مهدی خوشحال : فصل زخمی

مهدی خوشحال : فصل زخمی

مهدی خوشحال پارلمان اروپا - فصل زخمیمهدی خوشحال، ایران فانوس، بیست و یکم ژانویه 2021:… بعداً فهمیدم همان ساعتی که من در پارلمان اروپا حضور داشتم مریم قجر عضدانلو، نیز با اخذ 500 هزار دلار از بن سلمان عربستان سعودی، در یکی از سالن های پارلمان در حال تدریس حقوق بشر به اوباشان و چماقداران، بود. به هر حال، زخم و خون بود که از سر و صورتم جاری می شد ناخودآگاه، به یاد تهاجم و حمله اوباشان ساواک در تابستان سال 1357 در چهارباغ اصفهان، افتادم که آن ها با دلیل و منطق می زدند و می خواستند مردم متفرق شوند و شعار ندهند و اتفاقاً زخم شان پس از دو ماه بهبود یافت اما این بار اوباشان مجاهد بی هیچ دلیل و منطقی، می زدند که زخم شان، هنوز که هنوز است مداوا نشده است شاید هم منطق شان این بود پولی که از بن سلمان گرفته بودند می خواستند با جنگ صد برابری که نمایش می دهند، حلال کنند. فصل زخمی 

مهدی خوشحال بغداداسب و اسب سوار(قسمت پایانی)

فصل زخمی

مهدی خوشحال، ایران فانوس، 20.01.2021

زندگی آرام و توام با کار و تلاش در دل طبیعت و چهار فصل زیبای سال، خیلی زود سپری شد و وقتی که دوازده سالم شد خانواده تصمیم گرفتند مرا نزد برادر بزرگترم که در شهر درس می خواند جهت ادامه تحصیل نزد او بفرستند. هنوز یک هفته از حضورم نزد برادرم که معمولاً هر سال ناچاراً خانه اش را عوض می کرد نگذشته بود که به دلیل سرماخوردگی و خوردن انگور، به شدت گلودرد و عفونت گلو گرفتم و این بار خانواده ناچار شدند مرا که سخت بیمار بودم نزد خاله و خانواده اش که از رفاه بهتری برخوردار بودند واگذارند تا بهتر بتوانم به درس و مشق ام بپردازم.

خانه ی خاله که شش تن داخل دو اتاق استیجاری زندگی می کردند طبعاً جای بهتری از زندگی با برادر بزرگترم، بود اما جالب تر، شوهر خاله ام بود که آدم بسیار جالب و استثنایی بود. شوهر خاله، مردی کوتاه قد، فعال، شوخ طبع، پر حرف همراه با لکنت زبان، بود. او وقتی حرف می زد ما همه ناچار بودیم بخندیم و وقتی هم می خندید من و چهار فرزندش ناچاراً باید می خندیدیم. وقتی کم کم به عضوی از خانواده خاله بدل شدم به اخلاق و روحیات شوهر خاله که آدم جالبی بود بیشتر آشنا می شدم و در کارهای خانه و بیرون نیز کمک می کردم. شوهر خاله، صبح ها در بخش بایگانی شهرداری کار می کرد و عصرها نیز از طرف شهرداری در اتاق اصناف قیمت ها را کنترل می کرد و شب ها هم مامور شهرداری در سینما بود و بلیط پاره می کرد و وقتی شب به خانه می آمد و خسته و کوفته بود گاهاً با ورق تمیز آ ـ چهار و با خودنویسی که رنگ آبی داشت برای شاه نامه می نوشت و بعد از مدت ها پاسخ نامه اش را دریافت می کرد. او محتوای نامه هایی که برای شاه می نوشت، بعضاً برای خانواده می خواند و باعث حیرت و خنده مان می شد ولی من بندرت می خندیدم چون که کمی خجالت می کشیدم. ولی شوهر خاله دست بردار نبود و هر از گاه که نامه اش تمام می شد با سماجت رو به من می گفت، منتظرم کمی بزرگتر بشی و در ست را تمام کنی، با یکی از همین نامه ها تو را در دربار سر کار خواهم گذاشت.

