مهدی ابریشمچی را بیشتر بشناسیم! – قسمت دوم

مهدی ابریشمچی را بیشتر بشناسیم! – قسمت دوم

انجمن نجات، مرکز مازندران، بیست و هشتم می  2015:…  مهدی ابریشمچی سال ۱۳۶۴ به عنوان رابط اصلی تحویل اطلاعات جمع آوری شده توسط سازمان مجاهدین خلق به مسئوولان حزب بعث عراق شناخته می شود. این اطلاعات ابتدا توسط تیم های شنود در مرز ایران و عراق ضبط و جمع آوری می شد و سپس توسط بخش دیگری به نام ” سیستم تخلیه اطلاعات تلفنی” که در آلمان و فرانسه فعالیت داشت تکمیل می گردید …

مزدور مهدی ابریشمچی  وطن فروشی که در زندانهای صدام و رجوی شکنجه گر بودرمز گشایی از نماد «مهدی ابریشمچی»

لینک به منبع

لینک به قسمت اول

مهدی ابریشمچی را بیشتر بشناسیم! – قسمت دوم

در زمانی که مریم رجوی در فرانسه توسط پلیس این کشور دستگیر و به زندان انداخته شده بود مهدی ابریشمچی یکی از بالاترین مسئولین سازمان در خارج از کشور و اروپا بود. او مشخصاً تمامی خودسوزیها را در کشورهای مختلف سازماندهی می کرد و جزء اصلی ترین کسانی بود که در این رابطه نظر آخر را می داد!

در یک کلام مهدی ابریشمچی یکی از خراب ترین و منحرفترین کسانی بود که در سازمان دیده شده و قطعاً در ایده استخر و رقص رهایی هم که مسعود رجوی در سازمان به راه انداخته بود و هر غلطی که خواستند با دختران و زنان سازمان انجام دادند نقش داشته است .

ابریشمچی رجوی عرفات

همانطور که اشاره کردم مهدی ابریشمچی از قدیمی ترین و ارشدترین مسئولین سازمان بود که در تمامی جنایات و خیانتهای این سازمان نقش برجسته ای داشت. در طول سالیان متمادی در سازمان در پروسه های مختلف حتی قدیمی ترین مسئولین سازمان اعم از زن یا مرد بنا به دلایلی از موضع مسئولیت خود پایین کشیده می شدند و به قول کسانی که در سازمان بودند می گفتند فلانی آرپی جی خورده! یعنی موضع مسئولیتش گرفته شده و اکنون در موضع خیلی پایین تری از آنچه سطح تشکیلاتیش است کار می کند. این اقدام فرقه رجوی از این بابت بود که فرد مربوطه متنبه شود و از خودش انتقاد کند و بعد از مدتی که حسابی جلوی دیگر اعضای فرقه خجالت زده شد کم کم موضع مسئولیت قبلیش به او داده می شد!

مثلا در زنان حتی شهرزاد صدر حاج سید جوادی که رئیس دفتر مریم بود در پروسه ای تحت برخورد بود یا حتی محمود عطایی که ارشدترین فرمانده نظامی سازمان محسوب می شد و در عملیات فروغ جاویدان نفر اول بود هم از این قانون مستثنی نبود! اما مهدی ابریشمچی هرگز در سازمان مشمول این قانون نشد. او در هیچ مقطعی بقول بچه ها آرپی جی نخورد و همیشه در راس قسمتی بود که در آنجا کار می کرد!

مهدی ابریشمچی اگر چه در قسمت روابط سازمان مسئولیت داشت ولی همیشه در جریان جزیی ترین مسائل اطلاعاتی و امنیتی سازمان بود و جزء نفرات تصمیم گیرنده به حساب می امد! او به معنی واقعی کلمه یکی از فلانژترین افراد سازمان بود! در یکی از نشستها که در قرارگاه باقرزاده برگزار شده بود و تمامی افراد سازمان حضور داشتند نشست دیگ جمعی برای شخصی بنام حسین مشعوف برگزار شد! حسین مشعوف از کادرهای قدیمی سازمان بود و حتی یکی از برادرانش که از اعضاء سازمان بود در جریان یکی از ماموریتها کشته شده بود. خود حسین مشعوف هم از زمانیکه سازمان در کردستان بود جزء پیشمرگه های سازمان محسوب می شد اما بدلیل فشارهای زیادی که در سازمان بود قصد جداشدن را داشت که چون با مخالفت سازمان مواجه شد تصمیم گرفت که طی برنامه ریزی قبلی به یکی از تلفنهایی که مربوط به یکی از مسئولین سازمان بود و صفر آن تلفن آزاد بود با خانواده اش در یکی از شهرهای آلمان تماس بگیرد و موضوع را به آنها ظرف چند دقیقه در میان بگذارد!

ابریشمچی مسعود رجوی قرارگاه صدام حسین

از آنجایی که تمامی تلفنهای سازمان توسط اداره ارتباطات صدام کنترل می شد موضوع به بخش امنیتی سازمان از طرف وزارت ارتباطات دولت صدام گزارش شد و حسین را دستگیر کردند! او مدت زیادی تحت شکنجه های روحی و روانی قرار گرفت بطوریکه حالت طبیعی خود را از دست داده بود. این ماجرا به اینجا ختم نشد و سازمان تصمیم گرفت که در نشستی جمعی برای عبرت همه او را سوژه و بازجویی کند و بازجوی حسین مشعوف کسی نبود جز مهدی ابریشمچی! عمق لمپنیزم و اوج کثافاتی که یک شخص می تواند در درون ذهن و ضمیر خود داشته باشد را در آن نشست می توان در مهدی ابریشمچی دید!! آنچنان حسین مشعوف را در تنگنا قرار داده بود و آنچنان بر سر او فریاد می زد و آب دهان روی او می ریخت و هر آنچه که می توانست از فحش و ناسزا به او می گفت که پنداری جد اندر جدش بازجو بوده است!! و بدون اینکه اجازه دهد که حسین کلمه ای از خود دفاع کند آنقدر جمع حاضر که کل سازمان بودند را علیه او شوراند که حسین بواقع مرگ را جلوی چشمانش دیده بود و بعد از او پرسید حالا با تمام این خیانتهایی که کردی حداقل مجازات تو چیست؟ که حسین بدون لحظه ای تامل گفت زودتر اعدامم کنید تا راحت شوم!!

مهدی ابریشمچی شگرد داشت در بازجویی او در چنین نشستهایی تعدادی از اوباش و نوچه های خود را که برای خودشیرینی در نشستها شلوغ می کردند را دور خود و سوژه نشست جمع می کرد و تا می توانست بر سوژه نشست فشار می آورد! چون می دانست که عموم بچه ها حال و حوصله داد و فریاد ندارند و او میزی که چیده را نمی تواند تا انتها داشته باشد.!

او در نشستهای باصطلاح ایدئولوژیکی که برگزار می کرد می گفت که همانطور که خداوند تمام عالم را به عشق محمد آفریده است اکنون و در زمانه ما تمام عالم متعلق به برادر مسعود و خواهر مریم است. او می گفت که در روز قیامت برای عبور از پل صراط بایستی نام اماممان را که مسعود است به زبان بیاوریم تا راحت عبور کنیم! او به معنی واقعی کلمه یک کاسه لیس تمام عیار بود. برای هرچه بیشتر خود شیرینی کردن ، هر آنچه که می توانست را سر هم می کرد و به خورد نیروها می داد!

اما واقعیت مهدی ابریشمچی چیست؟ مهدی ابریشمچی به معنی واقعی کلمه یک بی ناموس تمام عیار است که حاضر شد برای رسیدن به کرسی بالاتر در سازمان زن خود را به مسعود رجوی هدیه کند! در هیچ کجای دنیا و در هیچ دین و آیینی اینکار قابل توجیه و قابل پذیرش نیست! و بلافاصله بعد از این اتفاق به کسی ازدواج کرد که نزدیک به بیست سال از خودش کوچکتر بود. یعنی با مینا خیابانی خواهر موسی خیابانی!

مهدی ابریشمچی سال ۱۳۶۴ به عنوان رابط اصلی تحویل اطلاعات جمع آوری شده توسط سازمان مجاهدین خلق به مسئوولان حزب بعث عراق شناخته می شود. این اطلاعات ابتدا توسط تیم های شنود در مرز ایران و عراق ضبط و جمع آوری می شد و سپس توسط بخش دیگری به نام ” سیستم تخلیه اطلاعات تلفنی” که در آلمان و فرانسه فعالیت داشت تکمیل می گردید و در نهایت توسط ابریشمچی بطور حضوری در اختیار بالاترین مقامات حزب بعث قرار می گرفت. این اطلاعات عمدتاً شامل این اهداف می شد:

* تعیین مراکز نظامی و تجمع نیروهای ارتش ایران که مورد هدف جنگنده های عراقی قرار می گرفت

* تعیین زمان و مکان حملات جبهه ای ایران و استعداد نیروی انسانی موجود در مراکز نظامی

* تعیین مختصات مراکز مهم دولتی در شهرهای بزرگ ایران جهت بمباران نیروهای صدام

* تعیین خسارات وارده بر شهرها پس از حملات بمباران هوایی

ابریشمچی در تمامی نشست های سری رجوی که با رئیس وقت سازمان امنیت حزب بعث عراق (ژنرال طاهر جلیل حبوش) مبنی بر گرفتن امکانات ترور شخصیت ها در داخل ایران صورت می گرفت حضور داشته است.

مهدی ابریشمچی مزدور مریم قجر عضدانلو و مسعود رجوی

وی که پس از اشغال خاک عراق توسط آمریکا مخفیانه به فرانسه اعزام شد . نقشی که امروزه ابریشمچی بدان مشغول است برگزاری کنفرانس های خبری و ارایه اطلاعاتی است که دولت های غربی با پوش اپوزیسیون در اختیار این فرقه قرار می دهند که نمونه بارز آن جاسوسی علیه فعالیت های نیروگاههای هسته یی و همچنین همکاری با سرویس های جاسوسی آمریکا « سیا » و اسرائیل « موساد » برای ترور دانشمندان هسته ای کشور است . همچنین در جدیدترین اخبار سایت خبری معتبر ان بی سی نیوز از قول چند مقام آمریکایی از همکاری موساد (سرویس جاسوسی اسرائیل) و گروه تروریستی مجاهدین خلق در ترور دست‌اندکاران برنامه هسته‌ای ایران پرده برداشت. مقام‌های مذکور از حمایت مالی، اطلاعاتی و تسلیحاتی موساد از مجاهدین خلق جهت انجام این ترورها خبر داده‌اند.

مهدی ابریشمچی مزدور سابق صدام و امروز موساد

مهدی ابریشمچی در جدیدترین اقدامش هم به دستور مریم قجر عضدانلو همسر سابق ابریشمچی و همسر فعلی مسعود رجوی سرکرده فراری فرقه از مقر این سازمان در اورسوراواز فرانسه به آلبانی اعزام شد تا به همراه زهرا مریخی یکی دیگر از سران این فرقه برای اعضای منتقل شده نشستی گذاشته و پیام مریم رجوی و رهبر فعلی این فرقه را برای آنها بازگو کند .

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=18552

مهدی ابریشمچی را بیشتر بشناسیم!- قسمت اول

انجمن نجات، مرکز مازندران، بیستم می ۲۰۱۵:…  مهدی ابریشمچی از مسئولین قدیمی سازمان است که فعالیت خودش را در این سازمان از زمان شاه آغاز کرده بود. او اصالتاً اهل آذربایجان ولی بزرگ شده تهران است او متولد ۱۳۲۶ است یعنی یک سال از رجوی بزرگتر است. او همیشه از نفرات اصلی و دست راست رجوی محسوب می شد و در تمامی تصمیمات سازمان بصورت مستقیم حضور داشت! او شوهر اول مریم رجوی است …

مسعود رجوی، مهدی ابریشمچی، ژنرال حبوش و کشتار اکراد عراقی

لینک به منبع

مهدی ابریشمچی را بیشتر بشناسیم!- قسمت اول

چند روز گذشته در خبرها مطلبی خواندم تحت عنوان ؛ محاکمه مهدی ابریشمچی ( شریف ) از فرماندهان ارشد فرقه رجوی در دادگاه پاریس به اتهام فعالیت های تروریستی

اما مهدی ابریشمچی کیست و به چه جرمی پایش به دادگاه پاریس باز شد ؟؟

مزدور وطن فروش مهدی ابریشمچیدر کنار مسعود و مریم رجوی تعداد زیادی از مسئولان و فرمانده هان سازمان هستند که حقیقتاً جرمشان از رجوی ها کمتر نیست و در بعضی از موارد بیشتر هم هست! این جمله به این مفهوم نیست که بخواهیم از بار گناه مریم و مسعود رجوی ذره ای کم کنیم اتفاقا برعکس منظور این است که دست پرورده های رجوی می توانند در بعضی نقاط از خود آنها هم منافق تر و بد ذات تر شوند! یکی از این افراد مهدی ابریشمچی با نام مستعار شریف است.

مهدی ابریشمچی از مسئولین قدیمی سازمان است که فعالیت خودش را در این سازمان از زمان شاه آغاز کرده بود. او اصالتاً اهل آذربایجان ولی بزرگ شده تهران است او متولد ۱۳۲۶ است یعنی یک سال از رجوی بزرگتر است. او همیشه از نفرات اصلی و دست راست رجوی محسوب می شد و در تمامی تصمیمات سازمان بصورت مستقیم حضور داشت! او شوهر اول مریم رجوی است و از مریم یک دختر بنام اشرف دارد. مسئول تمامی روابط سازمان با دولت عراق مهدی ابریشمچی بود که در سازمان به آن مسئول روابط گفته می شد!

مزدور مهدی ابریشمچی با جنایتکار فراری مسعود رجوی

تمامی اطلاعات ایران در دوران جنگ با عراق توسط مهدی ابریشمچی و تیمی که با او کار می کردند در اختیار عراق و ارگان های امنیتی آن کشور گذارده می شد! مهدی ابریشمچی یکی از کسانی بود که همیشه بحث های باصطلاح ایدئولوژیک سازمان را تئوریزه می کرد و برای نیروهای سازمان به بحث می نشست او شخصیتاً آدمی بسیار لات و بد دهان و کسی بود که نخستین بار گفت که خانواده کانون فساد است و اگر روزی به قدرت برسیم تمامی بنیاد خانواده را از بین خواهیم برد!

جنایتکار جنگی مزدور مسعود رجوی

مهدی ابریشمچی یکی از شکنجه گران سازمان بود. بعد از سال ۱۳۷۲ و اینکه بحث های طلاق اجباری در سازمان عمومی شده بود و تناقضات در بین حتی مسئولین سازمان بالا گرفته بود سازمان یک طرحی را اجرایی کرد و آن این بود که هرکس که بر سر مسائل انقلاب درونی سازمان مشکل داشت و در یک کلام مریم را قبول نداشت باو انگ نفوذی زدند و او را در قرنطینه ای که بچه ها به آنجا خروس آباد می گفتند جمع کردند و مورد شدیدترین شکنجه های جسمی و روحی قرار دادند و آنچنان شکنجه می کردند که طرف بصورت سوری هم که شده اعتراف کند که نفوذی است و وقتی کتباً می نوشت که نفوذی بوده دیگر با دست بازتری او را می زدنند و شکنجه می کردند بطوریکه نزدیک به ده تن از بچه ها در خروس آباد زیر شکنجه کسانی چون مهدی ابریشمچی از بین رفتند و در بیابانهای اشرف دفن شدند! اسم خروس آباد هم از اینجا در آمد که می گفتند بلایی بر سر بچه ها می آورند که خروس از اذان گفتن می ماند و مانند مرغ تخم می کند!

مزدور و شکنجه گر مهدی ابریشمچی

در اوایل سال ۱۳۷۰ یا ۱۳۷۱ بود در نشستی که به نشست انقلاب معروف بود یکی از بچه ها بلند شد و گفت من احساس می کنم که (برادر مسعود) بخاطر شکل ظآهری ( خواهر مریم ) بوده که او را برای ازدواج انتخاب کرده وگرنه اگر به صلاحیت و توان حل مسئله بود مسئولین خواهر دیگر بودند در سازمان که از مریم هم بلحاظ تشکیلاتی بالاتر باشند که به یکباره مهدی ابریشمچی عصبانی شد و دیگر آن ظاهر شیک و موجه خود را کنار گذاشت و با لحنی لمپنی و لاتی برگشت گفت که آره اصلاً رهبر ما عاشق زنه!

مهدی ابریشمچی در عین حال که بسیار آدم از نظر خودش زرنگی بود ولی بسیار آدم تعادل قوایی بود. در زمان صدام خدا را بنده نبود و هرکاری که دلش می خواست در قرارگاه های سازمان می کرد و هر چه می توانست به زیر دستان خودش زور می گفت که نفس کسی هم بالا نمی آمد چرا که می دانستند ته خط با اداره امنیت عراق طرف هستند. اما از بعد از سرنگونی صدام حسین و استقرار نیروهای امریکایی مانند موش شده بود.

زمانی که اولین ملاقات فرماندهان امریکایی با مسئولین سازمان در قرارگاه اشرف برگزار شد مهدی ابریشم چی با حالتی نزار و بسیار از موضع پایین کنار یکی از فرمانده هان امریکایی راه می رفت و با انگلیسی دست و پا شکسته باو التماس می کرد که ما از ابتدا مخالف صدام بودیم و به نیروهایش دستور دهد که به ما حمله نکنند! همان لحظه چیزی که از ذهن گذشت این بود که نگاه (برادر شریف) !!! و بعد از اینکه قبول کرده بودند که تمامی سلاحها را تحویل دهند همین مهدی ابریشمچی در نشستی گفت که سر امریکایی ها کلاه گذاشتیم و با آنها توافق کردیم!

مهدی ابریشمچی زنش مریم را مسعود رجوی معاوضه و خواهر موسی خیابانی را گرفت

مهدی ابریشمچی بعد از طلاق از مریم رجوی با خواهر موسی خیابانی « مینا » ازدواج کرد. در زمان ازدواج آنها مهدی ابریشمچی نزدیک به ۴۳ سال و مینا فقط ۱۹ ساله بود! او تجسم همانی بود که بعدها در نشستها ورد زبانش شده بود. ( نرینه وحشی و متجاوز )! او آنچنان از زشتی ازدواج و داشتن زن و زندگی حرف می زد که پنداری خودش بادمجان یا گوجه فرنگی بوده و از زیر بوته عمل آمده است و هرگز در زندگی دور و بر زن و ازدواج نرفته است. در صورتیکه شخص او بعد از اینکه دیگر از مریم زده شده بود و جذابیتی برایش نداشت او را به دوست خود پاس داد و رفت یکی دیگر را گرفت که بیش از ۲۰ سال هم از خودش کوچکتر بود!

نگاهی به گزارش عملیات جاری مهدی ابریشمچی؛ بی‌مسئولیتی، خیانت و جنایت

Self Sacrifice Struan Stevenson Rajavi terroristsBehind Struan Stevenson’s book “Self Sacrifice

آن خدابنده سرگی بلیسکوPresident of MIVILUDES Serge Blisko with Anne Khodabandeh (Singleton) of the FST

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=18288

دادگاه پاریس مهدی ابریشمچی را به دلیل اتهامات تروریستی محاکمه کرد ـ گزارش دوم

ایران قلم، هشتم می ۲۰۱۵:…  مهدی ابریشمچی یکی از شریک جرم های اصلی مسعود رجوی در فعالیت های تروریستی مجاهدین خلق در سه دهه گذشته به دلیل اتهام فرماندهی و مشارکت در عملیات تروریستی توسط دادگستری فرانسه چندین بار بازجویی و سپس توسط دادگاه محاکمه گردیده است . دیروز، پنجشنبه هفتم مای ۲۰۱۵ ، یکی از جلسات محاکمه مهدی ابریشمچی در دادگاه پاریس برگزار شد و به همین مناسبت …

دادگاه مزدور و شکنجه گر صدام و رجوی، مهدی ابریشمچی می 2015 پاریسامروز ، مهدی ابریشمچی در دادگاه پاریس به اتهام فعالیت های تروریستی محاکمه شد (آکسیون میدان سن میشل)

مهدی ابریشمچی را بهتر بشناسیم

لینک به منبع

دادگاه پاریس مهدی ابریشمچی را به دلیل اتهامات تروریستی محاکمه کرد ـ گزارش دوم

فعالان حقوق بشر خواستار مجازات قاطع مهدی ابریشمچی توسط دادگستری فرانسه شدند

آکسیون اعضای جداشده از مجاهدین در میدان سن میشل پاریس

لینک به گزارش اول:
امروز ، مهدی ابریشمچی در دادگاه پاریس به اتهام فعالیت های تروریستی محاکمه شد (آکسیون میدان سن میشل)

مهدی ابریشمچی یکی از شریک جرم های اصلی مسعود رجوی در فعالیت های تروریستی مجاهدین خلق در سه دهه گذشته به دلیل اتهام فرماندهی و مشارکت در عملیات تروریستی توسط دادگستری فرانسه چندین بار بازجویی و سپس توسط دادگاه محاکمه گردیده است .

دیروز، پنجشنبه هفتم مای ۲۰۱۵ ، یکی از جلسات محاکمه مهدی ابریشمچی در دادگاه پاریس برگزار شد و به همین مناسبت تعدادی از فعالان حقوق بشر، انجمن های یاران ، زنان ، آوا ، پیوند رهایی ، فریاد آزادی ، فانوس و قلم به نمایندگی از هزاران خانواده داغدار و مصیبت دیده و صدها عضو جداشده از این فرقه تروریستی در پاریس حضور یافتند و در آکسیونی که در میدان سن میشل پاریس برگزار شد فریاد زدند :

خشونت ، تروریسم و فرقه گرایی محکوم است و همچنین فریاد بر آوردند که قربانیان و گروگان های ما در لیبرتی عراق و آلبانی را آزاد کنید .

لازم به یادآوری است مهدی ابریشمچی ، همسر اول مریم رجوی ، یکی از عاملین اصلی شکل گیری ساختار فرقه گرایی در سازمان مجاهدین خلق با مشارکت در تئوری انقلاب ایدئولوژیک مسعود رجوی بوده است . همچنین وی مسئول مستقیم و جانشین مسعود رجوی در ارتباطات با سازمان اطلاعات و امنیت دیکتاتور سابق عراق صدام حسین بو ده است و به طور مشخص طرح های عملیاتی ارتش عراق را برای اجرا به ارتش آزادیبخش دست ساز صدام حسین ابلاغ می کرده است .

همچنین تجمع کنندگان در آکسیون میدان سن میشل پاریس حمایت خود و تعدادی از انجمن های فعال حقوق بشر را از خانواده های قربانیان اسیر در کمپ لیبرتی عراق و آلبانی اعلام کردند و خواستار پایان گروگانگیری مسعود رجوی در کمپ لیبرتی عراق و آلبانی و آزادی قربانیان اسیر شدند .

در این آکسیون تعداد زیادی بروشور و اطلاعیه های روشنگرانه در مورد ماهیت فرقه تروریستی مجاهدین به زبان فرانسه توزیع شد که مورد استقبال شهروندان فرانسوی واقع گردید .

شرکت کنندگان در آکسیون در گفتگوهای مستقیم با شهروندان فرانسوی ، خطر وجود فرقه تروریستی مجاهدین خلق را در پاریس خاطرنشان کردند و این پرسش را مطرح می نمودند که چه تفاوتی بین مسعود رجوی بین مسعود رجوی و ابوبکر البغدادی هست ؟ آیا سازمان مجاهدین خلق و داعش هردو از یک جنس و ماهیت نیستند ؟

بسیاری از شهروندان فرانسوی و غیر فرانسوی از این که مهدی ابریشمچی، همسر خود ، مریم عضدانلو را طلاق داده تا مسعود رجوی رهبر این فرقه با او ازدواج کند اظهار تعجب می کردند .

در حاشیه این آکسیون مصاحبه هایی با فعالان حقوق بشر صورت گرفت که در روزهای آینده فیلم آن در یوتیوب در دسترس علاقمندان خواهد بود.

7Mai 2015 Abrichamchi-Aksion 3

زهره قائمی فرمانده ترور صیاد شیرازیافشای مزدوران اعزامی ارتش خصوصی صدام، مجاهدین خلق، در کشور البانی (افشین ابراهیمی، علی رئوسان، سید حمید ملکی، عطا حسینی، …. )

همچنین: 

بی آبرویی ، محصولی که مریم قجر از حضور در کنگره کسب کرد (+نشریه شماره ۵۸ نجات منتشر شد)

انجمن نجات، مرکز مازندران، چهاردهم می ۲۰۱۵:…  دانیل بنجامین مسئول پیشین دایره ضد تروریسم در وزارت امور خارجه آمریکا که قبلا مدعی بود به خاطر مسائل انسان‌دوستانه و نگرانی نسبت به سرنوشت اعضای باقیمان

بشارت به اصطلاح پیروزی این بار از زبان ملیجک مریم قجر

هادی شبانیهادی شبانی، انجمن نجات، مرکز مازندران، بیستم آوریل ۲۰۱۵:…  محمد محدثین که نام بی خاصیت مسئول به اصطلاح روابط خارجی شورا را یدک می کشد در مصاحبه با روزنامه کویتی السیاسه سعی نمود حرف مریم را نشخوار کرده و این بار او بشارت سرنگونی را نوید داد . او در ابتدا ماهیت ضد مردمی فرقه را نشان داده و

آقای پرویز خزائی گزارش به تاریخ پیشکش تان ، واقعیت ها را بگوئید – قسمت اول و پایانی

هادی شبانیهادی شبانی، انجمن نجات، مرکز مازندران، یازدهم آوریل ۲۰۱۵:…  شما فکر می کنید در اروپا لم داده و از دلارهای باد آورده مریم قجر استفاده می نمائید نشانه مبارز بودن تان می باشد . یادمان نرفته وقتی پایتان را به عراق می گذاشتید سعی می نمودید با لوس بازی و مسخره بازی و خواندن شعر خود را هوادار به

درد دل چند عضو نگون بخت فرقه در لیبرتی (رجوی از اول هم سین “سرنگونی” اش سین “سرکاری” بود)

هادی شبانیهادی شبانی، انجمن نجات، مرکز مازندران، چهارم آوریل ۲۰۱۵:…  یکی از بچه ها عنوان نمود که راستش را بخواهید سازمان به ته خط رسیده است تعدادی از مسئولین که فرار کردند و تعدادی هم که به دستور کمیسیاریای پناهندگی از عراق خارج شدند و شاهد جدا شدن نفرات بیشتری از فرقه هستیم و از ارباب بزرگ هم که �