موج سواریی که مجاهدین خلق (فرقه رجوی) را غرق خواهد کرد؛ پز عالی و جیب خالی باند رجوی

موج سواریی که مجاهدین خلق (فرقه رجوی) را غرق خواهد کرد؛ پز عالی و جیب خالی باند رجوی

مسعود رجوی در حال مبارزهایران دیدبان، بیست و دوم آوریل 2014: … مجاهدین با خود می‌اندیشند که چرا وقتی مسعود رجوی از جوانان تهران می خواهد که مراقب زندانیان زندانهای ایران باشند (اشاره به پیام مرداد 89 رجوی که از روز گذشته بارها در سیما و سایتهای مجاهدین منعکس شده است)، و اگردر تهران کسی هست که مخاطب رجوی قرار گیرد و از وی حرف شنوی دارد، ‌چرا او نمی‌خواهد که جوانان ایران فکری به حال زندانیان زندان لیبرتی بکنند …

مسعود رجوی در حال مبارزهدون کیشوتِ مجاهدین و آسیاب های بادی

مسعود رجوی شیر همیشه بیداردلایل مبسوطی دال بر خود شیفتگی(نارسیس) و روان‌پریشی(سایکوتیک) مزمن در مسعود و مریم رجوی

لینک به منبع

موج سواریی که مجاهدین خلق (فرقه رجوی) را غرق خواهد کرد؛

پز عالی و جیب خالی باند رجوی

رهبری گروه تروریستی مجاهدین که بی خبر نیست اهداف کسانی که مقدمات و اسباب درگیری در زندان اوین را ایجاد کردند، با اهداف این گروه در بنیاد اختلاف دارد، بدجوری تکاپو می کند که قضیه را به نفع خودش تمام کند و ماجرا را به زندانی سیاسی و زندانی سیاسی را به خود ربط دهد و تلاش دارد که بهای سواری دادن چندعضو زندانی این گروه را به سازمان دهندگان پشت پرده درگیری در اوین که با این نوع از «تعامل گرم» در پی انتقال «پیامی» به دولت جدید بودند را با موج سواری بر روی این قضیه بگیرد که در تبلیغات و برنامه های فوق العاده و ویژه این گروه نمود پیدا کرده است. تلاش و تقلایی که ظاهرش افتادن از هول حلیم در دیگ است، اما واقعیت همان است که عرض شد.

اما رهبری مجاهدین از یک نکته غافل است و مثل همیشه فقط نوک دماغش را می‌بیند و آن این که کسانی که این دعوا و درگیری و موج پس از آن را به راه انداخته اند نه قصد شورش دارند و نه مانند مجاهدین ماجراجویند، اهداف دیگری دارند که بر اساس آن یکی دو هفته ی دیگر، این ماجرا فروکش خواهد کرد و آن وقت رجوی می‌ماند و نتیجه معکوس شانتاژی که به راه انداخته است، نه از میان این ماجرا شورش اجتماعی و شورش زندانیان در می آید و نه کسی در جهان به چند عضو این گروه تروریستی دسته گل خواهد داد تا نام رهبری این گروه هم مطرح شود، آرزویی که رهبری مجاهدین خواب آن را می بیند.

از قضا تلاش رهبری مجاهدین برای موج سواری بر روی این ماجرا و دخالت در آن از طریق تبلیغاتی که با هدف قائل شدن نقشی برای اعضای این گروه و القای نقش محوری مجاهدین آغاز کرده است، به اتمام پیش از موعد وعملی نشدن اهداف طراحان اصلی این ماجرا کمک خواهد کرد، از آن جا که برخلاف پروپاگاندای موجود، به طور کلی از اصل ماجرا مشروعیت‌زدایی می کند!

اطلاعیه های متعدد مجاهدین در این باره، به ویژه مخاطب قرار دادن کمیسر حقوق بشر سازمان ملل از سوی این گروه، نشانه دهان باز رهبری گروه تروریستی مجاهدین برای بلعیدن چنین شرایطی است که هم طراحان اصلی این ماجرا را پشیمان می کند و هم به اروپایی ها و سایر دست اندرکاران هشدار می‌دهد که اقدامات نسنجیده و موضع گیریهای غیرمطلعانه شان، می تواند مورد بهره برداری یک گروه تروریستی قرار گیرد و عملاً منافع تشکیلاتی آنها را تأمین نماید، نتیجه ای که تا کنون معلوم شده است آنان نیز از آن پرهیز دارند و لذا دیری نخواهد پایید که مدعیان این ماجرا وجه همت خود را بر این قرار دهند که از همسویی با مجاهدین برائت جویند و یا صراحتاً علیه موج سواری رهبری گروه تروریستی مجاهدین موضع گیری کنند.

اما تبلیغات تولید شده در پروژه موج سواری، به خصوص آن قسمتش که مصرف داخلی دارد یک تعارض عجیب درون تشکیلات رجوی و یک تناقض لاینحل در ذهن تک تک اعضای مجاهدین به وجود می آورد. به این دلیل که تبلیغاتچی‌های فریبکار مجاهدین که حتی گاهی از اظهارات مقامات ایران استفاده می‌کنند تا کارهای نکرده ای را به خود نسبت دهند و مثلاً قطعنامه اروپا را به خود بچسبانند و اینگونه القا کنند که کار مریم رجوی بوده است، هم زمان تخم تردید در توانایی های نداشته رهبری مجاهدین را در ذهن و روان نیروهای سردرگم و فلاکت زده می کارند. نیروها از خود می پرسند که اگر رهبری مجاهدین اینقدر توان دارد که پارلمان و اتحادیه اروپا و کنگره آمریکا را علیه ایران بسیج کند، چرا فکری به حال آن بیچارگان نمی کند که آنها را از آوارگی نجات داده و به یکی از کشورهای خوش و آب و هوای اروپایی نمی فرستد؟!

اعضای محصور در تشکیلات مجاهدین با خود می‌اندیشند که چرا وقتی مسعود رجوی از جوانان تهران می خواهد که مراقب زندانیان زندانهای ایران باشند (اشاره به پیام مرداد 89 رجوی که از روز گذشته بارها در سیما و سایتهای مجاهدین منعکس شده است)، و اگردر تهران کسی هست که مخاطب رجوی قرار گیرد و از وی حرف شنوی دارد، ‌چرا او نمی‌خواهد که جوانان ایران فکری به حال زندانیان زندان لیبرتی بکنند و آنها را نجات دهند؟!

از همه مهمتر این که رهبری مجاهدین خودشان بهتر می دانند که در هیچیک از این تحولات نقشی نداشته اند و این راه تناقضات بسیار بیشتری را به طور خودکار باز می کند و تبعات منفی آن به مراتب بیشتر از بهره ای است که از شلوغ بازی تبلیغاتی می‌برند؛ حکایت رهبری مجاهدین حکایت مثل معروف «پزعالی با جیب خالی است.»

آینده مجاهدین خلق پس از عراق


(Rajavi from Saddam to AIPAC)

همچنین:

وعده سرنگونی، این بار از زبان رودی جولیانی

حجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، هفدهم آوریل 2014: … به‌هرحال بنظر میرسد دیگر وعده وعید های سرنگونی رژیم که بیش از سه دهه آذین بند پیام های رجوی بوده، کارآیی خود را برای اعضای مجاهدین بویژه ساکنان لیبرتی از دست داده است و وضع آنقدر خراب است که رهبری مجاهدین دست به دامن فعال ترین حامی استیجاری خود یعنی آقای

مرغ فرقه تروریستی مجاهدین فقط یک پا دارد؛ تناقض، جوهره اصلی تحلیل های رجوی

کمپ اشرف سپتامبر 2013-1ایران دیدبان، دهم آوریل 2014: … امروز که سی و سه سال از عمر جمهوری اسلامی می گذرد و بحرانهای زیادی را پشت سرگذاشته و به رغم تحلیل های صد من یک غاز رجوی در مورد جنگ جناحی و شقه شدن حاکمیت و بحران فروپاشی، با وجود تناقض آشکار وجه دیگری از مواضع مجاهدین مبنی بر ابعاد تأثیرجمهور

مجاهدین خلق (فرقه رجوی) تنها حامی گروه تروریستی جیش العدل

مسعود و مریم رجوی و جیش العدل ترویستهای اسرائیلیحجت سیداسماعیلی، عضو پیشین شورای مرکزی مجاهدین خلق، ایران دیدبان، هشتم آوریل 2014: … دو عمل متضاد محکومیت این اقدام از سوی مردم استان سیستان و بلوچستان و حمایت گروه تروریستی مجاهدین از آن است، چرا که تنها گروهی که رسما و

مجاهدین خلق (فرقه رجوی) و سال ۹۲ در یک نگاه؛ سالی که بی آبرویی رجوی به امضای دوست و دشمن رسید

کمپ اشرف سپتامبر 2013-1ایران دیدبان، بیست و نهم مارس 2014: …  در قضیه اشرف و تخلیه ذلیلانه آن که رهبری مجاهدین می‌خواست با نسق گرفتن از اعضای بدبخت و دربندش از طریق اعتصاب غذا، حقارت رجوی را بپوشاند، معلوم شد که این دار و دسته جز زبان زور نمی‌فهمند و مقابل زبان حق و قانون طلبکارتر شده و بیشتر هار