مهرداد ساغرچی میهمان تلویزیون مردم تی وی

مهرداد ساغرچی میهمان تلویزیون مردم تی وی

مهرداد ساغرچی میهمان تلویزیون مردم تی ویکانون آوا (مردم تی وی)، هجدهم ژانویه 2020:… آقای مهرداد ساغرچی فعال حقوق بشر ازکانون آوا آلمان  درباره موضوعات زیربمدت دوساعت صحبت کردند: 1- نگاهی به وقایع سال گذشته میلادی 2- بررسی کوتاهی از حوادث و اتفاقات یک ماه گذشته 3- نگاهی به پیام ۱۸ دی منصوب به رهبر همیشه غایب فرقه رجوی و دست خالی بودن یک اپوزیسیون تو خالی 4- لغو دیدار اعضای دولت امریکا با شش گروه اپوزیسیون خارجه و موضع فرقه رجوی 5- اعزام دکتر وتیم پزشگی از امریکا و اروپا به آلبانی برای معالجه  شهروندان این کشور؟!! و محاسبه کوچکی از هزینه های این اقدام 6- ترور و تحلیل رجوی بعد از غیبت کبری 5- ترجمه فرقه از موضوع بحث ماشه اتحادیه اروپا در موضوع توافق برجام!!! 6- پرسش و پاسخ با شنوندگان و بینندگان. مهرداد ساغرچی میهمان تلویزیون مردم تی وی .

آلبانی اخراج دیپلماتهای ایرانی را دستور اسرائیل در حمایت از تحرکات فرقه رجوی دانستحضور مجاهدین خلق در آلبانی مذاکرت پیوستن این کشور به اتحادیه اروپا را دچار مشکل کرده است

مهرداد ساغرچی میهمان تلویزیون مردم تی وی

آقای ساغرچی دربرنامه این هفته تلویزیون مردم

برنامه های زنده مصاحبه با جداشدگان و منتقدین سازمان مجاهدین درتلویزیون MardomTV.com

مهرداد ساغرچی پارسا سربی مردم تی وی

روزجمعه 17 ژانویه 2020 برابر با 27 دی ماه 1398 ساعت 12 ظهر بوقت واشنگتن – ساعت 18 بوقت آلمان وساعت 20:30 بوقت ایران آقای مهرداد ساغرچی فعال حقوق بشر ازکانون آوا آلمان  درباره موضوعات زیربمدت دوساعت صحبت کردند:

1- نگاهی به وقایع سال گذشته میلادی
2- بررسی کوتاهی از حوادث و اتفاقات یک ماه گذشته
3- نگاهی به پیام ۱۸ دی منصوب به رهبر همیشه غایب فرقه رجوی و دست خالی بودن یک اپوزیسیون تو خالی
4- لغو دیدار اعضای دولت امریکا با شش گروه اپوزیسیون خارجه و موضع فرقه رجوی
5- اعزام دکتر وتیم پزشگی از امریکا و اروپا به آلبانی برای معالجه  شهروندان این کشور؟!! و محاسبه کوچکی از هزینه های این اقدام
6- ترور و تحلیل رجوی بعد از غیبت کبری
5- ترجمه فرقه از موضوع بحث ماشه اتحادیه اروپا در موضوع توافق برجام!!!
6- پرسش و پاسخ با شنوندگان و بینندگان

مجری برنامه آقای پارساسربی مدیر تلویزیون مردم بودند. بینندگان وشنوندگان تلویزیون مردم درطول برنامه از طریق تلفن، ایمیل ویا فیسبوک با مهمان برنامه تماس حاصل نموده و سئوالات خودرا مطرح کردند. توجه همه علاقمندان را بدیدن و شنیدن این برنامه جالب جلب می کنیم.

قابل ذکرمی باشد که این برنامه همزمان از صفحه فیسبوک تلویزیون مردم تحت آدرس زیر نیزپخش گردید:

Posted by Parsa Sorbi on Friday, January 17, 2020

https://www.facebook.com/mardomtv/?fref=ts

مهرداد ساغرچی میهمان تلویزیون مردم تی وی

لینک به منبع

***

مجاهدین خلق چه می‌کنند ؟ - از عراق تا آلبانیمجاهدین خلق: پایان سی سال حضور در عراق

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/چگونه-فرقه-ها-بوجود-می-آیند-و-رشد-میکنن-2/

چگونه فرقه ها بوجود می آیند و رشد میکنند ؟

مهرداد ساغرچی، کانون آوا، ششم مارس 2017:… در زمینه سیاسی آنچه که مسعود رجوی را از بقیه جدا میکرد کوتاه بینی شدید و احساساتی بودن و شدیدا کینه ای و عقده خود کم بینی و اتخاذ بدترین راه کارهای ممکنه ، هر کس که بااین مدعا مخالف است کافی است کارنامه موضع گیریهای سیاسی و خطی جناب رهبری عقیدتی فرقه را و بخصوص نتایج سی ساله … 

جابرزاده مرد و به مردۀ دیگری نیز تسلیت گفته شد!!اجابرزاده مرد و به مردۀ دیگری نیز تسلیت گفته شد!!ا

لینک به منبع

چگونه فرقه ها بوجود می آیند و رشد  میکنند ؟

به بهانه مرگ محمد علی جابرزاده انصاری از رهبران بی جانشین فرقه رجوی

مهرداد ساغرچی

 در چند ماه اخیر فرقه رجوی با سه رویداد مهم دست به گریبان بوده است.

اول< خروج کامل از عراق و اسکان همه اعضا اسیر در فرقه در آلبانی

دوم< خبر مرگ مسعود رجوی رهبری بی جانشین فرقه رجوی

سوم< مرگ محمد علی جابر زاده انصاری از رهبران و کادرهای بی جانشین فرقه رجوی

قبل از پرداختن به موضوع سوم یعنی مرگ جابرزاده ، باید یاد آور شد که خروج فرقه از عراق به مثابه نابودی استراتژی سی ساله فرقه مجاهدین که عراق را پایگاه خودش  برای پیاده کردن استراتژی جنگ و حمله نظامی میدانست این همان موتور محرکی بود که به نیروهای درمانده خودش در سه دهه، قدرت حرکت میداد و با پایان یافتن آن نهایتا شکست کاملااستراتژیکی وسیاسی و نهایتا  ایدئولوژیکی هویدا شد. مسیری که در آن خونهای بسیارریخته شدو دردهای بسیاری بر انسانهای بی شماری فارغ از هر تفکری وارد آمد. در چندماهگذشتهاصلی ترین درد فرقه رجوی  توجیه نیروها برای خروج از این تنگنای سیاسی و استراتژیکی بوده است واضح تر بگویم تلاش برای اینکه چگونه افرادی که سی سال برایشان دروغ و نیرنگ و تولید شده حال میخواهد توضیح بدهد که هر آنچه رهبری بی بدیل گفته بود باد هوا بود و رفت . در این تنگنا بود که با ضربه مهلک دیگر که شاید خارج محاسبات وتحلیل های تئوریسن های سازمان بودیعنیخبر مرگ مسعود رجوی رهبری فرقه بودمواجه شد.

تاکتیکی که بکار برده شده خیلی با کارهای گذشته این سازمان تفاوتی نداشت و آن عبارت بود از احمق تصور کردن نیروهای پایین دستی سازمان و دوم ناصداقتی و دروغ گویی که همان وسیله پیشبرد خطوط همیشگی سازمان بوده است، حال بنگرید که چگونه است که بعد مثلا چهل سال زندگی در سازمانی که افرادش به صورت حرفه ای در خدمت فرقه بوده اندحال نمیدانند که باید قبول کنند که رهبر مرده است یا نه آن یک مانورمنحرف کنندهذهن ها بوده است، اما آنچه مسلم است این تاکتیک همان ارثیه سیاه و زشت رهبر عقیدتی ست که بایدبرای رسیدن به هدف از هیچ رذالتی نباید کوتاهی نکرد.

راستی که چگونه فرقه میتوانست از این پاسخگویی بگریزد؟! که بگوید ما این سالیان شما را درعراق به امید اقای صدام حسین نگه داشته بودیم که شاید بتواند به فرقه اجازه حمله نظامیبدهد که آنرا هم با خود به گور بردند، حال این حرکت فرقه به زعم خودشان یا به خیال افرادی مثل جابر زاده یک تاکتیک رد گم کنی خوب خواهد بود که مساله مرگ مسعود رجویبتواند اذهان طلبکار و درمانده بازماندگان در آلبانی را قانع کند از یک سو بگوید رهبری بی بدیل خودش را بخاطر شما ها کشت که شما ها بتوانید اسوده به اروپا برسید و باید لیاقت اینفداکاری ! را داشته باشید و دوم اینکه دیگر آن آقای پر مدعا و متوهم نیست که شخصا پاسخ بدهد که در سرش چه میگذشته است در نتیجه طبق آخرین فتوای همسر رهبر فکر کردن بهگذشته و سوال کردن از قبل آلبانی و دوران عراق برای نیروهای اسیر حرام اعلام شود.

حال که فرقه فکر میکرد این سناریو بسیار ماهرانه است و با یک تیر چند نشان میزند با اعلام خبر مرگ مسعود انبوه ریزش نیرو در آلبانی شروع شد که حتی تصورش را هم نمیکردند، تا جاییکه مریم رجوی مجبور به سفر به آلبانی شد،برای مشخص کردن مرزهای سرخ جدید، یعنی اینکه یک نامه خیالی از همسر مرحومش تهیه و برای افراد خوانده که مباداکسی از سازمان برود و آلبانی همان اشرف است و راه تهران از تیرانا! میگذرد. اما غافل از اینکه دیگر این حنا پیش حتی خالص ترین نیروها هم رنگی ندارد، به راستی خبرهای خروج افرادی با سابقه سی سال در فرقه و آنهم بدون حتی یک ارتباط با خانواده بسی شگفت انگیز و غم انگیز است که چگونه میتوان زمان سی سال را برای این انسانها بازگرداند؟ هیچ راهی وجود ندارد و آنچه رفته باز نخواهد گشت اما قصه این غصه دراز را حتما نسلهای بعدی بهتر و بییشتر بازگو خواهند کرد. حال که مرگ رجوی به صورت واضح به نیروهاگفته نشده این سوال را پیش میاورد چرا و چگونه این فرقه در سالیان دراز میتوانند عمر کنند و چه دلایل و عناصری باعث رشد فرقه ها میشود؟ ایا میتوان گفت یک شخص همه چیزیک فرقه را تشکیل میدهد یا اینکه باید اهرمها و یا دستانی داشته باشد که ابزار پیش برد رهبران فرقه ها باشند؟

برای پاسخ به این سوال نگاهی به زندگی تشکیلاتی و سیاسی و شخصی مسعود رجوی نشان میدهد که او حقیقتا از توانانی خاصی برخودار نبوده است در هیچ زمینه ای به صورت مطلق. اگر در زمینه شخصی بگوییم با چند ازدواج و طلاق همچنین دست گذاشتن بر روی همسر یکی از نزدیکترین دوستانش میتوان گفت در این زمینه در بدترین رکوردهای آدمهای ممکن است که میتوان نام برد.

در زمینه تشکیلاتی هرگز یک کتاب یا جزوه یا نمونه ای نبوده که در تمام عمر تشکیلاتی خود نوشته باشد یا مجموعه ای از او مانده باشد که بتوان گفت او دارای یک حس رهبری کننده یا نبوغ منحصر به فردی باشد به جز اینکه همه کسانی او را می شناختند میدانستند حتی در زمینه پایه ای برای یک نیروی چریک که در دهه چهل یا پنجاه شناخته شده بوده هرگزبرجستگی نداشته و همه از او در زندان و تشکیلات به ضعیف بودن و به قولی کاکل کراواتی بودن که ربطی به تشکیلاتی که در آن عضو بوده است نداشته است،در نتیجه در زمینهتشکیلاتی هیچ نقطه برتری یا قوتی که نداشته هیچ که بسیار از هم دوره های خودش پایین تر و بی سوادتر از هر لحاظ بوده است، حال دیگر به داستانهای گریه اش در زندانها وقتی کهدر رای گیری برای ریاست انتخاب نشده یا برای لو دادن هم قطارانش در زندان زیاد اشاره نمیکنم ولی این داستانها را حتی میتوان با کمی دقت در خاطرات یاران خودش البته باتوجیهات رجوی پسند کاملا متوجه شد و دید و شنید. خاطرات زندان از زبان هم قطاران رجوی یکی از جالبترین اعترافات به همین ادعاهاست.

در زمینه سیاسی آنچه که مسعود رجوی را از بقیه جدا میکرد کوتاه بینی شدید و احساساتی بودن و شدیدا کینه ای و عقده خود کم بینی و اتخاذ بدترین راه کارهای ممکنه ، هر کس که بااین مدعا مخالف است کافی است کارنامه موضع گیریهای سیاسی و خطی جناب رهبری عقیدتی فرقه را و بخصوص نتایج سی ساله آنرا از فردای سی خرداد سال شصت مطالعه کند ودستاوردهای ایشان را بشمارد تا این گفته را بتواند در ترازوی قضاوت بگذارد.

البته نباید فراموش کرد پرونده مرحوم که در خارجه و انبوه کارهای گوهر بار ایشان از انقلاب دادن به زور عقیدتی کل سازمانش و تا موضع گیری اش در جنگ عراق علیه ایران وهمینطور انبوهی داستان سرایی دیگر از قدرتش در داخل و خارج کشور برای مصرف داخلی کادر هایش هم دستاوردی بی نظیر برای رهبری بی بدیل محسوب میشود.

حال سوال این است اگر این شخص که هیچ استعداد خاصی نداشته و کلی هم به نسبت سایرین در زمان خودش عقب مانده بوده چگونه افکار و خواسته هایش را پیش میبرده است.اینجاست که میخواهیم اشاره ای کوچک به نقش افرادی مثل محمد علی جابرزاده انصاری که در تشکیلات فرقه ها به ستون معروف هستند داشته باشیم.

محمد علی جابرزاده حدود هفت دهه زندگی کرد که اگر سنین کودکی و نوجوانی را کم کنیم میتوان گفت پنجاه سال از زندگی یعنی کل عمرش در تشکیلات فرقه بود.وقتی میگوییم پنجاهسال نه اینکه منظور این است که در این سالیان مشغول شخم زدن و سبزی کاری یا تعمیرات تانک بوده اند! اینجا دیگر صحبت از ستون است. ستون یعنی اگر نباشد خانه و امارت یا برپا نیست یا در حال ویرانی است. وقتی شما میبینید که در فرقه یک دو جین افراد جدید و بی سابقه تبدیل به مسولین میشوند و جلو دوربین قرار میگیرند معنی اش  آن نیست که ستونهایجدید کار گذاشته شده است معنی است که دکوراسیون تغییر کرده است یعنی وقتی فرقه میگوید شورای رهبری یا زنان رهبری کنند معنی آن این است که حال آن افراد دیگر کاراییدوربین ندارند و باید در پشت صحنه بمانند .از کسی یا کسانی مثل جابر زاده در فرقه کمتر از ده نفر میتوان نام برد.

حال برای اینکه همه این مطلب به سرانجامی برسد اشاره ای میکنم که از خیلی وقت پیش این سالیان  بر خلاف مسعود رجوی یا مریم رجوی که متوهم و خیالاتی بودند کسانی مثلجابرزاده هرگز متوهم نبودند و چنانچه همه کسانی که در فرقه بوده اند میدانند که سناریوی اصلی توسط این گونه افراد نوشته میشد و اگر جایی با مشکلی روبرو میشدند خودشان شخصاوارد میشدند مثلا برای نمونه مساله از بین بردن ارگان شورای مرکزی و سرکوب افراد قدیمی و وارد کردن کادرهای جدید و بخصوص زنان در رده فرماندهی تا قبل از آن شاخصصلاحیت نه جنسیت بود و نه وابستگی خانواده گی اما این طرح سرکوبی مخالفان درونی که به راحتی پیش نرفت با وارد شدن بحث سابقه و صلاحیت که میتوانستند هر کسی رابا هر سابقه ای  رد صلاحیت کنند و این تنها با وارد کسانی مثل جابر زاده ممکن بود به اینصورت  که برای مدتی خودشان به عنوان زیر دستی در یکانها برای دو یا سه ماه میآمدند و کلنیروها را تحت تاثیر قرار میدانند . برای مثال من یادم هست حتی در خیلی سالیان بعد از این داستانها روزی جابر زاده در یک نشست مقری آمده بود در میان افراد نشسته بود و نه درتریبون مسولین و بعد با اجازه گرفتن از کسی که جای نوه او محسوب میشد میخواست به زعم خودش سر سپاری خودش را به رهبری به این شکل به دیگران دیکته کند اما همه ازبرخورد مسول مربوطه نشست متوجه میشدند که او چگونه در مقابل جابر زاده و حرفهایش خشکش زده و کاری به جز تایید نمیتواند بکند.

البته که یک سنت وجود دارد که وقتی که کسی فوت کرد دیگر رفته است به قولی پشت سر مرده حرف زدن روا نیست اما در اینجا درباره کسی حرف میزنیم که نتیجه اعمالش فریبو به انحراف کشاندن انبوهی از جوانان نسلی سوخته شده ، کسی که متاسفانه فرصت نشد که در جای مناسب و وقت مناسب کرده ها و ناکرده هایی که خودشان به اسم رسالت انسان ناممیبردند پاسخ دهد. آری این گونه است که فرقه ها متولد میشوند و رشد میکنند یعنی با وجود افرادی خود باخته به شخص بالا دستی برای بدست اوردن موقعیت یا هر  چیز دیگری .

سناریوی مرگ رجوی پایان نیافته است، چراکه او میتوانست حال که نیروهایش در محل امنی در اروپا هستند خودش شخصا یا حداقل ویدئویی تماسی بگیرید و آنچه که در این سالیان بودهرا باز گوید و افرادش را از فرار از فرقه منصرف کند. وقتی که خبر مرگ خودش را به یکی از دشمنان قسم خورده ایران زمین میسپارد که بدهد شاید که به این فکر نکرده بود کهنتیجه ای در درون تشکیلات و همینطور ناظرین میگذارد،

مرگ جابرزاده نیز دردی دیگر بر مشکلات بی پایان فرقه ای در حال احتزار و مرگ است ، فرقه ای که در کارنامه اش به جز فحش و ناسزا به مخالفان و منتقدان و به جز دروغ وتقلب به نیروها و هوادارانش ندارد، فرقه ای که با میلیاردها پول بدست آورده از شریک سابقش به حیات خودش ادامه داده است نمیتواند جلوی روشن شدن حقایق رابگیرد. کسانی مثلجابرزاده که از اسرار درونی فرقه اطلاع داشته اند هرگز بی گناه نبودند و هرگز یک نیروی عادی نبوده اند و به رسالت خودشان تا آخرین روز حیات خودشان خیانت کرده اند. آنهامیتوانستند کنار بکشند میتوانستند در جایی به دقل و نیرنگ فرقه اعتراض کنند و یا لااقل مثل هم دوره ای خودش مهدی افتخاری تن به خواری ندهد و خودش را از بازی مستقیم آنهابیرون بکشد. جابرزاده ها در سازمان هنوز اندکی هستند و میتوانند درسی بگیرند و شاید که بتوانند چراغی روشن کنند که سایرین از گمراهی و دروغ فرقه نجات پیدا کنند.