خودشیفته (خودشیفتگی یا نارسیسیسم، یک معضل روانی است)

متاسفانه، شوهر خاله از روحیات و درون من با خبر نبود که من ناچاراً به شهر آمدم و کار روی زمین و دریا را به دربار که سهل است به هیچ شغل دیگری عوض نمی کنم. به هر حال، شوهر خاله نقشه اش برای من همین بود که با نامه نوشتن برای شاه و درخواست از دربار، مرا وارد دربار شاه کند.

زمان به سرعت برق گذشت و هفت سال از آن ماجرا و داستان های خنده دار شوهر خاله، سپری شد و به سال 1357 فصل دیگری از زندگی ام در اصفهان رسیدم که آن ایام اولین جرقه انقلاب علیه حکومت زده شد. اولین جرقه به احتمال زیاد از اصفهان زده شد. یادم است یکی از روزهای تابستان سال 1357 روزی که هوا به تاریکی می رفت و من در چهارباغ اصفهان بودم مردم علیه شاه شعار می دادند. حکومت نظامی هنوز برقرار نشده بود و بدین سبب مردان ساواکی به تظاهرات حمله کردند. آن ها شلاق هایی که در دست داشتند می توانستند مردم را از فاصله دور هدف قرار دهند. شلاق هایی که چندین متر طول داشت. نوبت به من که فرارسید، مرد شلاق به دست با قدرت و سرعت هر چه تمام تر به پشتم شلاق می زد ولی من به جای فرار به او اعتراض کردم که برای چه می زنی؟ مرد ساواکی پاسخ داد، عینک دودی را از چشمت بردار! عینک را که از چشم برداشتم، او دیگر ادامه نداد. تازه فهمیدم که عینک دودی نیز مانند شعار علیه شاه، جرم دارد. به هر رو، زخم شدیدی بر پشتم مانده بود که حتی نشان دادنش به کسی و دکتر، جایز نبود و زخم را بهتر نمی کرد.

از اواسط تابستان تا زمستان آن سال را تماماً در خانه های تیمی و مخفی که از جانب بازار و روحانیون، حمایت می شد به همراه دوستی از فریدون شهر به کار چاپ و توزیع اطلاعیه و گاه شرکت در تظاهرات مشغول بودم. دستاوردهای این دوره از مبارزه در زمستان آن سال آزادی زندانیان سیاسی از زندان های شاه، بود. اگرچه بسیاری از زندانیان پس از آزادی، به جای این که بدهکار مردم باشند طلبکار مردم شدند و به جای این که راه حل انقلاب باشند به مشکل انقلاب بدل شدند به هر حال، آن چه که مد نظر من از مبارزه و انقلاب بود، آزادی بود و نه چیز دیگری.

زمستان فرارسید. به روزهای انقلاب نزدیک شدیم. بیست و یکم بهمن ماه اصفهان را به مقصد تهران ترک کردم. بیست و دوم بهمن ماه در تهران بودم که انقلاب پیروز شد. بیست و سوم بهمن ماه پس از فراغت از انجام مسئولیت شهر تهران را ترک کردم و به خانه و زندگی ام برگشتم.

چگونه فرقه رجوی فرقه شد

چند ماهی از انقلاب نگذشته بود که بعضی از دوستان از فرصت انقلاب استفاده کرده و مشغول بودند سراغ من آمده و می پرسیدند چرا در خانه نشسته ام؟ متاسفانه آن ها شناختی از روحیات من نداشتند که وقتی همه چیزم را نثار انقلاب کردم صرفاً جهت کمک و نه برای آب و نان، بود. هرگز تصور نمی کردم در امر مبارزه و مسئولیت، بتوانم عضو و کادر رسمی حزب و گروه و یا دولت، باشم و هرگز نیز تا به امروز عضو رسمی هیچ حزب و گروه و دولتی، نبودم. آزادی برای من از همه چیز مهمتر بود. با این وجود اما یکی از همین روزها، مرا منقلب و افسرده کرد و آن روزی در بهار سال 1358 بود که شنیدم شوهر خاله، در زندان است. وقتی برای ملاقاتش به زندان رفتم، خودم را شماتت کردم چون که فعالیت و مسئولیت و آرمانم برای انقلاب، آزادی بود و زندان نبود. شوهر خاله، به جرم ساواکی بودن در زندان به سر می برد در حالی که من، هم چوب ساواک را خورده بودم و همچنین از صبح تا شام کار و فعالیت و مسئولیت و فکر و ذکر شوهر خاله را از نزدیک آشنا بودم و حتی از محتوای نامه هایی که برای شاه می نوشت، خبر داشتم. او هیچ گاه برای خود و خانواده اش برای شاه نامه ننوشت بلکه تماماً برای مشکلات مردم بود و جوایز و تحفه ای هم که از جانب مردم و پس از حل و فصل مشکلات شان، دریافت می کرد از حد و حدود یک قواره پارچه، تجاوز نمی کرد.

