من شاهد زنده وزخمی کرد کشی های رجوی بودم!ا

من شاهد زنده وزخمی کرد کشی های رجوی بودم!ا

سیروس غضنفری، ایران اینترلینک، تبریز، آذربایجان شرقی، بیست و نهم آوریل 2017:… در همین رابطه شاهد بودم که یک یگان توپخانه و تانک در سه راهی کیفری مستقر بودند وقتی شورشیان و مردم کرد به سمت شهر سلیمان بک حرکت کرده بودند آنها را به توپ و گلوله بستند و آنان را قتل عام کردند فردی به نام سعید منوچهری یکی از اعضای با سابقه فرقه با آب و تاب برایمان تعریف می کرد، ما به فرمان فرماندهان به سمت … 

مجاهدی،ن خلق و قتل عام اکراد عراق به فرمان مستقیم رجوی،به یاد حلبچه ـ محمد حسین سبحانی

https://iran-interlink.org

من شاهد زنده وزخمی کرد کشی های رجوی بودم!

09/02/1396

سیروس غضنفری

سیروس غضنفری

فرقه ی رجوی درواکنشی هیستریک به تذکرات سفیر ایران درآلبانی که وظیفه اش دفاع ازمنافع ملی کشور واتباع ایرانی که درآلبانی میباشد ، نوشته است :

” واکنش دیوانه‌وار سفارت آخوندها در آلبانی به‌دنبال دیدار سناتور مک‌کین با رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت- سفیر رژیم آخوندی، که یک عضو وزارت اطلاعات، مافیای ترور و شکنجه آخوندهاست، با تکرار چرندیات همیشگی علیه سازمان مجاهدین خلق ایران بیهوده تلاش می‌کند رابطه مجاهدین با مردم و نهادهای آلبانی را مخدوش کند… این تبلیغات مسخره برای مردم آلبانی که 4سال است سازمان مجاهدین خلق ایران را از نزدیک تجربه کرده‌اند کمترین ارزشی ندارد و فقط بر نفرت آنها از رژیم پلید آخوندی می‌افزاید. مردم ایران رژیم آخوندی را پدرخوانده داعش و جامعه جهانی آن را بانی و حامی اصلی تروریسم بین‌المللی می‌شناسند”.

این فرد، طبق قوانین بین المللی ، سفیر رسمی ایران درآلبانی است ووظیفه دارد هرجا که لازم دانست ، دخالت کرده ومثلا به حضور جان مک کین جنگ طلب در کمپ ایرانی های اسیر دست رجوی که بمنظور حمایت از مریم رجوی بعنوان سر زندانبان این اسرا بوده تا زنجیر اسارت را برگردن این دوستان مفلوک من تنگ تر کند ، اعتراض نماید.

سفیر این حق را دارد که به دولت آلبانی تذکر دهد که جان مک کین حق ندارد درخاک شما ، حرف هایی درمورد سرنگونی عنقریب جمهوری اسلامی وحضور او درمیدان آزادی تهران داده ودخالت خشنی درامور دیگر کشورها بنماید!!

همچنین دادن تذکرات لازم به دولت مربوطه و آگاه کردن آن دولت به خطراتی که روابط فی مابین را خدشه دار نماید ، ازوظایف ذاتی یک سفیر است وموضوعی است کاملا طبیعی وغیر قابل اعتراض!

مثلا سفیر ایران درآلبانی باید طبق وظیفه ی خود ، اطلاعات لازم را درمورد سوابق باند رجوی دراختیار دولت آلبانی قرار داده واز خطرات  احتمالی حضور این چنینی باندی که سابقه ی سیاهی درکشور عراق دارد ، حرف بمیان آورد وهشدار دهد و …

اما یک خبر بشدت دروغی هم دراین اطلاعیه – که این بار مهر سازمان محاهدین خلق را خورده – آمده است :

” چهارده سال پس از اشغال عراق، در حالی‌که مزدوران رژیم ایران در این مدت مناصب کلیدی را در عراق در دست داشته‌اند حتی یک سند مبنی بر مشارکت سازمان مجاهدین خلق ایران در سرکوب مردم این کشور یافت نشده است…”.

من که جزو زخمی های این عملیات ضدبشری بودم وجای گلوله هنوز دربدنم قابل مشاهده است، با مراجعه به خاطرات کتبی پراکنده ام ، مختصری ازاین وقایع را بازگو کرده واین دروغ بزرگ رجوی ها را افشا میکنم:

” شروع جنگ کرد کشی با نام جلوگیری از حمله رژیم ایران: ساعت 8شب ستون ها به اشرف رسیدند وگفته می شدکه سازمان بجز امکانات استقراری تمام وسایل ها را آورده بود اما رجوی دیدکه اگر به اشرف بیاد وبه صدام کمک نکند فردا دیگر درعراق ماندن سخت خواهد بود به همین خاطر یک مرتبه رهبران سازمان در جاده بازی که کرد ها برای تردد دراختیار سازمان  سازمان گذاشته بودند ، چه در شهر طوز و چه در 3راهی کیفری وچه کلار وغیره درگیری راه انداختند ، این درگیریها آنقدر سنگین بود که هزاران نفر از اهالی روستا و شهر که نه سلاح داشتند و نه چیزی . توسط تانک و نفربرهای زرهی ما به توپ بسته شد و از 3راهی کیفری تا سلیمان بک اطراف جاده و شهرها جسد کنار جسد بود ! بما گفتند که امروز با نیروهای قدس و سپاه پاسداران در 3 راهی کیفری و طوز ، سلیمان بک درگیر شده ایم …

عملیات مروارید یک و دو:

 بعد از 2 ساعت یك فرمان ازمسعود به تمام نیروها خوانده شد كه از كیفری تا خانقین از سمت شمال قرارگاه واز جنوب شرقی از خالص – بعقوبه – مقدادیه , نیروها باید این منطقه را امننگه دارند و همین طور هم شد یك ستون از شهر طوز شروع كرد تا جلولا برای پاكسازی و یك ستون هم از سمت مقدادیه شروع كرد (مقدادیه همان جاست كه مركزفیلق دوم بود كه آنجا را سازمان اشغال كرد و منطقه فیلق دوم به دست سازمان افتاد ) و مسئول استخبارات قرارگاه اشرف آن زمان تمام دستورات را به اینهامی داد و به هر ستون یك استخباراتی داده بودند كه در مسیر اگر نیروهای ارتش عراقی جلو سازمان را گرفت بگویند كه از طرف استخبارات هستند . در همان روزاز اشرف تا سه راهی كیفری حدود 200 عراقی كشته و حدود 500 نفر دستگیر شدنداما صحنه های دلخراش در سه راهی كیفری این بود كه حدود 5 نفر از مردم عادی كه نیرو های سازمان را دیده بودند و فرار كرده بودند كه با نفر برآنها را زیر گرفته بودند و در درگیری روزهای اول سازمان با نیروهای یه تكی ( نیروهای طالبانی) از سه راهی كیفری تا سه راهی اشرف كه 3 روز طول می كشید یک دستگاه مینی بوس شهروندان عراقی را كه از آنجا می گذشتند با توپ  وتانك هدف قرار دادند كه همگی یكجا كشته شدند و در یك نقطه هم به مینی بوسی ایست داده بودند  وراننده نگهنداشته بود، ولی بدون توجه به اطاعت راننده، با نفر برB.M.P1 زده شده و تمام نفرات كشته شده بود و ازاطراف كه فیلم برداری كرده بودند بعداً در نشست به خاطر پیروزی گذاشتهبودند و مسعود می گفت اینها پاسداران رژیم هستند كه به فرمان مریم زیر نفربر و تانكهای شما زیر گرفته شده اند و به این كار افتخار می كرد.
در شهر طوز سازمان به قبرستان هم رحم نكرد و كل شهر را زیر آتش گرفت . یكی از بچه ها تعریف می كرد كه صحنه شهر دلخراش بود شاید همین كارسازمان باعث شد كه این فرد بعد ازآمدن به قرارگاه از سازمان جدا شود . می گفت حادثه ی مینی بوس را شایداز یاد ببرم و بگویم اشتباه بوده ولی شهر طوز زیرآتش توپ و تانك گرفته شده را اشتباه حساب میکنم… بعد از 3 ساعت توپ باران شهر , ریش سفیدان کردآمده با محمودقائم شهر و پری مذاكره كردند و در ورودی و خروجی شهر ایست بازرسی زدند وبعد از چند روز نوبت حمله به شهر كلار بود كه یك ستون برای پاكسازی رفته بود وبعد از چند ساعت درگیری در شهر كلار مردم مقاومت كردند و سازمان یك ستون درآنجا كشته داد و در پیام به نیروها اعلام كرد كه حدود 1 لشكر از رژیم دركلار كشته شده است.