مهرداد ساغرچی

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24804

چرا سازمان مجاهدین همیشه دشمن سازی میکند؟ 

 مهرداد ساغرچی، وبلاگ ساغرچی، بیست و هفتم آوریل ۲۰۱۶:… براستی علت موفق نشدن خطوط و استراتژی سازمان رجوی این بوده که چند نفر مقاله از آنچه بر آنهارفته است نوشته اند؟ آیا چند مصاحبه تلویزیونی و گفتن خاطراتی یا نظری باعث شده که رجوی به تهران نرسد؟ آخر این چه سازمان و اپوزیسیونی ست که با چند خط نوشته و یک مصاحبه در خطر شکست قرار گرفته است؟! آیا بیرون آمدن نفرات آزسازمان علت شکست … 

ایران افشاگر سایت مجاهدین خلق فرقه رجویعبدالله افغان: در توضیح وحشت رجوی از جداشدگان و افشاگری ها (از گراز و خوک و الاغ تا …)

لینک به منبع

چرا سازمان مجاهدین همیشه دشمن سازی میکند؟

مطلب حاضر در پاسخ به هزاران سند و نوشته و سخنرانی و اطلاعیه و جوابیه و افشاییه و ردیه و صدها روش دیگر سازمان مجاهدین یا بهتر بگویم سازمان  رجوی ها نگاشته میشود.

به راستی اگر نگاهی به آنچه سازمان رجوی درسه دهه گذشته یعنی  از سال پنجاه و هفت تا کنون انجام داده، بیندازیم و بخواهیم آنچه  را که درباره دشمنان خیالی توسط سازمان رجوی انجام شده تبدیل به یک سند بکنیم  حدودا دوازده هزار صفحه ای خواهد شد.اگر سی و چهار سال گذشته در نظر بگیرم کمتر روزی بوده ست که رجوی درباره دشمنانش مطلبی نگفته باشد.براستی آیا واقعیت سیاسی و تاریخی چنین بوده است که آنطور که این باند جنایتکار حاکم بر سازمان مجاهدین ادعا میکند ابر و باد و مه خورشید در کار بوده اند که دمار از روزگار این سازمان درآورند؟؟!!! وآیا این سازمان آنچنان که رجوی در تمام سخنرانی های خود بدون اغراق در تمام سخنرانی ها و موضع گیریهایش و همینطور اطلاعیه هایش علت نرسیدن به آمال و آرزوهایش را دیگران میداند و این را به شنونده خودش که اعضا و هوادارانشان هستند القا میکند.

به راستی آگر چنین بود چرا باید رجوی برای دیگران پرونده سازی بکند و چرا باید دستگاه عظیم تبلیغاتی خودش تمام شبانه روز وقف پاسخ به انتقادات یا ضعفهای سازمان بشود کما اینکه از ابتدای انقلاب همیشه حتی در جدیدترین موضع گیریهایشان مشکلات را به گردن دیگران میاندازند،

به چند نمونه توجه کنید:

مجاهدین تمامی دلایل  به قدرت نرسیدن خودشان در ابتدای سال پنجاه و هشت تا سال شصت و دو را به گردن دیگر گروه ها مثل فدایی ها و چپ ها و فرقان و کلا هر گروه سیاسی دیگری که متحد عینی مجاهدین نبود میاندازند، فارغ از اینکه هیچگاه به این اعتراف نکردند که اگر اعلام مبارزه مسلحانه نکرده بودند خیلی زودتر از آنچه که تحلیل رجوی بود پروسه سیاسی تغییر در ایران آغاز میشد ومیتوان گفت بعد از سال شصت و هشت بی تردید کمتر از یک دهه همه چیز به سمت یک دموکراسی بدون خونریزی پیش میرفت .البته که منظور رجوی همیشه رسیدن بی چون و چرا به رهبری انقلاب و کشوری بزرگ مثل ایران بوده که بتواند بی هیچ سوالی بر مسند حکومت بنشیند. بعداز سال ۶۴ و چهار وبه گل نشستن استراتژی مبارزه مسلحانه نیز بهانه اینکه نتواسته به قدرت برسد را جنگ و سایر گروهها و بعدش هم کسانیکه او را همراهی نکردند که در درون سازمان آنچه انقلاب ایدئولوژی نامید را مسئول نرسیدن حاج مسعود به تهران دانستند. راستی اگر روزی به آنچه که خودشان اعتقاد دارند یعنی پاسخ دادن به تاریخ و خدایشان چه خواهند گفت.

براستی علت موفق نشدن خطوط و استراتژی سازمان رجوی این بوده که چند نفر مقاله از آنچه بر آنهارفته است نوشته اند؟ آیا چند مصاحبه تلویزیونی و گفتن خاطراتی یا نظری باعث شده که رجوی به تهران نرسد؟ آخر این چه سازمان و اپوزسیونی ست که با چند خط نوشته و یک مصاحبه در خطر شکست قرار گرفته است؟! آیا بیرون آمدن نفرات آزسازمان علت شکست تمام تحلیلهای حاج مسعود بوده است؟ واقعا مجاهدین به هیچ چیزی اصلا اعتقاد دارند؟ من فکر میکنم که حتی اگر به کمترین اصول اخلاقی و انسانی متعقد بودند میفهمیدند این نتیجه آنچه که کرده اند میباشد. چه خانواده و چه انسانهایی را که تمام آمال و آروزهایشان را به خاک سپردند و چه تهمتها و چه پرونده سازی و چه آبروریزیهای بی پایانی که نتیجه آن هم نمیتواند و نباید سربلندی و پیروزی باشد و به قول خودشان این همه بلا که دیدند تازه از نتایج سحر است امکان ندارد این حجم از نامردی و نامردمی و حق خوری در پرونده تشکیلاتی و سیاسی سازمانی باشد و نتیجه اش پیشرفت و ترقی  باشد.

راستی تا به حال شنیده اید که سازمانی برای مخالفان سیاسی اش وکیل و کارمند و بازنشسته و نظامی سابق و وکیل و مال خلاصه بسیاری از خلاف کارهای حرفه ای را استخدام کند و با آنها به جان نفرات منتقد خودش بیفتد؟! اینهم برگ دیگری از کثافت کاریهای تاریخ سازمان مجاهدین خواهد ماند که حتما این پرونده نیز رو خواهد شدو آن وقت است که روسیاهی بی پایان بر روی نام و یاد این سازمان با رهبری اش خواهد ماند. راستی این مجاهدین چه بر سر خانواده های اعضای خودشان آوردند. این است رسم و شیوه مردم داری و نتیجه قدردانی از نیروهایی که تمام عمر و زندگی خودشان را در راه نام سازمان و رهبریش گذاشتند و حالا اعضا ی بیچاره را مجبور به فحاشی و سنگ پرانی به خانواده و عزیزان خودشان کردند و راستی چرا این تفکر این اجازه را به انسانها میدهد که تمام ارزشها و معیارهای موجود را در جامعه به چالش بکشد؟ آری ایدئولوژی مرگبار و خونین این فرقه ها که براساس برداشت های وحشیانه از دین و عقیده پایه گرفته است این حق را میدهد که رهبری جای خودش را به نمایندگی خدا بنشاند تا بتواند انسانها رامسخ کند و هر آنچه میخواهد حکم براند.

سخنی هم با کسانی که فکر میکنند مجاهدین درحال مبارزه با رژیم هستند میتوانند نگاهی به روزنامه ها و سخنرانی ها و موضع گیریهای افراد یا جناح های مخالف در درون نظام بیندازند و ببینند هزار برابر فحش و توهین های تو خالی مجاهدین به رژیم ، بسا فراتر از تمام کسانی که قلم میزنندو ادعای مخالفت و اپوزسیون  دارند حرف میزنند و مطلب میگویند و بهای آنرا نیز میپردازند. دفتر مجاهدین بعد از مرگ صدام بسته شده است و  آنچه مانده است تلاشی ست برای ثبت نام خوب و یاد خوب از خودشان است غافل از اینکه تمام کسانی که زنده میمانندو سخن خواهند گفت درباره مجاهدین از هیچ یک از پرونده های سیاه مجاهدین نخواهند گذشت، آنچه مجاهدین با ایرانیان، حال میخواهد هوادار یا عضو سابق یا مخالف و یا مجاهدین احساس خوبی نسبت با آنها نداشته اند، در  خارج کشور چه کرده اند؟ واقعا خجالت آور و سیاه است و کافی است مقایسه کنیم با سایر ملیتها که در اروپا هستند و وقتی یک هموطن خود را میبینند چگونه کمک میکنند و مجاهدین هم از امکاناتشان چگونه استفاده میکنند، بیان در این باره بی فایده است فقط باید گفت که در این زمینه نیز پرونده مجاهدین افتضاح است و سخن در این باره را به مقاله بعدی میسپاریم.

مهرداد ساغرچی

آلمان .۲۶.۰۴.۲۰۱

(پایان)

مهرداد ساغرچی میهمان تلویزیون مردم تی وی
***

سایت رسمی مزدور فراری مسعود رجویی احسان بیدی: ایستادگی ما، پاسخی به جیغ های بنفش مسعودرجوی

مهندس میثمی: مسعود رجوی کجاست؟ مسعود رجوی امروز هم آنجاست که پرسش‌ها را پاسخ نگوید

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=23078

مبارزه، خشونت ، مجاهدین ، ایدئولوژی، مرگ 

مهرداد ساغرچی، کانون آوا، دوازدهم ژانویه ۲۰۱۶:… درخاورمیانه سازمان مجاهدین یکی از قدیمی ترین سازمانهای ایدوئولوژیک و مذهبی و رادیکال منطقه بوده است. سازمانی که از سی سال پیش باین سو فقط با شعار جنگ و مبارزه مسلحانه و عملیات نظامی توانسته به حیات خودش ادامه دهد البته با حمایتهای گسترده حکومتهای ضد ایرانی و ایدئولوگ منطقه توانسته بماند، وگرنه این سازمان نه در هرگز در سیاست و خط …

لینک به منبع

مبارزه، خشونت ، مجاهدین ، ایدئولوژی، مرگ

با تبریک سال نو مسیحی به همه دوستان و خوانندگان و همینطور به مسیحیان دنیا و بخصوص مسیحیان ایران

