخل و خارج کشور از میان برده اند.

به عنوان مثال رهبری این سازمان فقط برای حفاظت خودش در عراق و ضمن تلاش و اصرار برای باقی ماندن در آنجا و جلوگیری از فروپاشی تشکیلاتش همچنان از تمام علائق و عواطف و دیدارها و حتی ارتباطات خانوادگی چه با نامه و چه با تلفن و وسایل ارتباطی امروز جهانی در این عصر ارتباطات جلوگیری می کند و در این سازمان تماس افراد با خانواده هایشان و خبر یافتن آنها از همدیگر و استفاده از رسانه ها نه تنها انترنت و تلفن و موبایل و مطبوعات و کانالهای تلویزیونی بلکه حتی داشتن و گوش دادن رادیو و خواندن کتاب و نوشتن آنچه فرد خودش می خواهد هم ممنوع است. وجود این پدیده و فرقه با رهبری و تشکیلاتش و اعمال حاکمیتش بر یک نقطه و موقعیت مکانی که توانسته بیش از ۲ هزار نفر را در آن در دام خود بدون هیچگونه ارتباطی با دنیای بیرون نگهدارد آنهم نه در نقاط دور افتادۀ جهان و دور از انظار جهانیان بلکه در عراق یکی از مهمترین مراکز توجه جهانی و جامعۀ بین المللی مسئولیت بزرگی را مبنی بر نجات افراد این فرقه بر عهدۀ سازمان ملل متحد بعنوان حافظ حقوق افراد انسانی می گذارد.

نمایندگان محترم مردم و جوامع آزاد و دموکراتیک اروپا؛

رهبران فرقۀ (OMPI) حتی مانع دیدار و صحبت من با دختر بزرگم زینب حسین نژاد (۳۶ ساله) که بیست سال پیش سازمان مجاهدین خلق او را در حالیکه فقط ۱۷ سالش بود از فرانسه به عراق و به بخش نظامی خودش فرستاد و در حالیکه هر دو در داخل سازمان و در کمپ اشرف در عراق بودیم تنها سالی یک بار در عید نوروز (عید سنتی اول سال ایرانی – ۲۱ مارس) به مدت فقط یک تا دو ساعت به ما اجازۀ دیدار و صحبت آنهم تحت کنترل و مراقبت می دادند که در عید نوروز سه سال پیش حتی این دیدار را نیز از ما دریغ کردند و اکنون من بیش از چهار سال است که دخترم زینب را که هم اکنون در کمپ لیبرتی بسر می برد ندیده ام و از او هیچ خبری ندارم.

دختر کوچکم که در ایران زندگی می کند توانست به عراق آمده و بعد از سی سال و برای اولین بار با من دیدار کند زیرا من توانسته بودم از صفوف این سازمان بیرون بیایم ولی او نتوانست علیرغم تلاشهای کمیساریای عالی پناهندگان و وزارت حقوق بشر عراق با خواهرش که در مقر سازمان یعنی کمپ لیبرتی در بغداد می باشد دیدار کند زیرا رهبران این سازمان مسعود رجوی ومریم رجوی دیدارهای خانوادگی را تحریم کرده اند. این دو خواهر ۳۲ و ۳۶ ساله هر گز در عمرشان همدیگر را ندیده اند.

حدود یک ماه پیش آقای مولادیوف نمایندۀ دبیر کل ملل متحد در عراق نامۀ اینجانب به دخترم زینب حسین نژاد در کمپ لیبرتی را برده و ضمن دیدار با او نامه ام را خواسته به دست دخترم بدهد ولی دخترم مسلما به دستور سران فرقۀ رجوی از گرفتن نامۀ من به خودش خودداری کرده است! من می پرسم آیا دختری که نامۀ پدرش را نمی گیرد و با خواهرش که در عمرش او را ندیده است با آنکه در چند قدمی او بوده دیدار نمی کند به اختیار خودش چنین عواطفی طبیعی خانوادگی را پس می زند؟ یا این نتیجۀ تلقینات و مغزشویی و تحمیلات فکری و روانی رهبران این فرقۀ ضد انسانی است؟..

همچنین اینجانب که از بیش از بیست و پنج سال پیش در فرانسه و عراق در بخشهای سیاسی و روابط خارجی سازمان به عنوان مترجم ارشد همۀ نامه ها و بیانیه ها و اسناد و نوشته ها و کتابهای رهبری و اطلاعیه ها و نشریات سازمان کار می کردم از جمله ترجمۀ بسیاری نامه ها و بیانیه ها و حتی مصاحبه های از قبل آماده شده به زبان فارسی!! به علاوۀ بیانیه های جعلی با ادعای امضای میلیونها عراقی!! که تماما به فارسی نوشته می شدند و من آنها را به عربی ترجمه می کردم!!، شاهد دخالتهای روزمرۀ رهبری سازمان مجاهدین خلق ایران (OMPI) در امور داخلی سیاسی و اجتماعی عراق بودم که بارها از این جهت مورد اعتراض دولت عراق قرار گرفت بویژه در حوادث و بحران اخیر عراق سازمان مجاهدین (OMPI) بارها از گروه بنیادگرای وحشی و تروریستی داعش تحت عنوان عشایر انقلابی یا مردم بپاخاستۀ عراق حمایت کرده است.

خانمها و آقایان نمایندگان پارلمان اروپا؛

باید این واقعیت را بر همگان آشکار ساخت که رهبران سازمان فرقه ای مجاهدین خلق مسعود رجوی و مریم رجوی و دیگر سران این فرقه در عراق و خارجه نه تنها نماینده و سخنگوی ساکنان کمپ لیبرتی نیستند بلکه خود تهدید اصلی آنها می باشند و هر گونه به رسمیت شناختن آنها و گفتگو با آنها همدستی با سران این فرقه در اعمال سرکوب و نقض حقوق و آزادیهای این افراد می باشد. خانواده های دردمند و رنج کشیدۀ این افراد، هم چنان بعد از سالیان دراز از دیدار با عزیزان خود محروم هستند.

حضور مریم رجوی هر از چند گاهی در این نهاد آزادی و دموکراسی اروپا مایۀ تعجب و تأسف ما و همۀ مردم ایران در داخل و خارج کشور می باشد زیرا نه او و نه سازمانش و فرقه اش دیگر هیچگونه پایگاهی در میان مردم ایران ندارند و ماهیت فرقۀ او تفاوت چندانی با ماهیت داعش جز در شعارهای فریبکارانۀ آزادی و دموکراسی که در این پارلمان و مجامعی مانند آن می دهد ندارد بنابراین حضور چنین فردی در این مجامع توهین به سمبلهای آزادی و دموکراسی اروپا می باشد.

من از شما می خواهم که از مریم رجوی بپرسید چرا مانع دیدار و ارتباط خانواده ها با عزیزانشان از جمله پدر با دخترش و دیدار و تماس دو خواهری که در عمرشان همدیگر را ندیده اند می شود؟!.

نمایندگان محترم؛

از شما می خواهیم ضمن تلاش برای متقاعد کردن کشورهایتان که از کشورهای آزاد جهان هستند برای پذیرش ساکنان کمپ لیبرتی به عنوان پناهنده در خاک کشورهایتان بویژه مجروحین و بیماران و نیز آنهاییکه طی دو دهۀ گذشته و یا بیشتر از قبل دارای مدارک اقامت و پناهندگی در کشورهای اروپا و آمریکا می باشند و تعدادشان به نزدیک یک سوم ساکنان بالغ می شود بر فشارهای مشروع و قانونی و بین المللی بر سران (OMPI) برای رها کردن اسرا و گروگانهای این فرقۀ ضد انسانی و آزاد گذاشتن آنان برای تصمیم گیری در مورد زندگی خصوصی شان بیفزایید تا افراد بدون ارتباط با سران این فرقه تک تک به عنوان پناهنده شناخته شوند که از جملۀ مهمترین و مؤثرترین راه کار برای این امر اختصاص دادن محلی در نزدیکی کمپ لیبرتی در عراق و محل اقامت افراد منتقل شده به آلبانی برای خانواده های اسیران این فرقه جهت دیدار با عزیزانشان و اعمال فشار بر سران (OMPI) برای واداشتن آنان به صدور دستور تشکیلاتی جهت دیدار و ارتباط ولو با تلفن و نامۀ افراد با خانواده هایشان و متوقف ساختن تبلیغات و سمپاشی و تهمت زدن علیه خانواده ها و قطع ایجاد فضای منفی علیه عواطف خانوادگی در داخل سازمان و کمپ و در اذهان افراد و امکان دادن به افراد برای استفاده از تلفن و انترنت و رادیو و تلویزیون و روزنامه می باشد چرا که این حق ارتباط با افراد، بسیار بیشتر از اینکه حق رهبران (OMPI)باشد، در درجۀ اول حق ما خانواده های این عزیزان یعنی ساکنان کمپ لیبرتی می باشد. متشکرم.

(پایان)

Self Sacrifice Struan Stevenson Rajavi terroristsBehind Struan Stevenson’s book “Self Sacrifice

مسعود خدابنده ایرانیان دات کام: کارناوال مریم رجوی در ویلپنت سخنران کرایه ای مدعوین کرایه ایMaryam Rajavi’s annual Rally in Villepinte. This year promoting ISIS, MEK, Saddamists – Everyone Loses