در یک ایست بازرسی که زنان سازمان در ورودی شهر سلیمان بک گذاشته بودند به یک خودروی در حال عبور ایست دادند که خودرو به حرکت خود ادامه داد که ناگهان به دستور فرماندهان سازمان توپچی نفربر زرهی به سویش با توپ شلیک کرد و نفرات داخل آن آتش گرفتند و سوختند و سپس به دستور فرماندهان با نفربر زرهی از روی خودروی سواری عبور کردند که تمامی سرنشینان به طرز فجیعی کشته شدند.
درگیری بعدی در خانقین یا محور 5 آن وقت بود كه از مقدادیه شروع شده و دراطراف شهرجسدها روی زمین باقی بود و چون آن موقع نیروهای یگان مهندسی را به فرماندهی داده بودند ما 4 نفر ه یک اكیپ بودیم ( اسکورت فرمانده ها) بودیم و حالا از آن 4نفر دو نفر زنده است …

در درگیری اطراف جلولا كه از روز عید همان سال شروع شد من از حفاظت فرماندهی به یگان رفتم ، یك تراكتور را دیدیم از مردم همان منقطه بود از بالادستور آمدكه آنها نیروهای رژیم بودند و برای شناسایی آمده بودند كه بچه ها درگیر شده و آنها را کشتند و همان روز منطقه را زیر توپ قرار دادند و ازاطراف هم كه روستاییان فرار می كردند بین راه در وسط جاده با گلوله توپ كشته می شدند ..

در همین رابطه شاهد بودم که یک یگان توپخانه و تانک در سه راهی کیفری مستقر بودند وقتی شورشیان و مردم کرد به سمت شهر سلیمان بک حرکت کرده بودند آنها را به توپ و گلوله بستند و آنان را قتل عام کردند فردی به نام سعید منوچهری یکی از اعضای با سابقه فرقه با آب و تاب برایمان تعریف می کرد، ما به فرمان فرماندهان به سمت ارتفاعات طوز حمله کردیم وقتی کردها عقب نشینی می کردند یکی از کردها که زخمی و عقب تر از بقیه حرکت می کرد را دنبال کردیم و با ام تی ال بی از روی سرش رد شده بودیم و اینها سند افتخارات رزمندگان و فرماندهان رجوی درجریان  همان داستان کردکشی بود که مریم می گفت برای این ها (کردها) ازگلوله استفاده نکنید با تانک ونفربر از روی آنها رد شوید تا درسی شود برای تک تک افراد !!!

البته بعد از 1 ماه روشن شد كه اینطور نبوده وخود مسعود گفت صاحبخانه باید به شما بنازد و چرا كه اگر شما نبودید الان عراق از دستش خارج شده بود .دراین ماجرا سازمان به نیروهای خود هم رحم نكرد و هر كس كه بدون اجازه به جایی می رفت ، می زدند كه چند مورد داریم كه الان یكی هم در ایران هست …سران مجاهدین خلق خطاب به نیروهای خود گفتند: گوهران بی بدیل ( تکه پاره کنید کردها را ) که این افتخار شما مجاهدیان درآینده می باشد …

یک سری نیرو برای آزادسازی شهر کلار وارد شهر شدند که در همانجا کشته شدند و مسعود رجوی در یک پیام گفت مسیر را اشتباه رفته بودند و در آنجا گرفتار شده اند …از تعداد کشته های آن شهر نفر خبر دقیقی ندارم اما از افراد سازمان حدود 12 الی 13 نفر می باشد که عکس های آن را در زیر می آورم ” .

واین هم کشته های سازمان درآن زمان که دروغ بودن ادعای فوق الذکر باند رجوی را برملا میسازد:

قتل عام مردم کردستان عراق توسز مجاهدین خلق فرقه رجویَ

قتل عام مردم کردستان عراق توسز مجاهدین خلق فرقه رجویَ

سیروس غضنفری- عضو نجات یافته از فرقه ی رجوی- تبریز- ایران

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=28982

فرقه ی رجوی طاقت ازدست داده!ا

Cluster Munition Yemen MEK Rajavi Saudi Arabia3سیروس غضنفری، ایران اینترلینک، تبریز، آذربایجان شرقی، دوازدهم آوریل ۲۰۱۷:… فقط ما مطرح کرده ایم که دوسوم این موشک ها به هدف نخورده وگم وگور شده و اعتبار نظامی آمریکا وبازار اسلحه اش را کمی خراب کرده ومتعحب ازاین هستیم زمانی که شما که ازاین موشک ها ندارید، چرا ازگم وگور شدن این ۳۶ موشک آمریکائی ناراحتید؟؟ آیا ازاین بابت ضرری متوجه شما شده است؟؟!! یا آن ضرب المثل ترکی درستی خود را … 

چرا مریم قجر در مورد حمله شیمیایی حلبچه و سردشت سکوت کرده بود؟

https://iran-interlink.org

فرقه ی رجوی طاقت ازدست داده!

چهارشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۶ شمسی   

بازهم فرقه ی رجوی سایت یاران شیطانی خود را بکار انداخت تا دربرابر کسانی که ازروش های تشکیلاتی، سیاست های داخلی وخارجی این گروه ضدملی، مستبد وتمامیت خواه انتقاد میکنند ، با استفاده ازادبیات منحصر بفرد خود موضعگیری ولجن پراکنی کنند.

درقسمتی ازاین موضعگیری آمده است :

” حالا که این مزدوران از جمله شعبانی علی اکرامی ،پوراحمدی وخدابنده وصالحی وغضنفری ووحید همه ریل رذالت خیانت وقتل وکشتار وشکنجه را با مردم مجاهدین وخانواده های آنها رفته اند ،ولی هنوز اعتقاد والتزام عملی به ولایت فقیه را آنطور که وزارت وولایت میخواهند اثبات نکرده اند ، سپاه ووزارت اطلاعات امثال هادی شعبانی را به جبهه سوریه کشانده اند تا پوتینهای ودستان بشار اسد را لیس بزنند وجویده های روحانی وقاسمی سخنگوی وزارت خارجه ولمپن پاسدار شمعخانی وقاسم سلیمانی را در مورد بشار اسد ودولت خونریزش نشخوار کنند “.

البته افرادی که متعلق به استان ما نیستند، خودشان تصمیم میگیرند که موضعی دربرابر این نوشته بگیرند ویانه!

اما من صلاح دانستم به آن قسمت از اتهام ها ودروغ پراکنی ها که مربوط به استان آذربایجان شرقی باشد ، جواب مختصر ومفیدی داده باشم.

راه وروش دست بقلم های ما مخصوص خود بوده وما استانی هستیم که بیانیه ها واخبار باند رجوی را نقل کرده وبه نقد مستدل، مودبانه و مستند آن می پردازیم!

یعنی ما زمانی به مسائل مثلا سوریه وارد می شویم که فرقه ی رجوی درمورد آن موضع ضد بشری گرفته وحرف دشمنان بشریت را برعلیه دولت وملت سوریه نشخوار میکنند وگرنه ما هرگز نوشته های خارج از عرف موجود نمیزنیم وزمانی قلم بدست میگیریم که با افشای دوستان واربابان خارجی باند رجوی ، ماهیت این گروه دغلکار را روشن کنیم و الاهیچ دوستی یادشمنی خاصی با بشار اسد و … نداریم ومثل تمامی انسان های صلح طلب ، آرزوداریم که مردم سوریه درآرامش کامل وبه دور ازسرنیزه ی تروریست های تکفیری وسلفی ، درپای صندوق های رای، سرنوشت بشار اسد را تعیین کنند ونه دیگران  بعنوان دایه ی بهتر ازمادر!

یاران شیطان رچوی می نویسند:

” امثال هادی شعبانی اکرامی ووحید گماشته های اطلاعات سپاه ووزارت اطلاعات از پاچه گیری به کاسه لیسی ولیسدن پوتین ها ودستهای خونین اسدارتقاءیافته اند … “.

افشای جنایت های فرقه ی رجوی و معرفی کردن دوستان جهانی آن ، ازوظایف ذاتی تشکل ماست وما دراین مورد هرچه را که درست ومستند باشد ، مطرح میکنیم.

شما بهترازما می دانید که برقراری روابط انسانی درمناسبات رجوی ، علت وجودی تشکل ما را ازبین می رود وبنابراین اگر میخواهید حرفی درنقد مواضع تان زده نشود ، این مناسبات را برقرار کنید ودست ازحمایت تکفیری ها، ارتجاع جهانی ومنطقه ای بردارید!!

این رسانه ی رجوی درادامه ی دروغ بافی هایش می نویسد:

” هم شعبانی واکرامی وهم وحید که اخیرا برای لیسیدن دستان وپوتینهای اسد به صحنه آورده شده اند،  همگی جنایتکاران شکنجه گر خانواده ها وعضو انجمن نجات شعبه پوشش وزارت اطلاعات واطلاعات سپاه اند آنها بصورت کلیشه ای جویده های روحانی ، شمعخانی وقاسمی سخنگوی روحانی شیاد را نشخوار کرده اند آنها به فرموده ولایت ووزارت واطلاعات سپاه نوشتند. – نفس بمباران شیمیائی مشکوک است – کارگاه وانبار تروریستها که شیمیای داشت را جت های اسد زده است. –  با گفتن یک خط در میان ارتش سوریه ارتش سوریه پوتین ها ودستان اسد جنایتکار را لیس میزدند. در حالی تمامیت جوامع متمدن  جهانی بجز اسد وخامنه ای کشتار شیمیائی کودکان سوری توسط خامنه ای واسد را بشدت محکوم واز هدف قرار دادن پایگاهی که این بمباران شیمیائی را انجام داداست را تائید وحمایت کردند ” .

ما هرسخنی را که ماهیت باند رجوی را بهتر افشا کند ومردم را نسبت به سرنوشت حدود سه هزار اسیر چنگال او حساس سازد، مطرح میکنیم!

گفته های ما معمولا متکی به مستندات وحتی نوشته های خود باند رجوی است ورعایت اصول ژورنالیستی شیوه ی ما بوده ودر تضاد کامل با نوشته های باند رجوی است که مشحون از فحاشی، جعل کلام دیگران وجنجال آفرینی است!

البته  نگاه ما به جوامع متمدن درتعارض با نگاه شماست وصریحتر آنکه ، شما دولت های سلطه گر رابجای مردم جوامع نشانده اید که ما چنین نمیکنیم وفریب مردم را کاربسیار زشت ارزیابی میکنیم!

ما هرگز هیئت های حاکمه ی صد ساله ی آمریکا را که به ۷۰ کشورجهان حمله ی نظامی نموده ویا درآنها کودتای نظامی ضد مردمی براه انداخته، متمدن نمیدانیم که اگر میدانستیم ، صفوف شما را ترک نمی کردیم! 

همچنین :

” الان که اوباما رفت وآرزوهای همگان در حاکمیت ولایت فقیه به باد رفته وحشت سراپای کل نظام را گرفته است.این ترس ووحشت که تنها با ۵۹موشک که بقول این مزدوران به هیچ هدفی اصابت نکرد. در صورتی روزنامه های دیکتاتور سوریه تعداد شکته ها وخسارت وارده را اعتراف کرده اند “.

کسی نگفته که تعدادی ازاین ۵۹موشک به هدف نخورده ، فقط ما مطرح کرده ایم که دوسوم این موشک ها به هدف نخورده وگم وگور شده و اعتبار نظامی آمریکا وبازار اسلحه اش را کمی خراب کرده ومتعحب ازاین هستیم زمانی که شما که ازاین موشک ها ندارید، چرا ازگم وگور شدن این ۳۶ موشک آمریکائی ناراحتید؟؟

آیا ازاین بابت ضرری متوجه شما شده است؟؟!!

یا آن ضرب المثل ترکی درستی خود را ثابت کرده است که میگوید : ” آغانین مالی گئدیر، نوکرین جانی چیخیر= مال ارباب تلف میشود ونوکر برای آن جان میدهد “!

اما برای اینکه زیاده ننویسیم ، توجه خوانندگان محترم را به یک خبر تکان دهنده از رسانه های نسبتا صلح طلب آمریکائی نقل میکنم تا چهره ی باند رجوی واربابان ریز ودرشت اش را بهتر بشناسند :

” کودکانی که قربانی توطئه حمله موشکی به سوریه شدند – گلوبال ریسرچ- گلوبال ریسرچ در گزارشی نوشت: ممکن است تصاویری که از کودکان کشته شده در حملات شیمیایی شرق دمشق پخش شد، وحشتناک ترین دروغ تاریخ باشد. «جولی لیوسک» و پروفسور «مایکل شسودوفسکی» در گزارشی در گلوبال ریسرچ تأکید کردند: دلایل و مدارک فراوانی نشان می دهد که مخالفان شمار زیادی از کودکان سوری را ربوده، کشته و سپس با اجساد آنها تصاویری تهیه کرده اند؛ تا اینگونه وانمود شود که این کودکان در حملات شیمیایی ارتش سوریه کشته شده اند. هدف از این کار این بود که دولت سوریه مسئول حمله شیمیایی شناخته شود، و خشم افکار عمومی زمینه را برای جنگ جدید به رهبری آمریکا در منطقه آماده کند. یافته های دو گروه فعال در زمینه کمک های بشر دوستانه به نام «مادر اگنس مریم» و گروه «حمایت بین المللی آشتی در سوریه» نشان می دهد که تصاویر ویدئویی که آمریکا و هم پیمانانش به آنها به عنوان دلیل و مدرک حمله شیمیایی در سوریه اتکا می کنند، صرفا نمایش رسانه ای است. نزدیکان و خانواده های کودکان ربوده شده در سوریه با این گروه ها تماس گرفته و کودکان ربوده شده خود را در این تصاویر شناسایی کرده اند. این دو گروه پس از بررسی های دقیق بدون هیچ شکی به این نتیجه رسیده اند که این کودکان از سوی گروه های مسلح ربوده و کشته شدند تا از اجساد آنها نمایشی به نام حمله شیمیایی در حومه دمشق تهیه شود. در بررسی تصاویر متعددی که از کودکان قربانی این حملات منتشر شده می توان به این نتیجه رسید که عاملان و تهیه کنندگان این تصاویر اجساد کودکان را در چندین منطقه گرد هم آورده و از انها فیلم برداری کرده اند. وجود چندین مکان برای فیلمبرداری باعث شده تا برخی از جنازه ها در چند مکان دیده شوند. یعنی جنازه یک کودک با لباسی خاص در چند فیلم وجود دارد که این نشان بی دقتی تهیه کنندگان این تصاویر است. مهدی داریوش ناظم رعایا کارشناسی که این یافته ها را با دقت بررسی کرده می گوید: از اجساد کودکان کشته شده به گونه ای تصویربرداری شده که خشم افکار عمومی را برانگیزد و ادعاهای آمریکا علیه دولت سوریه را تایید کند. علاوه بر این چند خبرنگار از جمله دیل گافلک خبرنگار آمریکایی آسوشیتدپرس در مقاله ای که در سایت مینت پرس منتشر شد اطلاعاتی را ارائه کرده اند که نشان می دهد “بندر بن سلطان” رئیس دستگاه اطلاعاتی عربستان وارد کننده عمده تسلیحات شیمیایی در سوریه برای شورشیان است. پس از انتشار این مطلب گافلک تهدید شد و از وی خواسته شد این مقاله را تکذیب کند. یک مقام ارشد سازمان ملل مرتبط با مسائل سوریه بدون اینکه بخواهد نامش فاش شود سخنان گافلک را تایید کرده و می گوید: دولت سوریه با حمله ادعایی شیمیایی در منطقه غوطه ارتباطی ندارد و دستگاه اطلاعاتی عربستان پشت این حمله است. اما کسی جرات گفتن این حرف را ندارد. – خلاصه شده به نقل از مجله هفته. “  پایان نقل قول

سیروس غضنفری

عضو جدا شده از سازمان مجاهدین رجوی

تبریز- ایران

*** 

بمب های خوشه ای در یمن توسط عربستان سعودی و مجاهدین خلق فرقه رجویسیاست های جهانی و باند رجوی را بهتر بشناسیم!ا

فیلمی از حمله شیمیایی به حلبچه

http://youtu.be/MoVcUov9fSE

مزدور مریم رجوی و ترکی الفیصل اربابشخبرت هست که در شهر شکر ارزان شد؟!ا

عربستان سعودی مجاهدین خلق داعش و تروریسمWorld knows Saudi Arabia is source of terrorism

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=28896

مصاحبه با سیروس غضنفری عضو نجات یافته ی فرقه ی رجوی – قسمت اول و پایانی 

 کمپ بدنان اشرف تعطیل شدانجمن نجات، مرکز آذربایجان شرقی، سی ام مارس ۲۰۱۷:…  تمامی تلاش های سازمان بر ادامه ی حضور درعراق بود وحتی زمانی که ازاشرف به لیبرتی نقل مکان کرد، تصور سردرآوردن خود ازآلبانی را نمیکرد ونمیدانست که فشار خانواده ها وسایر عوامل ، چنین سرنوشت ناخواسته ای را برای او رقم خواهد زد. شعار محوری سازمان ” انقلاب نوین ایران توسط … 

مجاهدین خلق فرقه رجوی آلبانی تیراناتبخیرشدگان فرقه رجوی در آلبانی

کمپ بدنان اشرف تعطیل شداین مسیر رجوی به بدتر ازناکجا آباد منتهی شد!

مصاحبه با سیروس غضنفری عضو نجات یافته ی فرقه ی رجوی – قسمت اول

انجمن نجات مرکز آذربایجان شرقی سه شنبه ۸ فروردین ۱۳۹۶
لینک به منبع

 سیروس غضنفری و خانوادهس- با تبریک آغاز سال نو ، ازاینکه دوباره حاضر شدی که وقت ات را صرف جواب دادن به سئوال های ما بکنی ،  سپاسگزاریم.

ج- با عرض تبریک متقابل ،این وظیفه ی من است که تجربیات خود را با هموطنان خود به اشتراک گذاشته تا  درحد خود نگذارم سرنوشتی مانند امثال من ومخصوصا اسرای هنوز درزنجیر رجوی نداشته باشند.

س- سال گذشته سپری شد . بنظر شما کارهای سازمان دارای چه دستآوردهای منفی ومثبت برای آن داشت؟

ج- اطلاع دارید که درسالیان گذشته ، تمامی تلاش های سازمان بر ادامه ی حضور درعراق بود وحتی زمانی که ازاشرف به لیبرتی نقل مکان کرد، تصور سردرآوردن خود ازآلبانی را نمیکرد ونمیدانست که فشار خانواده ها وسایر عوامل ، چنین سرنوشت ناخواسته ای را برای او رقم خواهد زد.

شعار محوری سازمان ” انقلاب نوین ایران توسط ارتش آزادیبخش ” بود و آنهم درداخل ظرفی بنام عراق تعریف شده بود.

درهمان دوران بود که مسعود رجوی شعار داد : ” اگر کوه ها بجنبند، اشرف نمی جنبد ” که  چگونگی این پیش بینی داهیانه ؟؟!! را درعمل شاهد بودیم.

حضور خانواده ها در درب اشرف وسپس لیبرتی ، غیر عملی بودن این شعار را بزودی نشان داد وسران فرقه که درلاک دفاعی رفته بودند ، صرفا به خریدن زمان پرداختند تا شاید دری به تخته بخورد وفرجی حاصل گردد!!

رجوی با پذیرفتن خلع سلاح توسط نیروهای آمریکائی، عملا ارتش آزادی بخش خود را ازدست داده بود وطرح مکرر نام آن چیزی جز تعارف وانهم درراستای مصرف درون تشکیلاتی نداشت!
اما رجوی بیدی نبود که ازاین بادها بلرزد وبا کمال وقاحت مطرح کرد که آمریکائی ها سرفرصت لازم سلاح هایی بغایت پیشرفته بما تحویل خواهد داد!

واقعه ی انتقال به لیبرتی نشان داد که خبری ازاین سلاح ها وحمایت ها نیست و رهبران این باند برای جلوگیری ازطرح سئوال مربوطه، موضوع بحث را عوض کرده و بجای آن، مدام  مقامات عراقی را متهم می کردند که در انتقال اعضای سازمان به خارج ، کارشکنی میکند تا بدینوسیله افرا د را دلخوش سازد که به اروپا خواهند رفت ومیتوانند جدا شوند ویا زندگی بهتری را درآنجا ودردرون تشکیلات اروپایی شده تجربه خواهند کرد!!

انتقال به آلبانی ، مانند انتقال به لیبرتی هم حالت ترانزیتی داشت وقرار بود که این اعضای تیره بخت مدتی دراردوگاه تیرانا بمانند وپس از معالجه ی روحی ، آموزش زبان و کسب تخصص های لازم لازمه ی  زندگی در اروپا و … ، پناهندگی سیاسی کسب کنند.

اما سران فرقه ازهمان ابتدای انتقال زیر قول خود زده و به گروگان های خود چنین تلقین کردند که اردوگاه آلبانی محل زندگی دائمی آنها خواهد بود!!

برای تثبیت این سیاست ( اقامت دائمی در یک اردوگاه ) – که به معنی کنترل دائم اعضاء وجلوگیری ازآزادی نسبی آنهاست – مریم رجوی راسا چندین سفر محرمانه به آلبانی انجام داد ودرسرانجام کار که وضع را آشفته دید ، سفر خود به آلبانی را علنی  وپر جار وجنجال تر کرد وغافل ازتغییر دوران، تصور نمود که باشبیه سازی مراسمی که مسعود درعراق برگزار میکرد و شور وشوق موقتی برای ماندن ایجاد میکرد ، میتوان تشکیلات را سرپا نگه داشت وجلوی استعفاهای وسیع را گرفت !!

نظر من باتوجه به سوابق ذهنی زیادی که ازفرقه ی رجوی و روانشناسی آن دارم ، این تلاش ها ببار نخواهد نشست وازهمین روست که با قبول پرداخت حقوق جدا شده ها بشرط انجام ندادن کاری برعلیه فرقه ی رجوی موافقت شده تا بطور موقت از افشا گری آنها جلوگیری شود!

این اولین باجی است که سازمان به ناراضیان خود میدهد و مسلما که موضوع به همین سادگی فیصله نخواهد یافت وزندگی نشان خواهد داد که این مسکن تجویز شده توسط مریم رجوی، دوامی طولانی نخواهد داشت!

س- پس شما امسال را که چند روزی است آغاز شده، سال خوبی را برای رهبران فرقه پیش بینی نمی کنید؟

ج-  البته باید باین اصل مهم توجه داشت که حقیقت ازکنار هم قرار دادن واقعیت ها روشن می شود ومن اخبار زیادی در این مورد دراختیار ندارم که با تحلیل آنها، نظر قاطعی دراین مورد ارائه دهم .

اما شواهد موجود به اندازه ایست که درکنار تجربیات شخصی خودم از سازمان ، بمن اجازه دهد که بگویم که سال خوبی برای مریم رجوی وشرکا نخواهد بود وگسست فعلی درون تشکیلاتی ، ابعاد وسیع تری خواهد یافت.

س- درمورد سیاست های خارجی- دوستان ودشمنان باند رجوی- مختصر توضیحاتی ارائه دهید.

ج- دراین مورد کافی است که به برنامه های سیمای باصطلاح  آزادی توجه کنید و جشن وشادی ای که از سقوط قذافی وبهم ریختن اوضاع سوریه براه انداختند !

حالا این فرستنده به سخنگوی شبانه روزی گروه های تروریستی سوریه تبدیل شده و عملا خود را درکنار رسانه های آمریکا، اسرائیل، عربستان  و… قرار داده است. کشورها وجریاناتی که

مخالف سرسخت هرگونه عدالت اجتماعی ولزوما ” جامعه ی بی طبقه ی توحیدی ” میباشند!!

بنابراین با مشاهده ی این دوستان واربابان خارجی و وضع آنها، میتوان فهمید که فرقه ی رجوی ، سازمان مجاهدین سابق را درچه منجلابی فرو برده است!

مصاحبه با سیروس غضنفری عضو نجات یافته ی فرقه ی رجوی – قسمت دوم و پایانی

انجمن نجات مرکز آذربایجان شرقی پنجشنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۶
لینک به منبع

س- اگر حرف های دیگری هست که لازم میدانید مطرح شود، مطرح فرمایید.

ج- هنوز آثار خروج این فرقه ازعراق ، به تمامی عیان نشده و کمی بیشتر باید منتظر بود تا شاهد نتایج ملموس تری شد .

ادامه ی حیات سیاسی درآلبانی احتیاج به برنامه های روشن وواقع بینانه ای دارد که من به تجربه این راست اندیشی را در رهبران فرقه نمی بینم. آنها همواره ناکامی های خود را به حساب دیگران گذاشته و خود را تبرئه میکردند وما میدانیم که اتخاذ این رویه اگر بطور مقطعی هم موفقیتی داشته باشد، درتحلیل نهائی ، موریانه وار تشکیلات را ازدرون خورده و ازبین می برد!

رجوی شکست قیام ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ رابه گردن فدائیان و … انداخت .

شکست هایش درفرانسه را معلول هیئت اجرائیه ی ضعیف دانست .

رسوائی سنگین عملیات فروغ جاویدان را به حساب حمل عواطف خانوادگی و جنسی ازطرف رزمندگان خود گذاشت و ابدا قبول نکرد که درارزیابی اوضاع، چقدر ازمرحله پرت بوده است!
هم اکنون نیز خانواده ها متهم می شوند که از رژیم خط میگیرند وبه ملاقات خویشان خود می روند تا به آنها بگویند سررشته ی زندگی خود را بدست بگیرند!

ازنظررجوی ، انسان مستقل و بدست گیرنده ی سرنوشت خود توسط خود، انسانی خائن بوده و نمیتواند دردستگاه سلطه وتابعیت وی حضور داشته باشد وازاین روست که این زن وشوهر هرجرقه ی کوتاه ازطرف خانواده ها به اسرای خود را خیانت ودرحکم آغاز مرگ خود محسوب کرده وآنها را بدترین دشمن خود میداند وجدا شدگان حامی این خانواده ها را هم از این قاعده مستثنی نمیکند!

سیاست های باند رجوی ، باری به هر جهت است!

این باند دورافتاده ازمردم ایران ، تنها منتظر حوادث غیر مترقبه ایست که به کمک اش بشتابد وگرنه برنامه ای مدون – اعم از کوتاه وبلند مدت – ندارد.

چشم وگوش اش درحال پاییدن سخنان این یا ان سخنگوی قدرت های استعماری است وبنابراین مانند گذشته خریدن زمان تا وقوع این حوادث غیر مترقبه است !

بلی این تشکیلات که عمر طولانی ای هم ازمن برباد داده ، چشم امید  به قسی القلب ترین دشمنان بشریت دوخته و میخواهد که همواره درمد نظر آنها باشد!!

بنظرمی رسد که رجوی درزمان سقوط صدام ، میتوانست گزینه ی بهتری داشته باشد وآن انتقال اعضایش به اروپا بود که لااقل درسی میخواندند و مانند اعضای سایر احزاب ، بطور نیمه وقت دراختیار تشکیلات قرار گرفته و این انسان های تحصیلکرده ، کمک بیشتری میتوانستند به سازمان بکنند.

اما رجوی که می دانست که با توسل به کدام شیوه های محیلانه ، گوش به فرمانانی صم وبکم را بخدمت شخصی خود درآورده ، اعتمادی باین افراد نیمه رها شده نداشت وازطرف دیگر ، حمله ی خارجی به کشور را در دسترس میدید ونمی خواست مرزهای کشور را ترک کند تا چلبی وار به قدرت برسد!

اودرطول زندگی اش هرگز اصل مهم ” تحلیل مشخص از شرایط مشخص” را درک نکرد وپنداشت که ایران همان عراق است ، گذشت سال ها شرایط را تغییر نمیدهند و او همان چلبی است!!!

 با عطف نظربه اطلاعات پراکنده ی موجود ، بنظرمی رسد که این دوستان وهمکاران من درتشکیلات رجوی ،  براین امر واقف شده اند که لازم نیست که مانند عراق مطیع محض باشند ومسلما قدر آزادی جزئی بدست آمده درآلبانی را بتدریج درک خواهند کرد.

دیگر اینکه افراد سازمان پیر شده اند وباتوجه به ممنوعیت داشتن همسر وفرزند ، سازمان درسال های آتی دچار بحران کمبود نیرو خواهد شد و …

خلاصه اینکه ، سازمانی که از یک تماس تلفنی عضوش با خانواده ی مرتبط اینهمه بترسد ، نمیتواند خود را یک سازمان سیاسی – که عمده فعالیت اش زیستن درمیان مردم است – معرفی کند!

درست تر آنست که فرقه ی رجوی فقط وفقط منتظر معجزاتی است که  گویا سلطه گران بوجود خواهند آورد واو هم به نان ونوائی خواهد رسید!

اشکال این نظریه درآنست که نمیتوان یقین کرد که این معجزات فرضی باین زودی روی دهد!

س- چه پیامی برای کسانی که میخواهند از تشکیلات رجوی رها شوند، دارید؟

ج- مشکل اساسی دراین است که این افراد کاملا ایزوله شده، تحلیل نسبی هم ازفردای پس ازجدا شدن ندارند وبنابراین ترس مبهمی وجود آنها را فرا گرفته است .

ترس ، نتیجه ی جمود وحرکت نکردن است و اگر آنها حرکت کنند، ترس شان تدریجا ازبین می رود.

البته شرایط آلبانی بمراتب مناسبتر ازعراق برای این افراد هست.

با این وجود این انسان های منفرد شده وبی اطلاع ازاوضاع ، احتیاج به کمک هایی مخصوصا ازطرف خانواده ها دارند که با فعال شدن مجدد ” بنیاد خانواده ی سحر ” ، میتوان امیدوار بود که این کمک های عاطفی به همراه آوردن فشار به دولت آلبانی وسازمان های جهانی ذیربط جهت اعمال فشارهای قانونی به مریم ودست نشاندگانش ، به ثمر برسد.

کار این هم بندان ودوستان سابق من چندان آسان نیست ولی سرانجام آنها دراکثریت خود موفق خواهند شد که سررشته ی زندگی خود را راسا دردست بگیرند.

من برای فرا رسیدن این مرحله روز شماری کرده وآرزوی توفیق برای این دوستان هنوز دربندم دارم.

س- باسپاس بخاطر وقتی که دراختیار ما گذاشتید.

ج- من نیز بنوبه ی خود این زحمات شما را پرفایده دانسته و ازاین بابت کمال تشکر را از شما دارم.

مصاحبه کننده :فرید

*** 

ISIS ISIL Mojahedin Khalq Rajavi cult FlaqsThe Iranian MEK in Albania: Implications and Possible Future Sectarian Divisions (aka Mojahedin Khalq, Rajavi cult) 

مجاهدین خلق زباله شیمیایی و مواد مخدر در آلبانیAlbania: Toxic Waste, Cannabis and the Iranian Mojahedin Khalq (Rajavi cult) are part of the same equation under the devilish Justice Reform

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=28074

منوچهر هزار خوانی، چه سئوالاتی از ساکنان کمپ تیرانا کرد؟!

سیروس غضنفریسیروس غضنفری، تبریز، دوازدهم ژانویه ۲۰۱۷:… ضمن اینکه می پذیرم که سربه نیست کردن اعضای ناراضی درآلبانی بسادگی سربه نیست کردن آنها در عراق نیست ، از دکتر هزار خوانی سئوال میکنم که آیا تحقیق کرد تابداند کلاس های تنویر افکار!! ومغزشوئی الی الابد رجوی ها تعطیل شده که درگزارش سفرش نیآمده است ؟! آیا او ازاقدامات دولت آلبانی که عهد کرده بود که این اسرا را … 

بسیروس غضنفری: ا فشار خانواده ها، اسرای فسیل شده منتقل شدند و شیری در کار نبود!

ایرج شکری کریم قصیم منوچهر هزارخانیچرا با دکتر هزارخانی گفتگو نکردم. بحث تلخ دیگر، در مورد بیاینه تفصیلی شورا

(با تشکر از آقای غضنفری دریافت شد – ایران اینترلینک)
https://iran-interlink.org 

منوچهر هزار خوانی، چه سئوالاتی از ساکنان کمپ تیرانا کرد؟!

۲۳/۱۰/۱۳۹۵

دکتر منوچهر هزار خوانی که در دوران رژیم شاه بعلت دوستی با نام آوران کانون نویسندگان ایران، اسم ورسمی بهم زده بود ، بعد ازانقلاب ودرجریان نبرد ” که برکه “، پیچیدگی های زمان را درک نکرد وسرانجام سرازچاهی درآورد که مسعود رجوی خودشیفته بر سر این روشنفکران سطحی کنده بود!

او دراوایل کار وزمانی که ما هنوز در کمپ اشرف بودیم، احترامی داشت و  باند رجوی تلاش می کرد که موقع ورود او به اشرف ، وضع را طوری ترتیب دهد که این مدعی آزادیخواهی ، از کلاس های شستشوی مغزی آگاهی نداشته باشد وروابط درون تشکیلاتی فرقه ی رجوی را دموکراتیک ببیند و داستان های حماسی اززندگی ما اسرای رجوی بسازد!

به تک تک ما سفارش عدم تماس و طرح مسائل با او میدادند واورا بعنوان یک فردی غیر مجاهد بما معرفی کرده ومیگفتند که سری را باو درمیان ننهاده وحتی ازوضع معیشتی مان درکمپ اشرف ، صحبتی نکنیم!

بطور کلی در زمان بازدید او ازاشرف، اوضاع را طوری ترتیب می دادند که او با ماهیت واقعی کمپ اشرف آشنا نشود!

قبل از ورود هزارخوانی به اشرف ، به همه ی ما توصیه می شد که برخورد رسمی و تشریفاتی با او داشته وتنها حرف هایی بزنیم که سازمان از ما میخواست وازبرخورد صمیمانه وخودمانی با او پرهیز کنیم!

درغیاب او، مسعود ومریم همواره بما القا میکردند که دکتر هزارخوانی را دوست صمیمی به حساب نیآوریم و همواره این مطلب را مدنظر داشته باشیم که نمیتوان اعتماد کاملی باو نمود !

اما  ظاهرا حالا ورق برگشته وهزارخوانی به آلبانی هم برده شده تا ضمن تهیه ی سفرنامه ای ازاین مسافرت ، به خواننده القا کند که اگر درمورد فرستادن کمک مالی به اشرف مشکلی داشتید و واهمه وشک وتردیدی ، درمورد کمپ تیرانا این سوء ظن ها را کنار گذاشته و کمک های مالی تان را به این جهان آزاد ؟! سرازیر کنید وبدانید  که صرف توسعه ی دموکراسی و نزدکی ایام سرنگونی رژیم گردد!

آقای هزارخوانی که معتقد است که آلبانی جهان آزادی است ، آیا تحقیق وبررسی کرده است که ساکنان کمپ تیرانا که گروگان های رجوی باشند، چه میزان ازمزایای این جهان آزاد برخوردارند؟

من ضمن اینکه می پذیرم که سربه نیست کردن اعضای ناراضی درآلبانی بسادگی سربه نیست کردن آنها در عراق نیست ، از دکتر هزار خوانی سئوال میکنم که آیا تحقیق کرد تابداند کلاس های تنویر افکار!! ومغزشوئی الی الابد رجوی ها تعطیل شده که درگزارش سفرش نیآمده است ؟!

آیا او ازاقدامات دولت آلبانی که عهد کرده بود که این اسرا را بعد از روان درمانی و آموزش زبان وایجاد مهارت به جامعه ی آلبانی ویا سایر کشورهای جهان منتقل کرده تا راسا امکان زندگی آزادانه و تعیین مقدرات خود بدست خودشان را بدست آورند؟!

اگر پرسیده، چرا این موضوع باین مهمی را درسفرنامه ی خود که رسانه های رجوی منتشرش کرده ، نیآورده است؟!

اگر هم نپرسیده ، عذر بدتر ازگناه کرده و درادعای خود دایر به حمایت ازاسرای رجوی دروغگویی نشان داده وتزویر کرده است!

بنظر می رسد که بردن صوری او به کمپ آلبانی وگرفتن شهادت دروغ اززبان او ، صرفا برای موجه نشان دادن کارزاری است که باند رجوی براه انداخته وهدف ازاین کارزار نشان دادن این مسئله است که مخارج عظیم سازمان رجوی ازمحل کمک های مردمی تامین میشود ودست مرئی حکومت استبدادی ووابسته ی عربستان ودستان نامرئی دیگران نیستند که این هزینه ها را متقبل میشود!

درهر صورت ، آقای هزار خوانی دلال یک معامله ی شرم آوری است ومن بسیار متاسفم به حال او که میتوانست سرنوشت شرافتمندانه ای داشته باشد که نخواست واراده ی لازم را نداشت که چنین شود وبا سنی که دارد ، بزودی به گمنامان خواهد پیوست وچه بسا که تاریخ عنوانی مانند ” عمله ی شیطان ” باو بدهد!

سیروس غضنفری

عضو نجات یافته ی دستگاه رجوی

تبریز- ایران

داعش رجوی تروریست 2حیات خفیف و خائنانه (هشدار به آقای منوچهر هزارخانی)

نقدی بر مصاحبه منوچهر هزارخانی (در دفاع از رهبری مجاهدین)

anne-khodabandeh-singleton-albanian-gazeta-impkt-2017Qytetarët shqiptarë të frikësuar nga grupi Muxhahedin Halk i radikalizuar meritojnë më shumë

Anne Singleton: Key to de-radicalization of MEK hostages in Albania are their families

IMPAKT 55 – Muxhahedinet iraniane ne Shqiperi. Interviste eksluzive me Anne Singleton

https://youtu.be/8v-Q7UWfN3M

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=27923

فرار فاطمه علیزاده ، ماهیت نامه های کذائی اسرا را لو داد! 

 fatemeh_alizadeh_mojahedin_khalq_rajavi_cultانجمن نجات، مرکز آذربایجان شرقی، سی و یکم دسامبر ۲۰۱۶:… میشود به مردم دروغ گفت ومدتی آنها را سرگرم نگهداشت وحتی منحرفشان کرد! اما این رویه ی نامرضیه، به هیچکس وفا نکرده و زمانی اتفاق افتاده که این دروغ وشانتاژها ، پیش از آنکه آثار مورد نظر خود را بروز دهد، افشا شده و پدر منتشر کننده ی این نوع اخبار را در آورده است! باند رجوی ، این بار نتوانست ازاین نوع نامه ها … 

فاطمه علیزاده مجاهدین خلق فرقه رجوی آلبانی مطلبی جعلی از قول فاطمه علیزاده در سایتهای جعلی تر، فرار به جلوی رجوی و همپالگی هایش در مقابل خانواده های گروگانها در آلبانی
(فرار سه تن از اعضای رهبری مجاهدین خلق در آلبانی)

لینک به منبع

فرار فاطمه علیزاده ، ماهیت نامه های کذائی اسرا را لو داد!

انجمن نجات مرکز آذربایجان شرقی شنبه ۱۱ دی ۱۳۹۵
 
میشود به مردم دروغ گفت ومدتی آنها را سرگرم نگهداشت وحتی منحرفشان کرد!

اما این رویه ی نامرضیه، به هیچکس وفا نکرده و زمانی اتفاق افتاده که این دروغ وشانتاژها ، پیش از آنکه آثار مورد نظر خود را بروز دهد، افشا شده و پدر منتشر کننده ی این نوع اخبار را در آورده است!
باند رجوی ، این بار نتوانست ازاین نوع نامه ها بهره برداری کند وبجای آن، این نیرنگ بازی ها ، مانند آواری برسر خودش خراب شد!

جریان ازاین قرار است که درهمین چند روز گذشته، نوشته ای با امضای خانم فاطمه علیزاده ( عضو شورای مرکزی گروه رجویه) ودرتوهین تمام قد به خانواده های اسرای رجوی در سایت های مربوط به این گروه دغلکار منتشر شد و گروهی از خانواده های اسرای رجوی درآلبانی، به موضع گیری پرداخته و دربیانیه ی منتشره ی سه روز پیش خود، ضمن محکوم کردن این نوع برخورد به خانواده ها ، نوشتند که ” فحاشی های باند رجوی عزم ما را جزم تر میکند” !

دراین بیانیه خانواده های آذربایجانی ، بصورت معنی داری قید شده بود که خانواده ها با این نوع ادبیات خاص باند رجوی آشنائی کامل دارند و حدس میزنند که بدون اطلاع اشخاصی که امضاهایشان پای نوشته های مبتذل گذاشته میشود ، شخص ویا اشخاصی از دست بقلم های رجوی مبادرت به تنظیم ونشر این نوع نامه ها برای ناامید کردن خانواده ها مینمایند!

من برای جلوگیری ازاطاله ی کلام، نظر خواننده ی محترم را به خواندن بیانیه ی خانواده های آذربایجانی ازلینک زیر توصیه میکنم:

http://www.nejatngo.org/fa/post.aspx?id=24268

واما بعد!

اخباری ازجدایی سه تن ازاعضای شورای مرکزی باند رجوی درآلبانی منتشر شده و خوشبختانه نام خانم فاطمه علیزاده هم دربین این سه نفر میباشد!

معنی این خبر آنست که طبق پیش بینی گروهی ازخانواده های آذربایجانی ، این نامه هم درهیئت های تحریریه ی رسانه های رجویه تهیه ومنتشر گردیده است!

حال بر خواننده ی محترم ومخصوصا افراد خانواده هاست که با ملاحظه ی این نوع نامه ها در رسانه های رجوی ، هوشیارتر عمل کرده ودرمورد اصالت آنها شک و تردید کنند!

هدف انتشار این نامه های کذائی ، ایجاد جنگ روانی با خانواده ها ومایوس وناامید کردن آنها از انجام تلاش های مستمر بمنظور آزاد کردن عزیزان خود از بند رجوی میباشد وممکن است استفاده های داخلی هم داشته باشد!

سعید

*** 

احسان بیدی سیاوش رستارنجات یافتگان در آلبانی اقدامات تروریستی مجاهدین در تیرانا را محکوم می کنند

ترورستهای داعش مجاهدین خلق فرقه رجوی عراقMEK’s Fake Intelligence On Aleppo Only Hinders Fact-finding Bodies Finding The Truth

Anne Khodabandeh (Singleton) Albania Qytetarët shqiptarë të frikësuar nga grupi Muxhahedin Halk i radikalizuar meritojnë më shumë informacionHouse debate contaminated by Maryam Rajavi lobbyist Lord Alton (Open letter to Baroness Afshar)

تعلیم دیدگان صدام مجاهدین خلق رجوی از عراق تا آلبانیAlbanian citizens fearful of radicalised Mojahedin Khalq neighbours deserve more information

Anne Khodabandeh (Singleton) Albania Qytetarët shqiptarë të frikësuar nga grupi Muxhahedin Halk i radikalizuar meritojnë më shumë informacionMassoud Khodabandeh, Huffington Post: Can Albania Meet its Obligations and De-radicalize an Influx of Terrorists into Europe? 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=27903

ین لقب شایسته ی شماست وبه دیگران پیکش نکنید (+ فحاشی های باند رجوی، خللی در عزم ما ایجاد نمیکند)ا 

 مریم رجوی و خودسوزی های سال 2003انجمن نجات، مرکز آذربایجان شرقی، بیست و هشتم دسامبر ۲۰۱۶:…  مریم ومسعود چه کاری بیشتر ازاین میتوانستند بکنند که به ناپاک وخائن تبدیل شوند؟! ویا  معنی لغات واژه ها بطور ۱۸۰ درجه ای عوض شده وما ازآن اطلاع نداریم ؟! ما بارها اعلام کرده و دوباره میکنیم که ما فردی با مشخصات مجاهد بودن درتشکیلات رجوی را برسمیت نمی شناسیم ومیدانیم که این عزیزان ما که … 

2016-06-30-1467308500-6000440-download.jpgمریم رجوی – ملکه تبلیغات مجاهدین خلق – خدمات خود برای دشمنان ایران را آگهی میکند

مزدور رجوی تعداد دیگری را به کشتن دادهیچ کس از آنها یاد نکرد! ( در عوض، مراسم بزرگداشت برادر کندی و شهید نیسمان)

این لقب شایسته ی شماست وبه دیگران پیکش نکنید!

انجمن نجات مرکز آذربایجان شرقی چهارشنبه ۸ دی ۱۳۹۵
 لینک به منبع
 
البته درزبان ترکی آذربایجانی ما ، واژه ی ” فرقه ” بجای ” حزب” مورد استعمال است و این واژه حساسیت منفی ای دربین آنها ایجاد نمیکند.

درزبان فارسی اما، ” فرقه ” را مترادف ” سکت = جدا ازمردم – جدا ازمردم) آورده اند و در تاریخ معاصر به سازمان مجاهدین خلق سابق که به دلایل مختلف بدست مسعود رجوی جاه طلب به گروهی انحصار طلب ماکیاولیست وضدملی تبدیل شد ودرتابعیت از معنی ای که از ” سکت وسکتاریزم” شده بود ، نام فرقه ی رجوی برآن نهاده شد که از قضا این نام گذاری موثر افتاد و سخت حساسیت این باند مافیایی را برانگیخت و طوری شد که این جریان که جز گوش دادن به  سخنان قصار و مالیخولیایی معبود خود- مسعودرجوی- کاری ندارد، برآن شد که این صفت را به دیگران نسبت داده و از بار تبلیغاتی آن برعلیه خود بکاهد وهمان جریان ” آی دزد، آی دزد ” را دراذهان تداعی کند!

نوشته ی هادی مظفری ” فرقه گرایی و فاشیسم دو روی یک سکه ” تلاش ناموفقی دراین مورد است که طی آن میخوانیم :

” به عراق نظری بیندازید که از نکبتِ فرقه های برآمده از ظلم و جور و ستمِ فرقه گرایی حاکمان بر سرزمین ما روزی نیست که یکی به جرم سنی بودن و آن دیگری به گناه شیعی و ایزدی و …. به خاک و خون در نغلتند و به سوریه که حلبِ خونچکشانش از دستِ این فرقۀ جَلَب به چه مصیبت عظمایی دچار گشته و عجبا فرقه ای که دم از اسلام و مسلمانی می زند، وقتی که با تمامی هارت و پورتها و عربده کشی هایش می بیند که زورش نمی رسد، روسِ نامسلمان را نیز بر سر سفرۀ خونینی که گسترده، مهمان می کند، خاک و خزر در اختیارش قرار می دهد تا دمار از روزگارِ زن و مرد و پیر و جوان و کودک و شیرخواره درآرَد و ککش هم سر سوزنی نمی گزد “!

البته روشن است که این بچه مرشد رجوی، همگان را با عقل فرقوی خود مینگرد وفراموش میکند که همه ی مردم جهان میدانند که دردوران قبل از اشغال عراق بدست نیروهای ائتلاف به سرکردگی آمریکا ، خبری ازاین فرقه گرایی درعراق نبود و بنابراین چرا باید ایران جورحکومت آمریکا را که علت العلل  به رو آمدن تمامی این فرقه گرایی ها ست، بکشد؟!

اما صحبت دراینجاست که اگر قرار باشد جمهوری اسلامی فرقه باشد وباند رجوی هم، دررابطه با اینهمه انتخاباتی که جمهوری اسلامی برگزار میکند وباند رجوی گریزان ازآن چه میتوان گفت؟!
ممکن است که رجویه هزاران ایراد بر نحوه ی اجرای این انتخابات بگیرد که ماهم با پاره ای ازاین ایرادات موافق باشیم ودرکنار موافقت با تعدادی ازاین معایب گرفته شده ، ازباند رجوی سئوال بخواهیم که شما هم ازاین نوع انتخابات برگزار کنید تا ازاتهام سکتاریزم برکنار باشید وچرا برگزار نمیکنید؟!

درادامه:

“…چگونه دلهای نازک نارنجی شان اینقدر به حال حضرت «زینب» به درد آمده که لشکری از مسلمان و نامسلمان به تحریک و تطمیع بسیج کرده اند تا آن کنند با مردمی بی پناه و بیگناه که شمر و یزید و معاویه و ابوسفیان نیز نکردند “.

صرفنظر از شکل حضور نظامی ایران درسوریه که به دعوت رسمی دولت قانونی آن وبرای کمک به بیرون راندن تروریست های بغایت بی رحم انجام گرفته وبدون لحاظ شعارهای متداول درجنگ ها و… ، آنچه مسلم است، تمام طرف های درگیر درقضیه بنفع منافع ملی یا گروهی خود درسوریه حضور دارند و سوریه از ایران دعوت نکرده که صرفا از حرم دفاع نماید که اتفاقا در پایتخت این کشور هم قرار دارد!
اینکه نیروهای ایران چه نفعی درکشتن مردم بی دفاع میتوانند داشته باشند، هیچ دلیلی ارائه نشده و چیزی به ذهن متبادر نمی شود!

البته میدان جنگ قوانین خاص خود را دارد که مثلا درمواردی تر و خشک باهم میسوزند و بنابراین ممکن است که تیری رها شده ازطرف نیروهای ایران، به تروریست هایی که مردم را سپر انسانی خود تبدیل کرده اند،  به مردم بخورد وآنها را بکشد!

دراین میان باید دنبال پدید آورندگان جنگ که همان عموسام و کشورها و گروه های مرتجع وابسته اش باشد ، بود وگناه این نوع قتل ها را به گردن آنان انداخت.

چرا که بدون حضور نیرومند نظام سلطه گر جهانی درسوریه ، احتیاجی به حضور نیروهای ایران نیست که  درمواردی شلیک هایشان مردم بیگناهی را هم به کشتن بدهد!

وجه دیگر نیت باند رجوی ازنوشتن این گونه نوشته ها، زخم عمیقی است که با آزاد شدن حلب که تجزیه ی سوریه را دور ازدسترس قرار داده ، بر پیکر نیمه جان این جریان سکتاریستی وضد ملی وارد شده است.

فرید

فحاشی های باند رجوی، خللی در عزم بزرگ ما ایجاد نمیکند!

انجمن نجات مرکز آذربایجان شرقی سه شنبه ۷ دی ۱۳۹۵
 لینک به منبع
 
از متن نوشته ی  منسوب به خانم فاطمه علیزاده که در مطبوعات رجویه منعکس شده ، چنین برمیآید که او یک اسیر این باند ضد ملی بوده و برادرش نامه ای خطاب باو منتشر کرده وانجمن نجات هم به حکم وظیفه ی ذاتی اش، اقدام به نشر نامه ی این برادر کرده است.

عنوان نوشته ی مورد بحث ” باز هم گدایی وزارت بدنام ” که در قسمتی درآن آمده است :

” مجددا مطلبی تحت عنوان نابرادری من در سایت انجمن نجاست رژیم خواندم… چرا به یک وطن فروش بی عرضه اینهمه آویزان شده اید و چرا یک مرتبه رگ دلسوزی و مرحمت ولطف شما برای من، قولنج کرده و از اینکه بقول شما در آلبانی سرگردان شده ام، دل نازکتان اینطوری سوخته و جزغاله شده است “؟!

واژه ی نابرادری ، واژه ی مانوسی برای ما خانواده های گرفتاراست ودرمورد صد نفر ازماها بکار رفته وبنظر می رسد که این نوع نامه هاتوسط یک فرد و به نیابت ازهمه نوشته میشود وچه بسا که کسی که امضایش پای این نامه ها گذاشته می شود، اطلاعی از نامه ی اعضای خانواده ی شان نداشته و جوابی هم ازطرف آنها درکار نبوده است!

دراین میان مهم نحوه ی برخورد رجوی ها با خانواده ها ومیزان کینه ای که ازآنها دارند، قابل تامل تربوده ومشاهده میشود که رهبران این باند و نویسنده یا نویسندگان این نوع جوابیه ؟؟!! ها از لمپنی ترین ادبیات ممکن درحق خانواده ها استفاده میکنند !!

درادامه :

” هان چرا ؟ و راستی چرا برای جوانان ایران که دسته دسته آنها را دار میزنید هیچ دلی نمیسوزانید؟ چرا برای کودکان بیگناه ایران که گل وجودشان به یمن حکومت کثیف شما نشکفته در خیابانها و کوچه ها پرپر میشود و حتی بدنیا نیامده حراج میشوند، دلی نمیسوزانید …” ؟

اگر منظور برادر فاطمه خانم است، شاید ایشان عاطفه ای نسبت به قاتلین وقاچاقچیان اعدام شده ندارد و دلی برای آنها نمی سوزاند!

اصلا ممکن است این برادر مورد لعن ونفرین قرار گرفته ، اهل مسائل اجتماعی نباشد واین بدان معنی نیست که او حق نامه نوشتن به خواهرش را نداشته باشد!

ما انسان های زیادی سراغ داریم که توجهی به مشکلات دیگران نداشته و بجای آن عواطف شدید خانوادگی دارند که قابل توهین وناسزا هم نیستند!

یا اصلا این برادر تحلیل متفاوت تری نسبت به تحلیل های باند رجوی دارد و مسائل را آنطور نمیبیند که رجوی ها میبینند وآیا دراین صورت اوباید در شنیع ترین شکل لجن آلوده شود؟!

دوباره میخوانیم :

” … اما من فاطمه علیزاده همانطور که گفتم در ۲۸ سال پیش برای فدیه کردن جان، زندگی، مال، مقام و همه چیز پا در راه آزادی و آرمان پاک و توحیدی رجوی گذاشتم. نه برای جاه و مقام و خلبانی! افتخار من از ابتدا تا به آخر، مجاهد بودن و مجاهد مردن است، همان که شما را تمام قامت میترساند و میلرزاند و همین بالاترین افتخار من است… و بودن در رکاب رهبری پاکم مسعود و مریم… “.

کدام اقدام باند رجوی درراستای آزادی است که این خانم باید درراه آن از جانش بگذرد؟

درکجای جهان وبرابر کدام جهان بینی انسان محور ، کارهای مسعود ومریم را که برهم زدن اساس خانواده ها، تشکیل حرمسرا برای یک نفر، محروم کردن اعضا ازابتدائی ترین حقوق انسانی، خیانت به منافع ملی با شرکت درجنگ عراق علیه ایران ، جاسوسی برای امپریالیزم وصهیونیزم جهانی ، قسمتی از آنست، پاک وتوحیدی به حساب میآید؟!

مریم ومسعود چه کاری بیشتر ازاین میتوانستند بکنند که به ناپاک وخائن تبدیل شوند؟!

ویا  معنی لغات واژه ها بطور ۱۸۰ درجه ای عوض شده وما ازآن اطلاع نداریم ؟!

ما بارها اعلام کرده و دوباره میکنیم که ما فردی با مشخصات مجاهد بودن درتشکیلات رجوی را برسمیت نمی شناسیم ومیدانیم که این عزیزان ما که اختیار خواب وخوراک شان هم در دست مریم ومامورین خاص اوست ، خود آزاد نیستند وانسان غیر آزاد وکسی که سررشته ی زندگی اش ابدا در دست خودش نیست، نمیتواند برای خلق و آزادی آن مجاهدت نماید!!

گروهی از اعضای خانواده های اسرای رجوی درآلبانی

*** 

کیهان لندن – خداحافظ بغداد، سلام تیرانا

https://youtu.be/bQKaQTYVik4

***

همچنین:

نامه سرگشاده ۵۹ تن از رها شدگان و منتقدین سازمان مجاهدین خلق ایران به خانم هال لوت

فریاد آزادی، بیست و یکم ژانویه ۲۰۱۴: … خانم هال لوت , شکستن حصارهای فرقه ای و تشکیلاتی پایه و اساس و مقدمه رهایی و نجات و خروج اعضای گرفتار در عراق است , سازمان با این حصارها اجازه فکر کردن و تصمیم گرفتن را از آنان سلب کرده است ….سازمان مجاهدین خلق به دلیل کیش شخصیت

انتقال مجاهدین به رومانی و انفعال حامیان مجاهدین خلق (فرقه رجوی)

حامیان امریکایی ترویسم مجاهدین خلق فرقه رجویبهار ایرانی، مجاهدین دبلیو اس، نوزدهم ژانویه ۲۰۱۴: … واقعیت این است که اگر این حامیان به واقع درد حقوق بشر و نگران جان اعضای سازمان هستند حداقل تا اینجا می توانستند با تلاش های فردی و گروهی شمار زیادی از آنها را از عراق خارج و به کشورهای خود

پنجاه و سه امضا به آنتونیو گوترز: رهبران مجاهدین خانواده ها را از اسامی مجروحین کمپ لیبرتی مطلع کنند

پنجاه و سه امضا، وبلاگ کرمی، پاریس، هفدهم ژانویه ۲۰۱۴: … همچنین ما از درخواست خانواده های ساکنان کمپ لیبرتی مبنی بر سرعت بخشیدن به پروسۀ انتقال ساکنان این کمپ از جهنم عراق، که هر روز شاهد کشتار مردم بیگناه خود این کشور با اعمال تروریستی و درگیریهای فرقه ای داخلی است، به کشورهای ثالث بویژه

کشتن مسعود دلیلی آن روی سکه «رأفت رهبری»

نامه وارده، م. کرمی، وبلاگ باند رجوی، سیزدهم ژانویه ۲۰۱۴:…  ما یعنی کسانی که در تشکیلات با هم رابطه «محفلی» داشتیم از این موضوع خبردار شده بودیم و حتی فرار او را در شهریور ۹۰ هم می دانستیم و با هم در این باره صحبت می کردیم. افرادی مثل علی ک و محمود ش و غیره. اما آنچه که بعد در مورد

از یادادشت های سیروس غضنفری عضو سابق ارتش رهائی بخش – قسمت های ۳۶ و ۳۷

انجمن نجات، مرکز آذربایجان شرقی، هفدهم اکتبر ۲۰۱۵:…  نشست مهمی تحت عنوان ” شرم ” هشت ماه پس از آزادی مریم در اشرف ترتیب داده شد . این نشست هشت روز مانده به عید نوروز سال ۸۳ برگزار شد . موضوع نشست این بود ، چرا نفرات در موقع دستگیری مریم شرم نکردند؟!! نشست شرم یکی از افتضاحات تاریخی سازمان بود که در

شستشوی مغزی یا کنترل ذهن

فرزاد ظروفچی، باشگاه علوم اجتماعی، به نقل از ویکیپدیا: شانزدهم اکتبر ۲۰۱۵:… درمان قربانیان زورگویی از تنوع چشمگیری برخوردار است، و به پیشینه خاص آنها، شرایطی که درگیر آن بوده‌اند، و فضای درخواست کمک بستگی دارد. با اینکه هیچ مطالعه سازمان یافته‌ای در این زمینه انجام نشده است، و

رجوی از”هلهله در شهادت سردار همدانی” تا “حمایت از سلمان رشدی”

مجاهدین خلق فرقه رجوی العربیه تروریسممجاهدین دات کام، تهران، شانزدهم اکتبر ۲۰۱۵:…  انتشار خبر شهادت این امیر سرافراز با ابراز شادمانی برخی رسانه های منطقه ای وابسته به جریان تکفیری مثل العربیه نیز همراه بود. گروهک تروریستی منافقین نیز از لحظه انتشار خبر شهادت سردار همدانی در سوریه هلهله کنان اخبا