ممانعت از دیدار خانواده ها با فرزندان، نتیجه ماهیت رجوی

ممانعت از دیدار خانواده ها با فرزندان، نتیجه ماهیت رجوی

ندای حقیقت (مجاهدین خلق، فرقه رجوی)ندای حقیقت، چهاردهم ژوئن 2015:…  در حالیکه گروه دوم خانواده ها با تحمل زحمات و مشقات فراوان خود را به عراق و جلوی کمپ لیبرتی رساندند خبرها حاکی از آن است که رجوی همچنان با سبعیت و بی رحمی بی همتا اجازه دیدار به خانواده را ها نمی دهد. در بین این خانواده ها دو جوان هستند که سی سال است از دیدار پدر خود محروم و داغ دوری و هجرت آنها پایان نمی یابد. آیین و روش مسلمانی رجوی این …

خانواده های گروگانهای فرقه رجوی بیرون کمپ لیبرتیلیبرتی: سودای ارتش آزادی و ماجراجویی رهبرانش

لینک به منبع

ممانعت از دیدار خانواده ها با فرزندان، نتیجه ماهیت رجوی

در حالیکه گروه دوم خانواده ها با تحمل زحمات و مشقات فراوان خود را به عراق و جلوی کمپ لیبرتی رساندند خبرها حاکی از آن است که رجوی همچنان با سبعیت و بی رحمی بی همتا اجازه دیدار به خانواده را ها نمی دهد.

در بین این خانواده ها دو جوان هستند که سی سال است از دیدار پدر خود محروم و داغ دوری و هجرت آنها پایان نمی یابد.

آیین و روش مسلمانی رجوی این است که پدران و مادران پیر هفتاد ساله را ازدیدار فرزندان خود محروم نماید و به آنها مارک مزدوری بزند.

بدون شک روزی خواهد رسید که رجوی و سرکردگانش بطور تاریخی مورد لعن و نفرین قرار گیرند و از او در ردیف دیکتاتورانی چون هیتلر و موسولینی و صدام … نام ببرند.

اگر سایر دیکتاتوران به مردم کوچه و بازار و دشمنان خود رحم نمی کردند رجوی پا را فراتر از هر قانونی نهاد و به اعضای دست نشانده خود و پدران و مادران آنها نیز رحم نمی کند.

در تاریخ کدام رهبر و مدعی انقلابی گری سراغ دارید که اعضای خود را سی سال درکمپ های زندان گونه بی خبر از دنیا نگاه دارد و اجازه زندگی و تشکیل خانواده و داشتن فرزند را از آنها بگیرد ومانع دیدار پدر و مادرها وبستگان شود … و در سر هر بزنگاهی اعضایش را مورد تهمت و شماتت قرار دهد.

در تاریخ کدام رهبر و گروه انقلابی سراغ دارید به اتهامات واهی و یک شک و شبهه ونگرانی از جان خود صدها تن از اعضایش را به زندان و زنجیر بکشاند، تعدادی از آنها را هم قربانی کند و در آخر سر هم بگوید. همه این کارها بخاطر حفظ جان من لازم بوده و طلب کار تر بگوید … شما همکاری هم نکردید. و باید از از این زندان و شکنجه تشکر هم می کردید‍!

و در تاریخ کدام گروه مدعی انقلابی ایرانی سراغ دارید رهبر آن خود را امام زمان بخواند و خطاب به نفراتش بگوید شما سربازان امام زمانید و سلاح امام زمان را بدست دارید، تعدد زوجات را برای خود مشروع و زندگی را برای دیگران حرام بداند، ماه رمضان عوض کند.شریعت دین عوض کند و اصول و فروع دین را با تمایلات خود هماهنگ کند!

یالعجب ! و با این همه ادعا در هنگام سخنرانی با وقاحت هم بگوید اگر به جای سی و شش نفر سیصد و شصت نفر و هزار نفر هم کشته می شد باکی نیست …. ولی خودش حداقل دوازده سال از ترس جان در سوراخ و پستو پنهان شود.

این محتوا با این کردار بی ارتباط نیست از کوزه همان برون تراود که در اوست

آن كس كه بَدم گفت، بدى سيرت اوست‏

و آنكس كه نکو گفت مرا، خود نيكوست‏

حال متكلم از كلامش پيداست‏

از كوزه همان برون تراود كه در اوست

***


https://youtu.be/2cexIQcI9UQ

خانواده های گروگانهای فرقه رجوی بیرون کمپ لیبرتیتنها و تنها خواسته خانواده های متحصن یک ملاقات است، همین

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=18058

دروغگویی های خفت بار و حقیر رجوی در باره خانواده ها – شماره ۲

سایت ندای حقیقت، بیست و ششم آوریل ۲۰۱۵:…  و حشت و ترس از چهار تا مادر و خواهر برای چیست ؟ این همه وحشت و نگرانی و دروغگویی های خفت بارو دیوانه شدن برای چیست ؟ جز این که این موضوع را به ذهن متبادر می کند که رجوی و بقیه سران حقیر و پست فرقه حتی از ایجاد یک علاقه و مهر مادر و فرزندی وحشت دارند. حتی از اینکه یک خبر و …

خواسته بحق خانواده ها از ارگانهای بین المللی (آلبانی ۸۰۰ نفر دیگر را قبول کرد. رجوی سنگ اندازی می کند)

لینک سایت “ندای حقیقت”

لینک به قسمت اول
دروغگویی های خفت بار و حقیر رجوی در باره خانواده ها – شماره ۱

دروغگویی های خفت بار و حقیر رجوی در باره خانواده ها – شماره ۲

ترس و حشت از دیدار چهار مادر و خواهر با فرزندانشان

سایت ندای حقیقت -۶اردیبهشت ۱۳۹۴ برابربا۲۰۱۵-۰۴-۲۶

بنا به گزارش رسیده تعدادی از خانواده های اعضای دربند در لیبرتی که هر کدام در اقدامی جداگانه در چند هفته گذشته برای دیدار فرزندان خود به عراق سفر کرده اند. علیرغم تلاش های زیاد برای درخواست دیدار ا کمیساریای به اصطلاح پناهندگی و صلیب سرخ و سران فرقه خیانتکار رجوی اجازه ملاقات به آنها نداند. طبق خبری که تا کنون رسیده برخی از این خانواده های دردمند و فراق کشیده فرزند به شرح زیر می باشند:

مادر فریدون ندایی که ۳۵ سال است به دنبال دیدار فرزندش است. فریدون ندایی احتمالا از سال ۱۳۶۰ اسیر شده و از اسرای جنگ ایران و عراق می باشد از سال ۱۳۶۷ گرفتار فرقه مخوف رجوی شده است. ایشان حدود ۳۵ سال در اسارت نیروهای صدام و پس از آن کمپ مخوف رجوی است. و مادرش در این سال ها از دیدار او محروم بوده است.

مادر ندایی می گوید سال ها تلاش برای دیدار فرزندش نموده و پس از سالها رنج و حرمان و دوری … همچنان موفق به دیدار نشده است.

مادرسالخورده و ناتوان دیگر مادر احمد عبدی … به دنبال پسرش می باشد.

آقای احمدی عبدی نیز از اسرای جنگ ایران و عراق می باشد که سال های سال در چنگال صدام و سران فرقه مجاهدین و شخص رجوی اسیر می باشد.

این مادر سالخورده و حدودا ۶۰الی ۷۰ ساله هم به دنبال دیدار و تماسی هر چند کوتاه پس از سالها فراق و دوری می باشد.

خواهر آقای مصطفی بهشتی که یک برادرش به نام مرتضی بهشتی را نیز از دست داده است.

این خانم رنج کشیده هم سال ها در تلاش به دنبال دیداری با یکی از برادرانش و رفتن به سر مزار آن یکی برادر از دست داده اش می باشد.

دو برادر این خانم را نیز سران خیانتکار رجوی در کمال وقاحت و بیشرمی در دهه ۸۰ ربوده و تحت عنوان کاریابی و انتقال به خارج کشور به کمپ لیبرتی منتقل کردند و قصد دزدیدن خواهر کوچکترشان را هم داشتند که با لو رفتن موضوع خوشبختانه موفق به بردن خواهر کوچکتر نمی شوند. اما به طور ناجوانمردانه ای برادر بزرگتر را در درگیری ۱۳۹۰ با نیروهای عراقی به کشتن می دهند.

خانم مونا حسین نژاد

خواهر ی که تا کنون موفق به دیدار خواهر ش نشده و این دو خواهر هرگز همدیگر را در عمرشان ندیده اند. بر اساس گزارش خبرگزاری ها وی تا کنون دوبار به عراق برای دیدار خواهرش سفر کرده ولی رجوی بی رحم و بزدل و سران خیانتکارش اجازه دیدار به این دو خواهر نمی دهند.

– این خانواده های دردمند که اکثرا” خانم (مادران پیر و یا خواهر )بودند که برای دیداری هر چند کوتاه و چند دقیقه و یا حتی رساندن نامه ای هر کدام جداگانه با مشقات فراوان خود را به عراق و سپس به جلوی لیبرتی رسانده بودند.

– بر طبق کدام قانون حقوق بشری و بین المللی در قرن بیست و یکم فرقه ای غیر قانونی و با سوابق متعدد تروریستی حاکم بر جان و مال و زندگی تعدادی انسان می شود و اجازه ملاقات و تماس به افرادش با خانواده هایشان را نمی دهد.

– در حالیکه ظاهرا” مخوف تر از فرقه داعش و القاعده در حال حاضر در جهان وجود ندارد به نظر می رسد حتی آنها نیز دارای زندگی و ارتباطاتی باشند.

– و جز حیرت و تنفر از فرقه رجوی نمی توان داشت که نه به مادر و خواهر رحم می کند و نه ذره ی انسانیت و جوانمردی در فرقه باقیمانده است.

– محروم کردن اعضا از حق ملاقات و تماس ، محروم کردن مادر ۷۰ ساله از دیدار فرزندش برای سی و پنج سال محروم کردن دیدار دو خواهر برای ۳۳ سال سال

و حشت و ترس از چهار تا مادر و خواهر برای چیست ؟

این همه وحشت و نگرانی و دروغگویی های خفت بارو دیوانه شدن برای چیست ؟

جز این که این موضوع را به ذهن متبادر می کند که رجوی و بقیه سران حقیر و پست فرقه حتی از ایجاد یک علاقه و مهر مادر و فرزندی وحشت دارند. حتی از اینکه یک خبر و یک صدایی بیرون از سیم خاردار های کمپ به گوش اعضا برسد ترس مرگ آنها را فرا می گیرد. در وحشت و مرگ از اینکه مبادا عضوی از آنها با دیدار خانواده و تماس با دنیای بیرون به فکر فرار از فرقه بیفتدو…

و به همین دلایل مدت سی سال است قلعه الموت برای چند هزار نگون بخت برپا کرده اند تا شاید رجوی به نوایی برسد و بر روی خون و استخوان های چندین هزار نفر از اعضا و پایمال کردن عواطف انسانی و نقض ابتدایی ترین حقوق بشر یعنی دیدار با مادر و خواهر شاید به نوایی و به رهبری ! برسد.

رجوی خوار و بی مقدار که بیش از یک دهه است از ترس جان خود را پنهان کرده ، هم

چنان خود و اعضای به گروگان گرفته شده ا را در تباهی و سیاهی و قطع ارتباط با دنیای بیرون فرو می برد.

***

نجات یافتگان فرقه در دیدار از قبرستان کمپ اشرف، برای شکنجه گر سابق خود از خداوند طلب مغفرت کردند

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=17304

مصاحبه اختصاصی با مهندس ابراهیم خدابنده پیرامون آینده فرقه رجوی

ابراهیم خدابنده 2014ندای حقیقت، هفدهم مارس ۲۰۱۵:… همانطور که اشاره کردم سازمان مجاهدین خلق یک فرقه مخرب کنترل ذهن تحت رهبری خود انتصابی و مادام العمر و تام الختیار مسعود رجوی است و به همین دلیل به فرقه رجوی معروف شده است. در فرقه ها افراد نه بر اساس بحث و اقناع بلکه بر اساس روش های روانی حفظ و کنترل میشوند و برای انجام مانیپولاسیون ذهنی که در عوام به مغزشوئی معروف است داشتن …

ابراهیم خدابنده الجعفریگفتگوی ابراهیم خدابنده با ابراهیم جعفری (درخواست عاجل خانواده ها)

لینک به منبع

مصاحبه اختصاصی سایت ندای حقیقت با مهندس ابراهیم خدابنده از مسئولین سابق روابط بین المللی فرقه رجوی

ندای حقیقت با تلاش خانم سنجابی مصاحبه مهمی با مهندس ابراهیم خدابنده از اعضای سابق فرقه رجوی ترتیب دادند. آقای خدابنده حدود ۱۲سال است از سازمان مجاهدین جدا شده است و در این سالیان تلاش های بسیار ارزشمندی برای کاوش علمی روابط و ساختار فرقه ای سازمان مجاهدین و افشای ماهیت اصلی تشکیلات آن انجام دادند، که خود وبسیاری از جوانان اسیرش بودند.

ضمن تشکر از آقای ابراهیم خدابنده و برادر ایشان آقای مسعود خدابنده ، هم چنین آقایان محمدحسین سبحانی و حسین نژادو بسیاری دیگر از فعالان نجات یافته که در سری مصاحبه های قبلی به سوالات عمیق تری درباره فرقه تروریستی رجوی پاسخ دادند. در ادامه این سلسه مصاحبه ها توجه شما را به مصاحبه ذیل جلب می کنیم.

خانم سنجابی : شما معرف حضور اغلب خوانندگان ما هستید و من نیز بیشتر درجریان فعالیت های شما در رابطه با فرقه شناسی هستم … ولی می خواستیم در این مصاحبه هم لطفاً بصورت خلاصه، برای کسانی که ممکن است آشنائی قبلی با شما نداشته باشند، خودتان را معرفی نمائید:

جواب: ابتدا خدمت خوانندگان رسانه شما عرض سلام و احترام دارم. من ابراهیم خدابنده هستم. در سال ۱۳۳۲ در تهران متولد شدم. در سال ۱۳۵۰ بعد از اخذ دیپلم ریاضی از دبیرستان البرز جهت ادامه تحصیل عازم انگلستان گردیدم. قبل و بعد از انقلاب ۲۲ بهمن ۵۷ عضو انجمن اسلامی در این کشور بودم. از دانشگاه نیوکاسل در انگلستان فوق لیسانس مهندسی برق گرفتم. در سال ۱۳۵۹ در همین کشور به فرقه رجوی پیوستم و تا سال ۲۰۰۳ که در سوریه دستگیر و به ایران تحویل داده شدم در این فرقه به صورت تمام وقت مشغول به فعالیت بودم. عمده فعالیت های من در بخش روابط بین المللی در کشورهای مختلف در اروپا بود. چهارسال و چهار ماه در زندان اوین بودم و بعد به صورت مشروط آزاد گردیدم. نزدیک به هفت سال پیش در ایران ازدواج کردم و هم اکنون در این کشور اقامت دارم. طی نزدیک به ۱۲ سالی که در ایران هستم روی پدیده ای با عنوان “فرقه های مخرب کنترل ذهن” مطالعه میکنم و تألیفات و ترجمه های زیادی در این رابطه داشته ام.

سوال: شرح حال و توصیف فعالیت ها و مقالات ارزشمند شما و همین طور مصاحبه هایتان در بسیاری از سایت ها موجود است و من به خوانندگان پیشنهاد می کنم مقالات علمی و تاثیرگذار شما را پیرامون موضوعات فرقه ای مطالعه نمایند. هم چنین توصیه می کنم ترجمه کتاب های “فرقه ها در میان ما” و “گسستن بندها” را که توسط شما ترجمه شدند را در صورت امکان مطالعه کنند. این کتب شما کمک زیادی به بسیاری ازجدا شدگان و خانواده ها ازجمله خود من در رابطه با فهم ” فرقه های کنترل مخرب ذهن ” نموده و من به نوبه خود بسیار از این کتب سود برده و به آگاهی زیادی رسیدم… امیدوارم روزی در دانشگاه های تخصصی ما مبحثی به عنوان آشنایی با فرقه آموزش داده شود تا از این طریق مصونیت هایی ایجاد شود.

با این حال دوستان و خوانندگان ما میتوانند با جستجوی اینترنتی نام شما در رابطه با خودتان و فعالیت هایتان به صورت مفصل تری آشنا شوند. اما برای صرفه جوئی در وقت به سراغ سؤال اصلی خودم میروم.

سؤال من در حال حاضر اینست که آینده فرقه رجوی را چگونه ارزیابی میکنید؟

جواب: پاسخ به این سؤال بدون بررسی گذشته و حال سازمان مجاهدین خلق خصوصا برهه تحت رهبری مسعود رجوی امکان پذیر نیست. مسعود رجوی بعد از آزادی از زندان در دی ماه سال ۱۳۵۷ زمامداری سازمان مجاهدین خلق را به عهده گرفت و از همان ابتدا در تضاد با نظام جدید در ایران بود. او در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ علیه جمهوری اسلامی اعلام جنگ مسلحانه نمود که در این رابطه از دو طرف قربانیان بسیاری گرفته شد و سازمان مجاهدین خلق به عنوان یک گروه تروریستی در میان مردم ایران شناخته گردید. در این مقطع سازمان مجاهدین خلق خود را یک گروه اسلامی و در عین حال چپ و ضد امپریالیست و مدافع انقلاب فلسطین علیه اشغال صهیونیسم معرفی می نمود.

مسعود رجوی سپس به فرانسه گریخت و با رئیس جمهور اسبق بنی صدر و حزب دموکرات کردستان و تعدادی دیگر از ارگان ها و شخصیت ها در قالب شورای ملی مقاومت ائتلاف نمود. این ائتلاف بعدها متلاشی شد و در حال حاضر صرفا پوسته ای بی محتوا از آن باقی مانده است. در این مقطع سازمان سعی نمود خود را یک گروه سکولار طرفدار غرب نشان دهد تا از حمایت آمریکا و کشورهای غربی برخوردار گردد. شعارهای ضد امپریالیستی و ضد صهیونیستی هم به تدریج از ادبیات سازمان کنار گذاشته شد.

مسعود رجوی در سال ۱۳۶۵ به عراق رفت و ارتش آزادیبخش ملی را تأسیس کرد و در همدستی با دشمن متجاوز به خاک میهن، که با هر استانداردی در جهان بزرگترین خیانت ملی محسوب میشود، در جنگ ایران و عراق البته در طرف دشمن شرکت نمود. این امر موجب شد که فرقه رجوی بیش از پیش در اذهان مردم ایران منفور و مطرود گردد. در جریان فاجعه تروریستی ۱۱ سپتامبر هم البته برای خوشامد صاحبخانه (عنوانی که رجوی به صدام حسین داده بود) جشن و پایکوبی برگزار گردید.

با سقوط صدام حسین شرایط سازمان نیز به گونه ای دراماتیک تغییر کرد و رجوی تنها حامی دولتی خود را از دست داد. از آن پس رجوی به دنبال جایگزینی به جای صدام حسین، البته این بار در غرب، میگشت. تنها گزینه برای او اسرائیل به دلیل تضادهائی که با ایران داشت بود که هم اکنون این فرقه به عمله دست چندم سیاست های ضد ایرانی اسرائیل در منطقه تبدیل گردیده است. رجوی که زمانی در تهران سلاح به یاسر عرفات هدیه داده و تنها راه پیش روی وی را مقاومت مسلحانه ذکر کرده بود در حال حاضر مبلغ سیاست های ضد ایرانی نتانیاهو گردیده است.

از طرف دیگر سازمان مجاهدین خلق ماهیتا یک فرقه مخرب کنترل ذهن است که از روش های روانی مانیپولاسیون ذهنی برای جذب و کنترل نیروها استفاده میکند. قابل توجه است که افراد از این فرقه به تعبیر خود سازمان “فرار” میکنند. می پرسم انسان از چه جائی فرار میکند؟ متخصصان، شرایط اعضای فرقه ها را “برده داری نوین” نامگذاری کرده اند. در وضعیت کنونی اعضای فرقه رجوی براستی زندانی و مترصد فرار هستند.

با این شرایط چه آینده ای میشود برای این فرقه تصور کرد؟ بسیاری از ارگان های اطلاعاتی و امنیتی در غرب بر میزان بسیار بالای منفور بودن این فرقه در میان مردم ایران و حتی در میان اپوزسیون خارج از کشور نظام تأکید داشته اند. سازمان به جز جلب حمایت آمریکا راه دیگری ندارد اما آیا در این رابطه با توجه به سوابقی که دارد موفق خواهد بود؟

دیگر موضوع قابل توجه غیبت طولانی رهبری فرقه می باشد که سؤالات بسیاری را در اذهان هواداران و اعضا و حتی مسئولین سازمان برانگیخته است. سازمان تلاش میکند دلایل امنیتی را در توجیه این مسئله ارائه نماید حال آنکه دلیل این امر به هیچ عنوان نمیتواند امنیتی باشد. مسعود رجوی می بایست پاسخگوی ناکامی های مستمر سازمان طی سالیان طولانی باشد که بهترین کار برای عدم پاسخگوئی غایب شدن است. با این حساب دیگر چه چشم اندازی میتوان برای آینده سازمان مجاهدین خلق متصور بود؟ هر کس در ذهن خود قطعا پاسخ به این سؤال را داده است. پاسخ خیلی روشن است. چشم انداز تیره و تاری در انتظار رجوی است.

اما مشکل من در حال حاضر آینده سازمان مجاهدین خلق نیست چرا که مدت هاست این سازمان هیچ نقشی در صحنه سیاسی و اجتماعی ایران ایفا نمی نماید. بلکه مشکل من آینده قربانیان مقدم این فرقه یعنی اعضای آنست. من با بسیاری از خانواده های دردمند و رنج کشیده در ارتباط هستم. آنها آرزوئی جز دیدار مجدد با عزیزان خود ندارند. حق مسلمی که رجوی منکر آنست و اجازه برخورداری از این طبیعی ترین حق انسانی را به قربانیان خود نمیدهد. مشکل در حال حاضر یک مسئله صرفا حقوق بشری است. در این رابطه متأسفانه به دلایل سیاسی ارگان های حقوق بشری پاسیو هستند.

سؤال: بله ما در جریان تلاش ها و فعالیت های شما برای وصل ارتباط خانواده های اعضای اسیر در فرقه رجوی با عزیزان قربانی شان هستیم و به شما خسته نباشید میگوئیم. امیدواریم که در کارتان موفق و مؤید باشید. اما سؤال بعدی من اینست که چرا و به چه علت سازمان برای ماندن در عراق اینقدر اصرار دارد و اخیرا هم درخواست سلاح نموده است؟

جواب: همانطور که اشاره کردم سازمان مجاهدین خلق یک فرقه مخرب کنترل ذهن تحت رهبری خود انتصابی و مادام العمر و تام الختیار مسعود رجوی است و به همین دلیل به فرقه رجوی معروف شده است. در فرقه ها افراد نه بر اساس بحث و اقناع بلکه بر اساس روش های روانی حفظ و کنترل میشوند و برای انجام مانیپولاسیون ذهنی که در عوام به مغزشوئی معروف است داشتن یک محیط ایزوله جهت قطع ارتباط اعضا با دنیای خارج بسیار ضروری است. پادگان اشرف محیطی ایده آل برای رجوی است تا بتواند اعضای فرقه خود را تحت کنترل داشته باشد. اردوگاه لیبرتی به دلیل کوچکی شرایط مطلوبی ندارد اما خارج از عراق قطعا شرایط کاملا برای رجوی نامناسبتر خواهد بود. هم اکنون بسیاری از کسانی که پایشان به آلبانی رسیده است فرار کرده و جدا شده اند. قطعا انسجامی که به لحاظ تشکیلاتی در عراق برای فرقه رجوی فراهم است در هیچ کجای دیگر میسر نیست. لذا رجوی خودخواهانه برای حفظ فرقه اش، حتی به قیمت از دست دادن تعداد زیادی از نفراتش، برای ماندن در عراق اصرار می ورزد و به هر دری میزند. درخواست سلاح هم نشان دهنده اینست که رجوی بر خلاف ادعاهای حامیان غربی اش دست از خشونت طلبی بر نداشته است. تروریسم در ذات فرقه رجوی است. رهبران فرقه ها بر اساس اعتقاداتشان خود را محق میدانند تا از هر وسیله ای، حتی قربانی کردن نزدیک ترین نفرات وفادار به فرقه، به اهدافشان دست پیدا کنند.

سؤال: نظرتان راجع به منابع مالی سازمان چیست؟

جواب: سازمان مجاهدین خلق تلاش میکند تا اینطور وانمود نماید که تنها منبع مالی اش کمک های مردمی است حال آنکه هیچ کس، حتی اعضای خود سازمان، چنین ادعائی را باور ندارند. سازمان در انواع کلاهبرداری ها و اقدامات خلاف قانون و پول شوئی دخالت دارد و از این طرق درآمدهای بسیاری بدست می آورد. از طرف دیگر دشمنان جمهوری اسلامی و در رأس آنها اسرائیل مایل به کمک به این سازمان می باشند. کمک های مالی صدام حسین به این سازمان که رقم های قبل توجهی را شامل میشد بعد از سقوط دیکتاتور بغداد بر ملا شد. بهرحال به عقیده من سازمان از هر طریقی به غیر از کمک های مردمی پول بدست می آورد. در این رابطه اعضای مغزشوئی شده سازمان هم براحتی استثمار شده و در کارهای غیرقانونی بکار گرفته میشوند.

سؤال: با توجه به اشراف شما به مبانی فرقه ها، و تسلطی که بر مباحث فرقه ای و تاثیرات آن بر روی انسان ها دارید، چه راه حل هائی برای رها شدن جداشدگان از تاثیرات افکار فرقه ای پیشنهاد میدهید.

جواب: وقتی از واژه “destructive” که معادل فارسی آن مخرب است استفاده می نمائیم به این معنی است که فرقه ها مناسبات اجتماعی و خانوادگی و فردی را تخریب میکنند. آنان شخصیت اعضای خود را تخریب میکنند و از بین می برند. فردی که سالیان سال در یک فرقه مانند فرقه رجوی بوده و مستمرا در نشست های موسوم به عملیات جاری و غسل تخریب روانی و شخصیتی شده قطعا به کمک نیاز دارد. در این رابطه خانواده می تواند نقش بسزائی ایفا نمایند. بسیاری از دانشمندان و متخصصان معتقد هستند که جدا شدن فرد از فرقه بسا ساده تر از جدا شدن فرقه از فرد است و این افراد حتی بعد از جدا شدن با بندهائی نامرئی همچنان در قیود فرقه ای اسیر هستند و برای خلاصی از این قیدها و گسستن این بندها می بایست در افشای مناسبات به غایت ضد انسانی درونی فرقه فعال بوده و چهره واقعی رهبر فرقه را به همگان نشان دهند. به عقیده من مهمترین وظیفه یک جدا شده از فرقه رجوی، حتی به منظور بازسازی خود، درگیر شدن در فعالیت های ضد فرقه ایست.

کسانی که این اقبال را داشته و توانسته اند از فرقه رجوی نجات پیدا کنند باید به فکر نجات دیگرانی که هنوز اسیر هستند باشند و همچنین کوشش نمایند تا باقیمانده افکار فرقه ای را با فعال شدن در تلاش های ضد فرقه ای از ذهن و ضمیر خود پاک کرده و به خویشتن ذاتیشان باز گردند. جداشدگانی که سعی میکنند گذشته دردناک خود در فرقه را فراموش کنند نه تنها هرگز موفق به این کار نمی شوند بلکه از آثار مخرب آن هر روز بیش از روز قبل رنج می برند. اما اگر با گذشته خود برخوردی منطقی داشته و آنرا به صورت آشکار و فعال نقد کنند قطعا قادر خواهند بود زندگی نوینی را آغاز نمایند.

از اینکه وقت خود را با ما دادید تشکر میکنم.و امیدوارم در آینده نیز باز هم چنین امکانی ایجاد شود.

(پایان)

شحمانی خدابندهEbrahim Khodabandeh in Baghdad

گزارش کمپ لیبرتی 4گزارش چهارم از بغداد، نوامبر

***

همچنین:

قسمت پنجم و آخر مصاحبه خانم سنجابی با آقای محمد حسین سبحانی

ندای حقیقت (مجاهدین خلق، فرقه رجوی)ندای حقیقت، بیست و یکم مارس ۲۰۱۵:… به نظر من پایه بحث اینجاست که از بالا فرقه رجوی به استخدام موساد در آمده و هماهنگی های لازم شده است ، حال در پایین رجوی ها برای اینکه خودشان را هم کمی گنده و بزرگ جلوه دهند، به مستخدمین هدایت شده از طرف موساد به سمت مجاهد

اطلاعیه های متوالی اخیر فرقه رجوی و چند نکته

مریم سنجابی، ندای حقیقت، بیست و سوم ژانویه ۲۰۱۵:…  چند روز اخیر اطلاعیه هایی در سایتهای فرقه درج شده مبنی بر اینکه تعدادی برای شناسایی لیبرتی اقدام نموده اند. و در اطلاعیه ای دیگرنیز به ناسزاگویی به یک سری جدا شدگان پرداخته اند همانطور که من و اکثر دوستان جدا شده همنظر هستیم که اینگونه اطلاعیه ها

دیدار سفیر ایران در عراق از کمپ اشرف / سرفصلی جدید در وضعیت سازمان مجاهدین

مریم سنجابی، ندای حقیقت، بیست و ششم نوامبر ۲۰۱۴:…  در صدر خبرها بازدید جالب آقای دانایی فر سفیر ایران از کمپ اشرف می باشد  همان کمپ و غار محل اسیران فرقه که سال ها در زمان صدام حسین در آن محبوس بودند و نمی توانستند از آن خارج شوند. همان محلی که مردان و زنانی نگون بخت بیست سی سال از عمر خوی�

گفتگوی اختصاصی ندای حقیقت با مسعود خدابنده (در دو قسمت)

مریم رجوی ملکهندای حقیقت، بیست و دوم فوریه ۲۰۱۴: … در دلش تابویی سی ساله کاشته اند. برای این که واکنشی اش کرده اند به برخی کلمات. اسم کلمه “وزارت اطلاعات” می شنود رنگش می پرد. اسم “سپاه” می شنود شلوارش را خراب می کند. چرا؟ از چه می ترسد؟ از “وزارت اطلاعات” که اصلا تعریفی برایش ندارد؟  یا از “نشس