سال ۲۰۱۵ سالی بود که از هر نظر میتوان آنرا سرفصل برای غروب و افول ایدئولوژیها و همینطور سرآغازی جدیدی از تغییر بزرگ در کره خاکی بود. شاید در نگاه اول جنگ ها و مهاجرتهای اجباری و همینطور آوارگی و ویرانی که در اخبار و تصاویر روزانه بود بسیار ناامید کننده و ناراحت کننده به نظر میرسید اما در پس این جدال خونین که در تصویرهای تلویزیون و رسانه ها دیده شد نوید دیگری بود. نویدی که مردم دنیادر اقصی نقاط دنیا با واکنش خود نشان دادند که انسان امروزی دیگر خشونت و افکار انحرافی درهر نام و نشان و با هر ایدئولوژی که باشد نمیپذیرند. درخاورمیانه جنگی نیابتی مذهبی که با پشتیبانی حکومتهای ایدئولوگ منطقه بخصوص عربستان سعودی و کشورهای حاشیه خلیج فارس و همینطور جنگ شیعه و سنی از طرف ایران و عربستان به اوج خود رسید. آتشی که هم اکنون شعله های آن کم کم به بانیان آن نزدیک میشود. حال دیگر مفهوم مبارزه برای افراد معمولی معنای دیگری پیدا کرده است. مهاجرت مردم جنگزده سوری و عراقی وافغانی و برخی کشورهای آفریقایی از یک سو نشان داد که این جمعیت کثیر خواهان هیچ گونه جنگ با هر نام و ایدئولوژی نیستند. از سوی دیگر با پذیرش ملیونی مهاجران در کشورهای اروپایی بخصوص آلمان ، مردم جهان غرب نشان دادند که در هنگام مصیبت و سختی در کنار هم نوعانخودشانهستند فارغ از هر گونه نژاد و رنگ و مذهب ، و این برگ زرینی از صفحه تاریخ آنها خواهد بود که دراین روزها به مردم آواره خوش آمد گفتند . در این سوی زمین یعنی در اروپا نیز مردم بهای خشونت و افکار انحرافی خشونت آمیز را دادند و بانیان ایدئولوژی مرگ و نابودی با به خاک وخون کشیدن مردم کوچه و خیابان ، نشان دادند که هیچ اشتراکی با تمدن و انسانیت ندارند و آنچه در اعماق پلیدشان هست فقط نابودی و قدرت طلبی و واپس گرایی است، و البته که مردم فرانسه و کل اروپا و جهان با واکنش های خود نشان دادند که آنچه که تاکنون برای رسیدن به دموکراسی و جهان آزاد پرداخت کرده اند ، را پاس میدارند و هرگز قدمی در مقابل جانوارانی با تفکر داعش و حامیانشان ، کوتاه نخواهند آمد. همچنین در بزرگداشت های مختلف با هر آنچه که بوی مرگ و خشونت میدهد مخالفت خود را اعلام کردند، اما این همه دستاورد که با خونهای بسیار و رنج ها و آواره گی های بسیار بدست آمده حتما که در آینده بیشتر نمایان خواهد شد. روزی که تمام مردم کشورهای خاورمیانه یک صدا خواهند گفت که ما نمیخواهیم به هیچ کشوری ایدئولوژی صادر کنیم ونمیخواهیم همنوعان خود را به خاطر اعتقادات مذهبی ویا ملیت متفاوت سرکوب کنیم. آن روزها دور نیست. درخاورمیانه سازمان مجاهدین یکی از قدیمی ترین سازمانهای ایدوئولوژیک و مذهبی و رادیکال منطقه بوده است. سازمانی که از سی سال پیش باین سو فقط با شعار جنگ و مبارزه مسلحانه و عملیات نظامی توانسته به حیات خودش ادامه دهد البته با حمایتهای گسترده حکومتهای ضد ایرانی و ایدئولوگ منطقه توانسته بماند، وگرنه این سازمان نه در هرگز در سیاست و خط مشی و اصول حرکت سیاسی ذره ای درست حرکت کرده و نه توانایی و هوش چنین چیزی در رهبری و تشکیلات این سازمان بوده است. تمامی صحنه های خودش را با عملیات انتحاری ویا مسلحانه و با تبلیغات دروغ بی پایان و همینطور بر پایه موقعیت های ناپایدار منطقه ای که ناشی از سیاستهای اشتباه طرفهای درگیر منطقه مثل جنگ ایران و عراق و یا جنگ افغانستان و یا پروژه اتمی ایران و تحریمهای بین المللی علیه ایران و همینطور آشوبهای منطقه ای مثل سوریه و عراق باعث شده بود که از این شکافهای استفاده های بسیار فرصت طلبانه برای رهبری مجاهدین ایجاد شود وبه این بهانه که هر لحظه میتواند آلترناتیوی دموکراتیک!!در ایران باشد با قدرتهای مختلف بازی قایم موشک انجام داد. اما ظهور داعش با حمایت های غیر مستقیم برخی کشورهای عربی و همینطور برخی جناحهای جنگ طلب بین الملی باعث شد که همه چیز از پرده برون افتد. حال با وجود بیش از سی سازمان تروریستی اسلامی در نقاط مختلف جهان دیگر هیچ کشوری حاضر نیست که از این افکار و اعمال که حتی در حیوانات هم وجود ندارد حمایت کند، لاجرم مجاهدین تمام محاسبات سی ساله شان مبنی بر خاک همجوار ایران برای عملیات نظامی شان نقش بر آب شد، حال بعد از تنش ها بین عربستان و ایران بیشتر به این تعیین تلکیف گروههای مثل مجاهدین نزدیک میشویم، مجاهدین درسالیان اخیر اثبات کردند بدون عراق و ماندن در آن هیچ امیدی به ادامه نشان دادن خود نداشته اند و تا توانسته اند با پرداخت خون از بدنه سازمان برای ماندن و مجدد مسلح شدن در عراق تلاش کرده اند، اما دیگر چنین چیزی غیر ممکن شده است با صحبتهایی که در بالا داشتیم باید گفت سال ۲۰۱۶ پایان حضور بیش از دو دهه مجاهدین در عراق خواهد بود و با خارج شدن مجاهدین از عراق یکی از طرفهای پر و پا قرص ایدئولوژی خشونت از صحنه دور خواهد شد و از طرف دیگر با سیاست غرب در قبال ایران برای مصالحه و گفتگو بر سر مساله هسته ای میرود که حامیان جدی و اصلی تروریست و خشونت در بیست سال گذشته دستهایشان رو شود و بر خلاف ادعای مجاهدین که البته با پشتیبانی نامحسوس سعودی ها که تا توانستند تمام گناه تروریست ها و حامیانشان را بر گردن ایران بیندازند حال میبینیم مشخص میشود تمامی آنچه که در تبلیغات سعی بر پوشاندن آن بود این که هر آنچه که در دنیا اتفاق افتاده و ابعاد جهانی پیدا کرده از حادثه یازده سپتامبر تا اتفاقات پاریس و همینطور نابودی تقریبی کشور سوریه و عراق جنگی نیابتی از سوی سعودی ها بوده و تاکنون هم با هزینه های کلان توانسته اند این را در افکار جهانی ثبت کنند اما به نظر میرسد دیگر شواهد بیش از آن است که بتوان با پول آنرا پوشاند. اگر از یکسری شعارهای ایران و آنچه جنبه استفاده تبلیغاتی داخلی دارد بگذریم نقش ایران بسا کوچکتر و کم رنگ تر از آن بوده است که تا به حال به نمایش گذاشته شده است. البته سیاستها غلط دولتهای وقت در ایران نیز به این ابهامات کمک فراوان کرده بخصوص در هشت سال گذشته، اما حال باید گفت بی تردید سال جدید میلادی بسیاری از مسائلی که سالیان در ابهام بوده است نمایان میشود دراین راستا جدا شدگان مجاهدین که کوله بار سنگین رنج و درد سالیان را در کارنامه خود دارند نیز با قلم و سخن خود همچنان روشنگری خواهند کرد . جداشدگان از سازمان در هر کانون یا سایتی رسالت خودشان که همانا دفاع از حقوق اولیه بشر و بخصوص خانواده های اسرای در دست مجاهدین و همینطور اسرای در دست سازمان هست و همینطور گفتن حقایق برای نسل جدید ، وظیفه انسانی و اخلاقی خود را انجام خواهند داد،

کانون آوا نیز با تلاش مستمر در رساندن اخبار و گزارشات و انعکاس نظرات همه کسانی که در این راستا فعالیت میکنند به وظیفه خود ادامه خواهد داد ودست همه کسانی را که در این زمینه کمکی کنند میفشارد

(پایان)

مهرداد ساغرچی میهمان تلویزیون مردم تی وی

***

Families Mohajedin Khalq Camp Liberty sep 2015


https://youtu.be/Nl0Sz5jlimM

همچنین: