من از انشعاب و مواضع اصولی شما حمایت می کنم (+ بیانیه انشعاب)

من از انشعاب و مواضع اصولی شما حمایت می کنم (+ بیانیه انشعاب)

محمد رزاقی، وبلاگ رزاقی، پاریس، بیست و ششم فوریه 2015:…  من محمد رزاقی از اعضاء باسابقه مجاهدین خلق ایران هستم مطمئن دوستان ؛همرزمان سابقم من از نزدیم شناخت کافی دارند و دوستان هم از من شناخت دارند . من با مشاهده و مطالعه بیانیه شما دیدم تماما انچه شما در بیانیه گنجانده اید 180 درجه در مقابل دیکتاتوری ؛ خفقان ؛ سر کوب ؛ درست کردن قانونهای دست ساز رجوی که تماما غیر انسانی …

رجوی و گروگانهاقمپز در کردنها و خالی بندیهای بیسابقۀ رجوی. سوز و گذازی دیگر از افشاگری ها

لینک به منبع

من از انشعاب و مواضع اصولی شما حمایت می کنم .

من محمد رزاقی از اعضاء باسابقه مجاهدین خلق ایران هستم مطمئن دوستان ؛همرزمان سابقم من از نزدیم شناخت کافی دارند و دوستان هم از من شناخت دارند .

من با مشاهده و مطالعه بیانیه شما دیدم تماما انچه شما در بیانیه گنجانده اید 180 درجه در مقابل دیکتاتوری ؛ خفقان ؛ سر کوب ؛ درست کردن قانونهای دست ساز رجوی که تماما غیر انسانی می باشد ودر یک کلام اعضاء درون تشکیلات فرقه رجوی جز مردن در راهی که رجوی ترسیم می کنند هیج انتخاب دیگری ندارند و به راه انداختن انقلاب ایدئولوژیک برای سوء استفادهجنسی از زنان نگونبخت نشان دهنده امال و ارزوهای کثیف رجوی در حرمسرا یی که مسئولیت و هدایت ان با مریم قجر می باشد جزء تجاوز به زنان توسط رجوی ملعون البته با چاشنی رهایی؛ مسئولیت پذیری خواهران و حل شدگی در رهبری نام دیگری نمی توان بر ان گذاشت .

دوستان ؛ همرزمان سابقم

شما به حق به اسارت نگه داشتن اعضاء اسیر در کمپ لیبرتی عراق بوسیله رجوی با بکارگیری دهها بهانه اشاره کردید من هم با شما هم عقیده هستم که رجویمی خواهد برای فرار از پاسخگویی اعضاء را در درون یک محوطه بصورت اسیر نگه دارد و از دنیای بیرون و خانواده دورنگه دارد تا بتواند در زمان لازم انها را به کشتن بدهد.

دوستان ؛ همرزمان سابق

من فکر می کنم اعلام مواضع اصولی و انشعاب از یک فرقه جنایتکار که خود ما قربانیان این فرقه جنایتکار و تروریستی رجوی هستیم مهر تائیدی هست بر افشاکریهای جدا شده ها مبنی بر وجود دیکتاتوری؛ زندان ؛ شکنجه , تحقیر؛ توهین؛ عدم وجود کوجکترین ازادیدردرون تشکیلاتی که رجوی با دروغ و دغل وشارلاتان بازی ساخته و به ان سس مباره با رژیم میدهد .

دوستان همرزمان سابقم

از این لحظه من در کنار شما هستم و خودم را عضوی از شما میدانم و در هر کجا ؛ در هر زمان نیاز به افشاگریهای جنایات رجوی باشد و برای پیشبرد خط در مقابل رجوی من حاضر هستم و از شما تقاضا میکنم اسم اینجانب را هم در پایان بیانیه انشعابیتان اضافه کنید .

با تشکر از همه شما دوستان و هم رزمان سابقم

پاریس : محمد رزاقی

(پایان)

متن بیانیه  “اعلام مواضع اعضای قدیمی و منشعب سازمان مجاهدین خلق ایران”:

آقایان داوود باقروند ارشد، عیسی آزاده  و قربانعلی حسین نژاد، پارلمان اروپا

روزچهارشنبه ششم اسفند 1393  برابر با بیست و پنجم فوریه 2015 هیئتی از جداشدگان ومنشعبین سازمان مجاهدین مرکب از آقایان داوود باقروند ارشد، عیسی آزاده و قربانعلی حسین نژاد در محل این پارلمان در بروکسل در جلسه ای بمنظور آشنایی با مواضع جداشدگان و همچنین افشای ماهیت واقعی فرقه مجاهدین و خطرات گسترش ترور و خشونت در اروپا شرکت کردند که با استقبال گرم نمایندگان روبروشد.

هیئت جداشده مواضع خودرا بشرح زیر اعلام و در اختیار نمایندگان پارلمان اروپا گذاشتند:


لینک به فایل پی دی اف بیانیه

بیانیه شماره 1 اسفند 1393

اعلام مواضع اعضای قدیمی و منشعب سازمان مجاهدین خلق ایران

ما اعضای قدیمی سازمان مجاهدین خلق ایران امضاء کنندۀ این بیانیه با بیش از سی سال سابقه مبارزاتی در تشکیلات سازمان در داخل و خارج کشور بدنبال مطالعه عینی و عملی شرایط میهن در زنجیر و سی سال شکست کلیۀ سیاستهای اتخاذ شده توسط رهبری آقای رجوی، وسرنوشت تشکلی که توسط او نابود شده است، دلایل جداییمان از تشکیلات سازمان مجاهدین خلق را بشرح ذیل اعلام میکنیم.

1. سرقت رهبری دمکراتیک سازمان توسط آقای مسعود رجوی و جانشین خود خوانده وی خانم مریم عضدانلو (رجوی) در تشکیلات.

2. عدم وجود سانترالیزم- دمکراتیک در مناسبات تشکیلاتی.

3. نبود هیچگونه روشهای انقلابی- دمکراتیک انتقاد از خود در رهبری و اصرار بر کلیه سیاستهای بغایت شکسته خورده و صد بار شکستشان به اثبات رسیده طی بیش از سه دهه گذشته.

4. انحراف و زیرپا گذاشتن اصول اولیه و بنیادین مردمی سازمان یعنی آگاهی، آزادی و برابری که تنها دلیل برای همه مجاهدین و نیروها و تشکلها جهت گذشتن از همه چیزشان و پیوستنشان به این سازمان با تلاش و مبارزه، فداکاری، تحمل درد و شکنج و زندان و شهادت در این راه بوده است.

5. سقوط مناسبات از یک مناسبات مترقی انسانی به یک تشکل فرقه ای- مافیایی خطر ناک باهدف حفظ قدرت ومواضع تصمیم گیری به جای پذیرش اشتباهات و تصحیح آنها.

6. اتخاذ سیاستهای ضد مردمی، ضد انقلابی، ضد دمکراتیک و تروریستی بمنظور رسیدن به هدف و یاخوش خدمتی به این یا آن قدرت خارجی از جمله صدام حسین دیکتاتور مخلوع عراق، جهت جلب حمایت مادی آنان به بهای جان مجاهدین و مردم ایران از یک سو و سرکوب هرگونه انتقاد و مخالفت چه در درون تشکیلات و چه در مناسبات با متحدین سیاسی ازجمله شورای ملی مقاومت بعنوان سیاستی ضد ملی و ضد دمکراتیک و برخلاف مصالح عالیه مردم ایران.

7. شکست مطلق سیاستهای استمالت و فریب دولتهای غربی توسط آقای رجوی طی بیش از سه دهه جهت پنهان کردن ماهیت تروریستی و دیکتاتوریش.

8. اتخاذ سیاستهای فرقه ای- فاشیستی از قبیل گرفتن امضاء، تعهد، اعتراف، فیلم و مدرک سازی تحت شرایط مختلف ارعاب و سرکوب و فشارهای به غایت ضد انسانی علیه اعضای جان برکف جهت جلو گیری از ابراز هرگونه فکرو ایدۀ جدید یا مخالفت، دعوت به مسیر درست، انتقاد، اعتراض وحتی سؤال در مورد تناقضات آشکار و مسلم روزانه در تمامی عرصه های تشکیلاتی، سیاسی و ایدئولژیک.

9. واگذار کردن آبرو و اعتبار سازمان مجاهدین و تمامی درد و رنج وخون شهدای مجاهد خلق بعلاوه تمامی تلاشها و اعتبار متحدین سیاسی به این یا آن سرویس اطلاعاتی بیگانه به منظور استمالت از آنها در مقابل پذیرش حضور رهبری سازمان در کشورهای مربوطه.

10. غلتیدن آقا و خانم رجوی به ورطه های به غایت ارتجاعی و واپسگرایانه امام زمان سازی، معصوم نمایی، علم غیب و خاصیت و توان شفابخشی داشتن و عاری از اشتباه و خطا بودن آنهم در قرن بیست و یکم در تلاش برای فرار به جلو و به منظور لاپوشانی خیانتهایشان به آرمان مجاهدین.

11. در ادامه همین خیانت، سوء استفاده از زنان و آرمان آزادی و برابری زنان تحت نام انقلاب ایدئولژیک بمنظور کودتا در تشکیلات و خلع ید یکشبه از مجاهدین با سابقه که به گفته شخص سارق رهبری، ظرفیت و جرأت مخالفت با سیاستهای ورشکسته وی را داشتند.

12. اتخاذ سیاست رسمی دروغگویی، بزرگنمایی، و وارونه نمایی جهت لاپوشانی شکستهای روزمره در تمامی زمینه های سیاسی، تشکیلاتی و ایدئولژیک در درون تشکیلات و بخصوص فریب متحدین بیرونی سازمان با هدف از دست ندادن هژمونی کاذب خود.

13. اتخاذ سیاست رسمی و اعلام شده درونی سرکوب با مشت آهنین، دستگیری، زندان، شکنجه، و کشتن مخالفین درون تشکیلاتی توسط سارق رهبری.

14. راه اندازی دادگاههای خود ساخته و خود خوانده به منظور ارعاب منتقدین و مخالفین درونی و توجیه اعمال ننگین خود با پیاده کردن سیاست سرکوب و تهدید علنی توسط شخص آقای رجوی به قتل و اعدام آنهم علیه فرزندان برومند و مجاهدی که سالیان سال بعد از دست شستن از جان و مال و خانواده و هستی خود (بعضا ترک بهترین زندگیها، مدارج تحصیلی در اروپا و آمریکا و ایران و…) در سختترین شرایط ممکن، با تحمل موشک و گلوله باران و بمباران هوایی توسط رژیم ضد بشری…، و دماهای 60 درجه فرا طاقت انسانی بیابانهای عراق جهت دفاع از آرمان خود و منافع مردمشان به تشکیلات پیوستند همان زمان که آقای رجوی و خانم مریم عضدانلو در لوکس ترین و راحت ترین امکانات که حتی بعضا در اروپا و آمریکا نیز همانند آن یافت نمی شود می زیستند.

15. راه اندازی جلسات فشار روانی ماهانه، و سپس هفتگی و در نهایت جلسات روزانۀ تفتیش عقاید و بطور خاص گرفتن اعترافهای اخلاقی و جنسی به منظور سرکوب مخالفت با کودتا تحت نام انقلاب ایدئولژیک.

16. سیاست مجبور کردن «مجاهدین خطا کار» به گمان رجوی به خودکشی با سیانور.

17. محروم ساختن مجاهدین از دست یابی به هر گونه اطلاعات، کتب، نشریات آزاد و اخبار در خارج از تشیکلات و همچنین محرومیت از تمامی وسایل کسب اطلاع مانند تلفن و اینترنت، رادیو و تلویزیون، ماهواره …

18. قطع ارتباط مجاهدین با اقوام، خانواده و حتی فرزندان به منظور ایزوله کردن مجاهدین و جلوگیری از رسیدن اطلاعات صحیح به آنها. محاکمه مجاهدین حتی در صورت فکر کردن به بر قراری ارتباط با خانواده و اقوام و فرزندان و یا فکر دست یابی به کتب و نشریات آزاد.

19. اتخاذ سیاست ترساندن، تهدید، دستگیری، زندان‏های طویل المدت و سپس فروختن مجاهد مخالف به صدام بعد از سالیان زندان در درون تشکیلات و اعلام این سیاست به همه مجاهدین به منظور جلوگیری و عبرت بقیه مجاهدین از سرنوشت مجاهدینی که مخالف و یا منتقد بوده یا بدنبال کار ساز ندیدن انتقادات و خواسته ها، خواستار خروج از تشکیلات بوده اند جهت جلوگیری از رسیدن آنها به دنیای آزاد و افشای واقعیتهای درون فرقه رجوی.

20. جراحی اجباری رحم زنان برای جلوگیری از هر گونه فکر کردن آنان به زندگی در آینده و بچه دار شدن و جلوگیری از فکرکردن زنان به دیگری به جز آقای رجوی تحت عنوان فریبندۀ مراحل رهایی زنان!.

21. اجبار مجاهدین ابتدا به قبول ذهنی همخوابگی زنان با آقای رجوی و سپس به همخوابگی عملی با وی با همکاری و مدیریت خانم مریم عضدانلو (رجوی) بمنظور هرچه وابسته ترکردن زنان مجاهد وجلوگیری از خروج و فرار آنان از سازمان.

22. فرار آقای مسعود رجوی و خانم مریم رجوی از جبهه بعنوان فرماندهان و رها کردن مجاهدین در اشرف تحت بیسابقه ترین فشارهای روانی، صنفی، پزشکی ، امنیتی و نظامی با وجود امکانات بینهایت گسترده سازمان در امکان خارج کردن مجاهدین از عراق و از این شرایط.

23. نابودکردن همه امکانات موجود و یا فراهم آمده توسط مقامات یونامی در کمپ لیبرتی در بغداد از اینترنت ، لپ تاپ، تلویزیون، تلفن، ماهواره، یخچال و دیگر امکانات رفاهی و ارتباطی در هر مجموعه شش نفره بعد از ورود گروه اول انتقالی از اشرف به لیبرتی به دستور آقای رجوی تا کسی نتواند به اخبار آزاد و اطلاعات غیر از دورغهای رجوی دسترسی پیدا کند.

24. حمایت و همکاری با داعش، سیاه ترین تروریسمی که تاریخ بشریت بخود دیده با امید اینکه از میان عناصر طرافدار صدام دیکتاتور مخلوع عراق به رهبری عزت ابراهیم که در صفوف این گروه مادون انسانی حضور دارند برای خود همدست و همیار دست و پا کند.

25. نفرت مردم ایران از آقای رجوی و دستگاه فرقه ای اش بدلیل سیاستها و اعمال تروریستی او درایران به علاوۀ سیاستهای او مبنی بر همکاری با صدام حسین و دادن اطلاعات جبهه های جنگ در زمان جنگ ایران و عراق به او و نیز ازدواجهای مکرر و برخلاف عرف اجتماعی مردم ایران که آقای رجوی برای خود در فرانسه در اوج اعدامها و شکنجه های مجاهدین در زندانهای ایران به راه انداخت و بعد هم ازدواجها و طلاقهای اجباری داخل تشکیلات و جداسازی کودکان از پدران و مادران و فروپاشاندن خانواده ها تحت عنوان مراحل مختلف «انقلاب ایدئولژیک» و در نتیجۀ همۀ این کارها و سیاستها از بین بردن پایگاه اجتماعی و مردمی سازمان مجاهدین خلق در داخل و خارج ایران.

26. سوء استفاده از هنرمندان مردم ایران در حالیکه همان موقع در دورن تشکیلات به شدت علیه این هنرمندان توسط شخص آقای مسعود رجوی بعنوان عناصر بورژوازی و مطرب سمپاشی میشد که مبادا هیچگونه رابطه انسانی بین مجاهدین و این هنرمندان که در قلب همه مردم ایران جای داشته و دارند ایجاد شود و جای رهبری تمامیت طلب را هرچند ناچیز تنگ کند.

27. سمپاشی توسط شخص آقای مسعود رجوی علیه تمامی اعضای شورای ملی مقاومت قبل از هر جلسه شورا در درون تشکیلات به عنوان «عملۀ بوژوازی» و «افراد یک لا قبا و مفتخور» باز بمنظور جلوگیری از الگوبرداری مجاهدین عضو شورا از بعضی مخالفتهای محدود اعضای شورا با سیاستهای آقای رجوی و همچنین جلوگیری از برقراری رابطۀ سمپاتیک مجاهدین با اعضای شورا.

28. ایجاد و نگهداری مجاهدین در سلول انفرادی از طریق زدن انگ و نامیدن هر تماس و دوستی و صحبت بین دو مجاهد خلق بعنوان «شعبه سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات رژیم»! در داخل سازمان! آنهم نه تنها بین مجاهدین منتقد و مخالف بلکه حتی بین مجاهدین جان برکفی که بدستور رجوی خود سوزی نیز میکنند!.

مواضع ما:

1. مبارزه ما با رژیم ایران با رد هرگونه خشونت و تروریسم بر پایه حمایت از حرکتهای آزادیخواهانه و دموکراتیک مردمی استوار است.

2. ما خود را همان مجاهدینی که مردم ایران و جهان چه در اشرف چه در لیبرتی و… شاهدش هستند و سرتا پا فدا و گذشت برای مردم و میهنمان می باشند می دانیم و ضمن مبارزه دمکراتیک و با حمایت از مبارزات مردم ایران که طی سالهای اخیر جهان شاهد آن بوده اجازه نخواهیم داد که کشورمان دوباره بدست دژخیم مرتجعی دیگر گرفتار شود.

3. فرقۀ آقای مسعود رجوی و خانم مریم رجوی را با آنچه بعنوان مشتی از خروار ذکرش رفت بعنوان خطرناکترین و وحشی ترین نیروهای ضد دمکراتیک که به قدرت نرسیده اش را در داعش روزانه شاهد هستیم بعنوان دشمن بالقوه مردم ایران و منظقه میدانیم.

4. سیاست ما در قبال فرقۀ رجوی بر افشای تمامی سیاستهای تروریستی، ناجوانمردانه و خیانتکارانۀ او مبنی بر سوء استفاده از مجاهدین در بند در لیبرتی بمنظور بهره بردای سیاسی از کشتار و شکنجه روحی روانی و محاصره توسط عوامل خارجی و از جمله عوامل رجوی بمنظور خرابکاری در روند خروج مجاهدین از تله ای که آقای رجوی آنها را در آن گرفتار نموده است، متکی بوده و می باشد.

5. ما سیاست سرکوب مخالفین چه مجاهد چه غیر مجاهد را که علیه مصالح مردم ایران است محکوم می کنیم و آنرا بغایت در محتوا افشا و رسوا کرده و خواهیم کرد.

6. ما سیاست مداخله در امور داخلی عراق توسط آقای رجوی که تنها نتیجه آن حمله و هجوم نیروهای عراقی و کشتار برادران و خواهران مجاهدمان در اشرف و لیبرتی است را بشدت محکوم میکنیم.

7. ما هرگونه حمله و هجوم به لیبرتی و سابقا بر اشرف را محکوم می کنیم و آنرا همسویی عملی عوامل عراقی رژیم و آقای رجوی در جهت هدف مشترکشان یعنی نابودی مجاهدین لیبرتی می دانیم. مردم ایران و جهان شاهد هستند که هر مجاهدی که از لیبرتی خارج میشود ناقوس مرگ فرقۀ رجوی را به صدا در می آورد و به همین علت است که رهبری سازمان مجاهدین اصرار بر نگهداری افراد سازمان در کشور جنگ زده و بحران زدۀ عراق تا مرگ آخرین نفر دارد اصراری که در پیام اخیر شخص آقای رجوی آشکارا و به صراحت اعلام گردید.

8. لذا ما از دولت جدید عراق و همۀ کشورهای آزاد جهان و کمیساریای عالی پناهندگان ملل متحد و یونامی می خواهیم که برای انتقال ساکنان زندان لیبرتی از عراق به کشورهای ثالث و باز اسکان آنان به عنوان پناهنده با اولویت قرار دادن بیماران و زخمی ها و با توجه به اینکه بسیاری از آنان سالها قبل دارای حق پناهندگی و اقامت در اروپا و آمریکا بوده اند تلاش کرده و اقدامات مقتضی به عمل بیاورند.

9. ما سیاست همکاری آقای مسعود رجوی و خانم مریم رجوی با سیستمهای اطلاعاتی و امنیتی قدرتهای بزرگ بویژه خرید سیاستمدران از دور خارج شده با هزینه های گزاف و به منظور تداوم حاکمیت به سرقت رفته در رهبری مجاهدین را محکوم میکنیم.

10. ما اعضای قدیمی سازمان مجاهدین خلق ایران با این اعتقاد که مجاهدین حاضر در تله لیبرتی با بیش از سی سال تحمل شرایط عراق و انواع کشتارها و بمباران استواری و اصالت خود را به اثبات رسانده اند، خواهان برداشتن محاصرۀ ضد انسانی لیبرتی و توقف قطع ارتباط ساکنان آن با خانواده هایشان و با دنیای بیرون توسط آقای رجوی هستیم تا افراد مجاهدین بتوانند با خانواده هایشان و با دنیای بیرون ارتباط برقرار کنند و ما این اقدام را در جهت منافع عالیه مردم ایران و وصل شدن عنصر مجاهد به پایۀ مردمی خود میدانیم.

11. ما سیاستهای آقای رجوی و خانم مریم رجوی مبنی بر وسیله و برگ قرار دادن مجاهدین در دست سیاستها و قدرتهای جهانی و منطقه ای را محکوم میکنیم. آقای رجوی بعد از شکست همه سیاستهایش و قطع کامل از مردم ایران، تلاش می کند تا با همسو نشان دادن خود با این سیاستها و قدرتها و وسیله شدن در دست آنان بقدرت برسد و سپس با تکیه بر منابع مردم ایران خطرناکترین و مخربترین حاکمیتها را بوجود بیاورد. این سیاست اعلام شدۀ آقای رجویست که در پیام سراسر تهدید و خشونت اخیرش به مجاهدین لیبرتی نیز آشکارا آن را تکرار کرده است.

12. مریم رجوی دستور خودسوزی گروهی از افراد خودش را در سال 2003 در اعتراض به دستگیری او توسط پلیس فرانسه صادر کرد و آنها طی یک عملیات وحشیانه این کار را جلوی چشمان وحشت زدۀ مردم فرانسه انجام دادند و طی آن دو زن کشته و دهها تن دیگر زخمی و برای همیشه معلول شدند. وی در یک قرارگاه سازمان مجاهدین واقع در خاک فرانسه که یک پایگاه فرقه‏ای دگم و بسته و ضد دموکراتیک در قلب دموکراسی اروپا است ساکن شده و از آنجا اعمال و فعالیتهای فرقه ای را در کل اروپا و آمریکا سازماندهی و اداره می کند که این امر توهین به مردم فرانسه و آرمانهای آزادی و دموکراسی اروپا می باشد. وی در همین مقر از سوی رهبری سازمان دستور قتل جدا شدگان و مخالفان را دریافت می کند و احتمال انجام عملیات تروریستی علیه جدا شدگان و مخالفان سازمان توسط این فرقه در کل اروپا و آمریکا وجود دارد. مقر آنان در یک مقر سکت مثل اشرف و لیبرتی است و افراد اورسوراواز هم حق ازدواج وارتباط با خانواده و دنیای بیرون ندارند و همه کارهایشان فقط به دستور رهبری سازمان ومشخصا مریم رجوی است و هیچگونه انتخاباتی در داخل این سازمان حتی در فرانسه نیز وجود ندارد و رهبری آن مادام العمر و مقدس می باشد. لذا وجود این قرارگاه در فرانسه چهرۀ دموکراسی اروپا را خدشه دار می کند.

(پایان)


لینک به فایل پی دی اف بیانیه

***

زنان ایران (قربانیان فرقه رجوی مجاهدین خلق)ملاقات نمایندگان انجمن زنان در سفارت آلبانی در آلمان

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=16688

تو یکی خفه !

محمد رزاقی، وبلاگ رزاقی، بیست و چهارم فوریه ۲۰۱۵:…  پیشاپیش از همه هموطنان ؛ دوستان ؛ خوانندگان این مطلب پوزش می طلبم چون دیگر راهی برای شناساندن موجودات کثیف که بوزینه وار ادای مجاهد یا انقلابی در می اورند باقی نمانده . راستش درجه مخ لجنی این لمپن بی ترمزدست پرورده رجوی زنباره از رتبه بین المللی هم گذشته برای اینکه از وضعیت این اقبال مخ لجن که مدعی مهندس بودن هم هست …

محمد اقبال تروریسم فرانسهمحمد اقبال لمپن صادراتی رجوی از اشرف تا پاریس

روحت شاد پدر بزرگ !

لینک به منبع

تو یکی خفه !

چند روز گذشته با خود در کشاکش ذهنی بودم که برای یاوه گویی های یک مخ لجن رجوی چه باید گفت !

خدا را شاهد می گیرم در درون مناسبات فرقه رجوی شاهد دهها مورد از مسائل غیراخلاقی مردانی بودم و هرگز دردرون تشکیلات بر علیه شان چیزی ننوشتم و به قول معروف ادم فروشی نکردم و گزارششان را به سران فرقه نداده ام اما می بینم امثال اقبال برای لاپوشانی کثافت کاریهای خودشان در نزد سران فرقه دیگران را له می کردند هنوز هم به همان شیوه کثیف در بیرون به کارشان ادامه می دهند تا به خیال خود نزد سران فرقه خود را پاک جلوه دهند و محمد اقبال یکی از ان مردانی هست مثل شخص رجوی زنباره نعل وارونه می زند .

اما وقتی می بینم کارد به استخوان برسد دیگر هیچ چیزی را نباید حتا در مورد شخص بصورت راز نگه داشت وبه جای گزارش به فرقه مجبورم برای شناساندن واقعیتهای درون فرقه این ادمها را به اسم افشا کنم .

پیشاپیش از همه هموطنان ؛ دوستان ؛ خوانندگان این مطلب پوزش می طلبم چون دیگر راهی برای شناساندن موجودات کثیف که بوزینه وار ادای مجاهد یا انقلابی در می اورند باقی نمانده .

راستش درجه مخ لجنی این لمپن بی ترمزدست پرورده رجوی زنباره از رتبه بین المللی هم گذشته برای اینکه از وضعیت این اقبال مخ لجن که مدعی مهندس بودن هم هست در لجنزار ایدئولوژیک دست ساز رجوی زنباره کمی مطلع شوید .

حتما همه اقبال مخ لجن زمانیکه خواهران خود را برای خوش آیند رجوی زنباره با کلمات کثیف و چاله میدانی مورد خطاب قرار می داد به خوبی به ماهیت دستگاه لمپن پرور رجوی زنباره پی برده اید و به چشم خود می بینند که رجوی به چه با ایدئولوژی دست ساز چطور یک انسان را به یک حیوان بی شاخ و دم تبدیل کرده است .

اما فراتر از اینها اعمال کثیف اقبال و امثالهم در درون تشکیلات فرقه رجوی و نعل وارونه زدن این مدل ادمها میماند مثل پیش قاضی معلق بازی که در اینجا به چند نمونه از برخوردهای کثیف محمد اقبال که خود شاهد بودم با اینکه شرم اور هست بیان کنم .

من شخصا محمد اقبال از سال ۷۰ از نزدیک می شناسم ان موقع در ستاد پشتیبانی محل استقرارمان یکی بود و همیشه با افرادی که از نزدیک با هم بصورت خصوصی صحبت می کردیم و یا به قول معروف محفل می زدیم کسانی که با محمد اقبال از نزدیک یکجا کار می کردند به من می گفتند که مواظب باش پیش اقبال بر علیه رجوی یا تشکیلات چیزی نگویی چون این ادم برای خود شیرینی نزد سران فرقه پیش نفرات امده و در رابطه با استراتژی و … سازمان حرف می زند و اگر تو هم حرفهای انرا تائید بکنی با کلی سس به سران فرقه گزارش مینویسد .که این مورد شخصا چند بار دیدم وقتی با هم در برنامه های مختلف روبرو می شدیم سعی می کرد از مناسبات و تشکیلات خودش را ناراضی نشان بدهد و من برای اینکه بهانه ای دست اش ندهم می گفتم مبارزه هست باید شرایط سخت تحمل کرد و …

ــ بعد از سرنگونی ارباب رجوی ( صدام ملعون ) به دستور سران فرقه برای جمع کردن بعثی های سابق در حمایت از فرقه رجوی عراقیها با خانواده هایشان به اردوگاه بد نام اشرف دعوت می شدند و من همیشه بعنوان راننده اتوبوس کار انتقال خانواده ها را از پارکینگ بیرون اردوگاه اشرف به داخل و بالعکس بعهده داشتم یک روز بعد از پایان مراسم مراسم و منتقل کردن عراقیها در پارکینگ منتظر بودم تا بعد از دور شدن عراقیها از اطراف اتوبوس دور زده و به داخل اردوگاه بد نام اشرف بروم که یکسری از خانواده ها داشتند از سمت راننده رد می شدند که پشت سرشان همین اقای اقبال مخ لجن کی امد یک لحظه به خاطر تردد خودروهای عراقیها خانواده ها مجبور شدند به ایستند که نفرات اخر نزدیک به رد شدن از اتوبوسی که من رانندگی ان رابعهده داشتم ایستادند در ان هنگام به چشم خود دیدم که مجاهد خلق بی بدیل از پشت به یک خانم عراقی چنان چسبید و دست به پشت خانم عراقی انداخت که زن عراقی بصورت وحشت زده به عقب برگشت و با تف انداختن به صورت اقبال گفت :

انت مجنون حیوان ! ( تو دیوانه ای حیوان )

مطمئنم تف کردن زن عراقی بصورت اقبال حتما بیادش مانده و اگر ان موقع یقه اقبال نگرفتند به خاطر این بود که من شخصا ادم فروشی نکردم و فضاحت ایشان را به سران فرقه گزارش نکردم .

مورد دیگر

ــ در یکی از نشستهای عمومی در سالن اجتماعات اردوگاه اشرف من و دوستم بنام یونس درکنار حوض کوچکی که در وسط حیاط بود نشسته بودیم ومشغول خوردن چائی و کشیدن سیگار بودیم که یک مرتبه دیدم ۲ نفر در پشت بوته ها رو به سمت درسالن و پشت به ما نشستند طوری که ما را نمی دیدند ولی ما از پشت انها را می دیدم یک لحظه شنیدم که یکی با صدای کلفتی که دارد به شخص رجوی ؛ مریم قجرفحشهای چاله میدانی و خیلی رکیک می دهد بعد هم با چند فحش قبر مرده های رجوی مورد عنایت قرار داد !

من به یونس با اشاره گفتم هیچ حرفی نزند تا اینها متوجه ما نشوند درهمان لحظه یکی از زنان بنام سرور داشت به سمت سالن می رفت که همان نفر فحش دادن ناسزا گفتن قطع کرد و شروع کرد در مورد سایز اندامهای فهیمه اروانی ؛ زهره اخیانی ؛ سرور؛ معصومه ملک محمدی و گفت حالا که رجوی نیست کی به اینها می رسد؟!

من یک لحظه بلند شدم ببینم این کی هست که این همه شاکی وبه رجوی فحش می دهد و دنبال سایز اندام زنها !

وقتی من بلند شدم دیدم اقبال مخ لجن و اصغرـ متوجه حضورما شدند و کم مانده بود که اقبال سکته را بزند با صورت سرخ شده تا بناگوش با یک خنده خرکی گفت همشهری تو اینجا بودی من هم گفتم بله نشسته بودیم کنار حوض چائی میخوردیم تا یک سیگار راحت بکشیم اخه تند ؛ تند می ایند سراغ ادم که بیائید داخل سالن به ادم مجال سیگار کشیدن نمی دهند .

شاید ان موقع اقبال مخ لجن فکر میکرده من و یا یونس گزارش می نویسیم و فحشها و حرفهای اقبال به گوش سران فرقه می رسانیم ولی نه من و نه یونس هیچ وقت اینکار نمی کردیم و نکردیم .

نمونه های زیادی از کثافتکاریهای این شخص مخ لجن را هم از دوستان دیگر شنیده ام مثل :

ــ گرفتن ماهواره درکمپ لیبرتی به بهانه نگاه کردن به اخبارشبکه های عربی و جمع کردن اخبار اما هر شب تا ساعت ۴ صبح مشغول تماشای فیلمهای پورنو بوده !

ــ پخش چند سی دیهای پورنو بین نفرات مشخص در کمپ لیبرتی !

ــ در نشستهای درونی فحش دادن به خودش و پرخاشگری فحش دادن به دیگران و بعد از خروج به همان نفراتی که سی دی میداده با خنده می گفته دیدید چطورمسئول نشست خر کردم صد سال دیگر به من شک نمی کنند و …

البته از این نمونه افراد درون فرقه رجوی هستند که شخصا فساد اخلاقی انها را دیده ام یا شنیده ام مثل : علی اکبر زنباز با پروانه ــ ا یا محمد ــ خ با همسر سابق اش و یا بین مردان رضا ــ آ با مجید ــ م ؛ پیمان ــ ح با عباس ــ ص ؛ ارش ــ ط با پویا ؛ سیروس ـ و با مجتبی ــ ز … که خودم شرم می کنم این مسائل بنویسم و یا در موردش صحبت بکنم اما به رجوی زنباره باید بگویم برای تو همین ادمهای فاسد لازم و همین ها مبارکت باشد .

اما اقبال مخ لجن در اخر یکی از نوشته هایش گفته : من فردی هستم معتقد به قیامت و معاد و معتقدم که جزا و پاداشی در کار است.

باید به اقبال مخ لجن بگویم تو هم همجنس رجوی زنباره هستی و دست پرورده ایدئولوژی کثیف دست ساز رجوی که قیامت ؛ معاد شما جزفکر کردن به زن ؛ یاوه گویی ؛ دروغ ؛ شارلاتان بازی و … چیز دیگری نیست .

اما من هیچ حقی را نا حق نمی کنم جزا ؛ پاداش راست گفتی ! الان بیش از ۱۰ سال رهبر گور به گور شده ات در سوراخ موش خزیده و حتا نمی تواند خودش را به اعضایش نشان بدهد ایا بالاتر از این جزا برای رجوی هست؟

رجوی که سالها کلت اهدائی صدام به کمر می بست و روی سن برای اعضاء اسیر مشت اهنین نشان می داد و اعضاء نگون بخت تهدید می کرد که هر کس بخواهد از فرقه جدا شود ۲ سال زندان خودمان نگه می داریم و بعد تحویل زندان ابوغریب صدام می دهیم دیدی بعد از سرنگونی ارباب رجوی ( صدام ملعون ) بیش از ۷۰۰ نفر از فرقه جدا شدند !

حتما بیاد دارید رجوی روی سن چنان از امام حسین می گفت که هر کس فکر می کرد اگر جنگی شروع شود رجوی و مریم قجر روی یک تانگ سفید پیشاپیش همه به سمت ایران برای سرنگونی رژیم ایران خواهند نشست اما دیدیم در عراق هنوز ترقه ای در نشده بود مریم قجر سر از پاریس در اورد و رجوی زنباره هم فعلا مفقود الاثرو هر از گاهی از سوراخ موش عربده می کشد و می رود !

اقبال مخ لجن من به چشم جزا رجوی و مریم قجر می بینم که چطور برای ادامه حیات حفیف و خائنانه خودشان به هر کثافتکاری دست می اندازند اما باید بگویم :

ــ همانطور که با ترور و بمب گذاری فرجی نشد !

ــ همانطور که با جاسوسی , وطن فروشی فرجی نشد !

ــ همانطور که با خمپاره زدن و اسید پاشیدن فرجی نشد !

ــ از بغل ان شوهر به شوهر قبلی هم فرجی نیست !

ــ از بغل صدام به بغل ملک عبدالله هم فرجی نیست !

ــ از بغل این شهردار به ان شهردار هم فرجی نیست !

ــ از بغل این نماینده سابق به بغل ان نماینده سابق هم فرجی نیست !

ــ از بغل صالح مطلک به بغل طارق الهاشمی هم فرجی نیست !

ــ از بغل استخفارات صدام با رفتن بغل موساد و سیا هم فرجی نیست !

اقبال مخ لجن از یاوه گویی ؛ در اوردن ادا اطوراهای بوزینه وار هم فرجی نیست زیاد تند نرو قبل از تو یک مشت معلوم الحال با گرفتن چند صد دلار از فرقه رجوی می خواستند با یاوه گویی جدا شده ها و منتقدان فرقه را خاموش کنند اما نتوانستند دیر امدی ای نازنین !

بهتر تو یکی خفه شوی و مشغول نگاه کردن به فیلمهای سوپر باشی و فاکتهایش را درحمام عملی انجام داده و ان را بصورت فاکت غسل هفتگی به مریم قجر حرمسرادار شخصی رجوی بدهی تا شاید در قیامت بخشوده شوی…..

اما به یک نکته هم تاکید می کنم من شخصا شرم کردم تا فحشهایی که در مورد شخص رجوی و مریم قجر و حتا مرده های انها دادی اینجا بیان کنم و خوب میدانم منکر این فاکتهایی که گفتم خواهی شد اما من شخصا حاضر هستم در هر رسانه ای که شما می گویید رو در رو در یک گفتگو شرکت کنیم تا برای همه هموطنان مشخص شود رجوی از شما چه موجوداتی ساخته و برای لاپوشانی کثافت کاریهای خودتان به یاوه گویی علیه جدا شده ها می پردازید و من به شخصه می گویم از این به بعد بصورت رک و با نام و محل و فاکتهای مشخص تمام کسانی را که می خواهند با یاوه گویی علیه جدا شده ها و قربانیان فرقه کثافتکاریهای خودشان را لاپوشانی کنند افشاء خواهم کرد تا سیه رو شود هر که در او غش باشد .

عاطفه اقبال: وای اگر از پس امروز بود فردایی

تروریست ها شورای ملی مقاومت رجویاعضای ” شورای ملی مقاومت ” بدانند که چه نانی می خورند؟


(Rajavi from Saddam to AIPAC)

رجوی مجاهدین خلق اسرائیلتد پو: مجاهدین برای ما و سیا سنگ تمام گذاشته اند. رجوی: بنام مجاهد شهید آلبرتو نیسمان

مجاهدین خلق فرقه رجوی العربیه تروریسماگر رجوی این انرژی را بجای مزدوری و دریوزگی، برای مردم گذاشته بود

رجوی داعش 5The Iranian Mojahedin-e Khalq (MEK) and Its Media Strategy: Methods of Information Manufacture

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=16347

طور دیگری هم می توان زیست

هادی افشار - سعید جمالیهادی افشار (سعید جمالی)، پژواک ایران، دوازدهم فوریه ۲۰۱۵:…  تجربه کنید! کار دنیا اینقدرها هم سخت نیست! امکان زیستی شرافتمندانه همیشه وجود دارد. زمانی که به این “وادی” قدم بگذارید تازه خواهید فهمید که امکان فکر کردن به مبارزه با آخوندهای ستمگر وجود دارد. مگر میشود با این درجه از انحطاط اخلاقی به مبارزه فکر کرد، مبارزه با کی؟ این است که آن مبارزه کذائی از “حقیر” و “الاحقر” …

لینک به منبع

طور دیگری هم می توان زیست

سعید جمالی

زمین خدا وسیع است!

رنجنامه های دکتر قصیم و روحانی قلب را می آزارد، به درد می آورد و آدم را به آنجایی میرساند که بگوید: ای کاش زمین دهان بازکند و مرا در برگیرد!

من در زندگی تشکیلاتی ام لحظه ای احساس درد و رنج برای خودم نداشته ام و نخواهم داشت…. انتخابی بوده از سر ایمان و اعتقاد و با حداکثر شور و اشتیاق. علت هم وجود آن روح و روحیه و منش انسانی و روح برادری و برابری که در سازمان محبوبمان داشتیم. در آن گذشته ها همه چیز و همه کس در “طبق اخلاص” بود و این موتور محرکه تشکیلات و سازمان بود. ما به چیزی و به سختی های راه و مشکلات و کمبودها فکر نمیکردیم…. آن صداقت و خلوص و پاکباختگی راه می گشود و خیر برکت بود که بر سر و رویمان می بارید. آنقدر آن دنیا فراخ و زیبا بود که هیچگاه گذرت به دنیای “محاسبات مادی” نمی افتاد.

…. سال پنجاه بود که برای “خودسازی” و آمادگی برای “مخفی شدن” به “کارگری” رفتم…. هنگام ظهر “دو زار” نان سنگک و یک شیر پاکتی غذای روزم بود…. اولین باری که حدود بیست تومان پول جمع کردم و به مسئولم دادم احساس عجیبی داشتم از یک سو غرق در شادی بودم و همزمان احساس فروتنی و “ذره” بودن سرشارم میکرد احساس میکردم خوشبخترین و در عین حال ثروتمندترین آدم روی زمینم! بی نیاز بی نیاز و سر شار سرشار.

….. و این داستان بسیاری از ماها بود….

تجربه های اینچنین و بظاهر کوچک در زندگی بود که آنچنان استحکام شخصیتی و منش انسانی ایجاد میکرد که در برابر حوادث تلخ و سهمگین روزگار بتوانیم تاب تحمل بیاوریم و قبل از هر چیز خود را از انواع “آلودگیها” پاک نگه داریم و دچار “ذلت و خواری” نشویم.

می توان صدها و بلکه هزاران صفحه نوشت و تشریح و استدلال کرد…. اما برای اهل “سخن” اشارتی کافیست!

راجع به “جریان حاکم” نوشته ام و اینکه چگونه بی رحمانه به جان آن “سرمایه” افتاده اند تا صفحه تاریخ اش را یکسره سیاه کنند. آن قدر “عامدانه” و “دریده” تا امر را حتی بر شاهدان آن روزهای “پاک” و “سپید” مشتبه سازند.

آن چه گفتم “تصاویری” از درون “خانه” بود…. چه بد و چه خوب “واقعیت” های درون خانه بود.

اما حساب “میهمان” جداست.

“ما” در درون تشکیلات به “شورائیها” بعنوان میهمانانی عزیزی نگاه میکردیم که در این دنیای وانفسای تنهایی ما، با کوله باری از تجربه و سرمایه “دستمان” را گرفته اند و در روزگار غربت یار و یاورمان هستند. این یک احساس عمومی برای همه رزمندگان بود. اگر چه که “شازده” همیشه در “جلسات” بعد از “جلسات” شورا سعی در سیاه نمائی و وارونه نمایی میکرد و عفونت درونش را به آنها می پاشید اما حرفها و “تحقیر”هایش در حق “میهمانان” فقط احساس انزجار بر می انگیخت و قدرناشناسی و غروری متعفن را به نمایش میگذاشت.

لفظ میهمان را با مسامحه بکار می برم…. دارم از احساسات آن موقع سخن میگویم.

اما براستی به چه میزان “بی حیائی و دریدگی و بی آبروئی” نیاز است که انسان با میهمانش چنین رفتاری کند؟ آنهم میهمانانی “عزیز” که با انبوهی “سوغاتی” و “سرمایه” از راهی دور و با مشقاتی زیاد بر ما وارد شده بودند.

اینجاها و دراین “وادیها” دیگر اثری از سیاست و مبارزه وجود ندارد، آنچه که هست یکسره سقوط و زوال حداقل های “رفتاری” و “اخلاقی” است، که هر جنایتکار و قاتلی از مقتول خودش هم دریغ نمیکند و لیوان آبی بدستش میدهد.

….. اما روی سخن با کسانی است که هنوز خود را در معرض این “وادی ذلت” قرار داده اند و “بخود” نمی آیند.

دوستان!

“موضوع” و “بحث” بر سر امر مبارزه نیست، سالهاست که نیست! اگر هنوز ابهامی دارید بروید و بخوانید، منابع و مستندات فت و فراوان است. بحث بر سر از دست دادن حداقلهای اخلاقی در یک مناسبات اجتماعی ساده است. اگر هنوز هم ککتان نمی گزد و به سکوت قناعت کرده اید، شک نکنید، یکسره بسراغ آن “انحطاط” اخلاقی بروید که سلول سلول را پر کرده است. بروید از مادر و پدری سالخورده سوال کنید که اگر در “ضیافتی” چنین مورد اهانت قرار میگرفتند تا عمر داشتند دیگر “پا” به آنجا نمیگذاشتند. مگر نه که شرف انسانی بالاترین سرمایه است؟

تجربه کنید! کار دنیا اینقدرها هم سخت نیست! امکان زیستی شرافتمندانه همیشه وجود دارد. زمانی که به این “وادی” قدم بگذارید تازه خواهید فهمید که امکان فکر کردن به مبارزه با آخوندهای ستمگر وجود دارد. مگر میشود با این درجه از انحطاط اخلاقی به مبارزه فکر کرد، مبارزه با کی؟ این است که آن مبارزه کذائی از “حقیر” و “الاحقر” و آغوش “مک کین” سر در می آورد.

شما که بیرون هستید در حصار لیبرتی که گیر نیفتاده اید، بروید یکی دو هفته ای با خود اندیشه کنید، عمله ظلم شدن هم حدی دارد….. دیگر بحث بر سر حداقلهای اخلاقی و ساده ترین ویژگیهای انسانی است.

سعید جمالی

۲۲ بهمن ۱۳۹۳ / ۱۱ فوریه ۲۰۱۵

منبع:پژواک ایران

***

همچنین:

جوابی به مقاله ازاین مرده به آن مرده فرجی است , آقای محمد اقبال

میرباقر صداقی مجاهدین خلق فرقه رجویمیرباقر صداقی، ایران ستارگان، سوئیس، بیست و سوم فوریه ۲۰۱۵:… آقای محمد اقبال من که غریبه نیستم روزی توی خونه و صاحب خانه بودم شاید شما به بیماری آلزایمر دچار شدید ودزدیهای نجومی فرقه رجوی را در دوران فروپاشی صدام حسین را فرا�

محمد اقبال سخنگوی غیر رسمی سازمان مجاهدین خلق اتهام پراکنی می کند. پاسخ دهید!

حنیف حیدر نژاد، سایت حیدر نژاد، بیستم فوریه ۲۰۱۵:…  آقای اقبال شما تلاش دارید با اتهام زدن و ترور شخصیت، من (و ما) را مجبور به سکوت کرده و عملا برخلاف گفته “رئیس جمهور منتخبتان” در تلاش برای محدود کردن “آزادی بیان” من (و ما) می باشید. شما با این عمل خود نشان می دهید که به “کثرتگرائی” باور ندارید و

حرف های محمد اقبال ، بمنزله ی فتوای قتل لیبرتی نشینان است!

صابر ازتبریز ( امضاء محفوظ)، بیست و نهم ژانویه ۲۰۱۵:…  اونخستین کسی در جلسات سازمان بود که به زیر میز رفت تا میزان شرمندگی خود را ازمریم ودیگران نشان دهد واین سنت زشت ومادون انسانی تحقیر شخصیت خود را درفرقه ی رجوی بنیان گذاشت ! همو بود که دریکی ازنشست های مسعود رجوی درصدد حمله به م

لمپنیزم افسارگسیخته رجوی ها و چماقدار-تروریست های این زوج تبهکار

حامد صرافپور، بیست و هشتم ژانویه ۲۰۱۵:…  محمد اقبال  بار دیگر هویت خود و رهبر عقیدتی خویش را به نمایش گذاشت و با ادبیاتی انزجار آور و زشت، خواهرش “عاطفه اقبال” و تنی چند از دیگر منتقدان فرقه مجاهدین را مورد “رحمت قجری-رجوی” قرار داد و همانطور که در متن تصویر قابل رؤیت می باشد او را “حیوان لیبرتی و ماماچه پلیدک” خطاب�

در کف گرگ نر خون خواره ای (فحاشی ها علیه اقبال نه از طرف محمد که از اطاق “جنگ” مریم رجوی صادر می شوند)

نادر نادری، وبلاگ آیندگان، فرانسه، چهارم ژوئن ۲۰۱۴: … فر ض محال بگویم خانم عاطفه اقبال فریب خورده آیا شما از در عاطفه های انسانی و خونی وارد شدی تا به او بفهمانی که اشتباه می کند یا از او دعوت کردی که از این فریب بگذرد و برادرش را دریابد مگر غیر از اینکه از همان ابتدا طبق دستور رجوی ها مثل خود رجوی ها با او برخورد �

محمد اقبال لمپن صادراتی رجوی از اشرف تا پاریس

قربانعلی حسین نژاد، وبلاگ امید آزادی، اول ژوئن ۲۰۱۴: … من تا کنون نخواسته بودم آنچه را که از محمد اقبال همکار و هم اتاق بیست و پنج سال من در بخشهای سیاسی و تبلیغات و روابط خارجی و انتشارات سازمان در فرانسه و عراق می دانم و دیده ام بنویسم زیرا بیشتر ملاحظۀ خواهرش عاطفه اقبال را می کردم که شاید ناراحت شود ولی با