مهدی خوشحال پارلمان اروپا - فصل زخمی

آقای مهدی خوشحال، پارلمان اروپا

شوهر خاله اگرچه زندانی شد اما خانواده اش هرگز نتوانستند از زیر بار مشکلات مالی و اجتماعی، کمر راست کنند و من خود را در این رابطه مذمت می کردم و مسئول می دانستم. این چنین شد که دوباره مسیرم را عوض کردم و این بار در مسیر انقلابیون  پوشالی قرار گرفتم و هر چه در دست و در توان داشتم از دست دادم و دادم که داستانش بسیار تراژیک تر و کشنده تر از آن است که بتوان با قلم و یا با زبان، نوشت و  طرح کرد تا این که دویدم و رسیدم به ماه دسامبر سال 2017 در کشور بلژیک، روز سردی که در پارلمان اروپا برای یک امر حقوق بشری و نه چیز دیگر، به طور رسمی دعوت شده بودم. پس از ساعتی که در نشست حقوق بشری حضور داشتم و خسته و کوفته بودم خواستم ساختمان پارلمان را به مقصد آلمان ترک کنم. هوا به شدت سرد و تاریک شده بود که در همین حین و در صحن پارلمان مورد تهاجم اوباشان قرار گرفتم. آن ها بی هیچ دلیل و منطقی و با چوب و چماق به من حمله ور شدند. طنز زمانه، چنین بود که این بار عینک دودی به چشم نداشتم. لابد اگر می داشتم باز هم کارساز نبود چون که بعداً فهمیدم همان ساعتی که من در پارلمان اروپا حضور داشتم مریم قجر عضدانلو، نیز با اخذ 500 هزار دلار از بن سلمان عربستان سعودی، در یکی از سالن های پارلمان در حال تدریس حقوق بشر به اوباشان و چماقداران، بود. به هر حال، زخم و خون بود که از سر و صورتم جاری می شد ناخودآگاه، به یاد تهاجم و حمله اوباشان ساواک در تابستان سال 1357 در چهارباغ اصفهان، افتادم که آن ها با دلیل و منطق می زدند و می خواستند مردم متفرق شوند و شعار ندهند و اتفاقاً زخم شان پس از دو ماه بهبود یافت اما این بار اوباشان مجاهد بی هیچ دلیل و منطقی، می زدند که زخم شان، هنوز که هنوز است مداوا نشده است شاید هم منطق شان این بود پولی که از بن سلمان گرفته بودند می خواستند با جنگ صد برابری که نمایش می دهند، حلال کنند.


ویدئوی بحث حمله چماقداران مجاهدین خلق به آقای مهدی خوشحال در جلسه رسمی و عمومی پارلمان اروپا که نهایتا به ممنوعیت حضور مریم رجوی در پارلمان و متعاقبا به اخراج وی از اتحادیه اروپا انجامید: 


با این وجود، آنچه که امروز تعجب و تاسفم را افزون و ناامیدم می کند، این همه، پایان داستان زخم و جنون نیست مگر این که عمر بی حاصل و یا پر حاصل، با همه تجاربش تمام شود و داستان زخم و جنون همچنان ادامه داشته باشد.

„پایان“

لینک به منبع

فصل زخمی

فرار قهرمانان فرار قربانیان

***

جمشید برزگر، بی بی سی: تقابل عربستان و ایران؛ ارسال پیام از مقر سازمان مجاهدین خلقجمشید برزگر، بی بی سی: تقابل عربستان و ایران؛ ارسال پیام از مقر سازمان مجاهدین خلق

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=32484

حضور همزمان هیات بزرگ جداشدگان و مریم قجر در پارلمان اروپا – چماقداری تیم محافظت مریم قجر 

سیاوش رجبی مزدور صدام حسین در لندنکانون آوا، ایران فانوس و پیوند رهایی، بروکسل، هفتم دسامبر ۲۰۱۷:…  این حضورهمزمان هیات بزرگ جداشدگان و مریم قجر در پارلمان اروپا چنان لرزه ای بر فرقه رجوی انداخت که لابی خود را برای جلوگیری از ورود هیات جداشدگان روانه میدان کرد که اوهم نتوانست هیچ غلطی بکند و فقط عاجزانه درخواست کرد که هیات جداشدگان نتوانند به تنهایی تردد کنند. مریم قجر … 

حمله تروریستی مجاهدین خلق فرقه رجوی در پاریس 2015عملیات ناموفق تروریستی فرقه رجوی علیه آقای مصطفی محمدی و دخترش در اور سور اواز فرانسه 

حضور همزمان هیات بزرگ جداشدگان و مریم قجر در پارلمان اروپا – چماقداری تیم محافظت مریم قجر

کانون آوا بروکسل، ششم دسامبر ۲۰۱۷

بروکسل – ششم دسامبر ۲۰۱۷

بعد از ظهر روز چهارشنبه ششم دسامبر ۲۰۱۷ برابر با ۱۵ آذرماه ۱۳۹۶ هیأت بزرگی از جداشدگان سازمان مجاهدین (فرقۀ رجوی) از انجمن های پیوندرهایی، ایران فانوس و آوا  شامل آقایان قربانعلی حسین نژاد، غفورفتاحیان، مهدی خوشحال، عبدالکریم ابراهیمی و رضاجبلی درکنفرانس “پناهندگان حقوق بشر” که از طرف پارلمان اروپا دربروکسل تشکیل شده بود، با دعوت قبلی شرکت کردند.

همزمان با این جلسه، ظاهرا مریم قجرعضدانلو نیز در جلسه دیگری دراین پارلمان قصد شرکت داشته است. تیم محافظان مریم قجر با مشاهده جداشدگان در مقابل درب ورودی پارلمان اروپا ناگهان دستپاچه شده و شروع به عکسبرداری و فیلمبرداری مخفیانه از جداشدگان نمودند.

این حضورهمزمان هیات  بزرگ جداشدگان و مریم قجر در پارلمان اروپا چنان لرزه ای بر فرقه رجوی انداخت که لابی خود را برای جلوگیری از ورود هیات جداشدگان روانه میدان کرد که اوهم نتوانست هیچ غلطی بکند و فقط عاجزانه درخواست کرد که هیات جداشدگان نتوانند به تنهایی تردد کنند. مریم قجر فکرکرده که پارلمان اروپا مایملک اوست در حالیکه برخلاف تشکیلات جهنمی مجاهدین، آزادی ارتباطات در پارلمان اروپا کاملا جاریست و هیچ فرد و یا نهادی  نمی تواند مانع از نشر حقایق بشود.

گزارشات تکمیلی متعاقبا بعرض می رسند.

در زیر چند تصویر از اوباشان رجوی را در حال عکسبرداری از جداشدگان در مقابل درب پارلمان اروپا مشاهده می کنید:

فصل زخمی عملیات تروریستی مجاهدین خلق در اروپا مزدور سیاوش رجبی لندن

فصل زخمی عملیات تروریستی مجاهدین خلق در اروپا سیاوش ربیعی

فصل زخمی عملیات تروریستی مجاهدین خلق در اروپا سیاوش ربیعی

فصل زخمی عملیات تروریستی مجاهدین خلق در اروپا سیاوش ربیعی

در زیر تعدادی از تصاویر هیات جداشدگان شرکت کننده در جلسه پناهندگان حقوق بشر در پارلمان اروپا را ملاحظه می کنید:

فصل زخمی عملیات تروریستی مجاهدین خلق در اروپا آقای مهدی خوشحال

فصل زخمی عملیات تروریستی مجاهدین خلق در اروپا آقای مهدی خوشحال

فصل زخمی عملیات تروریستی مجاهدین خلق در اروپا آقای مهدی خوشحال

خبرفوری. عملیات تروریستی چماقداران رجوی در مقابل پارلمان اروپا

کانون آوا، بروکسل، هفتم دسامبر ۲۰۱۷

هموطنان عزیز!

بعداز ظهرامروز چهارشنبه ششم دسامبر ۲۰۱۷ برابر با ۱۵ آذرماه ۱۳۹۶ هیاتی از جداشدگان طبق دعوت قبلی در جلسه ای درپارلمان اروپا تحت عنوان ش”پناهندگی وحقوق بشر” شرکت کرد. قبل از شروع جلسه، هیات جداشده متوجه گله بزرگی از چماقداران و اوباش فرقه رجوی در جلو و اطراف ساختمان اصلی پارلمان اروپا شد که با متوجه شدننسبت به حضورهیات، این اوباش شروع به عکس گرفتن و فیلمبرداری از نفرات هیات جداشده کردند.

درداخل ساختمان افراد هیات متوجه شدند که در همین روز خانم مریم قجرعضدانلو (رهبرشوهرمرده فرقه مجاهدین) نیز درسالن دیگری در پارلمان اروپا که توسط لابی های اجیر شده رزرو شده بود، شرکت نموده تا به به به و چه چه چند مزدور خودش گوش فرادهد و علت وجودی اوباش مجاهدین در بیرون ساختمان نیز مراقبت از این “مهرتابان” می باشد.

  بعد از پایان جلسه هنگامی که هیات جداشده قصد خروج از پارلمان را داشت، مورد هجوم و حمله گله وار بیش از ده ها نفر از اوباشان رجوی قرارگرفت و یکباردیگر خوی و خصلت دد منشانه و ضد انسانی فرقه تروریستی رجوی به نمایش گذاشته شد. مریم رجوی که از فرط درد و استیصال بخودش می پیچید نتوانست تحمل کند که خبررسانه ای شرکتش در پارلمان اروپا تحت الشعاع حضور جداشدگان در این پارلمان قرار بگیرد و دیوانه وار دستور حمله به افراد هیات جداشده را صادر نمود. این زن دیوانه که در غیاب شوهر مفقود الاثر ویا بدرک اصل شده اش غرق بحران های روز افزون، تابع و مطیع هیچ قاعده و قانون اجتماعی و بین المللی نیست، سعی کرد گرگ های تیم حفاظتی اش را درعملیاتی مافوق تروریستی به جنگ با جداشدگان بفرستد تا شاید با ایجاد رعب و وحشت و خشونت آنان را همچنین از افشاگری برای نجات اسرای آلبانی  باز دارد.

دوتن از افراد هیات آقایان عبدالکریم ابراهیمی و مهدی خوشحال دراثر ضربات این گرگهای تیز دندان بشدت مجروح شدند که اجبارا به بیمارستان منتقل گردیدند.

نام ننگین سازمان تروریستی مجاهدین بار دیگر باانجام این شیوه و فرهنگ اراذل واوباش چماقداران سرکوبگر در اذهان عمومی زنده شد. سازمان مجاهدینی که در اوایل انقلاب آنهمه از چماقداری می نالید، حالا خود سردمدار چماقداری انهم در یک کشور دموکراتیک شده است.

صرف نظر از پرونده سیاه سازمان مجاهدین، این حرکت تروریستی بروکسل برای صدمین بار گویای این واقعیت است که فرقه رجوی توان دیدن جدا شدگان، مخالفان سیاسی و منتقدان خود را ندارد، از افشاگری می ترسد و وحشت دارد، برای همین مجبوراست به قول معروف به سیم آخر بزند و در جلوی پارلمان اروپا و در جلوی صدها چشم با چوب و چماق به چند نفرآدم بی پناه حمله کند تا آنان را از فعالیت باز دارد.

آیا واقعا مریم رجوی به سیم آخر نزده است؟ مشکل روانی ایشان را چه کسی باید حل کند؟ آیا فکر می کند باچوب و چماق می تواند جلوی افشاگری های روشنگرانه و رهایی بخش جداشدگان را بگیرد؟

به امید نابودی تشکیلات مخوف و تروریستی رجوی

چماقداری و تروریسم تیم محافظت مریم قجر در محل پارلمان اروپا با حمله به جداشدگان و زخمی کردن آنان و دستگیری سه نفر از چماقداران فرقه توسط پلیس پارلمان

پیوندرهایی  – بروکسل – ششم دسامبر ۲۰۱۷

بعد از ظهر روز چهارشنبه ششم دسامبر ۲۰۱۷ برابر با ۱۵ آذرماه ۱۳۹۶ هیأت بزرگی از جداشدگان سازمان مجاهدین (فرقۀ رجوی) از انجمن های پیوندرهایی، ایران فانوس و کانون آوا  شامل آقایان قربانعلی حسین نژاد، غفورفتاحیان، مهدی خوشحال، عبدالکریم ابراهیمی و رضا صادقی جبلی به دعوت فراکسیون سوسیال دموکرات پارلمان اروپا درکنفرانس «پناهندگان و حقوق بشر» که در محل این پارلمان دربروکسل برگزار شده بود شرکت کردند.

 همزمان با این کنفرانس، ظاهرا مریم قجرعضدانلو نیز در جلسۀ دیگری با لابی های خود دراین پارلمان قصد شرکت داشته است. تیم محافظان مریم قجر با مشاهده جداشدگان در مقابل درب ورودی پارلمان اروپا ناگهان دستپاچه شده و شروع به عکسبرداری و فیلمبرداری مخفیانه از جداشدگان نمودند که موضوع به اطلاع مسئولان پارلمان رسید و آنان نیز با چماقداران مریم قجر برخورد کرده و مانع جاسوسی آنها شدند.

این حضورهمزمان هیأت بزرگ جداشدگان و مریم قجر در پارلمان اروپا چنان لرزه ای بر اندام فرقه رجوی انداخت که لابی خود را برای جلوگیری از ورود هیأت جداشدگان روانه میدان کرد تا فقط عاجزانه از هیأت جداشدگان درخواست کند که تنهایی تردد نکنند!. مریم قجر فکرکرده که پارلمان اروپا هم قرارگاه اشرفش است که در تیول خود بگیرد و تردد تک نفره را ممنوع کند!! در حالیکه برخلاف تشکیلات جهنمی فرقه اش، آزادی ارتباطات در پارلمان اروپا کاملا جاریست و هیچ فرد و یا نهادی  نمی تواند مانع از آزادی تردد و دیدارها و صحبتهای افراد گردد.

بعد از صحبتهای آقای نیدرلند نمایندۀ پارلمان اروپا در باره اسکان پناهنده ها در اروپا و مشکلات بعد از آن با توجه به مشکل تروریسم و خشونتگرایی، در این کنفرانس آقای رضا صادقی جبلی از هیأت جداشدگان فرقۀ رجوی در مورد وضعیت پناهندگان ایرانی در آلبانی که اسیر و زندانی فرقۀ رجوی هستند و نیز وضعیت جداشدگان از این فرقه در آلبانی و نقض حقوق بشر و اعمال سرکوب و خفقان و تعقیب و مراقبت علیه جداشدگان در کشور آلبانی و در افشای ادعاها و شعارهای دروغین مریم رجوی در همین پارلمان مبنی بر آزادیخواهی و دموکراسی طلبی در حالیکه اساسا حضور او در این پارلمان توهین به بزرگترین نهاد دموکراسی اروپا می باشد به سخنرانی پرداخت که مورد استقبال با کف زدن حاضران و مسئولان کنفرانس قرار گرفت.

در زیر ترجمۀ کامل سخنرانی آقای رضا صادقی جبلی در کنفرانس پناهندگان و حقوق بشر در پارلمان اروپا را ملاحظه می کنید:

»رضا جبلی از کانون آوا مستقر در آلمان هستم. در ابتدا می خواستم از حزب سوسیال دموکرات برای برگزاری این کنفرانس تشکر کنم.

آقای نماینده نیدرلند به نکتۀ بسیار مهمی اشاره کردند. از آنجاییکه  من خودم هم پناهنده هستم و هم  عضو یک گروه تروریستی بودم که تا سال ۲۰۱۴ در لیست تروریستی قرار داشت یعنی سازمان ایرانی مجاهدین خلق فکر می‌کنم بسیار مهم است به این دلیل که حدود یک سال پیش نزدیک دو هزار نفر از اعضای این سازمان از عراق به کشور آلبانی منتقل شدند که اکنون تمام این دو هزار نفر در یک پادگان قدیمی امریکا مستقر شده اند.

من خودم حدود سی سال با این سازمان بودم و این بسیار خطرناک است برای آیندۀ اروپا و هم اکنون که ما اینجا نشسته ایم رهبر این گروه تروریستی در سالن بغلی در رابطه با آزادی و دموکراسی صحبت می‌کند در حالی که ۱۸۰۰ نفر را در آلبانی به اسارت گرفته و رابطه شان را با دنیای بیرون از جمله با خانواده هایشان قطع کرده است و دو روز پیش هم آنها را به بیست کیلومتر خارج از تیرانا  به یک پادگان قدیمی با دیوارهای بلند و سیم خاردار منتقل کردند.

آیا امکان استحاله و معتدل کردن افراد چنین گروهی وجود دارد؟ بلی وجود دارد و من خودم نمونۀ آن هستم ولی این کار تنها با جدا کردن فرد از قید تشکیلات فرقه ای امکان پذیر می‌باشد.

این برخلاف حقوق بشر است که دو هزار نفر پناهنده را بیاورید و در یک مکان ایزوله قرار بدهید بدون هیچگونه ارتباط با دنیای بیرون.

مهم است و زمان آن فرا رسیده که نمایندگان و پارلمان اروپا از ورود این رهبر تروریست‌ها به این نهاد و سمبل دموکراسی اروپا جلوگیری کنند و دیگر نگذارند او به پارلمان اروپا بیاید و به دروغ و فریب دم از آزادی و دموکراسی بزند.

متشکرم».

بعد از پایان کنفرانس دو نفر از اعضای هیأت جداشدگان آقایان عبد الکریم ابراهیمی و مهدی خوشحال بعد از خروجشان از محل پارلمان به قصد بازگشت به کشور محل اقامتشان در جلوی ساختمان پارلمان اروپا مورد حمله و ضرب و شتم توسط عناصر تروریست لباس شخصی مریم قجر قرار گرفتند. سه تن از این تروریستهای مریم قجر توسط پلیس پارلمان اروپا دستگیر شدند. آقای عبد الکریم ابراهیمی که توسط تروریستهای مریم قجر به شدت زخمی شده هم اکنون در بیمارستانی در بروکسل بستری است و آقای مهدی خوشحال نیز از ناحیۀ صورت به شدت آسیب دیده است. شکایت آنها و پروندۀ قضائی علیه مریم رجوی و تروریستهای دستگیر شده اش در حال بررسی توسط پلیس و دستگاه قضائیۀ بلژیک می باشد.

بدینگونه مریم قجر زیر لفافۀ شعارهای پوچ آزادی و دموکراسی و حقوق بشر خود، به وضوح این را که رهبر یک فرقۀ مافیایی و تروریستی است در انظار مردم اروپا و نمایندگانشان و در بزرگترین نهاد دموکراسی اروپا با دست خودش به اثبات رساند و به خوبی نشان داد که همیشه در فکر اجرای فرمان تروریستی همسر گور به گور شده اش مسعود رجوی مبنی بر ترور جداشدگان و مخالفان و منتقدان فرقه اش در خیابانهای اروپا می باشد.

گزارشی از درگیری تروریستهای رجوی در مقابل پارلمان اروپا

ایران فانوس، ۰۷٫۱۲٫۲۰۱۷

بنا به دعوت دو هفته قبل پارلمان اروپا از جداشدگان و پناهندگانی در اروپا در ارتباط با گزارشی در مورد پناهندگان، عصر دیروز ششم ماه دسامبر، تعدادی از جداشدگان از کشورهای مختلف خود را به بلژیک و مقر پارلمان اروپا رساندند تا در جلسه پناهندگان شرکت کرده و تجارب خود را به سمع حضار در سمینار برسانند.

از ابتدای ورود تعدادی از اعضای جداشده از فرقه رجوی که حول ساعت ۱۵ عصر به حیاط پارلمان رسیدند تعدادی از اراذل و اوباش رجوی در اطراف پارلمان در حین گرفتن عکس و فیلم بودند تا عکسها را به پاریس و مقر مریم قجر، فرستاده و از آنجا تعیین تکلیف شوند. جلسه در باب پناهندگان در پارلمان اروپا، یک و نیم ساعت به طول کشید. دو تن از اعضای جداشده و پناهنده که عازم کشور آلمان بودند از دربهای پارلمان خارج شدند که در این حین و از فرصت تاریکی هوا اوباشان تروریست که ترسویی و ددمنشی را از رهبر همیشه فراری و گور به گور شده خود آموخته اند، به دو تن از جداشدگان حمله کرده و با سلاح سردی که به همراه داشتند آنان را مورد ضرب و شتم قرار دادند.

این درگیری نابرابر و وحشیانه در حالی و مقابل چشمان مردم و پارلمان اروپا، انجام گرفت که آن دو تن از قربانیان و پناهندگان، بدون آمادگی دفاعی انتظار ترور و ارعاب را در مقابل پارلمان اروپا نداشتند.

تروریستهای رجوی، با اعتماد به نفس و در پناه اربابان غربی و منطقه ای و پول و لابی و امکانات دیگر، به چند باره ثابت کردند که توان کنار گذاشتن اعمال تروریستی و خشونت آمیز خود را ندارند و ادعای دولتمردان غربی مبنی بر مبارزه علیه تروریسم و خشونت، دروغی بیش نیست، آنان از تروریستهای رجوی در جهت امیال سیاسی و اقتصادی خود سود برده و به راحتی راضی به ترد تروریستهای ترسو و جبن، نیستند.

سخنرانی آقای رضا جبلی عضو جداشده فرقه مجاهدین در کنفرانس پناهندگان و حقوق بشر در پارلمان اروپا

کانون آوا، بروکسل، هفتم دسامبر ۲۰۱۷:

لینک به ویدیوی سخنرانی آقای رضاجبلی در پارلمان اروپا:

در زیر ترجمۀ کامل سخنرانی آقای رضا صادقی جبلی در کنفرانس پناهندگان و حقوق بشر در پارلمان اروپا را ملاحظه می کنید:

»رضا جبلی از کانون آوا مستقر در آلمان هستم. در ابتدا می خواستم از حزب سوسیال دموکرات برای برگزاری این کنفرانس تشکر کنم.

آقای نماینده نیدرلند به نکتۀ بسیار مهمی اشاره کردند. از آنجاییکه  من خودم هم پناهنده هستم و هم  عضو یک گروه تروریستی بودم که تا سال ۲۰۱۴ در لیست تروریستی قرار داشت یعنی سازمان ایرانی مجاهدین خلق فکر می‌کنم بسیار مهم است به این دلیل که حدود یک سال پیش نزدیک دو هزار نفر از اعضای این سازمان از عراق به کشور آلبانی منتقل شدند که اکنون تمام این دو هزار نفر در یک پادگان قدیمی امریکا مستقر شده اند.

من خودم حدود سی سال با این سازمان بودم و این بسیار خطرناک است برای آیندۀ اروپا و هم اکنون که ما اینجا نشسته ایم رهبر این گروه تروریستی در سالن بغلی در رابطه با آزادی و دموکراسی صحبت می‌کند در حالی که ۱۸۰۰ نفر را در آلبانی به اسارت گرفته و رابطه شان را با دنیای بیرون از جمله با خانواده هایشان قطع کرده است و دو روز پیش هم آنها را به بیست کیلومتر خارج از تیرانا  به یک پادگان قدیمی با دیوارهای بلند و سیم خاردار منتقل کردند.

آیا امکان استحاله و معتدل کردن افراد چنین گروهی وجود دارد؟ بلی وجود دارد و من خودم نمونۀ آن هستم ولی این کار تنها با جدا کردن فرد از قید تشکیلات فرقه ای امکان پذیر می‌باشد.

این برخلاف حقوق بشر است که دو هزار نفر پناهنده را بیاورید و در یک مکان ایزوله قرار بدهید بدون هیچگونه ارتباط با دنیای بیرون.

مهم است و زمان آن فرا رسیده که نمایندگان و پارلمان اروپا از ورود این رهبر تروریست‌ها به این نهاد و سمبل دموکراسی اروپا جلوگیری کنند و دیگر نگذارند او به پارلمان اروپا بیاید و به دروغ و فریب دم از آزادی و دموکراسی بزند.

متشکرم».

(پایان)

*** 

همچنین: